<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Sabi gol</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Sabigol</link>
        <description>دیگر حرفی برای گفتن نیست...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-22 06:45:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/400/avatar/KrwqsC.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Sabi gol</title>
            <link>https://virgool.io/@Sabigol</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شاید بشه آخرین پست</title>
                <link>https://virgool.io/@Sabigol/%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B4%D9%87-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-j6h6f02t8peg</link>
                <description>تزم شروع شد ...رفتم آزمایشگاه و اول با ساخت یه نانوکلات ساده شروع کردم که داخل آب حل نمیشد اما آهن رو داخل آب آزاد میکرد و برای مصرف خاکی اینن کود مناسب بود اما باز اینجا مشکل پ هاش خاک بود که باید رفع میشد....مرحله 1- روی هیتر در حال هم خوردن و حرارت دیدن :)مرحله 2- اضافه کردن آهنمرحله 3- بعد از خشک شدنبعد از شستشو و خشک شدن این شکلی میشه:) کاملا پودری... (البته عکس سومی مربوط به یه نانوکلات دیگه س... و کودی که مربوط به عکس اول و دوم هست پودرش نارنجی تر هست..)از نمونه های اگزالات و EDTA و نانوذره عکس ها رو میگذارم... تغییر رنگ اون ها رو ببینید... البته نانوذره م عکس زیادی ازش پیدا نکردم.. خب اول بهتره بریم عکسای ادت آ رو ببینیم... توی آزمایشگاه رشته خودم شروع کردم به ساخت محلول های مورد نیازم و تقریبا از 7 و نیم صبح که کارمو شروع میکردم و گاهی هم 7... بنده خدا مسئول آزمایشگاه بخاطر من زودتر میومد... زمانی که من کارمو انجام میدادم... بچه های دیگه م بودن اما 8 میومدن... اما من چون کارای شیمیایی تزم زیاد بود خروس خون توی آزمایشگاه بودم... کلا یسری ظرف توی آزمایشگاه دس من بود و فقط من ازشون استفاده میکردم..طبق عادت آخر وقت روز قبل ظرفامو قشنگ میشستم و بعد آب مقطر میزدمو میزاشتم به طور طبیعی توی کمدم خشک بشه و برای شروع کار روز بعد آماده باشه...اول صبح محلول سازی بود و بعدم ساخت نمونه... تنها کسی بودم که محلول کاریمو خودم میساختم نه مسئول آزمایشگاه.. در واقع کارم این رو ایجاب میکرد که خودم محلولامو آماده کنم.. بقیه بچه ها هم خودشون محلولاشون رو اماده میکردن اما فرق کار من با بقیه این بود که محاسبات دس خودم بود و از قبل حساب میکردم چند گرم با چند سی سی آب یا آمونیاک یا هر چیز ذیگه ای... خب ادت آ از زرد به قرمز میرسه و تغییر رنگ میده... تغییر شیمیایی قشنگیه... محلول EDTAبعد از اضافه کردن آهناین رنگ قرمز محلول نهاییه...پتاسیم اگزالات یه نمونه پودری سبز رنگه که با قرارگیری توی یخ به حالت پودر در میاد یا با سرد شدن توی دمای محیط... یکم فرایندش متفاوته اما جالب ... یه روز تا آخر وقت توی آزمایشگاه موندم تقریبا 6 عصر...تنها بودم اما باید نمونه هامو آماده میکردم... و مشکل این بود من دانشجوی رشته دیگه ای بودم و کلید آزمایشگاه بهم نمی دادن... اون اوایل خیلی سخت بود... با حرف زدن استادم با مسئول آزمایشگاه و دیدن عملکرد کاری من توی اون چند ماهه که باهاشون کار میکردم بلاخره بهم کلیدو دادن... شروع کردم به ساخت نمونه... تغییر رنگ رو ببینید..محلول اگزالاتبعد از اضافه کردن محلول آهنهمین محلول رو بعد از خنک شدن داخل یخ گذاشتم تا ناخالصی های اونو هم بگیرم...و از یه طرفم نمونه م رو به صورت پودری بگذارم خشک بشه و داشته باشمش... نمونه نانوذره رو عکساشو پیدا نکردم فقط همین یه عکسه از روند ساختش که اونم قبل از شستشوی محلول هست :)) و خشک کردن نمونه و پودری شدنش...قبل از شستشو و خشک کردن نمونهفک میکنم بهتره این نوشته ها رو در همینجا تموم کنم...این روزا بی نهایت سرم شلوغه و برای همین با تاخیر بسیار زیادی این پست رو نوشتم...پست های بعدی م مطمئنا هر زمان نوشته بشن موضوعات دیگه رو در برخواهند داشت... روزای خوبی بود هم گریه کردم هم حرص خوردم هم خندیدم هم حرص خوردم هم درس یاد گرفتم...بهتون توصیه میکنم درس رو با آرامش دنبال کنید نه حرص... هر جایی کارتون خراب شد نگران نباشید... دوباره از اول شروع کنین... نگران محدودیت زمان هستین میدونم اما بلاخره یجوری درس میشه... همیشه توی بعضی کارا عوامل محیطی خیلی تاثیر دارن و من خیلی بخاطر این عوامل کارم هر دفعه عقب افتاد اما بلاخره تموم شد... خیلی اوقات از فشار کار و بعد از بین رفتن نمونه هامو نداشتن ماده گریه کردم اما هیچی نشد... فقط آروم شدم و اون فشار کاره از روی من برداشته شد و باز دوباره روز از نو و دوباره تلنبار شدن اون  نگرانی ها....با آرامش کاراتون رو توی هر رشته ای که هستین دنبال کنید... سعی کنید نگران نباشید..موفق و پیروز باشید...</description>
                <category>Sabi gol</category>
                <author>Sabi gol</author>
                <pubDate>Fri, 27 Jul 2018 11:02:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شروع تحقیقات</title>
                <link>https://virgool.io/@Sabigol/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA-idoxrmnrnzop</link>
                <description>ترم اول قبل از اینکه موضوع تزم مشخص بشه یه واحد سمینار داشتم که یا باید عملی یه تحقیق انجام میدادمو نتایج رو به صورت یه گزارش کوتاه در یه نشریه به چاپ میرسوندم یا میرفتم با دانشجوهای ترم بالایی داخل آزمایشگاه کمک میکردم و یه گزارشکار در آخر ترم به استاد اون درس ارائه میدادم (این کار بخاطر یادگیری آزمایشات رشته مون بود.. معمولا بچه ها با روند انجام آزمایشات در دوره کارشناسی آشناییت نداشتن خیلی کم پیش میامد که آزمایشات رو بلد باشن..)خوب از اونجایی که من همیشه دنبال بهتر بودن بودم و بهتر انجام دادن یه کار و تلاش بیشتر... پس انتخاب کردم یه رویو از مقالات چاپ کنم (که البته انجام نشد) ولی به صورت یه ارائه خیلی خوب در قالب یه پاور سر کلاس ارائه شد.. این کار که به این صورت ارایه شد قرار بود کار تز من باشه...اثر آب مغناطیسی روی رشد گیاهان... موضوع جالبی بود خیلی تحقیق روی اون انجام دادم و حتی نحوه محاسبه میدان مغناطیسی و حتی ساخت دستگاه نمونه رو هم پیدا کردم اما از اونجایی که وقتی به گروه فیزیک جهت حرف زدن با یکی از اساتید که تنها استاد گروه فیزیک بود که روی موضوعات مغناطیس کار میکرد مراجعه کردم و ایشون به دلیل ادامه تحصیل در مقطع دکتری حضور نداشتن من مجبور شدم تزمو به نانوذرات و نانو کودها تغییر بدم... برای این که از محاسبات اطمینان داشته باشم نیاز به یه مشاور در رشته فیزیک در گرایش مغناطیس داشتم... البته نمی دونم گرایش رو درست نوشتم یا نه... از این جهت بر من خرده نگیرید دوستان فیزیک دوست...تا اینجا موضوع تزم تغییر کرد و رفت به سمت نانوذرات و نانوکودها.. گروه شیمی... تحقیقات از اول شروع شد... توی این مدت (فاصله بین دو ترم) یکار تحقیقاتی کوچولوی دیگه هم طی سه هفته انجام دادم که سرانجام اون چاپ یه مقاله شد... با شروع ترم جدید سر از آزمایشگاه شیمی تجزیه دانشکده علوم تحت راهنمایی یکی از اساتید فعال گروه شیمی درآوردم... (چیزی حدود 4 سال پیش)دنبال عکس کارهام خیلی گشتم که داخل پست قرار بدم اما متاسفانه هنوز پیداشون نکردم برای همین این پست هم بدین صورت نوشته شد... خاطره وار... انشاالله پست بعدی همراه با عکس هست.. و باز هم خاطره وار تا برسم به مطالعاتی که الان دارم انجام میدم... :)موفق و پیروز باشید</description>
                <category>Sabi gol</category>
                <author>Sabi gol</author>
                <pubDate>Mon, 18 Jun 2018 17:55:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نانو :)</title>
                <link>https://virgool.io/@Sabigol/%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%88-az6s2dydurlt</link>
                <description>مدتیه در حال مطالعه در مورد نانومتریال یا نانومواد هستم... از نظرم دنیای جالبی دارن... اشکال زیبایی دارن... حتی از لحاظ مورفولوژی هم با هم متفاوتن...دو سال روی نانوذرات آهن کار کردم و تزم رو دفاع کردم و تمام...اما بعد از اون دو سال، الان در حال مطالعه روی نانو ذرات متفاوتم و دارم تاثیر اون ها رو روی گیاهان، انسان، باکتری ها و حیوانات... در کل روی تمام موجودات زنده بررسی میکنم ... در واقع یه بخشی از مطالعه من روی نقش این نانوذرات در صنایع متفاوته... از همه جالبتر و جالب انگیزتر برای من در طی اون دو سال انجام تزم، بخش سنتز نانوذراتم بود... من رشته م کاملا متفاوت از شیمی ه.. اما به اندازه دانشجوهای شیمی تجزیه زحمت کشیدم و کار کردم.. واقعا خلق یه نانوذره خیلی جالبه... مراحلش... تهیه موادش... در نهایت برداشتن ۰.۰۰۰۱ گرم از اون نانوذره... یا حتی کمتر... برای تهیه یه محلول حاوی سوسپانسیون نانوذره برای دیسپرس کردن در حمام مغناطیس... :) گاها یه هفته ساخت یه نمونه وقت میبرد... ولی خیلی برام شیرین و جالب بود :) بحثم به خاطراتم کشید... و برام یادآور حال خوبی بود که توی اون دوران داشتم... بعدا در مورد موضوعی که مدنظرم بود مینویسم ... این رو مقدمه ای بر نوشته هام بدونید... </description>
                <category>Sabi gol</category>
                <author>Sabi gol</author>
                <pubDate>Sat, 02 Jun 2018 11:49:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تقلب</title>
                <link>https://virgool.io/@Sabigol/%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A8-uv6e7iqzubme</link>
                <description>تا حالا توجه کردین آموزش در مدارس ما چطوری بوده؟ امروز فکرم روی این موضوع بود که چرا وقتی بچه بودم فقط یبار تقلبی کردم چرا ادامه ندادم؟! شاید منم مثل ضعیفترین دانش اموز کلاس الان در بهترین موقعیت شغلی بودم.نمی دونم... فقط از پایه اموزش ما اشتباست... توی مدارس تقلب و راه فرار از نمره کم رو یاد میگیریم و هر کی کمکمون کرد باهاش همراه میشیم هر کی کمک نکرد رهاش میکنیم. فک میکنم اموزش ما در مدارس از پایه اشتباه بود... نه اینکه معلمین تقصیرکار باشن نه... خودمون راهو اشتباه میریم... و همینم ادامه میدیم چون راه جلو رفتنه...الان توی مدارس هنوزم بچه ها تقلبی میکنن؟! این میشه که این قدر دروغ و تقلب زیاد میشه... اینقدر راحت سر هم کلاه میگذاریم و راحت یکی رو زیرپا میگذاریم ... وقتی کسیو پیدا میکنیم که میتونه بهمون کمک کنه محکم میچسبیمش... یوقت از دست ندیمش... + ببخشید اینا فقط فکرای منن... همین! لطفا به بنده حقیر خرده نگیرید... خودمم جزوی از این نوشته هستم. </description>
                <category>Sabi gol</category>
                <author>Sabi gol</author>
                <pubDate>Sat, 14 Apr 2018 18:57:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما ادم ها...</title>
                <link>https://virgool.io/@Sabigol/%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7-t4ynox4lhuvq</link>
                <description>چرا یاد گرفتیم هر نوشته و هر کسی رو قضاوت کنیم... وقتی نمیشناسیمش... چرا؟! این طبیعت انسان هاست؟! ذاتشونه؟! یعنی منم قضاوت گر هستم؟! همه مون برحسب زمان و مکان ادم های اطرافمون رو قضاوت میکنیم... حتی خود من... </description>
                <category>Sabi gol</category>
                <author>Sabi gol</author>
                <pubDate>Thu, 22 Mar 2018 23:52:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تبریک</title>
                <link>https://virgool.io/@Sabigol/%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%DA%A9-qyrxfksw9tzw</link>
                <description>اول نوشته م... فرا رسیدن نوروز ۹۷ رو به همه دوستان محترم تبریک عرض میکنم و ارزوی سالی پر بار و پر برکت توام با خوشحالی و سلامتی رو برای همه دارم.احتمالا متوجه شدید که همه پست های من بجز یه پست پاک شده... چند هفته پیش به بخش پیش نویس نوشته هام رفتم و دیدم جلوی مطالب نوشته پیش نویس. همه مطالبی که نوشته شده بود پیش نویس رو حذف کردم بعد که به صفحه اصلی امدم دیدم همه نوشته هام پاک شده و نظرات دوستان هم همراهشون از بین رفته... خودم نوشته هامو از روی بی اطلاعی حذف کردم... در واقع فک میکردم دارم پیش نویس از قبل ذخیره شده مطالبو پاک میکنم اما در واقع اصل نوشته هام بود !!! از نوشته هام بک آپی ندارم و حتی کامنتهای دوستانمم از دست دادم. همین... فقط خواستم بدونید که چرا یهو همه نوشته هام پاک شده... با اینکه نوشته هام هیچ چیز خاصی نداشت... اما واسه من با ارزش بودن... همینطور کامنتهای دوستانم. </description>
                <category>Sabi gol</category>
                <author>Sabi gol</author>
                <pubDate>Thu, 22 Mar 2018 23:38:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۵ دسامبر برابر با روز جهانی خاک</title>
                <link>https://virgool.io/@Sabigol/worldsoilday-emeuxx5somb8</link>
                <description> فردا چهاردهم آذره که اگر به تقویم میلادی نگاهی بندازین مصادف با پنجم دسامبر و برابر با روز جهانی خاک هست... لطفا از خاک هم مراقبت کنید خاک درسته مثل آب نیست اما مثل آب داره از بین میره پس مدیریتش کنیم :)خیلی ساده بخوام بگم اینطوری میگم که برای تشکیل تنها یک سانت خاک سیصد سال و حتی بیشتر لازمه در حالی که تخریبش چند دقیقه بیشتر طول نمیکشه مثلا یه آتیشی که روی زمین و روی خاک روشن میکنیم کلی موجود زنده خاک رو از بین میبره :(خاکم یک موجود زنده س و خیلی از موجودات زنده در اون زندگی میکنن :)یه کلیپ که در سال ۲۰۱۵ که بنام سال جهانی خاک نامگذاری شده رو هم میتونید ببینید: http://www.namasha.com/v/9GavlUyZ همه منابع مهممون رو مدیریت کنیم. اینا از آن آیندگان ما هستن :)میراث ما برای نسل اینده هست...پس لطفا آب، خاک، درختان و جنگل ها رو از دست ندیم :)با هم و برای آینده خودمون و بچه هامون و داشتن غذای سالم و هوای سالم اینها رو حفظ کنیم :)یک دست صدا نداره... هوای سالم میخواین درخت بکارین چون درخت هوا رو تسویه میکنه حالا اگر درخت هم امواج وای فا از خودش ساطع میکرد الان همه تند تند درخت میکاشتن ... بگذریم... با توجه به خاک هر منطقه درخت بکارید میخواین طوفانها و سرعت باد کنترل بشه کمربند سبز ایجاد کنید نهال درختانی با ریشه بلند و مقاوم بکارید از سرعت باد کم کنه... اگر خاک درست مدیریت بشه و فرسایش کمتر بشه ذرات کمتری از زمین بلند میشه چون خاک فرسایش یافته کمتر میشه... و گرد و غبار کمتر میشه ... البته برای گردو غبار وارده به کشور که دیگه دست ما نیست و وارد این بخش بحث نمیشم چون نمی خوام نوشته هام به سمت مسایلی که مربوط به سیاستمداران کشوره کشیده بشه :)سعی کردم ساده و خیلی قابل فهم بنویسم منم یه ادمی ام که مثل همه شماست و معلوماتش بیشتر از شما نیست...به قول سعدی :بنی آدم سرشت از خاک دارداگر خاکی نباشد، آدمی نیست...خیلی جدی و درست گفته . خاک نباشه غذا نیست ما هم نیستیم :)پس کوشا باشیم در حفظ منابعمون دیگه زمان زیادی فرصت نیست وقت کم داریم.خاک اگر باشه غذا هست غذا باشه ما هم هستیم و اگر ما باشیم غذا هست و خاکم هست. پس خاک رو نابود نکنیم... خاک اینجوری معنا پیدا میکنه با بودن ما... پس حواسمون باشه. به همه منابع حواسمون باشه :)</description>
                <category>Sabi gol</category>
                <author>Sabi gol</author>
                <pubDate>Mon, 04 Dec 2017 23:04:55 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>