<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های صادق داروبرد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Sadegh.darobord</link>
        <description>داستانی های عاطفی کمدی در ژانر خانوادگی            صادق داروبرد</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:08:08</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/41720/avatar/m6vuj0.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>صادق داروبرد</title>
            <link>https://virgool.io/@Sadegh.darobord</link>
        </image>

                    <item>
                <title>لالایی از مریم حیدر زاده</title>
                <link>https://virgool.io/@Sadegh.darobord/%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-ld6qrajktf9x</link>
                <description>لالا لالا گل ریحوندوتا فال و دوتا فنجونتوی فنجون تو لیلیتو خط فال من مجنونلالا لالا گل خشخاشچه نازی داره تو چشماشپر از نقاشیه خوابتتو تنها فکر اونا باشلالا لالا گل پونهگل خوش رنگ بابونهدیگه هیچکس تو این دنیاسر قولش نمیمونهلالا لالا شبه دیرهبببین ماهو داره میرههزارتا قصه هم گفتمچرا خوابت نمیگیره؟؟لالا لالا گل لالهنبینم رویاهات کالهفرشته مثل تو پاکهفقط فرقش دوتا بالهلالا لالا گل رعنامیخواد بارون بیاد اینجاکی گفته تو ازم دوری ؟؟ببین نزدیکتم حالالالا لالا گل پستهنشی از این روزا خستهچقد خوابی که میشینهتو چشمای تو خوشبختهلالا لالا گل مریمنشینه تو چشات شبنمیه عمره من فقط هرشبواسه تو آرزو کردملالا لالا گل پونهکلاغ آخر رسید خونهیکی پیدا میشه یه شبسر هر قولی میمونهلالا لالا گل زردمچراغارم خاموش کردمبخواب که مثل پروانهخودم دور تو میگردممریم حیدرزاده و فرشید اوجی آهنگ لالایی</description>
                <category>صادق داروبرد</category>
                <author>صادق داروبرد</author>
                <pubDate>Thu, 23 Jul 2020 14:42:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گفتگوی کفن با مرده</title>
                <link>https://virgool.io/@Sadegh.darobord/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%DB%8C-%DA%A9%D9%81%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87-qdxc9xsceyie</link>
                <description>چه هیکلی زدی به هم، آفرینچش نخوری، قد و برم آفرینبی‏خودی زور نزن دیگه تو مُردیچن ساعتی می‏شه که جون سپردیحالا دیگه وقت حساب کتابهداد نزنی مُرده ی زیری خوابهمُرده‏ی زیری آدمی خلافهتیزی باهاش دَفنه تو غلافهقاط بزنه تیزی رو وَر می‏دارهمی‏زنه و بابا تو در میارهیادت میاد چه روزگاری داشتیچه اسکناسا که روهم می‏ذاشتی؟هی اسکناس می‏ذاشتی رو اسکناساونم با پول رشوه و اختلاسمی‏گفتی یک وعده غذا کافیه?صرف غذا باعث علافیه!می‏گفتی یک آدم با کیاستباید کُنه تو زندگی قناعتلباس ده سال پیشت تنت بودهم تن تو هم تن اون زنت بودبعد شعار ضد صهونیستیسر می‏دادی شعار ساده زیستی!می‏گفتی آدمی که ساده زیستهنمره زندگیش همیشه بیستهلباس وصله‏دار تنت می‏کردیهزار تا نفرین به زنت می‏کردیمی‏گفتی روسری برات خریدمنمی‏دونی چه زحمتی کشیدمفقط یادت باشه به هر بهونهباید هف هش سالی سرت بمونهعروسی و عزا سرت کن خانومخلاصه هر کجا سرت کن خانومزیاد نشورش یهو رنگش می‏رهرنگ گل سرخ و قشنگش می‏رههَف هَش سالی با روسریت صفا کنتو این هف هش سال حاجیتو دعا کنالگوی مصرف که نداشتی حاجیهر چی که داشتی جا گذاشتی حاجیخیال نکن دنیا هنوز همونهپشت سرت نفرین این و اونهتو شیشه کردی خون هر فقیروچقد بیچوندی مردم اسیروخیال نمی‏کردی یه ذره هیچمیروز منم دور تنت بپیچم!مصرف کارای بدت زیاد بودخیلی کارات قابل انتقاد بودیادت میاد همسایه‏تون نون نداشت?حتی پول دوا و درمون نداشت؟یادت میاد گفتی به من چه ول کناین آدما رو زنده زنده گِل کن؟ببین همون همسایه صبورتخاک داره با بیل می ریزه تو گورت!یکی نبود بهت بگه که بسهخدا همیشه جای حق نشسته؟یادت نبود فشار قبری هم هسخورشید حقی پشت ابری هم هس؟هیچکی بهت نگفت فلانی مُرده؟نکیر و منکر به گوشت نخورده؟نکیر و منکر دوتا بی‏گناهنپیام دادن دارن میان، تو راهن!اهل مزاح و رشوه خواری نیستناونجوری که تو دوس داری نیستنتو مَرد نیستی تو شبیه مَردیچرا که اصلاً کار خوب نکردیکاری که اینجا دستتو بگیرهالبته این حرفا واسه تو دیره!اونقدِ حرص مال دنیا خوردیتا آخرش سکته زدی و مُردیکاش واسه پول دلت پُر از غم نبودمصرف انسانیتت کم نبود</description>
                <category>صادق داروبرد</category>
                <author>صادق داروبرد</author>
                <pubDate>Wed, 24 Jun 2020 09:33:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرگ بد فرشته ها</title>
                <link>https://virgool.io/@Sadegh.darobord/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84-klq5nya5hpo8</link>
                <description>دوباره رفتم پیشش  اقا شما فرمودید کدوم پسر حالت خوبه یه دقه ام نگذشته بهت گفتم اصلا بیا نشونت بدم بفرما خوب وقتمو گرفتی یعنی                                               ولش کن ما که رفتیم داشتم چرخ میزدم که یهو تازه قرارم یادم اومد ای داد       به هر بد بختی بود پارک کنار بانک شهرو پیدا کردم هوا خیلی گرم بود هیشکی نبود  گفتم یا همین جوری گفت یا از بس منتظر بودن فلنگو بستن. تا دیدمشون دلم لرزید دخترا رو چمنا پشت به هم نشسته بودن و یه پسر گنده اه  دست به سینه وایستاده بود و به نگاه میکرد تا جین منو دید یهو سریع بلند شد جولی میخواست بیفته خودشو گرفت به درخت حرکت مسخره از خودش در میاورد ای پسر خوبه یقتو بگیرم . بکوبم تو صورتت. اروم باش دیر کردم ما که دعوا نداریم این نشون میده پسر خوبی هستی بخاطری که یکمو حذفش کردم ولش ایشون پسر داییمه ویل ..  نترس رفتم جلو دست دادم محکم گرفت زیر بغلمو منم تا جایی که تونسم دست انداختم به گردنش افتادیم زمینویل غلط نکن جولی وانستا بیا اینارو جداشون کن یه چوب باریک از درخت کند ولش کن ویل والا میزنم تو سرت نیم ساعت بعد جولیا داشت ویلو باد میزد جین لم داده بود زیر درخت ویل بلند شد اومد  ناراحت نشو من که قصدی نداشتم ببین منو       بیشتر کتکارو که جین خورد ویل جون حال و حوصلتو ندارم عذر خواهیت دردی دوا نمیکنه جولیا دستت درد نکنه  با پسر دایی داشتنت باشه قبول میکنم اریک این روزا دوست پیدا کردن خیلی سخته نوسلامتی ما مردیم خب دست بده دیگه ایول به خودم</description>
                <category>صادق داروبرد</category>
                <author>صادق داروبرد</author>
                <pubDate>Fri, 24 Apr 2020 03:50:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به آخر</title>
                <link>https://virgool.io/@Sadegh.darobord/%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%C2%A1%C2%BF-mhnv3wz1rhd3</link>
                <description>تموممسراغ دردم. جدایی اید زودتر به پیشم راه براین مرده گشایم که دیری زنده نیستم مرده امافتی شد اسیبی به گوشه گوشه ابر و ماه و دریای بیکران چیزی نمونده شکستم .موجی میکشه صدف می اید بارون نمیباره من مریضم ؛کجاست دریا ساحلی نیست کجاست برادری خنجر خوردم آه....</description>
                <category>صادق داروبرد</category>
                <author>صادق داروبرد</author>
                <pubDate>Thu, 27 Feb 2020 14:05:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاملا واضحه</title>
                <link>https://virgool.io/@Sadegh.darobord/%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D8%B6%D8%AD%D9%87-fkmnxew2fas1</link>
                <description>  کاملا واضحه...ایلیا هم قد طارق است و طارق هم قد فردین پس ایلیا هم قد فردین است . این واقعیت است ،نیازی به توضیح نیست . کاملا واضحه که ایلیا و فردین هم قد هستند .اگر قیمت یک کیلو سیب دو یورو باشد و اگر هویج همان قمیت را داشته باشد . میتوانیم بگیم که هویج کیلویی دو یورو است نیازی به اندازه گیری و شمردن نیست :این ها واقعیت است . همه مردم می دانند که این درست است .مارین در سینما است و آرتور الان با مارین است . پس آرتور در سینماست ایلیا دوست طارق است . طارق دوست فردین است . پس ایلیا دوست فردین است. آه . نه -این جا اصلا مشخص نیست ،مواضب باش یک تله ای در کار است.!اینجا باید بررسی کرد . باید از ایلیا و فردین سوال کرد . شاید که ایلیا اصلا فردین را نمی شناسد ----------نخود فرنگی روی چنگال لیز میخوردسودابه میگوید 《《با انگشت غذا نمی خوریم چنگالت رو بردار !》》ولی نمیتوانم ، نخود فرنگی ها روی چنگالم لیز میخورند (سوراخش کن) خیلی طول میکشد ...نباید غذا را با دست بخوریم . فهمیدی ؟ ولی من دست هایم را خوب شسته ام ...گفتم که ، غذا را نباید با دست بخوریم اخر چرا نباید غذا را با دست بخوریم ...برای این که نباید با دست بخوری .چطور میشود یک علتیک علت خوب برای توضیح این مسئله به برادر کوچک سودابه پیدا کرد که او باید غذایش را با چنگال بخورد برای اینکه با چنگال راحت تر است ؟ این واقعیت ندارد چون با دست خیلی بهتر  میتوانم نخود فرنگی ها را بخوریم  شاید این که این جوری تمیز تر است . شاید میکروب روی چنگال که از کابینت درآورده شده بیشتر از انگشتانی است که با صابون به خوبی سشته شده اند {چون برای سلامتی بهتراست ؟. نه غذا را چه با دست و چه با چنگال بخوریم برای سلامتی فرقی ندارد}پیدا کردن یک علت خوب به دلایل بجا خیلی اسان نیست شاید که این علت اصلا وجود نداشته باشدمثلا در کشور مراکش حیفا با انگشتانش از دیس بزرگی در وسط سفره . غذایش را میخورد  .. اگر برادر کوچکتر لیزا بپرسد که چرا نباید گوشش را با چنگال بخاراند .در اینجا مسئله کاملا متفاوت استسودابه علت های خوبی برای جواب به برادرش دارد زیرا چنگال می تواند گوش تو  را زخمی کند . حتی امکان دارد پرده گوشت را پاره کرده و تو کر بشوی  و ....چراهایی هستند که جواب قانع کننده و خوبی دارند .اما یک سری چراها هم هستند که جوابشان ... همینه که هست . </description>
                <category>صادق داروبرد</category>
                <author>صادق داروبرد</author>
                <pubDate>Sun, 16 Feb 2020 06:30:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیوان پروین اعتصامی</title>
                <link>https://virgool.io/@Sadegh.darobord/%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%85%DB%8C-au8qf3yd5l3x</link>
                <description>دیوان پروین اعتصامی                                   یا الله نغمه صبح صبح امد و مرغ صبحگاهی         زد نغمه. به یاد عهد دیرینخفاش برفت با سیاهی             شد پر همای روز زریندر چشمه به شوق جست ماهی شبنم بنشست بر ریاحین شد وقت رحیل و مرد راهی        بنیاد بر اسب خوشتن زین                  هر مست که بود هوشیار استکندند ز باغ خار و خس را            گردید چمن زمردین رنگدزدید چو دیو شب نفس را         خوابید ز خستگی شباهنگهنگام سحر در قفس را           بشکست و پرید صید دلتنگبر سر نرسانده این هوس را     بر پاش رسیدن ناگهان سنگ                  این عادت دور روزگار استاراست بساط اسمانی          از جلوه گیری خور جهانتاببگریخت ستاره یمانی            از باغ و چمن پرید مهتابرخشده چو اب زدنگانی          جوشید ز سنگ چشمه اب وان مست شراب ارغوانی      مخمور فتاد و ماند در خواب                 مستی شد و نوبخب خمار است</description>
                <category>صادق داروبرد</category>
                <author>صادق داروبرد</author>
                <pubDate>Sat, 08 Feb 2020 04:16:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزیده آثار عبید زاکانی</title>
                <link>https://virgool.io/@Sadegh.darobord/%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D8%A8%DB%8C%D8%AF-%D8%B2%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C-kmn5an0nzgud</link>
                <description>حکایات عبید زاکانیدلاتا چند این صورت پرستی       قدر بر فرق هستی زن که رستی غم هر بوده و نابوده تا چند     حکایت گفتن بیهوده تا چند .....چو رندان خیز و چابک دستی ای کن       رها کن عقل و رو دیوانه میگردکه از میخانه یابی روشنایی      کنی با پاکبازان ، اشناییدم از غم زن اگر شادیت باید ....      خرابی جوگر ابادیت بایداگر خواهی ز محنت رستگاری        به کمتر زان قناعت کن که داریسریر سلطنت بی داوری نیست      غم صاحب کلاهی سرسری نیستطمع گستاخ شد بانگی بر او زن      هوس را نیز سنگی بر سبو زناگر روحت ز الایش سلیم است      رسیدن در صراط المستقیم استوگر در چاه نفس افتی به خواری      تو معذوری که بینایی نداریدر این منزل که هم راه است و هم چاه</description>
                <category>صادق داروبرد</category>
                <author>صادق داروبرد</author>
                <pubDate>Sat, 08 Feb 2020 04:08:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فصل اول ؛تخیل</title>
                <link>https://virgool.io/@Sadegh.darobord/%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%9B%D8%AA%D8%AE%DB%8C%D9%84-verinii5bkfm</link>
                <description>تخیل                                 یاالله            فصل اول تخیل و تداعی معانی دو ا صطلاح ((خیال))و ((تخیل)) معمولا یاداور نام کالریج است ؛مخصوصا هنگامی که این دو اصطلاح در مقابل هم نهاده شوند یا از یکدیگر متمایز گردند . اما روشن است که هر دوی این کلمات قبل از کالریج نیز به کار می رفته اند و برای درک معنای دقیقی که وی به انها داده و تمایزی که میانشان قائل شده لازم است نگاهی به تاریخ نظریه انتقادی بیندازیم . خیال و تخیل با کوشش های گوناگونی ارتباط می یابند که اساسا برای تبیین و توضیح اثار هنری به فرایند های ذهنی ای توجه می کنند که لازمه افرینش هنری است . این دو اصطلاح ، انگاه که در مورد آثار ادبی به کار می روند ، به مساله ای مربوط میشوند که ما ان را نگارش خلاق یا افرینش ادبی می نامیم برخی از منتقدان بر انند که تحقیق و بررسی چگونگی خلق یک اثر در راه ارزیابی و شناخت ارزش های ادبی ان به ما کمکی نمیکند اگر بخواهیم این نظر را به زبانی فلسفی تر بیان کنیم باید بگوهیم که تبیین و توضیح تکوینی ربطی به ارزیابی و ارزشگذاری ندارد . البته کالریج اعتقاد دیگری داد ،ولی ما ناچاریم این بحث را به بعد موکول کنیم</description>
                <category>صادق داروبرد</category>
                <author>صادق داروبرد</author>
                <pubDate>Fri, 07 Feb 2020 05:34:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گلستان سعدی</title>
                <link>https://virgool.io/@Sadegh.darobord/%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C-kqygmsteodgp</link>
                <description>گلستان سعدییاالله در عشق و جوانی حکایتحسن میمندی را گفتند سلطان محمود . چندین بنده صاحب جمال دارد که هر یکی بدیع جهانی اند چگونه افتاده است که با هیچ یک ازیشان میل محبتی ندارد چنانکه با ایاز که حسنی زیادت ندارد گفت هر چه  بدل فرو اید در دیده نکو نمایدهر که سلطان مرید او باشد        گر همه بد کند نکو باشدوانکه را پادشه بینداز        کسش از خیل خانه ننوازد کسی بدیده انکار اگر نگاه کند       نشان صورت یوسف دهد بناخوبی              وگر بچشم ارادت نگه کنی در دیوفرشته ایت نماید بچشم کروبی</description>
                <category>صادق داروبرد</category>
                <author>صادق داروبرد</author>
                <pubDate>Fri, 07 Feb 2020 05:30:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترانه آواره</title>
                <link>https://virgool.io/@Sadegh.darobord/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A2%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-bljzg6ppliup</link>
                <description>یا الله.سفر ها رفتمو اما ، دلم راضی نشد هرگزپاهام میرفتن این راهو ، دلم راضی نشد هرگزنشد قانع که تنهایی ، توو کنج غُصه میسوزهمیره آروم یک گوشه ، میمونه تا که میپوسهدلم موند و حواسم رفت ، پیِ این راه طولانیهمش غرقِ خودم بودم ، توو این دریای طوفانیمنو میبرد تنهایی ، دلم هی دور تر میشدهمه دلتنگیام انگار ، فقط هی بیشتر میشددلم موند و خودم پوسید ، تهِ مردابِ دلتنگیهمش حبسِ خودم بودم ، یه چار دیواری سنگییه زندونی یه آواره ، که تقدیرش خیابونهیه چشم انداز تلخی که ، تا میبینی زمستونه</description>
                <category>صادق داروبرد</category>
                <author>صادق داروبرد</author>
                <pubDate>Wed, 05 Feb 2020 05:06:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تنها تر از همیشه</title>
                <link>https://virgool.io/@Sadegh.darobord/%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-y60l5samnzrz</link>
                <description>                        یا الله تنها تر از همیشه تنها تر از همیشه در ایوان نشسته امماه درشت                یاس هزار پرماه درست                باغ کبوتر ماه تمام                تازه و تر                    بر اب های نیلی شب ، بال میزند من نیز، پا به پایش               با بال بسته ام !                                                                      □   تنهاتر از همیشه جام می ام تهی ستجام غم پر است وز جام دل میپرس.کاین جام را به سنگ صبوری شکسته امشب ، همزه نسیم و ستاره با کاروان یاس و کبوتر تا کوچه باغ های سپیدهآهسته می رود ...من نیز ، پا به پای سه تار گسسته ام .برای بنان استاد هنرمند آوازاز شعر های فریدون مشیری .... کتاب شعر .آه باران.</description>
                <category>صادق داروبرد</category>
                <author>صادق داروبرد</author>
                <pubDate>Wed, 05 Feb 2020 04:55:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خسته نباشی گذشته</title>
                <link>https://virgool.io/@Sadegh.darobord/%D8%AE%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-ajuocfb95gtn</link>
                <description>بی آن که شوری. نفسی. هلهله ای. به زیر سقف این دل پریشونم بچسبانم . به دیدار گذشته میرومسالهاست درد مسافران . از پیاده تا سواره حضور پر رنگ گذشته مرا میسپارد به دست سفردر باغکی زیر نور مهتاب در شبی ساکت از امواج اخیر ترس و لرز . ساز گرگ و جیغ روح حال و هوای این لحظه فراموش میکنم باره باز امد به ذهنم چه خوب بود و چه تلخ بود و  گذشته گذشتو همه چی میگذرد رفته رفتو میرود سازگاری ندارد سر دوستی . گذشته حالم را نمیپرسی...¿¡</description>
                <category>صادق داروبرد</category>
                <author>صادق داروبرد</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2020 04:09:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیراهه بیراهه تر</title>
                <link>https://virgool.io/@Sadegh.darobord/%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%87-%D8%AA%D8%B1-qznea6lp0g0m</link>
                <description>بیراهه بیراهه تر            یا الله     بیراهه بیراهه تر .امید وارم این دنیا اخرش منو از خودش بدونه پاشو از گلوم برداره دست بندازه به کمرم بغلم کنهصبح های نرسیده. ترانه. خواننده های معروف بهار ...تابستون گرمای خونکش .زمستون پر برف پاییز واسه خشکیش واسه روزایی که مدرسه میرفتم ظهرگرم جاهای خلوت کوچه های رمزالود اتاق های مرموز منو با دلتنگی برابر میکنه از غروب بیزارم قبلا خیلی واسش میمردم اما حالا فقط رنج بیش از تلخی.  ادرس قدیمارو میده میگه بفرما چند دقیقه ای غم اما بیخود ولمیچرخی ای میخواد پلوت بشینه تا بیشتر گریه کنی بچگی هام اونقدر ها هم یادم نیس میگم خوابم طولانیه اخرش این کابوسا تموم میشن بیدار میشم میگم چه خواب بدی.مگه ادم چقدر عمر میکنه یه صدا از اتاق میاد میرم  میبینمش میگم اون پسر کوچولو چیکار میکنه حواسش نیس به من تنها میره بیرون . وقتی همه میرن واسه تفریح پشت خونه ها با دختر خالش جا میمونه اون تو اولین روز مدرسش صف تازه وارد هارو گم میکنه. اون با بدی ها دوست شده میدونه بهش ضرر میزنن اما باهاشونه زیر بارونو دوس داره همه دوس دارن اما اون بی خود میشه تو اینده چی به سرش میاد .؟ گریه میکنه گریه میکنه گریه میکنه. بازیه این دنیا منو به خیلی جاها برده خیلی شکستم داده ارتشم باهام نمیاد میدونه بازم شکستم میده اره اون دیگه هیچی نمیخواد دوچرخشو اما چقدر دیر خونوادشو . براشون مهم نیس . من همون احمقم رفیق نمیخوام... اسمش رفیق یه خنجر  داره اندازه کف دست ...                                 اون اونجاست اره پشت پنجره داره نگام میکنه پرده ها کنار زده منتظره خورد بشه میگه خوشبختی یه روز میاد                           در تا اخر بازه میگه من اومدم انگار اصلا نرفته</description>
                <category>صادق داروبرد</category>
                <author>صادق داروبرد</author>
                <pubDate>Sun, 02 Feb 2020 05:43:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پالیز علف های هرزه</title>
                <link>https://virgool.io/@Sadegh.darobord/%D9%BE%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B2-%D8%B9%D9%84%D9%81-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%B1%D8%B2%D9%87-rzdmak4qmuoo</link>
                <description>یا الله   پالیز علف های هرزه ...                        گاهی به تقدیرم نگایی میندازم یه نگاهی به سرگذشتم درست مث 15 سال پیش وقتی اولین خواهر زادم به دنیا اومددقیقا همون موقع پسر همسایه توپ به نور گیر خونمون شوت کرد حال پره شیشه سال ها پیش تو ماشین استرس دیر رسیدن شور برادرام یه چند دقیقه ای تو راه پیاده بودن یه ویلا بود از دور سفید از سرازیری میدوییدیم میرفتیم باغ هیشکی نمیگفت چیکار میکنی حالا نمیشه حتی اسمشو اورد ... چه جوری باز شده تنگم دلم بد جوری بس شده خشتهنمیدنم چی شد مرموز و چه دستی پشت این پردسمنم مث تموم دنیا یه بیچاره یه خسته یه ادم توی راه و چقدر این راه پیچ و تاب داره بن بسته</description>
                <category>صادق داروبرد</category>
                <author>صادق داروبرد</author>
                <pubDate>Sat, 01 Feb 2020 07:04:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترانه ببخش</title>
                <link>https://virgool.io/@Sadegh.darobord/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A8%D8%AE%D8%B4-wbbi4ohdpihw</link>
                <description>منو ببخش که حرمت اون همه خاطره شکستمنو ببخش که قایق یه زندگی به گل نشستمنو ببخش که بودیو این همه سال ندیدمتتنهایی گریه کردی و حتی یبار نشنیدمتزیباترین خاطره پاییز پشت پنجرهخواستم بدونی این روزا حال من از تو بدترهصداقت ترانمه بغضی که توی حنجره استاین روزا کار و زندگی فقط مرور خاطره ستنمیدونم برای چی صبوری میکردی همشنفرت بی رحم منو ساده نگیر اما ببخش</description>
                <category>صادق داروبرد</category>
                <author>صادق داروبرد</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jan 2020 05:29:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفیدابه</title>
                <link>https://virgool.io/@Sadegh.darobord/%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%A8%D9%87-nkn9syvnkzy2</link>
                <description>میخشکه آب دریاها خراب میشه همه راههااگه کشتیم ما امروزو میمیرن همه فرداهاقیامت میشه ما با هم نباشیمنمیچرخه فلک از هم جدا شیم..دیگه روزی نمی مونه که شب شهدیگه عاشق کجاست تا جون ببخشههمه رودخونه ها بی آب شکسته قامت مهتاببرای این دل عاشق تموم زندگی در خوابتموم جنگلا خالی یا سیل برده یا خشکسالیغم گلهای خشکیده ز هم دنیا را پاشیدهدانلود آهنگ میخشکه آب دریاها (جدایی) از مسعود فردمنشمیافته چرخ از گردون میره خورشید توی زندونمیریزن سنگها از کوهها بوی غم میده شب بوهاقیامت میشه ما با هم نباشیم…نمیچرخه فلک از هم جدا شیمزمین و آسمون دور میشن از هممیشینه گرد غم بر روی عالمزمان و ساعتش وامیسته از کارطبیعت از طبیعت میشه بیکاردیگه روزی نمونه که شب شهدیگه عاشق کجاست تا جون به لب شهنمیبینم دیگه قشنگی ها روسیاه میبینه چشمام رنگی ها روبه چشم من که اینجورهتو که نیستی چشام کورهمثل آبه رو آتیشهتو باشی دنیا خوب میشه..</description>
                <category>صادق داروبرد</category>
                <author>صادق داروبرد</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jan 2020 05:22:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راز شمیم . فصل اول</title>
                <link>https://virgool.io/@Sadegh.darobord/%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%85%DB%8C%D9%85-kfielcgtwpor</link>
                <description>داستان راز شمیمدر واپسین لحظه ملاقات دختری رو دیدم تو فروشگا خرید زیاد داشت. نشون میداد مضطربتو جواب دادن سوالای فروشنده خانوم تیلور که بی خیال تا کسی رو میبینه سفره دلشو ول میده تا اخر ...  رفتم جلواصلا بهم نگاه نکردسلام ؛ سلام میشه کمکتون کنم .بفرما..... ه یعنی من حساب کنماه اره اما صرفت نمیکنه ببخشید اون که بیرون با گوشیش حرف میزنه خواهرتهنه.... اما فکر کردم خواهرته خیلی شبیتهدخترخالمه بعدشمنه . اصلا این طور نیس اون چاقه منم که میبینیتو که لاغر نیستی ... اما نسبت به اون لاغرموسایلاشو برداشت دنبالش رفتم .دختر خالش تا منو دید ...ه سلام من الی ام دختر خاله ایشون مریل دوست جدیدت چه شیکه اره خیلی ازون چسبونکاحرف میزدیم که یهو یه تاکسی ترمز کرد یه مرد هیکلی زد بیرون یه چرخ اینور یه چرخ اون وریه شیرجه وسطمونبعد چند دقیقه حرف با الکی یکی کوبوند توسرمایشون کی باشن پسر. خیلی مردنی هستی قدت هم نسبت به دخترا خیلی کوتاههحرف زیاد میزد بی شعورم بود ای میزد بهم بزور که چی با  خواهر زاده هاش یه گپی زدم بردنم به باشگاشسلام ...سلام ...جویی من اومدمکجا بودی . یه گشتی زدم توپ بفرما اقا رفته گشت میزنه اینقدر چرخ نزن بگیر بشینپرسیدم کجا بودی رفته بودم باشگاه این وقت شب برو باباببین الکی خوش .بابا عمته?اینا کیناینا اینجا چیکار میکردن پسر من ازت میپرسم این وقت شب چرا دو تا دختر جوون بیان دنبال نوم باشه ..میگم امروز صبح دیدمشون با عمو یعنی داییشون رفتم باشگاه به خدا دیگه دیر نمیام تو تا حالا دیدی کاری غیر خواستت بکنم .....نه ندیدم فردا میری این دو تا دخترارومیاری خونه ...واسه چی بعدش با این کاری که کردی اره حتما میانبا این طرز لباش پوشیدن و حالشون عکساشونومیندازم اینترنت بهشون بگو خودشون میفهمنداری اب میخوری ظرفارم بشور....... فردای اون صبح رفتم خونه مادرم دیدم خواهرم ماری وایستاده دم در سلام ماری ...سلامچی شده منتظر کسی هستی اره دوستم قراره بیاده مگه تو با این اخلاقت دوستم داریخفه شو ویکتور حال و حوصلتو ندارم من میرم تو یه گشتی تو خونه بزنم رفتم اتاق ماری داشتم وسایلاشو میگشتم که صدای موتور اومد تندی رفتم دیدم مریل اینجا ? ..اره تو هم اینجا?موتور مال خودته ...به تو هیچ ربطی ندارهدیشب بیخود واسه چی اومدی خونمون خونتون...اره فرقی نمیکنه.. با مادر بزرگم زندگی میکنماره مادربزرگت ..یه فرد واقعا انسان دوست وقتی منو الی رفتیم تا گفتم ویکتور نیشش تا بناگوشش وا رفت همین جور محبت میریخت از سرو کلش  کلی پزیراییمون کرد تا میخواستیم بریمجلوی درو گرفت تهدیدمون کرد یه قدم برداریم سگاشو میندازه رومونخب نمیرفتید ...ایشون که میفرمایی خواهرته ماری جونتگفت یکی واسه کافه رفتن کم داریم حکم کرد باید یکیرو بیاریم ما هم ناغافل چه میدونستیم جناب عالی داداششو که میشناسیم بهمون معرفی میکنه جویی گفته باید بیایی کی ..مادربزرگم از بچگی بهش گفتم جوییغمت نباشه پسرمن  که نمیام  .... گفته نیایی عکساتونو میزنه اینترنت وایی خاکبرسرت کنن ماری اگه پدرم. مادرم .بفهمن کجا رفتم...وایی(</description>
                <category>صادق داروبرد</category>
                <author>صادق داروبرد</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jan 2020 04:11:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من آینده ندارم</title>
                <link>https://virgool.io/@Sadegh.darobord/%D9%85%D9%86-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-l4cjank4y7io</link>
                <description>                             یا الله      من آینده ندارم ... ¿¡من آینده ندارمزار زدن به ساکتی رو ترجیع میدم (درد دارم) میخای فولادی دست راهزنا .منو به گوشه های خونه دعوتم میکنه. آه رو با گریه برای شب نگه میدارم[ انگار پشت در ایسادن جیک نمیزنن] حرف زیاد دارم خواهش هام خیلی.{ یکی هست. همیشه نگام میکنه نمیبینمش حس میکنم} مراقبم اند هر طرف هر گوشه.  دیونگی مث تشنگی ولم نمیکنه. ادم که همیشه جدی نیسالبوم عکسا چهره های جدید ندارن. اونایی که توشن حال هم صحبت شدن با یه دیوونه کارش نقاشی و اه به گذشتهمیکوبه رو ندارن [وارد خونم میشن صداشون بلنده. بلند حرف میزنن گوش خراش صدای زیر نازک. حالا یه شعری هم میزارن خودمونی یه قری هم میدن ](اون حس داره تماشام میکنه)راز این جور زندگی کردن تو مشتمه تا یکی بیاد جلو میکوبمبفهمه راز نیس یه صندوقچس ازون گنده هاش همراه با اردنگی کلیدشم قورت دادم. پستوی خونه حقارتاشو روم رژه میره گاه میخ های فولادی تنم رو سوراخ گیج و منگ خوابم میکنن قبل این اق بابائه نو رسیدهیه خونه کوچولو داشتم یه دل کوچولو پارکینگ ماشین یکم دور بود تا اونجا صد جمله به هوا میفرستادم ظاهر معصومانه خانم همسایه آرزوش لاغری شغل حجم دار کلی دنگ فنگ نمیخوام مث اون حال سر خواروندن نداشته باشم (این درد همیشه باهام بود نمیدونم کی شروع شد ){بازم اون حس نمیدونم کیه حسش میکنم}کلوپ شبانه داستان همیشه دلخواهم یه جزیره افتابی اون دوراکیف چرم ، پوستر خواننده ها ؛ یه سگ کوچولوبه گفته همگی گاهی زندگی نامهربون میشهگاهی زندگی فکر میکنه یه زیر دست کم دارهاین زندگی پدرکشتگی نداره صورت نداره سرپوش بزاره..اما.. این تازگیا نیس از قدیم... تا بوده همین بودهعادتشه. یه جور شغل اما.  من چرا روانی شدم؟</description>
                <category>صادق داروبرد</category>
                <author>صادق داروبرد</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jan 2020 02:39:23 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>