<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های صادق عیدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@SadeghEidi</link>
        <description>یک ماجراجوی دیگر ...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:09:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3988/avatar/YCSxKR.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>صادق عیدی</title>
            <link>https://virgool.io/@SadeghEidi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چگونه و چطور دیزاین سیستم؟</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/how-to-design-system-g64teia2qxsd</link>
                <description>سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه. همونطور که قول داده بودم بعد از اینکه یک مقدار راجب دیزاین سیستم بهتون توضیح دادم الان میخوام راجب چطورگی و اینکه چگونه دیزاین سیستم خودمون رو داشته باشیم صحبت کنم.اول از همه اینکه لزوما قرار نیست همه سازمان ها و محصولات دیزاین سیستم خودشون رو داشته باشن. همونطور که تو مقاله قبلی گفتم شرکت های بزرگ دیزاین سیستم هاشون رو به عرضه گذاشتن و ما میتونیم دیزاین سیستم های اونهارو بگیریم و با کمی تغییرات از اون ها استفاده کنیم. اما اگر میخواید که دیزاین سیستم خودتون رو داشته باشید با من همراه باشید.فراهم آوری مقدمات دیزاین سیستمخب بریم تو شروع کار. شما در ابتدا نیاز دارید تا یکسری مقدمات اولیه دیزاین سیستمتون رو ایجاد کنید. این مقدمات شامل این موارد هستند:اصول و ارزش هااول از همه شما باید اصول و ارزش هایی که برند شما دنبال میکنه رو به صورت شفاهی و دایکیومنت شده بنویسید. شما باید بگید که هدف برند شما چیست؟ برند شما چه جور شخصیتی دارد؟ و سوالاتی از این دست که به شما در اجرای درست فرهنگ محصولتون کمک میکنه.ایجاد فایل دیزاین سیستمخب بعد از اون شما باید برید سراغ ایجاد کردن فایل دیزاین سیستمتون و تبدیل کردن اون به Library بدین صورت:یک فایل جدید در اسکچ ایجاد کرده.از طریق منو File/Add as library اون رو به لایبرری های اسکچتون اضافه میکنید.فایل رو از طریق Sketch cloud یا Dropbox یا هر سرویس اشتراک گذاری آنلاین دیگری با افراد دیگر در تیم به اشتراک گذارید.رنگ های برند و محصولبعد از اینکه فایل رو ایجاد و تبدیل به Library کردیم میریم سراغ رنگ های محصولمون که در برندینگ از اونها استفاده کردیم. شما باید تمام رنگ هاتون رو ایجاد کرده و سپس اون رو به صورت Style در فایل دیزاین سیستمون اضافه کنید. بدین صورت:۱- ابتدا چند شکل (Rectangle) به تعداد رنگ هایی که دارید ایجاد میکنید.۲- سپس اون هارو به به صورت Style به فایل دیزاین سیستمتون اضافه کنیداضافه کردن رنگلیست رنگ ها در استایل های فایل دیزاین سیستمدر نام گذاری رنگ ها و گروه بندی استایل ها توجه لازم رو داشته باشید و همیشه از استاندارد مشخصی برای نام گذاری هاتون استفاده کنید.تایپ فیس های لازم در پلتفرم مورد نظربعد از رنگ ها نوبت به فونت ها میرسه. شما بسته به پلتفرم هایی که دارید باید تایپ فیس های جداگانه ای داشته باشید. برای مثال شما نمیتوانید از فونت Title که در اندروید از آن استفاده میکنید نیز در دسکتاپ و وب استفاده کنید. بنابراین شما باید بر اساس هر پلتفری که دارید، تایپ فیس های مورد نیاز همون پلتفرم هم ایجاد کنید. بدین صورت:۱- ابتدا یک پلتفرم را انتخاب کنید و تایپ فیس های استاندارد مورد نیاز اون پلتفرم رو گوگل کنید. برای مثال برای iOS اگر در وبسایت Apple Developers نگاه کنید شما به چنین تایپ فیس هایی میرسید که استاندارد همین سیستم عامل میباشند. اما شما میتوانید بر اساس نیاز یا لزوم این سایز ها یا حتی تایپ فیس هارو تغییر دهید. اینها فقط استاندارد هایی هستند که پلتفرم های مختلف بر اساس اصول Accesibility و غیره بهشون رسیده اند. و شما اینکار را برای تمام پلتفرم های مورد نیاز خود انجام میدهید.تایپ فیس های استاندارد iOS۲- سپس همانند رنگ ها این تایپ فیس ها باید به فایل دیزاین سیستم شما اضافه شوند. همانند کاری که برای رنگ ها کردیم، همین کار را برای تایپ فیس ها نیز انجام میدهیم و توجه میکنیم که از نام گذاری های استانداردی استفاده میکنیم.تایپ فیس های اضافه شده به دیزاین سیستم (دیزاین سیستم iOS)آیکون هاسپس نوبت به ایکون ها میرسد که شما باید یک مجموعه از ایکون های مورد نیاز را به فایل دیزاین سیستم اضافه کرده و اونهارو به صورت Symbol درآورده و از اون ها در آینده در دیزاین محصول استفاده کنید.کامپونتت های بیسیک و اولیهبعد از اینکه این مقدمات را انجام دادید حال نوبت به کامپوننت های دیزاین سیستم شما می شود.ما در محصول یکسری کامپوننت هایی داریم که در همه محصولات استفاده می شوند و بدون تردید هر دیزاینری در محصولش از اونها استفاده میکند. این کامپوننت هارو باید دیزاین کنید و به صورت Symbol به دیزاین سیستمتون اضافه کنید.اون کاپوننت ها شامل این موارد هستند:Buttons(… Form Inputs (Text input, text area, ratio button(… Navigation (mobile navbar, bottom menu, header, footerChips and labelsList ItemsForm InputsNavigationButtons‌List Itemsکامپوننت های خاص بر اساس نیازحال زمانی که شما کامپوننت های اولیه خود را ایجاد کردید نوبت به آن است که بر اساس نیاز و محصولی که دارید شروع به ساخت کامپوننت های محصولتون کنید و اون هارو به دیزاین سیسمتون اضافه کنید.اپدیت نگه داشتنمهمترین اصل در دیزاین سیستم نگهداری و استفاده تمام کمال از اونه که شما همیشه باید در حال استفاده از اون باشید و تمام کامپوننت های شما برگرفته از دیزاین سیستمتون باشه (برخی هارو البته میشه چشم پوشی کرد. زمانی که کاربرد یک کاپوننت فقط یکجاست. در صورتی که این اتفاق باید خیلی کم بیفته چون شما باید تا جای ممکن کاپوننت های خودتون رو کم نگه دارید).چند فوت و فن در این زمینهشاید زمانی که شروع به این کار کنید از اینکه برای یک کامپوننت باید چند نوع مختلف برای حالت های مختلف اون ایجاد کنید خسته بشید. برای همین یک فوت و فنی اینجا هست که شما میتونید ازش بهره خیلی زیادی ببرید. برای مثال شما زمانی که در حال ایجاد یک ایتم لیست هستید میتونید به جای اینکه تمام حالت هاشو در کامپوننت های تک به تک ایجاد کنید، تمام اونهارو در یک کامپوننت ایجاد کنید و فقط با خاموش و روشن کردن آیتم ها کامپوننت دلخواهتون رو بسازید. به مثال زیر توجه کنید.حالت اصلی کامپوننتخاموش کردن ایتم های اضافیرسیدن به کامپوننت دلخواهاین موضوع برای خیلی از کامپوننت ها قابل استفاده است. همچنین در تغییر رنگ، حالت و خیلی از خصوصیات ظاهری کامپوننت ها از طریق Style هایی که به دیزاین سیستم اضافه کردید ممکن هستش. برای مثال برای تغییر رنگ Button یا حتی تغییر از حالت Fill به Linear.UI KITنکته مهمی که در آخر باید گفت اینه که شما باید حالت های موجود هر کامپوننت رو به صورت UI KIT در آورده و اون رو به تیم توسعه یا دیزاین تحویل داده تا بتونند بعنوان مرجعی از لیست تمام کامپوننت ها و رنگ ها و فونت سایز ها و غیره از اون استفاده کنند.Sample UI KIT from components این موضوع واقعا موضوع بزرگی هست و من سعی کردم تا حد امکان به مسایل مهمش بپردازم. امیدوارم که براتون ثمر بخش بوده باشه. اگر هر سوالی داشتید میتونید زیر همین مقاله کامنت کنید یا اینکه از طریق ایمیل با من در ارتباط باشید. sadegheidi [at] outlook . comبا انتشار این مطلب خستگی من رو از نوشتن این مقاله در میکنید D:</description>
                <category>صادق عیدی</category>
                <author>صادق عیدی</author>
                <pubDate>Fri, 24 Apr 2020 13:43:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا دیزاین سیستم؟</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/why-design-system-elbloh4frpxg</link>
                <description>امروز قراره راجب یک موضوع ضروری و مهم به اسم Design System &#40;به اختصار DS&#41; صحبت کنیم. موضوعی که این روز ها خیلی بهش توجه میشه و باید اگر تا الان به سمتش نرفتید از همین حالا برنامه ریزیشو انجام بدید و توی اولویت های کاریتون قرارش بدید.توضیح مختصرشاید تا به حال UI Kit ها و مجموعه ای از کامپوننت های یک محصول رو دیده باشید. دیزاین سیستم یک مقوله بزرگی هست که سعی میکنیم امروز بخش های مهم اون رو بررسی کنیم. دیزاین سیستم یک منبع کامل از زبان برند، رنگ ها، ایکون ها و اجزا محصول شامل Buttons, Navigation Bars, Inputs و غیره می باشد که طراحان و دولوپر ها برای توسعه محصول از اون منبع استفاده میکنند.  اینکه شما برای طراحی یک فرم در محصول از یک طراحی جدید استفاده کنید یا اینکه فرم قبلی را کپی و پیست نمایید کاری بود که قدیم ها صورت میگرفت. اما زمانی که مفهوم Components و Symbols در ابزار های طراحی و سیستم های برنامه نویسی جای خودش رو باز کرد، مفهوم دیزاین سیستم هم کم کم شکل گرفت و ما از این به بعد برای ایجاد یک فرم که شامل Input و Buttons و … میشه نیازی به اون کار های قدیم نداریم و کافیه به دیزاین سیستممون سر بزنیم و از یک Text Input جامع و اصلی استفاده کنیم که در واقع در همه جا قراره از اون استفاده کنیم.نمونه ای از کامپوننت های یک دیزاین سیستم چند سالی میگذره که اکثر شرکت های مطرح دنیا مثل گوگل، اپل، IBM، Airbnb، Microsoft و … دیزاین سیستم های خودشون رو طراحی و توسعه دادند و تمامی محصولات اون ها از همین دیزاین سیستم ها پیروی میکنند و دارای یکپارچگی کامل هستند. برخی از این شرکت ها DS هاشون رو در دسترس عموم گذاشته اند و میتونیم از اون ها برای الگوبرداری و استفاده کمک بگیریم.چند نمونه از دیزاین سیستم ها://www.carbondesignsystem.com//www.microsoft.com/design/fluent/#///ant.design//material.io/design///medium.com/@siw_grinaker/top-12-design-systems-b598368be5a6این یک توضیح مختصری از بخشی از دیزاین سیستم و مقوله دیزاین سیستم مقوله ای بسیار بزرگ و مهمه. در ادامه به فواید مهم استفاده از Design System خواهیم پرداخت. همراه باشید…بحث زمانشاید بشه گفت یکی از مهمترین بحث ها در فواید استفاده از دیزاین سیستم بحث صرفه جویی در زمان. بدین معنی که شما برای طراحی یک فیچر جدید نیازی به طراحی مجدد کامپوننت های لازم ندارید و فقط کافیه به دیزاین سیستم مراجعه کنید و از اونجا بردارید. این موضوع دقیقا در Development محصول هم صورت میگیره. چون دیگه شما نیازی به کدنویسی مجدد یک کامپوننت که از قبل نوشته شده ندارید و فقط کافیه که از کامپوننت قبلی استفاده کنید. مگر اینکه یک ماژول جدید بخواید به سیستم اضافه کنید که خب در اون صورت طراحی و دولوپ اون جداگانه انجام میشه و بعد به دیزاین سیستم اضافه میشه.بحث Consistencyموضوع Consistency یا ثبات موضوع دیگه ای هست که شما امکان داره به مرور زمان، اولین Text Input استفاده شده در فرمتون با دو ماه بعدش تفاوت هایی در ظاهر داشته باشه که این اصلا کار اصولی و استانداردی نیست. زمانی که شما از دیزاین سیستم استفاده کنید دیگه این مشکل پیش نمیاد چرا چون شما تنها یک یا دو مدل Text Input دارید که همیشه از همون ها استفاده خواهید کرد.بحث Agileشما زمانی که دیزاین سیستمتون از قبل تعریف شده باشه و اونهارو به صورت Symbol or Component تهیه کرده باشید در ابزار های طراحیتون مثل اسکچ یا ادوبی ایکس دی، زمان پیاده سازی یک صفحه جدید بعضی اوقات، کار حتی ۵ دقیقه هم نمیشه زیرا شما فقط کافیه اجزا و کامپوننت هارو کنار همدیگه بچینید و با تغییر محتوا و کمی تغییرات ریز به ایده دلخواهتون از اون صفحه برسید.بحث دوره زمونه Component هااین روز ها تمام فریم ورک ها و زبان های برنامه نویسی مثل React و Angular و … به سمت ماژولار شدن و کامپوننت بیس شدن دارن حرکت میکنند و به همین دلیل شما لازم دارید تا برای تعامل بهتر با دولوپر ها همیشه بجای اینکه هربار یک Text Input متفاوت تحویلش بدید، تنها یک دیزاین سیستم یا UI Kit از دیزاین سیستم تحویلشون بدید که داخلش نهایت یک تا دو Text Input اونهم بر اساس نیاز محصول و دیزاین قرار داده شده است.
اما چطور؟امیدوارم به اندازه کافی به اهمیت و کاربرد های DS پی برده باشید. اما راه اندازی یک دیزاین سیستم بعضا میتونه کار سختی باشه که کمی در اول کار و شروع کار برای شما گیج کننده باشه. برای همین تو مطلب آینده که به زودی منتشرش میکنم (یا اینکه در حال حاضر منتشر شده) به چگونگی ایجاد و نگهداری یک دیزاین سیستم خواهم پرداخت.در آخر بهتون پیشنهاد میکنم به این مطلب بسنده نکنید و بازهم در این مورد ریسرچ کنید.اگر هم سوالی داشتید حتما بپرسید. آرزوی بهترین هارو براتون دارم…</description>
                <category>صادق عیدی</category>
                <author>صادق عیدی</author>
                <pubDate>Thu, 16 Apr 2020 01:30:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه نیاز بازار به یک محصول را بسنجیم؟ (User Research Checklist)</title>
                <link>https://virgool.io/@SadeghEidi/user-research-xsnzo9ryoriv</link>
                <description>تحقیقات کاربری یا User Researchچند وقت پیش داشتم روی Unique value proposition یک محصولی کار میکردم و به یکسری مواردی رسیدم که بعضی هاشون از قبل وجود داشت و یکسری هاشون هم نیاز بود تا بررسی و تحلیل بشه تا داخل بک لاگ و رودمپ محصول اضافه بشه. دنبال یکسری سوالات خوب میگشتم برای تحقیقات کاربری که به یک لینک خوب برخورد کردم و واقعا سوالات خوبی در زمینه ارزیابی محصول برای بازار داشت. این سوالات توسط Sarah doody جمع آوری شده و من لیست سوالاتشو این پایین در اختیارتون قرار داده ام.قبل از اینکه شروع کنیم، یکسری نکات هست که باید بهشون توجه کنیم.مورد اول اینکه سوالات باید با پایانی باز پرسیده شوند و به مخاطب این اجازه رو بده تا حرف دلشو بزنه. برای مثال بجای اینکه بپرسیم روزی چند بار آب میخورید، میتونیم بپرسیم چه زمان هایی و چرا آب میخورید؟ توجه به این نکته باعث میشه تا به جواب های مفید تری برسیم.نیازی به پرسیدن تمام سوالات نیست و تنها بسته به هدفی که از مصاحبه دارید شروع به پرسیدن سوالات مورد نیاز کنید.برای هر پاسخی که دریافت می کنید سعی کنید با ” چرا ” و ” چرا نه ” به عمق بیشتری از داستان پی ببرید و Empathy بیشتری بتونید بین خودتون و کاربر ایجاد کنید.بریم سر وقت سوالات ... ۱- سوالات مقدمه ایاین سوالات برای این پرسیده میشن که میزان آشنایی و Empathy شما با کاربر زیاد بشه و بهتر بتونید خودتونو جای اونها قرار بدید.یک روز شما چطور میگذره؟معمولا اولین استفاده از اینترنت رو در چه زمانی از روز انجام میدید؟بیشتر از چه نرم افزار هایی استفاده میکنید؟شغل و وظیفه شما در شرکتتون چیه؟و هر سوال سبک زندگی دیگری که به در حوزه کاری شما هستش.۲- سوالات تخصصیاین سوالات به شما کمک میکنه که مشکل کاربران رو بیشتر و بهتر درک کنید و بتونید از اونها در راستای بهتر کردن دیزاینتون کمک بگیرید.ارتباط شما با حوزه X چطوره؟در حال حاضر با مشکل X چکار می کنید؟چه مقدار زمان در حال حاضر در حل این مسئله زمان میگذارید؟آخرین مرتبه ای که تلاش به حل این مسئله داشتید کی و چطور بوده است؟چه چیزی را از این راهکار بیشتر می پسندید؟بزرگترین مشکل شما با این مسئله در چیست؟چرا همچنان تلاش به رفع این مشکل می کنید؟ چرا برای شما اهمیت دارد؟چه کارهایی انجام داده اید تا به شما برای رفع این مسئله کمک کرده باشد؟سخت ترین بخش این مسئله کجاست؟این مسئله بر کدام یک از بخش های دیگر زندگی شما تاثیر گذاشه است؟چه محصولات دیگری را امتحان کرده اید؟هزینه ای برای اون محصولات پرداخته کرده اید؟ چه میزان؟چگونه با اون محصولات آشنا شدید؟چه مواردی از آن محصول را دوست و از چه مواردی متنفر هستید؟آیا به دنبال راهکارهای دیگری برای رفع این مشکل هستید؟۳- فرصت های محصولاگر شما قصد نشون دادن یک دمو از محصولتون به مشتری را دارید، میتونید این سوالات رو هم برای گرفتن بازخورد از آنها بپرسید.چه فکری راجب این محصول میکنید؟ (هنگامی که در صفحه اصلی محصول شماست)چرا فکر میکنید یک نفر باید از این محصول استفاده کنه؟به نظرتون خودتون از این محصول استفاده می کنید؟چرا فکر میکنید میتونید به این محصول اعتماد کنید؟به نظرتون چطور این محصول میتونه به شما کمک کنه؟همین امروز از این محصول استفاده می کنید؟چه چیزی میتونه افراد رو مجاب به استفاده از این محصول کنه؟چه مقدار حاضر به پرداخت برای این محصول هستید؟آیا این محصول شما را یاد محصول دیگری می اندازد؟۴- واکنش های محصولاین سوالات در واقع قراره به شما کمک کنه که ایده ها و پیشنهاداتی که اون فرد داره رو به دست بیارید. ایده آل اینه که بعد از استفاده از محصول این سوالات رو ازش بپرسید.چه چیزی از همه بیشتر برای شما جذاب بود؟سخت ترین بخش کار با این محصول کجا بود؟مورد سورپرایز کننده و یا غیر قابل توقعی برای شما داشت؟چه چیزی باید به این محصول اضافه بشه تا محصول کامل تری بشه؟به نظرتون آیا همچنان از این محصول بعد از اینکه از اینجا رفتید استفاده خواهید کرد؟این بود بخش مهمی از سوالاتی که برای تحقیقات کاربری نیاز داریم! اگر مورد خاصی در نظر داشتید که نبود و یا اگر بحث و یا سوالی دارید در بخش کامنت های همین مطلب درج کنید.ممنون از Sara doody عزیز بابت سوالات جامع و کاربردیش و ممنون از توجه شما!منبع Harvard UX Groupمطالب بیشتر در بلاگ شخصی من https://sadegheidi.ir/user-research/ </description>
                <category>صادق عیدی</category>
                <author>صادق عیدی</author>
                <pubDate>Thu, 26 Dec 2019 17:37:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انواع روش های تحقیق کاربر (User research)</title>
                <link>https://virgool.io/@SadeghEidi/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-user-research-ctxzjts5vpnw</link>
                <description>چند وقت پیش داشتم راجب یک User Interview استاندارد تحقیق میکردم که به یک مطلب خوب از وب سایت usability.gov برخوردم که راجب انواع روش های تحقیق کاربر یا همون User research نوشته بود. برای همین گفتم خوبه که این مطلب رو با شما هم به اشتراک بزارم.تحقیق کاربری چیست؟User Research تمرکز بر درک صحیح رفتار، خواسته ها و نیازمندی های کاربر دارد تا بتوانید به درک صحیح و کامل از مشتریان یا کاربران خود برسید. تحقیق کاربر بیشتر برای بهبود کاربرد پذیری محصولات یا خدمات استفاده می شود و همچنین در بازاریابی نیز نقش مهمی دارد. اطلاعات به دست آمده از تحقیقات، در پروسه طراحی محصول برای تصمیم گیری های شما نقش به سزایی دارد.چرا تحقیق کاربری (User Research)؟تصور کنید شما میخواهید یک لیوان طراحی کنید. برای اینکه به این درک برسید که افراد چه راهکارهایی برای این نیاز اتخاذ کرده بودند و تا به الان چگونه در حال گذراندن زندگی خود بدون آن بوده اند نیازمند آن هستید که با جامعه هدف خود ارتباط برقرار کنید و با گفتگو هایی در این باره که بتوانید از طریق سوالاتی به جواب و راه حل برای حل مسئله بپردازید نیاز دارید. تحقیقات کاربر روش های متفاوتی دارد که بر اساس نیاز خود باید ابزار مناسب خود را انتخاب کنید. در ادامه به این روش ها خواهم پرداخت.انواع روش های تحقیق کاربری (User Research)در اینجا به برخی از روش های مرسوم تحقیقات کاربری میپردازم:Card SortingContextual InterviewFirst Click TestingFocus GroupsExperts ReviewIndividual InterviewPrototypingSurvey(System Usability Scale (SUSTask Analysisمرتب سازی بر اساس کارت یا Card Sortingبه کاربران اجازه دهید تا اطلاعات سایت شامل معماری صفحات، دسته بندی محصولات، مراحل انجام یک کار و … را که پیش فرضی در ذهن خود دارد را بر روی کاغذ آورد تا با پیش فرض های آنها هم مسیر شوید.مصاحبه متنی و نت برداری یا Contextual Interviewشما کاربران را در هنگام انجام دادن کار مرتبط با موضوع مشاهده و گوش می کنید. این کار در محیط معمول کاربر انجام می شود و معمولا در محیط های آزمایشگاهی صورت نمی گیرد، زیرا هدف این است که رفتارهای معمول کاربر را در هنگام انجام کار مرتبط با موضوع مشاهده کنیم و به درک عمیق تری از رفتار آنها به دست آوریم.مصاحبه متنی در تحقیق کاربری (User Research) گروه های متمرکز یا Focus Groupsگروه های متمرکز در واقع جلساتی هستند که معمولا از ۵ تا ۱۰ نفر از افرادی که در فیچر، محصول یا سرویس شما مصرف کننده هستند تشکیل شده است و از طریق گفتگو هایی که حول محور های مشخص شما صورت می گیرد مواردی مشخص می شود که شما بر اساس آنها نگرش ها، باورها، خواسته ها و واکنش های آنها را نسبت به کانسپت های جدید متوجه خواهید شد.افراد در یک جلسه Focus Groupبازنگری متخصصان یا Expert Reviewsگروهی از متخصصان بر اساس استانداردی که شما مشخص می کنید شروع به بررسی محصول شما میکنند و از بخش های متفاوت تجربه کاربری نظراتشان را به شما منتقل می کنند.مصاحبه فردی یا Individual Interviewشما به وسیله سوالاتی از پیش تعیین شده به سراغ کاربر خود میروید و از آن شروع به پرسش می کنید و در این پرسش و پاسخ ها به یک همدلی با کاربر خود میرسید.مصاحبه فردی در تحقیق کاربر (User Research)نمونه سازی یا Prototypingبه افراد تیم این اجازه را میدهد تا قبل از اینکه شروع به پیاده سازی دیزاین محصول خود کنید، آن را نمونه سازی کنید و با کاربران نهایی خود تست و آزمایش کنید. یک نمونه میتواند به صورت کاغذهایی که نشانگر محصول باشد باشند تا یک HTML تعاملی که صرفا دیتاهایی نمونه را نشان میدهد.نمونه سازی در تجربه کاربری (UX) و تحقیق کاربری (User Research)پرسشنامه یا Surveyیک سری از سوالاتی که از چندین کاربر وبسایت خود میپرسید تا درباره آنها اطلاعات بیشتری به دست آورید. این پرسشنامه ها میتواند در قالب یک Google Form یا یک برگ چاپی باشد.مقیاس قابلیت استفاده سیستم یا (System Usability Scale (SUSیک ابزار برای بررسی میزان رضایت مندی و قابل استفاده بودن سیستم می باشد که به صورت های مختلفی نظیر پاپ آپ هایی در وبسایت ها یا ابزارک هایی در گوشه و کنار وب سایت ها و یا دستگاه های استند مانندی که در کنار درب های خروجی برخی مکان ها گذاشته می شود باشد.آنالیز تسک یا Task Analysisدرگیر یادگیری از طریق اهداف کاربر، شامل اینکه چه کارهایی میخواهد انجام دهد یا چه مسیری را در به انجام رساندن آن تسک و یا هدف طی می کند هستید.این ها همه روش های مرسومی هستند که طراحان تجربه کاربری در تحقیقات کاربری خود انجام می دهند. خوشحال میشوم اگر شما هم تجربه ای در انجام تحقیقات کاربر به روش های متفاوت داشته اید یا اگر نظری در رابطه با این روش ها دارید به صورت کامنت برای دیگران و من ارسال کنید.ممنونم از توجهتون به مطلب، امیدوارم اگر لذت بردید با انتشار اون داخل توییتر و دیگر شبکه های اجتماعی از من حمایت کنید!منبع مقاله: User Research Basics on Usability.gov&amp;amp;lt;br/&amp;amp;gt;تصویر: @johnschno از Unsplash https://sadegheidi.ir/user-research-methods/ </description>
                <category>صادق عیدی</category>
                <author>صادق عیدی</author>
                <pubDate>Sat, 10 Aug 2019 23:03:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۵ گناه نابخشودنی در تحقیق کاربر</title>
                <link>https://virgool.io/@SadeghEidi/%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-f4fhmgpq0tmc</link>
                <description>در حال حاضر یک چیز طبیعیه که استارتاپ های نوپا، محصولاتی رو ایجاد میکنند که بر مبنای کاربر ساخته نشده و بلکه تنها بر مبنای ایده پروری و راه حل های خفن و جذاب ایجاد شده است. و راه حل این مشکل تنها و تنها با یک تحقیق کاربر انجام دادن است که فقط نیاز به صحبت کردن و تحقیق کردن با حداقل ۵ نفر از مشتریان هدفتون دارید. Just This!اما یه عده هستن که بچه های خوبی هستن و میرن تحقیق میکنن اما باز در استیج بعدی مشکلی که اون ها بهش برمیخورند اینه که تحقیقات کاربر با کیفیتی انجام نمیدهند و بیشتر مبنا رو بر کمیت میزارند تا کیفیت.من با اون هایی کار دارم که اهمیت طراحی کاربر محور رو میدونن و میخوان که محصولشون رو برای رفع نیاز مشتریانشون طراحی و ایجاد کنند. نه برای صرفا یک ایده رو استارتاپ کردن. کسی که هدفش پول در آوردن از اون استارتاپشه به این ۷ نکته که اشتباه خیلی ها در تحقیقات کاربر هست توجه کنه تا بتونه اطلاعات خوبی رو از کاربرانش به دست بیاره:۱- ساده لوحی (Credulity)۲- تعصبات بی خود صرفا به ایده اولیه۳- تحت تاثیر قرار دادن (Bias)۴- مخالفت و دافعه به روشنفکری (Obscurantism)۵- تنبلی (Laziness)بریم ببینیم این اصلاحات نسبتا ساده چه چالش هایی رو در تحقیقات کاربری به همراه خودش داره ...ساده لوحی (Credulity)در دیکشنری ساده لوحی به معنای انتخاب یا باور داشتن بر چیزی بدون اثبات دلیل درست است. در این نظرسنجی تحقیق کاربر از آنها خواسته شد که چی میخوان (و معتقد بودن به جوابشون)در یک آزمایشی ما در یک فروشگاهی بر روی یک میز چهار جوراب ساق بلند زنانه گذاشته بودیم و با نام های A B C and D نامگذاری کرده بودیم و بالای میز نوشته بودیم &quot;نظرسنجی ارزیابی مصرف کننده - کدام یک را انتخاب میکنید؟&quot; بیشتر مردم (۴۰٪) گزینه D را انتخاب کرده بودند و تعداد کمی (۱۲٪) گزینه A را انتخاب کرده بودند.در ظاهر این یک آزمایش کاربردپذیری بود که من دارم میبینم.اما در واقع یک پیچیدگی بود و آن هم این بود که همه این جوراب ها یکسان بودند :/دلیل اصلی اینکه اکثر مردم گزینه D را انتخاب کردند یک دلیل ساده بود و آن هم تاثیر جایگذاری آن بر روی میز بود. طبق این مقاله متوجه می شوید که کاربران آن گزینه ای را بیشتر درنظر دارند که در سمت راست نمایش آن هاست (البته لازم به ذکر هست که این مسئله در زبان فارسی که از راست شروع میشه نتیجه برعکسی داره چون ذهن کاربران همه چیز را از راست به چپ اسکن میکند).اما وقتی ما از آن ها پرسیدیم که دلیل انتخاب آن برای این گزینه چه بود، همه دلایل کاملا آنی و بی منطقی را ارائه میدادند که نشان میداد آن ها ساده لوحیانی بیش نیستند!مردم فهم قابل اعتماد در فرآیندهای ذهنی خود ندارند، بنابراین نباید از آن ها مستقیما بپرسید که چه میخواهید؟تعریف من از یک تحقیق کاربر موفق، درک بینش عملی و تست پذیر به نیاز های کاربر است. این خوب نیست که از آن ها بپرسید چیو دوست دارند و چیو دوست ندارند. از آن ها سوالاتی بپرسید تا مجبور به صحبت کردن شوند و کاری کنید که صحبت هایشان ادامه پیدا کند و از ریز نکات حرف هایشان مشکلاتشان و راه حل هایشان را پیدا کنید. مثلا میتوانید بپرسید در حال حاضر این مشکل را چگونه حل میکنی؟ اگر در آینده یک راه حلی برای این مسئله پیدا بشه تو دوست داری چگونه مشکل رو حل کنه؟پس خیلی به جواب سوالات کوتاهتان اعتماد نکنید و سعی کنید از توی بحث ها و صحبت های خودشان مشکل و راه حل و نیازشون رو پیدا کنید!تعصبات بی خود صرفا به ایده اولیهاز اونجایی که ما خیلی ایدمونو دوست داریم اما باید سعی کنیم به همون اندازه خیلی به ایده اولویه توجه نکنیم چون مسلما اون چیزی نیست که همه میخوان. اون فقط چیزیه که شما میخواید!باید این دیدگاه رو داشته باشید که وقتی دارید تحقیقات کاربری انجام میدید تا جایی که میتونید باید نیاز های کاربر رو پیدا کنید و براش یک ارزشی ایجاد کنید که حاضر به هزینه کردن برای اون باشه. هیچ وقت این اشتباه رو نکنید که بخواید تو ذهن خودتون ایدتونو پرورش بدین و بعد کلی براش هزینه کنید و در نهایت ببینید جز خودتون هیچ کس حاضر به هزینه کردن برای اون محصول یا خدماتتون نیست!یک پیشنهاد دوستانه: برای اینکه قبل مصاحبه با کاربران دچار تعصب نشید بهتره که تا چند روز قبل از مصاحبه خیلی به پرورش ایده و بزرگ کردنش فکر نکرده باشید و ذهنتون درگیر چیزهایی که برای خودتون ساختید نباشه.تحت تاثیر قرار دادن (Bias)مطمئنا قبل از اینکه این مقاله رو بخونید تا حالا حداقل یک بار کتاب تست مامان رو خوندید. (اگر نخوندی مقاله رو ادامه نده و اونو بخون :/) ما باید یاد بگیریم که چطور از کاربران سوال کنیم و چطور به جوابی که مارو به راه درست هدایت میکنه برسیم. اما در حالت معمولی ما معمولا سوالاتمون رو طوری میپرسیم که به جواب دلخواهمون برسیم. این یکی از بزرگترین اشتباهاته که حتی دیده شده خیلی ها اومدن گفتن ما بر اساس داده رفتیم جلو و کاربرانمون اینو محصولمونو وقتی ازشون میپرسیدیم دوست داشتن اما نمیدونم چرا نمیخریدن؟! مشخصه وقتی ازش میپرسی این محصولو دوست داری یا نه چون تو رو ناراحت نکنه میگه اره جالب میاد بنظر. اما اگر همونجا ازش بخوای که برای این محصول پول پرداخت کنه به من و من میفته و میبینی که کلا نظر زبونیش تغییر میکنه! در کتاب تست مامان یاد میگیرید که چطور درست سوال کنید و چه سبک سوالاتی رو بپرسید و چه سبکی رو نپرسید.کهنه پرستی (Obscurantism)متاسفانه این یک اشتباه بزرگ است که مسئول تحقیق کاربران فقط یک نفر در تیم باشد و همه اطلاعات در رابطه با کاربران در سر یک نفر گنجانده شده باشد. کارولاین جرت در این باره چنین می گوید:اشتباه محقق کاربر: &quot;شغل من یاد گرفتن درباره کاربران است!&quot; بینش درست: &quot;شغل من کمک کردن به تیم درباره کاربران است!&quot;  — Caroline Jarrett (@cjforms) July 4, 2014اینکه تمام وظایف درک مشتری و تحقیق کاربر به عهده یک نفر باشد باعث این می شود که تیم، تفکر طراحی محور نداشته باشد و تنها یک طراح و محقق کاربر تفکر User Centered Design داشته باشد. این یک اشتباه بزرگ است که تیم تفکرات یکسالی نداشته باشند. یکی از وظایف محقق کاربر این است که تیم را در راسطای طراحی کاربر محور قرار دهد و تیم را درگیر این مسئله نماید.تنبلی (Laziness)تنبلی به حالت بی تمایل بودن به انجام کارهای خودمان هست. بخصوص اگر این کار یک کار تکراری باشد! این موضوع در تحقیق کاربر به این معناست که اگر یک داده ای قابلیت کپی و پیست کردن را داشت، شما از آن داده ها مجددا در پروژه جدید استفاده کنید. یکی از نمونه های بارز این موضوع میتواند در بحث تهیه و تولید پرسونا باشد.من متوجه این موضوع شده ام که به دلیل داشتن اشتراکات زیاد بین پرسوناها، افراد از نمونه های از قبل آماده خود کمک میگیرند و این باعث می شود که شما درک درستی از کاربر خود نداشته باشید. حتما نیازی نیست در تهیه پرسونا شما یک دایکیومنت جذاب و فوق العاده تهیه کنید. همین که شما درباره نیازها، اهداف، و انگیزه های کاربران خود اطلاعات داشته باشید بخش زیادی از پرسونا را تهیه کرده اید! اما بازهم تاکید میکنم که این اشتباه را نکنید که فقط و فقط خودتان در این باره ها اطلاعات و درک کافی داشته باشید! باید تمام تیم از این موضوعات درک درست و کافی را داشته باشند و همه در یک تفکر و مسیر قرار گیرند.و در نهایت یک تحقیق کاربر خوب چطور به نظر می رسد؟همانطور که این گناهان نابخشودنی را خواندید، شاید متوجه این شده باشید که آن ها از یک علت نشعت می گیرند. آن هم فرهنگ نادرست یک سازمان برای تمیز دادن یک تحقیق کاربر خوب نسبط به یک تحقیق بد.و اما یک طراحی خوب در درون مغز یک طراح حتی عالی قرار نگرفته است. بلکه در درون مغز کاربران آن محصول قرار گرفته است و شما تنها از طریق یک User Research میتوانید به درون مغز کاربران خود نفوذ کنید. البته تحقیق کاربری که آزمایش شده و قابل اطمینان باشد تا به شما یک بینش درست در رابطه با نیازهای کاربرانتان بدهد.امیدوارم که محتوای کاربردی براتون باشه و در تحقیقات کاربری بعدیتون به این نکات توجه کنید! https://sadegheidi.ir/5-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-user-research/ میتونید محتوای بیشتر من رو در وبلاگ شخصی من مطالعه کنید!برگرفته از مقاله David Travis</description>
                <category>صادق عیدی</category>
                <author>صادق عیدی</author>
                <pubDate>Sat, 13 Oct 2018 20:02:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استفاده از متد فضای سفید برای بهبود تجربه کاربری</title>
                <link>https://virgool.io/@SadeghEidi/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AA%D8%AF-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-xyuycn50ewos</link>
                <description>فضای سفید چیست؟من کاملا با این اسم مخالفم. چرا که فضای سفید لزوما نباید سفید باشه. من اسمشو میزارم طراحی حداقلی، یعنی پرهیز از اضافه کردن هرچیز اضافه ای و استفاده از ساده ترین و درعین حال زیبا ترین المنت ها برای طراحی صفحات وب و اپلیکیشن.شاید بعضی از شما ها با خود بگویید که خب طراحی بصوررت حداقلی که دیگر داخلش نمیشود از رنگ های قشتگ و المنت های جور واجور استفاده کرد اما من میگویم بله در اکثر موارد همینطور هست اما در ادامه خواهید فهمید که چرا یک طراحی حداقلی به افزایش تجربه کاربری وب سایت یا اپلیکیشن شما کمک میکند؟چرا مهم است؟طراحی حداقلی به محتوای شما فضای تنفس کشیدن می دهد.امروزه کاربران زمان کافی برای مطالعه تمام مطلب شما را ندارند مگر اینکه از آن مطلب خوششان بیاید و این موضوع زمانی صورت میگیرد که متن شما در یک مطالعه روزنامه واری (اسکن کردن) قابل فهمیدن و تاثیر گذار باشد. در ادامه خواهیم گفت که چطور طراحی حداقلی بر روی خوانا بودن و تاثیرگذار بودن محتوا میتواند اثر گذارد.طراحی حداقلی یعنی قابل استفاده بودناول از همه، طراحی حداقلی یک اصل خیلی مهم در کمک به کاربرپسند بودن یک وب سایت یا اپلیکیشن می باشد. و قطعا قابل استفاده بودن یک امر حیاتی در موفقیت یک وب سایت هست که یک چیز کاملا مشخص و اشکاری هست.سپس کاملا در نظر بگیر که هدف کاربر برای استفاده از سیستم شما چیه؟اون ها چه کسانی هستند؟چرا دارن دیدن میکنن؟و چه کاری میخوان انجام بدن؟این ها هستن سوال هایی که باید شما قبل از طراحی به اون ها جواب بدین. سپس، وقتی که شما یک هدف طراحی روشن دارید، میتونید از طراحی حداقلی استفاده کنید بعنوان یک ابزار تاثیرگذار برای رسیدن کاربر به مسیر درست و کمک کردن به اون ها جهت رسیدن به هدفشون استفاده کرد.به صفحه ورود MailChimp توجه کنید! استفاده سخاوتمندانه از طراحی حداقلی که فوق العاده واضح و صریح به کاربر میگه چه عملی باید انجام بده و هدف کاربر کاملا مشخصه.طراحی حداقلی محتوای شما رو قابل خوندن میکنهیکی از جنبه های خوب کاربرپسند بودن، قابل خوندن بودن محتوای شماست.عوامل زیادی در خوانا بودن محتوای شما شریک هستند، شامل اندازه و رنگ فونت ها یا استفاده از سرتیتر ها. طراحی حداقلی یک کلید دیگه برای رسیدن به این موضوع است که با استفاده از فاصله بین پاراگراف ها و ترتیب های متنی مختلف باعث بالا بردن خوانایی محتوای شما می شود. به محتواتون اجازه نفس کشیدن بدین. مواظب فضاهای خالی بین خطوط و فاصله بین متن های مختلف در یک فضا باشید و با این کار شما کاربر را به هضم اسان تر محتوا وادار میکنید. به همین آسانیAirows از متد فضای سفید استفاده نکرده اما فاصله بین متن ها و عنوان هارو طوری قرار داده که کاربر به آسونی میتونه مطالب رو بخونه و از خوانایی بالایی برخورداره (طراحی حداقلی و دلیل استفاده نکردن از واژه فضای سفید)طراحی حداقلی به کاربر امکان استراحت کردن میدهوب، مانند تمام جنبه های دیگر زندگی روز به روز در حال گسترش هست و متاسفانه بعضی افراد تصور میکنند باید از تمام اطلاعات و موارد جدید که بوجود می اید استفاده کامل رو بکنند، اما طراحی حداقلی میگه که شما فقط و فقط باید از مواردی که لازم دارین در حداقلی ترین حالت و همچنین در کاربردی ترین حالت ممکن از اون ها استفاده کنید.در اینجا تنها منظور ما “سادگی” در طراحی هست که میتونه تنها کلید موفقیت شما بین رقباتون باشه، چون کاربر در این نوع وب سایت ها و یا اپلیکیشن ها احساس راحتی بیشتری دارد و خیلی تمرکز بیشتری بر روی اصل محتوا دارد تا چراغونی وبسایت شما. سادگی طراحی خودتونو نگه دارین و تمرکزتونو بر روی چیزی که روش کار میکنید داشته باشید.سادگی که در Beatbox academy وجود داره به هیچ وجه حوصله سر بر نیست بلکه فقط کاربرد پذیری کاربر رو بیشتر میکنه و به کاربر حس یک استراحت رو میده که به راحتی میتونه باهاش کار کنه و فقط با المنت هایی رو به رو میشه که لازمش هست. تنها چیزی که کاربر در اینجا حس میکنه،حس آرامشیه که با کار کردن با المنت های خیلی کم صفحه براش ایجاد میشهزیبایی در سادگی طراحی عاطفی (دوست داشتنی)طراحی حداقلی میتونه المنت های دوست داشتنی و لطیفی به طراحی شما اضافه کنه.دوباره، قرار نیست که حتما از فضای سفید استفاده کنید، بلکه با استفاده از رنگ و اشکال و الگو ها زیبایی رو بوجود آورده. حتی یک عکس پس زمینه یا رنگ زمینه میتونه این حس عاطفی رو به کاربر القا کنه.حتی افکت ها، حالت های اسکرولی یا گردینت ها میتونه این هیجان رو به کاربر برسونه.استفاده و جایگذاری مناسب از رنگ ها و متن و المنت ها باعث شده در عین سادگی، زیبایی خودشو حفظ کنه و همچنین تجربه کاربری بالایی رو خلق کنه.ساندویچبجای دیدگاه صفحه خالی بعنوان مانعی از طراحی، آن را بعنوان عنصر طراحی مستقل ببینید. به دقت تصمیم بگیرید که کجا ضروری هست و کاربر چگونه به هدفش از طریق مسیری که ما ساخته اید، به سادگی و لذت هدایت می شود.کلی مطلب هست که تو سایتم منتشر کردم و هنوز در ویرگول منتشر نکردم. میتونید اون هارو هم در سایت http://SadeghEidi.ir مطالعه کنید منبع: theuxblog</description>
                <category>صادق عیدی</category>
                <author>صادق عیدی</author>
                <pubDate>Thu, 13 Sep 2018 13:14:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فضای سفید، فضای هدر شده است!</title>
                <link>https://virgool.io/@SadeghEidi/%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-yuwpn0bsz12a</link>
                <description>در طراحی صفحات وب، بخش هایی در بین عناصر صفحه وجود دارند که به فضای سفید (white space) معروف هستند که در آنها هیچ محتوایی قرار نمیگیرد و هدف اصلی آن جلب تمرکز کاربر بر محتوای اصلی و مورد نیاز آن است.خیلی افراد، این فضاها رو فضای تلف شده و پرت فرض میکنند، درحالیکه بسیار با ارزش و تاثیرگذارند.از مزایای فضای سفید :۱- به اسکن کردن (سریع و روان خوانی) متن کمک میکند :یک متن بهم ریخته و دارای اجزای غیرکاربردی و اضافی برای خواننده جذابیتی ندارد و کاربر کمتر تمایل پیدا میکند که آن را مطالعه کند.۲- عناصر صفحه را اولویت بندی میکند :لوک رابلوسکی ( Luke Wroblewski ) باور دارد که: ”به اندازه ای که محتوا اهمیت و ارزش دارد، فضای سفید هم در صفحات مهم و با ارزش اند.”فضاهای سفید، مشخص میکنند که چه چیزی از همه مهمتر است، چه چیزی ارزش توجه بیشتری دارد و چه چیزی به چه چیزی ارتباط دارد.۳- کاربران را راهنمایی میکند :فضای سفید میتواند توجه را به عنصری در صفحه جلب کند.کارلا رز آرگوئس ( Carla Rose argues ) میگوید :”فضای سفید میتواند چشم را از نقطه ای، به نقطه دیگری هدایت کند.”۴- برای تعادل و هماهنگی لازم است :جیسون سانتا ماریا ( Jason Santa Maria ) : “فضاهای خالی در صفحه، به اندازه فضاهای اشغال شده اهمیت دارند. زیرا هر بخش سفیدی، هدف و نشانه ای در صفحه دارد.”نمونه هایی از طراحی با فضاهای White Spacehttps://dribbble.com/shots/3824753-Grid-Viewhttps://dribbble.com/shots/355487https://dribbble.com/SadeghEidiمیتوانید همچنین مطلبی در زمینه طراحی حداقلی را در این صفحه مشاهده کنید.من سعی دارم که مطالب رو مفید و خلاصه انتشار کنم تا شما لپ کلام رو در کمترین زمان بگیرین ;) ممنون میشم که اگر خوشتون اومد به اشتراک بزارید و از نظرات و بحث های خوبتون در این موضوع هم استقبال میکنم.</description>
                <category>صادق عیدی</category>
                <author>صادق عیدی</author>
                <pubDate>Thu, 13 Sep 2018 12:55:36 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>