<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سعید جوزانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Saeed_jozani</link>
        <description>سعید جوزانی، یک نویسنده.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 14:05:46</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/75742/avatar/akk6J1.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سعید جوزانی</title>
            <link>https://virgool.io/@Saeed_jozani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ارباب زاده ای زخم خورده در کنار تالاب و دریا</title>
                <link>https://virgool.io/kanoondastan/%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D8%AE%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7-qqchvmoixsfc</link>
                <description>رمان «مالْوینای انزلی» نوشته ی «سعید جوزانی» به همت نشر «روزنه» به چاپ رسیده است؛ در یادداشت پشت جلد این کتاب می خوانیم«تاریخ راویِ مشاهیر است به دلخواه قومِ غالب؛ ظهور و افول‌شان، صعود و سقوط‌شان. اما داستان راویِ گمنامانِ تاریخ است به دلخواه داستان‌نویس؛ کنش و واکنش‌شان، تباهی و رستگاری‌شان.»رمان «مالوینای انزلی» روایتگر یکی از همین گمنامان است در انقلاب 57 و حوادث 58 انزلی.خشونت در بافت این رمان سطربه‌سطر ملموس است. «نصیر» ارباب‌زاده‌ای زخم‌خورده از عمویش، خانه و دیار را ترک می‌کند و از تالش راهی بندرپهلوی(انزلی) می‌شود تا در بلبشویی که انتظارش را می‌کشد، بساط انتقام و التیام این زخم را فراهم کند. مصائب مدام در شهری غریب از او نصیری کینه‌توز و سخت می‌سازد. تا اینکه با پیرمرد و دختری به نام «مالوینا» از جامعه‌ی ارامنه‌ی بندرپهلوی آشنا شده و مسیر زندگی‌اش تغییر می‌یابد.سعید جوزانی متولد و ساکن انزلی است و از اعضای «کانون داستان چهارشنبه‌ی رشت» که تاکنون مجموعه‌داستان «سال دو فصل دارد» از این نویسنده منتشر شده است!</description>
                <category>سعید جوزانی</category>
                <author>سعید جوزانی</author>
                <pubDate>Mon, 28 Oct 2019 22:52:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان‌هایی که سایه تاریخ را روایت می‌کنند...</title>
                <link>https://virgool.io/kanoondastan/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-ryuvrodjwyti</link>
                <description>سال دو فصل داردسرویس فرهنگ و ادبیات هنرآنلاین «1397/12/4». سعید جوزانی نویسنده، درباره کتاب &quot;سال دو فصل دارد&quot; به هنرآنلاین گفت: تاریخ همیشه برایم مفهومی ازلی ‌ابدی داشته و همواره بخش عمده‌ای از دغدغه‌های ذهنی مرا به خود معطوف کرده است؛ این که بر پیشینیان ما چه گذشت، چطور زندگی کرده‌اند، مشغولیت‌های درونی و بیرونی‌شان چه بود و آن‌ها چه تجربیاتی برای ما باقی گذاشتند و ما چگونه از این تجربیات که گاه دردناک بوده و گاه به قیمتی گزاف به‌دست آمده، به‌ نفع بهتر شدن حال‌مان استفاده کنیم، موضوعی بوده که سبب‌ساز نگاه جدی‌ام به تاریخ بوده است.او با این توضیح که با نگاهی اجمالی به هزاره‌ها، قرن‌ها و دهه‌های پیشین سرزمین‌مان به وضوح درمی‌یابیم که تاریخ ما سرشار از گسست بوده، ادامه داد: به بیان دیگر تا سلسله‌ای آمده و خواسته آباد کند و پایه‌های حکومتش را مستحکم، سلسله‌ای دیگر می‌آمده و با جنگ و خون و خشونت آن دیگری را از بیخ و بن نابود می‌کرده و تمام نشانه‌ها را از بین می‌برده و ویرانی پشت ویرانی. این دور سرگردانی انگار سرنوشت محتوم تاریخ ما است.جوزانی با بیان این که اگر بخواهیم تاریخ را به‌ صورت امری کلی و اصلی در نظر آوریم، می‌شود مفاهیم فرعی و اصلی را از آن استخراج کرد، افزود: مفاهیمی مانند پیروزی، شکست، خشونت، ثبات، انفعال، صلح، جنگ، نفرت و البته ناکامی محتوای کتاب &quot;سال دو فصل دارد&quot; را تشکیل می‌دهند.او با این توضیح که کتاب &quot;سال دو فصل دارد&quot; از چهار داستان کوتاه‌ و بلند تشکیل شده، تصریح کرد: &quot;سوز زمستان تالش&quot;، &quot;داغ تابستان بندر پهلوی&quot;، &quot;داغ تابستان رشت&quot; و &quot;سوز زمستان سیاهکل&quot; عناوین این داستان‌ها هستند.جوزانی با بیان این که داستان‌ها به لحاظ درون‌مایه و جغرافیا، اشتراک مضمون دارند، اظهار داشت: هر داستان در مکانی مشخص از جغرافیای خطه‌ گیلان روی می‌دهد؛ به این ترتیب که یک بزنگاه مهم تاریخی محور قرار می‌گیرد و سایر حوادث و شخصیت‌ها حول این محور در حرکت هستند. داستان اول به ماجرای بریدن سر میرزا کوچک از جسد منجمدشده‌اش اختصاص دارد و در تالش به وقوع می‌پیوندد. داستان دوم به شهریور 1320 و رژه‌ سربازان روس در خیابان گلستان بندر پهلوی، داستان سوم به کودتای 28 مرداد و تبعات آن در رشت و داستان چهارم به ماجرای تصرف پاسگاه سیاهکل توسط گروهی از اعضای سازمان چریک‌های فدایی خلق اختصاص دارد.او درباره چگونگی نوشتن این کتاب توضیح داد: مدت 10 ‌سال وظیفه‌ مراقبت از پدربزرگم را داشتم. او دو سال پایانی عمرش را به بیماری آلزایمر مبتلا شد. اما پیش از آن حافظه‌ عجیبی داشت که مثل ساعت کار می‌کرد. با آن حافظه‌ بصری قوی‌شان از گذشته‌ دور و تجربه‌ زیستی‌شان ساعت‌ها برایم حرف می‌زدند. در خلال این حرف‌ها متوجه شدم که این مرورها و تصاویر هر کدام داستانی در خود دارد که حیف است نانوشته باقی بماند. ایده‌های کلی پدربزرگ را جزبه‌جز پرورش دادم و از درونش داستان‌هایی در ساحت تاریخ استخراج کردم.جوزانی اضافه کرد: داستان‌هایی که صرفا ساختی مستند و تاریخی نداشته و روایتی سایه‌وار از تاریخ را حکایت کند. به بیان دیگر نمی‌خواستم چیزی که در کتب تاریخی و در فیلم‌ها و سریال‌های صداوسیما مشاهده می‌شود در این اثر هم بازتولید شود. این شد که تصمیم گرفتم روایت خودم را بسازم حتی اگر با حقایق تاریخی عنوان شده منافات داشته باشد.او با بیان این که شخصیت‌های داستان‌ها همگی در حاشیه‌ تاریخ حرکت می‌کنند و مدام دچار از دست‌دادگی و ناکامی‌اند، گفت: معتقدم جبر تاریخ و جغرافیا آن‌قدر مقتدر است که مجال تغییر و تطابق آدم‌های درحاشیه‌ مانده را نمی‌دهد. وقتی در زمستان 1392 اولین داستان این مجموعه را نوشتم فکر کردم این امکان وجود دارد که از همین الگو برای نوشتن داستان‌های بعد هم پیروی کرد و در بازنویسی‌های بعد، آنچه شد که قرار است منتشر شود. پس از هر بار بازنویسی کتاب را برای نویسندگان و منتقدان خوش‌نامی مثل زنده‌یاد کورش اسدی، محمد تقوی و کیهان خانجانی ارسال می‌کردم و از نظرات‌شان برای بهبود کار بهره می‌بردم.جوزانی افزود: کتاب &quot;سال دو فصل دارد&quot;  به زودی توسط انتشارات افراز منتشر خواهد شد.او این روزها مشغول بازنویسی رمانی است که به تاریخ و هنر مجسمه‌سازی اختصاص دارد.سعید جوزانی در بندرانزلی به دنیا آمده و در این شهر سکونت دارد. او از سال 1390 در کانون داستان &quot;چهارشنبه‌ رشت&quot; به سرپرستی‌ کیهان خانجانی شرکت می‌کند و از این تاریخ عضو پیوسته‌ این کانون است.  http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-8/131456-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%BA%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B7%D9%87-%DA%AF%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86 </description>
                <category>سعید جوزانی</category>
                <author>سعید جوزانی</author>
                <pubDate>Sat, 12 Oct 2019 13:02:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عکس‌های قدیمیِ بهار</title>
                <link>https://virgool.io/@Saeed_jozani/%D8%B9%DA%A9%D8%B3%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%90-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-y1yimq4sueqq</link>
                <description>عکس‌های قدیمیِ بهار در جیب‌مان مانده         هر چه بیش‌تر می‌گذرد کم‌رنگ‌تر می‌شوندغریبه‌تر می‌شوندشاید این باغِ ما بوده استچه باغی؟دهانی که می‌گوید دوست‌ات می‌دارم چه شکل است؟دست‌هایی که پتو را می‌کشند تا روی شانه‌ات چه شکل‌اند؟یادمان نمی‌آید تنها   صدای روشنی را در شب به یاد می‌آوریمصدای آرامی می‌گوید آزادی...می‌گوید صلح.شعری از یانیس ریتسوسشاعر یونانیYiannis Ritsos</description>
                <category>سعید جوزانی</category>
                <author>سعید جوزانی</author>
                <pubDate>Sun, 06 Oct 2019 22:20:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نکاتی در مورد سگ آندلسی ، اولین فیلم سورئال سینما</title>
                <link>https://virgool.io/kanoondastan/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B3%DA%AF-%D8%A2%D9%86%D8%AF%D9%84%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D8%A6%D8%A7%D9%84-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-lqpus6lzfww8</link>
                <description>سگ آندلسى بر مبناى رؤیاهاى سالوادور دالى و لوئیس بونوئل شکل گرفت و مانیفست سینمایى سوررآلیست‏ها بود و از معدود فیلم‏هایى از این دست که مورد تأیید آندره برتون، از سردمداران نهضت، قرار گرفت. در سگ آندلسى البته نه از سگ خبرى هست و نه از آندلس. نام فیلم به طور کنایى از اشعار شخصى بونوئل اقتباس شده است.سگ اندلسی( 1929م)،حاصل همکاری بونوئل با هنرمند سورئال «سالوادور دالی» بود.سالوادر دالیوقتی بونوئل چند روزی را در خانه دالی گذراند با او درباره رویاهایش صحبت کرد. به ویژه رویایی که در آن می دید یک تکه ابر باریک ماه را از وسط می برد مثل تیغی که کره چشمی را می برد. دالی متقابلا گفت که شب قبل یک دست پر از مورچه را در خواب دیده و اضافه کرد که چه اشکالی دارد اگر فیلمی درباره رویاهایشان بسازند.لوئیس بونوئلآنها فیلمنامه را با هم نوشتند و بونوئل، بودجه کم فیلم را از مادرش گرفت و آن را کارگردانی کرد. فیلمبرداری در ظرف چند روز تمام شد.نه عنوان و نه هیچ چیز دیگری در این فیلم، قصد بر انگیختن احساسات را نداشتند. با این وجود یکی از مشهور ترین فیلم های کوتاه تاریخ سینما است. هر کس که کمی به تاریخ سینما علاقمند باشد این فیلم را دیر یا زود، و معمولا چندین بار، می بیند.سگ اندلسی با امید ایجاد یک شوک انقلابی در جامعه ساخته شد.سگ آندلسی« ادو کابرو»، منتقد سینما درباره آن نوشته است:«برای اولین بار در تاریخ سینما یک کارگردان سعی در سرگرم کردن تماشاگرانش نداشت بلکه سعی کرد به پتانسیل های جدی تر تماشاگران نزدیک شود.»تکنیک های بونوئل و سکانس های مشهورش مثل، سکانس بریدن کره چشم و یا سکانس مردی که پیانویی را همراه با دو کشیش و دو الاغ مرده روی آن می کشد، شوک زیادی در جریان اصلی سینما ایجاد کرد.بد نیست به یاد بیاوریم که سگ اندلسی را بونوئل و دالی پیر و جا افتاده ای که در عکس ها می بینیم نساخته اند، بلکه حاصل همکاری دو جوان سرسخت ( کله خراب) دهه بیست و سرمست از آزادی های پاریس است.لوئیس بونوئلسالوادور دالی</description>
                <category>سعید جوزانی</category>
                <author>سعید جوزانی</author>
                <pubDate>Thu, 03 Oct 2019 09:09:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ادبیات جهان را چگونه بخوانیم</title>
                <link>https://virgool.io/kanoondastan/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-aqtbsdpatjfo</link>
                <description>دیوید دمراشضرورت خواندن کتاب حاضر می تواند این باشد که اگر بدانیم دیگران چرا و چگونه ادبیات جهان را می خوانند، اگر بدانیم در عرصه ی امروز ادبیات جهان چه سنجه و سلیقه ای غالب است، اگر بدانیم جهان انگلیسی زبان در پی چه عناصری سراغ ادبیات سایر زبانها می آید، بتوانیم خود را به قافله ی جهانی ادبیات برسانیم. در کتاب حاضر، دیوید دمراش دانش جامع و عمیق و تجربه ی سالها تدریس خود را به کار می گیرد تا با زبانی سهل و ممتنع و شفاف به ما بیاموزد که چه طور ادبیات جهان را بخوانیم و چه طور بخشی از ادبیات جهان باشیم.شبنم بزرگیادبیات جهان را چگونه بخوانیم!نویسنده: دیوید دمراشترجمه: شبنم بزرگیپنشر: چشمه - درباره ادبیات</description>
                <category>سعید جوزانی</category>
                <author>سعید جوزانی</author>
                <pubDate>Tue, 01 Oct 2019 22:25:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قربانیان اصلاحات از نوعی ارضی</title>
                <link>https://virgool.io/kanoondastan/%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B6%DB%8C-d9df0qgoqcaj</link>
                <description>یکی از مهم‌ترین بخش‌های یک رمان ادبی ارجاعات تاریخی است که آن رمان دارد و برهه‌ای که روایت می‌کند. زمان روایی یک رمان می‌تواند اتفاقاتی در زمان حال باشد اما هر رمان فارغ از موضوعی که دارد، بخشی از آن به گذشته کاراکترهای آن بازمی‌گردد. این گذشته بنا به فاصله زمانی که از حال دارد می‌تواند به عنوان حافظه تاریخی رمان تلقی شود. این حافظه تاریخی در برخی از رمان‌ها مربوط به تاریخ معاصر است و در برخی دیگر به تاریخ باستانی‌تری می‌رسد.ما را با برف نوشته‌اندرمان «ما را با برف نوشته‌اند» نوشته نسیم توسلی اثری است که به هر دو برهه تاریخ می‌پردازد؛‌ تاریخ معاصر و تاریخ باستان. زمان روایت این رمان حال است و راوی با فعل مضارع که مختص فیلمنامه‌نویسی است،‌ قصه خود را برای خواننده روایت می‌کند. راوی در خلال بیان قصه زندگی خود مدام از یک کاراکتر تاریخی نام می‌برد و او را در نقاط عطف روایت خود وارد می‌کند؛‌ شخصیتی تاریخی به نام «نادر شاه افشار». پادشاهی که نامش برای هر ایرانی یادآور فتح و کشورگشایی است. هر جا راوی به در بسته می‌خورد این پادشاه به خیالاتش وارد می‌شود و او را از نومیدی که گرفتارش است می‌رهاند:«هنوز نمی‌دانم چرا نادرشاه آمده بود توی خواب‌هایم و ولم نمی‌کرد. بعد هم یک باره دیگر نیامد. هر چه کردم خواب‌ها برنگشتند. انگار با آمدن یک نفر، نفر دیگر تمام شود. قبل از آمدن عماد نادرشاه هر شب بود. نشسته بر اسب ترکمن بلندپایی که یال سیاهش چشم‌ها را پوشانده، کلاه رزم به سر و لباس جنگ به تن،‌ با تبرزینی که انگار الان از بریدن گردن‌های بسیار برگشته، انگار نه انگار که آمده باشد برای عرض ارادت به دختری که عاشقش شده...»انتخاب شخصیت نادرشاه برای یک روایت تاریخی موازی با زمان حال در این رمان اتفاقی و از سر تصادف نیست. نادرشاه متولد درگز و از ایلات خراسان بوده است. شخصیت اصلی این رمان، بهار حریرچی،‌ یعنی همان راوی، نوه شخصی است که در گذشته‌ای نه چندان دور مالک کلاته‌های قزلق و چمگرد درگز خراسان بوده است.اصلاحات ارضی انقلاب سفیدتاریخ معاصر ایران دربرگیرنده حوادث بسیاری است که هر کدام به تنهایی می‌تواند موضوع یک مقاله،‌ تحقیق و اثری ادبی باشد. یکی از این حوادث و برگ‌های مهم تاریخی، انقلاب سفید است که می‌‌توان از آن به عنوان یکی از نقاط عطف حکومت پهلوی نام برد. انقلاب سفید یا انقلاب شاه و مردم نام یک سلسله تغییرات اقتصادی و اجتماعی شامل اصول نوزده‌گانه است که در دوره  نخست وزیران وقت علی امینی، اسدالله علم، حسنعلی منصور و امیرعباس هویدا در ایران به تحقق پیوست. یکی از این اصول اصلاحات ارضی و الغای نظام ارباب رعیتی است که گذشته تاریخی کاراکترهای رمان «ما را با برف نوشته‌اند» را رقم می‌زند. نکته جالب توجه این رمان در این است که معمولا در فیلم‌ها و داستان‌هایی که از این واقعه تاریخی اقتباس شده‌اند، بیشتر به رعیت‌ها و رنج‌ها و ظلم‌هایی که بر آنان رفته پرداخته شده است اما در این رمان صحبت‌ از زمین‌ها و سرمایه از دست رفته فرزندان و نوادگان این ارباب‌هاست.«... یه چیزهایی شنیدی ولی نمی‌دونی سر امثال ما چی اومد. اصلاحات ارضی ده سال طول کشید تا اجرایی بشه. یواش‌یواش زمزمه‌ش دهن‌به‌دهن چرخید. پونزده سالم بود که تبش درگز رو گرفت، بعد هم کلاته‌های آقاجان. جلوش اسم انقلاب سفید رو کسی می‌آورد می‌داد ببندش به فلک.»این رمان بخشی از زندگی دختر جوانی را روایت می‌کند که امروز برای رسیدن به بخشی از خواسته‌ها و جامه عمل پوشاندن به آرزوهایش،‌ سخت نیازمند این سرمایه و زمین‌های از دست رفته است:«روز آخر که با حکم تخلیه و مامور دادگستری و تاج‌الدینی وکیل برای بیرون کردن سادقلی رفتیم، پسرش معرکه گرفت: «شما طاغوتی‌ها یک عمر خون مردم را توی شیشه کردید، حالا هم دست بردار نیستید. پنبه‌ی‌ شما از پینه‌ی دست ماست. ماشین شما از کفش پاره‌ی ماست، ما پابرهنه‌ها شما را ارباب کردیم، این انقلاب حاصل خون ماست. ظلم بی‌جواب نمی‌ماند ارباب‌زاده.»رمان «ما را با برف نوشته‌اند» بیش از هر چیز قصه رعیت‌هایی است که روزی ارباب‌زاده بوده‌اند. ارباب‌زاده‌هایی که در برخورد با سرمایه‌داران معاصر خود چه به لحاظ مالی و چه به لحاظ روحی کم آورده‌اند و در پی بازگرداندن این غرور و سرمایه از دست رفته‌اند:«خیلی زودتر از آنچه فکرش را بکنم توی کارخانه پدر عماد مشغول به کار شدم. زیر دستور بافت تمام طاقه‌پارچه‌هایی را امضا کردم که با یک مشت الیاف مزخرف و پوسیده و با طرح‌ها و نقشه‌های من‌درآوردی بافته شد. با طاقه‌هایی که از چشم‌باریک‌های چینی خریداری می‌شد و به اسم تولید داخلی و با وام‌های کلان دولتی فقط و فقط مارک تولید الماس بافت گیلان را یدک می‌کشید؛ من همه‌ی این‌ها را می‌دانم اما خودم را به آن راه زده‌ام. چشم‌هام را بسته بودم و بزرگ‌ترین دغدغه‌ام این بود که توی این کارخانه بمانم و شاید این‌طور همه‌ی آن از دست رفته‌ها را دوباره پس بگیرم.»این رمان در کنار ارجاعات تاریخی که دارد از موضوع اصلی هر داستانی نیز غافل نمی‌ماند و عشق هسته مرکزی آن را تشکیل می‌دهد:« عماد پشت میز معاون حوزه صنعت نشسته است... عماد دستم را گرفته و دنبال خودش از پله‌پله های ماسوله بالا می‌کشد. عماد توی تاریکی بلوار انزلی چشم‌هایش را می‌بندد و انگشت‌های باریکم را می بوسد. عماد لجباز، عمادکت شلوارپوش اتوکشیده، عماد حرف گوش کن... همه‌ی شهر عماد می‌شوند و عین قارچ جلوی رویم بالا می‌آیند، چشم باز می‌کنم. گیج شده‌ام و نمی‌دانم باید چه کار کنم...»رمان در معنای کلاسیک خود داستان زندگی چند نسل را روایت می‌کند که در نقطه‌ای سرنوشت آن‌ها به هم گره می‌خورد. بازه زمانی که هر نویسنده برای روایت خود برمی‌گزیند،‌ حجم رمان او را در نهایت رقم می‌زند. نوول و رمان کوتاه از انواعی هستند که امروز در ادبیات کشورهای مختلف جهان به خصوص فرانسه بسیار رایج اند. بازه زمانی روایت «ما را با برف نوشته‌اند» چندان طولانی نیست اما به نوعی زندگی چند نسل و سرنوشت آبا و اجدادی کاراکترهای اصلی در آن تصویر می‌شود و نویسنده در فلاش‌بک‌ها و دیالوگ‌های ردوبدل شده میان کاراکترها و راوی اول شخص خود که قهرمان رمان است، این اطلاعات را به خواننده می‌دهد. در انتهای این رمان می‌خوانیم:«قدم می‌گذارم روی برف و فکر می‌کنم گذشت زمان و رفت‌وآمد نسل‌ها چیزی را تغییر نمی‌دهد، فقط شکل آدم‌هاست که عوض می شود، حتی اگر من مثل بابا فکر نکنم یا عماد مثل حاجی خیری. اما ما فرزندان همان پدرانیم.</description>
                <category>سعید جوزانی</category>
                <author>سعید جوزانی</author>
                <pubDate>Mon, 30 Sep 2019 09:52:40 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>