<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سعید عملی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@SaeidAmali</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:55:52</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/26924/avatar/lEGWbG.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سعید عملی</title>
            <link>https://virgool.io/@SaeidAmali</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چند جمله پیرامون فیلم جنگل پرتقال.</title>
                <link>https://virgool.io/@SaeidAmali/%DA%86%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%84-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D8%BA%D8%A7%D9%84-njsh80bda7ol</link>
                <description> این متن  نقد نیست. نگارنده تلاش دارد در این چند پاراگراف از منظر یک مخاطب سینما به جنگل پرتقال فیلمی در ستایش  غرور،عشق و عصیان و آرمان های منکوب شده نگاه بیندازد.ما و نسل امروز به دلیل فرهنگ، زمانه و عوامل مختلف دیگر  از احساساتیگری  بیزاریم. ولی مگر نه اینکه با فیلمها ، به تمایلات و احساسات سرکوب شده مان دمی اجازه می دهیم تا سر برآورند و قدری لذتی ناب به یادگار بریم. وا حسرتا که چه بر سر سینما و فیلمهای این دیار آمده که سالها و دهه ها بایستی با خزعبلات متوهم گونه فیلم ساز نماهای به ظاهر دغدغه مند شبه رئالیستی چشم بدوزیم و بسازیم و دم نزنیم تا چشممان به جمال جنگل پرتقال ها بشکفد و لذت ببریم و بیاموزیم.این رو باید یاد بگیری که آدم ها آسیب می بینند.آرمان خوانساریان ، رسول صدر عاملی، سارا بهرامی و پدیده ی بازیگری  به نام میر سعید مولویان در درامی درخشان و رشک برانگیز گردهم می آیند تا زنده بودن سینمای اصیل را به ما  نوید دوباره دهند.جنگل پرتقال همان لحن آثار کوتاه خوانساریان را به همراه دارد که  قوام  یافته تر شده است. لحنی سرشار از رگه های طنز سیاه،ریز کنش های واقعی نما و بازی در سکوت که تبدیل به سبک  آثار خوانساریان شده است که در جنگل پرتقال دقیق و به روزتر طراحی شده اند. فیلم با حرکت بروی لبه تیغ از بین درام هایی که از یک سو ممکن است گرفتار سانتیمانتالیسم سوزناک ارتجاعی شوند و از سوی دیگر به فیلمهای سبک اجتماعی سریالی امروزی تبدیل شوند عبور می کند و با زیرکی می تواند اثری شاعرانه مخصوص به خود بسازند در بستر زمانه و حال روزگار.درام جنگل پرتقال از جایی آغاز می شود که نه قهقرای شخصیت است  و نه اوج او بلکه نقطه میانه شخصیت سهراب است و این انتخابی سخت برای فیلمنامه نویس است. پیشه شخصیت، ضعف و نیاز او به صورت ماهرانه در همان سکانس اول لا به لای کنش و واکنش های سهراب در کلاس و دفتر آشکار می شود. قصه حرکتش را شروع و ما را با موسیقی تیتراژ به پرده دوم داستان که همان سفر ناخواسته سهراب به تنکابن است پرتاب می کند . گذشته سهراب به مرور یقه مخاطب را چسبیده و افشاها به صورت قطره چکانی، تابلو پازل گونه شخصیت نیمه مخوف او را برایمان تداعی کرده به طوری که روایت محملی می شود تا اوج و فرودهای پیرنگ در منحنی شخصیت سهراب مدام و مدام از عرش به فرش و بالعکس رنگ آمیزی شود . سهراب را با همه پستی و بلندی های شخصیتش باور می کنیم و با او به همدلی می کنیم همچنین عاصی گری ها و خلاف واقع نمایی های سهراب را می پذیریم تا جایی که به تقاص همه بدی هایش ، سر می تراشد ( استعاره ای از سر دادن در راه عشق و پاکی.) جوری که ما در دل آرزو می کنیم یار او را بپذیرد ولی مهاجرت مریم غافلگیری دیگری است که باعث می شود تلاش شکست خورده دیگری بر کارنامه سهراب آرمان خواه ثبت شود. زنده باد به خوانساریان که پایان خوش را که خوشایند گیشه و مخاطب آسان گیر امروزی است را فدای پایان اصیل و تامل برانگیز درام زیبایش نمی کند.پایان فیلم بار دیگر تاییدی است که فیلمها برای پایانشان ساخته می شوند و چه خوب که فیلمنامه نویس جنگل پرتقال از هر گونه اغراق پرهیز می کند تا مخاطب را در ورطه قضاوت نبرد مثال آن صحنه که باد در مدرک لیسانس پیچیده و به بازی می گیردش شبیه بازی سرنوشت که در 24 ساعت گذشته روزگار با سهراب تا کرده است. ولی سهراب سهل و ممتنع ،مدرک را دوباره به ماشین بر می گرداند چرا که اگر مدرک را باد با خود می برد و بی  اعتنایی سهراب را شاهد بودیم منطق جرقه اولیه داستان فرو می پاشید. کارگردانی جنگل پرتقال جلوه گری نمی کند و اصلا نشانی از خام دستی یا شتابزدگی های یک کارگردان فیلم اولی نمی دهد. پلان های سوبژکتیو سهراب باعث می شود در عین حال که با فیلمی رئالیستی روبرویی، لطافت  پنهان  روح سهراب را که درگیر فسردگی است را به نمایش بگذارد و حس کند. مثال آنجا که  در مغازه تایپ و تکثیر در حالی که سهراب، شادمان از این جهت که  مریم را در ماشین دارد و نوای دستگاهی که صفحات اثرش را تکثیر می کنند، چشم به تابلو جاده الموت دارد که به نظر او را فرا می خواند.بخش زیادی از به بار نشستن فیلم مدیون انتخاب درست بازیگران و اجرای بازیگران اصلی به ویژه میر سعید مولویان می باشد. ریخت سهراب در برابر زیبایی غریب مریم به درستی تضاد آنها را نشان می دهد . هر دو بازیگر  با کمک از وجهه بیرونی این کاراکتر به ارائه ای دنیای ظریف از بازیگری می رسند در محملی از دیالوگ و کنش های احساسی که زیر متن فیلم را برجسته و درام را عمیق می کند. چشم های قضاوت گر و استایل سرد میر سعید به درستی به کمک او آمده تا کاراکتر سهراب آنچنان بر قد و قامت او بنشیند که سخت می توان این دو را از هم جدا دانست و فراموش کرد. شخصیت عصیان گر سهراب با مواجه با هر کدام از آدم های فرعی قصه ، فردیت اش را بارها به رخ می کشد و تبریک به خوانساریان برای خلق اینچنین کاراکتر چند بعدی و نه چندان دور از ما آدم های بیرون فیلم ها.گریم سارا بهرامی و انتخاب و جسارت او برای پذیرش این طراحی گریم، او را از دختر آرمانی قصه های عاشقانه که مخاطب را در همان نگاه اول عاشق خود می کند دور می کند و این انتخاب باعث می شود به فردیتی یکتا در میان نقش هایی که تاکنون به بازی پرداخته برسد. همچنین این انتخاب باعث می شود اجرای سختی را در ادامه داشته باشد اجرایی سرشار از بغض و  طلب و فریاد زن شرقی زمانه. با این وجود بهرامی با استفاده از پتانسیل چهره زنانه خاصش که رنگی از غرور طبقات پایین جامعه را هنوز در زیر پنهان دارد و با استفاده از کلام و خنده های آهنگین مخصوصش ، نه تنها مریم از دختری غرغرو  دور می کند بلکه به فراست و انتخاب های او همدل و همراه می کند و این همراهی مخاطب پاداشی است برای میر سعید مولویان و سارا بهرامی دوست داشتنی.در مورد موسیقی متن همین کوتاه و مختصر اینکه در سکانس آغازین و پایانی با استفاده دقیق از موسیقی که ترانه ای است که در پرده میانی فیلم شنیده ایم،لایه ای دیگری از زیر متن فیلم را برجسته می نماید که کمتر در این سالها دیده و شنیده بودیم.رمز و رازهای موفقیت جنگل پرتقال باقی می ماند مثل همه فیلم های عالی و مثل همه آثار هنری دیگر که هر چه بیشتر از آنها سر در می آوریم بیشتر پی می بریم قدرت شان همچنان باقی است.بعضی از فیلم های محبوب و به یاد ماندنی بازیگری عالی دارند؛ بعضی دیگر کارگردانیِ عالی یا جلوه های ویزه عالی یا صحنه های اکشنِ عالی. بعضی فیلمبرداری ،تدوین، نورپردازی ،موسیقی ،طراحی لباس یا طراحیِ صحنه شان عالی است. اما احساسات است که اساس همه فیلم های محبوب به یادماندنی است. وقتی احساسات فیلمسازها،احساسات بازیگرها و احساسات مخاطب هم نوا شود، فرصت عظمت پیش می آید.</description>
                <category>سعید عملی</category>
                <author>سعید عملی</author>
                <pubDate>Sun, 31 Mar 2024 01:26:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لیــــــــــستِ پیشنهادیِ کتاب</title>
                <link>https://virgool.io/MePlusBook/%D9%84%DB%8C%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D8%B3%D8%AA%D9%90-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%90-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-yisvogfdudaq</link>
                <description>یکی از دوستان که باخبرِ من یه چیز میزایی در هفته میخونم ، اصرار کرد که یه لیست کتاب بهش معرفی کنم و من اولش برای رفع تکلیف ولی بعد با کمی وجدان درد این عزیزان رو پیشنهاد دادم.البته این سیاهه تا هزارتا هم می تونست ادامه پیدا کنه. شما هم اگر یه وقت از کوچه ایناها گذر کردین و گذرتون به کلبه کتابفروشا افتاد یه سری به این کتابا بزنین...بعضی هاشون سالهای سالِ که گوشه دل من جا خوش کردن... عین یه رفیق!.پ.ن. توضیحات جلوی عناوین بداهه و ممکنِ در ظاهر(و ایضاً در باطن)بی ربط باشه.لیست کتابهای پیشنهادی به یک دوست.مهر 1400سعید عملی· شهری چون آلیس - نویل شوت-رمان(یه رمان عامه پسند روبه بالا)· زوال خانواده دلیان-امیل مانو-رمان(رمان خونای حرفه ای، رمانای خوبو، #بو-می-کِشند!)· پرنده خارزار-کالین مکالو-رمان(بهترین رمان استرالیایی که خوندم #قصه گو)· هرم-هنینگ مانکل-رمان(استاد قصه گوی سوئدی-جاسوسی و جنایی نویس)· مکبث- یو نسبو- رمان· دارودسته ی اسمایلی – جان لوکاره- سعید کلاتی- رمان· مجوس-جان فاولز- پیمان خاکسار-رمان· شوایک-ترجمه کمال ظاهری-رمان طنز(هر کی شوایک رو نخونده یه تَختش زیاده به نظرم!)· پاپیون- هانری شاریر-رمان(نیاز به تعریف نداره... از فیلمش قطعاً والاترِ)· عطر خوش مرگ-آریاگا- رمان(21 گرم)· یک زندگی دیگر-آلبرتو موراویا-داستان کوتاه طنز(وای که چقدر این موراویا داستاناش زنونه س)· زيباترين کتاب جهان-اریک امانول اسمیت-داستان کوتاه· ساعت جزر و مد– ترجمه زهره خلیلی.داستان کوتاه ژاپنی.· مردی که دوپای چپ داشت- پی جی وودهاوس-داستان کوتاه طنز.· تکنیک بازیگری- سنفورد مایزنر-سینما.· مرگ تخصص- تام نیکولز-· فیل آبی – محمد حسین نیرومند- ایده یابی-(واسه هر درد بی درمانی یه فیل رو می کنه!).</description>
                <category>سعید عملی</category>
                <author>سعید عملی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Oct 2021 23:30:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>20 روش کُشتن به وسیله دارت!</title>
                <link>https://virgool.io/@SaeidAmali/20-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D9%8F%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AA-wc48mukaoefi</link>
                <description>دارت ...دارت ...تا پیروزی!اخطار:در این داستان شما با هیچ اتفاق ناخوشایندی مواجه نمی شوید!اخطار:«توجه  این صفحه دارای مطالب مستحژن و مسطحلک می باشد .به ویژه از خواهران مکرمه!استدعا دارم همین لحظه صفحه را ترک کنید»بیست روش کشتن به وسیله دارتعکس تضمینی است!روش اولمی توان دارت را دسته جمعی در آب اسید سولفریک و مقداری متنباهی قند جوشاند و آن وقت آنها را به یک بار در حلق خود کرده، البته بدون رعایت این کارها هم می‌شود.عکس تضمینی است!روش دوممی توان از همه خواست که به آدم دارت پرت کنند و آنقدر به این کار ادامه دهند که از دارت زدن بیفتند و بعد از فرط عصبانیت از اینکه چرا هدف(شما) هنوز زنده است به شما حمله ور شوند و با هر وسیله ای که دم دستشان است بزنند تا ربِّ‌تان را یاد کنید،باشد که رستگار شوید.عکس تضمینی است!روش سوماگرخسته باشی و نتوانی دارت بزنی،  می شود ادای دارت زدن را نیز در آورد . یعنی یه چیزی را نشانه بگیری و هی بزنی اما مطمئناً باید قبلش جنس خوبی هم زده باشی چون وقتی نه سیبلی در کار باشد نه دارتی پس تو چه غلطی می کنی؟ بگیر بخواب پسر عمو!عکس تضمینی است!روش چهارمسخت است که بدون حَرف و حریف  دارت بازی کنی پس ازدوست دختر یا دوست کُرخَر خود دعوت کنید که شما را یاری کنن .اگر همبازی ات انسان بود که فَبَها، اما اگر آن دوست بود، باید به او آداب دارت زدن را یاد بدهی و در ضمن باید مانع آواز خواندن او دم به دقیقه بشوی چون شیرین دهنی دارد . البته اگر دوست کُرخَر شما از جنس مژه دار بود که خب مشکل حل است ولی مواظب باشید منکراتی نشوید زیرا کونو قوامین در کمین شماست!.عکس تضمینی است!روش 5در این روش به نیت 5 تن ال عصا 5 زارت به همراه 5 دارت می فرستی و عمل می کنی قبل از ان ها باید 5 با ر پک عمیق به تریاک زده باشی د رغیر این صورت با 5 تن ال جفا طرف هستی و لا غیر.عکس تضمینی است!روش 6این روش به دلیل اینکه روشن و شفاف است اینطوری توضیح اش می شود که:ابتدا باید دارت ها را نشانه گرفت و دوباره ان ها را نشانه گرفت و اونخت در ماتحت خود فرو کنیم به هر تعداد که توانستیم این کار را می کنیم  تا جان به جان افرین تقدیم کنیم.عکس تضمینی است!روش 7دیگر روش ها در مقابل این روش رنگ از رخساره می بازندابتدا دارت ها را از سقف اویزان می کنید اون وقت سیبل را به سمت انها پرت می کنیم دست اخر خودت را هم همعکس تضمینی است!روش 8بیاید برای یک بار دارت ها را نگاه کنیم خوب نگاه کنیم ان وقت روی هم ان ها را به سمت زن مورد نظر پرت کنیم هر کدام که به او اصابت کرد همان را برداریم و به عنوان الت قتاله از ان استفاده کنیم زیرا الت که هست فقط چون به یک زن خورده است ه جنسیت می گیرد و می شود الت قتال + ه . به میمنت و مبارکی .عکس تضمینی است!روش 9دارت ها را یکی یکی می شکنیم اما چون از جنس پلاستیک هستند و نمی شکنند انها رنگ می کنیم و به جای مسلسل می فروشیم می شود کار نشد ندارد.عکس تضمینی است!روش 10این روش بسی چریکی است یعنی مرحوم چه گوخوریا که در ونزولبیا رهبر اراذل و اوباش بود از این روش زیاد استفاده کرده است دراین روش بعد از نام بردن «گاد شکرت» می توانیم همه دارت ها ی خودمان و بقیه را روی اتش ریخته و پس از اینکه خب داغ شدن انها را با اب خاموش کنیم ... به همین ساده گی و به همین خوشمزگی.اگر شما هم منتظر هستین که این چگوخوریا را بیابید و میخ در الت اش بکنید به ما هم خبر بدهید تا دوباره ما را و شمارا و انهارا و... را سرکار نگذارد مرتیکه الدنگ کثافت ....بوق مادر بوقعکس تضمینی است!روش 11تمام دارت ها را به کسی بدهید و انها را از پلک های شما اویزان کند دراین روش اگر از درد نمیرید حداقل دیگر چشمک نمیتوانید به دختر مردم بزنید و همین هم قنیمت و غیمتی است.عکس تضمینی است!روش 12دراین روش می شود به سراغ دوازده مرد خشمگین برویم و پس از پیدا کردن انها را خشمگین تر کنیم و بعد دارت ها را به انها بدهیم و از انها بخواهیم این دختره  را با یک ضربه یا حداگثر سه ضربه ناک اوت کنند.عکس تضمینی است!روش 13در این روش چون عددی نحسی هست هیچکاری انجام نمی دهیم چون واقعا ارزش ندارد. به خودتان یک امروزمرخصی بدهید و با دارت هایتان بروید سینما و فیلم متری شیش و نیم رو ببینید که هیچکی نمی تونه مث نوید خالی ببندد.عکس تضمینی است!روش 14مرحوم مرلین مونرو میگن خوب میداده غذا به سگ اش . پس شما هم دارت ها را پس از اینکه به سگ تان غذا دادید یکی یکی در گوش خود فرو کنید البته بدون خونریزی و ترجیحا توسط بانو.عکس تضمینی است!روش 15به شدت این روش برای کودکان ونوجوان جذاب است دراین روش تعدادی ترقه ان هم از نو بمبی و پمپی را به دارت ها با چسب می چسبانیم و بعد انها را اتش زده وبه سمت سیبل پرتا ب می کنیم مطمئن باشید که اثری از شما نمی ماند انشااللهعکس تضمینی است!روش 17این روش راباید با رضایت سازمان گوشت ودارو انجام دهید زیرا در این روش شما بعداز خوردن چند وعده گوشت از خوشحالی خودتان را شبیه دارت حس می کنید و زارت تان در می اید.عکس تضمینی است!روش 18این جا دیگر باید دارت ها را به همان فروشگاهی که خریداری کرده اید پس بدهید یا بگوید جنس بهتری اش را بدهند زیرا شما نمیخواهید بادارت چینی مایه زجر کشیدن فرشته مرگ شوید دارت‌ی که دارت نباشه اصلاً دارت نیست!عکس تضمینی است!روش 19کاری اگر توانستید بکنید و گرنه بگذارید دیگران بکنن شما را هم دعا می کنند. مرحوم دارت سومعکس تضمینی است!روش 20بایدخیلی کارتون بیست باشه که به این مرحله رسیدین و گرنه این روش به درد شما نمی خوره. ما می تونیم با یک دارت ترتیب یک آدم را بدهیم و البته ما می توانیم با 20 تا دارت هم این کار را انجام بدیم! مهم این نیست که چگونه این آدم را با دارت می کشید مهم این است که مشتری نباید شکایتی از دارت شما یا دارت شما از مشتری شما یا مشتری شما از دارت شما داشته باشد. و السلام عل الباطل الولین و الاخرین.سید جمیع و علا لعتاالل علل قوم الظلمین.</description>
                <category>سعید عملی</category>
                <author>سعید عملی</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jul 2019 02:37:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امشب که می‌گن شب نیست، امشب مث دیشب نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/@SaeidAmali/%D8%A7%D9%85%D8%B4%D8%A8-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%86-%D8%B4%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%B4%D8%A8-%D9%85%D8%AB-%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-dcz0yufhrgp9</link>
                <description>یادمه تو دهه شصت در قریه مشهد این‌جوری بود که هر وقت قرار می‌شد چند تا جوون عزب دور هم جمع شن ، ویدئو اجاره می‌کردن و  فیلم می‌دیدن والبته اینم خودش یه داستانی داشت برای خودش. اول اینکه شما باید عینهو فیلمای پلیسی، باید نشقه می‌داشتی واسه اجاره ویدئوکه:
  مثلا از کدوم کلوپ بگیریم؟
 چجوری  قایم اش کنیم؟
با چه وسیله‌ای بریم؟
چند نفره بریم؟ 
 با چه رمزی بگیم فلان فیلمو می‌خایم که تو کلوپ شلوغ کسی بو نبره؟
با چه لباسی بریم که کلوپی فکر نکنه مامورکُمیته‌ای وخلاصه...
(حالا تصور کنین چند تا  جوون 17 یا 18 ساله چطور می‌تونستن کمیته باشن اونم با صورتای چپه تراش). 
«آه ه ه جبهـه کـو برادرهای من... »  آهنگران که تو کلوپ پخش می‌شد یعنی فلنگو ببندید که اوضاع قاراشمیشِ. خلاصه گوشت تن‌ات آب می‌شد تا که اون شب بگذره.(حالا اونم فیلمای بند تنبانی از بیک ، فردین یا مَکُش مرگِ مای آلن دلون با صحنه‌های سِتَم ). تایم کرایه «دستگاه»( اسم رمزی بود که باس واسه ویدئو به کار می‌بردی تا از ما بهترون ملتفت نشن) دوازده ساعت بود از 8 شب ، تا 8 صبح که خب نصف اون صرف عملیات بالا می‌شد. اینکه میگن جنگ شهری به مراتب پیچیده‌تر از جنگ غیرشهریه، راست گفتن .  
 سال‌ها گذشت، حالا این فضا رو داشته باشید و مقایسه کنید با فضای سال 1397(که عطره گُلِ یاسمن... به ملکوت اعلا پیوسته )وهر دوکون و مغازه‌دار فیزیکی یا مجازی که گذرت می‌افته، پوشیده از پوستر فیلم و سریال ایرانی فرنگیه . اگر خودت با دست مبارک یه دونه از این فیلمارو خریدی که خریدی و اِلّا شده اِشناتیون باید در سبد ببری ،رد خور نداره.                     القصّه سوال این‌جاست کمیته‌چی جوون دهه شصت نون‌اش تو این ببند و بگیرا این بود که بگه «نبین!» ، اون وخت نکنه نون کمیته‌چی‌ پیر دراینِ که   «ببین !؟»
</description>
                <category>سعید عملی</category>
                <author>سعید عملی</author>
                <pubDate>Wed, 27 Feb 2019 16:24:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیب زمینی عضوی فعال در تاریخ یا روان‌شناسی کمبود و جذبۀ موهومات</title>
                <link>https://virgool.io/@SaeidAmali/%D8%B3%DB%8C%D8%A8-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%B9%D8%B6%D9%88%DB%8C-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%85%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%88-%D8%AC%D8%B0%D8%A8%DB%80-%D9%85%D9%88%D9%87%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%AA-nsyxxc2su4qs</link>
                <description>سیب زمینی همیشه محبوبیت امروزش را نداشته است . در اواخرقرن هجدهم ، فرانسوی‌ها اعتقاد داشتند که سیب زمینی باعث جذام می‌شود، آلمانی‌ها سیب زمینی را صرفاً برای گاوها و زندانـیان خود کشت می‌کردند ،و دهقانان روسی آن را سمّی می‌پنداشتند .این اوضاع پس از اینکه فرمانروای روسیه، کاترین کبیر، زیرکانه دستور داد که دور مزارع سیب زمینی حصار بکشند تغییر کرد. علامت‌های بزرگی بر حصار‌ها نصب شد که به مردم درباره دزدی سیب زمینی اخطار می‌دادند.از آن پس ، سیب زمینی به یکی ازاقلام اصلی غذایی در روسیه تبدیل شد ، و سیب زمینی درتاریخ روسیه بر جای ماند.</description>
                <category>سعید عملی</category>
                <author>سعید عملی</author>
                <pubDate>Tue, 19 Feb 2019 02:06:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تَرکِش در اینجا توب‌بازی می‌کند...</title>
                <link>https://virgool.io/@SaeidAmali/%D8%AA%D9%8E%D8%B1%DA%A9%D9%90%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%A8%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF-iovbworqyxwv</link>
                <description>                                                    بچگی کردیم تا لحظه‌ای جُنگی جفنگ ،                           بگریزد جَنگ ، اما جَنگ                                                 هم ،خودش                                                                                                                                    را قاطی بازی ما می‌کرد جَنگِ ما بود دگر                                              با بُـزرگــــان کاری نداشت  او می‌پرید با ما  شاید هم جَنگ جُزء ما یاری نداشت   آه ترکش  کاش خدای جُنگ،  ما را                             با تفنگِ چوبک‌مان                  تنها می‌گذاشت.</description>
                <category>سعید عملی</category>
                <author>سعید عملی</author>
                <pubDate>Tue, 19 Feb 2019 01:19:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نزدیکی و محرمیت مجازی</title>
                <link>https://virgool.io/@SaeidAmali/%D9%86%D8%B2%D8%AF%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-vpvjb9wrdeoz</link>
                <description>در هر فرهنگ بر اساس فاصله‌های مجاز افراد در موقعیت‌های مختلف رسوم خاصی درباره‌ی حریم خصوصی و تماس جسمی و رفتار پسندیده وجود دارد. ممکن است خالق تصویر برای ضبط این گونه فاصله‌های اجتماعی از دوربین به شکلی استفاده کند که هنگام تماشای آن‌ها احساس کنیم که در حریم شخصی خودمان روی می‌دهند . نمای درشت نه تنها می‌تواند نشان دهنده‌ی نزدیکی و محرمیت باشد بلکه می‌تواند این احساس را در ما به وجود آورد که به حریم خصوصی دیگران وارد شده‌ایم یا در لحظات آسیب‌پذیری آنان شریگ شده‌ایم. انگار شخص روی پرده درون خود را بر ما گشوده است .</description>
                <category>سعید عملی</category>
                <author>سعید عملی</author>
                <pubDate>Mon, 18 Feb 2019 19:49:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معصومیت از دست رفته</title>
                <link>https://virgool.io/@SaeidAmali/%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-jswtx9wcheee</link>
                <description> شنیدیم هممون که میگن قدمیا مردم صاف و ساده‌تر بودن، یکی از نشونه‌هاش برای من ،همین عکس‌های ساده و بی آلایششون بوده و انگار توی عکس و بیرون عکس بودن جزءی از اتفاقات جریان زندگی‌شون می‌دوستن . گه گداری از آدم می‌خواستن عکس بگیره براشون ، برای من این قضیه بعضی وقت‌ها عواقب بدی داشت . عکس گرفتن با یاشیکا چه لذتی داشت .رسم بود( البته الان هم هست )که ،یک دو سه یا حاضر می‌گفتن تا همه آماده باشن، اما من قبل از شمارش شاسی رو فشار می‌دادم و خیلی وقت‌ها  لحظات خوبی رو شکار می‌کردم مثلا تو یه عروسی ، وقتی که عروس رو داشتن بندوبساط لباس تورش رو مرتب می‌کردن عکس گرفتم ،که یه چک از داماد مهمون شدم یا از چند تا سرباز عکس گرفتم در حالی که اخرین پک پنهانی رو به سیگار می‌زدن ، یا عکسی از خواهر و برادرام که گیس‌ و گیس‌کشی می گردن که تو لنز نگاه کنند یا عکس انداختن از بچه های اردو در حال تماشای دوتا الاغ عاشق در حین نزدیکی . خلاصه  از این عکس‌ها تو خیلی از آلبوم عکس‌ها پیدا می‌شه ولی غریبی‌اش اینجاست که کیفیت اونا روز به روز زرد تر میشن در عوض عکس های امروز (به مدد دوربین‌های بی‌نهایت زوم  و فوتوشاپ علیه السلام )روز به روز باکیفیت‌تر.
عکس‌های دیروز معصومیت بیشتری دارن مثل آدماش،عکس‌های امروز پیچیده‌تر می‌شن مثل آدمهاش.

</description>
                <category>سعید عملی</category>
                <author>سعید عملی</author>
                <pubDate>Mon, 18 Feb 2019 19:02:29 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>