<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Sahar.ahmadian</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Sahar_ahmadian</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 08:27:26</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3666242/avatar/fg06nY.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Sahar.ahmadian</title>
            <link>https://virgool.io/@Sahar_ahmadian</link>
        </image>

                    <item>
                <title>زندگی در لحظه!</title>
                <link>https://virgool.io/@Sahar_ahmadian/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-tzelmzvyytih</link>
                <description>تا حالا فک کردین چرا باید قدر لحظه هامونو بدونیم؟ همیشه از کتابا، فیلما، آدما شنیدیم که قدر لحظات تو بدون، تو لحظه زندگی کن، دیروز و فردا رو ول کن امروز و بچسب، ولی تا حالا پرسیدیم که چرا زندگی تو لحظه انقدر مهمه؟ به نظرم اهمیت لحظه ها اینجاست که مشخص میشه. اونجا که چند روز پشت سرهم تعطیل میشی و دلت برای سرکار رفتن و روزای شلوغت تنگ میشه و نمیفهمی چجوری اون چند روز رو سر میکنی، بعد که میری سرکار دلت دوباره تعطیلی و استراحت میخواد و همش میگی کاش زودتر فلان تعطیلی برسه. اونجا که داری معمولی ترین روزهای زندگیت رو سپری میکنی و برات خیلی کسل کنندست اما وقتی با چند تا چالش و مشکل مواجه میشی، دلت میخواد که به همون روزای معمولی که هیچ دغدغه ای نداشتی برگردی. انگار که ما عادت کردیم به زندگی با دلتنگی ! زندگی که توش یا دلتنگ چیزایی هستیم که متعلق به گذشته مون هستن یا دلتنگ چیزایی که هنوز زندگی شون نکردیم یا نداریمشون و اون لحظه ای که توش هستیم انگار هیچوقت جایی توی زندگیه ما نداره مگر اینکه، یا بخشی از گذشته مون بشه یا متعلق به آینده و یا اینکه اون لحظه شامل تجربه های پیش بینی نشده ای باشه که نه متعلق به تجربه های گذشته هستن و نه رویاهای آینده. لحظات پیش بینی نشده ای که بعد از اون دگ هیچی مثل قبل نمیشه نه ما اون آدم قبلی میشیم و نه زندگی مون شبیه گذشته. لحظه ای که بعد وقوعش یا از خوشحالی دچار شوک و ناباوری میشیم یا از درد و غم. لحظه ای که میمونیم و نمیدونیم اون چه که قبل از این لحظه سپری کردیم رویا بوده و بعد از اون واقعیت یا نه بالعکس.لحظه ای که شاید بعد از اون دلمون برای معمولی ترین روزهای قبل هم تنگ بشه یا اینکه نه فراری باشیم از هر چیزی که قبل تر ها زندگیش کردیم. لحظه ای که هیچ برنامه ای براش نداشتیم اما با وقوعش وادارمون میکنه وضعیت زمان حال رو خوب بررسی کنیم. پس اگه بخوام زندگی در لحظه رو تعریف کنم میگم: زندگی در زمان حال یعنی بتونی جوری در لحظه زندگی کنی که بعدا که ازش عبور کردی نه زیاد دلتنگش بشی و نه جوری ازش فراری باشی که دگ حتی دلت نخواد مرورش هم کنی. این به این معنی نیست که قراره هرگز دلتنگلحظاتی که الان بخشی از گذشته هستن نشیم، حتی به این معنی نیست که قراره همه اون چه که پشت سرگذاشتیم اتفاقای خوبی باشن ک نیاز نباشه با یادآوری شون لبخند تلخ بزنیم، بلکه در لحظه زندگی کردن یعنی به اندازه کافی در زمان حال بودن به اندازه کافی حال رو زندگی کردن. يجورى که وقتی به عقب نگاه میکنی و گذشته رو مرور میکنی نه شادی و دلتنگیش انقدر زیاده که باعث غفلت از حال بشه و نه درد و حسرتش انقدر عمیق و تازست که انگار همین الان داره اتفاق میفته. خلاصه اگه بخوام بگم، زندگی در لحظه یعنی توانایی زیستن هرآنچه اکنون در حال وقوع است.حالا میخواد احساسات باشه، یا طعم یه غذا و یا گرمی و سردی هوا.خوشحال میشم دیدگاه شما رو در مورد اهمیت لحظه حال بدونم.🎶Soghoot_ehaam</description>
                <category>Sahar.ahmadian</category>
                <author>Sahar.ahmadian</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jan 2025 12:55:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدمیزاد موجودی پیچیده!</title>
                <link>https://virgool.io/@Sahar_ahmadian/%D8%A2%D8%AF%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%DA%86%DB%8C%D8%AF%D9%87-tcmizjjsccat</link>
                <description>نشانه های زیادی مبنی بر اینکه آدمیزاد موجود پیچیده ایه وجود داره.امروز میخوام راجع به یکی از این نشانه ها صحبت کنم.دیدین بعضی روزا آدم از خواب که بیدار میشه یه آهنگی خود به خود تو ذهنش پلی میشه؟برای من که خیلی اتفاق افتاده.حتی به حس و حال اون روزم که دقت میکنم میبینم خیلی شبیه اون آهنگه.یا مثلا مشغول انجام یه کاری هستی یهو یه آهنگی میاد تو ذهنت ک انگار اون لحظه فقط با اون آهنگه که میتونی آروم بشی و هیچ جایگزین دگ ای هم برای خوب کردن حالت نداری.شاید برداشت های متفاوتی از این مثال بشه کرد، اما چیزی که برای خود من جالب و مهمه اینه که اگه بیست روزه دارم یه آهنگ و گوش میدم به نیت اینکه آروم بشم ولی هنوز موفق نشدم، شاید لازمه که یه آهنگ جدید گوش بدم.اگه بیست روزه دارم رژیم میگیرم و یه غذا رو هر روز میخورم و رژیم گرفتن دگ برام جذاب نیست، شاید فقط به یه وعده غذای جدید نیاز دارم تا دوباره بتونم از رژیمی که برای سلامتیم گرفتم لذت ببرم و بهمیادآوری کنه که مشکل از رژیم نیست.اگ مدت هاست زندگی یکنواختی دارم و نمیتونم شاد باشم، شاید کافیه یه کار جدید، یه مهارت جدید، یه تفریح جدید رو امتحان کنم تا متوجه بشم مشکل از زندگی نیست.اگ تو یه رابطه ای هستم که اولش خیلی جذاب و هیجان انگیز و عاشقانه شروع شده بود و لحظات خوشی کنار هم داشتیم اما با اینکه مشکلی باهم نداریم ولی دگ اون لحظات خوب رو هم کنار هم نداریم، شاید فقط به کمی صحبت درباره اون چیزی که داریم تجربه میکنیم احتیاج داریم تا یه فکری براش بکنیم تا دوباره برای لحظات ارزشمندمون تلاش کنیم.اگ قبلا برا خوب کردن حالم میرفتم قدم میزدم اما دگ قدم زدن حالم و خوب نمیکنه،به این معنی نیست که قدم زدن مشکلی دارهمیدونی؟شاید فقط لازمه کنار قدم زدن یه کار دگ ای هم انجام بدم مثلا بنویسم، یا با یه دوست مورد اعتماد صحبت کنم یا هزار تا کار دگ.و در نهایت اینکه، شاید بعضی وقتا تنها کاری که باید انجام بدیم دست نکشیدنه!دست نکشیدن از آهنگ گوش دادن، از رژیم گرفتن،از رابطه ای که هزار تا دلیل برای درست بودن و ارزشمندیش داریم، از قدم زدن، از خوب کردن حالمون.من سحر احمدیان هستم. اینجا از تراوشات ذهنی و احوالاتم می‌نویسم و روزمرگی هامو باهاتون به اشتراک میذارم.راستی این آهنگی بود که امروز از وقتی بیدار شدم تو سرم پلی میشد!« راه از عرفان طهماسبی »</description>
                <category>Sahar.ahmadian</category>
                <author>Sahar.ahmadian</author>
                <pubDate>Fri, 29 Nov 2024 12:07:20 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>