<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سامان فائق</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Samanfaegh</link>
        <description>بسیار جستجو کننده</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 10:47:08</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/5536/avatar/Cs5KQJ.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سامان فائق</title>
            <link>https://virgool.io/@Samanfaegh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اینترنت طبقاتی تصمیمی اشتباه</title>
                <link>https://virgool.io/@Samanfaegh/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%B7%D8%A8%D9%82%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-wicd2vazclkl</link>
                <description>این مطلب، یک متن سیاسی نیست، بلکه یک تحلیل اجتماعی است. در روزها گذشته، موضوع اینترنت طبقاتی در شبکه‌های اجتماعی به شدت داغ شده و رویکردهای مختلفی نسبت به آن گرفته شده است. در این مطلب، سعی دارم بدون سوگیری این موضوع (اینترنت طبقاتی) را بررسی و عواقب و آثارش را ذکر کنم.حق مسلم استفاده از اینترنتدر دنیای امروز، تقریباً اکثر کارهای روزمره عادی یا تخصصی ما به واسطه استفاده از ابزارهای مختلف، به اینترنت گره خورده است. اینترنت مانند برق، آب و حامل‌های انرژی، امروزه دارای اهمیت حیاتی است نه یک فضای سرگرم‌کننده.هیچ دولتی در هیچ کجای کره خاکی، اجازه محدود کردن انتخاب افراد جامعه برای استفاده کردن یا نکردن از ابزار دیجیتال را ندارد. در نظر نگرفتن حق انسان‌ها در انتخاب ابزارهای دیجیتال (مانند انواع پیام‌رسان، سرویس‌های مدیریت پروژه، شبکه‌های اجتماعی و ...)، رعایت نکردن کرامت انسانی در به رسمیت شناختن اختیار انسان‌هاست.این موضوع، قابل درک است که برخی از سرویس‌های آنلاین، مانند انواع سرویس‌های ویدئویی پورن، پدوفیلی و امثالهم که با اصول اخلاقی مغایرت دارند، در خیلی از کشورهای جهان، به دلیل حضور آزادانه کودکان، در لیست سیاه و محدودیت قرار می‌گیرند. جلسات محرمانه و عدم شفافیتمنکر آن نیستیم و اذعان داریم که تنها به دلیل سیاست‌های اتخاذ شده در روابط بین‌الملل و البته مدیریت ضعیف داخلی، امروز ایران در شرایط اضطراری اقتصادی قرار گرفته و این موضوع مستقیماً بر سفره مردم عادی تاثیر زیادی داشته. وضعیت بازارهای کار در اکثر صنایع روزهای بد و بی‌رونقی را سپری می‌کند. این شرایط اقتصادی و وضعیت انفعالی که پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رخ داده، وضعیت کسب و کارهای کوچک و متوسط که اتفاقاً بزرگترین بدنه جامعه هستند را تحت فشارهای رکودی برده و شاهد این هستیم که تعداد قابل توجهی از شرکت‌ها (حداقل در بین کسب و کارهای اینترنتی) تعدیل‌های زیادی انجام داده‌اند.از طرفی از زمانی که شاهد مسدودی کامل یا اعمال محدودیت فراوان چندین باره اینترنت بودیم، جامعه در وضعیت انتظار برای مسدودی کامل با نام‌های اینترنت ملی، اینترنت طبقاتی، اینترنت ضروری یا به قول سخنگوی دولت، اینترنت آزادتر قرار گرفته که هیچ اعتراضی به چرایی این انتظار نمی‌توان وارد کرد.در جلسه‌ای، شورای عالی فضای مجازی مصوبه‌ای را به تصویب اعضا رسانده ولی نه متن کامل این مصوبه و نه افرادی که به این مصوبه رای مثبت داده‌اند منتشر نشده. طبیعی‌ترین اتفاقی که می‌توان انتظار داشت، هر نوع برداشتی از این مصوبه نامشخص در جلسه‌ای محرمانه صورت پذیرد.اگر به قول رضا الفت‌نسبت، حتی اگر این مصوبات در راستای ایجاد سادگی برای کسب و کارهای اینترنتی باشد (فارغ از اینکه به این تسهیل‌گری، نام اینترنت طبقاتی اطلاق می‌شود)، عدم انتشار مصوبه به صورت شفاف باعث بروز کج‌روی و کج‌فهمی عمومی شده و این تقصیر مردم عادی که نگران از دست دادن حق خود هستند نیست.آثار اجتماعی در بین کسب و کارهاسال‌ها قبل، فیلم ترسناک/جنایی دیدم که یک روان‌پریش، دو نفر را دو اتاقی محبوس می‌کند و می‌گوید شرط بیرون آمدن از این اتاق، زنده نماندن دیگری است. یک دوراهی که فردا در جبر، برای زنده مانده، باید تمامی قوانین و قواعد انسانی را زیر پا بگذارد. این اتفاق افتاد و یکی از این دو، توسط دیگر کشته شد. نکته مهم اینجاست در پایان فیلم، دادگاه فرد بیمار روان‌پریش را محکوم می‌کند و برای فردی که در جبر مجبور به قتل شده، یک دوره درمانی در نظر می‌گیرد تا کمکش کند.کسب و کارها، و نه فقط کسب و کارهای اینترنتی، به اینترنت نیاز مبرم دارند. اینترنت در تار و پود فعالیت‌های تجاری رسوخ کرده. کسب و کارهای اینترنتی هم همانطور که شفاف است، نیاز مبرم به اینترنت طبقاتی دارند. فارغ از اینکه مصوبه اینترنت طبقاتی، حتی یک مصوبه جامع نیست و تمامی انواع کسب و کارها مثل فریلنسرها، فروشگاه‌های اینستاگرامی و امثالهم را در بر نگرفته، آن دسته را که مشمول می‌شود بر سر دوراهی‌های غیر انسانی زیادی می‌گذارد.در این وضعیت، کسب و کارها در اجبار بین شکست کامل خود و استفاده از اینترنت طبقاتی باید یکی را انتخاب کنند. این یعنی انتخاب بین داشتن اینترنت طبقاتی یا قتل کسب و کار که با داستان فیلمی که توضیح دادم تفاوت چندانی ندارد. با تائید وجود برخی سودجویان و رانت‌خواران (که مورد بحث من نیستند)، هستند تعداد زیادی مدیران شریفی که بنا بر مناسبات مختلف مثل حس مسئولیت در برابر ادامه دادن کار برای تامین زندگی کارکنان، مثل حس مسئولیت در برابر سرمایه‌گذار یا با هدف قرار گرفتن در چرخه آبادانی ایران، انتخابی کنند که مغایر با اصول اخلاقی باشد و این خواسته قلبی این دسته نباشد. این عده که بر خلاف میل باطنی، اینترنت طبقاتی را انتخاب کنند، دچار سرخوردگی‌های فراوانی خواهند شد که شاید سال‌ها به درمان نیاز داشته باشند. حالا تصور کنید در جامعه‌ای خشمگین از تصمیمات غلط زندگی می‌کنیم که مردم (مشتریان)، این ناحقی (استفاده یک شرکت از اینترنت طبقاتی) را از یک شرکت ببینند. قطعاً بدون اینکه تمامی ادله مربوط به اتخاذ این تصمیم را ببینند، حکم تحریم آن را صادر خواهند کرد و به همین دلیل احتمالاً کسب و کارها در جبر، مجبور به پنهان کردن این تسهیل‌گری رانت‌گونه خواهند بود. این فشار عصبی و سرخوردگی که مدیران پیدا خواهند کرد، یک ترومای جمعی بزرگ ایجاد خواهد کرد.آثار اجتماعی، رویارویی مردم با همآنچه مسلم است، تصمیمی غیر تخصصی، غیر حرفه‌ای، غیر منطقی و مغایر با حقوق مسلم دسترسی آزاد کل جامعه به ایتنرنت، که یک کارگروه برای محدودسازی یا طبقاتی کردن اینترنت عمومی اتخاذ کرده، مردم را در وضعیتی برده که رو به روی هم می‌ایستند. همگی از سر خشمی که حق هم هست، بدون در نظر گرفتن یک بازه بزرگ از دلایل برخی شرکت‌ها برای استفاده از اینترنت طبقاتی، بدون برپایی دادگاه، این شرکت‌ها را محکوم می‌کنند. نکته مهم اینجاست که بلوغ در این موضوع یعنی:درک کنیم استفاده کردن شرکت‌های غیر سودجو و سالم از اینترنت طبقاتی شاید لزوماً مطلوب آنها نباشد و نشود با یک جمله که &quot;استفاده نکنید تا برچیده بشه&quot; و با یک تحلیل خطی غیر جامع آنها را محکوم کرد. باید بدانیم که  نظام تصمیم‌گیری در دنیای واقعی به اعتراضات مدنی مثل همین عدم استفاده هیچگاه تا کنون عکس‌العمل مثبت و اصلاحی نشان نداده.درک کنیم که مردم و کسب و کارها نباید روبروی هم باشند. باید درک کنیم که مقصر اصلی، نهاد تصمیم‌گیر در این خصوص است نه کسب و کارها، نه مردم. باید درک کنیم که قضاوت بر اساس یک موضوع پیوستن شرکت‌های غیر وابسته و سالم به اینترنت طبقاتی به دلیل دوراهی غیراخلاقی است که شرکت‌ها بر سر آن قرار می‌گیرند و اینها خود قربانی هستند.اما به عنوان جملات پایانی، معتقدم که وضعیت بد و محدود اینترنت حتی قبل از موضوع مصوبه اینترنت طبقاتی، اقدامی در راستای آبادانی ایران نیست، مسیر دانش را مسدود می‌کند، دشواری فراوان برای جامعه تحمیل می‌کند و اگر خیرخواه ایران باشیم، باید بدانیم که این مسیر به ترکستان است.به قول آن پیرمرد، خود دانید و مملکت خودتان.</description>
                <category>سامان فائق</category>
                <author>سامان فائق</author>
                <pubDate>Thu, 17 Jul 2025 13:16:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینترنت طبقاتی، اینترنت اضطراری یا اینترنت آزاد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Samanfaegh/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%B7%D8%A8%D9%82%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-qocjppxht3it</link>
                <description>مقدمهبا حمله رژیم صهیونیست به ایران عزیزمان، شاهد از دسترس خارج کردن اینترنت و فعال کردن شبکه ملی اطلاعات در کشور بودیم. پس از پایان جنگ ۱۲ روزه و اتمام درگیری‌ها، به ادعای مسئولین در وزارت ارتباطات، اینترنت دوباره در دسترس همگان قرار گرفت و گفتگوهای فراوانی در شبکه اجتماعی X (توئیتر) حول موضوع حقوق دسترسی به اینترنت شکل گرفت. دلیل نگارش این متن، بررسی موضوع و موضع‌گیری‌ها از زاویه‌ای بازتر و بدون جانبداری است.مهمترین دلایل اعلامی برای قطع اینترنتبه اعلام و ادعای مسئولین نظامی و امنیتی و البته مسئولین در وزارت ارتباطات در طول جنگ ۱۲ روزه، حملات سایبری فراوانی را شاهد بودیم و سیستم‌های حیاتی و مادر کشور تحت شدیدترین حملات سایبری قرار گرفته بودند و شاهد این مدعا، اخبار منتشر شده از قول مسئولین امنیتی و البته نتایج حاصله‌ای چون هک و ایجاد اختلال در بانک‌های سپه و پاسارگاد است که شاهد آن بودیم.دلیل دیگر قطع همگانی اینترنت که ساختار امنیتی کشور، آن را از مهمترین دلایل مهار حملات دشمن دانست، موضوع ارتباط جاسوسان خود فروخته با راه‌برهای صهیونی بود. این جاسوسان، از طریق نرم‌افزارهای مختلف، اطلاعات در لایه‌های مختلف امنیتی را به دشمن مخابره می‌کردند که قطع اینترنت باعث قطع ارتباط و سردرگمی این عده لعین شد و به مهار بخشی از ناامنی‌های احتمالی کمک زیادی کرد.آخرین دلیل مهمی که به گفته مسئولین امنیتی در اخبار باعث کنترل وضعیت جنگی به نفع ایران و شهروندان شد، موضوع کنترل ادوات نظامی مانند پهپادها، کنترل پرتابه‌های اتوماتیک، کنترل انهدام بمب‌های پیش ساخته و امثالهم از طریق قطع دسترسی به اینترنت بود.سه مورد فوق، مهمترین دلایلی بود که در روزهای جنگ و بعد از جنگ توسط مسئولین به عنوان دلایل اصلی قطع اینترنت و اتصال شبکه ملی اطلاعات بیان گردید.سازمان نظام صنفی رایانه‌ای (نصر) تهران و رسانه راه‌پرداختاطلاعیه سازمان نظام صنفی رایانه‌ای استان تهرانسازمان نظام صنفی رایانه‌ای استان تهران، در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که در پی بروز شرایط اضطراری و با هدف پشتیبانی از تداوم فعالیت‌های حرفه‌ای شرکت‌های فناوری اطلاعات، سازمان نظام صنفی رایانه‌ای استان تهران فرایند معرفی شرکت‌های عضو برای دسترسی به اینترنت بین‌المللی را آغاز کرد.پیشنهاد رسانه راه‌پرداخترسانه راه‌پرداخت نیز در مطلبی با عنوان &quot;ایجاد اینترنت اضطراری برای حفظ خدمات حیاتی کشور است&quot; که منتشر کرد از قول خانم نسیم توکل، پیشنهادی را مبنی بر ایده خطوط اختصاصی اینترنت اضطراری به عنوان راهکاری جایگزین برای قطع کامل اینترنت در شرایط بحران، توضیح داد.بازخوردهادر شبکه‌های اجتماعی علی‌الخصوص شبکه اجتماعی X (توئیتر)، اکثر کاربرانی که به عنوان متخصص فنی فناوری اطلاعات و کسب و کارهای اینترنتی و نخبگانی که در حوزه‌های مرتبط شهره هستند، به هر دو موضوع اعتراضات شدیدی کردند و معتقد بودند که موضوع اینترنت در شرایط اضطرار، نام جدیدی از اینترنت طبقاتی است که ایده آن قبلاً اعلام شده بود. در اکثر اعتراض‌ها، بیان شده بود که اینترنت حق همگانی است، نه گروهی خاص.واقعیت چیست؟دلیل واقعی اتفاقی که شاهد آن بودیم (قطع اینترنت) به شرایط اضطراری در زمان جنگ بر نمی‌گردد. در واقع حصول شرایط جنگ تحمیلی، آشکار می‌کند که طی سال‌های گذشته با کم‌توجهی و البته محدودیت‌های فراوان، به فکر امروز نبودیم و این لزوماً فقط به زیرساخت‌های دولتی بر نمی‌گردد.من معتقدم که تحریم‌ها، آسیب‌پذیری زیرساخت اینترنتی در برابر حملات سایبری را به طرز ملموسی بالا برده. به صورت خلاصه دلایلم را ذیلاً اعلام می‌کنم:عدم امکان یا تاخیر در به‌روزرسانی‌های رسمی امنیتیبسیاری از تجهیزات زیرساختی (مانند روترها، سوئیچ‌ها، فایروال‌ها و سیستم‌های تشخیص نفوذ) نیازمند به‌روزرسانی‌های مداوم برای رفع آسیب‌پذیری‌ هستند.در شرایط تحریم، دسترسی به آخرین وصله‌های امنیتی یا Security Patch (مثلاً برای تجهیزات سیسکو یا Huawei) با مشکل مواجه می‌شود.استفاده از تجهیزات قدیمیبه دلیل تحریم، سازمان‌ها مجبور به استفاده طولانی‌مدت از سخت‌افزارهای قدیمی می‌شوند که دیگر توسط تولیدکننده پشتیبانی نمی‌شوند (End-of-Life Equipment).این دستگاه‌ها دیگر به‌روزرسانی امنیتی دریافت نمی‌کنند و به راحتی قابل نفوذ هستند.محدودیت در دسترسی به راهکارهای امنیتی پیشرفتهفناوری‌های مدرن امنیتی به دلیل تحریم‌ها در دسترس نیستند یا پشتیبانی نمی‌شوند.شبکه‌های داخلی مجبور به استفاده از راهکارهای سنتی مانند آنتی‌ویروس‌ها هستند که در برابر حملات پیشرفته کارایی کمتری دارند.اما نکته بسیار مهم دیگری که متاسفانه اکثر سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی و حتی خصوصی با آن دست به گریبانند، موضوع عدم امکان خرید مستقیم و قانونی لایسنس‌های اصلی یا عدم پشتیبانی این لایسنس‌هاست. متاسفانه به این دلیل شاهدیم که بسیاری از مصرف کنندگان دولتی و غیر دولتی از نرم‌افزارها و لایسنس‌های کرک شده استفاده می‌کنند و متاسفانه شغل جدیدی با همین عنوان (فروشنده‌ها) هم ایجاد شده است. به نظر من، تاثیر استفاده از این محصولات کرک شده را می‌توان به صورت خلاصه بدین شرح نوشت:بسیاری از نرم‌افزارهای کرک‌شده حاوی backdoor یا malware هستند که توسط کرکرها جاسازی شده‌اند.نرم‌افزارهای غیرقانونی معمولاً به‌روزرسانی رسمی دریافت نمی‌کنند و آسیب‌پذیری‌هایشان باقی می‌ماند.فایل‌های کرک‌شده ممکن است تغییر در هسته سیستم عامل داشته باشند. این موضوع باعث می‌شود راهکارهای امنیتی مانند Antivirus یا HIPS نتوانند رفتارهای مخرب را تشخیص دهند.برخی کرک‌ها اطلاعات سیستم را به سرورهای خارجی ارسال می‌کنند (Data Exfiltration).با توجه به توضیحات ارائه شده، مشکل اصلی ما عدم توانایی ما در ایستادگی در برابر حملات یا مقابله و دفع آن‌هاست. این دلیل است که باعث شده تعداد زیادی از مسئولین، به جای حل مسئله و نگاه دقیق به کوتاهی‌های شاید ناخواسته به دلیل تحریم، به پاک کردن صورت مسئله می‌پردارند. چیزی که تحت عنوان تئوری ناامن بودن اینترنت توسط مسئولین مدام تکرار می‌شود، در واقع دیدگاهی است که به جای تمرکز بر مرور مسیر و دلایل ناامنی، بر حصول نتیجه متمرکز است. یعنی خلق تئوری ناامنی، بر پایه نتایج حاصل شده واقعی است نه دلایل حصول نتیجه. البته با شرایط تحریم‌های سخت آمریکا، نمی‌توان منکر این موضوع شد که شاید رویکرد راه‌حل محور، امکان اجرایی شدن هم شاید ندارد.اینترنت طبقاتی، اینترنت اضطراری یا اینترنت آزاد؟متاسفانه مراکز غیردولتی (مثل رسانه راه‌پرداخت یا نصر تهران) که با اعلامیه‌ها و مطالبی که منتشر کردند باعث ایجاد موجی از اعتراضات شدند، دچار نقص در دیدگاه هستند.شاید دسترسی کسب و کارهای اینترنتی به اینترنت آزاد و ویژه در شرایط اضطراری بتواند به جلوگیری از مرگ این کسب و کارها کمک کند (که نهایتاً مرگ آن‌ها را به تعویق می‌اندازد) ولی این دیدگاه ناقص است. نقص این درخواست را در دو عنوان می‌توان بررسی کرد:اول اینکه لزوماً فقط کسب و کارهای اینترنتی نیستند که به اینترنت نیاز دارند. در سال‌های گذشته تعداد زیادی از کسب و کارهای غیر اینترنتی مانند فروشگاه‌ها، کارخانه‌ها، شرکت‌های تجاری و بازرگانی، فری‌لنسرها و افراد دورکار هم از ابزارهای مختلفی مانند نرم‌افزارهای تخصصی، مدیریتی، حسابداری و ... تحت وب استفاده می‌کنند. ضمناً همین بنگاه‌های غیر اینترنتی از طریق تولید محتوا در شبکه‌های اجتماعی سعی در ایجاد کانال جذب مشتری دارند یا در سکوهای تبلیغاتی (داخلی یا خارجی) تبلیغات خود را اجرا می‌کنند و قطع اینترنت مستقیماً بر روی کیفیت و حتی زنده ماندن این کسب و کارها نیز موثر است.دوم اینکه هر کسب و کار اینترنتی، نیاز به مشتری دارد که به اینترنت دسترسی داشته باشد. خطوط اختصاصی اینترنت برای کسب و کارها، نیمه کمتر مهم داستان که دسترسی کسب و کار اینترنتی به اینترنت است را فراهم می‌کند ولی اگر کاربران و مشتریانی که باید از این خدمات استفاده کنند به اینترنت دسترسی نداشته باشند، تغییری در وضعیت کلی رخ نخواهد داد.از این نیز بگذریم که به ادعای کاربران اینترنت که منعکس کننده احساسات حقیقی آن‌هاست، دسترسی گروه خاصی به اینترنت تحت هر عنوانی، مثال بارز تبعیض است و حتماً که باعث نارضایتی شهروندان می‌شود. شاید باید دوباره با دقت و تعقل فراوان به این موضوع توجه کنیم که اینترنت هم مثل برق، گاز و آب در دنیای امروز، از اهمیت حیاتی برخوردار است و دسترسی عده‌ی خاصی به اینترنت، شبیه به دسترسی عده خاصی به برق یا آب است.اینطور است که این جمله بیش از هر جمله‌ی دیگری توسط کاربران به کار می‌رود: یا همه باید به اینترنت دسترسی داشته باشند یا هیچ‌کس!نتیجه‌گیریما سال‌هاست که تحت تحریم‌های فراوان، شاهد کاهش توان مقابله با تهدیدهای سایبری هستیم ولی باید دقت کنیم که برخی از سوگیری‌ها در حمایت از ایجاد دسترسی‌های ویژه به اینترنت با هر نام و عنوانی، قطعاً باعث نارضایتی مردم خواهد شد. ایجاد نارضایتی در مردم، آن هم در شرایطی که تقریباً همه یک صدا در زمان حمله اسرائیل جنایتکار، نام ایران را صدا زدند و این حمله ناجوانمردانه را تقبیح کردند، روا نیست.شاید گاهی صادقانه حرف زدن و اقرار به ناتوانی در کنترل وضعیت سایبری به دلایل مستدل و عدم ایجاد دسترسی ویژه برخی به اینترنت با هدف جلوگیری از شائبه تبعیض و ویژه‌خواری بین مردم پاک این سرزمین، احساس همدلی مردم را برانگیزد تا همگی باز ثابت کنیم که پای ایران عزیزمان ایستاده‌ایم و این موضوع دستمایه ایجاد نارضایتی بیشتر مردم توسط دشمنان ایران عزیز نشود.برای ایران، از صمیم قلبم، روزهای آرام را آرزو می‌کنم و امیدوارم که شاهد روزهای گذر از این شرایط خاص باشیم.سامان فائق</description>
                <category>سامان فائق</category>
                <author>سامان فائق</author>
                <pubDate>Mon, 30 Jun 2025 20:27:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه هوش مصنوعی دنیای استارتاپ‌ها را تغییر خواهد داد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Samanfaegh/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF-wedf3szchyfo</link>
                <description>مقدمهدیگر این تصور که &quot;می‌شود بدون دانش برنامه‌نویسی و بازاریابی یک استارتاپ راه‌اندازی کرد&quot;، اگر الان با کیفیت بالا عملیاتی نباشد، در آینده نزدیک محقق خواهد شد، دور از ذهن نیست. فقط چند سال پیش، این غیرممکن به نظر می‌رسید. اما امروزه، به لطف هوش مصنوعی (AI)، تبدیل ایده‌ها به محصولات واقعی، حتی اگر برنامه‌نویس یا متخصص بازاریابی نباشید، آسان‌تر شده است.در این پست، بررسی خواهم کرد که چگونه هوش مصنوعی روش ایجاد کسب و کار ما را تغییر می‌دهد. از ابزارهای بدون کد که به هر کسی اجازه می‌دهند فقط با چند کلمه اپلیکیشن بسازد، تا سیستم‌های هوشمندی که می‌توانند محصول شما را طراحی، توسعه و به بازار عرضه کنند، همه نشانه از این است که ما در حال ورود به عصر جدیدی از کارآفرینی هستیم.ساختن بدون کدنویسیتا چند وقت پیش، ساخت یک وب‌سایت یا یک برنامه به معنای استخدام توسعه‌دهندگان، صرف ماه‌ها زمان برای کدنویسی و سرمایه‌گذاری در ارقام بالا بود. اکنون، پلتفرم‌های بدون کد وجود دارند که به افراد اجازه می‌دهند وب‌سایت‌ها و برنامه‌ها را با استفاده از ابزارهای Drag&amp;Drop بسازند. و اکنون، هوش مصنوعی این ابزارها را حتی هوشمندتر کرده.به زودی، حتی نیازی به کلیک روی دکمه‌ها یا جابجایی آیتم‌ها نخواهید داشت. فقط به هوش مصنوعی بگویید چه می‌خواهید، مثلاً «یک برنامه تحویل غذا برای من بساز» یا «یک وبلاگ برای داستان‌های سفر من ایجاد کن» و آن این کار را برای شما انجام می‌دهد. این بدان معناست که افراد بیشتری نسبت به گذشته می‌توانند ایده‌های خود را به سرعت، به راحتی و با هزینه کم به واقعیت تبدیل کنند.چگونه هوش مصنوعی در حال یادگیری کدنویسی مانند یک حرفه‌ای استبرخی از مردم نگران این هستند که کد تولید شده توسط هوش مصنوعی ممکن است به اندازه کافی خوب نباشد. اما به این موضوع توجه کنید که هوش مصنوعی به سرعت در حال یادگیری است.ابزارهای هوش مصنوعی امروزی با ارائه پیشنهادات و رفع اشتباهات، به برنامه‌نویسان واقعی کمک می‌کنند تا کدهای بهتری بنویسند. همچنان که هوش مصنوعی از میلیون‌ها خط کد نوشته شده توسط انسان‌ها یاد می‌گیرد، باهوش‌تر و دقیق‌تر می‌شود.تنها در عرض چند سال، هوش مصنوعی ممکن است بتواند کدی تمیز، قدرتمند و ایمن بنویسد که به خوبی یا حتی بهتر از اکثر توسعه‌دهندگان مبتدی و متوسط ​​باشد. این بدان معنا نیست که کدنویسان انسانی ناپدید می‌شوند. این بدان معناست که آنها روی کارهای بزرگتر تمرکز خواهند کرد در حالی که هوش مصنوعی کارهای روتین را انجام می‌دهد.هوش مصنوعی بر بازاریابی و فروش مسلط می‌شودتا امروز بازاریابی به معنی تلاش برای فهمیدن آنچه مشتریان می‌خواهند بود. اما اکنون، هوش مصنوعی می‌تواند در تمام مسیر بازاریابی تا فروش کمک کند. آیا می‌خواهید یک تیتر جذاب بنویسید؟ از هوش مصنوعی بپرسید. به یک پست در رسانه‌های اجتماعی نیاز دارید؟ هوش مصنوعی می‌تواند در عرض چند ثانیه یکی تولید کند. آیا نیاز به اجرای یک کمپین تبلیغاتی کامل دارید؟ برخی از ابزارهای هوش مصنوعی نیز می‌توانند این کار را انجام دهند. نیاز به اتوماسیون در بازاریابی دارید؟ Agentها کار شما را به خوبی پیش خواهند برد.در آینده نزدیک، هوش مصنوعی نه تنها به ایجاد محتوای بازاریابی کمک می‌کند، بلکه کل کمپین‌ها را نیز مدیریت خواهد کرد. پیام‌های مختلف را آزمایش می‌کند، مخاطب مناسب را پیدا می‌کند و همه چیز را در زمان واقعی تنظیم می‌کند تا بهترین نتایج را به دست آورد. این یعنی کسب‌وکارهای کوچک و بنیان‌گذاران انفرادی می‌توانند بدون نیاز به بودجه بازاریابی هنگفت با شرکت‌های بزرگ رقابت کنند.چرا ایده شما بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارددر گذشته، داشتن یک ایده عالی کافی نبود. برای تحقق آن باید سخت تلاش می‌کردید. اکنون، با توجه به اینکه هوش مصنوعی بخش زیادی از کار را انجام می‌دهد، خود ایده به مهم‌ترین چیز تبدیل می‌شود.اگر کسی بتواند چیزی را فقط با چند کلمه بسازد، پس قطعاً این ایده منحصر به فرد شماست که اهمیت بالایی پیدا می‌کند و نوع نگرش شما به مشکلی که حل می‌کند. بنابراین، در حالی که قبلاً اجرا پادشاه بود، اکنون بهترین ایده‌ها به ویژه هنگامی که با مهارت‌های پرامپت‌نویسی همراه باشد، همه داستان خواهد بود.با تیم‌های بزرگ استارتاپی خداحافظی کنیدزمانی، راه‌اندازی یک شرکت فناوری به معنای استخدام تیمی از طراحان، توسعه‌دهندگان، بازاریابان و مدیران بود. اما اکنون، یک نفر با ابزارهای هوش مصنوعی مناسب می‌تواند همه این کارها را انجام دهد.ما شاهد ظهور کارآفرین انفرادی هستیم، کسانی که یک کسب و کار را کاملاً به تنهایی شروع و اداره می‌کنند و از هوش مصنوعی برای کمک به همه چیز، از ساخت محصول گرفته تا اجرای تبلیغات، استفاده می‌کنند. دیگر شما برای راه‌اندازی ایده خود به سرمایه‌گذار یا کارمند نیاز ندارید. تنها چیزی که نیاز دارید یک لپ‌تاپ، یک ایده خوب و توانایی هدایت هوش مصنوعی در مسیر درست است.چگونه سرمایه‌گذاری خطرپذیر تغییر خواهد کرد؟استارت‌آپ‌ها قبلاً به دلیل حقوق اعضای تیم، فضای اداری و هزینه‌های بازاریابی هزینه زیادی داشتند. اما وقتی هوش مصنوعی تمام این هزینه‌ها را کاهش دهد، سرمایه‌گذاری خطرپذیر (VC) نیز تغییر خواهد کرد. به جای سرمایه‌گذاری چندصد میلیونی یا چند میلیاردی برای ساخت یک محصول اولیه، سرمایه‌گذاران خطرپذیر به دنبال بهترین ایده‌ها و باهوش‌ترین بنیانگذاران خواهند بود. آنها شرکت‌هایی را تأمین مالی می‌کنند که می‌توانند با پول بسیار کم به سرعت رشد کنند.حتی ممکن است شاهد انواع جدیدی از سرمایه‌گذاران مانند شتاب‌دهنده‌های هوش مصنوعی یا مربیان باشیم که به کارآفرینان انفرادی کمک می‌کنند تا ایده‌های خود را اصلاح کنند و از ابزارهای هوش مصنوعی به طور مؤثرتری استفاده کنند. آینده متعلق به رویاپردازانی است که فقط یک لپ‌تاپ دارند!آینده کسب‌وکار ربطی به این ندارد که چه کسی بیشترین پول یا بزرگترین تیم را دارد. این مربوط به این است که چه کسی بهترین ایده‌ها را دارد و چه کسی می‌داند چگونه از هوش مصنوعی برای تحقق آنها استفاده کند. با کمک ابزارهای هوشمند، اکنون هر کسی می‌تواند اپلیکیشن بسازد، وب‌سایت راه‌اندازی کند و کمپین‌های بازاریابی اجرا کند. اگر الان کیفیت بالایی در این موضوع قابل مشاهده نیست، نگران نباشید، به سرعت توسعه و رشد کیفیت هوش مصنوعی در یک سال گذشته نگاه کنید تا متوجه شوید که حداکثر ظرف یکی دو سال آینده، چه تغییرات شگرفی در این حوزه رخ خواهد داد.</description>
                <category>سامان فائق</category>
                <author>سامان فائق</author>
                <pubDate>Thu, 22 May 2025 08:28:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چارچوب B.R.E.W: چطور تصمیم بگیریم کدام ایده بازاریابی را دنبال کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Samanfaegh/%DA%86%D8%A7%D8%B1%DA%86%D9%88%D8%A8-brew-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-v7der7psk6pu</link>
                <description>چارچوب B.R.E.Wدر هر مقطعی، هر تیم بازاریابی ایده‌ها و فرصت‌های بی‌نهایتی دارد. فناوری‌ها، کانال‌ها، استراتژی‌ها و تاکتیک‌های جدید دائماً در حال ظهور هستند و برای هر تیمی غیرممکن است که هر ایده‌ای را دنبال کند.پس چه کار باید کرد؟ چگونه هر ایده را بررسی می‌کنید و تصمیم می‌گیرید که روی کدام یک سرمایه‌گذاری کنید؟ما هم با این مشکل غریبه نیستیم. به همین دلیل تصمیم گرفتیم که به یک روش ثابت برای بررسی ایده‌ها نیاز داریم. نه فقط برای انتخاب بهترین‌ها، بلکه برای درک اینکه چرا آنها را دنبال می‌کنیم. انجام کارها خوب است، اما شما همچنین باید استراتژیک باشید (تفکر استراتژیک داشته باشید و اینطور اقدام کنید) و از هدر دادن زمان و منابع در ابتکاراتی که تغییری ایجاد نمی‌کنند، خودداری کنید.بنابراین ما چارچوب B.R.E.W. را ایجاد کردیم.چارچوب B.R.E.W. چیست؟نام این چارچوب (Framework) از چهار کلمه زیر گرفته شده است:حرف B از ابتدای Business Potential به معنای پتانسیل کسب و کارحرف R از ابتدای کلمه Reach به معنای دسترسیحرف E از ابتدای کلمه Effort به معنای تلاشحرف W از ابتدای کلمه Who به معنی چه کسی؟خلاصه چارچوب B.R.E.W.پتانسیل کسب و کار یا Business Potential«چقدر می‌توانید محصول خود را خوب ارائه دهید؟» ما به هر ایده بازاریابی بر اساس اینکه محصول ما چقدر برای مشکل ضروری است، از ۰ تا ۳ امتیاز می‌دهیم. (امتیازها بر اساس لیست زیر است)محصول ما یک راه حل غیرقابل جایگزین برای مشکل است. (۳ امتیاز)محصول ما تا حد زیادی کمک می‌کند، اما برای حل مشکل ضروری نیست. (۲ امتیاز)محصول ما فقط می‌تواند به طور گذرا ذکر شود. (۱ امتیاز)هیچ راه مشخصی برای ذکر محصول ما وجود ندارد. (۰ امتیاز)مثال برای شیوه امتیازدهیدسترسی یا Reach«چه کسی و چند نفر این را خواهند دید؟» دسترسی فقط مربوط به اعداد نیست؛ بلکه مربوط به مرتبط بودن نیز هست. یک توییت ویروسی یا ویدیوی تیک‌تاک ممکن است میلیون‌ها بازدید داشته باشد و شما را سرشار از دوپامین کند، اما اگر همه آنها افراد تصادفی باشند، فقط نویز است.برای مثال، من یک بار در Threads وایرال شدم. حتی یک دنبال‌کننده جدید هم پیدا نکردم.(به تعداد لایک و کامنت و اشتراک‌گذاری و فروارد دقت کنید!)نمونه پست وایرال شده بدون نتیجهاین را با مقاله همکارم لوئیز در مورد نحوه ردیابی ترافیک هوش مصنوعی مقایسه کنید. کلمه کلیدی مورد نظر او حجم جستجوی زیادی نداشت:حجم پایین جستجو برای کلمه کلیدیاما مقاله او توسط افراد تصمیم‌گیر خوانده شد، و حتی بر آنها تأثیر گذاشت تا در روند کاری خود تغییری ایجاد کنند:نتیجه حاصل شده از یک مطلب با خلق دسترسی درستتلاش یا Effort&quot;به چه مقدار زمان و منابع نیاز دارید؟ و آیا اصلاً ارزشش را دارد؟&quot; ارزیابی تلاش فقط مربوط به ساعات مورد نیاز نیست؛ بلکه مربوط به درک هزینه‌ها و پیامدهای پنهان است:زمان: تکمیل این کار به طور واقع‌بینانه چقدر طول می‌کشد؟نیروی انسانی: آیا منابع داخلی کافی در دسترس دارید؟وابستگی‌ها: آیا به سایر بخش‌ها، فروشندگان خارجی یا فناوری متکی هستید؟ریسک: احتمال اشتباه پیش رفتن کارها یا بروز چالش‌های غیرمنتظره چقدر است؟هزینه فرصت: هر دقیقه‌ای که صرف یک ایده می‌شود، یک دقیقه در جای دیگری از دست می‌رود. آیا می‌توان تلاش شما را به جای دیگری اختصاص داد؟به جای اینکه از ایده‌های بلندپروازانه و پرزحمت طفره بروید، همیشه با این سوال شروع کنید: &quot;نسخه کم‌زحمت‌تر این ایده چیست که می‌توانیم ابتدا آن را آزمایش کنیم؟&quot; به عنوان مثال، کنفرانس دو روزه ما، Ahrefs Evolve، یک تلاش بازاریابی عظیم است که حداقل شش ماه طول می‌کشد تا برنامه‌ریزی و اجرا شود. این شامل هماهنگی بین فروشندگان خارجی و تیم‌های داخلی، مانند طراحی است. این کار حداقل ۴۰۰.۰۰۰ دلار برای ما هزینه دارد.اما ما مستقیماً وارد این پروژه نشدیم. در واقع سال‌ها طول کشید تا حتی تصمیم به اجرای آن بگیریم. ما با حمایت مالی از رویدادها شروع کردیم و سپس به جلسات شبکه‌سازی که در دفترمان برگزار می‌کردیم، روی آوردیم.روند رسیدن به رویداد بزرگ از یک اتفاق کوچکما فقط زمانی شروع به مقیاس‌بندی و افزایش پیچیدگی کردیم که ارزش را در هر مرحله تثبیت کردیم.چه کسی یا Who«آیا افراد یا مهارت‌های مناسب برای اجرای مؤثر این ایده را دارید؟» بدون افراد مناسب، یا حتی یک قهرمان داخلی برای هدایت مسیر، حتی بهترین ایده‌ها نیز می‌توانند متوقف شوند یا شکست بخورند. قابلیت‌های تیم خود را به طور انتقادی ارزیابی کنید. نقاط قوت و ضعف تیم خود را از قبل به طور شفاف تصدیق کنید. در صورت لزوم، از فریلنسرها، مشاوران یا آژانس‌ها کمک بگیرید. به عنوان مثال، وقتی مدیر ارشد بازاریابی ما، تیم سولو، می‌خواست برای محتوای خود لینک بسازد، به جای اینکه از تیم بخواهد این کار را انجام دهد، یک آژانس استخدام کرد.نه به این دلیل که تیم نمی‌دانست چگونه، بلکه به این دلیل که او مجبور می‌شد زمان و توجه ما را از سایر وظایف به کمک به خودش در ایجاد لینک‌ها معطوف کند. او قضاوت کرد که این روش، استفاده‌ی خوبی از منابع نیست و بنابراین تصمیم گرفت آن را به آژانسی با SOPها و فرآیندهای مشخص برون‌سپاری کند.این مطلب، ترجمه‌ی بخش اصلی مقاله‌ای با عنوان The B.R.E.W. Framework از وبسایت ahrefs بود و بخشی که مربوط به مثال‌ها بود ترجمه نشده است. در لینک بالا می‌توانید نسخه انگلیسی و کامل این مطلب را مطالعه کنید.امیدوارم که این مطلب برای شما ارزش‌آفرین باشد.</description>
                <category>سامان فائق</category>
                <author>سامان فائق</author>
                <pubDate>Sun, 18 May 2025 10:39:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روابط عمومی، تیغ دولبه | مطالعه موردی</title>
                <link>https://virgool.io/@Samanfaegh/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%AA%DB%8C%D8%BA-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C-zoc5ve8mqsxj</link>
                <description>سرافرازی ایران عزیز، آرزوی قلبی همه ماست و ماحصل تجمیع اقداماتی است که همگی با خلوص نیت و صحت در عملکرد تمامی افراد مخصوصاً بخش دولتی باشد. در چند روز گذشته انفعال بخش روابط عمومی در بیمه مرکزی، شاید از ناآگاهی، نتایجی داشت که حتی اگر قصدی نباشد، ضربه بزرگی به اعتبار بیمه مرکزی وارد کرده است.شرح ما واقعدر چند رسانه رسمی و غیر رسمی تلگرامی در حوزه بیمه، خبر از لیست حقوق نجومی مدیران یکی از مهمترین شرکت‌های زیرمجموعه بیمه مرکزی منتشر شد. لیستی از حقوق که متعلق به ماه اسفند بود و طبیعتاً به دلیل کارانه و عیدی و ... بیش از دو برابر حقوق ماهانه کل کارکنان بود. این شیطنت باعث شد که ریاست محترم بیمه مرکزی، در اقدامی شتاب‌زده، دستور برکناری مدیرعامل این شرکت زیر مجموعه را صادر کند. نکته اینجاست که این ابلاغ باز از طریق همین رسانه‌های تلگرامی و توئیتری منتشر شد.در متن خبر اینطور نوشته شده بود که مدیرعامل به دلیل &quot;بی‌انضباطی مالی&quot; به دستور ریاست بیمه مرکزی عزل شد و این در صورتی بود که پس از انتشار خبر، تیم بازررسی بیمه مرکزی پس از بررسی تمامی اسناد با هدف کشف تخلف، هیچ مدرکی مبنی بر تخلف چه در اسناد مالی و چه در پرداخت حقوق پیدا نکرد و همین گزارش را تسلیم بیمه مرکزی کرده بود.پس از اتمام بازرسی، روابط عمومی این شرکت زیرمجموعه یک بینیه صادر کرد که اخبار منتشر شده کذب بوده و شرکت حق شکایت از انتشار دهندگان اخبار کذب را به جریان خواهد انداخت که ناگهان، اخبار مرتبط به صورت همزمان از تمامی رسانه‌های مجازی، حذف گردید. روابط عمومی بیمه مرکزی نیز، در تمام طول این مدت سکوت اختیار کرده بود.اما هدف من از این مطلب، بررسی تکنیکی و فنی نتایجی است که سکوت روابط عمومی خلق کرده تا شاید در آینده، اقدامات روابط عمومی را قدمی در راستای سربلندی ایران عزیز ببینیم.جواب به موقعاقدام روابط عمومی، ضمن روشنگری، وظیفه اعتماد سازی را به عهده دارد. این وظیفه به خصوص در سازمانی مثل بیمه مرکزی که باید در مدار اعتمادسازی در حمایت باشد، اهمیت دو چندان دارد. همانطور که بیانیه‌های شتابزده، می‌تواند ناقص و غیرمستدل باشد، انفعال و عدم انتشار به موقع بیانیه، تنها یک تصور را در ذهن خلق می‌کند: بیمه مرکزی به جای حمایت از یکپارچگی با شرکت‌های زیرمجموعه خود، روبروی آنهاست. بیمه به صورت مفهمومی قرار است که نقش حمایت از حقوق تضییع شده را برای مشتریان بازی کند و اینکه در راستای حمایت از زیرمجموعه خود در برابر اخبار کذب رسانه‌های مجازی اقدامی نمی‌کند با ماهیت بیمه متضاد است و این جز وارد کردن خدشه به برندینگ بیمه مرکزی و تلاش سالیان دور مدیران این سازمان نتیجه‌ای در بر ندارد.شبکه‌های اجتماعی مدیر یا بیانیه رسمی؟آنچه در چند روز گدشته شاهد بودیم، پاسخ‌های گنگ و موکول کردن توضیح به آینده در ذیل پیام‌های توئیتری توسط ریاست محترم بیمه مرکزی بود. آنچه در تمام شرکت‌های بزرگ مرسوم است، انتشار به موقع بیانیه‌ها توسط روابط عمومی و پاسخ‌گویی این واحد به سوالات مطرح شده است. مدیران ارشد باید یاد بگیرند که فن پاسخ‌گویی به سوالات، علمی است با نام روابط عمومی. هر پاسخ ممکن است بحران جدیدی خلق کند اگر تمامی جوانب پرسش و پاسخ در یک تیم متخصص ارتباطات در واحد روابط عمومی بررسی نشده باشد.نظریه مدیریت بحران ارتباطی  یا SCCTنظریه مدیریت بحران ارتباطی یا Situational Crisis Communication Theory که توسط ویلیام تیموتی کومبس، استاد دانشگاه جورج واشنگتن در دهه ۹۰ میلیادی مطرح شد، یکی از مهمترین چارچوب‌های مدیریت بحران ارتباطی تلقی می‌شود که هدف آن کمک به سازمان‌ها برای طراحی پیام‌های موثر در زمان بحران است تا کمترین آسیب وارد شود.روابط عمومی بیمه مرکزی می‌توانست در قالب این چارچوب، با انتشار خبری مهم، از طرح شکایت شرکت زیرمجموعه جلوگیری کند و افکار عمومی را به آرامش دعوت کند. ولی روابط عمومی سکوت کرد.نظریه ارتباطات بحران موقعیتی یا SCCTنظریه ارتباطات بحران موقعیتی یا Situational Crisis Communication Theory بر سه ستون اصلی استوار است:۱. نظریه نسبت دهی یا Attribution Theoryاین نظریه که توسط هارولد کلی و برنارد واینر توسعه پیدا کرده، به این موضوع می‌پردازد که چطور افراد علل وقوع یک رویداد را تفسیر می‌کنند. عموم مردم (مخاطبین) می‌کوشند بفهمند سازمان (بیمه مرکزی یا شرکت زیرمجموعه) مقصر است یا کوتاهی کرده است. انفعال روابط عمومی در این مورد باعث هدایت ناخواسته ولی نادرست افکار عمومی می‌شود که ابن مستقیماً صدمه به اعتبار بیمه مرکزی است.۲. نظریه مشروعیت سازمانی یا Organizational Legitimacy Theoryاین نظریه که توسط داگلاس کارترایت و مارک سویتلند توسعه پیدا کرده، می‌گوید که سازمان‌ها در زمان بحران باید مشروعیت خود را حفظ کنند. این نظریه می‌گوید که بحران مستقیماً مشروعیت سازمان‌ها را نشانه می‌گیرد و سازمان‌ها باید از طریق پیام‌هایی شفاف و اقدامات تصحیحی، دوباره مشروعیت خود را ثابت کنند. سکوت روابط عمومی بیمه مرکزی، بر اساس این نظریه، جز وارد کردن لطمه به مشروعیت سازمان، نتیجه‌ای در بر نخواهد داشت.۳. استراتژی بازسازی تصویر یا Image Repair Strategyاین استراتژی مفهمومی که حاصل زحمات Willin Benoit در زمینه تئوری مدیریت اعتبار است، سعی بر برگرداندن اعتبار و بازسازی تصویر مخدوش شده سازمان‌ها دارد. در این استراتژی این موارد بیان می‌شود:تکنیک رد کردن: سازمان‌ها می‌توانند به صورت مستقیم و شفاف نقش خود در وقوع یک واقع را رد کنند. این به جلوگیری از برداشت‌های غلط کمک بزرگی می‌کند و انفعال روابط عمومی بیمه مرکزی، باعث توسعه بخشی از تصورات غلط شد که تصویر کلی بیمه مرکزی را مخدوش می‌کند.تکنیک پرهیز از مسئولیت: روابط عمومی می‌تواند به صورت شفاف توضیح دهد که بحران پیش آمده حاصل از عوامل خارج از سازمان بوده و سازمان پیگیر آن خواهد بود. این اقدام می‌توانست به بیمه مرکزی در مخدوش نشدن تصویر حمایتی بیمه مرکزی که باید القا می‌شد، نقش مهمی داشته باشد.تکنیک کاهش شدت خسارت: منکر آن نیستیم که اگر حتی خطایی در شرکت زیرمجموعه رخ داده بود، به علت ضعف در نظارت خود بیمه مرکزی بوده. در این تکنیک، بیمه مرکزی می‌توانست با ابراز تاسف از شیطنت رسانه‌های مجازی، قول به بررسی دقیق دهد و نتایج را به صورت شفاف اعلام کند که این موضوع نیز به بازسازی تصویر بیمه مرکزی در ذهن مخاطبین کمک بزرگی می‌کرد.تکنیک اقدامات اصلاحی: در این تکنیک، باید گام‌های مشخصی برای بررسی و جلوگیری از تکرار مجدد اعلام می‌شد. انفعال روابط عمومی، باعث می‌شود که مخاطب چه خارجی و چه درون سازمانی منتظر وقوع اتفاقات مشابه باشد و این اعتماد درون سازمانی را به شدت تضعیف می‌کند.نتیجه‌گیریمسئولیت روابط عمومی‌ها، فراتر از انتشار پیام‌های تبریک مناسبتی و اطلاع‌رسانی از اخبار داخل سازمان‌هاست. روابط عمومی‌ها می‌توانند در زمان‌های بحران، چنان کنند که از آسیب‌های بزرگ به شرکت جلوگیری شود یا آن را در مسیر شکست همراهی کنند. این مطلب، با هدف آموزشی و قطعاً با هدف سرافرازی ایران عزیز نوشته شده است.</description>
                <category>سامان فائق</category>
                <author>سامان فائق</author>
                <pubDate>Mon, 05 May 2025 07:00:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معظلاتی که سرمایه‌گذاران برای استارتاپ‌ها ایجاد می‌کنند.</title>
                <link>https://virgool.io/@Samanfaegh/%D9%85%D8%B9%D8%B8%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-qlzkkwe5w3ou</link>
                <description>سرمایه‌گذاران خطرپذیر (VCها) ممکن است از مکانیسم‌های مختلفی در قراردادهای سرمایه‌گذاری استفاده کنند تا در شرایط خاص کنترل استارتاپ را به دست بگیرند یا سهام بنیانگذاران را کاهش دهند. این اقدامات معمولاً در مواجهه با عملکرد ضعیف استارتاپ، عدم دستیابی به اهداف مالی، اختلافات استراتژیک یا گاهی زیاده‌خواهی سرمایه‌گذاران رخ می‌دهد. در اینجا برخی از رایجترین روشها، مثالهای واقعی، و راهکارهای جلوگیری از آنها را نوشتم.روشهای رایج VCها برای تهدید یا تصاحب سهام استارتاپ‌ها۱. اولویت نقدشوندگی یا (Liquidation Preference)معمولاً VCها ممکن است شرطی در قرارداد بگذارند که در صورت فروش یا انحلال شرکت، ابتدا سرمایه خود را با سود مشخصی (مثلاً دو یا سه برابر) دریافت کنند. این شرط می‌تواند ارزش باقیمانده برای بنیانگذاران و کارمندان را به شدت کاهش دهد. این یکی از رایج‌ترین مدل‌های چپاول استارتاپ‌ها به دست VCهاست.مهمترین دلیلی که بنیان‌گذاران در ابتدای مسیر جذب سرمایه چنین شرطی را می‌پذیرند، تصور واهی و توهم‌گونه نسبت به ارزشی است که از آینده استارتاپ متصور هستند.راه حل: اطمینان حاصل کنید که اولویت نقدشوندگی غیر مشارکتی (Non-Participating) باشد تا سرمایه‌گذاران نتوانند هم سود خود را دریافت کنند و هم در باقیمانده سهام شریک شوند.۲. ضمانتهای عملکردی (Milestone-Based Equity)اگر استارتاپ به اهداف مشخص شده (مانند درآمد یا رشد کاربر یا هر شاخص کلیدی عملکرد دیگر) نرسد، VCها می‌توانند سهام بیشتری دریافت و سهم بنیان‌گذاران را کاهش دهند.مهمترین دلیل وقوع چنین شرطی توسط بنیان‌گذاران، باور ایده‌آل‌گونه بنیان‌گذاران از بازار و عملکرد تیم است.راه حل: اهداف عملکردی باید واقع‌بینانه و قابل اندازه‌گیری باشند. در صورت عدم تحقق، جریمه‌ها (مانند انتقال سهام) نباید غیرمنطقی محاسبه شده باشند. ضمناً می‌توانید در صورتی که تعهدات شما عملیاتی نشد، حق خرید مجدد یا (Redemption Rights) را طوری در قرارداد تنظیم کنید که در صورت عدم تحقق اهداف، به جای انتقال سهام، حق خرید مجدد سهام توسط بنیان‌گذاران در قرارداد دیده شود.۳. حق مخالفت (Veto Rights)در این شرایط، VCها اغلب حق مخالفت یا رد تصمیمات کلیدی مانند استخدام مدیرعامل، افزایش سرمایه، یا فروش شرکت را دارند. این حق می‌تواند بنیانگذاران را تحت فشار قرار دهد تا مطابق خواست سرمایه‌گذاران عمل کنند. این یکی از روش‌های بسیار موثر برای تصاحب سهام استارتاپ، حبس تکنولوژی به نفع سرمایه‌گذاری دیگرِ سرمایه‌گذار یا تمایل به حفظ بازارهای سنتی که سرمایه‌گذار در آن فعال است، به شدت رایج است.مهمترین دلیل قبول این شرط توسط بنیان‌گذاران، اعتماد و اطمینان بیش از اندازه به VC به عنوان مجموعه‌ی با تجربه در صنعت برای اتخاذ تصمیمات بهتر، شبکه‌سازی و آینده‌ای با رشد بالاتر است.راه حل: حق وتوی سرمایه‌گذاران را فقط به تصمیمات حیاتی (مانند فروش شرکت یا انحلال) محدود کنید و از دادن حق وتو بر امور جاری خودداری نمایید.۴. رقیق‌سازی اجباری (Dilution)اگر استارتاپ نیاز به جذب سرمایه جدید داشته باشد و بنیانگذاران نتوانند سهم خود را حفظ کنند، سهام آنها به مرور رقیق(کم) می‌شود. VCها ممکن است با تعیین نسبت تبدیل ترجیحی در قرارداد، سهام خود را در دورهای بعدی به همان اندازه روز اول نگه دارند یا با شرایط بهتری افزایش دهند.مهمترین دلیل قبول این شرط، عدم اعتماد به نفس و اطمینان از عملکرد استارتاپ در آینده است و اینطور بنیان‌گذاران آینده مبهم را با حال شفاف تعویض می‌کنند.راه حل: برای مقابله با رقیق‌سازی یا (Anti-Dilution Protection) از بندهای ضد رقیق‌سازی (Full Ratchet یا Weighted Average) استفاده کنید تا در دورهای بعدی سرمایه‌پذیری، سهام بنیانگذاران به شدت کاهش نیابد.۵. انتخاب مدیرعامل (CEO Replacement)برخی قراردادها به VCها اجازه می‌دهند به دلایل و بهانه‌های مختلف، اجازه تعویض مدیرعامل را داشته باشند. تعویض مدیرعامل معمولاً به دست گرفتن سکان هدایت یک شرکت است و معمولاً می‌تواند به زیان بنیان‌گذاران تمام شود.مهمترین دلیل قبول این شرط توسط بنیان‌گذاران، باور وعده‌هایی مثل جذب مدیرعامل با تجربه و گران به هزینه سرمایه‌گذار است.راه حل: ضمن اینکه این حق را به صورت مستقیم و خارج از تصمیمات هیات مدیره به سرمایه‌گذار ندهید، ساختار هیئت مدیره را طوری طراحی کنید که بنیانگذاران اکثریت کرسی‌ها را حفظ کنند یا حداقل از اجماع برای تصمیمات کلیدی استفاده شود.با وجود اینکه بنیان‌گذاران استارتاپ، در عدم قطعیت و با هزینه‌های حداقلی مسیر خود را آغاز می‌کنند، باید آگاه باشند که استفاده از یک تیم حقوقی و استفاده از منتورهای باتجربه می‌تواند کمک کند مسیر خود را با چالش‌های کمتری طی کنند.اگر سوالی دارید، در کامنت‌ها پاسخگو هستم.سامان فائق</description>
                <category>سامان فائق</category>
                <author>سامان فائق</author>
                <pubDate>Mon, 31 Mar 2025 11:03:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره ری‌برندینگ، به بهانه ری‌برندینگ همراه اول</title>
                <link>https://virgool.io/@Samanfaegh/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84-dhigawon87zx</link>
                <description>همراه اول از برند خود با طرحی که در تصویر مشاهده می‌کنید، رونمایی کرد. البته این ری‌برندینگ در شبکه اجتماعی X (توئیتر) چند روزیست سر و صداهایی به پا کرده. چند روز قبل از رونمایی از طرح جدید هویت بصری باز‌طراحی شده همراه اول، سیلی از تعریف‌ها که تنها با مشاهده تیزینگ همراه اول و پیام &quot;هیچ کس تنها...&quot; روانه تایمن‌لاین این شبکه اجتماعی شد و تحلیل‌های مختلفی در تعریف از این اقدام نوشته شد. اما بعد از رونمایی، واکنش کاربران عادی، شکل دیگری به خود گرفت و سیل انتقادات و حتی تمسخر به طرح جدید، در تعداد قابل توجهی از توئیت‌ها دیده شد. البته افرادی هم بودند که از طرح استقبال کرده بودند.به این بهانه، کمی در خصوص ‌ری‌برندینگ یا همان Re-Branding می‌نویسمری‌برندینگ چیست؟ری‌برندینگ فرآیند تغییر هویت برند یک شرکت است که هدف آن هماهنگ‌سازی بهتر برند با موقعیت فعلی در بازار یا کسب جایگاه جدید در بازار یا حرکت منطبق بر انتظارات مخاطبان قدیم یا جدید یا دستیابی به اهداف استراتژیک است.این تغییرات می‌تواند شامل به‌روزرسانی لوگو، شعار، پیام‌ها، عناصر بصری، سبک زبان، تغییر در رویکرد ارائه خدمات و حتی تغییر در ارزش‌های اصلی برند باشد. ری‌برندینگ به دنبال این است که تصویر تازه‌ای از برند ارائه دهد، در حالی که مرتبط‌بودن و اهمیت آن را در ذهن مخاطب حفظ یا افزایش دهد.ری‌برندینگ چه چیزی نیست؟ری‌برندینگ تنها تغییر ظاهری مثل طراحی مجدد لوگو یا تعویض رنگ‌ها نیست، بلکه یک فرآیند عمیق‌تر است. طراحی مجدد لوگو فقط یکی از مراحل ری‌برندینگ است، اما تمام فرآیند را تشکیل نمی‌دهد. در ادامه به چند مورد اشاره می‌کنیم که جزو ری‌برندینگ محسوب نمی‌شوند :تغییر نام بدون حل مشکلات بنیادی: تنها تغییر نام کسب‌وکار، مشکلاتی مانند خدمات ضعیف مشتری یا محصولات قدیمی را حل نخواهد کرد.تمرکز صرف بر ظاهر: استفاده از قلم‌نویسی جدید یا پالت رنگی مختلف، بدون داشتن داستان معنادار پشت آن، احساسات مخاطب را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد.فراموش کردن فرهنگ داخلی: اگر کارکنان ارزش‌های جدید برند را درک نکنند و آن را به تصویر نکشند، تلاش‌های خارجی بی‌اثر خواهد بود.چه زمانی نیاز به ری‌برندینگ داریم؟۱. تصویر قدیمی و منسوخبرندهایی که ظاهر یا پیام آن‌ها در مقایسه با روندهای مدرن یا رقبا فرسوده به نظر می‌رسد، نیازمند ری‌برندینگ هستند. (در مورد ری‌برندینگ همراه اول، این موضوع پس از ریبرندینگ ایرانسل دارای اهمیت بیشتری هم شد)۲. ورود به بازارهای جدیدوقتی شرکت‌ها به بازارهای بین‌المللی یا سمت مخاطبان جدید حرکت می‌کنند، ممکن است نیاز به سازگاری برند با فرهنگ‌ها و انتظارات متفاوت داشته باشند. (تکنولوژی‌های جدید باعث کاهش یا عدم رشد درآمدی در اپراتورها شده و رویکرد تبدیل شدن از TelCo به TechCo در هر دو اپراتور بزرگ ایران، نقشی حیاتی دارد)۳. ادغام و تملک (M&amp;A)پس از ادغام شرکت‌ها، لازم است که یک هویت برندی واحد ایجاد شود تا از سردرگمی ذینفعان جلوگیری شود.۴. نظر عمومی منفیدر مواردی که  افت اعتماد/رضایت وجود داشته باشد، ری‌برندینگ می‌تواند به بازسازی اعتبار و فاصله گرفتن از گذشته کمک کند.۵. تغییر استراتژی کسب‌وکارشرکت‌هایی که به صنایع، خدمات یا خطوط تولید جدید روی می‌آورند، ممکن است نیاز به داستان برندی جدید داشته باشند تا این تغییرات را منعکس کنند.اشتباهات رایج در ری‌برندینگکمبود تحقیق: عدم درک احساسات مشتری قبل از انجام تغییرات می‌تواند منجر به دور شدن مشتریان وفادار شود.تغییرات شتاب‌زده: تغییرات شدید بدون ارتباط مؤثر می‌تواند مخاطبان را سردرگم کرده و ارزش برند را کاهش دهد.نبود حمایت داخلی: کارکنانی که با دیدگاه جدید همسو نباشند، می‌توانند با پیام‌های ناسازگار، ری‌برندینگ را زیر سؤال ببرند.اجرای ناسازگار: اجرای ناقص یا غیریکسان بخش‌های مختلف ری‌برندینگ در پلتفرم‌ها، تجربه‌ای ناهمگون برای مصرف‌کنندگان ایجاد می‌کند.بی‌توجهی به نظرسنجی و تست A/B: معمولاً شرکت‌ها فراموش می‌کنند قبل از رونمایی رسمی، در گروه‌های تخصصی، گروه‌های مشتریان قدیم و گروه‌های مشتریان جدید احتمالی، درباره طرح تهیه شده، درخواست ارائه نقد کنند تا زاویه‌هایی که از دید برند پنهان مانده و تهدیدی برای آن پس از رونمایی است مورد توجه قرار گیرد.مراحل ری‌برندینگ۱. ارزیابی موقعیت فعلیبررسی عناصر موجود برند (لوگو، پیام‌ها و غیره) و تحلیل عملکرد برای شناسایی نقاط ضعف.۲. تعیین اهداف و مخاطباناهداف ری‌برندینگ را به وضوح تعریف کنید و نیازها و ترجیحات مخاطبان خود را بشناسید.۳. طراحی عناصر جدید برندبر اساس بینش‌های به‌دست‌آمده، لوگو، شعار، تایپوگرافی و سایر عناصر جدید را ایجاد کنید.۴. آزمایش بازارقبل از اجرای کامل، برند جدید را با گروه‌های کانونی یا نظرسنجی‌ها آزمایش کنید. به عنوان مثال:از تست A/B برای مقایسه واکنش‌ها به لوگوهای قدیمی و جدید استفاده کنید.نظرسنجی طراحی کنید و سؤالاتی مانند &quot;آیا این طراحی جدید، نوآوری(اهداف تعیین شده) را نشان می‌دهد؟&quot; یا &quot;این طراحی چه احساسی در شما ایجاد می‌کند؟&quot; بپرسید.۵. اجرای تدریجیری‌برندینگ را به‌صورت مرحله‌ای اجرا کنید—ابتدا در کانال‌های دیجیتال و سپس در مواد فیزیکی—تا از اختلال جلوگیری شود.۶. ارتباط شفافدلایل ری‌برندینگ را به طور شفاف برای تیم‌های داخلی و مخاطبان خارجی توضیح دهید تا درک و پذیرش ایجاد شود. نمونه‌هایی که اخیراً در ایران هم مشاهده شده، معرفی از طریق یک ویدئوی کوتاه است که علاوه بر اینکه سفر از مدل قبلی به مدل جدید را نشان می‌دهد، دلایل این تغییر را نیز ذکر می‌کند.۷. پایش بازخوردها پس از راه‌اندازیبه‌طور مداوم به دنبال نظرات در شبکه‌های اجتماعی، نقد و بررسی‌ها و داده‌های فروش باشید تا موفقیت را ارزیابی کرده و در صورت لزوم، واکنش نشان دهید. بدیهی است که ری‌برندینگ می‌تواند بدون توجه به بازخوردهای بازار، یک پروژه شکست خورده باشد.مشکلاتی که شرکت‌ها پس از ری‌برندینگ با آن‌ها مواجه می‌شوند۱. مقاومت در برابر تغییرمردم به طور طبیعی در برابر تغییر مقاومت می‌کنند، چه کارکنان و چه مشتریان قدیمی. برای کاهش این مقاومت، شرکت‌ها باید به‌صورت شفاف درباره مزایای ری‌برندینگ صحبت کنند و ذینفعان کلیدی را از ابتدا درگیر کنند.۲. افت شناخت برندمخاطبانی که به برند قدیمی عادت کرده‌اند، ممکن است با برند جدید ارتباط برقرار نکنند. داستان‌سرایی مداوم و یادآوری تاریخ مشترک می‌تواند این شکاف را پر کند.۳. سر و سامان ندادن به مشتریانسیگنال‌های متناقض و ناهمگون در دوره انتقال از برند قدیم به هویت جدید می‌تواند منجر به سردرگمی شود. پیام‌های واضح و یکپارچه در تمامی نقاط تماس، اطمینان می‌دهد که همه اطلاعات یکسانی دریافت می‌کنند.۴. حفظ مشتریان وفاداربرخی مشتریان ممکن است احساس کنند با برند جدید ارتباطی ندارند و این طبیعی است. ارائه مزایای انحصاری یا برقراری ارتباط شخصی می‌تواند به حفظ وفاداری آن‌ها کمک کند.نحوه جلب مخاطبان به سمت اهداف جدید برند:داستان‌سرایی : داستان‌های جذابی که تکامل شرکت و تعهد آن به خدمت‌رسانی بهتر به مشتریان را توضیح می‌دهد، ارائه دهید.کمپین‌های تعاملی : کمپین‌هایی تعاملی (مثل مسابقه یا نظرسنجی) راه‌اندازی کنید تا مشارکت و هیجان ایجاد شود. معمولاً این دست کمپین‌ها به &quot;به خاطره سپردن&quot; طرح جدید توسط مشتریان قدیم کمک بزرگی می‌کند.یکپارچگی : مطمئن شوید که هر تعامل—از تبلیغات گرفته تا پشتیبانی مشتری—با وعده جدید برند هماهنگ است تا آشنایی در طول زمان تقویت شود.با مقابله پیشگیرانه با چالش‌ها و ایجاد روابط قوی، شرکت‌ها می‌توانند مخاطبان خود را به سمت پذیرش و همراهی با دیدگاه جدید برند هدایت کنند.جمع‌بندی موفقیت ری‌برندینگ به تعادل بین نوآوری و اصالت بستگی دارد، به‌گونه‌ای که ماهیت اصلی برند حفظ شود، در حالی که برای پاسخگویی به نیازهای آینده تکامل می‌یابد. ری‌برندینگ قبل از اینکه یک تغییر در ظاهر باشد، یک تغییر اساسی در رویکرد است که می‌تواند تکاپوی پیش‌برنده‌ای در سازمان و بین مشتریان ایجاد کند.</description>
                <category>سامان فائق</category>
                <author>سامان فائق</author>
                <pubDate>Tue, 25 Feb 2025 18:25:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۲۰ نکته کسب و کاری و ۲۰ امّا...</title>
                <link>https://virgool.io/@Samanfaegh/%DB%B2%DB%B0-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%DB%B2%DB%B0-%D8%A7%D9%85%D9%91%D8%A7-wujcx3r4ggpn</link>
                <description>۴ روز پیش، انتشار هر روز یک محتوا با موضوعات کسب و کار را شروع کردم ولی از جایی که تصور کردم ۲۰ روز برای ۲۰ نکته برای شما خسته‌کننده است، تصمیم گرفتم که هر ۲۰ مورد را اینحا یادداشت کنم.نکته ۱ - بر اساس داده‌ها تصمیم‌گیری کنید، امّا...از تجزیه و تحلیل داده‌ها برای شناسایی الگوهای رفتار مشتری استفاده کنید اما از اتکای بیش از حد به معیارهایی که برای شما آگاهی و بینش کیفی خلق نمی‌کنند دوری کنید.نکته۲ - از روش‌های ویروسی برای بازاریابی استفاده کنید امّا...محصول یا خدمتی را طراحی کنید که کاربران را تشویق به دعوت دیگران کند، اما اطمینان حاصل کنید که ارزش پیشنهادی واقعی است تا از افزایش کوتاه مدت و بدون ماندگاری جلوگیری شود.نکته ۳ - استراتژی‌های قیمت‌گذاری را بهینه کنید  امّا...مدل‌های قیمت‌گذاری مختلف را آزمایش کنید اما در نظر بگیرید که چگونه تغییرات قیمت ممکن است بر ادراک از برند و وفاداری مشتری تأثیر بگذارد.نکته ۴ - با برندهایی که محصول مکمل محصول شما دارند کار اشتراکی انجام دهید امّا...برای تبلیغ با برندهای غیر رقیب که دارای محصولات مکمل محصولات شما هستند همکاری کنید، اما از همسویی در ارزش‌ها و مخاطبان هدف برای جلوگیری از تضعیف نام تجاریتان اطمینان حاصل کنید.نکته ۵ - بر حفظ مشتری تمرکز کنید امّا...روی برنامه های وفاداری و تجربیات شخصی سرمایه‌گذاری و تمرکز کنید، اما از پیچیده کردن بیش از حد سیستم‌های پاداش که ممکن است کاربران را ناامید یا سردرگم کند، خودداری کنید.نکته ۶ - از محتوایی که توسط کاربران و مشتریان تولید می‌شود استفاده کنید امّا...مشتریان را تشویق کنید تا تجربیات خود را به اشتراک بگذارند، اما UGC را زیر نظر بگیرید تا مطمئن شوید که با ارزش‌های برند شما مطابقت داشته باشد و به برند شما آسیب نرساند.نکته ۷ - از قدرت دعوت مشتریان جدید توسط مشتریان قدیم استفاده کنید امّا...مشتریان فعلی را تشویق کنید تا شما را به افراد جدید معرفی کنند، اما اطمینان حاصل کنید که انگیزه‌ها پایدار هستند و سرنخ‌های با کیفیت پایین را جذب نمی‌کنند.نکته ۸ - بازارهای نیش را فراموش نکنید امّا...بازارهایی را شناسایی کنید که رقابت در آنها کمتر است و کمتر از آنها استفاده می‌شود، اما تحقیقات کاملی انجام دهید تا مطمئن شوید که جایگاهی که نشانه گرفتید مناسب و با شایستگی‌های اصلی شما همسو است.نکته ۹ - محتواهای تولید شده خود را برای موتورهای جستجو بهینه کنید امّا...محتوای ارزشمندی برای جذب ترافیک ارگانیک تولید کنید، اما از پر کردن کلمات کلیدی یا تاکتیک‌های دستکاری که می‌تواند به SEO درازمدت آسیب برساند، خودداری کنید.نکته ۱۰ -از قدرت انتشار نظر مشتریان خود برای متقاعدسازی مخاطبین جدید استفاده کنید امّا... توصیفات، بررسی‌ها و مطالعات موردی از سمت مشتریان خود را به نمایش بگذارید، اما مطمئن شوید که معتبر هستند و ساختگی نیستند. مراقب باشید نظرات جعلی می‌تواند به اعتبار شما آسیب برساند.نکته ۱۱ - بازی‌سازی یا Gamification را امتحان کنید امّا...از مکانیزم‌های بازی‌گونه برای درگیر کردن کاربران استفاده کنید، اما مطمئن شوید که گیمیفیکیشن با اهداف کاربر هماهنگ است و احساس اجبار یا فشار نمی‌کند.نکته ۱۲ - در پیشنهادهای فروش، زمان محدود در نظر بگیرید امّا...با پیشنهادهای حساس به زمان، فوریت ایجاد کنید، اما از استفاده بیش از حد از این تاکتیک که می تواند منجر به خستگی یا بی‌اعتمادی مشتری شود، خودداری کنید.نکته ۱۳ - برای کسب و کار خود یک اجتماع (Community) درست کنید امّا...در اجتماعی که می‌سازید، حس تعلق را در بین مشتریان تقویت کنید، اما بدانید که این اجتماع از طریق برخی از مشتریان ناراضی احتمال مسموم شدن دارد.نکته ۱۴ - اینفلوئنسر مارکتینگ را اجرا کنید امّا...با اینفلوئنسرهایی که با برند شما همسو هستند کار کنید، اما از اتکای بیش از حد به اینفلوئنسرهایی که ممکن است با مخاطبان اصلی شما همخوانی نداشته باشند، خودداری کنید.نکته ۱۵ - فرآیندهای بازاریابی را خودکار کنید امّا...از هوش مصنوعی و اتوماسیون برای افزایش بهره‌وری و سرعت اجرا استفاده کنید، اما از نظارت انسانی برای حفظ کیفیت و جلوگیری از احساس بد مشتریان با تعاملات غیرانسانی اطمینان حاصل کنید.نکته ۱۶ - بازارهای خود را در جغرافیای جدید توسعه دهید امّا...وارد بازارهای جدید شوید، اما تحقیقات فرهنگی و نظارتی کاملی انجام دهید تا از اشتباهاتی که می‌تواند به برند شما آسیب برساند، اجتناب کنید.نکته ۱۷ - نمونه‌های رایگان یا آزمایشی ارائه کنید امّا...به مشتریان اجازه دهید محصول شما را بدون ریسک تجربه کنند، اما مطمئن شوید که فرآیند ورود به سیستم برای تبدیل کاربران آزمایشی به مشتریان پولی یکپارچه است.نکته ۱۸ - محتوای تولید شده را در پلتفرم‌های مختلف منتشر کنید امّا...با استفاده مجدد از محتوا در پلتفرم‌های مختلف، ROI را به حداکثر برسانید، اما محتوا را متناسب با هر پلتفرم تغییر قالب دهید تا اتوماتیک و تنبل به نظر نرسید.نکته ۱۹ - بر بازاریابی مبتنی بر احساسات تمرکز کنید امّا...با مشتریان در سطح احساسی ارتباط برقرار کنید، اما مطمئن شوید که شما تحت تاثیر احساسات مشتریان قرار نمی‌گیرید.نکته ۲۰ - به طور مداوم تست و تکرار کنید امّا...از تست A/B برای بهینه سازی کمپین ها استفاده کنید، اما از تصمیم‌گیری بر اساس داده‌های ناچیز یا نادیده گرفتن بازخورد کیفی خودداری کنید.مهمترین نکته این است که برای یادگیری نیاز به مطالعه عمیق و آزمون خطاست و این دست از مطالب حتی اگر قصد آموزشی داشته باشند، پتانسیل آموزشی ندارند بلکه تنها تلنگری‌اند تا دقت بیشتر کنید یا در صورت علاقه‌مندی به دنبال مطالب غنی‌تر بروید. امیدوارم که این نوشته ارزش صرف زمان برای مطالعه داشته باشد.سامان فائق</description>
                <category>سامان فائق</category>
                <author>سامان فائق</author>
                <pubDate>Fri, 31 Jan 2025 21:12:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی عمیق به موفقیت استارت‌آپ‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@Samanfaegh/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%B9%D9%85%DB%8C%D9%82-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A2%D9%BE-%D9%87%D8%A7-ckig4ktntub6</link>
                <description>موفقیت در استارتاپ‌هامقدمه - تب داغ استارتاپجوان یا پیر، زن یا مرد، فرقی ندارد، عده‌ای با امید خلق تغییر در دنیای پیرامون، مشکلی را می‌یابند، برای آن راه‌حل نوآورانه ارائه می‌کنند و برای توسعه و تجاری‌سازی آن، درست در شرایط عدم قطعیت، تلاش می‌کنند تا این اقدام در قالب یک کسب و کار، به یک مدل بادوام و باثبات و احتمالاً مقیاس‌پذیر تبدیل شود.رشد انفجاری تعدادی از استارت‌آپ‌ها که در سال‌های گذشته همیشه در صدر اخبار کسب و کار بوده و خلق ثروتی که دیگر مثل قبل نیاز به گذر سال‌های زیاد برای به نتیجه رسیدن ندارد، اشتیاق ورود به دنیای استارت‌آپ‌ها را به شدت افزایش داده و به همین دلیل، بازار تقاضای بزرگی برای آموزش روش‌های موفقیت در راه‌اندازی و راهبری استارتاپ‌ها بوجود آمده و کاملاً طبیعی است که در این میان شیادان زیادی هم با سوء استفاده، آموزش‌های غلطی را ارائه می‌کنند.در این مطلب، نگاهی عمیق به موضوع موفقیت در استارتاپ خواهم داشت و این نگاه را با شما سهیم می‌شوم.موفقیت چیست؟ اگر بدون سوگیری یا خطای شناختی به دنبال معنی موفقیت باشید، موفقیت وضعیتی است که تصویر ایده‌آل در ذهن شما (یا اهداف مدون شما) با واقعیت پیرامون شما منطبق باشد. هر چقدر این دو تصویر تطبیق بیشتری بر هم داشته باشند، موفقیت با کیفیت بالاتری اتفاق افتاده. طبیعتاً در صورتی که اهداف با مشخصات دقیق تدوین شده باشند و برای هر یک از هدف‌های خردی که در راستای رسیدن به هدف کلی، شاخص‌هایی در نظر گرفته شده باشد، میزان تحقق شاخص‌ها، میزان و کیفیت موفقیت‌های شما را مشخص می‌کند.تقریباً همه ما وقتی در وضعیت موفقیت قرار می‌گیریم، متوجه موفقیت خودمان می‌شویم ولی سوال اصلی اینجاست که چطور از قبل بدانیم که موفقیت دست‌یافتنی است یا خیر و مسیر رسیدن به موفقیت چیست؟فرمول موفقیت استارتاپ‌ها چیست؟برای اینکه یک استارتا‌آپ بتواند موفقیتی را کسب کند، برنامه‌های مختلفی طراحی شده است که در مراکزی مثل شتاب‌دهنده‌ها یا مراکز رشد (اینکوباتورها) به بنیان‌گذاران ارائه می‌گردد. به صورت آزاد هم تعداد زیاد دوره‌های آموزشی در دسترس است. بنیان‌گذاران برای اینکه در مسیر موفقیت قرار بگیرند معمولاً از این امکانات آموزشی و مشاوره استفاده می‌کنند و پیش می‌روند.ولی همه ما می‌دانیم با وجود این حجم از آموزش، میانگین 80 تا 90 درصد از استارت‌آپ‌ها شکست می‌خورند. اما آیا تا به حال به دلیل این نرخ شکست بالا به صورت عمیق فکر کرده‌اید؟دلیل این است که موفقیت یک استارت‌آپ، شبیه به یک سیستم پیچیده است. سیستم‌های پیچیده سیستم‌هایی هستند که از تعداد بسیار زیادی از اجزا تشکیل شده‌اند و هر جرء در ارتباطی تعاملی با اجزای دیگر است و هم بر آن‌ها تاثیر می‌گذارد و هم از آن‌ها تاثیر می‌پذیرد و کل این ارتباطات و تعاملات، یک نتیجه به عنوان نتیجه خروجی سیستم را تشکیل می‌دهد.در سیستم‌های پیچیده میزان تاثیر هر جزء بر نتیجه کل شاید قابل تخمین باشد ولی قطعاً به صورت دقیق قابل محاسبه نیست. یعنی با ایجاد تغییر در یکی از اجزای یک سیستم پیچیده، شاید به صورت کاملاً تقریبی بتوان محدوده‌ای از نتایجی که احتمالاً ممکن است خلق شود را حدس زد ولی قطعاً نمی‌توان به صورت دقیق محاسبه کرد. ضمناً نکته مهم اینجاست این محاسبه‌ی تقریبی فقط در صورتی قابل انجام است که تمامی اجزای دیگر در وضعیت کاملاً ثابت باشند تا بتوان بازه خروجی را محاسبه حدودی کرد و اگر بدانیم که تمامی اجزا به صورت تصادفی و بدون الگو، مدام در حال تغییر هستند، محاسبه میزان تاثیر تغییر هر جز در نتیجه کل تقریباً غیر ممکن خواهد بود.از تمامی توضیحات بالا می‌توان استنباط کرد با وجود اینکه می‌توان برای موفقیت یک استارتاپ الگویی در نظر گرفت، تحت هیچ شرایطی نمی‌توان برای موفقیت استارتاپ یک فرمول خاص را معین کرد. هر استارتاپ متناسب با هزاران پارامتری که در آن موثر است (شامل تنوع رویکرد افراد و توانمندی‌های منحصر به فرد آن‌ها، مقطع زمانی، منابع در دسترس، موقعیت جغرافیایی و صدها پارامتر دیگر) یک سیستم پیچیده است که حتی با یکسان بودن ایده و منابع، احتمالاً نتایجی مثل هم را خلق نکنند. تنها الگویی که شاید منطقی‌ترین روش برای رسیدن به موفقیت در یک استارتاپ باشد این است که بهترین تصمیمات را در زمان درست بگیریم و مدام این الگو را تکرار کنیم اما آیا تصمیمات درست در موفقیت موثر است؟آیا تصمیمات درست در موفقیت موثر است؟قبل از هر چیز باید بدانید که تصمیمات درست در طول مدت راهبری استارت‌آپ، لزوماً به موفقیت ختم نمی‌شوند. استارت‌آپ‌ها در شرایط عدم قطعیت در رسیدن به مدلی پایدار، با دوام و با ثبات در حال تلاش هستند و با این وجود است که ما همین آمار شکست بالای 80% را می‌بینیم. دلیل این موضوع این است که ما با توجه به جمیع جوانب، تصمیمی درست می‌گیریم ولی زمانی که در یک تصویر بزرگ‌تر به گذشته نگاه کنیم متوجه می‌شویم که برخی تصمیمات اتخاذ شده نه تنها تاثیر مثبت در کل روند نداشته بلکه شاید اثر تخریبی هم از خود به جا گذاشته باشد و این تنها به همان دلیل است که ما با یک سیستم پیچیده روبرو هستیم و نمی‌دانیم و نمی‌توانیم اثر هر تصمیم (چه درست چه غلط) در نتیجه کلی را محاسبه کنیم و چون امکان بررسی آینده در گذشته آن هم در یک قاب بزرگ تجمیع شده وجود ندارد، عملاً نمی‌توان تضمینی برای میزان و کیفیت تاثیر یک تصمیم ولو یک تصمیم درست در نظر گرفت.پس اگر اتخاذ تصمیمات درست، تنها الگوی منطقی برای موفقیت یک استارتاپ است و با توجه به اینکه لزوماً تصمیمات درست باعث موفقیت نخواهند شد، برای به موفقیت رسیدن چه باید کرد؟برای به موفقیت رسیدن چه باید کرد؟همانطور که توضیح دادم، این نکته قابل اهمیت است که بدانید با وجود اینکه تاثیر تصمیمات درست یا غلط در سرنوشت یک استارتاپ به صورت دقیق قابل محاسبه نیست، ولی باید بدانید می‌توان تخمین زد که تصمیمات غلط بازه احتمال موفقیت را کاهش و تصمیمات درست بازه احتمال موفقیت را افزایش می‌دهند.با عنایت به موضوع فوق، باید بدانیم در وضعیت عدم قطعیت در تاثیر تصمیمات، یک موضوع را می‌توان کنترل کرد. می‌توان کیفیت تصمیم‌گیری را مدام افزایش داد تا احتمال موفقیت همراه با آن افزایش پیدا کند. همانطور که گفتم شاید تاثیر تصمیمات دقیقاً قابل محاسبه نباشد ولی قطعاً می‌توان بازه‌ای از تاثیر را تخمین زد. به زبان ساده می‌توان گفت که اتخاذ تصمیمات درست و با کیفیت در نهایت روی موفقیت یک استارتاپ اثر مثبت خواهد داشت. برای افزایش کیفیت تصمیم‌گیری، باید مدام در آموزش باشید و تجربیات گذشته خود و دیگران را مدام به طور عمیق مورد مطالعه قرار بدهید و الگوهای موفقیت را بررسی کنید. ضمناً اگر برنامه زمان‌بندی نسبتاً دقیقی داشته باشید، احتمال اینکه تصمیم درست را در زمان درست بگیرید افزایش پیدا می‌کند.البته باید بدانیم، بهترین تصمیم، تصمیمی است که متناسب با مقتضیات مورد تصمیم و با توجه به منابع در دست به شیوه‌ای یکتا و منحصر به فرد و فارغ از کپی برداری از تصمیمات مشابه معروف در مثال‌ها، اتخاذ شود ولو بعد از گذشت زمان متوجه شویم که تصمیم غلطی بوده یا به اندازه کافی موثر نبوده.جمع‌بندیشاید بعد از مطالعه این مطلب به این باور برسید که موفقیت بر پایه شانس استوار است که البته اشتباه هم نمی‌کنید. فقط باید بدانید که امکان افزایش میزان و کیفیت شانس و تکرار آن ممکن است و آن جز با تکرار اقدام و مداومت حاصل نخواهد شد.از اینکه تا انتهای این مطلب را مطالعه کردید متشکرم و از شما دعوت می‌کنم که نظرتان را در کامنت اعلام کنید تا با هم گفتگو کنیم.سامان فائق  </description>
                <category>سامان فائق</category>
                <author>سامان فائق</author>
                <pubDate>Mon, 13 Nov 2023 02:46:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارخانه نوآوری آزادی و اکوسیستم نوآوری</title>
                <link>https://virgool.io/@Samanfaegh/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%86%D9%88%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-dgnpafj08lqh</link>
                <description>کارخانه نوآوری آزادیچرا این پست را نوشتم؟داستان از جایی شروع شد که دیجیاتو در توئیتی اعلام کرد کارخانه نوآوری برای فروش به مزایده گذاشته خواهد شد و در ادامه فعالیت کارخانه نوآوری را در هاله‌ای از ابهام دانست.بعد از این خبر، در X یا همان توئیتر سابق، مکالمات زیادی حول این موضوع شکل گرفت و طبق معمول همیشه نظرات پیرامون یک موضوع، با رویکردها بسیار متفاوت به چشم می‌خورد. من هم در توئیتی، به مقاله‌ای با عنوان &quot;اکوسیستم استارپاپی ایران کلاس چندم است؟&quot; که قبلاً در روزنامه هفت صبح نوشته بودم اشاره کردم و اعلام کردم که در ایران اکوسیستمی وجود ندارد.آقای امید امرایی، در یک توئیت، برای من اینطور نوشت: ( البته این سومین توئیت از یک رشتو بود)تمامی اقدامات باید ارگانیک باشد تا اکوسیستم شکل بگیردتصمیم گرفتم که درباره اکوسیستم نوآوری ایران، نظراتم را بنویسم. حتماً احتمال این وجود دارد که نظرات من یا درست نباشد یا منطبق بر نظر شما نباشد. در هر حال معتقدم که باب گفتگو و تبادل نظر باید همیشه باز باشد. ضمناً این متن فارغ از هرگونه سوگیری سیاسی نوشته شده، هر چند ممکن است با هدف بررسی، ایراداتی به دولت و مدیریت کلان کشور وارد کرده باشد.اکوسیستم استارتاپی چیست و چگونه شکل می‌گیرد؟قبل از اینکه به اکوسیستم نوآوری یا استارتاپی بپردازم، تعریف ارائه شده برای شرح چیستی یک اکوسییتم را توضیح می‌دهم تا در ادامه بتوانم از آن در راستای توضیح اکوسیستم نوآوری کمک بگیرم.اکوسیستم، به یک واحد یکپارچه متشکل از اجتماع موجودات زنده و غیر زنده که با هم در تعامل هستند گفته می‌شود. برای موجودات زنده می‌توان از موجوداتی مثل باکتری، قارچ یا جانوران مختلف نام برد و از موجودات غیر زنده می‌توان به آب و خاک و هوا و .. اشاره کرد.برگردیم به تعریف اکوسیستم استارتاپی یا همان که به فارسی زیست‌بوم نوآوری نام دارد. زیست بوم نوآوری یا همان اکوسیستم استارتاپی، به مجموعه‌ای از اجزا یا عواملی گفته می‌شود که بر رشد و توسعه استارتاپ‌ها تاثیر می‌گذارند. این عوامل شامل افراد، نهادها، سازمان‌ها و زیرساخت‌هایی هستند که معمولاً در یک محیط جغرافیایی خاص تجمع می‌کنند تا یک محیط مساعد برای رشد و توسعه استارتاپ‌ها فراهم شود. برای درک بهتر یک تصویر کلی از یک اکوسیستم استارتاپی بالغ، سال‌ها قبل ارتباطات بین اجزا و عوامل موثر و البته تشکیل‌دهنده یک اکوسیستم را ترسیم کرده بودم.ارتباطات بین اجزای اکوسیستم استارتاپیاگر خاطرتان باشد در تعریف اکوسیستم نوشتم که متشکل از اجزای زنده و غیر زنده است. نکته مهم اینجاست که غیر زنده به معنی مرده نیست. این اجزای غیر زنده مثل خاک و آب و هوا، اتفاقاً از ارکان اصلی یک اکوسیستم هستند و شاید بشود آن‌ها را زیرساخت لازم برای بوجود آمدن اکوسیستم دانست. این اجزا کوچکترین دخالت عملیاتی در ایجاد ندارند و فقط بستر را برای تفییراتی که موجودات زنده اعمال می‌کنند فراهم می‌نمایند.در اکوسیستم استارتاپی شاید بشود بخشی از بدنه دولت را به اجزای غیر زنده تشبیه کرد. اجزایی که وجود آنها بیش از حد مهم و در خلق اکوسیستم موثرند ولی مانند اجزای غیر زنده یک اکوسیستم نباید دارای اعمال نفوذ مستقیم باشند بلکه تنها بستری برای رشد و نمو اجزای زنده خواهند بود.باید بدانیم که هیچ اکوسیستمی به صورت دستوری درست نمی‌شود بلکه اکوسیستم‌ها شکل می‌گیرند. کافیست اجزای غیر زنده اکوسیستم با هر نیتی حتی نیت پاک در تشکیل اکوسیستم دخالت کنند تا روند تشکیل اکوسیستم دچار خلل گردد. در زیر چند مثال به عنوان دخالت اجزای غیر زنده اکوسیستم نوآوری ایران را برایتان لیست کردم:استارتاپ‌ها نیاز به اتصال به دنیای بین‌الملل دارند. هرگونه فیلترینگ یا تحریم به عنوان اعمال تغییر در زیرساخت‌های مورد نیاز، ایجاد اکوسیستم را دچار خدشه می‌کند.با وجود اینکه وزیر محترم ارتباطات خبر از این می‌دهد که ما در سرعت و کیفیت اینترنت به ترتیب لامبورگینی و بنتلی دنیای اینترنت در بین دیگر کشورها هستیم، ولی تقریباً بر کسی پوشیده نیست که زیر ساخت اینترنت حتی کیفیت متوسط گذشته را ندارد و موضوعاتی مثل راه‌اندازی شبکه ملی و طرح صیانت بدون شک دخالت مستقیم در اکوسیستم است و رشد آن را تا نزدیک به توقف کند می‌کند.استارتاپ‌ها نیاز به رشد آنی دارند و باید تمام انرژی آنها مستقیماً صرف رشد شود و به رسمیت شناخته نشده این نوع از کسب و کار و تعریف مجوزهای متعدد آغاز کسب و کار توسط اجزای زنده اکوسیستم را به قدری پر ریسک می‌کند که اتفاقی شکل نمی‌گیرد.تعریف مجوزی به نام اینماد و وابسته کردن ارائه درگاه بانکی به اخذ آن که البته بی‌منطق‌ترین مجوزهای موجود است و مشکلاتی که این روزها صدای بسیاری از فعالان را درآورده، یکی دیگر از دخالت اجزای غیر زنده این اکوسیستم در توسعه آن است. (توضیح: در هیچ کجای دنیا مجوزی با این منطق وجود ندارد. همین که شما قبلاً توسط بانک احراز هویت شده‌اید و حساب بانکی دارید کفایت می‌کند و نیازی به دوباره کاری نیست)اتفاقاتی که درباره ادارات بیمه و مالیات و شهرداری و ... هر روز به گوشمان می‌رسد نیز از دیگر دخالت‌هاست.یکی از مهمترین نکاتی که باعث برانگیخته شدن انگیزه در اجزای غیر زنده است تا چنین اقداماتی را عملی نماید، بخشی از جامعه است که اتفاقاً بسیار هم پرنفوذ است و مقابله با آن در عمل ممکن نیست. زمانی که روزنامه‌های پرنفوذ کشور مقاله بر علیه بزرگترین سرویس‌های حال حاضر کشور مثل دیجی‌کالا و علی‌بابا و ... منتشر می‌کنند، زمانی که شب‌نامه‌هایی که استارتاپ‌ها را به جای اینکه تسهیل‌کننده زندگی مردم بدانند، آنها را عامل نفوذ دشمن می‌نامند، زمانی که در صحن مجلس، سرویس‌های استارتاپی دست‌نشانده شیطان رجیم معرفی می‌گردند، زمانی که جناب وزیر محترم ارتباطات در سطح کارشناس روابط عمومی دو سه سرویس خاص خودش را پایین می‌آورد و از پتانسیل رسانه‌های دولتی برای تبلیغ آنها استفاده می‌کند، زمانی که مدیر عامل سرویسی به خاطر آگهی کفش جلو باز زنانه حکم زندانی می‌گیرد، زمانی که اداره مالیات هیچ تلاشی در راستای شناخت مدل‌های درآمدی نوین نمی‌نماید، زمانی که کمک‌های دولتی به عده‌ای خاص تخصیص پیدا می‌کند، من باور ندارم که ایران دارای اکوسیستم استارتاپی باشد و باور ندارم که ایران پتانسیل این را داشته باشد تا یک اکوسیستم به صورت طبیعی شکل بگیرد چون مهمترین بخش آن یعنی اجزای غیر زنده مدام در کار اجزای زنده خلل ایجاد می‌کنند. ساده‌ترین تاثیر این دخالت‌ها را می‌توان در کاهش چشم‌گیر نرخ سرمایه‌گذاری توسط سرمایه‌گذاران خطرپذیر دانست.اما بحث سر کارخانه نوآوری آزادی بود که تا اینجا به درازا کشیدکارخانه نوآوری آزادیروزی که ایده کارخانه نوآوری خلق گردید، خواب‌های زیادی دیده شده بود و قرار بود که فارغ از موضوع درآمدزایی مستقیم، کارخانه پایگاهی برای خلق نوآوری و ایجاد انگیزه باشد. این طور نشد و دلیل آن را فقط و فقط در دخالت اجزای غیر زنده بدانید. نیاز به توضیح نیست که مغز متفکر کارخانه امروز در انگلستان است و درد او هم احتمالاً طبق مصاحبه‌هایی که داشته همان دخالت بدنه غیر زنده اکوسیستم و تاثیر روانی جریان موثر بر خلق انگیزه در همین اجزای غیر زنده است. این اواخر، کارخانه با یک مدیریت ضعیف که توسط پارک اعمال می‌شد، حتی نمی‌توانست ظاهر را تا حدی نگه دارد که باید حراست محترم کارخانه در یک کنسرت خیابانی هم دخالت می‌کرد. بگذریم که در بخش تامین‌های مالی کوچک، مراحلی بیش از مراحل گرفتن وام در بانک تعریف شده بود، بگذریم که مدیریت داخلی مثل مدیریت برق کارخانه هم دچار مشکل شده بود و در نهایت این کارخانه تبدیل شده بود به یک مرکز اجاره دفاتر اشتراکی. مجموعه‌ای که بر خلاف هدف اولیه که خلق ارزش‌های بزرگ بود، امروز از اجاره کافه و میز یا دفتر کار، کسب درآمد می‌کرد. در نهایت با گذشت مدتی از اتمام زمان اجاره، مالک تصمیم به فروش گرفته ولی اکنون هم فشارهای زیاد رسانه‌ای به معاونت علمی ریاست جمهوری وارد شده تا باز به عنوان یک عضو غیر زنده در سرنوشت این پایگاه دخالت کند.تا هزاران کلمه دیگر، حرف برای زندن دارم ولی اکتفا می‌کنم به همین نوشته‌ها و نتیجه‌گیری را هم به خود شما می‌سپارم.سامان فائق</description>
                <category>سامان فائق</category>
                <author>سامان فائق</author>
                <pubDate>Sat, 11 Nov 2023 02:04:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به بهانه اطلاعات ما در تپسی که کف اینترنت است!</title>
                <link>https://virgool.io/@Samanfaegh/%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%BE%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%A9%D9%81-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-qpbxar8cxdel</link>
                <description>قرار نیست طولانی بنویسم. پس مقدمه همین چندین کلمه است: تپسی هک شده، اطلاعات کاربران کف اینترنت برای فروش گذاشته شده است.امنیتدست بالای دست بسیار است. امنیت یک وضعیت ثابت نیست. امنیت یک پروسه است که مدام بروزرسانی می‌شود و مسیرهای جدید نفوذ را می‌بندد. پس اینکه تصور کنیم امکان ضد ضربه شدن وجود دارد، دیدگاهی رویایی و آرمانی است. گواه بزرگترین سرویس‌های هک شده جهانند.رای باتلر در دهه ۱۹۹۰ میلادی به عنوان یک مشاور امنیت کامپیوتر فعالیت می‌کرد و اوایل دهه ۲۰۰۰ به یک هکر کلاه مشکی تبدیل شد و به خاطر هک کردن پنتاگون ۱۸ ماه به حبس رفت. بعد از بازگشت از زندان، در سال ۲۰۰۶ میلادی، چند فروم آنلاین را که در واقع بازاری برای خرید و فروش اطلاعات به سرقت رفته و هویت‌های جعلی بودند هک کرد. وی سال ۲۰۰۷ دستگیر شد و در لیست اتهاماتش آمده که مسئولیت سرقت ۲ میلیون شماره کارت اعتباری را برعهده داشته و اساسا ضرر ۸۶.۴ میلیون دلاری وارد کرده است. او به ۱۸ سال زندان محکوم شد.این فقط یک نمونه از معروف‌ترین هک‌های تاریخ آمریکا، به عنوان یکی از پایبندترین کشورها به امنیت سایبری است. در همین ایران عزیزمان، سرویس‌ها و شرکت‌های مختلفی منجمله برخی از اپراتورهای تلفن همراه یا سرویس‌های آنلاین پرداخت، قبلاً هک شدند و اطلاعات تعداد قابل توجهی از کاربران کف اینترنت برای فروش موجود است. این اتفاق برای رقیب تپسی، یعنی اسنپ هم رخ داده بود که روابط‌ عمومی اسنپ اطلاعیه‌هایی را منتشر کرد و از کاربران درخواست کرد تا رمزهای ورود خود را با پیچیدگی بیشتری انتخاب کنند.مسئولیت امنیت با چه کسی است؟اینکه امنیت، امری غیر قطعی است و همیشه احتمال هک وجود دارد، مسئولیت سرویس‌ها را در قبال هک کم نمی‌کند. آنچه مهم است، سوء استفاده‌های احتمالی از داده‌هاست. در واقع تپسی یا هر سرویس دیگری در قبال امنیت اطلاعات کاربران مسئولیت دارد و این موضوع اصلاً قابل چشم‌پوشی نیست چون احتمال وقوع سوء استفاده‌های بزرگتر مثل ورود به حساب‌های بانکی و ... وجود دارد.پلتفرم‌ها یا سرویس‌های آنلاینی که اطلاعات کاربران را نگهداری می‌کنند، می‌بایست از اطلاعات کاربران محافظت کنند و از نقض حریم شخصی آنها پیشگیری کنند. این شامل نگهداری اطلاعات در محیط‌های امن، استفاده از اقدامات امنیتی مناسب، و اطمینان از رعایت مقررات محرمانگی داده‌هاست. از طرفی هر کشور، قوانین و مقررات خاص خودش را دارد و پلتفرم‌ها بسته به این قوانین محلی، متعهد به اجرای موارد امنیتی هستند.در زمانی که هک اتفاق می‌افتد، فارغ از اینکه پلتفرم باید سریعاً خود اقدامات پیش‌گیرانه را انجام دهد، ورود نیروی پلیس امنیت سایبری برای کشف دلایل و جلوگیری از وقوع اتفاقات بزرگتر بدیهی است. ضمناً معمولاً حتی اگر هیچ شاکی خصوصی از بین کاربران وجود نداشته باشد، مدعی‌العموم، موضوع را به دادگاه ارسال خواهد کرد تا اقدامات پلتفرم بررسی گردد و تحقیقات جامعی صورت پذیرد تا مشخص شود که این امر به دلیل کوتاهی پلتفرم بوده یا این امکان مدیریت و جلوگیری از این حمله با وجود رعایت تمامی استانداردها و قوانین ممکن نبوده.طبیعتاً نتیجه هرچه که باشد، به اطلاع عموم خواهد رسید.میلاد منشی‌پور، مسئول خود خواستهدر وضعیتی که در سال‌های گذشته شاهد هک خیلی از سرویس‌های مهم ایرانی بودیم، شاهد این موضوع هم بودیم که هک شده‌ها، موضوع را گردن نگرفتند. میلاد منشی‌پور، مدیرعامل تپسی، امروز در رشته توئیتی، به عنوان مقام رسمی و نماینده تپسی، موضوع را بدون دورچین اطلاع‌رسانی کرد، شرایط و همکاری‌اش با پلیس را کوتاه شرح داد و تمام مسئولیت را پذیرفت. طبیعتاً به دلیل اینکه میلاد منشی‌پور مدیرعامل شرکت است، مسئولیت به عهده او بود ولی همین رویکرد به مسئولیت‌پذیری، به نظرم از جایگاه بلوغ می‌آید. ایراداتی به اینکه چرا از طریق اکانت رسمی تپسی اطلاع‌رسانی نشده توسط کاربران توئیتر گفته شده که ضمن اینکه به نظرم وارد است ولی توجه شما را به اتفاقات مشابه در سرویس‌های بزرگ جلب می‌کنم. امروز می‌توانیم توئیت اکانت شخصی مارک زاکربرگ یا ایلان ماسک را به عنوان یک اطلاعیه رسمی از سمت شرکت‌هایشان بدانیم. البته که مطمئناً این رفتار درست، هیچ وجهی از مسئولیت او را کمرنگ نخواهد کرد و حتماً که باید پاسخگو باشد ولی به عقیده من، این نوع برخورد در شرایط بحرانی، باید الگویی برای تمامی مدیران و حتی مسئولین ایرانی باشد. سامان فائقساعت 3 صبح</description>
                <category>سامان فائق</category>
                <author>سامان فائق</author>
                <pubDate>Sun, 03 Sep 2023 03:49:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سعید رحمانی و لب به سخن گشودنش</title>
                <link>https://virgool.io/@Samanfaegh/%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-cwsr3thbdg1p</link>
                <description>اگر سعید رحمانی را نمی‌شناسید، او از بنیان‌گذاران مجموعه سرمایه‌گذاری سراواست. مجموعه‌ای که حاصل فعالیتش مجموعه‌هایی مثل دیجی‌کالا، کافه بازار، دیوار و ... است. البته که مدت‌هاست که بازگویی حقایق و البته شایعه‌های زیادی پیرامون او، مجموعه تحت فرمانش و البته استارتاپ‌های پورتفوی سراوا در شبکه‌های اجتماعی و تلویزیون‌های ماهواره منتشر می‌شود و سکوت نسبتاً طولانی مدت سعید رحمانی، تحلیل‌های زیادی را از قول طرفداران و مخالفینش به رشته تحریر درآورده.در این مطلب قصد دارم تا به دور از سوگیری و جانب‌داری، نکاتی را درباره افرادی مثل سعید رحمانی را منتشر کنم که امیدوارم مورد توجه شما قرار بگیرد.محتواهای کوبنده و روشن‌گرشبکه‌‌ی تلویزیونی ایران اینترنشنال، چارت سهامداری مجموعه سراوا را منتشر کرد و اینطور که به نظر می‌رسید، سرنخ‌های تولید این محتوای تلویزیونی، از اطلاعاتی بود که آقای محمد جرجندی در کانال وب‌آموز منتشر می‌کرد. فارغ از قصد و نیت قلبی آقای جرجندی که از آن مطلع نیستم و امیدوارم فقط برملا کردن فسادهای پشت پرده باشد، این دست از محتواهایی که حداقل سرنخ‌هایی به مخاطبین می‌دهد در پیشرفت جامعه می‌تواند مفید باشد. البته منکر آن نیستیم که عده‌ای چه در داخل و چه در خارج کمر به نابودی اکوسیستم کسب و کارهای آنلاین در ایران بسته‌اند و با قصد کثیف نابودی، هر محتوایی که فاقد منبع و البته بر پایه شایعه است را منتشر می‌کنند. مجموع این دو قسم محتوای تولیدی درباره کسب و کارهای اینترنتی، فضای استرس‌زا و پرتنشی را ایجاد کرده که امروز شاهدش هستیم.مشکل اصلی اینجاست که شفاف‌سازی در این خصوص انجام نشده و عمده افرادی که درباره آن‌ها صحبتی در وب‌آموز، شب‌نامه‌ها و برنامه‌های تلویزیونی شده، به دلایل متعدد، از روشنگری در خصوص فعالیت خود طفره رفته‌اند که همین موضوع شک به اصل موضوع را قوت داده و اجازه اشاعه اخبار کذب را صادر می‌کند.این بخش از نوشتار، به این معنی نیست که تمامی شرکت‌ها بی‌گناهند و تمامی اخبار شایعه است. قصد از این بخش از مقدمه این بلاگ‌پست این است که برخی از شرکت‌های واقعاً بی‌گناه قربانی شایعاتی می‌شوند که کمر راست کردن و گذشتن از بحران‌های ایجاد شده، تقریباً برای آن‌ها غیر ممکن می‌شود.سعید رحمانی و ارتباطاتشقبلاً در مطلبی نوشته بودم که ارتباط با دولت‌ها، کاری است که اکثر استارتاپ‌های بزرگ در تمام دنیا انجام می‌دهند. ایلان ماسک، پاول دوروف، استیو جابز، مارک زاکربرگ و صدها کارآفرین و ارزش آفرین دیگر، علاوه بر ملاقات با رئیس دولت‌های مختلف، حتماً رابطه‌ای خوب با دولت‌ها ایجاد می‌کنند. هدف از ارتباط این است که دایره فعالیت‌ها گسترش پیدا کند و بازار این استارتاپ‌ها در تمامی کشورها توسعه یابد. استارتاپ‌ها، شرکت‌هایی پیشرو در حوزه فعالیت خود هستند. این‌ها شرکت‌هایی هستند که به دنبال خلق مسیری برای توسعه  راه‌حل‌های هوشمندانه که برای تعداد قابل توجهی از این راه‌حل‌ها هنوز قانونی نوشته نشده یا قوانین نگارش شده دارای ضعف و بعضاً ناقص است تلاش می‌کنند. این وظیفه سکان‌دار مدیریتی این کسب و کارهاست تا با لابی کردن با دولت‌ها، به خلق و نگارش قوانین جدید کمک کنند. خاطرم است که قبلاً درباره مزایای این لابی‌گری نوشته بودم که چطور منجر به هموار شدن مسیری برای دیگر استارتاپ‌ها خواهد شد.به عنوان مثال، اشکان آرماندهی، مدیرعامل دیوار، به خاطر انتشار آگهی خارج از عرف که ظاهری موجه داشت (آگهی فروش کفش زنانه جلو باز)، محکوم به زندان شد و پس از ۳ سال پیگیری در دادگاه توانست این جکم را بگیرد:در پلتفرم‌ها و مارکت‌پلیس‌ها، انتشار دهنده محتوا مجرم است نه مدیر پلتفرم.این قانون حتی اگر با لابی‌گری و خلق ارتباطات پشت پرده وضع شده باشد، قانونی عقلانی و شبیه به حکمی است که در تمام دنیا صادر می‌شود و قطعاً به نفع کل اکوسیستم نوآوری ایران است.در تاریخچه اتهاماتی که به سعید رحمانی وارد شده، از حضور فلان سردار سپاه، فلان مسئول دولتی، عکس با فلان مدیر دولتی و البته حضور روح‌الله رحمانی مدیر سابق دیجی‌نکست و البته داماد آقای غلامعلی حداد عادل به عنوان اسنادی که ثابت‌می‌کند  او وابسته دولتی یا نظامی دارد استفاده شده. در تمامی رویدادهایی که توسط شرکت‌های بزرگ برگزار می‌گردد، معمولاً مهمان‌هایی حضور پیدا می‌کنند و این طبیعی است که افراد پرنفوذ برای خلق رابطه در یک رویداد حضور پیدا کنند. این موضوع فارغ از اینکه این افراد دعوت شده‌اند یا خودشان رفته‌اند، به نظر شخصی من هیچ ایرادی ندارد. در واقع قصدم از این بخش از نوشته این بود که به صرف حضور یک مقام در رویدادی، حتی برگزاری جلسات با افراد پرنفوذ، به خودی خود هیچ فسادی ثابت نمی‌شود و البته منظور من هم این نیست که در این مجموعه فسادی صورت نگرفته. من چون مدارک با اصالتی از وجود فساد در این زمینه‌ ندیدم، هیچ نظری ندارم و پیشنهاد می‌کنم شما هم تا قبل از اینکه مدارک متقنی ندیدید، همسو با محتواهای کوبنده نشوید.کافه‌بازار، بزرگترین پایگاه بدافزار و سعید رحمانیطبق سند گزارش‌های منتشر شده، کافه‌بازار یکی از بزرگترین منتشر کنندگان بدافزار در ایران است. من اعتبار این سند را نمی‌دانم ولی تصور می‌کنم فارغ از نیّت یا برداشت مدیر کافه‌بازار از فعالیتش، این موضوع به سراوا می‌تواند بی‌ربط باشد. در قراردادهای سرمایه‌گذاری، معمولاً مدیران و بنیان‌گذاران حق دخالت در امور جاریه و کاری را از سرمایه‌گذار می‌گیرند. حداقل به نظر من که شاید هم اشتباه باشد، وقوع مشکلاتی از این دست، نمی‌تواند سفارش سرمایه‌گذار باشد. معتقدم باید مدیرعامل کافه بازار، در یک محتوای جامع، موضوع را مشخص کند و البته حضور افراد متخصص که صحت ادعای کافه‌بازار را بررسی کنند می‌تواند به قضاوت مخاطب کمک بزرگی کند.پاورقی: این اواخر خواندم که برنامه‌های کافه‌بازار توسط ۱۰ آنتی‌ویروس مطرح چک می‌شود.سعید رحمانی و مجموعه رهنمارهنما، مجموعه‌ای بود که فعالیت صنعتی داشت. حتماً نام سیستم‌های گرمایشی پلار را شنیده‌اید. در مقطعی این مجموعه تصمیم گرفت از طریق سرمایه‌گذاری وارد اکوسیستم نوآوری شود و روی سرویس‌های آنلاین سرمایه‌گذاری کند. همانطور که امروز DMZ یکی از خوش‌نام‌ترین اینکوباتورها در تورنتوی کانادا را مدیریت می‌کند. سعید رحمانی پس از مذاکره توانست سرمایه‌ای را برای استارتاپ‌های زیر مجموعه سراوا از این فعال صنعتی جذب کند. فارغ از اینکه آن زمان هنوز فعالیت شرکت‌های حوزه ارزش افزوده (VAS) آغاز نشده بود، بعید می‌دانم که در زمان جذب سرمایه آن هم در روزهای نخستی که این اکوسیستم در حال راه‌اندازی بود، به ورود سرمایه از ساختار سنتی کسی نه می‌گفت. کاملاً قبول دارم که در برخی از زیر مجموعه‌ها رهنما که در ارزش افزوده اپراتوری فعال بودند تخلفات نابخشودنی اتفاق افتاده ولی به نظرم غیر منطقی است که کل سرمایه‌های وارد شده به سراوا را از ارزش افزوده بدانیم، مخصوصاً وقتی که حجم سرمایه‌ جذب شده خارجی توسط یکی از خانواده‌های معتبر بلژیکی را در برابر سرمایه‌ای که سراوا از رهنما گرفته در مقام مقایسه قرار دهید، به این باور خواهید رسید که سرمایه‌ای که از رهنما جذب شده، نهایتاً به اجاره محل کار و میز و صندلی و کامپیوتر می‌رسید.خاطرم هست پدرم قبل از فوت می‌گفت هیچ شخصی، تاکید می‌کنم، هیچ شخصی در دنیا نیست که اگر باغچه آن را شخم بزنید، در باغچه‌اش کرم پیدا نشود و این برای سلب مسئولیت از اقدامات غلط نیست، فقط بدین معناست که گاهی ما کاری را انجام می‌دهیم که در زمان اجرا بنا بر هزاران دلیل از صحت آن خبر نداریم (یک کم‌دقتی کردیم، یا بزرگی اشتباه را درک نکرده بودیم، یا واقعاً از پشت پرده خبری نداشتیم) و در آینده به غلط بودن کار خود پی می‌بریم. آدم زنده خطا می‌کند. کسی که خطا نمی‌کند مرده است.سعید رحمانی، پدر اکوسیستم استارتاپیتا جایی که به یاد دارم، ایران مدام از افراط و تفریط متحمل زیان‌های زیادی شده. در استوری‌های سعید رحمانی دیدم که خیلی از فعالان این اکوسیستم، سعید رحمانی را با سوپرمن اشتباه گرفتند. سعید رحمانی نه بنیان‌گذار اکوسیستم استارتاپی ایران بوده و نه حتی خودش این ادعا را مطرح کرده. او هم مثل هزاران نفر دیگر در این زیست‌بوم تلاش کرده و انصافاً نتایج درخشانی هم داشته که حتماً روی کل اکوسیستم هم تاثیرات مثبتی داشته ولی قطعاً ابرقهرمان گذشته یا آینده نیست.نوعی دیدگاه بت‌پروری ریشه‌ای عمیق در تفکرات ما دارد. مدام به دنبال یک ناجی هستیم و معمولاً حرکات جمعی را جدی نمی‌گیریم. سعید رحمانی به تنهایی هیچ تاثیری در وضعیت کسب و کارهای اینترنتی ایران ندارد و نخواهد داشت. باید به این باور برسیم که افراد گمنام زیادی در این اکوسیستم وجود دارند و حضور همه در کنار هم است که این زیست بوم را با وجود ناملایمتی‌های فراوان دولتی مثل طرح صیانت و وضعیت اینترنت، زنده نگه داشته.خاطرم هست روزی که سعید رحمانی از ایران رفت، در وضعیتی که خیلی‌ها افسوس می‌خوردند که چرا امثال سعید از ایران می‌روند، مطلبی نوشتم و توضیح دادم که نتایج مثبت فعالیت‌های او برای همه روشن است، ولی سردرگمی و به امان خدا رها شدن تعدادی از فعالان و جوانان استارتاپی که به او و مجموعه شتاب‌دهنده‌اش دل بسته بودند، تاثیر منفی عمیقی در آینده همان جوانان گذاشته. مخلص کلام اینکه به عقیده من باید یاد بگیریم علاوه بر اینکه قوت و ضعف، نکات مثبت و منفی و خوبی و بدی افراد را در کنار هم ببینیم و یک برآیند منصفانه داشته باشیم، باید یاد بگیریم که این زیست‌بوم با حدف یا ظهور یک نفر هیچ تغییری نخواهد کرد. باید یاد بگیریم همبستگی و اتحاد را.پایان سخنبا این نوشته، هیچ قصدی برای تطهیر سعید رحمانی نداشتم. حرف‌هایی در دلم مانده بود که دوست داشتم بنویسم. امیدوارم که وضعیت این روزهایی که سایه تیرگی بر آن افتاده، گذرا باشد و همگی در کنار هم، برای ساخت آن قدم‌های مثبتی برداریم.روزگار به کامسامان فائق</description>
                <category>سامان فائق</category>
                <author>سامان فائق</author>
                <pubDate>Wed, 08 Mar 2023 17:05:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خزعبلات انقلابی من !</title>
                <link>https://virgool.io/revolutionarybullshits/%D8%AE%D8%B2%D8%B9%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D9%86-ro54morafjsr</link>
                <description>خزعبلات انقلابی منخلاصه گذشتهدر تاریخ ۲۰ آگوست ۲۰۱۷ یعنی یکشنبه، ۲۹ مرداد سال ۱۳۹۶ بعد از یکسال گمنام نویسی در یک کانال تلگرامی، کانال استودیو ۵ را راه‌اندازی کردم. ابتدای کار فقط به مطالب مربوط به بازاریابی دیجیتال و موضوعات مرتبط با کسب و کارهای اینترنتی می‌نوشتم. از این رو از بین بزرگوارانی که کانال و مطالب آن را دنبال می‌کردند، تعداد دوستان بازاریاب، مخصوصاً بازاریابانی دیجیتال بیشتر از بقیه بود و در این رشته کاری کمی با دیگران آشنا شدم.رفته رفته به ارائه مطالبی در خصوص استارتاپ‌ها پرداختم و دایره ارتباطاتم کمی بزرگتر شد. به واسطه اجرای دو پروژه بزرگ، یکی در قالب کارمندی (مدیر عامل خارج از سهامداران) و یکی بنیانگذاری و سهامداری در یک شوی تلویزیونی معروف که اپلیکیشن موبایلی پر مخاطبی را هم داشت، با دوستان بیشتری آشنا شدم.تا سال ۱۳۹۹ تقریباً  دوستان تصور می‌کردند که من دیجیتال مارکتر هستم و حقیقت امر اینکه خودم هم تصوری اینچنینی داشتم. از این سال به بعد با توجه به حضور در Board مدیریتی چند شرکت بزرگ که کسبو کار آنلاین داشتند، سعی کردم همواره عنوان &quot;توسعه دهنده کسب و کار&quot; را برای خودم انتخاب کنم تا با این عنوان خودم را بیشتر معرفی کنم. تا چندی پیش هم این موضوع ادامه داشت و به تمامی افرادی که از من رشته فعالیت حرفه‌ای‌ام را می‌پرسیدند، همین عنوان را اعلام می‌کردم.مقطع تغییر نوع دیدگاه منخاطرم هست در تمام این سال‌ها، هر شب دست کم یک ساعت مطالعه را ترک نکردم. نکته بسیار مهمی که تقریباً در انتهای یک سال که از مطالعات مرتب شبانه می‌گذشت، به موضوعی بسیار علاقه‌مند شدم. موضوع از این قرار بود که سعی می‌کردم اگر با موضوعی برخورد می‌کنم، اگر یک تکنیک یا ترفندی را می‌بینم، به مطالعه عمیق در خصوص چرایی آن بپردازم. دلایل زیربنایی موضوعات برایم جذابیت بیشتری پیدا کرد. سعی کردم مطالعاتم عمق بیشتری پیدا کند و برای هر موضوع در سرفصل‌های بازاریابی، برندینگ و تبلیغات در تلاش بودم تا ریشه‌های عمیق‌ترین از قوانین را پیدا کنم. این مثل مطالعه ریشه‌ای و عمیقی بود که دلیل اصلی تکنیک را به من می‌آموخت تا در زمان استفاده بتوانم موضوعاتی که یاد گرفته بودم را به درستی با شرایط جدید و متفاوت منطبق کنم.نمی‌دانم چه شد اما انگار حاصل این شیوه از مطالعه باعث بروز نگاهی در قالب انتقادی شد و این نگاه، &quot;تفکر انتقادی&quot; را در من بوجود آورد. حالا مدتیست که با سوالاتی که برای خودم مطرح می‌کنم، اصل موضوعات را زیر سوال می‌برم و سعی می‌کنم پاسخ‌های مستدلی برای خودم بیابم.تصمیم حاصل تفکر انتقادیالان سن ۴۲ سالگی را پشت سر گذاشتم و چیزهایی برای من اهمیت بیشتری پیدا کرده که قبلاً خیلی دارای اهمیت نبود. اگر قبلاً هدفم از نوشتن نوشتن درصدی با هدف شبکه‌سازی و ایجاد ارتباط بود، اکنون تنها یک دلیل دارد. دوست دارم در نیمه دوم زندگی، اثری را خلق کنم که به یادگار بماند. دوست دارم منشا تغییر باشم و برای این تمام تلاش خودم را خواهم کرد. در واقع آنچه بیش از هر چیز برایم مهم است، رضایت از خویشتن است و طبق تجربیات قبلی‌ام، این با اجرای پروژه‌های موفق و بزرگ یا با درآمد بالا حاصل نخواهد شد. (حداقل برای من)عنوان شغلی جدید منداستان از آنجا شروع شد که حجم محتواهای زردی که دارای پایه و اساس علمی نیستند و عموماً به جای اینکه اثر مثبتی در افراد خلق کنند، تاثیر تخریبی دارند، در دنیای پیرامون ما به شدت افزایش پیدا کرده. این موضوع من را از آینده جهان نگران می‌کند.کودکان و جوانانی را می‌بینیم که این محتواهای زرد که اتفاقاً گاهی شکلی به شدت درست هم به خود گرفته‌اند را سرلوحه خود قرار می‌دهند و معتقدم این روی آینده آنها و در نتیجه آینده جهان تاثیر مطلوبی نخواهد داشت.من تصمیم گرفتم، اثری که از خودم در این جهان خواهم گذاشت را در قالب یک مجموعه یا سری کتاب ارائه کنم و در راستای تولید محتوای &quot;ضد زرد&quot; قدمی جدی بردارم. حداقل در این مقطع زمانی تصور می‌کنم که این اقدام و قدم می‌تواند در سال‌های بعدی رضایت از خویشتن را برای من ارمغان آورد و تاثیر مثبتی هم در جهان داشته باشد.این مجموعه یا سریال کتاب با نام عمومی &quot;My revolutionary bullshits&quot; یعنی &quot;خزعبلات انقلابی من&quot; در حال نگارش است و بزودی نسخه فارسی و در ادامه نسخه انگلیسی آن رونمائی خواهد شد.من در این مجموعه سعی کردم تا مطالبی که در دنیای امروز مطلوب به نظر می‌رسد را بررسی کنم و با دیدگاهی انتقادی آن‌ها را به چالش بکشم و ریشه‌های مهمی را باز کنم که شاید رویکرد شما به موضوعات را کمی تغییر دهد.مهمترین بخش این است که باید از این به بعد، یعنی بعد از یک دوره یک ساله‌ی سردرگمی‌ام که حاصل تاثیرات این نوع دیدگاه و البته موضوع مهم مهاجرت و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات مربوطه بوده، به زبان انگلیسی تولید محتوا کنم تا شبکه ارتباطات بزرگتری ایجاد کنم.با این توضیحات این عنوان شغلی را برای خودم برگزیدم:Revolutionary bullshit teller | Chaos Raiser – Doubt Organizerدر واقع من عنوان &quot;گوینده‌ی یاوه‌های انقلابی&quot; را برای &quot;عنوان شغلی&quot; برگزیدم که سعی دارد در ذهن شما هرج و مرجی ایجاد کند و شک حاصل از این هرج و مرج را ساماندهی کند. این عنوان هیچ ربطی به سیاست یا حکومت ندارد و در واقع من چون سعی خواهم کرد تا با نگاهی اعتراضی بر علیه محتواهای زرد انقلاب کنم، آن را برای خودم انتخاب کردم. از این رو، از این به بعد در توئیتر و اینستاگرام و لینکدین تنها به زبان انگلیسی محتوا تولید خواهم کرد و فقط در کانال تلگرامی‌ام و در صورت بودن زمان کافی گاهی در ویرگول، مطالب فارسی را منتشر خواهم کرد.تا این لحظه هیچگاه درخواست حمایت از شما نکردم و تنها به تولید محتوا پرداختم. ولی اگر تصور می‌کنید این رویکرد من و نوع فعالیتی که پیش رو گرفته‌ام می‌تواند کمکی به کسی کند، خواهش می‌کنم مطالبی که از این بعد خواهید دید را با دیگران به اشتراک بگذارید. من معتقدم که این انقلاب علیه خزعبلات، یک نفره ممکن نخواهد بود و حتماً حمایت شما را می‌طلبد.از شما که مثل یک دوست خوب وقت گذاشتید و این مطلب را مطالعه کردید متشکرم و خواهش می‌کنم نظرتان را در ذیل این مطلب با من در میان بگذارید.اگر تجربه‌ای (تلخ یا شیرین) از من، از محتواهایی که تا امروز تولید کردم یا حرف‌هایی که زدم دارید، اینجا در کامنت بنویسید.ارادتمندسامان فائقگوینده یاوه‌های انقلابی </description>
                <category>سامان فائق</category>
                <author>سامان فائق</author>
                <pubDate>Wed, 17 Aug 2022 12:52:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی تاثیر برنامه بندبازی</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D9%86%D8%AF%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-shafq19fpeux</link>
                <description>نقدی بر برنامه بند بازیمقدمه در این مطلب سعی دارم برنامه بندبازی را از چندین منظر متفاوت مورد بررسی قرار دهم. از جایی که تخصصی در موسیقی ندارم و تنها به عنوان یک شنونده، موسیقی را دنبال می‌کنم، لذا از من انتظار بررسی تخصصی آثار اجرا شده توسط گروه‌های مختلف موسیقی را در این نوشته نداشته باشیم. من سعی خواهم کرد موضوع بند‌بازی را به لحاظ تاثیرات اجتماعی مورد بررسی قرار دهم. در انتها نیز با توجه به تخصصم، در خصوص محتوای تصویری و پلتفرم‌های VOD نکاتی را خواهم نوشت.پلتفرم چیست؟ در دنیا چه خبر است؟اگر در جستجوی معنای کلمه پلتفرم در فرهنگ لغات باشید، کلمه پلتفرم به &quot;سکو&quot; معنی شده است. اما بنابر عقیده شخصی من، پلتفرم یک بستر است. بستری که سعی می‌کند زیرساخت‌هایی را برای رشد فراهم کند تا آنچه در پلتفرم قرار می‌گیرد، به سطح بالاتر (بعدی) خود دست پیدا کند.یکی از مهمترین زیرساخت‌های جامعه، پلتفرم‌های استعدادیابی است. اشتباه نکنید، منظور من فقط برنامه‌های سرگرم کننده نیست. ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که مهم است سطح پایینی جامعه که به ارتباطات خاص متصل نیستند و از رانت‌های مختلف ارتباطی یا اطلاعاتی بهره نمی‌برند، بتوانند رشد کنند و به سطوح بالای موفقیت دست پیدا کنند.این مهم علاوه بر اینکه باعث خلق امید و ایجاد تمایل شدید به تلاش در سطوح پایین جامعه می‌شود که خود دلیل اصلی پویایی جامعه است، به خلق ثروت، گردش ثروت و البته رشد کلی جامعه کمک به سزایی می‌کند.از مهمترین پلتفرم‌هایی که در جوامع پیشرفته وجود دارد، می‌توان به وجود شتاب‌دهنده‌های استارتاپی، مراکز رشد و توسعه دانشگاهی، انواع پلتفرم‌های سرمایه‌گذاری و البته به برنامه‌های تصویری مثل America&#x27;s Got Talent و The Voice و American Idol اشاره کرد که ظاهری سرگرم‌کننده نیز دارند. در این میان البته نباید برنامه‌های تصویری ایده‌یابی‌های تجاری مانند Shark Tank را که اتفاقاً این روزها بسیار مورد استقبال قرار گرفته‌اند فراموش کرد.این پلتفرم‌ها همگی یک پیام مشترک مخابره می‌کنند: شانس، حاصل تلاشِ پیوسته در مسابقه‌ای برابر است که احتمالاً نابرابر به نظر می‌آیداما مهمتر از پیام مخابره شده، اثری است که پلتفرم‌های استعدادیابی در سطح جامعه ایجاد می‌کند. با یک مثال ادامه می‌دهم. احتمالاً این ویدئو را در برنامه گات تلنت آمریکا دیده باشید:خانم Jane معروف به NightBirde به معنی مرغ شبخانم Jane شرکت‌کننده‌ای بود که مدتی با بیماری سرطان دست و پنجه نرم‌ کرده و اکنون با ترانه زیبای It&#x27;s Ok روی صحنه ایستاده. اندام نحیف و شکننده او جلب نظر می‌کرد ولی لبخندی که بر لب داشت، تضاد عجیبی در  چشم و ذهن مخاطب خلق می‌کرد. او در پاسخ به سوال داوری گفت: &quot;It&#x27;s ok داستان یک سال گذشته زندگی من است که با سرطان درگیر بودم&quot;در گفتگوی قبل از اجرا، جِین، جملات عجیبی گفت که نوید از امید می‌داد. او در پاسخ یکی از داوران که گفت &quot;تو با این وضعیت سرطان اوکی نیستی؟&quot;، پاسخ داد، &quot;در همه موارد اوکی نیستم ولی در کل اوکی هستم&quot;. سپس ادامه داد که &quot;این برای من مهمه که همه بدونند من بیشتر از اتفاقاتی هستم که برایم رخ داده&quot;. جمله‌ای که نوید از امید در شرایط سخت می‌داد داوران و حاضرین در سالن را دچار سکوتی همراه با تحیر کرده بود.بعد از اجرای ساده و اتفاقاً با تکنیک نه چندان پیچیده جِین، سایمون کاول زنک طلایی را برای او به صدا درآورد و صحنه پر شد از کاغذهای طلایی که مثال باران بر سر جِین می‌ریخت. او در پشت صحنه گفت &quot;من سرطان دارم و احتمال زنده ماندنم ۲٪ است ولی ۲٪ هنوز صفر نیست و به این معنی است که هنوز امیدی وجود دارد&quot;از شرح اتفاق که بگذریم، تمامی شبکه‌های اجتماعی پر شد از پست‌های مرتبط با این اجرا. افراد مشهور و غیر مشهور از &quot;امید داشتن&quot; حرف زدند. انگار که خونی تازه در رگ‌های بی‌رمق اقشار آسیب‌پذیر جامعه جاری شده بود. بیماران سرطانی یکی پس از دیگری اعلام می‌کردند که سرطانشان را شکست خواهند داد و جوانان برای رشد، پست‌های امیدبخش می‌گذاشتند.این داستان از یک سرگرمی فراتر است. فراتر از این است که آهنگی خوانده شود تا ما با یک سطل ذرت پف داده شده، جلو تلویزیون لم بدهیم و دقایقی سرگرم یا حتی احساساتی شویم. این داستانِ ایجاد و آغاز برانگیختگی در سطحی از جامعه است که احتمالاً به خاطر ناملایمات روزگار یا به دست فراموشی سپرده شده‌اند یا هیچ قوایی برای ایستادگی دیگر ندارند. این احیای زندگی است که هنوز زیسته نشده. این تزریق خدا در رگ‌های جماعتی است که از رحمتش احتمالاً دلسردند.این است تاثیر پلتفرم‌های استعدادیابی و مطمئناً اثر آن فراتر از سرگرمی است.پلتفرم در پلتفرم (بندبازی در فیلم‌نت)پلتفرم فیلم‌نت را در بخش بعدی مورد مطالعه قرار خواهم داد ولی تمایل دارم در این بخش برنامه بندبازی را کمی دقیق‌تر بررسی کنم.دکوراسیون برنامه بندبازیساختار ظاهری - دکوراسیون برنامه بندبازیدکوراسیونی منحصر به فرد که مثل هیچ پلتفرم استعدادیابی دیگری نیست. عنصر تقلید را در این پلتفرم وطنی تقریباً نخواهید یافت و ساختار آن با نوآوری توانسته کیفیت بصری بسیار بالایی برای مخاطب ایجاد کند. چیدمان میز داوران، طرح‌های جذاب که ته‌مایه ایرانی دارد به همراه ویدئو وال‌های بزرگ که نمایشی جذاب از طرح‌های گرافیکی خوش کیفیت را به نمایش گذاشته در کنار نورپردازی بسیار خاص توانسته من را به عنوان یک مخاطب (که در امور اجرای دکوراسیون و نور غیر متخصص است) را جذب کند.دوربین همه آنچه می‌بینیم، تصویر است و این مهم است که حرکت‌های دوربین‌های مختلف به نحوی باشد که هم جلوه و شکوه اجرا را به مخاطب انتقال دهد هم باعث خستگی چشم نشود. البته در برخی از اجراها دیدم که متاسفانه تصویر با تک‌نوازان همخوانی نداشت. مثلاً در حال اجرا گیتار، ما پیانیست را در تصویر می‌دیدیم ولی به نظر من برای تجربه اول در فصل اول، این اشکالات قابل چشم‌پوشی است.داستان و کارگردانیداستان ساده است. چند تیم با هم مسابقه می‌دهند تا یکی برنده شود. اما داستانک‌های فرعی مثل اتاق شیشه‌ای، روایت‌ها از زندگی خصوصی بندها، انعکاس گلایه‌ها و حتی کارت امید که در میانه به برنامه اضافه شد،  داستانکی جالب خلق کرد که  به خودی خود جذاب بود. آقای بانک نیز توانست به خوبی پروژه‌ای به این گوناگونی در آیتم را به خوبی کارگردانی کند. شاید حضور ایشان در برخی از مقاطع کمی زیاد به نظر برسد اما به نظر من، شیوه‌ی جدیدی بود که می‌توان به آن عادت کرد.صدابرنامه پیوند ناگسستنی‌ای با صدا دارد. من تصور می‌کنم درصد زیادی از برنامه می‌توانست حتی به عنوان یک برنامه رادیویی در نظر گرفته شود. من به عنوان یک شنوده که هر روز به موسیقی گوش می‌دهم، احساس خوبی نسبت به کیفیت صدای اجراها داشتم. داورانمثل هر پلتفرم استعدادیابی دیگری، داوران حضور جذابی داشتند. بگو و مگوها و مباحثه‌ها و بعضاً مجادلات بین آن‌ها داستان مسابقه را جذاب کرده بود. خوشحالم از اینکه داوری بشیرگونه در میان نداشتند و همگی به اصل موضوع تسلط داشتند. خانم شریفی‌نیا حقیقتاً من را شوکه کرده بود و البته نوع بودنش و اعلام نظراتش توازنی داستان داوری ایجاد کرده بود و البته فضای خشک حذف کردن را کمی لطیف. انتخاب هوشمندانه‌ای بود انتخاب ایشان.اما مهمترین نکته، تاثیر اجتماعیگروه خیابانی گسبرگردیم به جمله‌ای که در ابتدا آن را نوشته بودم:شانس، حاصل تلاشِ پیوسته، در مسابقه‌ای برابر است که احتمالاً نابرابر به نظر می‌آیدگروه رَشتی گس، از کف خیابان آمده بود. پسرانی ساده و بی‌آلایش که آنچه می‌نمودند، تماماً انعکاسی از شفافی و ذلالی بود. اجراهایی ساده که از دل بر می‌آمد و بندی که اصول یک بند حرفه‌ای را اصلاً رعایت نکرده بود. با این وجود، کمبود نوازنده‌های رنگ رنگ ولی اصلاً احساس نمی‌شد. خودشان بودند و چند سالی بود که کف خیابان‌های گیلان زحمت کشیده بودند.آمدند و خواندند و با اختلاف زیاد اول شدند.به جوانان نگاه کنید. به پیامی که مخابره شد و آن‌ها دریافت کردند نگاه کنید. گس بند، یک گروه موسیقی نیست که در آینده موسیقی‌هایشان را گوش دهیم و لذت ببریم. گس، طعم گس تلاش و بالاخره نتیجه گرفتن است. گس نتیجه پلتفرمی است که باعث شده مخاطبینش، به تلاش فکر کنند و به موفقیت اعتقاد پیدا کنند. گس خیلی بیشتر از یه گروه موسیقی است. گس ناخواسته بر سر ما فریاد می‌کشد که بالاخره نتیجه حاصل خواهد شد. بالاخره خواهم توانست فقط باید جلو رفت و تلاش کرد.گس این بود که گفتم و بندبازی، بستری برای خلق این شکوه است در سطوح کمتر توانمند جامعه. من دست تک‌تک دست‌اندرکاران بند‌بازی را می‌بوسم که در وضعیت کنونی و در بین موجی که برای ناامیدی راه‌ افتاده، امید را به جان جوانانمان تزریق کردند.نوش جانتان درآمدی که ساختید و از شیر مادر حلال‌ترتان.فیلم‌نتدر انتها زیاد درباره کسب و کارهای پلتفرمی نمی‌نویسم که در مطالعه زمان از دست ندهید و فقط به یک جمله بسنده می‌کنم:پلتفرم‌های VOD هیچ فرقی با هم ندارند. یکی کمی خوشگل‌تر است و یکی کمی زشت‌تر. آنچه مهم است محتواست. این محتواست که پلتفرم را زنده می‌کند و این محتواست که تضمین‌کننده ادامه حیات این قسم کسب و کارهاست. ببخشید انرژی زیادی برای پرداخت به این بخش برایم نمانده. ولی در مطلبی جداگانه تاثیر محتوا بر جذب کاربر را مورد مطالعه قرار خواهم داد و با شما در میان خواهم گذاشت.ارادتمندسامان فائق</description>
                <category>سامان فائق</category>
                <author>سامان فائق</author>
                <pubDate>Fri, 27 May 2022 13:00:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقشه راه یادگیری بازاریابی دیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/@Samanfaegh/%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-vd5p8fphe7f2</link>
                <description>نقشه راه یادگیری بازاریابی دیجیتالحدود ۴۰ روزی است که فعالیت در شبکه اجتماعی اینستاگرام را آغاز کردم. در این مدت از بازاریابی و تبلیغات مطالبی را منتشر کردم. در همین میان، تعدادی از دوستان در خصوص اینکه چگونه بازاریابی دیجیتال را بیاموزند و تبدیل به یک دیجیتال مارکتر شوند از من سوال پرسیدند. تعداد سوالات حقیقتاً خیلی زیاد نبود و به اندازه انگشتان یک دست بود ولی یک نظر سنجی انجام دادم و در نهایت ۱۸۴ نفر نیاز به یک نقشه راه یادگیری بازاریابی دیجیتال داشتند و همان شد که تصمیمم گرفتم تا این مطلب را منتشر کنم.مقدمهمتاسفانه، بسته‌های آموزش دیجیتال مارکتینگ آنچنان زیاد تبلیغ می‌شوند که گاهی فکر می‌کنم این حجم از آموزش‌های سطحی که شبه علم است، تنها افرادی نسبتاً بی‌سواد را تربیت می‌کند که متوهم خواهند بود علم این است و دیگران اشتباه می‌کنند.قطعاً در میان این حجم از بسته‌های آموزشی آبکی، تعدادی از اساتید هستند که دوره‌های آموزشی بسیار ارزنده‌ای را طراحی کرده‌اند و به جامعه متقاضیان آموزش، خدمت بزرگی کرده‌اند ولی قابل انکار نیست که حجم این بزرگواران بسیار اندک است. من سعی خواهم کرد در این پست، دوره‌هایی که دارای اعتبار هستند و اساتید و کتاب‌های خوبی را معرفی کنم تا بتوانید با خیال راحت مسیر توسعه توانمندی‌های خود در بازاریابی دیجیتال را راحت‌تر طی کنید.لطفاً ادامه مطلب را مطالعه کنید...چگونه بازاریاب دیجیتال شوم؟این سوال به نظر من سوال غلطی است. بازاریابی دیجیتال نیز مانند اکثر علوم، به سرعت در حال پیشرفت است و هر شاخه از آن به قدری توسعه پیدا کرده که عملاً کسی که در تمامی زمینه‌ها دارای تخصص بالا باشد را پیدا نمی‌کنید. شاید سوال درست این باشد که چگونه بفهمم که کدام رشته در بازاریابی دیجیتال به درد من می‌خورد؟پاسخ این سوال نیز پاسخی یک کلمه‌ای نیست. آنچه شما باید بدانید این است که کدام رشته در بازاریابی دیجیتال با روحیات و توانمندی‌های بالقوه شما همخوانی دارد تا بعد تصمیم بگیرید که تمرکز خود را روی چه بخشی بگذارید.از کجا شروع کنیم؟بازاریابی دیجیتال، در واقع ماهیتی سوای بازاریابی ندارد. آنچه تغییر کرده، ابزارهای دیجیتال است که اهداف بازاریابی را در رسانه‌های دیجیتال پیاده می‌کند. در واقع این یک تعریف بسیار ساده ولی خیلی جامع از بازاریابی دیجیتال است: استفاده از ابزارهای دیجیتال برای تحقق اهداف بازاریابی.با این توضیح، مهم است که شما در خصوص بازاریابی و تبلیغات سواد کافی را داشته باشید. البته این نیز قابل انکار نیست که نیازی به دانش جامع دانشگاهی در این خصوص نیست ولی وقتی از اصول بازاریابی و تبلیغات سر در نیاورید، احتمالاً دانش استفاده از ابزارهای دیجیتال به شما کمکی نخواهد کرد تا یک برنامه بازاریابی دیجیتال موفق را پیاده‌سازی کنید.چطور دارای دانش بازاریابی و تبلیغات شوم؟طبیعتاً برای آموزش، دانشگاه و سپس موسسات معتبر آموزشی می‌تواند گزینه جامعی باشد ولی اگر حوصله ندارید، من تعداد از منابعی که به شما کمک خواهد کرد تا در این خصوص اطلاعات کافی را کسب کنید، ذیلاً معرفی می‌کنم. حتماً اول و قبل از رفتن به سراغ بازاریابی دیجیتال، این منابع را مطالعه کنید تا دانش بعدی در جای درستی بنشیند و شما را از دیگر بازاریابان دیجیتال متمایز کند.کتاب‌های ارزشمند بازاریابی به زبان سادهاصول بازاریابی : نوشته گری آرمسترانگ و فیلیپ کاتلر که ترجمه‌های زیادی از آن روانه بازار شده. با مطالعه این کتاب می‌توانید معانی و اصول اولیه بازاریابی را متوجه شوید. این کتاب قطعاً تاثیر بسیار بالایی در دانش و عملکرد شما در بازاریابی دیجیتال خواهد شد. ویرایش‌های جدید کتاب، شامل ترندهای بازاریابی و مثال‌های جدید هم هست. این کتاب با ترجمه بهمن فروزنده در انتشارات &quot;نشر آموخته&quot; نسخه قابل قبولی است.نسل چهارم بازاریابی کاتلر: با مطالعه این کتاب، در واقع یافته‌های جدیدتر آقای فیلیپ کاتلر را خواهید آموخت. در این کتاب، به تغییرات دنیای بازاریابی اشارات ارزشمندی شده و می‌تواند دیدگاه شما به بازاریابی را بروزرسانی خوبی کند. ترجمه این کتاب در نشر &quot;کتاب مهربان&quot; نسخه قابل قبولی است.برنامه‌ریزی بازاریابی: آقای علی‌اکبر اسلام، این کتاب را تالیف کرده. کتابی ارزشمند که با ارائه یک سری تئوری، نحوه بکارگیری برنامه‌ریزی استراتژیک برای یک برنامه بازاریابی عملیاتی را به شما آموزش می‌دهد. این کتاب توسط شرکت چاپ و نشر بازاگانی منتشر گردیده است.گاو بنفش: ست گادین را همیشه دوست دارم. نوشته‌هایش نشان از دیدگاهی خاص دارد. این کتاب که گادین نوشته به شما در خصوص تمایز و چگونگی خلق تمایز در تبلیغات اطلاعات بسیار ارزشمندی می‌دهد. ترجمه خانم افسانه درویشی ترجمه قابل قبولی است که از دیگر نسخه‌ها روان‌تر است.اعتراف‌های یک تبلیغاتچی: دیوید اُگیلوی فقید یکی از پیشگامان تبلیغات مدرن در جهان است که به نظر من تبلیغات را به مرحله بعدی برد. در این کتاب شما می‌توانید آشنایی خوبی با انواع تبلیغات و نظرات اُگیلوی پیدا کنید که دانستنش برای هر تبلیغاتچی و بازاریابی واجب است. شناخت تبلیغات به صورت کلی کمک فراوانی در آینده شغلی شما خواهد داشت.من سعی کردم کتاب‌هایی که حداقل نیاز است را برایتان معرفی کنم و ضمناً سعی کردم که کتاب‌ها را به ترتیب معرفی کنم که بخوانید. بدیهی است که می‌توانید با یک جستجوی ساده کتاب‌ها، سایت‌ها و آموزش‌های بیشتری را در این زمینه پیدا کنید و مطالعه کنید. برای شروع بازاریابی دیجیتال، اول محتوا را بشناسیدچند سال پیش جناب بیل گیتس فرمود: &quot;محتوا پادشاه است&quot;. این جمله بدان معنا نیست که محتوا همه چیز است چون به نظر من &quot;محتوا و کانال‌های توزیع محتوا، دو بال یک هواپیما هستند که بدون هم هیچ پروازی بلند نخواهد شد&quot;. اضافه می‌کنم که در بازاریابی و تبلیغات، انواع محتوا شما را باید یاری کند تا اثربخشی برنامه‌های بازاریابی شما به حداکثر توان خود برسد. از این رو دانش کافی در حوزه محتوا و تولید محتوا تقریباً همه کاری است که هر بازاریاب دیجیتال فارغ از رشته‌ای که در بازاریابی دیجیتال انتخاب می‌کند باید به خوبی بداند.منابع آموزش تولید، توزیع و بازاریابی محتواییکتاب بازاریابی محتوایی: این کتاب اثری ارزشمند از جوپلیتسی است که به شما کمک می‌کند بدانید تولید و توزیع محتوا چیست و چگونه می‌تواند شما را به اهداف بازاریابی خود برساند و ضمناً به شما می‌آموزد که چگونه محتوا می‌تواند تمایل مشتریان به خرید را افزایش دهد.یوسف فراهانی: یوسف فراهانی، مدیر محتوای سایت علی‌بابا، یکی از افراد متخصص در حوزه محتواست. بازاریابان محتوایی فراوانی که امروز برای خود دوره‌های مختلف برگزار می‌کنند و سخنرانی دارند، از شاگردان یوسف هستند. یاور مشیرفر: یاور مشیرفر، مدیر محتوای سایت بزرگ بیتستان است. به عقیده من، یاور دیدگاه مدرن و تخصصی به محتوا دارد و اشتراک‌گذاری دانشش به شما کمک می‌کند تا با رویکردهای نوین در حوزه محتوا آشنا شوید. در شبکه‌های اجتماعی دنبالش کنید. گاهی هم دوره آموزشی اجرا می‌کند که می‌توانید اطلاعات دوره‌ها را در شبکه‌های اجتماعیش ببینید.هاب‌اسپات: این منبع انگلیسی، دوره‌های رایگان فراوانی در خصوص تولید محتوا و استراتژی‌های محتوا دارد. اگر به زبان انگلیسی مسلط هستید، این دوره‌های رایگان را از دست ندهید.برای ادامه چه کنیم؟حال شما اطلاعات حداقلی بازاریابی از یک طرف و تولید محتوا را از طرف دیگر دارید. اکنون وقت بررسی است. باید تمامی رشته‌های بازاریابی دیجیتال را بررسی کنید. در خصوص هر یک، اطلاعات مختصر ولی مفیدی به دست بیاورید تا آشنایی نسبی شما با تمامی رشته‌های بازاریابی دیجیتال حاصل شود. بعد از این آشنایی می‌توانید رشته‌ خود را انتخاب کنید:چه رشته‌هایی در بازاریابی دیجیتال وجود دارد؟به لطف رشد و توسعه تکنولوژی، هر روز شاهد ظهور یک ابزار یا یک سبک یا رشته جدید هستیم. ولی در زمان نگارش این مطالب، سرفصل‌های زیر تقریباً از بیشتری اسقبال در میان شرکت‌ها برخوردار بوده که به همین دلیل بازاریابان دیجیتال بیشتری را به خود جلب کرده:بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی رشته‌ای از بازاریابی دیجیتال که در بین شرکت‌ها به دلیل حضور فعال افراد خیلی دارای محبوبیت است. من نیما شفیع‌زاده را یکی از افراد باسواد در این حوزه می‌دانم و پیشنهاد می‌کنم دنبالش کنید تا بتوانید اطلاعات خوب و دوره‌های خوبی را از نیما بگیرید.اینفلوئنسر مارکتینگ در شبکه‌های اجتماعیایمیل مارکتینگ بازاریابی از طریق ارسال ایمیل و پیاده‌سازی ارسال ایمیل‌های اتوماتیک (ایمیل اتومیشن) برای سرویس‌های آنلاین که می‌تواند مشتریان را متقاعد کند به مقصدی که در نظر گرفتید بروند. مقالات و مطالب جالبی را از حمید محمودزاده می‌توانید پیدا کنید. او نماینده یکی از معروفترین سرویس‌های ایمیل مارکتینگ در ایران است.ویدئو مارکتینگبازاریابی از طریق تولید و پخش ویدئو در شبکه‌های اجتماعی یا فضاهای آنلاین دیگر یا شبکه‌های پخش ویدئو مثل یوتیوب و آپارات ویدئو مارکتینگ است. رضا مازندرانی ویدئو را خوب می‌شناسد و درباره چگونگی تولید با کیفیت ویدئو و بازاریابی از طریق ویدئو اطلاعات فراوانی دارد. به سایت رضا یک سر بزنید.سئو بهینه‌سازی رتبه کلماتی کلیدی در موتورهای جستجو که می‌تواند ترافیک بسیار خوبی برای وب‌سایت‌ها یا صفحات ارائه خدمات یا محصول را به دنبال داشته باشد. مهمترین موتورجستجویی که باید رویش تمرکز کنید گوگل است و مشتریان فراوانی آنجا وجود دارند که می‌توانید جذب کنید. من اگر بخواهم یک نفر را برای اینکه از او بیاموزید معرفی کنم، در بین دوستان فراوانی که دارم قطعاً علی حسینی را به شما معرفی خواهم کرد. علی چندین سال است که متمرکز روی سئو فعالیت کرده و فقط در همین رشته تدریس هم می‌کند.تبلیغات کلیکی در شبکه‌های تبلیغاتی داخلیتبلیغات همسان، تبلیغات بنری، تبلیغات توسط نوتیفیکیشن و تبلیغاتی که در شبکه‌های مختلف داخلی قابلیت اجرا دارد را در این سرفصل می‌توانند که تعریف شوند. وبلاگ‌های کالج تپسل و یکتانت را دنبال کنید. اینجا اطلاعات بسیار خوبی برای شما ارائه می‌شود. همچنین می‌توانید دوره‌های جامع دیجیتال مارکتینگ را اینجا پیدا کنید.تبلیغات گوگلاینگه چگونه، با چه بودجه‌ای و برای چه هدفی تبلیغات گوگل را انجام دهید و به نتایج خوبی برسید در این سرفصل است. من از نزدیک هاتف تالویی را نمی‌شناسم ولی قطعاً با توجه به محتواهایی که تولید کرده به نظرم از صاحبان دانش در این حوزه است. هاتف را دنبال کنید و در دوره‌های آموزشی هاتف شرکت کنید.گوگل آنالیتیکساگر بخواهید اطلاعات مربوط به ترافیک سایت و چگونگی اثربخشی تبلیغات را بدانید و اندازه‌گیری کنید و نتایج را برای بهینه کردن تبلیغات آنلاین خود به کار بگیرید، قطعاً دانش گوگل آنالیتیکس یکی از بهترین علومی است که باید بیاموزید. افشین زندی، حقیقتاً در این حوزه مخصوصاً در بخش آموزش گوگل آنالیتیکس یکی از بهترین‌هاست. دوره افشین را از دست ندهید.تبلیغات در پیام‌رسان‌ها مثل تلگرام و واتس‌اپ ...چگونگی حضور در کانال‌های عمومی، استفاده از گروه‌های کاری و تبلیغات گسترده در پیام‌رسان‌ها می‌تواند مشتریان زیادی را برای شما جذب نماید. من در این بخش فرد یا مجموعه خاصی نمی‌شناسم و لطفاً اگر شما تجربه‌ای در این زمینه دارید در کامنت‌ها یادداشت کنید تا بقیه دوستان نیز استفاده کنند.اس‌ام‌اس مارکتینگکماکان ارسال تبلیغات پیامکی دارای اثربخشی فراوان است که متاسفانه در بیشتر موارد اصلاً اصولی انجام نمی‌شود و شما با فراگیری این رشته می‌توانید گوی رقالت را از دیگر شرکت‌ها بربایید. متاسفانه برای این بخش هم دوره آموزشی خوبی نمیشناسم. لطفاً اگر میشناسید کامنت کنید.سوشال لیسنینگشنود شبکه‌های اجتماعی، یکی از مهمترین سرفصل‌هایی است که علاوه بر اینکه می‌تواند به شرکت‌ها کمک کند تا مشتریان ناراضی خود را شناسایی کنند و با تعامل آنها را به مشتری راضی تبدیل کنند، می‌تواند مشتریانی که درباره موضوعی خاص در شبکه‌های اجتماعی تولید محتوا می‌کنند را شناسایی و برای آغاز یک تعامل موثر در اختیار تیم فروش بگذارد. خوشبختانه شرکت‌های ایرانی نیز به ارائه این سرویس پرداخته‌اند و من نیوز باکس را می‌شناسم و استفاده کردم و راضی بودم. در این وب‌سایت می‌توانید مطالب خوبی را فرابگیرید.البته که موارد بالا، از بین رشته‌های مختلف، در ایران از محبوبیت بالاتری برخوردار است و این بدان معنا نیست که تمامی سرفصل‌ها در این لیست قید شده. اینجا من سعی کردم توضیحات مختصری از سرفصل‌های مختلف بدهم و پیشنهاد می‌کنم که در مورد تمام آنها اول جستجو کنید و از هر سرفصل مقالات بیشتری را بخوانید. سعی کنید با تمامی آنها آشنایی سطحی پیدا کنید تا بتوانید تشخیص دهید که کدامیک مورد پسند شماست و با شخصیت شما همخوانی بیشتری دارد.کدامیک از سرفصل‌ها را برای حرفه‌ای شدن انتخاب کنم؟برای اینکه یکی از سرفصل‌های فوق را به عنوان حرفه خود انتخاب کنید، بهتر است یک مسیر را در نظر بگیرید که ذیلاً برای شما می‌نویسم:ابتدا تمامی موارد را یک مطالعه کنید تا آشنایی شما با تمامی آنها در سطح مطلوب و مبتدی قرار بگیرد. این به شما کمک خواهد کرد تا بدانید که علاقه شخصی شما احتمالاً در کدام بخش بیشتر است.اثربخشی هر سرفصل نسبت به دیگران را مورد مطالعه قرار دهید. ببینید با آموختن هر سرفصل چه اندازه پتانسیل جذب مشتری را با چه هزینه‌ای شناسایی خواهید کرد. معمولاً تبلیغات اثربخش‌تر هم رشته را نزد شرکت‌ها محبوب‌تر هم شما را به درآمد بیشتر هدایت خواهد کرد.بازار کار را مورد بررسی قرار بدهید. ببینید حقوقی که برای هر بخش به شما پرداخت می‌کنند چه اندازه است. شاید برای شمایی که به دنبال درآ»د از طریق کارمندی هستید این نکته دارای اهمیت بالایی باشد.پیچیدگی‌های آموزشی و پیش‌نیازهای آموزش هر سرفصل را مطالعه کنید. شاید برای فراگیری هر بخش نیاز باشد که پیش‌نیازی را گذرانده باشید.مدت آموزش را حتماً بدانید. برخی از سرفصل‌ها خیلی آموزش‌های کوتاه‌مدتی ندارند و ممکن است زمان بیشتری برای آموزش تخصیص دهید. البته بهتر است بدانید آموزش‌های طولانی‌تر معمولاً دارای رقابت کمتری در بازار کار هستند.حال با این مطالعات می‌توانید مسیر آموزشی و شغلی بازاریابی دیجیتال را به خوبی طی کنید.لطفاً اگر این مطلب برای شما مفید بود، من را در اینستاگرام دنبال کنید. سعی می‌کنم مطالبی از بازاریابی را منتشر کنم که در جای دیگر نخواهید دید. اینجا کلیک کنید و به صفحه اینستاگرام من بروید.نظرات یا سوالات خود را با من در کامنت‌ها به اشتراک بگذارید تا با هم تعامل بیشتری داشته باشیم.شاد و پیروز باشیدسامان فائق</description>
                <category>سامان فائق</category>
                <author>سامان فائق</author>
                <pubDate>Fri, 04 Feb 2022 09:11:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای جامع ویدئو مارکتینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@Samanfaegh/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A6%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-mubemxnkfz8z</link>
                <description>راهنمای جامع ویدئو مارکتینگداستان از جایی شروع شد که در کانال آکادمی سامان فائق در تلگرام یک ویدئو از آقای Aurelius Tjin  را پست کردم و این ویدئو به طرز عجیبی بدون سفارشی کردن پخش، توسط بیش از ۲۰۰ نفر و ۵ کانال تلگرامی فروارد شد و بازدید ۱۵هزار را به صورت ارگانیک رد کرد. (تصویر گزارش بازدید)موضوع محتوا که ۱۱ اکستنشن گوگل کروم برای دیجیتال مارکترها را معرفی می‌کرد بسیار جذاب بود ولی سادگی ارتباط با مخاطب در چند دقیقه در قالب یک ویدئو، دلیل اصلی برای به اشتراک‌گذاری این محتوا بود.تصمیم گرفتم این مطلب را درباره ویدئو مارکتینگ بنویسم تا به صورت جامع نکاتی که قبلاً تجربه کردم را با شما در میان گذارم. طبیعتاً استفاده از کلمه &quot;جامع&quot; می‌تواند مورد نقد قرار بگیرد چون نگارش چند صد صفحه کتاب هم در این مورد کم خواهد بود ولی در حد یک بلاگ پست از من بپذیرید.انواع ویدئوها را در مبحث ویدئو مارکتینگ بشناسیمدر دنیای ارتباطات از طریق ویدئو مخصوصاً در فضای مجازی، بهتر است بدانیم چندین نوع محتوای ویدئویی وجود دارد:ویدئوهای لایو: این ویدئوها معمولاً در پلتفرم‌های مختلف مانند پلتفرم‌های شبکه‌های اجتماعی، پلتفرم‌های لایو استریم در پلتفرم‌های تخصصی و امثالهم به صورت زنده ارائه می‌گردند. در این ویدئوها تسلط مجری بر محتواها دارای اهمیت بالایی است چون اشتباه قابل جبران نیست. همچنین این دسته از نمایش ویدئو اجازه ارتباط زنده با مخاطبین را فراهم می‌کند که این رابطه تعاملی تاثیرات مثبت فراوانی دارد. از این مدل از ویدئو می‌توان به لایوهای اینستاگرام اشاره کرد که بین اکثریت شهره است.ویدئوهای تبلیغاتی: شرکت‌ها گاهی تمایل دارند ویدئوهای تبلیغاتی یا همان تیزرهای تبلیغاتی را در رسانه‌های نوظهور  اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی منتشر و پخش کنند. این ویدئوها در مدل‌های مختلف مثل موشن، ویدئوهای رئال، استاپ موشن، انیمیشن‌های سه بعدی و انیمه‌های دو بعدی، تصاویر گرافیکی یا در اصطلاح افتر افکتی و دیگر فرم‌های تولیدی می‌باشند. معمولاً این ویدئوها در زمان‌های کوتاه‌تری ارائه می‌گردند و کاملاً محتوایی تبلیغ‌گونه ارائه می‌نمایند.ویدئوهای گزارشی: همان‌طور که از نام این نوع از ویدئوها مشخص است، شرکت‌ها گزارشات خود را به صورت بصری برای مخاطب ارائه می‌نمایند. در این دسته از ویدئوها معمولاً گزارشات در قالب تصاویر گزافیکی، نمودارها را نمایش میدهد و نریشن یا گفتار روی ویدئو متناسب با گزارش ارائه می‌گردد.ویدئو‌های آموزشی: در این ویدئوها که در چندین مدل مختلف تولید می‌گردد، تولید کننده محتوا، نکاتی آموزشی را ارائه می‌نماید. در ادامه به مشخصات دقیق هر یک از ویدئوهایی که نام بردم خواهم پرداخت و علاوه بر استراتژی‌های تولید و پخش هر کدام، اشاره خواهم کرد که هر یک از این محتواها چه کاربردی دارد و در قیف‌های بازاریابی می‌توانند کجا قرار بگیرند.ویدئوهای لایوبرخی از شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام به کاربران خود این امکان را داده تا با مخاطبانشان به صورت زنده ارتباط برقرار کنند. از مهمترین ویژگی‌های ویدئوهای لایو، تعاملی بود آن است. کاربران می‌توانند به صورت زنده سوالات خود را در قالب کامنت بپرسند یا نظرات خود را ارائه کنند تا به نوعی در بحث شرکت داشته باشند.برای اینکه یک لایو خوب داشته باشید، در سه مرحله قبل، حین و بعد از لایو این اقدامات را انجام دهید:اقدامات قبل از لایوحتماً بنری تهیه کنید و خودتان استوری کنید و در پست‌ها نیز آن را منتشر کنید. این موضوع آگاهی ایجاد می‌کند و مخاطب‌های بیشتری را در لایو خواهید داشت.بهتر است در بنر اعلام کنید که مخاطبان سوالات احتمالی خود را در کامنت بپرسند تا شما با مطالعه از قبل، بهترین پاسخ‌ها را داشته باشید.در برخی از پلتفرم‌ها مثل اینستاگرام برای اینکه یادآوری زمان لایو را فعال کنید، ابزار مخصوص وجود دارد. مخاطبین معمولاً فراموش می‌کنند زمان کی است و این ابزار به آنها یادآوری خواهد کرد و لایو شلوغ‌تری خواهید داشت. اگر پلتفرمی که استفاده می‌کنید این امکان را ندارد لینکی درست کنید که در تقویم (کلندر) مخاطب زمان لایو وارد شود.برای دوربین پایه داشته باشید. ثابت بودن دوربین (موبایل) به تثبیت تصویر کمک بالایی خواهد کرد.بهتر است از هندزفری استفاده کنید. میکروفون گاهی صدای شما را خوب می‌رساند ولی در برخی از موارد مثل لایوهای دو یا چند نفره باعث انعکاس صدا می‌شود.از دوستانتان بخواهید تا بنر لایو شما را همرسانی کنند و آن را به اشتراک بگذارند. خجالت نکشید و احساس بدی نداشته باشید. ضمناً می‌توانید در استوری‌ها از آنها تشکر کنید. هر تشکر، یک تبلیغ جدید برای برخی از مخاطبین است که استوری یا پست شما را ندیده‌اند و یک یادآوری برای بقیه است. از تعدد استوری نترسید و خجالت نکشید. برای موضوعاتی که می‌خواهید صحبت کنید یه سیاهه یا فهرست تهیه کنید. تنها تیتر مواردی که می‌خواهید بگوئید را بنویسید و در حد چند کلید واژه که یادآور موضوع باشد زیرش سرفصل‌ها را بنویسید. منسجم صحبت کردن و حاشیه نرفتن بالاترین دلیل برای ماندن افراد در لایو است.از سورس‌های مختلف برای اطلاع‌رسانی استفاده نمائید.حین اجرای لایودر لایو خود سعی کنید هر چند دقیقه یک سوال از مخاطبان بپرسید. این عمل باعث می‌گردد مخاطبان وضعیت تعاملی بودن را کامل درک کنند و از خسته شدن مخاطب جلوگیری می‌کند.با دوستانی که در میانه اجرا وارد لایو می‌شوند سلام و علیک نکنید. غریبه‌ها احساس خوبی پیدا نمی‌کنند. همه را در یک سطح ببینید و برای برخی اولویت یا اهمیت بالاتری قائل نشوید.لایوهای دونفره را فراموش نکنید. شما یکباره به منبع مخاطبان شخص دیگری وصل می‌شوید که نتیجه آن یعنی دنبال شدن توسط افراد جدید را فوراً می‌بینید.مدت لایو خود را بین ۳۰ الی ۴۵ دقیقه در نظر بگیرید. لایوهای طولانی‌تر معمولاً در انتها ریزش زیادی دارند.سعی کنید در تمام مدت لایو از بلندی صدای یکسانی بهره بگیرید. مخاطبین صدای گوشی خود را تنظیم می‌کنند برای همین کمی آهسته‌تر سخن گفتن یا ناگهانی بلند صحبت کردن آنها را آزار خواهد داد.در انتهای لایو حتماً یک بخش پرسش و پاسخ در نظر بگیرید و به سوالات حاضرین به صورت کامل پاسخ دهید.سعی کنید در لایو یکی از راه‌های ارتباطی ماندگار مثل ثبت‌نام در خبرنامه ایمیلی یا ثبت‌نام در وب‌سایت را پیشنهاد دهید. برای اینکه این پیشنهاد موثرتر باشد و نتیجه بهتری داشته باشد می‌توانید در ازای ثبت‌نام هدیه‌ای مثل یک کتاب PDF رایگان یا چیزی شبیه این را نوید دهید.بعد از اجرای لایوویدئو را ذخیره کنید و در پلتفرم منتشر کنید. برخی از مخاطبین که به لایو نرسیده‌اند، اینطور محتوا را خواهند دید. از مخاطبینی که در لایو شرکت کردند تشکر کنید. برای ثبت‌نامی‌ها هدایایی که در نظر گرفته بودید را ارسال کنید.پس از بارگزاری ویدئوی لایو، کامنت‌ها را فراموش نکنید. با تک‌تک افرادی که کامنت می‌گذارند وارد تعامل شوید. اگر تعدادشان بالاست می‌توانید از ادمین برای پاسخ‌دهی کمک بگیرید ولی حتماً همه را پاسخ دهید. پاسخ به یک کامنت توسط صاحب حساب، تاثیر عجیبی دارد و تجربه فوق‌العاده‌ای خلق می‌کند.نظرات و کامنت‌های منفی را یادداشت و دسته بندی کنید. روی آنها فکر کنید و دقت کنید در آینده آنها را بهینه کنید تا میزان اعتراضات کمتر شود.کاربرد ویدئوهای لایو چیست؟حقیقتاً ویدئوهای لایو در چند بخش می‌تواند موثر واقع گردد.زمانی که می‌خواهید محصول یا خدمات جدیدی را معرفی کنید.زمانی که محصول یا خدماتی را ارائه کردید و تمایل دارید از نظرات کاربران مطلع شوید.زمانی که می‌خواهید بنا بر هر دلیل ارتباط با مخاطب را قوت بدهید و بگوئید که شما هستید و پشتیبانی خواهید کرد.زمانی که می‌خواهید مزیت‌های محصول یا خدمات خود را به مخاطبان یادآوری کنید.شایان ذکر است در اکثر موارد، لایوهای اینستاگرامی ممکن است توسط برندهای شخصی، مشاوران یا مدرسین اجرا شود. اگر نیک بنگرید، یکی از اتفاقات فوق در لایو این دست از بزرگواران نیز قابل درک است.ویدئوهای تبلیغاتیویدئو واقعاً جذاب است و مخاطب دوستش دارد و این یکی از بهترین روش‌های ارتباط با مخاطبین است. این موضوع منکر این نیست که آدمی به ذات از تبلیغ متنفر است. نقطه اوج هنر تولید ویدئوی تبلیغاتی همین است که به قول آقای فیشبرن، بازاریابی خوب، بازاریابی است که شبیه بازاریابی نباشد. پس کار بسیار سخت است. باید ویدئو با ظرافتی فراوان داستانی را نقل کند که مخاطب بتواند با آن همسو شود و نقطه اوج آنجاست که مخاطب خود را یکی از قهرمانان داستان ببیند و اجازه داشته باشد داستان را به سلیقه خود بازتعریف کند و رویای اختصاصی خود را شکل دهد. داستان سرایی به شیوه‌ای که عرض کردم، از مهمترین پارامترهای تولید ویدئوی تبلیغاتی است و باید توسط تیم‌های خلاقه ساخته و پرداخته و خلق شود. قطعاً این مطلب، جایگاه آموزش خلاقیت نیست ولی می‌تواند قالب زیر را برای تبلیغات ویدئویی دسته بندی کرد:ویدئوهای پریرول: ویدئوهای تبلیغاتی که ابتدای ویدئوهای عمومی در سایت‌های استریم ویدئو مثل آپارات یا فیلیمو یا نماوا نمایش داده می‌شوند.در این ویدئوها تنها ۵ ثانیه وقت دارید تا مخاطب را میخکوب کنید. در غیر این صورت دکمه &quot;رد کردن تبلیغ&quot; فوراً زده می‌شود. پس به سلام و علیک، نمایش تصاویر الکی، پخش موزیک و کارهای بیهوده نپردازید. بهترین نتایج در ویدئوهای تبلیغاتی در ویدئوهایی خلق شده است که در پنج ثانیه اول یا یک شوک بسیار قوی به مخاطب وارد کرده یا سریعاً سوالی را مطرح می‌کند. هر دو مدل باعث فعال شدن وضعیت درگیری ذهنی در مخاطب می‌شوند و این درگیری باعث افزایش انگیجمنت‌ریت می‌شود تا مخاطب دکمه رد تبلیغات را نزند.از این به بعد تنها ۱۰ ثانیه فرصت دارید تا بسیار شفاف بگوئید که چه ارزشی خلق می‌کنید یا محکمترین دلیل موجود برای خوب بود خدمات یا محصولتان را ارائه دهید. حواستان باشد که کاربر برای محتوای دیگری آمده و هرگونه گزاف‌گویی شما او را از ادامه تماشای تبلیغات شما منصرف خواهد کرد. دقت کنید که کال تو اکشن یا دکمه اقدام در انتهای ویدئو و همچنین دعوت به اقدام در متن ویدئو نرخ کلیک را به شدت افزایش می‌دهد.امیدوارم که برای دکمه‌ی دعوت به اقدام، صفحه فرود خوبی طراحی کرده باشید. اگر نمی‌دانید ساختار صفحه فرود چیست، اینجا کلیک کنید تا توضیحاتم در این خصوص را مطالعه کنید.ویدئوهای کوتاه تبلیغاتی: این ویدئوها که تبلیغاتی هم هستند معمولاً برای انتشار در شبکه‌های اجتماعی یا پیام‌رسان‌هایی مثل تلگرام استفاده می‌شوند.تجربه نشان داده که ویدئوهایی که تم طنز دارند استقبال بیشتری را خواهند داشت. حواستان باشد که شیوه پخش را هم برای این ویدئوها طنز در نظر بگیرید تا نرخ نمایش افزایش پیدا کند.بیشتر کاربران به خاطر مصرف حجم اینترنت معمولاً تبلیغ شما را دانلود نخواهند کرد. بهتر است در آن جایزه‌ یا سورپرایزی در نظر بگیرید و در کپشن‌ها نمایش دهید.پلتفرم‌های نمایش تبلیغات ویدئویی را فراموش نکنید. در این پلتفرم‌ها نمایش تبلیغ در اپلیکیشن‌های مختلف گاهی اجباری است و کاربر چاره‌ای جز تماشا ندارد.کپشن، کپشن، کپشن. از یاد نبرید که کپشن کلید طلایی برای تشویق مخاطب به تماشای ویدئو است.به حجم ویدئو دقت فراوان کنید و سعی کنید حجم آن را زیر ۶ مگابایت نگه دارید. حجم بالای ویدئو با تعداد بازدید موفق آن رابطه عکس دارد. هرچه حجم بالاتر، بازدید کمتر و بر عکس.گزیده گو باشید و ویدئو را پر از کلمات نکنید تا ارزش‌ کلمات استفاده شده کاملاً مشخص شود. طولانی حرف نزنید.در این قسم از ویدئوها اتفاقاً کیفیت بسیار بسیار اهمیت دارد. کارگردانی یا تصویربرداری بد می‌تواند تاثیرات منفی ایجاد کند.ویدئوهای گزارشیبهتر است بدانید که گزارش را برای چه کسی تولید می‌کنید. ویدئوهای گزارشی که برای عموم تهیه می‌شوند یا آن دسته که برای متخصصین و همکاران تهیه می‌شوند یا آن دسته که برای هیات مدیره تهیه می‌شوند با هم تفاوت‌هایی دارند.عموم معمولاً تمایل به دیدن آمارهای شگفت‌انگیز دارند. به عنوان مثل کاربران تپسی یا اسنپ یا دیجیکالا برایش مهم نیست ولی بامزه است که بدانند چه تعدادی نیرو در حال فعالیت هستند یا تعداد سفارشات روزانه چقدر است یا اطلاعات خاصی که جنبه عمومی دارد مثل تعداد نیروها با محدودیت توانمندی در سازمان چند نفر هستند. آنها به اطلاعات عمومی بامزه اهمیت می‌دهند و آمارهایی مثل رشد فروش سازمان یا تعداد قراردادهای B2B برایشان خیلی مهم نیست.برعکس هیات مدیره و احتمالاً همکاران در بازارهای تخصصی به موارد بامزه اهمیت جندانی نمی‌دهند و درصدهای رشد یا آمارهای تخصصی‌تر را بیشتر می‌پسندند.طول مدت این ویدئوها متناسب با نوع مخاطب باید تدارک دیده شود و دقت کنید که مخاطبین عام از دیدن ویدئوهای گزارشی که بیش از 45 ثانیه است سرباز خواهند زد و این در حالی است که هیات مدیره یا همکاران تا چندین دقیقه هم آن را دنبال خواهند کرد.ویدئوهای آموزشیاین دسته از ویدئوها معمولاً محتوایی هستند که در دهانه باز قیف استفاده می‌شوند. نوشتم معمولاً چون ویدئوهای آموزشی می‌توانند در میانه قیف یا حتی بعد از تبدیل سرنخ به مشتری نیز مورد استفاده قرار بگیرند.حواستان باشد که محتواهای آموزشی به خودی خود خسته کننده هستند پس زمان آن‌ها را الکی طولانی نکنید.به تمام نکات دیگری که در تولید محتواهای ویدئویی در بخش‌های بالاتر عرض کردم توجه کنید. اینجا نیز کاربر دارد.بهتر است از این ساختار استفاده کنید. در کمتر از 10 ثانیه اول بگوئید به چه نکاتی اشاره خواهید کرد و چه آموزشی دقیقاً در انتظار مخاطب است. در 15 ثانیه بعدی سرفصل‌هایی که آموزش خواهید داد را شفاف اعلام کنید و سعی کنید بدون هدر دادن زمان موضوعات را به همان ترتیب ارائه نمائید.استراتژی ویدئو مارکتینگدر تمامی اقسام ویدئو مارکتینگ سعی کنید که این اقدامات را به عنوان استراتژی خود در نظر بگیرید:مخاطب خودتان را به صورت شفاف مشخص کنید.اهداف خود را قبل از تولید ویدئو بنویسید. شاخص‌های کلیدی عملکرد را مشخص کنید تا بدانید چه تاثیری مهم خواهد بود و بتوانید تاثیرات را اندازه‌گیری کنید.پیام اصلی ویدئو را شفاف مشخص کنید. قبل از تولید باید بدانید چه پیامی را باید انتقال دهید.خطوط قرمز برند خود را در نظر بگیرید و به تولید کننده ویدئو گوشزد کنید.بودجه می‌تواند شما را به زمین بزند اگر مدیریت نشود. برای پیش‌تولید، تولید و پخش بودجه‌بندی کنید تا دچار مشکل نشوید و کمپین شما نیمه نمایند.هر ویدئویی برای هر رسانه‌ای مناسب نیست. بهترین سایز ابعادی تصویر، بهترین سایز ویدئو و ویرایش رنگ‌بندی برای هر رسانه را در نظر بگیرید و یک ویدئو را همه جا و در همه رسانه‌ها قبل از شخصی‌سازی برای آن رسانه منتشر نکنید.اینجا هم مثل همه جا A/B تست به بهینه کردن کمک می‌کند. کپشن، نوع ویدئو و ویرایش را در تست بسنجید تا قبل از خرج کردن بودجه بهترین نتیجه خلق شود.امیدوارم که این مطلب برای شما مفید واقع شده باشد.لطفاً اگر نکته‌ای را می‌دانید که می‌تواند کمک بیشتری به آگاهی بیشتر در در این زمینه داشته باشد، زیر همین مطلب کامنت کنید تا همه با هم بیشتر بی‌آموزیمسامان فائق</description>
                <category>سامان فائق</category>
                <author>سامان فائق</author>
                <pubDate>Fri, 23 Jul 2021 05:03:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۱ پادکستی که باید گوش کرد</title>
                <link>https://virgool.io/cheyab-blog/%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7-wnqfqgh3zykh</link>
                <description>برترین پادکست‌هاعادت سال‌های گذشته من، مطالعه مطالب نوشتاری بوده. تقریباً هر روز به مدت حداقل یک ساعت. این بهترین روش برای توسعه فردی بوده و باعث شده نسخه بهتری از آنچه بودم باشم. (هر چند آش دهان‌سوزی نیستم)چندیست درگیری‌های روزانه زمان مطالعه را برایم تنگ کرده و این قضیه به شدت آزار دهنده بود. سعی کردم در ساعت‌های مرده‌ای که دارم، به پادکست‌های مختلف گوش کنم. بعد از مدت بسیار کوتاهی، اعتیاد شیرینی به گوش کردن پادکست پیدا کردم.از پادکست طبقه 16 بسیار لذت می‌بردم و می‌برم و جدیداً به برخی از پادکست‌های بی‌پلاس علاقه‌مند شدم. از دوستانم در کانال تلگرامی تقاضا کردم پادکست‌های بیشتری معرفی کنند تا با هم با بهترین پادکست‌ها آشنا شویم، شاید قدمی رو به جلو برایمان حساب شود.من صحت محتوای هیچ پادکستی را تائید یا رد نمی‌کنم و مسئولیت مطالب ارائه شده به عهده تولید کنندگان محتوای پادکست‌هاست. ذیلاً برترین پادکست‌ها به همراه لینک خدمتتان ارائه گردیده است. امیدوارم لذت ببرید:طبقه ۱۶بی‌پلاسخودکسترواق۱۰ صبحسکهرادیو ماجراکاری گپانسانککار نکنرادیو گیکشما هم اگر پادکست خوبی می‌شناسید در کامنت‌ها معرفی کنید تا با آنها آشنا شویم.من در کانال تلگرام روزانه مطالبی می‌نویسم که شاید دوست داشته باشید. اینجا با VPN روشن کلیک کنید، منتظرتان هستم</description>
                <category>سامان فائق</category>
                <author>سامان فائق</author>
                <pubDate>Tue, 06 Jul 2021 00:34:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۶ دوره‌‌ی آموزش دیجیتال مارکتینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@Samanfaegh/best-digital-marketing-courses-ckuqbxhftwi9</link>
                <description>دوره آنلاین دیجیتال مارکتینگبا گسترش اینترنت و افزایش تعداد افرادی که به صورت روزانه ساعت‌ها از وقت خود را در فضای آنلاین سپری می‌کنند، به نظر می‌رسد دیجیتال مارکتینگ یا همان بازاریابی دیجیتال یکی از بهترین روش‌های جذب مشتریان باشد. گواه این موضوع، افزایش چشم‌گیر بودجه تبلیغات دیجیتال در بین شرکت‌هاست.دوستان زیادی که در کانال تلگرامی من همراهم هستند، از من برای معرفی دوره‌های آنلاین دیجیتال مارکتینگ سوال می‌پرسند. تصمیم گرفتم در این مطلب، دوره‌های بازاریابی دیجیتال را به همراه لینک‌های مربوطه معرفی کنم. نکته مهم: من هیچ یک از دوره‌ها را تائید یا رد نمی‌کنم و هیچ نظری در خصوص مدرسین یا کیفیت آموزش آنها ندارم. به نظرم بهترین روش برای انتخاب بهترین دوره، مطالعه کامل تمامی اطلاعات ارائه شده در سایت هر یک از دوره‌ها، مطالعه نظر دانش‌آموختگان و پرس و جو در شبکه‌های اجتماعی است. (مسئولیت شرکت در دوره‌ها و پرداخت‌ها به عهده خریداران دوره‌ها خواهد بود و بدین وسیله کلیه مسئولیت‌های مربوط به حضور در دوره‌های معرفی شده از بنده ساقط است)دوره‌‌های دیجیتال مارکتینگ (سایت‌های ایرانی و بین‌المللی)مای‌دی‌ام‌سی (عادل طالبی)آکادمی نوینآموزش با گوگلآکادمی فرینآکادمی باشگاه محتواآکادمی دهبانکالج رهنماآکادمی اینفوگرامکالج تپسلمدیر سبزمدیر وبگوگل گاراژآکادمی هاب اسپاتآکادمی میموسآنالیتیپسآکادمی همراهآکادمی جتاگر شما هم دوره‌ای می‌شناسید که می‌تواند برای بقیه مفید باشد، لطفاً نام و لینک را در زیر همین پست کامنت کنید تا با کمک هم لیست را تکمیل کنیم.امیدوارم برای شما مفید واقع گردیده باشد.</description>
                <category>سامان فائق</category>
                <author>سامان فائق</author>
                <pubDate>Sun, 27 Jun 2021 13:27:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حقوق نجومی آقای تاج‌گردون و یک تحلیل ساده</title>
                <link>https://virgool.io/@Samanfaegh/%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D9%86%D8%AC%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%AC-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-ylgve35tigjs</link>
                <description>همین چندی پیش بود که فیش حقوقی آقای غلامرضا تاج‌گردون در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد و اعتراضات فراوانی را به دنبال داشت.حقوق‌های ۸۵ و ۷۳ میلیون تومانی این بار اعتراضاتی را در پی داشت که باعث شد مدیرعامل بیمه‌ی سرمد از سمت خود برکنار یا به قولی اخراج شود.سعی کردم در این مطلب، قضیه را از چند زاویه بررسی کنم.آیا حقوق حدود ۸۰ میلیونی زیاد است؟پاسخ من به این سوال هم بله هم خیر است. شاید سوال درست  این باشد:تاج گردون یا هر مدیر دیگری در هر مقامی چه اندازه ارزش خلق می‌کند و آیا حقوقش متناسب با ارزشی که خلق می‌کند است یا خیر؟ما از بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی دچار سوء برداشت‌ها و سوگیری‌های شناختی فراوانی شدیم. یکی از این اشتباهات این بود که مدیران حتماً باید مستضعف باشند تا مورد تایید باشند. از این رو متناسب با ساختار پرداخت حقوق در جهان جلو نرفتیم. در واقع یک نیروی کارآمد باید  متناسب با نتایجی که خلق می‌کند منتفع شود. در هیچ کجای جهان، مدیران افراد ارزانی نیستند و در صورتی که کمتر از تناسبی که بین حقِ حقّه‌ی خود با ارزشی که خلق می‌کنند دریافت کنند خروجی یک چیز خواهد بود: فساد چرا تاج‌گردون اخراج شد؟بلافاصله پس از وایرال شدن موضوع در شبکه‌های اجتماعی مدیرعامل بیمه سرمد اخراج شد. این اخراج که توسط هیات مدیره بیمه مذکور رقم خورد، به نظر من کمی دور از بلوغ بود و به شدت شتاب‌زده.آقای تاج‌ گردون چقدر ارزش خلق کرده بود؟ آیا حضور ایشان باعث تولید ارزش برای یک سازمان کاملاً تجاری بود؟ آیا تناسبی بین حقوق و درآمدی که افزایش داده بود ملاحظه می‌شد؟ بیلان کاری ایشان چه بود؟ چه شاخص‌های کلیدی عملکردی برای ایشان تعریف شده بود و چه درصدی از این شاخص‌ها محقق گردیده بود؟عرض می‌کنم. ما متاسفانه دچار مشکلاتی هستیم. از آن جمله می‌توان به عدم آگاهی به نوع و میزان اثربخشی اقدامات یک مدیر قبل از استخدام، زمان همکاری و در نهایت در زمان خاتمه کار اشاره کرد.چون نمی‌دانیم چقدر باید ارزش خلق کند است که فکر می‌کنیم پرداخت زیاد بوده و دفاعی باقی نمی‌ماند. تصور بفرمائید این مدیر مثلاً ۳۵٪ ارزش سهام شرکت را افزایش داده باشد و تصور کنید مثلاً  ۴۰٪ فروش شرکت را بالا برده باشد. در این صورت ۸۰ میلیون حقوق نه تنها زیاد نیست بلکه کم است.نتیجهمطالب فوق را در حمایت یا رد آقای تاج‌گردون ننوشتم. نوشتم که بدانیم و یاد بگیریم هر چیزی را در جایگاه خود مورد مطالعه قرار بدهیم و از قضاوت‌های شتاب‌زده پرهیز کنیم. بدون بررسی اخراج نکنیم تا تمام سازمان لرزه بر بدنش افتد و آینده شغلی خود را ناامن و بی‌ثبات یابد.سامان فائق</description>
                <category>سامان فائق</category>
                <author>سامان فائق</author>
                <pubDate>Thu, 10 Jun 2021 21:19:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا قرعه‌کشی بر افزایش فروش تاثیر می‌گذارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Samanfaegh/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%82%D8%B1%D8%B9%D9%87-%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%AF-np4gfzn6hpcp</link>
                <description>قرعه‌کشیمقدمهدر سال‌های گذشته، تجربه رشد چند کسب و کار را با برگزاری قرعه‌کشی‌هایی که در ایران سر و صدای زیادی به پا کرده داشتم. رضا عابدینی عزیز سوالی در باب تاثیر قرعه‌کشی بر افزایش فروش پرسیده بود که تصمیم گرفتم در این مطلب به آن پاسخ دهم.قرعه‌کشی چیست؟قرعه‌کشی در واقع تعهد اعطای یک جایزه  به یک (یا تعدادی) از مشتریان در ازای خرید محصول/خدمات  است که به صورت Random (تصادفی) اتفاق خواهد افتاد. پایه اصلی قرعه‌کشی شانس است و همانطور که همه می‌دانیم قرار نیست به همگی جایزه‌ای داده شود.قرعه‌کشی چه زمانی جذاب است؟تقریباً تمامی افرادی که در قرعه‌کشی‌ها شرکت می‌کنند، موضوع شانسی بودن آن را می‌دانند ولی سعی می‌کنند به شانس خود اتکا کنند تا شاید بخت با آنها یار باشد. اما چه زمانی یک جایزه به عنوان محرک درست کار می‌کند؟در بخش اول پاسخ، بهتر است بدانیم، خرید از دردآورترین تصمیمات یک مشتری است. اصولاً بر اساس مطالعات در علوم اقتصاد رفتاری، خرید همیشه در لحظه خرید ناراحت‌کننده است تا زمانی که منافع آن خرید بر مبلغ پرداختی بعد از خرید چیره شود. در بخش بعدی پاسخ، برای مطالعه تاثیر قرعه‌کشی بر خرید، به صورت نظری و فارغ از کیفیت محصول یا احساس لزوم خرید محصول، بهتر است بدانیم که می‌توان قرعه‌کشی را برای دو رسته‌ی محصولی مختلف پیاده‌سازی کرد:محصولاتی که به خودی خود دارای کیفیت و ارزش خرید هستند و برای مشتری بعد از خرید ارزش افزوده خلق خواهند کرد.محصولاتی که فی‌النفسه دارای ارزش چندانی برای خرید نیستند و به عنوان محصولات یا خدمات بنجل شناخته می‌شوند.در رسته‌ی اول، یعنی محصولات با کیفیت، بهتر است بدانیم که قرعه‌کشی‌های مناسبتی باعث افزایش فروش می‌شوند. در واقع برگزاری یک قرعه‌کشی به صورت سالانه، شش‌ماهه و نهایتاً فصلی، باعث افزایش فروش می‌شود. بازه‌های فشرده‌تر در برگزاری قرعه کشی باعث خلق &quot;تصور بی‌ارزشی محصول&quot; می‌شود. لذا اگر کسب و کار شما روی ادامه‌دار بودن تولید محصول یا ارائه خدمات برنامه‌ی خاصی دارد، بهتر است از این روش خیلی استفاده نکنید مخصوصاً که اگر این موضوع تبدیل به عادت در مشتری شود، همان محصول با کیفیت شما را بدون قرعه‌کشی دوست نخواهد داشت و موضوعی که روزی به عنوان ایجاد انگیزه برای فروش محصولات بوده، با اتمام قرعه‌کشی‌های فراوان، پاشنه آشیل شما در کاهش فروش خواهد شد.اما برای محصولات رسته‌ی دوم،  برگزاری قرعه‌کشی‌های پی‌در‌پی و رنگارنگ، قطعاً به فروش شما کمک خواهد کرد. نگران تصور مشتریان نباشید و آنها را به کمک ابزارهای انگیزشی به سمت خرید محصولات هدایت کنید.مشتری چه زمانی قرعه‌کشی را می‌پذیرد؟در جریان باشید، ما مدام در حال بررسی به صرفه‌ بودن تمامی خرید‌های خودمان هستیم و مدام این سوال را می‌پرسیم: آیا خرید این محصول به صرفه است؟همانا بدانید و آگاه باشید که مکانیزم ذهنی مخاطبین نسبت به قرعه‌کشی، خلق یک رویای شیرین از دنیای بعد از برنده شدن است. در واقع طبق تجربیات من، افرادی که خودروهای سانتافه و BMW را در قرعه‌کشی برنده می‌شدند، هیچ یک آن را نگه نمی‌داشتند و تصمیم داشتند با فروش جایزه خود، آن رویای دیگری که در ذهن پرورانده بودند را عملی کنند.این نکته را بدانید که سایز جایزه شما چه رویایی را در ذهن مخاطب می‌تواند عملی کند. هرچه فاصله رویایی که می‌تواند خلق کند با مبلغی که برای محصول پرداخت می‌کند فاصله بیشتری داشته باشد، استقبال از فروش بالاتر خواهد بود.مطالب درباره قرعه‌کشی بسیار زیاد است ولی برای اینکه از حوصله شما خارج نباشد، ادامه مطالب را در آینده منتشر خواهم کرد.اگر سوالی در این خصوص دارید، خوشحال می‌شوم در کامنت‌ها بفرمائید تا در حد سواد و توان و تجربه‌ام پاسخ دهم.سامان فائق</description>
                <category>سامان فائق</category>
                <author>سامان فائق</author>
                <pubDate>Mon, 07 Jun 2021 11:26:55 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>