<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ایوب رضائی ثمرین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Samarin</link>
        <description>کنترلر ترافیک هوایی، مدرس زبان انگلیسی عمومی و هوانوردی، دانشجوی دکتری برنامه ریزی درسی در آموزش عالی، یادگیرنده مادام العمر، عاشق یادگیری و یاد دادن، پدر دو فرزند، تولیدکننده پادکست هوانورد، نویسنده</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 15:10:32</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/247894/avatar/vdpQUk.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ایوب رضائی ثمرین</title>
            <link>https://virgool.io/@Samarin</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چگونه مهارت ها و تجربه خود را در یک رزومه جذاب و مطمئن به نمایش بگذارید.</title>
                <link>https://virgool.io/@Samarin/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D8%B2%D9%88%D9%85%D9%87-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D9%85%D8%B7%D9%85%D8%A6%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-jxuvnwx7wxj8</link>
                <description>اهمیت نوشتن رزومه خوب برای شکار فرصت های شغلیامروزه اهمیت نوشتن رزومه موثر و موفق برای استخدام شدن برای همه روشن است. برای کسی که جویای کار و شکار موقعیت های شغلی است رزومه به عنوان یک ابزار بازاریابی عمل می کند. رزومه نمایایشگر تجربه حرفه ای، مهارت ها، تحصیلات و دستاوردهای شما است و به کارفرمای شما این امکان را می دهد که بداند شما با خودتان چه مهارت ها و تخصص ها را به شرکت و مجموعه کاری آنها اضافه خواهید کرد. به دلایل زیر، رزومه خوب نوشتن برای گذر از مرحله غربالگری اولیه و راه پیدا کردن به بخش مصاحبه شرکت ها اهمیت دوچندان دارد:1- تاثیر اولیه:رزومه ای که به صورت حرفه ای و با رعایت اصول مربوطه نوشته شده باشد، می تواند اولین تاثیر مثبت را درذهن کارفرمایان احتمالی ایجاد کند. اامری که باعث می شود آنها علاقه مند به یادگیری بیشتر و کسب اطلاعات بیشتر درباره شما شوند.2- ابزار انتخاب:با توجه به اینکه برای موقعیت های مختلف در شرکت ها متقاضیان زیادی اقدام می کنند و بررسی تک تک همه اینها برای شرکت ها  بسیار زمان بر و هزینه بر می باشد شرکت ها از نرم افزاری  به اسم ATS(Application Tracking System) برای غربالگری اولیه استفاده می کنند. این نرم افزار رزومه ها را دریافت و بر اساس اطلاعات رزومه و الگوریتم خاص تعداد معدودی از افراد را برای بخش مصاحبه در نظر می گیرند و کارشناسان استخدام شرکت پس از این مرحله از طریق مصاحبه افراد دلخواه خود را بر می گزینند. با در نظر گرفتن این موضوع, رزومه شما نقش بسیار مهمی در انتخاب شما برای ورود به مرجله بعدی یعنی همان مصاحبه ایفا می کند. یک رزومه حرفه ای می تواند به شما کمک کند که در بین کارجویان برجسته شوید و شانس شما برای انتخاب شدن به مصاحبه، افزایش یابد.3- نشان دادن مهارت ها و شایستگی ها:رزومه فرصتی است برای ارائه مهارت ها، شایستگی ها و دستاوردهای شما. با برجسته کردن تجربه مرتبط و دستاوردهای شما، می توانید به کارفرمایان نشان دهید که شما دارای مهارت ها و تخصصی هستید که آنها به دنبال آن هستند.4- شخصی سازی:یکی از بزرگترین اشتباهات کارجویان این است که رزومه ای را آماده می کنند و آن را به صورت ثابت برای هر فرصت شغلی که آگهی می شود استفاده می کنند در حالیکه برای افزایش شانس موفقیت،رزومه را باید برای هر آگهی کاری شخصی سازی کرد این امر به شما این امکان را می دهد تا تجربه و مهارت های خود را به نیازهای خاص شغلی که آگهی شده انطباق دهید و از کلمات کلیدی شغل مربوطه استفاده کنید.تفاوت رزومه با CVرزومه و CV (Curriculum Vitae) هر دو سندی هستند که خلاصه‌ای از تجربه‌ی شغلی، مهارت‌ها و شایستگی‌های شخص را فراهم می‌کنند. با این حال، بین این دو سند تفاوت‌های مهمی وجود دارد:۱. طول: رزومه به طور معمول ۱تا ۲ صفحه‌ است، در حالی که CV می‌تواند چندین صفحه طول داشته باشد، به ویژه برای شخصی با تجربه کاری گسترده.۲. محتوا: رزومه خلاصه‌ای از تجربه‌ی شغلی و مهارت‌های شخص فراهم می‌کند و بر روی اطلاعاتی تمرکز می‌کند که بیشترین ارتباط را با شغلی دارد که شخص به دنبال استخدام در آن شغل است. در مقابل،CV یک سند جامع است که شامل تاریخچه کاری کامل، تحصیلات، انتشارات، جوایز و دیگر دستاوردهای مرتبط با آن فرد است.۳. قالب: رزومه‌ها معمولاً به صورت معکوس تاریخی (از آخرین تجربه‌ی کاری شروع شده و به قدیمی ترین تجربه‌ی کاری فرد ختم می شود) سازماندهی می‌شوند، در حالی که رزومه‌ی شغلی می‌تواند به صورت زمانی، موضوعی یا ترکیبی از هر دو سازماندهی شود.۴. هدف: رزومه به طور معمول برای درخواست شغل در بخش خصوصی و شرکت ها استفاده می‌شود، در حالی که CV بیشتر در موقعیت‌های علمی، علمی- تحقیقاتی و یا تحصیلی استفاده می‌شود.سیستم اتوماسیون ATS چیست و چگونه کار می کند؟ سیستم اتوماسیون ATS (Application Tracking System) یا همان سامانه پیگیری در خواست های استخدام متقاضیان است. این یک برنامه نرم‌افزاری است که به شرکت‌ها کمک می‌کند تا فرآیند استخدام خود را به صورت اتوماتیک با سه کارکرد  جمع‌آوری، غربال اولیه درخواست های شغلی و پیگیری این درخواست ها، بهبود ببخشند. هنگامی که متقاضیان شغل به صورت آنلاین برای یک شغل درخواست می‌دهند، رزومه‌ها و درخواست آنها به ATS وارد می‌شوند و بر اساس کلمات کلیدی و معیارهای مشخص شده توسط کارفرما، دسته‌بندی و فیلترینگ می‌شوند. با توجه به اینکه برای بعضی از مشاغل ممکن است هزاران درخواست وجود داشته باشد بررسی اولیه این درخواست ها توسط منابع انسانی شرکت ها غیر ممکن و نیازمند صرف زمان و انرژی زیادی خواهدبود بنابراین شرکت ها از نرم افزار ATS برای غربال گری اولیه و حذف تعداد زیادی از درخواست های استخدام غیر مرتبط استفاده می کنند. درخواست افرادی که از این سیستم اتوماسیون با موفقیت عبور می کنند برای مرحله بعد یعنی مصاحبه توسط متخصصان منابع انسانی شرکت ها دعوت می شوند.سیستم اتوماسیون ATS برای شرکت‌ها به دلایل زیر مهم است:صرفه‌جویی در زمان: نرم‌افزار ATS با اتوماسیون فرآیند اولیه فیلترینگ، به صرفه جوئی زمان برای استخدام کارمندان ذی صلاح می‌انجامد.افزایش کارایی: ATS به شرکت‌ها این امکان را می‌دهد که بدون نیاز به دخالت انسان، حجم بزرگی از درخواست‌های استخدام را به سرعت و به صورت کارآمد پردازش کنند.یکنواختی: ATS یک روش استاندارد برای فیلترینگ و ارزیابی متقاضیان است، که تضمین می‌کند تمامی متقاضیان به صورت عادلانه و یکنواخت بررسی شوند.صرفه‌جویی در هزینه: ATS به شرکت‌ها کمک می‌کند تا به دلیل قابلیت اتوماسیون برنامه نرم‌افزار، از ابزارهای خارجی مثل پورتال‌های استخدام و دیگر روش‌های استخدام بیرونی کمتر بهره ببرند.پایبندی به مقررات و توزیع عادلانه فرصت های شغلی : ATS به شرکت‌ها کمک می‌کند تا اطمینان حاصل کنندمقررات مربوط به توزیع عادلانه فرصت های استخدامی به درستی رعایت می شوند و متقاضیان استخدام در مرحله غربالگری اولیه شانس مساوی دارند.اصول مهم برای عبور موفق از سیستم اتوماسیون ATS شرکتهای استخدام کنندهبرای افزایش احتمال عبور رزومه تان از سیستم ATS، چند اصل وجود دارد که باید در هنگام نوشتن رزومه رعایت کنید و گرنه در همان مرحله اول درخواست استخدام تان از بین متقاضیان حذف و شانس رفتن به بخش مصاجبه را ازدست خواهید داد :استفاده از کلمات کلیدی: چون نرم‌افزار ATS رزومه‌ها را برای کلمات کلیدی خاصی که با شغل مورد نظر مرتبط هستند، اسکن می‌کند، استفاده از کلمات کلیدی مرتبط در طول رزومه شما اهمیت دارد. این کار به رزومه شما کمک می‌کند که به عنوان مرتبط‌تر مشاهده شود و احتمال گذر از فرآیند اسکن را افزایش می‌دهد.سفارشی‌سازی رزومه: سفارشی کردن رزومه برای هر درخواست شغلی بسیار مهم است و باید با توجه به نیازها و مهارت‌های خاصی که در پست شغلی مطرح شده، آن را تنظیم کنید.استفاده از قالب روشن: استفاده از یک قالب روشن و آسان برای رزومه خود با عناوین ساده و نقاط شماره‌دار، به نرم‌افزار ATS کمک می‌کند تا اطلاعات رزومه شما را به راحتی اسکن و تفسیر کند.اجتناب از استفاده از گرافیک و تصاویر: نرم‌افزار ATS نمی‌تواند گرافیک و تصاویر را بخواند یا تفسیر کند، بنابراین بهتر است از استفاده  گرافیک و تصاویر در رزومه خود اجتناب کنید. به جای آن، بر روی استفاده از زبان ساده و متن مختصر و قالب ساده تمرکز کنیداستفاده از عناوین بخش استاندارد: در رزومه خود از عناوین بخش استاندارد مانند “تجربه کاری”، “تحصیلات” و “مهارت‌ها” استفاده کنید. این کار به نرم‌افزار ATS کمک می‌کند تا بتواند به راحتی اطلاعات مورد نیاز خود را از رزومه شما استخراج کند و به شما امتیاز بیشتری بدهد.با رعایت این اصول، شما می‌توانید احتمال گذر رزومه شما از فیلتر ATS را افزایش دهید و این امر به شما کمک می‌کند تا در فرآیند انتخاب نهایی به عنوان یکی از نامزدهای اولیه شمرده شوید.به طور کلی، استفاده از نرم‌افزار ATS برای کمپانی‌ها بسیار مهم است چرا که آنها می‌توانند با استفاده از این نرم‌افزار، به طور سریع تر و کارآمدتر برای جستجوی نامزدهای متناسب با پست مورد نظرشان، فیلتر کرده و از این طریق هزینه و زمان بیشتری صرفه جویی کنند. به همین دلیل، برای متقاضیان شغل نیز بسیار مهم است که رزومه‌های خود را با رعایت اصول نوشتن رزومه مناسب برای ATS، آماده کنند تا احتمال گذر از فیلتر ATS را افزایش دهند.نامه همراه رزومه و یا Cover Letterنامه همراه یا Cover Letter نامه یا ایمیلی است که همراه با رزومه در هنگام درخواست شغل ارسال می‌شود. در ایران به این نامه اهمیت داده نمی شود و استفاده از آن خیلی مرسوم نیست ولی در خارج از ایران و شرکت های خارجی ، در زمان ارسال رزومه و درخواست استخدام شغلی، نوشتن یک کاور لتر عالی به همان اندازه نوشتن یک رزومه حرفه ای اهمیت دارد.  این نامه به عنوان معرفی مختصر از متقاضی و برجسته‌کردن مهارت‌ها و تجربیات مربوطه او استفاده می‌شود. یک نامه‌ی همراه که به‌خوبی نوشته شده  می‌تواند تاثیر بسیار قوی بر ذهنیت کارفرما بگذارد و احتمال دعوت شما به مصاحبه را بیشتر کند.اهمیت نامه‌ی همراه در قابلیت آن برای ارائه اطلاعات بیشتر درباره مهارت‌ها و تجربیات متقاضی است که به‌صورت جزئی‌تر در رزومه قابل ارائه نیست. این سند به متقاضی اجازه‌ی معرفی خود و توضیح اینکه چرا بهترین کاندید برای این شغل هستند و چگونگی تطبیق تجربیات و مهارت‌های خود با نیازهای شغل را می‌دهد. نامه‌ی همراه نیز به کارفرما نشان می‌دهد که متقاضی زمان را برای تحقیق درباره شرکت و شغل گذاشته و واقعا به این شغل علاقه‌مند است.به طور کلی می توان گفت که ارسال یک cover letter خوب می تواند به شما در رقابت با دیگر متقاضیان کمک کند و شانس شما برای پذیرفته شدن در شغل مورد درخواست تون را افزایش دهد.خدمات مقرون به صرفه رزومه،CV  و Cover Letter مابا همه تفاسیر بالا، اگر هنوز مطمئن نیستید که بتوانید یک رزومه و یا کاور لتر موثر بنویسید و یا فرصت شغلی پیدا کرده اید که پذیرفته شدن در آن برای شما اهمیت فراوانی دارد و به دنبال یک رزومه و کاورلتر حرفه ای هستید ما این کار را برای هر شغلی به دو زبان فارسی و انگلیسی  انجام می دهیم. برای دریافت مشاوره،لیست هزینه ها و شرایط تدوین، پیامی را با عنوان رزومه و کاور لتر به ایمیل زیر ارسال کنید تا ما شما را راهنمایی کنیم.Iranaviators@Gmail.comhttps://iranaviator.com/resume</description>
                <category>ایوب رضائی ثمرین</category>
                <author>ایوب رضائی ثمرین</author>
                <pubDate>Wed, 12 Apr 2023 12:46:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا دلتا ایرلاین شماره یک آمریکاست (بخش دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@Samarin/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%84%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-uh150ggkcs4d</link>
                <description>اد باسشن مدیر عامل ایرلاین دلتامصاحبه با ادوارد باسشن مدیر عامل موفق خطوط هوایی دلتای آمریکا(بخش دوم)در این پست، ترجمه بخش دوم گفتگو با ادوارد باسشن را می توانید مطالعه بفرمایید . اگر بخش اول را مطالعه نکرده اید برای دسترسی به بخش اول گفتگو از لینک زیر استفاده کنید:https://iranaviator.com/ed-bastian-interviewلطفا نظرات خود درباره این نوشته را در بخش کامنت با ما و سایر خوانندگان متن به اشتراک بگذارید.مترجمان : ایوب رضائی ثمرین ، مصطفی میرزائیمنبع: https://johnmaxwellleadershippodcast.com/episodes/john-maxwell-leadershift-interview-ed-bastian-ceo-deltaجان مکسول : من همیشه معتقدم که چشم انداز شرکت خیلی مهم است، میشه گفت چشم انداز جهت گیری ما را نشان می دهد از آن طرف فرهنگ سازمانی به نحوه انجام کار برای رسیدن به آن چشم انداز مربوط می شود. این فرهنگ سازمانی است که تعیین کننده است که آیا به چشم انداز شرکت خواهیم رسید یا نه . موضوع اصلی گفتگوی ما امروز تغییر مسیر حرفه ای مدیران است. شما تغییرات مهمی را در زندگی حرفه ای خودتان داشته اید می توان کفت که از دنیای حسابداری و مالی وارد صنعت ایرلاین شده اید . در این باره  برای ما صحبت کنید چرا این کار را کردید؟ چگونه موفق به انجام این کار شدید و چه چالش هایی در این مسیر بر سر راه شما قرار داشت؟اد باسشن : موضوع اینه که من به دنیای اقتصاد علاقه مند بودم. در مدرسه، حسابداری خواندم.  اغلب جوانان از من در این باره  می پرسند و می گویند که چکار کنیم که شبیه تو بشویم من آن ها را تشویق می کنم و به آن ها می گویم که لازم نیست دقیقا شبیه من شوید زیرا که  کار من ظاهر فریبنده ای دارد و باطن آن چیزی نیست که در بین عموم درباره اش صحبت می شود. اما برای خود من، باید بگویم که حسابداری و دنیای اقتصاد برای من بسیار ارزشمند بوده است زیرا که باعث شدند تا من زبان کسب و کار را فرا بگیرم من کار با اعداد را یاد گرفتم و دانستم که اعداد در دنیای اقتصاد و حسابداری چه معنی می دهند و چقدر مهم هستند. یاد گرفتم الزامات مدیریت یک کسب و کار چه چیزهایی هستند و مؤلفه های اقتصادی آنها چه مواردی هستند. همچنین تصمیمات بر اساس تحلیل های آماری و چالش های موجود کسب و کار را یاد گرفتم اینکه برای رشد کسب و کار چه کارهایی باید انجام بدهم و چگونه منابع و سرمایه ها را تخصیص بدهم. من این مباحث را به خوبی متوجه شدم اما در ادامه فهمیدم که موضوع اصلی بسیار عمیق تر از این مسائل می باشد. موضوع فقط اعداد نیستند بلکه موضوع اصلی منابع انسانی و آدمها هستند که روی اعداد تاثیر گذار هستند و اعداد و آمارها را خلق می کنند و این موضوع بود که مرا به سمت منابع انسانی برد. وقتی من وارد دلتا شدم، ما از لحاظ حقوقی داشتیم فاز 11 ورشکستگی شرکت را پشت سر می گذاشتیم در سال 2005 سازماندهی مجدد انجام دادیم. در آن زمان چالش های فراوانی برای ما وجود داشت و در نهایت این نیروی انسانی ما بود که ما را نجات داد و تا به امروز هم زنده نگه داشته و نه استراتژی های اقتصادی و یا چیزهای دیگرجان مکسول : شما در سراشیبی سقوط قرار گرفته بودید؟اد باسشن: بله درسته، بهتره بگویم مثل ماشینی که در گودالی گیر افتاده باشه به مشکل اساسی برخورده بودیم و این افراد ما بودند که باعث شدند ما از آن مخمصه خارج شویم و هیچ چیز مربوط به دنیای اقتصاد باعث نجات ما نشد.با همدلی که ایجاد کردیم دوباره تمرکز مان را بر روی افراد گذاشتیم و در 12 سال گذشته ما به این روند ادامه داده ایم و متوقف نشده ایم و در واقع این کارکنان ما هستند که تفاوت ها را رقم زده اند نه معادلات اقتصادی و مالی . در طول این مدت  چیزی که من فهمیدم این است که آنچه که به من انگیزه و  انرژی می دهد و باعث خوشحالی من می شود و باعث ایجاد اشتیاق مضاعف برای ادامه ی کار می شود تیم من و آدم هام هستند. من وقتی اینجا آمدم تخصص حسابداری و مالی را با خود داشتم ولی بعدا” فهمیدم که این آدمها هستند که به اعداد و ارقام، رنگ می دهند. یادم می آید که آن موقع فردی بسیار درون گرا بودم و کمتر با مردم ارتباط داشتم  من حسابداری بودم که ریاضی اش عالی بود. پدر من همیشه به من می گفت که تو باید یک مامور مالیاتی بشوی زیرا که در این کار می توانی نابغه شوی. البته خدا را شکر که این کار را انجام ندادم. به من می گفت  فقط با اعداد کار کن و از مردم به دور باش .اما چیزی که من فهمیدم این است که این مردم هستند که به من  روحیه ی ادامه ی کار می دهند و این بزرگترین تغییری است که من در 15 سال گذشته داشته ام، هر روز صبح انرژی فراوانی از ارتباط با مردم می گیرم منظورم از مردم هم کارکنان و هم مشتریان و هم افرادی هستند که با آنها سرو کار دارم.  من این فرصت را دارم که در میان مردم باشم، و آنچه که بدیهی است این است که من به تنهایی نمی توانم کاری انجام دهم یا موفقیتی کسب کنم من به این افراد نیاز دارم تا من را بالا بکشند و  رو به جلو هدایت کنند.چان مکسول : پدرم که دیروز 97 ساله  شد، یک مشوق عالی است و او همیشه به من می گوید که جان، انگیزه، اکسیژن روح است. و وقتی که تو گفتی که چگونه افراد منبع انگیزش و انرژی و فعالیت تو هستند و اینکه تو همیشه با آن ها هستی و آنها انرژی لازم برای رهبری را به تو می دهند به نظرم بسیار حرف صحیحی است و من فکر میکنم که بخش اعظمی از رهبری این است که تو شاهد رشد و پیشرفت و بهتر شدن مداوم بقیه باشی، رشد و توسعه شخصی افراد که تو هم در آن نقش و سهم داشته ای و به نظر من فلسفه وجود رهبر در سازمان این است که باعث رشد افراد بشود. افراد برای پایین رفتن، پسرفت و یا سکون نیازی به رهبر ندارند و نکته ی جالب این هست  که تو به عنوان رهبر باعث رشد آنها می شوی و در مقابل آن ها نیز به رشد تو  و سازمان کمک می کنند و این روند ادامه دار است.چان مکسول :اجاره بدهید درباره برنامه ی روزانه ی شما صحبت کنیم. من در کتابی که منتشر کرده ام گفته ام که راز و کلید موفقیت هر فرد، در کارها و اقداماتی است که او به صورت روزانه انجام  می دهد. خوب درباره برنامه ی روزانه ات به عنوان یک شخص و همچنین به عنوان یک مدیر عامل صحبت کنید. ما تصویری از شما را می خواهیم که نشان دهد چه چیز هایی در یک روز کاری برای شما اهمیت دارد؟اد باسشن: خوب اولین چیزی که من صبح ها بعد از بیدار شدن به آن فکر می کنم این است که من کجا هستم و نقش ام  در این شرکت چیست و همچنین افتخاری که نصیبم شده  که این شرکت فوق العاده را اداره کنم. من وقتی بیدار می شوم در مورد موارد روزانه و چالش ها فکر نمی کنم چون که بالاخره همیشه چالش هایی مختص به هر روز وجود دارند و روز های کاری ام  بسیار شلوغ و سخت هستند و هر روز در شرکت اتفاقات مختلف و منحصر به فردی می افتد. اول صبح که بیدار میشوم اصلا به اینها فکر نمی کنم. هر روز چند دقیقه فقط به فرصت و افتخاری که برای اداره ی شرکت نصیب من شده و به احساس مسئولیت و پاسخگو بودن در قبال تصمیماتی که می گیرم فکر می کنم  و سعی می کنم به بهترین شکل ممکن وظابف ام را به انجام برسانم. من هر روز این موارد را با خودم مرور می کنم و هر صبح ده دقیقه را صرف این کار می کنم و بابت آن شکر گزارم. ما در مورد همه ی منابع صحبت کردیم اما اصلی ترین منبعی که در اختیار داریم، زمانی است که در طی یک روز کاری در اختیار داریم. این موضوع بسیار اهمیت دارد که شما وقت محدودی که دارید را چگونه و به چه کارهایی اختصاص دهید و با چه اولویتی. من معمولا در هر روز، حداقل  50 درصد وقتم را با گروه هایی از کارکنانم می گذرانم. در این زمان من در مکان های مختلفی هستم  کارکنانم در همه جای شرکت به من دسترسی دارند، این می تواند در سالن فرودگاه باشد مرکز رزرو بلیط باشد مکان تعمیر و نگهداری هواپیما ها یا در میان  مشتری ها. سعی می کنم بیشتر وقت کاری ام را بیرون از چهار دیواری دفترم باشم. من همیشه فکر میکنم که اگر من در دفترم باشم، کار ها درست پیش نمی رود و احساس می کنم که کار های بسیاری است که باید انجام دهم و ورود پیدا کنم. البته ما جلسات و  نشست های مختلفی با تیم مدیریتی داریم برای بررسی استراتژی ها  و رویکرد ها و همچنین بررسی این که آیا کار ها به درستی پیش می روند یا نه . با وجود این، من همیشه سعی  می کنم که حداقل 50 درصد از وقتم را در میان مردم باشم و این عاملی است که باعث می شود که ما نسبت به رقیبان مان متمایز باشیم.البته من همیشه وقتی را برای مراقبت از خودم اختصاص می دهم تا به امورات شخصی ام برسم و این موضوع را همیشه رعایت می کنم. همه می دانیم  که طول یک روز فقط  24 ساعت است و همیشه کار های زیادی برای انجام دادن وجود دارند باید این را بپذیریم که امکان انجام همه ی کار ها به صورت ناگهانی وجود ندارد. من همیشه دوست دارم که بیشترین کار را انجام دهم اما گاهی انجام دادن بعضی چیز ها غیر ممکن می شود و شما فقط باید یاد بگیرید که با این موضوع سازگار باشید و قبول کنید که در زمانی که داشته اید بهترین عملکرد را از خود نشان داده اید و باید از خودتان هم مواظبت کنید و همان طور که میدونید من در هفته ی گذشته در مسابقه ی ماراتن نیویورک شرکت کردم و یاد گرفته ام که چگونه این کار را با وجود برنامه ی سنگینم انجام دهم. حواسم به تغذیه مناسب و ورزش مستمر همیشه بوده . اگر منظم ورزش نمی کردم و به خودم انرژی نمی دادم و از خودم مراقبت نمیکردم و نمیدانستم که دقیقا کجا قرار دارم، نمی توانستم این کار را انجام دهم.جان مکسول : موافقم اگر شما نتوانید از خودتان مراقبت کنید آنگاه قادر نخواهید بود که از شرکت و سازمان تون هم خوب مراقبت کنید.اد باسشن:بله دقیقا درستهجان مکسول : می فهمم .البته باید گفت که این یک کار خودخواهانه نیست و در حقیقت این یک حرکت هوشمندانه است برای اینکه بتوانید عملکرد خوبتان را حفظ کنید باید سلامت و تندرست باشید، شما خوب باشید شرکت و سازمان تون هم عملکرد خوبی خواهد داشت.اد باسشن: بله این یک اصل است و گفتن آن آسان است اما انجام آن بسیار مشکل است. من می دانم که شما هم شبیه به من هستید و شرایط مرا دارید و همیشه چیز های زیادی هستند که دوست دارید آنها را با موفقیت به سرانجام برسانید.جان مکسول : درسته ، وقتی متوجه می شوم که یک کاری را درست انجام نمیدهم همیشه به گذشته نگاه می کنم و به این موضوع فکر می کنم که وقت کافی را برای مواظبت و مراقبت از خودم در زمینه های روحی، روانی و جسمی نگذاشته ام به همین خاطر هست که کارها خوب پیش نمی رود. احیا و بازگشت به شرایط ایده آل در این حالت خیلی اهمیت دارد.  وقتی این اتفاق برای مدیری می افتد به این معنی است که وی در حال انحراف از مسیر اصلی و اصول مدیریتی است و بدیهی است که سازمانی که وی مدیر آن هست نیز ممکن است به مشکلاتی دچار  شود. همه این حرفهایی را که زدی دوست داشتم این که گفتی وقتی هنوز سرت روی متکا است و تازه بیدار شده ای بابت این که مدیر عامل ایرلاین دلتا هستی سپاس گذار، مفتخر و با تواضع هستی. همچنین گفتی به خودت نیز اهمیت می دهی و مراقب خودت هم هستی. باید بگویم که این ها هستند که باعث شده اند که تو به شخص و مدیری که امروز هستی  تبدیل بشوی و هر چقدر که تو پیشرفت می کنی، شرکت نیز همراه تو پیشرفت خواهد کرد. رهبر یک سازمان باید در کنار و دید کارکنانش باشد گفتی که 50 درصد از وقتت را صرف بودن در مکان های مختلف و با افراد می کنی من عاشق این موضوع هستم  چون که من معتقد هستم که شرکتی که افراد در آن رهبر خود را نمی بینند، ارتباط  افراد و مدیریت به زودی به صورت کامل قطع می شود. و لحظه ای که افراد مدیر خود را می بینند مانند این است که پدر به خانه اش باز گشته است و آن ها می گویند که این مدیر ماست چه مدیر خوبی است! در کنار ماست ،ما را تشویق می کند. ما او را از نزدیک دیدیم دست دادیم و با او عکس گرفتیم و چیزهایی از این قبیل  که  خیلی از افراد این موارد را مهم نمی دانند ولی من و تو هر دو می دانیم که چقدر اهمیت دارند. تصویری که آنها از شما در ذهن شون دارند بسیار تاثیر گذار هست ممکن است آنها تصمیمات مهم و جیاتی را که تو برای شرکت گرفتی را بعد مدتی فراموش کنند ولی آن ها غالبا برخورد های رو در رو با شما را به خاطر می آورند.اد باسشن: بله این بسیار تاثیر گذار است و امروزه به وسیله ی فناوری های جدید شما می توانید این را بهتر از هر زمان دیگری انجام دهید زیرا که 80 هزار نفر کارمند، عدد بسیار بزرگی است  و من طبیعی است نتوانم با تک تک آن ها روابط شخصی داشته باشم اما از طریق فناوری من چندین بار در هفته را به چت کردن با کارکنان از طریق اینترنت می گذارنم و به سوالات شون پاسخ می دهم و در مورد نشست ها و کسب و کار صحبت می کنم و همچنین وقتی که در مسافرت هستم از طرق مختلف با آن ها ارتباط برقرار می کنم و یکی از آن ها تماس تصویری  است. من از فناوری خیلی بالایی استفاده نمی کنم و فقط از آیفون خودم استفاده می کنم و با آن ها یکی دو دقیقه صحبت می کنم یا یک ویدئو دو دقیق ای براشون ضبط می کنم و از این طریق آن ها مرا دنبال می کنند و کار سازمان و وظیفه خود را انجام می دهند. این طوری آن ها شما را می شناسند حتی اگر شما را به صورت فیزیکی نبینند. آن ها ممکن است شانس دیدن شما را نداشته باشند اما خواهند فهمید که شما چگونه فکر می کنید و می بینند که شما چه شکلی هستید و آن ها به نحوی شما را می بینند و  شما را می فهمند. گاهی به عنوان مثال به من می گویند که شما خسته به نظر می رسید و یا به نظر می آید ایده ای ذهن تون را درگیر کرده است. درباره من صحبت می کنند می فهمند که آنها برای من مهم هستند و من هم متوحه می شوم که چقدر براشون مهم هستم اینها همیشه برای من هیجان انگیز بوده است.جان مکسول: بله درسته تو با آن ها می توانی صحبت کنی چون که آن بیرون در میان آنها هستی  و آن ها به سمت تو می آیند ارتباط می گیرند و صحبت می کنند. اگر تو با آن ها صحبت نکنی به تدریج فراموش می شوی. من فکر می کنم که تو در هیچ شغلی با پتانسیل بحران ساز بودن یک ایرلاین نبوده ای و دلیل آن شرایط بسیار زیادی هستند که ممکن است نتوانی آن را کنترل کنی. من و تو هر دو می دانیم که وقتی بحران ها آغاز می شوند حضور یک رهبر بیشتر از هر زمانی احساس می شود چون که افراد در بحرانها به نوعی شاید گفت فلج می شوند و نمی توانند کاری انجام دهند. شما چگونه خودت را در برابر بحران هایی که همیشه به صورت اجتناب ناپذیر اتفاق می افتند آماده می کنی؟ چطور افراد خود را در برابر این بحران ها آماده می کنی؟ آیا چیزی هست که که تو همیشه انجام بدهی و افراد بگویند که مشکلی نیست و ما از این مشکل هم گذر خواهیم کرد. در این باره صحبت کنید  لطفا”اد باسشن: ما یک مجموعه قوانین داریم که آن را تمرین می کنیم و موارد را به کار می گیریم و اگر یک رخ داد ناخوشایند بزرگ پیش بیاید و یا رخدادی باشد که به معنای واقعی امور اصلی شرکت را مختل کند آن اقدامات را انجام می دهیم. در کسب و کار ما این رخداد ها بسیار است برای مثال اتفاقی که در 11 سپتامبر افتاد و یا بیماری های خاص و چالش های مرتبط با همه گیری بیماری  و یا مناقشات جهانی. ما با طوفان ها دست و پنجه نرم می کنیم، با زمین لرزه ها مواجه هستیم. ما با مشکلات ناشی از گران شدن سوخت دست و پنجه نرم می کنیم. ما با مشکلات سیاسی درگیر می شویم . تمامی این مشکلات بر فرهنگ و نحوه ی مسافرت مردم تاثیر می گذارد و احساس آن ها را درباره امور، تغییر می دهد. ویژگی که صنعت ایرلاین دارد این است که همه چیز مشخص و در جلوی چشم مردم و در تماس نزدیک با آنها اتفاق می افتد کسب و کاری است که در سبک زندگی مردم جای خودش را دارد ما در هر سال به 200 میلیون مسافر خدمات می دهیم و ما دقیقا در سبک زندگی آنها گنجانده شده ایم و زندگی آن ها را ممکن می کنیم ما قسمتی از زندگی آنها هستیم. این که آن ها چگونه به مسافرت می روند، این که چگونه زندگی می کنند، چگونه با دیگران ارتباط برقرار می کنند و اینکه آن ها چگونه روابط زندگی خودشان را بر اساس امکان جابجایی و مسافرت و گزینه های در اختیار برای این کار شکل می دهند. ما در شرکت یک شعار را جا انداخته ایم. این در واقع یک شعار درون شرکتی است   و آن اینکه که “No one better connects the world than Delta” هیچ کس نمی تواند بهتر از دلتا، جهان را به  هم وصل کند. آن 8 لغتی که گفتم ( هیچ کسی بهتر از ما جهان را به یکدیگر متصل نمی کند) من در این باره با جیم کالینگز نویسنده کتاب “از خوب به عالی” صحبت کردم و او به من گفت که تو باید هدف بعدی که می خواهی به آن برسی را تعریف کنی. تو به این قله رسیده ای و باید تلاش کنی تا به قله ی بعدی برسی. الان جهان ما بیش از هر جیزی بر اساس ارتباطات شکل گرفته است که این ارتباطات  می تواند فیزیکی باشد به این معنی که  ما hub هایی را ساخته ایم که باعث ایجاد ارتباطات فیزیکی بین مردم می شود. ما همچنین  در شکل گیری لحظات احساسی مردم نقش داریم. پس در نتیجه، موضوع اصلی مسئله ی همدلی است که یک ایرلاین ایجاد میکند. کسانی هستند هنوز صنعت شرکت های هواپیمایی را درست درک نمی کنند و فقط آن را یک سیستم  حمل و نقل ساده می انگارند در حالیکه در دنیای امروز یک ایرلاین فراتر از اینهاست.جان مکسول: من در مصاحبه هام همیشه از افراد می پرسم که در حال حاضر علاقه ی آن ها معطوف به چه چیزی است و در حال یادگیری چه چیزی می باشند و دلیل این سوال این است که ما هر روز رشد می کنیم و همیشه در حال یادگیری هستیم و چیزی به اسم رسیدن وجود ندارد و ما هرگز به نقطه ی پایان نخواهیم رسید. بنابراین از شما می خواهم  که به ما بگویید که در حال حاضر در حال یادگیری چه چیزی هستید و چه چیزی در حال حاضر در ذهن تون می گذرد.  به ما بگو که این روزها در حال یادگیری چه چیزی هستی؟اد باسشن: اولین چیزی که من در حال یادگیری برای خودم و همچنین برای شرکت هستم،بلند همتی و جاه طلبی برای جهانی شدن است. شما می دانید که ما در آمریکا قدرتمند هستیم و شخصا” شرکتمان را یک قهرمان ملی در آمریکا می دانم. ما عالی بوده ایم. ما در مورد موفقیت هایی که داشته ایم بسیار متواضع بوده ایم و من به آن افتخار می کنم. اکثر پرواز هایی که ما انجام می دهیم، در حدود دو سوم آنها در آمریکا می باشد. من در این مورد فکر می کنم که چگونه می توانیم شرکت مان را به مدال طلای جهانی برسانیم، مانند سکوی المپیک. ما یک قهرمان ملی هستیم اما برای تبدیل شدن به یک قهرمان جهانی یا قهرمان بین المللی هنوز فاصله داریم. منظورم این است که ما باید در سراسر دنیا دیده شویم و تبدیل شویم به بهترین ایرلاین جهان. البته من فکر می کنم همین الان هم در آن جایگاه قرار داریم اما من می خواهم که همه ی دنیا این موضوع را به رسمیت بشناسند که ما رهبر ایرلاین های جهان هستیم. هدف ها و نیاز های متفاوتی در این رابطه وجود دارد و رقابت کردن بسیار مشکل است و بسیاری از شرکت های هواپیمایی هستند که مالکیت آن ها دولتی است و اینکه ما باید با دولت ها رقابت کنیم امر بسیار مشکلی است.جان مکسول:  آن ها پول فراوانی دارنداد باسشن: فقط این نیست ،این موضوع خیلی خیلی سخت است. خدمت رسانی به مردم با فرهنگ های مختلف بسیار مشکل می باشد. برای مثال فرهنگ مردم آسیا با فرهنگ آمریکایی بسیار متفاوت است. فرهنگ لاتین و یا فرهنگ اروپایی . درک این موضوع که ما چگونه می خواهیم به رشد برسیم زیرا که رشد در مقیاس جهانی بسیار چالش بر انگیز است و بسیار هزینه بر است و ریسک بیشتری دارد. برنامه مون این هست که نقاط زیادی در دنیا  را به نحوی به هم متصل کنیم این یک فضا و فرصت جهانی برای شرکت است. و نگاه من به این موضوع نگاه یک ساله نیست بلکه این می تواند یک برنامه برای 25 سال آینده باشد دارم فکر می کنم که چگونه باید به آن مرحله برسیم و من می دانم که شرکت های هواپیمایی دیگر نیز در این مورد فکر می کنند و به شدت در حال سرمایه گذاری تهاجمی در این زمینه هستند اما شما باید بتوانید که از شاکله اصلی شرکت محافظت بکنید و باید از عالی بودن خدماتتان محافظت بکنید و از آن چشم بر ندارید. این چیزی است که در حال حاضر به آن فکر می کنم و در مورد آن آموزش می بینم . برای مثال من به مدت چند روز در اروپا بودم و در این مدت اوقاتی را با کره ای ها و فرانسوی ها گذراندم . این جور ملاقات ها کمک می کنند طرز تفکرم عوض شود و فهمیدم که انتظارات بالایی وجود دارد و در شاکله ی شرکت دنبال این می گردم که چه اشتراکاتی ما می توانیم با دیگران داشته باشیم. چه فرهنگی در مکان های مختلف حاکم است. و سرمایه گذاری حول این ارزش ها و نقاط مشترک فرهنگی چگونه امکان پذیر است.  من بسیاری از وقتم را صرف این مسائل می کنم تا متوجه این موضوعات شوم.جان مکسول : بسیار زیبا. ادوارد، مصاحبه عالی بود.اد باسشن : اجازه دارم مصاحبه را با یک داستان یک دقیقه ای در مورد شعارشرکت مون “keep climbing” ” به صعودتان ادامه بدهید” به پایان برسانم.جان مکسول : بله حتمااد باسشن : چند سال پیش تیم بازاریابی شرکت مان پیش من آمدند و گفتند این شعار “KEEP CLIMBING” را وقتش شده که عوض کنیم چون ما به آن جایگاهی که مد نظر مون بود رسیده ایم. “به صعودتان ادامه دهید” شعاری بود که ما هر موقع به مشکلی  بر می خوردیم از آن استفاده می کردیم زیرا که این یک پاسخ طبیعی انسانی در مواقع وجود مشکل هست ما همچنین از این شعار برای بهبود خدمات به مسافران استفاده می کردیم. این شعار بیانگر  جایگاهی که قرار گذاشته بودیم که برسیم هم بود. تیم بازاریابی شرکت نزد من آمدند و گفتند که ما نیاز داریم که این شعار را عوض کنیم زیرا که این شعار دیگر در کمپین بازار یابی ما جایی ندارد و ما بهتر از چیزی هستیم که باید باشیم. ما باید یک دیدگاه برجسته تر و شعار قوی تری را انتخاب  کنیم که نشان دهد ما بهترین هستیم و من به آنها گفتم که دیگر هرگز این ایده رو مطرح نکنید. تا زمانی که من در این شرکت هستم “به صعودتان ادامه دهید” اصلی ترین شعاری است که هویت ما را تعریف می کند و ما قصد داریم که به قله های جدید تر صعود کنیم هرگز در مورد تغییر این شعار صحبت نکنید. ” و بعد گفتن نظرم هم، آنها را از دفترم بیرون انداختم (خنده) . شعار “به صعودتان ادامه دهید” با روح اصلی کسب و کار ما که پرواز و اوجگیری است ارتباط مستقیم دارد. این شعار بیانگر این است  که به وضع فعلی مون ( هرچقدر هم عالی) رضایت نمی دهیم و  می خواهیم  به قله های جدید موفقیت برسیم و بیشتر اوج بگیریم و این اوجگیری نباید هیچ وقت متوقف شود.جان مکسول : بله این شعار باعث رشد شرکت می شود و عوض کردن آن به معنی توقف رشد و ایستادن در جایی که هستیم می تواند باشد.اد به خاطر این مصاحبه عالی از شما ممنونماد باسشن : خواهش می کنم جان من هم متشکرم.</description>
                <category>ایوب رضائی ثمرین</category>
                <author>ایوب رضائی ثمرین</author>
                <pubDate>Wed, 17 Mar 2021 23:17:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا دلتا ایرلاین شماره یک آمریکاست (بخش اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@Samarin/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%84%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-h50riyjcta5f</link>
                <description>ادوارد باسشن مدیر عامل خطوط هوایی دلتامصاحبه با ادوارد باسشن مدیر عامل موفق خطوط هوایی دلتای آمریکا(بخش اول)خطوط هوایی دلتای آمریکا چند سالی است که در اوج صنعت هوانوردی قرار دارد و جوایز مهمی را از لحاظ سازمانی و مدیریتی در این حوزه از آن خود کرده است. این شرکت از سال 2012 تا کنون به صورت پیاپی در لیست صد شرکت برتر دنیا که هر ساله توسط مجله fortune اعلام می شود در میان ده شرکت برتر بالای لیست جا خوش کرده است. این شرکت موفقیت خود را مدیون مدیر عامل متفکر و صاحب سبک خود ادوارد باسشن است.اخیرا” جان مکسول از اساتید معروف مدیریت و رهبری، مصاحبه ای را با ادوارد باسشن انجام داده است که مملو از نکات آموزشی برای مدیران میانی و مدیران ارشد صنعت هوانوردی و حوزه های دیگر است. به همین دلیل تصمیم گرفتیم به همراه دوست عزیزم مهندس مصطفی میرزائی، کل مصاحبه را به فارسی ترجمه و در دو بخش تقدیم همه دوستانی کنیم که دل در گرو پیشرفت و اعتلای کشور عزیزمان دارند . مطالعه این گفتگو را برای همه مدیران ارشد و میانی در همه حوزه ها و به ویژه مدیران و رهبران صنعت هوانوردی کشور توصیه می کنیم.در ادامه، بخش اول این گفتگو را می توانید مطالعه بفرمایید . بخش دوم این گفتگو تا هفته ای دیگر در همین جا منتشر خواهد شد . لطفا نظر خود را درباره این نوشته در بخش کامنت با ما در میان بگذارید.مترجمان : ایوب رضائی ثمرین ، مصطفی میرزائیمنبع: https://johnmaxwellleadershippodcast.com/episodes/john-maxwell-leadershift-interview-ed-bastian-ceo-deltaجان مکسول: سلام من جان مکسول هستم امروز اینجا در کنار Ed Bastian، مدیر عامل ایرلاین دلتا هستم. او یکی از موفق ترین افراد در چند سال اخیر نه تنها در زمینه ی کسب و کار ایرلاین بلکه در دنیای تجارت بوده است. آنچه که الان در ایرلاین دلتا در حال رخ دادن است یک اتفاق بسیار عالی است. اد، ما امروز بسیار خوشحال هستیم که شما اینجا هستین ، از شما می خوام امروز داستان موفقیت تون را برای ما تعریف کنید در مورد موضوع رهبری برای ما صحبت کنید. خیلی از شما متشکرم که به برنامه ما آمدین.اد باسشن : بودن در اینجا باعث افتخار منه جان، ممنونم بابت دعوت تونجان مکسول: شما در شرکت هایی مثل پپسی  و پرایس واتر و همچنین ایرلاین دلتا کار کرده اید. لطفا برای ما درباره 2 و یا 3 نکته کلیدی مدیریتی که در زمینه ها و تجربه های مختلف و در طی این سالها کسب کرده اید صحبت کنید.اد باسشن: ممنونم جان. من از تجاربی که داشتم چیز های زیادی یاد گرفتم برند های که اسم بردید از برندهای مشهور دنیا هستند  اسامی که مردم به خوبی آنها را می شناسند و دلیل مشخصی هم برای این شهرت وجود دارد. دلیل این شهرت این است که آن برند ها معنی خاصی دارند. من شخصا دوست دارم که با برند هایی کار کنم که از آن ها چیز های جدیدی یاد می گیرم و فقط به دنبال حقوق و چک آخر ماه نیستم . همه ما در یک مسیر یادگیری مادام العمر در زندگی هستیم . من روز های کاری اول خودم در شرکت پرایس واتر را به یاد دارم که به عنوان یک حسابدار حرفه ای در نیویورک استخدام شده بودم و درامد من سالیانه 12000 دلار بود.جان مکسول: این چه زمانی بود؟اد باسشن: حدودا سال 1980 میلادی بود و من سالیانه 12000 دلار درآمد داشتم و من به یاد دارم که شرکت های حسابداری دیگری وجود داشتند که به من پیشنهادات بالاتری می دادند که حتی به 40000 دلار در سال هم می رسید. من فقط 12000 دلار درآمد داشتم و 40000 دلار مبلغ وسوسه برانگیزی بود. اما من قبول کردم که کاری که به من 12000 دلار می داد را بپذیرم زیرا که می دانستم که در کنار این پول فرصت یادگیری فراوانی خواهم داشت و دستمزد من تنها آن مبلغ دلاری نبود.  از جمله این فرصت ها ارتباطات من با مشتریان مختلف در سطح بین المللی و فرصت های گوناگون بود. به همین دلیل آن ها نیاز نبود که پول بیشتری به من پرداخت کنند. آنها در واقع قسمتی از دستمزد مرا در عمل به صورت دادن فرصت یادگیری و فرصت های گوناگون دیگر پرداخت می کردند. حتی در آن سنین جوانی هم می دانستم که کاری که انجام می دهم فراتر از داشتن یک شغل صرف است. این اولین درسی بود که من در آن دوران گرفتم. بعد از آن همکاری من با شرکت پرایس واتر، 12 سال طول کشید و سرانجام تصمیم گرفتم آن شرکت را ترک کنم. من در آن زمان حدودا” 33 سال سن داشتم. بعد از آن من با دفتری در نیویورک وارد همکاری شدم و عنوان جوانترین مشاوری را گرفتم که در آنجا کار می کرد و بعد از مدتی از آن شغل هم خارج شدم که به نظر آنها بسیار عجیب می آمد. آنها می گفتند که چطور می شود که همچین کار احمقانه ای انجام بدهی آن هم وقتی که این همه فرصت های شغلی در پیش رو داری ؟دلیل آن این بود که من چالش جدید می خواستم و دوست داشتم بیشتر یاد بگیرم. دوست داشتم که از محیط های جدید چیز های جدیدتری را یاد بگیرم به همین دلیل وارد شرکت پپسی شدم و به مدت 6 سال در آن شرکت کار کردم. این شرکت یک شرکت با برنامه ، برند مشهور و از نظر کلاس کاری و رهبری در سطح جهانی بود. من مدرک MBA ندارم و تنها یک مدرک لیسانس در کسب و کار دارم. من هرگز دوست نداشتم که به دانشگاه برگردم اما همیشه دوست داشته ام تا از بهترین ها یاد بگیرم. به همین دلیل با همان مدرک لیسانس ام  به ایرلاین دلتا رفتم. دلیل انتخاب من این بود که من همیشه می خواستم به کسب و کار ایرلاین ها وارد شوم. من همیشه مسافرت را دوست داشتم و همیشه در حال سفر و در جاده ها بودم به همین خاطر به خودم گفتم که نحوه ی کار در یک ایرلاین باید جالب باشد. زیرا که به عنوان یک مشتری ممکن است که فکر کنید که شما می دانید این کسب و کار چگونه اداره می شود در حالیکه در عمل ممکن است مشکلاتی وجود داشته باشد که شما به عنوان مشتری از آنها خبر ندارید. وارد دلتا شدم با این رویکرد که من می توانم مشکلات را حل کنم. البته بعدا” متوجه شدم که  این مشکلات از آن چیزی که من فکر می کردم پیچیده تر بودند و این طوری شد که من الان 20 سال هست که در ایرلاین دلتا مشغول به کار هستم .جان مکسول: اینطور به نظر می رسد که شما دائما در حال تغییر شغل بوده اید تا بتوانید تجربه ی رهبری خودتان را توسعه دهید و شما دائما می گویید که زمان هایی بوده است که شما در هنگام تغییر شغل کمی افت داشته اید اما در نهایت توانسته اید حتی به سطحی بالاتر نیز برسید من خودم در طول زندگی ام شش بار تغییر شغل داشته ام و در 5 تا از این 6 تغییر شغل حقوق دریافتی من کمتر از جای قبلی بوده است. اگر شما به این اتفاق نگاه کنید شاید آن را پسرفت قلمداد کنید اما در حقیقت اینگونه نبود. زیرا که این انتخاب من به خاطر پتانسیل های جدیدی بود که برای آن شغل متصور بودم.اد باسشن: کاملا درستهجان مکسول: بسیار خوب اجازه دهید تا در مورد رشد و توسعه  افراد صحبت کنیم. به عنوان یک رهبر، وقتی که شما مسئولیت رشد و توسعه ی افراد زیر دست تون را بر عهده می گیرید، اجازه دهید اینطوری سوالم را مطرح کنم فرض کنید من می خواهم به ایرلاین دلتا ملحق شوم و شما به عنوان مدیر اجرایی در آن بخش هستید. چه اقداماتی را به کار می گیرید تا به من کمک کنید تا در مسیر رشد و توسعه ی فردی قرار بگیرم و روز به روز بهتر شوم و عملکرد بهتری داشته باشم؟جان، این موضوعی را که می خواهم بگویم از خودت یاد گرفته ام. در زمینه ی رهبری من چیز های زیادی را از تو یاد گرفتم. آن موضوع این است که من به عنوان مدیر باید سعی کنم که متوجه بشوم که فرد مورد نظر چه  استعداد منحصر بفردی دارد تا من کمک کنم آن استعداد شکوفا بشود درس دیگری که من واقعا” از تو یاد گرفتم این بود که هرگز تلاش نکنم افراد را به اون چیزی که نمی توانند باشند و استعدادشان را ندارند تبدیل کنم. شما همیشه می گفتی  همیشه بر روی نقاط قوت افراد تمرکز کن و نه بر روی نقاط ضعف آنها. من سعی می کنم نقاط ضعف فرد را پوشش دهم با استفاده از فرد در تیمی که افراد دیگری در آن تیم برای پوشش نقطه ضعف آن فرد وجود دارند. ولی همیشه روی نقاط قوت افراد تمرکز می کنم. من شخصا به تیم اطرافم نگاه می کنم و نقاط قوت افراد را که برای تیم به ارمغان آورده اند را در نظر می گیرم و بعد این فرصت را دارم که مانند یک رهبر ارکستر ببینم که هر کسی چگونه در نقش خود  می تواند به بهترین شکل عمل کند و با نقاط قوتی که  آنها دارند چگونه می توانند مکمل همدیگر باشند. من شخصا سعی می کنم کسانی را استخدام کنم که شبیه من نیستند و چیزی را دارند که من ندارم و در حقیقت مرا کامل می کنند یعنی آنها چیزی را بلدند که من در آن بهترین نیستم و این یک فرصت عالی، هم برای من و هم برای آن شخص دیگر است که با مکمل هم بودن قدرتمند تر شویم و همه اینها در نهایت باعث می شود که شرکت به عنوان یک تیم بزرگ مقیاس پیشرفت کند.خلاصه اش کنم کشف و فهم نقاط قوت دیگران و تمرکز بر آن نقاط قوت  و پیشبرد اهداف شرکت بر اساس آنهاجان مکسول:  وقتی کسی به نزد تو می آید و توانایی این را دارد که مکمل تو باشد یعنی قدرتی دارد که تو نداری، آیا این موضوع را به او می گویی؟ یعنی آیا به او میگویی که “ببین موضوع اینه که شما در کاری که انجام می دهی بسیار بهتر از من هستی  و به همین دلیل  هم استخدام می شوی” آیا به آنها دلیل واقعی عضویت شان در تیم را می گویی؟اد باسشن : قطعا”نه تنها به آن ها این را می گویم بلکه باید به آن ها دلایل دیگر حضورشان در تیم را یادآور شوم تا به این وسیله باعث بهبود عملکرد آن ها و حرکت آنها در درون سازمان بشود. با مرور زمان و هر چه که شما در درون یک سازمان هستید، به تدریج حرکت تان کند می شود. زیرا شما فکر میکنید که کارتان را درست انجام داده اید و رسیدید به جایی که باید می رسیدید و یک نوع اعتماد به نفس پیدا کرده اید و قطعا این یک شکست برای  مدیریت شما خواهد بود اگر اجازه دهید که افراد سازمان تان به آن مرحله برسند .به عنوان مدیر این وظیفه شماست که  مطمن شوید که کارکنان تون همیشه در حال رشد و  توسعه و یافتن فرصت های جدید برای یادگیری  هستند. و امروز وقتی که من در مورد دلتا فکر می کنم، می بینم که با 80 هزار نفر نیروی قوی که  الان داریم هر ساله 5 هزار نفر جدید نیز استخدام می شوند، این امر باعث می شود که ما استعداد های جدیدی از افراد را وارد شرکت کنیم و انتظار داریم این استعدادها ما را به وضعیتی بالاتر از وضعیت فعلی مان ارتقا بدهند.جان مکسول:  شما هم حتما با من موافق هستید که استخدام 7 یا 8 نفر فرد با استعداد خیلی آسانتر از استخدام 2 یا 3 نفر کارمند خیلی کلیدی هست. وقتی قصد دارید آدمهای کلیدی را انتخاب کنید برای شرکت تون چگونه می فهمید که چه کسی را باید انتخاب کنید؟ آیا تصویری از فرد مورد نظر در ذهن خود دارید ؟ دقیقا دنبال چه چیزی می گردید؟اد باسشن : اولین چیزی که مهمه اینه که آن شخص  به مسائلی که در شرکت ما ارزش محسوب می شوند باور داشته باشد .ما بر اساس نگرش افراد آن ها رو استخدام می کنیم  و سپس آن ها رو برای شکوفایی استعدادهاشون و انجام کارها آموزش می دهیم. پس نگاه و نگرش مناسب همان اول حتما باید وجود داشته باشد.اگر افراد به ارزشهایی که شما در شرکت دارید اعتقاد داشته باشند از لحاظ فرهنگی مناسب ترین افرادی خواهند بود که می توانند وارد تیم شما شوند اینجا جایی است که شما نباید احساسی برخورد کنید و نباید کوتاه بیایید چون که خیلی از وقت ها شما فردی را می بینید که بسیار با استعداد، باهوش و دور اندیش هست اما در نهایت شما میدانید که به احتمال زیاد این فرد شما را با مشکل مواجه خواهد کرد زیرا به آن چیزی که شما انجام میدهید اعتقاد ندارد. بنابراین نباید این جور افراد را استخدام کنید.جان مکسول: پس ارزش ها باید مشترک باشنددقیقا” اولین هدف من اطمینان از این موضوع هست که فرد با ارزش های سازمانی من ارتباط برقرار می کنه و از این نظر فرد مناسبی هست.دومین چیزی که من همیشه در موردش فکر می کنم این است که این افراد جدید چه چیزی را قرار هست به مجموعه من اضافه کنند که الان مجموعه من فاقد آنهاست؟من همیشه دوست دارم افرادی را استخدام کنم که از من باهوش ترند و از گفتن این، اصلا خجالت نمی کشم. من هرگز خودم رو فرد باهوشی نمی بینم. من در حد خودم کارهای خوبی رو انجام داده ام اما همیشه افراد زیادی وجود دارند که بسیار باهوش هستند. من دوست دارم افرادی رو پیدا کنم که با هوش هستند و دیدگاه و نقطه نظری متفاوت با من دارند. آن ها یا مکمل من خواهند بود و یا باعث خواهند شد که  طرز فکر من به کلی تغییر کند زیرا کسب و کار ها همیشه در حال تغییر هستند و سومین چیزی که در نظر می گیرم این است که من باید به سمت و سویی که شرکت در حال حرکت است فکر کنم. شما نباید به موقعیت امروز شرکت نگاه کنید .من در بالا نشسته ام و باید به جایی که شرکت در 10، 20  و یا 30 سال آینده برسد نگاه کنم. نسل آینده به معنای واقعی. ما هم اکنون یک شرکت با قدمت صد ساله هستیم و من به 130 سالگی این شرکت فکر می کنم. استخدام افرادی  که قرار است ما را به آن نقطه برسانند قطعا متفاوت خواهد بود.  شما باید فرهنگ و ارزش سازمانی یکسانی داشته باشید اما مهارت های افراد درون سازمان باید متفاوت باشد. این تفاوت باید ازنقطه  نظر فناوری ، پویایی و یا دید کلی نسبت به جهان اطراف باشد این ها موضوعاتی هستند که من دنبالش هستم.جان مکسول: شما می دونید که من در مورد موضوع رهبری سازمانی با افراد زیادی صحبت کرده ام. من واقعا ایده های شما رو دوست دارم چون که شما دارید برای آینده استخدام می کنید. اما شما به عنوان یک مدیر برای افرادی که استخدام می کنی چه چیزی رو فراهم می کنی که باعث رشد و توسعه آنها بشه. فرض من این هست که تو واقعا می خوای اون ها همون چیزی رو که تو میخواهی اجرا کنند. آیا این درسته؟اد باسشن : قطعا! من اولا میخوام آنها را خوب بشناسم. به همین دلیل من با آنها در دفترم قرار ملاقات تنظیم می کنم آنها به دفتر من می آیند و مهمترین چیزی که من به دنبالش هستم اینه که فرد را کاملا بفهمم و بشناسم.به نظر من رزومه زیاد کمکی نمی کنه چون اگر آنها با هوش باشند می توانند در رزومه ی خود تجارب و الزاماتی که درخواست کرده ایم و آنها عملا” نداشته اند را بسازند اما برای من مهم اینه که واقعا آن شخص رو بشناسم. آیا اون شخص ،کسی هست که من از همراهی باهاش  لذت ببرم. باهاش کار کنم،  با هم مسافرت برویم، با هم زندگی کنیم؟مثلا اگر یک هفته با آن فرد توی جاده و در سفر باشم می توانم تحملش کنم؟ اینها یک سری چیزهایی هستند که من در نظر می گیرم .جان مکسول: درسته! همین  نکات ریز هستند که متفاوت بودن را شکل می دهند. اجازه بدهید در مورد فرهنگ سازمانی صحبت کنیم که شما در ایرلاین دلتا ایجاد کرده اید.به نظر من فرهنگ سازمانی تون خیلی قوی و غنی هست. به نظر من اولین چالش هر مدیری این هست که بتواند یک فرهنگ سازمانی درست را در سازمان یا شرکتش توسعه بدهد و جا باندازد. می توانی به ما بگویی که چطور این کار رو انجام داده ای؟اد باسشن: از نظر فرهنگی، این همش به مردم بر می گرده . فرهنگ مجموعه ای  از افراد، شخصیت ها و تصمیم های مختلف در کنار هم است که همگی در حول محور یک کسب و کار گرد هم آمده اند. در حقیقت موضوع فرهنگ خود کسب و کار نیست موضوع اصلی فرهنگ سازمانی در واقع کارکنان هستند و آنها هستند که فرهنگ سازمانی را شکل می دهند و این موضوع بسیار مهم است. وقتی شما در مورد فرهنگ صحبت می کنید، من فکر می کنم که فرهنگ سازمانی یک موجود زنده است که نفس می کشد. فرهنگ دارای روح است فرهنگ فقط نتیجه ی کاری که شما انجام می دهید نیست  بلکه چیزی است که شما خودتان آن را می آفرینید و می توانید در آن تاثیر گذار باشید. خیلی مواقع، مردم فکر می کنند که فرهنگ چیزی است که شما باید آن را بپذیرید. محدودیت هایی است که شما باید رعایت کنید. این تا حدودی می تواند درست  باشد اما من معتقدم که شما می توانید فرهنگ را تغییر دهید و در آن تاثیر گذار باشید. فرهنگ با شما صحبت می کند. فرهنگ یکی از قوی ترین چیز هاست. یکی از کار هایی که من در چند سال گذشته به عنوان مدیر عامل انجام دادم، دعوت و حضور جیم کالینز در شرکت  بود .جیم نویسنده کتاب “از خوب به عالی”  است . جیم نویسنده ی بی نظیری است، یک متفکر بزرگ، یک رهبر عالی، یک مبتکر و یک محقق واقعی. ما در دلتا الان در اوج صنعت ایرلاین هستیم. ما چند سال هست که  در این موقعیت  هستیم و من شرکت دلتا رو یک شرکت خوب میدونم و می خوام که به یک شرکت عالی تبدیل بشود به همین دلیل چیزی که جیم تحقیق کرده و کتاب نوشته یعنی حرکت از خوب بودن به سمت عالی بودن برای من بسیار با ارزش هست. جیم در گذشته برای مدتی در کنار ما بود و اخیرا” هم دوباره برگشت و چند روز را با ما گذراند.او به معنای واقعی یک پژوهشگر و محقق حرفه ای است. او معمولا استراتژی شرکت ها را به صورت عمیق مطالعه می کند. او پس از بررسی شرکت ما، به من گفت که استراتژی شما در شرکت، در واقع همان فرهنگ سازمانی شما است. یا به عبارتی فرهنگ سازمانی شما همان استراتژی شماست. هر تصمیمی شما در شرکت می گیرید فرهنگ سازمانی شما را شکل می دهد. این چیزی نیست که بتوان آن را به صورت علمی ثابت کرد. اگر شما دارید فرهنگ سازمانی را تقویت می کنید حتما دارید کار درست را انجام می دهید. کارکنان و فرهنگ از هم جدا نشدنی نیستند.فرهنگ سازمانی یک شرکت کاملا حول افراد آن شرکت شکل می گیرد و این چیزی است که شما باید از آن محافظت کنید، باعث تکامل آن شوید و آن را توسعه دهید.این خیلی مهمه من هر وقت می خواهم تصمیم مهمی را  بگیرم که تغییری در شرکت ایجاد کنم همیشه به این فکر می کنم که این تصمیم من چه تاثیری بر فرهنگ سازمانی شرکت خواهد داشت. اگر پاسخ این باشه که بهبودی در فرهنگ سازمانی من ایجاد نخواهد کرد آن تصمیم را کنار می گذارم و از انجامش منصرف می شوم.پایان بخش اولبرای خواندن بیشتر موضوعات هوانوردی به وب سایت زیر مراجعه فرمایید:https://iranaviator.com</description>
                <category>ایوب رضائی ثمرین</category>
                <author>ایوب رضائی ثمرین</author>
                <pubDate>Mon, 08 Mar 2021 23:15:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همین امروز انجام بده!</title>
                <link>https://virgool.io/@Samarin/%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%AF%D9%87-fu0zw1yuawdh</link>
                <description>چالش به تاخیر انداختن اقدام و حرکتاغلب افراد تمایل دارند انجام کارها را به اصطلاح خودشان به زمان مناسبی موکول کنند و فکر می کنند در آن زمان مناسب، حس خوبی برای انجام دادن آن کار خواهند داشت غافل از اینکه همین امر باعث می شود تا افراد فرصت های ارزشمند زیادی را در زندگی شخصی یا سازمانی خود از دست بدهند.حتما&quot; بارها برای شما پیش آمده که تصمیم مهمی برای انجام کاری گرفته اید ولی هیچ وقت تصمیم مورد نظر به مرحله عمل و اقدام نرسیده است.معمولا برای یاد دادن اهمیت شروع کردن و سرعت عمل در اقدام به کودکان و نوجوانان، مسئله ای را طرح می کنند. در این مسئله به آنها گفته می شود که بر روی تنه درختی در داخل یک رودخانه 5 قورباغه وجود دارد چهار قورباغه تصمیم می گیرند به داخل آب بپرند چند قورباغه روی تنه درخت باقی می ماند؟ جواب این است که 5 قورباغه هنوز روی تنه درخت هستند چون تصمیم گرفتن به معنی اقدام و انجام دادن کار نیست.واقعیت این است که افراد موفق و رهبران بزرگ در سازمان ها همیشه تمایل به اقدام و شروع به موقع دارند. همیشه این حرکت و اقدام است که راهگشا بوده و موفقیت های متعددی را در پی می آورد. ما کمتر کسی را سراغ داریم که بگوید با اقدام نکردن، دست رو دست گذاشتن و با به تاخیر انداختن کار ها، موفقیت های مهم و بزرگی را کسب کرده باشد.آثار منفی به تاخیر انداختن کارها در زندگی فردیانسانها به مدد موهبت های الهی، دارای استعداد ها و پتانسیل های بالقوه ای هستند که با اقدام و عمل می توانند این توانائی ها را به حالت بالفعل در آورند. اولین و مهمترین اثر زیان بار به تاخیر انداختن کارها، شکوفا نشدن استعدادها و توانائی های بالقوه انسان هاست. انسانها با عمل ، اقدام و حرکت می توانند در مسیر محقق شدن اهداف و ظهور و بروز توانائی های شان  قرار بگیرند. به نظر من در روز جزا، ما  علاوه بر پاسخگویی در قبال کارهای درست و نادرستی که در این دنیا انجام داده ایم در قبال قابلیت ها و استعدادهای خدادادی که به ما اعطا شده و ما با حرکت نکردن و عمل نکردن و بلااستفاده گذاشتن آن توانایی های بالقوه، قدمی در بالفعل شدن آنها بر نداشته ایم بازخواست خواهیم شد. از طرفی دیگر گاهی تبعات عمل نکردن و حرکت نکردن ما، فقط دامن خود ما را بر نمی گیرد بلکه سرنوشت اعضای خانواده و اطرافیان ما را  هم تحت تاثیر قرار می دهد. زندگی بی هدف ، عدم حرکت و اقدام می تواند فرصت های تکرار نشدنی را از ما، خانواده و اطرافیان ما بگیرد.آثار و تبعات به تاخیر انداختن اقدام و عمل توسط مدیران سازمان هامیزان و گستره تبعات و آثار منفی عدم اقدام به موقع  توسط رهبران و مدیران، بستگی به وسعت حوزه مدیریت و رهبری آنها دارد بدیهی است این تبعات در مقایسه با تبعات منفی فردی، می تواند بسیار گسترده تر و زیانبارتر باشد. اولین اثر  منفی برای سازمانهای مربوطه، از دست دادن قدرت و مزیت رقابتی است. سازمانها در در سیستمی پویا ، تعامل مستقیمی با محیط بیرونی و سازمان های دیگر دارند و برای بقا و رشد مستمر، نیازمند اقدامات به موقع در تطابق با تغییرات روز افزون محیط بیرونی هستند. اگر رهبران سازمانها گرفتار همین چالش &quot;به تاخیر انداختن اقدام&quot; و عدم انجام کارها در وقت مناسب شوند به احتمال زیاد، سازمان مربوطه را در مسیر ورشکستگی و حذف قرار خواهند داد.از تبعات منفی دیگر این موضوع، دلسرد شدن و از دست دادن انگیزه برای کارکنانی است که اهل تشخیص سریع مشکلات و ارائه راه حل برای اقدام سریع در جهت حل مشکلات هستند. این کارکنان، پس از اینکه مکررا&quot; اقداماتی را برای پیشرفت سازمان پیشنهاد می کنند و مشاهده می کنند که مدیران و رهبران سازمان با عمل نکردن به پیشنهادات و عدم اقدام به موقع ، فرصت های مهم رشد سازمان را می سوزانند دیگر رغبتی برای پیشنهادات و اقدامات جدید نشان نمی دهند.راه حل چیست؟جان مکسول استاد برجسته آمریکایی در حوزه رهبری و مدیریت می گوید اولین راه مقابله با این مشکل آگاهی و عمل به اصلی است که معروف به قانون جذب پیشرفته  (advanced law of attraction ) است. مطابق این اصل اقدام و حرکت بر اساس دانسته ها، مراتب بالاتری از رشد و موفقیت را به دنبال می آورد. هر چقدر شما عمل کنید به همان میزان موفقیت ها را به سوی خود جذب می کنید (َas you act , you attract).  این موضوع حتی در مورد مسائل دینی هم صدق می کند. قرآن کریم می فرماید «والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا» کسانی که در راه ما بکوشند، مسلما آنان را به راه های خود هدایت می کنیم و از کلام معصوم علیه السلام «من عمل بما علم، کفی ما لم یعلم» مرحوم حضرت آیت ا... بهجت درباره اهمیت عمل به معلومات می‌فرمایند: «آیا به مواعظی که تا به حال شنیده اید عمل کرده اید یا نه؟ آیا می دانید هرکس به معلومات خود عمل کرد؛ خداوند مجهولات او را معلوم می فرماید؟ آیا اگر عمل به معلومات را اختیار ننماید، شایسته است توقع زیادتی معلومات؟ (نسخه های شفابخش، ص۱۴۶)برای شروع حرکت و اقدام، آگاهی از دو موضوع برای انسان اهمیت حیاتی دارد اول اینکه فرد خود را به خوبی بشناسد و از نقاط ضعف و قوت خود آگاه باشد و دوم اینکه بداند که چه هدف یا اهدافی را باید دنبال کند. این به این معنی است که اگر من بدانم چه کسی هستم و به دنبال چه هدفی هستم و پس از آگاهی از این دو موضوع با در نظر گرفتن دانسته های قبلی ام شروع به عمل و اقدام کنم طبق قانون پیشرفته جذب، موفقیت ها را به سوی خودم ، خانواده ام و سازمانم جذب می کنم و این موفقیت فقط در حرکت و در مسیر تلاش و کوشش اتفاق می افتد.جان مکسول برای کسانی که گرفتار معضل &quot;به تاخیر انداختن امور&quot; هستند پویشی را پیشنهاد می کند که مطابق این پویش افراد به مدت یک ماه، هر روز صبح به محض بیدار شدن و قبل از خروج از رختخواب و قبل از خوابیدن، 50 بار جمله &quot;همین الان انجام بده&quot; (ِDo it now) را با صدای بلند تکرار می کنند و در طول روز تمام سعی خود را به کار می گیرند تا به این جمله عمل کنند. به عقیده وی، افراد حتی در زمانی که حس انجام کاری را ندارند باید خودشان را ملزم به انجام همان کار در همان لحظه کنند. به گفته جان مکسول با عمل به این پویش، مغز این ویژگی و رفتار را ملکه می کند و اقدام و عمل به موقع در ذهن به عنوان یک عادت برای همیشه جا می افتد.از همین الان به همراه دوستانی که مثل من دچار این معضل به تاخیر انداختن امور هستند به پویش جان مکسول، استاد مدیریت و رهبری عمل خواهم کرد.ایوب رضائی ثمرینکنترلر ترافیک هوایی و دانشجوی دکتری برنامه ریزی درسی در آموزش عالیhttps://iranaviator.com/do-it-now/</description>
                <category>ایوب رضائی ثمرین</category>
                <author>ایوب رضائی ثمرین</author>
                <pubDate>Fri, 14 Aug 2020 14:46:30 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>