<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Sara Tab</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Saratab</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 03:50:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/803961/avatar/AVd1K6.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Sara Tab</title>
            <link>https://virgool.io/@Saratab</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: دختر گمشده</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%DA%AF%D9%85%D8%B4%D8%AF%D9%87-qjknmyn1wi9r</link>
                <description>نام کتاب: دختر گمشده (Gone Girl)نویسنده: گیلین فلین (Gillian Flynn)انتشارات: میلکانترجمه: آرش خیرویچالش کتابخوانی شهریور ماه طاقچه، درباره زندگی یک زن هست و در همین راستا از میان کتاب های بسیاری که از زندگی زنان حکایت دارد، تصمیم به مطالعه رمان مشهور &quot; دختر گمشده&quot; اثر گیلین فلین گرفتم.رمان پر افتخار دختر گمشده به مدت دوسال در لیست پرفروش ترین کتاب های سال قرار گرفت. فیلم سینمایی دختر گمشده نیز با اقتباس از این اثر ارزشمند در سال 2014 به کارگردانی دیوید فینچر ساخته شد. روند داستان هم در کتاب و هم در اثر سینمایی تقریبا مشابه است و پیشنهاد میکنم بعد از مطالعه این رمان به تماشای فیلم سینمایی دختر گمشده نیز بنشینید.این رمان را میتوان از بهترین آثار در ژانر معمایی، جنایی و دلهره آور عنوان کرد. از این رو مطالعهاین رمان را به تمامی دوستداران این سبک پیشنهاد میکنم. رمانی با معما و پیچیدگی خاص که مخاطب را تا انتها به مطالعه تشویق میکند.خلاصه کتاب:&quot;ایمی الیوت&quot; و &quot;نیک دان&quot; دو شخصیت اصلی داستان هستند که داستان به صورت چرخشی از زبان این دو شخصیت بیان میشود. زوجی در ظاهر خوشبخت که پس از گذشت چندین سال از زندگی مشترکشان با مشکلاتی از قبیل روزمرگی و عدم تفاهم دست و پنجه نرم میکنند. مشکلاتی که زندگی مشترک این زوج را در سراشیبی سقوط قرار داده است ...داستان این رمان با گم شدن ایمی در پنجمین سالگرد ازدواجشان شروع میشود و اصلی ترین مظنون این پرونده، کسی نیست جز همسرش، نیک دان.نیک از علت گمشدن همسرش اظهار بی اطلاعی میکند و در سراسر داستان خود را بیگناه معرفی میکند.هیچکس نمیداند در حقیقت چه بر سر ایمی آمده است...آیا او به قتل رسیده است؟ یا توسط زورگویان به گروگان گرفته شده است؟آیا دعوای زن و شوهری باعث فرار ایمی از خانه شده ؟آیا نیک دان قاتل همسرش ایمی است؟!و هزاران سوالی که در ذهن مخاطب ایجاد میشود..هر بخش از کتاب از زبان دان و ایمی نقل میشود. روایت هایی که به طور مستقیم از زبان شخصیت های اصلی داستان، ماجرا را بیان میکند و قضاوت راستی و صحت نقل قول ها را به عهده مخاطبان میگذارد.یکی از نکاتی که توجه من را بسیار به خود جلب کرد این بود که با مطالعه کتاب و خواندن اظهارات ایمی و نیک، حقایقی بسیار عجیب را از زندگی مشترک این زوج متوجه میشویم. حقایقی از نوع عدم تفاهم، روزمرگی، رخت بستن عشق از زندگی و خیانت..حقایقی که در انتها علت گمشدن ایمی و رفتار های متناقض او را بیان میکند و مخاطبان را با پایانی عجیب و غیر منتظره رو به رو میکند...درباره نویسنده:&quot;گیلین فلین&quot; نویسنده معاصر آمریکایی در سال 1971 در یکی از شهر های آمریکا به دنیا آمد. خانم فلین از علاقه مندان به ژانر معمایی بوده است و میتوان از مشهور ترین آثار این نویسنده به رمان های &quot;دختر گمشده&quot; ، &quot;چیزهای تیز&quot; ، &quot;جاهای تاریک&quot; و &quot;بزرگ شدن&quot; اشاره کرد.این نویسنده به واسطه نگارش رمان ارزشمند &quot;دختر گمشده&quot; افتخارات و جوایز بسیاری را از آن خود کرد. وی همچنین در مراسم گلدن گلوب، نامزد بهترین فیلمنامه در سال 2014 بوده است.سخن پایانی:همانطور که در ابتدای مطلب ذکر کردم، رمان دختر گمشده در زمره آثار سبک معمایی و جنایی قرار دارد و اگر از علاقه مندان این ژانر هستید، مطالعه این کتاب را صد در صد به همه دوستداران پیشنهاد میکنم. امتیاز گودریدز: 4 از 5امتیاز من: 4 از 5 «دخترگمشده»راازطاقچهدریافتکنید  https://taaghche.com/book/6199 </description>
                <category>Sara Tab</category>
                <author>Sara Tab</author>
                <pubDate>Wed, 22 Sep 2021 19:40:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: مسخ</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%AE-nlx37hchtjcd</link>
                <description>نام کتاب: مسخ (Die Verwandlung)نویسنده: فرانتس کافکاترجمه: علی اصغر حدادانتشارات: ماهیداستان کوتاه &quot;مسخ&quot; اثر ارزشمند فرانتس کافکا، در سال 1915 به چاپ رسید. واژه مسخ (Die Verwandlung) به معنای دگرگونی است. موضوع این کتاب نیز درمورد دگرگونی ناگهانی و عجیب شخصیت اصلی داستان است.داستان مسخ از جایی شروع میشود که بازاریاب جوانی به نام &quot;گرگور زامزا&quot; هنگام بیدار شدن از خواب متوجه تغییر عجیبی در ظاهر خود میشود. گرگور خود را در قامت یک حشره ی عجیب میبیند. موجودی با شکمی برآمده و قهوه ای رنگ با لایه هایی از پوست خشکیده و پاهایی بیشمار و لاغر که حتی توانایی حرکت و جا به جایی را از گرگور گرفته بودند.هیچ کابوسی از این بدتر برای این مرد جوان وجود نداشت. بازاریابی که علاوه بر هزینه های زندگی خود، تامین معیشت پدر، مادر و خواهرش را نیز برعهده داشت و ظاهرا گرگور دیگر نمیتوانست به شغل خود ادامه بدهد.زامزا باید خود را به قطار ساعت 5 صبح میرساند اما مرد وحشت زده توان حرکت را نداشت. پدر و مادرش جویای احوال او شدند . برای همه عجیب بود که گرگور جوان و سخت کوش که به شدت در کارش منظم است، قطار خود را از دست داده باشد.وحشت زامزا شروع شد. او حتی توانایی صحبت کردن را نیز نداشت. به سختی کلمات کوتاهی را ادا میکرد تا تنها به خانواده اش بفهماند که اوضاع خوب است. سرانجام با حضور یافتن پیشکار شرکت در منزل خانواده زامزا و اصرارهای پیاپی پدر و مادر، گرگور درب اتاق را باز میکند. مادر با دیدن پسرش از حال میرود. پدر با عصبانیت تلاش میکند تا گرگور را به داخل اتاق براند. پیشکار نیز از ترسش پا به فرار میگذارد ...هیچکس نمیتواند اتفاقات پیش آمده را باور کند. نوعی از تنفر نسبت به گرگور در اعضای خانواده نقش میبندد و تنها خواهر گرگور درک کردن شرایط برادرش را واجب میداند.اوضاع مالی خانواده خوب نبود و پس از اتفاقاتی که برای گرگور افتاده بود، خانواده زامزا به سختی به تامین هزینه های ضروری زندگی خود می پرداختند.با گذشت زمان گرگور تبدیل به فردی فراموش شده میشود که حتی خانواده اش هم دیگر یادی از گرگور جوان نمیکنند...درباره نویسنده:فرانتس کافکا، از بزرگترین نویسندگان آلمانی زبان در قرن 20 میلادی است. بسیاری از منتقدان، آثار کافکا را در زمره سبک رِئالیسم جادویی قرار میدهند. عده ی دیگری از منتقدان، کافکا را محکوم به پوچ گرایی میدانند. حقیقت آن است که فلسفه ی کافکا پیچیده تر از نگاه منتقدان است و بسیار میتوان راجع به این موضوع به بحث و گفت و گو پرداخت.نکته قابل توجی که در مورد فرانتس کافکا وجود دارد این است که این نویسنده بزرگ که در سراسر دنیا شناخته شده است، در کشور خود (چک) شهرت زیادی ندارد و این بدان علت است که آثار کافکا تا حدود 60 70 سال در کشور چک  توسط حکومت کمونیستی قدغن شده بود و تا سالها پس از مرگ وی، مردم چک هیچ شناختی از او نداشتند.مهم ترین آثار کافکا عبارتند از: مسخ، محاکمه، قصر، در سرزمین محکومان و ...(در کتابی که من درآن به مطالعه داستان مسخ پرداختم، میتوانید علاوه بر داستان مسخ، گزیده داستان های این نویسنده بزرگ آلمانی را مطالعه کنید). از آنجایی که من علاقه مند به این نوع سبک داستانی هستم، مطالعه این اثر ارزشمند را به تمامی دوستداران پیشنهاد میکنم.امتیاز گودریدز: 3.7 از 5امتیاز من: 4 از 5 «مسخوداستان‌هایدیگر»راازطاقچهدریافتکنید  https://taaghche.com/book/59184  https://taaghche.com/book/59184  https://taaghche.com/book/59184 </description>
                <category>Sara Tab</category>
                <author>Sara Tab</author>
                <pubDate>Sun, 22 Aug 2021 19:58:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: کوری</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%B1%DB%8C-pvec9uw32lck</link>
                <description>نام کتاب: کورینویسنده: ژوزه ساراماگوانتشارات: مطلب سبز امروزه که در بحبوحه پاندمی کرونا قرار داریم، چالش کتابخانی تیرماه طاقچه با موضوع شیوع یک بیماری، برای من خیلی جالب بود. از این رو تصمیم به مطالعه رمان کوری گرفتم که هرچند داستان آن واقعی نبوده اما کم شباهت به سختی های دوران کرونا نیست.کتاب کوری اثر با ارزش &quot;ژوزه‌ساراماگو&quot; در سال 1998 موفق به دریافت جایزه نوبل شد. زبان اصلی این رمان پرتغالی است و درسال  1997 (دو سال پس از انتشار کتاب) به زبان انگلیسی ترجمه شد. داستان شیوع این بیماری از آنجایی شروع میشود که یک راننده هنگام رانندگی دچار مشکل میشود و او تنها فریاد میزد: «من کور شده ام!». مردم به کمک مرد میشتابند و اورا برای رسیدن به خانه همراهی میکنند. شاید تصور کنیم این مرد دچار سانحه حین رانندگی شده است اما او کاملا بدون هیچ علتی  دچار کوری شد. معمولا کوری حالتی است که فرد در تاریکی و خاموشی فرو میرود اما برای این مرد همه چیز سفید بود ...مرد کور سراغ چشم پزشک میرود اما چشم پزشک علت بیماری را ناشناخته میداند و در کمال تعجب هنگام مطالعه، او نیز کور میشود...این اتفاق نگرانی ها را تشدید کرده و دولت تصمیم به اختصاص مکانی مجزا برای بیماران کور میگیرد.در میان جولان بیماری کوری، تنها یک شخص بیناست و آن شخص کسی نیست جز همسر پزشک که برای کمک به همسرش و سایرین، همراه با بیماران در تیمارستان قرنطینه میشود. زندگی در چنین مکان زشت و آلوده برای همه بیماران سخت بود اما برای تنها بینای تیمارستان سخت تر...رفته رفته بر تعداد بیماران اضافه میشود. آب و غذا کم میشود. بیماران قادر به رعایت بهداشت محل قرنطینه نیستند. جنگی داخلی بر سر آب و غذا سر میگیرد و حتی تعدادی کشته میشوند ...داستان کوری تا جایی پیش میرود که تقریبا همه مردم کور شده اند و دیگر تیمارستان پاسخگوی این جمعیت نیست. مردم به علت های مختلف میمیرند و آلودگی کل شهر را دربرمیگیرد. بیماران حاضر در تیمارستان برای بقا تصمیم مهمی میگیرند تا شاید بتوانند زنده بمانند... نقدی بر داستان:رمان کوری از کشش خوبی برای جذب مخاطب برخوردار است و نویسنده کوچکترین جزئیات را نیز به خوبی توصیف کرده است. در انتهای کتاب نویسنده ما را با پایان تامل برانگیزی رو به رو میکند به نوعی که میتوان تا چند روز در جزئیات داستان و اتفاقات آن تفکر کرد.رمان کوری سرشار از استعاره و تمثیل است و میتوان از ابعاد مختلف اجتماعی، سیاسی و حتی عرفانی به نقد این رمان پرداخت. شاید کوری نماد مردمی است که چشمشان را بر روی واقعیات زندگی بسته اند و از قدرت تفکر خود به درستی استفاده نمیکنند. نکته ای که خیلی توجه من را جلب کرد این است که در رمان کوری شخصیت ها بی نام هستند : مردی که قبل از دیگران کور شد – همسر مردی که قبل از دیگران کور شد - چشم پزشک و همسرش – پسرک لوچ – دختری با عینک دودی – دزد و... اما این موضوع در روند داستان پیچیدگی ایجاد نکرد.در پایان باید بگویم مطالعه این کتاب را به همه دوستداران کتاب پیشنهاد میکنم.علاقه مندان میتوانند رمان بینایی که را در ادامه رمان کوری است را نیز مطالعه کنند. امتیاز گودریدز: 4 از 5امتیاز من: 4 از 5 https://taaghche.com/book/21910 </description>
                <category>Sara Tab</category>
                <author>Sara Tab</author>
                <pubDate>Wed, 21 Jul 2021 13:16:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد</title>
                <link>https://virgool.io/@Saratab/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%88%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AF-ocqwz7spo0l1</link>
                <description>کتابی که برای چالش خرداد ماه طاقچه انتخاب کردم، رمان &quot;ورونیکا تصمیم‌ میگیرد بمیرد&quot; بود. البته کتاب را به صورت صوتی گوش دادم، چون در چالش این ماه خواسته شده بود به یک‌ کتاب صوتی‌گوش بدیم، که با صدای شخصیتی معروف خوانده شده است. خوانش این کتاب، کاری است از خانم &quot;نیکی‌‌کریمی&quot;شناسنامه کتاب: ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد نویسنده پائولو کوئیلو ترجمه آرش حجاری با صدای نیکی کریمیدرباره داستان:  &quot;ورونیکا&quot; دختری است که در ظاهر زندگی معمولی و قابل قبولی دارد. به سر کار می‌رود، با دوستانش ملاقات می‌کند و در اتاقی که در یک صومعه اجاره کرده، زندگی می‌کند. ولی مشکل آنجا‌ است که او شاد نیست و از زندگی لذت نمیبرد. پس در روز ۲۱ دسامبر ۱۹۹۷، تصمیم می‌گیرد به زندگی خود پایان دهد. اتاق را مرتب میکند، شوفاژها را خاموش میکند و‌مسواک‌ میزند! سپس بر روی تخت دراز میکشد. کنار تختش چهار بسته قرص خواب‌آور است. ولی او به‌یکباره قرص‌ هارا نمیخورد یا در آب حل نمیکند. همیشه بر این باور است که بین &quot;عزم و‌ عمل&quot; فاصله زیادی است. قرص ها را یک به یک در دهان میگذارد و میخورد. شاید در بین راه منصرف شود. پس باید فرصتی برای بازگشت و‌ جبران داشته باشد. ولی بر روی تصمیم خود میماند و در پنج دقیقه تمامی قرص‌ها را میخورد. در این فاصله که انتظار مرگ را میکشد، نگاهش به یک مجله فرانسوی میخورد. آخرین شماره آن. برای گذراندن وقت، آن را برمیدارد تا نگاهی بیندازد. مقاله‌ای نظرش را جلب میکند. در سطر اول آن نوشته شده بود &quot;اسلوونی کجاست؟&quot; مقاله درباره یک بازی کامپیوتری بود و در کمال تعجب با این سوال آغاز میشد! ورونیکا اندیشید که در دنیا انسان‌هایی هستند که نمیدانند اسلوونی کجاست!! اصلا چرا باید مقاله‌ای که درباره یک بازی کامپیوتری است، با این تیتر شروع شود؟! پس شروع به خواندن مقاله کرد و دریافت که این بازی در اسلوونی ساخته شده است.کشوری با نیروی کار ارزان، کشوری که به‌جز ساکنانش کسی در جهان با آن آشنا نبود! پس به‌ عنوان آخرین کار در زندگیش، نامه‌ای برای مجله موردنظر نوشت و در آن توضیح داد: ‌&quot;اسلوونی یکی از پنج جمهوری‌ای است که یوگسلاوی قدیم‌ را تشکیل میداد&quot; او اندیشید این نامه میتواند یک نامه خودکشی باشد. وقتی آن را در کنار جسدش پیدا کنند، فکر میکنند که آن دختر به این علت خودکشی کرده که یک مجله در مقاله‌ای بی‌محتوا بیان کرده که نمیداند کشورش در کجای جهان قرار دارد! بعد از آن به حالت مرگ فرو رفت و وقتی چشم باز کرد اندیشید اینجا باید بهشت باشد! ولی ناگهان درد زیادی در جانش رخنه کرد. یک درد آشنا و زمینی! بعد متوجه میشود که در آسایشگاهی روانی بستری است. بیمارستانی با سیاستی که بر پایه پول بنا شده بود. خانواده ها با هزینه زیاد فرزند یا عضوی از خانواده خود که برایشان دردسر درست میکردند را آنجا بستری میکردند. حتی بودند افرادی که برای توجیه رفتارها و حتی بدهکاری‌ها، خود را برای مدتی آنجا بستری میکردند! پزشکی در بیمارستان به او میگوید در اثر مصرف همزمان قرص‌ها مشکل قلبی پیدا کرده است. پس مدت زمان زیادی زنده نمیماند. و در اینجا است که زندگی و اندیشه ورونیکا نسبت به زندگی و مرگ تغییر میکند.  حال که زندگیش به سوی مرگ پیش میرود، به خود اجازه میدهد دست به کارهایی بزند و احساساتی را تجربه کند که پیش از آن هرگز به خود اجازه انجامشان را نداده بود. درواقع دیگر چیزی برای از دست دادن نداشت. و قضاوت هیچ کس نمیتوانست در زندگیش مهم باشد.  ورونیکا در بیمارستان با سه بیمار آشنا میشود که زندگی و تجربیاتشان به‌گونه‌ای بر تفکر او اثر میگذارد. نویسنده در این میان که برای خواننده از احوالات ورونیکا میگوید، گزیده‌ای از زندگی این سه نفر را نیز بیان میکند. اتفاقاتی که سبب میشود در آنجا بستری شوند. همچنین به صورت خلاصه از روش‌های درمانی که در آن دوران برای بیماران روانی استفاده میشد، صحبت میشود. روش‌هایی عجیب که امروزه دیگر منسوخ شده‌اند. همانند شوک ناشی از تزریق انسولین که بیمار حس شناور بودن در فضا را تجربه میکرد. و روشی به نام درمان با شوک الکتریکی!  ورونیکا در انتهای داستان دست به کار عجیبی میزند و بعد از آن است که به تجربه گرانبهایی میرسد که پیش از آن هرگز به آن فکر نکرده بود. درباره نویسنده:  پائولو کوئیلو نویسنده بزرگ برزیلی است. او که با رمان‌هایش شهرت بسیاری در میان مردم سراسر جهان بدست آورده است، عنوان سفیر صلح سازمان ملل را نیز در سال ۲۰۰۷ بدست آورد. معروف‌ترین رمان او به نام &quot;کیمیاگر&quot; به بیش از ۸۰ زبان ترجمه شده است. از آثار او میتوان به موارد زیر اشاره کرد: ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد، کیمیاگر، کوه پنجم، مکتوب، خاطرات یک مغ، نامه‌های عاشقانه یک پیامبر، کنار رود پیدرا نشستم و گریستم، شیطان و دوشیزه پریم، یازده دقیقه، ساحره پورتوبلو، جاسوس، عشق ورای ایمان، عشق، هیپی و برنده تنهاست.پائولو کوئیلولینک دریافت نسخه صوتی کتاب: https://taaghche.com/audiobook/40765 </description>
                <category>Sara Tab</category>
                <author>Sara Tab</author>
                <pubDate>Mon, 21 Jun 2021 15:29:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: هری پاتر و فرزند نفرین شده</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D9%86%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%AF%D9%87-yq6hdmqcmd5g</link>
                <description>عنوان کتاب: هری پاتر و فرزند نفرین شدهناشر: نشر موجمترجم: رضا کیامحمدیکتاب &quot;هری پاتر و فرزند نفرین شده&quot; (harry potter and the cursed (child، در ادامه‌ی مجموعه کتاب های هری پاتر نوشته شده است. این کتاب برخلاف مجموعه‌های قبلی، به صورت نمایشنامه نوشته شده است.&quot;جی.کی.رولینگ&quot;، خالق مجموعه کتاب های هری پاتر، پیش از این، عنوان کرده بود بعد از کتاب &quot;هری پاتر و یادگاران مرگ&quot;، قصد نوشتن کتابی دیگر از سری کتاب های هری پاتر را ندارد. ولی بعد پشیمان شد و داستان دیگری نوشت با این تفاوت که این بار قهرمان اصلی هری نیست! بلکه پسر او آلبوس، قهرمان داستان است.این نمایشنامه درواقع تحت نظارت جی.کی.رولینگ و توسط دو نویسنده با نام های &quot;جان تیفانی&quot; و &quot;جک ثورن&quot; نوشته شده است.جی.کی.رولینگداستان کتاب در دورانی می‌گذرد که هری و دوستانش بزرگ شده‌اند و هر یک دارای یک سمت در دنیای جادو هستند:هری پاتر: کارمند وزارت سحر و جادو(رییس پلیس سحر و جادو).رون ویزلی: صاحب مغازه فروش ابزار شوخی و سرگرمی.هرماینی گرنجر: وزیر سحر و جادو.حاصل ازدواج هری پاتر و جینی ویزلی سه فرزند است که این کتاب حول داستان آلبوس سورس پاتر می‌چرخد. ( متاسفانه آنجور که باید در این کتاب به داستان زندگی مشترک رون ویزلی و هرماینی گرنجر پرداخته نشده است).پس از گذشت چندین سال فرزندانشان بزرگ شده و  به مدرسه جادوگری هاگوارتز میروند. پسر کوچک‌ هری (آلبوس) در روز اول مدرسه با پسر شخصی دوست میشود که همیشه با هری دشمن بوده است. &quot;دراکو مالفوی&quot; در تمامی مجموعه داستان های هری پاتر با او دشمن بوده و باعث دردسرهای زیادی برایش میشد. حال مالفوی پسر کوچکی دارد به اسم &quot;اسکورپیوس&quot; که بسیار تنها و منزوی است و هیچ دوستی ندارد بجز آلبوس!!شایعه‌ای نیز وجود دارد که میگویند لرد سیاه(ولدمورت)، فرزندی دارد که این فرزند احتمالا اسکورپیوس است!! همین موضوع بیش از پیش سبب گوشه گیری و انزوای این پسر میشود. دوستی آلبوس و اسکورپیوس برای هیچکس خوشایند نبود...داستان درواقع از جایی شروع میشود که آلبوس اتفاقی به موضوعی ناراحت کننده پی میبرد. یک حادثه دردناک در گذشته پدرش که باعث مرگ پسری به نام سدریک میشود. آلبوس متوجه میشود که وسیله ای وجود دارد که  با آن میتوان به گذشته سفر کرد. او این موضوع را با دوستش درمیان میگذارد و آن ها تصمیم میگیرند، وسیله سفر در زمان را بدست آوردند و به گذشته برگردند. آنها میخواهند از آن اتفاقات شوم جلوگیری کنند.ولی این تصمیم سبب میشود حوادث وحشتناکی رخ دهد. لرد سیاه بازگردد و زندگی همه افراد دستخوش تغییر شود.حال باید دید آنها چگونه از این ماجرا جان سالم به ‌در میبرند. هری چگونه میتواند فرزندش را از این مخمصه نجات دهد؟ و در طول داستان همواره این سوال مطرح میشود که فرزند لرد سیاه کیست؟مدتی بعد از چاپ کتاب، جی.کی.رولینگ در مصاحبه ای تلویزیونی عنوان کرد که این کتاب، آخرین قسمت از داستان های هری پاتر است و دیگر قصد ادامه این مجموعه را ندارد.یادآوری خاطرات زیبای دنیای جادویی هری پاتر پس از سالها، حس بسیار عجیبی بود. مطالعه این کتاب را به همه ی طرفداران دنیای سحر و جادو توصیه میکنم.امتیاز گودریدز: 3.6 از 5امتیاز من: 4 از 5 https://taaghche.com/book/21604/%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D9%86%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%AF%D9%87 </description>
                <category>Sara Tab</category>
                <author>Sara Tab</author>
                <pubDate>Thu, 20 May 2021 18:11:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: و آنگاه هیچکس نماند</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%88-%D8%A2%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%DB%8C%DA%86%DA%A9%D8%B3-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF-boy7wxre6ixg</link>
                <description>کتاب &quot;آنگاه هیچکس نماند&quot; یکی از بهترین‌ رمان‌های جنایی، اثر &quot;آگاتا کریستی&quot; است. ?️خلاصه‌ای از کتاب:۱۰ نفر شامل ۷ مرد و ۳ زن به جزیره‌ای دور افتاده دعوت می‌شوند. علت دعوت هر یک با دیگری متفاوت است و هیچکدام از عاقبت خود باخبر نیست!▫️این داستان حول محور شعری به نام &quot;۱۰ سرباز کوچک&quot; می‌چرخد. در اتاق هر یک از مهمانان نیز تابلویی از همین شعر آویزان است.▫️پس از استقرار تمامی مسافران در اتاق‌های خود و جمع شدنشان در سالن اصلی، ناگهان نواری پخش می‌شود که این ۱۰ نفر را به جنایت‌هایی (با ذکر جزئیات) متهم می‌کند. این موضوع سبب ایجاد شک و ترس درمیان مسافران می‌شود.سپس در همان ابتدا قتلی اتفاق می‌افتد!!به طرز مشکوکی یک نفر بر اثر خفگی جان خود را از دست میدهد. ولی ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود.صبح روز بعد متوجه می‌شوند که یکی از زنان ( خدمتکار ) در خواب جان خود را از دست داده است. این وقایع ترس و وحشت زیادی را در مسافران جزیره ایجاد می‌کند.این قتل‌ها چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟آیا قاتل در میان آنان است؟!!نفر بعدی کیست؟!!!مسافران باقی مانده در پی یافتن قاتل هستند با این فرض که فردی از میان خودشان مسئول قتل‌های پیش آمده است.شک و اتهام‌ شروع می‌شود.... ترس در میان مسافران به اوج خود می‌رسد.به راستی هدف از این دعوت شوم چه بوده است؟میزبان مرموز‌ چه کسی است؟ آیا خود زمینه این قتل‌ها را چیده؟  معرفی شخصیت های کتاب: ?️- آنتونی مارستون: متهم به کشتن کودکی خردسال در حین رانندگی ?️- خانم و آقای راجرز: متهم به قتل کارفرمای سابقشان. ?️- ژنرال مک آرتور: متهم به فرستادن یکی از افسران جنگ به ماموریتی بی بازگشت. ?️- دوشیزه امیلی برنت: متهم به اخراج خدمتکار نوجوانش  و مسبب خودکشی آن جوان. ?️- دکتر آرمسترانگ: متهم به مرگ بیمار در حین جراحی به علت مستی. ?️- ویلیام بلور: شهادت در دادگاه علیه یک بی گناه. ?️- فیلیپ لومبارد: دزدیدن غذای تعدادی از مردم بومی آفریقا و مرگ آنها به علت گرسنگی. ?️- ویرا کلیثورن: متهم به عدم کمک به پسربچه در حال غرق شدن. ?️- قاضی وارگریو: حکم اعدام به یک متهن حاضر در دادگاه.?️&quot;آگاتا کریستی&quot; در این رمان به زیبایی به پیچیدگی داستان می‌افزاید. حس ترس و دلهره تا انتها با خواننده همراه است. نکته جالبی که در این اثر مشاهده می‌شود، عدم وجود کاراگاه برای حل معماست. همین موضوع سبب تفاوت این رمان با سایر آثار جنایی شده است. همین موضوع قدرت هوش نویسنده را به خوبی نشان می‌دهد. ?️درباره نویسنده: &quot;آگاتا کریستی&quot; با نام اصلی &quot;آگاتا مری کلاریسا میلر&quot; متولد ۱۵ سپتامبر ۱۸۹۰، در انگلستان بود.پدری امریکایی و مادری انگلیسی و اشراف‌زاده داشت.آگاتا در سال ۱۹۱۴ با یک سرهنگ نیروی دریایی ازدواج کرد. ولی بعد از ۱۴ سال از همسر خود جدا شد. ثمره این ازدواج دختری به نام &quot;روزالیند&quot; بود. آگاتا در زمان جنگ جهانی اول در بیمارستان و سپس در داروخانه کار کرد. دانشی که از این طریق کسب کرد، زمینه ساز داستان‌های جنایی‌اش شد. بسیاری از قتل‌های رمان‌هایش از طریق خوردن سم صورت می‌گرفتند. او در ۱۲ ژانویه ۱۹۷۶ در ۸۵ سالگی به مرگ طبیعی درگذشت. در آخر خواندن این رمان‌ هیجان‌انگیز و‌‌ زیبا را به علاقه‌مندان داستان‌های جنایی و پلیسی پیشنهاد می‌دهم.امتیاز گودریدز: ۴ از ۵امتیاز من: ۴ از ۵«و آنگاه هیچکس نماند» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/79457 </description>
                <category>Sara Tab</category>
                <author>Sara Tab</author>
                <pubDate>Mon, 19 Apr 2021 17:08:37 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>