<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Sasha</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Sasha</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 09:49:11</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>Sasha</title>
            <link>https://virgool.io/@Sasha</link>
        </image>

                    <item>
                <title>جایگاه سوم(Third position)چیست؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@Sasha/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%85third-position%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-r5wbdmz6arkm</link>
                <description>جایگاه سوم(Third position) چیست؟!ایده جایگاه سوم در اروپا ایجاد شد و به احزاب و افرادی که نسبت داده می‌شود که در جنگ سرد،در میان سرمایه داری از بلوک غرب و کمونیسم از بلوک شرق قرار می گرفت.آنها در ظاهر هر دو رد می کنند و هر دوی این ایدئولوژی ها(کاپیتالیسم و کمونیسم) را مایع نابودی می نامند اما در دیدگاه های خود همیشه از آرمان های این دو استفاده می کنند.برخی افراد جایگاه سوم را ائتلاف سرخ_قهوه ای هم نامند.اگر تاریخ اروپا خوانده باشید،با کلمه بولشویسم ملی(National bolshevism)آشنا هستید.این ایده شاید شباهت های بسیاری با نازیسم داشته باشد ولی به دلایلی آنرا چپ افراطی(تندرو) می نامند،برخلاف نازیسم که از نظر علو سیاسی یک ایده تندروی راست گراست.ما می‌خواهیم در این مقاله به مهم ترین مرام های سياسي با ایده جایگاه سوم اشاره کنیم.بلشویسم ملی (روسی: Национал-большевизм، آلمانی: Nationalbolschewismus)، که حامیان آن به عنوان بلشویک‌های ملی شناخته می‌شوند (روسی: Национал-большевики) یا NazBols (روسی: Нацболы)، یک جنبش سیاسی رادیکال است که ترکیبی از ناسیونالیسم افراطی و کمونیسم است.ارنست نیکیش (۱۸۸۹–۱۹۶۷)، هاینریش لاوفنبرگ (۱۸۷۲–۱۹۳۲) و کارل اتو پایتل (۱۹۰۶–۱۹۷۵) از طرفداران تاریخی مهم بلشویسم ملی در آلمان بودند. در روسیه، نیکولای اوستریالف (۱۸۹۰–۱۹۳۷) و پیروانش، اسمنووخوسی، از این اصطلاح استفاده کردند.الکساندر دوگین و ادوارد لیمونوف، طرفداران برجسته مدرن جنبش، که رهبری حزب ملی بلشویک (NBP) ثبت نشده و ممنوع در فدراسیون روسیه را بر عهده داشتند.بلشویسم ملی به عنوان یک اصطلاح ابتدا برای توصیف جریانی در حزب کمونیست آلمان (KPD) و سپس حزب کارگران کمونیست آلمان (KAPD) که می‌خواست از جنبش کمونیستی شورشی با گروه‌های ناسیونالیست مخالف در ارتش آلمان متحد شود، استفاده کرد. پیمان ورسای را رد کرد. آنها توسط هاینریش لاوفنبرگ و فریتز ولفهایم رهبری می‌شدند و در هامبورگ مستقر بودند. اخراج آنها از حزب کمونیست آلمان یکی از شرایطی بود که کارل رادک توضیح داد در صورت استقبال از حزب کمونیست در سومین کنگره بین‌الملل سوم ضروری بود. با این حال، احتمالاً خواستار خروج آنها از حزب کمونیست آلمان به هر حال اتفاق افتاده‌است. رادک این زوج را به عنوان بلشویک‌های ملی رد کرد، اولین استفاده از این اصطلاح در زمینه آلمانی.رادک متعاقباً از برخی ملی‌گرابان رادیکالی که در زندان ملاقات کرده بود خواست تا با بلشویک‌ها به نام بلشویسم ملی متحد شوند. او در احیای بلشویسم ملی راهی برای «حذف انزوای سرمایه‌داری» اتحاد جماهیر شوروی دید.در طول دهه ۱۹۲۰، تعدادی از روشنفکران آلمانی گفتگویی را آغاز کردند که ترکیبی بین ناسیونالیسم رادیکال (که معمولاً به پروسیسم اشاره می‌کرد) و بلشویسم در اتحاد جماهیر شوروی وجود داشت. شخصیت اصلی ارنست نیکیش از حزب سوسیال دموکرات قدیمی آلمان بود که مجله Widerstand را ویرایش می‌کرد.اگرچه اعضای حزب نازی تحت رهبری آدولف هیتلر در پروژه ملی بلشویک نیکیش شرکت نکردند و معمولاً بلشویسم را با اصطلاحات منفی منحصراً به عنوان توطئه یهودیان ارائه می‌کردند، در اوایل دهه ۱۹۳۰ میلادی تمایلی موازی در حزب نازی وجود داشت که از دیدگاه‌های مشابه حمایت می‌کرد. این با چیزی که به عنوان اشتراسریسم شناخته می‌شود نشان داده شد. گروهی به رهبری هرمان ارهارت، اوتو اشتراسر و والتر استنس در سال ۱۹۳۰ جدا شدند و اتحادیه مبارزه با ناسیونال سوسیالیست‌های انقلابی را که معمولاً به عنوان جبهه سیاه شناخته می‌شود، تأسیس کردند.پس از جنگ جهانی دوم، حزب رایش سوسیالیست تأسیس شد، که ایدئولوژی نئونازی را با سیاست خارجی منتقد ایالات متحده و حمایت از اتحاد جماهیر شوروی، که این حزب را تأمین می‌کرد، ترکیب کرد.حزب ملی بلشویک کنونی (NBP) در سال ۱۹۹۲ میلادی به عنوان جبهه ملی بلشویک، تلفیقی از شش گروه کوچک تأسیس شد. این حزب همیشه توسط ادوارد لیمونوف رهبری می‌شد. لیمونوف و دوگین سعی کردند رادیکال‌های چپ افراطی و راست افراطی را در یک بستر متحد کنند. با توجه به این که دوگین ملی بلشویک‌ها را نقطه ای بین کمونیست‌ها و فاشیست‌ها می‌داند و مجبور است در حومه هر گروه عمل کند.[نیازمند منبع] سیاست‌ها و اقدامات اولیه گروه نشان دهنده هم راستایی و همدلی با گروه‌های ملی گرای رادیکال است، هرچند در حالی که هنوز اصول یک نوع مارکسیسم را حفظ می‌کرد که دوگین آن را مارکس منفرد فوئرباخ، یعنی منکر تکامل گرایی و گاه اومانیسم بی‌اثر ظاهر می‌کرد؛ اما شکافی در دهه ۲۰۰۰ رخ داد که این امر را تا حدودی تغییر داد. این باعث شد که حزب در طیف سیاسی روسیه به سمت چپ حرکت کند و منجر به محکومیت اعضای این حزب به عنوان فاشیست توسط دوگین و گروه او شود. دوگین بعداً روابط نزدیکی با کرملین برقرار کرد و به عنوان مشاور مقام ارشد روسی سرگئی ناریشکین خدمت کرد.شاید ایده دیگری که آن را به جایگاه سوم(Third position) نسبت می دهند،ناسیونال سوسیالیسم است.نازیسم که خلاصه عبارت ناسیونال سوسیالیسم (به آلمانی: Nationalsozialismus) به معنی سوسیالیسم ملی یا جامعه‌گرائی ملی است، به مجموعهٔ ایدئولوژی‌های سیاسی-اجتماعی تمامیت‌خواهی راست تندرو و شیوه‌های وابسته به آدولف هیتلر و حزب نازی در آلمان نازی گفته می‌شود. نازیسم شکلی از فاشیسم است که برای لیبرال دموکراسی و نظام پارلمانی ارزش قائل نیست.نازی‌ها مخالف نظام‌های کاپیتالیسم و کمونیسم بودند. آن‌ها اهداف سوسیالیسم ملی را رفاه عمومی کارگران، افزایش دستمزدها و عدالت در تقسیم سرمایه‌ها اعلام کردند.پیش از آنکه واژه ناسیونال سوسیالیسم در آلمان و توسط حزب نازی به کار گرفته شود، ایدئولوژی مکتب آریایی‌گرایی توسط کنت گوبینوی فرانسوی و هوستن چمبرلین انگلیسی در قرن نوزدهم بنیان‌گذاری شد.پس از چندی این ایدئولوژی در میان مخالفان دموکراسی حامیان بسیاری پیدا کرد.پس از آنکه آنتوان درکسلر حزب کارگران آلمان را بنیان‌گذاری کرد و آدولف هیتلر پس از مدتی به آن پیوست. هیتلر به سران حزب پیشنهاد داد تا یک تحول اجتماعی نیز در دستور حزب قرار گیرد که این پیشنهاد مورد موافقت قرار نگرفت زیرا افزودن واژه سوسیالیسم به نام حزب امکان داشت حزب را به داشتن عقاید کمونیستی مشهور کند. پس از آنکه درکسلر از سمت خود کناره‌گیری کرد آدولف هیتلر توانست جایگزین وی شود، هیتلر در اولین قدم واژه سوسیالیسم را به نام حزب افزود و اعلام کرد که حزب سوسیالیسم کارگران آلمان در پی یک تحول اجتماعی از سرمایه‌داری به سوسیالیسم است، سوسیالیسمی خارج از چهارچوب کمونیسم.مهم‌ترین عامل رشد نازیسم و حفظ پاشنه‌های قدرتش تبلیغات گسترده عوام‌فریبانه سوسیالیستی کارگرمحور و روز کارگر حزب نازی بود، تبلیغات خودروی مردمی سوسکی شکل و سیاه‌رنگ ولکس واگن اولیه (کی‌دی‌اف واگن یا کرافت دوخ فروید واگن یا همان ماشین قدرت از طریق شادی که قدرت از طریق لذت KdF نام همان وزارت تفریحات خانوادگی نازیسم بود) که با نام بیتل نیز شناخته می‌شود یکی از پروژه‌های اصلی این طرح بود که نهایتاً به بخشی از طرح کلاهبرداری بزرگ هیتلر از مردم خودش منتهی شد که پول‌های اندک اندک پس‌اندازشده کارگران برای طرح‌های تفریحی کارگری عمومی مانند ولکس‌واگن یا طرح عظیم هتل‌های تفریحی پرورا برعکس صرف آغاز و پیشبرد جنگ جهانی دوم در راستای اهداف عقیدتی هیتلر شد و هیچ‌یک از کارگران نه به ولکس‌واگن رسیدند نه به پرورا.یکی از مدال‌های سوسیالیستی هیتلر مدال کارگری داس و چکش آلمانی: Tag Der Arbeit روز کارگر بود که در سال ۱۹۳۷ زیر دو بال عقاب و چلیپای حزب ناسیونال‌سوسیالیست کارگران آلمان داس و چکش قرار گرفته‌است و این مدال این روزها به عنوان عتیقه بین کلکسیونرها خرید و فروش می‌شود.ایده های بسیاری دیگر هم وجود دارند که به آنها صفت جایگاه سوم نسبت داده می شود،ولی هیچ کدام از آنها به اندازه این دو ایده معروف و شنیده شده نیستند.بولشویسم ملی ایده ای بود که بیشتر بر عقیده های سوسیالیستی همراه با ایده های فاشیستی و نژادپرستی بود که ایده های چپ گرا و ضد آمریکایی و غرب ستیزانه در آن غالب بود،برای همین آنرا چپ افراطی(تندرو) می نامند ولی در نازیسم،ملی گرایی و نژادپرستی غالب بود برای همین است که آنرا ایده ای راست افراطی می نامند.برای اطلاعات بیشتر در صورت تسلط به زبان انگلیسی،می توانید درباره third position در منابع انگلیسی جست و جو کنید.</description>
                <category>Sasha</category>
                <author>Sasha</author>
                <pubDate>Mon, 07 Oct 2024 21:00:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پروپاگاندا چیست؟!+ابزار و انواع پروپاگاندا چیست؟+مهم ترین پروپاگاندیست های تاریخ که بودند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Sasha/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%AF-f831gtugklbz</link>
                <description>&lt;&lt;پروپاگاندا&gt;&gt; اصطلاحی است برای توصیف هر پیامی که از آن خوش‌تان نمی‌آید و با آن مخالف‌اید. پروپاگاندا بخش اعظم سخنرانی‌های سیاسی و اطلاع‌رسانی‌های حکومت‌هاست. شاید تمام رسانه‌های خبری در سال انتخابات است. بسا ترانه مشهوری درباره یک معضل اجتماعیِ باشد. هر کس درک متفاوتی از پروپاگاندا دارد و از همین رو بود که «نیل پستمن»، نظریه‌پرداز رسانه، زمانی آن را «خبیث‌ترین واژه» خواند.پروپاگاندا در کشورهای دموکراتیک و کشورهای اقتدارگرا اشکال متفاوتی دارد.پروپاگاندا وقتی با نیروی نظامی، خشونت حکومت و سرکوب صداهای مخالف پیوند می‌خورد، واقعا خطرناک می‌شود. اگر هم برای انسانیت‌زدایی و نشان دادن تصویری غیرانسانی از دیگری به کار رود می‌تواند به جنگ، قتل عام و حتی نسل‌کشی منجر شود.اما برای اینکه بفهمیم پروپاگاندا به راستی چیست باید از سرآغازها شروع کنیم. صدها هزار سال پیش انسان قدرت اجتماعی زبان را کشف کرد. دریافت که یک عبارت مناسب می‌تواند احساسات جمع را برانگیزد، آگاهی بدهد و به عمل ترغیب کند. با کلمه می‌توان واقعیت اجتماعی بنا نهاد و مردم را مجاب کرد که همراه یک‌دیگر عمل کنند.چرا از پروپاگاندا استفاده می شود؟پروپاگاندا معمولا ابزار گروه های سیاسی یا فعالانی است که می خواهند مردم را متقاعد کنند تا مثل آن ها فکر و عمل کنند. این شیوه معمولا احساسات را هدف قرار می دهد و کاری می کند تا مخاطب به جای نشان دادن واکنش منطقی، احساساتش تا حد زیادی برانگیخته شود.از زمان های قدیم، پروپاگاندا به عنوان ابزاری توسط هر دو جناح در جنگ جهانی اول استفاده می شد. با این حال، در طول قرن بیستم، به پروپاگاندا با دیدی منفی نگاه شده است تا جایی که هر گاه این کلمه را شنیده می شود؛ این طور تفسیر می شد که یک سری اطلاعات حاوی دروغ های تعمدی در مورد یک موضوع خاص است.پروپاگاندا جنگ جهانی دومچند نمونه از معروف ترین نمونه های پروپاگاندا، پوستر های سیاسی است که در طول جنگ جهانی دوم استفاده می شده است . این پوستر ها برای تشویق مردان برای پیوستن به ارتش و تشویق زنان به اشتغال در کارخانه ها طراحی شده بودند. پوستر های تبلیغاتی زمان جنگ به گونه ای طراحی شده بودند که چشم نواز باشند و پیام خاصی را به مردم منتقل کنند.این پوستر های تبلیغاتی اغلب حاوی یک شعار کوتاه و جذاب اند که با حروف درشت و برجسته نوشته شده اند. آن ها حاوی تصویر هم هستند تا بیشتر در یاد ها بمانند و یا حتی مردم را بترسانند. در طول جنگ جهانی دوم، پروپاگاندا ابزار مهمی برای جلوگیری از وحشت و شایعات بود، با این حال، این پوستر ها در دوران مدرن به دلیل استفاده از تاکتیک های جدید برای ترساندن و ایجاد حس گناه جهت تحت کنترل درآوردن مردم مورد انتقاد قرار گرفته اند.پروپاگاندای منفی چیست؟پروپاگاندای منفی نوعی تبلیغات است که برای تحقیر یا تهمت زدن به یک گروه خاص که می تواند یک کشور، یک فرهنگ، یک کسب و کار و یا یک گروه اجتماعی باشد، استفاده می شود. پروپاگاندای منفی در گذشته برای برانگیختن مردم علیه یکدیگر هم استفاده می شده است. یکی از مهم ترین دلایلی که آدولف هیتلر توانست قدرت را در آلمان به دست بگیرد، ایجاد کمپین پروپاگاندای منفی بود که می خواست اکثریت جمعیت آلمان را علیه یهودیانی که در آن زمان در آلمان زندگی می کردند ، تحریک کند.آدولف هیتلر و متحدانش اطلاعات نادرستی را در مورد یهودیان منتشر کردند و پروپاگاندای منفی راه می انداختند تا مردم را متقاعد کنند که مشکلاتی که آلمان بعد از جنگ جهانی اول با آن روبرو بوده؛ تقصیر یهودیان است. علی رغم این واقعیت که هیچ مدرکی برای تأیید این موضوع وجود نداشت، بسیاری از مردم این تبلیغات را باور کردند. همین امر به قوی تر شدن آدولف هیتلر و در نهایت شروع جنگ جهانی دوم کمک کرد.پروپاگاندای مثبت چیست؟پروپاگاندای مثبت نوعی تبلیغات است که برای آگاه کردن مردم یا تشویق آن ها به انجام کار هایی برای کمک به جامعه استفاده می شود. برخلاف پروپاگاندای منفی که بیشتر بر دروغ و اطلاعات نادرست متکی است، در این یکی معمولا شیوه های متفاوت فکری که بر پایه حقایق اند ، برجسته و به مردم معرفی می شوند.نمونه ای از این پروپاگاندا، کمپین تبلیغاتی است که برای تشویق زنان به کار در طول جنگ جهانی دوم طراحی شده بود. این پوستر ها حاوی پیام ‌هایی مثل ” ما می ‌توانیم آن کار را انجام دهیم ” بودند و هدف شان متقاعد کردن زنان نسبت به این که به اندازه مردان توانایی کار در کارخانه ‌های مهمات ‌سازی را دارند، بود.نمونه دیگری از پروپاگاندای مثبت را می توان در دوران مدرن از جانب گروه هایی مشاهده کرد که به دنبال گسترش آگاهی در مورد تغییرات آب و هوا هستند. این تبلیغات حقایقی را در مورد نحوه تغییر رفتار انسان در سیاره ما برجسته می کند تا مردم را تشویق کند تا سبک زندگی شان را طوری اصلاح کنند که به محیط زیست آسیب کم تری وارد شود.اینها تنها مواردی اندک درباره پروپاگانداست و از پروپاگاندا تقریبا در هر جای دنیا و در هر گروه سياسي استفاده شود و مهم نیست که شما در کدام کشور از کدام قاره هستید یا متعلق به چه جناحی هستید.تقریبا همه از پروپاگاندا استفاده می کنند تا روی مخاطب خود با دلایل مختلف تاثیر گذارند و به مقصود برسند.روش‌های پروپاگانداروش‌های رایج در پروپاگاندا چیست؟ برای دستیابی به اهداف تبلیغات سیاسی و پروپاگاندا از روش‌های زیادی می‌توان استفاده کرد. هر کدام از این روش‌ها با توجه به جامعه مخاطب و اهدافی که هر گروه دنبال می‌کند انتخاب می‌شوند. چند نمونه از روش‌های مشهور پروپاگاندا که بسیار مورد استفاده هستند را شرح می‌دهیم:۱. ترور شخصیتیدر برخی از موارد هدف یک تفکر، یک شخصیت است. در این حالت افراد با استفاده از تهمت‌های رایج و ویران کننده که موجب تخریب شخصیت او می‌شود سعی می‌کنند از تأثیر گذاری افکار و سخنان او بکاهند. در این موارد پاسخ منطقی و بررسی علمی نظریات افراد دیگر مطرح نیست. به عنوان مثال به فردی که نظریات خاصی در مخالفت با یک حزب دارد تهمت روابط نامشروع می‌زنند یا او را متهم به تجاوز می‌کنند.۲. سفید یا سیاه؟در این شیوه تبلیغات به شکلی بر اذهان عمومی تأثیر می‌گذارند که افراد باور می‌کنند تنها دو گزینه پیش روی آنهاست، دوست بودن یا دشمن بودن. یکی از تاثیرات القای این تفکر این است که احزاب می‌توانند تعداد افراد بیشتری را در جبهه خود نگه دارند و با بزرگ نمایی مزیت‌هایی که دارند تمام عملکرد‌های منفی خود را در دیدگاه اجتماعی توجیه می‌کنند و آن‌را قابل چشم پوشی جلوه می‌دهند .یکی از روش‌های پروپاگاندا در القای ترس در میان مردم است. در این روش حکومت‌ها برای جذب حداکثری اذهان عمومی سعی می‌کنند افراد را از دشمنان و دیگر احزاب بترسانند و خطرات آن‌ها مدام گوشزد کنند. همچنین خبر از حمله قریب الوقوع دشمنان و القای ترس از دشمن باعث می‌شوند بسیاری از مردم در دام‌های تبلیغات سیاسی بیفتند.۶. شرف و انسانیت!از جمله راه‌های بهره مندی از پروپاگاندا طراحی شعار‌های فریبنده و تکرار مداوم آنهاست. گروه‌های مختلف با طراحی شعار‌هایی که اغلب حول محور شرافت، آزادگی، انسانی است و دین هستند سعی می‌کنند گروه‌های مختلف سنی و اعتقادی را با خود همراه کنند و از آن‌ها درباره عملکرد مثبت و منفی‌ای که داشته‌اند مهر تأیید بگیرند. این شیوه همیشه توسط حکومت‌ها استفاده می‌شود و یکی از تأثیر گذار‌ترین روش‌ها در تبلیغات سیاسی و پروپاگاندا است.پروپاگاندا با تبلیغات چه تفاوتی دارد؟شاید شما هم متوجه شده باشید که در تبلیغات از برخی از تکنیک‌های ذکر شده در بالا استفاده می‌شود. مثل تکنیک توسل به اکثریت که شما را متقاعد می‌کند تا محصولی را بخرید. اما این دو مقوله شباهت‌ها و تفاوت‌های دیگری نیز دارند.وجه اشتراک این تکنیک با تبلیغات در این است که هر دو از رسانه‌های جمعی برای انتشار استفاده می‌کنند؛ اما تفاوت آن‌ها در این است که:تبلیغات برای فروش یک وسیله یا یک خدمت به کار می‌رود؛ حال آن که تبلیغات حکومتی با ایده‌ها سروکار دارد.تبلیغات توسط شرکت‌های خصوصی و پروپاگاندا توسط احزاب به کار گرفته می‌شود.پروپاگاندیست به کسی می گویند که از ابزاری که در اختیار دارد،به تاثیرگذاری روی افکار عمومی می پردازد.از مهمترین پروپاگاندیست های تاریخ،شاید *یوزف گوبلز* باشد که به سمت وزارت تبلیغات آلمان نازی منصوب شد.فردریش نیچه،کارل مارکس،الکساندر اولیانوف(لنین)،بنیتو موسولینی،فردریش انگلس و .... از مهم ترین پروپاگاندیست های تاریخ هستند.– راه مقابله با شکل منفی این ترفند تبلیغاتی چیست؟افزایش آگاهی در زمینه روانشناسی رسانه و سواد رسانه‌ای به ما کمک می‌کند تا ترفندهای زیرکانه تبلیغاتی را بهتر بشناسیم و با آنها مقابله کنیم.در نهایت تاریخ نشان داده که مردم عادی بیشتر علاقه به عوام فریبی و پروپاگاندا نشان می دهند و درصد این افراد در زمان بن بست ها در سطح ملی (جنگ_قطعی_اغتشاش سیاسی_وضعیت بد اقتصادی) بیشتر می شود.</description>
                <category>Sasha</category>
                <author>Sasha</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2024 20:27:40 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>