<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سید حمید میرغفوری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@SeiedHamid</link>
        <description>برنامه نویس. فرانت اند</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 06:32:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/28768/avatar/NAqblr.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سید حمید میرغفوری</title>
            <link>https://virgool.io/@SeiedHamid</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هزینه های زندگی در مالزی</title>
                <link>https://virgool.io/@SeiedHamid/%D9%87%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%84%D8%B2%DB%8C-kbvjadhzcxkg</link>
                <description>قبل از آمدن به مالزی آنقدر سوال برایم وجود داشت که نمی دانستم از کی بپرسم و از کجا اطلاعات بگیرم، برا همین هم الان بعد از شش سال تصمیم گرفتم تجربیاتم را خلاصه وار بنویسم:اولا اینجا قیمتها ثابته یعنی در این شش سال شاید 5 درصد هم قیمتها بالا نرفته دوما هزینه ها بستگی به استایل زندگی داره برا همین هزینه های اولیه را می نویسم که معیار برای هزینه های  اولیه باشههزینه های مسکناینجا اجاره اتاق خیلی متادول هست همه جوره هست مختلط یا بر اساس نژاد و جنسیت. قیمت اتاق می تونه از 300 رینگت شروع بشه که خانه های خیلی در پیت و قدیمی هستند که معمولا ایرانیها سراغشون نمیرن خانه های حد متوسط که در برجها هستند که نگهبان و استخر و باشگاه دارند اتاقها در برجهای معمولی و نه لوکس و خیلی نزدیک به مترو و مرکز شهر از 500 شروع میشوند تا 1000 هم  می رسند. تفاوت قیمت بخاطر سه مدل اتاق هست اتاق کوچک ، متوسط و مستر ، مستر اتاقی است که سرویس جداگانه داره دوتای دیگه از مشترک استفاده می کنند. معمولا اتاقها مبله هستند یعنی تخت و کولر و تلوزیون و کمد و شاید چند قلم اضافه را هم داشته باشند.اجاره خانه سویت که یک خانه یک خوابه یا بدون خواب هستش که قیمتش در برجها از 1200 شروع میشه در برجهای معمولی قیمت خانه های سه خوابه غیرمبله از 1500 شروع میشه تا 3000 هم هست که بستگی به محل برج و لوکس بودنش داره. 1500 تایی ها قابل نشستن و مطمئن هستند. اگر مبله باشه اجاره ها از 2000 و شاید کمی بالاتر شروع میشه تا 4000 هم میره بالا واینها قیمتهای برجهای معمولی و منطقه های معمولی هستش. مثلا خودم یک واحد 4 خوابه غیرمبله را 1700 در فاصله بیست دقیقه رانندگی با KLCC که تقریبا فاصله متوسط تا مرکز شهر داره اجاره کردم. ولی اگر مبله میخواستمش اجاره به 2400 یا 2500 می رسید که برای من تفاوت این قیمت ارزش خرید وسایل را داشت. اینجا به ندرت صاحبخانه سرسال کسی را بیرون می کنه یا اصلا اجاره را زیاد می کنه پس با خیال راحت میشه روی اجاره حساب کرد و معمولا قراردادها یکساله با شرط تمدید به سال دوم هم هست. برجهای  ارزان هم می توان پیدا کرد که معمولا خود بومی ها ساکن هستند که دو خوابه و سه خوابه می تواند از 500 رینگت شروع شود. من کم دیدم ایرانیها در این برجها ساکن بشوند. خورد و خوراکقیمتها تقریبا همیشه ثابته برای اینکه حدود قیمت دستتون بیاد یک سری اقلام را لیست می کنم نان تست 3.5شیر 6 تا 14تخم مرغ شانه ای 8 تا 12برنج پاکستانی و هندی کیلویی 5 تا 10 برنج ایرانی 25 تا 30 بسته به انصافکنسرو تن ماهی 5ساندویچ مک دونالد 15 تا 18مرغ کی اف سی 14 تا 181/4 مرغ گریل ست ناندوز 30 تا 40غذاهای ایرانی در رستورانهای ایرانی از 15 تا 35غذاهای محلی 5 تا 20سیب زمینی 5پیاز 4 تا 9گوجه فرنگی 5میوه جات خیلی گرونه! مثلا گریپ فروت دانه ای 2 رینگت یا پرتقال دانه 2 رینگت انگور نیم کیلو 12 سیب دانه ای 2 رینگت و الی آخرقیمت برخی اقلامماشین دست دوم از 3000 به بالا ولی اگر ماشین کم کارکرد و زیر 7 سال کارکرد بخواهید بالای 10000 من خودم برای چک کردن قیمت ماشین از اپ Muddah استفاده می کنم. بنزین حدود 2 رینگتتاکسی، تاکسی متر داره و خیلی مسیر کوتاه باشه 5 رینگت و مسیرهای متوسط تا 20 رینگت و مسیرهای طولانی و ترافیک که دیگه متغییر میشه. اتوبوس 1 و مترو و قطارهای شهری از 1 تا 4 رینگت بسته به مسیربیمه شخص ثالث ماشین با قیمت حدود 18000 حدود 700 رینگت موبایل و اینترنتسیم کارت 10 رینگت که معمولا روزی یک رینگت شارژ داره تا فعال باشه و اینترنت بیسیک داره (خیلی کندو عملا غیرقابل استفاده در حد مسیج واتس اپ اوکی هست) ولی بسته هایی هست که شرایط را قابل تحمل می کنه مثلا مکسیس با بسته  30 رینگتی میشه 30 روز فعال بود و همان 30 رینگت را بسته اینترنتی بخری دو گیگ اینترنت سرعت بالا خواهی داشت که اگر ویدیو و دانلود نداشته باشید تمام ماه برای تماس اینترنت خوب خواهید داشت. بسته های اینترنتی متغییر هست ارزانترین بسته اینترنتی دانلود نامحدود فکر کنم از ماهی 50 شروع میشه بسته های 100 رینگتی مکالمه نامحدود هم دارند. اینترنت خانگی از ماهی 100 شروع میشه سرعت 100 و دانلود نامحدود هزینه های برق و گاز و غیرهبرق بستگی به مصرف داره، ما به ندرت کولر استفاده می کنیم و هزینه برق ما ماهی حدود 50 تا 60 هستش اگر فر و وسایل برقی استفاده کنیم تا 80 میرسه ، اگر روزی دو سه ساعت کولر استفاده کنیم برق تا 150 میرسه ولی دوستانی را دیدم که ماهی 600 پول برق می دادند که خب یعنی کولر اصلا خاموش نبوده!گاز با کپسول هست که تقریبا همه سوپریها دارند اولین بار ودیعه کپسول را میدید بعد از اون فقط هزینه تعویض هست ودیعه فکر کنم 50 بود شاید هم 30 ولی هزینه تعویض 27 هست سوپر برج ما 32 میگیره میاد خونه خودش عوض می کنه ما با پخت و پز کم هر دو ماه عوض می کنیمهزینه آب خیلی متغییره یعنی برج به برج به نظر فرق می کنه! هزینه آب ما ماهی 20-30 می اومد برج قبلی 10-20! هزینه فاضلاب هست که هر چهارماه قبض میاد 32 رینگت بعضی صاحبخانه ها خودشون میدن بعضیها می سپارند به مستاجر که ما خودمون پرداخت می کردیمبرخی هزینه هاهزینه ویزای دانشجویی تقریبا 1000 درمیاد با بیمه و غیرههزینه ویزای دیپندنت دانشجویی هم حدود 1000 درمیاد با بیمه و غیرهدارو و درمان خیلی گران است! یک ویزیت ساده در این کلینیکها 30 رینگت دو قلم دارو بنویسه راحت میرسه به 80 رینگت یکبار برای عفونت چشم رفتم کلینیک تخصصی ویزیت 70 رینگت با دو قلم قطره و مایع شتشو شد 250 رینگت!سعی می کنم این لیست را کاملتر کنم اگر مواردی بود که نیاز بود قیمتش را بنویسم کامنت کنید تا لیست کاملتر و سودمندتر بشه!</description>
                <category>سید حمید میرغفوری</category>
                <author>سید حمید میرغفوری</author>
                <pubDate>Fri, 01 May 2020 11:26:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید مطالب من در سال ۹۷</title>
                <link>https://virgool.io/@SeiedHamid/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B7-pto07wn8edwd</link>
                <description>من در سال گذشته، در مجموع ۱۹ مقاله در ویرگول منتشر کردم. در طول این سال مقالات من ۱۹۱ مرتبه لایک شدند و ۱۸ نظر نیز بر روی آن‌ها ارسال شد. با مطالعه این مقالات، ۹۷ نفر تصمیم گرفتند تا من را در ویرگول دنبال کنند تا از مقالات بعدی من باخبر شوند.مخاطبیندر طول این سال، مقالات من توسط ۱,۵۸۳ نفر در ویرگول مطالعه شده است. مدت زمانی که این افراد در حال مطالعه‌ی آن‌ها بوده‌اند برابر با ۷۳,۳۹۲ ثانیه است. اگر فرض کنیم در حال حاضر جمعیت ایران ۸۰ میلیون نفر است، این یعنی من توانسته‌ام سرانه مطالعه کشورم ایران را ۰/۰۰۰۹۱۷ ثانیه افزایش دهم. شاید بتوانیم این عدد را به «اثر پروانه‌ای» تشبیه کنیم؛ چرا که هر کدام از نویسندگان در ویرگول توانسته‌ایم عددی کوچک را به سرانه مطالعه کشور اضافه کنیم اما مجموعِ تک تکِ این اعداد، یک عدد بزرگ شده است. من در کنار سایر کاربرانِ ویرگول توانستیم در سال ۹۷، سرانه مطالعه ایران را ۴/۱۲۲۳۴۳ ثانیه افزایش دهیم.می‌توانیم برای سال ۹۸، اتفاقات بزرگتری را رقم بزنیم.ویدیوی آمار مخاطبین من را ببینید: https://cdn.virgool.io/annual-report-97/gpfdflr5aiax-Dml1.mp4 </description>
                <category>سید حمید میرغفوری</category>
                <author>سید حمید میرغفوری</author>
                <pubDate>Wed, 17 Apr 2019 12:14:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسرار زبان بدن بخش 5 از 10</title>
                <link>https://virgool.io/@SeiedHamid/bodylanguage-vgy5k2buztaa</link>
                <description> زبان بدن جاذبهزبان بدن بخش بنیادی جاذبه است. زمانی که راجع به عشق، قرار و عاطفه صحبت می کنیم زبان بدن نقش بزرگی را بازی می کند.خیلی ها کنجکاوند که : چه بر سر این رابطه آمد؟از من خوششان آمد؟چرا زنگ نزدند؟زبان بدن به شما ابزاری می دهد که بدانید کجا بایستید و در سه بخش اتفاق می افتد.بخش اول: تاثیر در نگاه اولانسان شناس دانشگاه روتگرز، هلن فیشر می گوید که در عرض یک ثانیه بدن انسان می داند که کسی از لحاظ فیزیکی جذاب هست یا نه. در ذیل تعدادی از نشانه ها که بشر آنها را جذاب می داند:در دسترس بودن: هم مرد و هم زن کسانی که زبان بدن در دسترسی را دارند را جذاب تر می دانند. زبان بدن در دسترس لبخند، دستهایی که رو هم نیستند، پاهایی که روهم نیستند نگاه رو به بالا (نه نگاه از سمت کفش یا تلفن) هستند.باروری: از دید فرگشتیف بشر به زبان بدنی که به جوانی و باروری اشاره دارد توجه دارد، که با زبان بدن می توان به اینها تاکید بیشتری کرد. برای مردان، صاف ایستادن، شانه ها را صاف نگه داشتن، پاها را کمی بیشتر از شانه ها باز گذاشتن، و نشان دادن دستها نشانه های باروری هستند. برای زنان، موها را آویزان کردن، سر را کمی به یک سمت خم کردن تا فرمونها را بیشتر نمایان کند، اجازه دیده شدن پوست نرم  دستها و مچها برای مردان جذاب است.بخش دوم: زمانی که می توانی جذبشان کنزمانی که ذهن ما تصمیم می گیرد که کسی را به عنوان جفت محتمل بپسندد، بدن ما به طور اتوماتیک به طور فیزیکی تغییر می کند که شخص را جذب کند. در زیر علائم جذب طرف مقابل از نقطه نظر زبان بدن فهرست شده:به جلو خم شدن: خم شدن (مایل شدن) به سمت کسی یک روش غیرکلامی است که به آنها می گوید که توجه شما جلب شده است. این معمولا در جمع بیشتر جواب می دهد که به یک نفر خاص در گروه علاقه مند شده اید. برای نشان دادن توجه شما به او کمی مایل شدن به سمت او روش بیان است. با این کار بطور غیرارادی توجه آنها را به سمت خود جلب می کنید.مایل کردن سر: مایل کردن سر بیانگر علاقه و توجه است. اگر با کسی صحبت می کنید با کج کردن سر و مستقیم نگاه کردن آنها را متوجه توجه و حضور خودتان بکنید.بخش سوم: نشانه ها را بیابیدسرخ شدن و رنگ به رنگ شدن: وقتی به کسی جذب می شویم، خون در صورت ما جریان بیشتری پیدا می کند، باعث می شود که گونه هایمان سرخ تر بشود. زمانی که صورت سرخ می شود در حقیقت تاثیر ارگاسم را تقلید می کند. این یک روش تکاملی است که بدن سعی دارد جنس مخالف را جلب کند.قدرت کیف: عکس المعل با کیف یک نوع ارتباط غیرکلامی است. مثلا، اگر یک زن احساس راحتی نسبت به یکی نداشته باشد یا نظرش به او جلب نشده باشد، کیفش را محکم در دست می گیرد یا آن را روبروی بدنش می گذارد تا بدنش را بیشتر بپوشاند. زمانی که نظر زنی به مردی جلب شده باشد، به طور مشخص یا کنایه می خواهد که هیچ چیز بین او و مردش قرار نگیرد.پاهایشان از شما خوشش می آید: پاها به عنوان انعکاس مستقیم توجه یک فرد عمل می کنند. کلید این است که تشخیص بدهید که پاهای یک نفر به کجا اشاره می کنند. اگر پاها مستقیما به سمت شخصی اشاره کنند، این نشانه توجه است، یا دست کم توجه درست است. از طرف دیگر، اگر پاها به سمت دیگری یا به سمت خروجی محل باشد، به این معناست که نشانه های توجه احتمالا وجود ندارند.برای اینکه درباره نکات زبان بدن بیشتر بیاموزید به این ویدئو نگاه کنید:https://www.youtube.com/watch?v=fJ5PF0zqQ4s</description>
                <category>سید حمید میرغفوری</category>
                <author>سید حمید میرغفوری</author>
                <pubDate>Tue, 26 Feb 2019 04:36:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسرار زبان بدن بخش 4 از 10</title>
                <link>https://virgool.io/@SeiedHamid/bodylanguage-eef37ucoekn6</link>
                <description>زبان بدن پر قدرتآیا شبیه یک بازنده هستید؟یا بدتر، حس می کنید که یک بازنده هستید؟چند ماه پیش در یک کنفرانس مدیریتی با یکی از سخنگوها آشنا شدم، یک مدیر ارشد مهم. داشتیم درباره جلسات کنفرانس صحبت می کردیم که او به فردی خاص اشاره کرد و گفت که جلساتش شرکت کننده زیادی نداشته. &quot;می دانید چرا هیچ کس نمی خواهد در جلساتش شرکت کند؟ چون اون مرد یک بازنده واقعی است!&quot;از حرفش تعجب کردم و ازش پرسیدم چرا فکر می کنه که اون سخنران یک بازنده است. چیزی گفت که برای همیشه در ذهنم باقی ماند:&quot;اون احساس می کند که تعلق ندارد، احساس می کند کفایت ندارد. حس می کند که شبیه یک بازنده است و این دقیقا همان چیزی است که اتفاق می افتد.&quot;اگر می خواهید در قرار گذاشتن موفق باشید، کاری را به دست آورید، و روی انسانها تاثیر بگذارید، بایستی اعتماد به نفس تان را بایستی از ظاهر و باطن آماده کنید.ولی چطور می توان اعتماد به نفس را در ظاهر و باطن پرورش داد؟ اجازه بدهید به شما نشان بدهم چطور.محققین در دانشگاه بریتیش کلمبیا می خواستند بفهمند که:آیا زبان بدن آموخته می شود یا فطری است؟برای اینکار آنها روی ورزشکارانی را که به طور مادرزاد نابینا بودند را مطالعه کردند. آنها روی رفتار غیرکلامیشان هنگام برد و باخت متمرکز شدند. متوجه شدند که وقتی ورزشکار نابینا برنده می شود دستش را به هوا بلند می کند درست شبیه حالت معمول:وقتی که یک ورزشکار نابینا شکست می خورد خودش را شبیه جنین جمع می کند که یک رفتار ابراز شکست کلاسیک است:به خاطر داشته باشید که ورزشکاران هرگز کسی را هنگام برد و باخت ندیده بودند. کاملا غریضی عمل می کردند. این یافته فوق العاده است چون ثابت می کند رفتار غیرکلامی که تا کنون تصور می شد آموخته می شود در حقیقت فطری است. می خواهم که هم شبیه یک برنده باشید و هم شبیه برنده احساس کنید. آیا می خواهید به برنامه های شبکه ای، پارتیها و جلسات شبیه کسی بروید که همین الان یک مسابقه را برده یا شبیه کسی که شکست خورده؟زبان بدن برنده نه تنها ظاهر شما را با اعتماد به نفس بالاتری نشان می دهد بلکه می تواند باعث شود که اعتماد به نفس بیشتری را هم در خود احساس کنید.دانشکده اقتصاد هاروارد با امی کادی یک گروه شرکت کننده در ازمایشگاه شان داشتند. آنها را به دو گروه تقسیم کردند - یک گروه با زبان بدن پر قدرت تر (برنده) و یک گروه با زبان بدن با قدرت پایین تر (بازنده).قبل از اینکه آزمایش شروع شود، محققین بزاق تمام شرکت کننده ها را تست کردند، مخصوصا دنبال دو هرمون بودند:کورتیزولتستوسترونکورتیزول هورمون استرس است. باعث می شود دهانتان خشک شود و قلب تندتر بزند، و جلوی فعالت سیستم ایمنی بدن را می گیرد.تستوسترون هرمون قدرت است. به ما تحمل می دهد و تواناییهای ادراکی ما را هوشیارتر می کند.سپس محققین از شرکت کننده ها خواستند که به مدت دو دقیقه در حالت برنده و بازنده شان قرار بگیرند. بعد، از گروه خواسته شد که در یک مسابقه کوچک شرط بندی کنند. و سرانجام بزاقشان دوباره اندازه گیری شد.امی و تیمش چه چیزی را متوجه شدند؟کسانی که حالت قدرت بیشتر را به خود گرفته بودند در شرط بندی 86% بیشتر نسبت به کسانی که حالت قدرت پایینتر را به خود گرفته بودند ریسک کرده بودند. ایستادن در حالت یک برنده به آنها کمک کنند که حس کنند خوش شانس تر هستند! این گروه نتایج زیر را نیز داشت:سطح تستوسترون آنها افزایش یافته بودسطح کورتیزول شان کاهش پیدا کرده بود.گروهی که حالت قدرت کمتر را به خود گرفته بودند نتایج برعکس داشتند.به بیان ساده تر، شرکت کننده هایی که به مدت دو دقیقه شبیه یک برنده ایستاده بودند احساس قدرت بیشتر و استرس کمتری داشتند. شرکت کننده هایی که در حالتی ضعیف تر ایستاده بودند یا زبان بدنشان را به مدت دو دقیقه به حالت شکست خورده نگاه داشته بودند در میزان هرمون استرس شان جهش دیده می شد و میزان هرمون قدرتشان کاسته شده بود.زبان بدن تنها یک طرز فکر ساده یا چیزی که داشتنش جالب است نیست. چیزی است که درون همه ما نهاده شده است، و این امکان را دارد که عملا فیزیولوژی بدنتان را تغییر بدهد، به این معنا که اگر شبیه یک برنده باشید، همانند یک برنده هم احساس خواهید کرد.قبل از قرار، ملاقات کاری تان، یا هر چیز مهم دیگری  برنده درونی تان را با گرفتن حالت پرقدرت تر هدایت کنید. یکی از حالات زیر را که دوست دارید را انتخاب کنید:زمانی که در قرار، جلسه یا پارتی هستید وضعیت شروع خودتان را در نظر داشته باشید. یک وضعیت شروع یک نسخه ملایمتر از حالت قدرت زیاد است. بهترین بخشش این است که شما هنوز دارید زبان بدن قدرتمند را آشکارا تمرین می کنید که به شما کمک می کند اعتماد به نفس بیشتر را هم حس کنید هم القا کنید:زمانی که ما ناراحت یا عصبی هستیم، خیلی ساده از برنده درونی مان غافل می شویم. ولی با تمرین و آمادگی، همیشه می توانید برنده باشید.چالش: این هفته قبل از انجام کاری مهم این حالتها را تمرین کنید!</description>
                <category>سید حمید میرغفوری</category>
                <author>سید حمید میرغفوری</author>
                <pubDate>Wed, 20 Feb 2019 12:43:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسرار زبان بدن بخش 3 از 10</title>
                <link>https://virgool.io/@SeiedHamid/bodylanguage-xzxcvuuc1d3n</link>
                <description> قدرت حضورانتخابات ریاست جمهوری سال 1960 تاریخ را تغییر داد.جان اف کندی و ریچارد نیکسون برای یک مناظره که برای اولین بار به صورت تلوزیونی پخش می شد آماده شده بودند. در حالیکه هر دو کاندیدا نقطه نظرهای قوی و ایده های خوبی داشتند، یکی از آنها برنده شد.قبل از اینکه برنده را اعلام کنم خودتان یک نگاهی بکنید:لینک مناظره https://www.youtube.com/watch?v=neNSKcZySVkدر این مناظره شما به کدام رای می دهید؟جان اف کندی نه تنها این مناظره را برد، بلکه به عنوان بالاترین پست اداری کشور انتخاب شد: ریاست جمهوری ایالات متحده.از اینجا به بعد جالب می شود.هر کسی که مناظره را تماشا کرده بود مطمئن بود که کندی برنده خواهد شد. ولی هر کسی که از رادیو به مناظره گوش داده بود مطمئن بود که نیکسون برنده می شود. این موضوع سوالی را برمی انگیزد:آیا زبان بدن در تغییر این خروجی موثر بود؟می خواهم که به سی ثانیه اول مناظره هر کدام را دوباره نگاه کنید. برگردید و یک بار دیگر تماشا کنید. هر چیزی که متوجه می شوید را یادداشت کنید: هر حالت خاص صورت، حرکت، وضعیت....هر چیزی که در هر دو کاندید برای شما مشخص است.لیست زیر علائمی است که ما متوجه شدیم:نیکسون:با حالتی بی قرار نشسته (گویی می خواهد صحنه را ترک کند)دستها روی پاهاست (تسکین دادن خویش)دست دیگر صندلی را چسبیده و شبیه مشت شده (عصبانیت)به کندی نگاه می کند (علامت برتری / آلفا)قدری به پشت تکیه داده (فاصله گرفتن)هنگام معرفی حرکت سر ناگهانیموقع تایید با سر تقریبا خم می شودتسکین دهان (لبانش را تر می کند - احتمال خشک بودن دهان)نفسهای کوتاه برای تنفسکلی تیک و حرکتهای غیرمعمول چهرهیک دستش را با دست دیگر می مالد (تسکین خویش)بعد از معرفی لبخند مصنوعینرخ بالاتر پلک زدنتمام دکمه های کتش بسته استکندی:وضعیت نشسته صافچشمان به دوربین/مخاطب خیره استبی حرکت (حرکات خیلی کم، و اگر حرکت می کند خیلی آهسته و یکنواخت)تقریبا هیچ حرکت در چهره نداردقدری پویش/نگاه کردن مخاطب (سر حرکتی نرم و آرام دارد)پاها را با حالت راحت روی هم انداخته دستها روی ران آرام قرار گرفتهتایید آرام و یک نواخت به عنوان تایید مقدمهسینه، چانه و پیشانی راست و صافدستان بی تحرک هستندهیچ لبخندی هنگام مقدمه (برتری)تایید کردن جزیی با سر  (تقریبا حضار را تشویق به تایید او می کند)پای پایینی به سمت دوربین است.نرخ پایین پلک زدندکمه های کت باز است (قسمت بیشتری از سینه دیده می شود)علتی که کندی مناظره را برد و درنهایت رییس جمهور شد مقداری از چیزی که حضور نامیده می شود را داشت. حضور قدرتمند است. ترکیبی از خودآگاهی، اطمینان، و امنیت است. اغلب، یک صفت کاملا غیرکلامی است. بعضی وقتها، بیشتر احساسی است که وقتی نزدیک کسی هستید را دریافت می کنید. قدری به حضور خودتان فکر کنید.در یک کلمه،  چقدر فکر می کنید برخورد کرده اید؟ .......در یک کلمه، چطور دوست دارید برخورد کنید؟ ........حضور موفق و موثر درباره ارتباط برقرار کردن و معرفی خودمان به یک شیوه معتبر است. می خواهم به شما کمک کنم تا به نوعی حضور که در یاد می ماند دست یابید.چالش: حضور شما چیست، و می خواهید چطور باشد؟پانوشت: فردا به شما خواهم آموخت چطور شبیه یک برنده باشید و حسی مانند او داشته باشید.</description>
                <category>سید حمید میرغفوری</category>
                <author>سید حمید میرغفوری</author>
                <pubDate>Tue, 19 Feb 2019 11:59:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسرار زبان بدن بخش 2 از 10</title>
                <link>https://virgool.io/@SeiedHamid/bodylanguage-tddmi2gakwuh</link>
                <description>  رمزگذاری و رمزگشاییسلام!به روز دوم کلاس اسرار زبان بدن خوش آمدید. می خوام کمی درباره آموختن صحبت کنم.آموختن در سه مرحله اتفاق می افتد:آگاهیزحمتپذیرشآگاهی مرحله ای است که شما از اطلاعات جدیدی &lt;آگاه&gt; می شوید. در این مرحله، مغز مفهوم جدیدی را درک می کند. اگر این کلاس را طی هفته آینده دنبال کنید، از اطلاعات جالب و جدید بسیاری آگاه خواهید شد.زحمت سخت ترین مرحله است. زمانی است که شما از اطلاعات جدیدی آگاه شده اید و بر اساس آن اطلاعات عمل می کنید. مقتدرانه ایستادن برای اولین بار یا یادآوری کردن به خودتان که پشت میزتان وول نخورید شاید در ابتدا خوشایند نباشد. ولی کاملا ارزشش را دارد که.....پذیرش. پذیرش مرحله آخر روند آموختن است. زمانی است که شما اطلاعات جدیدی را آموخته اید، بر اساس این اطلاعات عمل کرده اید، و آن را با روال عادی زندگیتان ترکیب کرده اید به طوریکه به نظر می رسد همیشه اینطور بوده اید.مغز شما یک ماهیچه است، همانطور که در باشگاه ماهیچه هایتان را پرورش می دهید، می توانید مغزتان را هم پرورش بدهید. شاید بعضی از مهارتها را سریع یاد بگیرید، درحالیکه بعضی ممکن است بیشتر طول بکشد. همه متفاوت هستند، پس عجله نکنید، آرام باشید و به تمرین ادامه دهید.در اصطلاحات آموزش زبان بدن، دو بخش اصلی در درک زبان غیرگفتاری وجود دارد: رمزگذاری و رمزگشایی.رمزگشایی: زمانی که اشاره ها کشف می کنید، رفتار غیرگفتاری دیگران را پیدا و مشاهده می کنید.رمزگذاری: زمانی که رمزگذاری می کنید، شما علائم زبان بدن را که می خواهید ارسال کنید را بهینه و تلفیق می کنید. بیایید با رمزگشایی رمزها شروع کنیم. در تصاویر زیر چه حسی را پیدا می کنید؟شاید متوجه یک تیم شاد یا چهره عصبانی شده باشید. شاید متوجه شده باشید که یکی غمگین است یا بدن گویای بزرگی دارد. می خواهم که به تشخیص رموز اطرافیانتان که در حال ارسال هستند عادت کنید. خبر خوب اینکه من در این کلاس به شما یاد خواهم داد که دقیقا دنبال چه بگردید. از خودتان سوال کنید: بر مبنای یک تا پنج، چقدر در خواندن زبان بدن دیگران موفق هستید (یک کمترین و پنج بهترین)؟رمزگذاری درباره توجه به درون و علائمی است که دارید ارسال می کنید است. وقتی که از یک برنامه یا پارتی آگاه می شوید بدن شما چطور عکس العمل نشان می دهد؟ موقع گفتگو چه قیافه ای به خود می گیرید؟ به نظر اعتماد به نفس دارید، یا عصبی به نظر می رسید؟ در این کلاس، شما از رموز غیرکلامی خودتان آگاه می شوید و در فرستادنشان مهارت پیدا خواهید کرد.از خودتان بپرسید: بر مبنای یک تا پنج، زبان بدنتان چقدر خوب است؟ چالش: طی بیست و چهار ساعت آینده به اشاراتی که ارسال می کنید توجه کنید.</description>
                <category>سید حمید میرغفوری</category>
                <author>سید حمید میرغفوری</author>
                <pubDate>Mon, 18 Feb 2019 06:02:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسرار زبان بدن بخش 1 از 10</title>
                <link>https://virgool.io/@SeiedHamid/bodylanguage-p5le4f8vq4rl</link>
                <description> نویسنده:  Vanessa Van Edwards زبان بدن ابرنیروی مخفی شماستاگر شما ابرنیرویی داشته باشید، چه می تواند باشد؟ شاید خودتان را تصور کنید که در اتاق پرواز می کند. یا شاید در فضا تله پورت می شوید. یا شاید نامرئی باشید. همه ما همانند بچه ها داشتن ابرنیروها را خیالپردازی می کنیم، ولی اگر بگویم که شما یک ابرنیرو دارید چطور؟زبان بدن ابرنیروی مخفی شماست. قابلیت خواندن و فهمیدن رفتار گفته نشده هم در خودتان و هم در دیگران به طور چشمگیری روش برخوردتان را تغییر خواهد داد. اسم من ونسا است و یک مرکز تحقیق رفتار انسان بنام علم بشر را اداره می کنم. هدف ما این است که به شما بیاموزیم چطور مردم از طریق نکات ساده قابل اجرا، امتحانات و آزمایش این کار را انجام می دهند - که بسیار جالب است.تحقیقات متوجه شده که 60 تا 93 درصد ارتباطات ما غیرگفتاری است - اینکه چطور چیزی را که می گوییم را بیان می کنیم. و بعلاوه، ارتباطات غیرگفتاری 12 تا 13 برابر قوی تر از استفاده از کلمات هستند.جالبه، نه؟ به آخرین باری که به یک نفر خبر خوبی را داده اید فکر کنید. شاید ترفیع گرفته اید یا در یک امتحان بیست گرفته اید یا بهترین غذافروشی مکزیکی را در خیابانتان پیدا کرده اید.دوست، همکار، یا همسرتان با گفتن &quot;عالیه&quot; عکس العمل نشان می دهد. اگرچه گفتن &quot;عالیه&quot; یک پاسخ قابل قبول گفتاری است، ولی زبان بدن آنها داستان دیگری را تعریف می کند. شاید چشمهایشان را به اطراف می گردانند یا رویشان را برمی گردانند یا دست به سینه می ایستند. این نوع عدم تجانس بین ارتباطات کلامی و غیرکلامی است که زبان بدن را بسیار مهم می کند. آن احساسات مخفی اطرافیانمان را آشکار می کند.همچنین شما می توانید از زبان بدن و ارتباطات غیرکلامی برای تغییر نگرش دیگران از خودتان استفاده کنید.پرفسور روانشناسی استفن سسی همین کار را کرد. او می خواست بداند که آیا زبان بدنش روی ارزیابی پایان ترم دانش آموزانش تاثیر می گذارد یا نه، پس یک کلاس را با زبان بدن عادی (به جرات می توان گفت کسالت آور) تدریس می کند و کلاس دیگر را با زبان بدن پرانرژی، که در روز چهارم درباره اش مطالب بیشتری را خواهید خواند. او کلاسهایش را از روی متن نوشته شده اجرا کرد تا مطلب ارائه شده دقیقا یکی باشد. نتیجه؟در کلاس زبان بدن پرانرژی اش، دانش آموزانش در تمام حوضه های ارزیابی او را بالاتر ارزیابی کرده بودند، من جمله دانش، در دسترس بودن، و سازماندهی. حتی محتوای کتاب درسی معرفی شده را بالاتر ارزیابی کرده بودند. زبان بدن استاد سسی حتی کتاب درسی را چشمگیرتر کرده بود!این یکی از نمونه های فراوان قدرت زبان بدن است، و من در روزهای آتی مطالب بیشری را به شما یاد خواهم داد.در ذیل نگاهی کوتاه به عناوین مطالبی که گفته خواهد شد می اندازیم:روز دوم: چه علائمی را شما ارسال می کنید؟روز سوم: قدرت حضورروز چهارم: قدرت زبان بدنروز پنجم: زبان بدن + جلب توجهروز ششم: از این میکروقیافه باخبر باشیدروز هفتم: با سر تایید کردنروز هشتم: غیرگفتاری های منفیروز نهم: با من متمایل شویدروز دهم: برنامه عمل برای زبان بدنتان</description>
                <category>سید حمید میرغفوری</category>
                <author>سید حمید میرغفوری</author>
                <pubDate>Sun, 17 Feb 2019 08:07:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایده های فلسفی که همه باید بدانند بخش 10 از 10</title>
                <link>https://virgool.io/@SeiedHamid/phylosophyideas-mtybmlobpyxe</link>
                <description>مجسمه سقراطلویاتانفیلسوف توماس هابز کتاب لویاتان را در سال 1651 چاپ کرد. لویاتن نام یک هیولای دریایی است که در کتاب عهد عتیق انجیل از آن نام برده شده. شاید هوبز کتابش را هم نام این موجود نامید تا نشان بدهد که نظم اجتماعی را شبیه یک شر واقعی می بیند.بعد از سرخوردگی از جنگ داخلی انگلستان، هابز زندگی تاریک مردم را که در شرایط ایزوله خودشان زندگی می کردند و تنها به امنیت و خوشی خودشان اهمیت می دادند به تصویر می کشد. این افراد همیشه با همدیگر می جنگند، پس همکاری غیرممکن است. هابز معتقد است که تحت شرایط فوق تنها روشی که جامعه می تواند به حیاط خود ادامه دهد وجود یک &quot;قدرت کلی که همه را مجبور به اطاعت کند&quot; است. در این کتاب لویاتان این کار را می کند.هابز از اسم لویاتان به عنوان سمبل قدرت استفاده می کند، و هم اکنون نیز این کلمه برای اشاره به قدرت کلی است که از حد خودش فراتر رفته است بکار می رود. از نظر هابز، همه غریزه عمل کردن بر طبق علایقشان را دارند، و همه علاقه دارند که دیگران با او همکاری کنند. این ترکیب تنها روشی است که می توانیم با آن شرایط جنگ و فقر را تغییر دهیم. ولی تغییر شرایط مشکل است چون باید بابت مجبور کردن قراردادهای بین افراد هزینه بپردازیم. پس چطور همه می توانند مطمئن باشند که نظم قراردادی باقی خواهد ماند؟ از نقطه نظر هابز، هیچ راهی جز چرخه خشونت وجود ندارد.امضای یک قرارداد به تمام ذی نفعان قرارداد حقوق و وظایف مشخصی را اعطا می کند. قرارداد بین مردم و حکومت استعاره ای برای توضیح مسئولیتهای شهروندان و حکومت در رابطه با یکدیگر بود. هابز پیشنهاد می دهد که مردم به یک قدرت برتر برای پیروی از مفاد قرارداد نیاز دارند. همه مردم بایستی  آزادیهایشان را برای گسترش صلح و همکاری محدود کنند. این کار با قراردادن یک نفر که قراردادها را با زور به اجرا درآورد عملی می شود. وقتی که شهروندان قبول کنند تا قدری از اقتدارشان دست بکشند، بنابراین نظم می تواند به یک جامعه نا امید، آورده شود.نقل قولهایی از هابز:کنجکاوی شهوت ذهن استاولین و بنیادی ترین قانون طبیعت جستجوی صلح و پیروی از آن است.چون متهم کردن نیاز کمتری به بلاغت دارد تا عذر آوردن و محکوم کردن و تبرئه کردن، که طبیعت بشر نیز چنین است،  پس متهم کردن بیشتر به عدالت شبیه است.</description>
                <category>سید حمید میرغفوری</category>
                <author>سید حمید میرغفوری</author>
                <pubDate>Sat, 16 Feb 2019 10:16:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایده های فلسفی که همه باید بدانند بخش 9 از 10</title>
                <link>https://virgool.io/@SeiedHamid/phylosophyideas-fxzr4r1yrywj</link>
                <description> جبر گراها و اختیارگراهاقدر که باور به آزادی اراده فوق العاده است، عمل کردن بهش مشکلاتی را ایجاد می کند. بشر نیاز دارد بین روح آزاد متصور و ایده های معرفی شده علم یک تعادل ایجاد کند. ایده جبرگرایی می گوید که هر وضعیت در جهان بخاطر یک چیز دیگر است، که بهمان ترتیب توسط یک عامل فعل و انفعالی که قبل از آن بوده ایجاد شده. ولی اگر اتفاق قبلی تمام رفتار و انتخابهای ما را تعیین می کند چطور آزادی اراده می تواند درست باشد؟ بعلاوه، در این صورت آیا ما مسئول اعمالمان هستیم؟ جبرگرایی ایده عمل کردن بدون قید و باقی ماندن به عنوان یک موجود اخلاقی را به چالش می کشد. این روش پاسخهای فلسفی محکمی را استخراج می کند، که مطلب زیر یکی از آنهاست.متخصصین این زمینه جبرگرایی را درست می دانند و معتقدند آزادی اراده یک خطای ادراکی است. یعنی، هر اتفاقی علتی دارد، و ما نمی توانیم طور دیگری عمل کنیم. بنابراین پاداش و جزا نمی توانند درست باشند. هرچند دیگر جبرگراها ترکیب آزادی اراده را با جبرگرایی را قبول دارند. آنها معتقد هستند که می توان علی رغم وقایع عادی قبلی متفاوت عمل کرد. این ایده به جبرگراهای معتدلتر درکی کافی از آزادی عمل را می دهد. آنها معتقد هستند که جبر برای کسانی که در انتخاب کردن مجبور نشده اند علت الزامی نیست. این مدل تصمیم گیری شامل قضاوتهای اخلاقی عرف می شود. اختیارگراها ، جبرگرایی را با آزادی اراده متضاد می دانند، و در نتیجه جبرگرایی را رد می کنند. ولی، همچنین آنها ادعای جبرگراهای نرم را که می گوید اگر ما حق انتخاب داشتیم می توانیم به گونه ای دیگر عمل کنیم رد نمی کنند. به این ترتیب، اختیارگراها به آزادی اراده اعتقاد دارند و نه به عملی که مقدر شده است. اختیارگراها، هنوز نیاز دارند توضیح دهند که چطور یک عمل به صورت مستقل رخ می دهد - بیشتر چطور یک واقعه که چیزی باعث اش نیست می تواند از اتفاقی بودن دوری کند چون در این حالت اتفاقی بودن و جبری بودن به یک اندازه پچیده هستند. شک گراها شک دارند که «عقیده که به سیاه چاله تشبیه اش می کنند» هسته اختیار گرایی باشد و اختیارگراها این ایده را ناشناخته می نامند، درحالیکه باقی دیدگاه ها دست کم تئوریهایی برایش دارند.</description>
                <category>سید حمید میرغفوری</category>
                <author>سید حمید میرغفوری</author>
                <pubDate>Tue, 12 Feb 2019 04:44:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایده های فلسفی که همه باید بدانند بخش 8 از 10</title>
                <link>https://virgool.io/@SeiedHamid/phylosophicalideas-y4cxvlyddju6</link>
                <description>  اعتقاد به عدالت خدااعتقاد به عدالت خدا نمایانگر تلاش برای استدلال اینکه چرا خدا، با فرض اینکه خدا خوب است، اجازه می دهد شر رخ بدهد. شر همه جا وجود دارد، ولی چطور خدا و شر می توانند با هم وجود داشته باشند اگر خدا قادر به گرفتن جلوی شر است؟ این معما معرف ایده مرکزی &quot;معمای شر&quot; است. معمای شر بزرگترین مانع کسانی است که به خدا اعتقاد دارند. وقتی که با فجایع روبرو می شویم اغلب سوال می شود &quot;چرا خدا اجازه داد این اتفاق بیفتد؟&quot; یافتن جواب برای این سوال مشکل می تواند ایمان افراد مومن را به چالش بکشد.آیا خدا نسبت به شیطان، شیطان واقعی بی توجه است، یا اینکه خدا وجود ندارد؟ صفاتی که در مسیحیت و یهودیت به خدا داده شده برای درک خدا بنیادی هستند، و دستکاری این صفات می تواند به معنای تغییر تصویر خدا شود. طبق باورهای سنتی، خدا از همه چیز که می توان آگاه شد آگاه است و به هر کاری که می توان انجام داد قادر است. بعلاوه اینکه خدا می خواهد همه خوبیها که ممکن است را انجام دهد.پس ممکن است متوجه بشوید که شیطان کجا تبدیل به مشکل می شود. بر اساس سه صفت فوق می توانیم بگوییم که اگر خدا از همه چیز آگاه است پس از تمام رنجهای کشیده شده هم آگاه است. و اگر خدا می تواند همه کار بکند پس می تواند جلوی رنج کشیدن را بگیرد. بعلاوه اینکه خداوند می خواهد کار نیک انجام دهد، پس خدا می خواهد تمام رنجهای فعلی و آینده را بگیرد.اگر هر سه ایده فوق واقعی باشند، و اگر خدا بر اساس سه عبارت اولیه بیان شده وجود داشته باشد، منطقی است که نتیجه بگیریم رنج نباید وجود داشته باشد، ولی دارد. و چون رنج وجود دارد، می توانیم بفهمیم که یا خدا وجود ندارد یا اینکه نمی تواند توسط سه عبارت فوق توصیف شود. پس، شیطان مشکلاتی را برای آنان که به خدا اعقتاد دارد ایجاد می کند. پس اگر شیطان وجود دارد، به این معناست که یا خدا شیطان را می بیند و نمی خواهد کاری درباره اش انجام بدهد. که با توجه به صفات ارائه شده برای خدا، این صفات به اندازه کافی برای توصیف خدا دقیق نیستند یا اینکه خدا به شکلی که مومنین اعتقاد دارند وجود ندارد.نقل قولها:آیا خدا می خواهد جلوی شر را بگیرد، یا اینکه قادر نیست؟ پس او ناتوان است. آیا قادر است یا نمی خواهد؟ پس او بدنهاد است. آیا او هم می خواهد و هم می تواند؟ پس شیطان از کجا پیداش شد؟ پس آیا او نه می خواهد و نه می تواند؟ پس چرا او را خدا می نامیم؟      اپیکوروسنمی توانم به خدایی معتقد باشم که می خواهد همیشه پرستیده شود.  فردریک نیچهترجیح می دهم طوری زندگی کنم که خدا وجود دارد و بعد بفهمم که وجود ندارد تا اینکه طوری زندگی کنم که وجود ندارد و بعد بفهمم وجود دارد.   آلبرت کامواحساس نمی کنم که مجبور باشم به همان خدایی معتقد باشم که به ما حواس، منطق و هوش را عطا کرده قصدش این بوده که ما از استفاده کردن آنها صرف نظر کنیم. گالیلهو اگر خدایی وجود داشت، فکر می کنم که خیلی بعید است که او چنان خودبینی داشته باشد تا از کسانی که به وجودش شک می کنند رنجیده خاطر شود   برتراند راسل</description>
                <category>سید حمید میرغفوری</category>
                <author>سید حمید میرغفوری</author>
                <pubDate>Fri, 08 Feb 2019 18:55:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایده های فلسفی که همه باید بدانند بخش 7 از 10</title>
                <link>https://virgool.io/@SeiedHamid/phylosophyideas-wwzsnjrwg5zm</link>
                <description>تیغ اکامتیغ اکام به بزرگداشت ویلیام اکام نامیده شده، فیلسوف قرن چهاردهم. تیغ اشاره به زدودن تمام پیش فرضها از یک تئوری که نیازی بهشان نیست دارد. همچنین به آن خساست هم می گویند، تیغ اکام روشی است که از یافتن روشهای پیچیده بیشتر برای توضیح حوادث پرهیز می کند درصورتیکه یک ایده ساده قبلا وجود داشته باشد. اگر بیش از یک توضیح وجود داشته باشد، تیغ اکام شما را به ساده ترینشان هدایت می کند.مثالی را در نظر می گیریم. شکلهای هندسی که با خم شدن شاخه های گندم و به ندرت گندم سیاه در زمینهای کشاورزی ایجاد شده اند، دایره هستند. وقتی اولین بار مشاهده شدند، در رسانه ها پیش فرضهای بسیاری درباره پیدایش آنها وجود داشت. بسیاری باور داشتند که آنها محل فرود موجودات بیگانه هستند یا توسط بشقاب پرنده ها این اشکال داخل زمینها ایجاد شده اند. ولی بشر با استفاده از طناب و دیگر وسایل این اشکال را ایجاد کرده بودند تا طرحهایشان را پیاده کنند.در اینجا به نظر تمام توضیحات در این اتفاق قابل استفاده بودند، ولی از کجا بدانیم کدام درست است؟ بدون تحقیق بیشتر می توانیم به طور عقلانی یکیش را انتخاب کنیم؟ طبق ایده تیغ اکام، ما می توانیم. این تئوری می گوید که ما باید ساده ترین جواب را که بیشترین معنا را می دهد را انتخاب کنیم.پس برای تئوری بشقابهای پرنده، ما باید باور کنیم که آنها وجود دارند تا تئوری درست باشد. ولی، هنوز یک دلیل واضح و قطعی برای وجودشان نداریم. ولی تئوری ساخته شدن آنها توسط انسانها، باید باور داشته باشیم که مردم قادر هستند که دیگران را سرکار بگذارند، یک رفتار عادی است. بنابراین، به طور عقلانی، ما تئوری که حقله های گندم یک شوخی ایجاد شده توسط بشر است را انتخاب می کنیم بخاطر اینکه ساده تر از دو پاسخ دیگر است. در این مورد، تیغ اکام، به خوبی جواب می دهد.تیغ اکام بخاطر اینکه برای حادثه فوق می تواند توضیحات بسیاری وجود داشته باشد نقد می شود. ولی ایده این نیست که همیشه ساده ترین راه درست است، بلکه ساده ترین راه بیشتر احتمال را دارد که درست باشد. پس، این قانون خوبی برای نتیجه گیری برای پیگیری است زمانی که سعی داریم بفهمیم نشانه های داده شده به کجا ممکن است ختم شوند.نقل قولهایی از اکام:توضیحی که کمترین پیش فرضها را دارد احتمال درست بودنش بیشتر است.اگر همه چیز برابر باشد، ساده ترین توضیح احتمال بیشتری دارد که پاسخ درست باشد.</description>
                <category>سید حمید میرغفوری</category>
                <author>سید حمید میرغفوری</author>
                <pubDate>Thu, 07 Feb 2019 06:41:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایده های فلسفی که همه باید بدانند بخش 6 از 10</title>
                <link>https://virgool.io/@SeiedHamid/phylosophyideas-aasxqjalohme</link>
                <description> پارادوکس دروغگوپارادوکس دروغگو زمانی شروع شد که اپیمنیدس یونانی اهل کرت گفت &quot;همه کرتی ها دروغگو هستند.&quot; نسخه ساده تر این ایده اینطور می شود &quot;این جمله غلط است&quot;، خودش غلط می شود اگر درست از آب در بیاید. اساسا، امکان ندارد بگوییم که آیا جمله درست است یا غلط. این نوع بیان به پارادوکس اپیمنیدس هم شناخته می شود.پارادوکس دروغگو در حقیقت گروهی از پارادوکسهای مرتبط است که روی درستی متمرکز شده اند. این عبارات مربوط به عرفها، اخلاقیات، یا مقاصد اجتماعی نیستند. در عوض، درباره این هستند که آیا خود جمله درست است یا خیر.هر پارادوکس دروغگو سه عنصر اساسی دارد. اول مسند درست است. مسند درست چیزی درباره موضوع جمله می گوید یا بیان می کند. بعد، پارادوکس دروغگو شاملی نوعی ارجاع به خودش هم می شود (مثلا من دارم دروغ می گویم). این ارجاع به خود می تواند به شکل یک حلقه باشد (جاییکه دو نفر صحبت می کنند و هر دو می گویند که نفر دیگر دروغگو است). و سرانجام، پارادوکس دروغ شامل نوعی گرفتن و رها کردن است. یعنی، مسند درست حقیقت را &quot;میگیرد&quot; یا حقیقت مسند درست را &quot;رها می کند&quot;.برتراند راسل می گوید &quot;هدف فلسفه شروع با چیزی خیلی ساده که به نظر می رسد ارزش صحبت کردن درباره اش را ندارد و رسیدن به چیزی چنان متناقض که هیچ کس نمی تواند باورش کند است&quot; (1918) ایده معرفی شده توسط یک پارادوکس برای ریاضیات بنیادی است چون اجازه می دهد موشکافی کنیم. ایده شامل طرح گروهی از عناصر است که شامل نوعی معیار و ضوابط می شوند، مثل تمام اعداد حقیقی بیشتر از یک یا مجموعه اعداد اول. بعد ما عملیاتی را انجام می دهیم تا قوانین دیگر را برای اعضای مجموعه کشف کنیم. اگر به صور فلسفی صحبت کنیم، مجموعه ها جالب هستند چون متخصصین متوجه شده اند که تمام ریاضی می تواند به طور کامل در تئوری مجموعه ها با استفاده از فرمولهای مجموعه ها فرموله بشود تا ریاضی را به شکلی کاملا منطقی درک کنیم.نقل قولهای از برتراند راسل&quot;دو انگیزه برای خواندن یک کتاب هست: یک از آن لذت ببرید، و دیگری بتوانید درباره اش پز بدهید.&quot;در میان تمام اشکال احتیاط، احتیاط در عشق شاید حیاتی ترین احتیاط برای خوشبختی واقعی باشد.ریشه واقعی مشکل در دنیای امروزی این است که احمقها کاملا مطمئن هستند و باهوشها پر از شک.ترسیدن از عشق ترسیدن از زندگی است، و کسانی که از زندگی می ترسند سه چهارم مرده هستند.و اگر خدایی وجود داشت، فکر می کنم که خیلی بعید است که او چنان خودبینی داشته باشد تا از کسانی که به وجودش شک می کنند رنجیده خاطر شودترجمه ایمیلهای آموزشی gohighbrow.com</description>
                <category>سید حمید میرغفوری</category>
                <author>سید حمید میرغفوری</author>
                <pubDate>Sat, 26 Jan 2019 05:03:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>20 اقتصاد برتر دنیا در سال 2018</title>
                <link>https://virgool.io/@SeiedHamid/20-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-2018-zfsf1jtwv7ru</link>
                <description>1 - آمریکا 19.3 تریلیارد دلار2 - چین 12 تریلیارد دلار3 - ژاپن 4.8 4 - آلمان 3.75 - انگلستان 2.66 - هند 2.67 - فرانسه 2.588 - برزیل 29 - ایتالیا 1.910 - کانادا 1.611 - کره جنوبی 1.512 - روسیه 1.513 - استرالیا 1.414 - اسپانیا 1.315 مکزیک 1.116 - اندونزی 117- ترکیه 0.818 - هلند 0.819 - عربستان سعودی 0.6820 - سویس 0.67منبع: https://www.investopedia.com/insights/worlds-top-economies/</description>
                <category>سید حمید میرغفوری</category>
                <author>سید حمید میرغفوری</author>
                <pubDate>Fri, 25 Jan 2019 11:13:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایده های فلسفی که همه باید بدانند - بخش 5 از 10</title>
                <link>https://virgool.io/@SeiedHamid/phylosophyideas-p8buqk1ifqu2</link>
                <description>  منطق ارسطو گری و ریاضیتا اواخر قرن ۱۹ علم منطق مسیری را طی کرده که ارسطو بیش از دوهزار سال پیش بنا نهاده. قیاس منطقی به عنوان روشی برای نتیجه گیری همه گیر شد. قیاس منطقی از دو بخش دو فرض و یک نتیجه تشکیل شده است. نتیجه مستقیما از دو پیش فرض به دست می آید. مثلا: همه انسانها فانی هستند، بشر انسان است، پس انسانها فانی هستند.مثال فوق یک بحث استنتاجی است. اینجا نتیجه گیری نتیجه منطقی پیش فرضهاست، و بحث به نظر معتبر است. وقتی که پیش فرضهای بحثهای منطقی درست هستند پس نتیجه گیری هم درست است. پایان بحث استنتاجی نمی تواند فراتر از حقایق موجود در پیش فرضها باشد. به همین ترتیب، کسی نمی تواند پیش فرضها را قبول داشته باشد ولی نتیجه را انکار کند.استنتاج استقرایی روش دیگری برای رسیدن به نتیجه از پیش فرضهاست. در بحثهای استقرایی، قانون عمومی با مشاهده جهان به دست می آید. مثلا، مشاهده تولید مثل حیوانات می تواند به این فرض برسد که همه پستانداران یک حیوان جوان می زایند.  این بحث به صورت استنتاجی درست نیست چون پیش فرض می تواند درست یا غلط باشد (مثلا بعضی پستانداران تخم می گذارند). پس، نتیجه گیری استقرایی فراتر از پیس فرضها می رود که بحثهای استنتاجی نمی روند. آنها تعمیم هایی هستند که برای پیش بینی یک خروجی بکار می روند.فیلسوف دیوید هیوم ادعا می کند که هیچ اساس معتبری برای استفاده از استقرا وجود ندارد. می گوید این مدل نتیجه گیری، به فرض اینکه آینده، گذشته را تقلید خواهد کرد اگر شرایط یکسان باشد متکی است. ولی هیچ چیز برای حمایت از آن وجود ندارد. متشابها، برخی سعی دارند استقرا را با توجه به موفقیت های گذشته ثابت کنند. ولی فرض اینکه چیزی همیشه درست باشد به موفقیت گذشته وابسته است، پس بحث در نهایت شکست می خورد. از نظر هیوم، بشر نمی تواند از نتیجه گیری استقرایی اجتناب کند، ولی اصرار دارد که این مدل فکر کردن منطقی نیست. هیوم ادعا دارد که &quot;مشکل استقرا&quot; بیشتر روی علم تاثیر منفی می گذارد، ولی در تعمیم بسیاری از جنبه های فکری کاربرد دارد.نقل قولهایی از ارسطو:شناخت خویش سرآغاز همه دانشهاست.نشانه یک ذهن تحصیل کرده این است که قادر است با یک فکر سرگرم بشود بدون اینکه آن را قبول کند.هیچ ذهن فوق العاده ای بدون کمی دیوانگی وجود ندارد.آموزش ذهن بدون آموزش دل اصلا آموزش نیست.همه می توانند عصبانی بشوند - ساده است، ولی عصبانی شدن از شخص درست و به اندازه درست در زمان درست و بخاطر دلیلی درست و به شکلی درست - در وجود هر کسی نیست و ساده هم نیست</description>
                <category>سید حمید میرغفوری</category>
                <author>سید حمید میرغفوری</author>
                <pubDate>Fri, 25 Jan 2019 04:20:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایده های فلسفی که همه باید بدانند - بخش 4 از 10</title>
                <link>https://virgool.io/@SeiedHamid/philosophyideas-vsx9kfmkzlzn</link>
                <description>عکس افلاطونگیوتین هیومفیلسوف دیوید هیوم در کتاب رساله طبیعت آدمی اش، فرمول کلاسیکی را به چیزی که هنوز سوال مرکزی فلسفه اخلاق است ارایه می دهد: چطور یک عبارت توصیفی (یک عبارت با است) اینقدر سریع به عبارتی تجویزی (یک عبارت با باید) تبدیل می شود؟ هیوم بحث می کند که این دو نباید اینقدر با همدیگر ارتباط نزدیک داشته باشند. یعنی او بحث می کند که یک عبارت «است» نمی تواند به نتایج مرتبط به اخلاق منتهی شود، که معمولا از این عبارات نتیجه گیری می شوند.به عنوان مثلا، این دو عبارت «است» را در نظر بگیرید ۱- سالی از پاول دزدی می کند. ۲- دزد به پاول آسیب می رساند. بسیاری به طور خودکار به این نتیجه گیری می رسند که سالی نباید از پاول دزدی کند چون سالی نباید به پاول آسیب برساند. اما هیوم بحث می کند که این نتیجه گیری خروجی منطقی این دو عبارت نیست. یعنی، او بحث می کند که بشر فرض منطقی که سالی نباید به پاول آسیب برساند را داخل نتیجه گیری می کند زمانیکه در حقیقت آن فرض منطقی وجود ندارد بجز بواسطه نوعی کد اخلاقی.ایرادی که هیوم به آن اشاره دارد درباره دو باور قوی متضاد است. اولا، بشر قبول دارد که در دنیای حقایق عینی زندگی می کند. از طرفی، اگر ما قضاوتهای اخلاقی بکنیم، ما چیزی درست درباره جهان را بیان می کنیم که درست خواهد بود صرف نظر اینکه چطور درباره اش فکر می کنیم. این باورها با قانون هیوم تضاد داشتند. هیوم از سنگینی کشفش آگاه بود و باور داشت که &lt;تمام سیستمهای عامیانه اخلاقی&gt; بایستی نابود شوند. ارتباط ناپیوستنی بین حقیقت و ارزشی که بشر نسبت به آن ابراز می کند، وضعیت ادعاهای اخلاقی را شک برانگیز می کند، و با همین روش به عنوان اساس فلسفه اخلاق استفاده می شوند.قانون هیوم (یا گیوتین بشر) معمولا با یک نظر شبیه ولی مجزا که توسط فیلسوف جرج ادوارد مور در کتاب اصول اخلاق (۱۹۰۳) عنوان شده تلفیق می شود. مور ادعا کرد که محققان اولیه مرتکب چیزی که او آن را &lt;باور غلط طبیعی&gt; می نامید شده اند. این ایده اشتباه گرفتن مفاهیم اخلاقی و طبیعی را دربر می گیرد. بنابراین &lt;خوب&gt; ممکن است با معنای مشابه &lt;لذت بخش&gt; اشتباه گرفته شود. اما مور ادعا کرد که فرد هنوز باید بپرسد که آیا لذت بخش خوب هم هست یا نه.نقل قولهایی از هیوم:&quot;دلیل برده اشتیاق است و باید تنها برده اشتیاق باشد.&quot;&quot;سوالات کهن اپیکور هنوز بی پاسخ مانده اند: آیا خدا می خواهد جلوی شر را بگیرد، یا اینکه قادر نیست؟ پس او ناتوان است. آیا قادر است یا نمی خواهد؟ پس او بدنهاد است. آیا او هم می خواهد و هم می تواند? پس شیطان از کجا پیداش شد؟&quot;&quot;خواندن، قدم زدن، لم دادن و دارو مصرف کردن که من به آنها فکر کردن می گویم والاترین خوشی های من هستند.&quot;&quot;فیلسوف باش ولی، میان تمام فلسفه ات همچنان انسان باش.&quot;ترجمه ایمیلهای gohighbrow.com</description>
                <category>سید حمید میرغفوری</category>
                <author>سید حمید میرغفوری</author>
                <pubDate>Thu, 24 Jan 2019 04:04:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیمی از زندگی نام ندارد</title>
                <link>https://virgool.io/@SeiedHamid/%D9%86%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-t0ykyh9sr0mu</link>
                <description>در اداره پست هستید و می خواهید یک بسته پر از لیوان را برای دوستی ارسال کنید. چون که بسته احتمال دارد هنگام حمل و نقل آسیب ببیند روی آن برچسب شکننده، شکستنی، یا با احتیاط حمل شود می چسبانید (با رنگ قرمز). حالا حالت کاملا متضاد شرایط فوق چیست، معنای واقعی متضاد شکننده؟تقریبا همه جواب می دهند متضاد شکننده ارتجاعی، مقاوم، سخت، محکم یا چیزی از این قبیل است. از طرفی اجسام محکم و قوی نه می شنکنند و نه بهبود پیدا می کنند، پس نیازی نیست که روی آنها چیزی بنویسید - تا بحال دیده اید که کسی روی بسته بنویسد محکم به رنگ سبز؟ منطقا معنای دقیق متضاد بسته شکننده باید نوشته شده باشد لطفا بی احتیاط حمل کنید!. محتویاتش نه تنها نمی شکند بلکه از تکان شدید و نوسانات شدید سود می برد! بسته شکننده بسته ای است که اگر آسیب نبیند در بهترین حالتش است و بسته محکم اگر در بدترین وضعیت باشد در بهترین حالتش است! پس متضاد شکننده چیزی است که کمترین آسیب را می بیند. ما به چنین بسته ای لقب نه شکننده می دهیم، چون لغت سختی بود ساخت لغت جدید الزامی شد، کلمه ای یک کلمه ای که معنای متضاد واقعی شکننده را بدهد در فرهنگ لغت نیست. چون نه شکنندگی بخشی از آگاهی ما نیست بلکه خوشبختانه بخشی از رفتار نیاکان ما، ابزار بیولوژیکی ما، و صفت موجود هر سیستمی است که زنده مانده است.برای اینکه ببینید چقدر این مفهوم با ذهن ما بیگانه است، آزمایش را تکرار کنید و در مهمانی بعدی کلمه متضاد واقعی برای شکننده را سوال کنید (خصوصا تاکید کنید که منظور شما دقیقا معکوس شکننده است چیزی که خاصیت و واکنش متضاد شکننده را داشته باشد) مگر اینکه آنها این کتاب را خوانده باشند. فقط افراد نیستند که اشتباه می کنند بلکه بخشی از دانش ماست که دچار سردرگمی است، اشتباهی است که در هر فرهنگ لغتی تکرار شده است. روش دیگری که می توانید به این موضوع نگاه کنید: از آنجا که متضاد مثبت منفی است و نه خنثی، متضاد شکنندگی مثبت بایستی شکنندگی منفی باشد (در حالیکه باید نه شکننده باشد) که معنای محکم بودن و نه شکنندگی را برساند. در حقیقت وقتی یکی مسئله را به صورت ریاضی می نویسد می گوید نه شکنندگی ، شکنندگی است که جلوی آن علامت منفی گذاشته شده است. این نقطه کور ظاهرا جهانی است. هیچ کلمه ای برای نه شکننده در زبانهای شناخته شده امروزی،  کهن ، و اصطلاحی نداریم. حتی ظاهرا زبان روسی و انگلیسی استاندارد بروکلین هم کلمه ای برای نه شکننده ندارند. برای نیمی از زندگی - بخش جذاب آن - ما نامی نداریم.ترجمه از کتاب: نه شکننده: چیزهایی که از بی نظمی گیرمان می آید اثر: نسیم نقولا طالب</description>
                <category>سید حمید میرغفوری</category>
                <author>سید حمید میرغفوری</author>
                <pubDate>Wed, 23 Jan 2019 17:38:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>10 وبلاگ برتر علوم داده</title>
                <link>https://virgool.io/dataio/10-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-ua2w6qcpu1d9</link>
                <description>منابع بیشماری برای علوم داده وجود دارد و فهرست کردن منابع خوب کمک خوبی است تا وقت کمتری برای پیدا کردن آنها تلف شود. این فهرست وبلاگهایی است که علاوه بر داشتن اطلاعات به روز خودشان منابع خوبی برای دسترسی به سایتها و داده های مختلف هستند1. Data Science Centralآدرس وب سایت : DataScienceCentral.comمرکز دیتا ساینس همان کاری را می کند که اسمش می گوید و منبعی است برای هر چیزی که به بیگ دیتا و علوم داده ارتباط دارد. سایت فعال است و تقریبا روزی دو مقاله دارد2. SmartData Collectiveآدرس وب سایت: SmartDataCollective.comمجموعه هوشمند داده - یک سایت کامیونیتی است که روی ترندهای هوش تجاری و مدیریت داده متمرکز است. 3. What&amp;amp;#x27;s The Big Data?آدرس وب سایت: WhatsTheBigData.comبیگ دیتا چیست؟ روشی متفاوت تر دارد و روی تاثیر رشد داده های بزرگ بر دنیای دیجیتال امروزی متمرکز است. در وبلاگ روی نحوه تاثیر بیگ دیتا از زندگی روزمره ما تا تکنولوژی، اقتصاد، دولت و قوانین صحبت می شود. برخی از اخبار را هم پوشش می دهد.4. No Free Hunchآدرس وب سایت: Blog.Kaggle.comاین سایت کمی با بقیه فرق دارد، و بیشتر به چیزی که در ذهن دانشمندان داده می گذرد توجه دارد، به علاوه دوره های آموزشی و اخبار. توسط سایت Kaggle اداره می شود که خودش منبع داده و مجری مسابقات علوم داده ای است.5. insideBIGDATAآدرس وب سایت:  InsideBIGDATA.comدرون بیگ دیتا روی یادگیری ماشین متمرکز است. مقالاتش دسته بندی شده است. همچنین وقایع، کار و تحقیقات و گزارش ها را در زمینه یادگیری ماشین فهرست کرده است. 6. Simply Statisticsآدرس وب سایت:  SimplyStatistics.orgسایت متمرکز روی آمار. روی آمار و ارتباطش با بیگ دیتا متمرکز است. مصاحبه های زیادی با متخصصان مرتبط دارد. 7. Datafloqآدرس وب سایت: Datafloq.comدیتافلاگ منبع خوبی برای بیگ دیتا و علوم دیتاست. وبلاگ روی جنبه های تجاری بیگ دیتا متمرکز است و اینکه چطور بیگ دیتا برای شرکتها کار می کند. روی عناوین روز مانند bloackchain و هوش مصنوعی مقاله می نویسد.8. Data Science 101آدرس وب سایت:  101.DataScience.Communityتوسط یکی از کارمندان مایکروسافت اداره می شود که از تجربیات خودش می نویسد و نکات و راهنما های خوبی دارد. 9. Dataconomyآدرس وب سایت: Dataconomy.comدیتاکونومی منبع دیگری برای دانشمندان داده است. اخبار مهم بیگ دیتا و ترندهای روز را پوشش می دهد ولی چیزی که آن را با بقیه متفاوت می کند فراهم کردن منابعی است که برای متخصص شدن در یک زمینه کاری است. 10. Data Science Reportآدرس وب سایت: StarbridgePartners.com/Data-Science-Reportمطالب تخصصی دارد و آرشیوی از منابع، مقالات، کتابها و ویدیوهای رایگان را دارد. موضوعات را می توانید فیلتر کنید. ترجمه از لینک زیر:https://www.tableau.com/learn/articles/data-science-blogs</description>
                <category>سید حمید میرغفوری</category>
                <author>سید حمید میرغفوری</author>
                <pubDate>Wed, 23 Jan 2019 05:39:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایده های فلسفی که همه باید بدانند - بخش 3 از 10</title>
                <link>https://virgool.io/@SeiedHamid/phylosophyideas-swon0chsl2xk</link>
                <description>مجسمه افلاطونغار افلاطون فرض کنید تمام عمرتان در یک غار زندانی بوده اید. دستان و ‍‍‍پاهایتان بسته شده اند و سرتان طوری قرار داده شده که فقط می توانید روبرو را نگاه کنید. بواسطه آتشی دائمی سایه هایی روی دیوار ایجاد شده اند که تنها چیزی است که شما و هم سلولی هاتان دیده اید و تنها ایده ایست که می توانید درباره اش بحث کنید.فیلسوف افلاطون، این تمثیل را در کتاب تمثیل غار بکار می برد. در این تئوری، او حالت ایده آل و مجری اش (شهریاران فیلسوف) را بررسی می کند. یعنی، افلاطون قانون یک فیلسوف را اصلاح می کند و از غار به عنوان مثال استفاده می کند.مفهوم افلاطون از دانش پیچیده است و لایه های زیادی دارد. مثلا، اگر بندهای شما آزاد شوند و شما بتوانید در غار حرکت کنید، ابتدا از دیدن آتش شگفت زده خواهید شد. کم کم شروع به درک اینکه چطور سایه ها به وجود می آیند می شوید. سرانجام، از غار آزاد می شوید و می توانید مشاهده کنید که چطور خورشید دنیا را روشن می کند، که خودش سطح جدیدی از درک است.غار اشاره بر &quot;قلمروی شدن&quot; است، بخشی از تجربه ما که هیچ چیز کامل نیست. زندانیان زنجیر شده به همه مردم اشاره دارد، که دیدی محدود دارند، زمانی که زندانی قادر به حرکت در غار می شود، درک بهتری از واقعیت پیدا می کند. فراتر از آن، جهان بالای غار &quot;قلمروی بودن&quot; است یا جهان حقیقت که دانش در آن سکنی کرده.از نظر افلاطون، دانسته بایستی زلال، کامل و همیشگی باشد. ولی، هیچ چیز در دنیای حیاط داخل غار شامل این تعریف نمی شود. افلاطون قلمروی دیگری را پیشنهاد می دهد (خارج از غار) که کامل و تغییر ناپذیر است. افلاطون سلسله مراتب دانش را پیشنهاد می دهد. بالاترین &quot;شکل خوب&quot; است (خورشید)، که معنای نهایی باقی اشکال را ایجاد می کند و اساس وجودشان است.نقل قولهایی از افلاطون:&quot;مهربان باش، چون هركس را كه مي بيني درگير نبردي دشوار است&quot;&quot;افراد دانا صحبت می کنند چون چیزی دارند که بگویند، احمقها صحبت می کنند چون باید یک چیزی بگویند&quot;&quot;داشتن حکومتی شریر هزینه ای که مردان خوب بابت بی تفاوتی شان به نیاز عمومی می پردازند&quot;&quot;هرگز هیچ کس را دلسرد نکن....کسی که به طور مداوم پیشرفت دارد، مهم نیست که چقدر کم&quot;&quot;من عاقلترین مرد زنده هستم، چون یک چیز را می دانم، اینکه هیچی نمی دانم.&quot;ترجمه ایمیل های آموزشی gohighbrow.com</description>
                <category>سید حمید میرغفوری</category>
                <author>سید حمید میرغفوری</author>
                <pubDate>Wed, 23 Jan 2019 04:46:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایده های فلسفی که همه باید بدانند - بخش 2 از 10</title>
                <link>https://virgool.io/@SeiedHamid/phylosophyideas-yjlzbojzkvjd</link>
                <description>مجسمه افلاطون امر مطلقاز نقطه نظر فیلسوف آلمانی امانوئل کانت، دروغ گفتن هرگز یک گزینه نیست، حتی وقتی که تصمیم مربوط به مرگ و زندگی باشد. طبق نظر کانت، گفتن حقیقت بخش بنیادین اخلاق است. این تمرکز روی وظیفه به همراه امر مطلق بنیادی، اساس سیستم باور کانتی را تشکیل می دهد.اصول اخلاقی کانتی سیستمی از اخلاقیات بر اساس مسئولیت پذیری استوار است، که بر متفکران اخلاقی که نظراتش را گسترش داده اند تاثیر فوق العاده ای گذاشته است.  یک امر مطلق عبارتی است بدون هیچ شرطی. وابسته به پیامدهای هیچ عمل دیگری نیست، فرمانی است که فقط باید از آن پیروی شود. مثلا، یک قانون عمومی هست که هیچ کس نباید دزدی کند. ولی، مثلا بعضی ممکن است بحث کنند که اگر دزدی تنها گزینه برای نجات دادن یک بچه از گرسنگی باشد مستثنی است. اما از نظر کانت، هیچ استثنایی وجود ندارد. قانون این است که هیچ کس نباید دزدی کند، پس هیچ کس نباید تحت هیچ شرایطی دزدی کند.قاعده کلی کانت در اصل این بود &quot;شخص باید همواره چنان عمل کند که گویی شیوهٔ عمل او قانون فراگیر طبیعت خواهد شد.&quot; به این ترتیب، یک عمل اخلاقا مجاز است اگر با قانونی مطابقت داشته باشد که برای تمام افراد روی زمین قابل اعمال باشد. مثلا، قاعده مرتبط به احتمال اجازه به دروغ گفتن را در نظر بگیرید. اگر همه در همه حال اجازه داشتند که دروغ بگویند، این خود زنی خواهد بود، هیچ کس قادر نخواهد بود به هیچ کس دیگری اعتماد کند و جامعه از هم خواهد پاشید. کانت نتیجه می گیرد، پس هیچ کس نباید دروغ بگوید چون اگر همه دروغ بگویند جامعه از هم خواهد پاشید.همچنین کانت معتقد بود نباید افراد با همدیگر به عنوان وسیله ای برای رسیدن به یک هدف رفتار کنند. درعوض ، باید با هر شخصی به عنوان هدف نهایی رفتار شود. به طور کلی، نظریه های کانت به عنوان شکلی از &quot;فلسفه نقدی&quot; شناخته می شوند.نقل قولها از کانت:ما با دارایی هایمان ثروتمند نیستیم بلکه با کارهایی که می توانیم بدون ثروت انجام بدهیم.کسی که با حیوانات بی رحم است با انسانها هم بی رحم می شود. می توانیم قلب یک نفر را با رفتارش با حیوانات قضاوت کنیم.دو چیز ذهن را با شگفتی و تعجب افزاینده همیشگی پر می کند، ذهن کنجاو اغلب اوقات و خیلی شدید به سمت آنها کشیده می شود: آسمان پر ستاره بالای سرم و قانون اخلاقی درونم.تمام آگاهی ما با حواس شروع می شود و با ادراک پردازش می شود و با نتیجه گیری پایان می یابد. هیچ چیز بالاتر از نتیجه گیری نیست.هر قدر سرمان شلوغ تر باشد همانقدر بیشتر احساس می کنیم که زنده هستیم، و بیشتر نسبت به زندگی آگاه تر می شویم.ترجمه ی ایمیلهای آموزشی gohighbrow.com</description>
                <category>سید حمید میرغفوری</category>
                <author>سید حمید میرغفوری</author>
                <pubDate>Tue, 22 Jan 2019 05:24:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایده های فلسفی که همه باید بدانند - بخش 1 از 10</title>
                <link>https://virgool.io/@SeiedHamid/%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-1-%D8%A7%D8%B2-10-i9bcccltvmkr</link>
                <description> فکر می کنم پس وجود دارممجسمه سقراط“Cogito, ergo sum” عبارتی لاتین است و معنای آن &quot;فکر می کنم، پس وجود دارم&quot; است. در قرن 17 اولین  بار رنه دکارت این ایده پیچیده را مطرح کرد. در آن زمان او جزو افراد پیشرویی بود که پیشاپیش موج علمی که به سمت اروپا حرکت می کرد قرار داشت و اغلب از او بنام پدر فلسفه مدرن یاد می شود. این ایده پیشرو برای دور ریختن افکار سنتی که علوم قرون وسطایی را احاطه کرده بودند بود. در دوران قرون وسطی، متفکرین بزرگ سعی داشتند علوم را تنها بر اساس حس بنا نهند. دکارت به این شیوه علاقه مند بود چرا که باور داشت علوم &quot;در معرض شک&quot; (قابل شک کردن) است. بجایش، دکارت ایده متضادش را مطرح کرد &quot;شیوه شک&quot;. با استفاده از این شیوه، او هر چیزی که مستعد کوچکترین شکی بودند را غلط در نظر می گرفت. گفته &quot;فکر می کنم پس هستم&quot; بنیان این تئوری اش بود.او فکر کرد که هیچ شکی وجود ندارد که او وجود دارد، پس باید یک اتفاق کاملا قطعی وجود داشته باشد. او این ایده را در کتاب تاملات دوم اش (Second Meditation) توضیح داد. کتاب را به صورت نقل قول شخص اول می نویسد، ولی از خواننده می خواهد که سعی کند همراه با او بیاندیشد تا بتوانند منطق پشت تئوری معروفش را درک کنند. در کتاب اولش، توضیح می دهد که تمام حواس در معرض شک هستند، پس قابل اتکا نیستند. در حقیقت، این باورها را غلط درنظر می گیرد، نه اینکه فقط غیر قابل اتکا.ولی در کتاب دومش، می خواهد به خواننده نشان بدهد که با اینکه تمام ادراکات حسی غلط هستند، به این معنا نیست که شخص وجود ندارد، که می تواند نتیجه منطقی اگر تمام حواس نادرست باشند است. توضیح می دهد که اگر مردم می توانند فکر کنند، پس باید وجود داشته باشند (حتی اگر نتوانند ببینند، بشنوند، حس کنند یا بوی را حس کنند). علی رغم اینکه خواننده چه چیزی را درست و غلط می انگارد، این حقیقت که او دارد فکر می کند نشانه ی این است که او وجود دارد. نقل قولها:خواندن تمام کتابهای خوب شبیه گفتگو با بهترین مردان قرون گذشته است.اگر شما یک جستجوگر واقعی حقیقت باشید، لازم است که دست کم یک بار تا آنجا که ممکن است به همه چیز شک کنید.عقل سلیم بیشترین ماده اولیه است که در جهان تقسیم شده است، چون همه بر این باورند که به اندازه کافی دارند.ترجمه از Highbrow.com</description>
                <category>سید حمید میرغفوری</category>
                <author>سید حمید میرغفوری</author>
                <pubDate>Mon, 21 Jan 2019 13:21:29 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>