<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Saye</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Sep2000</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:45:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/816189/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Saye</title>
            <link>https://virgool.io/@Sep2000</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:هنر خوب زندگی کردن</title>
                <link>https://virgool.io/@Sep2000/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-bjjjvsmbgf05</link>
                <description>کتاب خوب زندگی کردن اثر رولف دوبلیاین کتاب رو اول به خاطر قولی که به یک دوست دادم شروع کردم به خوندنش و به خاطر چالش طاقچه تصمیم گرفتم در موردش در ویرگول بنویسم ؛ چی از این بهتر؟!خب همونطور که از سایر نوشته هام پیداست من اصلا فن چنین کتاب هایی نیستم ، کتاب هایی که صرفا در مورد یسری از باید ها و نباید های زندگی صحبت می کنند و شاید چند داستان کوتاه هم در خلالشون داشته باشند ؛ البته که نمیشه منکر جذابیتشون شد ؛ چون هر کتابی برای خودش دیدگاه و دنیایی داره که مخصوص به خودشه و با خوندن ان کتاب میشه در دنیای جدیدی قدم زد که هیجان انگیزه.پس چون این اولین کتابی هست که در این حوزه میخوندم نمیتونم با بقیه کتاب ها مقایسش کنم ولی شاید بتونم کمی در موردش صحبت کنم.به نظرم اولین چیزی که این نوع کتاب ها رو ارزشمند می کنه به غیر از محتوای درونی آن ، نویسندش هست نویسنده موفق در زندگی کاری و شخصی خودش میتونه نماد و الگوی موفقی باشه و ما رو به خوندن کتابش تشویق کنه ؛ پس بریم ببینیم رولف دوبلی چه کسی است؟رولف دوبلی(Rolf Dobelli) متولد سال ۱۹۶۶، نویسنده، رمان‌نویس و کارآفرین سوئیسی است. او فارغ‌التحصیل ام‌بی‌ای و دکتری فلسفهٔ اقتصاد از دانشگاه سنت گالن سوئیس است به گفته خودش در مقدمه کتابش در حال حاضر دانش آموخته ای در زمینه علوم روانشناختی ، اجتماعی و روانشناسی نیز هست. دوبلی از مؤسسان getAbstract، پلتفرم فراهم آورندهٔ خلاصهٔ کتاب و همچنین بنیاد World Minds است.و در مورد زندگی شخصی این نویسنده هم اطلاعاتی در دسترس نیست.این کتاب دارای حدودا 99 خطایی هست که ما در زندگیمون به صورت رایج انجام میدیم و دارای مثال های متعددی در انواع شغل ها و زمینه ها هست که میتونه فهم مطلب رو بهتر کنه(البته بگذریم از محدود پاراگراف هایی که نامفهوم بود که شاید خطای مترجم کتاب بوده&quot;الله اعلم&quot; در کل اما میشه گفت متن کتاب روان بود)نمیشه از این نوع کتاب ها انتظار کشش داشت جوری که بی صبرانه برای خواندنش له له بزنی ولی کتاب خسته کننده ای هم نبود.من حدودا در یک روز و نیم این کتاب رو تموم کردم اما میدونم برای اینکه نتیجه بده باید هربار بخونم پس میشه گفت میتونه از کتاب های روتین کتابخونم باشه. به نظر من برای گرفتن نتیجه بهتر از این کتاب بعد از خواندن کل آن بهتر است که دوباره ان خطای اول شروع به خواندن کنین و بعد از هر خواندن هر خطا سعی کنید آنرا در زندگی کاری و شخصی خود به کار ببرید و بعد از موفقیت در حذف آن خطا ، شروع به حذف خطای بعدی کنید تا تاثیرش را در زندگیتون مشاهده کنید.البته که این 99 خطا نمیتونه کل خطای زندگیمون باشه پس اگر هربار از یه خطا ضربه دیدین شروع کنید به نوشتن آن و لیست خطاهای خودتون رو بسازین و این دقیقا طرز شکل نوشته شدن کتاب هنر خوب زیستن بوده شاید خطاهای شماهم یک روزی منتشر شد.طبق صحبت های خود دوبلی در کتاب :&quot;اون چیزی که مشهوره و تعداد زیادی از مردم از آن تعریف میکنند دلیلی برای خوب بودن آن نیست&quot; ولی ما این خطا را زمانی متوجه خواهیم شد که کتاب را خریداری کردیم. که اینم از هوش نویسنده هست.حس و حال خوندن من بعد از این کتاب کلا همین شده بعد از هر صحبتی به ذهنم میاد الان دچار کدوم خطاها شدم و انگار دچار یک نوع وسواس خطا شدم (در طول خواندن کتاب هم همین بود به یاد تمام خطاهایی که در گذشته داشتم و یا الان دارم مرتکب خطا میشم میوفتادم ) پس اگر از زندگیتون راضی هستین و با خطاهای مکررتون مشکلی ندارین میتونین به راحتی از کتاب بگذرین ولی اگر میخایم هر روز یک قدم به موفقیتتون نزدیک بشید و اعتیادتون به موفقیت هست میتونین درجه خطا هرروزتون رو با این کتاب کاهش بدین.در آخر خوشحال میشم باهم به بعضی از هایلایت های من از این کتاب نگاهی بندازیم:به چیزی وابسته نباشید و به آن نچسبید . دارایی های خود را در نظر بگیرید و این را بدانید که جهان ؛ به طور موقت به شما اعطا شده است. لذا به خاطر داشته باشید که میتواند این را در یک چشم بر هم زدن از شما بگیرد.وقتی از گزینه ای محروم میشیم ناگهان آنرا بیشتر جذاب تصور میکنیم.ما باید مراقب باشیم که از یک تجربه ؛ آنچه را که به خرد و خردورزی ربط دارد ، بیاموزیم و در همان جا متوقف شویم ، مبادا مثل گربه ای باشیم که روی اجاق گرم قرار گرفت . او هیچگاه دوباره روی یک اجاق گرم نمیشیند که این خوب است؛ اما او هرگز دیگر روی یک اجاق سرد هم نمیشیند. https://taaghche.com/book/28190 </description>
                <category>Saye</category>
                <author>Saye</author>
                <pubDate>Mon, 18 Jul 2022 21:44:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه:«راهنمای کهکشان برای اتواستاپ زن ها»</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D8%B2%D9%86-%D9%87%D8%A7-yh27xz9uzbzv</link>
                <description>چالش این ماه  که در مورد کتابی از آینده بود که خود طاقچه این کتاب را پیشنهاد داده بود.کتاب راهنمای کهکشان برای اتواستاپ زنها اثر داگلاز ادمز هستاولین کتابی بود که از این نویسنده خوندم و اوایلش خیلی گیج کننده بود تا اواسطش فقط یکسری اطلاعات پراکنده بهمون میداد از نقاط ضعف دیگه ای که از این کتاب به نظرم اومد برعکس خیلی از کتاب های خارجی دیگه توصیفات زیبایی نداشت یا اگر هم داشت ب صورت تخصصی و بسیار خیالی بودمثل اینکه نویسنده اونجا بوده به عنوان یه دانشمند کامل و فقط بیاد بگه سفینه مدل چند رو دیدم خب ما هیچ تصویری از این سفینه نداریم برای همین من نتونستم اونجور که باید و شاید برای خودم تصویر سازی کنمیکی دیگ از اشکالاتی ک ب نظر من اومد انتهای بی سرو تهش بود برخلاف بقیه کتابهایی خارجی که میخونم ودر حین خوندن جذاب نیستن ولی وقتی تموم میشه میگم واو عجب چیزی بود خوب شد خوندمش ولی برای این کتاب اصلا چنین حالتی نداشتم وقتی تمام شد گفتم خب که چی؟ هدف کتاب چی بود؟ چی رو میخاست بیان کنه؟! و راستش ب جواب نهایی نرسیدم و وقتی رفتم نقدش رو خوندم دیدم که این کتاب اولین جلد از مجموعه پنج جلدی ب همین نام هست پس شاید یکی از دلایلی ک فکر میکردم پایان پوچی داره اینه ک بازم ادامه داره و من بقیه جلداش رو نخوندمخب دست از شر نقاط ضعفش بردارم برم سراغ خلاصه داستاناولین چیزی که من دوست داشتم بدونم معنی اتواستاپ زن بوداگر شما هم مثل من این کلمه براتون جدیده این معنی میتونه ی پیش زمینه بده برای شروع کتاباتواستاپ زن ها دقیقا افرادی هستند ک کنار خیابان می ایستند و از ماشین ها میخوان که اونها رو تا جایی برسونن و در این کتاب ما دقیقا با افرادی سروکار داریم ک این کارو میکنن اما در جهان بزرگتری به نام کهکشانشاید دوست داشته باشید بدونید که معنی اسم کتاب چیه؟ خب اتواستاپ زن ها را تعریف کردیم راهنمای کهکشان برای اتواستاپ زن ها در واقع یک کتاب دایره المعارف برای اتواستاپ زن های کهکشان است که تمامی گونه ها و موارد لازم برای سفرهای کهکشانی توضیح دادهخب این در واقع در مورد موجود فضایی هست به نام فورد ک برای مدت ۱۵ سال در زمین توقف کرده یا به اصطلاح بهتر گیر کرده و چون هیچ سفینه ای از محدوده زمین رد نمیشه نمیتونه ب سیاره خودش برهو در این مدت با آرتور دوست میشهداستان از روزی شروع میشه ک فورد از دستگاه های فضاییش پیام دریافت میکنه و میفهمه که تیم بزرگراه سازی کهکشان برای ساخت یه گذرگاه میخاد  زمین رو منفحر کنهدر طرف دیگه هیچ زمینی ای که آرتور هم جزوشونه حتی روحشونم خبر نداره میخاد چه اتفاقی بیوفته براشون و تیم بزرگراه سازی شهر هم میخاد برای احداث یه جاده خانه آرتور رو از بین ببرهارتور اجازه نمیده و اظهار بی اطلاعی میکنه اما مسئول بهش میگه که در سازمان اطلاعاتش موجوده (درصورتی ک چیزی به خود ارتور ابلاغ نشده) و اگه اعتراضی داشته میتونسته بگهفورد ب خونه ارتور میاد که از شرایط با خبرش کنهدر همین موقع صدایی کل زمین رو فراگرفته ک ب دست جاده سازی کهکشان باید سیاره شما از بین بره و مردم زمین ک اظهار بی اطلاعی میکنند مسئول گوشزد میکنه ک اطلاعیشو داخل وزارت خانه کهکشان میتونستن ببینن و من به کاربرد این ضرب المثل پی بردم که &quot;دست بالای دست بسیاره&quot;در نهایت فورد وقتی برای توضیح ب آرتور نداره و فقط به همراه آرتور یه اتواستاپ زن به یکی از نزدیک ترین سفینه ها میزنه و اینطوری میشه ک سفر و ماجراجویی این دو آغاز میشه...حال آرتور خوب نیست چون نابودی سیاره را به چشم دیده و فقط خودش از گونه خودش باقی مانده و با یک محیطی سر و کار داره که واقعاً براش جدید هست قبلا اصلا نمی دونست که وجود داشته (مثل خیلی از ماها که هنوز هم بر این باوریم که ما در جهان هستی تنها هستیم )  در همین زمان متوجه میشه که فورد درواقع شغلی داره که باید مطالب کتاب راهنمای کهکشان رو آپدیت کنه و برای همین در حال سفر کردن بودهدر انتهای سفرشون به یک سیاره می رسند که اتفاقات اصلی و مطالب اصلی قابل توجه به نظر من درون سیاره اتفاق افتادبه نظر من این کتاب می تونه تا حدی دید شما رو به کهکشان تغییر بدهیم که شاید اونجور که ما فکر می کنیم ما مرکز اصلی و خورشید جهان نیستیم و ممکنه که ماتریس شبیه سازی شده  که موجودات دیگر سفارش دادند قرار گرفته باشیم.نمیتونم بگم پیشنهاد می کنم یا نه چون سلایق فرق داره و حتی ممکنه اون چیزی که من از کتاب نتونستم دریافت کنم رو شما بتونید به بهترین وجه ممکن بیان کنید.همونطور که میدونید در  تاریکترین سیاهی ها میشه  نور رو پیدا کرد پس در این کتاب هم جملاتی بوده که من بهشون علاقه پیدا کردم از بهترینش این جمله هست:&quot;اما من همیشه میگم احتمال اینکه آدم بفهمیم واقعا تو دنیا چه خبره اینقدر کمه که بهترین کار اینه که آدم بگه &lt;ولش کن &gt; و به کار خودش برسه&quot; https://taaghche.com/book/51710 </description>
                <category>Saye</category>
                <author>Saye</author>
                <pubDate>Fri, 21 May 2021 14:24:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب خوانی طاقچه:قلعه حیوانات</title>
                <link>https://virgool.io/@Sep2000/%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B2%D8%B1%D8%B9%D9%87-%D8%AD%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-bcyxnr5dkxql</link>
                <description>کتاب قلعه حیوانات یا مزرعه حیوانات نوشته جورج اورول در طول جنگ جهانی دوم نوشته شده و مثل ۱۹۸۴ کتابی با موضوع جامعه هست که به طور سمبلیک اتفاقات یک جامعه رو بهمون نشون میده...این کتاب خیلیی شبیه دنیای امروزیه یا حداقل دنیایی ک من میبینمش.کتاب با خواب یکی از حیوانات شروع میشه و رویای فردایی بهتر و ازادتر و آرمانی ک صاحب همه اموال حیوانات باشند رو در ذهن اونها میکاره.چند وقت بعد، اون حیوان ک یک خوک پیر بود مرد ولی اون فکر از ذهن حیوانات اون مزرعه بیرون نرفت.تا اینکه سرانجام همه باهم متحد شدند و مالک مزرعه مانر ، آقای جونز رو از مزرعه بیرون انداختن.اولش همه چی خوب بود همه باهم مهربون بودن باهم برای مزرعشون هفت تا قانون نوشتن حتی باهم برای مزرعشون مقابل انسان جنگیدن اما کم کم اوضاع تغییر کرد.اسنوپال یکی از خوک هایی ک بسیار باهوش بود و به فکر پیشرفت مزرعه بود رو با تهمت از مزرعه بیرون انداختن.و به جای اسنوپال ، ناپلئون به عنوان رئیس تعیین شد.کم کم ناپلئون سگ هایی رو تربیت کرد و جامعه ب اصطلاح جمهوری اونها ک بر پایه رای گیری بنا شد ب جامعه دیکتاتوری تبدیل شد.قانون از همه با هم برابر اند  به قانون همه باهم برابرند ولی بعضی برابر ترند تغییر پیدا کرد پس بینشون اختلاف طبقاتی به وجود اومد.سود فراورده های حبوانی که قرار بود بین همه حیوانات تقسیم بشه فقط به خوک ها تعلق گرفت.مهمترین قانونشون ک چهارپا خوب دوپا بد از بین رفت چون ناپلئون تصمیم گرفت روی دوپا راه بره!!!داخل رمان قلعه حیوانات میتونید زوال یک جامعه و یک ارمان رو ذره ذره و با گوشت و پوستتون حس کنید:(اینه ک چطور طمع میتونه باعث بشه شخصیت از بین بره و به پست ترین شخصیت ممکن برسه!!چطور بی سوادی و جهل میتونه یک جامعه رو نابود کنه:(و چطور تعصب میتونه ظلم رو پایدار کنهT_Tمن جنگ جهانی رو ندیدم امااین کتاب رو میتونم به ایران امروزی هم تشبیه کنم....ما همه حیوانات این مزرعه هستیم ک گذشته رو به یادنمیاریم با تاریخ بیگانه ایم پس حاکم جامعه میتونه هر بلایی دلش میخاد سر ما بیاره چون ما فراموش میکنیم نسبت به قبل چطور بودیم.یه سری هم شبیه گوسفندای مزرعن میپرسید ویژگیشون چیه ؟ توی کتاب گدسفندا هر زمان که بقیه حیوانات میخاستن اعتراض کنند به وضعیت موجود با بعشون جلوشو میگرفتند با بعشون جلوی سخنرانی حاکم خوبه میایستادن خب یسریا اینجورین دیگ....این کتاب رو از منظر های دیگ هم میشه بررسی کرد:تفاوت استبداد داخلی با خارجیب نظر من وقتی حیوانات اسیر استبداد خارجی بودن اوضاع بهتری داشتن اما وقتی ک حاکمیت ناپلئون شروع شد هیچ حیوانی به ذهنش خطور نمیکرد هم نوع خودش بتونه در حقش این همه بد کنه نمیتونه هم نوعش رو بفرسته سلاخ خونه-_-ب نظر من وقتی یک هم نوع این کارو انجام بده خیلی دردناکتره تا یک بیگانه!در کل کتاب به من یاد داد تا مردم عوض نشن هرچه حکومت بیاد و بره از این حکومت به اون حکومت وضع بهتر که نمیشه هیچ بدترم میشه پس خودمون باید با افزایش دانش و آگهی با افزایش شجاعت و زدودن تعصب های بیهوده جامعه بهتری بسازیم جامعه ای که کسی جرئت نکنه زور بگه و خودش ب تنهایی نوشیدنی بخوره..در آخر این رمان رو به همه دوستداران ژانر سمبلیک سیاسی و اجتماعی پیشنهاد میکنم (البته پیشنهاد کردنم نداره هممون میدونیم چه شاهکاریه)اینم لینک کتابی که من خوندم داخل طاقچه لذت ببرید https://taaghche.com/book/29878 </description>
                <category>Saye</category>
                <author>Saye</author>
                <pubDate>Mon, 19 Apr 2021 22:57:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این اولین بارمه....</title>
                <link>https://virgool.io/@Sep2000/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%87-jmevntpt1kh1</link>
                <description>عید امسال اولین باری بود که با ویرگول آشنا شدم از کجا؟ از چالش کتاب خوانی طاقچهو باورم نمیشه الان دارم داخلش مینویسم برخلاف همه من همیشه از اولین ها بدم میومده چون سختترین دفعس(راسیاتش میترسیدم ازش)اینه که کلی بعد از اینکه کتابی ک باید فروردین تموم میکردم رو به پایان رسوندم الان اینجام و دارم مینویسم خب چرا باید بنویسم چون من عشق کتاب خوندنم و اگه سه ماه خلاصه کتابایی ک میخونم رو بنویسم جایزه ی خوبی داره واسمالبته نویسندگی رو هم دوست دارم اما هیچ وقت موقعیتش پیش نیمده ک بخوام بنویسماولین پستمه اولین نوشتمه دلم میخاست درباره خودم باشه و احساسم... ک اگر بعدها نگاه به قبلم نگاه کردم با این نوشته بتونم حس و حال اولین بار نوشتنمو به یاد بیارم...</description>
                <category>Saye</category>
                <author>Saye</author>
                <pubDate>Sun, 18 Apr 2021 20:47:46 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>