<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سید رضا رضوی تبار</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Seyed_razavi_ir</link>
        <description>بنیانگذار کجاموز اولین پلتفرم آموزش حضوری کشور</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 12:53:07</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/455830/avatar/T5rXfy.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سید رضا رضوی تبار</title>
            <link>https://virgool.io/@Seyed_razavi_ir</link>
        </image>

                    <item>
                <title>وقتی که قبض‌های فراموش‌شده زندگی‌تان را به هم می‌ریزند...</title>
                <link>https://virgool.io/@Seyed_razavi_ir/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%82%D8%A8%D8%B6-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D9%86%D8%AF-aqjpg9pfls4l</link>
                <description>یادمه یک روز با یک عالمه کار عقب‌افتاده از دفتر کار بیرون اومدم. ساعت ۷ شب بود، باید یه سری تماس‌های مهم می‌گرفتم، اما چیزی که توجه منو جلب کرد، پیامک بی‌رحم از بانک بود: &quot;مقدار قسط شما برای وام خود را پرداخت نکردید.&quot; انگار دنیا روی سرم خراب شد! لحظه‌ای که قلبم فرو ریخت و در عرض چند ثانیه، اضطراب از یادآوری تمام قبض‌ها و قسط‌های فراموش‌شده به تمام وجودم نفوذ کرد. همیشه اینطور بود! قبض برق، آب، اینترنت، موبایل، قسط وام… اگر فراموش می‌کردم، باید تا آخرین لحظه برای پرداخت یا تماس با بانک، دردسر می‌کشیدم.اما تصور کن که از فردا همه این پرداخت‌ها خودکار بشه! بدون اینکه حتی نیاز به یادآوری، پیامک یا تماس داشته باشم. تمام این نگرانی‌ها از بین بره و هرچیزی که باید پرداخت می‌شد، خودش از حسابم بره. یه جور آرامش که هیچ وقت تجربه نکرده بودم.با پرداخت مستقیم پیمان، اون لحظه که بانک پیامک می‌فرسته و حساب به‌طور خودکار تسویه میشه، دیگه ترس از فراموشی هیچ‌وقت وجود نخواهد داشت. یه روش بی‌دردسر که حتی نیاز به وارد کردن اطلاعات بانکی رو هم نداره. فکر کن، بدون کارت بانکی، بدون رمز و بدون رسید کاغذی!دیگه هیچ وقت فراموشی پرداخت‌های دوره‌ای زندگی‌م رو خراب نمی‌کنه. چون با پیمان، همه چیز رو سپردم به دست یه سیستم که کارش اینه: پرداخت سریع و خودکار با یک‌بار فعال‌سازی! زندگی راحت‌تر و بی‌استرس‌تر!#پرداخت_مستقیم_پیمان</description>
                <category>سید رضا رضوی تبار</category>
                <author>سید رضا رضوی تبار</author>
                <pubDate>Sun, 24 Nov 2024 22:05:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنیای سریع و ساده با پرداخت مستقیم</title>
                <link>https://virgool.io/@Seyed_razavi_ir/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9-%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%82%DB%8C%D9%85-saovamgqf0fa</link>
                <description>تصور کن دنیایی رو که هیچ چیزی به اسم &quot;پرداخت‌های وقت‌گیر&quot; وجود نداشته باشه. دنیایی که تو فقط با یه کلیک از حساب بانکی‌ات، همه پرداخت‌ها انجام بشه. نه نیاز به کارت بانکی، نه رمز عبور، نه کد تایید. فقط یه کلیک، و تموم! دنیایی که هیچ‌وقت وقتت تلف نمی‌شه و هر پرداختی به راحتی از جایی که باید انجام بشه، انجام می‌شه.تصور کن صبح از خواب بیدار می‌شی و اولین کاری که می‌کنی اینه که نگران این نباشی که آیا قبض برق رو پرداخت کردی یا نه. روزت رو با آرامش شروع می‌کنی چون می‌دونی پرداخت‌ها به طور خودکار و بدون هیچ دغدغه‌ای از حسابت برداشت می‌شه. یه دنیای سریع، راحت و بدون استرس.دیگه نیازی نیست برای هر پرداخت، کارت‌ بانکی رو بیرون بیاری و رمز رو وارد کنی. همه این کارها به عهده سیستم‌های هوشمند و مطمئن مثل پرداخت مستقیم پیمان است که بدون حتی یک لحظه تأخیر، همه پرداخت‌های تو رو مدیریت می‌کنه.این یعنی دنیایی که هیچ‌چیز از حالت عادی خودش خارج نمی‌شه. یعنی وقتت برای کارهای مهم‌تر و لذت‌بخش‌تر هدر نمی‌ره. یعنی به جای اینکه دغدغه‌ی پرداخت‌ها ذهن‌تو مشغول کنه، می‌تونی روی پروژه‌های بزرگتر، سفرهای هیجان‌انگیز یا حتی استراحت بیشتر تمرکز کنی.این دنیای ساده و سریع با پرداخت مستقیم پیمان برای من و تو ساخته شده. دنیایی که در اون هیچ چیزی جز آرامش و سرعت در انتظار ما نیست.#پرداخت_مستقیم_پیمان</description>
                <category>سید رضا رضوی تبار</category>
                <author>سید رضا رضوی تبار</author>
                <pubDate>Sun, 24 Nov 2024 22:03:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر &quot;پرداخت مستقیم&quot; یک انسان بود...</title>
                <link>https://virgool.io/@Seyed_razavi_ir/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%82%DB%8C%D9%85-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF-v0latsz3ffen</link>
                <description>تصور کن &quot;پرداخت مستقیم پیمان&quot; یه آدمه؛ یه دوست صمیمی، یه همراه باهوش و همیشه آماده که زندگی رو برات آسون‌تر می‌کنه.  قدش بلنده، با اعتماد به نفس قدم برمی‌داره و هر جا بری، همراهته. چهره‌ش آرومه و لبخند ملایمی داره که حس امنیت بهت می‌ده. هیچ‌وقت عجله نداره اما کارهاش همیشه سر وقت انجام می‌شه.  این آدم یه ویژگی خاص داره: اصلاً فراموش‌کار نیست! همیشه حواسش به قبض‌ها، اقساط و پرداخت‌های دوره‌ایه. حتی اگه تو یادت بره، اون یادش نمی‌ره. مثل یه منشی دقیق، یه حسابدار حرفه‌ای، یا شاید مثل مادری که هیچ وقت چیزی رو فراموش نمی‌کنه.  پرداخت مستقیم رو می‌تونم به &quot;دوستِ وقت‌شناس&quot; تشبیه کنم؛ کسی که بدون اینکه مزاحم زندگی‌ت بشه، تمام دردسرهای پرداخت رو به عهده می‌گیره. لازم نیست بهش یادآوری کنی، لازم نیست نگرانش باشی. فقط کافیه یه بار بهش بگی چیکار باید بکنه، بعدش می‌تونی با خیال راحت به زندگی‌ت برسی.  آدمیه که نمی‌ذاره اضطراب دیرکرد یا فراموشی تو رو اذیت کنه. انگار از آینده اومده تا زمانت رو برات حفظ کنه و آرامش رو به زندگی‌ت بیاره. با پیمان، انگار یه همراه واقعی داری که همیشه کنارتونه، بدون نیاز به درخواست یا دستور دوباره.#پرداخت_مستقیم_پیمان</description>
                <category>سید رضا رضوی تبار</category>
                <author>سید رضا رضوی تبار</author>
                <pubDate>Sun, 24 Nov 2024 22:02:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان در کنار هم، در سایه‌ی ایمان</title>
                <link>https://virgool.io/@Seyed_razavi_ir/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-wxrbwrqi7ta2</link>
                <description>در دل یک شهر کوچک و آرام در کوهپایه‌ها، جایی که بادهای خنک کوهستان همیشه در میان درختان کاج می‌رقصیدند و خورشید در افق طلوع می‌کرد، سارا و امیر زندگی می‌کردند. آنها در کنار یکدیگر از لحظات شیرین و تلخ زندگی لذت می‌بردند. امیر که همیشه پر از انرژی و انگیزه بود، تصمیم داشت کسب‌وکار جدیدی راه‌اندازی کند؛ اما شرایط اقتصادی و مشکلات بازار، مثل سایه‌ای تاریک بر سر آنها افتاده بود.سارا، همسر مهربان و پرانرژی امیر، همیشه با کلمات امیدبخش و ایمان عمیقش، او را تسکین می‌داد: &quot;امیر، خداوند هیچ‌گاه نمی‌گذارد در سختی‌ها تنها بمانی. هر قدمی که برمی‌داری، در نظر خداوند مهم است. تنها باید ایمان داشته باشی.&quot;اما در دل امیر، نگرانی‌ها ریشه دوانده بود. روزها بی‌وقفه کار می‌کرد و شب‌ها، وقتی همه در خواب بودند، به مشکلات و بدهی‌ها فکر می‌کرد. در یکی از همین شب‌ها، امیر در حالی که از جلسه‌ای که نتیجه مطلوبی نداشت، باز می‌گشت، با حالی غمگین وارد خانه شد. سارا در کنار پنجره ایستاده بود، به آسمان تاریک و پرستاره نگاه می‌کرد. همانطور که به آرامی در آغوش او فرو می‌رفت، امیر گفت: &quot;دوباره شکست خوردم، سارا. به نظرم هرچه تلاش می‌کنم، هیچ چیزی تغییر نمی‌کند. همه چیز در دستان من نیست.&quot;سارا با نگاهی آرام و لبخندی دلگرم‌کننده پاسخ داد: &quot;ایمان داشته باش. خداوند در این لحظه با ماست. تنها چیزی که باید در این شرایط انجام دهیم، شکرگزاری است. شکرگزار بودن به ما قدرت می‌دهد تا از هر چالش عبور کنیم.&quot;در همان لحظه، گوشی امیر زنگ خورد. این بار خبری متفاوت داشت. سرمایه‌گذار بزرگی که همیشه در ذهن امیر یک آرزو بود، به او پیشنهاد همکاری داد. پیشنهاد جدید فرصتی طلایی بود؛ اما امیر همچنان مردد بود. آیا این موقعیت واقعاً به نتیجه می‌رسید؟ آیا توانایی آن را داشت که باز هم امتحان کند؟سارا، که با نگاه پر از ایمانش همیشه راهنمای امیر بود، به او گفت: &quot;این هدیه‌ای از طرف خداوند است. اگر در این مسیر قدم بگذاری، او همراهت خواهد بود.&quot;و همینطور هم شد. پس از امضای قرارداد، امیر و سارا وارد دنیای جدیدی شدند. اما چالش‌ها تنها شروع شده بودند. امیر با مشکلات مالی و فشارهای سنگین مواجه شد. یک روز، وقتی که در اتاق خود در حال بررسی وضعیت مالی شرکت بود، متوجه شد که مشکلات از حد گذشته‌اند. بدهی‌های بزرگ و مهلت‌های نهایی نزدیک بودند. اما به یاد کلمات سارا، به یاد ایمانش به خداوند، تصمیم گرفت از ایمان خود استفاده کند و در کنار همسرش، راه حلی پیدا کند.با شروع یک هفته پر از تصمیمات بزرگ، آنها شب‌ها و روزها را در کنار یکدیگر سپری می‌کردند، گاهی در حال بحث و گاهی در حال دعا. در همین حین، اتفاقات غیرمنتظره رخ داد. یکی از بزرگ‌ترین رقبای امیر به طور ناگهانی ورشکست شد، و امیر فرصت یافت که در فرصت‌های طلایی وارد بازار شود.در همین دوران بحرانی، سارا باردار شد. این خبر برای هر دوی آنها بسیار هیجان‌انگیز بود؛ اما همزمان با آن، نگرانی‌ها و مشکلات همچنان ادامه داشت. اما آنها با شجاعت و ایمان به خداوند، تصمیم گرفتند که هر چالش جدیدی را با هم بپذیرند.یک شب در حالی که امیر و سارا بر بام خانه نشسته بودند و به آسمان پرستاره نگاه می‌کردند، امیر گفت: &quot;شاید تا این لحظه همه چیز سخت بوده، اما چیزی که یاد گرفتم این است که در سایه ایمان به خداوند، هیچ چیزی غیرممکن نیست.&quot;سارا با لبخند گفت: &quot;ما با هم همه چیز را می‌سازیم، چون خداوند همیشه در کنارمان است.&quot;و در نهایت، کسب‌وکار امیر به اوج خود رسید و آنها توانستند نه تنها از مشکلات مالی عبور کنند، بلکه در کنار هم با همدلی و ایمان به خداوند، موفقیت‌های بسیاری را به دست آورند. آنها در این راه آموخته بودند که هر چالش، در کنار عشق و ایمان، فرصتی برای رشد و پیشرفت است.خداوند هیچ‌گاه نمی‌گذارد در سختی‌ها تنها بمانی. هر قدمی که برمی‌داری، در نظر خداوند مهم است. تنها باید ایمان داشته باشی</description>
                <category>سید رضا رضوی تبار</category>
                <author>سید رضا رضوی تبار</author>
                <pubDate>Sun, 24 Nov 2024 21:40:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ازدواج جوانان بدون بهانه</title>
                <link>https://virgool.io/@Seyed_razavi_ir/%D8%B3%D8%AE%D9%86-brofeqppxyxn</link>
                <description>امید چون پرنده‌ای است که بال و پر دارد، در روح ما لانه می‌گزیند، بدون گفتن هیچ کلمه‌ای، آواز می‌خواند و هرگز متوقف نمی‌شود؛ زندگی هم سخت نیست،تلخ هم نیست، چون نُت‌های موسیقی، بالا وپایین دارد.گاهی آرام و دلنواز وگاهی سخت ؛گاهی شاد و گاهی پر ازغم، زندگی باور میخواهد،آن هم ازجنس امید باید قدر لحظات را دانست قبل از آنکه آسمان ابری شود. هر پسر و دختری که پا به دوران جوانی می گذارد، بزرگترین آرزویش ازدواج و ایجاد کانون گرم و پر مهر خانواده است، تا یار و مونس و محرم راز پیدا کند و از نعمت زندگی مشترک زناشویی، استقلال و آزادی بیشتری بهره مند گردد.سید رضا رضوی تبارپسران و دختران جوان سعادت خود را در سایه زندگی مشترک جستجو می کنند. چنین میلی بطور طبیعی و فطری در انسانها وجود دارد و نمی توان از آن صرف نظر کرد. امر ازدواج و تحقق آن در جامعه باید برای همه کس آسان باشد. چرا که این امر یک ضرورت حیاتی است، مانند آب و نان که در هر جامعه ای از همه کالاها ضروری تر و مهم تر است. ولی متاسفانه در جامعه امروزی ما روز بروز بر تشریفات، سنگینی مهریه ها، اسرافها و تجمل گرایی ها افزوده می شود! که تحمل پی آمدهای آن برای عموم افراد جامعه دشوار و چه بسا برای بعضی غیر ممکن می باشد، و پدر و مادران هم هیچ توجهی به این امر مهم نمی کنند. بلکه بعضی از پدران و مادران با رقابتهای غلط، فرزندان خود به ویژه دختران جوان خود را به سوی بدبختی سوق می دهند. دختری که هنوز در سنین نوجوانی بسر می برد و در اول راه است، مادران با توقعات زیاد، آن هم نا معقول و غیر ممکن، باعث تباه شدن دو انسانی که به هم پناه می آورند، می شوند. مادران بجای اینکه دختران خود را به سازگاری، ساده زیستی و ارزشهای انسانی راهنمایی کنند، تشریفات و زرق و برق ظاهری را در چشم فرزند جوان خود بزرگ جلوه می دهند و خیلی ها هم بخاطر همین تشریفات و ساده زیست نگرفتن خانواده ها با انکه علاقه به تشکیل خانواده دارند ولی در حضور دیگران معمولاً اظهار بی علاقه نشان دادن و تنفر خود از ازدواج میکنند تا بتوانند روح خود را آرام کند که نتیجه برعکسی دارد و متاسفانه امروزه ازدواج حراسی خیلی به دلیل تجملی گرفتن و سنگین گرفتن خانوده ها زیاد شده و سن ازدواج را هم به دلیل نداشتن بودجه کافی توسط خانواده ها هر سال بالاتر میرود..  درسته عزیزان همه مشکلات هست ولی بجای همه این مشکلات ما خدا را داریم و به همه جوانان وعده کمک و یاری داده که هر کس در این را قدم بردارد؛ خداوند می فرماید: اگر آنان فقیر باشند خداوند از فضل و کرم خود بی نیازشان می کند. این وعده خود خداست...سید رضا رضوی تباراینقدر امر ازدواج از اهمیت بالایی برخوردار هست که امام صادق علیه السلام میفرمایند: من می خواهم با زنی ازدواج کنم ولی پدر و مادرم مایلند با دیگری ازدواج کنم. امام علیه السلام فرمود: با زنی که خودت مایل هستی ازدواج کن، و زنی را که پدر و مادرت [بدون رضایت تو] انتخاب کرده اند، رها کن. مثل این میماند که پدر و مادرت بهت بگویند نماز نخوان ولی با احترام تو وظیفه خود را باید انجام بدهی و این امر را خداوند در اتیار هر انسان گذاشته و بر تصمیم خود شما بستگی دارد.. سید رضا رضوی تبارازدواج مثل نماز است با انکه فرموده اند مستحب هست ولی برای جوانان در این زمان ودوره زندگی از نان شب هم واجب تر. زن بگیرید و ازدواج کردن روزی شما را بیشتر میکند، به  بهانه نداشتن مال و وضعیت اقتصادی این امر مهم را به تعویق نیاندازید؛ هر چه سن ازدواج بالا تر رود، فرد دیگر شوق و ذوق جوانی را نخواهد داشت و..بماند. خداوند خود روزی ده هست و قول داده که در این مسیر کنار جوانان هست و تاکید شده که سن ازدواج بالا نرود .. دوستان من، بیایید همین حالا به فکرش باشید و هر چه زود تر با توکل به خدا و همت خودتان اقدام کنید به زندگی ساده خداوندی که فرمان چنین امری را میدهد فکر همه چیزش را کرده است؛ نه بهانه کار و شغل و در آمد و اقتصاد و نه بهانه درس و دانشگاه که تازه لذت بیشتر و فهم و درک بهتری هم با همکاری هم که میتوانید به دست بیاوردید؛ هیچ کدام بهانه ای نمیشود که به سخن خداوند اعتماد نکنیم.ازدواج اسلامی یعنی شروع یک زندگی عاشقانه بدون تکلف و با توکل به خدا و توسل به اهل بیت (ع) و گرفتن یک مراسم ساده به دور از تجملات فقط برای رضای خدا و بدون فکر کردن به حرف های مردم که هیچکدام نفع شما نمیخواهند جز خود خدا..عزیزان من زندگی فردا نیست زندگی امروز است، زندگی قصه‌ی عشق است و امید و صحنه ی غمها نیست؛ به چه  می اندیشی نگرانی بیجاست چون خدا با توست خداوند هیچ وقت زیر قولش نمیزند.فقط آسان بگیر و آسان زندگی کن بدان اگر خودت بخواهی میشود، کار نشد ندارد..سید رضا رضوی تبار?از امیرالمومنین (ع) پرسیدند: بزرگترین گناه کبیره چیست؟ حضرت نگفتند بی‌نمازی؛ بی‌حجابی؛ و یا روزه نگرفتن!  فرمودند: مایوس و ناامید شدن از رحمت خداوند بیایید یک قراری با هم بگذاریم ؛ امید آخرین چیزی باشد که از دست می‌دهیم و با امید به خدا با ساده زیستی پیش قدم بشیم و با تشکیل زندگی مشترک و پیدا کردن هم نفس براساس اصول دین و تکیه به خداوند و بعد توانایی خود مسیر زندگی خود را شکوفا کنید وخانواده خود را به سعادت پیش ببریم .??یاعلینویسنده :سید رضا رضوی تبار</description>
                <category>سید رضا رضوی تبار</category>
                <author>سید رضا رضوی تبار</author>
                <pubDate>Thu, 04 Nov 2021 12:43:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شـب یــلـدا??</title>
                <link>https://virgool.io/@Seyed_razavi_ir/%D8%B4%D9%80%D8%A8-%DB%8C%D9%80%D9%80%D9%84%D9%80%D8%AF%D8%A7-yisd3cxhtiaw</link>
                <description>شب یلدا، شب خوشحالی و خنده است، شب دورهمی های بامزه است.شب یلدا همان شب چله هست، شب چهل  سالگی مردم این شهر و دیار، شب خوشحالی و خنده که نه از کینه و دشمن خبری است و نه از غم و اندوهِ پیشین خبری است .شب یلدا غم را سحری پیدا نیست گریه های سحرم را اثری پیدا نیست شب یلداست..شب قصه گفتن نه نه سرما و شب لالایی پاییز و برگ ریزان که اگر مملو از عشق و محبت باشد قطعاً ماندگار خواهد شد.سید رضا رضوی تبارشب یلـدا بهانه ای است برای دور هم بودن و فرصتی برای دیدارها است و زمانی هست برای نشستن لبخند بر لبان غنچه کودکان در آغوش بزرگتر ها....شب یلـدا بهانه ای است برای دور هم بودن و فرصتی برای دیدارها است و زمانی هست برای نشستن لبخند بر لبان غنچه کودکان در آغوش بزرگتر ها....شب یلـدا بهانه ای است برای دور هم بودن و فرصتی برای دیدارها است و زمانی هست برای نشستن لبخند بر لبان غنچه کودکان در آغوش بزرگتر ها....شب یلـدا بهانه ای است برای دور هم بودن و فرصتی برای دیدارها است و زمانی هست برای نشستن لبخند بر لبان غنچه کودکان در آغوش بزرگتر ها....شـب یلـدا، شب خورد و خوراکِ، شب خوردنی های خوش رنگ و لعابِ، از اَنـار  تُـرش و خونی تا هندونه ی گِـرد و توپولی...شب یـلـدا، یک روز از سال هست که مجالی میدهد برای من و تو، تا همگی لحظه ی شیرین با هم بودن را احساس کنیم.به امید روزهای شیرین در کنارم هم و با هم با لبخندی در از شادی و نشاط...#1397نویسنده : سید رضا رضوی تبار</description>
                <category>سید رضا رضوی تبار</category>
                <author>سید رضا رضوی تبار</author>
                <pubDate>Wed, 22 Sep 2021 13:38:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق</title>
                <link>https://virgool.io/@Seyed_razavi_ir/%D8%B9%D8%B4%D9%82-mbdjmt3uvkoi</link>
                <description>دریاب که مبتلاے عشقم*آزاد کن از بلاے عشقمگویند ز عشق کن جدایی*این نیست طریق آشناییپرونده عشق شد سرنوشتم*جز عشق مباد سرنوشتمگرچه ز شراب عشق مستم*عاشق تر از آن کنم که هستم از عمر من آنچه هست برجای*بستان و به عمر لیلی افزایعشق بیماری است، شیرین و دلنشین که با مبتلا شدن به آن زندگی فرد، زیر و رو میشود؛مجنون با عاشق شدن احساس میکند که دوباره متولد شده است؛ مانند کودکی که تازه قصد خضیدن دارد برای اینکه به هدفش برسد، سعی و تلاش بسیار میکند و علاوه بر آنکه از اینکار خویش پشیمان و خسته نمی‌شود، بلکه به کار خود نیز علاقه بیشتری نشان میدهد.عشق بیماری است، شیرین و دلنشین که با مبتلا شدن به آن زندگی فرد، زیر و رو میشود؛مجنون با عاشق شدن احساس میکند که دوباره متولد شده است؛ مانند کودکی که تازه قصد خضیدن دارد برای اینکه به هدفش برسد، سعی و تلاش بسیار میکند و علاوه بر آنکه از اینکار خویش پشیمان و خسته نمی‌شود، بلکه به کار خود نیز علاقه بیشتری نشان میدهد.عشق بیماری است، شیرین و دلنشین که با مبتلا شدن به آن زندگی فرد، زیر و رو میشود؛مجنون با عاشق شدن احساس میکند که دوباره متولد شده است؛ مانند کودکی که تازه قصد خضیدن دارد برای اینکه به هدفش برسد، سعی و تلاش بسیار میکند و علاوه بر آنکه از اینکار خویش پشیمان و خسته نمی‌شود، بلکه به کار خود نیز علاقه بیشتری نشان میدهد.عشق بیماری است، شیرین و دلنشین که با مبتلا شدن به آن زندگی فرد، زیر و رو میشود؛مجنون با عاشق شدن احساس میکند که دوباره متولد شده است؛ مانند کودکی که تازه قصد خضیدن دارد برای اینکه به هدفش برسد، سعی و تلاش بسیار میکند و علاوه بر آنکه از اینکار خویش پشیمان و خسته نمی‌شود، بلکه به کار خود نیز علاقه بیشتری نشان میدهد.عشق بیماری است، شیرین و دلنشین که با مبتلا شدن به آن زندگی فرد، زیر و رو میشود؛مجنون با عاشق شدن احساس میکند که دوباره متولد شده است؛ مانند کودکی که تازه قصد خضیدن دارد برای اینکه به هدفش برسد، سعی و تلاش بسیار میکند و علاوه بر آنکه از اینکار خویش پشیمان و خسته نمی‌شود، بلکه به کار خود نیز علاقه بیشتری نشان میدهد.عشق بیماری است، شیرین و دلنشین که با مبتلا شدن به آن زندگی فرد، زیر و رو میشود؛مجنون با عاشق شدن احساس میکند که دوباره متولد شده است؛ مانند کودکی که تازه قصد خضیدن دارد برای اینکه به هدفش برسد، سعی و تلاش بسیار میکند و علاوه بر آنکه از اینکار خویش پشیمان و خسته نمی‌شود، بلکه به کار خود نیز علاقه بیشتری نشان میدهد.عشق بیماری است، شیرین و دلنشین که با مبتلا شدن به آن زندگی فرد، زیر و رو میشود؛مجنون با عاشق شدن احساس میکند که دوباره متولد شده است؛ مانند کودکی که تازه قصد خضیدن دارد برای اینکه به هدفش برسد، سعی و تلاش بسیار میکند و علاوه بر آنکه از اینکار خویش پشیمان و خسته نمی‌شود، بلکه به کار خود نیز علاقه بیشتری نشان میدهد.عشق بیماری است، شیرین و دلنشین که با مبتلا شدن به آن زندگی فرد، زیر و رو میشود؛مجنون با عاشق شدن احساس میکند که دوباره متولد شده است؛ مانند کودکی که تازه قصد خضیدن دارد برای اینکه به هدفش برسد، سعی و تلاش بسیار میکند و علاوه بر آنکه از اینکار خویش پشیمان و خسته نمی‌شود، بلکه به کار خود نیز علاقه بیشتری نشان میدهد.عشق بیماری است، شیرین و دلنشین که با مبتلا شدن به آن زندگی فرد، زیر و رو میشود؛مجنون با عاشق شدن احساس میکند که دوباره متولد شده است؛ مانند کودکی که تازه قصد خضیدن دارد برای اینکه به هدفش برسد، سعی و تلاش بسیار میکند و علاوه بر آنکه از اینکار خویش پشیمان و خسته نمی‌شود، بلکه به کار خود نیز علاقه بیشتری نشان میدهد.عشق بیماری است، شیرین و دلنشین که با مبتلا شدن به آن زندگی فرد، زیر و رو میشود؛مجنون با عاشق شدن احساس میکند که دوباره متولد شده است؛ مانند کودکی که تازه قصد خضیدن دارد برای اینکه به هدفش برسد، سعی و تلاش بسیار میکند و علاوه بر آنکه از اینکار خویش پشیمان و خسته نمی‌شود، بلکه به کار خود نیز علاقه بیشتری نشان میدهد.عشق تنها بیماری است که درمان پذیر نیست و هیچ کس نمی‌تواند آن را درمان کند.برخی از افراد می‌گویند: عشق بازی کار بیکاران بُود، عاقلش با کار بیکاران چـِکار؟!اما من به این سخن اعتقادی ندارنم؛ عشق رمزی است میان آسمان ها و راهی است به پادشاهی ها...آری، مـن نیز عاشـقم، عاشق و درمانده ام، درمانده و بیچاره ام، بغض من با دیدن فصل پاییز، فصل برک و برگ ریزان، فصل غم و فصل انتظار لبریز و میشود و تنها با اشک ریختن کمی آرام میشود؛ چرا که اولین بار هم با چشمانی اشکالود دل به نجابتش دادم و دل خویش را در چمنزار عشق به او کمک کردم.سد رضا رضوی تبارعشق عاشق را فداکار، دلسوز، مهربان و پرمحبت و صبور میکند؛ عشق بیماری است، شیرین و دلنشین که با دوری یا از دست دادن آن، مجنون دیوانه و سرگردان میشود و اگر خود را از این آب گلالود نتواند رها کند و یا به زندگی خود نرسد؛ در تنهایی خود جان خود را به جان شیرین میدهد و در نهایت از غصه بسیار جان خود را از دست میدهد.عشق عاشق را فداکار، دلسوز، مهربان و پرمحبت و صبور میکند؛ عشق بیماری است، شیرین و دلنشین که با دوری یا از دست دادن آن، مجنون دیوانه و سرگردان میشود و اگر خود را از این آب گلالود نتواند رها کند و یا به زندگی خود نرسد؛ در تنهایی خود جان خود را به جان شیرین میدهد و در نهایت از غصه بسیار جان خود را از دست میدهد.عشق عاشق را فداکار، دلسوز، مهربان و پرمحبت و صبور میکند؛ عشق بیماری است، شیرین و دلنشین که با دوری یا از دست دادن آن، مجنون دیوانه و سرگردان میشود و اگر خود را از این آب گلالود نتواند رها کند و یا به زندگی خود نرسد؛ در تنهایی خود جان خود را به جان شیرین میدهد و در نهایت از غصه بسیار جان خود را از دست میدهد.عشق عاشق را فداکار، دلسوز، مهربان و پرمحبت و صبور میکند؛ عشق بیماری است، شیرین و دلنشین که با دوری یا از دست دادن آن، مجنون دیوانه و سرگردان میشود و اگر خود را از این آب گلالود نتواند رها کند و یا به زندگی خود نرسد؛ در تنهایی خود جان خود را به جان شیرین میدهد و در نهایت از غصه بسیار جان خود را از دست میدهد.عشق عاشق را فداکار، دلسوز، مهربان و پرمحبت و صبور میکند؛ عشق بیماری است، شیرین و دلنشین که با دوری یا از دست دادن آن، مجنون دیوانه و سرگردان میشود و اگر خود را از این آب گلالود نتواند رها کند و یا به زندگی خود نرسد؛ در تنهایی خود جان خود را به جان شیرین میدهد و در نهایت از غصه بسیار جان خود را از دست میدهد.عشق عاشق را فداکار، دلسوز، مهربان و پرمحبت و صبور میکند؛ عشق بیماری است، شیرین و دلنشین که با دوری یا از دست دادن آن، مجنون دیوانه و سرگردان میشود و اگر خود را از این آب گلالود نتواند رها کند و یا به زندگی خود نرسد؛ در تنهایی خود جان خود را به جان شیرین میدهد و در نهایت از غصه بسیار جان خود را از دست میدهد.عشق عاشق را فداکار، دلسوز، مهربان و پرمحبت و صبور میکند؛ عشق بیماری است، شیرین و دلنشین که با دوری یا از دست دادن آن، مجنون دیوانه و سرگردان میشود و اگر خود را از این آب گلالود نتواند رها کند و یا به زندگی خود نرسد؛ در تنهایی خود جان خود را به جان شیرین میدهد و در نهایت از غصه بسیار جان خود را از دست میدهد.عشق عاشق را فداکار، دلسوز، مهربان و پرمحبت و صبور میکند؛ عشق بیماری است، شیرین و دلنشین که با دوری یا از دست دادن آن، مجنون دیوانه و سرگردان میشود و اگر خود را از این آب گلالود نتواند رها کند و یا به زندگی خود نرسد؛ در تنهایی خود جان خود را به جان شیرین میدهد و در نهایت از غصه بسیار جان خود را از دست میدهد.باران آمد، که تو اسیرم کردی*بید مجنون سر به زیرم کردیای عشق مگر چه کرده بودم با تو*سالی دو هزار سال پیرم کردینویسنده: سید رضا رضوی تبار</description>
                <category>سید رضا رضوی تبار</category>
                <author>سید رضا رضوی تبار</author>
                <pubDate>Sat, 04 Sep 2021 20:50:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرگ</title>
                <link>https://virgool.io/@Seyed_razavi_ir/%D9%85%D8%B1%DA%AF-dv1nvdcj3ghj</link>
                <description>سید رضا رضوی تباربه ساعت، به دقیقه و به ثانیه... نزدیڪ و نزدیڪ تر مے شویم به دنیاے درون خود...همه در تلاش هستیم که دیرتر به خواب بریم؛ اما غافل از اینکه قدرت او بیشتر از انسان خاکے است، انسان از خاڪ است و به خاڪ بر مے گردد تا روز موعود در مقابل الهه عالم لب به سخن بگوید و تا آنچه کاشته را برداشت کند.بدان انسانے که ناخواسته  از عرش به فرش آمد و بعد از تولد دوباره اش از فرش به عرش برخواهد گشت نمی‌تواند اختیارش در تواند خودش باشد.چرا که او بنده است و بس... بنده‌اے که مخلص و مرید مے ماند و بس.. پس انسان همان آدم است است و آدم همان خاڪ است و خاڪ همان ذات است و ذات همان روح است و روح همان نور است و بس..پس مرگ همان لطف است و بسپس شکر خدا مے گویم و بس...الحمدلله رب العالمین</description>
                <category>سید رضا رضوی تبار</category>
                <author>سید رضا رضوی تبار</author>
                <pubDate>Fri, 03 Sep 2021 18:54:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرونا مهمان ناخوانده</title>
                <link>https://virgool.io/@Seyed_razavi_ir/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-gde9ynkljsmb</link>
                <description>نویسنده :سید رضا رضوی تبار انتشارات ضریح ☀️ آفتاببرای اطلاعات بیشتر روی آدرس زیر بزنیدhttps://www.instagram.com/invites/contact/?i=1aogfji2dvl7f&amp;utm_content=i47v3gyhttps://www.instagram.com/invites/contact/?i=1aogfji2dvl7f&amp;utm_content=i47v3gy</description>
                <category>سید رضا رضوی تبار</category>
                <author>سید رضا رضوی تبار</author>
                <pubDate>Wed, 07 Jul 2021 14:40:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه یک دانشجوی مالی از زندگی بدون مالی</title>
                <link>https://virgool.io/@Seyed_razavi_ir/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-rlks7lrheqem</link>
                <description>                   به نام پروردگار عالم که آفرید عمر آدم     به نام آفریننده ای که ببخشید، نور آخر              و به نام اهل روشن، کزان رحمت وهدایت    می سراید نوازنده عشق در مسیر سرنوشتدر سال ها پیش، شاید همان سال هایی که من تازه پا به عرصه این دنیای شگفت انگیز گذاشته بودم و تـازه استفاده ازموبایل در ایران رواج پیدا کرده بود؛ در ابتدا فقط کمی از متولین جامعه از این امکانات برخوردار بودند و آن را به عنوان کالای تجملاتی در نظر می گرفتند و از آن زیاد بـهره نمی بردند؛ رفته رفته با گذر زمان و افزایش تلفن های شماره گیر در میان مردم این وسیله جدید که امکان ایجاد ارتباط مکالـمه صوتی بین دو نفر را از راه دور فراهم نموده بود؛ باعث پیشرفت و صرفه جویی در هزینه و زمان برای تمامی افراد جامعه شده بود. یکی از قابلیت های تلفن های همراه سرگرم کردن افراد بوده و هست که بیشتر مردم آن زمان، با فرستادن داستان های طنز و خنده دار که برای هم بلوتوث می کردند،خود را سرگرم می کردند و در آن دوره مردم به این کارایی، تلفن همراه توجه بیشتری می کردند ولی با گذشت زمان و پیشرفته شدن تلفن های همراه و فراهم شدن بستر های شبکه های اجتماعی واینترنت وجهانی شدن ارتباطات و ارتباط با کاربران آن سوی مرزها، کاربردهای مثبت بیشتری از این وسیله برای مردم هویدا گردید؛ هر چند سوء استفاده ها و بـهره برداری های سودجویانه و خلاق عرف، اخلاق و انسانیت هم پا به پای موارد مفید تلفن و شبکه های مجازی اوج گرفتند ولی باید این را بدانیم که هر وسیله ای هم میتواند برای ما تبدیل به فرصت یا تهدید به شمار برود که البته به نوع استفاده ما وابسته است...این روزها اکثر انسان ها زندگی اشان وابسته به همین تلفن همراه شده،طوری که اگر روزی آن را در خانه خود جا بگذارند و لحظه ای آن را در کنار خود نبینند احساس آرامش نمیکنند، در این روزهای کرونایی که مردم مجبورشده اند بیشتر درخانه بمانند ،کسب و کار های مجازی نسبت به گذشته قوت بیشتری پیدا کرده اند که البته فرصت بسیارخوبی را برای کسب درآمد، افراد مستعد و توانمند درعرصه شبکه های مجازی به وسیله صندوق سحرآمیز یا همان تلفن همراه که تمام دنیا را در خود جای داده است،را فراهم کرده تا افراد بتوانند علاوه بر اینکه درآمدی کسب می کنند؛ درکنار آن سطح علمی خود را در رابطه با شبکه های مجازی و کارایی های تلفن همراه ودیگر گجت های مرتبط با آن را افزایش دهند، البته باید این مطلب را در ذهن بسپاریم که دانستن کافی نیست و باید آن دانسته ها را به کار ببندیم تا به نتیجه برسد...همانطور که گفتم هرچیزی در این دنیا می تواند هم تهدید وهم فرصت باشد که به استفاده وبهره وری ما از همان چیز وابسته است، برای مثال یک چاقو،اگر در دست یک دکتر باشد می تواندسبب نجات جان یک انسان از مرگ شود و اگر برعکس ماجرا به دست یک فرد همیشه ناآرام که بر روی افکار و اعمال خویش کنترلی ندارد، قرار بگیرد ممکن است واسطه ریختن خونی شود؛نوع استفاده و بهره وری از تلفن های همراه هم از این قاعده مستثنی نیستند؛ اگربه دست فرد آگاه قرار گرفته شود و از آن را درجهت بهبود اوضاع خویش و دیگران به کار بگیرد یک فرصت طلایی به شمار می رود و اگر در جهت آزار و آسیب رساندن به دیگران استفاده شود یک نوع تهدید شناخته خواهد شد...دوستان، من یک دانشجو هستم با اینکه به دلایل شرایط مالی نمیتوانم از امکانات روز نظیر تلفن هوشمند و...  بهره کافی ببرم اما با تحقیقاتی که در رابطه با این صندوق اسرار آمیز انجام داده ام، تلفن های هوشمند جز اساسی ترین و مهم ترین اعضای خانواده ی هر شخص در زندگی امروزه به شمار می رود، همان طور که گفتم من یک دانشجو هستم و به دلایل شرایط روز باید با استفاده از فضاهای مجازی مشخص به تحصیل خود ادامه دهم که این کار را با استفاده از کامپیوتر خانوادگی به همراه شبیه ساز اندروید &quot;NoxPlayer&quot; انجام داده ام ، با این کار توانستم هم خود و هم خواهر و برادر کوچک تر خود نیز برای ادامه تحصیل از امکانات فضاهای مجازی به راحتی برخوردار بشوند؛از نظر من بر اساس تجربه ای که کسب کردم زندگی هر انسانی در عصر حاضر وابسته به شبکه های مجازی و دسترسی پیدا کردن به تلفن های هوشمند و گجت های مرتبط با آن شده است، من با استفاده از کامپیوتر خانوادگی و بهره گیری از نرم افزار شبیه ساز اندروید توانستم علم خودم را در رابطه با توانایی های یک تلفن همراه بالا ببرم؛ اما اصولا اکثر افراد به دلیل نداشتن اطلاعات کافی و مورد نیاز درجهت استفاده از تلفن های هوشمند و غیره باعث آسیب رساندن به خود و دیگران می شود،این را گفتم که بدانید فرصت ها و تهدید های هر چیزی مانند همین تلفن همراه وابسته به نوع رفتار و استفاده ما وابسته است؛مطمئن باشید هیچ فرصت و تهدیدی ارثی یا شانسی برای کسی اتفاق نمی افتد. این خود ما هستیم که حتی با امکانات محدود هم میتوانیم تهدید ها را به فرصت تبدیل کنیم،اگر کمی بیشتر بیندیشیم...من همیشه با خودم مگویم،ای کاش تلفن همراهی بودم تا به تمام اطلاعات مفید دنیا دسترسی پیدا میکردم تا با اطلاعات و امکانات خود به تمام انسانها با تمام وجودم خدمت می کردم... با اینکه آرزوهایم برای تو، حتی به اندازه یک بند انگشت ارزشی ندارد امـا با تمام وجودم.... آرزو دارم، آرزوهایت در واقعیت زندگانیت با تو تماس بگیرند و بگویند؛ای بهترینِ همراهم، همواره با تو می مانم...نویسنده: سید رضا رضوی تبار                                                                                                                دانشجوی رشته ی مدیریت مالی، البته بدون مالی و عاشق آدم های خاکی...#روایتگرباش</description>
                <category>سید رضا رضوی تبار</category>
                <author>سید رضا رضوی تبار</author>
                <pubDate>Mon, 21 Dec 2020 22:10:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تبریک شـــــــــب یلـــــــــــدا</title>
                <link>https://virgool.io/@Seyed_razavi_ir/%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D8%A8-%DB%8C%D9%84%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D8%AF%D8%A7-ey8zetoilnct</link>
                <description>پاییز ، آرام آرام آماده رفتن می شد ...رنگ انار ، عطر باران ، طعم خرمالو وآواز برگهای زرد و نارنجی را جمع کرد وتوی بقچه اش گذاشت .گفتم : اینها را به یادگار بگذار !گفت : خاطراتم ، یادگاری هایی ابدی است !برای بدرقه اش ، آب و آداب آوردم .کاسه آب را که پشت سرش خالی کردم ،گفتم :تو را به جان یلدا ، بازگرد ...برگشت ، نگاهم کرد و رفت ...قطره ای گونه ام را نوازش کرد ؛واپسین باران پاییزی بودآخرین ارمغان این فصل عاشقانه شــــــــــــــــــــب پر رمــــــــــــــز و راز شب یــــــــــــــــلــــدا را به تمامی شما دوستان عزیز تبریک عرض میکنم??</description>
                <category>سید رضا رضوی تبار</category>
                <author>سید رضا رضوی تبار</author>
                <pubDate>Sat, 19 Dec 2020 19:11:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صلح امام حسن یا حاج حسن؟</title>
                <link>https://virgool.io/khat-shekan/%D8%B5%D9%84%D8%AD-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D8%AD%D8%B3%D9%86-plzvq3ok2zof</link>
                <description>شبهاتی که هنوز هم بازار داغی دارد این است که چرا روندی که دو امام و دو برادر در دستور کار قرار دادند این همه تفاوت دارد؟چرا امام‌حسن‌(ع) به جای جنگ، با معاویه صلح کرد؟ برای فهم درست ماجرا باید به ریشه‌های این صلح بپردازیم. یکی از مهم‌ترین عوامل، شرایط مناطق تحت حکومت امام‌حسن‌(ع) و معاویه بود؛ امتیاز بزرگ معاویه این بود که بر منطقه‌ی شام حکومت می‌کرد که همه بومیان آنجا، هم‌زبان، هم‌نژاد و هم‌فکر بودند و در طرف مقابل کوفه بود که در آن گروه‌های مختلفی وجود داشتد. از طرفی امام‌حسن‌(ع) مقیّد به روش‌های اسلامی بودند و در مقابل، معاویه‌ای بود که به راحتی ارزش‌های اسلامی را زیر پا می‌گذاشت؛ خصوصا سخاوت او در بخشش بیت‌المال در حدی بود که حتی سرداران نزدیک امام‌حسن(ع) را نیز به فکر طمع انداخته بود. حال باید بررسی کرد که چه گزینه‌هایی پیش روی امام حسن(ع) قرار داشت و چرا گفته می‌شود که صلح بهترین انتخاب بود؟ دو گزینه‌ی دشوار پیش روی امام‌(ع) قرار داشت. گزینه‌ اول، گزینه‌ی جنگ بود که با توجه به توضیحات بالا احتمال پیروزی بسیار ناچیز بود و به احتمال قوی یکی از دو زیر اتّفاق می‌افتاد: حالت اول این بود که امام‌حسن‌(ع) قهرمانانه و با آن عدّه‌ی کم، خود را به کشتن بدهد و شهادت را انتخاب کند. اگر چه کار پرشور و حماسه‌واری است ولی در این صورت تمام یاران و شیعیان واقعی ایشان، از جمله امام‌حسین(ع)، قبل از ایشان و برای دفاع از امام و فرمانده‌ی خود شهید می‌شدند، که مساوی بود با حذف مکتب تشیع. حالت بعدی این بود که اگر ایشان در جنگ کشته نمی‌شدند، کشته نشدن ایشان به معنای فتح نبود بلکه ایشان یا اسیر معاویه می‌شدند یا مجبور به تسلیم، که در هر صورت معاویه غالب جنگ بود و با لطفی که از نظر عامّه‌ی مردم به ایشان می‌کرد و ایشان را آزاد می‌کرد، محبوب دل‌های اکثریت جامعه می‌شد. پس انتخاب گزینه‌ی جنگ در هر صورت برابر بود با حذف بزرگ‌ترین رقیب معاویه یعنی امام‌حسن(ع). راه دیگر نیز صلح بود که معاویه نیز آن را پذیرفت و از مفاد آن این بود که به معاویه، امیرالمؤمنین گفته نشود (یعنی خلیفه‌ی رسمی نیست)، حکومت بعد او از آنِ امام‌حسن(ع) و اگر ایشان نبودند امام‌حسین(ع) است و چندین مفاد دیگر که خارج از بحث ما خواهد بود. با این صلح بزرگ‌ترین دشمن، برای ادامه‌ی دشمنی خود باقی می‌ماند و از طرف دیگر شیعیان واقعی و نزدیک امام و قرآن و اسلام واقعی نیز باقی ماند. حزب تشیّع تشکیل و زمینه برای براندازی حکومت بنی‌امیّه فراهم شد و معاویه با نقض عهدنامه و تعیین جانشین در تاریخ رسوا شد که همه و همه از برکات از خودگذشتگی و انتخاب شجاعانه‌ی صلح توسط امام‌حسن‌(ع) بود. اگرچه که اعتبار شخص ایشان حتی در زمان خودشان و توسّط دوستان نزدیکشان به علت عدم فهم این برکات از دست رفت. مذاکره با آمریکابه تازگی حرفی درباره مذاکره مطرح شده که جنجالی به پا کرده است. مدام خارجی‌ها می‌گویند و بعضی روزنامه‌نگارها می‌نویسند. مقصود از مذاکره‌ای که می‌گویند: «ایران باید به میز مذاکره برگردد»، مطلق مذاکره نیست، مذاکره‌ی با دولت آمریکا است؛ و الّا ما که با کشورهای دیگر مشغول مذاکره هستیم.رهبری هم در مورد این موضوع فرمودند: در مورد مذاکره‌ی با آمریکا مکرّر گفته‌ایم ما مذاکره نمی‌کنیم. علّت چیست؟ علّتش را هم من بارها در بحث‌های مختلف گفته‌ام: اوّل اینکه مذاکره‌ی با آمریکا برای ما هیچ فایده‌ای ندارد. دوّم اینکه ضرر دارد؛ یعنی چیزی است بی‌فایده و با ضرر! ایشان در تشریح این موضوع فرمودند: آمریکایی‌ها وقتی که یک چیزی را هدف می‌گیرند با یک دولتی، با یک کشوری و بنا می‌گذارند که با زور و با فشار آن مقصود خودشان را به دست بیاورند، فشار در اینجا برایشان راهبرد است؛ امّا در کنار این راهبرد، یک تاکتیک هم دارند و آن عبارت است از مذاکره. فشار می‌آورند تا طرف را خسته کنند؛ وقتی احساس کردند طرف خسته شده و حالا ممکن است قبول بکند، می‌گویند خیلی خب، بیایید مذاکره کنیم؛ این مذاکره مکمّل آن فشار است. این مذاکره برای این است که محصول آن فشارها چیده بشود، نقد بشود و تثبیت بشود؛ مذاکره برای این است. فشار بیاورند، حالا که طرف خسته شد، احساس کرد که دیگر واقعاً چاره‌ای ندارد، می‌گویند خیلی خب، حالا بیاییم مذاکره کنیم؛ می‌نشینند پشت میز مذاکره، همان چیزی را که در واقع زمینه‌اش را با فشار فراهم کردند تثبیت می‌کنند، نقد می‌کنند؛ مذاکره‌ی با آمریکا این است. راهبرد او مذاکره نیست؛ راهبرد او فشار است، و مذاکره یک ذیلی است در مقابل فشار! حال به این نکته می‌رسیم که با بایدن، دشمنی ادامه دارد؟ مسئله این است!حضرت آیت‌الله خامنه‌ای این وضع را نمونه‌ای از چهره کریه لیبرال دموکراسی دانستند و گفتند: جدای از اینکه چه کسی در آمریکا بر سر کار بیاید، اوضاع کنونی نشانگر انحطاط شدید مدنی، سیاسی و اخلاقی در آمریکا است و این موضوعی است که صاحبان فکر و اندیشه در آمریکا به آن اذعان می کنند.ایشان با تأکید بر اینکه سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال آمریکا، حساب‌شده و مشخص است و با رفت‌وآمد اشخاص تغییر پیدا نمی‌کند، خاطر نشان کردند: ممکن است با آمدن یا نیامدن یک فرد اتفاقاتی بیفتد اما به ما هیچ ارتباطی ندارد و در سیاست جمهوری اسلامی هیچ تاثیری نخواهد داشت.ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از مشکلات کنونی اقتصادی ارتباطی به تحریم ندارند و ناشی از ناهماهنگی‌ها هستند، گفتند: بسیاری از گرانی‌های اخیر توجیه ندارد و باید با هماهنگی بین دستگاه‌های مربوطه هرچه زودتر علاج شوند.نویسنده: علی سجادی</description>
                <category>سید رضا رضوی تبار</category>
                <author>سید رضا رضوی تبار</author>
                <pubDate>Thu, 17 Dec 2020 21:07:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین راه برای رسیدن به بازار کار</title>
                <link>https://virgool.io/khat-shekan/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-c8zzmlc3akge</link>
                <description>یکی از مهمترین دغدغه‌های هر دانشجویی در بدو ورود به دانشگاه اشتغال در زمینه‌ی موردعلاقه‌اش است. اگر شما هم می‌خواهید بدانید که در چه زمینه‌هایی استعداد دارید و این فرصت دانشگاه استفاده کنید، این مقاله را از دست ندهید. بسیج دانشجویی، انجمن‌های علمی و کانون‌های فرهنگی سه واژه‌ای است که در دانشگاه زیاد خواهید شنید. هر رشته‌ای در دانشگاه ما، انجمن علمی مختص به خود را دارد که محل مناسبی برای انجام فعالیت‌های علمی و رشد شخصی است. انجمن‌های علمی مهم‌ترین بستر در دانشگاه است که می‌تواند شما را به بازار کار مرتبط با رشته‌تان سوق دهد. از جمله مزایای فعالیت در انجمن‌های علمی کسب تجربه، انجام آزمون و خطا بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای، افزایش اعتماد به نفس، انجام کارهای علمی و تقویت روحیه فعالیت گروهی است. همچنین یکی از مهم‌ترین مزایای انجمن‌های علمی ایجاد رزومه‌ی علمی قوی در مقاطع تحصیلی بالاتر خواهد بود. شما می‌توانید با ارتباطی که از طریق انجمن علمی با شرکت‌ها یا افراد متخصص می‌گیرید به راحتی شغل‌های متناسب با رشته تحصیلی خودتان را پیدا کنید. همچنین مشارکت در فعالیت‌هایی از قبیل نشریه‌های صوتی و نوشتاری، بستری مناسب برای پرورش خلاقیت‌های شما خواهد بود. پس دست بکار شوید و همین الآن در انجمن علمی مربوط به رشته خودتان عضو شوید! از دیگر گروه‌های مهم دانشجویی، کانون‌های فرهنگی است که جذابیت خاص خود را دارد. در دانشگاه بین‌المللی امام رضا(ع) کانون‌های فیلم و رسانه، کرسی آزاد اندیشی، ادب و هنر، هلال احمر، زیارت رضوی، قرآن و عترت و مهدویت است. هر دانشجویی می‌تواند در کانون‌هایی که تمایل به فعالیت دارد کارهای فرهنگی انجام دهد و استعدادها و توانایی‌های خود را بالا ببرید!نویسنده: احسان آقاسی زاده</description>
                <category>سید رضا رضوی تبار</category>
                <author>سید رضا رضوی تبار</author>
                <pubDate>Fri, 11 Dec 2020 17:01:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بدون موضوع</title>
                <link>https://virgool.io/khat-shekan/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9-ajvocsryofcc</link>
                <description>در اول کلام و صحبت امیدواریم که همه‌ی کسانی که در گیرودار این بیماری هستند، سریع‌تر بهبود پیدا کنند و حالشان بهتر شود. متأسفانه از وقتی که بیماری کرونا شیوع پیدا کرد، تمام کلاس‌های دانشگاهی به صورت مجازی و برخط برگزار می‌شود و البته کیفیت این مدل تدریس هم اصلا با حضور در کلاس قابل مقایسه نیست و همه این را می‌دانیم.اما نکته مهم اینجاست که چرا شهریه ترم‌های دانشگاه هیچ فرقی نکرده است؟!جالبه! حتی تخفیف هم داده نمی‌شود. احتمالا حوزه ریاست دانشگاه حال و حوصله‌ی عوض کردن شهریه را ندارد و می‌گوید: «بذار شهریه هم مثل قبل باشه!» امیدوارم که این مقاله به گوش حوزه ریاست برسد، چرا که تعریف دانشجو فقط در روز 16 آذر نیست !وقتی خودمان هوای همدیگر را نداشته باشیم، هیچ‌ وقت به جایی نمی‌رسیم و همیشه با افتخار درجا می‌زنیم و وعده می‌دهیم و عمل نمی‌کنیم. ان‌شاءالله که مسئولین دانشگاه نسبت به این درخواست دانشجویان اهتمام داشته باشند و احترام متقابل لحاظ بشود.نویسنده: محمدعلی توسلی</description>
                <category>سید رضا رضوی تبار</category>
                <author>سید رضا رضوی تبار</author>
                <pubDate>Fri, 11 Dec 2020 17:00:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من معمولی و شمای غیرمعمولی</title>
                <link>https://virgool.io/khat-shekan/%D9%85%D9%86-%D9%85%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%84%DB%8C-nfz6n1z22boc</link>
                <description>من به عنوان یه دانشجوی معمولی در یک دانشگاه معمولی با مسئولینی که اعتقاد دارند اینجا معمولی نیست، انتظار این را داشتم بعد از اعلام تعطیلی دانشگاه‌ها، حداقل کاری که رئیس این دانشگاه انجام بدهد این باشد که به مهم‌ترین دغدغه‌ی دانشجویان پاسخ بدهد.آقای مسئول؛ چرا وقتی لایو برگزار می‌کنید و همه در حال تماشا آن هستند، شما نسبت به کلمه شهریه بی‌توجه هستید؟! این موضوع من را به این فکر انداخت که بیام یک متن اعتراض نسبت به ریاست دانشگاه تهیه کنم و در نشریه بسیج منتشر کنم.دوتا سوال از رئیس دانشگاه امام رضا (ع):۱- چرا توی لایو نگفتید ۳۸۰ میلیون تومن پول سرور دادید؟ راستی، وقت لازم داشتید تا فکر کنید چرا این ترم باید همه‌ی شهریه رو بگیرید!۲- مهمترین سوال، نه از رئیس دانشگاه، که از کل مسئولین دانشگاه؛ چرا این ترم جواب دانشجو را نمی‌دهید؟اصلا مهم نیست که چرا شهریه را کم نمی‌کنید. مهم این است که نشان بدهید حداقل به دانشجو احترام می گذارید و جوابش رو می‌دهید.در نهایت هم این را باید خدمتتان عرض کنم که شاید فرقی بین بعضی از شما مسئولین دانشگاه و مسئولین دولتی نباشه چرا که  فقط محدوده حکومتی شما متفاوت است.</description>
                <category>سید رضا رضوی تبار</category>
                <author>سید رضا رضوی تبار</author>
                <pubDate>Fri, 11 Dec 2020 17:00:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فقط یک دانشجو بخواند</title>
                <link>https://virgool.io/khat-shekan/%D9%81%D9%82%D8%B7-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-biox9xcmpnjk</link>
                <description>خانم عاطفه ذبیحی در گفتگو با خطشکن از درد و دل خود با دانشجویان ایرانی میگوید. ایشان از معلمین کشور افغانستان هستند که دروس علوم و زیست را در پاه‌های دبستان، راهنمایی و دبیرستان تدریس میکنند. متن یادداشت ایشان را در خصوص حادثه تلخِ بمب‌گذاری دانشگاه کابل میخوانیم. این متن به لهجه افنستانی بوده است که اصلاح شده است.خیلی از حرف ها را که انسان متوجه نم یشود تا اینکه در آن جایگاه قرار گیرد. مثلا تا پدر و مادر نشوی، درک نم یکنی که بچه‌ات تب دارد یعنی چی!؟ یا اینکه تا دانشجو (در افغانستان به دانش آموزان هم دانشجو می گویند) نباشی حال و هوای یک دانشجو را درک نمیکنی. خیلی سخته سال آخردانشگاه حقوق باشی و نظرات افرادی را مینویسی که دم از صلح جهانی زده است اما وقتی که به جای صلح جهانی، ثروت جهانی زیر زبانشان مزه میکند حتی دست رد به حرف خود میزنند! چقدر درد آور است که در یک لحظه ۱۹ تن از محصلین لایق را که هر کدام برای آینده خود آرزوهای زیاد داشتند را به خون غلتیده ببینی و در روز بعد که به دانشگاه بخاطر درس دادن بروی، دانشگاه را خالی از خنده و شوق درس در دختران و پسران میبینی که همه باهم در عزا هستند. بسیار دردناک است. شاید دانشجویان ایرانی فقط چند عکس از دانشجویان افغان دیده باشند اما اوضاع برای یک معلم افغان جور دیگر است. او مینویسد: دیگر چگونه با کدام شوق به دانشجوها، دانشگاه را وصف کنم، درحالی که اینجا دیگر وحشت سرایی ای بیش نیست. شما دانشجویان ایرانی بگویید چگونه این وحشت‌سرا را به دانشجوهایم وصف کنم که شوق علم آ نها را به دانشگاه بکشاند. چگونه به پدران بفهمانم که اولادشان برای تحصیل در یک جای امن قدم میگذارند وقتی که پدر بعد از ۱۴۲ بار تماس ناموفق به دختر غلتیده به خون خود پیام میدهد: جان پدر کجاستی ؟نویسنده: خانم عاطفه ذبیحی</description>
                <category>سید رضا رضوی تبار</category>
                <author>سید رضا رضوی تبار</author>
                <pubDate>Fri, 11 Dec 2020 17:00:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یکی دارد مرا صدا میزند</title>
                <link>https://virgool.io/khat-shekan/%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D9%86%D8%AF-f1u9i52p5h9g</link>
                <description>یکی دارد مرا صدا میزند.... آه خدای من! خسته شدم. هر طرف عزیزی می‌آید و یا عزیزی را دارند می‌برند.کاش درهای سردخانه را می‌بستند تا آنقدر بی‌رحمانه عزیزان ما را دعوت نکنند. این چه زمستانی است که با مرگ عزیزانمان دارد فرا می‌رسد. یکی دارد مرا صدا می‌زند. او کیست؟شاید توهم زدم، باورم نمی‌شود. امشب یک ماه و یازده روز است که خانواده خود را ندیده‌ام و خانه‌ام نرفته‌ام. بگذار تلفنی بزنم شاید از این توهّم شنیداری به هوشیاری پر از شادمانی برسم. آخر میدانی شنیدن صدای عزیزان باعث آرامش و تاب‌آوری افراد در شرایط سخت و دشوار زندگی می‌شود. مخصوصا اگر دختر کوچکم تلفن را بردارد. شاید به اندازه دیدارش خستگی من را کم نکند ولی آنقدر ارزشمند هست که معنای وجودی ذهن خسته پارادوکسیکال مرا به آگاهی جریان زندگی برساند.ای وای خدای من، اصلا یادم نبود. نه هرگز من زنگ نخواهم زد. من به دخترم قول داده‌ام که امشب به خانه باز می‌گردم. حالا چطور به او بگویم بخاطر بی‌احتیاطی یک عده‌ای که خود را بالاتر از متخصصین ویروس‌شناسی و حتی کارشناسان وزارت بهداشت می‌دانند و گرنه ادعا خدایی هم می‌کردند. هنوز معتقد هستند که کرونا دروغ سکولار به مردم هست و هر روز یک درمان تازه را به مردم یاد می‌دهند. چطور آنان با صفاحت خود نمیگذارند به خانه پیش خانواده‌ام برگردم. خطر مرگ برای ما در اینجا به کنار...آخر دختر کوچک من چطور درک کند انسان‌هایی را که به مسافرت تفریحی می‌روند، درحالی که دارند به ملاقات مرگ خود پیش می‌تازند.یکی دارد مرا صدا می‌زند._چه شده؟ چی؟ باز هم یکی مُرد! این ۱۵۳ امین نفر امروز بود.حالا باید از بیمارستان شمال به خانواده او در تهران خبر دهیم که بیایند و پسر جوانشان را که به سفر آمده بود را بگیرند. به آن‌ها بگویید او برای همیشه سفر کرد. مقصد او حالا آسمان است.حالا باید از بیمارستان شمال به خانواده او در تهران خبر دهیم که بیایند و پسر جوانشان را که به سفر آمده بود را بگیرند. </description>
                <category>سید رضا رضوی تبار</category>
                <author>سید رضا رضوی تبار</author>
                <pubDate>Fri, 11 Dec 2020 16:59:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترکش‌های یک شهید</title>
                <link>https://virgool.io/khat-shekan/%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-ecg3g9lypkyy</link>
                <description>بسم رب الشهداء والصدیقین(شهدای هسته‌ای) در راه خدا شهید شدند، در راه پیشرفت اسلام شهید شدند. مسئله‌ی اینها فقط این نیست که حالا ما یک ملتی هستیم، میخواهیم از فلان کشور و فلان دولت عقب نمانیم، لذا وارد عرصه‌ی علمی شده‌ایم؛ این هست، به‌اضافه‌ی یک چیزی از این مهمتر؛ و آن این است که ما با این حرکت علمىِ خودمان داریم اسلام را سربلند میکنیم، نظام اسلامی را آبرومند میکنیم.(سید علی حسینی خامنه‌ای29/10/1390)در حالی که به سالروز شهادت شهید هسته‌ای مجید شهریاری نزدیک می شدیم، بار دیگر شاهد از دست دادن یکی از عزیزانی که شاید تا همین چند روز پیش نمی شناختیمش افتادیم. شهید محسن فخری‌زاده که یکی از دانشمندان موثر در حوضه تحقیقات هسته‌ای کشورمان بود به وسیله نیروهای تروریستی به فیض رفیع شهادت رسید.اینکه در سکوت می‌آیند و می زنند نشانه از عجز و ناتوانی آن‌ها است، نشانه از منطق باطل آنها است که ترور هست ولی ملت ما این منطق را نمی پذیرد و با آن به مقابله می‌پردازد.و درنهایت به این جمله از مرحوم امام اشاره می‌کنم که فرمودند: تایید شدن انقلاب ما با ریختن خون عزیز ما اتفاق می‌افتد. این انقلاب باید زنده بماند، این نهضت باید زنده بماند، و زنده ماندنش به رخته شدن این خون هاست.نویسنده: محمدحسین طیرانی</description>
                <category>سید رضا رضوی تبار</category>
                <author>سید رضا رضوی تبار</author>
                <pubDate>Fri, 11 Dec 2020 14:23:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرهنگ کتابخوانی و جای خالی آن در زندگی امروزه</title>
                <link>https://virgool.io/khat-shekan/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87-sehlddn9zwe5</link>
                <description>اصولاً خود کتاب که پیرامون دست نوشته ها و تجربیات و افکار عمیق انسان ها در خصوص موضوعات گوناگون زندگی بشر به نگارش درآمده است از بالاترین رتبه ی فرهنگی و درک شئونات نویسنده ی آن اثر از زندگی می باشد که گاهی اوقات،ماه ها و سال ها از لـحظات ناب و دست نیافتنی عمرشان را در این مصروف نموده اند.    کتاب مقبولترین و نزدیک ترین چیز به طبع آدمیان است که نه فراموش می شود و نه تغییر می کند. کتاب،همنشینی است که تو را خسته و ملول نمی کند،دوستی است که تو را فریب نمی دهد،رفیقی است که به تو آزار نمی رساند و بلند نظر و جوانمردی است که تو را گرفتار،یکنواختی و روزمرگی زندگی نمی سازد،اگر هیچ یک از ما نمی توانیم همه چیز را بدانیم،اما همه ی ما می توانیم فردا بیشتر از امروز بدانیم. درست است که امروزه فضاهای مجازی،بخاطر تبلیغات،امکانات و ظاهر جذابشان محبوبیت بیشتری در بین مردم پیدا کرده اند؛ اما هرگز نمی توانند جای کتاب را در زندگی آدمیان بگیرند،چرا که کتاب لذت بخش ترین طعم،واقعی زندگی است؛اما متاسفانه برخی بخاطر وابستگی به فضاهای مجازی و یا سرپوشی بر بی سوادی خویش،کتاب و کتابخوانی و جستجو در راه علم و فرهنگ را به زندان وجودشان انداخته اند...  دوست من این را بدان،انسان خردمند همواره تشنه ی دانش است،در حالی که انسان بی خرد همیشه به دنبال غدای شکم است؛پس اگر واقعاً کتابخوانی ،یک برگ از کتاب وجود خودت را بخوان!!روز کتاب و کتابخوانی بر عموم دانش آموختگان دانشگاه بین المللی امام رضا (ع) تبریک میگویم... نویسنده: سید رضا رضوی تباردانشجوی رشته مدیریت صنعتی                                                                                                                               دانشگاه بین المللی امام رضا (ع)#تو_هم_بخوان</description>
                <category>سید رضا رضوی تبار</category>
                <author>سید رضا رضوی تبار</author>
                <pubDate>Thu, 10 Dec 2020 13:24:15 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>