<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مرضیه شاهرخی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Shahrokhi</link>
        <description>روانشناس بالینی 
طرحواره درمانگر</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 16:17:47</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/649/avatar/GlPOTF.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مرضیه شاهرخی</title>
            <link>https://virgool.io/@Shahrokhi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تو کیستی و میخواهی چه کسی شوی!</title>
                <link>https://virgool.io/NedayeSalamat/%D8%AA%D9%88-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%B4%D9%88%DB%8C-jwpp1iijbfpu</link>
                <description>سقراط فیلسوف یونانی در کتاب راه و رسم پرسشگری خود به توضیح روش خود در درمان پرداخته است. یکی از نکات جالب توجه در این کتاب تمرکز سقراط به اصلاح خویشتن است. در واقع  اصلاح خویشتن مبتنی بر سه هدف کلی است: خودشناسی، پذیرش خود و نظم بخشی خویشتن(رفتار و هیجانات خود را نظم بخشیدن).موضوعی که در عصر حاضر با توجه به عوامل استرسور محیطی در زندگی روزمره کمتر به آن توجه می کنیم. در واقع ما انسان های عصر حاضر برای تحمل بیشتر شرایط درحال فرار از خود هستیم. گاها حتی زمانی که جلو آینه به خود نگاه میکنیم شاید تصویر روبروی خود را نشناسیم. بسیاری از مردم به دلیل فرصت های مالی یا فشار خانوادگی، شغل خود را انتخاب می کنند و متوجه این موضوع نیستند که با وجود درآمد بالا رضایت شخصی و شغلی از کار خود ندارند و این موضوع  به دلیل این است که شغل آنها با علایق شخصی  آنها فاصله ی زیادی دارد. در نتیجه این موضوع باعث خشم و ناکامی آنها شده و اکثر اوقات متوجه علت این مشکلات نیستند. در واقع اگر ما از انگیزه های زیربنایی رفتارمان آگاه باشیم ، از موضع بهتری می توانیم رفتار خود را در صورت نیاز، اصلاح کنیم.خودشناسی  شناخت نقاط قوت و توانمندی های شخص، همچنین محدودیت های او را در برمی گیرد. خودشناسی می تواند کمک کند که افراد الویت های خود را ارزیابی کنند و بر حسب ویژگی های شخصی مطلوب ، از اینکه کیستند و میخواهند چه کسی بشوند، بیشتر آگاه شوند و در نتیجه  انتخاب های بهتری در خصوص هدف های اساسی زندگی بکنند.کشف خود نیازمند بررسی لایه های مختلف  شخصیتی است، لایه هایی که گاه خود نیز از وجود آنها ناآگاهیم. برای شروع این سفر وجود یک همراه به عنوان درمانگر برای تسهیل و کمک بسیار کارساز است.باشد که در این روزمرگی همراه با استرس ناشی از عوامل مختلف خود را فراموش نکنیم و با درآغوش گرفتن خود دنیا را برای خود جای زیباتری بکنیم.# برگرفته از کتاب راه و رسم پرسش گری سقراطی</description>
                <category>مرضیه شاهرخی</category>
                <author>مرضیه شاهرخی</author>
                <pubDate>Thu, 08 Jul 2021 12:19:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در سامانه 4030 چه گذشت!</title>
                <link>https://virgool.io/@Shahrokhi/%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-4030-%DA%86%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-a5tmgvbyl9zb</link>
                <description>بعد از مدت ها تصمیم به نوشتن گرفتم. دلیلی که من و به اینجا و این صفحه آورد اضطرابی هست که اکثر مردم کشورم این روزها با آن درگیر هستند. از دو ماه قبل و اولین روزهای شروع بیماری کرونا به شکلی غیرمنتظره وارد دنیای این ویروس که تا آن موقع ناشناخته تر بود شدم. روزانه من و همکارانم  با حجم بالایی از تماس ها مواجه بودیم که سراسیمه با دیدن هر علامتی از ترس ابتلا به این بیماری ناشناخته به ما پناه می آوردند و در انتها می فهمیدند خیلی از علایم زاییده ی ذهن آن ها و ترس از این بیماری بوده است.زوجین چالش های جدیدی در زندگی خود تجربه می کردند ، خانواده ها برای مدتی نامعلوم باید در کنار هم می ماندند و نمی دانستند این شرایط تا کی ادامه دارد ، کودکان سوالاتی بی پاسخ داشتند و فکر می کردند تا ابد نمی توانند همکلاسی ها و مادربزرگ و پدربزرگ های خود راببینند . مردان به دلیل بیکاری دچار مشکل اقتصادی شده بودند خیلی ها به دلیل خجالت ، ابتلا به بیماری خود را از بقیه پنهان می کردند.بعضی ها سوگوار شدند و آغوشی برای گریستن نداشتند. سوگ بی آغوش که  تجربه ی جدید سوگ برای خانواده هایی بود و هست که عزیز خود را به دلیل بیماری کرونا از دست می دهند  و حتی نزدیک ترین افراد هم نمی توانند در کنار آنها باشند.و صدها دغدغه و بحرانی که در این دوران دو ماه و اندی ایجاد شد. حالا از تکاپوی اولیه و ترس و اضطراب ابتلا به بیماری کم شده و چیزی که بیشتر برای مردمم مانده روانی خسته است که نیاز به نوازش دارد نیاز به ترمیم دارد .شاید خیلی وقت ها فراموش میکنیم که پرخاشگری که این روزها نسبت به قبل پیدا کرده ایم، زودرنجی که داریم، نگرانی و اضطرابی که تشدید شده بغضی که گاهاً به سراغ ما می آید نتیجه ی دو ماراتن ما در این مدت بوده است و حالا بعد این دویدن بدنمان درد گرفته حالا دارد گرفتگی عضلات خودش را نشان می دهد.در این دوران بعد از قرنطینه به یاد داشته باشید همینقدر که نگران جسم خود هستید به روح خود هم باید توجه کنید .خودتون را در آغوش بگیرید و به او خوراک دهید با کمک گرفتن از یک روانشناس، با بالا بردن تاب آوری ،با یادگیری مهارت مدیریت استرس و هرچه که فکر میکنید در این راه به شما کمک میکند.مرضیه شاهرخی روانشناس بالینی</description>
                <category>مرضیه شاهرخی</category>
                <author>مرضیه شاهرخی</author>
                <pubDate>Sat, 09 May 2020 00:07:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هر چه میخواهد دل تنگت نگو!</title>
                <link>https://virgool.io/@Shahrokhi/%D9%87%D8%B1-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%AF%D9%84-%D8%AA%D9%86%DA%AF%D8%AA-%D9%86%DA%AF%D9%88-cqxmrkql0tbx</link>
                <description> این جمله ی معرف که هرچه میخواهد دل تنگت بگو بعضی اوقات در بین زوج ها عجیب دردسرساز می شود. تصور کنید شما از پارتنر یا همسر خود ناراحت هستید و هرچی که به ذهنتان می آید در لحظه بیان کنید! بله خب با بیان ناراحتی بدون در نظر گرفتن کلمات صرفا هیجان شما تخلیه می شود ولی طرف مقابلتان چه طور؟واکنش او چه خواهد بود؟ بله درست حدس زدید این درست نقطه شروع جنگی بزرگ تر است!دیوارهای احترام یکی پس از دیگری فرو میریزد و در انتها جز کوهی از دلخوری ها چیزی باقی نمی ماند.ولی درست در همین لحظه بیاید یکبار دیگر مثل فیلم های سینمایی به عقب برگردیم، به خودتان بگویید هرچه دل تنگت میخواهد نگو! خب اینجا این سوال پیش میاد که پس من چه جوری ناراحتی خودم را ابراز کنم؟و اینجاست که میتوانیم از مهارتی نام ببریم به اسم مهارت ارتباطی!مهارتی که این روزها حسابی مظلوم واقع شده و آدم ها حوصله ی استفاده از آن را ندارند. من اینجا سعی میکنم چند نکته هرچند کوتاه در خصوص برقراری ارتباط و مهارت ارتباطی به شما یاد بدهم.اول از همه ما باید بدانیم ارتباط به معنای ارسال و دریافت پیام است. موضوعی که در بالا راجب آن حرف زدم اینجا قابل مشاهده است یعنی اینکه شما موقع ناراحتی پیام را می فرستید ولی به دلیل ارسال بد پیام جواب دریافت نمی کنید یا جواب اشتباه دریافت می کنید.حالا سوالی که پیش میاد این هست که پیام درست چه طور فرستاده میشه؟همیشه به خاطر داشته باشید که برای ابراز ناراحتی یا مشکل خود جمله خود را با ضمیر من شروع کنید مثل این جمله : من از دستت ناراحتم به دلیل اینکه روز تولد من رو فراموش کردی و انتظار داشتم جایی یادداشت کرده بودی یا بهم پیام میدادیو هزاران مثال که میتواند با ضمیر من شروع شود و بعد احساس شما(ناراحتی، عصانیت و ....) بیان شود و در انتها انتظار خود را بگویید.این را به خاطر بسپارید استفاده از ضمیر تو در ابتدای جمله همیشه با گارد گرفتن طرف مقابل همراه خواهدبود.نکته ی مهمی که وجود دارد هیچ وقت سعی نکنید با تیکه پرانی و غیر مستقیم حرف زدن ناراحتی خود را ابراز کنید که اینها ماده های سمی رابطه است!مهارت ارتباطی یکی از هفت مهارت زندگی است که هر انسانی برای بهبود کیفیت زندگی خود نیاز دارد آن را بیاموزد.امید است که با خواندن نوشته ی من از این به بعد به سبک ارتباطی خود بیشتر توجه کنید.</description>
                <category>مرضیه شاهرخی</category>
                <author>مرضیه شاهرخی</author>
                <pubDate>Tue, 28 May 2019 00:02:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید مطالب من در سال ۹۷</title>
                <link>https://virgool.io/@Shahrokhi/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B7-qqg45cceyi6p</link>
                <description>من در سال گذشته، در مجموع ۲ مقاله در ویرگول منتشر کردم. در طول این سال مقالات من ۱۹ مرتبه لایک شدند و ۰ نظر نیز بر روی آن‌ها ارسال شد. با مطالعه این مقالات، ۴۹ نفر تصمیم گرفتند تا من را در ویرگول دنبال کنند تا از مقالات بعدی من باخبر شوند.مخاطبیندر طول این سال، مقالات من توسط ۵,۳۱۱ نفر در ویرگول مطالعه شده است. مدت زمانی که این افراد در حال مطالعه‌ی آن‌ها بوده‌اند برابر با ۱۱۳,۹۰۷ ثانیه است. اگر فرض کنیم در حال حاضر جمعیت ایران ۸۰ میلیون نفر است، این یعنی من توانسته‌ام سرانه مطالعه کشورم ایران را ۰/۰۰۱۴۲۴ ثانیه افزایش دهم. شاید بتوانیم این عدد را به «اثر پروانه‌ای» تشبیه کنیم؛ چرا که هر کدام از نویسندگان در ویرگول توانسته‌ایم عددی کوچک را به سرانه مطالعه کشور اضافه کنیم اما مجموعِ تک تکِ این اعداد، یک عدد بزرگ شده است. من در کنار سایر کاربرانِ ویرگول توانستیم در سال ۹۷، سرانه مطالعه ایران را ۴/۱۲۲۳۴۳ ثانیه افزایش دهیم.می‌توانیم برای سال ۹۸، اتفاقات بزرگتری را رقم بزنیم.ویدیوی آمار مخاطبین من را ببینید: https://cdn.virgool.io/annual-report-97/yn5kippjhlhs-0Fpm.mp4 </description>
                <category>مرضیه شاهرخی</category>
                <author>مرضیه شاهرخی</author>
                <pubDate>Sun, 28 Apr 2019 11:24:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خصوصی یعنی چی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Shahrokhi/%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%DA%86%DB%8C-verv3a44ihge</link>
                <description>اپیزود اول: مادر و پسربچه ای نه ساله وارد اتاق می شوند. مادر هنوز بر روی صندلی کامل نَشسته است که شروع میکند تند تند به بیان اینکه پسرم جدیدا همش میگه بشقاب کثیفه مدام دستاشو بو میکنه یه جا بند نمیشه تو خونه همش راه میره ....... و هرچند ثانیه یک بار به پسربچه نگاه کرده و می گوید بگو مامان دیگه خودت بگو...اپیزود دوم: روانشناس بعد از اینکه اجازه داد مادر کمی صحبت کند آرام از پسربچه اسم و سنش را می پرسد. بازهم مادر مداخله میکند در حالی که پسربچه نگاهی به بالا ندارد آرام جواب میدهد.اپیزود سوم: روانشناس رو به مادر می پرسد اخیرا اتفاق جدیدی افتاده مادر با تاکید تمام میگوید نه و فقط دو ماه است بچه ام اینطوری شده... روانشناس از کودک میخواهد چند دقیقه ای بیرون اتاق کنار پدر خود باشد.اپیزود چهارم: روانشناس شروع میکند درخصوص اختلال وسواس کودکان علت هایی که ایجاد کننده آن هستند و علایمش به مادر توضیح میدهد. مادر کم کم آرام شده و به حرف ها با دقت گوش میکند.اپیزود پنجم: مادر با صدای آهسته می گوید دو ماه قبل پسرم به منزل همسایه  رفت تا با پسرش بازی کند وقتی به منزل برگشت با آشفتگی و ترس گفت مامان من نمیخواستم ولی دوستم به جای بازی تو تلوزیون فیلم بد بهم نشون داد من میدونم چون این فیلم و دیدم خدا من و نمیبخشه و مریض میشم و از اون موقع حالت های وسواسش شروع شد.اپیزود ششم: روانشناس از برخورد مادر با موضوع می پرسد مادر اظهار میدارد به هیچ عنوان کودک را دعوا نکرده ولی نگران فرزند خود هست و با خود فکر میکرده چند روز بعد از ذهن کودک پاک خواهد شد.اپیزود هفتم: روانشناس بعد صحبت با مادر از کودک میخواهد که به اتاق بیاید و تنها با او صحبت کند. کودک معصومانه به روانشناس می گوید من هرشب توبه میکنم ولی صبح ها تصویر فیلم تو ذهنم میاد و من نمیدونم باید چه کار کنم. وقتی فکر میاد سراغم دلم گرم میشه. روانشناس می پرسد گرم شدن دل چه جوریه؟ کودک می گوید بدنم می لرزه دلمم انگار داغه یه جوری میشه(منظور کودک نگرانی و تشویش است)اپیزود هشتم: روانشناس بعد از برقراری ارتباط با کودک و ایجاد حس راحتی از او می پرسد تو اندام های خصوصی بدنت را میشناسی و کودک با تکان دادن سر می گوید بله دست پا سر و ..... ولی خانم خصوصی یعنی چی؟؟بله خصوصی یعنی چی؟مطلب بالا جلسه ی درمانی امروز من با کودکی بود که متاسفانه به دلیل سهل انگاری والدین و عدم آموزش صحیح به کودک باعث آسیب شدید روحی به فرزندشان شده بودند.والدین عزیز خوانندگان گرامی عاجزانه از شما میخواهم که همانطور که به فکر درس فرزند، امنیت مالی و مسایل دیگر او هستید به تربیت جنسی او نیز فکر کنید. به کودک خود یاد بدهید در صورت مواجه شدن با خواسته نادرست دیگران چه واکنشی باید نشان بدهد. از تنها گذاشتن فرزندان خود بدون نظارت جداً پرهیز کنید. آسیب دوران کودکی جبران ناپذیر است و ما مسئول این اتفاقات هستیم. مسئولیت پذیر باشید همین!</description>
                <category>مرضیه شاهرخی</category>
                <author>مرضیه شاهرخی</author>
                <pubDate>Tue, 25 Sep 2018 15:58:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من متوجه نمیشوم به من بگو!!</title>
                <link>https://virgool.io/@Shahrokhi/%D9%85%D9%86-%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%A8%DA%AF%D9%88-acaigypf2aei</link>
                <description>بعد از مدت ها تصمیم گرفتم دوباره شروع به نوشتن بکنم. دلیل نوشتن  این مطلب هم دغدغه ای است که مجددا مدتی است ذهن من رو درگیر کرده و باز هم به روابط بین آدم ها برمی گردد. صحبت دیروز من با زوجی که اختلاف داشتند من را به نوشتن درباره مطلبی واداشت که این روزها در روابط زیاد دیده می شود و آن هم به  اشتباه رایج بین زوجین در بیان مشکلات و ناراحتی هایشان  از طریق  رفتار مربوط می شود.متاسفانه در اکثر روابط بین زوجین دیده میشود که آنها ناراحتی های خود را با رفتارهایی مثل سکوت، پرخاشگری، بهانه گیری و لجبازی نشان می دهند و وقتی دلیل عدم بیان موضوع ناراحتی سوال میشود اظهار میدارند باید همسرم انقدر نسبت به من شناخت داشته باشد که ناراحتی من را درک کند و اصطلاحا خود باید دلیل ناراحتی من را بفهمد. در اینجا نیاز به یادگیری مهارت های زندگی به طور کاملا مشهودی احساس میشود. اولا نیاز به مهارت خودآگاهی برای شناخت خود، علایق ، ویژگی های مثبت و منفی  ثانیا نیاز به داشتن مهارت ارتباطی موثر برای بیان صحیح نیازها و خواسته ها همچنین داشتن  مهارت مدیریت خشم و استرس جهت مواقعی که نیاز به کنترل شرایط داریم، داشتن مهارت حل مسئله جهت حل کردن مشکل و دیدن مسئله از زوایای مختلف و نه صرفا از دید خودمان و مهم تر از همه انتقاد پذیر بودن در صحبت با همدیگر و داشتن مهارت شنیدن فعال.تمامی مهارت هایی که در بالا عنوان شد نیاز به یادگیری و تمرین دارد، در واقع ما زمانی میتوانیم بگوییم در کاری مهارت پیدا کرده باشیم که حداقل1400 ساعت در آن زمینه بعد از یادگیری تمرین کرده باشیم.پس از همین حالا تصمیم بگیرید و برای بهبود روابط خود قدم اول را بردارید.موفق باشید.</description>
                <category>مرضیه شاهرخی</category>
                <author>مرضیه شاهرخی</author>
                <pubDate>Thu, 28 Jun 2018 11:30:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سندرم پیش از قاعدگی یا PMS</title>
                <link>https://virgool.io/@Shahrokhi/%D8%B3%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%85-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-pms-u9brz7m0g93a</link>
                <description>به احتمال زیاد در مورد این سندرم همگی تا حدودی آشنایی دارید اما مسئله ای که باعث شد در این خصوص مطلب بنویسم تاثیر آن بر روابط زناشویی و آگاهی کمتر همسران در نوع برخورد در این دوره است.#سندرم پیش از قاعدگی از 14 روز قبل از شروع عادت ماهانه تا 7 روز قبل آن به طور متغیر در خانم ها اتفاق میوفتد و تا زمان شروع خونریزی ادامه دارد. در این دوران خانم ها تحریک پذیرتر و حساس تر هستند و معمولا پرخاشگری بیشتری دارند، از لحاظ خلقی گاهاً حالات افسردگی پیدا میکنند تمایل به گریه دارند از لحاظ جسمی نسبت به قبل در این دوران سریع تر خسته می شوند و علایم دیگری نیز هست که در هر خانم متفاوت است.حال این موارد گفته شد تا به مطلب مهم تری برسم. یکی از موضوعات مهم  آشنایی هر خانم با بدن و روحیات خود و همچنین نحوه ی خودمراقبتی در این دوران است تا با بحران کمتری سپری شود.یکی از مسائل مشاهده شده در روابط زناشویی این بوده که اکثر مشاجرات بین زوجین در این دوران اتفاق افتاده است.حال روی صحبت من در این مطلب  به شما آقایان است و کمکی که می توانید در این دوران به همسران خود بکنید.#حمایت ذهنی و عاطفی1-  در مورد علایم پی ام اس در زنان لطیفه تعریف نکنید و او را با هر حرف آزاردهنده ای دست نیندازید.2- چرخه قاعدگی همسرتان را با هم دنبال کنید تا از زمان آغاز آن برای حمایت و همراهی آگاه باشید.3- جروبحث نکنید و هنگام خستگی و زودرنجی همسرتان ملاحظه او را بکنید.#حمایت جسمی1-برخی مسئولیت های او را در کارهای خانه به عهده بگیرید.2-ناز و نوازشش کنید، پی ام اس می تواند تجربه ناراحت کننده ای برای زنان باشد.در انتها ذکر این نکته ضروری است که به شما هشدار بدهم فقر مهارت های ارتباطی، آشنا نبودن با مهارت های زندگی و تامین نشدن نیازهای روحی و عاطفی علت بیش از 40 درصد طلاق ها در ایران است پس متاهلین و مجردین عزیز ،خانم ها و آقایان محترم برای داشتن زندگی با کیفیت تر تلاش خود را در کسب این مهارت ها بکنید.نگذارید روز به روز بر تعداد زوج های ما که طلاق عاطفی گرفته اند و صرفا به عنوان دو همخانه کنار هم زندگی می کنند افزوده شود.</description>
                <category>مرضیه شاهرخی</category>
                <author>مرضیه شاهرخی</author>
                <pubDate>Wed, 21 Feb 2018 11:01:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>می خواهم همه از من راضی باشند!</title>
                <link>https://virgool.io/@Shahrokhi/%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D9%85-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF-yhr1a7qmnf97</link>
                <description>من خیلی خوشبختم چون همسرم پدرم مادرم فرزندم دوستانم خلاصه همه از دستم راضی هستند. همیشه سعی کردم هیچ کس را از خودم دلخور نکنم. این جمله برای شما آشنا نیست؟این جمله ای است که من بارها از زبان آدم های مختلف می شنوم. مادرهایی که کل زندگی خود برای همسر و فرزندانشون فداکاری کردند، پدرانی که از نیازهای خود گذشتند همسرانی که به اسم عشق از تمامی علایق و نیازهای خود چشم پوشیدند...... اما!آیا واقعا می شود همه ی آدم ها را راضی نگه داشت؟آیا با این کار باعث نمی شود همه از ما انتظار خوب بودن در تمامی شرایط را داشته باشند؟ انتظار همیشه خوب بودن، انتظار مطیع بودن،  انتظار اینکه هیچ وقت خلاف میل آنها صحبت نکنیم.... این آدم ها  یک روز یک جا ناگهان می ایستند و با بغض به خود میگن پس من چی؟ چرا کسی به نیازهای من توجهی نداره؟چرا همه از من انتظار دارند؟ و اینجاست که برای ادامه راه و راضی نگهداشتن دیگران کم می آورند.به راستی راضی نگهداشتن همه ی اطرافیان ما کاری است نشدنی....... گاهی فارغ از تمام انتظارات اطرافیانت فقط به خودت فکر کن به علایقت به کارهایی که دوست داری انجام دهی حتی غذایی که مورد علاقه خودت هست بخور فیلم مورد علاقه ات را ببین در یک کلام خودت را هم راضی نگهدار</description>
                <category>مرضیه شاهرخی</category>
                <author>مرضیه شاهرخی</author>
                <pubDate>Mon, 01 Jan 2018 22:40:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوب نیستم همین....</title>
                <link>https://virgool.io/@Shahrokhi/%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-fn00elpajscf</link>
                <description>در یکی از کلاس ها به والدین گفتم من نوجوان شما هستم و امروز بعد از مدرسه اعلام کردم که من دیگه درس رو دوست ندارم و نمیخوام دانشگاه برم حالا شما به عنوان پدر و مادر من چه جوابی برای من دارید؟یکی از والدین گفت اینکه خب با محبت میپرسم چرا دیگر درس را دوست نداری ؟ دیگری گفت از معایب عدم تحصیلات می گویم و اینکه در جامعه ی ما در صورت نداشتن تحصیلات به افراد احترام نمی گذارند و والد بعدی گفت مشاغل پایین را به فرزندم نشان میدهم تا آینده خود راببیند.... در تمام مدت صحبت والدین، من در حال گوش کردن بودم و خود را نوجوان 16 ساله ای تصور میکردم که والدینم در جواب حرف من اینگونه واکنش نشان دادند برای لحظه ای تحمل نکردم و گفتم مامان ها باباها من از شما نصیحت نخواستم فقط با یک جمله شما می توانستید من را آرام کنید.... و همگی گفتند آن جمله چیست؟کافی بود به من می گفتید من درکت میکنم... من میدانم تو الان نگرانی .....من میدانم درس ها سخت است و تو به خاطر این موضوع نگرانی... همین! اما شما نتوانستید حال مرا درک کنید چون در نقش پدر و مادر بودید و یادتان رفت زمانی خود هم نوجوان بودید، فرزند شما فقط نیاز به درک شدن در آن لحظه داشت....حال روی صحبتم به همه ی شماست که این مطلب را میخوانید! وقتی کسی پیش شما از مشکلاتش ناراحتی ها و نگرانی هایش گفت خواهش میکنم نصیحت نکنید مشکلاتش را مسخره نگیرید سعی نکنید با شوخی حواسش را پرت کنید فقط به حرف هایش گوش کنید و سعی کنید احساسش را درک کنید همین!</description>
                <category>مرضیه شاهرخی</category>
                <author>مرضیه شاهرخی</author>
                <pubDate>Fri, 24 Nov 2017 23:11:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من یک زن هستم نیازهای مرا ببین...</title>
                <link>https://virgool.io/@Shahrokhi/%D9%85%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%B2%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86-g2nldj6lplb3</link>
                <description>یکی از دغدغه های زندگی من همیشه این بوده که کاش مردان جامعه ما کمی بیشتر به نیازهای زنان خود توجه می کردند.... چند روز قبل برای آموزش مبحثی به جایی رفته بودم که اکثر افراد قشرتحصیل کرده و پزشک بودند. در یکی از اسلایدها در خصوص مهارت زندگی عنوان شده بود که برای کاهش استرس برخی کارهای خود را به دیگران محول کنید، از قضا خانومی همراه دختر خردسال خود در جلسه بود و من به مزاح گفتم به طور مثال کاش همسران همراهی و همکاری بیشتری با بانوان شاغل خود داشتند؛ در کمال تعجب یکی از پزشکان گفتند که خب اجباری وجود نداره می تونن در منزل بشینن و بچه داری بکنند ! تنها جواب من این بود که هر زنی هم مثل شما نیاز به بودن در اجتماع و استفاده از دانش خود دارد اما مدام این فکر در ذهن می چرخید که چرا نباید همکاری زن و مرد در جامعه ی ما فرهنگ سازی شود....آقایون عزیز آیا یک خانوم  نباید این حق را برای خود قائل بشود که نیازهای اجتماعی خود را برآورده کند؟ به جرم تاهل و بچه دار شدن شما انقدر خودخواهانه کنار می کشید و می گویید اگر از پس این قضیه بر نمی آیی کار نکن؟؟ بگذارید من از زبان زنان سرزمینم به شما بگویم که هر زنی نیاز دارد که دانش خود را به عمل تبدیل کند هر زنی نیاز دارد که لذت استقلال مالی رابچشد هر زنی نیاز دارد که مردش درکش کند و در این راه سخت همراهش باشد نه مانع! من فمنیست نیستم و به هیچ عنوان عقایدم ضد مردان نیست اما کاش کمی هم خود را جای زنان سرزمین خود بگذارید همین.....</description>
                <category>مرضیه شاهرخی</category>
                <author>مرضیه شاهرخی</author>
                <pubDate>Fri, 10 Nov 2017 03:57:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مَلی های شهر ما</title>
                <link>https://virgool.io/@Shahrokhi/%D9%85%D9%8E%D9%84%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%85%D8%A7-ps6dgaxrnl8a</link>
                <description>ًامروز به دیدن فیلم مَلی و راه های نرفته اش رفتم. فیلمی که سناریوی آن چندین سال است توسط افراد مختلف به شکل های مختلف بازگو می شود. قصه ای دردناک از زبان زنان سرزمینم.  بعد از دیدن فیلم علاقمند شدم نقدهایی که در مورد این فیلم نوشته شده رابخوانم و در کمال تعجب با مطالبی مواجه شدم که در آن کارگردان فیلم به فمنیست بودن و بدترین شکل ممکن مردان را نشان دادن متهم شده بود. شما هم همینطور فکر می کنید؟ فکر می کنید که واقعا داستان این فیلم اغراق آمیز است؟ شاید من هم به عنوان یک زن تحت تاثیر نگرش های قالبی در جامعه در خصوص خشونت مردان قرار بگیرم اما فارغ از تمامی این موضوعات اگر بخواهم قصه هایی واقعی از مَلی های شهر به شما بگویم که چاره ای جز سکوت ندارند شما حتی تاب شنیدن آن را نخواهید داشت. از زنی که از روز اول ازدواج مورد ضرب و شتم شدید شوهر و خانواده شوهر است از توهین های همسر به او از خیانت هایی که به او میکند از تمامی مشکلات روانی که ناشی از همین خشونت خانگی است از محروم بودن برای کوچک ترین حق خود در خصوص خریدن حتی یک روسری به سلیقه خود....... و هزاران زن دیگر مثل مَلی اما در دنیای واقعیفقط تنها فرق آنها با مَلی این است که در آخر فیلم خانواده مَلی به اشتباه خود پی بردند و آن روانشناس توانست به او کمک کند اما من تنها دردهایشان را می شنوم و فقط می توانم به آنها کمک کنم که حداقل تا جای ممکن راه هایی را پیدا کنند که کمتر کتک بخورند یا آسیب کمتری ببینند تنها به جرم این که حمایت گری ندارند و مجبور به ادامه زندگی هستند.بله خانم ها و آقایان جامعه ی ما پر از مَلی هایی است که به جرم نداشتن خانواده ی حمایت گر سال هاست روح و جسم اشان مورد ضرب و شتم قرار می گیرد.</description>
                <category>مرضیه شاهرخی</category>
                <author>مرضیه شاهرخی</author>
                <pubDate>Thu, 05 Oct 2017 22:22:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با همدیگر حرف بزنید:  این یک دستور است!</title>
                <link>https://virgool.io/@Shahrokhi/%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-stfdsxmrukec</link>
                <description>این مطلب به نوعی شاید دلنوشته ای است که فارغ از هر گونه مطالب علمی فقط گویای تجربیات من می باشد.  برای من که داستان های زیادی را هر روز از افراد مختلف میشنوم شاید به نوعی بعضی کارهای آدم ها آنقدر عجیب به نظرم نمی آید یا شاید بهتر است این گونه بگویم که چون من این موضوع را باور داشتم که در اتاق درمان نباید هیچ هویتی داشته باشم و فارغ از زن یا مرد بودن بدون قضاوت به حرف های مراجعینم گوش کنم مسایلی که شاید در جامعه ی ما خیلی تابو باشد در اتاق من با قضاوت و برخورد بد با آنها برخورد نمی شود چون هدف تنها کمک کردن است به آدم ها بدون این که به آنها صفتی داده شود.حالا با گفتن این حرف ها می خواهم به قصه ی اصلی برسم داستانی که امروز برای خود من هم تلنگری دوباره بود تلنگری که شاید خیلی از زوج ها لازم است قبل از تمام شدن رابطه  به آنها زده شود تا شاید آخرین بند رابطه پاره نشود. آدم قصه من فردی است که مدت های زیادی برای درمان به من مراجعه می کرد و در پس تمام مشکلات کمبود شدید محبتی بود که در رابطه با همسرش احساس می شد و علی رغم تمام تلاش های وی باز هم با سکوت همسر روبرو بود. بعد از چندین سال زندگی حال تبدیل به آدمی ناامید شده که هیچ آینده ای را جلوی خود نمی بیند. همسر تا دیروقت سرکار و هیچ ساعت شبانه روز برای دیدن و صحبت با هم وجود ندارد. امروز بعد از دوهفته به دیدنم آمد چیزی در صورتش به من مرگ احساس را خبر می داد و تنها با پرسیدن یک سوال از جانب من که الان چه چیزی حال تو را بد کرده عنوان کرد : دیدن محبت کردن یک زوج فامیل بهم و حسرت داشتن این محبت از طرف همسرم در تمامی این سال ها.خانم ها آقایان اگر تصمیم به شروع زندگی مشترک دارید یا اگر ازدواج کردید هیچ وقت از صحبت کردن با هم غافل نشوید همیشه کوچکترین مسائل بین خود را حل کنید،  نگذارید تا کهنه شوند بهم ابراز علاقه کنید به هر شکل ممکن بهم بفهمانید که وجود فرد مقابلتان برای شما چقدر مهم است. مهارت برقراری ارتباط .....این است راز ماندگاری تعهد و عشق بهم</description>
                <category>مرضیه شاهرخی</category>
                <author>مرضیه شاهرخی</author>
                <pubDate>Wed, 04 Oct 2017 23:47:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرفکشنیسم(کمال گرایی)</title>
                <link>https://virgool.io/@Shahrokhi/%D9%BE%D8%B1%D9%81%DA%A9%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-fgumioa6ervm</link>
                <description>من باید همیشه بهترین باشم.من باید بهترین نمره کلاس را بگیرم.من باید کاری را که شروع کردم بی عیب و نقص انجام بدهم.من باید یک خانه ی کاملاً تمییز داشته باشم.من باید در سخنرانی و کنفرانسم بهترین باشم و هیچ ایرادی نداشته باشم.این جملات برای شما آشنا نیست؟ اگر شما هم از این دست افراد هستید که معتقدید یا کاری را نباید شروع کنید یا اگر شروع کردید باید بی عیب و نقص و بدون هیچ اشتباهی انجام دهید باید بگویم شما در دام کمال خواهی گرفتار شدید.افراد کمال خواه همیشه برای خود معیارهای دشواری انتخاب می کنند که دستیابی به آنها سخت است و با استرس زیادی همراه است پس یا اصلا آن کار را شروع نمی کنند یا اگر شروع کردند مدام  ترس از شکست دارند. این افراد هیچ گاه از خود راضی نیستند زیرا هر بار که به موفقیت دست پیدا می کنند باز هم فکر میکنند می توانستند عملکرد بهتری داشته باشند. آنها عزت نفس خود و ارزشی که برای خود قایل هستند را با میزان دستیابی خود به معیارهایشان می سنجند.کمال خواهی سه جنبه ی مهم دارد:#معیارهای دشوار و سرزنش خود#تلاش شدید برای رسیدن به معیارهای دشوار با وجود پیامدهای منفی مثل اضطراب، استرس،احساس کم آوردن وقت و ......#تعیین ارزش خود براساس معیارهای بالاالبته توجه داشته باشید که تعیین اهداف و معیارهایی که میخواهید در زندگی به آنها دسترسی پیدا کنید طبیعی است و در واقع کمال خواهی زمانی مشکل ساز می شود که وقتی به معیارهای شخصی تان نمی رسید به شدت خود را سرزنش کنید.افراد کمال خواه اکثر اوقات نیمه ی خالی لیوان را می بینند و توجهی به موفقیت هایی که کسب می کنند ندارند.اگر جزو این دسته از افراد هستید سعی کنید عینک تعادل خود را به چشم خود بزنید و مثبت نگرانه تر بپذیرید که گاهاً عملکرد در سطح معمول اما بدون اضطراب در شما احساس بهتری ایجاد می کند و باعث علاقمندی بیشتر شما نسبت به خودتان می شود.غلبه بر کمال خواهی نیاز به فرصت دارد اما امکان پذیر است پس از همین حالا شروع کنید!</description>
                <category>مرضیه شاهرخی</category>
                <author>مرضیه شاهرخی</author>
                <pubDate>Wed, 13 Sep 2017 14:46:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گوش بدهیم.... نشنویم</title>
                <link>https://virgool.io/@Shahrokhi/%DA%AF%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-%D9%86%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%85-mrwiaeznisdd</link>
                <description>در ابتدای شروع به کارم مثل هر آدم دیگری که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده و فکر میکند با تمام اطلاعاتی که از کتاب ها یاد گرفته می تواند به همه ی آدم ها کمک کند من هم دراتاق درمان با یک سری برگه و تست و نشانه هایی که یاد گرفته بودم مشغول به کار شدم اما مدتی کوتاه نگذشته بود که احساس کردم در جلساتم جای خالی چیزی به شدت احساس می شود،یک مانع که باعث می شد نتوانم ارتباط درمانی خوبی با مراجعانم داشته باشم ، پس شروع کردم به بازبینی کارها و جلسات .....تنها به یک نتیجه رسیدم که تجربه ی بسیار بزرگی بود و تاثیر زیادی در پیشرفت روند جسات من داشت. حال میخواهم شما را هم در این تجربه سهیم کنم.گاهی اوقات آدم ها وارد اتاق من می شدند بی آن که به دنبال درمان آمده باشند بلکه فقط نیاز به کسی داشتند که به حرف های آنها گوش بدهد نه این که صرفاً فقط بشنود و سریع  توضیح دهد که علت مشکل کجاست یا راهکار حل آن چیست.آنها نتواسته بودند کسی را بیابند که بدون قضاوت به حرف هایشان گوش دهد و تنها با آنها همدلی کند. حال از آن روزها حدود یک سالی می گذرد و من در تمامی این مدت تلاش کردم به دردهای مراجعینم گوش دهم بی آن که در ابتدا به دنبال بررسی نشانه ها باشم.  اگر برای شما هم پیش آمد که دوست یا عزیزتان نیاز به صحبت داشت سعی کنید به او گوش دهید نه این که بلافاصله لیستی از نصایح و راهکارها را به او عرضه کنید.گاهاً همه ی ما آدم ها نیاز به این داریم که ما را گوش دهند بی آن که قضاوتمان کنند یا به ما راه حل بدهند.</description>
                <category>مرضیه شاهرخی</category>
                <author>مرضیه شاهرخی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Sep 2017 17:54:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افسردگی: بیا حرف بزنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@Shahrokhi/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%A7-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%85-eex0h0hphtgu</link>
                <description>سازمان جهانی بهداشت(WHO) هر سال در روز 7 آوریل به مناسبت روز جهانی بهداشت که هم زمان است با تاسیس سازمان جهانی بهداشت با هدف افزایش آگاهی مردم و تمرکز فعالیت های جوامع  یکی از موضوعات مبتلا به آنها را در خصوص بهداشت عمومی و فردی انتخاب میکند. معمول این موضوعات تا سال 2016 مرتبط با بیمارهای جسمی بوده است اما امسال شعار به گونه ای دیگر رقم خورد. با توجه به شیوع بالای افسردگی در جهان و افزایش آمار خودکشی این شعار با این هدف عنوان شد تا هم افراد نسبت به نشانه های افسردگی آگاهی پیدا کنند و هم  این که افراد مبتلا به افسردگی به سراغ  درمان بروند. حال  شعار سال 2017 چیست؟همانطور که از عکس پیدا است ترجمه فارسی این شعار افسردگی:بیا حرف بزنیم می باشد.من به عنوان یک روانشناس به نوبه خود بسیار بسیار از اینکه امسال سازمان جهانی بهداشت نگاه خود را به سمت بیماری های روان آورد بسیار خوشحالم.در جامعه ی ما اکثریت افراد به دلیل ترس از برچسب بیمار روانی به دنبال درمان نمی آیند و گاهاً مشاهده می شود که بعد از دو سال تحمل فشار روانی و صحبت نکردن در خصوص مشکلات خود زمانی که کاملاً این بیماری بر آنها غالب شده و دیگر هیچ امیدی به ادامه زندگی نیست به سراغ روانشناس می آیند.حال این کمپین به ما یادآور شد که  هرکدام از ما به نوبه ی خود با افزایش آگاهی نسبت به نشانه های این بیماری می توانیم در کاهش شیوع آن سهیم باشیم.اگر در خود یا اطرافیان خود این علایم را مشاهده کردید حتماً مراجعه به روانشناس داشته باشید: #به مدت دو هفته هر روز خلق افسرده داشته باشید و تمایل به گریه#کاهش علاقه نسبت به فعالیت هایی که قبلاً به آنها علاقمند بودید#کاهش یا افزایش خواب و اشتها#بی انرژی بودن#افکار خودکشی#کاهش تمرکز#شکایات جسمی مثل سردرد یا معده درد# احساس گناه#ناامیدی و بی ارزشیبه افسردگی سرماخوردگی بیماری های روان گفته می شود این بیماری اگر در ابتدا شناخته شود به راحتی قابل درمان است پس بیایید راجب به آن حرف بزنیم.</description>
                <category>مرضیه شاهرخی</category>
                <author>مرضیه شاهرخی</author>
                <pubDate>Thu, 07 Sep 2017 15:25:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوستت دارم به شرطی که.....</title>
                <link>https://virgool.io/@Shahrokhi/%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%B1%D8%B7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-vcbbme3u47tf</link>
                <description>بیاید به این فکر کنیم که پشت هر ابراز علاقه ما آدم ها به هم یک شرط وجود داشت. مثلا من تو را دوستت دارم به شرط این که مطابق میل من رفتار کنی...... یا نه بگذارید جوری دیگری بگویم من تا زمانی تو را دوست خواهم داشت و کنار تو می مانم که همان چیزی باشی که من دوست دارم همان کارهایی را بکنی که من دوست دارم همان ظاهری را داشته باشی که من دوست دارم اما اگر خلاف میل من عمل کنی من دیگر تو را دوست ندارم.چه احساسی پیدا می کنید؟آیا تا به حال پیش آمده که  این جملات را از کسی شنیده باشید؟فکر میکنم اکثر ما بارها و بارها در طول زندگی خود این جملات را یا شنیده ایم یا والدینمان با رفتارهایشان آن را به ما فهماندند. اگر دختر خوبی نباشی من دیگه تو را دوست ندارم اگر تمرین هاتو حل نکنی من دیگه مامانت نیستم اگر شیطنت کنی بابا دیگه دوستت نداره و هزاران جمله ی دیگر که تنها تاثیر آن بر کودکان ترس از دست دادن محبت والدین و طرد شدن از سوی آنها بوده است.امروزه یکی از اصول مهم فرزندپروری که بدان تاکید شده است موضوع توجه مثبت نامشروط است. اصلی که در آینده ی فرزندان ما بسیار تاثیر گذار است. فرزندان ما باید از ابتدا بدانند که دوست داشتن اگر ندارد تا در آینده هم به این اشتباه نیوفتند که برای حفظ فرد مورد علاقه خود و ترس از دست دادن آن باید مطابق سلیقه وی عمل کنند. در بیان جملات خود به فرزندانتان دقت زیادی داشته باشید به آنها بفهمانید که گاهاً ممکن است به دلیل برخی رفتارها از دست آنها ناراحت  شوید ولی دلیل ناراحتی آن رفتار است و شماهمچنان آزادانه  فرزند خود را دوست دارید و ابراز محبت شما مشروط به رفتار خوب و مورد انتظار شما نیست.امید است بتوانیم به فرزندانمان بیاموزیم دیگران را  آزادانه دوست بدارند بدون آنکه از آنها انتظاری داشته باشند.</description>
                <category>مرضیه شاهرخی</category>
                <author>مرضیه شاهرخی</author>
                <pubDate>Tue, 05 Sep 2017 19:18:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راه میانبر برای پایان دادن به بهانه ها-بخش دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@Shahrokhi/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-yjca18k9iadd</link>
                <description>در نوشته های قبلی اشاره ای به موضوع اهمال کاری داشتم و کتابی را معرفی کردم که در حل این مشکل میتواند تا حد زیادی راهگشا باشد. بنا به خواست شما تصمیم گرفتم نکاتی از این کتاب را برای آشنایی بیشتر با آن و  موضوع اهمال کاری بنویسم. یکی از مطالبی که در این کتاب به آن پرداخته شده مربوط به این است که پشت بیشتر اهمال کاری ها تکالیف یا فعالیتی است که فرد دوست دارد تا جایی که می تواند از انجام آن فرار کند.اغلب فرد اعتقاد دارد که انجام چنین کاری دشوار، ناخوشایند و یا حتی به نوعی عذاب آور است.صرف فکر کردن به این موضوع، احساسات ناخوشایندی همچون اضطراب، ترس و یا خشم را برمی انگیزد.در واقع اهمال کاری شیوه ای برای خاموش کردن این احساسات بد است.حال باید دید این اهمال کاری چقدر می تواند برای شما آسیب زننده باشد؟در این کتاب آزمون کوتاه اهمال کاری وجود دارد که با انجام آن می توانید شدت اهمال کاری خود را متوجه شده و در صورت کسب نمره متوسط و شدید به دنبال حل مشکل برآیید.شما از کدام نوع #اهمال کارها هستید؟شش نوع اهمال کار وجود دارد، که هرکدام از آنها برای رها کردن کارها دلایل خاص خود را دارند. #افراد اجتنابی: این افراد با به تاخیر انداختن کارها تا حداکثر زمان ممکن، با استرس و موضوعات ناخوشایند مقابله می کنند.#اهمال کاران نوع بی نظم: افراد این گروه، مدت زمان انجام تکالیف را کم برآورد کرده و مدت زمانی را که در اختیار دارند، بیش برآورد می کنند.#اهمال کاران خود-ناباور(مردد بودن): آن ها در شروع کردن کارها مشکل دارند، زیرا به توانایی های خود اعتماد نمی کنند.فکر می کنند اشتباه خواهند کرد، یا شکست خواهند خورد.#اهمال کاری بین فردی:این افراد عمدتاً اهمال کاری می کنند تا به این شیوه نظر خود را ابراز کنند. در واقع در انجام کارها تعلل میکنند؛ فقط به این دلیل که افراد را عصبی و نگران کنند که این کار انجام نخواهد شد.#اهمال کاری همه یا هیچ: این افراد کارهای زیادی را به عهده میگیرند و با سرعت تمام کار می کنند تا انرژی شان تمام شود و درنهایت گیر افتاده و هیچ کاری نمی توانند پس از مدت زمان اندک انجام دهند.#اهمال کاران لذت جو: افراد این طبقه گاهی خود را تنبل یا بی انگیزه می نامند. مثلا به جای تایپ گزارش خود برای کلاس، تلوزیون تماشا می کنند.در هر فصل کتاب به یکی از شش نوع اهمال کاری پرداخته شده و راهنمای خوبی برای درمان آنها در اختیار خواننده قرار داده است. گاهی ما اهمال کاری می کنیم زیرا نمی دانیم از کجا باید شروع کنیم. پس قدم اول را برداریدو به دنبال راه چاره برای پایان دادن به بهانه هایتان باشید.#راهنمای درمان اهمال کاری(رویکرد شناختی-رفتاری) نویسنده : مونیکا رامیرز  ترجمه مصلح میرزایی و همکاران</description>
                <category>مرضیه شاهرخی</category>
                <author>مرضیه شاهرخی</author>
                <pubDate>Sat, 02 Sep 2017 17:17:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شما که هستید!</title>
                <link>https://virgool.io/@Shahrokhi/%D8%B4%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-mf50ltrid9zl</link>
                <description>یکی از سوالاتی که همیشه در گوشه ی ذهن من قرار گرفته این هست که آدم ها چقدر نسبت به خود آگاهی دارند. تا به حال شده از خود بپرسید به چه چیزهایی علاقه دارید؟ در چه زمینه هایی توانایی دارید؟بیشتر در چه حوزه هایی استعداد دارید؟چه ویژگی های مثبت و منفی دارید؟به خاطر دارم وقتی در یکی از کلاس ها استاد از ما خواست که سه ویژگی مثبت و منفی خود رابنویسیم همگی شروع به فکر کردیم و خود باور نداشتیم که انقدر از خود دور هستیم که قادر به بیان این ویژگی ها نیستیم اما این حقیقت زندگی اکثر ما انسان هاست، روزمرگی ها، غرق شدن در مسایل و مشکلات  زندگی باعث شده که ما به خود کمتر فکر کنیم و به نوعی خود را فراموش کنیم ، اما لازمه ی موفقیت و پیشرفت ما هم در زندگی شخصی و هم اجتماعی کسب مهارت های زندگی است. موضوعی که اکثر ما نسبت به آن شناخت لازم را نداریم. یکی از این مهارت ها که جزو مهارت های اول به حساب می آید مهارت خودآگاهی است. مهارتی که به آن نقطه ای برای شروع تغییر رفتار می گویند. به قول یکی از اساتید هر آدمی پتانسیلی دارد که باید بالفعل شود و برای این کار نیاز به خودآگاهی و 1000 ساعت تمرین است. پس از همین حالا دست به کار شوید و سعی کنید به سوال شما که هستید پاسخ بدهید.</description>
                <category>مرضیه شاهرخی</category>
                <author>مرضیه شاهرخی</author>
                <pubDate>Tue, 29 Aug 2017 17:16:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راه میانبر برای پایان دادن به بهانه ها</title>
                <link>https://virgool.io/@Shahrokhi/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-jyoo5onnn0eg</link>
                <description>تا به حال برایتان پیش آمده است که میخواهید کاری را شروع کنید مثلا برای امتحان فردا آمده شوید و ناگهان می بینید که به جای آن دارید کمدتان را تمییز می کنید؟ یا قبل از پرداختن به کار اصلی، شروع به مرتب کردن محل کار خود می کنید و مدت زمان زیادی صرف این قضیه می شود؟ مطمئناً جواب اکثر شما به این سوالات بله است. افراد تکالیف کمتر خوشایند را معمولا به لحظه آخر موکول می کنند اصطلاحی که به این موضوع گفته می شود اهمال کاری است. معمولا دیگران فرد اهمال کار را فردی تنبل می دانند در صورتی که اهمال کاری یک رفتار است که با تنبلی فرق دارد و تغییر آن کار ساده ای نیست. افراد اهمال کار شاید در لحظه آرامشی موقت پیدا کنند ولی در دراز مدت احساس ناخوشایندی نسبت به خود و اعمال خود پیدا می کنند زیرا اهمال کاری یک مانع بر سر مسیر زندگی آنها است که پیشرفتشان را کند می کند.ما همیشه معتقدیم برای انجام کارهایمان فرصت داریم و به همین دلیل آنها را به تعویق می اندازیم و این یکی از دلایل اهمال کاری است. در واقع با این روش اضطراب خود را به طور موقت از بین می بریم اما چرا افراد احساس خوبی ندارند؟چون این روش موقت است و تا مدت زمان کوتاهی ما را آرام نگه میدارد. حال به عنوان قدم اول برای غلبه بر اهمال کاری بیاید با خودتان روراست باشید، از این جهت که این مسئله چقدر اتفاق می افتد و برای شما چقدر مشکل ایجاد میکند؟                                                                   اگر به جواب سوالتان رسیدید من به شما خواندن این کتاب را پیشنهاد میکنم: راهنمای درمان اهمال کاری (رویکرد شناختی-رفتاری) نوشته مونیکا رامیرز ترجمه مصلح میرزایی                        بی شک این کتاب در تغییر دیدگاه شما نسبت به موضوع اهمال کاری و چگونگی پایان دادن به این بهانه ها کمک شایانی خواهد کرد.</description>
                <category>مرضیه شاهرخی</category>
                <author>مرضیه شاهرخی</author>
                <pubDate>Sun, 27 Aug 2017 17:35:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به قوانین اهمیت بدهیم</title>
                <link>https://virgool.io/@Shahrokhi/%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-ccxyjx9cakj4</link>
                <description>تا به حال فکر کردید اگر در یک شهر هیچ قوانینی برای راهنمایی و رانندگی وجود نداشت نه برای عابر و نه راننده ، در خیابان ها خط کشی عابر پیاده نبود و در چهار راه ها چراغ قرمزی وجود نداشت چه اتفاقی می افتاد؟میتوان تصور کرد چه آشفته بازاری به وجود می آید و به ساعتی نمی رسد که زندگی در شهر مختل می شود و با این شرایط وقتی قانونی نداشته باشیم هیچ پیامد تنبیهی و جریمه ای هم برای افراد متخلف نمی توانیم در نظر بگیریم.پس اولین قدم برای اصلاح رفتار افراد متخلف وضع قوانین برای آن هاست.                                                                       حالا به جامعه ی کوچک تری فکر کنید یعنی خانه! خانه ی ما هم یک جامعه ی کوچک است و لازم است افراد خانه به اصولی پایبند باشند. خیلی اوقات علت رفتار نامناسب کودکان ما عدم وجود قوانین صحیح در خانواده است. گاهی ما به خیال این که فرزندمان از قوانین نانوشته خانواده آگاه است از وی انتظار داریم متناسب با آنها عمل کند و این یکی از اشتباهات پدر و مادرهاست. فرزندان تا زمانی که قوانین به طور واضح به آنها گفته نشود نمی دانند چه کاری را باید بکنند و چه کاری را نباید بکنند؟چه رفتاری مورد قبول است و چه رفتاری پذیرفتنی نیست؟شاید یکی از دلایل عدم موفقیت والدین در اصلاح و تغییر رفتار فرزندان آشنایی نداشتن با روش های صحیح قانون گذاری ، دستور دادن، تشویق کردن ، تنبیه کردن و ..... است. بنابراین بهتر است نگوییم نه تشویق فایده دارد نه تنبیه، این کودک اصلاح ناپذیر است! روش های صحیح قانون گذاری را بیاموزیم.</description>
                <category>مرضیه شاهرخی</category>
                <author>مرضیه شاهرخی</author>
                <pubDate>Fri, 25 Aug 2017 16:59:02 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>