<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های شروین ترابیان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Sherwin-Torabian</link>
        <description>تبلیغ‌نویس و بازاریاب محتوا در مجموعه موبایل‌آباد و وبمسترسلام | عاشق یادگیری در دنیای پر هیاهو دیجیتال مارکتینگ!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 01:36:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/72786/avatar/3EdXmV.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>شروین ترابیان</title>
            <link>https://virgool.io/@Sherwin-Torabian</link>
        </image>

                    <item>
                <title>لطفا برای خودمون ارزش قائل باشیم! (قسمت 2)</title>
                <link>https://virgool.io/@Sherwin-Torabian/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D9%82%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-2-hxjaxxfjrtjs</link>
                <description>لطفا برای خودمون ارزش قائل باشیم!!!دوستان سلام!من شروینم و حالم خوبه؛ امیدوارم شما هم خوب باشید!در این بخش از مجموعه مقالات &quot;لطفا برای خودمون ارزش قائل باشیم&quot; میخوام درباره ارزش سلامتی صحبت کنم!مثل همیشه، کار با چندتا سوال شروع می‌کنم!شما چند بار در ماه خودتون رو وزن می‌کنید؟!چند بار و چند دقیقه در هفته ورزش می‌کنید؟!در روز چند ساعت مطالعه دارید؟!آیا به تغذیه روزانه و هفتگی‌تون دقت کردید؟!دوستان این روزها کمتر به خودمون می‌رسیم و اکثرا درگیر کار و روزمرگی هستیم؛ اما به نظرتون تا کی می‌تونیم به این روند ادامه بدیم؟!به نظرتون ادامه‌ی این روند، به چه قیمتی می‌تونه برامون تموم بشه؟!تا حالا برای همه‌ی ما پیش اومده که بخاطر مسائل جزئی در کار، کلی استرس بگیریم و حرص بخوریم؛ ولی به چه قیمتی!من به شخصه همیشه دنبال راه حل مشکلات هستم و این قضیه رو هم یه مشکل می‌دونم؛ پس همراه من باشید تا ببینیم این مشکلات رو چجوری باید رفع کنیم!همونطور که می‌دونید، سلامتی 2 بعد داره:روانیجسمانیو جالب اینه که هر دوی این‌ها می‌تونن روی هم تاثیر مثبت یا منفی بگذارن!اگر ما ذهن آرام و منظمی داشته باشیم، بدون شک آثار استرس رو هم در بدن‌مون نمیبینم؛و برعکس، هرچقدر مواظب سلامت جسمانی‌مون باشیم، کمتر دچار استرس و خستگی خواهیم شد!حالا برای اینکه به چنین حالت و وضعیتی دست پیدا کنیم، من یه برنامه‌ی پیشنهادی دارم که باهاتون در میون میذارم!اولین قدم: در یک باشگاه ورزشی ثبت نام کنید!3 روز در هفته به باشگاه برید و هرچی انرژی دارید همونجا تخلیه کنید!شاید باورتون نشه ولی این کار می‌تونه تا حد زیادی شما رو شارژ کنه و از استرس‌هاتون کم کنه! از فواید ورزش برای سلامت جسمانی هم که خودتون می‌دونید و نیاز به گفتنش نیست!دومین قدم: لبنیات‌تون رو طبیعی کنید!اگر تا الان از شیر و ماست پاستوریزه برند خاصی استفاده می‌کردید، لطفـــــــــــا دست نگه دارید! به مغازه‌های لبنیاتی که تعدادشون کم هم نیست، اعتماد کنید! (البته استفاده از این محصولات که در کارخانه فراوری نمیشن، یه سری اصول داره که با یه سرچ ساده توی اینترنت می‌تونید کلی اطلاعات به دست بیارید!)***توجه: بعد از مصرف لبنیات سنتی، از لبنیات شرکتی به شدت متنفر خواهید شد!!! چرا؟! خودتون امتحان کنید!سومین قدم: خواب کافی، خواب کافی، خواب کافــــی!دوستان لطفا برای خودتون ارزش قائل باشید و در طول شب حداقل 7 ساعت بخوابید.کم‌خوابی باعث افسردگی و استرس و کلافگی میشه و خلاصه همه‌چی رو به هم میریزه!من پیشنهاد می‌کنم به اجبار ساعت 11:00 الی 11:30 شب به رخت خواب تشریف ببرید و ساعت 06:00 الی 06:30 صبح، با انرژی و رضایت از خواب بیدار بشید!کافیه امتحانش کنید تا متوجه بشید از چی صحبت می‌کنم!!!چهارمین قدم: حتما روزانه حداقل همراه یک وعده غذایی، سبزیجات مصرف کنید!از اینکه در محل کار سبزیجات مصرف کنید خجالت می‌کشید؟! دیگه این خجالت رو برای همیشه بذارید کنار!عزیزان، ما اگر برای خودمون ارزش قائل باشیم، قطعا قدر سلامتی‌مون رو می‌دونیم و دیگه بخاطر حرف‌های دیگران، از کارهای مختلف منع نمیشیم.پنجمین قدم: از سفیده‌ی تخم مرغ غافل نشیـــــــــــــــــــد!اگر ورزشکار هستید، می‌تونید روزانه بین 3 الی 5 سفیده تخم مرغ مصرف کنید.اما اگر فعالیت بدنی کمی دارید (که باید سعی کنید فعالیت‌ها رو بیشتر کنید!)، روزانه یک سفیده تخم مرغ اون هم در وعده عصرانه، خیلی عالیه...می تونید نتیجه این کار رو با برطرف شدن سردردها و مقاوم‌شدن بدن‌تون ببینید!***توجــــــــه: در هفته فــــــقـــــــط یک زرده تخم مرغ کافیه!ششمین قدم: از مطالعه‌ی روزانه به هیچ عنوان غافل نشیــــد!همزمان که به فکر سلامتی جسمانی‌تون هستید، هوای ذهن و تفکرات‌تون رو هم داشته باشید!با مطالعه‌ی حداقل 30 دقیقه در روز، سطح اطلاعات خودتون رو افزایش بدید و فکرتون رو از روزمرگی‌ها خالی کنید؛ روش خیلی خوبیه، به امتحانش می‌ارزه!!!جمع‌بندی عرایض بنده!من در این بخش از سری مقاله‌های &quot;لطفا برای خودمون ارزش قائل باشیم&quot;، به اهمیت سلامت جسمانی و ذهنی پرداختم.اگر قصد تغییر و تحول‌های بزرگی در ذهن‌تون دارید، باید از همین پله‌های کوچک و ساده شروع کنید...امیدوارم که تونسته باشم با معلومات و تجربیات ناقصم، کمکی بهتون کرده باشم!شروین ترابیان – بازاریاب محتوا و کپی‌رایتر در موبایل‌آباد و وبمسترسلامواژه‌ها را باید شست؛ جور دیگر باید نوشت...</description>
                <category>شروین ترابیان</category>
                <author>شروین ترابیان</author>
                <pubDate>Sat, 28 Dec 2019 22:23:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا واقعا داستان‌گویی (StoryTelling) از شب یلدا شروع شد؟!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@Sherwin-Torabian/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-xmbi78vbiiyp</link>
                <description>داستان‌گویی (StoryTelling)دوستان سلام!من شروینم و حالم خوبه؛ امیدوارم شما هم خوب باشید!این مقاله با همه‌ی مقاله‌های دیجیتال مارکتینگی که خوندید فرق داره!- چرا؟!- چون کاملا ایرانیزه شده و کل ماجرای داستان‌گویی رو به شب یلدا ارتباط دادم!این مقاله به درد چه افرادی میخوره؟!علاوه بر تازه‌کارهایی که هنوز شیوه‌ی داستان‌گویی رو درک نکردن، به درد خیلی از دوستان حرفه‌ای هم میخوره؛ چون خیلی‌هامون این تکنیک رو فراموش کردیم!!!خب دیگه خیلی حاشیه نرم و با هم بچسبیم به اصل مطلب…حتما وقتی که اسمی از شب یلدا میاد، یاد قصه‌ها و برنامه‌های روایی اون شب که بزرگترها تعریف می‌کنن، می‌افتید؛ واقعا حس خوبی بهمون میده درسته؟!این دقیقا قدرت داستان‌گویی (StoryTelling) هست که برای همه‌ی ما جذابیت داره؛ اما تا حالا فکر کردید که چرا انقدر ما عاشق داستان هستیم؟!شیوه‌ی داستان‌گویی (StoryTelling)ببینید، ما از بچگی با داستان زندگی کردیم؛ با داستان بازی می‌کردیم، با داستان غذا می‌خوردیم و با داستان خواب‌مون می‌برد!!!حالا هم چیزی تغییر نکرده و هنوز هم عاشق داستان هستیم! اما یه تفاوت کوچولو وجود داره! الان نسبت به هر داستانی واکنش‌های خاصی نشون میدیم و از هر داستانی خوشمون نمیاد!برای اینکه خیلی از بحث خارج نشیم، درباره واکنش‌مون به داستان‌های مختلف در انتهای مقاله چندتا نکته خواهم گفت…به نظرتون داستان چه تاثیری روی ذهن ما میذاره؟!وقتی ما داستان‌ها رو می‌شنویم، ذهن‌مون به صورت ناخودآگاه، شروع به تصویرسازی و تجسم می‌کنه! در این حالت مغز به شدت فعالیت می‌کنه و مرحله به مرحله، همراه با اون داستان، پیش میره!قسمت جالبش می‌دونید چیه؟!مغز ما توی این حالت منتظر رسیدن به انتها و نتیجه‌ی داستانه؛ برای همین، وقتی پدربزرگ‌تون با آب و تاب و کلی طمانینه یه داستان رو تعریف می‌کنه، خسته نمیشید و تا انتها به صحبت‌هاش گوش می‌کنید…تقریبا داریم به انتهای این مقاله می‌رسیم اما یه چیزی جا مونده!!!قرار شد که چندتا نکته بگم؛محتوا و داستان‌گوییاول اینکه سعی کنید داستان‌هاتون با جامعه‌ی هدف‌تون مرتبط متناسب باشه؛ یعنی قطعا شیوه‌ی داستان‌گویی برای پدر و مادرهای ۳۰ تا ۴۰ ساله، با شیوه‌ی داستان‌گویی برای جوان‌های ۱۸ تا ۲۵ ساله باید متفاوت باشه.دوم اینکه زیاده‌گویی نکنید؛ چون ذهن از اون حالت شیرین و پذیرای خودش خارج میشه و نسبت به محتواتون گارد میگیره!سوم اینکه داستان‌تون رو به نتیجه برسونید!پس اگه موافق باشید، بریم سراغ جمع‌بندی و نتیجه‌گیری…جمع‌بندی و نتیجه‌گیریخب! ممنونم که تا اینجا من رو همراهی کردید؛ در این مقاله‌ی نسبتا کوتاه، سعی کردم به ارزش داستان‌گویی اشاره کنم.با استفاده از تکنیک داستان‌گویی (StoryTelling) می‌تونید نتایج فروش رو به نفع خودتون دربیارید، مشتریان وفاداری داشته باشید و از همه مهم‌تر، در شرایط بحرانی ثابت و پایدار بمونید!امیدوارم که این مطالب به کارتون بیاد و نتایجش رو از مخاطبین عزیزتون دریافت کنید??شروین ترابیان - تبلیغ‌نویس و بازاریاب محتوا در مجموعه موبایل‌آبادواژه‌ها را باید شست؛ جور دیگر باید نوشت...</description>
                <category>شروین ترابیان</category>
                <author>شروین ترابیان</author>
                <pubDate>Fri, 20 Dec 2019 22:36:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا نمودار کیفیت ارائه‌های DMWay سینوسیه؟!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@Sherwin-Torabian/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D9%85%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-dmway-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87-ewm80qwodtdu</link>
                <description>DMWay 16دوستان سلام!من شروینم و حالم خوبه؛ امیدوارم شما هم خوب باشید!این مقاله‌ی انتقادی خودم رو با یه سوال شروع می‌کنم!آیا از اینکه کسی شما رو احمق فرض کنه و وقت مفیدتون رو هدر بده، تنفر دارید؟!!!اگر از این موضوع واقعا تنفر دارید، پس حتما تا انتهای این مقاله همراه من بمونید...نمی‌دونم این چه میل و گرایشی هست که بعضی‌ها دوست دارن قبل از رسیدن به موفقیت، خودشون رو یک موجود برجسته و از آسمون افتاده و موفق معرفی کنن!متاسفانه در 99% همایش‌ها و دورهمی‌ها با موضوعات مختلف، می‌تونید این افراد دانشمندنما رو ببینید!قضیه از این قراره که آقا/خانم یک مقاله جدید انگلیسی مطالعه می‌کنه (چون غالب افراد این کار رو نمی‌کنند!) و دربارش فکر می‌کنه و آماده میشه که با علم کج و کوله و تازه از راه رسیده‌اش، یه پتک سنگین بزنه تو سر شرکت‌کننده‌ها!!!البته این همه‌ی ماجرا نیست!یه ترفند کاربردی دیگه هم دارن؛ ترفندی به نام StoryTelling (داستان‌گویی)!!!البته این روش به خودی خود، چیز بدی نیست؛ اما اگه به عنوان لالایی برای مخاطب استفاده بشه و ذهن‌ها رو خسته و خواب‌آلوده کنه، چیزی جز فریب و شیادی نیست! حالا ببینم! ذهن مخاطب رو خسته کنه که چی بشه؟!!!show-offپاسخ: که بین صحبت‌هاش از رزومه کاری خودش بگه، از واژه‌های بزرگ و سنگین مثلا &quot;علی‌بابا&quot; و &quot;اسنپ&quot; و &quot;دیجی‌کالا&quot; استفاده کنه!امیدوارم تا اینجا متوجه شده باشید که دقیقا از چی صحبت می‌کنم!اما واقعا چرا کیفیت ارائه‌ها در دورهمی &quot;در مسیر بازاریابی دیجیتال&quot; به شدت افت و خیز می‌کنه؟!پاسخ: چون ظاهرا همه باید صاحب‌نظر و سخنران باشند!!!واقعا دلیلی برای سخنرانی &quot;همه&quot; وجود نداره!آیا صرفا «معروفیت» برای انتخاب سخنران‌ها ملاک قرار می‌گیره؟!آیا سخنرانی که انتخاب میشه، تخصصی درباره‌ی موضوع مورد نظر داره؟!آیا سخنرانی که برای ارائه در این دورهمی‌های دیجیتال مارکتینگ انتخاب میشه، تا حالا به حرف‌ها و نظرات خودش عمل کرده و نتیجه گرفته؟!!!ترجمه: من خودنمایی و تظاهر نمی‌کنم!من هرگز نمیخوام بگم که دورهمی DMWay در تمام موارد بد بوده؛ اما در بیشتر از 50 درصد ارائه‌ها، ما شاهد Show-Off و خودنمایی سخنران‌ها بودیم!کلام آخرعزیزان و دوستان، ما در عصر اطلاعات زندگی می‌کنیم؛ بدون شک اگر کسی با تظاهر و خودنمایی بیاد بالا، با کوچکترین اتفاقی هم نابود میشه و از بین میره!مراقب باشیم و هر حرفی رو به راحتی نپذیریم؛ به قول ارسلان شورابی، &quot;عشق در نگاه اول در دنیای دیجیتال مارکتینگ وجود نداره!&quot;خودمون باشیم و برای پیشرفت کردن بجنگیم و تلاش کنیم؛ یادمون نره که درخت هرچی پربارتر، افتاده‌تر...شروین ترابیان – بازاریاب محتوا و کپی‌رایتر موبایل آباد و وبمستر سلامواژه‌ها را باید شست؛ جور دیگر باید نوشت...</description>
                <category>شروین ترابیان</category>
                <author>شروین ترابیان</author>
                <pubDate>Fri, 13 Dec 2019 20:38:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا برای خودمون ارزش قائل باشیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@Sherwin-Torabian/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D9%82%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-vyqgrrzxwgxx</link>
                <description>احترام به خودرفقا سلام!من شروینم و حالم خوبه، امیدوارم شما هم خوب باشید!یه چند مدتی هست که خیلی روی رفتار مردم با خودشون و همدیگه زوم کردم! میگن آدم وقتی روی دیگران زوم میکنه، دیگه خودش رو یادش میره! اما من واقعا دقتم به رفتارها و کارهای خودم بیشتر شده؛ حالا چجوری؟! میگم براتون!داستان از اونجایی شروع شد که افرادی رو دیدم که حاضر بودن هر روز ظهر ناهار نخورن و از گرسنگی آزار ببینن تا آخر ماه به خودشون بگن:&quot;چه خوب پس‌انداز کردیا!&quot;یا مثلا خیلی از هم‌دوره‌ای‌های خودم رو دیدم که بدون اینکه به آینده و زندگی‌شون فکر کنن، تصمیم گرفتن باز هم ظلم کنکور رو یک سال دیگه تحمل کنن ( و البته که الان از کارشون پشیمون هستن! )به نظر من، کلماتی مثل &quot;خود&quot; و &quot;من&quot; در جامعه‌ی ما زیاد استفاده میشه اما ارزشش رو افراد معدودی درک کردن! مثلا یکی از اون‌هایی که ارزش کلمه‌ی &quot;من&quot; رو درک کرده، بیل گیتس هست! اون دقیقا به ارزش وجودی خودش پی برده که تا الان تونسته ارزش‌های زیادی خلق کنه؛ فرض کنید بیل گیتس برای خودش و زمانی که در اختیار داشت، ارزش قائل نمی‌شد! احتمالا بقیش رو خودتون می‌دونید!!!در این بخش از مجموعه مقالات &quot;لطفا برای خودمون ارزش قائل باشیم!&quot; بیشتر روی کلیت موضوع متمرکز میشم و میخوام بگم که قبل از اینکه دیگران به ما احترام بگذارن، ما باید خودمون به خودمون احترام بگذاریم و برای خودمون ارزش قائل باشیم. ( چقدر خودمون داشت! )مسئله دقیقا برمی‌گرده به طرز تفکر انتقادی! شاید فکر کنبد آدم‌هایی که تفکر انتقادی دارن خیلی وحشی هستن و همش به مردم گیر میدن اما در واقعیت اینطور نیست! بیل گیتس اگه بیل گیتس شد، دلیلش این بود که طرز تفکر انتقادی داشت! حالا یعنی چی؟!یعنی به هر کسی یا چیزی که نگاه می‌کنیم، دقت هم بکنیم و همش از خودمون بپرسیم چرا؛ این مسئله فواید خیلی زیادی داره:منطق‌مون رو تا حد زیادی قوی می‌کنه!بهمون قدرت تفکر عمیق میده!خیلی از مسائل که دیگران قادر به درکش نیستن رو برای ما واضح و روشن میکنه!از همه مهم‌تر: خلاقیت‌مون رو افزایش میده!الان یه نمونه براتون مثال میزنم حـــال کنیـــــد!این مثال واقعیه و برای خودم اتفاق افتاده: من در دوره دوم دبیرستان ( موش آزمایشگاهی بودم و برای اولین بار شامل طرح 6-3-3 شدم! ) همش با خودم فکر می‌کردم که چرا باید بدون هیچ علاقه‌ای، تقریبا تمام وقتم رو صرف مطالعه یک سری کتاب کنم و بعد برم کنکور بدم! واقعا اون کتاب‌ها و درس ها به درد من نمی‌خورد! ( شاید به درد یه نفر دیگه بخوره و موفقیتش رو در اون کار ببینه! )من مسیرم رو اینطوری تغییر دادم:اول از خودم پرسیدم: چرا باید یک‌سری کتاب بخونم که هیچ‌موقع به دردم نمی‌خوره؟! جواب: چون باید کنکور بدم و برم به یه دانشگاه خوب!دوباره سوال مطرح شد: چرا باید برم به دانشگاه خوب؟! جواب: برای اینکه بعدا شغل خوبی گیرم بیاد!و باز هم سوال: چرا باید شغل خوبی گیرم بیاد؟! جواب: برای اینکه بتونم زندگی خوب و مطلوبی بسازم!و سوال آخر: آیا می‌تونم از علاقه خودم به زندگی مطلوب و راحتم برسم؟! جواب: البته که همینطوره!تازه یک گام جلو رفته بودم و باید علاقم رو با طی کردن همین روند، پیدا می‌کردم! به همین سادگی مسیرم رو پیدا کردم و پیش رفتم . . .به این &quot;چرا&quot; گفتن‌ها، میگن تفکر تحلیلی ( من بهش میگم تفکر انتقادی! )پس در این مقاله، متوجه شدیم که باید به خودمون احترام بگذاریم و فهمیدیم که برای تمایزمون با افراد عادی، باید به شیوه‌های درست فکر کنیم؛ یکی از این شیوه‌ها که باعث رشد و ترقی ما میشه، تفکر تحلیلی ( به قول من تفکر انتقادی! ) هست که می‌تونه خیلی مفید باشه!امیدوارم که از این مقاله استفاده کافی رو برده باشید!شروین ترابیان - - - واژه‌ها را باید شست؛ جور دیگر باید نوشت!</description>
                <category>شروین ترابیان</category>
                <author>شروین ترابیان</author>
                <pubDate>Sat, 02 Nov 2019 21:12:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به ۳ دلیل موجه از Dmway14 راضی نبودم!</title>
                <link>https://virgool.io/@Sherwin-Torabian/%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-dmway14-e4egnu3j4wgd</link>
                <description>در مسیر بازاریابی دیجیتالدوستان سلام!من شروینم و حالم خوبه! امیدوارم شما هم خوب باشید?تا حالا در دورهمی‌های Dmway یا &quot;در مسیر بازاریابی دیجیتال&quot; ( فارسیش سخته! ) شرکت کردید؟!تا چه حد راضی بودید؟!نقاط ضعف و قوت‌شون چی بوده؟!این سری من برای دومین بار در Dmway شرکت کردم و متاسفانه شدیدا توی ذوقم خورد! چرا؟!چون سری قبل یعنی Dmway13 به شدت خوب بود؛ دقیقا طبق تعریف‌هایی که شنیده بودم!البته این موضوع هیچ ارتباطی نداره به اینکه من کار اصلیم محتواست و حالا چون موضوع گوگل ادز بوده من به وجد نیومدم؛ واقعا اینطور نیست. چرا؟!چون در یک حوزه‌ای به نام دیجیتال مارکتینگ ( بازاریابی دیجیتال ) فعالیت می‌کنم که باید، باید و باید به ابعاد مختلفش اشراف داشته باشم.اولین دلیل نارضایتی من از Dmway14دوستاااان! عزیزاااان! نظم و انضباط شاید برای افراد عادی اهمیت زیادی نداشته باشه؛ ولی به خدا ما کارمون اصلا بی انضباطی و ناهماهنگی رو نمی‌پذیره! برای دیجیتال مارکتر، یک دقیقه یعنی یک ساعت …در Dmway14 همه نشسته بودن و به ساعت‌شون نگاه می‌کردن، دوستان بخش فنی مشغول بودن و خلاصه ساعت 16:08 برنامه شروع شد در حالی که باید 16:00 شروع می‌شد!دومین دلیل نارضایتی من از Dmway14دلیل انتخاب یک مجری بی‌کیفیت رو به هیچ عنوان متوجه نمیشم! یه سوال! Dmway که تحت عنوان &quot;در مسیر بازاریابی دیجیتال&quot; فعالیت می‌کنه، آیا واقعا برای بزرگ شدن ابعاد خودش هم فعالیتی در حوزه بازاریابی می‌کنه؟! آیا انتخاب مجری خوب که حداقل فن بیان داشته باشه مخاطب رو تا انتهای برنامه راضی نگه داره انقدر سخته؟! ( و آیا این مورد نوعی بازاریابی محسوب نمیشه؟! ) من که بعید می‌دونم!به نظر من، یک مجری، نماینده‌ی اون برنامه‌ای هست که داره براش اجرا می‌کنه و ما اصلا دلمون نمی‌خواد که چهره‌ی Dmway با یک مجری ضعیف خراب بشه!سومین دلیل نارضایتی من از Dmway14یه سوال دیگه! دوستان ما در Dmway شرکت می‌کنیم که با ارائه بد مواجه بشیم؟! آیا عموم ما افراد مبتدی هستن و معنی دیجیتال مارکتینگ رو نمیدونن؟! یا چی؟!بدون تعارف بگم که ما معنی Show-Off رو خیلی خیلی خوب می‌فهمیم؛ شاید از یه مدیر دولتی این کار رو مشاهده کنیم اما واقعا از همکار خودمون این موضوع بعیده! ( فکر می‌کنم منظورم رو رسونده باشم! )اولش قصد داشتم اسم ببرم و ارائه ۴ عزیز رو مورد نقد و بررسی قرار بدم اما منصرف شدم!به طور کلی، فقط می‌خوام از آقای سجاد احمدی عزیز یه تشکر جانانه کنم چون دقیقا آخرین ارائه رو داشتن و با تمام خستگی‌های افراد حاضر در جمع، با اطلاعات مفید، صادقانه و به دور از Show-Off، همه‌ی ما رو به وجد آوردن!یکی از مهم‌ترین بخش‌های دیجیتال مارکتینگ، شناخت پرسونای مخاطبش هست. پرسونای شرکت‌کنندگان Dmway به طور عمده چیه؟! آیا همشون گوگل ادز رو کامل و جزء به جزء بلد هستن و تا حالا ۲۰ تا کمپین راه‌اندازی کردن؟!در مقابل، آیا حاضران Dmway در این حد مبتدی هستن که نمی‌دونن Gray Hat Seo دقیقا چیه؟! آیا Show-Off هنوز روی قشر ما تاثیر می‌ذاره؟!و سوال آخر! آیا Dmway مدلینگه؟!!!?‍♂️? ( این مورد رو اصلا ادامه نمیدم چون به نظرم فقط اعصاب شما و خودم رو خورد می‌کنم! )من واقعا عذرخواهی می‌کنم اگر از تیزی قلمم استفاده می‌کنم اما واقعا برای سازندگی گاهی اوقات باید رضاخان بود!? ممنون که زمان گذاشتید تا انتها مطالعه کردید! به امید روزهای خوب و اتفاقات مثبت! ?سبز باش؛ ساده باش و دنیا رو تغییر بده!</description>
                <category>شروین ترابیان</category>
                <author>شروین ترابیان</author>
                <pubDate>Sat, 19 Oct 2019 19:03:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا انتقاد رو بپذیریـــــــــــــــــــــم!</title>
                <link>https://virgool.io/@Sherwin-Torabian/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-x4rg6oyculpb</link>
                <description>انتقاد پذیری خوب چیزیه والا!دوستان سلام!من شروینم و حالم خوبه! امیدوارم شما هم خوب باشید!در اولین پست ویرگولی خودم می‌خوام یه جورایی با همه شما عزیزان طی کنم که لــــطـــــفــــا از من انتقاد کنید؛ هر زمان، هر مکان! دلیل خیلی خاصی هم نداره جز اینکه همیشه دوست دارم به شکل منطقی و درست یاد بگیرم و مثل یک فلز گداخته، شکل‌پذیر باشم!البته یکی دیگه از دلایلش می‌تونه انتقاد ناپذیر بودن برخی افراد باشه! ( که احتمالا به همین بهونه دارم این پست رو می‌نویسم! )آدمیزاد از همون اول بسم‌الله با یه &quot;نـــــــــــــه&quot; بزرگ به دنیا میاد و کم کم این &quot;نـــــــــــــه&quot; به بخش‌های بیشتر و بزرگتری سرایت می‌کنه و خلاصه نسبت به همه چیز اول مقاومت نشون میده.یکی از مسائلی که افراد همیشه نسبت بهش گارد میگیرن، شنیدن این جمله‌هاست:&quot;اگه اینطوری رفتار می‌کردی بهتر نبود؟!&quot;&quot;اگه فلان حرف رو نمی‌زدی قشنگ‌تر بودا!&quot;&quot;شاید شما یه کمی باید در طرز فکرت تجدید نظر کنی!&quot;&quot;اگه فلان کار رو نمی‌کردی فلانی ناراحت نمی‌شد!&quot;و . . .خواهش می‌کنم با من یه نفر رو راست باشید و صادقانه بهم جواب بدید! هم من و هم شما حتما تا حالا از این حرف‌ها شنیدیم؛ زیاد هم شنیدیم! اشتباه میگم؟! ( قرار شد رو راست باشیم با هم! )حالا یه سوال دیگه؛ تا حالا چقدر سعی کردیم به این جمله‌ها فکر کنیم و برای تغییر، یه تکون کوچیک به خودمون بدیم؟!البته بگما! اولش دست من و شما نیست؛ مغز ما از طرف ناخودآگاهش، دوست نداره به خودش تکون بده و همیشه انرژی ذخیره می‌کنه. اما وقتی ما این رو بدونیم و تصمیم بگیریم که ازش استفاده کنیم باید انرژی بسوزونه!حالا که تا اینجا متوجه شدید فقط شما مقصر نیستید و ناخودآگاه‌تون هم مقصره، دعوت‌تون می‌کنم تا ادامه این مطلب رو هم بخونید چون داریم به نتیجه می‌رسیم!الان شما باور دارید که می‌تونید با اراده خودتون، به رفتارتون فکر کنید و دست به اصلاح و تغییر بزنید. اما ببینم!اصلا کی گفته شما باید تغییر کنید؟!کی گفته باید رفتارتون رو اونجوری که دیگران می‌خوان تغییر بدید؟!این سوال‌ها بد که نیستن، خیلی هم خوبن! دقت کنید که حرف اولم رو عوض نکردم بلکه اینجای کار یه نکته خیلی خوب و سازنده وجود داره. حالا چی هست؟!من به شخصه آدم انتقاد‌ پذیری نبودم و هر موقع بهم انتقادی می‌شد میگفتم آره باشه تو خوبی با اون قیافت! ( این قضیه مربوط به قبل 18 سالگیه! )ولی یه تغییراتی در زندگیم ایجاد شد و با خودم چند روز فکر کردم که نکنه واقعا اونا درست میگن و من قبول نمی‌کنم؟! واقعا هم همینطور بود.امــــــــــــــا این موضوع چه ربطی به نکته‌ای که بالاتر گفتم داشت؟! نکته اینجاست که به من انتقادات زیادی از طرف دوستان و آشناها میشد و من سعی می‌کردم اون ایرادات رو برطرف کنم؛ اما خب یه سری از اون انتقادات دیگه واقعا سلیقه شخصی بعضی آدما بود!مثلا &quot;تو چرا دماغت بزرگه&quot; یا &quot;تو چرا این آهنگ‌ها رو گوش میدی&quot; و ... دقیقا مثل این می‌مونه که یکی به شما بگه &quot;اصلا چرا زنده‌ای؟!!!&quot;انتقاد پذیری خیلی خوبه و من شدیدا طرفدارش هستم و هرچی هم که باشه، اون رو بی‌احترامی تلقی نمی‌کنم. ( حتی اگر سلیقه شخصی آدما باشه! )کلام آخر و تامام تامام!سعی کنیم هر انتقادی رو با آغـــــوش باز بپذیریم، براش وقت بگذاریم و بهش فکر کنیم؛ اگر انصافا درست و به‌جا بود، به سمت تغییر حرکت کنیم. اگر هم واقعا سلیقه شخصی افراد بود، بگذاریم به عنوان همون سلیقه شخصی بمونه و کاری بهش نداشته باشیم. ولی ولی ولی! لطفا انتقاد رو با هر طعمی که هست، بپذیریم!ممنونم از اینکه وقت گذاشتید و من رو تا انتها همراهی کردید.سبز باش، ساده باش و دنیا رو تغییر بده!</description>
                <category>شروین ترابیان</category>
                <author>شروین ترابیان</author>
                <pubDate>Sun, 13 Oct 2019 20:49:16 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>