<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های shivaee</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Shivaee</link>
        <description>?</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 10:44:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/88723/avatar/urUuTl.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>shivaee</title>
            <link>https://virgool.io/@Shivaee</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کدوم اخلاق ؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Shivaee/%DA%A9%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-ppxtz60nn2pg</link>
                <description> اخلاق دو شیوه دارد :اخلاق بردگی و اخلاق اربابی…اخلاق بردگی یعنی همین چیزی که نود درصد مردم بهش معتقدند؛اخلاقی که می‌گوید در مهمانی‌ها و جمع فامیل لبخند بزن، اگر عصبانی می‌شوی، خوددار باش و فریاد نزن، وقتی دخترعمویت بچه دار می‌شود برایش کادو ببر، وقتی دوستت ازدواج می‌کند بهش تبریک بگو، وقتی از همکارت خوشت نمی‌آید، این را مستقیم بهش حالی نکن، برای این که دوستت، همسرت، برادرت ناراحت نشوند خودت را، عقاید و احساساتت را سانسور کن، برای به دست آوردن تأیید و تحسین اطرافیان، لباسی را که دوست داری نپوش، اگر لذتی برخلاف شرع و عرف و قوانین جامعه بشری است آن را در وجودت بُکُش و به خاک بسپار، فداکار، مهربان، صبور، متعهد، خوش برخورد و خلاصه، همرنگ و همراه و هم مسلک جماعت باش…اما اخلاق اربابی، کاملا متفاوت است؛افرادی که به اخلاق اربابی پایبندند، از نظر روانشناسی، آدم‌هایی هستند که به بالاترین حد از بلوغ روانی رسیده اند و قوانین اخلاقی را نه از روی ترس از خدا و جهنم و قانون و پلیس و همسر و پدر و مادر و نه به طمع پاداش و تشویق اجتماعی، که برمبنای وجدان خودشان تعریف می‌کنند.البته وجدان شخصی این افراد، مستقل، بالغ، صادق و سالم است، اهل ماست مالی و لاپوشانی نیست، صریح و بی پرده است و با هیچ کس، حتی خودشان تعارف ندارد.بزرگترین معیار خالقان اخلاق اربابی برای اعمال و رفتارشان، رسیدن به آرامش و رضایت درونی است.اخلاق اربابی مرزهای وسیع و قابل انعطافی دارد و هرگز خشک و متعصب نیست.برای توده‌هایی که مقید و مأخوذ به اخلاق بردگی هستند، اخلاق اربابی، گاه زیبا و تحسین برانگیز، گاهی گناه آلود و فاسد و در اکثر مواقع گنگ و نامفهوم است.یونگ می‌گوید:افرادی که به اخلاق اربابی رسیده اند تاوان این بلوغ را با تنهایی و طرد شدگی پس می‌دهند.آنها به رضایت درونی می‌رسند ولی همیشه برای اطرفیانشان، دور از دسترس و غیرقابل درک باقی می‌مانند...(کارل گوستاو یانگ)</description>
                <category>shivaee</category>
                <author>shivaee</author>
                <pubDate>Sun, 05 Apr 2020 04:48:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرار و یلدامون با هم شد?</title>
                <link>https://virgool.io/@Shivaee/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D8%B4%D8%AF-j1l4xczucuym</link>
                <description>ما دیشب یلدا گرفتیم...یه شب زودتر اما بی مقدمه شد...من دانشجوی خوابگاهی هستم ...خب...بی پولی و بی کسی و کسالت احوال من و معصومه و ربابه باعث شد یه تصمیمی بگیریم...تصمیم گرفتیم که از دیوار خوابگاه فرار کنیم و بزنیم بیرون...البته من دفعه اولم نبود?? بماند که بعدش و قبلش چقدر بچه ها استرس داشتن...میگن کمال همنشین اثر کرد این دو تام عین من دارن میشن? و اما این جشن کوچولوی یهویی مام از اینجا جرقه ش زده شد که من وقتی داشتیم از خیابون رد میشدیم کلید کرده بودم عین بچه ها رو شیرینی تر...ولی با تصمیم هم به جاش یه کیک هندونه ای دنگی گرفتیم با یه دلستر انگور که هر کی تو استوری دیده بود فک کرد شرابه??مام برا همین گذاشتیم تو عکس بیفته خفن شه?خونه یکی از بچه هام خالی بود شبم اونجا موندیم...راستش گفتم حال بچه ها خرابه..اصلا دلیل فرارمونم همین بود...آخر هفته موندن تو خوابگاه کلا فشار میاره...اذیت میکنه یکم...جدا از خوابش البته?سیگار کشیدیم....اولین بار بود عمیق میکشیدم...دوست داشتم حسش کنم....تمام پشتم حس کردم سر شد...ولی به یه دقیقه م نکشید...فهمیدم چرا تند و تند روشن میکنن...خب...من فکر میکنم همه کارا رو چه خوب چه بد باید تجربه کرد...قرار نیست همه چی با سمت درست هدایت شه....گاهی بی مهری ام به یه سری چیزا حال آدمو جا میاره...و البته رباب جان که بزور راضیش کردیم باهامون بیاد و موقع برگشتن اون راضی نمیشد برگردیم?? خاطره شد واقعا...قرار شد این فقط بین ما سه تا البته? بمونه تا بعدن بچه ها برا نوه هاشون تعریف کنن??خودشونم فک نمیکردن یه روز از خوابگاه فرار کنن اما با منی که کل مدرسه م تو راه فرار و تعهد دادن بودم مگه میشه فرار نکرد??ما دیشب سه تگفندار مشکی پوش بودیم??</description>
                <category>shivaee</category>
                <author>shivaee</author>
                <pubDate>Sat, 21 Dec 2019 11:54:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولینم</title>
                <link>https://virgool.io/@Shivaee/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86%D9%85-gjcpqpsfiu3y</link>
                <description>همه واقعا همه چی رو زیادی جدی گرفتن...کاش بشه بهشون فهموند تهش خبر خاصی اینجا تو این دنیا قرار نیست بیفته...اصولا چیزی که از علاقه و عمق وجودت بربیاد برات موفقیتای قشنگی به ارمغان میاره...نیاز به مداومت و از دست ندادن شور و شوقت داره...چیزی که مال تو باشه برای تو تا همیشه میمونه ولی حس میکنم چیزی که به تو تعلق خاطر نداره و براش بدو بدو میکنی دیگه واقعا شاید نیاز داره یه جا مکث کنی و فکر کنی ببینی چیزی که براش داری به زحمت میفتی و شده دغدغه عمق وجودت باید از حرکت بایسته...همیشه این درست نیست که فکر کنیم اتفاقای خوب با کارهایی که تو دنیا برامون نیک یاد شده به تصویر کشیده میشه...شاید خودکشی کردن کار دور از هر عرف سلامت و شایسته باشه ولی کسی که امتحانش کرده باشه اون لذتش و اون جسارتش بهش تو زندگی دوباره درس جدیدی میده که کسی اونو برات قشنگ تعریفش نکرده...حتی گناه کردنم زیباست...معنی لذت آنی رو درک میکنم ولی از نوع همیشگیش رو نه...این آرامش رو از من میگیره که به دنبال یه چیز همیشگی ناآروم باشم...تلفیق گناه با درستکاریم حتی در عمل انجام دادنش شاید لحظه جالبی رو ثبت کنه...دست کم نگیریم هر اتفاقی رو از هر آدمی...شرایط نه پیچیده و نه ساده بلکه یه جور خاله بازی و ایجاد حس سردرگمی شده...کاش درک کنیم همه چی میگذره...یه کم در خودمون بیشتر و حتی سعی در بوجود اوردن یه سری ویژگی ها کنیم...من جمله استقامت و صبر...درکش کنیم که اتفاقای دور از ذهن و دور از ایده آل ما زیاد قراره با ما و ما با  اون  دست و پنجه نرم کنیم...ولی کاش همه هجمه اتفاقای کل روز رو نذاریم قبل خواب...بنظرم یه شب تا صبح بیدار باشید و فکر کنید...طلوع خورشید حرفای زیادی بهت میزنه...داغ داغ :)</description>
                <category>shivaee</category>
                <author>shivaee</author>
                <pubDate>Tue, 19 Nov 2019 00:50:07 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>