<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های صادق قنبری شوهانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Shohani</link>
        <description>یک برنامه نویس از سال ۸۵ تاکنون</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 15:19:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1535016/avatar/3hpnA7.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>صادق قنبری شوهانی</title>
            <link>https://virgool.io/@Shohani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تحلیل نظر کاربران یوتیوب درباره احتمال شروع جنگ آمریکا با ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@Shohani/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D9%88%D8%AA%DB%8C%D9%88%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-shsjpvjabmxu</link>
                <description>بخش از کامنت های کاربران در پایین ویدئوی خبری زیر (خبر احتمال شروع جنگ آمریکا با ایران در روز شنبه) رو به هوش مصنوعی چت جی پی تی دادم و نتایجش جالب بود. در ادامه گزارشی که ChatGPT تولید کرده رو به اشتراک میذارم.https://www.youtube.com/watch?v=SiPniWDSLkIتصویر تولید شده توسط هوش مصنوعی گراک📊 گزارش جامع تحلیل نظرات درباره احتمال شروع جنگ آمریکا با ایرانبررسی بیش از 120 نظر منتشرشده ذیل یک ویدئوی خبری درباره «احتمال آغاز جنگ آمریکا با ایران در روز شنبه» نشان می‌دهد که فضای کلی نظرات به‌شدت انتقادی، بی‌اعتماد، طعنه‌آمیز و آمیخته با نظریه‌های توطئه است. در ادامه، تحلیل ساختاری این واکنش‌ها ارائه می‌شود.1️⃣ الگوهای غالب در واکنش‌ها1.1 تم «جنگ به‌عنوان ابزار انحراف افکار عمومی»بزرگ‌ترین خوشه مفهومی نظرات مربوط به این ادعاست که جنگ احتمالی برای «انحراف توجه» از موضوعات داخلی طراحی شده است.موضوعات انحرافی که ذکر شده:پرونده‌های مرتبط با اپستین (Epstein Files)انتخابات میان‌دوره‌ایمشکلات اقتصادی (تورم، قیمت غذا، مسکن، بنزین)کاهش مزایای کهنه‌سربازانرسوایی‌های سیاسی🔎 الگوی فکری:«جنگ = ابزار سیاسی برای بقا»این نگاه نشان‌دهنده بی‌اعتمادی شدید به انگیزه‌های رسمی دولت است.1.2 تم «جنگ برای اسرائیل»بخش بزرگی از نظرات مدعی هستند که اقدام احتمالی آمریکا تحت فشار یا به خواست اسرائیل انجام می‌شود.نام‌هایی که در این زمینه تکرار شده‌اند:Donald TrumpBenjamin NetanyahuAIPACزیرتم‌های این بخش:«ترامپ تحت کنترل نتانیاهو است»«آمریکا برای اسرائیل می‌جنگد»«لابی‌ها سیاست خارجی را کنترل می‌کنند»برخی عبارات دارای رنگ‌وبوی یهودستیزانه📌 این بخش نشان‌دهنده گسترش روایت‌های ژئوپلیتیک مبتنی بر نفوذ خارجی است.1.3 تم «قانون اساسی و نقش کنگره»نظرات متعددی به مسئله قانونی بودن اعلام جنگ اشاره کرده‌اند:«Where is Congress?»«Only Congress can declare war»این استدلال به اصل قانونی زیر اشاره دارد:بر اساس قانون اساسی آمریکا، اعلام رسمی جنگ در اختیار کنگره است، نه رئیس‌جمهور.📊 نتیجه: بخشی از کاربران با استناد به قانون اساسی، مشروعیت تصمیم احتمالی را زیر سؤال می‌برند.1.4 تم «تناقض با شعار No New Wars»بسیاری از کاربران به شعار انتخاباتی «عدم ورود به جنگ‌های جدید» اشاره کرده‌اند.نام مطرح‌شده در این زمینه:Donald Trumpالگوی استدلال:«او وعده پایان جنگ‌ها را داد، نه شروع جنگ جدید»📌 این نشان می‌دهد که مخاطبان، روایت‌های سیاسی را با وعده‌های قبلی مقایسه می‌کنند.1.5 تم اقتصادی (نفت، بازار، بدهی)چند محور اقتصادی برجسته:افزایش قیمت بنزینکنترل منابع نفتیدستکاری بازار سهامبدهی به چین و ژاپنبدهی ملیکشورهای ذکرشده:ChinaJapanIran📌 این بخش نشان می‌دهد که کاربران جنگ را با «اقتصاد انرژی» و «بازارهای مالی» پیوند می‌زنند.1.6 تم طنز و طعنهحدود 30–40٪ نظرات حالت طنز، کنایه یا میم‌گونه دارند:«شنبه برای من مناسب نیست»«چه ساعتی؟»«چرا دقیق زمان حمله را اعلام نمی‌کنید؟»شوخی درباره بازار سهام آخر هفتهشوخی درباره WWIII📊 این نوع واکنش معمولاً در شرایط:بی‌اعتمادی بالااحساس ناتوانی سیاسیخستگی از اخبار بحران‌محوررخ می‌دهد.1.7 تم ضدجنگ و نگرانی انسانیبخش قابل‌توجهی نیز کاملاً صلح‌طلبانه است:«No More War»«Please no»«Diplomacy first»نگرانی درباره سربازاناشاره به سربازی فرزندان مردماین بخش بار احساسی بالا دارد و کمتر سیاسی است.2️⃣ شاخص‌های روانی-اجتماعی قابل مشاهده🔹 بی‌اعتمادی نهادی شدیدبی‌اعتمادی به:دولترسانه‌هاکنگرهنهادهای اطلاعاتی🔹 عادی‌سازی جنگ در گفتمان عمومیجنگ به‌عنوان:شوخیابزار سیاسیتاکتیک رسانه‌ای🔹 رشد نظریه‌های توطئهرایج‌ترین‌ها:«جنگ برای پنهان‌کردن پرونده‌ها»«اسرائیل آمریکا را کنترل می‌کند»«بازار سهام دستکاری می‌شود»«جنگ برای لغو انتخابات»🔹 قطبی‌سازی سیاسیتقریباً همه نظرات در چارچوب:ضد ترامپضد جمهوری‌خواهانیا ضد لابی‌هاحمایت صریح از جنگ تقریباً وجود ندارد.3️⃣ تحلیل کمی تقریبی (برآورد کیفی)دستهسهم تقریبیانحراف افکار عمومی~35%نفوذ اسرائیل~25%انتقاد قانونی (کنگره)~15%اقتصادی (نفت/بازار)~15%صلح‌طلبانه مستقیم~20%طنز/میم~30–40%(برخی نظرات در چند دسته هم‌پوشانی دارند)4️⃣ نکات مهم راهبردی4.1 فضای افکار عمومی بسیار آماده پذیرش روایت توطئه استهر اقدام نظامی می‌تواند بلافاصله در چارچوب «انحراف» تفسیر شود.4.2 رسانه‌ها متهم به «افشای زمان حمله» شده‌اندکاربران انتشار زمان احتمالی را نشانه:بی‌کفایتییا عملیات روانیمی‌دانند.4.3 سرمایه اجتماعی پایین استاعتماد عمومی به تصمیم‌گیری‌های کلان سیاست خارجی بسیار پایین به نظر می‌رسد.5️⃣ نتیجه‌گیری کلاناین مجموعه نظرات نشان می‌دهد که:افکار عمومی آنلاین به‌شدت نسبت به انگیزه‌های جنگ بدبین است.روایت «جنگ برای انحراف» بسیار غالب است.مسئله اسرائیل در ذهن بسیاری از کاربران نقش محوری دارد.نگرانی اقتصادی و خستگی از جنگ‌های خارجی قابل توجه است.شوخی و طعنه به‌عنوان مکانیزم مقابله روانی استفاده می‌شود.📌 جمع‌بندی نهایی:فضای کامنت‌ها نشان‌دهنده یک جامعه آنلاین قطبی، بی‌اعتماد و مستعد پذیرش روایت‌های جایگزین است؛ حتی پیش از وقوع هر اقدام واقعی.</description>
                <category>صادق قنبری شوهانی</category>
                <author>صادق قنبری شوهانی</author>
                <pubDate>Thu, 19 Feb 2026 13:20:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دهمین روز شرم آور!</title>
                <link>https://virgool.io/@Shohani/%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B4%D8%B1%D9%85-%D8%A2%D9%88%D8%B1-w7dg6t6ycvkf</link>
                <description>حس میکنم از درون نظام عده ای هستن که از ناراضی کردن مردم سود می برن و ظاهرا میخوان اعتراض به وضعیت اقتصادی تبدیل به اعتراض به وضعیت ارتباطی بشه!تا الان اگه کمترین حمایتی از این حکومت کردم فقط انتخاب بین بد و بدتر بوده.و الان به این یقین رسیدم که تمام حکومتها فقط منافع عده ی خاصی رو تامین می کنن.روز به روز باورم به تشکیل حکومت واحد جهانی بیشتر میشه اما تا اون روزی که اکثر مردم دنیا از این وضع به تنگنا برسن هنوز فاصله داریم و نسل انسان بنظر میاد هنوز باید رنجهای زیادی رو تحمل کنه تا بی لیاقتی تمامی این سیستم ها ثابت باشه.البته که حکومت بخش زیادی از جامعه رو هم با این رفتار منزجر از دین کرده اما من شخصا خدا رو شکر هنوز ایمانم رو از دست ندادم و همین آیه زیر برای من بشدت امید بخش هست:« وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فىِ الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِىَ الصَّلِحُونَ » «و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم كه زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد»برای آمدنت از صمیم قلب دعا میکنم که فرج تو در واقع گشایش کار ماست.</description>
                <category>صادق قنبری شوهانی</category>
                <author>صادق قنبری شوهانی</author>
                <pubDate>Sun, 18 Jan 2026 13:05:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیگه وقتشه: شرکتمون رو &quot;AI-First&quot; کنیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@Shohani/%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-%D9%88%D9%82%D8%AA%D8%B4%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%88-ai-first-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-ccshfupzsqwg</link>
                <description>سلام رفقا!تاحالا به این فکر کردین که هوش مصنوعی چقدر داره دنیا رو تغییر میده؟ دیگه این یه بحث علمی‌تخیلی نیست، کاملاً واقعی و ملموسه و حسابی روی کسب‌وکارها تاثیر گذاشته.اما راستشو بخواین، خیلی از شرکت‌ها هنوز پتانسیل واقعی هوش مصنوعی رو دست‌کم گرفتن. فکر می‌کنن همین که یه کم ازش استفاده کنن تا کارای فعلیشون رو اتوماتیک کنن کافیه. درسته که این کار بهره‌وری رو بالا می‌بره، ولی فرصت بزرگ برای یه تحول اساسی رو از دست میدن.مفهوم &quot;AI-First&quot; شدن فقط این نیست که کارایی که الان می‌کنیم رو با ربات انجام بدیم. این یعنی اینکه کلاً بیایم دوباره فکر کنیم چجوری می‌تونیم کار کنیم و چه کارهای جدیدی ممکنه انجام بدیم!بر اساس تحقیقات شرکت Box، شرکت‌هایی که توی استفاده از هوش مصنوعی موفق‌ترن، فقط کارها رو اتوماتیک نمی‌کنن، بلکه روش انجام کارها رو از اول طراحی می‌کنن.این شرکت‌ها ۵ تا اصل مهم رو رعایت می‌کنن که باعث میشه از بقیه جلو بیفتن:1. هوش مصنوعی یه تقویت‌کننده‌است: هوش مصنوعی نباید فقط کارای قدیمی رو تندتر کنه، باید درهایی رو باز کنه که قبلاً نمی‌تونستیم ازشون رد بشیم. فکر کنین با یه دستور ساده نرم‌افزار بنویسین یا نیروی جدید رو توی چند ساعت استخدام کنین به‌جای چند ماه!2. همکاری انسان و هوش مصنوعی: هوش مصنوعی قرار نیست جای ما رو بگیره. وظیفه‌اش اینه که کارهای تکراری رو انجام بده تا ما وقت داشته باشیم روی نوآوری و ارتباطات تمرکز کنیم. وقتی همه، حتی تیم‌های فنی، بتونن راحت با هوش مصنوعی کار کنن، ایده‌های خفن جدیدی پیدا میشه.3. طراحی بومی برای هوش مصنوعی: نرم‌افزارهای قدیمی دیگه جواب نمیدن چون هزاران عامل هوش مصنوعی ممکنه پشت صحنه فعال باشن. باید سیستم‌هایی داشته باشیم که انسان‌ها و عامل‌های هوش مصنوعی بتونن راحت و همزمان با هم کار کنن.4. ستون‌های هوش مصنوعی: امنیت، اعتماد و حریم خصوصی داده‌ها: امنیت اطلاعات خیلی مهمه. باید سیستم‌هایی بسازیم که حتی وقتی عامل‌های هوش مصنوعی قوی کار می‌کنن، هر کسی فقط به اطلاعاتی دسترسی داشته باشه که مجازه. یادتون باشه، &quot;عامل‌های هوش مصنوعی نمی‌تونن رازدار باشن&quot; - پس هیچ‌وقت برای امنیت داده‌ها به خود هوش مصنوعی تکیه نکنین، بلکه مطمئن بشین دسترسی‌ها کاملاً جدا از کار عامل‌های هوش مصنوعی تعریف شده. شفافیت در مورد نحوه تصمیم‌گیری الگوریتم‌ها و مدیریت تعصب (bias) از همون اول هم خیلی مهمه.5. داده‌ها به عنوان یه سرمایه استراتژیک: یه استراتژی موفق برای هوش مصنوعی باید با مدیریت امن داده‌ها شروع بشه: جمع‌آوری دقیق اطلاعات، سازماندهی خوب محتوا، رعایت دقیق دسترسی‌ها و به‌روز نگه داشتن همه چیز. داده‌های بدون ساختار (مثل قراردادهای مشتری، مدارک مالی و ویدئوها) که قبلاً تحلیلشون سخت بود، الان با کمک هوش مصنوعی میشن یه معدن طلا! این کمک می‌کنه فرآیندها توی کل کسب‌وکار بهتر بشن.پس اگه می‌خواین شروع کنین، بهتره از کارهای ساده‌تر شروع کنین. مثلاً خلاصه کردن مدارک یا پیاده‌سازی متن جلسات. این کارها شاید خیلی تحولی نباشن، ولی ارزش هوش مصنوعی رو سریع به کارمندها نشون میدن و باعث میشه راحت‌تر تغییرات بزرگ‌تر رو بپذیرن. بعد که استفاده از هوش مصنوعی جا افتاد، برید سراغ جاهایی که پتانسیل تحول بزرگتری دارن، مثل خودکار کردن کارهای پیچیده‌ای که نیاز به فکر کردن دارن.یادتون باشه، تبدیل شدن به یه شرکت &quot;اول-هوش مصنوعی&quot; فقط اضافه کردن یه سری قابلیت جدید به محصولات نیست. این یعنی باید کلاً توی روش کارتون، فرهنگ شرکت، زیرساخت‌ها و حتی نحوه مدیریت تغییرات تجدید نظر کنین.چجوری بهترین راه‌ها برای استفاده از هوش مصنوعی رو پیدا کنیم؟وقتی تازه دارین شروع می‌کنین به استفاده از هوش مصنوعی، خیلی مهمه که تمرکزتون رو بذارین روی جاهایی که بیشترین تاثیر رو دارن. ما یه چارچوب ساده طراحی کردیم تا به شرکت‌ها کمک کنیم بفهمن برای اینکه &quot;اول-هوش مصنوعی&quot; بشن، از کجا شروع کنن که بیشترین بهره‌وری رو داشته باشن.با کارهای پایه شروع کنین، بعدش با برنامه جلو برین. کارهای روزمره مثل نوشتن ایمیل، خلاصه کردن مدارک یا پیاده کردن متن جلسات ویدیویی باید اولویت اولتون باشن. چرا؟ نه برای اینکه خیلی شگفت‌انگیز هستن، بلکه چون خیلی سریع نشون میدن چقدر توی وقتتون صرفه‌جویی میشه و باعث میشن کارمندها راحت‌تر پذیرای استفاده از هوش مصنوعی برای کارهای مهم‌تر و استراتژیک بشن. کارمندها اول باید ارزش هوش مصنوعی رو ببینن تا تغییرات بزرگتر رو قبول کنن.وقتی استفاده اولیه جا افتاد و پذیرش اتفاق افتاد، بیشتر انرژیتون رو بذارین روی عامل‌های هوش مصنوعی که پتانسیل بیشتری برای تغییر اساسی توی کسب‌وکار دارن. بزرگترین تغییرات معمولاً توی کارهایی اتفاق میفته که یا خیلی تکراری هستن یا نیاز به فکر عمیق و تحلیلی دارن.&quot;اول-هوش مصنوعی&quot; شدن شرکت: این فراتر از فقط اتوماتیک کردن کارهاست!بهترین حالت اینه که هر دو رو با هم ترکیب کنیم: کارهایی که نسبتاً تکراری هستن و نیاز به فکر عمیق دارن که فقط پیشرفت‌های جدید هوش مصنوعی میتونن انجامشون بدن. مثال‌هاش میشه نوشتن کد و بررسی کد با کمک هوش مصنوعی، و اتوماتیک کردن کارهایی که به قراردادها مربوط میشه، مثل تحلیل و مدیریت اونها. احتمالاً توی هر صنعتی موارد استفاده تحولی هوش مصنوعی فرق میکنه، پس اینکه بفهمین کجا هوش مصنوعی میتونه کار رو بهتر کنه، بهتر به مشتری‌ها خدمت کنه، یا درآمدهای جدید براتون بسازه، خیلی مهمه.خلاصه که هوش مصنوعی اومده که بمونه و آینده مال شرکت‌هایی هست که این فرصت رو جدی بگیرن و خودشون رو برای &quot;اول-هوش مصنوعی&quot; شدن آماده کنن!</description>
                <category>صادق قنبری شوهانی</category>
                <author>صادق قنبری شوهانی</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jul 2025 13:49:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چقدر دقت برای استفاده در محیط پروداکشن کافیه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Shohani/%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%82%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D8%B4%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D9%81%DB%8C%D9%87-zxremfrrpro4</link>
                <description>چقدر دقت برای استفاده در محیط واقعی کافیه؟رسیدن به دقت مناسب برای مدل‌های زبانی (LLMs) می‌تونه یه چالش بی‌پایان باشه؛ این مدل‌ها معمولاً با روش‌های آماده به دقت ۹۹.۹۹۹٪ نمی‌رسن. این بخش درباره اینه که چطور تصمیم بگیریم چه زمانی دقت کافی شده، چطور می‌تونیم با استفاده از یه مدل زبانی در محیط واقعی راحت بشیم و ریسک‌های مرتبط رو مدیریت کنیم.برای اینکه بهتر بشه این موضوع رو فهمید، بهتره هم از دید کسب‌وکار و هم از دید فنی بهش نگاه کنیم. من قراره روش‌های کلی برای مدیریت هر دو رو توضیح بدم و یه مثال از پشتیبانی مشتری بزنم تا مشخص بشه چطور میشه این ریسک‌ها رو مدیریت کرد.کسب‌وکاربرای کسب‌وکارها، اعتماد کردن به مدل‌های زبانی بعد از استفاده از سیستم‌های مبتنی بر قواعد یا یادگیری ماشین سنتی، یا حتی انسان‌ها، سخته! سیستمی که شکست‌های باز و غیرقابل پیش‌بینی داشته باشه، به سختی قابل اعتماد میشه.یه رویکرد موفق که توی یه پروژه پشتیبانی مشتری دیدم این بود:اول، موارد موفقیت و شکست اصلی رو شناسایی کردیم و براشون یه هزینه تقریبی تعیین کردیم. این کار به ما کمک کرد بفهمیم راه‌حل چقدر می‌تونه بر اساس عملکرد آزمایشی سود یا ضرر داشته باشه.برای مثال:یه مورد که با AI حل میشه و قبلاً توسط یه انسان حل می‌شد، ممکنه ۲۰ دلار صرفه‌جویی کنه.ارجاع یه مورد به انسان وقتی که نباید می‌شد، ممکنه ۴۰ دلار هزینه داشته باشه.بدترین حالت: مشتری از دست AI کلافه بشه و کلاً ما رو ترک کنه، که ۱۰۰۰ دلار هزینه داره. فرض کردیم این اتفاق توی ۵٪ موارد میفته.دقت سر به سر (Break-even Accuracy) یعنی حداقل دقتی که مدل باید داشته باشه تا کل ارزش اقتصادی سیستم برابر صفر بشه؛ یعنی سود و زیان‌ها همدیگه رو خنثی کنن. این معیار به شما کمک می‌کنه بفهمید که آیا مدل شما با دقت فعلی‌اش از نظر اقتصادی توجیه‌پذیره یا نه.برای محاسبه دقت سر به سر، باید ارزش مالی هر حالت (موفقیت یا شکست) و درصد وقوع اون حالات رو در نظر بگیریم. دقت سر به سر اینجا یعنی اگر دقت مدل ۸۱.۵٪ باشه، ارزش کل سیستم دقیقاً برابر صفر میشه. اگر دقت بالاتر باشه، سیستم سوددهی داره؛ اگر پایین‌تر باشه، ضرر میکنه. دقت سر به سر یه معیاره که به شما میگه &quot;چقدر دقت لازمه تا حداقل مطمئن باشیم زیان نمیکنیم.&quot; از اینجا به بعد، هر چه دقت مدل بالاتر بره، سود بیشتری تولید میشه، و هر چه دقت پایین‌تر بیاد، ضرر مالی بیشتری متحمل میشید.یه سری آمار تجربی هم اندازه‌گیری کردیم که کمک می‌کنه تاثیر کلی راه‌حل رو بسنجیم. برای مثال توی پشتیبانی مشتری:نمره رضایت مشتری (CSAT) توی تعامل‌های صرفاً انسانی در مقایسه با AIدقت تصمیم‌گیری برای مواردی که بعداً بررسی شدن (انسانی در برابر AI)زمان حل مشکل در تعامل‌های انسانی و AIبعد از چند آزمایش اولیه برای جمع‌آوری داده‌های واضح، دو تصمیم مهم گرفتیم:حتی اگر AI بیشتر از حد انتظار موارد رو به انسان ارجاع بده، باز هم صرفه‌جویی عملیاتی زیادی نسبت به راه‌حل قبلی داشت. این یعنی دقت ۸۵٪ هم قابل قبول بود، به شرطی که اون ۱۵٪ بیشتر شامل ارجاع‌های زودهنگام بشه.برای مواردی که هزینه شکست خیلی زیاد بود (مثل تشخیص اشتباه در پرونده‌های کلاهبرداری)، تصمیم گرفتیم که انسان تصمیم‌گیرنده باشه و AI فقط نقش دستیار داشته باشه.فنیاز نظر فنی، وقتی کسب‌وکار انتظارات خودش رو از ارزش و هزینه‌ها مشخص کرد، وظیفه شما اینه که یه راه‌حل بسازید که شکست‌ها رو به شکلی مدیریت کنه که تجربه کاربری رو خراب نکنه.توی مثال پشتیبانی مشتری، فرض کنیم یه مدل داریم که توی تشخیص هدف، ۸۵٪ دقت داره. برای کاهش اثر اون ۱۵٪ خطا، میشه کارهای زیر رو انجام داد:مدل رو طوری طراحی کنیم که اگر مطمئن نیست، اطلاعات بیشتری از مشتری بگیره. این ممکنه دقت بار اول رو کم کنه، ولی توی بار دوم تشخیص دقیق‌تری بده.امکان برگشت به مرحله تشخیص هدف رو برای دستیار انسانی فراهم کنیم، که یه فرصت دیگه برای اصلاح UX باشه، البته به قیمت کمی تاخیر بیشتر.مدل رو طوری طراحی کنیم که اگر هدف نامشخص بود، مورد رو به انسان ارجاع بده. این کار در کوتاه‌مدت ممکنه هزینه عملیاتی رو بالا ببره، ولی ریسک ترک مشتری رو در بلندمدت کاهش میده.این تصمیم‌ها روی تجربه کاربری تاثیر می‌ذاره، مثلاً سرعت رو کاهش میده ولی دقت رو بالا می‌بره، یا تعداد ارجاع‌های انسانی رو بیشتر می‌کنه که روی مدل هزینه تأثیر میذاره.حالا شما یه روش دارید که تصمیم‌های تجاری و فنی برای تعیین هدف دقت رو بر اساس واقعیت‌های کسب‌وکاری مدیریت کنید.اگه به موضوعات هوش مصنوعی مولد علاقه مند هستین کانال تلگرامم رو دنبال کنین :کانال هوش مصنوعی مولّد لینک منبع</description>
                <category>صادق قنبری شوهانی</category>
                <author>صادق قنبری شوهانی</author>
                <pubDate>Mon, 02 Dec 2024 08:58:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیر محصول بشم یا نشم ؟!</title>
                <link>https://virgool.io/shohani/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%B4%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D8%B4%D9%85-t3jdhfpysgp4</link>
                <description>اواسط سال 1400 بود که مدیران گرین وب به من اعتماد کردن و بعنوان یک مدیر محصول به این هلدینگ ملحق شدم. توی پست &quot;از خودم بگم&quot; مسیر شغلی ام رو از سال 1386تا 1400 نوشته بودم ، خلاصه اون 14 سال این هست که من بیشتر در نقش یک برنامه نویس یا نهایتا Tech Lead در تیم های کوچکی کار کرده بودم.البته مدت چند سالی که برای خودم کار کردم علاوه بر کار فنی بدلیل کوچک بودن تیم مجبور بودم درگیر مسائل دیگه هم بشه از طراحی محصول و بازاریابی گرفته تا بستن قرارداد با مشتری و ... . بخاطر همین تجربه های متفاوت تونستم وارد پوزیشن مدیریت محصول بشم.الان که این پست رو می نویسم بعد از گذشت یک سال و نیم تجربه کردن نقش مدیر محصول ، از این موقعیت کنار رفتم فعلا در یک پوزیشن Unknown مشغولم و تصمیم گرفتم حس و تجربه خودم رو از این پوزیشن شغلی بگم ، شاید برای افرادی که از حوزه فنی میخوان به مدیریت محصول سوئیچ کنن مفید واقع بشه.عکس جشن تولدم بهمن 1401مدیر محصول در شرکتهای مختلف بر اساس ساختار و نیاز اون شرکت میتونه تعریف متفاوتی داشته باشه در گرین وب یا بهتر بگم ایران‌سرور نقشی که من داشتم شامل این وظایف میشد :ارتباط با ذینفعان محصول ، درک و شفاف کردن نیازهایشانتدوین نقشه راه توسعه محصول بصورت فصلیشرکت در جلسات دموی محصولارتباط با مالکان محصول در جهت اولویت بندی درخواست های توسعههمکاری با مالکان محصول در تدوین مستندات توسعهبررسی فیدبک های مشتریان در استفاده از محصولاتبررسی گزارشات ، دیتاها و متریک های موجود از محصولاتنظارت بر استقرار محصولاتشرکت در جلسات مختلف روزانه با افراد مختلف از واحد های مختلف (توسعه ، محصول ، مارکتینگ ، پشتیبانی ، فروش و ...)از کارهای فوق برای من شرکت در جلسات دمو و بررسی گزارشات جذاب بود. چون خودم سالها برنامه نوشته بودم در جلسات دمو میتونستم کار برنامه نویس ها رو ببینم و یه جاهایی به چالش بکشم بخاطر همین برام لذت بخش بود. توی وظایفم مستند سازی از همه اش بدتر بود البته بدتر از مستندسازی وقت هایی هست که نمی دونی باید چکار کنی! اونجاست که با خودت فکر میکنی که برنامه نویس داره کدش رو میزنه، پشتیبان داره کارش رو انجام میده ، من این وسط چکار میکنم. :)ارتباط با آدم هادر نقش مدیریت محصول شما بیشترین زمانت رو با آدم ها صرف می کنی که این موضوع شامل جلسات با افراد مختلف از تیم های محصول ، فنی ، ذینفعان و ... میشه. پس تعامل با آدم ها و خوب گوش دادن برای یک مدیر محصول خیلی مهمه. ارتباط گرفتن و ایجاد رابطه دوستانه برای شما بعنوان یک مدیر محصول خیلی مهم هست چون خیلی جاها میتونی از طریق همین ارتباطهای صمیمی کارهای محصولت رو جلو ببری. پس مثل من اگه از صحبت کردن با آدم های مختلف لذت نمی بری و برات حوصله بر هست سمت این پوزیشن نیا.مسئولیت پذیری و پیگیریمسئولیت موفقیت یا شکست یک محصول با شماست. اگه محصول شکست خورد نمی تونی تقصیر رو گردن تیم فنی یا هر شخص یا تیم دیگه ای بندازی. بعنوان یک مدیرمحصول بایستی تمام تلاشت رو برای موفقیت یک محصول انجام بدی اگه هر جایی کار گیر کرد و جلو نرفت بایستی یک راهی برای رفع مانع پیدا کنی. کار توسعه یک محصول وابسته به تیم های مختلفی هست ممکنه کار شما در یکی از تیم ها با کندی مواجه بشه شما مدیرعامل نیستی که ازت حرف شنوی داشته باشن باید روشش رو پیدا کنی و از پیگیری کردن خسته نشی، اینقدر پیگیری کن تا به نتیجه برسی. پس اگه این ظرفیت رو  نداری سمت این پوزیشن نیا.کنار اومدن با روتینبعد از نهایتا گذشت یک فصل خیلی از کارهای شما روتین و تکراری میشه هر روز جلسه با یک سری آدم تکراری ، مستندسازی ، تدوین نقشه راه ، بک لاگ و ... . شاید شما بگی کار مثلا برنامه نویسی هم بعد مدتی تکراری میشه من شخصا کارهای برنامه نویسی برام خیلی دیر تکراری میشه چون همیشه با مسائل جدید و چالش های متفاوتی در تولید یک نرم افزار مواجه میشی. البته شاید هم سوگیری من در این قضیه بخاطر علاقه شدیدم به کار فنی هست. پس اگه کار فنی رو خیلی بیشتر دوست داری سمت این پوزیشن نیا.جرأت و صراحتذینفعان مختلفی از جمله مدیران ارشد ممکنه از شما تقاضای تغییر یا تولید یک فیچر جدید رو داشته باشن شما باید بتونی این تقاضاها رو مدیریت کنی و جایی که مطمئنی درخواست ذینفع به ضرر محصول تمام میشه با صراحت &quot;نه&quot; بگی.سخن پایانیاز تغییر و تجربه کردن نترسید. من شخصا از برنامه نویسی و مسیری که میرفتم خسته شده بودم (خصوصا سر و کله زدن با Gradle) حس کردم نیاز به تجربه ی جدیدی رو دارم و هیچ دیدی نسبت به شغل مدیریت محصول نداشتم. این موقعیت شغلی به من پیشنهاد شد و اگه تجربه اش نمی کردم نمی تونستم واقعا بفهمم که مدیریت محصول بدرد من میخوره یا نه. البته اگه قبلش تجربه مدیران محصول را مطالعه می کردم شاید در تصمیمم تجدیدنظر می کردم. بهرحال حداقل این ترانزیشن شغلی برای من دو مزیت داشت یکی اینکه این اعتماد به نفس رو به من داد که یک فرد درونگرا هم می تونه با آدم ها ارتباط خوبی برقرار کنه و چالش های ارتباطی خودم رو به چالش کشیدم و دوم اینکه فهمیدم کار فنی رو هیچ وقت نمی تونم کنار بذارم.چند روز پیش بعد از نزدیک یک سال و نیم Android Studio رو باز کردم و تقریبا کل روز رو درگیر رفع مشکلات بیلد پروژه و Gradle شدم. اگه تا این جای متن رو خوندی ازت ممنونم و امیدوارم خودت رو بهتر بشناسی و مسیرت رو پیدا کنی.با آرزوی موفقیت.</description>
                <category>صادق قنبری شوهانی</category>
                <author>صادق قنبری شوهانی</author>
                <pubDate>Sat, 10 Jun 2023 13:15:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از خودم بگم</title>
                <link>https://virgool.io/@Shohani/%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-%D8%A8%DA%AF%D9%85-hlhgotrwtwxc</link>
                <description>صادق قنبری شوهانی و از طایفه شوهانم.بهمن سال 66 در خانواده ای مذهبی در شهرستان کاشمر چشم به جهان گشودم ?چهارم دبستان بودم که پدرم بعلت بیماری از دنیا رفت خدابیامرز کاسب سخت کوشی بود و خدا رو شکر برای ما به قدری ثروت باقی گذاشت که حداقل تا جوانی نیازی به کار نداشته باشیم. البته من از سن 9 سالگی به مغازه پدرم می رفتم و بعد از فوت پدرم از سن 10 سالگی در پارچه فروشی پسرعمویم شاگردی می کردم.شروع آشنایی من با کامپیوتر سن 16 سالگی بود که برادرم به رشته کامپیوتر در هنرستان رفت برادرم که پای کامپیوتر می نشست من ساعتها کنار دستش می نشستم و حرکت ماوس روی صفحه رو دنبال می کردم? اولین باری که اجازه داد ماوس رو دستم بگیرم با یک حرکت سریع آیکونی رو از دسکتاپ حذف کردم?خلاصه اینکه عاشق و مجذوب این دستگاه شدم آن هم با ویندوز 98. یک سال بعد من هم به رشته کامپیوتر همان هنرستان کاردانش برادرم رفتم توی شهرستان ما کنار آرامگاه شهید مدرس یک کتابخانه عمومی بود بخاطر کتابهای زیادی که در زمینه کامپیوتر داشت عضوش شدم و هر هفته یک کتاب کامپیوتر به امانت می بردم از کتابهای Flash  و HTML شروع کردم بعضی وقت ها هم کتابهایی مثل میکروکنترلر 8086 می گرفتم در سطح سوادم نبود ولی دوست داشتم ازشون سر در بیارم! عشق و علاقه به برنامه نویسی از اینجا شروع شد و هفته ای حداقل دو بار پای پیاده مسیر کتابخونه رو می رفتم مسئول کتابخانه براش سوال شده بود که این کتابها رو می بره واقعا میخونه یا داره اَداش رو درمیاره :-)رشته من در هنرستان شبکه های کامپیوتری بود که شبکه های Novell NetWare و NT برامون تدریس می شد ناول که محیطش کامندی بود و برای بچه ها عذاب آور.نمایی از سیستم عامل شبکه Netwareسال سوم درس برنامه نویسی QBasic رو داشتیم که من خیلی باهاش حال می کردم یک بازی فوتبال (ساده و مسخره) باهاش نوشتم که برای همکلاسی ها جذاب بود و بازی می کردند! بعضی وقتها هم شیطنت می کردم و برنامه های مخربی می نوشتم مثلا یک برنامه به بچه ها دادم که چند هزار فایل روی دسکتاپشون ایجاد کنه.?هنرستان تموم شد و در رشته نرم افزار مقطع کاردانی دانشکده فنی سبزوار قبول شدم سال آخر هنرستان برنامه نویسی vb6 رو شروع کرده بودم و توی دانشگاه خیلی بدردم خورد نمراتم توی درس های تخصصی 18 به بالا بود اما در درسهای عمومی پایین :-( . ترم 3 دانشگاه درس اسمبلی داشتیم که استادمون خیلی کاربلد بود و عالی درس میداد طوریکه که تمام هفته رو منتظر این کلاس بودم تمرینهایی بهمون میداد که بین بچه ها رقابت سر نوشتنش با کمترین تعداد خط کد بود. لب تاب که نداشتم روی کاغذ کد می نوشتم و بعدا به سیستم که دسترسی پیدا می کردم کدها رو تست می کردم. توی دوران دانشگاه با vb.net آشنا شدم و کم کم از vb6 به دات نت مهاجرت کردم. پروژه پایانی کاردانی طراحی یک سایت دانلود نرم افزار با ASP.net بود که براش یک دامنه بنام firstDL.com هم گرفته بودم.سال 86 کاردانی رو که گرفتم خواهرم در دانشگاه فردوسی مقطع ارشد قبول شد و تصمیم گرفتیم که از کاشمر به مشهد نقل مکان کنیم. برادرم ازدواج کرده بود و همزمان با نقل مکان ما ، اون هم با همسرش در شمال ساکن شد بیشتر ثروتی که از پدر مرحومم به ما رسیده بود خرج شده بود و فقط در حد یک خانه برامون باقی مونده بود بنابراین به محض سکونت در مشهد به دنبال کار رفتم در نیازمندیهای روزنامه خراسان آگهی برنامه نویس ASP.net به چشمم خورد خلاصه حضوری به آدرس اون شرکت رفتم. شرکت گرین وب بود و در مجتمع بلا (خلیج فارس کنونی) در بلوار دستغیب مستقر بود آقای مهدی محمدی باهام مصاحبه کرد وب سایت دانلودم رو بعنوان نمونه کار دید چند تا سوال در مورد SQL Query ازم پرسید که یکیش رو بلد نبودم و در نهایت گفت میتونی بیای و با ما کار کنی?.محل کار من در گرین وب سال 1386 (تصویر با نوکیا6600 گرفته شده)گرین وب در اون زمان به غیر از آقای هاشمی و محمدی ، حدودا شش نیرو داشت که دو نفر مسئول فروش سایت Rayaneh.com بودند ، مظفری مسئول hostiran (دامین قبلی ایران سرور) ، یک گرافیست ، یک برنامه نویس و آقای روکی که کار سئو و مارکتینگ انجام میداد و من که بعنوان برنامه نویس جدید استخدام شده بودم.اولین پروژه ام اونجا ایجاد یک زیردامنه دانلود نرم افزار برای سایت رایانه بود و در ادامه یک سایت نیازمندی برای rayaneh.com نوشتم.همکاری با گرین وب برام جذاب بود چون در کنار افرادی کار می کردم که دانششون از من بالاتر بود و از ایده های جدید استقبال می کردند.در گرین وب یک سایت دانلود نرم افزار و یک سایت نیازمندی نوشتم که هر دو زیر دامنه ای از سایت رایانه دات کام بودن. در سال 86 یک وبسایت  ارائه اسکریپت و ویجت های تحت وب ساختم یکی از ابزارهاش افزایش بازدید سایتها با ذخیره جستجوی کاربران بود که به کمک همین ابزار سایتم به حدود رتبه 130 الکسا در ایران رسید اسم سایتم webdarweb.com بود و بعد مدت کوتاهی فیلتر و نابود شد?. یک فروشگاه اینترنتی کتاب دست دوم هم راه اندازی کردم. بعد از یکسال کار در گرین وب ، به خدمت سربازی رفتم. یک سال خدمت در زاهدان و مابقیش در مشهد.در مدت سربازی خواهرم سایت فروش کتاب رو مدیریت می کرد.از خدمت که برگشتم قسمت نشد دوباره برم گرین وب. دوباره رفتم سراغ نیازمندی های روزنامه ، یک آگهی برنامه نویس وب متعلق به شرکت توس یاس پیدا کردم.بعد از مصاحبه با مدیرپروژه قبول شدم و روز بعدش هم کارم رو شروع کردم یک تیم برنامه نویسی 4 نفره بودیم که یک نرم افزار تحت وب برای سیستم های انتقال مخابرات طراحی می کردیم.آقای شیری و آقای کاشفی دو تا برنامه نویس با تجربه بودن که اونجا کلی چیز ازشون یاد گرفتم و دانشم در برنامه نویسی شی گرا ارتقاء پیدا کرد. همزمان پروژه برنامه نویسی هم قبول می کردم در قالب همین سفارشات برنامه نویسی با یک ایده پرداز آشنا شدم که پروژه های مختلفی داشت وقتی دیدم درآمدش خوبه از توس یاس استعفا دادم شش ماه از کارم اونجا می گذشت و مدیرپروژه حقوق بالاتری رو بهم پیش نداد ولی من تصمیمم رو برای رفتن گرفته بودم.تا سال 90 بصورت فریلنسری روی پروژه های مختلفی کار کردم از طراحی وب گرفته تا نوشتن اپ برای موبایل های جاوا و ویندوز فون.یکی از پروژه هایی که برام خیلی جذاب بود طراحی تاکسیمتر روی گوشی موبایل نوکیا بود نوکیا یک گوشی لمسی به بازار داده بود که با J2ME میشد براش برنامه نوشت.در اسفند 90 اتفاق مهم زندگیم رقم خورد و ازدواج کردم.در طی همین همکاری های پروژه ای با احمد رزم آرا آشنا شدم که در حوزه شبکه و دوربین مداربسته کار می کرد فرد قابل اعتمادی بود و روابط خوبی با شرکت های سخت افزاری و توزیع قطعات کامپیوتر داشت بصورت شراکتی یک مغازه فروش کامپیوتر و دوربین مداربسته در خیابان عبادی مشهد باز کردیم.مغازه کامپیوتر و لوازم جانبی سال 90 خیابان عبادی مشهد خلاصه اینکه اوضاع خوب پیش نرفت یادمه توی شرق آسیا سیل و سونامی همون سال اومد و قیمت هارددیسک رو به شدت افزایش داد و ما که سرمایه ای نداشتیم و قطعات رو بروز خریداری می کردیم دیگه نمی تونستیم با قیمت مناسبی فروش داشته باشیم بخاطر همین موضوع و افزایش نرخ دلار بعد از یکسال تصمیم گرفتیم مغازه رو جمع کنیم و بجاش یک شرکت نرم افزاری طراحی وب سایت بزنیم براش یک دفتر اشتراکی در خیابان مدرس مشهد گرفتیم.چند پروژه طراحی سایت گرفتیم شریکم بازاریابی می کرد و من کار فنی و طراحی سایت رو انجام میدادم شریکم توی زندگی مشترکش دچار مشکلاتی شد و تاثیر مشکلاتش به کسب و کار ما هم رسید و بعد از مدتی احساس کردم که همه سختی کار سمت من هست و شریکم تلاش لازم رو برای بازاریابی نداره در همین زمان یک پیشنهاد کار توی مرکز فناوری اطلاعات دانشگاه علوم پزشکی دریافت کردم برای مدتی صبح ها علوم پزشکی میرفتم و بعدازظهرها در شرکت خودم کار میکردم که در نهایت بعد از چند ماه تصمیم گرفتم از شراکت کناره گیری کنم.در آی تی علوم پزشکی ما تیم برنامه نویسی نرم افزار HIS بودیم یک نرم افزار جدید در حال تولید بود و یک نرم افزار قدیمی که با vb6 و بخش هایی از اون با vc++نوشته شده بود رو پشتیبانی و دیباگ می کردیم.این رو هم بگم که معرف من به علوم پزشکی مهندس کاشفی بود.در علوم پزشکی طرف قرارداد ما یک شرکت پیمانکار بود حقوق ها رو هر چند ماه میداد و شرایط کار رو برامون سخت کرده بود بعد از اینکه دیدیم خود دانشگاه هم برای حل مشکل اقدامی نمی کنه من و یکی از همکارنم استعفا دادیم. چون همیشه در کنار کار کارمندی یک سری پروژه هم داشتم ، کار فریلنسری بهم قدرت ریسک کردن میداد. بعضی از همکاران ما در علوم پزشکی با وجود شرایط بد حاضر نبودن دنبال کار دیگه ای برن.سال 90 یک پروژه طراحی اپ اندروید به اسم بیسیم مجازی بهم پیشنهاد شد کارفرما یک گوشی اندروید نسخه 2.0 بهم داد که تست های برنامه رو باهاش بگیرم. برنامه نویسی اندروید خیلی جذاب بود و در طی پروژه هایی که می گرفتم بصورت خودآموز تولید اپ رو یاد می گرفتم.یک سایت بنام androidsoftware.ir هم راه انداختم که از طریق اون کلی سفارش پروژه داشتم. سال 92 اولین اپ شخصی خودم بنام ویجت قران کریم رو در بازار منتشر کردم ظرف مدت کوتاهی به 20هزار نصب رسید و نظرات مثبتش خیلی زیاد بود برام خیلی جالب بود و جرقه ای شد که توی این حوزه بیشتر کار کنم یک اپ تاکسیمتر با قیمت هزار تومن گذاشتم توی کافه بازار.روزهای اول فروش خوبی رو تجربه کرد اما بعد از اینکه چندتا نظر منفی بابت باگهایی که داشت دریافت کرد فروشش کم شد.فکر میکنم اواخر 92 بود که دوباره از علوم پزشکی بهم زنگ زدند و گفتند که شرایط بهتری رو فراهم کردیم قراردادت رو با یک شرکت پیمانکار که خوش حساب هست می بندیم.چون متاهل بودم و برای رفتن به خونه خودم و گرفتن مراسم عروسی برنامه ریزی می کردم به داشتن یک درآمد ثابت نیاز داشتم بخاطر همین دوباره برگشتم علوم پزشکی.در سال 92 اولین استارتاپ ویکند رو در تهران شرکت کردم و حضور در این رویداد من رو با افرادی مثل علی جاهدی (مدیر مرکز رشد فناوری اطلاعات پارک علم و فناوری خراسان ) و مهدی علیپور (دکتر استارتاپ) آشنا کرد و جو این رویداد و حال و هوای کارآفرینی باعث شد که هر سال در حداقل 2 تا رویداد مرتبط با استارتاپها شرکت کنم و با جامعه استارتاپی مشهد بیشتر آشنا بشم.استارتاپ ویکند موبایل تهران سال 92 - تیم smartkeyدورهمی استارتاپی های مشهدسال 93 یک اپ مذهبی نوشتم که فروش بالایی رو تجربه کرد و به صفحه اول کافه بازار راه پیدا کرد یکی از همکارانم در علوم پزشکی بنام مصطفی حیدرزاده که با پیمانکار قبلی کار میکرد و از شرایطش راضی نبود با کارهای من در حوزه اپ آشنا شد و اون هم تصمیم گرفت برنامه نویسی اندروید رو شروع کنه.خلاصه نمیدونم چی شد که آذر 93 من و مصطفی از علوم پزشکی اومدیم بیرون?.با اینکه خود دانشگاه میخواست من رو استخدام کنه و از محل زندگیمون هم تحقیق کرده بودن و رئیس مرکز هم بهم زنگ زد گفت این موقعیت رو از دست نده اگه مشکلی هست بگو تا برات حلش کنیم ولی باز هم هوای کارآفرینی و جوونی کار خودش رو کرد.در طی این سالهای بعد از خدمت سربازی ارتباطم با مهندس محمدی قطع نشده بود و بعضی وقت ها پروژه هایی رو بهم میداد که براشون انجام بدم. مصطفی یک اتاق کوچک توی خونه شون در حد انباری داشت با هدف تولید اپ های خلاقانه و انتشار در کافه بازار کارمون رو از اونجا شروع کردیم اتاقکی که در شروع شراکت من و مصطفی محل کارمون بود.سال 93هر روز ایده پردازی می کردیم که چه اپی بزنیم که فروش خوبی داشته باشه برنامه های برتر بازار رو هم رصد میکردیم تا ببینم سلیقه کاربرا چه سمتی هست چند تا اپ کوچک زدیم ولی موفق نشدند تا اینکه یک اپ بنام کارتونیش زدیم که با چند تا تبلیغ پوش نوتیف اومد توی لیست برترین های هفته و از همین لیست به حدود 100هزار کاربر رسید البته این اپ رایگان بود اما نحوه پروموت شدنش به ما یاد داد چطوری میشه توی مارکت بازار موفق شد روی این اپ یک امکان ارسال پوش نوتیف رو برای خودمون فراهم کرده بودیم تا بتونیم برنامه های بعدی خودمون رو به کابراش معرفی کنیم.چند تا برنامه کمکی برای وایبر زدیم و بعد وایبر در ایران فیلتر شد تا انقلاب تلگرام در ایران شروع بشه با ترند شدن پیام رسان تلگرام به فکر تولید ابزارش براش افتادیم.در نسخه های اولیه تلگرام وقتی حافظه کش پر میشد تلگرام بدرستی کار نمیکرد برای رفع این مشکل راهکارهای آموزشی توی وب بود با فهمیدن اینکه بسادگی با حذف محتوای پوشه کش مشکل حل میشه ایده تولید جاروبرقی تلگرام متولد شد. اپ جاروبرقی ظرف 3 روز تولید شد بعد از انتشار با پوش نوتیف روی برنامه کارتونیش و چند تا اپ دیگه تونست در لیست پرطرفدارها قرار بگیره بعد از چند ماه به صدهزار نصب رسید.جاروبرقی رایگان بود اما مغازه های تعمیرات موبایل به قمیت چندهزار تومن روی گوشی مشتریها نصبش میکردن! خلاصه این اپ با تبلیغات دهان به دهان به 500هزار نصب هم رسید.در اون زمان فضای تبلیغات پوش نوتیفیکیشن داغ بود و ما هم روی این اپ بستر تبلیغات داشتیم کار به جایی رسید که تبلیغاتش هر روز رزرو بود و درآمد قابل توجهی ازش بدست آوردیم.در همین زمان یک اپ دیگه هم در حوزه تلگرام بنام کانالگرام زدیم یک دایرکتوی دسته بندی شده برای کانالها و گروههای تلگرام بود.کانالگرام هم رایگان بود و رسیدن به 20هزار نصب از طریق نمایش تبلغات به درآمد رسید.درآمدمون که بهتر شد بعد از حدود یکسال از اتاقک مصطفی به مرکز رشد دانشگاه فردوسی نقل مکان کردیم البته گرفتن پذیرش از مرکز رشد هفت خان رستم بود که ما بجای طی کردن این هفت خان اتاق یکی از دوستان که اونجا شرکت داشت رو اجاره کردیم.در مرکز رشد فرودوسی یک همکار برنامه نویس به تیممون اضافه کردیم.کاربران کانالگرام اکثرا ادمین گروه یا کانال بودند و با تعاملی که باهاشون داشتیم یک نیاز جدید رو کشف کردیم ادمین ها حاضر بودند پول خوبی بابت افزایش ممبر کانالهاشون بپردازند.توی دانشگاه فردوسی اتاق کنارمون متعلق به وبسایت میلوژی بود بنیانگذارن میلوژی آقایان مهدی علیپور و مسعود اردکانی بودند.این دو نفر رو از استارتاپ ویکندها میشناختم یک روز آقای علیپور به اتاقمون اومد و گفت دارم با توسعه دهنده های اپ مصاحبه میکنم از ما اطلاعات میگرفت که چکار میکنیم و اوضاع بازارمون چطوره و در بین حرفهاش از درآمد برنامه فالوئربگیر اینستا بهمون گفت.برامون خیلی عجیب بود که یک اپ فالوئر بگیر در سال 95 بیش از 30میلیون تومن در ماه درآمد داره.خلاصه اینکه جذابیت درآمد فالوئربگیر و فیدبک ادمین های تلگرام به من و مصطفی ایده طراحی تله ممبر رو داد.تله ممبر به سبک فالوئربگیر اینستا بود اما برای تلگرام.نسخه اول تله ممبر بعلت پیچیدگی سورس تلگرام حدود یک ماه زمان برد و در نهایت فروردین 95 تله ممبر در بازار منتشر شد ما دومین اپ افزایش ممبر تلگرام در بازار بودیم اولین اپ به سبک فالوئربگیر کار نکرده بود و ازش استقبال نشد.تله ممبر بسرعت محبوب شد و ظرف مدت کوتاهی به 50 هزار نصب رسید و درآمد میلیونی رو در ماه برامون ایجاد کرد.تله ممبر در اوج خودش جزء شش اپ پرفروش بازار شد.تله ممبر در رتبه ششم پرفروشهای بازار در سال 95خدا رو شکر من و مصطفی از درآمد تله ممبر صاحبخونه شدیم و از مرکز رشد دانشگاه خارج شدیم تا یک دفتر مستقل رهن کنیم. یک ایرانی که در فنلاند زندگی می کرد اپ ما رو در لیست پرفروشهای بازار دیده بود و بهمون پیشنهاد تا به کمکش اپ رو در بازار بین المللی منتشر کنیم بعد از چند ماه تونستیم تله ممبر رو به سه زبان انگلیسی ، عربی و و روسی ترجمه و در گوگل پلی منتشر کنیم از طریق تبلیغات فیسبوک و ادموب کاربر قابل توجهی گرفتیم البته موفقیت تله ممبر طولانی نبود و با فیلترشدن تلگرام در ایران اپ های مرتبط با تلگرام هم از کافه بازار حذف شدند و با کم شدن تعداد یوزر داخلی سرعت افزایش ممبر برنامه افت کرد همزمان فالوئربگیر برنامه عضودرعضو رو ساخته بود که رقیب ما بود  و با توجه به قدرت تبلیغاتی که فالوئربگیر داشت خیلی سریع برنامه اش تبدیل به یک رقیب جدی برای ما شد توی بازار بین الملل هم بعد از چند هزار یورو فروش ، شریک خارجی مون که خیلی به برجام امیدوار بود چون برجام به نتیجه نرسید و ترحیم ها علیه ایران زیاد شد و از طرفی به مسائل مالیاتی آشنا نبود براش مالیات بابت این درآمد صادر شده بود که همه اینها براش بهانه ای شد که همکاریش با ما قطع کنه.توی این مدت تعداد نفرات تیم ما به 5 نفر رسیده بود برای اینکه درآمدمون کم نشه سعی کردیم وارد حوزه های دیگه ای هم بشیم فکر میکنم سال 96 بود که ایده شبکه تبلیغات در کانالهای تلگرام بنام تیزر متولد شد طراحی و توسعه وب سایتش رو به یک شرکت دیگه سپردیم در نهایت نسخه اولیه اش که آماده شدسورس رو تحویل گرفتیم و برای ادامه توسعه اش نیاز به یک برنامه نویس وب داشتیم اینجا بود که مرتضی بهمون اضافه شد یک برنامه نویس کاربلد و متعهد. تیم ما از لحاظ فنی خوب بود ولی از لحاظ مارکتینگ ضعیف بودیم یک نیروی مارکتینگ هم اضافه کردیم اما انتخاب درستی نبود و کمک زیادی بهمون نتونست بکنه.تیزر ایده خوبی بود اما بدلیل ضعف ما در جذب تبلیغ دهنده در نهایت با شکست مواجه شد. در زمینه اینستا هم چند تا اپ زدیم که هیچ کدوم دیگه مثل تله ممبر نتونست موفق بشه. روی این اپ ها در نهایت چندین میلیون تومن ضرر کردیم و نیروهامون رو تعدیل کردیم. تا اینکه از سال 98 دیگه فقط من و مصطفی و مرتضی بودیم. دفتر شرکت که بزرگ بود رو به فضای کار اشتراکی تبدیل کردیم تا بخشی از هزینه هامون جبران بشه. سال 99 دیگه اوضاع داشت خیلی خراب میشد در حدی که دیگه ادامه دادن کار منطقی نبود تا اینکه مصطفی یک قرار ملاقات با یکی از شرکتهای نرم افزاری گذاشت که قبلا باهاشون دوستی داشت هدفمون این بود که بتونیم از شرکتهای همکار پروژه بگیریم تا شرکت بتونه به حیات خودش ادامه بده در طی همین قرار ملاقات بهمون پیشنهاد پشتیبانی از یک نرم افزار تحت وب داده شد شرکت دوستمون نرم افزاری در زمینه مدیریت پایانه مرزی نوشته بودند و در مرز دوغارون مستقر کرده بودند اما بدلیل اینکه درگیر چند پروژه دیگه بودند فرصت پشتیبانی از اون را نداشتند.ما به یک شرکت خریدار نرم افزار در پایانه مرزی دوغارون معرفی شدیم و تونستیم یک قرارداد پشتیبانی با مبلغ خوب رو ببندیم و این قرارداد کمک کرد سال 99 و 1400 رو دوام بیاریم البته در طی این دو سال پروژه های دیگه ای هم گرفتیم که البته پروژه ساخت نرم افزار انبارداری هم از طریق همین آشنایی و همکاری ما با شرکت دوستمون رقم خورد.خلاصه اینکه از اوایل تابستون 1400 من به این نتیجه رسیدم که مسیر رشدم در شرکتم متوقف شده و باید دنبال یک مسیر جدید باشم. برای چند تا موقعیت شغلی اقدام کردم اما بنا به دلایلی که یکیش میتونه بالارفتن سن باشه موفق به استخدام نشدم.تا اینکه اواخر شهریور یک پیام از مهندس محمدی (مدیرعامل گرین وب) دریافت کردم که بهم گفت دنبال جذب یک مدیر محصول هستند. تجربه کار در این عنوان شغلی رو نداشتم و تمام مدت کار حرفه ای من در زمینه تولید نرم افزار بوده اما از طرفی با توجه به شرایطی که داشتم پیشنهاد و فرصت خوبی بود با شریکم صحبت کردم متقاعدش کردم که من نیاز به یک کار و تجربه جدید دارم.در نهایت به مهندس محمدی اعلام آمادگی کردم و قرار مصاحبه ای با مهندس مظفری (معاون فنی گرین وب) برام تنظیم شد بخاطر شناختی که آقای مظفری نسبت به من داشت مصاحبه کوتاهی با من کرد که در نهایت منجر به ورود مجدد من به گرین وب شد. بعد از نزدیک به 15 سال دوباره به گرین وب برگشتم!آخرین روز کاری من در پارت سیلیکون - وسطی مصطفی - سمت چپ مرتضیالان که این متن رو می نویسم سال 1401 است و بعد از شش ماه همکاری پاره وقت با گرین ، من تمام کارهای شرکتم رو واگذار و از ابتدای 1401 مدیر محصول تمام وقت ایران سرور شدم. بخاطر علاقه ام به برنامه نویسی هنوز نمی دونم در موقعیت شغلی درستی قرار دارم یا نه اما امسال باید مسیر شغلی خودم رو نهایی کنم.تیم محصول ایرانسرور سال 1400اگه تا انتهای این متن رو حوصله کردی و خوندی ، دمت گرم ?.صادق قنبری شوهانی - اردیبهشت 1401</description>
                <category>صادق قنبری شوهانی</category>
                <author>صادق قنبری شوهانی</author>
                <pubDate>Mon, 02 May 2022 14:03:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اپلیکیشن فیلترنویسی ارزدیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/@Shohani/%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%AA%D8%B1%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-vrynbzzyq7tu</link>
                <description>اگه تریدر ارز دیجیتال هستی اپلیکیشن عقاب ارز دیجیتال رو بهت پیشنهاد میکنم یکی از قابلیتهای جذابش فیلترنویسی هستدانلود رایگان از بازار?‏«عقاب ارز دیجیتال» را در بازار اندروید ببین:http://cafebazaar.ir/app/?id=com.partsilicon.crypto&amp;ref=share#رمزنویس</description>
                <category>صادق قنبری شوهانی</category>
                <author>صادق قنبری شوهانی</author>
                <pubDate>Fri, 04 Mar 2022 19:10:09 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>