<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حمیدرضا سیمین‌ پور</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Siminpour</link>
        <description>مدیر پروژه‌‌های نرم‌افزاری با رویای تئآتر و موسیقی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 13:11:21</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/14551/avatar/LUkHjw.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حمیدرضا سیمین‌ پور</title>
            <link>https://virgool.io/@Siminpour</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پروانه الجزایری،</title>
                <link>https://virgool.io/@Siminpour/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%AC%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B1%DB%8C-l0dr0makrrhu</link>
                <description>زندگی مث تئاتره. اینو همیشه بابام می گفت...زندگی مث تئاتره. اینو همیشه بابام می گفت...زندگی مث تئاتره. اینو همیشه بابام می گفت...پروانه‌ها وقتی که قراره بمیرن، از دسته جدا می‌شن، روی یک دیوار می‌شینند و اروم همونجا ثابت می‌شن و می‌میرن...این دیالوگیه که در شروع نمایش بین دو تا دوست، فواد و نینا شکل می‌گیرد. فوآد در حال مهاجرت و جدایی از این جمع دوستانه و نینا عضوی که به تازگی در حال اضافه شدن به این جمعیه که برای آخرین بار دور هم توی یک ویلای خارج از شهر جمع شدن.هنگام شروع نمایش، به خاطر همهمه تماشاگرا و گنگی نمایش‌نامه احساس کردم که با یک کار ضعیف روبه رو هستم، اما رفته رفته وقتی تکرارهای پی‌درپی سکانس‌ها، دیالوگ‌های بسیار شلوغ و همه همه‌ها و تنش‌های جمعی رو دیدم، به تسلط بازیگرها و اجرای بسیار حرفه‌ای تیم ایمان آوردم.اوایل داستان ظاهر فیلم سینمایی درباره‌ی الی تداعی می‌شد اما هنگامی که تکرار سکانس‌های مختلف شروع شد، و تماشاگر رو غرق کرد،‌ خیلی سریع نمایش‌نامه استقلال خودشو نشون داد.توی این نمایش مفهوم زمان شکسته می‌شه و حس می‌کنی در زمان عقب و جلو می‌ری، صحنه‌های مختلف از نگاه شخصیت‌های مختلف اجرا می‌شه، یک صحنه چندین بار تکرار می‌شه تا زوایای پنهانش رو درک کنی و هر بار بیشتر در عمق آن فرو بری.دکور صحنه خیلی مینیمال بود و همه چیز حول یک در می‌گشت ، دری که هر بار که ازش رد می‌شدی انگار وارد یک بخش دیگه‌ای از زمان می‌شدی. طراحی لباس‌های خیلی معمولی بود، اما به همراه دکور ساده کاملا مناسب با یک تئاتر رئال(اگر اشتباه نکنم) بود.بعد از پایان نمایش واقعا تا یکی دو ساعت تو شوک بودم. نمایشکی که بعضی‌ جاهاش می‌خندونه و اوایلش خیلی شاد شروع می‌شه، بعضی‌جاهاش به فکر فرو می‌بره و حتی اواخر بغض به گلوت میاره و یاس رو کاملا نشون می‌ده. شخصیت‌ها گویی روی دیگر خود را در نیمه دوم نمایش نشان می‌دهند: نینا از دختری معصوم تبدیل به دختری یاغی می‌شود یا نرگس که با ویار بارداری تبدیل به زنی متوهم می‌شود ....بیشتر از این در مورد نمایش نمی‌گویم که از جذابیت آن کم نشود اما به شدت دیدن آن را پیشنهاد می‌کنم.سعید حسن‌لو کارگردان  و هادی حجازی‌فر در مقام تهیه‌کننده این اثر قرار دارد. همین موضوع نشان‌دهنده کیفیت بالای اثر خواهد بود.این نمایش تا ۲۵ خرداد هر شب ساعت ۲۱:۳۰ در تماشاخانه هامون که به تازگی بازسازی شده اجرا می‌شود.</description>
                <category>حمیدرضا سیمین‌ پور</category>
                <author>حمیدرضا سیمین‌ پور</author>
                <pubDate>Tue, 04 Jun 2019 21:16:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی کبوترها ناپدید شدند، تولید تازه تئآتر مستقل تهران</title>
                <link>https://virgool.io/@Siminpour/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D8%A8%D9%88%D8%AA%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A2%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-gqmoxlzw4pfp</link>
                <description>وقتی کبوترها ناپدید شدند، از اواسط اردیبهشت ماه ۹۸ با کارگردانی هستی حسینی در تئاتر مستقل تهران در حال اجراست. نمایش‌نامه آن توسط سفی اُکسانِن نوشته و  توسط محسن ابوالحسنی ترجمه شده است. این نمایش حال و هوای جنگ جهانی دوم در کشور استونی را نشان می‌دهد، حوالی سال ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۵. حال و هوای روس‌ها و آلمان‌ها. زیاده‌خواهی‌ها و رفتار انسان‌ها در شرایط جنگ و تلاش‌ها برای بقا.صحنه شروع نمایش وقتی کبوترها ناپدید شدندبه نمایش بپردازیم. نمایش با صحنه‌ای از عروسی ادگار(مهدی کوشکی) شروع می‌شود و روابط دو زوج که محوریت داستان را به عهده دارند معرفی می‌کند. راوی نمایش (مهدی کوشکی) در هر سکانس خیلی جذاب اطلاعات تاریخی سکانس را معرفی می‌کند و سپس در نقش خود فرو رفته و آن سکانس را در کنار دیگران اجرا می‌کند. سیر داستانی نمایش پیش می‌رود، آلمان‌ها استونی را از دست روس‌ها خارج می‌کنند، عده‌ای مبارزه می‌کنند و عده‌ای با آلمان‌ها هم‌پیمان می‌شوند، عده‌ای عاشق می‌شوند. در کنار سیر تاریخی روابط انسانی به طور پیچیده‌ای شکل می‌گیرند. معقوله عشق همیشه یک جایی از داستان را خراب می‌کند. کاراکترهای داستان دائما در حال تغییر هستند و در هر برحه‌ای از تاریخ یک رفتار را دارند. بعضی‌ها را خود انتخاب می‌کنند و بعضی از اتفاقات به آن‌ها تحمیل می‌شود.در مجموع داستان بسیار غمگین است و با موسیقی متنی که هرزگاهی پخش می‌شود، دیوارهای بتنی یک دست در دکور صحنه و اجرای بی‌نقص بازیگرا غمگین‌تر هم می‌شود.یکی از قسمت‌های بسیار جذاب این نمایش این است که در بعضی قسمت‌های نمایش دو صحنه موازی هم و هم‌زمان در حال اجرا بودند و این سکانس‌ها از لحاظ دیالوگ‌ها و مضمون و حتی بازیگر باهم اشتراک داشتند و این را در ذهن تماشاگر تداعی می‌کرد که گویی یودیت (خاطره حاتمی) جسمش در یک جا و روحش در جای دیگر است و این موضوع بسیار تاثیر گذار بود.بازیگران بسیار مسلط بودند و بسیار خوب انتخاب شده بودند اما چند اشتباه بانمک نیز اتفاق افتاد مثلا پرکف افسر روسی(مهدی پاکدل) در جایی به اشتباه به جای ارتش روسیه، ارتش سوریه را نام برد.تشویق تماشاگراندر مجموع به نظر من دیدن این درام رئال ارزش دارد.</description>
                <category>حمیدرضا سیمین‌ پور</category>
                <author>حمیدرضا سیمین‌ پور</author>
                <pubDate>Wed, 15 May 2019 22:16:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سقراط، نمایش غیر فلسفی یک فیلسوف</title>
                <link>https://virgool.io/@Siminpour/%D8%B3%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B7-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%B3%D9%88%D9%81-sfizlwhu0lgp</link>
                <description>این مقاله نظری شخصی از یک بیننده غیر حرفه‌ای می‌باشد. از اینجا شروع می‌کنم که وقتی شنیدم  نمایش سقراط قراره برای بار پنجم اجرا بشه، جدای از اینکه کار آقای حمیدرضا نعیمی حتما ارزش دیدن داره،  با خودم گفتم اینکه یه تئاتر برای پنجمین بار اکران می‌شه حتما دلیلی داره. علاوه بر این‌ها با توجه به شخصیت خود سقراط، انتظار یک تئآتر فلسفی و بسیار آموزنده داشتم. پس تصمیم گرفتم که به دیدن این نمایش که این سری اجراش در تالار وحدت بود، برم. در خوب بودن نمایش شکی نیست اما آن‌طور که فکر می‌کردم فلسفی نبود و فقط روزهای پایانی زندگی سقراط قبل از مرگش را روایت می‌کرد.حقیقتا در این نمایش من خودم، مرز بین نقد‌های سیاسی امروزی که با طنز تلخ در نمایش اجرا می‌شد و وقعیت‌های شخصیتی سقراط را نفهمیدم. محتوای نمایش را با یک جمله‌ی سقراط (فرهاد آییش) شروع می‌کنم : آدم وقتی زن ندارد فقط زن ندارد و وقتی زن دارد فقط زن دارد. علت این جمله همسر سقراط، زانتیپه( ) است که زنی غرغرو بوده است. در این نمایش اختلاف سقراط با همسر و فرزندش و همچنین حاکمان و سیاست مداران به تصویر کشیده شده است. در جایی که سقراط مردم را به تفکر و آزادگی دعوت می‌کند و این دیگر سیاست‌مداران را آزرده می‌کند.در کنار خود سقراط که به خوبی شخصیت پردازی شده و صورت و فیزیک بدن آقای فرهاد آيیش و طنز دیالوگ‌ها کاملا روی پرسوناژ استوار شده است، دو شخصیت دیگر بسیار جذاب وجود دارند. یکی تئودوته(بهناز نازی) که روسپی شهر است که شیفته اخلاق سقراط شده است و دیگری افلاطون شاگرد سقراط(ایوب آقاخانی) که واقعا هر دو به شدت شخصیت پردازی شده و نقش خود را خوب بازی می‌کنند.نمایش پر از دیالوگ‌هایی است که انسان را به فکر فرو می‌برد از قبیل:سقراط رو به زانتیپه : روسپی بودن شغل تئودوته هست اما مرامش که روسپی‌گری نیست!تئودوته:  وقتی می‌خواستم شاعر شوم هیچ کس کمکم نکرد اما وقتی روسپی شدم درهای موفقیت به روی من گشوده شد.سقراط : من فقط یه چیز رو می‌دونم اینکه هیچی نمی‌دونم.و بسیاری دیالوگ دیگر که از حوصله این مقاله خارج است.در آخر دیدن این نمایش رو پیشنهاد می‌کنم و از عوامل این نمایش و همچنین عکاس‌های عزیزی که از عکس‌های آن‌ها در این نوشته استفاده شده است،‌ تشکر می‌کنم.</description>
                <category>حمیدرضا سیمین‌ پور</category>
                <author>حمیدرضا سیمین‌ پور</author>
                <pubDate>Tue, 07 May 2019 00:09:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیزده، خشونت - تلخی با طعم مهدی کوشکی</title>
                <link>https://virgool.io/@Siminpour/%D8%B3%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA-%D8%AA%D9%84%D8%AE%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%B4%DA%A9%DB%8C-xasrvh9xcgs2</link>
                <description>نمایش سیزده(۱۳)، یکی از اجراهای جدید تئاتر مستقل تهران می‌باشد که در فروردین و اردیبهشت سال ۹۸ هر شب ساعت ۲۱:۴۵ با کارگردانی مهدی کوشکی به روی صحنه می‌رود. اجرا با ۱۵ دقیقه تاخیر در ساعت ۱۰ شروع می‌شود و مدت اجرا ۲:۳۰ دقیقه است.مهدی کوشکی یکی از کارگردانای به حق توانمند است که در اکثر نمایش‌هایش به خشونت‌هایش معروف است. گاهی اوقات فکر می‌کنم که در اجراهای ایشان نمایش‌نامه به کنار رفته و صرفا خشونت‌ها اجزای اصلی را تشکیل می‌دهند. با وجود اینکه گاهی این حجم از خشونت ممکن است بیننده‌ها را آزار دهد اما مهدی کوشکی مخاطبای خاص خود را دارد.به معرفی خود نمایش‌ برگردیم. طبق گفته آقای کوشکی بازیگران سیزده، همگی از یک کارگاه بازیگری گرد هم آمده‌اند و البته بسیاری از آن‌ها واقعا نقش‌شان را به خوبی اجرا می‌کردند. موسیقی‌های انتخاب شده واقعا متناسب و جذاب بودند.موضوع نمایش‌نامه، مهمانان یک مراسم تولد است، زوج‌هایی که هر کدام دغدغه‌ها و مشکلات خود را دارند و در این مراسم به رفتار آن‌ها درون خانواده و نسبت به یک دیگر به نمایش در می‌آید. در میان‌ این مهمانان چند برادر نیز وجود دارند که هر کدام با همسر و ناپدری خود مشکلی خاص دارند. در نیمه دوم نمایش گویی رستاخیز به پا شده و یکی از بردارها سعی می‌کند دیگران را به سزای کار خود برساند.در این نمایش تلفیقی از درام، طنز، خشونت و موضوعات اجتماعی را شاهد هستیم که در کنار یک‌دیگر این اثر را پدید آورده اند. به نظرم این نمایش چند دیالوگ بسیار قابل تامل و ماندگار داشت مانند آنجایی که جان خطاب به مادرش می‌گوید : (مادر چرا من رو به دنیا آوردی؟! چرا یه مرگ دیگه به کره زمین اضافه کردی؟!) یا (چرا از مرگ می ترسی ؟ مگه قاشق و چنگالت تو جیبت نیست ؟؟؟ یک ساعت دیگه با خدا مشغول غذا خوردن میشی!)در مجموع دیدن این نمایش را پیشنهاد می‌دهم و به نظرم با وجود مدت طولانی دو ساعت و سی دقیقه‌ای به غیر از ۳۰ دقیقه آخر هیچ‌گاه حواس از صحنه پرت نمی‌شود. الان که چند روز از دیدن نمایش برای من گذشته هنوز ذهن و جسمم در گیر خشونت و تلخی اونه. قطعا این نمایش تاثیرگذاری زیادی روی مخاطبانش داشته و موضوعات بسیار حساسی مانند مذهب، اعدام دیگران و از همه مهم‌تر اخلاق رو به تصویر کشیده بود. از زوج سرطانی که بسیار غلط در کانون توجه بودند، شخصیت لال، همجنسگرا و حتی کسی که دندون طلا گذاشته بود. از خیانت‌ها و غیرت‌های بی‌جا تا دختربچه ای که خیلی تلخ بود.ممنونم از عوامل این نمایش</description>
                <category>حمیدرضا سیمین‌ پور</category>
                <author>حمیدرضا سیمین‌ پور</author>
                <pubDate>Fri, 19 Apr 2019 02:21:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمایش ملاقات، پارسا پیروزفر</title>
                <link>https://virgool.io/@Siminpour/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%81%D8%B1-tjjdrj1rdqzj</link>
                <description>سلام. در این گزارش قصد دارم نظر شخصی خودم رو به عنوان یک تماشاگر غیرحرفه‌ای در مورد نمایش ملاقات به کارگردانی آقای پارسا پیروزفر بیان کنم. این گزارش مروبط به اجرای روز ۱۹ ام فروردین سال ۹۸ می‌باشد.من تا حد ممکن سعی خود را کرده‌ام، که نمایش‌نامه در این متن مشخص نشود اما برای شروع باید بگویم که موضوع این نمایش یک متن معروف اثر فردریش دورنمات، در وصف فروختن شرافت انسانی و وارونه جلوه دادن عدالت می‌باشد. شروع نمایش با یک صحنه از ایستگاه راه‌آهنی در گوته می‌باشد که در آن مردم شهر مشغول زندگی روزانه خود می‌باشند. سکانس مختلف به طور کاملا منسجم در مدت ۱۲۰ دقیقه یکی پس از دیگری به روی صحنه به اجرا در می‌آیند و از این حیث واقعا ستودنی هستند.یکی از مواردی که نظر من را به خود جلب کرد، این است که در بین شخصیت‌ها فقط معلم(پارسا پیروزفر) پرداخت خوبی داشت و گویی دیگر شخصیت‌های مهم مانند آلفرد ایل (رضا بهبودی) که به نظر من نقش اول این نمایش بود، شهردار(سیاوش چراغی) و حتی خود کلر زاخاناسیان (پانته‌آ پناهی‌نیا) از لحاظ لباس و گریم و هویت فراموش شده اند. الان که ۲۴ ساعت هم از اجرا نگذشته است دیالوگ مهم و یا حالت اجرای خاص از هیچ کدام از این شخصیت‌ها در خاطر من نیست و شاید بتوان گفت این تنها نقطه ضعف این نمایش بود.با اینکه انتظار یک پایان حماسی را داشتم، اما از آخر نمایش رضایت داشتم. در بعضی موارد صداها به خوبی شنیده نمی‌شد ولی در تمام طول اجرا داستان رو می‌توانستم دنبال کنم و تقریبا اصلا حواسم از اجرا پرت نشد.دکورها بسیار زیبا بودند و کاملا مناسب طراحی شده بودند و تا جایی که من متوجه شدم کار کاملا منطبق به متن اصلی بود و هیچ تغییری در آن داده نشده بود.محل اجرای این نمایش سالن اصلی تئاتر شهر بود،‌ که به نظرم همخوانی کاملی داشت.اجرای این نمایش هر شب ساعت ۱۹:۳۰  تا ۱۳ام اردیبهشت ادامه دارد و بهای بلیط آن نیز از ۳۵ تا ۷۰ هزار تومان بسته به فاصله از صحنه متفاوت است.امیدوارم شما هم با دیدن این نمایش از آن لذت ببرید.</description>
                <category>حمیدرضا سیمین‌ پور</category>
                <author>حمیدرضا سیمین‌ پور</author>
                <pubDate>Tue, 09 Apr 2019 16:48:45 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>