<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Slim</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Slim</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 23:28:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/260206/avatar/NkXuZ6.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Slim</title>
            <link>https://virgool.io/@Slim</link>
        </image>

                    <item>
                <title>انسانی که فاقد احساس منفی است!</title>
                <link>https://virgool.io/@Slim/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%81%D8%A7%D9%82%D8%AF-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D9%85%D9%86%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-hroebn6als6x</link>
                <description>ماکس شلر (۱۸۷۴-۱۹۲۷) پدیده‌شناس در شهر مونیخ به دنیا آمد. او شیوه‌ی پدیدارشناسی را در زمینه‌هایی مختلف علمی و فلسفی به کار برد - در سال ۱۸۹۶ بخاطر آثار فلسفی‌اش درباره زندگی، جایزه نوبل را دریافت کرده بود - به همین دلیل متفکران پدیده‌شناس برای او رتبه‌ی بالاتری نسبت به مبتکر پدیده‌شناسی، ادموند هوسرل قائل شدند.در مجموع ماکس شلر تحت تأثیر فلسفه زندگی، فلسفه ایده‌آلیسم آلمانی و دین مسیحیت (کاتولیک) قرار داشت و عقاید او را می‌توان ترکیبی از تأثیرات این عقاید دانست.او فلسفه اخلاق مضمونی را بنا نهاد، و در برابر فلسفه اخلاق صوری کانت قد برافراشت.&quot;انسان هنگامی یک مضمون اخلاقی را درمیآبد که احساسش را در جهت آن تنظیم کند.&quot;شلر معتقد است انسان عصر جدید قادر نیست ارزش‌های بالاتر را طوری تجربه کند که هستیِ حقیقیِ او را غنی سازد، زیرا او آنچنان غرق کار است که فرصت پُر نمودن خلأ هستیِ خویش را ندارد.حفظ حرمت اشیاء ، امکان خواندن اسرار آنها و کشف ارزش عمیق آنها را ایجاد می‌کند:اگر در کسی احساس حرمت نسبت به اشیاء وجود نداشته باشد، یا به طور مصنوعی آن را کنار گذاشته باشد، در این صورت جهانِ ارزش‌ها بر روی او بسته می‌شود و جهان او خالی از آنها می‌گردد و زندگی او توسعه نمیآبد؛ چون جهان او سطحی است و او راهی به عمق جهان پیدا نمی‌کند، و تنها از طریق احساس حرمت نسبت به اشیاءست که می‌تواند به عمق آن راه یابد.افق و چشم‌انداز، صرفاً پدیده‌هایی مربوط به دید جسمانی نیستند؛ بلکه آنها پدیده‌هایی هستند که در سراسر حیطه روان ما وجود دارند و در اثر افتادن پرتو احساسِ حرمت بر روی آنها، درخشان می‌گردد.انسان‌های فاقد احساس منفی تار دلشان هم‌ساز با طبیعت است. احساس منفی و احساس حرمت نسبت به اشیاء هیچگاه با هم جمع نمی‌آیند.احساس حرمت همان آگاهی پنهان به گنجینه درونی و محتوای انسان است، در حالی که اندیشه‌ها و مضامین احساسی که روشن ولی محدود به خودند، فضای خالی و فقیر درون انسان را نمایان می‌سازند.انسانی که فارغ از احساسات منفی است، ارزش‌ها را با چنان حدّت عاشقانه‌ای تجربه می‌کند که برای همیشه مجذوب آن‌ها باقی می‌ماند. البته پیش شرط چنین تجربه‌ای آزاد بودن روان انسان است؛ انسانی که قادر به مشاهده‌ی عاشقانه ایده‌هاست، بر خلاف انسان مدرن، بیمارِ کار نیست بلکه روح و جسمی سالم دارد.&quot;شخص، برای ما فقط توسط عمل عشق تجربه می‌گردد. شخص، به تنهایی، یعنی بدون انجام عمل عشق، برای ما قابل تشخیص نیست. او در شمار پنهان‌ترین پدیده‌هاست و تشخیص او همواره، با اشتباهات زیادی همراه است.&quot;شلر در آخرین مکالمات خود به شدت به کسانی انتقاد می‌کند که انسان را موجودی محدود می‌دانند و او را فقط به عنوان موجودی طبیعی و تاریخی می‌شناسند. در نگاه شلر انسان حرکتی جهانی است که ذاتاً بی‌پایان بوده و دائماً در جریان است، به طوری که جهت و پایان را نمی‌توان پیش‌بینی کرد.</description>
                <category>Slim</category>
                <author>Slim</author>
                <pubDate>Tue, 08 Sep 2020 23:24:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برایم گل سرخی بیاور!</title>
                <link>https://virgool.io/@Slim/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%85-%DA%AF%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AE%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B1-uavy9gsqwkmr</link>
                <description>از راست به چپ راسل، ویتگنشتاین، فرگهآیا ما کلمات را پیش از اطاعت امر تفسیر می‌کنیم؟به نظر می‌رسد که فرآیندهای ذهنی معین خاصی وجود دارد که ملازم با کارکرد زبان است، فرآیندهایی که فقط از طریق آن‌ها زبان می‌تواند عمل کند؛ منظور در اینجا فرآیندهای &#x60;فهم&#x60; و &#x60;معنا&#x60; است.بر حسب ظاهر علائم زبانی ما بدون این فرآیندهای ذهنی مرده‌اند؛ ممکن است چنین بنماید که تنها کارکرد نشانه‌ها ایجاد این‌گونه فرآیندهاست، و این که اینها آن چیزهایی هستند که به راستی باید به آن‌ها توجه کنیم.اگر از شما پرسیده شود که چه رابطه‌ای بین اسم و مسمّیٰ یا چیزی که نامیده می‌شود وجود دارد، مایلید در پاسخ اظهار کنید که این رابطه رابطه‌ای روانشناختی است، وقتی چنین می‌گویید نظرتان به طور خاص بر مکانیسم &#x60;تداعی&#x60; است.یا برای مثال اگر من به کسی امر کنم که &quot;برو و از آن چمنزار برایم گل سرخی بیاور&quot;، در حالی که من تنها یک کلمه به او گفته‌ام، او از کجا بداند که باید چه نوع گلی بیاورد؟چطور اعمال مربوط به مشاهده‌ی اشیاء واقعی جایگزین هرگونه عمل تخیل می‌شود؟از سویی به این دلیل است که ما وسوسه‌ی این را داریم که عمل زبان را شامل دو بخش بدانیم؛ بخش ناانداموار(غیر ارگانیک)، یعنی کاربرد نشانه‌‌ها، و بخش انداموار، که می‌توانیم آن را فهمِ این نشانه‌ها، معنی کردن آن‌ها، تفسیر آن‌ها و تفکر [درباره آن‌ها] بخوانیم.&quot;اگر بنا باشد بر چیزی که حیات نشانه است نامی بگذاریم، باید بگوییم که آن کاربرد نشانه است.&quot;فرگهاو می‌رود و به دور و بر خود نگاه می‌کند، به سمت گلی رفته آن را بی‌آنکه با چیز دیگری مقایسه کند، می‌چیند. برای آن‌که ببینی که فرآیند اطاعت از آن دستور می‌تواند چنین باشد، به دستورِ &quot;یک وصله قرمز را تصور کن&quot; توجه کن. در این مورد شما وسوسه این فکر را ندارید که لازم است پیش از اطاعت کردن، وصله‌ای قرمز را تصور کنید تا الگویی باشد در خدمت شما برای آن وصله‌ی قرمزی که مأمور به تصور آنید.لینک‌های مرتبط:- مقدمات فلسفه تحلیلیhttp://gestyy.com/eef2Ce- آشنایی بیشتر با آرای لودویگ ویتگنشتاینhttp://gestyy.com/eef3iJ- فرگه، فیلسوف تحلیلی متأخرhttp://gestyy.com/eef3H9نظرات شما خوانندگان عزیز حتما در بهبود کیفیت هر بلاگری نقشی تاثیرگذار خواهد داشت.امید که نوشته پیش رو سودمند واقع شده باشد.</description>
                <category>Slim</category>
                <author>Slim</author>
                <pubDate>Mon, 07 Sep 2020 17:16:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عقل در یک سمت و جهان در سمتی دیگر؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Slim/%D8%B9%D9%82%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%88-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-p31zk6ebtyiw</link>
                <description>هگل نخستین اندیشمند مدرن است که یک عقل عام و کلی را بر هستی و بر تاریخ بشر حاکم می‌داند.نمودار منظومه فلسفی هگلکانت به نوعی در نگرشش به عقل در مقابل عقل‌گرایان (افلاطون،ارسطو،دکارت) و تجربه‌گرایان از اپیکوریان تا هابز، لاک، هیوم و...  قرار داشت.عقل در نزد عقل‌گرایان سرچشمه تفکر و جستجوی الگوی درست رفتار است و در نظر تجربه‌گراین، عقل در خدمت خواست‌ها و امیال و خیر شخصی بود.اما کانت عقل عملی را به مثابه اراده اخلاقی تحلیل کرد: &quot;تنها بر پایه آن آیینی رفتار کن که در عین حال بخواهی که آن آیین، قانونی عام باشد.&quot;اما این عقل، صوری و ‌تهی از هر مضمونی بود؛ در نظام فلسفی کانت عقل در یک سو و جهان بیرون در سوی دیگر قرار داشت. چنان که هگل می‌گفت &quot;جهان بیرون هیچ در غم آن نیست که با معیار عقل عملی ما مطابقت کند.&quot;در نظام فکری کانت ما جهان را تا آنجا درک می‌کنیم که در قالب‌ها یا مقوله‌هایی که از پیش داریم مثل زمان، علیت، مکان، نسبت؛ قرار دهیم. و از شناخت فی‌نفسه جهان باز می‌مانیم و فقط جهانِ &#x60;نمود&#x60; را می‌شناسیم نه جهانِ &#x60;بود&#x60; را.هگل اما در نظام خود، شناسنده (عالم) و موضوع شناسایی (معلوم) را یکی کرد، یعنی جهان به یک اعتبار واقعیتی بیرونی است که به شناسایی آن و معرفت از آن اقدام می‌کنیم؛ اما به اعتبار دیگر شناسایی کننده و دست‌یابنده به معرفت نیز باز همین جهان است چون بر خلاف عقلِ خودآیینِ کانت، در نظام فکری هگل، عقل فاعلِ سراسر کائنات بود و دیگر جهان بیرون و طبیعت را در برابر خود ندارد بلکه در درون خود دارد. http://gestyy.com/eefoqtسخن پایانی این که عقل است که چه در ساحت کائنات و چه در ساحت تاریخ بشری، هم هست، هم عمل می‌کند و هم می‌شناسد (در واقع خود را می‌شناسد). این آموزه را به وحدتعالمِ معلوم یا شناسنده و موضوع شناسایی تعبیر می‌کنند. http://gestyy.com/eefofE• از اینکه بالاخره وقت کردم چیزی بنویسم، اون هم اینجا، ویرگول، احساس صمیمیت می‌کنم.• ممنون از اینکه وقت گذاشتید. از نظرات و مباحثات شما استفاده می‌کنم.</description>
                <category>Slim</category>
                <author>Slim</author>
                <pubDate>Mon, 07 Sep 2020 02:48:14 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>