<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Soheil Aliahmad</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Soheil_aliahmad00</link>
        <description>سهیل علی احمد ، متولد یک شهریور ۱۳۸۲. دانشجوی روانشناسی در مقطع کارشناسی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد بین المللی زابل. ورودی مهر ۱۴۰۱</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 18:36:56</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3766034/avatar/IbVTwV.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Soheil Aliahmad</title>
            <link>https://virgool.io/@Soheil_aliahmad00</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خودآگاهی و هویت</title>
                <link>https://virgool.io/@Soheil_aliahmad00/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%88-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-t9bt1myrvh5e</link>
                <description>از گذشته تا کنون بشر در تلاش بوده است تا سازوکاری منظم،طبقه بندی شده و منسجم برای رسیدن شناخت خود ابداع کند. اندیشمندان مختلف از نگاهی مختلف به مقوله &quot;خود&quot; پرداخته اند، برای مثال در فلسفه ی افلاطون(Plato) مفهوم خود ماهیتی دوگانه و دو وجهی دارد، یک قسم آن در عالم ماده و محسوسات است و قسمت دیگر آن درعالم فراماده و معقولات سیر میکند. امانوئل کانت فیسلوف برجسته آلمانی تبار در بسط نگاه افلاطون گام برداشت و مفهوم خود را در دو قسمت تقسیم بندی کرد، خود تجربی(empirical self) خودی است که که ما در زندگی روزمره با آن رو به رو عستیم که شامل حالات ذهنی متغیر و خلاقانه برای حل مشکلات احتمالی است و خود متعالی(transcendental self) سازوکار و بنیادی است که تمام این تجربیات را ممکن می سازد و به ما امکان میدهد جهان را درک کنیم و آن را قضاوت کنیم. رنه دکارت فیلسوف فرانسوی نیز با عبارت مشهور &quot; می اندیشم پس هستم&quot; مفهوم خود را ماهیتی غیر مادی طبقه بندی کرد. دوگانگی دکارتی این مفهوم را برجسته می کند که ذهن و جسم دو جوهر و ماهیتی مجزا اما تاثیرگذار بر هم دارند، که مفهوم خود نیز در ذیل مفاهیم ذهنی تعریف می شود و ارتباط تنگانگی با خودآگاهی و هویت دارد.در روانشناسی معاصر به دلیل افزایش نگرش رشد شخصی و بهبود عملکردهای اشخاص در زندگی این دو مفهوم از جایگاه بالایی برخوردارند. خودآگاهی (consciousness) یعنی درک عمیق و آگاهانه از رفتار،احساس،افکار،نقاط ضعف و قوت و ارزش های خود است. هویت (identity) یعنی شناختی است که فرد یا گروه از خود و ارتباطش با جهان دارد. به عبارت دیگر هویت مجموعه ای از تجربیات، ویژگی های شخصیتی، نگرشها، سلایق، باورهاست. هویت میتواند به صورت فردی و یا جمعی باشد. نکته ای اهمیت دارد این است که هویت ملی، هویت فرهنگی و اجتماعی، هویت قومی جنبه هایی از هویت جمعی هستند. شباهت اصلی این دو مفهوم در این است که هر دو جنبه های مختلف &quot;خود&quot; را تعریف و بازنمایی می کنند و میتوانند به سلامت روان و به زیستن انسان ها در جهانی در حال توسعه کمک کنند. اما تفاوت مفهوم هویت و خوداگاهی در این است که هویت هم به جنبه های عینی و بیرونی مانند نقش های اجتماعی و هم به جنبه درونی افراد مانند ارزش ها و نگرش ها تاکید دارد می میتواند زمینه ساز پژوهش های کاربردی در بررسی همتایان قرار بگیرد، درحالیکه خودآگاهی کاملا بر جنبه درونی و درک لحظه ای بر &quot;خود&quot; تاکید دارد.آیا تابحال با خود فکر کرده اید که اگر تمام مشخصات و ویژگی های شخصیتی، تجربیات اکنون تان را دور بریزید، میتوانید خودتان را جای شخص دیگری یا در هویت دیگری با همین جسم یا جسم دیگری تصور کنید؟شما که هستید؟ در واقع سوال &quot; من چه کسی هستم&quot; پرسشی عمیق است که میتواند جرقه ای برای پژوهش های بزرگ تر باشد. بخش مهمی از اختلالات روانی هویت و در عین حال خوداگاهی افراد را مختل میکند که در نهایت منجر به نقص عملکرد و نقص در انطباق و سازگاری با محیط می شود. از این حیث پرسش مزبور می تواند پایه ساز فرضیات بنیادین مختلفی در زمینه درمانی قرار بگیرد. </description>
                <category>Soheil Aliahmad</category>
                <author>Soheil Aliahmad</author>
                <pubDate>Fri, 04 Jul 2025 01:57:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارزیابی شناختی در زمان استرس</title>
                <link>https://virgool.io/@Soheil_aliahmad00/%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-foaosw8ojswn</link>
                <description>ماهیت عملکردی روان انسان به گونه ای است که از تمامی موقعیت های استرس زا دوری می جوید. این طبیعت شماست پس سعی نکنید با رفتارهای مبالغه آمیز خود را قوی تر از آنجه نیستید نشان دهید. زندگی سرشار از زمان هایی است انسان را وادار به انجام رفتارهایی می کند که ممکن است به دلایل مختلف، اثرات جبران ناپذیری بر فکر، احساس و منش انسانی داشته باشد. Cognitive appraisal به عنوان اصطلاحی کمتر دیده شده در بین مفاهیم دیگر، نقطه ی کور پژوهشگران در سال های اخیر بوده است.اجازه بدهید با یک مثال نحوه و چگونگی کارکرد این سازه ذهنی را بررسی کنیم. تصور کنید شما کارمند یک شرکت خصوصی هستید که هنوز یک هفته نشده است که وارد محیط کاری شده اید. از شما خواسته می شود تا به عنوان مدیر پروژه های نیمه کاره که توسط همکاران قبلی تان، روی هم انبار شده است نقشی ایفا کنید. شما می بایستی حجم زیادی از اطلاعات را ردیابی و داده های مختلفی  تجزیه و تحلیل کنید و به هیئت مدیره شرکت گزارش دهید. برای انجام تمام این کارها فقط ۳ روز به شما مهلت داده شده است!اکنون که خودتان را در آن موقعیت میبینید قصد داشتید چه کار کنید؟ مطمئنا شب ها خواب خوبی نخواهید داشت، تمام وقت خود را صرف پایش پایگاه های اطلاعات آرشیو پروژه ها می کنید تا به مدیرعامل و دیگران نشان دهید که عضوی مفید برای گروهشان هستید. حتی از کارهای لذت بخش و ارتباطات بین فردی خود زمان زیادی را صرف به انجام رساندن این پروژه میکنید. ممکن است حتی مدام با خود توجیهات و دلیل تراشی های مختلفی را مطرح کنید. استدلال هایی نظیر : یک شب که هزار شب نمیشه! در این وضعیت بر اساس حجم بالای کار که به صورت ناگهانی بر شما واقع شده است، شما به احتمال زیاد دچار استرس یا فشار روانی می شوید! توجه کنید که درباره ی اضطراب ( Anxiety ) حرف نمیزنیم. استرس یک عامل بیرونی و گاها به صورت محرک ناخوشایند برای رسیدن به پاسخی مطلوب است. مانند امتحان، دفاع از پایان نامه و حتی ارتباط با مردم. تنش های کلامی و هیجانی که از دیگران به شما وارد می شود به نوعی باعث ایجاد و تداوم استرس در شما می شود.حال چه باید کرد؟ آیا میتوانیم تا ابد موقعیت ها و شرایط استرس زا را با تحمل مثال نزدنی طی کنیم و آسیب نبینیم؟ قاعدتا فرسودگی شغلی و تحصیلی در پس این صبوری های بی معنا، منتظر ما خواهد بود. ارزیابی شناختی به باعث افزایش تاب آوری ( tolerance ) و تنظیم هیجانی ( emotional regulation ) می شود. شما با انجام یک بازتعبیر در ذهن خود، از یک پدیده مشخص میتوانید سطح استرس در وضعیت روان خود را به حداقل برسانید. در مثالی که بالاتر ذکر شد افراد می توانند با ذهنی سازی محیط خود نوع شناخت، تفکر و نگرش و توجه خود را نسبت به پدیده ی استرس زا تغییر دهند. فرد میتواند به جای اینکه به خود بگوید : اگر من نتوانم بیجاره می شوم. می تواند با خود بگوید : این یک فرصت است مانند سایر فرصت ها که در زندگی داشته ام، تا جایی از دست من بر بیاید تلاش میکنم.حتی افراد می توانند تصور کنند که اگر این کار و پروژه را با ناراحتی و آشفتگی، به پایان برسانند چقدر برایشان تلخ خواهد بود اما اگر تصور کنند که در حین انجام پروژه به خود زیاد سخت نمیگیرند و با فراغ بال بیشتری به کارها می پردازند، نگرش مثبتی و شیرینی پیدا خواهند کرد.&quot; از مسیر لذت بردن &quot; بهترین ارزیابی و تعبیری است که یک فرد از یک مسابقه طولانی و فرسایشی میتواند داشته باشد.</description>
                <category>Soheil Aliahmad</category>
                <author>Soheil Aliahmad</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jan 2025 00:01:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انسان گرایی و ذهنیت رشد</title>
                <link>https://virgool.io/@Soheil_aliahmad00/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-secugliqfmcm</link>
                <description>سال هاست که بشر در تکاپوی آن است تا گامی از برای حل مشکلات رفتارو فرایندهای ذهنی و شناختی انسان بر دارد. یکی از مهم ترین رویکرد های روانشناسی که آمیزه ی مهمی از فلسفه و نگاه نو به ماهیت اسان را در بر دارد؛ انسان گرایی یا Humanistic psychology می باشد. تلاش برای پاسخ به پرسش های اساسی یکی از تنها انگیزه دهنده های گوناگون برای روانشناسان در سال های مختلف بوده است. رفتارگرایان نخستین مانند ادوارد ثرندایک، معتقد بودند تنها راه ساختن مدینه فاضله بشری و آن جامعه آرمانی ، از طریق یادگیری حاصل می شود. رفتارگرایان با پیروی از آراء فلسفی جان لاک؛ نسخه ای ماشینی ، سفت و سخت از روانشناسی را برای جامعه علمی به ارمغان آوردند. آنها معتقد بودند برای ساختن پایه های یادگیری ( learning) به طور مستحکم بایستی تنها از راه آزمون و خطا و دیدن نتایج مثبت آن ( law of effect )، عبور کرد. به عبارت دیگر به باور رفتارگرایان تنها راه رسیدن به موفقیت و رشد نهایی، شکست است. البته در نهایت موج دوم روانشناسی که همان رفتار گرایی ست دچار تغییرات و تحولات عظیمی شد. یکی از آن دسته دگرگونی ها میتوان به افزودن نظریات شناختی به رفتار انسان در ابعاد گسترده تر و در نظر گرفتن رفتارهای غیرمستقیم با محرک های درونی و بیرونی، اشاره کرد.اما انسان گرایی به عنوان نیروی سوم و مکتبی در روانشناسی، که معتقد به ارزشمندی وجود یک انسان است، مسیری بسیار متفاوت از موج اول ( روانکاوی ) و موج دوم ( رفتارگرایی)، طی کرد. یکی از عمیق ترین افرادی که در زمینه ی انسان گرایی فعالیت زیادی انجام داده است، کارل راجرز (1902 _ 1987) روانشناس آمریکایی مشهور است. او دو فرض اصلی و اساسی در نظریه فردمدار (person _ centered) مطرح کرد، نخست فرایند گرایش تکوینی ( formative tendency) و دوم گرایش به شکوفاسازی (actualizing tendency) نامیده می شود.راجرز معتقد بود که تمام پدیده های زنده و غیر ارگانیک گرایشی به سمت تکامل یافتن از شکل ساده به شکل پیچیده وجود دارد. او نام این فرایند ایجاد کننده و کامل کننده را گرایش تکوینی گذاشت. برای مثال کریستال هایی مانند بر برف از بخار بدون شکل ایجاد می شود و یا موجودات و دستگاه های زنده آنها از سلول های تکی تکثیر و به وجود می آیند. پس میتوان دید که سطح آگاهی و بینش انسان به تدریج تحت عوامل مختلف می تواند رشد کند و کامل شود. از طرفی کارل راجرز بیان داشت گرایش شکوفاسازی، گرایش پیشروی به سمت کمال و تحقق بخشیدن استعدادها در درون تمام ارگانیسم هاست. شکوفاسازی تنها انگیزه انسان است که نمونه و جلوه های مختلفی مانند پذیرفتن خود خویشتن، ارضا کردن غرایز اولیه مثل گشنگی و غریزه جنسی و ابراز هیجانات گوناگون را در بر می گیرد. علاوه بر این او به گرایش نگهداری ( maintenance ) در کنار شکوفاسازی اشاره کرد. گرایش نگهداری به عبارت ساده، میل انسان به حفظ دستاوردها و امکانات و تجهیزات خود برای ارضا نیاز ها و قدم گذاشتن در راه شکوفاسازی است. میتوان گفت که نیاز به نگهداری مکمل و ملازم و همراه گرایش شکوفاسازی و گرایش تکوینی است. مفهوم دیگری که راجرز مطرح می کند خودشکوفایی ( self _ actualization ) است که با گرایش شکوفاسازی متفاوت است! گرایش به شکوفاسازی تمام ابعاد تجربیات یک ارگانیسم را به صورت هشیار و ناهشیار، فیزیزلوژیکی و شناختی در بر دارد اما خودشکوفایی هشیارانه و آگاهانه و با اراده ی فرد تحقق می یابد.نکته ی که در جهان و تحولات سریع فرهنگی _ اجتماعی امروز حائز اهمیت است این می باشد که برای رسیدن به خودشکوفایی، به صورتی قابل اجراست که فرد به صورت آگاهانه آن مسیرش را درک و تعقیب کند. اگر تجربیات افراد با خودپنداره ی آنها هماهنگ نباشد ، بین گرایش شکوفاسازی و خودشکوفایی ناهمخوانی به وجود می آید و فرد را دچار تنش درونی می کند. راجرز برای توصیف و تبیین این تعارض دو مفهوم فرعی را مطرح کرد.خودپنداره ( self _ concept ) شامل تمام تمام جنبه های هستی و تجربیاتی را که فرد به طور آگاهانه درک می کند شامل می شود.خود آرمانی ( ideal self) به زبان ساده یعنی آنچه که افراد دوست دارند باشند. خود آرمانی شامل تمام نگرش ها، افکار مثبت هستند که انسان ها آرزو میکردند تبدیل به آن وضعیت می شدند. شکاف بین خودِآرمانی و خودپنداره اکثرا نشان دهنده ناهمخوانی ( incongruence ) و آسیب دیدگی شخصیت انسان است. ما در برابر این تعارض و ناهماهنگی معمولا به صورت حالت های دفاعی ( defensiveness ) مانند تحریف و انکار از خودپنداره خود محافظت می کنیم.در نهایت توصیف راجرز درباره یک درمان مراجع محور کارآمد این گونه است که ، درمان مراجع محور به یک مشاور همخوان نیاز دارد که با مراجع خود احساس همدلی و توجه مثبت نامشروط کند. این نوع رفتار نباید به گونه باشد که گویی فرد ماسک و نقابی بر چهره خود دارد. همخوانی یعنی اصیل بودن، واقعی بودن، کامل و منسجم بودن و اجازه ی ابراز احساسات مثبت و منفی مراجع را بدهد و توجه مثبت نامشروط به این معنی است که درمانگران مراجعان خود را بدون محدودیت یا قید و شرط و بدون توجه به رفتارشان می پذیرند و برای آنها ارزش قائل هستند.مسئله که در دنیای امروز نمود پیدا می کند این است که این اصالت داشتن، توجه بدون شرط و گوش دادن همدلانه تا چه حد می تواند به از بین حالت های دفاعی و ناهماهنگی های بین خودپنداره و خودآرمانی، منجر شود؟ آیا با توسل به این چند اصل در ظاهر ساده اما در عمل پیچیده، می توان به رشد روانی و حتی به طور خاص تر ، تغییر ذهنیت افراد از ذهنیت ثابت و محافظه کار به ذهنیت پویا و رشد رسید؟پاسخ این پرسش ها به نوعی فرضیه ی جدیدی درباره خودپنداره نیز اطلاق می شود. انسان انعکاسی از تجربیات متفاوت است. انسان پژواکی از صدای دیگران در سکوت ذهنش است. </description>
                <category>Soheil Aliahmad</category>
                <author>Soheil Aliahmad</author>
                <pubDate>Sun, 12 Jan 2025 16:22:13 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>