<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های یکی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Someonesaid</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 00:36:20</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/194890/avatar/ybvrT8.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>یکی</title>
            <link>https://virgool.io/@Someonesaid</link>
        </image>

                    <item>
                <title>صندلی عقب</title>
                <link>https://virgool.io/@Someonesaid/%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D8%B9%D9%82%D8%A8-fnu8nph6yecn</link>
                <description>از صندلی عقب ماشین خوشم میاد،انگار مسئولیتام رو برای چند دقیقه می‌دزده، بهم حس دوباره کودک بودن می‌دهوقتی خیالت از همه چی راحت بود و مامان و بابا اون جلو حواسشون به همه چی بودوقتی تبدیل می‌شی به یه تماشاگرتماشاگر ماشینا، درختا، آدما.</description>
                <category>یکی</category>
                <author>یکی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Sep 2025 02:06:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من عاشق چشمت شدم!</title>
                <link>https://virgool.io/@Someonesaid/%D9%85%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%DA%86%D8%B4%D9%85%D8%AA-%D8%B4%D8%AF%D9%85-gcarwftwvco4</link>
                <description>جونم براتون بگه که اگه تا یک ماه پیش کسی از چشمای کسی پیشم تعریف می‌کرد و می‌گفت عاشق چشماش شده من باور نمی کردم. برای خودم هرگز فکر نمی‌کردم انقدر از چشم کسی خوشم بیاد،‌ همیشه با خودم می‌گفتم که این همه شعرها و داستان‌ها و آهنگ‌هایی که درباره چشم طرف می‌خونن خیلی اورریتد کردن قضیه رو و بیش از حد بهش پرداخته شده و واقعا چیز خاصی وجود نداره درباره چشم‌ها!اما چی بگم که همین الان می‌تونم درباره چشم‌هایی که جادوم کردن، ساعت‌ها سکوت کنم، انگار هی میام برای آدما توضیح بدم چه اتفاقی افتاد تو اون چند ثانیه اما قدرت تکلمم رو از دست می‌دم، واژه‌ها جا خالی می‌کنن و تنهام می‌ذارن، در نهایت منم که عاجزم از توصیف‌ چشم‌هایی که دیدم.و حتی نمی‌تونم بگم این شیفتگی از خوشگلی اون چشماست،  چون کلی چشم خوشگلتر از اون دیدم ولی هیچکدوم من‌ رو جادو نکردن.خلاصه که حتی نمی‌دونم براتون این حس رو بخوام یا نه اگه تجربه نکردین، ولی الان دیگه می‌دونم واقعیه و شاید حتی کم بهش پرداخته شده باشه.</description>
                <category>یکی</category>
                <author>یکی</author>
                <pubDate>Thu, 27 Feb 2025 02:03:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه خوشبخته دل من</title>
                <link>https://virgool.io/@Someonesaid/%DA%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A8%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D9%84-%D9%85%D9%86-bcjqrxnzbl6z</link>
                <description>یکی از این خواننده‌های قدیمی یه آهنگ داره که توش می‌گه &quot;چه خوشبخته دل من که دردش غم عشقه&quot; و بنظرم میاد که جمله اشتباهی نباشه.آدم باید واقعا خوشبخت باشه که درد زندگیش غم عشق باشه. نه بخاطر اینکه عشق خوبه یا غم عشق آدم رو به خداش نزدیک می‌کنه، بخاطر اینکه آدم اگر دردای دیگه‌ای داشته باشه نمی‌تونه دیگه به درد عشق فکر کنه. وقتی گیر نون شبش باشه، یا فکر سلامتی از دست رفته‌ش باشه و هزارتا درد دیگه، دیگه جایی برای غم عشق نمی‌مونه که بشه درد اون آدم.پس واقعاً باید خوشبخت باشی که دردت غم عشق باشه بشر!</description>
                <category>یکی</category>
                <author>یکی</author>
                <pubDate>Sun, 05 Jan 2025 01:23:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به مو می‌رسه ولی پاره نمی‌شه</title>
                <link>https://virgool.io/@Someonesaid/%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D9%87-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%87-nzsbhueqcb0u</link>
                <description>واقعاً به مو می‌رسه و پاره هم نمی‌شه انگار هربار که به استیصال می‌رسم با خودم می‌گم اینبار دیگه چیزی درست نمی‌شه و فقط عدمه که این رو حل می‌کنهولی باز فرداش لباسام رو می‌پوشم جلوی آینه خودم رو نگاه می‌کنم، بعضی وقتا عوضشون می‌کنم چون بنظرم اونجوری بهتره، خط چشمم رو می‌کشم و دقت می‌کنم که قرینه باشن و ساعتم رو میندازم و دوباره منم که سر پام منم که سر کلاسا نشستم و جزوه می‌نویسم و برام مهمه که بفهمم درس رو همون منی که شب قبلش دلش می‌خواست صبح پا نشهمنم که می‌رم‌ سرکار و برام مهمه که مشکلات پروژه حل شن منم که با دیدن چیزای قشنگ به وجد میام و برام مهمه عکس و فیلمای قشنگ تو گالریم داشته باشمدقیقا همون منی که شب قبلش بنظرش دنیا جای خوبی براش نبود و می‌خواست هرچی که هست زودتر تموم شهدرسته به مو می‌رسه و پاره هم نمی‌شه دقیقاً زندگی همینه و نه چیز دیگه‌ای</description>
                <category>یکی</category>
                <author>یکی</author>
                <pubDate>Fri, 03 Jan 2025 16:46:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>املت با فلفل</title>
                <link>https://virgool.io/@Someonesaid/%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D9%84%D9%81%D9%84-lbpap55owfsr</link>
                <description>از مادربزرگ مرحومم مدل آشپزی کردنش به من ارث رسیده وقتی تو آشپزخونه کار می‌کنم آدماییکه می‌شناسنش یادش می‌افتناین چند روز که باید خودم آشپزی می‌کردم هربار یادش می‌افتادم، یاد مدل دستاش وقتی داشت سبزی خورد می‌کرد، وقتی ادویه می‌زد به غذا وقتی با سنگ گردو میسابید یا وقتی شبا تا دیروقت بیدار می‌موند و آشپزخونه رو تمیز می‌کرد قبل خوابشامشب شام رو سپردم به بابا، یه املت درست کرد شبیه املتای مادربزرگم بود، اون همیشه عادت داشت به املتش فلفل بزنهمنم به‌ املت بابا فلفل اضافه کردمکل شام رو تو سکوت و با گریه خوردمدیشب خواب دیدم پیداش کرده بودم بهش گفتم فکر می‌کردم نیستی، بغلش کردم محکم ‌و صورتم رو بوسید. حتی پوست نرمش رو روی پوستم حس کردم الان ۹ ساله که نیستی، ولی یه روزی دوباره با هم املت می‌خوریم مادرجون، با فلفل زیاد.روحت شاد</description>
                <category>یکی</category>
                <author>یکی</author>
                <pubDate>Wed, 04 Sep 2024 00:41:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کار کن</title>
                <link>https://virgool.io/@Someonesaid/%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86-zxjitwohw3jp</link>
                <description>
چند وقتی بود که می‌خواستم یه سفر دو روزه برم ولی هر سری کلی کار داشتم برای هر آخر هفته و نمی‌شد که برم تا یه روزی به این نتیجه رسیدم که روزی که من کار نداشته باشم پیدا نمی‌شه و باید بسازمشبه مدت یه هفته از کله صبح تا بوق سگ مدام کار کردم و کار کردمخودم رو به ددلاینای اون آخر هفته و دو روز بعدش رسوندمو تونستم بالاخره اون سفر رو برماما خوبیش چی بود این همه فشار؟ ۱ اینکه اولا تو اون سفر به فکر کارای عقب افتاده‌م نبودم و تونستم از لحظه به لحظه‌ش لذت ببرم۲ اینکه فهمیدم چاره‌ی حال بد کار کردنه دوستانفقط و فقط کار، هم سرتون گرم می‌شه هم به کاراتون می‌رسید و بعدش تایم خالی هم برای تفریح و استراحتتون داریداگه خیلی ناراحتید هم می‌تونید بین کاراتون یه تایمی بذارید برای سوگواریتون! ولی حواستون باشه بیشتر از یه ربع نشه (می‌دونم خنده‌دار بنظر میاد :)) )اینجوری کم کم خودتون رو جمع می‌کنید و از زندگیتونم جا نمی‌مونیدامیدوارم همیشه شاد باشین و این متن به کارتون نیاد :»</description>
                <category>یکی</category>
                <author>یکی</author>
                <pubDate>Sat, 22 Jun 2024 00:01:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خطِ کج</title>
                <link>https://virgool.io/@Someonesaid/%D8%AE%D8%B7%D9%90-%DA%A9%D8%AC-erzgij3oi2am</link>
                <description>نمی‌دونم تو این همه بدبختی زندگی و این همه فکر که قبل خواب باید سر و سامونشون بدی، این کمالگرایی چی بود که چسبید به ما؛شما فکر کن که همه بدبختیات اون گوشه نشستن منتظرن بریزن سرت ولی تو داری خودت رو دلداری می‌دی که بابا اونقدرام اشکالی نداره اگه خطی که تو دفترت کشیدی کج شده و خودت رو تهدید می‌کنی که مبادا بابتش گریه کنی وگرنه اونموقع سرزنش هم می‌کنی خودت رو و نور علی نور!یچیزی از درونم می‌خواد داد بزنه گریه کنه و بره اون صفحه دفتر رو بکنه و از نو بکشه یچیز دیگه هم نمی‌ذاره اینکارو بکنم چون بالاخره باید یاد بگیرم باهاش مقابله کنم و  از دستش راحت شیم نه؟</description>
                <category>یکی</category>
                <author>یکی</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jun 2024 01:29:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گوجه گیلاسی</title>
                <link>https://virgool.io/@Someonesaid/%DA%AF%D9%88%D8%AC%D9%87-%DA%AF%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C-naog9zirqnv3</link>
                <description>مامان امشب که از سرکار برگشتم تو خواب بودی ولی کوکویی که پخته بودی رو گاز بود، وقتی در تابه رو برداشتم دیدم خیلی با سلیقه گوجه گیلاسیا رو دور تا دور تابه چیدی، حتی خودتم چیزی ازش نخورده بودی؛ می‌خوام بهت بگم من عشق رو تو چینش اون گوجه‌گیلاسیا دیدممن عشق رو وقتی میوه پوست می‌کندی برام و می‌ذاشتی رو‌ میز تحریرم‌ دیدم، من عشق رو تو اون لیوان آب پرتقالی که بهم دادی دیدممن عشق رو و مهربونی کردن رو از تو یاد گرفتم مامان از همون گوجه‌گیلاسیای کنار کوکودوستت دارم </description>
                <category>یکی</category>
                <author>یکی</author>
                <pubDate>Thu, 13 Jun 2024 00:46:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارژنگ عزیزم،</title>
                <link>https://virgool.io/Sakkoo/%D8%A7%D8%B1%DA%98%D9%86%DA%AF-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2%D9%85-zkujxrux66s3</link>
                <description>ارژنگ جان، دروغ چرا؟ بعضی وقتا حس زندگی میاد توم و دلم می‌خواد پاشم اتاقم رو مرتب کنم، گلا رو آب بدم، با گربه‌م بازی کنم، آرایش کنم، از خودم عکس بگیرم، فیلم بگیرم از زندگیم، ورزش کنم، مدیتیشن کنمولی ارژنگ عزیزم همه‌ی همه‌ی این ذوق فقط ۳تا۴ ثانیه دووم میاره فقط و فقط ۳ ثانیه اونم تو اوج غصه خوردنام میاد و مثل شوک از بدنم رد می‌شه، یادم میاره زنده‌ام که ناراحت‌ترم می‌کنه وقتی نتونی اون حس رو زندگی کنی چه فایده عزیزکمدلم برات تنگ شده،‌ دوستدار تو، یکی.</description>
                <category>یکی</category>
                <author>یکی</author>
                <pubDate>Fri, 31 May 2024 02:44:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نخی از جنس باد</title>
                <link>https://virgool.io/@Someonesaid/%D9%86%D8%AE%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%AF-kmslwll1jopy</link>
                <description>تو زندگی همه یه نخی هست که اونا رو به زندگی متصل نگه داشته، برای من یکی از اون نخ‌ها باده! آره باد، بادی که بوی گل یاس رو تو شبای بهار بلند می‌کنه و می‌پیچه لای موهات، بادی که صورتت رو نوازش می‌کنه و به یادت می‌آره که زنده‌ای، که یکی وجودت رو حس کرده، یکی از میلیون‌ها.بادی که می‌تونی بهش حرفات رو بگی، فکرات رو سوارش کنی و اونا رو از تو دور کنه.دکارت شعارش اینه:  &quot;فکر می‌کنم پس هستم&quot; و من شعارم اینه که باد می‌وزه پس هستم.</description>
                <category>یکی</category>
                <author>یکی</author>
                <pubDate>Sun, 19 May 2024 00:24:55 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>