<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Sophie</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@SoooophieL</link>
        <description>شاید روزی لا به ‎لا کلمات پیدایم کنند...در حال نوشیدن یک فنجان چای زیر سایه‎ مرگ...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 12:52:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/56796/avatar/6RZzcr.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Sophie</title>
            <link>https://virgool.io/@SoooophieL</link>
        </image>

                    <item>
                <title>عنوان را اینجا وارد کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@SoooophieL/%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-fnnl39pf7xul</link>
                <description>هرچی دوست داری بنویس...باشه هرچی دوست دارم مینویسم و از هرجایی هم که بخام شروع میکنم و هرطور دلم بخاد هم مینویسم...باشه...به شدت به هم ریختم و ذهنم آشوبه آشوبه...هزارتا سوال بی جواب تو سرمه که نمیتونم بهشون جواب بدم...هزار تا کار نکرده دارم که به هیچکدوم نمیرسم...خسته شدم...خسته‎ی خسته! به هیچی دلبستگی ندارم و هیچ نور امیدی هم تو دلم نمیتابه! به نظرم دنیا دیگه رسیده به ته دیگش...یه ته دیگ سوخته و چرب و چیل که حال همه ازش به هم میخوره...هیچی خوب نیست...هیچ کس خوب نیست...حتی این سه نقطه هایی هم که اینقد تو نوشتم میذارم مثه قبل نیستن...هیچی هیچی مثه قبل نیست!تا چند وقت پیش فکر میکردم تنها کسی که حس پوچی و خالی بودن داره منم؛ پس باید خیلی با متانت و سکوت باهاش برخورد کنم تا کسی نفهمه و یه موقع به جرم پوچگرایی تو چشم مردم دار زده نشم...چون هر وقت از این خالی بودن با مامان یا مامانبزرگم حرف میزدم، یه جوری حرف میزدن انگار من گناه کارم و با نگاه به دار آویخته شده ای بهم خیره میشدن...ولی میدونید چیه یه چند وقتیه فهمیدم فقط من نیستم که این حسو دارم...الان میتونم قسم بخورم که بالغ بر هشتاد نود درصد همسنو سالای من همین حسو دارن...از همسنو سالای دوروبرم، حتی اونایی که به سرشون قسم میخوردم، الان عمیقا تو این باتلاق افتادن... این پوچیو خالی بودن یا به قول گابرو، سوراخی که همه چیو میکشه تو خودش، با سرعتی بیشتر از کرونا داره شیوع پیدا میکنه ولی خب کسی به فکرش نیست...کسی براش مهم نیست که یه قشر از جامعه هستن که به شدت به آینده امید داشتن، براش برنامه ریختن و رویاشونو اونجا ساختن...اما بعد از چندتا دروغ وحشیانه که اسمشو میذارن اتفاق یه هو انگار زمان براشون وایساده، دنیا متوقف شده، بعد زل زده تو چشای سبزشونو گفته &quot;وایسا ببینم! آینده کیلو چنده اصن؟&quot;اینجوریه که یه نسل الان یخ زده و نمیدونه باید چیکار کنه...این وسط یه عده هستن که هنوز دارن این لوپ مسخره رو ادامه میدن و نمیذارن تموم شه...هی بچه اضافه میکنن به این دنیای وحشتناکی که خودشم نمیدونه داره کجا میره...اره من مخالف اینم که نسل بشر باید ادامه پیدا کنه و ادمای جدیدتری به دنیا اضافه بشن...تا چند سال دیگه که سینگولاریتی بشه خودمونم نمیدونیم چی میشیم، دیگه چه برسه به آدمایی که داریم به دنیا اضافه میکنیم! اره میدونم خیلی وحشیانست که بگم بچه نیارید اما خب یکم که فکر کنید میفهمید...فقط کافیه از چهارشنبه یکم بهش فکر کنید...به اینکه یه ادم جدید به دنیا بیارید و اگر هیچ خطای انسانی یا غیر انسانی یا هر کوفت دیگه ای رخ نده، بره دانشگاه و درس بخونه بعد بخاد اپلای بگیره و بره یه هو یه بیماری عجیب الخلقه بیاد و در عرض چند ساعت بچتون دارفانی رو وداع بگه...یا اصن ساده تر و سریع تر، تو یکی از همین خطاهای انسانی بمیره...یا مثلا زلزله یا سیل بیاد و بچتون به خاطر اینکه امداد بهش نرسیده و پتو نداشته از سرما یخ بزنه...و هزار تا سناریوی ساده دیگه که ممکنه اتفاق بیوفته و فرزند دلبندتون هیچوقت به جایی که میخاید نرسه و زودتر از شما تموم شه...البته ببخشید که من کلا تو هیچ کدوم از موارد نگفتم&quot;خدایی نکرده&quot; یا &quot;زبونم لال&quot; چون به نظرم این چند تا کلمه گفتن دیگه معادل اینه که احمق فرض بشی! چون مرگ قشنگ رو لاله گوشت نشسته و حواسش هست که تا دستور اومد یه جیغ بلند تو گوشت بزنه و تموم! اره دیگه همینه...یه چیزی تو همین مایه هاست دنیا...ولی خب خوبیش اینه که نسل ما الان دوتا گزینه داره که میتونه از بینشون انتخاب کنه؛ اولی اینکه سرشو بکنه تو برف و ادامه بده و دومی اینکه ادامه بده و سرشو بکنه تو برف....انتخاب بین این دوتاست که تعیین میکنه قراره چی بشه و چیکار کنیم و به جا برسیم تو آینده....ادامه دادن همیشه جبری ترین انتخاب ادما بوده و هست...مگر اونایی که میبرن و خودشونو خلاص میکنن.با همه این اوصاف من تصمیم گرفتم این قصه رو تموم کنم، ادامه بدم، همه تلاشمو بکنمو خسته نشم تا به چیزایی که میخام برسم و غول های درونیمو سر ببرم.سبز باشید!??</description>
                <category>Sophie</category>
                <author>Sophie</author>
                <pubDate>Sat, 01 Feb 2020 02:15:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور فونت‌هارو بریزیم تو وردها؟</title>
                <link>https://virgool.io/@SoooophieL/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%81%D9%88%D9%86%D8%AA%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D9%88-%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7-sfntfzy3e24l</link>
                <description>خب خب امروز با یه اموزش سریع و راحت و بدرد بخور اومدم?میخایم فونت اضافه کنیم به وردمون یا کلا آفیسمون. گام های زیر رو انجام بدین:یه فونت باحال دانلود کنید?فونت رو کاملا لخت کنید(منظورم اینه که اگه تو فولدر دیگه ایه یا فایل دیگه همراهشه پاک کنید و اکسترکتش کنید آماده انتقال! یه فایل بشه با فرمت TTF)بعد کنترل پنل ویندوز رو باز کنید۴.وقتی کنترل پنل رو باز کردید، هم میتونید کلمه font رو سرچ کنید، هم میتونید برید تو appearance and personalization و فایل فونت ها رو باز کنید:۵.خب خب میرسیم به سخت ترین مرحله?. آماده باشین!!برین فایل فونت رو درگ کنید و دراپش کنید تو قسمت فونت هاتون (اگه نمیدونید drag &amp; drop چیه نگران نشید?منظورم همونه که بگیرید، بکشید و بندازیدش تو این صفحه، خاستم یکم با کلاس بگم??)بعد که دراپش کنید خودش فونت رو اینستال میکنه و اوکی میشه.خب دیگه تموم شد. حالا اگه وردتون رو باز کنید و فونت رو سرچ کنید براتون میاد. امیدوارم به کارتون اومده باشه???سبز باشید?</description>
                <category>Sophie</category>
                <author>Sophie</author>
                <pubDate>Sat, 12 Oct 2019 23:37:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آگهی: به چند برنامه نویس مولکولی مسلط نیازمندیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@SoooophieL/%D8%A2%DA%AF%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%85%D9%88%D9%84%DA%A9%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D9%84%D8%B7-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%85-lbsb5fjo3tod</link>
                <description>یه جمله معروف تو فیلم های پزشکی هست که هممون حداقل یه بار شنیدیمش: (دکتر با یه نگاه نا امیدانه ای عینکشو در میاره، سرشو میندازه پایین و چشماشو یکم فشار میده، بعد با یه نگاه سرد و غمگین میگه): کاش زودتر متوجه میشیدیم... .خب این جمله برای یه بیمار سرطانی، که حتی یه روز هم براش یه روزه، خیلی دردناکه. حس اینکه اگر زودتر میفهمید که سرطان داره، میتونست زودتر درمان بشه و چند روز بیشتر زندگی کنه، حس خیلی بدیه که خیلی ها تا امروز تجربش کردن و شاید هم چند روز بعد مردن. اما خب ما که این همه درباره پیشرفت علم و تکنولوژی و کامپیوتر حرف میزنیم تا حالا برای حل این مشکل چیکار کردیم؟ کامپیوتر که الان به اشاره ای برای ما سوزن رو از تو انبار کاه پیدا میکنه چیکار کرده تا حالا؟ترانزیستور زیستیترانسکریپتور قطعه ای شبیه به ترانزیستوره که به جای سیلیکون از DNA و RNA ساخته شده. ترانسکریپتور یکی از پیشنیازهای ابزاری مهم بود که دانشمندان برای ساخت کامپیوتر زیستی بهش احتیاج داشتن. یک رایانه مدرن سه قابلیت مهم دارد: ذخیره سازی اطلاعات، انتقال اطلاعات و قدرت پردازش یک سیستم منطقی اساسی. پس دانشمندان برای ساخت یک رایانه زیستی به سلول هایی نیاز داشتن که این سه تا کار رو به صورت همزمان انجام بده. تا قبل از اختراع ترانسکریپتورها در سال 2013، دانشمندان موفق به ذخیره سازی و انتقال داده ها با استفاده از قطعات ساخته شده از پروتئین و DNA شده بودند، اما پردازش اطلاعات با مولکول های زیستی هنوز به وقوع نپیوسته بود. در واقع logic gates  هایی (logic gates: در الکترونیک دیجیتال، دروازهٔ منطقی یا گِیت منطقی روی یک یا دو ورودیِ منطقی، عملیات منطقی انجام می‌دهد و یک خروجی منطقی تولید می‌کند. اساس عملکرد آن بر منطق بولی استوار است. عملیات گیت‌های منطقی از مبنای دودویی با اعداد باینری پیروی می‌کنند) با دو ترمینال ساده ساخته شده بودن اما به چندین لایه ورودی نیاز داشتن که غیر عملی بود. اما بالاخره در 28 مارس 2013 گروهی از مهندسان زیستی دانشگاه استنفورد اعلام کردن که تونستن یک ترانزیستور زیستی بسازن. اونها تونستن یک دستگاه سه ترمینال، با یک سیستم منطقی ایجاد کنن که بتونه تمام مولفه ها رو کنترل کنه. در واقع این ترانسکریپتور با استفاده از ترکیب های ویژه انزیم ها، حرکت جریان RNA پلیمراز (آران‌ای پلی‌مراز RNA polymerase، آنزیمی است که ساخته شدن mRNA از روی DNA را رونویسی می‌کند) را در یک رشته DNA تنظیم و کنترل می کنه(درست مثل حرکت الکترون ها در سیم).ترانسکریپتورها میتونن گیت (gate)های سنتی AND,OR,NOR,NAND,XOR,XNOR  با معادل هاشون، کهBIL gates  (Boolean Integrase Logic gates  ) لقب گرفتن رو در یک فرآیند تک لایه (یعنی فرآیندی بدون نیاز به چندین گِیت ساده تر، برای پیچیده تر کردن) تکرار کنن. ترانسکریپتور ها همچنین این قابلیت رو دارن که مثل ترانزیستورها سیگنال ورودی را تقویت کنن و هر نوع محاسباتی از جمله شمارش و مقایسه رو انجام بدن. فرآیند تقویت سیگنال با ایجاد تغییرات کوچیک در یک پروتئین انجام میشه که این تغییر خودش باعث تغییرات روی پروتئین های دیگه میشه. لازم به ذکره که سرعت محاسبات توسط ترانسکریپتور ها هنوز خوب نیست؛ مثلا ممکنه بین دریافت سیگنال ورودی و تولید خروجی چند ساعت فاصله بیوفته!کامپیوتر زیستی&quot;ما در حال ساخت رایانه ای هستیم که در مکانی کار می کند که تلفن همراه شما کار نمی کند!&quot;این جمله ایه که یکی از محققین ساخت کامپیوتر های زیستی میگه. رایانه ای که جایی کار میکنه که دست هیچکس بهش نمیرسه و خب این عملا یه انقلابه توی کامپیوتر و پزشکی! منظور از زیست رایانه، کامپیوتریه که عمل پردازش در اون توسط DNA انجام بشه؛ این نوع کامپیوتر به دلیل استفاده از DNA، قابلیت انجام محاسبات موازی و حجیم رو داره.از سال 2012 نتایج خیلی از تحقیقات درباره کامپیوتر های زیستی منتشر شد که اینجا به بررسی سه از مهم ترین ها می‌پردازیم:رمزگشایی کدهای یک تصویر به وسیله DNA و واکنش های شیمیاییفوریه سال 2012 بود که در نشریه Angewandte Chemie مقاله ای تحت عنوان  A Molecular Cryptosystem for Images by DNA Computing منتشر شد که خبر از ساخت یک کامپیوتر بیولوژیکی با استفاده از سلول های زیستی و واکنش های شیمیایی، توسط محققین دانشگاه کالیفرنیا میداد. این کامپیوتر این قابلیت رو داشت که تصویر رمزنگاری شده روی یک تراشه ساخته شده از DNAرو رمز گشایی کنه. محققین ادعا کردن که این اولین باریه که محاسبات رمزگشایی توسط DNA به طور کامل انجام میشه.اما درباره ساختار این کامپیوتر، در کامپیوتر های معمولی از سخت افزار (سیلیکون، قطعات فلزی، سیم های فلزی و...) و نرم افزار برای ایجاد سیگنال استفاده میشه اما در یک کامپیوتر کاملا زیستی شما فقط زیست مولکولهایی رو میبینید که کنار هم قرار داده شدن و یک سیستم کامپیوتری رو تشکیل دادن. بله درسته، در حقیقت تمام موجودات زنده یک کامپیوتر مستقل هستن که میتونن اطلاعات رو انتقال بدن، ذخیره یا پردازش کنن؛ دقیقا مثل یک کامپیوتر معمولی! این کامپیوتر از رشته های DNA در فاز سیال و آنزیم هایATP (آدنوزین تری فسفات یا ATP ، منبع اصلی انرژی است که بدن ما را زنده نگه می دارد. در واقع، اگر بدن شما به طور مداوم آن را تولید نکند، شما به لحاظ بالینی مرده اید)به عنوان منبع انرژی استفاده شده. در این کامپیوتر زیستی، مولکول ها(در واقع مولکول های پیچیده زیستی!) نقش نرم افزار و سخت افزار رو به طور همزمان ایفا میکنن؛ اینطوری که مولکول ها با سیگنال های شیمیایی با هم ارتباط برقرار میکنن و به هم دستورات مختلف رو منتقل میکنن. وقتی ورودی سیستم که یک مولکول دستکاری شدست، وارد سیستم میشه مولکول ها فعال میشن و شروع به انتقال شیمیایی داده ها بین هم میکنن؛ در نهایت فرآیند محاسبات شیمیایی انجام و خروجی (مفهوم خروجی در کامپیوتر های زیستی کاملا متفاوته؛ منظور یک واکنش یا فرآیند شیمیایی مثل ساخت یا شکستن یک مولکول دیگه ست) مشخص میشه. این سیستم محاسبات زیستی 75سال پیش توسط تورینگ، ریاضیدان انگلیسی که در طراحی کامپیوتر های مدرن امروزی و ماشین های محاسباتی نقش مهمی داشت، ارائه شد.چندسال بعد، یعنی سال 2014 پژوهشگران انستیتو تحقیقات Scripps کالیفرنیا اعلام کردن که تونستن تصاویری رو روی چیپ های کاملا زیستی(مایع شفاف پر از رشته های DNA، آنزیم های مربوطه و مقداری ATP) ذخیره و باز خوانی کنن. با وجود سرعت کم این سیستم نسبت به کامپیوتر های معمولی، این کامپیوتر بدلیل استفاده از واکنش های شیمیایی به جای فرستادن سیگنالهای الکتریکی، بازدهی بالاتری داره. یعنی درسته که سرعتش از کامپیوتر های معمولی کمتره ولی در یک نگاه جزئی تر متوجه میشیم که در زمان مشخص حدود میلیونها واکنش شیمیایی رو ایجاد و کنترل میکنه که این کارآمدی سیستم نسبت به سیستم های الکترونیکی رو نشون میده. این اختراع هم یک جهش رو به جلو برای پروژه ساخت کامپیوترهای زیستی بود.تولید زیست رایانه از سلولهای بنیادی کلیهبا گذشت چند سال محققین روش های جالبتری برای تولید کامپیوتر های زیستی پیدا کردن. وادار کردن سلول ها به پیروی از دستورات الگوریتمی یکی از این راه های جالب بود. سال 2017 مقاله ای در وبلاگ engadget منتشر شد تحت عنوان Scientists turn human kidney cells into tiny biocomputers  (به نقل از wired) که خبر از عملی شدن این ایده داشت: محققان دانشگاه بوستون موفق شدن راهی برای وادار کردن سلول های کلیه به پیروی از دستورات الگوریتمی پیدا کنن!محقین پس از تلاش های زیاد برای برنامه ریزی ژنتیکی رویDNAبالاخره موفق شدند سلولهای بنیادی کلیه رو وادار به اجرای 109 دستور مختلف کنن. در این تحقیق از فرآیند نوترکیبی ژنتیکی استفاده شد؛ طی فرآیند نوترکیبی ژنتیکی نوکلئیک اسید های شکسته شده به شکل های جدید به هم متصل میشن.دستوراتی استفاده شده در این تحقیقات دستوراتی بودند که فقط برای اثبات این پژوهش استفاده شد، به گفته سرپرست تیم محققان این دستورات در آینده میتونن با دستوراتی جایگزین بشن که برای مبارزه با سرطان و نابودسازی تومورها استفاده میشه.اختراع نخستین کامپیوترهای زیستی قابل برنامه نویسیبالاخره در مارچ 2019 داستان زیست کامپیوترها به اوج خودش رسید و بزرگترین مشکل در مسیر پیشرفت زیست رایانه ها حل شد؛ انتشار مقالهDivers and robost molecular algorithms using reprogrammable DNA self-assembly  در وبسایت مجله انگلیسی  nature خبر از اختراع اولین کامپیوترهای زیستی قابل برنامه نویسی داد. پژوهشگران چند دانشگاه در ایالات متحده آمریکا موفق به ساخت یک زیست رایانه جدید بر پایه DNA شدند که میشد کدهای داخل اون رو بازنویسی کرد.دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا دیویس، موسسه فناوری کالیفرنیا و موسسه فناوری هاوارد، یک کامپیوتر بر پایه DNA رو توصیف کردن که از 355 کاشی DNA ساخته شده و قابل مقایسه با مدارهای کامپیوترهای معمولیه. این محققین تونستن کامپیوتری که ساختن رو برای اجرای 21 برنامه مختلف برنامه نویسی کنن. این کامپیوتر میتونه کارهای ساده ای از جمله شمارش و انتخاب گزینه ها از فهرست رو انجام بده. بله طبق گفته WIRED حالا وقتشه که که برنامه نویسی مولکولی رو هم به سبد مهارت هاتون اضافه کنید!با وجود همه این پژوهش ها و نتایج مهم کامپیوتر های زیستی هنوز اول راه هستن و مدت ها تحقیق و پژوهش لازمه تا به حد خوبی از سرعت پردازش و انتقال داده برسن. ولی با این وجود زیست کامپیوتر ها دو مزیت مهم دارن که علت اصلی ادامه این پژوهش هاست؛یکی بازدهی و کارآمدی بالاترشون نسبت به پردازنده های معمولی و دومی مقرون به صرفه بودن برای حل مسائل پیچیده و طولانی به دلیل داغ نکردن و استفاده از پروتئین به عنوان سوخته.  با پیشرفت این پروژه در آینده قطعا مولکولهایی تولید خواهند شد که بتونن با سرعت بالایی بیماری رو در بدن فرد تشخیص وبه فرد هشدار بدن؛ به هر حال پژوهش ها روی این سیستم ادامه داره تا جایی که شاید در آینده دیگه نیازی نباشه برین پیش دکتر، دکتر براتون دارو بنویسیه، شما اونو بخرین و بخورین?، کافیه فقط کار کردن با یه اپ رو موبایلتون که مولکول های بدنتون رو کنترل میکنه رو یادبگیرید، همین!این مقاله ایه که من برای نشریه صفر و یک دانشگاه خوارزمی نوشتم.این نشریه، فصلنامه ای تخصصی درباره علوم کامپیوتره که مطالب خیلی جالب و جدید رو دنبال میکنه.این لینک کانالشون تو تلگرامه: https://t.me/sefroyekpub  </description>
                <category>Sophie</category>
                <author>Sophie</author>
                <pubDate>Mon, 30 Sep 2019 20:21:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خانم ناظم دستشویی غرق شد!</title>
                <link>https://virgool.io/@SoooophieL/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D9%86%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%BA%D8%B1%D9%82-%D8%B4%D8%AF-yhvlkkquocfz</link>
                <description>آبگرمکن ایستاده رفیق کهنه خونه های قدیمیه. یادمه بچه که بودم تو سرویس بهداشتی مدرسه یه آبگرمکن ایستادهخاک گرفته، قد علم کرده بود گوشه سرویس. من همیشه منتظر بودم یه مارمولک موزمار از پشت این آبگرمکن ایستادهدربیاد و صدای جیغ دخترها بلند بشه... مدیونید فک کنید خودمم یکی از اونا بودم?! خلاصه که نسل ما (ببخشید آغا یه لحظه حس دهه شصتی بودم بهم دست داد!) خیلی با این آبگرمکن ایستاده خاطره داره!یادمه یه بار منو دوستم مهتاب، رفتیم سرویس و دیدیم کف سرویس بهداشتی پر شده از آب و نمیشه رفت تو دستشویی‌ها. منم که آخر حس مسئولیت بودم اون موقع‎ها، رفتم دفتر و به ناظم‎مون گفتم :«خانم خانم! دستشویی سوراخ شده! همه جارو آب برداشته خانم! اصن نمیشه رفت تو دستشویی ها! ». ناظم‏مون هم رفت پیش بابای مدرسه و بهش گفت. بابای مدرسه چکمه پلاستیکی مشکی‏هاش (آره همون پاشته زرد‏ها!) رو پوشید و رفت تو سرویس بهداشتی. وقتی رفت داخل، بدون اینکه جاهای دیگه رو چک کنه، یه راست رفت سمت آبگرمکن ایستاده گوشه سرویس بهداشتی. دریچه‎ای که انگار نشتی داشت رو باز کرد و گفت :«خانم ناظم! من چند بار گفتم مخزن این آبگرمکن ایستاده پوسیده؟ چند بار گفتم یه نفر رو بیارین که کار تعمیر آبگرمکن ایستاده انجام میده، ها؟ چند بار گفتم برادرزاده خودم تو کار تعمیر آبگرمکن ایستاده سوراخ شده ست، بذارید یه زنگ بزنم سه سوته بیاد یه نگاهی به این آبگرمکن بندازه خانم!». خانم ناظم هم که با تعجب زیاد صحنه رو نگاه می‌کرد، گفت :«منم به شما گفتم بپرس ببین قیمت تعمیر آبگرمکن ایستاده چقدره! من باید بودجه مدرسه رو هم درنظر بگیرم پدر جان!».ناظم برگشت به دفتر و قضیه رو برا مدیرمون تعریف کرد. مدیرمون خانم جوون و اهل تکنولوژی بود؛ کامپیوتر رو روشن کرد و شروع کرد به سرچ کردن: آموزش تعمیر آبگرمکن ایستاده، تعمیر مخزن آبگرمکن ایستاده و... . بالاخره بعد یه سرچ طولانی، یه سایت پیدا کرد که توش درباره تعمیر آبگرمکن ایستاده گازی نوشته بود. بعد بابای مدرسه رو صدا کرد و نشونش داد. پیرمرد بیچاره هم که حوصله و سواد درست حسابی نداشت! پسرش رو صدا کرد؛ پسر هم شروع کرد به خوندن:تعمیر مخزن آبگرمکن ایستادهمخزن آب گرمکن ایستاده یک استوانه فلزی است که معمولا از جنس ورق گالوانیزه می‌باشد. یکی از مشکلات رایج آبگرمکن ایستاده ترک خوردگی، پوسیدگی یا سوراخ شدن مخزن به مرور زمان است. اگر آبگرمکن ایستاده شما قدیمی و کهنه است و مخزن در قسمت‎های مختلفی، دچار پوسیدگی یا زنگ زدگی است، بهترین کار تعویض کامل مخزن است. اما اگر سوراخ یا ترک ایجاد شده گسترده و بزرگ نیست با روش‎های که در ادامه به آن اشاره می‎کنیم می‎توانید آن را برطرف کنید.در صورت نشتی آب زیاد، احتمالا مخزن آبگرمکن ایستاده شما سوراخ شده است؛ مخزن را تخلیه کنید، برق دستگاه را قطع و محل نشتی را پیدا کنید. سپس یکی اقدامات زیر را انجام دهید.1. قسمتی که سوراخ شده یا ترک خورده است را جوش دهید یا لحیم کاری کنیداگر دستگاه جوش در اختیار دارید، می‎توانید به راحتی منطقه پوسیده مخزن آبگرمکن ایستاده را جوش دهید. ابتدا محل پوسیدگی را بسابید و تمیز کنید تا کاملا هموار شود و سپس آن را جوش دهید. قسمت‎های دیگری از مخزن که احتمال پوسیدگی دارند، جوش دهید تا از پوسیدگی کامل آنها جلوگیری شود.توجه داشته باشید که اگر مخزن آبگرمکن ایستاده شما گالوانیزه است، از سیم جوش‎های گالوانیزه استفاده کنید.توجه داشته باشید که می‎توانید برای آب‎بندی بهتر از چسب دوقلو استفاده کنید.2. استفاده از خمیرهای اپوکسیاستفاده از خمیرهای اپوکسی از روش‎های جدید رفع نشتی مخزن و لوله‎های یک آبگرمکن ایستاده است و نیاز به دانش فنی خاصی ندارد. برای این کار باید مراحل زیر را اجرا کنید:1) محل دقیق نشتی را پیدا کنید2) محل را کاملا خشک کنید3) آنرا با سمباده زبر بسابید و براده‎ های آهن را پاک کنید4) با دستکش مقداری خمیر بردارید و ورز دهید تا خوب مخلوط شود (این عملیات نباید بیش از سه دقیقه طول بکشد؛ زیرا خمیر اپوکسی زود سفت می‌شود)5) کل محل نشتی مخزن آبگرمکن ایستاده را با خمیر بپوشانید و تا شعاع سه الی چهار سانتی‎متری سوراخ، خمیر را پهن کنید6)  یک ساعت بعد خمیر کاملا سفت شده است؛ آب را وصل و محل نشتی را دوباره بررسی کنید3. استفاده از پیچ و واشر گالوانیزهاین روش زمانی کاربرد دارد که محل پوسیدگی نسبتا بزرگ است. در این روش، ابتدا محل پوسیدگی را با سمباده صاف و عاری از براده آهن کنید. درون سوراخ را نیز با پیچ گوشتی تمیز کنید. سپس با سشوار یا چیز دیگری، مخزن آبگرمکن ایستادهرا کاملا خشک کنید. به محل اتصال پیچ و واشر چسب دوقلو بزنید و سریعا ان را به مخزن ببندید. سپس برای اطمینان بیشتر اطراف و روی پیچ و واشر را کاملا با چسب دوقلو بپوشانید. حداقل پنج ساعت صبر کنید تا خوب بچسبند.با انجام هر یک از این دستورالعمل‎ها، شما می‏توانید تعمیر مخزن آبگرمکن ایستاده خود را به راحتی انجام دهید. نکته مهم این که اگر مخزن آبگرمکن ایستاده شما در قسمت‎های مختلفی دچار پوسیدگی شده، بهتر است آن را تعویض کنید؛ چرا که بر کیفیت آب مصرفی شما اثر گذار خواهد بود.موفق باشید!پسر به انتهای نوشته رسید که نوشته بود:« بزودی در این مکان استارت آپ برقیار راه اندازی خواهد شد!?»...این مقاله رو برای بلاگ استارت آپ برقیار نوشته بودم. چطوره؟</description>
                <category>Sophie</category>
                <author>Sophie</author>
                <pubDate>Mon, 23 Sep 2019 23:13:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آغا یافتم استیکرهای لپتاپ را!</title>
                <link>https://virgool.io/@SoooophieL/%D8%A2%D8%BA%D8%A7-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D9%BE%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D8%B1%D8%A7-pnwpwhahfbxn</link>
                <description>آغا یافتم! ?یادتونه تو پست قبلی غز زدم به اینکه چرا استیکر نداره اینجا؟ بعدم نوشتم شاید داره من نمیدونم?؟بله گویا داشته و من در جریان نبودم?. استیکر واقعا خیلی چیز کاربردی و مهمیه. به قول بعضیا اصن زبون مشترک آدم‎های روی کره زمینه! من به شخصه خیلی استفاده میکنم ازشون؛ هم برای ایجاد تنوع، هم برای اینکه واقعا خیلی جاها نسبت به بعضی حرف ها یا کارها تو فضای مجازی، قیافم استیکرگونه میشه(خصوصا اینجوری?). خلاصه که پیداشون کردم گفتم به شمام یاد بدم با هم استفاده کنیم! دو تا روش باحال برای استفاده از استیکر تو لپتاپ!روش اول: همون نقطه خط‎هایی که میذاشتیم قبلا(و من هیچوقت نتونستم باهاشون ارتباط برقرار کنم :| ). یعنی ازینا: :-|    =&gt;  معادل پوکر *:   =&gt;  معادل بوس فرستادن:)   =&gt;  معادل لبخند ملیح‏‎و دلبری‌و اینا...و غیره که آن همه در این مقال نمیگنجد!روش دوم: این روش مخصوص اونایی که از ویندوز 10 استفاده می‌کنن، اونم از ورژن های جدیدش! طرز استفاده هم خیلی سادست کافیه یکی از دکمه ترکیبی های زیر رو بزنید تا یه همچنین پنجره‎ای براتون باز بشه و هرچی استیکر خاستید توش پیدا کنید:کلید win + .  (رو صفحه کلیدتون،کلید ویندوز و دات رو همزمان فشار بدین)یا این کلیدها ??کلید win + ;  ?انشالله که جاهای خوب خوب بذارید این استیکرارو. سبز باشید! ????????☘?????????????????????????????‍??‍??‍??‍?????????????????????????????????????????✨????????????⚽??????ندید بدیدم خودتونید? </description>
                <category>Sophie</category>
                <author>Sophie</author>
                <pubDate>Wed, 18 Sep 2019 15:56:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به نام خدا!</title>
                <link>https://virgool.io/@SoooophieL/%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-vav00dn4gkdd</link>
                <description>سلام!ساعت 2 و خورده ای نصف شبتون بخیر!خیلی فک کردم که برای اولین پستم تو ویرگول چی بنویسم...تازه میخواستم برم چند از اولین پست های بقیه رو هم بخونم ایده بگیرم (ولی اینکارو نکردم چون این باعث میشد تقلید کنم از بقیه و چیزی که دوست دارمو ننویسم). یه چند تایی هم نوشتم ولی پاکشون کردم چون حس کردم شاید چیزای بهتری هم به ذهنم برسه (!خوره ی کمال گرایی!). اما امشب دیگه کاری به هیچی ندارم مینویسم...هر چه پیش آید خوش آید!با اینکه آدم به شدت کمالگرایی ام و این باعث میشه خیلی کم کاراهای مختلف رو انجام بدم یا شروع کنم(حتی کارایی که عاشقشونم!) ولی بالاخره شروع کردم به ویرگول نوشتن. اره بالاخره شروع کردم، مهم نیست چقد خوب یا چقد خفن، چقد بلند و پر مسما یا چقد کوتاه! همین که شروع کردم عالیه! عالی! خب :| بسه تعریف تمجید برم سراغ اصل مطلب!به نظر من اساساً رسالت وبلاگ اینه که یه چیزی به آدم اضافه کنه؛ چه علمی، چه اخلاقی و چه تحولات درونی و اینا. با شناختی که از خودم دارم، میدونم که اینجا میخوام یه آش شله قلمکار درست کنم. یه محلولِ ناهمگنِ غلیظ از علایقم و چیزایی که برام جالبن. شاید راجع  به تکنولوژی بنویسم، شایدم یه قصه خیلی عجیب...بستگی داره چی بیاد بیرون از کلاف توی سرم...ولی آش خوشمزه ای درست میکنم، نگران نباشید!میخواستم خودمو معرفی کنم یکم تو این پست، ولی یاد جمله یکی از بچه های جمعیت افتادم که میگفت: وقتی آدما برای بار اول باهات برخورد میکنن بهتره از قبل هیچی از تو ندونن، اونجوری قضاوتت نمیکنن و تو میشی یه کاغذ سفید دستشون که میتونن با رفتار خودشون چیزای زشت یا زیبایی رو تو بنویسن... .پس ایشالا تو پست های بعدی بیشتر آشنا میشیم (ولی خدایی خوش خط بنویسید روم)!با همین قیافه جمله قبلو نوشتم! ((چرا استیکر نداره اینجا اَه!(یا داره من نمیدونم کجاست؟!) ))الانم که دارم براتون خودبافی میکنم آهنگِ ژوزیِ بمرانی تو گوشمه...ژوزی، روز درازو سختی بود اون پایینا، اون ته جاده راهمو گم کردم رسیدم، گفتی رِ شرمندم حالا فقط تو میتونی یکم میزونم کنی یه رنگین کمون بخونی، یه ترانه جاری کنی یه امشب بذار میزون باشه چون خیلی وقته هیچی میزون نبوده....***شب خوش!</description>
                <category>Sophie</category>
                <author>Sophie</author>
                <pubDate>Tue, 17 Sep 2019 02:42:06 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>