<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های هاشمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@StoneCarvedDagger</link>
        <description>بلاکچین و رمزارز: پژوهشگر | مترجم | نویسنده</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:55:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>هاشمی</title>
            <link>https://virgool.io/@StoneCarvedDagger</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تکامل حریم خصوصی در کریپتو</title>
                <link>https://virgool.io/@StoneCarvedDagger/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%BE%D8%AA%D9%88-spxrtm5oyigg</link>
                <description>چکیدهاین مقاله نگاهی داره به اینکه حریم خصوصی توی اکوسیستم کریپتو چطور در طول زمان تغییر کرده، و گستره این نگاه از معاملات نقدی الکترونیکی قدیمی شروع میشه تا فناوری جالب متمرکز بر حریم خصوصی که امروز می‌بینیم. من توی این مقاله به ایده‌های اساسی، موانع و چگونگی خصوصی نگه داشتن تراکنش‌ها توی سیستم‌های غیرمتمرکز می‌پردازم. این مقاله چندین موضوع رو برای درک کردنشون شفاف میکنه: یکی اینکه چرا مسائل مربوط به حریم خصوصی توی کریپتو ظاهر میشن، راهکارهای فنی مختلف چی هستن، محدودیت‌های این راهکارها چیا هستن و تحقیقات آتی هم به کجا میتونن برسن. نتایج نشون میدن که با وجود اینکه ما توی فناوری حفظ حریم خصوصی گام‌های محکمی رو شاهدیم که برداشته شده، ولی در خصوص خصوصی نگه‌داشتن دارایی‌ها در حین پیروی از قوانین، افزایش مقیاس و استفاده آسان از اون دارایی‌ها، هنوز مشکلات بزرگی وجود دارن.یک. مقدمهظهور کریپتو طرز تفکر ما در مورد خصوصی نگه داشتن پولمون را به طور کامل تغییر داده. برخلاف بانک‌های معمولی که اطلاعات تراکنش‌ها را مخفی نگه میدارن، رمزارزهای موجود توی بلاکچین برای همه قابل مشاهده هستن، اما استفاده از اسامی جعلی این رویکرد رو داره که اطلاعات حساس توی لفافه حفظ بشن. کل این کشمکش بین شفاف بودن و زیرپتو قایم کردن دارایی‌ها باعث رشد محصولات حفظ حریم خصوصی در طول دهه گذشته شده.نیاز به خصوصی نگه داشتن تراکنش های کریپتویی از یک دسته نگرانی‌‎های مهم نشات می‌گیرن. گزارشات تراکنش‌های ما می‌تونن در مورد نحوه خرج کردن دارایی‌هامون، وضعیت مالی‌مون، اینکه با چه افرادی معامله می‌کنیم و نحوه رفتار مالی‌مون صحبت کنن.  کل ایده تراکنش‌های ناشناس بیتکوین کار رو برای حفظ حریم خصوصی به طور کامل در نمیاره، برای همین هم افراد به کار روی ابزارهای حفظ حریم خصوصی بهتر توی کریپتو ادامه میدن.در حال حاضر، توی دنیای حریم خصوصی کریپتو، من نگاهی به همه چیز از ابزارهای تریکیبی اولیه گرفته تا فناوری های جالبی مثل اثبات های دانش صفر (ZK Proofs) و امضاهای حلقوی (Ring Signature) نگاه میندازم. ولی نکته اینجاس: این راهکارها باید تعادلی بین تعدادی از آیتم های پیچیده مثل خصوصی نگه داشتن دارایی ها، سرعت، انطباق با قوانین، و استفاده آسون از اون دارایی ها برقرار بکنن. برای اینکه وایب واقعیش رو بگیرید، شما باید ببینید که تکنیک های حفظ حریم خصوصی و ایده های اصلی پشت اونها چطور در طول زمان تغییر کردن.دو. تاریخچه توسعهالف. راهکارهای حفظ حریم خصوصی قبل از ظهور بیتکوینزمانی که ایده ی خلق کریپتو هنوز موز بوده، مردم از قبل به دنبال راه هایی برای قایم کردن حواله های نقدی آنلاین بودن. سال 1983، آقای دیوید چائوم، مفهومی به اسم امضاهای کور (Blind Signatures) رو ارائه کرد که به افراد اجازه میداد از سیستم های حواله نقدی الکترونیکی ناشناس استفاده بکنن. این راهکار اولیه اساساً زمینه رو برای مخفی نگه داشتن تراکنش های دیجیتالی فراهم کرد و به کاربرا اجازه داد که پول دیجیتال امضا شده رو از یک بانک بگیرن بدون اینکه معلوم بشه اون پولها برای چه قصدی در حال جابجایی بودنبعد از این حرکت آقای چائوم، چند تا اتفاق مهم افتاد:هیز (Hayes) سال 1990 این ایده رو برای پول نقد الکترونیکی جالبی ارائه کرد که میتونستید با استفاده از اسامی جعلی جابجاش بکنید و اون مشکلی که خورد کردن سکه برای تقسیم پول رو برطرف کرد.بعد، «سیستم‌های نقدی منصفانه» پا به زمین بازی گذاشت و سعی می‌کرد که دارایی ها رو برای کاربراش مخفی کنه و از طرفی به افراد مورد اعتماد هم اجازه می‌داد هرگونه خرابکاری رو بو بکشن.خیلی زود، روش‌های غیرمتمرکز شروع به ظهور کردن و سیستم‌های نقدی همتا به همتا راه‌اندازی شدن که ویژگی‌های حریم خصوصی جالبی داشتن.این سیستم‌های اولیه اصول مهمی رو ایجاد کردن که بعداً روی حریم خصوصی کریپتو اثر گذاشت:استفاده از نام مستعار برای حفظ حریم خصوصی معاملاتنقش طرفین مورد اعتماد توی سیستم های حفظ حریم خصوصیچالش جلوگیری از بازخرج (Double-spending) با حفظ ناشناسیاهمیت انتقال‌پذیری در سیستم‌های پول نقد دیجیتال خصوصیاین نمودار کل پیشرفت و خط داستانی توسعه ابزارهای حریم‌خصوصی تراکنش‌ها رو نشون میده. ب. مدل حریم خصوصی بیتکوینبیتکوین  سال 2008 خلق شد، کل صحنه‌ی پول دیجیتال رو به طور کامل تکون داد؛ و برخی از مفاهیم کلاسیک رو توی یک فضای غیرمتمرکز آرام که اصلا نیاز به حضور شخص ثالث نداره ترکیب کرد. روشی که بیتکوین اطلاعات شما رو قایم میکنه بر اساس چند چیز مهم به عنوان یک معماری قابل توجه هست:اسم مستعار (Pseudonymity): افراد به جای نشون دادن اسم واقعی خودشون، با استفاده از آدرس‌ها (که البه فقط هش کلید عمومی هستن) با دیگران تعامل دارند.لجر عمومی (Public Ledger): که خب همه‌ی تراکنش‌ها توی یک بلاکچین شفاف ثبت میشن.مدل حسابداری UTXO: تراکنش‌ها از خروجی‌های تراکنش خرج نشده به جای مانده حساب استفاده میکنن.اولای ماجرا، خیلی از مردم فکر میکردن که بیتکوین به لطف اتمسفر هویت مخفی کاربرها، کلاً دنبال خصوصی‌نگه داشتن اطلاعات و دارایی ها هست. ولی، به نظر میرسه که نکاتی هم هستن که میشه روشون دست گذاشت مثل قرار گرفتن کل بلاکچین توی یه فضای باز و عمومی.ج. تکامل نگرانی های حفظ حریم خصوصیهمینطور که افراد بیشتری وارد بازار کریپتو میشدن، قاعدتاً تعدادی از مسائل مربوط به حریم خصوصی هم سر از خاک بیرون آوردن:آنالیز گراف تراکنش: محققین نشون دادن که روش‌های گروه‌بندی (Grouping) میتونن کاربرها رو با نگاه به عادت‌های خرج کردنی‌شون شناسایی کنن.مسائل مربوط به حریم خصوصی در سطح شبکه: مطالعات نشون داد که برخی گره‌ها ممکنه تراکنش‌ها رو به IP Addressها وصله کنن و اینطوری پرده کنار خواهد رفت.نگرانی‌های مربوط به تراکنش میکس شده: مردم به دلیل برخی اشتباهات توی نحوه راه‌اندازی و احتمال سرقت، به خوب کار کردن خدمات میکسینگ ابتدایی شک کردن.همه این چیزا باعث شدن مردم بیشتر به این فکر کنن که داشتن گزینه‌های بهتر برای حفظ حریم خصوصی چقدر مهمه و شروع به ایجاد روش‌های هوشمندانه‌تری برای محافظت از حریم خصوصی کردن. تغییرات توی مسائل مربوط به حریم‌خصوصی منجر به خلق ایده‌های جدید به روش‌های مختلف شده:تکنیک‌های رمزنگاری پیشرفته (اثبات با دانش صفر، امضای حلقوی)رمزارزهای جایگزین متمرکز بر حریم خصوصی (مثل مونرو)بهبود حریم خصوصی در سطح پروتکلراهکارهای حریم خصوصی در لایه شبکهسه. مفاهیم اصلی حفظ حریم خصوصی در کریپتونکته: توی این حوزه برای ردیابی تراکنش ها از لحاظ مقصد و مبدا از واژه/فعل link استفاده میشه. حتی برای اینکه بگیم یه تراکنش قابل ردیابی هست یعنی اینکه linkable هست. لذا من توی متن از تلفظ لینک استفاده میکنم تا منظور رو بهتر منتقل کنم. (متن تخصصی که میشه دیگه انگلیسی مینویسم براتون)الف. حریم خصوصی تراکنشخب، بریم سراغ اصلا مطلب یعنی &quot;حریم خصوصی تراکنش&quot; در کریپتو به معنای واقعی. کم حرفی نیستا - این مثل یه مجموعه از لایه های به هم پیوسته‌س که هر کدومشون جنبه متفاوتی از حریم خصوصی کاربر رو پوشش میدن. این زمین چهار تا گوشه داره:1. حریم خصوصی فرستنده تراکنشعمدتاً این رویکردها اطلاعات فرستنده رو قایم میکنن:کتمان آغازگر تراکنش (Transaction Originator Concealment) - هویت ارسال کننده وجوه رو پنهان میکنه.محافظت در برابر خوشه‌بندی آدرس (Address Clustering) - از لینک شدن چند تراکنش به یک فرستنده جلوگیری میکنه.مقاومت در برابر آنالیز گراف تراکنش - ردیابی الگوهای رفتار ارسال رو دشوارتر میکنه برای محقق/کارآگاه.2. حریم خصوصی گیرنده تراکنشعمدتاً این رویکردها اطلاعات گیرنده رو قایم میکنن:ایمن‌سازی آدرس‌ها- هویت جایی که پولها دارن میرن رو مخفی نگه میداره و به جاهای شناخته شده ارسال نمیکنه.استفاده از آدرس‌های رادارگریز (Stealth Addresses) - آدرس‌های غیرهمشکل و دورریختنی می‌سازن که فقط شخص دریافت کننده ازش اطلاع داره.آدرس‌های یکبار مصرف -  این دیگه کمی وسواس بیشتر میخواد و بیشتر توی انتقال پول‌های ناشی از رفتارهای غیرقانونی استفاده میشه که برای هر تراکنش یک آدرس جدید میسازن. این بحث غیرقانونی هم یه بحث جغرافیایی هست که توی مقالات آتی بهش می‌پردازم.3. حریم خصوصی مقدار تراکنشعمدتاً این رویکردها اطلاعات اعداد رو قایم میکنن:تراکنش‌های محرمانه -  هیچکسی نمیتونه مبلغ دقیق ارسال شده رو ببینه. (شاید براتون سواله که این دیگه چه حرفیه، ولی این رویکردهایی که دارم میگم، منظورم اینه که توی پروژه های انتقال وجه مخفیانه، هر دفعه با یکی از این رویکردها پول رو جابجا میکنن و هر کاراگاه/محقق باید به این رویکردها آشنا باشه تا بتونه الگوهای رفتاری رو شناسایی کنه)استفاده از اثبات بازه‌ای (Range Proofs)- این اثبات یک نوع خاصی از اثبات دانش صفر هست که توی این مبحث، اثبات کننده میخواد ثابت بکنه که یک مقدار محرمانه‌ای توی یک بازه مشخصی قرار داره، بدون اینکه بخواد مقدار دقیق رو فاش بکنه. برای ملموس تر شدن اثبات بازه‌ای فرض کنید که توی یه مصاحبه هستین و میخواد ثابت کنین که سن شما بین 25 تا 40 هست ولی نمیخواید عدد دقیق بدید. این روش توی حفظ حریم خصوصی مقدار تراکنش استفاده داره.رمزنگاری همومورفیک - این روش اجازه و  امکان انجام محاسبات روی مقادیر رمزنگاری شده رو در حالی فراهم میکنه که همه اطلاعات مخفی نگه داشته شدن. (چیز خفنیه نه؟)4. حریم خصوصی گراف تراکنشاین رویکردها هم برای قایم کردن تصویر کلی از مسیر حرکت پول هست:جلوگیری از لینک شدن - با این روش محقق/کاراگاه نمیتونه تراکنش های مختلف رو توی نرم افزارهای تصویرسازی ارتباطات تراکنش ها به همدیگه لینک کنه تا بتونه تفسیرشون کنه.مقاومت در برابر آنالیز زمانی - فرض کنید که یه پول کثیف میره یه جایی شسته بشه و بعد از شسته شدن، پول جدید از اون محل خارج میشه. خب محقق/کاراگاه میفهمه که مثلا 100هزار دلار رفته داخل و 100هزار دلار نهایتا تا 20 دقیقه دیگه خارج میشه و میفتم دنبالش. ولی این رویکرد به این شکل هست که در حال انتقال پولی که حریم خصوصی برای فرد مهم هست، جلوی ردیابی مبتنی بر زمان رو بگیره.حفاظت از تشخیص الگو -  از تشخیص رفتارهای تکراری توی تراکنش ها جلوگیری میکنه. بنابراین، هر کدوماز این زوایا لایه‌ای از حریم خصوصی رو به همراه دارن. ولی نکته اینجاس: اگر یک قسمت از کار بیفته، میتونه منجر به افشای همه چی بشه. اینجاس که کار گره میخوره و مشکل به وجود میاد چونکه اگر فقط یه دونه لینک هم ضعیف بشه (مثلا اگر همین حریم خصوصی گراف تراکنش رعایت نشه) ممکنه همه چی از بی بره و منجر به ریسک‌های کشف اسم (ناشناس‌زدایی = deanonymization) بشه.ب. حریم خصوصی در سطح شبکهحریم خصوصی در سطح شبکه یک جنبه مهم اما اغلب نادیده گرفته شده از حریم خصوصی کریپتو رو نشون میده. سه جزء کلیدی حریم خصوصی شبکه رو تعریف می‌کنن:1. حریم خصوصی شبکه P2Pمکانیسم‌های مخابره‌ی تراکنشمخفی‌کردن توپولوژی شبکهمحافظت در برابر حملات زمان بندی2. ناشناس بودن گرهحفاظت در برابر ناظران شبکهمقاومت در برابر لینک شدن آدرس IP (یعنی اینکه افشا بشه که این IP مال کی هست)دفاع در برابر حملات همبستگی3. حریم خصوصی ارتباطاتاتصالات همتای رمزگذاری شدهپروتکل‌های مسیریابی ناشناسمقاومت در برابر آنالیز ترافیک شبکهچهار. چالش های حریم خصوصیالف. چالش های فنیحریم خصوصی کریپتو با چندتا چالش فنی اساسی روبرو هست:شفافیت بلاکچینتضاد ذاتی بین تأیید عمومی و حریم خصوصیچالش حفظ قابلیت حسابرسی (auditability) با حفظ محرمانگی (confidentiality)تریدآف (دوراهی) بین شفافیت و ناشناس بودن2. قابلیت لینک‌شدن تراکنشمشکل توی شکستن زنجیره تراکنش (منظور اینه که وقتی یه تراکنش ایجاد میکنی و پولا رو منتقل میکنه، اونجا دیگه گذاشتیش توی یه بلوک ثبت شده و دیگه نمیتونه سوابق رو حذف کنی)چالش‌ توی جلوگیری از خوشه‌بندی آدرسچالش ایجاد تعادل بین قابلیت لینک شدن و قابلیت استفاده کردن (یعنی اینکه بالاخره میخوای پولات رو جابجا کنی با حفظ حریم خصوصی و کاری نداریم که کی دنبالته، مهم اینه که بین استفاده کردن از اون دارایی و بالاخره لینک شدنش توسط هر جستجوگر که بفهمه این پول کجا رفته یه بالانس یا الاکلنگ خاصی وجود داره)3. مقیاس پذیری در مقابل حریم خصوصیسربار محاسباتی سرویس‌های ارائه خدمات حریم خصوصیالزامات ذخیره سازی برای پروتکل های حفظ حریم خصوصی (که خب یعنی یه دیتاهایی لاگشون میفته اونجا و اینطوری نیست که توی پروتکل چیزی ذخیره نشه)تاثیر عملکرد تراکنش های ناشناس4. ترید‌آف‌های پرفورمنسیسایز تراکنش با سرویس های ارائه خدمات حفظ حریم خصوصی افزایش پیدا میکنه (به قول معروف تابلو میشه)پیچیدگی زمان تأییدنیازمندی‌های پهنای باند شبکهب. چالش های نظارتیراه‌اندازی سرویس‌های ارائه خدمات حریم خصوصی بر خلاف اونچه که اسمش هست حساس‌ترین موضوع از نظر هر دولتی هست و کسی که بخواد چنین پروداکت/سرویسی راه‌اندازی کنه باید توی یک چشم‌انداز نظارتی پیچیده‌ای حرکت کنه:الزامات احراز هویت کاربر و ضدپولشویی (AML/KYC)رعایت مقررات مبارزه با پولشوییالزامات احراز هویت کاربربزرگترین چالش یعنی تعادل بین حریم خصوصی و بازبینی نظارتی (میتونم بگم که کل این مجموعه مقاله رو بخاطر همین چالش دارم می نویسم)2. انطباق با رگولاتوریمکانیزم‌های انتخابی افشای حریم خصوصیسرویس‌های ارائه خدمات حریم خصوصی که باید قابل بازرسی باشندقابلیت‌های گزارش‌دهی نظارتی3. چارچوب های قانونیالزامات متفاوت در حوزه های قضایی متفاوت (به عنوان مثال، هر حوزه قضایی که جغرافیای دیگری رو تحریم میکنه، جغرافیای تحریم شده از چین این حوزه قضایی تحت نظر گزارش های پولشویی هست، حتی اگر خود اون جغرافیای تحریم شده برای خودش قوانین ضدپولشویی داشته باشه، لذا وقتی که دارید ردیابی پول از یک حوزه قضایی به حوزه قضایی دیگه ای انجام میدید ممکنه با چالش چارچوب های قانونی مواجه بشید)تفاوت‌های نظارتی سردرد (به معنای واقعی کلمه سردرد) توی سطح بین المللیتکامل مقررات و رگوله کردن اکوسیستم کریپتوج. چالش های اجتماعیپذیرش و پیاده‌سازی سرویس‌های ارائه دهنده خدمات حفظ حریم خصوصی با چالش های اجتماعی قابل توجهی روبرو هستن:پذیرش کاربرپیچیدگی مکانیسم های حفظ حریم خصوصی برای کاربر عادی (و تنبل یا بهتره بگم بی‌نیاز از حریم خصوصی)نیاز به آموزش به کاربرچالش ایجاد تعادل بین ریزه‌کاری‌ها و وقت‌گیری های حریم خصوصی در تقابل با راحتیِ استفاده از دارایی ها2. قابلیت استفادهطراحی رابط برای سرویس‌های ارائه دهنده خدمات حفظ حفظ حریم خصوصیتنظیمات حریم خصوصی پیش فرض (این هم یه سردرد عجیبی به آدم میده سر اینکه هر کاربر یه عمق خاصی از حریم خصوصی رو دوس داره حفظ کنه، تا پول و انرژی و منابع خاصی برای حریم خصوصی اضافه‌ای نسبت به داراییِ محافظت شده خرج نکنه)ملاحظه و اجرای تجربه‌ی کاربرها3. نیاز به اعتمادتکیه به فرضیات کریپتوگرافیکفرضیات امنیتی پروتکلاعتماد به صحت پیاده‌سازی سرویسپنج. رویکردهای افزایش حریم خصوصیالف. تکنیک‌های کریپتوگرافیکاین روزای تمام وایب مخفی کردن دارایی های رمزنگاری‌شده‌‌تون به یه نوع رمزنگاری با فناوری پیشرفته‌س که تراکنش های خصوصی امن (و قانونی) رو انجام میده. اثبات های دانش صفر توی این زمینه کلا ورق رو برمیگردونن (به قول خارجکیا Game-Changer هستن و به مردم این امکان رو میدن که تراکنش هاشون رو نشون بدن بدون اینکه جزئیات و اطلاعات حساسش افشا بشه. این اثبات ها از پیاده سازی اولیه توی زیروکوین (Zerocoin) به نسخه های پیچیده تر و کارامدتر توی پروتکل هایی مثل زی‌کش (Zcash) تکامل پیدا کردن.امضاهای حلقوی یکی دیگه از اجزای ریشه و حیاتی برای این کار هستن. امضاهای حلقوی که اول توی پروژه مونرو (Monero) پیاده‌سازی شدن، به کاربر اجازه میدن یک تراکنش رو به عنوان بخشی از یک گروه امضا کنه، اون هم بدون اینکه مشخص بشه کدام عضو گروه اول از همه شروع به چرخه‌ی امضا کرده. به این ترتیب، یک داستان پوششی محکم در مورد اینکه تراکنش از کجا انجام شده به شما میده و در عین حال مطمئن میشه که شهر در امن و امان است. (این چیزیه که فکر میکنم توی ایران هم حاکمیت باهاش مشکل داشته باشه و توی ریزترین مورد میشه گفت که مونرو توی صرافی های ایرانی لیست نشده و گیر نمیاد)طرح‌های تعهدی، به ویژه توی پروتکل‌هایی مثل میمبل‌ویمبل (MimbleWimble) نگاهی تازه به خصوصی نگه داشتن تراکنش ها به ارمغان میاره. این طرح ها از تعهدات هموموفیک جالب استفاده میکنن که به شما امکان میده ببینید که آیا تراکنش قانونی هست و آیا اون پول نقد امن هست یا نه، و همه این کار در حالی انجام میشه که مقدار تراکنش مخفی نگه داشته میشه. چیزی که درباره این روش وجود داره اینه که چقدر ساده و مقیاس‌پذیره (عین هلو) در مقایسه با اون سیستم های پیچیده‌ی اثبات های دانش صفر.ب. راه حل های سطح پروتکلتوی سطح پروتکل، روش‌های مختلفی برای ارتقای حریم خصوصی و در عین حال سازگاری با سیستم‌های کریپتویی موجود پدید اومدن. سرویس های میکسینگ تلاش اولیه‌ای برای خصوصی نگه‌داشتن تراکنش‌ها بوده‌ن که از میکسرهای متمرکز ساده به گزینه‌های غیرمتمرکز جالبی مثل کوین‌جوین (CoinJoin) و کوین‌شافل (CoinShuffle)  تبدیل شده‌ن.کریپتوهای متمرکز بر حریم خصوصی با ادغام سرویس های ارائه خدمات حفظ حریم خصوصی جامع توی چارچوب خودشون، پیشرفت‌هایی داشته‌ن. به عنوان مثال، مونرو امضاهای حلقوی رو با آدرس‌های رادارگریز و تراکنش‌های محرمانه ترکیب می‌کنه تا حفاظت از حریم خصوصی چند لایه رو ارائه بده. این استراتژی همه‌کاره تضمین‌های حفظ حریم خصوصی بهتری نسبت به اضافه کردن راهکارها ارائه میده اما به پیچیدگی و تلاش بیشتری نیاز داره.راهکارهای لایه2 به عنوان یک رویکرد امیدوارکننده برای مقیاس‌بندی سرویس‌های ارائه‌دهنده خدمات حریم خصوصی ظهور کرده‌ن، اون هم در حالی که به پروتکل‌های لایه پایه پایبند هستن. این راهکارها محاسبات پیچیده حریم خصوصی رو خارج از زنجیره (Off-Chain) انجام میدن و در عین حال امنیت رو از طریق اثبات‌های کریپتوگرافیک حفظ می‌کنن و یه تعادل خوب بین حریم خصوصی، مقیاس‌پذیری و قابلیت استفاده ارائه میدن.شش. مسیرهای آتیالف. شکاف‌های تحقیقاتیچشم‌انداز فعلی حریم خصوصی کریپتو چندین حوزه حیاتی رو نشون میده که به تحقیق و توسعه بیشتر نیاز دارن. اعمال رویکردهای حریم خصوصی گراف تراکنش همچنان یک چالش مهم هست، چونکه حتی پروتکل‌های  پیشرفته‌ی حفظ حریم خصوصی هم امکانش هست که اطلاعات رو از طریق الگوهای تراکنش و زمان‌بندی به بیرون درز بدن. حریم خصوصی توی سطح شبکه هم چالش‌های مداومی رو با خودش به همراه داره، به ویژه توی زمینه‌ی شبکه‌های غیرمتمرکز که گره‌ها توی اون شبکه‌ها باید در عین حفظ حریم خصوصی، اجماع رو حفظ کنن.ب. راه حل های نوظهورراه‌حل‌های نوظهور در حفظ حریم خصوصی کریپتو روی پرداختن به این چالش‌های اساسی و در عین حال در نظر گرفتن محدودیت های اجرایی عملی تمرکز می‌کنن. پروتکل‌های حریم خصوصی چندزنجیره‌ای در حال توسعه هستن تا تراکنش‌های خصوصی رو توی شبکه‌های مختلف بلاکچینی ممکن بسازن و به طور بالقوه مجموعه‌های ناشناس بزرگ‌تری ایجاد بکنن و تضمین‌های حفظ حریم خصوصی رو بهبود ببخشن.با وجود پروتکل‌هایی مثل میمبل‌ویمبل که روش‌های نوآورانه‌ای رو برای ترکیب حریم خصوصی با فشرده‌سازی بلاکچین نشون میده، میشه گفت که رویکردهای جدیدی برای حفظ حریم خصوصی مقیاس‌پذیر در حال ظهور هستن. این راه‌حل‌ها آینده‌ای رو پیشنهاد می‌کنن که اون موقع دیگه فیچرهای حفظ حریم خصوصی رو بدون انباشته کردن حجم زیادی از محاسبات یا نیازهای ذخیره‌سازی اضافه کنید.هفت. نتیجه گیریتکامل حریم خصوصی توی دنیای کریپتو نشون دهنده ی  سازگاری مداوم با تهدیدات نوظهور و نیازهای در حال تغییره. در حالی که پیشرفت‌های قابل توجهی توی توسعه فناوری های افزایش دهنده حریم خصوصی صورت گرفته، چالش های اساسی توی ایجاد تعادل بین حریم خصوصی با مقیاس پذیری، انطباق با مقررات، و قابلیت استفاده باقی موندن. پیشرفت‌های آینده توی این زمینه احتمالاً روی بهبود کارایی پروتکل‌های حفظ حریم خصوصی و در عین حال حفظ تضمین های امنیتی قوی متمرکز خواهند بود. موفقیت این تلاش ها نه تنها به نوآوری های فنی بلکه به توانایی اونها برای رسیدگی به الزامات نظارتی و دستیابی به پذیرش جریان اصلی بستگی داره.چارچوب ارائه شده توی این مقاله، پایه ای برای درک چشم انداز پیچیده حریم خصوصی کریپتو و ارزیابی پیشرفت‌های آتی توی این زمینه که به سرعت در حال تحول هستن رو فراهم می‌کنه. همونطور که کریپتو هی بالغ تر میشه، حفظ حریم خصوصی هم توی توسعه و پذیرش به عنوان یک ملاحظه حیاتی باقی خواهد موند.</description>
                <category>هاشمی</category>
                <author>هاشمی</author>
                <pubDate>Mon, 18 Nov 2024 00:58:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نارنجی، سبز جدید است</title>
                <link>https://virgool.io/@StoneCarvedDagger/%D9%86%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AC%DB%8C-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-zlthxdscduhw</link>
                <description>تألیف: ماریوس فراشی طسوجی (Marius Farashi Tasooji) / ترجمه: سپهر هاشمینارنجی، سبز جدید استتوضیحات مترجم:غالباً می‌شنوید که ماینینگ بیت‌کوین مصرف برق زیادی داره، منجر به خاموشی های کشورها میشه، با مصرف برق برخی کشورها مقایسه میشه، و باقی آمارهایی که رسانه‌ها از اون برای نشون دادن مضر بودن بیت‌کوین و فرایند ماینینگ استفاده میکنن. اما این رفتارشون یه جور استدلال ملانصرالدینی هست که باید به سبک خودشون جوابشون رو داد. این مقاله به غالب هجمه های این چنینی و فرار رو به جلوی بهانه‌گیرهای رسانه‌ای برای عدم مقایسه صحیح یا اقلا متناوب پاسخ میده.🔤 هشتمین ماهنامه دامیننس؛ ارزیابی جامع تاثیر زیست‌محیطی بیت‌کویننکته: با اینکه فایل PDF این ترجمه اینجا در دسترس است اما من فایل ها رو لخت و بی آلایش منتشر میکنم ولی این ترجمه این افتخار رو داشته که تیتر بالا رو به ارمغان بیاره، به همین دلیل می‌تونید برید این مجله رو دریافت کنید و اقلا مطالعه زیبایی داشته باشید که چشماتون اذیت نشه.این مقاله در 17 بهمن 1401 نوشته شده و اعداد آن در 24 فروردین 1403 به‌روزرسانی شده‌اند[هدف این گزارش ارزیابی تاثیر زیست‌محیطی بیتکوین به صورت عینی است. درحالی‌که رسانه‌های جریان اصلی اغلب بیتکوین را به‌عنوان یک تهدید برای محیط‌زیست به تصویر می‌کشند، ما حقایق را برای درک بهتر اثرات آن بر روی سیاره خود بررسی می‌کنیم. علی‌رغم حمایت شخصی من از بیتکوین، من باید بی‌طرف بمانم و منابعی را برای تمام داده‌های ارائه شده ارائه کنم.مقدمهانرژی سالهای سال یک موضوع بسیار مهم در جامعه بوده است. در جامعه کریپتو، انرژیِ مصرفی به یک موضوع کم/بی اهمیت تبدیل شده است، درحالی‌که در رسانه‌های سنتی توجه زیادی به آن می‌شود.‌نمونه مقاله برخی از این رسانه‌ها:مجله نیویورک تایمزاکولوژیستایندپندنتروزنامه گاردینMSNBCاین مقالات به ما می‌گویند که بیتکوین برای محیط زیست مضر است و حتی می‌تواند سیاره ما را تهدید کند. اما آیا این موضوع واقعیت دارد؟ آیا روزنامه‌نگاران پشت این مقاله‌ها بی‌طرف و خوش‌نیت بودند یا قبلاً نظری مغرضانه و منفی نسبت به بیتکوین داشتند و تنها به دنبال راهی برای تخریب وجهه آن بودند؟با مطلبی که در حال حاضر در حال خواندن آن هستید، سعی خواهم کرد تا حد امکان تأثیر فعلی و بالقوه بیتکوین بر روی خانه‌مان را توضیح دهم تا درک بهتری از آن و تعیین اینکه آیا گسترش آن می‌تواند برای زیست‌بوم ما خطرناک باشد یا خیر داشته باشیم.اگرچه من حامی ‌بیتکوین هستم، اما تمام تلاشم را می‌کنم تا بی‌طرف بمانم و هر عددی ‌که استفاده می‌کنم با منبعی همراه خواهد بود که می‌توانید آن را تأیید کنید و یا از من بخواهید که منتشر کنم.&quot;اگر باور نمی‌کنی یا نمی‌فهمی، من وقت ندارم متقاعدت کنم، ببخشید&quot;-ساتوشی ناکاموتو، خالق بیتکوین</description>
                <category>هاشمی</category>
                <author>هاشمی</author>
                <pubDate>Sun, 05 May 2024 04:43:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انقلاب بیت‌کوین در ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@StoneCarvedDagger/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-fstxbjfvm5qn</link>
                <description>تألیف: ماریوس فراشی طسوجی (Marius Farashi Tasooji) / ترجمه: مترجمین گروه Un de Blockانقلاب بیت‌کوین در ایرانتوضیحات:این مقاله به بررسی افزایش استفاده از بیتکوین در میان ایرانیان می‌پردازد. در شرایطی که مردم ایران با چالش‌های اقتصادی و سانسور دولتی و بین‌المللی روبرو هستند، بیتکوین به عنوان ابزاری برای حفظ آزادی‌های فردی و ارزش‌ها در یک محیط پیچیده اقتصادی و سیاسی عمل می‌کند. این مقاله نابرابری‌های ریشه‌دار در نظام فعلی و نحوه کمک بیتکوین به ایرانیان برای غلبه بر این چالش‌ها و احقاق حق آزادی مالی آنها را بررسی می‌کند.نکته: گرچه فایل PDF اینجا  درج شده است اما با توجه به وجود اسلایدرها در صفحه پیشنهاد می‌کنم که به وبسایت نویسنده برای مطالعه راحت‌تر مراجعه کنید. این مقاله از لینک زیر قابل مطالعه است اما با آی پی ایران در دسترس نیست. این موضوع را به نویسنده اطلاع داده‌ایم که سپس متوجه شدیم محدودیت مذکور از طریق هاست اعمال شده و نویسنده برای آزادی ایرانیان در دسترسی به مقاله موضوع را به پشتیبانی هاست اطلاع داده است.لینک: صفحه مقاله در وبسایت Adopotblock (فارسی)</description>
                <category>هاشمی</category>
                <author>هاشمی</author>
                <pubDate>Sun, 05 May 2024 04:36:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شاخص مصرف انرژی بیتکوین</title>
                <link>https://virgool.io/@StoneCarvedDagger/%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%B5-%D9%85%D8%B5%D8%B1%D9%81-%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-j7ffa3pm0pvq</link>
                <description>تألیف: دیجیکونومیست (Digiconomist) / مترجم: سپهر هاشمیشاخص مصرف انرژی بیتکوینتوضیحات مترجم: -این مقاله با آنچه که دانشگاه کمبریج منتشر کرده و ترجمه‌ش هم اینجا هست فرق داره. اینجا اعداد و ارقام مربوط به کل شبکه و حتی یک تراکنش، ردپای کربن، مصرف آب، زباله الکترونیکی، مقایسه با کشورها، و غیره وجود داره. ضمنا حتی میزان تخمینش با کمبریج هم فرق داره و گفته که 137 تراوات ساعت بوده در حالیکه عدد کمبریج 104 تراوات ساعت بود و توی نسخه اصلاح شده 15تا ازش کم شد و رسید به 89 تراوات ساعت. از اونجا که فایل متنی ترجمه دارای جدول و المان و آیکون هست که پلتفرم ویرگول مناسب انتشارشون نیست اکیدا توصیه می‌کنم که برای مطالعه راحت‌تر فایل PDF رو از اینجا دریافت کنید.</description>
                <category>هاشمی</category>
                <author>هاشمی</author>
                <pubDate>Sun, 05 May 2024 04:20:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نسخه اصلاح‌شده شاخص CBECI یا شاخص تخمین مصرف برق بیتکوین</title>
                <link>https://virgool.io/@StoneCarvedDagger/%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%B5-cbeci-%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%B5-%D8%AA%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B5%D8%B1%D9%81-%D8%A8%D8%B1%D9%82-%D8%A8%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-czuujcmmibbj</link>
                <description>تألیف: دانشگاه کمبریج / ترجمه: سپهر هاشمیتوضیحات مترجم:دانشگاه کمبریج قبلا یک نسخه از این شاخص رو منتشر کرده بود که بعدا روش شناسی خودش توی تخمین برقی که شبکه بیتکوین مصرف میکنه رو اصلاح کرد و عدد شاخص خودش رو کاهش داد. این مقاله در 31 آگوست 2023 در اینجا منتشر شده است. برای مطالعه راحت‌تر و دریافت فایل PDF اینجا کلیک کنید.مقاله در یک نگاهبررسی فرضیات اساسی پشت شاخص مصرف برق بیتکوین کمبریج (CBECI) منجر به اولین بازنگری عمده در آن از زمان راه‌اندازی آن در سال 2019 شده است - پاسخی به شواهدی که حاکی از تخمین بیش از حد دوره‌ای در مصرف برق است.آنچه در مدل قبلی شاخص CBECI گذشتمحبوبیت بیتکوین در سال‌های اخیر افزایش یافته است و تا حد زیادی تصویر منفی خود را از دست داده و مورد قبول جریان اصلی قرار گرفته است. بااین‌حال، این بررسی دقیق همگام با افزایش محبوبیتش انجام شده است. رشد سریع ماینینگ بیتکوین نگرانی‌هایی را در مورد ماهیت انرژی‌بر این صنعت و عوارض محیط‌زیستی و اجتماعی مرتبط با آن ایجاد کرده است. در بحث‌های پیرامون مداخلات تنظیم‌گرانه، برخی ادعا می‌کنند که بیتکوین بهبود‌های زیست‌محیطی را به خطر می‌اندازد و می‌تواند تغییرات آب‌وهوایی را شدیدتر کند، در حالی که برخی دیگر استدلال می‌کنند که می‌تواند به مبارزه با تغییرات اقلیمی کمک کند و مزایای اجتماعی دیگری را ارائه دهد. بااین‌حال، ماهیت پیچیده صنعت ماینینگ و فقدان اطلاعات اغلب کمتر شناخته می‌شوند، که فضا را برای نقاط داده‌ای انتخاب‌شده و دیدگاه‌های مغرضانه ایجاد می‌کند. بنابراین، آگاهی از پیچیدگی و ماهیت غنی از جزئیات این موضوع بسیار مهم است.ما شاخص مصرف برق کمبریج بیتکوین (CBECI) را در پاسخ به این تقاضای فزاینده برای دیدگاه‌های مبتنی بر داده‌های قابل اعتماد در جولای 2019 راه‌اندازی کردیم. با انعکاس افزایش علاقه عمومی به این موضوع، کار ما تکامل یافته است و به تدریج دامنه شاخص را گسترش می‌دهد تا خشت به خشت بنای لازم برای ارائه تصویر کامل‌تری از ردپای زیست‌محیطی بیتکوین را فراهم کند.اولین نسخه از شاخص بر اساس یک مدل فنی-اقتصادی است که دیدگاه‌هایی را در مورد استفاده از برق در فعالیت‌های جهانی ماینینگ بیتکوین ارائه می‌دهد. به‌تدریج، ویژگی‌های تکمیلی مانند تاریخچه تقاضای برق و مصرف انباشته برق را وارد کردیم.با این وجود، در حالی که مصرف برق برای درک ردپای زیست‌محیطی بیتکوین بسیار مهم است، اما این فقط یک عنصر است. برای ایجاد یک درک کامل‌تر، باید تعیین کنیم که برق مصرفی چگونه تولید می‌شود و از این رو اطلاعات مورد نیاز در مورد توزیع جغرافیایی ماینینگ بیتکوین را مشخص می‌کنیم.برای رسیدگی به این شکاف اطلاعاتی، در ماه می‌ 2020 شاخص CBECI را با ادغام یک ابزار جدید به نام نقشه ماینینگ به‌روزرسانی کردیم که دیدگاه‌های منحصربه‌فردی را در مورد توزیع جغرافیایی هش‌ریت (قدرت محاسباتی ارائه شده به شبکه) در طول زمان ارائه می‌دهد. این موضوع به سنگ بنای رویکرد ما در تخمین میزان انتشار گاز‌های گلخانه‌ای (GHG) توسط بیتکوین تبدیل شد (که در سپتامبر 2022 راه‌اندازی شد). ما با بهره‌گیری از اطلاعات مطالعات قبلی‌مان، تصویر کامل‌تری از تأثیرات آب‌وهوایی بیتکوین ارائه کردیم؛ در حالی که تنها در نظر گرفتن میزان مصرف برق، این امکان را به ما نمی‌داد.به‌روزرسانی معرفی‌شده در این مقاله، یک بازنگری عمده در روش اصلی ما برای تخمین مصرف برق بیتکوین را نشان می‌دهد. پس از ارزیابی بازخورد از سوی سهام‌داران مختلف، تصمیم گرفتیم روش‌شناسی موجود خود را به‌طور جامع بررسی کنیم تا مشخص کنیم آیا نیاز به بهبود دارد یا خیر، و در این صورت، یک به‌روزرسانی‌ای را طراحی و آزمایش کنیم که می‌تواند به رفع مشکلات شناسایی‌شده کمک کند.برای ارائه زمینه به استدلالی که در بخش‌های بعدی ارائه می‌کنیم، ابتدا ماینینگ بیتکوین و تکامل آن را معرفی می‌کنیم. ما به پیشرفت فناوری سخت‌افزار اختصاصی ماینینگ که عموماً اسیک نامیده می‌شوند، و به چگونگی تغییر روند پیشرفت‌ها توجه ویژه‌ای می‌کنیم. در مرحله بعد، مجموعه‌ای از داده‌ها از سوابق واردات سخت‌افزار ماینینگ بیتکوین در ایالات متحده گرفته تا آمار صنعت را بررسی می‌کنیم، و آن را با تخمین‌های قبلی و تخمین‌های به‌روزشده‌ی خود مقایسه می‌کنیم. برای نتیجه‌گیری، ما منطق پشت اصلاحات اجرا شده را خلاصه می‌کنیم و با استفاده از آن‌ها به صورت عطف به ماسبق، نحوه تأثیر آن‌ها بر تخمین‌های قبلی‌مان را شرح می‌دهیم.مروری بر تکامل فنی سخت‌افزار ماینینگتولد بیتکوین در سال 2009 یک انقلاب تکنولوژیکی را شعله‌ور کرد که قلمرو دارایی‌ها و معاملات دیجیتال را متحول کرد. این رمزارز پیشگام که توسط یک شخصیت نامشخص با نام مستعار ساتوشی ناکاموتو معرفی شده است، توسط فرایندی به نام «ماینینگ» -ستون فقرات شبکه غیرمتمرکز آن- پشتیبانی می‌شود. استخراج بیت کوین به فرایند محاسباتی معرفی بیتکوین‌های جدید به عرضه‌درگردش و افزودن تراکنش‌ها به بلاکچین اشاره دارد.این فرایند بر اساس الگوریتم اجماع اثبات کار (PoW) است که در آن ماینر‌ها باید یک پازل رمزنگاری را حل کنند که به منابع محاسباتی و انرژی قابل توجهی نیاز دارد. ماینر‌ها برای حل این معما‌ها به رقابت می‌پردازند و به برنده این فرصت داده می‌شود تا یک بلوک جدید به بلاکچین اضافه کند. بلوک پیشنهادی ماینر شامل لیستی از تراکنش‌های معتبر است و پس از اضافه شدن به بلاکچین، این تراکنش‌ها عملاً غیرقابل تغییر می‌شوند و در نتیجه یک رکورد شفاف و غیرقابل تغییر ایجاد می‌شود. ماینر برای تلاش‌های خود با توجه به تعداد معینی از بیتکوین‌های تازه تولید شده (به نام پاداش بلوک، که تقریباً هر 4 سال یک‌بار نصف می‌شود) و کارمزد تراکنش‌های موجود در بلوک خود پاداش دریافت می‌کنند. با افزایش ارزش و محبوبیت بیتکوین، ماینینگ به‌طور فزاینده‌ای رقابتی شد که آغازگر تکامل قابل توجهی در سخت‌افزار ماینینگ شد.مراحل اولیه ماینینگ کردن بیتکوین: سفری از CPU به FPGAماینینگ در روز‌های اولیه بیتکوین یک فرایند ابتدایی با استفاده از رایانه‌های شخصی استاندارد برای استخراج بلوک‌ها بود، که گواهی بر تقاضا‌های محاسباتی متوسط شبکه در آن زمان بود. در این دوره فرایند ماینینگ با CPU‌ها انجام می‌شد. CPU‌ها، که برای انجام طیف وسیعی از وظایف طراحی شده بودند، برای نیاز‌های محاسباتی اولیه ماینینگ بیتکوین کافی بودند. با این حال، با افزایش ارزش بیتکوین، شبکه گسترش یافت و رقابت برای پاداش بلوک شدیدتر شد و تقاضا برای سخت‌افزار پیچیده‌تر و کارآمدتر ایجاد شد. این امر موجب تحول در سخت‌افزار ماینینگ شد. تا اکتبر 2010، پردازنده‌های گرافیکی (GPU) که در ابتدا به‌منظور بازی‌های ویدیویی مهندسی شده بودند، برای ماینینگ انتخاب شدند. این GPU‌ها که قادر به انجام عملیات ریاضی ساده به صورت موازی بودند، در ماینینگ تقریباً 6 برابر کارآمدتر از CPU‌ها بودند. بااین‌حال، این جهش در افزایش بهره‌وری عمر زیادی نداشت و خیلی زود FPGA در سال 2011 از آن‌ها پیشی گرفت. FPGA‌ها، درحالی‌که تولید کردنشان کار فشرده‌تری می‌طلبد، به‌دلیل انعطاف‌پذیری در پیکربندی سخت‌افزای و نرم‌افزاری خود که آن‌ها را تبدیل به سخت‌افزار مناسب برای ماینینگ بیتکوین می‌کند، به‌طور قابل توجهی از GPU‌های سطح بالا سریعتر هستند.ماینینگ مدرن بیتکوین: ظهور اسیکپیگیری بی‌وقفه عملکرد و کارایی بیشتر در مرحله سوم تکامل سخت‌افزار ماینینگ به اوج خود رسید و منجر به ظهور اسیک شد. اولین نسل از اسیک‌ها در سال 2012 معرفی شد، و اولین تحویل دستگاه -بعضاً موفق‌تر و بعضاً کمتر- توسط چند تولیدکننده در سال 2013 انجام شد. از آن زمان به بعد، اسیک‌ها به سرعت صنعت ماینینگ را تسخیر کردند و به دلیل کارایی برتر در مقایسه با فناوری‌های قبلی، خود را به‌عنوان دستگاه‌های منتخب ثابت کردند. پس از آن بود که اولین انتقادات مطرح شد و دقیقاً پیش‌بینی شد که ظهور اسیک‌ها منادی تغییر از ماینینگ خانگی به فعالیت‌های ماینینگ متمرکز در دیتاسنتر‌های حرفه‌ای خواهد بود.اسیک‌ها بر خلاف پیشینیان خود برای اجرای عملیات خاصی طراحی شده‌اند که منجر به کارایی بی‌نظیر می‌شود، البته به شرط تطبیق‌پذیری با هزینه‌ها. مهمترین پیشرفت تکنولوژیکی از زمان پیدایش اسیک، کاهش تدریجی اندازه تراشه بوده است که از 130 نانومتر در سال 2013 به 5 نانومتر در مدل‌های اخیر کاهش یافته است. این امر به‌طور قابل توجهی بهره‌وری ماینینگ را افزایش داده است: هرچه تراشه کوچکتر باشد، به انرژی الکتریکی کمتری برای انتقال داده‌ها نیاز است.با این حال، واضح‌تر است که سرعت پیشرفت تکنولوژی کند و ساکن شده است. جهش‌های دیوانه‌وار اولیه در قدرت محاسباتی و افزایش بهره وری، جای خود را به بهبود‌های تدریجی بیشتری داده است که نشان‌دهنده بلوغ فناوری ماینینگ بیتکوین است. سرعت بهبود بهره‌وری از سال 2020 به‌طور قابل توجهی کاهش یافته است و تولیدکنندگان سخت‌افزار احتمالاً به‌طور فزاینده‌ای برای دستیابی به افزایش بهره‌وری با چالش روبرو خواهند شد. این کاهش سرعت در درجه اول به دلیل محدودیت‌های فیزیکی فناوری نیمه‌هادی است که در قانون مور (Moore’s law) گنجانده شده است، که صنعت را برای دهه‌ها هدایت کرده است. با نزدیک شدن به این مرز‌ها، تولید تراشه‌های کوچکتر چالش‌برانگیزتر و گران‌تر می‌شود.این کاهش در پیشرفت تکنولوژی بر طول عمر پیش‌بینی‌شده سخت‌افزار ماینینگ تأثیر می‌گذارد. قبلاً، پیشرفت سریع، سخت‌افزار اسیک را با سرعتی نسبی منسوخ و بی‌سود می‌کرد و فرضیات عمر اقتصادی کوتاه‌تر را توجیه می‌کرد. با این حال، کاهش سرعت، همانطور که در شکل 1 مشاهده می‌شود، به این معنی است که دستگاه‌های قدیمی‌تر برای مدت طولانی‌تری سودآور باقی می‌مانند، بنابراین، از منظر سودآوری، بر طول عمر پیش‌بینی‌شده سخت‌افزار اسیک تأثیر می‌گذارد و احتمالاً منجر به طولانی‌تر شدن چرخه‌های تعویض دستگاه می‌شود.شکل 1: تاریخچه تکامل سخت‌افزار ماینینگ بیتکوین | منبع: شرکت Bitmain
به طور کلی، تخمین طول عمر به‌طور قابل توجهی متفاوت است. درحالی‌که دانشگاه‌ها تمایل دارند طول عمر کوتاه‌تری را در حدود یک سال و نیم یا کمتر اختصاص دهند، تخمین‌های صنعت به‌طور قابل توجهی طولانی‌تر هستند – معمولاً 3 تا 5 سال و حتی بیشتر برای تجهیزاتی که خنک‌کننده مایع دارند. طول عمر سخت‌افزار تحت تأثیر عوامل متعددی است، از پارامتر‌های عملیاتی مانند تعمیر و نگهداری، شرایط محیطی و اورکلاک ماشین (که می‌تواند طول عمر را کوتاه یا طولانی‌تر کند) گرفته تا عوامل سودآوری که با قیمت بیتکوین و سختی شبکه در نوسان هستند. افزایش قیمت بیتکوین ممکن است اسیک‌های قدیمی‌تر و کم‌کارآمدتر را دوباره به کار بیاندازد، درحالی‌که کاهش قیمت‌ها یا افزایش سختی شبکه می‌تواند اثر معکوس داشته باشد.تاریخچه توسعه هش‌ریتهمانطور که قبلاً بحث شد، پیشرفت قابل توجهی در توسعه سخت‌افزار ماینینگ در طول زمان وجود داشته است. این امر منجر به افزایش فوق‌العاده قدرت محاسباتی ارائه شده به شبکه شده است که در تعداد هش‌های انجام شده در هر ثانیه اندازه‌گیری می‌شود. در این بخش، بررسی می‌کنیم که چگونه هش‌ریت شبکه، که اغلب به عنوان سطح امنیت شبکه در نظر گرفته می‌شود، تکامل یافته است. این تکامل تأثیر قابل توجهی که پیشرفت سخت‌افزار ماینینگ بر شبکه داشته است را نشان می‌دهد.معرفی مدل‌های سخت‌افزاری جدیدتر منجر به تجهیزاتی شده است که نه تنها به‌طور قابل توجهی کارآمدتر از مدل‌های قبلی خود هستند، بلکه به‌طور قابل ملاحظه‌ای قدرتمندتر هستند. (لازم به ذکر است که شکل 1 فقط کارایی دستگاه را نشان می‌دهد (اندازه‌گیری شده بر حسب J/TH که معادل ژول بر تراهش است) و به توان محاسباتی نمی‌پردازد. ) به‌عنوان مثال، مدل پرچمدار 2016 شرکت Bitmain با برند Antminer یعنی دستگاه S9 دارای هش‌ریت یازده و نیم (11.5) تراهش بر ثانیه بود و در مقابل، مدل پرچمدار 2022 آن یعنی دستگاه S19 XP میزان 140 تراهش بر ثانیه را تحویل می‌دهد. حتی مدل‌های قدرتمندتری که در آن سال عرضه شدند، مانند S19 XP Hydro نیز به 260 تراهش بر ثانیه دست یافتند. اخیراً شرکت MicroBT با برند Whatsminer دستگاه ++M53Sرا معرفی کرد که سرعت خیره‌کننده 320 تراهش بر ثانیه را ارائه می‌دهد. قدرت محاسباتی افزوده شده‌ی هر نسل بعدی از سخت‌افزار ماینینگ به‌طور ویژه‌ای به این مقاله مرتبط است، زیرا به‌طور قابل‌توجهی بر تصمیم ما برای اصلاح روش تخمین مصرف برق تأثیر گذاشته است.شکل 2 توسعه میانگین هش‌ریت روزانه شبکه بیتکوین را از نقطه داده اولیه ما در ژانویه 2009 تا آگوست 2023 نشان می‌دهد. افزایش قابل توجه در دوران قبل از اسیک و اوایل اسیک نیز به‌طور ویژه‌ای قابل توجه است. افزایش شدید هش‌ریت از سال 2009 تا 2011 را می‌توان تا حد زیادی به نقطه شروع پایین (در ابتدا، شبکه فقط چند رایانه شخصی را شامل می‌شد) و علاقه‌ی روبه‌رشدی که باعث شد شبکه از استفاده از CPU به سمت GPU و سپس FPGA پیشرفت کند نسبت داد. بااین‌حال، افزایش چشمگیر هش‌ریت پس از معرفی و تکثیر متعاقب اسیک‌ها نیز به همان اندازه قابل توجه است. این روند بر پارادایم در حال تحول در ماینینگ بیتکوین یعنی انتقال از دستگاه‌های معمولی خانگی به سخت‌افزار ماینینگ اختصاصی تأکید می‌کند. در این زمینه، یک مفهوم برجسته این است که افزایش هش‌ریت قطعاً ماینینگ بیتکوین را دشوارتر می‌کند و ماینر‌ها را وادار می‌کند تا قدرت محاسباتی بیشتری برای حفظ همان سطح پاداش داشته باشند. این امر به طور مستقیم بر سودآوری عملیات ماینینگ تأثیر می‌گذارد.شکل 2: توسعه هش‌ریت شبکه بیتکوین در طول زمان | منبع: وبسایت CoinMetrics
توضیحات مترجم: همانطور که در تصویر مشهود است رشد هش‌ریت شبکه در زمان ظهور اسیک‌ها در دو سال نزدیک به صد برابر سال قبل بوده است اما همچنان هم تا سال 2023 یعنی تاریخ 15 آگوست 2023 نسبت به سال قبل یک و نیم برابر شده است یعنی از 219.5 اگزاهش به 339.9 اگزاهش رسیده است. البته هم اکنون در زمان انتشار این مقاله یعنی 28 مهرماه 1402، این عدد به 470 اگزاهش رسیده و در دو هفته گذشته از 500 اگزاهش هم رد شده بود.جلو ماندن: پاسخ به تغییر پارادایم فناوریبا هدایت اصل “همگام با زمان باشید و زمان از شما نخواهد گذشت”، ما یک بررسی جامع از روش‌شناسی موجود خود انجام داده‌ایم. این بررسی بر پیشرفت‌های اخیر در سخت‌افزار ماینینگ بیتکوین و هش‌ریت متمرکز بود، و ارزیابی می‌کرد که آیا رویکرد فعلی ما هنوز به‌طور دقیق وضعیت موجود را منعکس می‌کند یا خیر. یک سؤال مناسب و بجا این است که چه چیزی باعث افزایش قابل توجه هش‌ریت مشاهده شده در سال‌های اخیر شده است (شکل 2)، به‌خصوص که مدل‌های جدیدتر پیشینیان خود را در قدرت محاسباتی تحت الشعاع قرار داده‌اند. ما به دقت بررسی کرده‌ایم که روش‌شناسی‌مان چگونه این پیشرفت‌ها را منعکس می‌کند و به‌روزرسانی‌ای را معرفی کرده‌ایم که بر اساس یافته‌هایمان بهبود‌هایی را در بر می‌گیرد. قبل از پرداختن به این موضوعات، مروری مختصر از روش‌شناسی و تخمین‌های قبلی خود در زیر ارائه کرده‌ایم.شاخص CBECI از سال 2019 سه تخمین مصرف برق ارائه کرده است: یک سناریوی بهترین‌حالتِ فرضی و بدترین‌حالتِ فرضی، که قابل‌اطمینان‌ترین تخمین ما بین آن‌ها قرار دارد. هر تخمین منتشر شده بر روی وب‌سایت ما بر این فرض استوار است که ماینر‌ها، به‌عنوان بازیگران اقتصادی منطقی، از کارکردن سخت‌افزار‌های زیان‌آور اجتناب خواهند کرد. تمایز بین این تخمین‌ها در فرض ترکیب سخت‌افزاری است به عبارت دیگر، فرض‌های مختلفی در نظر گرفته‌ایم از ترکیب دستگاه‌های ماینر که افراد از آن‌ها استفاده می‌کنند. در این مقاله، ما بر روی مورد پایه قبلی خود تمرکز می‌کنیم، که در آن فرض می‌شود که تمام مدل‌های سخت‌افزاری در نظر گرفته شده دارای مقدار مساوی از هش‌ریت هستند. اطلاعات دقیق در مورد نحوه انتخاب مدل‌های سخت‌افزاری در رویکرد قبلی‌مان، همراه با سایر فرضیات را می‌توانید در وبسایت ما بیابید.تصدیق یک چشم انداز تکنولوژیک در حال تغییردر حالی که این پژوهش اغلب در صورت امکان از رویکرد‌های پایین به بالا حمایت می‌کند، ماهیت غیرمتمرکز شبکه نیز جمع‌آوری داده‌ها را چالش‌برانگیز می‌کند. در این مورد، روش ترکیبی بالا به پایین ما به‌عنوان یک جایگزین عملی در زمانی که جمع‌آوری داده‌های سطح پایین غیرممکن است، مورد تحسین قرار گرفته است. با در دسترس قرار گرفتن اطلاعات بیشتر، می‌دانیم که روش‌شناسی ما باید بر این اساس تکامل یابد و تعادلی را بین دقت و سازگاری حفظ کند. در نتیجه، هنگام تغییر روش‌شناسی خود احتیاط می‌کنیم و هر تغییری را به دقت بررسی می‌کنیم.روش‌شناسی قبلی ما در دوره‌های سودآوری کم ماینینگ، به‌ویژه زمانی که با تخمین‌های صنعت محک‌زده می‌شود، مؤثر بوده است. با این حال، زمانی که ماینینگ بیتکوین به‌طور ویژه‌ای سودآور است، این روش کاستی‌هایی را نشان داد که به ویژه در سال 2021، زمانی که سودآوری ماینینگ افزایش یافت، مشهود بود. هسته اصلی موضوع در فرض وزن برابر نهفته است، که عواقب آن پس از ممنوعیت ماینینگ رمزارز‌ها توسط چین تشدید شد، که منجر به کمبود فضای میزبانی سخت‌افزار شد. شواهد حاکی از آن است که این تنگنا منجر به ذخیره سخت‌افزار‌های نسل بعدی در انبار‌ها به دلیل کمبود فضا در دیتاسنتر‌ها شده است. با توجه به اینکه حتی دستگاه‌های جدید نیز در انبار ذخیره می‌شدند، منطقی است استنباط کنیم که اپراتور‌های ماینینگ قبلاً همه دستگاه‌های قدیمی را با مدل‌های جدیدتر جایگزین کرده بودند و از همه ابزار‌های ممکن برای افزایش کارایی کلی عملیات ماینینگ خود استفاده می‌کردند.همانطور که بعداً بررسی می‌کنیم، این امر سؤالات مهمی را در مورد اینکه چه سخت‌افزاری تا چه حد هش‌ریت ارائه می‌کند، ایجاد می‌کند. همانطور که شکل 2 نشان می‌دهد، هش‌ریت شبکه بیتکوین به‌طور قابل توجهی در طول زمان افزایش یافته است و ما را بر آن می‌دارد تا بررسی کنیم که چه چیزی باعث این رشد شده است. تجزیه و تحلیل سخت‌افزار اسیک نشان می‌دهد که دستگاه‌ها نه تنها در طول زمان به‌طور قابل توجهی کارآمدتر شده‌اند بلکه به‌طور قابل توجهی نیز قدرتمندتر شده‌اند. متأسفانه، کمبود داده‌های مرتبط با سخت‌افزار چالش مهمی را ایجاد می‌کند، زیرا توانایی ما را برای ارزیابی دقیق انواع و میزان استفاده از سخت‌افزار توسط فارمر‌ها را محدود می‌کند. برای رفع این کمبود داده، روشی ایجاد کردیم که توزیع سخت‌افزار روزانه را بر اساس داده‌های عملکرد و مصرف توان سخت‌افزار واقعی شبیه‌سازی می‌کند. بااین‌حال، ستون اصلی روش‌شناسی قبلی ما در شاخص CBECI این فرض بود که هر مدلی از سخت‌افزار سودآور که کمتر از 5 سال پیش منتشر شده باشد، به همان اندازه کل هش‌ریت شبکه را تأمین می‌کرد. بااین‌حال، این امر منجر به تعداد نامتناسب زیادی از دستگاه‌های قدیمی‌تر در مقایسه با دستگاه‌های جدیدتر در توزیع سخت‌افزار فرضی ما در طول دوره‌های ماینینگ فوق‌العاده سودآور شد.این مفهوم را می‌توان در ضمیمه 1 مشاهده کرد، که نشان می‌دهد تعداد دستگاه‌های عملیاتی مدل قبلی شاخص ما به هر سری سخت‌افزار ماینینگ از 3 سازنده بزرگ یعنی Bitmain و MicroBT و Canaan اختصاص داده است.به‌عنوان مثال، در دسامبر 2017، افزایش ناگهانی سودآوری ماینینگ منجر به این شد که اکثر دستگاه‌ها را سری‌های S1 و S3 برند Antminer (که به ترتیب در سال‌های 2013 و 2014 توزیع شدند) تشکیل دهند. با توجه به تأثیری که فقدان پیشرفت‌های تکنولوژیکی قابل‌توجه بر روش‌شناسی ما داشت، تصمیم گرفتیم توزیع اسیک تولید شده توسط مدل قبلی شاخص را مجدداً بررسی کنیم و نتایج را در برابر سایر معیار‌ها از داده‌های در دسترس عموم بررسی کنیم. ما متوجه شدیم که تجهیزاتی که اخیراً منتشر شده‌اند به نظر کمتر معرفی شده‌اند و تجهیزاتی که نزدیک به پایان چرخه عمر خود هستند بیش از حد معرفی شده‌اند. همین عدم تعادل بود که ما را بر آن داشت تا روش‌شناسی خود را به‌روز کنیم. یافته‌هایی که اکنون ارائه می‌کنیم، دلیل این تصمیم را ارائه می‌دهد. برای اطلاعات بیشتر در مورد اینکه چگونه به‌روزرسانی روش‌شناسی بر توزیع فرضی سخت‌افزار ماینینگ تأثیر می‌گذارد، به پیوست 2 مراجعه کنید.بررسی محرک‌های رشد هش‌ریتاین بخش بررسی ما را در مورد رابطه بین افزایش هش‌ریت شبکه و عوامل بالقوه‌ای که می‌توانند این رشد را تسریع کنند، تشریح می‌کند. ما به‌وسیله مقایسه توسعه هش‌ریت با تحویل‌های اخیر دستگاه ماینر بیتکوین به بازار، بحث را با استفاده از داده‌های واردات ایالات متحده در چنین تجهیزاتی به‌عنوان یک پراکسی، و سپس بررسی داده‌های فروش عمومی شرکت Canaan Creative که یکی از 3 سازنده بزرگ سخت‌افزار ماینینگ بیتکوین است شروع می‌کنیم.ما ابتدا میزان ارتباط واردات تجهیزات به ایالات متحده با افزایش هش‌ریت را مشخص کردیم. یک فرض اساسی این است که این واردات عمدتاً شامل اسیک‌های جدیدتر است تا مدل‌های قدیمی‌تر، که از طریق خرید‌های فارمر‌ها در فهرست خرید‌های عمومی‌شان یا فهرست خرید‌های مقیاس بزرگتر و خصوصی‌شان، و همچنین داده‌های فروش شرکت Canaan مشهود است. طبق آخرین فرم 20-F ثبت شده در شرکت Canaan با برند AvalonMiner، نسل پرچمدار این شرکت به نام A12، همراه با فروش سری A13 میزان 99.2 درصد از کل فروش هش‌ریت شرکت در سال 2021 و 100 درصد فروش در سال 2022 را به خود اختصاص داده‌اند. این ماجرا فرض ما را تأیید می‌کند که تجهیزات وارداتی عمدتاً شامل مدل‌های جدیدتر است.اجازه دهید همانطور که در شکل 3 الف نشان داده شده است، عمیق‌تر به داده‌های مربوط به واردات تجهیزات ماینینگ به ایالات متحده بپردازیم. در درون چارت، میله‌ها وزن تجهیزات را بر حسب تن متریک نشان می‌دهند و خط زرد رنگ نیز توسعه هش‌ریت شبکه (برحسب اگزاهش بر ثانیه) را از مارس 2022 تا مارس 2023 نشان می‌دهد. در این زمینه، مهم است که توجه داشته باشید که هش‌ریت یک شاخص عقب‌افتاده است. به گفته کارشناسان صنعت که ما با آن‌ها مشورت کردیم، ممکن است فاصله قابل توجهی بین زمانی که داده‌های واردات ثبت می‌شود و زمانی که اسیک‌ها نصب و عملیاتی می‌شوند وجود داشته باشد. این نکته را در بخش بعدی توضیح خواهیم داد.هدف ما در این تحلیل این است که داده‌های به‌دست‌آمده از سوابق واردات را به هش‌ریت تبدیل کنیم و سپس این داده‌های خاص ایالات متحده را به صنعت جهانی ماینینگ بیتکوین تعمیم دهیم. برای این منظور، ما یک معیار یعنی تراهش بر ثانیه بر کیلوگرم را فرموله کردیم که از سری A12 و A13 برند Avalonترسیم شد. سپس این معیار را با داده‌های واردات ایالات متحده در مورد تجهیزات ماینینگ بیتکوین و آخرین سهم این کشور از هش‌ریت ترکیب کردیم، که به ما امکان می‌دهد تأثیر کلی تجهیزات ماینینگ جدید بر کل هش‌ریت شبکه را تخمین بزنیم. نتیجه این رویکرد در شکل 3 ب نشان داده شده است.شکل 3 الف: سوابق واردات ایالات متحده در تجهیزات ماینینگ بیتکوین و ب: تخمین قدرت محاسباتی حاصل از داده‌های واردات. ما از هش‌ریت (برحسب تراهش بر ثانیه) و وزن ناخالص اعلام شده توسط سازنده استفاده کردیم و ترکیبی با وزن برابر از مدل‌های A1246 و A1266 و A1346 و A1366 برند Avalon به‌کار بردیم. | منابع: مجله The Miner Mag، سوابق واردات ایالات متحده، وبسایت CoinMetrics، وبسایت Canaan، و محاسبات خودمان
نوار‌های خاکستری نشان‌دهنده هش‌ریت تقریبی واردات ایالات متحده است و نوار‌های آبی نیز تخمین‌هایی هستند که داده‌های ایالات متحده را در مقیاس جهانی برون‌یابی کرده و قیاس می‌کند. در طول دوره ارزیابی شده، میانگین هش‌ریت شبکه از 200.79 اگزاهش بر ثانیه به 331.55 اگزاهش بر ثانیه رسید که نتیجتاً 130.76 اگزاهش بر ثانیه افزایش یافت. در همین حال، بر اساس داده‌های واردات ایالات متحده، افزایش هش‌ریت تخمین شده نشان می‌دهد که حدود 55.76 اگزاهش بر ثانیه توسط واردات جدید در ایالات متحده در دسترس قرار گرفته است. این قیاس اگر در سطح جهانی پیش‌بینی شود برابر با 147.35 اگزاهش بر ثانیه خواهد بود، یعنی رقمی که بسیار شبیه توسعه مشهود هش‌ریت شبکه در همان دوره است. با این حال، مجدداً می‌توان اعلام کرد که واردات در چند ماه آخر دوره‌ی مشاهده شده ممکن است در هش‌ریت شبکه ماه مارس منعکس نشده باشد.اگرچه این رویکرد یک تخمین حدسی است و مشروط به ساده‌سازی‌ها و فرضیات متعدد است، یافته‌ها یک پیوند قابل قبول بین افزایش هش‌ریت شبکه با تحویل و نصب سخت‌افزار جدیدتر را تقویت می‌کنند. برای تکمیل تجزیه و تحلیل بالا، یافته‌های خود را با داده‌های فروش اسیک از گزارش‌های سالانه شرکت Canaan Creativeتأیید کردیم تا مشخص کنیم آیا نتیجه‌گیری به‌دست‌آمده با شواهد تکمیلی پشتیبانی می‌شود یا خیر. علاوه بر این، ما نشان می‌دهیم که چگونه شاخص اصلاح‌شده‌ی CBECI با هر دو داده یعنی داده‌های قبلی و داده‌های صنعت مقایسه می‌شود. ما در پایان این بخش به‌طور خلاصه روش به‌روز شده را معرفی می‌کنیم.مقایسه ما عمدتاً بر روی سال 2021 (شکل 5 را ببینید) متمرکز شد، آن هم به دلیل سودآوری نسبتاً بالای ماینینگ در سال 2021 (شکل 4 را ببینید) و به دلیل کاهش حاصله در میانگین بهره‌وری ماینر برخلاف روند‌های قبلی که قبلاً وجود داشته است (شکل 7 ب را ببینید). تحلیل مشابهی نیز برای سال 2022 انجام شد (پیوست 3 را ببینید). بااین‌حال، سودآوری پایین در این دوره، بخش بزرگی از سخت‌افزار را بی‌سود کرد، که منجر به نتایجی شد که مقایسه آن‌ها ساده‌تر است. به‌عنوان مثال، در سال 2022، تقریباً تمام سخت‌افزار شرکت Canaan با عمر بالای 2 سال، با فرض هزینه برق پیش‌فرض ما که 5 سنت در کیلووات ساعت است سودآور نبود. بر این اساس، در ضمیمه 3، توزیع سخت‌افزار ماینینگ را برای 2 سناریو اضافه کردیم: یکی با در نظر گرفتن تمام سخت‌افزار شرکت Canaanبا عمر کمتر از 5 سال و دیگری با استفاده از مفروضات مشابه در تخمین‌های ما.شکل 4: درآمد ماینینگ بیتکوین به ازای واحد توان محاسباتی ارائه شده در هر ثانیه. درآمد شامل سابسیدی‌های بلوک یعنی بیتکوین‌های تازه استخراج شده و کارمزد تراکنش‌ها است. | منبع: وبسایت CoinMetrics
قبل از ادامه تحلیل‌مان، یک هشدار مهم را باید در نظر بگیریم. ارقام فروش هش‌ریت شرکت Canaan تنها یک نگاه اجمالی از تصویر گسترده‌تر را ارائه می‌دهد، با توجه به اینکه آن‌ها فقط یک بخش (بین 16.8 درصد و 18.0 درصد) از کل فروش اسیک در سراسر جهان را در دست دارند. بنابراین، تجزیه و تحلیل بعدی تحت تأثیر ویژگی‌های خاص داده‌های فروش شرکت Canaan است. ارقام فروش تفاوت‌های قابل توجهی را بین سری‌های مختلف محصولات نشان می‌دهد. به عنوان مثال، سری A8 که در سال 2018 راه‌اندازی شد، در طول سال انتشار خود فروش خوبی را به ثبت رساند و فروش خوبی را در سال بعد حفظ کرد. در مقابل، سری A11 که در سال 2020 معرفی شدند، حجم فروش بسیار کمتری را تجربه کرده است، به طوری که نسل قبلی آن، سری A10، حجم فروش بالای خود را در سال 2020 حفظ کرد. این تغییرات در عملکرد فروش سری‌های مختلف می‌تواند تحلیل‌های بعدی را منحرف کند. با این حال، یک تجزیه و تحلیل جامع‌تر، به داده‌های فروش از تولیدکنندگان دیگر نیاز دارد تا مشخص کند که آیا این نوسانات فروش بین سری‌ها از ویژگی‌های خاص شرکت Canaan هستند یا یک روند صنعتی گسترده‌تر را منعکس می‌کنند.شکل 5 دیدگاه‌هایی را در مورد نسبت هش‌ریت شبکه قابل انتساب به اسیک‌ها ارائه می‌دهد که بر اساس تاریخ انتشار آن‌ها در پنج “پنجره انتشار” مجزا طبقه‌بندی شده است. در اینجا، «پنجره انتشار» به دستگاه‌هایی اطلاق می‌شود که تاریخ انتشار آن‌ها در یکی از بازه‌های زمانی تعیین‌شده قرار می‌گیرد. به عنوان مثال، در تصویر متعلق به تاریخ 31 دسامبر 2021، یک مدل اسیک که در ژوئیه 2020 راه‌اندازی شده است در دسته‌بندی “حداقل یک سال اما کمتر از 2 سال” (گذشته از تاریخ تولید و انتشار دستگاه) قرار می‌گیرد.شکل 5: توزیع سخت‌افزار ماینینگ بیتکوین بر اساس سال انتشار. تاریخ انتشار همه مدل‌های اسیک در گزارش سالانه برای هر سری بررسی شد. هر سریال بر اساس سال انتشار در یکی از پنج دسته طبقه‌بندی شد. به‌طور معمول، تمام مدل‌های یک سری در یک سال عرضه می‌شدند، اما گاهی اوقات، مدل‌های جدیدی از یک سری موجود در سال بعد معرفی می‌شد (این موضوع برای مدل‌های برند Avalon به نام A852 و A1066Pro و A1266 بکار گرفته شد). در این موارد تمامی فروش سخت‌افزار آن سری به‌طور کامل به آخرین مدل نسبت داده می‌شد. | منابع: شرکت Canaan، وبسایت CCAF
همانطور که شکل 5 نشان می‌دهد، اختلاف قابل توجهی بین هر 3 تخمین در هش‌ریت مرتبط با دستگاه‌های منتشر شده در سال 2021، یعنی دستگاه‌هایی که کمتر از یک سال در نظر گرفته می‌شوند، وجود دارد. مدل قبلی شاخص CBECIتخمین زد که تقریباً 12.1 درصد از هش‌ریت شبکه مربوط به سخت‌افزار ماینینگ کمتر از یک سال است. این آمار در تضاد کامل با داده‌های شرکت Canaan است که نشان می‌دهد آخرین نسخه آن‌ها در آن سال (دستگاه A1246) حدود 44.8 درصد از کل هش‌ریت فروخته شده آن‌ها از سال 2017 تا 2021 را به خود اختصاص داده است. مدل اصلاح‌شده‌ی شاخص CBECI این رقم را روی 20.9 درصد است که به‌طور قابل توجهی رقمی کمتر از رکورد‌های فروش شرکت Canaan را نشان می‌دهد. بااین‌حال، چندین تفاوت ظریف این ملاحظه را ایجاب می‌کنند. داده‌های گزارش‌های سالانه شرکت Canaan به میزان هش‌ریت فروخته شده مربوط می‌شود، که ممکن است لزوماً با هش‌ریتی که قبلاً در آن سال عملیاتی شده بود، مطابقت نداشته باشد. این تفاوت به‌طور بالقوه می‌تواند نسبت سخت‌افزار جدید منتشر شده را بیش از حد اعلام کند. با این حال، یک بیانیه مطبوعاتی توسط شرکت Canaan نشان می‌دهد که تحویل سری A12 در اوایل سال آغاز شد که نشان‌دهنده احتمال بیشتری است که مقدار بیشتری عملیاتی شده باشد.تعیین فاصله زمانی عقب افتاده بین فروش ثبت شده و بهره‌برداری دشوار است و به شدت به موقعیت و نحوه حمل و نقل خریدار بستگی دارد. زمان‌های تحویل تخمینی به‌طور گسترده‌ای متفاوت است و از یک هفته تا یک یا چند ماه متغیر است. بااین‌حال، با توجه به ممنوعیت ماینینگ رمزارز‌ها در سال 2021 توسط چین و افزایش احتمالی حمل و نقل طولانی مدت، زمان تحویل تخمینی نیز طولانی‌تر به نظر می‌رسد. ما این جنبه را در مدل اصلاح‌شده خود گنجانده‌ایم. پیش از این، ما فرض می‌کردیم که اسیک‌ها بلافاصله پس از انتشار در دسترس خواهند بود، در حالی که در عمل، بین ارسال سازنده و نصب در مزرعه ماینینگ تأخیر وجود دارد. بنابراین، در مدل اصلاح‌شده‌مان از شاخص CBECI تصمیم گرفتیم یک تأخیر زمانی 2 ماهه را برای در نظر گرفتن تحویل و نصب در نظر بگیریم.با تجزیه و تحلیل سهم هش‌ریت مرتبط با یک دستگاه دارای عمر حداقل یک سال اما کمتر از 2 سال، نسبت تقریباً پایین این دستگاه‌ها در فروش شرکت Canaan (میزان 12. 4 درصد) در مقایسه مدل اصلاح‌شده‌ی شاخص ما (میزان 27.6 درصد) و مدل قبلی شاخص ما (20.3 درصد) آشکار می‌شود. همانطور که قبلاً اشاره شد، سری A11 (منتشر شده در سال 2020) نسبت به سایر مدل‌های سری A آن شرکت دارای حجم فروش کمتری بودند، به‌طوری که بیشتر فروش‌های سال 2020 شامل سری A10 می‌شود. بااین‌حال، هنگام استفاده از اطلاعات منتشر شده در سطح عمومی برای سنجش موفقیت فروش سری S19 برند Antminer به‌نظر می‌رسد که همه تولیدکنندگان آمار فروش پایینی را در آن پنجره عرضه تجربه نکرده‌اند. اگر 2 پنجره اول انتشار را در سطح انبوه در نظر بگیریم، می‌توانیم ببینیم که شکاف بین داده‌های فروش شرکت Canaan (میزان 59.3 درصد) و مدل اصلاح‌شده‌ی شاخص ما (47 درصد) و مدل قبلی شاخص ما (32.2 درصد) به‌طرز محسوسی کاهش یافته است.یک الگوی مشابه اما کمتر عنوان شده در سومین پنجره انتشار ظاهر شد: «حداقل 2 سال اما کمتر از 3 سال» که با ارقام 19.7 درصد (شرکت Canaan) و 28.7 درصد (مدل اصلاح‌شده‌ی شاخص CBECI) و 27.1 درصد (مدل قبلی شاخص CBECI) از سهم هش‌ریت با آن بازه زمانی مرتبط است. قابل توجه است که وقتی دوباره پنجره‌ها را به صورت انبوه در نظر می‌گیریم، مدل اصلاح‌شده‌ی ما سهم دستگاه‌های کمتر از 3 سال را نشان می‌دهد که تقریباً برابر با داده‌های فروش شرکت Canaan است (به ترتیب 75.7 درصد و 77.5 درصد). بر اساس این یافته، می‌توانیم نتیجه بگیریم که نسبت هش‌ریت مدل اصلاح‌شده ما به دستگاه‌های این محدوده سنی تا حد زیادی با داده‌های صنعت سازگار است. برعکس، مدل قبلی شاخص CBECIسهم ترکیبی قابل توجهی کمتری (59.3 درصد) از این دستگاه‌ها را حفظ کرد.سهم‌های درون مدل اصلاح‌شده‌ی شاخص CBECI نیز به‌طور قابل توجهی شبیه به داده‌های صنعت در 2 پنجره انتشار باقیمانده است. در مقابل، مدل قبلی شاخص CBECI تصویر کاملاً متفاوتی را به تصویر می‌کشد. در اینجا، مدل قبلی نشان می‌دهد که دستگاه‌هایی در بازه زمانی «حداقل 3 سال اما کمتر از 4 سال» می‌توانند با 27.0 درصد هش‌ریت شبکه مرتبط باشند، که به‌طور قابل‌توجهی بیشتر از سهم پیشنهادی توسط ارقام فروش شرکت Canaan (یعنی 17.8 درصد) و مدل اصلاح‌شده‌ی ما (18.6 درصد) است. علاوه بر این، سهم «حداقل 4 سال اما کمتر از 5 سال» در مدل قبلی 13.5 درصد است یعنی تقریباً سه برابر که توسط تخمین‌های دیگر نشان داده شده است (هر دو تقریباً 5 درصد).در نتیجه، ما این تجزیه و تحلیل را برای آزمایش فرضیه خود انجام دادیم که افزایش در هش‌ریت شبکه احتمالاً به سخت‌افزار ماینینگ اخیراً منتشر شده نسبت داده می‌شود. این فرضیه بر اساس داده‌های واردات ایالات متحده بود و ما به دنبال شواهد تکمیلی برای تأیید آن بودیم. اگر داده‌های فروش شرکت Canaanبار نمایندگی از صنعت ماینینگ را به دوش بکشد این ادعا را تأیید می‌کند.در حالی که داده‌های مشاهده‌شده‌ی صنعت ماینینگ ممکن است نشان دهد که حتی رویکرد اصلاح‌شده سهم دستگاه‌های نسل بعدی را دست‌کم می‌گیرد (شکل 5)، ما به چند دلیل موضع محافظه‌کارانه‌ای را حفظ می‌کنیم. نکته اصلی در این میان این است که داده‌های صنعت مورد بررسی تنها از یک تولیدکننده بوده است که به‌طور بالقوه سوگیری نمونه را معرفی می‌کند و هر عامل منحصربه‌فردی مرتبط با آن سازنده را منتشر می‌کند. ما اکنون چندین محدودیت دیگر را که باید هنگام تفسیر نتایج خود در نظر بگیریم، مورد بحث قرار می‌دهیم. برخی ممکن است در تخمین بیش از حد سهم دستگاه‌های منتشر شده اخیر نقش داشته باشند، در حالی که برخی دیگر ممکن است در نسبت دستگاه‌های قدیمی‌تر در حال کار اغراق کنند.یک محدودیت قابل توجه که می‌تواند منجر به تخمین بیش از حد شیوع سخت‌افزار‌های اخیراً منتشر شده بشود، همان فاصله زمانی ناشناخته بین ثبت فروش و عملیاتی شدن دستگاه فروخته شده است. در نتیجه، داده‌های فروش برای یک سال خاص لزوماً به این معنی نیست که همه دستگاه‌های فروخته شده در آن سال عملیاتی شده‌اند. در واقع، چنین فرضی غیرمحتمل به نظر می‌رسد، زیرا به ناچار، تجهیزات باید حمل و سپس نصب شوند که به مقصد برسد، که همه این‌ها زمان‌بر است. موضوع مشابهی در مورد سوابق واردات نیز رخ می‌دهد که یک فاصله زمانی بین تجهیزات ذکر شده در سوابق واردات و زمان شروع به کار آن‌ها وجود دارد.عامل مهم دیگری که باید در هنگام وابستگی به داده‌های فروش قبلی در نظر گرفت، این فرض است که تمام دستگاه‌های فروخته شده از سال 2017 در پایان سال 2021 عملیاتی شده‌اند. در حالی که هیچ اتفاق نظری در مورد طول عمر دقیق سخت‌افزار ماینینگ وجود ندارد، در نظر نگرفتن فرسودگی و استهلاک دستگاه‌ها احتمالاً منجر شده است که قسمتی از هش‌ریت شبکه توسط دستگاه‌های قدیمی‌تر دچار اغراق در آمار شود.یافته‌های این تجزیه و تحلیل، حتی با وجود اینکه مبتنی بر داده‌های محدود است و شامل مفروضات و ساده‌سازی‌های زیادی است، در تصمیم ما برای تنظیم مدل قبلی شاخص CBECI نقش اساسی داشت. در پاسخ به این یافته‌ها، ما یک فاکتور وزن‌دهی را در روش‌شناسی اصلاح‌شده ادغام کردیم و یک فاصله زمانی بین انتشار سخت‌افزار جدید و عملکرد آن را در نظر گرفتیم. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره روش‌شناسی ما به اینجا مراجعه کنید.نگاهی جدید به گذشته: بازبینی تخمین‌های قبلیکنون که دلیل تصمیم‌گیری برای به‌روزرسانی روش‌شناسی خود را توضیح داده‌ایم، پیامد‌های این تغییرات در صورت اعمال آنچه که سابقاً انجام می‌داده‌ایم را بررسی خواهیم کرد. ازآنجایی‌که شفافیت سنگ بنای کار ما است، نشان خواهیم داد که چگونه این به‌روزرسانی تخمین‌های گذشته را تغییر داده است و دوره‌های خاصی را مشخص می‌کنیم که اصلاحات در آن بیشتر مشخص می‌شوند.شکل 6 تخمین مصرف برق سالانه هر دو مدل را مقایسه می‌کند. پیش از سال 2021، تخمین‌ها به‌طور قابل‌توجهی انحراف ندارند و تا حد زیادی سازگار هستند. این را می‌توان به پیشرفت سریع فناوری در سال‌های اولیه ماینینگ بیتکوین نسبت داد (شکل 1). این پیشرفت‌ها سخت‌افزار‌های قدیمی‌تر را برای سودآوری با نرخ‌های معقول الکتریسیته بسیار ناکارآمد می‌کند و منجر به حذف آن‌ها در تخمین‌ها می‌شود. در نتیجه، مدل قبلی در گذشته قابل اعتماد بوده است. اولین و قابل‌توجه‌ترین اختلاف در سال 2021 ظاهر شد، جایی که مدل قبلی شاخص CBECI مصرف برق 104.0 تراوات‌ساعت را تخمین زد، که 15.0 تراوات‌ساعت بیشتر از تخمین مدل اصلاح‌شده (89.0 تراوات‌ساعت) بود.شکل 6: مقایسه تخمین‌های مصرف برق سالانه بیتکوین (تا تاریخ 15 آگوست 2023). نتیجه‌ی سال 2023 تخمین سال تا به امروز را نشان می‌دهد. | منبع: وبسایت CCAF
همچنین در سال‌های 2022 و 2023 تفاوت‌های کمتر اما قابل‌توجه وجود دارد. تخمین سال 2022 با 9.8 تراوات‌ساعت کاهش یافت، یعنی از 105.3 تراوات‌ساعت به 95.5 تراوات‌ساعت. برای در نظر گرفتن این موضوع، رقم مدل اصلاح‌شده با مصرف برق این موارد قابل مقایسه است: بلژیک (83 تراوات‌ساعت) یا هلند (113 تراوات‌ساعت) است، مصرف انرژی خشک‌کن‌های داخلی در کشور‌های OECD، چین و هند (108 تراوات ساعت)، و کاهش منابع تجدیدپذیر در چین. از نظر مصرف جهانی برق، حدود 0.38 درصد را نشان می‌دهد. در سال 2023، تخمین مصرف برق شبکه بیتکوین از اول سال تا به امروز (تاریخ انتشار این مطلب در وبسایت کمبریج) از 75.7 تراوات‌ساعت به 70.4 تراوات‌ساعت تغییر یافته است.این اختلافات ناشی از تنظیم وزن دستگاه‌های قدیمی است که اغلب سودآور هستند. در حالی که این دستگاه‌ها در مدل قبلی شاخص ما وزن یکسان داشتند، مدل اصلاح‌شده تاریخ انتشار را در نظر می‌گیرد و بر این اساس به هر یک از سخت‌افزار‌های ماینینگ در نظر گرفته وزن خاصی را اختصاص می‌دهد.شکل 7 الف و ب درک جامع‌تری از تخمین‌های بازده سخت‌افزاری ما ارائه می‌دهد که زیربنای تخمین‌های مصرف برق و تأثیر اعمال روش‌شناسی به‌روز شده است. شکل 7 الف تخمین‌های بازده روزانه مدل‌های قبلی و اصلاح‌شده CBECIرا بر اساس ترکیب اسیک نشان می‌دهد. هر دو مدل یک افزایش ناگهانی و مشخص را از اکتبر 2020 تا فوریه 2021 نشان می‌دهند. با این حال، سیر صعودی مدل قبلی به‌طور قابل توجهی تندتر است و در مقایسه با کاهش تقریباً 40 درصدی از حدود 50 ژول بر تراهش به حدود 70 ژول بر تراهش، که توسط مدل اصلاح‌شده نشان داده شده است، با بازده تخمین‌زده شده تقریباً 60 درصد از حدود 50 ژول بر تراهش به تقریباً 80 ژول بر تراهش کاهش می‌یابد. در این زمینه، بهره‌وری به مقدار برق مورد نیاز برای انجام مقدار معینی از کار محاسباتی اشاره دارد. از این رو، هر چه مقدار برق مورد نیاز بیشتر باشد، بهره‌وری کمتر است.شکل 7 الف: تخمین کارایی سخت‌افزار ماینینگ بینکوین روزانه و ب: تخمین‌های میانگین سالانه بهره‌وری سخت‌افزار ماینینگ بیتکوین. | منبع: وبسایت CCAF
هنگام مقایسه بهره‌وری تخمینی هر دو مدل برای سال 2021 در کل سال (شکل 7 ب)، نتایج نشان می‌دهند که بهره‌وری سخت‌افزار ماینینگ فرضی مدل قبلی (74.2 ژول بر تراهش) به میزان قابل توجه 10.6 ژول بر تراهش بیشتر از تخمین مدل اصلاح‌شده (63.6 ژول بر تراهش) است. نمودار همچنین نشان می‌دهد که مدل اصلاح‌شده بهره‌وری بالاتر (یعنی مقدار ژول بر تراهش کمتر) را در تمام سال‌های مشاهده‌شده، هرچند اندک، فرض می‌کند.علاوه بر این، همچنین جالب است که ببینیم بهره‌وری‌های تخمینی ما چگونه با کارآمدترین دستگاه‌های عرضه شده در یک سال مشخص مقایسه می‌شوند (شکل 1). شکل 7 ب به وضوح نشان می‌دهد که هر دو تخمین ما به شکل قابل ملاحظه‌ای سخت‌افزار کم‌کارآمدتری را نسبت به دستگاه‌های پرچم‌دار منتشر شده در هر سال فرض می‌کنند. در حالی که کاملاً پذیرفتنی است و در واقع کاملاً محتمل است که سخت‌افزار سال‌ها پس از انتشار آن مورد استفاده قرار می‌گیرد و هنگامی که مدل‌های جدیدتر در دسترس قرار می‌گیرند، به‌ویژه در زمان‌های سودآوری استثنایی ماینینگ بلافاصله جایگزین نمی‌شوند، با این وجود این مفهوم بر اهمیت بازنگری منظم تحقیقات موجود تأکید می‌کند. با توجه به پیشرفت‌های مداوم فناوری در این صنعت، بسیار مهم است که به اطلاعات جدید در دسترس توجه داشته باشیم و در صورت توجیه، دیدگاه‌های جدید را ترکیب کنیم یا پارامتر‌های موجود را تنظیم کنیم تا اطمینان حاصل کنیم که تخمین‌های ما تا حد امکان قابل اعتماد هستند.با توجه به ماهیت غیرمتمرکز شبکه بیتکوین، جمع‌آوری داده‌های قابل اعتماد چالش‌هایی ذاتی را به همراه دارد. بااین‌وجود، ما معتقدیم که تجزیه و تحلیل ما از داده‌های صنعت و سوابق واردات، شواهد کافی برای تضمین اجرای این به‌روزرسانی ارائه می‌دهد. ما اعتماد داریم که این امر به کاهش برخی از محدودیت‌های ذاتی در روش‌شناسی قبلی کمک می‌کند و تعهد خود را جهت بررسی و بهینه‌سازی مستمر تخمین‌هایمان در صورت لزوم نشان می‌دهد.نگاهی به آیندهدر حالی که ما در مورد تخمین‌های خود مطمئن هستیم و هر به‌روزرسانی را گامی پیشرو در جهت افزایش قابلیت اطمینان به آن‌ها می‌دانیم، باید اذعان کنیم که مصرف واقعی برق بیتکوین دیریاب و فرّار است و فقط می‌توان آن را به‌صورت تقریبی تخمین زد. همانطور که در روش‌شناسی ما ذکر شد، محدودیت‌های ذاتی متعدد بر نیاز به کاوش مداوم روش‌ها برای بهبود کیفیت داده تأکید می‌کند.علاوه بر این، در حالی که مصرف برق یک عنصر حیاتی در تعیین ردپای زیست‌محیطی بیتکوین است، تنها یکی از این عناصر است. منابع انرژی مورد استفاده در ماینینگ بیتکوین نیز به همان اندازه مهم هستند. به‌عنوان یک نقطه شروع، داده‌های مربوط به توزیع جغرافیایی فعالیت‌های ماینینگی به ما کمک می‌کند تا بفهمیم فعالیت‌های ماینینگ در کجا و تا چه حد اتفاق می‌افتند. اگرچه این یک تصویر ابتدایی ارائه می‌کند، اما برای ارزیابی کامل‌تر به عوامل دیگری نیاز است. به‌عنوان مثال، ترکیب تولید برق در یک کشور می‌تواند به‌طور قابل توجهی از منطقه‌ای به منطقه دیگر متفاوت باشد. و حتی اگر داده‌هایی در دسترس باشد که به ما امکان می‌دهد فعالیت‌های ماینینگ را به مناطق خاصی در داخل یک کشور محدود کنیم، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد ماینر‌ها همیشه به هر سو از آماربرداری فراری هستند.جدا از چالش‌هایی که قبلاً در تعیین ترکیب برق ذکر شد، عوامل مختلف دیگری که بر ردپای زیست‌محیطی بیتکوین تأثیر می‌گذارند هنوز در ارزیابی زیست‌محیطی ما در نظر گرفته نشده‌اند. برخی از این موارد را به اختصار بررسی می‌کنیم.مفاهیم نوظهوری که هنوز باید در نظر بگیریم، اما می‌توان انتظار داشت که تخمین‌های انتشار ما را کاهش دهند، شامل پتانسیل کاهش انتشار متان از طریق عملیات ماینینگ در کنار میادین نفتی و استفاده از گاز طبیعی شعله‌ور شده، استفاده و متعاقباً مهروموم کردن چاه‌های گاز بی‌سرپرست، و کاهش انتشار متان از محل‌های دفن زباله است اما به مفاهیم جدید دیگر مانند بازیابی هدررفت گرما نیز گسترش می‌یابد. سایر مزایای بالقوه‌ای که برای تعیین کمیت آن‌ها چالش برانگیز‌تر است از خدمت گرفتن ماینینگ به‌عنوان یک کاتالیزور بالقوه برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های تولید برق تجدیدپذیر گرفته تا ارائه خدمات جانبی مهم فزاینده به اپراتور‌های شبکه را شامل می‌شود.از طرف دیگر، پیامد‌هایی منفی نیز وجود دارد که نیاز به بررسی بیشتر دارد. یکی از نمونه‌ها حجم زباله‌های الکترونیکی است که در حال حاضر بین 30 کیلوتن تا 60 کیلوتن تخمین‌زده می‌شود، که تخمین فعلی ما درباره انتشار‌های ضدمحیط‌زیستی این زباله‌ها را در نظر نمی‌گیرد. سایر عوامل خارجی منفی که در نظر گرفته نشده‌اند گزارش‌های مربوط به اختلالات صوتی، مصرف آب و آلودگی حرارتی است.به‌طور کلی، بدیهی است که هنوز کار زیادی برای تقویت درک ما از پیامد‌های گسترده‌تر این صنعت نوپا بر محیط‌زیست و جامعه انجام نشده است. همانطور که پیشرفت می‌کنیم، یک اولویت کلیدی در تحقیقات ما ایجاد دیدگاهی دقیق‌تر از ترکیب برق بیتکوین و بررسی دقیق‌تر خطرات و فرصت‌های آب‌وهوایی مرتبط با ماینینگ رمزارز است. کار بر روی یک ابزار عمومی محاسبه کربن برای بیتکوین نیز به خوبی در حال انجام است و کاربران را قادر می‌سازد تا سریعاً انتشار‌های مربوط به دارایی‌ها و تعاملات فردی خود را با شبکه تخمین بزنند. همچنین برنامه‌هایی برای تقویت شاخص پایداری شبکه بلاکچین کمبریج به نام CBNSI که اخیراً راه‌اندازی شده است، با تخمین انتشار گاز‌های گلخانه‌ای قبل و بعد از ادغام اتریوم و بینش‌های اضافی مرتبط با شبکه در نظر گرفته شده است. علاوه بر این، ما قصد داریم دنیای شبکه‌های بلاکچین تحت پوشش وب سایت خود را فراتر از بیتکوین و اتریوم گسترش دهیم.درباره برنامه دارایی‌های دیجیتال کمبریجاین آخرین مورد از یک سری نتایج تحقیقاتی است که تحت لوای CDAPمنتشر شده است. طرح CDAP یک طرح تحقیقاتی چند ساله است که توسط CCAF با همکاری 14 مؤسسه برجسته دولتی و خصوصی میزبانی می‌شود. این برنامه به دنبال ارائه مجموعه داده‌ها، ابزار‌های دیجیتال و دیدگاه‌های لازم برای تسهیل گفتگوی عمومی متعادل در مورد فرصت‌ها و خطراتی است که یک اکوسیستم دارایی دیجیتال رو به رشد ارائه می‌کتد. هدف نهایی کمک به تصمیم‌گیری و تنظیم‌گری مبتنی بر شواهد از طریق تحقیقات دسترسی آزاد است.همکاران نهادی CDAP (به ترتیب حروف الفبا) مرکز نوآوری بانک تسویه حساب‌های بین‌المللی (BIS)، سازمان سرمایه‌گذاری بین‌المللی بریتانیا (BII)، مرکز مالی بین‌المللی دبی (DIFC)، سازمان EY، شرکت مدیریت دارایی‌های دیجیتال فیدلیتی (Fidelity)، دفتر امور خارجه انگلستان، دفتر مشترک المنافع و توسعه بریتانیا (FCDO)، شرکت گلدمن ساکس (Goldman Sachs)، بانک توسعه بین آمریکایی (IDB)، صندوق بین‌المللی پول (IMF)، شرکت Invesco، شرکت مسترکارت (Mastercard)، شرکت ویزا (Visa) و بانک جهانی هستند.ضمیمه 1توجه: این نمودار توزیع فرضی اسیک را نشان می‌دهد که زیربنای تخمین‌های ما است و بنابراین قصد ندارد سهم بازار تولیدکنندگان یا یک سری مدل خاص را نشان دهد. باید به عنوان یک ابزار نظری برای استخراج یک تخمین بهره‌وری فرضی از سخت‌افزار استخراج بیتکوین که کل صنعت را به‌صورت روزانه نشان می‌دهد در نظر گرفته شود.ضمیمه 2توجه: این نمودار توزیع فرضی اسیک را نشان می‌دهد که زیربنای تخمین‌های ما است و بنابراین قصد ندارد سهم بازار تولیدکنندگان یا یک سری مدل خاص را نشان دهد. باید به عنوان یک ابزار نظری برای استخراج یک تخمین بهره‌وری فرضی از سخت‌افزار استخراج بیتکوین که کل صنعت را به‌صورت روزانه نشان می‌دهد در نظر گرفته شود.ضمیمه 3اطلاعات اضافی: توزیع سخت‌افزار ماینینگ بیتکوین بر اساس سال انتشار. شرکت Canaan توزیع تمام سری‌ها و مدل‌هایی را که داده‌های فروش برای آن‌ها در دسترس است نشان می‌دهد. شرکت Canaan این مورد را با فیلتر کردن همه مدل‌هایی که در صورت اعمال محدودیت‌های مشابه در روش ما، غیرسود تلقی می‌شوند، تنظیم می‌کند.تمام مدل‌های اسیک ذکر شده در گزارش سالانه برای هر سری از نظر تاریخ انتشار بررسی شدند. هر سریال بسته به سال انتشار در یکی از 5 دسته طبقه‌بندی شد. به‌طور معمول، تمام مدل‌های یک سری در یک سال عرضه می‌شدند، اما گاهی اوقات، مدل‌های جدیدی از یک سری موجود در سال بعد معرفی می‌شد (این برای مدل‌های A852 و A1066 Pro و A1266 اعمال می‌شد). در این موارد تمامی فروش سخت‌افزار آن سری کاملاً به آخرین مدل نسبت داده می‌شد.</description>
                <category>هاشمی</category>
                <author>هاشمی</author>
                <pubDate>Sun, 05 May 2024 04:11:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزارش وضعیت ماینینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@StoneCarvedDagger/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-ulboqspefpnd</link>
                <description>ترجمه: سپهر هاشمیگزارش وضعیت ماینینگتوضیحات مترجمیادم نیست از کجا ترجمه کردم ولی اواسط آبان برای سخنرانی توی نمایشگاه آیتکس مشهد ترجمه ش کردم. همه ی محتوای مبدا رو هم ترجمه نکردم و اینجا میذارم که بقیه هم استفاده کنن. برای دانلود فایل PDF اینجا کلیک کنید.</description>
                <category>هاشمی</category>
                <author>هاشمی</author>
                <pubDate>Sun, 05 May 2024 03:35:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شانس استخر ماینینگ: چگونگی تأثیر شانس بر موفقیت ماینر بیت‌کوین</title>
                <link>https://virgool.io/@StoneCarvedDagger/%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%B1-%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-qzcuvhcodgzf</link>
                <description>تألیف: نویسندگان استخر فاندری / ترجمه: سپهر هاشمیشانس استخر ماینینگ: چگونگی تأثیر شانس بر موفقیت ماینر بیت‌کوینتوضیحات مترجماین مقاله به قلم دو نفر از پرسنل استخر فاندری نوشته شده و به موضوع شانس در ماینینگ می‌پردازد. با بیتکوین 50هزار دلاری، یک استخر با  25 درصد از سهم بازار،  3درصد احتمال از دست دادن میانگین  20میلیون دلار در یک ماه را دارد...این مقاله به تجزیه و تحلیل جامعی از تأثیر اقتصادی دارایی‌های رمزنگاری‌شده و نهادهای مرتبط مانند صرافی‌های رمزارز و استخرهای ماینینگ می‌پردازد. همچنین، به چالش‌های اندازه‌گیری دقیق سهم بازار و جایگاه اقتصادی آن‌ها می‌پردازد که برای تصمیم‌گیری‌های آگاهانه‌ی تنظیم‌گران و سرمایه‌گذاران حیاتی است. این مقاله با بررسی سیستماتیک معیارها و داده‌های مختلف، به توضیح اهمیت، کاربرد و محدودیت‌های آن‌ها در فهم اندازه و نفوذ فعالان اقتصادی در اقتصاد رمزارزها می‌پردازد.برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید.پیش‌گفتاردر این مقاله، ما به چگونگی تاثیر پراکندگی شانس در فرآیند استخراج بیت‌کوین – به‌ویژه در استخرهای استخراج، می‌پردازیم. این مقاله حاصل همکاری مدیر ارشد تجزیه و تحلیل مالی آقای کالین بورک (Collin Bourke) و مدیر ارشد توسعه کسب و کار شرکت فاندری آقای چارلز چونگ (Charles Chong) است.مقدمهماینینگ بیت‌کوین فرآیند افزودن تراکنش‌های جدید به بلاکچین بیت‌کوین به‌‌وسیله انجام کارهای محاسباتی فشرده با استفاده از سخت افزار کامپیوتری قدرتمند است. اولین ماینری که معادله را حل می‌کند، پاداشی به شکل بیت‌کوین جدید دریافت می‌کند. بااین‌حال، ماینینگ بیت‌کوین چیزی فراتر از سریع‌ترین بودن یا داشتن قوی‌ترین سخت افزار است. شانسنیز نقش مهمی‌در این فرآیند ایفا می‌کند، به خصوص در مورد استخرهای ماینینگ.</description>
                <category>هاشمی</category>
                <author>هاشمی</author>
                <pubDate>Sun, 05 May 2024 03:08:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استارت‌آپ‌های بلاکچین: بیت‌کوین و اتریوم به‌عنوان پیشتازان مالی</title>
                <link>https://virgool.io/@StoneCarvedDagger/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A2%D9%BE-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%A9%DA%86%DB%8C%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%88%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-pwaoaliod3by</link>
                <description>تالیف: توماس / مترجم: سپهر هاشمی استارت‌آپ‌های بلاکچین: بیت‌کوین و اتریوم به‌عنوان پیشتازان مالی توضیحات مترجماین کتاب 190صفحه‌ای در سال 2021 توسط آقای استفان کینگ در بحبوحه‌ای نوشته شده که روزهای اوج نمایان شدن پتانسیل‌های رمزارزهایی مثل بیت‌کوین و اتریوم برای سرمایه‌گذاران جهت راه‌اندازی استارتاپ بود.من این کتاب رو برای چاپ کاغذی آماده کرده بودم اما نویسنده ماه‌ها بعد از ایمیلی که بهش زده بودم بهم جواب داد و نتیجتا یک توافقنامه با امضای دیجیتال منعقد کردیم که کتاب رو به تایید ایشون به صورت رایگان منتشر کنم.برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید.چکیدهاین کتاب به شما نشان می‌دهد که چگونه با بانک‌ها رقابت کنید. بیتکوین و اتریوم دارای ویژگی‌هایی هستند که به کارآفرینان امکان ایجاد تحول در اقتصاد را می‌دهند. عملکرد بانک‌ها هم‌اکنون در تیررس گروه‌های منبع‌باز و کارآفرینان نرم‌افزاری است. ما در این کتاب به چیزی ورای بانکداری سنتی می‌نگریم که می‌توانید در آینده آن را بسازید.‌بانک‌ها عادت دارند که ماهیت پول فیات، از آنها در برابر تحول اقتصادی محافظت کند. عدم وجود رقبا منجر به کاهش خلاقیت آنها شده است. با بیتکوین و اتریوم، کارآفرینان نرم‌افزاری می‌توانند فرصت‌هایی را برای ارائه خدمات مالی پیشرفته پیدا کنند و پا را از وضعیت کنونی فراتر بگذارند.نگارش این کتاب مرهون مذاکرات بیشمار آقای استفان توماس کینگ با کارآفرینان، توسعه‌دهندگان، معامله‌گران، و دیگر علاقه‌مندان به رمزارز است که در حین رویداد‌های متعدد در شهر چیانگ‌مای کشور تایلند و چندین کنفرانس در آسیا صورت گرفته‌ است.</description>
                <category>هاشمی</category>
                <author>هاشمی</author>
                <pubDate>Sun, 05 May 2024 03:00:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندازه اقتصاد رمزارز‌ها: محاسبه سهام بازار دارایی‌های رمزنگاری‌شده، صرافی‌ها، و استخر‌های ماینینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@StoneCarvedDagger/%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B2-%D9%87%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%85%D8%B2%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%B1-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-flpulall9lh2</link>
                <description>تألیف: کنستانتینوس استایلیانو و نیک کارتر / ترجمه: سپهر هاشمیندازه اقتصاد رمزارز‌ها: محاسبه سهام بازار دارایی‌های رمزنگاری‌شده، صرافی‌ها، و استخر‌های ماینینگ توضیحات مترجماین مقاله به تجزیه و تحلیل جامعی از تأثیر اقتصادی دارایی‌های رمزنگاری‌شده و نهادهای مرتبط مانند صرافی‌های رمزارز و استخرهای ماینینگ می‌پردازد. همچنین، به چالش‌های اندازه‌گیری دقیق سهم بازار و جایگاه اقتصادی آن‌ها می‌پردازد که برای تصمیم‌گیری‌های آگاهانه‌ی تنظیم‌گران و سرمایه‌گذاران حیاتی است. این مقاله با بررسی سیستماتیک معیارها و داده‌های مختلف، به توضیح اهمیت، کاربرد و محدودیت‌های آن‌ها در فهم اندازه و نفوذ فعالان اقتصادی در اقتصاد رمزارزها می‌پردازد. برای مطالعه متن کامل اینجا دانلود کنید.چکیدهدر حال حاضر رمزدارایی‌ها و فعالان مرتبطی چون صرافی‌های رمزارز و استخر‌های ماینینگ کاملاً در جریان اصلی فعالیت اقتصادی ادغام شده‌اند. از تبعات الزامی آن جذب بررسی نظارتی و دقت سرمایه‌گذاران بوده است. با وجود اینکه برخی قوانین و تعهدات به‌طور یکسان بین همه فعالان اقتصادی یک بخش خاص اعمال می‌گردند، بسیاری از قوانین مانند قوانین ضدانحصار و برخی مقررات مالی و همچنین تصمیمات سرمایه‌گذاران از حجم اقتصادی نسبی آن فعالان اطلاع یافته‌اند، بدین معنا که دارندگان سهم بازارِ بیشتر می‌توانند به اهداف نظارتی یا سرمایه‌گذاری جذاب‌تری تبدیل بشوند. بنابراین، اندازه‌گیری صحیح اثرات اقتصادی فعالان در اقتصاد رمزارز‌ها مسأله‌ای اساسی است، زیرا در غیر این صورت بررسی نظارتی و تصمیمات سرمایه‌گذار با خطر انحراف روبرو خواهند بود. این موضوع به دلایل متعدد از جمله عدم آشنایی با فناوری زیرساختی و نقش فعالان ذی ربط، عدم درک اهمیت اقتصادی معیار‌های قابل اجرا، و غیرقابل اعتماد بودن آمار‌های گزارش شده توسط خود، که علت آن نیز تا حدی به فقدان مقررات قابل اجرا مربوط است، واقعاً سخت شده است. با اذعان به مرکزیت حجم رمزدارایی در برخی حوزه‌های نظارتی و سیاست‌گذاری و این حقیقت که تلاش‌های قبلی ناقص، ساده یا حتی اشتباه بودن آن‌ها مسجل است، این مقاله اولین مطالعه‌ای است که به آزمایش سیستماتیک ردپای اقتصادی رمزدارایی‌ها و فعالان سازنده آن‌ها یعنی استخر‌های ماینینگ و صرافی‌ها پرداخته است. هدف ما دستیابی به این اهداف است: 1-معرفی، شناسایی، و سازماندهی کلیه معیار‌های مرتبط و معنادار محاسبه‌ی سهم بازار فعالان اقتصادی رمزارز؛ 2-ایجاد ارتباط میان معیار‌ها، و توضیح معنا، کاربرد، و محدودیت‌های آن‌ها به نحوی که معلوم شود معیار‌ها در کدام زمینه مفید واقع می‌شوند و ایرادات بالقوه آن چه هستند؛ 3-و برای ارائه داده‌های غنی، نظارت شده و بررسی شده جهت نمایش معیار‌ها و استفاده از آن‌ها در اندازه‌گیری سهم فعالان اقتصادی رمزارز در بازار‌های مربوطه. نتیجه حاصله، یک راهنمایی جامع در مورد حجم اقتصاد رمزارز‌ها است.طبقه‌بندی مجله ادبیات اقتصادی: G12, G18, K21, L11, L40, L86</description>
                <category>هاشمی</category>
                <author>هاشمی</author>
                <pubDate>Sun, 05 May 2024 00:21:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاست ترور</title>
                <link>https://virgool.io/@StoneCarvedDagger/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B1-ibwb5xzyspnl</link>
                <description>تألیف: جیم بل (Jim Bell) / ترجمه: سپهر هاشمیسیاست ترورتوضیحات مترجمایده سیاست ترور که توسط آقای جیم بل در 3 آوریل 1997 منتشر شده است ایده‌ای ناب و با الهام از قول خودش ایده‌ای غیراقلیدسی است که دیدگاه متفاوتی از حریم خصوصی، حاکمیت، و عدم تمرکز به ما می‌دهد. جیم بل در این ایده (از بخش 1 تا 6) به تشریح سازمان غیرمتمرکزی می‌پردازد که مردم نامه‌های رمزنگاری شده پیش‌بینی خود از تاریخ دقیق مرگ یک فرد مدنظر را به آنجا ارسال می‌کنند.بل در این ایده به تشریح نقش ترور سیاسی و غیرسیاسی از منظر توانایی تغییر سیاست می‌پردازد و حتی از جنبه‌های حقوقی نیز به محافظت از آن می‌پردازد.بل بعد از انتشار ایده خود با بازخوردهایی روبرو می‌شود که در بخش های 7 الی 10 به آنها پاسخ می‌دهد. بل در این پاسخ‌ها که ناشی از هرگونه انتقاد به ایده هستند بر کارآمدی و قابل اجرا بودن ایده خود تاکید می‌کند و در بخش 10 (که البته ترجمه نشده است) فقط مردم را به تفکری همچون تفکر کریستوف کلمب که برای رفتن به شرق به سوی غرب رفت دعوت می‌کند. او استدلال می‌کند که گاهی می‌بایست یک بدیهیِ حتی اقلیدسی را نیز کنار بگذاریم و از مسیر غیرشهودی دیگری برویم تا به نتیجه برسیم، آن هم در چه زمینه‌ای؟ در زمینه چرایی تحمل دولت بی‌عرضه‌ای که حین مالیات‌ستانی به حریم ما تجاوز می‌کند اما ما را محق به واکنش به‌عنوان تهدید متقابل نمی‌داند.امیدوارم که این ترجمه، حق مطلب را ادا نموده و دیدگاه متقاوتی از عدم تمرکز را در ذهن مخاطب بپروراند.نکته: در هر جایی از متن اصلی که نویسنده از علامت نقل قول (&quot;&quot;) استفاده کرده مترجم نیز از همان استفاده کرده است، در هر جایی که متنی را با حروف بزرگ نوشته مترجم آن کلمه را بولد کرده است، ایتالیک هم همینطور، و در هر جایی که این رنگ آبی را دیدید بدانید که توضیح خود مترجم برای روان‌تر شدن متن است (و در متن اصلی وجود ندارد)برای دانلود فایل PDF اینجا کلیک کنید.بخش اولاز زمان مطالعه مقاله مجله علمی آمریکا[1] در آگوست 1992 درباره “امضای رمزنگاری شده”، مفاهیم پول نقد دیجیتالی و رمزنگاری را دنبال کردم. با اینکه تنها چند هفته از ورود بنده به حوزه دیجیتالیبرتی می‌گذرد، به نکاتی پی برده‌ام که به شدت (و حتما!) به افراد باهوش و دارای مهارت متوسط ​​مربوط می‌شود:چگونه می‌توان آزادی ارائه شده توسط اینترنت را در زندگی عادی تفسیر کرد؟‏چگونه می‌توان دولت را از ممنوعیت‌های مرتبط با رمزنگاری، پول نقد دیجیتالی و سایر سیستم‌های بهبود دهنده‌ی آزادی‌مان، دور نگه داشت؟چند ماه پیش، ایده‌ای به واقع و کاملاً &quot;تحول آفرین&quot; به ذهنم خطور کرد و به شوخی آن را &quot;سیاست ترور[2]&quot; نامیدم: فکر من پیرامون این پرسش بود که آیا می‌توان سازمانی ایجاد کرد که به‌طور قانونی اعلام کند به افرادی که به درستی مرگ یکی از نقض‌کنندگان حقوق که معمولاً کارمندان دولت، صاحب منصبان، یا منصوبان هستند را “پیش‌بینی” کنند، جایزه نقدی اعطا می‌شود. این امر می‌تواند به‌صورت درخواست کمک‌های ناشناس از عموم باشد، و افراد می‌توانند این مشارکت‌ها را با استفاده از پول نقد دیجیتالی ارسال کنند.همچنین فکر کردم با استفاده از روش‌های مدرن رمزنگاری کلید عمومی و “پول‌ نقد‌‌های دیجیتالی” ناشناس و بی‌نام، می‌توان این جوایز را به گونه‌ای اعطا کرد که هیچ‌کس نداند چه کسی پول را دریافت کرده است و فقط از اهدا شدن جایزه آگاه شود. حتی خود سازمان نیز هیچ اطلاعاتی در اختیار نخواهد داشت که بتواند به دست مقامات بدهد تا فرد پیش‌بینی کننده را پیدا کنند، چه برسد به کسی که باعث مرگ شد.من با استدلال کردن کلیات قصد ارائه چنین &quot;گره کوری&quot; را نداشتم، یا اینکه مدعی شوم شخصی که قاتل را استخدام می‌کند بر اساس اصول آزادی‌خواهانه گناهکار نیست. بدیهی است مشکل پرونده عمومی این است که قربانی ممکن است بر اساس اصول آزادی‌خواهانه کاملاً بی‌گناه باشد، و قتل وی جنایت محض خواهد بود و این سؤال به وجود می‌آید که آیا شخص ارائه دهنده پول خود نیز مقصر بوده است یا خیر.بالعکس؛ حدس و گمان‌های من بر این پایه بود که “قربانی” یکی از کارمندان دولتی است که احتمالاً علاوه بر دریافت چک حقوقی دزیده شده از دلارهای مالیاتی، در نقض دیگر حقوق نیز مقصر است. (اینجاست که عوامل دولتی مسئول حادثه روبی ریج[3] و واکو[4] در ذهن نقش می بندند.) او با دریافت چنین پولی به ازای اعمال گوناگون خود، “اصل عدم تجاوز&quot;[5] را زیر پا گذاشت و سپس احتمالاً هرگونه اقدامی علیه او، در زمره آغاز فشار بر وی بر اساس اصول آزادی‌خواهانه نخواهد بود.به احتمال قوی سازمانی که برای مدیریت چنین سیستمی تأسیس شده است، می‌تواند فهرست افرادی که به‌طور جدی اصول عدم تعرض را نقض کرده‌اند، تهیه کند، اما به دلیل صورت گرفتن این اقدامات به دستور دولت، شاهد برقراری هیچگونه عدالتی در دادگاه‌ها نخواهیم بود. برای هر اسم، یک رقم دلاری و کل مبلغی که سازمان به‌عنوان مشارکت دریافت کرده است، تعیین خواهد شد، این مبلغ مختص افرادی است که مرگ فرد را درست &quot;پیش‌بینی&quot; کرده‌اند، و احتمالاً تاریخ دقیق را نیز حدس زده‌اند. این افراد “حدس زننده” “حدس” خود را در قالب یک فایل فرمول بندی کرده و آن را با کلید عمومی سازمان رمزگذاری می‌کنند، سپس با استفاده از روش‌های غیرقابل ردیابی مانند قرار دادن فلاپی دیسک در پاکت و انداختن آن در صندوق پست، فایل را به سازمان ارسال می‌کنند، اما به احتمال قوی آنها یا دارای مجموعه‌ای از ارسال‌کنندگان ناشناس رمزگذاری‌شده، یا مکان‌های اینترنتی با دسترسی عمومی مانند پایانه‌های یک کتابخانه محلی و غیره هستند.برای جلوگیری از تبدیل شدن چنین سیستمی به یک قرعه‌کشی تصادفی بدون پرداخت، که در آن افراد می‌توانند به‌طور تصادفی نام و تاریخ را حدس بزنند (به امید اینکه شانس به آنها رو کند، که ممکن است گاهاً اتفاق بیافتد)، باید با الزام “پیش‌بینی کنندگان” به گنجاندن “وجه نقد دیجیتالی” رمزگذاری‌شده و غیرقابل ردیابی، و با مقداری که حدس‌زنی تصادفی غیرعملی باشد، از پیش‌بینی‌های تصادفی جلوگیری کرد.به‌عنوان مثال، اگر فرد مورد هدف، 50 سال سن داشته باشد و امید به زندگی 30 سال یا حدود ده هزار روز (10.000) داشته باشد، مقدار پول مورد نیاز برای ثبت حدس باید حداقل یک ده هزارم (10.000/1) مبلغ جایزه باشد. در عمل، مقدار مورد نیاز باید بسیار بیشتر باشد، شاید به اندازه یک هزارم (1000/1) مبلغ، زیرا ممکن است هر فرد حدس‌زننده به اندازه کافی از حدس خود اطمینان داشته باشد که یک هزارم (1000/1) پاداش بالقوه خود را به خطر می‌اندازد.پول نقد دیجیتالی در داخل &quot;پاکت رمزگذاری&quot; بیرونی قرار می‌گیرد و می‌تواند با استفاده از کلید عمومی سازمان رمزگشایی شود. خود پیش‌بینی (شامل نام و تاریخ) درون یک پاکت رمزگذاری دیگر و داخل پاکت اول قرار می‌گیرد، اما با استفاده از کلیدی رمزگذاری می‌شود که فقط برای خود پیش‌بینی‌کننده قابل شناسایی است. به این ترتیب، سازمان می‌تواند پاکت بیرونی را رمزگشایی کند و پول نقد دیجیتالی را پیدا کند، اما آنها از نام یا تاریخ درج شده در پاکت پیش‌بینی اطلاعی ندارند.در صورت محقق شدن “پیش‌بینی”، فرد پیش‌بینی‌کننده “پاکت” رمزگذاری‌شده دیگری را به سازمان ارسال می‌کند که حاوی کلید رمزگشایی پاکت “پیش‌بینی” قبلی به‌علاوه کلید عمومی (بر خلاف اسمش، کلید یک بار مصرف!) برای رمزگذاری پول نقد دیجیتالی مدنظر برای پرداخت جایزه می باشد. سازمان کلید رمزگشایی را روی پاکت پیش‌بینی اعمال می‌کند، و از کار کردن آن اطمینان می یابد، سپس به بررسی محقق شدن یا نشدن پیش‌بینی ارائه شده در تاریخ اعلامی می‌پردازد. در این صورت، پیش‌بینی کننده امکان دریافت جایزه را می یابد. البته حتی در این صورت هم هیچ کس نمی داند آن شخص واقعاً چه کسی است!سازمان حتی نمی‌تواند بفهمد که فرد پیش‌بینی کننده با نتیجه پیش‌بینی چه کار خواهد کرد. حتی اگر این فایل‌ها از طریق پست و در قالب پاکت‌های فیزیکی بدون آدرس فرستنده دریافت می شدند، پاکت‌ها پیش از مطالعه محتوا سوزانده می شدند. در نتیجه حتی همکاری فعال سازمان نیز نمی‌تواند به کسی حتی به پلیس، کمکی برای یافتن محل فرد پیش‌بینی کننده کند.همچنین این پاکت رمزگذاری شده که می‌تواند علاوه بر &quot;پیش‌بینی انجام شده&quot; حاوی &quot;پول نقد دیجیتالی&quot; بدون امضا (که هنوز معتبر نیست) باشد، ممکن است بعدها به‌صورت کورکورانه توسط بانک سازمان امضا شود و متعاقباً با استفاده از کلید عمومی موجود رمزگذاری شود. (همچنین کلید عمومی قابلیت همگانی شدن دارد تا عموم‌ افراد امکان ارسال ایمن نظرات خود را بیابند و احتمالاً پاداش سپاسگزاری بیشتری را به صورت ایمن برای فرد پیش‌بینی کننده ارسال کنند.) فایل رمزگذاری شده حاصله به‌صورت آشکارا قابل انتشار در اینترنت است، اما تنها توسط یک فرد می‌تواند رمزگشایی بشود: یعنی توسط همان شخصی که پیش‌بینی اصلی را به‌صورت دقیق انجام داده بود. از این رو، شخص گیرنده کاملاً غیرقابل ردیابی خواهد بود.سپس، شخص گیرنده، وجه نقد دیجیتالی را با &quot;گشودن گره&quot; آن پردازش می‌کند، که همان اصل توضیح داده شده با جزئیات بسیار بیشتر در مقاله آگوست 1992 مجله علمی آمریکا است. پول نقد دیجیتالی حاصله برای منبع فرستنده خود نیز کاملاً غیرقابل ردیابی است.کل این سیستم می‌تواند به چند هدف دست پیدا کند. اول، هویت پیش‌بینی‌کننده کاملاً برای سازمان مخفی می‌ماند، به این صورت دیگر هیچ پیش‌بینی‌کننده بالقوه‌ای نگران “اعتماد کردن” به آنها بابت فاش نشدن نام یا مکان خود نخواهد بود. دوم، به پیش‌بینی‌کننده امکان فاش نکردن محتوای واقعی پیش‌بینی تا زمان مدنظر وی داده می‌شود، و به او اطمینان داده می‌شود که از قبل در رابطه با قصد و نیت او به فرد مورد “هدف” اخطاری داده نمی‌شود (همچنین هیچ لزومی برای فاش شدن پیش‌بینی‌های “غلط” وجود ندارد). در واقع، فرد ابداً ملزم به افشای پیش‌بینی خود نیست مگر اینکه خواستار جایزه باشد. سوم، این امکان به پیش‌بینی‌کننده داده می‌شود تا به‌طور ناشناس جایزه‌اش را به هر شخص انتخابی خود اعطا کند، و این پول نقد دیجیتالی را بدون ترس از ردیابی شدن به هر کسی بدهد.این سیستم برای سازمان مزایایی به همراه دارد. با توجه به پنهان بودن هویت فرد پیش‌بینی کننده حتی برای سازمان، هیچ نهادی، حتی دادگاه مدنی و دادگاه کیفری نمی‌تواند سازمان را مجبور به افشای هویت فرد کند. همچنین سازمان در برابر هرگونه مسئولیتی مصون می ماند، زیرا تا زمانی که &quot;پیش‌بینی&quot; به حقیقت نپیوندد، هیچ اطلاعی از محتوای آن نخواهد داشت. (لذا، سازمان عمداً &quot;ناتوان&quot; می ماند تا قابل قضاوت نباشد.) زیرا اکثر قوانینی که می‌توانند سازمان را متهم به نقض آن قوانین کنند، مستلزم برخورداری متخلف از دانش خاص یا قبلی است، پس سازمان تا جای ممکن خود را از حقایق بی اطلاع باقی می‌گذارد، تا احتمال قرار گرفتن تحت پیگرد قانونی بسیار دشوار باشد.بخش دومدر حالی که برای سرو پپرونی در فروشگاه Village Pizzaنشسته بودند، دوروتی از جیم پرسید: &quot;روی چه اختراعی کار می کنی؟&quot; جیم پاسخ داد: &quot;من یک ایده جدید به‌واقع انقلابی دارم، به‌معنای واقعی کلمه انقلابی&quot;. دوروتی که در حال بازی بود پرسید: &quot;کدام دولت قرار است سرنگون شود؟&quot; جیم پاسخ داد: &quot;همه دولت ها&quot;.پیامدهای سیاسیبرای یک لحظه‌ تصور کنید وقتی شهروندان عادی در حال تماشای اخبار شبانگاهی هستند، شاهد یک اقدام از سوی یک کارمند یا یکی از مقامات دولتی باشند که احساس می‌کنند حقوق آنها را نقض می‌کند، از اعتماد عمومی سوءاستفاده می‌کند، و یا از اختیاراتی که مردم فکر می‌کنند باید محدود باشد سوءاستفاده می‌کند. فردی که اعمالش به قدری توهین‌آمیز یا نادرست است که شهروندان لزومی به تحمل کردنش نمی‌بینند.چه می‌شد اگر مردم می‌توانستند در رایانه‌هایشان نام فرد بدکردار را تایپ کنند و مبلغ دلاری ترور وی را انتخاب کنند: مبلغی که آنها، خودشان، حاضرند به هر کسی که مرگ آن مقام را “پیش‌بینی” کند، بپردازند. این کمک مالی به صورت رمزگذاری‌شده و به‌طور ناشناس به یک سازمان ثبت مرکزی ارسال می‌شود و با مجموع مبلغ در عرض چند ثانیه در اختیار هر فرد علاقه‌مندی قرار می‌گیرد. اگر فقط یک دهم (0.1) درصد از جمعیت، یا یک نفر از هر هزار نفر، مایل به پرداخت 1 دلار بابت دیدن مرگ مقام دولتی پست‌فطرت باشند، در واقع دویست و پنجاه هزار (250.000) دلار جایزه برای سر او جمع خواهد شد.به‌علاوه، تصور کنید هر کسی که قصد گرفتن این جایزه را دارد، می‌تواند این کار را بسیار دقیق و حساب شده و بدون شناسایی شدن انجام دهد، همچنین، می‌تواند بدون ملاقات یا حتی صحبت با کسی که بتواند بعداً او را شناسایی کند، پاداش خود را دریافت کند. کاملاً ناشناس، با رازداری کامل و امنیت کامل. این موارد به همراه سهولت و امنیت جمع‌آوری این کمک‌ها، باعث می‌شود که شرور بودن کارمند دولتی، او را به پیشنهادی بسیار خطرناک برای ترور تبدیل کند. همچنین ممکن است هیچ یک از افرادِ دارایِ سمت‌هایِ بالاتر از عضوِ گروهِ مدیران حتی ریسک ماندن در اداره را به جان نخرد.این امر چگونه می‌تواند به تغییر سیاست در آمریکا بیانجامد؟ پاسخ دادن به این پرسش که &quot;چه چیزی ثابت می ماند؟&quot; زمان کمتری می‌برد. دیگر افرادی را انتخاب نمی‌کنیم که (پس از پیروزی در انتخابات) تغییر کنند و ما را به جایی برسانند که آرزوی مرگ کنیم، یا اینکه در مواقع مخالفت با خواسته‌های آنها، اراذلی را برای کشتن ما اجیر کنند.آیا نیازی به ارتش نیست؟یکی از پیامدهای بالقوه و جذاب چنین سیستمی این خواهد بود که ما حتی برای محافظت از کشور خود نیازی به ارتش نخواهیم داشت. هر یک از رهبران خارجی تهدیدکننده یا توهین‌کننده، مشمول همان سیستم مشارکت/قتل/پاداش خواهند شد و به همان اندازه که این سیستم در داخل کشور عملی است، در آن‌طرف مرزها نیز قابل اعمال است.مردم این کشور طی موارد متعددِ رخ داده پس از جنگ‌ها آموخته‌اند که پس از پایان اختلافات سیاسی میان رهبران، ما (یعنی شهروندان عادی) می‌توانیم به خوبی با شهروندان سایر کشورها کنار بیاییم. چند نمونه قدیمی عبارتند از آلمان پس از جنگ جهانی دوم، ژاپن و ایتالیا، و روسیه پس از شوروی، بلوک شرق، آلبانی و بسیاری از موارد دیگر.به‌عنوان نمونه‌های متضاد می‌توان به کشورهایی اشاره کرد که همچنان اختلافات سیاسی در آنها باقی مانده است، مانند کره شمالی، ویتنام، عراق، کوبا، چین سرخ و چند مورد دیگر. در تمامی این نمونه‌ها، یک رهبر متخاصم، چه در جنگ و چه در جنگ قدرت‌های داخلی، در هم شکسته نشده است. لذا واضح است که، این مردم نیستند که به اختلافات دامن می‌زنند، بلکه از سوی رهبران است.فرض کنید اگر می‌توانستیم لنین، استالین، هیتلر، موسولینی، توجو، کیم ایل سونگ، هو شی مین، صدام حسین، معمر قذافی، و بسیاری از افراد دیگر و حتی در صورت لزوم تمام جانشین‌ها و جایگزین‌های آنها را “سر به نیست” کنیم، چه تغییر و تحولی در تاریخ ایجاد می‌شد. همه این ترورها تنها با چند میلیون دلار قابل انجام بود و دیگر به قیمت از دست رفتن میلیاردها دلار و جان میلیون‌ها فرد طی جنگ‌های متعاقب تمام نمی‌شد.اما در این صورت یک سوال جالب بوجود می‌آید که پاسخی به‌مراتب جالب‌تر دارد. &quot;اگر انجام چنین کاری خیلی آسان است، چرا قبلاً انجام نشده است؟&quot; منظور این است که جنگ‌ها مخرب، پرهزینه و خطرناک هستند، پس چرا برخی سیاستمداران باهوش متوجه نشده‌اند که به‌جای جنگیدن با کل کشور، می‌توانیم تعداد معدودی از افراد شرور در راس آن‌ها را از صحنه حذف کنیم؟پاسخ کاملاً آشکار، و به‌طرز قابل توجهی &quot;منطقی&quot; است: اگر ما بتوانیم رهبران آنها را بکشیم، آنها می‌توانند رهبران ما را نیز بکشند. این امر از جنگ جلوگیری می‌کند، اما رهبر هر دو طرف مرده‌اند، حال حدس بزنید چه کسی تصمیم می‌گیرد چه کاری باید انجام شود؟ درست است، رهبران!و رهبران (هم رهبران آنها و هم ما!) از دست رفتن جان سی میلیون (30.000.000) انسان عادی در جنگ جهانی دوم را به حفظ جان خود ترجیح می‌دهند؛ البته اگر بتوانند جان سالم به در ببرند. در کره، ویتنام، و دیگر مناقشات متعدد سرتاسر جهان نیز همینگونه بوده است. مشاهده می کنید تا زمانی که ما به رهبران “خود” و رهبران “دیگران” اجازه تصمیم‌گیری درباره اینکه چه کسی باید بمیرد می‌دهیم، رهبران همیشه مردم عادی هر کشور را انتخاب خواهند کرد.از جمله دلایلی که رهبران توانسته‌اند از این راه‌حل اجتناب کنند، ساده است: با توجه به اینکه “فرار از ترور شدن” نسبتاً آسان است، پاداش دادن به فردی که این کار را انجام می‌دهد و قطعاً ریسکی جدی را متحمل می‌شود، بسیار سخت‌تر است. (اکثر قتل‌ها بر اساس روابط قبلی میان قاتل و قربانی یا مشاهدات شاهدانی که قاتل یا قربانی را می‌شناسند، حل می‌شوند.)اساساً به‌لحاظ تاریخی، تضمین ایمنی و ناشناس بودن، آن هم فقط به‌خاطر پرداخت پاداش به شیوه‌ای غیرقابل ردیابی و اطمینان دادن از سکوت کردن همه شاهدان احتمالی نمی‌تواند انگیزه‌ای کافی برای یک قاتل باشد و این امر غیرممکن است. حتی اگر فردی مایل به مردن در حین ارتکاب قتل باشد، خواستار اطمینان یافتن از پرداخت پاداش به فرد مورد نظر خود است، اما اگر خودشان مورد شناسایی قرار بگیرند، هدف انتقام خواهند بود.با پیدایش رمزنگاری کلید عمومی و پول نقد دیجیتالی همه چیز تغییر کرد. حال، باید بتوان پیشنهادی دائمی را به تمام شرکت‌کنندگان ارائه کرد مبنی بر اینکه در صورت واجد “شرایط” بودن، مبلغ زیادی پول نقد دیجیتالی به شکل غیرقابل ردیابی برای وی ارسال می‌شود، شرایطی که حتی نیازی به اثبات این ندارد (یا حتی اینکه ادعایی در این رابطه شود) که او به‌نوعی مسئول وقوع این مرگ است.به اعتقاد بنده چنین سیستمی پیامدهای شگرفی برای آینده‌ی آزادانه به‌ همراه خواهد داشت. به‌طور خاص آزادی‌خواه‌ها (و من که یک آزادی‌خواه هستم) باید توجه ویژه‌ای به این واقعیت داشته باشند که این سیستم اگر نگوییم یک نتیجه آنارشیستی است، حداقل یک سیستم مینارشیستی (حکومت حداقلی) را &quot;تشویق&quot; می‌کند، زیرا هیچ یک از ساختارهای دولتی بزرگ تحت این شرایط دوام نمی‌آورند.در واقع، طبق استدلال بنده این سیستم قادر به حل یک مشکل بالقوه است که گاهاً با پذیرش آزادی‌گرایی در یک کشورِ احاطه شده توسط دولت‌های غیرآزادی‌خواه مفروض است. به‌طور منطقی می‌توان این گمان را داشت که طی تغییر تدریجی به سمت یک سیستم سیاسی و اقتصادی آزادی‌خواهانه، بقایای یک سیستم غیرآزادی‌خواه مانند ارتش باید باقی بمانند تا از جامعه در برابر تهدیدهای دولت‌های خارجی محافظت کنند. با اینکه مطمئناً این امر قابل قبول است، اما تصور حفظ بودجه نظامی 250 میلیارد دلاری مبتنی بر مشارکت‌های داوطلبانه از نظر یک فرد معمولی دشوار است.البته پاسخ این پرسش آسان است، زیرا ارتش یک جامعه آزادی‌خواهانه، این مقدار بودجه نظامی نخواهد داشت. مساله‌ی مشکل‌سازتر، چگونگی دفاع یک کشور از خود در مواقعی است که مجبور باشد قدرت دفاعی خود را از طریق مشارکت داوطلبانه بالا ببرد. یک پاسخ ساده دیگر این است که این کشور احتمالاً با بودجه یک‌دوم تا یک‌سوم بودجه کنونی از قدرت دفاعی خوبی برخوردار است. علیرغم صحیح بودن، این موضوع در نظر گرفته نمی‌شود.پاسخ واقعی به این امر حتی از این هم ساده‌تر است. ارتش‌های بزرگ فقط برای مبارزه با سایر ارتش‌های بزرگی که دارای رهبرانی غیرآزادی‌خواه هستند ضروری هستند، که احتمالاً برخلاف میل شهروندانشان، عمل می‌کنند. هنگامی که مشکل ایجاد شده توسط رهبر آنها حل شود (و همچنین حل شدن مشکل ما، یا توسط شهروندان آنها و از طریق مشارکت‌های ناشناس مشابه، یا توسط خودمان)، دیگر ارتش بزرگی برای مخالفت وجود نخواهد داشت.بخش سومدر فیلم &quot;رابطه توماس کراون&quot; محصول دهه 1960، استیو مک کوئین نقش یک مولتی میلیونر بی‌حوصله را ایفا می‌کند که با ترتیب دادن سرقت‌های بانکی با بازدهی بالا و برنامه‌ریزی مناسب، از بی‌حوصلگی بیرون می‌آید. او هر یک از سارقان را جداگانه و ناشناس استخدام می‌کند تا آنان قادر به شناسایی او و حتی یکدیگر نباشند. آنها طبق برنامه به‌صورت جداگانه اما همزمان به بانک می‌آیند و پس از انجام سرقت برای همیشه از هم جدا می‌شوند. او خودش پول هر سارق را می‌پردازد تا پرداخت‌ها قابل ردیابی نباشند و همچنین عواید سرقت‌ها را حفظ کند.در مقاله اخیر بنده که عموماً “دیجیتالیبرتی”[6] یا قبل از آن “سیاست ترور” نام داشت، فرضیه راه‌اندازیِ قانونی چنین سازمانی مطرح شده است که با کمک‌های کاملاً ناشناس مردمی مبالغی جمع‌آوری می‌گردد که بر اساس آن به سازمان دستور داده می‌شود این مبلغ را به فردی که تاریخ مرگ فرد نامبرده، به‌عنوان مثال یک کارمند دولتی یا صاحب منصبی نابه‌کار، را به درستی حدس زده باشد اعطا کند. سازمان، مجموع مبالغ کمک‌های مالی را برای هر فرد با نام‌های مختلف جمع‌آوری می‌کند و آن فهرست را (احتمالاً در اینترنت) به‌صورت روزانه یا حتی ساعتی منتشر می‌کند و به مردم می‌گوید که دقیقاً چقدر برای “پیش‌بینی” مرگ آن هدف خاص دریافت می‌کند.به‌علاوه، این سازمان “پیش‌بینی‌های” کاملاً ناشناس، غیرقابل ردیابی و رمزگذاری‌شده را با روش‌های مختلف، مانند اینترنت (احتمالاً از طریق زنجیره‌ای از ارسال‌کنندگان ناشناس رمزگذاری‌شده)، پست ایالات متحده، پیک یا هر وسیله دیگری می‌پذیرد. این پیش‌بینی‌ها شامل دو بخش است: مقدار کمی پول نقد دیجیتالی غیرقابل ردیابی که داخل “پاکت دیجیتال” بیرونی قرار می‌گیرد تا اطمینان حاصل شود که “پیش‌بینی‌کننده” به لحاظ اقتصادی قادر به انتخاب تصادفی تاریخ‌ها و نام‌ها نیست، و بسته اطلاعات رمزنگاری ‌شده داخلی که به‌گونه‌ای رمزگذاری شده است که حتی خود سازمان قادر به رمزگشایی آن نیست. این بسته اطلاعات حاوی نام شخصی است که مرگ او پیش‌بینی شده است و همچنین تاریخ وقوع مرگ.علاوه بر این، بسته رمزگذاری شده فوق می‌تواند به‌صورت رمزنگاری شده در اینترنت انتشار پیدا کند تا بعداً به کل دنیا ثابت شود یک نفر پیش‌بینی خود را پیش از وقوع قتل انجام داده است، و حتی مایل به گذاشتن &quot;پول روی مبلغ&quot; از طریق گذاشتن آن پول در خارج از &quot;پاکت&quot; رمزگذاری شده داخلی است. &quot;پیش‌بینی کننده&quot; همواره پول دیجیتالی خارجی را از دست می‌دهد و تنها در صورتی موفق به دریافت جایزه می‌شود که بعداً صحت پیش‌بینی (همچنان مخفی وی) ثابت شود. چنانچه بعداً پیش‌بینی او درست از آب دربیاید، پیش‌بینی‌کننده‌ی “خوش‌شانس” کلید رمزگشایی را به‌صورت غیرقابل ردیابی به سازمان ارسال می‌کند تا آن را روی بسته رمزگذاری‌شده اعمال کرده و متوجه کارکرد آن شود و پیش‌بینی مربوط به ساعت‌ها، روزها، هفته‌ها یا حتی ماه‌ها قبل‌تر از وقوع حادثه را بخواند. تنها در این صورت است که سازمان، یا هر شخص دیگری جز پیش‌بینی‌کننده می‌تواند فرد یا تاریخ مشخص شده را شناسایی کند.همچنین در &quot;پاکت&quot; دیجیتال رمزگذاری شده داخلی، یک کلید عمومی وجود دارد که پیش‌بینی کننده تنها برای یک هدف خاص آن را ایجاد کرده است: البته بدیهی است که آن کلید عمومی &quot;معمول&quot; او نخواهد بود، چرا که قابل ردیابی است. همچنین در این بسته عواید پیش‌بینی کننده نیز ارائه شده است. (این ارائه می‌تواند به‌طور غیرمستقیم و توسط واسطه انجام شود تا بانک امکان امتناع از معامله با سازمان را نداشته باشد.)سپس، کدهای “پول نقد دیجیتال” با استفاده از کلید عمومی و پیش‌بینی اصلی رمزگذاری می‌شوند و در چندین مکان‌، شاید در چند نقطه از اینترنت انتشار می‌یابند و توسط پروتکل FTP در دسترس علاقه‌مندان قرار می‌گیرند. (فرض می‌شود این داده‌ها به هر نحوی به پیش‌بینی‌کننده اصلی می‌رسند. از آنجایی که اطلاعات در اینترنت به دست “همه” می‌رسند، نمی‌توان فهمید پیش‌بینی‌کننده دقیقاً کجاست.) البته باید توجه داشته باشید که فقط شخصِ ارسال‌کننده‌ی پیش‌بینی (یا کسی که کلید مخفی را به او داده‌اند) قادر به رمزگشایی پیام است، و در هر صورت فقط شخصی که پول نقد دیجیتالی را آماده کرده است، می‌تواند این پول را به‌طور کامل “باز” و قابل خرج کردن کند، البته همچنان کاملاً غیر قابل ردیابی باقی می‌ماند (برای مطالعه توضیحات تکمیلی در مورد چگونگی کارکرد به اصطلاح &quot;پول نقدهای دیجیتال&quot;، شما را به مجله علمی آمریکایی به شماره آگوست 1992 ارجاع می‌دهم.)با اینکه این فرآیند پیچیده به نظر می‌رسد، اما (و حتی بخاطر برخی جزئیات بیشتری که در بالا توضیح نداده ام) در موارد زیر الزامی است:1. کاملاً ناشناس نگاه داشتن اهداکنندگان پاداش و همچنین پیش‌بینی‌کنندگان نه تنها برای مردم و یکدیگر، بلکه برای خود سازمان، چه قبل یا بعد از تحقق پیش‌بینی.2. ‏حصول اطمینان از اینکه نه سازمان، نه اهداکنندگان و نه مردم از محتوای “پیش‌بینی” اطلاع ندارند، مگر تا زمان وقوع پیش‌بینی. (بدین صورت تضمین می‌شود که دیگر هیچ یک از شرکت‌کنندگان نمی‌توانند در اطلاع یافتن از این موضوع پیش از وقوع، &quot;مقصر&quot; باشند.)3. ‏اثبات کردن پیش‌بینی مرگ شخصی خاص و تاریخ وقوع آن پیش از رخ‌دادن پیش‌بینی به اهداکنندگان پاداش (از جمله پیش‌بینی‌کنندگان بالقوه آتی)، سازمان و عموم مردم.4. ‏اثبات کردن پرداخت پاداش وعده داده شده به فرد پیش‌بینی‌کننده، به اهداکنندگان و عموم مردم (از جمله پیش‌بینی‌کنندگان احتمالی آتی). بدیهی است که این امر دارای اهمیت بسزایی است، زیرا نمی‌خواهید هیچ‌یک از پیش‌بینی‌کنندگان احتمالی به دریافت پول خود در صورت صحت پیش‌بینی شک کنند، و نمی‌خواهید هیچ اهداکننده بالقوه‌ای نیز به اینکه پول او صرف یک پیش‌بینی موفقیت‌آمیز می‌شود، شک کند.5. ‏جلوگیری از اطلاع قطعی سازمان، اهداکنندگان و مردم از ارتباط داشتن پیش‌بینی کننده با مرگ فرد هدف. این پنهان ماندن حتی در صورت (به‌طور فرضی) دستگیری فرد محکوم به قتل شخص هدف “پیش‌بینی” نیز صدق می‌کند: زیرا حتی پس از شناسایی قاتل از دیگر شیوه‌های ممکن، تشخیص اینکه آیا قاتل و پیش‌بینی کننده یک نفر هستند یا خیر غیرممکن خواهد بود.6. ایجاد این امکان برای پیش‌بینی‌کننده که در صورت تمایل بتواند بدون اینکه کسی از این موضوع اطلاع یابد، پاداش خود را (به‌صورت کاملاً ناشناس) به هر شخص دیگری که شاید کاملاً از منبع پول بی‌اطلاع است، “هدیه” کند.حتی &quot;هدف&quot; مورد نظر (&quot;قربانی&quot;) نیز از یک چیز مطمئن است: ممکن است بهترین &quot;دوست&quot; او به‌صورت کاملاً ناشناس پاداش را دریافت کند، و این در صورتی است که مرگ او را به درستی &quot;پیش‌بینی&quot; کرده باشد. لذا او هیچ دوستی نخواهد داشت.این امر می‌تواند نشان‌دهنده غایت تقسیم‌بندی اطلاعات باشد: هیچ‌کس بیش از نقش خود در کل این بازی اطلاعات نخواهد داشت. هیچ‌کس نمی‌تواند شخص دیگری را تحویل دهد یا مرتکب اشتباهی شود که سایر شرکت‌کنندگان را شناسایی کند. بااین‌حال، همه می‌توانند “عادلانه” بودن “بازی” را تأیید کنند: پیش‌بینی‌کننده طبق خواسته حامیان مالی، پاداش خود را دریافت می‌کند. پیش‌بینی‌کنندگان بالقوه آتی نیز (به شیوه‌ای که از نظر ریاضی قابل اثبات است) از اینکه تمام پیش‌بینی‌کنندگان موفق قبلی پاداش خود را به‌طور کامل و به شیوه‌ای غیرقابل ردیابی دریافت کنند، رضایت دارند. همچنین به عموم مردم اطمینان داده می‌شود کمک‌های مالی آنها طبق وعده مورد استفاده قرار می‌گیرند. این امر مرا به سمت یک ادعای جسورانه سوق می‌دهد: به اینکه مدعی شوم که جدای از دشواری عملی و شاید عدم امکان شناسایی حامیان یا شخص پیش‌بینی‌کننده از لحاظ تئوریک، به احتمال زیاد هیچ یک از شرکت‌کنندگان، با استثنای فرضی که یک &quot;پیش‌بینی‌کننده&quot; می‌داند خودش قاتل است، در واقع نمی‌تواند &quot;مجرم&quot; به هرگونه نقض قانون حروف سیاه[7]تلقی شود. علاوه بر این، هیچ یک از شرکت‌کنندگان، از جمله سازمان مرکزی، چه قبل و چه پس از تحقق “پیش‌بینی”، از نقش داشتن شرکت‌کننده‌ای دیگر در نقض قانون، یا حتی اطلاع داشتن از جرم مرتکب شده (به جز با مشاهده اخبار) چیزی نخواهند دانست.گذشته از این، حامیان مالی، پاداش را صرفاً به شخصی که پیش‌بینی موفق داشته است اهدا می‌کنند، نه برای مسئولیت فرضی وی در قتل، حتی در صورت عدم وقوع جرم نیز پرداخت انجام می‌شود. سازمان صرفاً هماهنگ‌کننده تمامی این موارد است و خود را از اینکه چه کسی پول‌ها را اهدا می‌کند، یا اینکه در نهایت پول به چه کسی می‌رسد یا حتی ارتکاب جرم بی‌اطلاع نگاه می‌دارد (به‌طور فرضی، در واقع “پیش‌بینی‌کننده” می‌تواند خود “قربانی” باشد، که تصمیم به قتل خود گرفته است تا با “پیش‌بینی” آن، پاداش را به ذینفع انتخابی خود، و حتی شاید یکی از بستگان یا دوستانش بدهد. از قضا، این امر می‌تواند بهترین انتقام ممکن باشد، یعنی &quot;فریب دادن جلاد&quot;.)در واقع، سازمان می‌تواند با اتخاذ یک سیاست اعلام‌شده که هیچ قاتلِ محکوم شده (یا حتی مظنون به جرم) نمی‌تواند پاداش را دریافت کند، از خود محافظت بیشتری کند. بااین‌حال، از‌آنجایی‌که دریافت‌کننده پاداش بنا به تعریف ناشناس و حتی در تئوری غیرقابل ردیابی است، این اطمینان نسبتاً توخالی است زیرا راهی برای جلوگیری از پرداخت چنین پرداختی به شخص مسئول وجود ندارد.بخش چهارمدر بخش سوم، من ادعا کردم که یک سازمان می‌تواند با کمک رمزگذاری، شبکه داده‌های بین المللی، و پول نقد دیجیتال غیرقابل ردیابی به شکل کاملاً قانونی عمل کند، به گونه‌ای که مرگ افراد نامبرده مثلاً کارمندان دولت و صاحبان دفتر منفور را (به‌طور غیرمستقیم) تسریع کند. من به دلایلی که فکر می‌کنم واضح باشد تلاشی برای &quot;اثبات&quot; این موضوع نمی‌کنم. اولاً، حتی اگر چنین عملیاتی واقعاً &quot;قانونی&quot; باشد، این واقعیت به تنهایی مانع از آن نمی‌شود که مخالفان آن بخواهند آن را تعطیل کنند. با این حال، دیدگاه دیگری نیز برای نگاه کردن به آن وجود دارد: اگر این سیستم همانطور که من انتظار دارم کار کند، حتی &quot;غیرقانونی بودن&quot; ادعایی آن نیز بی ربط خواهد بود، زیرا می‌تواند در مرزهای بین المللی و خارج از دسترس قانونی هر دولت قانونمند عمل کند.با این حال، شاید گویاترین واقعیت این باشد که اگر این سیستم به اندازه‌ای که به نظر می‌رسد مؤثر باشد، هیچ دادستانی جرات نمی‌کرد علیه هیچ شرکت‌کننده‌ای اتهام وارد کند و هیچ قاضی‌ای به این پرونده رسیدگی نمی‌کرد، زیرا مهم نیست فهرست موجود چقدر طولانی است. “هدف‌ها”، همیشه برای یک یا دو مورد دیگر جا وجود دارند. هر کاربر بالقوه این سیستم تشخیص می‌دهد که حمله به این سیستم تهدیدی برای در دسترس بودن آن در آینده است و بر این اساس با اهدای پول برای هدف قرار دادن هر کسی که سعی در از کار انداختن آن دارد، عمل می‌کند.با این وجود، من فکر می‌کنم باید به دو اتهامی ‌که ظاهراً کاملاً ساده انگارانه مطرح شده‌اند، بپردازم و ادعا می‌کنند که اجرای این ایده ناقض قانون است. به‌طور مشخص اتهاماتی همچون “تبانی برای ارتکاب قتل” و “ارتکاب جرم”.همانطور که من متوجه شدم، برای داشتن یک &quot;توطئه&quot; از منظر جنایی، باید حداقل دو نفر با ارتکاب جرم موافقت کنند و در پیشبرد آن جرم اقدامی ‌آشکار انجام دهند.خوب، این اتهام قبلاً &quot;مصداق می‌کند&quot; زیرا در طرحی که توضیح دادم، هیچ یک از شرکت‌کنندگان با هیچکس برای ارتکاب جرم اجماع ندارند. هیچ یک از شرکت‌کنندگان حتی به شخص دیگری اطلاع نمی‌دهند که مرتکب جرمی ‌خواهد شد، چه قبل و چه بعد از واقعه. در واقع، جرم، به نظر می‌رسد قتلی است که توسط یک فرد انجام شده است، یعنی جنایتی که برای سایر شرکت‌کنندگان ناشناخته است، و هویت او به‌طور مشابه ناشناخته است (البته به‌طور فرضی؛ این فرض را بر این می‌گذارد که یک جنایت واقعاً انجام شده است).به یاد داشته باشید، “پیش‌بینی” که در ابتدا توسط پیش‌بینی‌کننده ارسال شده بود، کاملاً رمزگذاری شده بود، به‌طوری که سازمان (یا هر شخص دیگری، برای آن موضوع) نتواند هویت فردی را که مرگ او پیش‌بینی شده بود، یا تاریخ وقوع آن حادثه را کشف کند. فقط پیش‌بینی شده بود که رخ بدهد. بنابراین سازمان از “موافقت” با چنین چیزی ناتوان است و دونیت‌کننده‌ها نیز به همین ترتیب. تنها در صورتی که پیش‌بینی بعداً محقق شود، کلید رمزگشایی وارد می‌شود و تنها در این صورت است که سازمان (و عموم مردم) از محتویات آن آگاه می‌شوند. حتی در آن صورت، این فقط یک “پیش‌بینی” است، بنابراین حتی در آن زمان، هیچ کس در واقع از جرمی ‌که می‌تواند با پیش‌بینی‌کننده مرتبط باشد، آگاه نیست.&quot;اختفای جرم&quot;این جرم، نوعی شکل رقیق شده از مفهوم &quot;معاونت در جرم قبل و/یا بعد از وقوع&quot;، توسط &quot;تیم آو آنگل&quot; (Tim of Angle) ادعا شد که متعاقب پاسخ من به او در مورد این موضوع، کاملاً ادعای اولیه خود را تأیید نکرده است. (این موضوع یک کنجکاوی اخیر این است که این جنایت علیه مایکل فورتیه، شخصی که ادعا می‌کند به تیم مک‌وِی مظنون بمب گذاری OKC کمک کرده است، جرمی ‌است که در ساختمان اف بی آی &quot;پرونده مفصلی&quot; را انجام داده است.)با این وجود، من آن را در اینجا گنجانده ام، زیرا خوانش ساده (و بدون دقت) او از ایده من، او را به شاید &quot;نزدیک ترین&quot; قانونی که ممکن است ادعا بشه که شرکت‌کنندگان آن را نقض کرده‌اند، سوق داد. تیم ادعا کرد: نه. به این می‌گویند &quot;جرم نادرست&quot; و شما را قبل از واقعیت به یک معاونت در جرم تبدیل می‌کند. مسلماً، تحت قانون قتل جنایی، می‌توانید در ایالتی که چنین مجازاتی دارد، &quot;مجازات عقوبت اعدام &gt; عقوبت غیرانسانی و تحقیرآمیز[8]&quot; دریافت کنید.با این حال، من یک تحقیق کتابخانه ای کوچک انجام دادم و فرهنگ لغت حقوقی بلک[9] را بررسی کردم . در اینجا شرح عبارت چنین آمده است: &quot;اختفای جرم[10]. جرم پنهان کردن جرمی که توسط دیگری انجام شده است، اما بدون همکاری قبلی با جنایتکار یا معاونت آتی در جرم که باعث می‌شود طرف قبل یا بعد از وقوع جرم معاونت در جرم را پنهان کند[11]&quot;. عناصر جرم عبارتند از اینکه مجرم اول جرم مورد ادعا را مرتکب شده و تکمیل کرده است، یعنی اینکه متهم از آن وقوع جرم آگاهی کامل داشت، و اینکه متهم به مقامات اطلاع نداده است، و آن متهم برای پنهان کردن جنایت اقدام مثبتی انجام داد[12]. هر کس با علم به ارتکاب واقعی جرمی که توسط دادگاه ایالات متحده قابل تشخیص است، آن را پنهان کند و در اسرع وقت آن را به قاضی یا افراد دیگری در مقامات کشوری یا نظامی تحت ایالات متحده آمریکا اعلام نکند، مجرم به ارتکاب جرم فدرال اختفاء جرم است[13].تنها “عنصر” این جنایت که قابل قبول است عنصر اولی است: شخصی غیر از شخص متهم به جرم “تحقیر جنایت” مرتکب جرم شده است. عنصر دوم به طرز بدی شکست می‌خورد: &quot;...اینکه متهم از آن حقیقت آگاهی کامل داشت...&quot; تفسیر قبلی من روشن می‌کند که به دور از مفهوم &quot;آگاهی کامل از آن واقعیت&quot;، سایر شرکت‌کنندگان بطور دقیق از داشتن هرگونه &quot;آگاهی کامل از آن واقعیت&quot; منع می‌شوند. عنصر سوم، &quot;.. اینکه متهم به مقامات اطلاع نداده است...&quot; نیز اساساً وجود ندارد: هیچ شرکت کننده دیگری در مورد هویت یک پیش‌بینی کننده یا مکان او یا در مورد اینکه آیا او در هر جرمی دخالت داشته است اطلاعاتی ندارد. در واقع، این امکان برای هر یک از شرکت‌کنندگان دیگر وجود خواهد داشت که (به‌طور ناشناس، احتمالاً) کپی‌هایی از تمام مکاتباتی را که ارسال کرده‌اند، به پلیس یا آژانس‌های دیگر تحویل دهند، و این مکاتبات حتی ذره‌ای به مقامات در شناسایی یک مجرم یا حتی لزوماً یک جرم کمک نمی‌کند.در واقع، عملکرد عادی این سازمان به این صورت است که از طریق یک نشریه “تمام” مکاتباتی را که دریافت می‌کند، به منظور ارائه بازخورد به مردم برای اطمینان از اینکه همه شرکت‌کنندگان به وعده‌های خود عمل می‌کنند و پاداش‌های خود را دریافت می‌کنند، ارائه می‌کند. این نشریه احتمالاً به پلیس راه پیدا می‌کند، یا حتی می‌تواند به دلیل “عدم اطلاع‌رسانی به مقامات” برای آن‌ها پست شود. با این وجود، هیچ یک از این مطالب نتوانست به هیچ مقامی‌ در تحقیقات خود کمک کند، و این باعث ناراحتی آنها شد.چهارمین و آخرین رکن جرم در “ارتکاب جرم”، یعنی “... و آن متهم برای اختفای جرم اقدام مثبت کرده است” به کلی ناکام می‌ماند. این سازمان جرم را &quot;پنهان&quot; نمی‌کند. در واقع اگر به هیچ دلیل دیگری از جرم آگاهی نداشته باشد، توانایی انجام خلاف آن را نخواهد داشت! و همانطور که در بالا توضیح داده شد، با دقت از دسترسی به هرگونه اطلاعاتی که می‌تواند به حل جرم کمک کند اجتناب می‌کند و بنابراین از هر گونه تعهدی در این راستا فرار می‌کند.خلاصهدر گذشته، تعجب آور نبود که چنین سازمانی بتواند به‌طور قانونی در ایالات متحده فعالیت کند، اگرچه حداقل در ابتدا بدون مخالفت سیاسی نبود. اولاً، این کشور حداقل اسماً قرار است یک &quot;کشور آزاد&quot; باشد، که به این معنی است که پلیس و سایر مقامات نمی‌توانند رفتار را فقط به این دلیل که آن را دوست ندارند مجازات کنند.ثانیاً، بدیهی است که اکثر قوانین امروزی در اصل در دوره‌ای نوشته شده‌اند که در آن قوانین فرض می‌شود که &quot;توطئه‌گران&quot; حداقل یکدیگر را می‌شناسند، یکدیگر را ملاقات کرده‌اند، می‌توانند یکدیگر را شناسایی کنند، یا (حداقل!) با یکدیگر صحبت کرده‌اند. برعکس، در سناریوی من هیچ یک از شرکت‌کنندگان حتی نمی‌دانند که بقیه در کدام قاره زندگی می‌کنند، چه رسد به کشور، شهر یا خیابان آنها. نمی‌دانند سایرین چه شکلی هستند، چه صداهایی دارند، یا حتی “تیپ مشخصی” ندارند: هیچ‌یک از متن‌هایشان، به‌جز چند “پیش‌بینی” پراکنده، هرگز به دیگران منتقل نمی‌شوند، بنابراین حتی نرم‌افزارهای مقایسه متن هم موفق به &quot;هدف قرار دادن&quot; کسی نخواهند شد.(برای کسانی که در اصل، قوانینِ علیه “توطئه” را نوشته‌اند) توانایی “شخص الف” برای راضی کردن خود همان اندازه شگفت‌انگیز است که “شخص ب” شایسته دریافت جایزه است، بدون اینکه “شخص الف” بداند “شخص ب” واقعاً مسئول یک مرگ خاص است (یا نیست).بخش پنجمدر چهار یادداشت قبلی در مورد دیجیتالیبرتی، پیشنهاد کرده‌ام که این مفهوم (جمع‌آوری کمک‌های مالی ناشناس برای “خرید” مرگ یک کارمند منفور دولت) باعث کاهش چشمگیر اندازه دولت در تمام سطوح، و همچنین دستیابی به آنچه احتمالاً یک دولت “مینارشیستی” (حکومت حداقلی) با سرعت بسیار سریع خواهد بود می‌شود. علاوه بر این، به این نکته اشاره کردم که فکر می‌کنم این تأثیر صرفاً بر یک کشور یا قاره تأثیر نمی‌گذارد، بلکه ممکن است اساساً به‌طور همزمان در همه کشورها گسترش یابد.اما علاوه بر چنین ادعاهای (به ظاهر) بزرگی، به ذهنم خطور می‌کند که باید تغییرات دیگری در جامعه ایجاد بشوند که بخواهد همزمان با پذیرش چنین سیستمی ‌رخ بدهند. به هر حال، یک دیدگاه ساده انگارانه از ایده من ممکن است به این نتیجه برسد که پس از دگرگونی جامعه، تقریباً هیچ ساختار دولتی باقی نخواهد ماند. از آنجایی که “نظام عدالت کیفری” کنونی ما امروز کاملاً بر مفهوم “دولت بزرگ” استوار است، این موضوع یک فرد ساده لوح را به این فکر می‌اندازد که چگونه مفاهیمی ‌مانند “عدالت”، “انصاف”، “نظم” و غیره در این زمینه‌ی حفاظت حقوق فردی در چنین جامعه ای قابل تحقق هستند.در واقع، یکی از موضوعات رایجی که در انتقاد از ایده‌ام دیده‌ام، ترس از این است که این سیستم به “آنارشی” منجر شود. نکته خنده دار در مورد این اعتراض این است که از نظر فنی، این موضوع به راحتی می‌تواند درست باشد. اما “آنارشی” در زندگی واقعی ممکن است شبیه “آنارشی” نباشد که این افراد ادعا می‌کنند از آن می‌ترسند، که باعث می‌شود من با نقل قولی پاسخ دهم که منشأ آن را کاملاً به خاطر نمی‌آورم:&quot;آنارشی فقدان نظم نیست. آنارشی فقدان همه نظم‌ها است.&quot;مردم احتمالاً به زندگی خود با آرامش و نظم ادامه خواهند داد. یا حداقل به اندازه ای که می‌خواهند آرام و منظم باشند. قضیه فیلم &quot;وحشی در خیابان‌ها&quot; نخواهد بود که، و آنها آدمخواری را به‌عنوان یک ورزش ملی، یا هر چیزی شبیه به آن، بر نمی‌گرداند.به ذهنم خطور می‌کند که احتمالاً یکی از بهترین راه‌های نشان دادن این که ایده من، یعنی “سیاست ترور”، (با توجه به این واقعیت که کاربرد آن بسیار بیشتر از سیاست صرف است، شاید نامش نامناسب باشد)، منجر به “فقدان نظم” نمی‌شود، نشان دادن این است که اکثر کارکردهای مطلوبسیستم فعلی به اصطلاح &quot;عدالت کیفری&quot; پس از پذیرش آن انجام خواهند شد. این درست است حتی اگر آنها از طریق روش‌های کاملاً متفاوت و، به‌طور قابل تصور، به روش‌های کاملاً متفاوت با سیستم فعلی انجام شوند.احتمالاً ابتدا باید به این نکته اشاره کنم که قصد من بازنویسی کتاب تئوری مینارشیستی نیست. تصور می‌کنم در طول سال‌ها، مطالب زیادی در مورد نحوه عملکرد افراد و جوامع بدون یک دولت مرکزی قوی نوشته شده است، و بسیاری از این نوشته‌ها احتمالاً بسیار دقیق‌تر و سنجیده‌تر از هر چیزی است که در اینجا توضیح می‌دهم.یکی از دلایلی که تقریباً هر “سیستم عدالت کیفری” بهتر و مؤثرتر از سیستمی‌ است که در حال حاضر داریم این است که، برخلاف تصویری که مقامات می‌کوشند ایجاد کنند، هر کسی که شغلش به “جرم” وابسته است، علاقه‌ای قوی در حفظ یک سطح بالایی از جرم، و نه از بین بردن آن دارد. به هر حال، جامعه ای وحشت زده جامعه ای است که حاضر است بسیاری از پلیس‌ها، زندانبان‌ها، قضات و وکلا را استخدام کند و حقوق‌های بالایی به آنها بپردازد. یک جامعه امن و مطمئن حاضر به تحمل آن نیست. وضعیت “ایده‌آل”، از دیدگاه محدود و منفعت‌خواهانه پلیس و زندانبانان، وضعیتی است که تعداد افراد در زندان را به حداکثر می‌رساند، در عین حال بیشتر مجرمین واقعاً خطرناک را در خیابان‌ها رها می‌کند تا توجیه خود را برای سیستم حفظ کند. به نظر می‌رسد این دقیقاً همان وضعیتی است که ما امروز داریم، که تعجب آور نیست وقتی در نظر بگیرید که پلیس در طول دهه‌های متمادی سطح غیرعادی بالایی از ورودی به &quot;سیستم&quot; داشته است.اولین تأثیر ایده من، به نظر من، حذف کلی ممنوعیت اعمالی است که قربانی ندارد، یا همان “جرایم بدون قربانی”. نمونه‌های کلاسیک آن قوانین علیه فروش و استفاده از مواد مخدر، قمار، فحشا، پورنوگرافی و غیره هستند. این هم به این خاطر است که افراد معمولی (که تحت تاثیر تبلیغات نیستند) نگرانی یا همدردی بسیار کمی ‌برای مجازات عملی‌ای دارند که قربانی مشخصی ندارد. بدون یک دولت مرکزی و بزرگ که تبلیغات را انجام دهد، عموم مردم این اعمال را قطعاً “مجرمانه” نمی‌دانند، حتی اگر برای چند سال هنوز توسط اقلیت قابل توجهی نامطلوب تلقی شوند. هنگامی‌ که از شر چنین قوانینی خلاص شوید، قیمت داروهای غیرقانونی فعلی به‌طور چشمگیری کاهش می‌یابد، احتمالاً 100 برابر. جرایم ناشی از نیاز به دریافت پول برای پرداخت این داروها به شدت کاهش می یابد، حتی اگر فرض کنید که مصرف مواد مخدر به دلیل کاهش قیمت افزایش یافته است.علیرغم این کاهش گسترده در جرم و جنایت، شاید تا 90 درصد، افراد معمولی همچنان می‌خواهند بدانند “سیستم من” در مورد میزان جرم باقی مانده و “سیستم واقعی” چه خواهد کرد. می‌دانید، قتل، تجاوز، دزدی، و همه اینها چه خواهند شد؟ خوب، بر اساس روح این ایده، یک تفسیر ساده نشان می‌دهد که یک فرد می‌تواند مجرمی‌را که او را قربانی می‌کند، هدف قرار دهد، که به آن حرفه مجرمانه پایان می‌دهد.برخی ممکن است اعتراض کنند و اشاره کنند که مجرم تنها در جرایم قلیلی شناسایی می‌شود. این ایراد از نظر فنی درست است، اما کمی‌ گمراه‌کننده است. حقیقت این است که اکثریت قریب به اتفاق جرایم از نوع &quot;قربانی&quot; توسط بخش نسبتاً کوچکی از جمعیت که مجرمان سابقه‌دار هستند مرتکب می‌شوند. نیازی به شناسایی نیست، به‌عنوان مثال، حتی اگر احتمال دستگیر شدن یک سارق خودرو، در هر سرقت، تنها 5 درصد باشد، حداقل 40 درصد احتمال دستگیر شدن پس از 10 سرقت، و 65 درصد احتمال دستگیر شدن پس از 20 سرقت وجود دارد. قربانی یک سرقت هوشمندانه‌ی ماشین خوشحال می‌شود که پولی را برای هر دزد کشف شده ماشین اهدا کند، نه لزوماً فقط کسی که او را قربانی کرده است.متوسط مالکان خودرو عاقلانه خواهد بود که گهگاه چنین کمک‌هایی را ارائه دهند، آنهم به‌عنوان &quot;بیمه&quot; در برابر احتمال قربانی شدن او در آینده: به‌طور متوسط 1 سنت در روز به ازای هر خودرو، 10000 دلار در روز برای یک شهر معمولی با 1 میلیون خودرو خواهد بود. با فرض اینکه این مقدار بسیار بیشتر از اندازه کافی برای وادار کردن &quot;دوستان&quot; یک دزد معمولی خودرو باشد، به سادگی هیچ راهی وجود ندارد که بتوان خرده فرهنگ سرقت خودرو را حفظ کرد.جایگزین دیگر این است که شرکت‌های بیمه احتمالاً وارد عمل می‌شوند: از آنجایی که آنها قربانیان مالی سرقت اموال بیمه‌شده خود خواهند شد، منطقی است که فرض کنیم آنها تمایل ویژه‌ای برای جلوگیری از چنین سرقتی داشته باشند. می‌توان تصور کرد که شرکت‌های بیمه کنونی خود را به آژانس‌های تحقیقاتی/بازدارنده تبدیل کنند، در حالی که نقش بیمه‌ای خود را حفظ کنند، با توجه به این واقعیت که آنها بیشترین ضرر را دارند. این به ویژه درست است زیرا اگر &quot;سیاست ترور&quot; (آنگونه که در مورد جنایتکاران و جنایت اعمال می‌شود) رخ دهد، آنها در واقع می‌توانند کاری در مورد مشکل انجام دهند، نه اینکه صرفاً آمارها را به مشتریان و سهامداران خود گزارش دهند.چنین شرکت‌هایی همچنین انگیزه ای قوی برای ارائه یک سیستم کارآمد از پاداش برای حل جرایم و شناسایی مجرمان خواهند داشت، پاداش‌هایی که (طبیعتاً!) می‌توانند به‌طور کاملاً ناشناس داده شوند.در حالی که مایلم در مورد مزیت دیگر این نوع جدید عدالت صحبت کنم، این واقعیت است که سیاستمداران و سایر کارمندان دولت دیگر مصونیت واقعی در اکثر موارد نخواهند داشت، واقعیت این است که از آنجایی که ما دیگر &quot;سیاستمداران و سایر کارمندان دولت&quot; نخواهیم داشت، ذکر این مزیت، مزید بر علت خواهد بود.با این حال، این اصل معتبر است: در سیستم امروزی، شما می‌توانید افرادی را داشته باشید که مجرم شناخته شده‌اند، اما به دلیل اینکه بخشی از &quot;نظام&quot; هستند، تحت پیگرد قانونی قرار نگیرند. نمونه‌های کلاسیک قهرمانان راست (الیور نورث) و قهرمانان چپ (جیم رایت) هستند که به دلایل &quot;سیاسی&quot; یا &quot;بوروکراسی&quot; از پیگرد قانونی یا محکومیت می‌گریزند. این اتفاق با &quot;سیاست ترور&quot; که به سادگی هرگز اتفاق نمی‌افتد.بخش ششمیک باور اولیه مکرر در میان افرادی که اخیراً درباره ایده &quot;سیاست ترور&quot; من شنیده‌اند، ترس از این است که این سیستم به نحوی &quot;خارج از کنترل&quot; شود: در نهایت باعث مرگ افراد عادی‌ای می‌شود که حقشان مرگ نبوده است.اما این سیستم بدون “کنترل” خاص خود نخواهد بود. نه یک کنترل متمرکز و قابل تصمیم‌گیری توسط یک فرد، بلکه یک سیستم غیرمتمرکز که در آن همه یک &quot;رای&quot; ضمنی می‌گیرند. یک تشبیه خوب ممکن است در نظر گرفتن جامعه‌ای باشد که در آن ترموستات خانه همه کنترل می‌شود تا در دمایی که برای کل کشور تنظیم شده است کار کند. ورودی کنترلی هر فرد به‌عنوان یک “رای” در نظر گرفته می‌شود، چه برای گرم‌تر شدن، چه برای سردتر شدن، و چه برای ماندن در همان دما. کامپیوتر کنترل مرکزی دمای نقطه تنظیم ملی را تنظیم می‌کند تا تعداد افرادی را که می‌خواهند دما سردتر و گرم تر باشد برابر کند. با این حال، هر خانه در همان دمای تنظیم شده ملی است. واضح است که هیچ فردی کنترل این محیط را در دست ندارد. با این وجود، من فکر می‌کنم به‌طور کلی فقط به این دلیل که ورودی‌های بسیاری از افراد برای تعیین خروجی مورد استفاده قرار می‌گیرند، می‌توان توافق کرد که این سیستم هرگز یک تنظیم دمای واقعاً “خارج از محیط” ایجاد نمی‌کند. مطمئناً، اگر گروهی متشکل از 10هزار کودک تصمیم بگیرند (با کمک اینترنت) با هم سیستم را خراب کنند، و همه ورودی‌های ترموستات خانه‌شان را روی “گرم‌تر” تنظیم کنند، می‌توانند کمی‌ تنظیمات کلی را افزایش دهند، اما از آنجایی که احتمالاً حدود 100 میلیون خانه جداگانه در ایالات متحده، شوت کم‌جان آنها به دلیل تمایلات اکثریت جمعیت گل نخواهد شد. آیا این سیستم &quot;خارج از کنترل&quot; است؟ درست است که خارج از &quot;کنترل&quot; یک فرد واحد است، اما با این وجود به خوبی در کنترل کل جمعیت است.به نظر می‌رسد که “سیاست ترور” در واقع مکانیزم کنترلی مشابهی با آنچه در بالا توضیح دادم دارد. اول، من به این نکته اشاره کرده‌ام که اگر بخواهم سیستم متمرکزی مانند این را راه‌اندازی کنم، فقط کمک‌های مالی را می‌پذیرم که اسم افرادی داخلش باشد که &quot;اصل عدم تجاوز یا اصل عدم توسل به زور[14]&quot; که به خوبی برای آزادی‌خواهان شناخته شده است را نقض می‌کنند. طبق این استاندارد، کارمندان دولت (که چک‌های حقوقی را که با وجوه دزدیده شده از شهروندان توسط مالیات پرداخت شده است، پذیرفته اند) و مجرمانی که جرایم آنها واقعاً قربانی داشته است، شامل می‌شوند. بیایید این سازمان فرضی را &quot;سازمان آلفا&quot; یا به اختصار &quot;گروه الف&quot; بنامیم.درست است، شخص دیگری ممکن است کمی ‌دقیق تر باشد و کمک‌های مالی را برای حذف هر کسی بپذیرد آنهم بدون در نظر گرفتن اینکه آیا آن شخصِ هدف سزاوار سرنوشت مرگ بودن را می پذیرد یا نه. این افراد را &quot;سازمان بتا&quot; یا به اختصار &quot;گروه ب&quot; می‌نامیم. اکثر دونیت‌کنندگان بالقوه (که، پیشنهاد می‌کنم، سطوحی “معمولی” از محذوریت‌های اخلاقی را خواهند داشت) خواهند دید که اگر از گروه ب حمایت کنند، از منافع آنها محافظت نمی‌شود. برای مثال، گروه ب (اگر زنده بماند و رشد کند) ممکن است بعداً به دلیل دونیت‌کننده‌ای دیگر، برگردد و آن افراد دارای حذر اخلاقی را هدف قرار دهد. ولی گروه الف این کار را نمی‌کند. طبیعتاً، دونیت‌کنندگان “اخلاقی” ما این رفتار را نمی‌خواهند، بنابراین تصمیم می‌گیرند که کمک مالی خود را به “اخلاق‌پذیرترین” سازمانی که آن را می‌پذیرد، بدهند. این کار، منافع دونیت‌کنندگان را به حداکثر می‌رساند و آسیب‌های احتمالی را به حداقل می‌رساند.از آنجایی که هر دو سازمان کمک‌های مالی را برای قربانیان “مستحق مرگ” می‌پذیرند، در حالی که فقط گروه ب آن حمایت‌های مالی را بدون استثناء برای “هر کسی” می‌پذیرد، منطقی است که نتیجه بگیریم (کاپیتالیسم و سرمایه‌داری همان چیزی است که هست و) نرخ‌های گروه ب (یعنی درصد قیمتی که به‌عنوان سود نگه می‌دارد) می‌تواند برای کمک‌های دریافتی‌اش بیشتر باشد و خواهد بود (و به این دلیل است که رقابت کمتری در حوزه تخصصی آن وجود دارد.) بنابراین، هدف قرار دادن افراد “مستحق مرگ” از طریق گروه الف مقرون‌به‌صرفه‌تر خواهد بود و در نتیجه دونیت‌کنندگان به سمت آن جذب خواهند شد. علاوه بر این، گروه الف بزرگتر، معتبرتر، قابل باورتر و قابل اعتمادتر خواهد شد، و “حدس‌زنان” بالقوه (قاتل؟) برای سیستم آن گروه و برای میانگین پرداخت‌های بالقوه کمتر کار خواهند کرد (و باقی تمامی موارد برابر خواهند بود.) با این حال، و از قضا، میانگین سطح دونیت برای افراد فهرست شده توسط گروه الف احتمالاً بالاتر خواهد بود، زیرا (اگر فرض کنیم این افراد &quot;مستحق مرگ&quot; هستند) افراد بیشتری در مرگ آنها مشارکت خواهند داشت.به هر حال، اگر یک دونیت‌کننده بالقوه بخواهد به برخی از بزرگان دولتی ضربه بزند، تعداد زیادی دونیت‌کننده دیگر وجود خواهند داشت که هزینه را با آنها تقسیم کنند. میلیون‌ها کمک مالی از 1 تا 10 دلار برای هر کدام معمول و کاملاً مقرون به صرفه است. از طرف دیگر، اگر فقط یک هدف &quot;غیرمتسحق به مرگ&quot; را از فهرست مخاطبین گوشی همراه خود انتخاب کرده باشید، احتمالاً شما تنها کسی خواهید بود که می‌خواهد او را مرده ببیند، به این معنی که احتمالاً باید کل صورت حساب را بپردازید. اگر می‌خواهید هر “اقدامی” را ببینید، احتمالاً هزینه آن 5 تا 10 هزار دلار است. در ضمن “برش” گروه ب را به آن اضافه کنید، که احتمالاً 50٪ خواهد بود، و شما بحث از 10 تا 20 هزار دلار دارید. من ادعا می‌کنم که احتمال وقوع چنین اتفاقی برای &quot;قربانیان غیرمستحق به مرگ&quot; بسیار کم خواهد بود.اکنون، افراد سرسخت در میان شما احتمالاً به این واقعیت اعتراض خواهند کرد که حتی این احتمال کوچک نیز باقیمانده باقی مانده است. اما در نظر بگیرید: حتی امروز کاملاً &quot;ممکن&quot; است که شما به‌طور تصادفی نامی ‌را از فهرست انتخاب کنید، او را پیدا کنید و خودتان او را بکشید. آیا این اغلب اتفاق می‌افتد؟ ظاهراً نه. فقط برای یک چیز، آن هم اینکه هیچ انگیزه واقعی‌ای وجود ندارد. اگر نتوانید نشان دهید که بکارگیری &quot;سیاست ترور&quot; احتمال وقوع چنین حوادثی را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهد، من نظرم این است که این &quot;مشکل&quot; احتمالاً مشکلی نخواهد بود.برای مدتی فکر می‌کردم که محافظت از &quot;فقدان انگیزه&quot; به‌طور لحظه‌ای توسط یک فرضیه لغو شد: فکر کردم، فرض کنید شخصی از این سیستم به‌عنوان بخشی از یک طرح پیچیده‌‌ی اخاذی استفاده می‌کند، که در آن پیامی‌ ناشناس به شخصیتی ثروتمند می‌فرستد، چیزی شبیه به اینکه &quot;یک میلیارد دلار به صورت ناشناس به من پرداخت کنید، یا من یک قرارداد دیجیتالی برای شما منعقد می‌کنم&quot;. برای مدتی این یکی مرا گیج کرده بود. سپس، متوجه شدم که یک عنصر اساسی در کل این نمایش وجود ندارد: اگر این کار یک بار انجام می‌شد، پس می‌توان آن را ده‌ها بار هم انجام داد. و قربانی چنین طرح اخاذی‌ای هیچ اطمینانی ندارد که دیگر اتفاق نخواهد افتاد، حتی اگر تاوانش را بدهد، بنابراین از قضا انگیزه‌ای برای پرداخت اخاذی ندارد. به این مورد فکر کنید: تنها دلیل پرداخت، حذف تهدید است. اگر پرداخت نمی‌تواند به هدف تضمین کند که تهدید حذف شده است، او دلیلی برای پرداخت ندارد. و اگر هدف هیچ دلیلی برای پرداخت نداشته باشد، اخاذی دلیلی برای تهدید ندارد!دیگر ترس مرتبط (و به همان اندازه ساده‌گرایانه) این است که اقلیت‌های سیاسی ترجیحاً مورد هدف قرار بگیرند. برای مثال، وقتی به این نکته اشاره کردم که رهبران سیاسی “تشکیلات” احتمالاً خیلی سریع وارد &quot;فهرست&quot; می‌شوند، یک جرقه به ذهنم خطور کرد که “رهبران آزادی‌خواه” نیز می‌توانند مورد هدف قرار گیرند. چنین پیشنهادی منعکس کننده یک سوء‌تفاهم جدی از فلسفه سیاسی، و به ویژه آزادی‌خواهان است: من این اتفاق را بدیهی می‌دانم (حداقل برای خودم) که آزادی‌خواهان نیازی به رهبر ندارند. (اگر نمی‌خواهید جمعیتی را کنترل کنید یا به قدرت سیاسی دست یابید، نیازی به رهبر ندارید. تنها دلیلی که امروز آزادی‌خواهان به رهبر نیاز دارند این است که در دولت جا بگیرند و (سپس) آن را تعطیل کنند.) و اگر ایده من اجرا شود، “رهبران آزادی‌خواه” بیشتر از یک شهروند آزادی‌خواه عادی تهدیدی برای دیگران نخواهند بود.با درک کامل این موضوع، شخص دیگری (و بسیار معتبرتر) مدتی فکر کرد و در یک افشاگری غرورآفرین پیشنهاد کرد که یکی از راه‌هایی که تشکیلات سیاسی مورد هدف می‌تواند با سیاست ترور “مقابله کند” این است که در مقابل سیستم رهبر‌محوری که امروز داریم به حکومتی تبدیل شود که مبتنی بر اقتدار کاملاً غیرمتمرکز است. چنین سیستمی‌ با کشتن افراد نمی‌تواند مورد حمله قرار گیرد، همانطور که شما نمی‌توانید یک درخت را با کندن یک برگ بکُشید. &quot;راهکار&quot; آن شخص در واقع انحلال کامل دولت فعلی و واگذاری آن به عموم مردم بود؛ در آن حالت، این سیستمِ بسیار غیرمتمرکز است که توسط بخش کوچکی از جمعیت در ساختاری به نام &quot;دولت&quot; کنترل نمی‌شود، که البته اساساً با ایده او یکسان است. بنابراین در واقع، تنها راهی که دولت (در صورت بکارگیری سیاست ترور) می‌تواند بقای خود را حفظ کند تسلیم شدن کامل است. و وقتی تسلیم شد، مردم پیروز می‌شوند. و در عمل، دولت دیگر جایگزینی (به‌عنوان یک دولت متمرکز دیگر) نخواهد داشت.آیا این ایده &quot;خارج از کنترل&quot; خواهد بود؟ تا حد زیادی، این بستگی به تعریف شما از کلمه &quot;کنترل&quot; دارد. من به این باور رسیده‌ام که “سیاست ترور” یک آزمون رورشاخ[15] سیاسی است: آنچه در مورد آن فکر می‌کنید به شدت با فلسفه سیاسی شما مرتبط است.بخش هفتممن نگرانی‌هایی را که درباره ایده من ابراز کردید، که من آن را “سیاست ترور” می‌نامم، درک می‌کنم، زیرا این مقاله اگر رادیکال و افراطی نباشد، چیزی نیست. من آن را در اواسط سال گذشته نوشتم، تا حدی به این دلیل که فکر می‌کنم آزادی‌خواهی و به‌ویژه آزادی‌خواهان باید به آنچه که ،اگر تناقض نباشد، حداقل یک واقعیت غیرقابل تحمل است توجه کنند: از یک طرف، به ما گفته می‌شود که در تعرض[16] پیشدستی نکنیم، اما از سوی دیگر هر بار که دولت مالیات می‌گیرد، مورد تعرض دولت قرار می‌گیریم.من از روشی که برخی از افراد آشنا به‌وسیله آن از این سیستم &quot;کناره‌گیری کرده‌اند&quot; و از جرأت لازم برای چنین تاکتیکی قدردانی می‌کنم. اما من فکر می‌کنم مشکل همین است: این کار را فقط کسانی که “جرأت” دارند انجام می‌دهند، که در واقع تعداد افراد مورد هدف دولت (برای نوشتن نام آن‌ها در فهرست) را کاهش می‌دهد تا دولت بتواند زمان بیشتری را صرف حمله به تعداد معدودی از مخالفان کند. واقعیت این است که دولت همچنان به جمع آوری مالیات می‌پردازد و هنوز از آن پول برای نقض حقوق ما استفاده می‌کند. همه ما می‌دانیم که این (وضع زندگی) اشتباه است.موضع من کاملاً ساده است: اگر جمع‌آوری مالیات تعرض به حساب می‌آید، پس هرکسی که این کار را انجام می‌دهد یا در تلاش برای جمع‌آوری مالیات کمک می‌کند یا از عواید آن سود می‌برد، مجرم است. این مفهوم کاملاً مشابه قانون فعلی است که همدستان[17] را تحت تعقیب قرار می‌دهد. در حالی که من &quot;قانون فعلی&quot; را حاکی از نوعی استاندارد طلا برای &quot;معقول بودن&quot; که همیشه باید آن را قبول کنیم نمی‌دانم، از سویی دیگر فکر می‌کنم که معقول است از آن برای نشان دادن اینکه یک بار به این نتیجه رسیده‌ایم که مالیات به معنای سرقت است استفاده کنیم. این نسخه مستقیماً به دنبال نوعی استدلال است که گفته می‌شود برای جامعه قابل قبول است: &quot;حمله به مهاجمان&quot; و همدستان آنها معقول است و بنابراین هرکسی که توسط دولت به‌ کار گرفته می‌شود، حتی اگر هم توطئه‌گر نباشد مستقیماً در جمع‌آوری این مالیات‌ها دخالت دارد. به این دلیل که او در بهره‌مندی از درآمدهای حاصل از این مالیات‌ها مشارکت دارد، و احتمالاً سطح مشخصی از &quot;پشتیبانی&quot; را برای جوانان اراذل و اوباشی که اغلب سازمان‌های دولتی استخدام می‌کنند، فراهم می‌کند.من می‌دانم، و شما نیز باید بدانید، که “اصل عدم تعرض” چیزی در مورد میزان دفاع از خود/تلافی‌جویی که یک نفر ممکن است به‌طور منطقی برای دفاع از حقوق خود به کار گیرد نمی‌گوید: به یک معنا، این اتفاق به نظر می‌رسد که یک قصور و کوتاهی (در تعیین آن میزان دفاع از خود) باشد، زیرا حداقل نشان می‌دهد که یک شخص ممکن است به شکلی &quot;بی دلیل&quot; با نیرویی کشنده از خود دفاع کند، در حالی که معمولاً ممکن است به ابزارهای بسیار کمتری نیاز باشد. به هر قیمتی که باشد، من فکر می‌کنم که اکثر مردم مسئولانه رفتار خواهند کرد. اما من فکر می‌کنم بحث در مورد آن بسیار سرراست است که بگوییم با توجه به شرایط اصل عدم تعرض، استفاده از هر وسیله‌ای که برای متوقف کردن حمله لازم باشد معقول است: اگر یک وسیله مشخص برای توقف واقعی حمله ناکافی تلقی شود، آنگاه ابزارهای بیشتر و جدی‌تر هم معقول‌تر و هم ضروری‌تر خواهند بود.برای ایجاد یک قیاس معقول مثالی می‌زنم: اگر در حال قدم زدن در یک &quot;کوچه تاریک&quot; باشم و با مردی مواجه شوم که چاقویی به دست دارد و مرا با آن تهدید می‌کند، احتمالاً منطقی است که اسلحه را بکشم و تهدید کنم، یا احتمالاً کار به جایی برسد که تیراندازی کنم. حتی اگر بخواهم شلیک نکنم و او را امتحان کنم تا مشخص شود که آیا اقدامات من او را منصرف می‌کند یا نه، نمی توانم ببینم که این احتمال مرا از نظر اخلاقی مقید می‌کند. و اگر با وجود اسلحه پیشروی کند، انگار قصد حمله دارد، از شلیک به او و بیرون آوردن خودم از خطر پشیمان نباشم. اگر پیش‌فرض‌ها را تاکنون پذیرفته‌اید، ظاهراً این اصل را می‌پذیرید که تشدید و بالا گرفتن دفاع‌شخصی/تلافی‌جویی تا زمانی معقول است که بازخورد سطح فعلی تهدید متقابل برای متوقف کردن تهاجم آغاز شده توسط شخص مهاجم ناکافی باشد. باور غیر از این، این است که باور کنید در نهایت، شما موظف به پذیرش سطح بالایی از پرخاشگری هستید، صرفاً به این دلیل که (هنوز) منابع برای مقاومت در برابر آن را ندارید. من این مفهوم را کاملاً رد می‌کنم، همانطور که امیدوارم شما این کار را انجام دهید.بنابراین اگر فرضاً می‌توانستم با یک کارمند سرسخت دولت گفتگوی ناشناس داشته باشم و از او بپرسم: &quot;اگر یکی از مأموران شما را بکشم، آیا از تلاش برای گرفتن آن مالیات از من دست می‌کشید؟&quot; واکنش قابل پیش‌بینی او این خواهد بود: &quot;نه، ما به تلاش برای جمع‌آوری آن مالیات ادامه خواهیم داد.&quot; در واقع، او احتمالاً عجله خواهد کرد که اضافه کند که سعی می‌کند من را نیز به اتهام قتل تحت پیگرد قانونی قرار دهد! اگر بخواهم بپرسم که آیا کشتن 10 مامور مانع آنها (از جمع‌آوری مالیات) می‌شود، احتمالاً دوباره می‌گویند که این عمل تغییری در آنها ایجاد نمی‌کند.نتیجه برای من معلوم است: واضح است که هیچ محدودیت عملی برای میزان دفاع شخصی مورد نیاز من جهت محافظت از دارایی‌های خود در برابر مامور مالیات دولت، و برای جلوگیری از سرقت وجود ندارد؛ بنابراین من پیشنهاد می‌کنم که منطق مستلزم آن است که من از نظر اخلاقی (بر اساس اصول آزادی‌خواهانه) اجازه داشته باشم از هر سطحی از دفاع شخصی که انتخاب می‌کنم استفاده کنم.شما ایراد دیگری هم مطرح کردید، که صراحتاً به نظر من بی‌اعتبار است. من معتقدم که شما به‌طور ضمنی گفته‌اید که تا زمانی که به سطح خاصی از تشدید نرسیده باشید (مانند ریختن اف بی آی در منزل شما و غیره) آنگاه دفاع از خود مشروع نیست. به شکل دقیقی باید مخالفت کنم. همانطور که همه ما به خوبی می‌دانیم، دولت در نهایت نه بر اساس نیروی واقعی و اعمال شده، بلکه صرفاً با تهدید نیروی آینده در صورت عدم تبعیت توسط شما عمل می‌کند. درست است، افرادی هستند که تصمیم گرفته‌اند بگویند دولت بلوف می‌زند و به‌سادگی (از خدمت به دولت) کناره‌گیری کنند، اما واقعیت این است که این امر برای اکثر افراد امروزی عملی نیست. این یک اتفاق تصادفی نیست: دولت فرایند کناره‌گیری را دشوار می‌کند، زیرا آنها از بانک‌ها و کارفرمایان بالقوه و دیگرانی که در غیر این صورت می‌توانستید آزادانه با آنها قرارداد ببندید، اخاذی می‌کنند. در هر صورت، نمی‌توانم ببینم که &quot;کناره‌گیری&quot; نکردن چگونه یک نفر را به نحوی اخلاقی ملزم به پرداخت مالیات (یا تحمل جمع‌آوری مالیات) می‌کند. من اطمینان دارم که شما سهواً قصد پیشنهاد دادن این موضوع[18] را نداشتید.دلیل اینکه ما از نظر اخلاقی حق داریم در صورت چاقو کشیدن به صورت ما به مجرم تیراندازی کنیم این است که او ما را تهدید کرده است که آسیبی به جان ما وارد می‌کند، اما تهدیدی که دولت برای یک شهروند عادی ایجاد می‌کند (از دست دادن کل دارایی‌هایش) به همان اندازه واقعی است، البته تا حدودی متفاوت است. از آنجایی که دولت یک واقعیت گذشته، و یک واقعیت کنونی است، و چشم‌انداز فوری آن را نیز در آینده دارد، من صادقانه معتقدم که یک شهروند عادی می‌تواند به‌طور مشروع خود را به‌طور مستمر در معرض تهدید بداند. تعرض قبلاً رخ داده است، به‌طور مداوم رخ می‌دهد، و هر چشم‌اندازی برای ادامه وقوع دارد. اگر چیزی توجیه کننده مقابله با آن باشد، این کار را می‌کند.برای ادامه قیاس، اگر برای هر روز از ماه گذشته بارها توسط همان مرد در همان کوچه تاریک مورد زورگیری قرار گرفته‌اید، این بدان معنا نیست که شما به نحوی با این وضعیت موافقت کرده‌اید، یا حقوق شما نسبت به دارایی‌های شما به‌نوعی نادیده گرفته شده است. با مقاله &quot;سیاست ترور&quot;، من به سادگی پیشنهاد کردم که ما (به عنوان آزادی‌خواهان و همچنین شهروندان عادی) شروع به برخورد با تعرض دولت که الزماً معادل تعرض زورگیرها، متجاوزان، دزدان و قاتلان کنیم و اَعمال آنها را به‌عنوان یک سلسله تعرض‌های مداوم ببینیم. از این نظر، نباید منتظر تعرض بعدی آنها بود؛ آنها همیشه متعرض بوده‌اند و همیشه متعرض خواهند بود، تا زمانی که برای همیشه متوقف شوند.در آن مرحله، این سوال به یک مسئله عملی تغییر کرد: مطمئناً، از نظر تئوری ممکن است ما از نظر اخلاقی &quot;حق&quot; داشته باشیم که با نیروی کشنده از خودمان محافظت کنیم، اما اگر آنها در کل هرگونه شهرت و محبوبیتی هم داشته باشند، مأموران دولتی زمانی که در واقع نیروی مستقیم اعمال می‌کنند عادت دارند که در تعداد زیاد ظاهر شوند. اتخاذ موضعی که فقط زمانی می‌توانید از خود دفاع کنید که آنها &quot;مکان&quot; و &quot;زمان&quot; رویارویی را انتخاب کرده باشند، خودکشی کامل است، و امیدوارم درک کرده باشید که من هرگونه محدودیتی را بسیار ناعادلانه و کاملاً غیرعملی می‌دانم. همچنین بدانید که دلیل اینکه ما هنوز زیر نظر دولت گیر کرده‌ایم این است که تا آنجا که درست است، &quot;ما&quot; طبق قوانین آنها بازی کرده‌ایم، نه با قوانین خودمان. طبق قوانین خودمان، آنها متعرض هستند و ما باید بتوانیم هر زمان که بخواهیم، به ویژه زمانی که احساس می‌کنیم شانس با ماست، بر اساس شرایط خود، به‌راحتی با آنها رفتار کنیم.بدیهی است که می‌دانم اصل “عدم تجاوز” هنوز معتبر است، اما لطفاً توجه داشته باشید که من آن را یک استدلال متقابل معتبر برای &quot;سیاست ترور&quot; نمی‌دانم، حداقل برای افرادی که به‌خاطر مامور دولت بودن مورد هدف قرار می‌گیرند. آنها &quot;پیش-تجاوز&quot; کرده‌اند، و من هیچ محدودیتی برای دفاعی که باید بتوانم برای توقف کامل و دائمی ‌آن تجاوز به کار بگیرم، نمی‌بینم. نه اینکه تفاوتی بین سطوح مختلف رفتار (قابل مجازات) آنها قائل نباشم، بلکه: کاملاً تشخیص می‌دهم که برخی از آنها به مراتب بدتر از بقیه هستند، و مطمئناً با غُرغُر پست خدمات جنگلی مانند یک تک تیرانداز سازمان ATF[19]  رفتار نمی‌کنم.اکنون، یک چیز دیگر وجود دارد که امیدوارم بتوانیم آن را به درستی بفهمیم: همانطور که من در ابتدا این سیستم را &quot;اختراع&quot; کردم، به ذهنم رسید که ممکن است دلایل خاصی وجود داشته باشد که باید به نحوی قانونمند شود؛ مثلا اهداف &quot;غیرمستحق به مرگ&quot; نباید کشته شوند، و غیره. &quot;مشکل&quot; این است که آنچه من &quot;اختراع&quot; کرده‌ام (همانطور که اکنون معتقدم آن است) از یک وجه ممکن است در واقع یک &quot;کشف&quot; باشد: من اکنون معتقدم که این نوع سیستم هیچوقت اجتناب‌پذیر نبوده، فقط منتظر سه‌گانه اینترنت، پول نقد دیجیتال و رمزگذاری خوب بود تا زیربنای فنی کل سیستم را فراهم کند. اگر واقعاً همینطور باشد، هیچ راهی واقعی برای کنترل آن وجود ندارد، مگر با اصول بازار آزاد.برای مثال، راه‌اندازی نوعی &quot;دیکتاتور سیاست ترور&quot; که تصمیم می‌گیرد چه کسی زنده بماند و چه کسی بمیرد غیرممکن است، زیرا همیشه رقابت در سیستم جهت تامین هر تقاضا افزایش می‌یابد، هرچند که احتمال دارد به قیمت بسیار بالایی تمام شود. و اگر به این اصل اعتقاد دارید که &quot;قدرت مطلق قطعا انسان را فاسد می‌کند&quot;، نمی‌خواهید هیچ شکلی از کنترل متمرکز (حتی شاید کنترل توسط خودتان!) را بپذیرید، زیرا چنین کنترلی در نهایت فاسد می‌شود. اکثر افراد منطقی این عاقبت را تشخیص می‌دهند و من هم این را می‌دانم. من سیستمی‌ را اختراع نکرده‌ام که &quot;جیم بل&quot; بتواند &quot;همه تصمیمات&quot; را بگیرد. برعکس، این سیستم از چنین متمرکزسازی‌‌هایی کاملاً جلوگیری می‌کند. صراحتاً بگویم که این (رویکرد) نوظهور است، تازگی دارد و به جرات می‌توانم بگویم که زیبایی‌ این ایده به همین است. من معتقدم که (کنترل قدرت در سیاست ترور را) نمی‌توان به سادگی با کنترل سیاسی متمرکز ربود.همانطور که در مقاله اشاره کردم، اگر من یکی از سازمان‌هایی را اداره می‌کردم که آن کمک‌های مالی را می‌پذیرفتند و آن جوایز را ارائه می‌کردند، به‌طور انتخابی فقط آن دسته از اهدافی را فهرست می‌کردم که واقعاً قانع شده‌ام که در نقض &quot;اصل عدم تجاوز&quot; مجرم هستند. اما به‌عنوان یک موضوع عملی، هیچ راهی وجود ندارد که بتوانم سازمانی متفاوت را از راه‌اندازی و فعالیت بر اساس اصول اخلاقیِ متفاوتمنع کنم، به خصوص اگر به صورت ناشناس عمل کند، همانطور که من پیش‌بینی می‌کنم سیستم‌های نوع &quot;سیاست ترور&quot; چنین خواهند بود. بنابراین، من مجبورم این واقعیت را بپذیرم که نمی‌توانم یک سیستم &quot;به شدت محدود&quot; را دیکته کنم که مرگ &quot;غیرموجه&quot; را &quot;تضمین&quot; نکند: من فقط می‌توانم تکه کوچک خود از زمین را کنترل کنم و از آن برای آزار رساندن به دیگران بهره نبرم. با‌این‌حال، من واقعاً معتقدم که عملکرد این سیستم نسبت به وضعیت موجود یک پیشرفت بزرگ خواهد بود.من استدلال می‌کنم که این بحث تا حدودی مشابه این استدلال است که ما باید حق داشته باشیم که سلاح گرم داشته باشیم، علی‌رغم این واقعیت که برخی افراد از آنها به شکلی اشتباه/غیراخلاقی/غیرقانونی استفاده می‌کنند. مالکیت، یک حق است حتی اگر در نهایت ممکن است سوء‌استفاده‌ای را که شما آن را نادرست و قابل مجازات می‌دانید، مجاز یا امکان‌پذیر کند. من صحت چنین استدلالی را بدیهی و صحیح می‌بینم و می‌دانم که شما نیز چنین خواهید کرد.من می‌دانم که این بحث فاقد اطمینان مکفی از ایمنیِ جامعه است که برای یک فرد معمولی و “پیش-آزادی‌خواه” اطمینان‌بخش باشد. اما شما &quot;فرد متوسط&quot; نیستید و من اعتماد دارم که شما به‌عنوان آزادی‌خواه طولانی‌مدت، حقوق را به رسمیت خواهید شناخت حتی با توجه به احتمال فرضی که ممکن است در نهایت کسی از آنها سوء‌استفاده کند.نمی‌دانم این سیستم را “اختراع” کردم یا “کشف” کردم. شاید جزئی ‌از هر دو باشد. من واقعاً معتقدم که این سیستم، یا سیستمی ‌شبیه به آن، به همان اندازه‌ی اختراع سلاح گرم در زمان اختراع موادی که اکنون به عنوان &quot;باروت&quot; می‌شناسیم، از نظر فناوری اجتناب‌ناپذیر است. من فکر می‌کنم (روز پیاده‌سازی) این سیستم صرف نظر از اینکه ما برای جلوگیری از آن چه کاری انجام می‌دهیم در راه است. این تصور، شاید بیش از هر کس دیگری بر روی این سیاره، من را به‌طور متوالی و سپس به‌طور همزمان مملو از هیبت، حیرت، شادی، وحشت و در نهایت آرامش کرده است.حیرت، از اینکه سیستمی ‌می‌تواند توسط تعداد انگشت‌شماری از مردم ایجاد شود که جهان را از شر بلای جنگ، سلاح‌های هسته‌ای، دولت‌ها و مالیات خلاص کند. در کمال تعجب، متوجه شدم که زمانی که شروع شود، تمام جهان را به‌طور اجتناب‌ناپذیری در بر می‌گیرد و دیکتاتوری‌های فاشیستی و کمونیستی، سلطنت‌ها و حتی به اصطلاح “دموکراسی‌ها” که امروزه به‌عنوان یک قاعده کلی در واقع فقط نمایی از حکومت توسط منافع خاص هستند را از بین می‌برد.شادی، برای اینکه تمام جنگ‌ها را از بین می‌برد، و نه تنها تمام سلاح‌های هسته‌ای، بلکه همه نظامی‌ها را مجبور به برچیدن پایگاه‌ها می‌کند، و آنها را نه تنها تبدیل به نیروهای زائد می‌کند، بلکه در سطح جهانی خطرناک می‌سازد، و برای صاحبان آنها چاره‌ای جز از بین بردن آنها باقی نمی‌گذارد، و در واقع هیچ دلیلی برای نگه داشتن آنها وجود ندارد!وحشت هم هست، زیرا این سیستم ممکن است تقریباً هر چیزی که ما در مورد جامعه فعلی خود فکر می‌کنیم را تغییر دهد؛ و حتی بیشتر برای شخص خودم، آگاهی از اینکه ممکن است روزی تعداد زیادی از افراد ثروتمند وجود داشته باشند که از موقعیت کنونی خود در کنترل دولت‌های جهان کنار گذاشته شوند، و این احتمال بسیار واقعی که آنها ممکن است به دنبال یک شخص &quot;شرور&quot; برای سرزنش سقوط خود باشند. آنها حتما یکی مثل من را پیدا خواهند کرد، و در آن زمان پول و (به لطف من، حداقل تا حدی) ابزار برای گرفتن انتقامشان خواهند داشت. اما اگر حاضر نبودم ریسک را بپذیرم، این مقاله را منتشر نمی‌کردم.در نهایت، آرامش. شاید برای گفتن آن کمی‌ زود باشد، اما راضی هستم که آزاد خواهیم شد. من به این باور رسیده‌ام که راهکار دیگری وجود ندارد. ممکن است که طی کردن مسیر پیچ در پیچ آن شبیه یک ترن هوایی به نظر برسد، اما فکر می‌کنم که از همین امروز مقصد ما مشخص است. لطفا درک کنید که، ما آزاد خواهیم شد.دوست آزادی‌خواه شما،جیم بلآدرس ایمیل: jimbell@pacifier.comیه اتفاقی قراره بیفته... یه چیز... فوق‌العاده!بخش هشتماین مقاله در شماره یکشنبه 4 فوریه 1996 مجله خبری اخبار بعدازظهر آساهی[20] در مقاله‌ای به قلم پاول مَکس‌وِل[21]، ستون نویس، صفحه 6 منتشر شد. او ستونی منظم در مورد اینترنت برای این روزنامه می‌نویسد.تیتر: &quot;شبکه‌ها: پاول مَکس‌وِل&quot;&quot;شماره‌گیری اینترنت برای قتل&quot;&quot;اولین کاری که انجام می‌دهیم، بیایید همه وکلا را بکشیم.&quot; (شکسپیر، نمایشنامه تاریخی هِنری ششم).اخیراً یک ایده حیرت‌انگیز و بحث‌برانگیز در اینترنت ظاهر شده است - وقتی من آن را توضیح می‌دهم یک لحظه ترس ما را می‌بلعد. این ایده مبتنی دو پیشرفت فناورانه است: پول نقد دیجیتال و نرم‌افزار رمزگذاری.به‌طور خلاصه، پول نقد دیجیتال سیستمی ‌برای انتقال وجه از یک شخص به فرد دیگر در شبکه است. برای اینکه این سیستم به خوبیِ پول نقد باشد، تراکنش‌ها باید مانند زندگی واقعی به‌طور ناشناس انجام شوند. (شما وارد فروشگاه رفاه 7-11[22] می‌شوید، یک لاته می‌خرید، و هیچ‌کس نام یا سابقه اعتباری شما را نمی‌داند. این خرید در پایگاه داده ترجیحات مصرفی شما ثبت نمی‌شود.)چندین طرح رقیب برای پول نقد دیجیتال راه‌اندازی شده‌اند، اما طرحی که در نهایت مورد پذیرش جهانی قرار می‌گیرد، مطمئناً این ویژگی ناشناس بودن را خواهد داشت.فناوری دوم نوعی نرم‌افزار به نام رمزگذاری کلید عمومی ‌است و این امکان را به شما می‌دهد که یک فایل یا یک پیام ایمیل را که &quot;قفل شده&quot; است به گونه‌ای ارسال کنید که فقط توسط گیرنده مورد نظر باز شود. با این حال، گیرنده نمی‌تواند آن را باز کند مگر اینکه یک &quot;کلید&quot; مشخص ارائه شود. این &quot;کلید&quot; همچنین ممکن است برای رمزگذاری پیام برگشتی که فقط توسط فرستنده اصلی باز شود استفاده شود.جیم بل، رویاپرداز و متخصص مستقل، هر دوی این تحولات را در چند سال گذشته دنبال کرده است. اخیراً او چند سؤال سخت از خود پرسید: &quot;چگونه می‌توانیم آزادی ارائه شده توسط اینترنت را به زندگی عادی تفسیر کنیم؟&quot; و &quot; چگونه می‌توانیم دولت را از ممنوع‌کردن رمزنگاری، پول نقد دیجیتالی و سایر سیستم‌های بهبود دهنده‌ی آزادی‌مان، دور نگه داریم؟&quot;ناگهان جیم بل یک ایده انقلابی پیدا کرد. (&quot;انقلابی&quot; کلمه‌ای است که او به کار می‌برد، و کلمه‌ای مناسب است.) من و شما -بچه‌های کوچک، کارگران معمولی جهان- می‌توانستیم دور هم جمع شویم، همه در میدان حاضر شویم، و پول بدهیم تا هر رذل فاسدی که در سیاست داریم ترور شود. و ما می‌توانستیم این کار را به‌صورت قانونی انجام دهیم. به‌نوعی. جیم بل سازمانی را متصور شد که &quot;به کسی که مرگ یکی از افراد فهرست‌شده‌ی ناقض حقوق یعنی معمولاً کارمندان دولت، صاحب منصبان، یا منصوبان را به درستی &quot;پیش‌بینی&quot; کرده باشد، جایزه نقدی اعطا می‌کند. همچنین آن سازمان می‌تواند درخواست کمک‌های مالی ناشناس از مردم کند، و افراد می‌توانند آن مشارکت‌ها را با استفاده از پول نقد دیجیتال ارسال کنند.&quot;او توضیح می‌دهد که “با استفاده از روش‌های مدرن رمزگذاری کلید عمومی‌ و پول نقد دیجیتالی ناشناس، می‌توان چنین جوایزی را به‌گونه‌ای تهیه کرد که در‌حالی‌که جایزه در حال اعطا است هیچ‌کس نداند که پول به چه کسی تعلق می‌گیرد. حتی خود سازمان هیچ اطلاعاتی ندارد که بتواند به مقامات کمک کند تا مسئول پیش‌بینی را پیدا کنند، چه رسد به عامل مرگ. اینطور بگوییم که ما، مردم، تصمیم می‌گیریم که بالاخره از دست [نام فرد شرور را وارد کنید] راحت خواهیم شد. ده دلار از من، ده دلار از شما -ناگهان یک میلیون دلار در یک صندوق جمع می‌شود. این پول به اولین نفری می‌رسد که بتواند تاریخ، زمان و شرایط مرگ فرد شرور را &quot;پیش‌بینی&quot; کند. بدیهی است که این اطلاعات را فقط شخص قاتل از قبل می‌داند.قاتل، پیامی ‌ناشناس و “قفل شده” می‌فرستد، فرد شرور را می‌کشد، &quot;کلید&quot; پیام ارسال می‌کند، بدون اینکه هویت خود را فاش کند قتل را &quot;به‌درستی&quot; پیش‌بینی کرده است، از &quot;کلید&quot;ی که ارائه کرده است برای &quot;قفل کردن پول جایزه در پرونده‌ای استفاده می‌شود که سپس به صورت عمومی‌ در اینترنت منتشر می‌شود. فقط شخصی که کلید را ایجاد کرده است می‌تواند پرونده را باز کند و وجه نقد دیجیتال را مطالبه کند.&quot;به‌عبارت دیگر، خشم عمومی ‌می‌تواند جوایز نقدی برای ترورها را تامین کند. سازمانی که پول را جمع‌آوری کرده و فهرستی از اهداف احتمالی را اعلام کرده است، هرگز از قبل نسبت به یک جرم مطلع نخواهد شد و هرگز از هویت یا محل نگهداری یک مجرم مطلع نخواهد شد. آن سازمان حتی از نظر فنی نیز گناهکار به توطئه یا همدستی نخواهد بود.جیم بل در مورد این موضوع بسیار فکر کرده است، و احساس می‌کند که این ایده از نظر فنی امکان‌پذیر، عملی و حتی بدون خطا است. آیا یک لحظه هم فرض کردید که احساسش درست است؟ چه پیامدهایی دارد؟رهبران جهان هر روز از زندگی خود را با تهدید ترور زندگی می‌کنند. اما در سطح محلی، این واقعاً می‌تواند تأثیر بگذارد. و فهرست &quot;سوژه‌ها&quot; لزوماً برای سیاستمداران نیست - هر شخصیت عمومی ‌متخاصم هم که باشد منصفانه خواهد بود. خودتان را یک سال بعد تصور کنید که با دوستانتان نشسته‌اید و یک نفر می‌گوید &quot;یادت می‌آید زمانی که جویس نیوتن[23] کتک خورد؟&quot; و شما می‌گویید &quot;آره - بهترین ده دلاری که تا به حال خرج کرده‌ام.&quot;هر چقدر هم که اعلام جنگ علیه خوانندگان پاپِ به‌شدت‌احمقانه راضی‌کننده باشد، جیم بل پیشنهاد مدنی‌تری دارد: بیایید همه ماشین‌دزدها را بکشیم. او استدلال می‌کند که تعداد بسیار کمی ‌از مجرمان شغلی مسئول تقریباً تمام ماشین‌دزدی‌ها هستند. اگر یک میلیون مالک ماشین در یک منطقه شهری معین فقط چهار دلار در سال کمک کنند، روزانه 10،000 دلار به عنوان &quot;پول جایزه&quot; برای &quot;پیش‌بینی‌کننده&quot; مرگ هر ماشین‌دزد جمع می‌شود.جیم بل می‌نویسد که: &quot;با فرض اینکه این مقدار بسیار بیشتر از اندازه کافی است که دوستانِ ماشین‌دزد معمولی بخواهند او را سر به نیست کنند، به‌همین سادگی هیچ راهی باقی نمی‌ماند که بتوان خرده فرهنگ ماشین‌دزدی را حفظ کرد.جیم به عنوان امید زیادی به طرح خود فکر می‌کند که این ایده در نهایت می‌تواند به پایان استبداد سیاسی منجر شود. اما اگر شما این ایده را دوست ندارید، او طرفداران دیگری دارد. در یک تبادل مکاتبات ایمیلی اخیر، از او پرسیدم که الان چه کار می‌کند؟او پاسخ داد: توصیه می‌کنم فیلم &quot;روزی که زمین ایستاده بود&quot; را اجاره بگیرید، دارم روی پروژه مشابهی کار می‌کنم.بخش نهمتاریخ انتشار: 27 فوریه 1996حدود یک سال است که مفاهیم “سیاست ترور” را بررسی می‌کنم و بیش از شش ماه است که موضوع و افکارم را با شما خواننده علاقه‌مند در میان می‌گذارم. من همچنین در مورد این موضوع با همه افراد وارد بحث کرده‌ام، گروهی که خود منتخب هستند و از طرفداران مشتاق گرفته تا منتقدان بی‌خبر را شامل می‌شوند. از قضا، برخی از شما حتی من را به خاطر &quot;اتلاف وقت&quot; با برخی از &quot;مخالفان&quot; بی‌شمارم سرزنش کرده‌اید. در دفاع، پاسخ من همیشه این بوده است که وقتی به کسی پاسخ می‌دهم، این کار را نه به نفع او، بلکه برای دیگرانی انجام می‌دهم که ممکن است چشم دوخته باشند و منتظرند ببینند ایده‌ام در جایی خراب می‌شود یا خیر.اگر چیزی وجود داشته باشد که به اندازه ایده اصلی من را مجذوب خود کرده است، همین تفاوت گسترده و چشم‌گیر بین این پاسخ‌های مختلف است. همه چیز از &quot;یک کار نابغه&quot; تا &quot;وحشیانه&quot; نامیده می‌شود و احتمالاً بسیار بدتر! واضح است که در اینجا باید یک مسئله اساسی و اجتماعی وجود داشته باشد که باید حل شود.در حالی که هنوز هیچ‌کس کاملاً آن را با این عبارات نگفته است، من مطمئن هستم که احتمالاً بیش از یک نفر از شما خواسته‌اید به قلم من با این جمله واکنش نشان دهید: &quot;برو پیش یه روانشناس[24]!&quot; خب، به یک معنا این دقیقاً همان کاری بود که من انجام دادم، اما “روانشناس”ی که “دیدم” بیش از پنج دهه بود که مرده بود: زیگموند فروید[25]. با کمال تعجب، نسخه‌ای از کتابی به نام مقدمه‌ای بر کتاب‌های بزرگ[26] که به من تحویل داده شد (در صفحه 7) حاوی نامه‌ای از فروید به آلبرت انیشتین بود. در صفحه 6 مقدمه‌ای وجود دارد که دلیل این ارتباط را بیان می‌کند. می‌گوید:“در سال 1932، لیگ ملت‌ها[27] از آلبرت انیشتین خواست که مساله‌ای را که مورد علاقه اوست انتخاب کند و در مورد آن با کسی تبادل نظر کند. انیشتین هم مساله &quot;آیا راهی برای نجات بشر از خطر جنگ وجود دارد؟&quot; را به عنوان مساله‌ی خود و زیگموند فروید را به‌عنوان طرف مکاتبه خود انتخاب کرد. انیشتین در نامه خود به فروید گفت که یکی از راه‌های از بین بردن جنگ، ایجاد یک سازمان فراملی دارای اختیار حل‌و‌فصل اختلافات بین ملت و دارای قدرت برای اجرای تصمیمات آن است. اما انیشتین اذعان داشت که این راهکار فقط با جنبه اداریِ مشکل سروکار دارد، و اینکه امنیت بین‌المللی را هرگز نمی‌توان به دست آورد تا زمانی که اطلاعات بیشتری در مورد روان‌شناسی انسان وجود داشته باشد. آیا حق باید همیشه با قدرت پشتیبانی شود؟ آیا هرکسی مستعد احساسات نفرت و مخرب بود؟ در پاسخ به این سوالات بود که فروید به خودش اشاره کرد.”جالب اینجاست که وقتی برای اولین بار شروع به فکر کردن به این ایده کردم که بعداً آن را &quot;سیاست ترور&quot; نامیدم، قصد نداشتم سیستمی ‌طراحی کنم که توانایی حذف جنگ و ارتش را داشته باشد. هدف من در درجه اول استبداد سیاسی بود. طبق استانداردهای من، این نه تنها شامل دولت‌های تمامیت‌خواه، بلکه دولت‌هایی بود که بسیاری از ما آن‌ها را بسیار خوش‌خیم‌تر می‌دانستیم، به‌ویژه دولت فدرال ایالات متحده آمریکا، کشور &quot;من&quot;. تنها پس از اینکه به اصل اساسی اجازه دادن به تعداد زیادی از شهروندان برای از بین بردن سیاستمداران ناخواسته فکر کردم، به‌وسیله‌ی کارم &quot;مجبور شدم&quot; تا آن مرحله به موضوع پیامدهای منطقی عملکرد آن سیستم بپردازم که (از طریق طرز تفکر &quot;سنتی&quot;) این کشور را بدون رهبر، یا دولت یا ارتش، در دنیایی با تهدیدات فراوان رها می‌کند. من با همان مشکل اساسی باقی ماندم که بلای جان تحلیل آزادی‌خواهانه‌ی تشکیل کشور در جهان تحت سلطه‌ی کشورهای غیرآزادی‌خواه بود: معلوم نبود اگر چنین کشوری نتواند شهروندانش را به جنگ وادار کند چگونه می‌تواند از خود در برابر تهاجم دفاع کند.تنها پس از آن متوجه شدم که اگر این سیستم بتواند در یک کشور واحد کار کند، می‌تواند در سراسر جهان نیز کار کند و تهدیدهای خارج از کشور و همچنین سیاستمداران فاسد در داخل را از بین ببرد. و اندکی پس از آن، متوجه شدم که نه تنها ممکن است این اتفاق بیفتد، بلکه به دلیل ماهیت ارتباطات مدرن در سراسر اینترنت یا فناوری های قدیمی‌تر مانند تلفن، فکس یا حتی نامه های نوشته شده روی کاغذ، چنین گسترشی کاملاً اجتناب‌ناپذیر است. به‌طور خلاصه، هرگز نیازی به وقوع مجدد جنگ نیست، زیرا بدیهی است که کشوری که او قصد جنگ با آن را داشت، هیچ مناقشه‌ای نخواهد داشت، اما (رهبر کشور) همچنین خشم شهروندان داخل کشور خود را برانگیخت که یا نمی‌خواستند برای حمایت از جنگی بیهوده مالیات بپردازند، یا پسران و دختران خود را در نبردهای بیهوده از دست می دادند، یا به همین دلیل صرفاً با مشارکت در تجاوز مخالف بودند. همه‌ی این مردمِ احتمالاً آسیب‌دیده با هم متحد خواهند شد (البته کاملاً ناشناس، حتی از یکدیگر) و ظالم را قبل از اینکه فرصتی برای شروع جنگ داشته باشد، نابود می‌کنند.من کاملاً متحیر شدم. ظاهراً و بدون این که چنین قصدی داشته باشم، راهکاری برای مشکل &quot;جنگ&quot; که هزاران سال است بلای جان بشریت شده بود ارائه کرده بودم. اما آیا من چنین کاری کرده‌ام؟ واقعا نمی‌دانم. بااین‌حال، می‌دانم که در مورد این ادعای خاص علی‌رغم آنچه که معمولاً به نظر می‌رسد بسیار نامحتمل باشد، افراد بسیار کمی با من مخالفت کرده‌اند. در حالی که برخی از انتقادها که درک کمتری از &quot;سیاست ترور&quot; دارند من را به حذف جنگ و جایگزینی آن با چیزی که در نهایت بدتر می‌شود متهم کرده‌اند، واقعاً شگفت‌انگیز است که افراد بیشتری مرا در این خصوص که نه تنها به غیرممکن‌ها اعتقاد دارم، بلکه معتقدم که غیرممکن‌ها اکنون واقعاً اجتناب‌ناپذیر هستند سرزنش نکرده‌اند!کمی ‌بیش از یک هفته پیش، شخصی که از معضل فلسفی &quot;کوچک&quot; من آگاه بود، این کتاب را به من تحویل داد و از من خواست تا نامه فروید را بخوانم. من شروع به خواندن نامه فروید در پاسخ به انیشتین کردم، در حالی که اصلا نوشته‌های فروید را نخوانده بودم و اساساً هیچ یک از آثار غول‌های فلسفه را نخوانده بودم. (البته اکنون به دلیل حذف (واحد درسی مربوطه) در تحصیلاتم به شدت احساس گناه می‌کنم، اما همیشه بیشتر جذب &quot;علوم سخت&quot; مانند شیمی، فیزیک، ریاضیات، الکترونیک و کامپیوتر شده ام.) از آنجایی‌که این نامه به‌طور خاص در مورد جنگ بود، و این سوال که آیا انسان اصلا می‌تواند از آن اجتناب کند یا نه، من احساس کردم که شاید حاوی واقعیت یا استدلالی باشد که آنچه که صرفاً ممکن است در نهایت درست باشد را تصحیح خواهد کرد، اما به‌جای آن امیدوار بودم که اگر اشتباه باشد، من ‌به زودی اصلاح خواهم شد. من می‌ترسیدم که اشتباه کرده باشم، اما همچنین می‌ترسیدم که چیزی در این مقاله نباشد که به من در تحلیل موقعیت کمک کند.من در حدود یک سوم از نامه فروید پاسخ خود را داشتم. در ادامه، بخشی از پاسخ فروید را نشان می‌دهم، شاید کل نامه را برای گنجاندن در بخش آخر مقاله حال حاضر ذخیره کنم. در حالی که می‌توانم وضعیت را به شدت ساده‌سازی کنم و بگویم: “فروید اشتباه می‌کرد!”، به نظر می‌رسد که این نتیجه‌گیری کوتاه در بهترین حالت بسیار گمراه‌کننده و در بدترین حالت معاشقه با عدم صداقت است. تا حد زیادی بخش بزرگی از تحلیل فروید برای من بسیار منطقی است، و می‌توانم بگویم او احتمالاً درست می‌گوید. اما در یک نقطه است که من معتقدم او کمی‌ اشتباه می‌کند، هرچند به دلایلی که با توجه به سنی که در آن زندگی می‌کرد کاملاً قابل درک و حتی قابل پیش‌بینی است. برای مثال، باید به خاطر داشت که فروید در عصری متولد شد که در آن تلفن اختراع جدیدی بود، رادیو پخش نمی‌شد و روزنامه‌ها ابزار اصلی برای اطلاع‌رسانی اخبار به مردم بودند. برای ما بسیار غیرمنطقی است که انتظار داشته باشیم فروید تحولاتی مانند اینترنت، پول نقد دیجیتالی ناشناس و رمزگذاری کلید عمومی‌ خوب را پیش‌بینی کرده باشد.به نوعی، در آن مقطع، بزرگترین حسرت من این بود که نتوانستم درباره موضوع با هیچ یک از این دو طرف مکاتبه گفتگو کنم، فروید که در سال 1939 درگذشت و انیشتین نیز پس از کمک به شروع تحقیقاتی که منجر به توسعه بمب اتمی یعنی سلاحی که برای چندین دهه و حتی اکنون، حذف احتمال جنگ از جهان را کاملاً حیاتی می کند، در سال 1955 درگذشت.اما من به دکتر فروید اجازه می‌دهم که صحبت کند، همانطور که بیش از شصت سال پیش صحبت کرد، زیرا او حرف های زیادی برای گفتن دارد:&quot;در این صورت، وضعیت اولیه اشیاء چنین بود: تسلط هر کسی که قدرت بیشتری داشت - تسلط با خشونت وحشیانه یا خشونت پشتیبانی شده با عقل. همانطور که می‌دانیم، این رژیم در مسیر تکامل تغییر کرد. یک راه وجود داشت که از خشونت به حق یا قانون منتهی شد. آن مسیر چه بود؟ اعتقاد من این است که تنها یک مورد وجود داشت: راهی که از طریق این واقعیت منتهی شد که قدرت برتر یک فرد می‌تواند با اتحاد چندین فرد ضعیف رقابت کند. به قول معروف فرانسوی‌ها که می‌گویند &quot;قدرت در اتحاد است&quot;[28]. خشونت را می‌توان با اتحاد شکست، و قدرت کسانی که متحد بودند هم‌اکنون در مقابل خشونت یک فرد تبدیل به قانون می‌شود. بنابراین می‌بینیم که حق یعنی قدرت یک جامعه. ذات خشونت که تغییر نکرده و آماده است تا علیه هر فردی که در برابر آن مقاومت می‌کند، اِعمال شود، و همچنان هم با همان روش‌ها کار می‌کند، و اهداف یکسانی را دنبال می‌کند. تنها تفاوت واقعی در این واقعیت نهفته است که آنچه غالب است دیگر خشونت یک فرد نیست، بلکه خشونت یک جامعه است.&quot;[اما در متن زیر فکر می‌کنم که فروید در درجه‌ای از خطا قرار می‌گیرد، شاید نه بر اساس معیارها و واقعیت‌های عصر خودش، بلکه بر اساس معیارهای امروزی ما. نظرات من در کروشه مربع [ ] و نظرات فروید در علامت نقل قول &quot;&quot; نوشته شده‌اند. فروید ادامه می‌دهد:]&quot;اما برای اینکه گذار از خشونت به این حق یا عدالت جدید انجام شود، یک شرط روان‌شناختی باید برآورده شود. اتحاد اکثریت باید یک اتحاد پایدار و ماندگار باشد. اگر فقط به منظور مبارزه با یک فرد مسلط بر قدرت صورت بگیرد و پس از شکست او نیز بخواهد منحل شود، در واقع هیچ کار مفیدی انجام نشده است. نفر بعدی هم که خود را قوی‌تر (و مستحکم‌تر از نفر قبلی)می‌بیند یک بار دیگر به دنبال ایجاد یک سلطه به‌وسیله‌ی خشونت خواهد بود و این بازی تا بی‌نهایت تکرار می‌شود. جامعه باید به‌طور دائم حفظ و نگهداری شود، باید سازماندهی شود، باید مقرراتی را برای پیش‌بینی خطر شورش تنظیم کند، و باید مقاماتی را ایجاد کند تا ببینند که این مقررات (قوانین) رعایت شده و بر اجرای خشونت‌های قانونی نظارت کنند. به رسمیت شناختن گروهی از علایقِ اینچنینی منجر به رشد روابط عاطفی بین اعضای یک گروه متحد از مردم می‌شود - احساسات همگانی‌ای که منبع واقعی استحکام آن اتحاد هستند.&quot; [پایان نقل قول فروید][کسانی از شما که به‌درستی ایده &quot;سیاست ترور&quot; را فهمیده‌اید، مطمئنم دقیقاً درک خواهید کرد که چرا این بخش از نامه فروید را به اندازه کافی مهم می‌دانستم که گنجانده شود، و احتمالاً متوجه خواهید شد که چرا من تحلیل فروید را اشتباه می‌دانم، البته به دلایل نسبتاً جزئی و قابل درک. من به پاراگراف آخر با جزئیات بیشتری می‌پردازم تا منظورم را توضیح دهم. من سخنان فروید را تکرار می‌کنم و به تک تک نکات او از منظر شرایط و تکنولوژی امروز می‌پردازم.]&quot;اما برای اینکه گذار از خشونت به این حق یا عدالت جدید انجام شود، یک شرط روان‌شناختی باید برآورده شود. اتحاد اکثریت باید یک اتحاد پایدار و ماندگار باشد.&quot; [به یک معنا، فروید کاملاً درست می‌گوید: هر نوع سیستمی‌ که برای &quot;حکومت&quot; بر یک جامعه انتخاب شود، باید &quot;برای همیشه&quot; به کار خود ادامه دهد.] فروید ادامه می‌دهد:&quot; اگر (این اتحاد) فقط به منظور مبارزه با یک فرد مسلط بر قدرت صورت بگیرد و پس از شکست او نیز بخواهد منحل شود، در واقع هیچ کار مفیدی انجام نشده است.&quot;[اینجاست که مشکل وارد ماجرا می‌شود. فروید بر اساس نیاز مستمر به حفظ صلح، به توجیه وجود یک دولت رسمی که آنها را در دهه 1930 می‌شناخت می‌پردازد. اولین، و به نظر من، واضح‌ترین مشکل این است که فروید تلویحاً فرض می‌کند که هدف اتحاد در واقع با تشکیل یک دولت محقق می‌شود. فروید، که در سال 1939 درگذشت، آنچه را که بازماندگانش دیدند را ندید: یک دولت &quot;مشروع&quot; در آلمان که میلیون‌ها نفر را در هولوکاست کشته است یا در بسیاری از حوادث دیگر پس از آن. و فروید، که نامه‌اش در سال 1932 نوشته شده بود، احتمالاً از کشتار گولاگ[29] شوروی در اواخر دهه 1920 و اوایل دهه 1930، یا پاکسازی‌های پس از آن آگاه نبود. فروید به‌طور کلی می‌توانست احساس کند که مشکلات حاکمیت یک کشور یا ناشی از دولت نالایق بودند یا هم صرفاً یک نمونه نادر از بد شدن دولت. اتفاقاً برعکس، ما می‌دانیم که دولت‌ها اغلب به ‌معنای نقض حقوق شهروندی و سوء استفاده از قدرتی که به آنها سپرده شده است، &quot;بد می‌شوند&quot;. تعداد کمی از دولت‌ها ممکن است دست به کشتار میلیون‌ها نفر بزنند، اما اگر بپنداریم که باید به تحمل کردن دولت‌ها آن‌هم فقط به این دلیل که آنها دیگر خشن‌تر از آلمان نازی نخواهند شد ادامه بدهیم، حماقت محض خواهد بود.][مشکل دوم همین فرض ضمنی است که کنترل بلندمدتی که او (به‌درستی) می‌بیند بایستی از سوی یک سازمان مانند یک دولت متعارف آمده باشد. درست است، در عصری که فروید زندگی می‌کرد، این نتیجه‌گیری بسیار منطقی بود، زیرا به نظر می‌رسید که یک دولت کارا ابداً از هیچکدام از دیگر دولت های موجود برتر نبود. و حداقل قابل قبول بود که چنین کنترلی می‌توانست از سوی یک دولت باشد. اما به قول قدیمی‌ها &quot; قدرت فساد می‌آورد و قدرت مطلق، فساد مطلق.&quot;][برای استفاده از ترموستات یک خانه به‌عنوان یک قیاس، اما متفاوت از آنچه در &quot;بخش ششم سیاست ترور&quot; انجام دادم، فردی که در دورانی قبل از ترموستات‌های کوره‌های اتوماتیک زندگی می‌کرده است، همیشه به این نتیجه می‌رسد که تلاش‌های یک فرد باید به‌طور مداوم در راستای حفظ یکنواختی دمای خانه‌ش با افزودن سوخت یا محدود کردن آن، با افزودن هوای بیشتر یا محدود کردن آن، و غیره باشد. تاجایی‌که این کنترلِ دستی اقدام به تشکل یک &quot;دولت&quot; می‌کند، او معتقد است که این کنترلِ عملی همیشه ضروری خواهد بود. اما ما اکنون در عصری زندگی می‌کنیم که زمان یک فرد به ندرت صرف این تلاش می‌شود، زیرا این کار توسط ترموستات‌های خودکار ارزان، قابل اعتماد و دقیق انجام شده است. این ترموستات‌ها همچنین، اتفاقاً، اساساً &quot;فسادناپذیر&quot; هستند، به این معنا که فقط به دلایل &quot;قابل درک&quot; از کار می‌افتند و تعمیرشان نیز ارزان و آسان است. (و ترموستات هرگز نمی‌تواند رشوه بگیرد، یا خسته شود، یا منافع خود را در دلش نگه دارد و شروع به زیرپا گذاشتن دستورات شما کند.) به‌ همین سادگی، پیشرفت تکنولوژی، کنترل دما را در دست یک سیستم خودکار و بدون خطا قرار داده است که آنقدر قابل اعتماد است که بیشتر مواقع نیاز به بررسی هم ندارد.][من استدلال می‌کنم که به همین ترتیب، پیشرفت فناوری اجازه می‌دهد که یک سیستم به‌صورت خودکار راه‌اندازی شود، که من آن را &quot;سیاست ترور&quot; نامیدم (اما احتمالاً می‌تواند از نام مناسب‌تری استفاده کند، زیرا کاربرد آن بسیار فراتر از موضوع سیاست است) و متفاوت از دولت سنتی یعنی تفاوتی تا حدودی مشابه تفاوت بین تلاش تمام وقت یک فرد و ترموستات خودکار. جدا از کاهش چشمگیر تلاش فردی، یک سیستم خودکار خطاهای ناشی از بی‌توجهی اپراتور مانند ترک محل کار، به خواب رفتن یا دیگر حواس‌پرتی‌های موقت را از بین می‌برد. این خطاها تا حدودی مشابه خطا یا رفتار نادرست یک دولت فاسد یا بی‌تفاوت یا حتی یک دولت بدخواه هستند.][این امر وجود یک حکومت شبیه آنچه فروید دید را کاملاً غیرضروری می‌کند. البته، فروید نمی‌توانست پیشرفت‌های فناورانه را پیش‌بینی کند که حتی یک جایگزین &quot;خودکار&quot; برای دولت را نیز ممکن می‌سازد، و بنابراین او از الگوهای معاصر خود پیروی کرد و به دنبال توجیه دولت‌ها در آن زمان بود.] فروید ادامه می‌دهد:&quot;نفر بعدی هم که خود را قوی‌تر (و مستحکم‌تر از نفر قبلی) می‌بیند یک بار دیگر به دنبال ایجاد یک سلطه به‌وسیله‌ی خشونت خواهد بود و این بازی تا بی‌نهایت تکرار می‌شود.&quot;[این جمله درست است، اما فکر می‌کنم که اصل مطلب را از دست داده است: بسیاری از عملکردهای افراد و ماشین‌ها هرگز &quot;تکمیل نمی‌شوند&quot;، و باید &quot;تا بی‌نهایت تکرار شوند&quot;. (ابتدایی‌ترین مثال: اگر به آینده نوع بشر خوش‌بین باشیم، بنا به تعریف، تولید مثل و بقا باید &quot;تا بی‌نهایت تکرار شود&quot;.) این بدان معنا نیست که مکانیزمی که آن نیاز را مدیریت می‌کند باید پیچیده‌تر از حداقل‌های لازم برای دستیابی به کنترل مورد نیاز باشد. من موافقم که یک سیستم کنترل بلندمدت مورد نیاز است؛ که در آنجا مخالفت من با فروید این است که به سادگی معتقدم روش کنترلی بسیار بهتری در حال حاضر نسبت به دولت‌های سنتی که او می‌شناخت، می‌تواند وجود داشته باشد. تاجایی‌که نمی‌توانست اینترنت، پول نقد دیجیتالی ناشناس، و رمزگذاری خوب را پیش‌بینی کند، دلیلی برای این باور نداشت که دولت می‌تواند &quot;خودکار&quot; شود و از دست بخش کوچکی از مردم یعنی بخشی که فاسد، بدخواه، و منفعت‌طلب است خارج شود. همچنین، با عدم آگاهی از فناوری مدرن، او خبر ندارد که از نظر مفهومی چقدر برای افراد آسان شده که برای دفاع از خود دور هم جمع شوند، آن‌هم در حالتی که این دفاع از خود فقط به ارسال چند کیلوبایت از طریق کابل‌های فیبر نوری به یک دفتر ثبت مرکزی نیاز داشت. اعتراض فروید به سیستم “تکرار بی‌پایان” در این مورد از بین می‌رود، پس نتیجه‌گیری او لازم نیست معتبر تلقی شود.فروید ادامه می‌دهد:&quot;جامعه باید به‌طور دائم حفظ و نگهداری شود، باید سازماندهی شود، باید مقرراتی را برای پیش‌بینی خطر شورش تنظیم کند، و باید مقاماتی را ایجاد کند تا ببینند که این مقررات (قوانین) رعایت شده و بر اجرای خشونت‌های قانونی نظارت کنند. &quot;[باز هم فکر می‌کنم فروید اصل مطلب را از دست داده است. او به &quot;خطر شورش&quot; اشاره می‌کند، اما فکر می‌کنم فراموش می‌کند که دلیل اصلی &quot;شورش&quot; سوء استفاده از سوی دولت است که در آن زمان تحت کنترل بود. (طبیعتاً از دیدگاه آن دولت متفاوت به نظر می‌رسد!) اگر مشکل اخیر برطرف شود، &quot;شورش&quot; به سادگی هرگز رخ نمی‌دهد، زیرا دلیلی برای آن وجود نخواهد داشت. اگر آنهایی که &quot;شورش&quot; می‌کردند در اشتباه بوند، و حقوق کسی را زیر پا گذاشتند، سیستم &quot;سیاست ترور&quot; من می‌توانست از آن مراقبت کند. احتمال دارد و قابل درک است که فروید هرگز نمی‌توانست این اتفاق را پیش‌بینی کند. همچنین، فروید به این سؤال نمی‌پردازد که آیا دولتی که آن قوانین را ابلاغ می‌کند، این کار را عمدتاً به نفع عموم مردم یا کسانی که خود دولت را تشکیل می‌دهند، انجام می‌دهد یا خیر. گرافت در زمان فروید به خوبی شناخته شده بود. به نظر من او باید به این سؤال می پرداخت که آیا نهادی به نام &quot;دولت&quot; واقعاً می‌تواند به مزایایی که طبق ادعای او دولت را توجیه می‌کنند دست بیابد؟ آن‌هم بدون اینکه توسط کسانی که آن دولت را کنترل می کنند و چشم به منافع شخصی دارند از درون دچار فروپاشی شود. اگر نمی‌تواند به آن مزایا دست بیاید، پس مسلماً موضوعی وجود دارد که باید به آن پرداخته شود: در چه مرحله ای چپاول و ویرانگری‌های یک دولت مفت‌خور بیشتر از منافع آن است؟ و آیا می‌توانیم راهی برای انجام امورات بدون وجود آن دولت پیدا کنیم؟] فروید ادامه می‌دهد:&quot;به رسمیت شناختن گروهی از علایقِ اینچنینی منجر به رشد روابط عاطفی بین اعضای یک گروه متحد از مردم می‌شود - احساسات همگانی‌ای که منبع واقعی استحکام آن اتحاد هستند.&quot; [این هم بخش پایانی نامه فروید است که در اینجا نقل می‌کنم.]یکی از نکات جالب در مورد این اظهارات این است که همین توسعه ابزارهایی مانند اینترنت است که مفهوم &quot;کشور خارجی[30]&quot; و &quot;شخص خارجی[31]&quot; را از بین می‌برد. آنها به تمایزات مصنوعی تبدیل خواهند شد. واضح است که در کشوری که من در آن زندگی می کنم، یعنی آمریکا، این اتفاق دارای سوابق زیادی است. هنگامی که آمریکا شکل گرفت، شامل مردمانی بود که وفاداری اولیه آنها به ایالت خودشان بود، نه به کل دولت فدرال. حتی جنگ داخلی ما، از سال 1861 تا 1865، بر اساس وفاداری به ایالت‌ها یا مناطق بود، نه کل کشور. فقط به یک مثال اشاره می‌کنم: من، در حالی که در ایالتی به نام واشنگتن زندگی می‌کنم، در تعدادی از ایالت‌های دیگر زندگی کرده‌ام، اما خود را وفادار به هیچ ایالت خاصی نمی دانم. (شاید استفاده از خودم به‌عنوان مثال گمراه‌کننده باشد، زیرا در این مرحله من اصلاً خود را &quot;وفادار&quot; به هیچ دولتی نمی‌دانم!)در واقع، فروید بعداً در نامه‌اش می‌گوید: &quot;هر چیزی که رشد روابط عاطفی بین مردان را تشویق می‌کند، باید علیه جنگ عمل کند&quot;. متأسفانه، فروید نتوانست توسعه اینترنت، و ارتباطات بین‌المللی عظیمی ‌که اینترنت از قبل شروع به تقویت آن کرده است را ببیند. در زمان او ، مردم عادی یک کشور و کشور دیگر به ندرت ارتباط برقرار می‌کردند، به‌جز مکاتبه با فامیل‌هایشان در &quot;کشور سابق&quot; که از آن مهاجرت کرده بودند. ایده رفتن به جنگ با افرادی که روزانه از آنها ایمیل دریافت می‌کنید، به خودی خود یک &quot;مفهوم خارجی&quot; برای من است و امیدوارم همینطور بماند! از این نظر، فروید خیلی حق داشت: &quot;سیاست ترور&quot; چه فعال باشد چه نباشد، برای دولت‌ها سخت‌تر خواهد بود که شهروندان خود را، اگر بتوانند هر روز با آنها مکاتبه کنند، به جنونی برسانند که دشمن را بکشند. سوال وجود دارد که به طرز ناامیدکننده‌ای بی‌پاسخ مانده است و من دوست دارم پاسخ آن را بدانم: آیا می‌توانستم فروید یا انیشتین را متقاعد کنم که &quot;سیاست ترور&quot; نه تنها یک سیستم ضروری یا حتی اجتناب‌ناپذیر است، بلکه یک سیستم خوب است؟ اگر آنها به‌طور معجزه‌آسایی تا امروز زنده می‌ماندند و از تاریخ 64 سال گذشته پس از مکاتباتشان آگاه می‌بودند آیا می‌توانستم امروز آنها را متقاعد کنم؟با احترام، جیم بل (jimbell@pacifier.com)کلاتو بورادا نیکتو[32]یه اتفاقی قراره بیفته... یه چیز...شگفت‌انگیز.[1] Scientific American[2] Assassination Politics[3] Ruby Ridge[4] Waco[5] این اصل که به اسم Non-Aggression Principle – NAP یا گاهاً با عنوان Non-Initiation of Aggression و معادل‌های فارسی مانند اصل عدم تعرض، اصل عدم تجاوز، و اصل عدم توسل به زور دارد. گرچه که واژه Aggression معادل تجاوز ارضی است و در اساسنامه دیوان بین‌المللی کیفری نیز همین واژه برای تجاوز ارضی به کار رفته است، مترجم ترجیح به استفاده از عبارت &quot;اصل عدم تجاوز&quot; می‌دهد.[6] Digitaliberty[7] در نظام های حقوقی عرفی، قانون سیاه نامه به قواعد حقوقی تثبیت شده‌ای اطلاق می‌شود که دیگر مشمول اختلاف منطقی نیستند. به‌عنوان مثال، طبق این &quot;قانون حروف سیاه&quot; است که تشکیل یک قرارداد مستلزم بررسی است، یا اینکه ثبت علامت تجاری مستلزم استفاده ثابت در جریان تجارت است.[8] ترجمه تحت اللفظی عبارت &quot;TOA&gt; capital punishment&quot; به فارسی، &quot;عقوبت اعدام &gt; عقوبت غیرانسانی و تحقیرآمیز&quot; است. این عبارت بیان می‌کند که عقوبت اعدام، نوعی عقوبت غیرانسانی و تحقیرآمیز است. در این عبارت، &quot;TOA&quot; مخفف عبارت &quot;Treatment of an Offender as a Sub-Human&quot; است که به معنای &quot;رفتار با مجرم به‌عنوان یک انسان فروتر&quot; است. این عبارت بیانگر این است که عقوبت اعدام، نوعی مجازات است که با کرامت انسانی مجرم مغایرت دارد. بنابراین، ترجمه تحت اللفظی این عبارت صحیح است، اما ترجمه معنایی آن &quot;عقوبت اعدام، نوعی عقوبت غیرانسانی و تحقیرآمیز است&quot; است. در ادامه، ترجمه هر یک از کلمات و عبارات موجود در این عبارت آورده شده است: واژهTOA مخفف عبارت&quot;Treatment of an Offender as a Sub-Human&quot;است، علامت &gt; نشانه تفوق، capital punishment عقوبت اعدام، punishment مجازات، non-humane غیرانسانی، degrading تحقیرآمیز.[9] Black’s Law Dictionary[10] قصور یا خودداری از گزارش دادن جنایت از سوی کسی که خودش در آن شرکت نداشته است.[11] United States v. Perlstein, C.C.A.N.J., 126 F.2d 789, 798[12] U.S. v. Ciambrone, C.A. Nev., 750 F.2d 1416, 1417[13] 18 U.S.C.A 4.[14] اصل Non-Initation Of Force Principle یا NIOFP یک موضع اخلاقی ست که اظهار می دارد تجاوز ذاتاً نامشروع است. حقوق مالکیت و عدم تجاوز به طور نزدیکی بهم پیوسته اند زیرا آنچه تجاوز است به حقوق فرد وابستگی دارد. بدین منظور، تجاوز آغاز یا تهدید خشونت علیه یک شخص یا مایملک مشروعاً در تملک دیگری تعریف می‌شود.[15] تست رورشاخ ( به انگلیسی: Rorschach test که با نام‌های تست رورشاک، تست لکه رورشاخ، تکنیک رورشاخ یا تست لکه نیز نامده می‌شود ) یک آزمون روانی فرافکن است که در آن افراد مورد معاینه، تلقی خودشان را از لکه‌های عجیب و غریب جوهر می‌گویند و بر اساس این تفسیر و تلقی، روانشناس، نوع شخصیت یا عملکرد احساسی فرد یا حتی اختلالات ذهنی‌اش را تشخیص می‌دهد.[16] در اینجا معادل واژه Aggression هست.[17] منظور توطئه‌گرانی است که همدست دولت و علیه مردم برای اخذ مالیات هستند[18] مترجم: به نظر من منظور نویسنده پیشنهاد عدم تشدید میزان استفاده از وسیله‌ی تهدید متقابل به تعرض دولت در مالیات‌ستانی برای دفاع از خود هست.[19] اداره مشروبات الکلی، دخانیات، سلاح‌های گرم و مواد منفجره (به انگلیسی: Bureau of Alcohol, Tobacco, Firearms and Explosives)، یک سازمان داخلی مجری قانون در وزارت دادگستری ایالات متحده است.[20] Asahi Evening News[21] Paul Maxell[22] نام زنجیره فروشگاه‌های رفاه (convenience) است که در سال 1927 در ژاپن تاسیس شد. اولین فروشگاه 7-11 که آن را سِوِن-اِلِوِن تلفظ می‌کنند Seven-Eleven) در ایالات متحده در سال 1962 در دالاس، ایالت تگزاس افتتاح شد. در دهه 90، فروشگاه 7-11 یکی از محبوب‌ترین فروشگاه‌های رفاه در ایالات متحده بود. این فروشگاه‌ها به دلیل ساعات کاری طولانی، تنوع محصولات و قیمت‌های مقرون‌به‌صرفه، محبوبیت زیادی داشتند. امروزه، برند 7-11 بیش از 70،000 فروشگاه در 17 کشور جهان دارد. این فروشگاه‌ها همچنان یکی از محبوب‌ترین فروشگاه‌های رفاه در جهان هستند.[23]Juice Newton[24] نویسنده از واژه Shrink استفاده کرده و نوشته: زبان عامیانه آمریکایی‌ها برای یک روانپزشک[25] Sigmund Freud[26] Introduction to Greaet Books (ISBN 0-945159-97-8)[27] یک سازمان بین‌دولتی بود که در سال ۱۹۱۹ پس از جنگ جهانی اول تأسیس شد. هدف این سازمان جلوگیری از جنگ‌های آینده و ترویج صلح و امنیت جهانی بود. لیگ ملت‌ها دارای پنج رکن اصلی بود: مجمع عمومی، شورای اجرایی، شورای دائمی، دیوان بین‌المللی دادگستری و دبیرخانه. لیگ ملت‌ها در سال ۱۹۴۶ پس از تأسیس سازمان ملل متحد منحل شد. سازمان ملل متحد بسیاری از اهداف و اصول لیگ ملت‌ها را ادامه داد، اما با قدرت و اختیارات بیشتر.[28] L&#x27;union fait la force.&quot; [French; In union there is strength.][29] کلمه گولاگ از سرواژه‌های ترکیب اداره کل اردوگاه‌های کار و اصلاح به وجود آمده است. این گولاگ‌ها معمولا در منطقه‌های دورافتاده و سردسیر تاسیس می‌شدند تا جلوی فعالیت دشمن دولت را بگیرند. این دشمن‌ها که معمولا آدم‌هایی عادی و بی‌گناه بودند، به اردوگاه‌های کار می‌رفتند تا بدون هیچ‌گونه رسیدگی و هزینه در سرما، گرسنگی و بیماری و تا پای مرگ در خدمت شوروی باشند.[30] Foreign[31] Foreigner[32] این عبارت در فرهنگ عامه به یک اصطلاح رایج در داستان‌های علمی تخیلی تبدیل شده است. در فیلم‌ها، تلویزیون، و کتاب‌های متعددی از این عبارت استفاده شده است. عبارت Klaatu Burada Nikto برای اولین بار در فیلم علمی تخیلی &quot;روز زمین ایستاد&quot; (1951) استفاده شد و در چندین فیلم و بازی ویدیویی برای مفاهیمی مثل خاموش کردن یک ربات قاتل یا متوقف کردن یک حمله بیگانه و از این دست مفاهیم استفاده شده است.</description>
                <category>هاشمی</category>
                <author>هاشمی</author>
                <pubDate>Fri, 03 May 2024 23:49:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ورای اعداد: تأثیر استقلال رفتاری و سوگیری شناختی بر تصمیم‌گیری‌های مالی</title>
                <link>https://virgool.io/@StoneCarvedDagger/%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%D9%88%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-l0deovgtbwc3</link>
                <description>نگارنده: سپهر هاشمیورای اعداد: تأثیر استقلال رفتاری و سوگیری شناختی بر تصمیم‌گیری‌های مالیمقدمه:در عصر اطلاعات و داده‌های بی‌پایان، تصمیم‌گیری در بازارهای مالی دیگر تنها مبتنی بر آمار و ارقام خالی نیست، بلکه تحت تأثیر دینامیک‌های پیچیده‌ای از جمله رفتارهای انسانی و سوگیری‌های شناختی قرار دارد. این پیچیدگی‌ها چالش‌های متعددی را در مسیر شناخت واقعیت و اتخاذ تصمیمات منطقی پیش روی فعالان بازار قرار می‌دهد. در این میان، نظرسنجی ماه ژانویه 2024 نشان داد که حتی افرادی که در دنیای رمزارزها فعالیت دارند، می‌توانند قربانی سوگیری‌ها شوند و به اطلاعات غلط واکنش نشان دهند. این مسئله، اهمیت توجه به استقلال رفتاری و سوگیری‌های شناختی را بیش از پیش آشکار می‌سازد. در این مقاله، ضمن بررسی این چالش‌ها، به دنبال روش‌ها و راهکارهایی هستیم که می‌توانند به بهبود تصمیم‌گیری‌ها در بازارهای مالی کمک کنند.اجزای پیچیده سیستم تصمیم گیری انسانبررسی نظرسنجی و یافته‌های اولیهتشریح نظرسنجیدر ماه ژانویه 2024 که به تازگی خبر مربوط به تایید ETFهای بیتکوین تیتر رسانه‌ها را به خود اختصاص داده بود یک نظرسنجی با هدفی خاص در سطح توییتر و تلگرام برای افراد فعال دنیای رمزارز در ایران منتشر شد. این نظرسنجی شامل یک سوال و سه جواب بود و به از افراد پرسیده بود که آیا به نظر آنها امکان دستکاری بیتکوین وجود دارد یا خیر؟ از طرفی پرسش اینطور بود که آیا ایرادات کنونی بیتکوین را باید به حال خود رها کرد تا به صورت خودکار رفع شود یا باید از مداخلات احتمالی انسانی به صورت عملی جلوگیری کرد.یافته‌های کلیدییکی از جنبه‌های اجرای این نظرسنجی بررسی سطح دیدگاه‌های افراد در قبال مباحث داغ حول محور بیتکوین مانند اینسکریپشن های BRC20 و صندوق های ETF و کارمزد شبکه و غیره بوده است. در این نظرسنجی چندین مبحث مختلف به یک مفهوم غلط گره خوردند و سوال به شکلی مطرح گردید که همه موارد مذکور در سوال به طور کلی جزو ایرادات شبکه بیتکوین هستند تا مشخص شود که فعالان این حوزه آیا سطح دانششان در حدی هست که بتوانند تشخیص بدهند این سوال اشتباه است یا نه. بعد از گذر سه روز و جمع آوری نتایج آراء شرکت کنندگان سیصد نفره به این آمار دست یافتیم که یک سوم افراد متوجه اشتباه بودن سوال نشده‌اند. این نظرسنجی بین افراد آماتور منتشر نشده و اطمینان حاصل شده است که رای دهندگان در فضاهای گفتگوهای رمزارزی حاضر هستند و به صورت روزمره پیگیر اطلاعات و آموزه های دنیای رمزارز هستند اما به نظر می رسد که واقعیت مطالعاتی افراد حاضر در این بازار مالی با آنچه که فکر میکنیم فاصله دارد و این نظرسنجی به محک زدن این تصورات کمک میکند. از طرفی به این دیدگاه رسیدیم که دو عامل مانند سوگیری شناختی و همچنین استقلال رفتاری ممکن است سبب وجود خروجی این نظرسنجی باشند. در این مقاله قصد داریم و به تشریح، واکاوی، و ارائه راهکارهای مقابله با آن بپردازیم.سوگیری شناختی و استقلال رفتاری در بازارهای مالیسوگیری شناختیسوگیری شناختی به تمایل افراد در بازارهای مالی برای تکیه بیشتر بر قدرت اطلاعات (مثلاً افراط) به جای وزن آن (مثلاً قابلیت اطمینان آماری) هنگام تصمیم گیری و شکل گیری باورها اشاره دارد. فعالان بازار ممکن است اعتماد بیش از حد و کالیبراسیون نادرست از خود نشان دهند، که منجر به انحراف از ردیابی حرکات قیمت و کاهش ثروت شود. آگاهی از قابلیت اطمینان اطلاعات تأثیر کمی بر کاهش این رفتار دارد، و نشان می دهد که وزن اطلاعات (اعتبار) تأثیر کمتری نسبت به قدرت اطلاعات (به عنوان مثال، یک داستان مبهم) در تاثیرگذاری بر تصمیمات دارد. حال، فعالان بازار که فاقد تولید یک دیدگاه مسلط از سمت خود هستند، ممکن است بر اساس باورهای مغرضانه به اعتقادات برسند، تفکرات متفاوتی درباره واقعیات بازار داشته باشند، دست به معامله‌گری بزنند که در نتیجه قیمت‌های بازار مغرضانه می‌شود و انتقال ثروت از افرادی که اطلاعات قوی و با کم وزن دارند به کسانی که اطلاعات کم‌قدرت و با وزن بالایی دارند، می‌شود. رفتار تقلید در بازارهای مالی نیز می تواند به قیمت‌های بازار مغرضانه و افزایش نوسانات کمک کند. (نلسون، 2001)این سوگیری به روش های زیر بر تصمیمات و باورهای فعالان بازارهای مالی تأثیر می گذارد:فعالان بازار ممکن است بیش از حد اعتماد به نفس نشان دهند و تصمیمات تجاری را بر اساس اطلاعات کمتر قابل اعتماد یا شدید اتخاذ کنند.انحراف از ردیابی قیمت‌های بازار رخ می‌دهد که منجر به کاهش ثروت مشارکت‌کنندگان می‌شود.آگاهی از قابلیت اطمینان اطلاعات تأثیر کمی در کاهش این رفتار دارد، که نشان می دهد قدرت اطلاعات تأثیر بیشتری نسبت به وزن اطلاعات دارد.فعالان بازارهای مالی سعی می کنند برای کسب اطلاعات بیشتر در محدوده خود تلاش کنند، اما بااین‌حال، توانایی کسب و تبادل اطلاعات ممکن است برای برخی از آنان به دلایل عملی محدود باشد. البته واقع بینانه تر است که فرض کنیم تنها بخشی از فعالان که فرصت تغییر در خواسته‌های خود را دارند در بازار شرکت می کنند و در شکل گیری قیمت های بازار سهیم هستند. باز بودن ذهن و تمایل به ادغام اطلاعات سایر مشارکت‌کنندگان زمانی موثرتر می شود که امکان تبادل اطلاعات بیشتر باشد.پژوهشگران نیز تشخیص داده اند که معامله‌گران تمایل دارند وزن بیشتری را بر اطلاعات به دست آمده از طریق تجربه شخصی که به عنوان &quot;سوگیری در دسترس بودن&quot; شناخته می شود، قائل شوند. این سوگیری منجر به ناهمگونی در میان فعالان و بازار می شود، زیرا تفاوت در تجربه افراد بر تصمیم گیری آنها تأثیر می گذارد. شواهد تجربی نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران جوان، تحت تأثیر این تعصب، عجول به خرید در قیمت بالا، فروش در قیمت پایین، معامله گری مکرر و در نتیجه کسب سود کمتر هستند (شرادر، 2014).سوگیری تاییدی چیست؟سوگیری تأییدی یک سوگیری شناختی است که شامل افرادی می شود که به طور انتخابی به دنبال و تفسیر اطلاعاتی هستند که باورها یا فرضیه های موجود آنها را تأیید می کند. سوگیری تاییدی را می توان بر اساس ارزش گذاری سرمایه گذاران برای اطلاعات اندازه گیری کرد. این امر باعث می‌شود که افراد ترجیحاً با اطلاعاتی که از دیدگاه‌های قبلی آنها پشتیبانی می‌کند، استفاده کنند، اغلب بدون آگاهی از رفتار مغرضانه‌شان.این تعصب در رشته های مختلف از جمله روانشناسی، تجارت، سیاست و آموزش رایج است. در زمینه احساسات سرمایه‌گذاران بازارهای مالی، افرادی که احساسات قوی‌تری دارند، بیشتر احتمال دارد سوگیری تأییدی را بروز دهند، زیرا اطلاعات متناقض ممکن است باعث ناراحتی روان‌شناختی بیشتری شود.استقلال رفتاریتحقیقات مالی رفتاری نشان داده است که تصمیمات سرمایه گذاری افراد اغلب تحت تأثیر رفتار غیربهینه، مانند عدم علاقه به ریسک نزولی و تمایل به تغییر رفتار بر اساس نتایج قبلی است (بالتوسن، 2003). این می تواند منجر به اجتناب از اطلاعات جدید یا متفاوت شود، زیرا سرمایه گذاران ممکن است به ساده سازی اکتشافی و تمرکز بر نتایج دارایی های فردی به جای پرتفوی کلی خود متکی باشند (بالتوسن، 2003). همچنین بانرجی (2019) پیشنهاد می کند که سرمایه گذاران ممکن است تصمیم بگیرند که از انتظارات منطقی منحرف شوند، و اعتماد بیش از حد به اطلاعات خصوصی خود را نشان دهند و اطلاعات را در قیمت ها نادیده بگیرند. بارون (2003) استدلال می کند که فرض عقلانیت سرمایه گذار در امور مالی سنتی یک توهم است و مالی رفتاری، که ضعف های انسانی و سوگیری های شناختی را در نظر می گیرد، رویکرد واقعی تری ارائه می دهد. شافی (2014) تأثیر عوامل رفتاری مختلف بر تصمیمات سرمایه گذاری، از جمله تحمل ریسک سرمایه گذاری و فرآیندهای تصمیم گیری را برجسته می کند. این مطالعات در مجموع نشان می‌دهد که استقلال رفتاری در بازار مالی و اجتناب از اطلاعات جدید یا متفاوت را می‌توان به رفتار غیربهینه، سوگیری‌های شناختی و تأثیر عوامل مختلف رفتاری نسبت داد.راه‌های مقابله با تعصب اطلاعاتی و استقلال رفتاریتوسعه تفکر انتقادیتفکر انتقادی یک فرآیند شناختی است که شامل تجزیه و تحلیل، ارزیابی و ترکیب اطلاعات برای تصمیم گیری آگاهانه و حل مشکلات است. با توانایی زیر سوال بردن مفروضات، در نظر گرفتن چندین دیدگاه و به کارگیری استدلال منطقی مشخص می شود. تفکر انتقادی در تصمیم‌گیری مالی ضروری است زیرا به افراد کمک می‌کند اعتبار و قابلیت اطمینان اطلاعات مالی را ارزیابی کنند، ریسک‌ها و فرصت‌های بالقوه را شناسایی کنند و بر اساس شواهد و استدلال قضاوت صحیح کنند. لحاظ و توسعه کردن تفکر انتقادی می تواند فرد را از سوگیری های متعصبانه و یا پیروی کورکورانه از بدیهیات مفروض خود دور کند و دیدگاهی واقعی تر نسبت به دیدگاه جانبدارانه از یک مبنای تصمیم گیری ارائه دهد.از این رو، توسعه مهارت‌های تفکر انتقادی در کسب دانش مالی و سپس تصمیم‌گیری مالی مزایای متعددی دارد. اولاً، افراد را قادر می سازد تا با در نظر گرفتن عوامل مختلف و ارزیابی نتایج بالقوه، تصمیمات مالی آگاهانه و مؤثرتری اتخاذ کنند. این می تواند به انتخاب های سرمایه گذاری بهتر، استراتژی های مدیریت ریسک و برنامه ریزی مالی منجر شود. ثانیاً، تفکر انتقادی به افراد کمک می‌کند سوگیری‌های شناختی رایج و تأثیرات عاطفی را شناسایی کرده و از آن اجتناب کنند که می‌تواند قضاوت در تصمیم‌گیری مالی را پنهان کند. با استفاده از استدلال منطقی و تجزیه و تحلیل مبتنی بر شواهد، افراد می توانند بر اساس حقایق تصمیم بگیرند تا احساسات یا سوگیری ها. به طور کلی، توسعه مهارت‌های تفکر انتقادی در تصمیم‌گیری مالی، نتایج مالی بهتری را ارتقا می‌دهد و توانایی افراد را برای هدایت موقعیت‌های مالی پیچیده افزایش می‌دهد.آگاهی از سوگیری‌های شناختیسوگیری های شناختی همان تمایلات یا تحریف های سیستماتیک در قضاوت و تصمیم گیری انسان است که می تواند منجر به تصمیم گیری های نادرست یا جانبدارانه شود. این سوگیری‌ها می‌توانند از منابع مختلفی ناشی شوند، از جمله مورد خاص، شخصی که تصمیم می‌گیرد و طبیعت انسان.یکی از سوگیری‌های شناختی رایج، سوگیری صرفه‌جویی در منابع است، که توضیح می‌دهد چگونه افراد تمایل دارند صرفه‌جویی در منابع ناشی از بهبود واحدهای با بهره‌وری بالا را در مقایسه با واحدهای کم‌مولد بیش‌ازحد برآورد کنند. یکی دیگر از سوگیری ها، سوگیری استدلال انگیزشی است، که در آن نگرش ها و انگیزه ها می توانند تصمیمات مبتنی بر واقعیت های عددی را تحریف کنند. این سوگیری ها می توانند به طور قابل توجهی بر تصمیم گیری تأثیر بگذارند و منجر به انتخاب ها و نتایج نادرست شوند.آگاهی از این سوگیری های شناختی و تأثیر بالقوه آنها بر تصمیم گیری، به ویژه در زمینه تصمیمات مالی، مهم است. سوگیری اخیر، سوگیری آشنایی و سوگیری تایید تاثیر قابل توجهی بر تصمیم گیری مالی سرمایه گذاران دارد. از سوی دیگر، سوگیری بیش از حد اعتماد به نفس ممکن است تأثیر ناچیزی بر تصمیم‌گیری داشته باشد. آگاهی از این سوگیری‌ها می‌تواند به افراد و موسسات مالی کمک کند تا تصمیمات آگاهانه‌تر و منطقی‌تری بگیرند و از دام سوگیری‌های شناختی اجتناب کنند.برای کاهش تأثیر سوگیری های شناختی بر تصمیم گیری، می توان از استراتژی های مختلفی استفاده کرد. آموزش با بازخورد صحیح و ارائه نمونه هایی از عملکردهای اساسی می تواند عملکرد را بهبود بخشد و سوگیری هایی مانند سوگیری صرفه جویی در زمان را کاهش دهد. تاکید بر هدف یک تصمیم و آگاهی از سوگیری استدلال انگیزه نیز می تواند به جلوگیری از تصمیم گیری مغرضانه کمک کند. به‌علاوه، تکنیک‌های تأثیرگذاری مانند مداخلات، تحریک‌ها و مشوق‌ها را می‌توان برای کاهش یا بهره‌برداری از سوگیری‌های شناختی، پرورش انتخاب‌ها و رفتارهای پایدارتر مورد استفاده قرار داد. با درک و پرداختن به سوگیری های شناختی، افراد و سازمان ها می توانند تصمیمات بهتری بگیرند و از پیامدهای منفی تصمیم گیری مغرضانه اجتناب کنند.نتیجه‌گیری:تجزیه و تحلیل‌ها و بررسی‌های انجام‌شده در این مقاله نشان داد که استقلال رفتاری و سوگیری‌های شناختی نقش مهمی در شکل‌گیری تصمیمات مالی دارند. نتایج نظرسنجی ما نشان داد که حتی فعالان بازارهای رمزارزی که خود را وارد و آگاه می‌دانند، ممکن است در دام سوگیری‌های شناختی بیفتند و اطلاعات نادرست را به عنوان حقایق بپذیرند. از این رو، توجه به توسعه مهارت‌های تفکر انتقادی و آگاهی از سوگیری‌های موجود، از اهمیت بالایی برخوردار است. آموزش و پرورش این مهارت‌ها و آگاهی‌ها می‌تواند به افراد کمک کند تا در مسیر دستیابی به تصمیم‌گیری‌های مالی سالم‌تر و منطقی‌تر گام بردارند. به نظر می‌رسد که پیشرفت در این مسیر نیازمند تلاش مستمر، توجه به داده‌های درست و به‌کارگیری رویکردهای مبتنی بر شواهد است تا از این طریق بتوانیم به اقتصادی عاری از تحریف‌های شناختی و رفتارهای غیرمنطقی نزدیک‌تر شویم. افزون بر این، شناسایی و مقابله با سوگیری‌های شناختی به ما کمک می‌کند تا بتوانیم به سمت تصمیم‌گیری‌هایی گام برداریم که بیشتر بر مبنای داده‌ها و تحلیل‌های منطقی استوار هستند تا بر احساسات و تصورات غیر واقعی.از سوی دیگر، تشخیص این نکته که استقلال رفتاری می‌تواند هم به مثابه نیروی محرکه‌ای برای نوآوری و ابتکار عمل عمل کند و هم موجب انحراف از مسیر بهینه سرمایه‌گذاری شود، به ما نشان می‌دهد که نیازمند تعادل بین اعتماد به نفس و احتیاط هستیم. در نهایت، این تعادل می‌تواند موجب شود که بازارهای مالی با ثبات‌تر و کم‌نوسان‌تری داشته باشیم که در آنها تصمیمات سرمایه‌گذاری بر پایه‌ی شناخت دقیق و درک عمیق از شرایط موجود گرفته می‌شوند.به این ترتیب، این مقاله با نگاهی به استقلال رفتاری و سوگیری شناختی در بازارهای مالی، چالش‌های موجود را شناسایی کرده و راهکارهایی را برای مقابله با آنها ارائه داده است. امید است که توجه به این مباحث بتواند زمینه‌ساز تغییرات مثبت در نگرش‌ها و رفتارهای مالی باشد و گامی به سوی تصمیم‌گیری‌های بهینه‌تر و هوشمندانه‌تر در این بازارها بردارد.منابع:-”Behavioral Biases and Informational Inefficiency in an Agent-Based FinancialMarket” by Simone Righi, Gani Aldashev, Timoteo Carletti-”A financial market model with confirmation bias” by Alessia Cafferata, Fabio Tramontana-”The Effect of Information Strength and Weight on Behavior in Financial Markets” by Mark W. Nelson, Robert Bloomfield, Jeffrey W. Hales, and Robert Libby-”Information Valuation and Confirmation Bias in Virtual Communities: Evidence from Stock Message Boards” by JaeHong Park, Prabhudev Konana, Bin Gu, Alok Kumar, Rajagopal Raghunathan-”Information Processing and Non-Bayesian Learning in Financial Markets” by Stefanie Schraeder-”El pensamiento crítico como práctica pedagógica innovadora” by Lourdes del Rosario Zavaleta Guevara-&quot;The Importance of Critical Thinking in Hotel Industry and Employee Development&quot; by Juan Xie-&quot;Critical thinking approach to chemical engineering education in Nigeria&quot; by Yirakpoa Patience Nwambo, Ibrahim Kolawole Muritala, Ipeghan Jonathan Otaraku, Ayoade Kuye-&quot;Methods of approaching critical thinking in young schoolchildren from the perspective of validating key competence&quot;-&quot;Techniques for Strengthening 21st Century Learners&#x27; Critical Thinking Skills&quot; by Prapulla S B, Swarna M Patra, Subramanya K N, Uma B V-Svenson, O., Lindholm Öjmyr, T., Appelbom, S., &amp; Isohanni, F. (2020). Cognitive bias and attitude distortion of a priority decision. Journal of Behavioral Decision Making, 33(4), 437-450.-Śluzek, A. (2019). Cognitive Bias. In Encyclopedia of Artificial Intelligence (pp. 1-6). Springer, Cham.-Mohanty, S. (2021). Cognitive biases and financial decisions of potential investors during Covid-19: an exploration. Journal of Behavioral and Experimental Finance, 30, 101-112.-Korteling, J. E., Paradies, G. L., &amp; Sassen-van Meer, J. P. (2020). Cognitive bias and how to improve sustainable decision making. Frontiers in Psychology, 11, 1-12.-Goncalves, C. A. (2018). Cognitive biases in decision-making: applications on strategic management and rationality improvement. Journal of Management Research, 10(3), 1-20.</description>
                <category>هاشمی</category>
                <author>هاشمی</author>
                <pubDate>Tue, 05 Mar 2024 00:09:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا استخراج بیتکوین می‌تواند یک سرمایه‌گذاری پایدار باشد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@StoneCarvedDagger/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%D8%A8%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-grldsbuvzlla</link>
                <description>تألیف: سم لایمن / ترجمه: سپهر هاشمیبیتکوین چیست؟در جواب به این سوال، از زبان طرفدارانش چنین عبارات قصاری می‌شنویم: پول نقد همتا به همتا. طلای دیجیتال. یک پوشش در برابر تورم. اما فقط در اعماق درونی سوراخ خرگوش بیتکوین است که موسسات مالی جریان اصلی شروع به کشف قانع‌کننده‌ترین استفاده موردی از بیتکوین کرده‌اند: بیتکوین به‌عنوان یک دارایی ESG.عبارت ESG مخفف راهبری زیست‌محیطی، اجتماعی و ابرشرکتی است. ESG یک چارچوب سرمایه‌گذاری است که برای هدایت سرمایه به سمت سرمایه‌گذاری‌های پایدار استفاده می‌شود. بنابراین آیا BTC می‌تواند مساوی با ESG باشد؟ به گفته شرکت خدمات حرفه‌ای KPMG، پاسخ کاملاً مثبت است.توضیح مترجم: شرح تکمیلی برای درک بهتر از ESG در پایان مقاله درج شده است.در گزارشی که اخیراً منتشر شده، KPMG نشان می‌دهد که بیتکوین می‌تواند تعدادی از عملکردهای ESG را انجام دهد، از تثبیت شبکه‌های برق و سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر گرفته تا کسب درآمد از انرژی رشته‌ای و جذب متان. این مقاله همزمان با تحقیقات جدید دانشگاه کمبریج و بلومبرگ منتشر شده است که نشان می‌دهد تأثیر زیست‌محیطی بیتکوین بسیار کمتر از آن چیزی است که قبلاً تصور می‌شده است؛ و تنها چند هفته پس آنکه بلک‌راک (بزرگترین مدیر دارایی در جهان و یکی از حامیان اصلی ESG) اعلام کرد اقدام به ثبت‌نام برای ایجاد یک ETF اسپات بیتکوین کرده است، منتشر شده است.بیتکوین به عنوان ESGدر بحث کنونی در مورد مصرف انرژی بیتکوین، برای نشان دادن محیط‌زیستی بودن این موضوع به اندازه کافی قلم بر کاغذ رانده شده و مقاله منتشر شده است. اما در سال 2023، بادها در مسیر دیگری می‌وزند. بادها نه تنها توربین‌های تامین انرژی ماینینگ بیتکوین را به حرکت در می‌آورند، بلکه در حال تغییر وضعیت به نفع رمزارز هم هستند.گزارش KPMG با یک تز تحریک آمیز عقیده عمومی‌افراد در وال‌استریت را به چالش می‌کشد. به گفته نویسندگان این گزارش: &quot;به‌نظر می‌رسد بیتکوین مزایای زیادی را در چارچوب ESG ارائه می‌دهد.&quot; این مزایا عبارتند از:ایجاد بازارهای جدید برای انرژی‌های تجدیدپذیرماینرهای بیتکوین می‌توانند از هر منبع انرژی، در هر زمان و در هر نقطه از جهان استفاده کنند؛ و دائماً در جستجوی انرژی کم‌هزینه هستند که به‌طور فزاینده‌ای این انرژی کم‌هزینه را در منابع تجدیدپذیر کم‌استفاده مانند منابع آبی، باد، زمین‌گرمایی و خورشیدی پیدا می‌کنند.آسیاب‌های بادی، پنل‌های خورشیدی و سدها معمولاً در مواقعی که کسی به آن نیاز ندارد انرژی تولید می‌کنند چرا که در بند قواعد طبیعت‌اند. این مفهوم به‌عنوان «انرژی رشته‌ای» شناخته می‌شود و بدون خریدار قطعاً به هدر می‌رود. بااین‌حال، بیتکوین یک بازار قوی برای این نوع انرژی ایجاد می‌کند. از‌آنجایی‌که شبکه بیتکوین به‌صورت دائم کار می‌کند، می‌تواند در تمام ساعات روز و در هر فصلی از سال از انرژی‌های تجدیدپذیر استفاده کند. بار تقاضای انعطاف‌پذیر بیتکوین نه تنها می‌تواند درآمد را برای تامین کنندگان انرژی سبز افزایش دهد، بلکه می‌تواند سرمایه‌گذاری بیشتر در انرژی پاک را نیز تشویق کند.تثبیت شبکه‌های برقتطبیق عرضه با تقاضا یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی تأمین‌کنندگان برق است. تولید بیش از حد انرژی می‌تواند شبکه برق (Grid) را تحت الشعاع قرار دهد اما تقاضای بیش از حد نیز ممکن است همین کار را بکند. اینجاست که بیتکوین وارد می‌شود.ماینرهای بیتکوین می‌توانند به‌عنوان یک اسفنج انرژی عمل کنند و در صورت نیاز انرژی اضافی را جذب کنند تا از بارگذاری بیش از حد در شبکه برق جلوگیری کنند. اما از طرفی می‌توانند به آسانی در لحظه‌ای که تقاضا بسیار بالا می‌رود خاموش بشوند مثل کاری که تابستان امسال ماینرهای بیتکوین در جریان موج گرما در تگزاس انجام دادند. توانایی آنی ماینرهای بیتکوین برای انجام هر کاری و حتی هیچ کاری نکردن مثل عدم فعالیت به‌دلیل خاموشی برای ارائه‌دهندگان انرژی یک موهبت است؛ اما از طرفی دیگر می‌تواند از طریق کاهش تعداد لحظاتی که تقاضا به اوج می‌رسد جهت کمک به پایین نگه داشتن قیمت‌ها، به نفع مشتریان باشد.کاهش انتشار متانمتان عامل مهمی‌ در تغییرات آب‌وهوایی است. بر اساس گزارش KPMG، متان 80 برابر قوی‌تر از دی‌اکسید کربن است و تقریباً 30 درصد در گرمایش جهانی سهم دارد. بدتر از آن، محل‌های دفن زباله مانند یک کارخانه بزرگ متان عمل می‌کنند و گاز سمی‌ را به‌عنوان محصول فرعی فرآیند تجزیه به هوا پرتاب می‌کنند.پس با این همه متان چه باید کرد؟ باور کنید یا نه، بیتکوین این مشکل را برطرف می‌کند.شرکت‌ها در حال یافتن راه‌هایی برای جذب متان تخلیه شده در محل‌های دفن زباله و سپس تبدیل آن به برق هستند. سپس از آن برق برای استخراج بیتکوین استفاده می‌کنند. این عمل هم انتشار کربن را کاهش می‌دهد و هم با گرفتن دودهای سمی‌ و تبدیل آنها به طلای دیجیتال، از انرژی رها شده درآمدزایی می‌کند. اگر بتوان این فرآیند را مقیاس‌پذیر کرد، می‌تواند برای همیشه نحوه عملکرد محل‌های دفن زباله را تغییر دهد.سایر شرکت‌ها با تبدیل گاز مشعل (Flare) پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها به برق از مدل مشابهی برای استخراج بیتکوین پیروی می‌کنند. این فرآیند همانند جذب متان، انرژی‌ای را مهار می‌کند که در حال هدر رفتن است. به گزارش‌ هاروارد بیزینس ریویو (Harvard Business Review)، در نظر بگیرید که انرژی بالقوه گاز سوزانده شده مشعل‌ها در ایالات متحده آمریکا و کانادا می‌تواند انرژی کل بلاکچین بیتکوین را تامین کند.نگاهی جدید به مصرف انرژی بیتکویندر کنار گزارش KPMG، محققان دانشگاه کمبریج و بلومبرگ اینتلیجنس نگاه دقیق‌تری به مصرف انرژی بیتکوین دارند؛ و آنچه که آنها در حال کشف آن هستند مفروضات گذشته در مورد بیتکوین و اثرات زیست‌محیطی آن را نیز به چالش می‌کشد.شایان ذکر است، مرکز تامین مالی جایگزین کمبریج متدولوژی خود را برای محاسبه مصرف انرژی جهانی بیتکوین به‌روز کرد تا تفاوت‌های موجود در دستگاه‌های استخراج رمزارز را بهتر منعکس کند. این اتفاق منجر به تجدیدنظر قابل توجهی در برآورد مصرف برق بیتکوین در سال 2021 شد و از 114.0 تراوات ساعت به 89.0 تراوات ساعت کاهش یافت. به‌عبارت دیگر، کمبریج میزان 15.0 تراوات ساعت در مصرف برق بیتکوین آن سال اغراق کرده بود. به گفته اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده (لینک)، برای اینکه این عدد را در زمینه‌ی بحث درک کنیم می‌توان گفت که میزان 15.0 تراوات ساعت به تنهایی حجم کافی برای تامین برق 1.4 میلیون خانه آمریکایی برای یک سال کامل است.داده‌های جدید بلومبرگ اینتلیجنس نیز نگاه به بیتکوین در وال استریت را تغییر می‌دهد. در حالی که فعالان محیط‌زیست در سال‌های گذشته رمزارزها را تحت فشار خود قرار داده‌اند، یک پژوهش جدید نشان می‌دهد که بیش از ۵۰ درصد از ترکیب برق بیتکوین در حال حاضر از انرژی‌های تجدیدپذیر تامین می‌شود. در نگاهی به گذشته، ممنوعیت بیتکوین توسط چین برای این شبکه یک موهبت بود. دلیل این امر این است که ایالات متحده آمریکا که در استخراج پایدار بیتکوین در جهان پیشتاز است بخش قابل توجهی از ریگ‌های ماینینگ چینی را به خود جذب کرد و انرژی‌های تجدیدپذیر بیشتری را به ترکیب برق بیتکوین وارد کرد.بیتکوین &gt; انرژی خورشیدی؟داده‌ها و موارد استفاده جدید سناریوی بیتکوین و محیط‌زیست را بازنویسی کرده‌اند. برخی از سرمایه‌گذاران فناوری آب‌وهوا مانند دنیل باتن، یکی از بنیانگذاران صندوق سرمایه‌گذاری زیست‌محیطی CH4 Capital، حتی بر این باورند که بیتکوین نه تنها با چارچوب ESG سازگار است؛ بلکه نسبت به فناوری‌های ESG موجود نیز از برتری خاصی برخوردار است. ، یکی از هاست.باتن در مصاحبه‌ای به خبرنگار فوربز توضیح داد که همه اختراعات فناوری آب‌وهوا در آغاز کار خود دارای ردپای کربنی هستند. به‌عنوان مثال، انرژی خورشیدی بدهی کربنی خود را در دهه 90 میلادی یعنی 40 سال پس از اولین اختراع پرداخت کرد. باتن معتقد است که بیتکوین یک فناوری ESG ایده‌آل است زیرا زیاد طول نخواهد کشید تا شبکه بیتکوین به طور مثبت به محیط‌زیست کمک کند.باتن گفت: «به‌عنوان یک تکنولوژیست، عادت دارم هنگام ارزیابی اعتبار ESG یک فناوری، دیدگاه بلندمدتی داشته باشم. برای من واضح است که بیتکوین می‌تواند بدهی آب‌و‌هوایی خود را خیلی زودتر از انرژی خورشیدی بپردازد و به دلیل توانایی‌ش در کاهش گاز متان، می‌تواند چالش‌های فوری‌تری را برطرف کند.&quot;باتن به تخصیص سرمایه در جایی که بیشترین تأثیر را از نظر زیست‌محیطی خواهد داشت معتقد است و با این معیار، بیتکوین دوباره از انرژی خورشیدی پیشی می‌گیرد. به گفته باتن، «محاسبات ما نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری در استخراج بیتکوین با استفاده از گاز محل دفن زباله ۴۵ برابر بیشتر از سرمایه‌گذاری در استقرار زیرساخت‌های انرژی خورشیدی به ازای هر دلار سرمایه‌گذاری شده، کاهش انتشار متان دارد.»نگاهی کلی‌تر به قضیهپرونده زیست‌محیطی بیتکوین به تازگی ریشه دوانده است اما انتظار داشته باشید که در ماه‌های آینده شکوفا شود.چرا؟ زیرا شخصیت‌هایی مانند بلک‌راک (BlackRock)، فیدلیتی (Fidelity)، آرک اینویست (ARK Invest) و سایر مدیران دارایی که برای ایجاد ETF اسپات بیتکوین درخواست داده‌اند دانه‌های این پرونده را آبیاری می‌کنند.تایید ETF احتمالاً میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری نهادی (institutional investment) را به سمت رمزارز پیشرو در جهان (بیتکوین) هدایت می‌کند. کلید ورود سرمایه گذاران کوچک و بزرگ به اقتصاد دارایی دیجیتال، آموزش است که مستلزم تصحیح نقل‌قول‌های قدیمی‌ درباره بیتکوین و محیط‌زیست است. به رسمیت شناختن استفاده‌های موردیِ در حال ظهور بیتکوین به‌عنوان یک فناوری ESG محل خوبی برای شروع این راه است.--- شرح تکمیلی:دارایی ESG به دارایی‌هایی گفته می‌شود که بر اساس عوامل زیست محیطی، اجتماعی و ابرشرکتی انتخاب شده‌اند. عوامل ESG شامل موارد زیر هستند:محیط زیستی (Environmental): مانند انتشار گازهای گلخانه‌ای، مدیریت مواد زائد، حفاظت از منابع طبیعی و غیره.اجتماعی (Social): مانند حقوق بشر، شرایط کار، سلامت و ایمنی، تنوع و برابری و غیره.ابرشرکتی (Corporate Governance): مانند شفافیت، پاسخگویی، حاکمیت شرکتی و غیره.سرمایه‌گذاران ESG بر این باورند که شرکت‌هایی که عملکرد خوبی در زمینه ESG دارند، در بلندمدت عملکرد مالی بهتری نیز خواهند داشت. این امر به دلیل عوامل مختلفی است، از جمله:کاهش ریسک: شرکت‌هایی که به ESG توجه دارند، ریسک‌های زیست محیطی، اجتماعی و مالی خود را کاهش می‌دهند.افزایش ارزش: شرکت‌هایی که به ESG توجه دارند، ارزش خود را برای سرمایه‌گذاران افزایش می‌دهند.تطبیق با روندهای جهانی: شرکت‌هایی که به ESG توجه دارند، با روندهای جهانی، مانند تغییرات آب‌وهوایی و مسئولیت اجتماعی، سازگار می‌شوند.دارایی‌های ESG می‌تواند شامل طیف گسترده‌ای از دارایی‌ها، مانند سهام، اوراق قرضه، املاک و غیره باشد. سرمایه‌گذاران ESG می‌توانند از طریق صندوق‌های سرمایه‌گذاری ESG، صندوق‌های ETF ESG یا سرمایه‌گذاری مستقیم در سهام و اوراق قرضه ESG، به این دارایی‌ها دسترسی پیدا کنند.در سال‌های اخیر، توجه به دارایی‌های ESG در حال افزایش است. این امر به دلیل عوامل مختلفی است، از جمله:افزایش آگاهی نسبت به مسائل ESG: در سال‌های اخیر، آگاهی نسبت به مسائل ESG در میان سرمایه‌گذاران، مصرف‌کنندگان و جامعه به‌طورکلی افزایش یافته است.استانداردهای ESG که در حال توسعه و بهبود هستند و این امر باعث می‌شود ارزیابی و مقایسه شرکت‌ها از نظر ESG آسان‌تر شود.رشد بازار سرمایه ESG باعث می‌شود دسترسی به دارایی‌های ESG برای سرمایه‌گذاران آسان‌تر شود.</description>
                <category>هاشمی</category>
                <author>هاشمی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Oct 2023 14:22:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آش ساتوشی با یک وجب روغن</title>
                <link>https://virgool.io/@StoneCarvedDagger/%D8%A2%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D9%88%D8%AC%D8%A8-%D8%B1%D9%88%D8%BA%D9%86-f8i17iu0vxhk</link>
                <description>نگارنده: سپهر هاشمیآش ساتوشی با یک وجب روغنچکیده:بعد از وقوع مرج اتریوم، حواسم به طرفداران اتریوم بود که برای دیگران (به ویژه طرفداران بیتکوین) کُری می خواندند. من این مقاله را نوشتم تا خوانندگان را تشویق کنم که این بحث را مطرح کنند؛ و روی اتفاقی گسترده‌تر تمرکز کنند که تهدیدی برای سوء استفاده از ایده‌آل‌های بلاکچین مانند حریم خصوصی و تمرکززدایی است.در مجموع، این مقاله را با روایت سیر تحول زندگی اجتماعی بشر، ایجاد حکومت ها، و سپ مرزهای اخلاقی در تصمیم گیری بشر شروع می کنم. بعد مثال می‌زنم که تمرکززدایی چیست و چطور بهره‌برداری از آن به نام CBDC توسط دولت‌ها به آرامی در ریشه‌های اقتصاد نفوذ می‌کند.در ضمن باید بگویم که جمله «آینده غیرمتمرکز است» یک جمله ناقص است و آن آینده دست نیافتنی است. انسان ها در هنگام تصمیم گیری در انتخاب گزینه ها آزادند و توسط نفع شخصی در محدوده های از پیش تعیین شده تحریک به انتخاب ها می شوند.این مقاله برای این نوشته شده است که کاربران به دلیل تعصب کورکورانه بحث در مورد بلاکچین را متوقف کنند و یک قدم به عقب برگردند و از دیدگاه عینی تر به این زمینه نگاه کنند.در این مقاله عبارت Decentralization در هر جا که اسم باشد دارای معادل &quot;عدم تمرکز&quot; و در هر جا که اسم فعل باشد دارای معادل &quot;تمرکززدایی&quot; است.این مقاله در وهله اول از چند زاویه به مباحث مختلف می پردازد و سپس زوایا را به سمت منظور نهایی نویسنده هدایت میکند.مردم با عقاید مختلف: آش ساتوشی با یک وجب روغن
دم با عقاید مختلف: آش ساتوشی با یک وجب روغمقدمه:در ابتدای این مقاله می‌خوام گریزی به یک مفهوم و ماجرا از کتاب «انسان خردمند» نوشته «نوح هراری» بزنم. البته گرچه محققین و دانشگاهیان با زمینه تحقیقاتی مشابه با نویسنده، از این کتاب استقبال خوبی نداشته‌اند و نسبت به صحت مطالب آن ابراز تردید کرده‌اند، اما این در حالی است که عامه مردم، بیشتر آن را جالب و مفید یافته‌اند.برداشت خودم از این کتاب را به شرح ذیل مصور می‌کنم.:زاویه اول- تاریخچه ی زندگی اجتماعی/اقتصادی/سیاسی بشرانسان به عنوان یک گونه، ویژگی هایی را حفظ می کند که از زمان غارنشینان وجود داشته است. در تمام طول تاریخ طبیعت آدمی این بوده که تلاش کند برای خود و خانواده‌اش رفاه و آسایش فراهم کند شر چه در زمان حاضر و چه در گذشته، اول روز به بیرون از خانه می‌رفته، می‌جنگیده، و تلاش می‌کرده است که آورده ای در راستای تامین نیازهای خانواده و امنیت آنها به همراه بیاورد.پس از اینکه زنان کشاورزی را کشف کردند، بشر دید که برای غالب نیازهای خود دیگر نیاز نیست که دیگر به جنگل برود، با حیوانات درنده خو بجنگد، و ضمناً می‌تواند با زندگی در کنار آب به کشاورزی بپردازد. تجمع مردان در روستایی که قبلا طول روز را در آن سپری نمی‌کردند مشکلاتی را برای زندگی جمعی بوجود آورد که بشر مجبور به نگارش دستورالعمل های عرفی اجتماعی شد. این دستورالعمل ها غالباً بر اساس عقل سلیم، موازی با منفعت جمعی و در قالب هنجارهایی برای انجام دادن یا انجام ندادن مجموعه‌ای از امور مانند دزدی، معامله، اجاره، ازدواج، قرض، و غیره بوجود آمدند که حتی تبعات عمل خلاف آن نیز تعیین گردید.بشریت این دستورالعمل را «اخلاق» نامید و قانون را بر آن بنا نهاد. سپس قانونی را برای تنظیم رفتار مردم بر اساس مفاهیم و نیازهایی مانند عدالت، مزایای اجتماعی و غیره ابلاغ کرد و همچنین یک دولت برای نظارت و اجرای قانون ایجاد کرد.در اینجا سه عامل منجر به تشکیل دولت شدند:یک-بشر دید که واقعا نیاز آنچنانی به جنگیدن کمافی السابق ندارد و می‌تواند به چالش‌های پیش رو بیاندیشد؛دو-کنترل دیگر افراد که به تازگی هنجارهای زندگی اجتماعی به آنا دیکته شده است کار سختی است؛سه-برخی افراد ممکن است به جای بدن قوی برای کار در زمین کشاورزی، توانایی ذهنی و استعداد مدیریتی یا حسابرسی بهتری نسبت به بقیه داشته باشند که بتواند به این دست مسائل بیندیشد.بدین شکل بود که دولت‌های کوچک به وجود آمدند. کار این دولت‌ها چه بود؟ مثلا در اوایل کار، دولت آن روستا وظیفه دیوارکشی و حراست و مدیریت حساب‌های مردم را داشت. بعد از مدتی نیاز به حضور قضات احساس شد و دولت ها تبدیل به بازوهای اجرایی نظام‌های قضایی نیز شدند.دولت‌ها چگونه بقای خود را تضمین می‌کردند؟ همان روستا را تصور کنید که دو نفر پاسبان داشت. دستمزد این پاسبان ها در زمان مبادلات کالا به کالا و یا بعد از اختراع پول به هر شکل ممکن پرداخت می‌شد. دولت ها به مرور سیاس شدند و سیاستمداران برای بهره بردن از مالیات و پولی که حاصل زحمات نیروی انسانی یا انرژی بود بوجود آمدند. کار این سیاستمداران توجیه فعالیت خود برای تضمین بقای دولت در راستای تامین و حفظ منافع آن روستا بود.یکی دیگر از وظایف عمده‌ی آن دولت ها، کنترل مردم در رعایت هنجارهای اخلاقی نیز بود. اگر روستا دارای امنیت کامل می‌بود، چه نیازی به پلیس داشتند؟ سیاستمداران کافی بود که در طول شب به صورت مصنوعی جایی را آتش بزنند تا توجیهی برای بهره‌وری از مالیات در راستای بقای دولت و پلیس فراهم کنند. همین شیطنت ها به مرور سیاست نامیده شدند و در ریشه دولت‌ها رخنه کردند.با بزرگتر شدن روستاها و تبدیل آنها به شهرها و ولایت‌ها و کشورها، دولت‌ها در مسیر پیشرفت خود، پس از مدتی این پیشنهاد را دادند که بعنوان نماینده مردم جهت حفظ منافع ملی، اقتصاد را نیز در دست بگیرند. فاجعه همینجا رخ داد که مردم اقتصاد خود (که قبلاً با آن به پرداخت دستمزد پاسبانان می‌پرداختند) را در اختیار دولت قرار دادند. بعد از این اتفاق بود که وجود دولت‌ها برای هر یک از موارد فوق‌الذکر ضروری‌تر شد.حالا می‌بینیم که دولت‌ها به اندازه تمدن بشر عمر دارند. یک خصیصه منحصربفرد دولت‌ها تا به امروز، مرزبندی‌های جغرافیایی در سطح محدود به اندازه کره زمین است. می‌دانیم که کشورهای مختلفی در دنیا وجود دارند. اگر هر کشور کنونی را مانند آن روستاها بدانیم، می‌بینیم که دولت هر روستا بر اساس منابع تجدیدناپذیر یا باارزش خود مانند نیروی انسانی، کالاهای استراتژیک، مواد معدنی تمام شدنی، و انرژی، یک اقتصاد منحصربفرد خود دارد.این محدوده‌ها را می‌توانیم محدوده‌های جغرافیایی بنامیم و سلطه هر دولت بر چندین محدوده جغرافیایی از لحاظ اقتصادی یا سیاسی و غیره را محدوده سیاسی یا بهتر بگوییم محدوده‌ ژئوپلیتیک بنامیم.مالکیت مرزبندی شدهقطعا مردم آن روستا چنانچه بر اساس سیاست یا شانس یا قوای نظامی از منابع باارزش فوق الذکر برخوردار باشند، دلشان نمی‌خواهد که آن را به دیگر مردم کره زمین در خارج از محدوده ژئوپلیتیک بدهند. این بدان معناست که هر روستا سعی می‌کند اقتصاد خود را بهتر از بقیه روستاها نگه دارد و حتی دیگران را مستعمره و نیازمند خود کند.صفت تمامیت خواهی و کمال طلبی بشر منجر به آزادی اختیار شده استبشر همانگونه که قبل از ظهور اخلاقیات در زندگی اجتماعی، کمال طلب بوده است و در نقطه ای از کمال طلبی، اخلاقِ تعریف شده برای زندگی جمعی را کنار می‌گذارد، کمال طلبی خود را در زمان تصمیم‌گیری برمی‌گرداند. در زمان هرگونه تصمیم‌گیری، در اینجا شخص تصمیم گیرنده یک واحد مجزا از یک شخص دیگر به حساب می‌آید که بنا بر این موضوع، می‌تواند تصمیمی را با اختیار خود خارج از هرگونه اخلاق بگیرد که در راستای منفعت خود او باشد. (حتی اگر مغایر با منافع شخص دیگر او باشد)همین امر باعث می‌شود که ما هر زمان که بخواهیم مساله ای را به نفع جامعه معرفی کنیم، آن را یک مساله مطرح شده از سمت شخص خودمان اعلام می‌کنیم و فراتر از مرز اخلاق نخواهیم رفت، اما اتخاذ همین تصمیم شخصی توسط فرد مقابلمان، آنسوی مرزهای اخلاق به حساب می آوریم. این یعنی اگر به خود حق می‌دهیم که در آنسوی مرزهای اخلاق، تصمیمی برای منفعت خودمان بگیریم، طرف مقابل هم قاعدتاً می‌تواند چنین کاری بکند.حال اگر کمی قضیه را شل کنیم و عقل سلیم را وسط بگذاریم و ‌بگوییم چیزی را مطرح کنیم که به نفع جامعه باشد، در وهله اول منظورمان جامعه خودمان است، سپس به نفع جامعه ورای مرزهای جغرافیایی، سپس جامعه ورای مرزهای ژئوپلیتیک، و الی آخر.در همین منظور هر چه که تصمیم بگیریم باز در راستای مرزهای منافع خودمان یا جامعه جغرافیایی خودمان یا جامعه سیاسی خودمان یا در نهایت جامعه بشری در ورای هر مرزی است.درجه بندی مرزها از نزدیک به دور از دیدگاه نهاد هر فرد:1. مرز بی حدوحصر و خصوصی هر فرد (انفرادی)2. مرز اخلاقی در اجتماع کوچک3. مرز منافع اجتماعی در محدوده جغرافیایی4. مرز منافع گسترده در محدوه ژئوپلیتیکی5. مرز منافع برای کل بشریت در حال و آیندهزاویه دوم- تمرکززداییبه جای توضیح کامل این مفهوم، خلاصه ای کوتاه از وب سایت آمازون را با هم بخوانیم:تمرکززدایی چیست؟در بلاکچین، تمرکززدایی به انتقال کنترل و تصمیم گیری از دست یک نهاد متمرکز (فرد، سازمان یا گروه آن) به دست یک شبکه توزیع شده اشاره دارد. شبکه‌های غیرمتمرکز تلاش می‌کنند تا سطح اعتمادی را که شرکت‌کنندگان باید به یکدیگر داشته باشند، کاهش دهند و از توانایی آن‌ها برای اعمال قدرت یا کنترل بر یکدیگر به شیوه‌هایی که عملکرد شبکه را کاهش می‌دهند، جلوگیری کنند.چرا تمرکززدایی مهم است؟تمرکززدایی مفهوم جدیدی نیست. هنگام ساخت یک راهکار فناورانه، معمولاً سه معماری شبکه اصلی در نظر گرفته می شود: متمرکز، توزیع شده، و غیرمتمرکز. در حالی که فناوری‌های بلاکچین اغلب از شبکه‌های غیرمتمرکز استفاده می‌کنند، خودِ یک اپلیکیشن بلاکچین را نمی‌توان به سادگی به عنوان یک برنامه غیرمتمرکز یا متمرکز طبقه‌بندی کرد. در عوض، تمرکززدایی یک مقیاس متغیر است و باید در تمامی جوانب یک اپلیکیشن بلاکچینی اعمال شود. با تمرکززداییِ مدیریت و دسترسی به منابع در یک اپلیکیشن می توان به خدمات بیشتر و منصفانه تری دست یافت. تمرکززدایی معمولاً دارای برخی بده‌بستان ها مانند شمار معاملاتی کمتر است، اما در ازای آن و در حالت ایده‌آل، به ثبات و سطح خدمات بهبود یافته‌ای که تولید می‌کنند می ارزند.مزایای عدم تمرکز:· یک محیط بدون نیاز به واسط معتمد را فراهم می کند· تطابق دیتا را بهبود می بخشد· نقاط ضعف را کاهش می دهد· توزیع منابع را بهینه می کندحال بگذارید سوال خودم را بپرسم.سوال: آیا عدم تمرکز یک هدف مقدس است؟جواب: حتی اگر مقدس باشد هم هرگز نمی‌توان به این مقصد رسید.چرا؟چراکه بشر قالب یکسانی ندارد و هرچه که بخواهیم به دیگران بقبولانیم که عدم تمرکز را بپذیرند، شاید بتوانیم خودمان از مرزهای اخلاق و جغرافیا و سیاست بگذریم، اما طرف مقابل این حق را دارد که این موضوع را نپذیرد و در حد مرزهای مذکور از مرز بی حدوحصر و خصوصی خود خارج نشود.اگر ما بخواهیم موضوعی را مطرح کنیم که ورای مرزهای اخلاقی و جغرافیایی و ژئوپلیتیکی باشد (یعنی در مرز منافع کل بشریت در حال و آینده باشد)، پذیرندگان آن نیز باید از این مرزها و منافعی که در آن مرزهای محدود دارند بگذرند تا به این هدف برسند. اگر نخواهند بگذرند و همانجا بمانند نمی توان آنها را مجبور کرد. اینجا برویم ببینیم بیتکوین چه کمکی به ما می کند.ارزش بیتکوین کجای این ماجراست؟ارزش بیتکوین به این است که از جامعه ی یکصد نفری، یکصد نفر آنها بیتکوین داشته باشند. به چه روشی؟ فرض کنید همین یکصد نفر خواهان بیتکوین هستند، هر کدام از آنها نیز سرمایه ای به میزان هزار سکه طلا برای سرمایه‌گذاری دارند. یک نفر از این صد نفر شخصی است به نام ایلان ماسک که در یک پروژه از میان پروژه‌های روی میز آن صد نفر برای سرمایه‌گذاری، اقدام به شیل یا پامپ‌و‌دامپ شت کوین ها در آن جامعه می‌کند و پول ۹۹ نفر دیگر را به چنگ می‌آورد و سپس اقدام به خرید بیتکوین از جایی دیگر می‌کند.«در این جمع یکصد نفره، این بیتکوین چه ارزشی دارد؟»ارزش بیتکوین به این است که هر کسی از مرزهای اخلاقی و جغرافیایی و ژئوپلیتیکی خود بگذرد و بیتکوین را در راستای منافع کل بشریت برای نجات از فاجعه ی تنفیض قدرت اقتصادی به دولت ها بخرد.اگر الان امیدی نداریم اقلا آیا می‌توان گفت که آینده غیرمتمرکز است؟یکی از مجموعه مقالات مشهور در خصوص بیتکوین، نگاشته های پارکر لویس به نام «به تدریج سپس ناگهانی» است که همین نام، پاسخگوی سوال است. جواب در سطح بلوغ تصمیم گیری بشر است نه سرعت رشد پذیرش بیتکوین یعنی بلوغ فکری بشر باید به تدریج رشد کند تا ناگهان تاثیر بزرگی را شاهد باشیم.حتی اگر ما‌ بگوییم که بیتکوین به تدریج پذیرفته می‌شود و سطح نفوذ آن بیشتر می‌شود، آینده به این سرعت غیرمتمرکز نخواهد شد. چرا؟ چونکه آینده غیرمتمرکز نیازمند انتخاب کل بشریت بر کوتاه آمدن از جایگاه نهاد فردی و همچنین گذر از مرزهای اخلاقی و جغرافیایی و ژئوپلیتیکی است تا بتواند درصد وقوع آینده غیرمتمرکز را بالا ببرد اما هم اکنون فقط یک اقلیت کوچیک به این سطح رسیده اند.زاویه سوم- این آینده دست‌نیافتنی است.چند سوال ساده می توانند ما را به جواب نزدیک کنند.آیا شهر‌ندان مرفه کشورهای حوزه خلیج فارس حاضرند از انرژی و رفاه و اقتصاد و دولت خود بگذرند و آن را با دیگر ملت‌ها تقسیم کنند؟ آیا ایرانی‌ها حاضرند نفت خود را در اختیار جهانیان قرار دهند؟ آیا آمریکایی‌ها حاضرند نفوذ و قدرت خود در سطح بین المللی را بین جهانیان تقسیم کنند؟ آیا چینی ها حاضرند نیروی انسانی خود را به رایگان در اختیار آفریقا برای رشد اقتصاد قرار دهند؟ خیر، خیر، خیر، خیر.از اینجاست که منافع شخصی بشر وارد می‌شوند، منافع شخصی یک اجتماع از بشر در قالب کشور وارد می‌شوند، منافع شخصی یک اجتماع بزرگ تر از بشر به نام مجموعه کشورهای تحت سلطه وارد می‌شوند و به همین منوال تا به آخر.این مفهوم کاملا بدیهی است که پذیرفتن یک زمینه ی ذهنی توسط تمامی افراد جامعه با ماهیت بشر در تناقض است. ذات بشر در این است که به اتفاق نظر کامل در یک مبحث نرسد و هر حوزه ی اجتماعی به دنبال دست یافتن به اهداف خودخواهانه اش باشد. برای درک بهتر:چطور می توان این موضوع را پذیرفت؟فرض کنید در جامعه بین الملل پذیرفته شده که شبکه اتریوم پردازش‌های تروریسم را تحریم کند. جدا از داستان‌های نفوذپذیری شبکه، کدام لیست تحریم باید در شبکه اعمال شود؟ لیست OFAC؟ لیست چین؟ لیست روسیه؟ لیست خلیج فارس؟ لیست کدام کشور؟ (این موضوع را باز نمیکنم چرا که مبحثی مفصل است و از حوصله این مقاله خارج)می بینید؟ کاملاً ملموس است که در همین لایه هم نمی‌توان در میان بشر به اجماع رسید که چه کسی دیگری را تحریم بین المللی کند، چه برسد در پایه بالاتری از جغرافیا و سیاست.حال کمی برگردیم به عقب. تا زمانی که محدودیت انرژی وجود دارد. بشر، انرژی را در آغوش می‌گیرد و با کسی هم سهیم نمی‌شود. به همین دلیل است که بیتکوین به این آسانی ها و به این زودی ها به مقصد مورد نظر خود نمی‌رسد. به همین دلیل است که اگر فریاد بزنیم و بگوییم عدم تمرکز در اتریوم نابود شده است و‌ این شبکه غیرمتمرکز نیست، کک کسی نمی گزد.کک چه کسی نمیگزد؟همان کسی که میخواد پول و سرمایه بیشتری را بیشتر از شما داشته باشد. پول و‌ سرمایه بیشتر به معنای قدرت بیشتر است. از آنجا ‌که قدرت در شبکه غیرمتمرکز قابل دستکاری نیست، این قضیه ممکن است به مذاق قدرتگراها خوش نیاید. چرا؟ چونکه از قبل قدرت دارند و نمی‌خواهند که قدرت خود را از دست بدهند یا به چالش بکشند برای همین تلاش می‌کنند که مردم خود را به دوری از این فضای چالش‌ساز تشویق کنند.به قول رپر معروف ایرانی، بهرام:ما فکر می‌کنیم که قدرت را باید «داشت»، آنها فکر می‌کنند که قدرت را باید «بود»اگر مردم خودشان بخواهند انتخاب کنند چه؟دولت‌ها که جلوی مردم را نمی‌توانند بگیرند اما به جای آن سیاستی را به کار می‌گیرند که بهانه ای نباشد. چه سیاستی؟ اول اجازه می‌دهند مردم از بیتکوین و بلاکچین لذت ببرند، آنگاه طرح دعوی می‌کنند و می‌گویند حالا که دارید حالش را می‌برید، ما هم می‌خواهیم حالش را ببریم (بعنوان شخص حقوقی) و اینجاست که سر و کله چیزی به نام CBDC پیدا می شود تا هم قدرت را در دست داشته باشند و هم دهان مردم را با بلاکچین (و نه رمزارز) ببندند.وقتی بشر در حال بهره بردن از دست یافته های خود است، برای اینکه بخواهد در قالب مرزبندی های تعیین شده ی بین همه ی کشورها اقدام به تعامل و در صورت نیاز اعمال سیاست و نفوذ بر مبنای قدرت به دست آمده از منابع کمیابِ باارزش (Scarce Sources)بکند، یک شخصیت حقوقی را می‌سازد که به نفع کل افراد حاضر در مرزبندی تعریف شده خود مانند خانواده یا همشهری یا هم‌میهن خود باشد.پس درگیری کجاست؟وقتی که یک مشکل داخلی در بین پذیرندگان بیتکوین و هم‌زمان بلاکچین بوجود می‌آید، آن قدرتی که با خرد جمعی ساخته شده و به اندازه تمدن بشری از زمان ایجاد اخلاق، عمر دارد، علیه اشخاص حقیقی طرح دعوی می‌کند و ‌می‌گوید که «شما که دارید حالش را می‌برید پس من هم می‌خواهم به نفع منافع ملی و مرزهای خودی و جامعه حالش را ببرم»کجا اعمال نفوذ میکند؟ با سیاه نمایی از خطرات و تهدیدات ملی که آن دلایل را بهانه ای برای تنظیم‌گری و پیاده سازی CBDC بکند. (همان هدفی که دولت های قدیم با آتش‌سوزی مصنوعی دنبال می‌کردند)حال اگر مردمانی از هر جای دنیا خواهان ورود به این دنیای غیرمتمرکز ورای هر مرز اخلاقی و جغرافیایی و سیاسی باشند، یک اقلیت حساب می‌شوند. چرا؟ زیرا بعید است که همه آنها به طور همزمان سطح همسانی از گذر از منافع و مرزها را داشته باشند.عمق فاجعه چقدر است؟نمی‌توان محاسبه کرد که چه میزان از مردم در اقصی نقاط دنیا، این فلسفه ی عدم تمرکز را سوای ماهیتش، برای چیز دیگری می‌خواهند.پس اکثریت مردم بلاکچین را برای چه می‌خواهد؟راستش را بخواهید برای دلار بیشتر، سرمایه بیشتر، قدرت بیشتر، نه یک دنیای غیرمتمرکز.فکر می‌کنید چرا اسکمرها و پامپ‌و‌دامپ‌ها و پانزی‌ها زیادند؟ برای اینکه تک تک افراد بشر سطح مطالعه و آگاهی یکسانی ندارند و درصدی از آنها دارای سواد حداقلی نیز هستند. برای همین است که می‌گویم آن جمعیت همفکر، یک اقلیت هستند زیرا دستیابی به آن سطح به چند عامل نیاز دارد:1. دانش لازم،2. گذشت از منافع،3. و سخت‌تر از دو مورد قبل، اقناع دیگران از مزیت این طرح برای کلیت بشر.آه که گذراندن مردم از این مسیر چقدر سخت و دشوار است. اول باید آنها را از فریبی که خورده اند آگاه کرد، سپس آینده ی آرمانی را به آنها وعده داد، سپس به آنها انگیزه ای برای طیِ مسیر داد. اینها هر کدام یک مرحله سخت در این مسیر هستند.غول مرحله آخر کجاست؟در میان دشمنان عدم تمرکز جنگجویانی همچون دولت ها، قدرت طلبان، اسکمرها و پانزی‌ها، تریدرهای خودخواه، حقوق بشر، و یک مانع نهایی بزرگ وجود دارند.زاویه چهارم- عامل نهایی بزرگ چیست؟«دلاراصلاً نصف بیتکوین های دنیا مال شما. می‌خواهید با آن چه کنید؟ بالاخره باید آن را به شکل دیگری از پول در بیاورید. نمی‌شود همه آن را پیتزا بخرید که. ارزش بیتکوین شما به میزان پذیرش، به میزان توزیع شده ی آن، میزان عرضه‌ی آن، و مهم تر از دو عامل دیگر، میزان تقاضای آن در میان مردم و اجتماع‌هایی است که در راستای هر هدفی بتوانند دلار را کنار بگذارند. این اهداف می‌توانند منافع فردی یا منافع اجتماعی یا منافع ژئوپلیتیک باشند که در آن مرزها بتوان دلار را کنار گذاشت و بیتکوین را جایگزین کرد. اما امان از سلطه ی دلار.اگر یک دولت مثل دولت آمریکا زندگی را بر مردم طوری تنگ کند که نتوانند پولی ذخیره کنند و بیتکوین بخرند، چه اتفاقی می افتد؟ حداقل آن این است که تقاضای خرید بیتکوین کاهش می‌یابد.اینگونه است که یک‌دولت با دلار بطور موقت می‌تواند بر بیتکوین تاثیر بگذارد. برای خرید طلا، می‌بایست بیتکوین را به دلار تبدیل کنیم و سپس دلار را با طلا مبادله کنیم.زاویه آخر- مبارزه با دولتحال جدا از تمام این منفی‌نگری ها، بیاید میدان مبارزه بین مردم و دولت را متصور شویم. مردمانی که اهداف یکسانی مثل نفرت از دولت های متمرکز دارند، دورهم جمع شده اند تا به جنگ دولت بروند. دولت نه تنها اعتنایی به غیرمتمرکز بودن یا نبودن بلاکچینی مثل اتریوم ندارد بلکه منجر شده که مردم در یک سمت جبهه و خودش در سمت دیگر به مبارزه بر سر CBDC بروند.در این میدان دو جناح وجود دارند: گروهان دولت در مقابل لشکر مردم/مخالفان دولتنقاط قوت و ضعف گروهان دولتساختار بالا به پایین و درختی، رهبری انفرادی، تصمیم گیری توسط فرمانده قوا و اعلام دستور اجرای سیاست ها، فرمانبرداری اعضای زیردست، سرعت توزیع دستور، گروهان سرشار از سیاستمداران که جبهه دشمن را رصد می‌کنند، تعداد سربازان کم، قدرت سیاسی بالا.نقاط قوت و ضعف لشکر مردم/مخالفان دولتبه زور توانسته است دسته ای از جنگجویان را انتخاب کند، ساختار آن نیز تمرکز قدرت ندارد و قدرت در آن پراکنده است، رهبر ندارد، ساختار درختی ندارد و حتی در صورت وجود رهبر نیز دستور بصورت سریع پذیرفته و سپس اجرا نمی‌شود، دارای تعداد کمتری از سیاستمداران است، رصدی از جبهه دشمن ندارد، تعداد سربازان زیاد، قدرت سیاسی کم.اهمیت قدرت سیاسی در چیست؟در این مبارزه که قبل از شروع آن، مبحثی برای مذاکره برای دو لشکر اتفاق می‌افتد، دولت قدرت آن را دارد تا شایعه ای را در بین مردم پخش کند که جنگجویان آنها برای مذاکره بر سر منافع شخصی آمده‌‌اند تا از این طریق بتواند اعتقاد به گذشت تمام‌ جنگجویان از منافع شخصی را متزلزل نماید.اینگونه است که شکست لشکر مردم در برابر دولت که قبلا نماینده و الان آقابالاسر مردم است، از قبل قابل تصور است.نتیجه گیریمجدداً باید اشاره کرد که بشر پذیرفته است که در طول عمر ‌خود به دولت نیاز دارد. عمر دولت ها به اندازه عمر تمدن بشری است. حال اگر بشر بخواهد تغییر عقیده بدهد و بگوید که به جای دولت به شبکه غیرمتمرکز نیاز دارد، این ایده می‌بایست لااقل به حداقل عمر لازم برسد و به نظر نمی‌آید که عمر سیزده چهارده ساله ی ظهور بیتکوین برای این موضوع کافی باشد.این مقاله، جنبه ای از لبه دیگری از تیغ فناوری بلاکچین غیرمتمرکز بیتکوین و آرمان های ساتوشی را به رخ می کشد.به همین دلیل است که ساتوشی آشی برای ما پخت که یک وجب روغن داغ دارد. چرا که دنیای جدیدی برای سرگرم کردن مردم و دور کردن آنها از آینده ی آرمانی بیتکوین به وجود آمده است. آنها راه وقت کُشی را پیدا کرده اند و تا آنجا که توان دارند به این فرار رو به جلو ادامه می دهند. آنها حتی به فکر آیندگان خود نیز نیستند و به امروزشان می اندیشند. اتریوم یا هر آلتکوین و شتکوینی دیگری بازیچه ای بیش نیستند چرا که نقطه ضعف بیتکوین دست گذاشتن روی آینده ای است که مردمان بانفوذ امروز آن آینده را به تعویق می اندازند.جنگ را باختیم! حالا چه کنیم زنده بمانیم؟البته این را هم بگویم که سطح توانایی سرمایه داران خُرد در ورود به شبکه اثبات کار برای کسب درامد از طریق ماینینگ به همان‌اندازه دشوار است که برای استیکرهای اثبات سهام دشوار است.در اثبات کار، شما نیاز به سرمایه قبلی به مقدار زیاد برای ورود به صنعت ماینینگ جهت کسب درامد و معامله درامد حاصله از طریق موج سواری بر قیمت خواهید داشت اما هر زمان که بخواهید می‌توانید دارایی خود را بفروشید و در کل‌کنترل آن ‌را بر‌عهده دارید.در اثبات سهام، با توجه به اقتصاد جهانی مریض و ضعیف، اینکه شما سرمایه ای را استیک بکنید و تا هاردفورک شانگهای نتوانید آن ‌را برداشت کنید یک مصیبت است. اینکه در محاسبه موجودی موثر نسبت به موجودی کلی استیک به شما ظلم می‌شود نیز یک مصیبت است، اسلشینگ نیز مصیبت دیگری است.همچنین این را می دانیم که بر اساس گزارش Nansen، قسمت اعظم استیک اتریوم در حال حاضر بدون سود است و استیکرها فقط می‌توانند 6 تا 18 ماه آینده را منتظر هاردفورک شانگهای بمانند و سپس اترهای خود را برداشت کنند. در طول این مدت زمان نیز باید از اعتماد خود به اتریوم بهره برده باشند و سود مورد انتظار را ببینند. حتی اگر خدایی نکرده این اتفاق بیفتد و سرمایه مردم باز هم به باد برود (که قطعاً ضربه بزرگی به پذیرش عدم تمرکز و رمزارز وارد خواهد شد)، دگر نایی برای سرزنش مردم برای اعتماد بیجا به اتریوم ندارم.اما ممکن است الان از این افراد بپرسیم که چرا چنین ریسکی می‌کنند؟ جوابی که خواهیم شنید احتمالا این خواهد بود که «آنها حق اعتماد کردن به یک شبکه‌ی پویا را دارند». خلاص!در کل فرقی بحال مردم عادی نمی‌کند زیرا توان آنچنانی برای کسب درامد در هر دو شبکه را ندارند. بقولی تا درامد نباشد نمی‌توان حرف گذر از مرزهای اخلاقی و جغرافیایی و ژئوپلیتیکی تا حد جامعه بشری در حال و آینده را پیش کشید.می‌خواهم به این نکته اشاره کنم که ویتالیک در سال 2017 درباره معضل سه‌گانه بلاکچین در بلاگ خودش بحث کرد. او به طور کلی اظهار داشت که دستیابی به تمرکززدایی، امنیت و مقیاس‌پذیری کامل در یک بلاکچین غیرممکن است.از سوی دیگر، اتریوم، امنیت (و حریم خصوصی) و تمرکززدایی را قربانی افزایش مقیاس پذیری خود کرده است. با این حال، طرفداران اتریوم باید از نفوذ لیست تحریم ها و مقررات در بلاکچین محبوب خود آگاه باشند. علاقه مندان به بیتکوین نیز باید مراقب این پیشرفت یکنواخت به سمت تمرکززدایی کل بشر باشند. به گفته یکی از دوستان، بیتکوین در نهایت پول را غیرمتمرکز می کند و لزوماً نیازی به حذف دولت ندارد.در نتیجه، هر دولت در نهایت بدون توجه به بحث و جدل های بین ماکسیمالیست های اتریوم و ماکسیمالیست های به مردم خود فشار خواهد آورد. علاوه بر این، در صورت ایستادن در صف منافع، نمی توان تعیین کرد که چه تعداد کاربر در صف دولت، اتریوم، و یا بیتکوین ایستاده اند. در هر صورت چه طرفدار بیتکوین باشید، چه طرفدار اتریوم، چه طرفدار هر چیز دیگر. اینکه برای امروز زندگی کنید یا برای آینده، تصمیم با خودتان است؛ این اقلیت شما را مجبور به چیزی نمی کند.</description>
                <category>هاشمی</category>
                <author>هاشمی</author>
                <pubDate>Wed, 09 Aug 2023 15:36:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوراهی اخلاقی محض خاطر نسل های آینده، بیتکوین در مقابل مالیه سنتی</title>
                <link>https://virgool.io/@StoneCarvedDagger/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B6-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D9%86%D8%AA%DB%8C-wmjdyzhzmuju</link>
                <description>نگارنده: سپهر هاشمیبیت‌کوین مراقب فرزندانمان است
مقدمه:فعالیت‌های اقتصادی در طی نسل‌ها توسط سیستم مالی سنتی پشتیبانی شده و توسط آن تسهیل شده‌اند. برخی از اقدامات مانند بازرهنِ کنترل نشده، استقلال مالی افراد را از بین برده‌اند؛ و نگرانی فزاینده‌ای وجود دارد که سیستم مالی سنتی می‌تواند به وسیله محدود کردن اراده آزاد افراد و ممانعت از تصمیم‌گیری مستقل مالی، بر دورنمای اقتصادی بلندمدت آنان تأثیر بگذارد.این مقاله به بررسی اقدامات مالی وحشتناک بانک‌ها می‌پردازد که دارای حمایت قانونی و مزایای یک طرفه هستند. دولت‌ها می‌توانند از آن‌ها جلوگیری کنند، اما اگر این کار را نکنند زندگی فرزندانمان با آنچه ما برای آن‌ها آرزو داریم متفاوت خواهد بود. من پس از گوش دادن اپیزود سوم پادکست بیتگاید، به این فکر افتادم که به بیت‌کوین و توانایی آن برای عبور از این رویکرد فاجعه آفرین سیستم‌های مالی سنتی بپردازم. در این مسیر، در نهایت با یک دوراهی مقابل ما خواهد بود.سیستم مالی سنتی: تجاوز تدریجی به اراده آزادفعالیت اقتصادی، رفاه، و ثبات، همگی در طی نسل‌ها توسط سیستم مالی سنتی افزایش یافته‌اند. با گذشت زمان، برخی از اقدامات، مانند بازرهن‌های کنترل نشده، نگرانی‌هایی را در مورد فرسایش استقلال مالی افراد ایجاد کرده‌اند. بازرهن کنترل نشده به معنای استفاده چندباره از وثیقه مشتری بدون نظارت کافی است که به نفع بانک‌ها و واسطه‌های مالی است. چنین اقدامی می‌تواند منجر به آسیب‌پذیری‌های سیستمی، بحران‌های مالی و تمرکز ثروت شود. با گسترش سیستم مالی سنتی، افراد ممکن است در توانایی خود برای تصمیم‌گیری مالی مستقل دچار محدودیت شوند که می‌تواند پیامد‌های اقتصادی بلندمدتی داشته باشد.بازرهن چیست؟«بازرهن[1]» روشی است که توسط موسسات مالی یعنی بانک‌ها و کارگزاران استفاده می‌شود که در آن از دارایی‌های ارسال شده توسط مشتریان خود به عنوان وثیقه برای فعالیت‌های وام‌گیری و تجاری خود استفاده می‌کنند. به عنوان مثال، یک بانک ممکن است اوراق قرضه‌ای را که مشتری به عنوان وثیقه برای وام به آن‌ها داده است، بگیرد و از آن اوراق به عنوان وثیقه برای وام‌گیری یا معاملات خود بانک استفاده کند. این استفاده‌ی مجدد یا وثیقه‌گذاری مجدد دارایی‌های مشتری می‌تواند نقدینگی و اهرم برای واسطه مالی ایجاد کند، اما از طرفی خطری ایجاد می‌کند که در صورت بروز مشکلات مالی، مشتری اصلی ممکن است وثیقه خود را از دست بدهد. بازرهن بسته به حوزه قضایی به میزان‌های مختلفی قانونی است و به دلیل خطرات ذاتی که ایجاد می‌کند می‌تواند اقدامی بحث برانگیز باشد.آیا بازرهن واقعاً خطرات ذاتی و مخرب دارد؟بله! بازرهن واقعاً خطرات ذاتی و مخرب دارد. برخی از مواردی که بازرهن را به یک عمل بالقوه مخرب تبدیل می‌کنند در ادامه فهرست شده است:ریسک طرف مقابل– به آن‌معنا که اگر موسسه‌ای که مجدداً از وثیقه استفاده می‌کند ورشکسته شود، مشتریان دارایی‌های خود را از دست می‌دهند یا در بازیابی آن‌ها با مشکل مواجه می‌شوند.تشویق به اهرم بیش از حد– بازرهن، اهرم بیشتر در سیستم مالی را تسهیل می‌کند، که می‌تواند حباب دارایی‌ها را بزرگ‌تر کند.عدم شفافیت– اغلب مشخص نیست این موسسات تا چه حد از وثیقه استفاده‌ی مجدد می‌کنند و این امر تعیین کمیت ریسک‌ها را دشوار می‌کند.ریسک سیستمیک– ببازرهنِ گسترده بدان معناست که مشکلات وثیقه‌های یک موسسه می‌تواند در کل سیستم گسترش یابد. (یعنی وثیقه‌های درهم تنیده‌ی موسسه‌ها می‌تواند در کل سیستم دست به دست شود)مخاطره اخلاقی–مبازرهن می‌تواند موسسات مالی را به رفتار مخاطره‌آمیز تشویق کند، زیرا آن‌ها تمام خطرات بازرهن را به دوش نمی‌کشند (و فقط از منافع وام‌گیری بهره‌مند می‌شوند).از دست دادن حقوق مالکیت– به وسیله‌ی بازرهن، مالکیت ذی‌نفع بر وثیقه دچار ابهام می‌شود، زیرا دارایی‌ها بدون رضایت مستقیم وی، مورد بازرهن قرار می‌گیرند.بنابراین به طور خلاصه، مخاطرات ذاتی ناشی از اهرم‌های غیرشفاف، ریسک طرف مقابل، ارتباط متقابل سیستمی و مخاطرات اخلاقی ایجاد شده‌اند که در صورت کنترل نشدن بازرهن می‌توانند ثبات مالی را تهدید کنند.در ادامه، با تحلیل و بررسی ساده، به تاثیر بازرهن بر اراده آزاد فرزندان و ارایه راهکار و چالش اخلاقی انتخاب مسیر خواهیم پرداخت:مسأله: چگونه بازرهن می‌تواند بر نسل‌های آینده انسان تأثیر بگذارد؟چندین روش وجود دارد که بازرهنِ کنترل نشده می‌تواند از طریق آن‌ها بر نسل‌های آینده تأثیر منفی بگذارد:انتقال ثروت بین نسلی– مانی که دارایی‌های بازرهن شده بازپرداخت نمی‌شوند یا بی‌ارزش می‌شوند، هرگونه ارث‌بری و انتقال ثروت مختل می‌شود و بدین سبب فرصت‌های اقتصادی ممکن است برای نسل‌های آینده از دست بروند.بحران‌های مالی– بازرهن، ریسک سیستمیک و احتمال وقوع بحران‌های مالی را افزایش می‌دهد. علاوه‌بر بار بدهی‌های بالای سطح ملی که به مالیات‌دهندگان آینده منتقل می‌شود، چنین بحران‌هایی می‌توانند پیامد‌های ماندگاری برای چندین دهه داشته باشند.کاهش سرمایه‌گذاری– ازرهنِ بیش از حد می‌تواند حباب‌های دارایی را متورم کند. این امکان وجود دارد که نسل‌های آینده مجبور شوند با کاهش طولانی مدتِ سرمایه‌گذاری ناشی از ترکیدن حباب‌ها خواهد بود، دست و پنجه نرم كنند.آربیتراژ مقرراتی– در صورت تنظیم‌گری بازرهن، ممکن است که بازرهن به‌طور فزاینده‌ای به سمت بانکداری سایه با عمق تنظیم‌گری کمتر حرکت کند. با انتقال ریسک به ابزار‌های مالی پیچیده و جدید، یعنی وقتی بانک‌ها اقدامات پرخطر را به آن سمت سوق می‌دهند، پایش و نظارت برای سیاست‌گذار روی هم رفته سخت‌تر می‌شود.اعتمادِ مخدوش– اعتماد عمومی به مؤسسات مالی می‌تواند با رسوایی‌های گسترده‌ی بازرهن دارایی‌های مشتریان تضعیف شود. این امر به نوبه خود می‌تواند تأثیر منفی بر فعالیت‌های اقتصادی داشته باشد.اگرچه بازرهن ممکن است دستاورد‌های کوتاه‌مدتی را به همراه داشته باشد، اما اگر محدود نشود، یک نسخه کلاسیک از تراژدی منابع مشترک را نشان می‌دهد که تراژدی انبازه‌ها یا تراژدی عوام نیز نامیده می‌شود. هم‌اکنون انگیزه‌ای برای بازیگران حریص بازار کنونی وجود دارد که علی‌رغم این واقعیت که نسل‌های آینده باید خطرات سیستماتیک را تحمل کنند، بیشتر از ظرفیت اقتصادی دست به بازرهن می‌زنند. امروزه می‌توان انگیزه‌های اجتماعی بلندمدت را از طریق تنظیم‌گری متفکرانه هماهنگ کرد.راهکار: جذابیت بیت‌کوین- راهی به سوی توانمندسازی و آزادیجذابیت بیت‌کوین می‌تواند یک راه‌کار مناسب به‌عنوان راهی به سوی توانمندسازی و آزادی معاملات باشد. بیت‌کوین، برخلاف سیستم مالی سنتی، به افراد یک راهکار تازه ارائه می‌دهد که به آن‌ها قدرت می‌دهد تا کنترل آینده‌ی مالی خود را دوباره به دست بیاورند. بیت‌کوین یک رمزارز غیرمتمرکز است که در شبکه همتا به همتا بدون نیاز به حضور هرگونه شخص ثالث یا مقام مرکزی کار می‌کند.مزایای کلیدی بیت‌کوین:بیایید اول برخی از مزایای کلیدی آن را مرور کنیم:تمرکززدایی: بیت‌کوین غیرمتمرکز است، بنابراین هیچ نهاد واحدی آن‌را کنترل یا دست‌کاری نمی‌کند. از این سو، افراد اطمینان بیشتری دارند که تصمیمات مالی آن‌ها در اختیار خودشان باقی می‌ماند.شفافیت: بلاکچین بیت‌کوین شفافیت و تغییرناپذیری را به ارمغان می‌آورد و به هر کسی اجازه می‌دهد تراکنش‌ها را تایید کند و فعالیت‌های مالی خودش را ردیابی نماید. یک سیستم مالی باز در هر حالتی مسیولیت‌پذیری و اعتمادی که برای موفقیت آن ضروری است را تقویت می‌کند.خود حاکمیتی (Self-Sovereignty): داشتن بیت‌کوین به معنای نگه داشتن کلید‌های خصوصی است. این ویژگی به افراد اجازه می‌دهد تا دارایی‌های خود را حفظ نموده و از دسترسی غیرمجاز یا بازرهن آن جلوگیری کنند.شمول مالی جهانی: ماهیت بدون مرز بیت‌کوین به افراد در مناطق محروم نیز اجازه می‌دهد تا در اقتصاد جهانی مشارکت کنند.عرضه ثابت: بیت‌کوین به دلیل عرضه ثابت 21 میلیون سکه، از تورم و انباشت بدهی بیش از حد جلوگیری می‌کند و از قدرت خرید نسل‌های آینده محافظت می‌نماید.گزینه گره گشا: استقبال از بیت‌کوین- یک الزام اخلاقیهمان‌طور که سیستم مالی سنتی به گسترش نفوذ خود ادامه می‌دهد، توجه به پیامد‌های اخلاقی انتخاب‌هایمان اهمیت فزاینده‌ای پیدا می‌کند. علیرغم چالش‌ها و معایب احتمالی بیت‌کوین، اصول اصلی آن از آزادی فردی، حاکمیت مالی، و برابری بین نسلی محافظت می‌کند.به‌جای این‌که بیت‌کوین را دشمن سیستم مالی سنتی بدانیم، می‌توان آن را به عنوان یک کاتالیزور برای تغییر و یک یادآور برای حفاظت از انتخاب و استقلال در نظر گرفت. از طریق ترکیب ویژگی‌های مثبت بیت‌کوین با تنظیم‌گری و حاکمیت متفکرانه، می‌توانیم یک سیستم مالی عادلانه‌تر و پایدارتر ایجاد کنیم که به نفع نسل‌های حال و آینده باشد.بیت‌کوین با حذف واسطه‌ها و امکان کنترل کامل بر ذخایر بیت‌کوین خود به کاربران، خطر بازرهن را تا حد زیادی کاهش می‌دهد. حتی اگر برخی از کاربران همچنان از خدمات حضانتی استفاده کنند، باید از خطرات موجود آگاه باشند. از این رو، طراحی غیرمتمرکز بیت‌کوین، مشکلات سیستمی مرتبط با بازرهن را حل می‌کند.هم اکنون من چندین سؤال می‌پرسم و به آن‌ها پاسخ می‌دهم تا دنیایی را که بیت‌کوین برای نسل‌های آینده به ارمغان می‌آورد، به تصویر بکشم، حالا آیندگان چه خودِ بیت‌کوین را انتخاب کنند چه هر سیستم دیگری، (هر انسانی در هر مقطع زمانی حق دارد که از آزادی اراده برخوردار باشد و) بیت‌کوین در واقع همانند خود طبیعت است که اراده‌ی آزاد را برای انسان به ارمغان می‌آورد. صرف نظر از این‌که آیندگان بیت‌کوین را انتخاب می‌کنند یا نه، این امر غیرقابل انکار است که بیت‌کوین از نظر اخلاقی بالاتر از سیستم‌های مالی سنتی‌ای است که صرفاً حریص به منافع فعلی هستند.می‌دانیم که بانک‌ها از ترفند‌های بازرهن برای به دست آوردن منافع استفاده می‌کنند و سپس مسبب ورود رکود به اقتصاد می‌شوند. دولت ها چگونه می‌توانند از این اتفاق جلوگیری کنند؟دولت‌ها نیز اگر خودشان از این فرایندها ذی‌نفع نباشند، معمولا برای کاهش ریسک‌های سیستمیک مرتبط با انجام بازرهن توسط بانک‌ها، چندین گزینه سیاستی به‌عنوان راهکار در پیش رو دارند:اعمال محدودیت‌ها بر روی بازرهن– دولت می‌تواند در خصوص میزان استفاده بانک‌ها از دارایی‌های مشتری به عنوان وثیقه دست به تنظیم‌گری بزند و مقرراتی را نیز اعلام کند که در پی آن، دارایی‌های خالص یک بانک می‌تواند محدود شود یا به دسته‌های دارایی خاصی محدود گردد.افزایش الزامات وثیقه– مقررات می‌توانند بانک‌ها را ملزم به نگه داشتن وثیقه قوی‌تر از دارایی‌هایی کنند که مورد بازرهن قرار می‌گیرند. در صورت کاهش ارزش دارایی‌های بازرهن شده، آن وثیقه قوی‌تر که نقش حائل و واسطه را دارد، سرمایه کافی را برای بانک‌ها فراهم می‌کند.افزایش شفافیت– ممکن است از بانک‌ها خواسته شود که هرگونه بازرهن را برای مشتریان و تنظیم‌گر‌ها شفاف‌سازی کنند. این امر امکان پایش و نظارت بهتر بر روی بازرهن بیش از حد را فراهم می‌سازد.حصار حلقه– مقررات می‌توانند بازرهن را به بخش‌های خاصی از بانک‌ها، مانند بانک‌های سرمایه‌گذاری محدود کنند. به این ترتیب، دارایی‌های مشتری از سایر فعالیت‌های بانک جدا شده و ریسک در جای دیگری توزیع می‌شود.رضایت مشتری– اگر قرار است دارایی‌ها بازرهن شوند، ممکن است رضایت صریح مشتری مورد نیاز باشد. به این ترتیب مشتریان از این عمل و انتقال ریسک آگاه می‌شوند. در صورتی که مشتریان در مفاد رضایت شرکت کنند، ممکن است بتوان به آن‌ها قدرت کنترل بیشتری داد.ممنوعیت کامل– دولت می‌تواند به سادگی بازرهن را ممنوع کند، مانند آنچه که در جریان اصلاحات بانکی Glass-Steagall در سال 1933 انجام داد.از طریق ترکیب نظارت و اجرای قوی با تنظیم‌گری متفکرانه، در حالی‌که بانک‌ها هنوز قادر به حمایت از نقدینگی بازار هستند، می‌توان بازرهن را محدود کرد. کلید اصلی این مساله، تنظیم‌گری به روش صحیح است.خب، بیت‌کوین چگونه می‌تواند از تأثیرات منفی بازرهن جلوگیری کند؟بیت‌کوین به همراهی فناوری بنیادی آن یعنی بلاکچینِ خود می‌تواند از طریق چند راه کلیدی برخی از اثرات منفی بین نسلی ناشی از بازرهنِ بیش از حد را کاهش دهد:بیت‌کوین، با توجه به ماهیت دیجیتالی بودنش، نیاز به واسطه‌های مالی برای مشارکت در بازرهن را کاهش می‌دهد چرا که امکان انتقال مستقیم ارزش به صورت همتا به همتا را فراهم می‌سازد.بیت‌کوین، با توجه به بلاکچین شفاف و قابل حسابرسی‌اش، ردیابی مالکیت و شناسایی بازرهن‌های مشکوک را آسان‌تر می‌کند، زیرا امکان نظارت بهتر بر خطرات سیستمیک برای تنظیم‌گر‌ها را فراهم می‌سازد.یک دارنده بیت‌کوین و حضانت شخصی‌اش به او اجازه کنترل و مالکیت بیت‌کوین را می‌دهد. بدون کسب رضایت صریح از دارنده‌ی بیت‌کوین، دارایی‌هایش را نمی‌توان بازرهن کرد.برنامه‌نویسی به بیت‌کوین اجازه می‌دهد که بیت‌کوین فقط در شرایط خاصی منتقل شود و از بازرهن متخلفانه جلوگیری می‌کند.با توجه به معماری غیرمتمرکز بیت‌کوین، هیچ نهاد واحدی نمی‌تواند سیستم را کنترل کند و در نتیجه این امکان وجود ندارد که نفع شخصی واسطه‌های متمرکز باعث ایجاد بازرهن شود.بیت‌کوین عرضه ثابت 21 میلیون سکه‌ای دارد و هیچ راهی برای استقراض بیش از این حد وجود ندارد که بتواند قیمت بیت‌کوین را در درون یک حباب صعودی مصنوعی پامپ کند. در این صورت امکان تشکیل حباب‌ها در سیستم مالی‌ای که عرضه بیت‌کوین در آن دخیل است، خیلی کم است.بیت‌کوین، به دلیل ماهیت بدون مرز خود، فرصت‌های آربیتراژ مقرراتی را در سراسر حوزه‌های قضایی کاهش می‌دهد.علی‌رغم شفافیت، برنامه‌ریزی و عدم واسطه‌گری بیت‌کوین، این بیت‌کوین به محدود کردن مقیاس بازرهن کمک می‌کند که در غیر این صورت می‌تواند بر نسل‌های آینده تاثیر بگذارد. هر چقدر که بیت‌کوین به تدریج در سیستم مالی ادغام شود، می‌تواند ثبات آن را افزایش دهد.از نظر اخلاقی، آیا بیت‌کوین بیشتر از سیستم مالی سنتی نسبت به اقتصاد آینده بی غل و غش است؟از دیدگاه اخلاقی نیز، به دلایل زیر، بیت‌کوین و اخلاق آن بیشتر از سیستم‌های مالی کنونی به نسل‌های آینده و سلامت بلندمدت اقتصادی توجه می‌کند:بیت‌کوین را نمی‌توان به طور مصنوعی متورم کرد یا مقدار آن را افزایش داد و این امر از دزدی بین نسلی از طریق سیاست‌های پولی تورمی جلوگیری کرد.شفافیت، از لحاظ طراحی، بیت‌کوین را صادقانه و حقیقی‌تر می‌کند که اعتماد را به معاملات مالی می‌آورد.حذف واسطه‌ها با صراحت، آزادی و برابری هم‌سو است.خودحاکمیتی، افراد را در مواجهه با متمرکز کردن قدرت/خطر در نهاد‌هایی که ممکن است مسئولانه عمل نکنند، توانمند می‌سازد.صدور و تایید تراکنش مبتنی بر قوانین و الگوریتم، یکنواختی و انصاف را فراهم می‌کند.تبلیغ شمول مالی جهانی تضمین می‌کند که نسل‌های آینده به سیستم مالی دسترسی داشته باشند.مقاومت در برابر انباشت بدهی بیش از حد از نظر اخلاقی برای ثبات بلندمدت جامعه اقدامی معقول است.بیت‌کوین یک پول منبع باز است که از طریق همکاری داوطلبانه ایجاد و بهبود یافته است.البته هیچ سیستم پولی تماماً اخلاقی یا عادلانه نیست. خطر کلاهبرداری و سوءاستفاده مرتبط با رمزارز‌هایی که قانون‌مدار نشده‌اند وجود دارد. با این حال، به نظر می‌رسد ماهیت شفاف، غیرمتمرکز و الگوریتمی بیت‌کوین بیشتر به سمت تساوی حقوق بین نسلی است تا سیاست‌های غیرشفاف بانک مرکزی که امکان بازرهن را تسهیل می‌کند. استدلال‌هایی منطقی از هر دو طرف وجود دارد. به‌هرحال مفاهیم اخلاق پیچیده است و مردم باید موازنه‌ها را بسنجند.با توجه به جمله «هیچ سیستم پولی تماماً اخلاقی یا عادلانه نیست» چگونه بیت‌کوین می‌تواند غیراخلاقی یا غیرمنصفانه باشد؟نکته ظریفی است. باید دانست که اگرچه بیت‌کوین دارای برخی ویژگی‌های اخلاقی مثبت است، اما راه‌هایی نیز وجود دارد که ممکن است برخی از رفتار‌های غیراخلاقی یا غیرمنصفانه را ممکن بسازد که آن هم ناشی از طبیعت بشر است:استفاده از بیت‌کوین می‌تواند تراکنش‌های غیرقانونی/نامشروع در بازار‌های دارک‌وب را تسهیل کند، که به افراد متخلف اجازه می‌دهد دست به پولشویی‌زده و از قانون فرار کنند.استخراج بیت‌کوین انرژی زیادی مصرف می‌کند که انتقاد‌های زیادی درباره آسیب زدن آن به محیط زیست وجود دارد.نوسانات قیمت بیت‌کوین می‌تواند قیمت‌ها را بی‌ثبات کند و به مصرف‌کنندگان آسیب برساند.عدم برگشت‌پذیری در تراکنش‌های بیت‌کوین، کلاهبرداری یا دزدی را بدون عودت مال ممکن می‌کند.سکه‌های نیمه ناشناس و سکه‌های حریم خصوصی می‌توانند شفافیت و مسئولیت‌پذیری کاربران را مبهم کنند.اکوسیستم‌های قانون‌مدار نشده و در آنها هیچگونه تنظیم‌گیری رخ نداده است خطراتی مانند هک، کلاهبرداری و طرح‌های دسیسه پانزی را افزایش می‌دهند.به‌طور خلاصه، بیت‌کوین برای ارایه یک سیستم پولی باز و منصفانه اختراع شده است، اما نگرانی‌هایی قانونی در رابطه با تاثیرات زیست محیطی آن، استفاده از آن برای مقاصد غیرقانونی، پتانسیل‌های سوداگرانه آن، و تثبیت قدرت/ثروت وجود دارد. مانند هر فناوری دیگری، بیت‌کوین مستعد کاربرد‌های غیراخلاقی و نتایج غیرمنصفانه است که مانند اکثر نوآوری‌های پیچیده، افراد منطقی می‌توانند در مورد پیامد‌های اخلاقی خالصاً مثبت یا منفی آن اختلاف نظر داشته باشند.پس بیایید فرض کنیم که در اینجا ما در یک رای‌گیری برای انتخاب بین الف-سیستم مالی سنتی همراه با بازرهن کنترل نشده و ب- بیت‌کوین همراه با پتانسیل‌های آن در خصوص پیامد‌های رفتاری غیراخلاقی یا غصرمنصفانه‌اش هستیم. مردم کدام یک را انتخاب خواهند کرد؟در این سناریوی فرضی، برخی مبادلات پیچیده باید سنجیده شوند. در هر دو طرف بحث، بین گزینه الف و گزینه ب استدلال‌های منطقی وجود دارد:دلایل بالقوه برای پشتیبانی از گزینه نخست یعنی سیستم مالی سنتی همراه با بازرهن این است که:بازرهن، نقدینگی و کارایی بازار را زمانی که به درستی تنظیم شود فراهم می‌کند. اگر به طور کامل ممنوع شود، رشد اقتصادی می‌تواند به شدت محدود شود.نظام سنتی ریشه‌های عمیق و نهاد‌های مستقر دارد. تغییرات زیاد در آن، خطرات و پیامد‌های ناشناخته بسیاری را به دنبال دارد.سیستم سنتی نسبت به سیستم جوان بیت‌کوین نظارت و هم‌چنین محافظت بیشتری در برابر تقلب را ارائه می‌دهد.دلایل بالقوه برای پشتیبانی از گزینه‌ی بهره‌برداری از بیت‌کوین نیز این است که:شفافیت بیت‌کوین و کنترل‌های الگوریتمی محافظت بیشتری در برابر خطرات سیستمیک مانند حباب‌ها و خطرات اخلاقی ارائه می‌دهند.خودحاکمیتی بیت‌کوین اتکای موسسات TBTF به رفتار‌های غیراخلاقی مانند بازرهن را کاهش می‌دهد.سیستم‌های فعلی ممکن است در برابر اصلاحات مثبت ناشی از سنت‌شکنی‌های فناوری مقاومت کنند.به طور کلی، هر دو طرف استدلال‌های حسن نیت خود برای حمایت از مواضع خود را دارند. اما نویسنده‌ی متن شخصاً رویکرد متعادلی را ترجیح می‌دهد که برخی از مزایای بیت‌کوین، مانند شفافیت، را با سپر‌های محافظتی در برابر سوءاستفاده‌های بازرهن ترکیب کند و در عین‌حال سطح اخلاقی رفتار‌ها در چارچوب نهادی موجود را حفظ کند. اگر شرایط بین این دو گزینه به صورت باینری بود، قطعاً بیت‌کوین انتخاب می‌شد، اما امروز استدلال‌ها قانع‌کننده نیستند، بنابراین این اتفاق نخواهد افتاد. هدف بیت‌کوین حذف دولت‌ها نیست، بلکه وجود سیستم‌های مالی سنتی، بیت‌کوین را کامل می‌کند و بیت‌کوین بدون آن‌ها نمی‌تواند شکوه و عظمت خود را نشان دهد.توضیح TBTF: برخی از مؤسسات مالی به خصوص، آنقدر بزرگ و به هم متصل هستند که ورشکسته شدن یا عدم موفقیت شان می تواند برای سیستم اقتصادی بزرگتر فاجعه بار باشد؛ بنابراین هنگامی که آثار و امکان ورشکستگی آن ها نمایان می شود، اجباراً از سوی برخی دولتمردان حمایت می شوند – Too Big To Failدوراهی انتخاب برای نسل‌های آینده:نسل‌های آینده قطعاً با دوراهی انتخاب روبرو خواهند شد و واضح است که آینده‌ی سیستم مالی با انتخاب‌هایی که امروز انجام می‌دهیم تعیین می‌شود. از یک سو، سیستم مالی سنتی در طی نسل‌ها به ما خدمت کرده است، اما پتانسیل تکرار رفتار‌های بازرهنی آن نگرانی‌هایی را در مورد پایداری و تاثیر آن بر استقلال فردی ایجاد کرده است. از سوی دیگر، بیت‌کوین توانمندسازی، شفافیت، و کنترل غیرمتمرکز بر امور مالی را ارایه می‌دهد. علاوه‌بر این، برخی چالش‌ها و معایب بالقوه را نیز به همراه دارد.در مواجهه با این دوراهی اخلاقی، استخراج بهترین‌ها از هر دو دنیای متمایز از هم ضروری است. یعنی به‌جای اینکه بیت‌کوین را یک تهدید مستقیم برای سیستم مالی سنتی بدانیم، به عنوان یادآور اهمیت حفظ انتخاب و استقلال، باید آن را یک کاتالیزور برای تغییر در نظر بگیریم. ویژگی‌های مثبت بیت‌کوین را می‌توان با مقررات و حکمرانی متفکرانه ترکیب کرد تا یک سیستم مالی عادلانه‌تر و پایدارتر ایجاد کند که به نفع نسل فعلی و آینده باشد.دولت نیز نقش مهمی در شکل دادن به آینده مالی دارد. دولت‌ها با تحمیل محدودیت‌هایی بر روی بازرهن و هم‌چنین افزایش شفافیت و احترام به رضایت مشتری می‌توانند یک سیستم مالی سنتی مسئولانه‌تر ایجاد کنند. به طور مشابه، ادغام تدریجی بیت‌کوین و در عین حال پرداختن به چالش‌های آن، می‌تواند تأثیرات منفی بازرهن را کاهش دهد و شمول مالی در سطح جهان را افزایش دهد.چالش: ما چه تصمیمی خواهیم گرفت؟مسلما تصمیم‌گیری بین سیستم مالی سنتی و بیت‌کوین آسان نیست و افراد منطقی می‌توانند نظرات متفاوتی داشته باشند. ما باید پیامد‌های بلندمدت انتخاب‌هایمان را بر نسل‌های آینده در نظر بگیریم و به دنبال راه‌حلی باشیم که نوآوری را با ثبات، تمرکززدایی را با مقررات، و آزادی فردی را با مسئولیت‌های سیستمی متعادل کند.ما در نقطه‌ای مهم در تاریخ هستیم، جایی که وظیفه داریم یک سیستم مالی را شکل دهیم که به یکپارچگی، شفافیت، و شمول احترام می‌گذارد. برای ایجاد آینده‌ای مرفه‌تر و عادلانه‌تر برای همه، باید پیامد‌های اخلاقی انتخاب‌های خود را بپذیریم و برای هم‌زیستی هماهنگ بین سنت و نوآوری تلاش کنیم. ما می‌توانیم با همکاری متفکرانه و تصمیم‌گیری آگاهانه یک چشم‌انداز مالی ایجاد کنیم که منافع بیشتری داشته باشد.به عنوان یادداشت پایانی، اجازه دهید توسط حکمت حفظ اراده آزاد، حاکمیت مالی، و برابری بین نسلی هدایت شویم. بیایید با هم کار کنیم تا سیستم مالی بسازیم که پا را فراتر از نسل‌ها می‌گذارد و به افراد قدرت می‌دهد تا سرنوشت اقتصادی خود را شکل دهند. تلاش‌ها و تعهد ما به پیشرفت اخلاقی می‌تواند به آینده مالی روشن‌تر و فراگیرتر برای فرزندانمان منجر شود.راستش را بخواهید، بیت‌کوین مانند طبیعت است که همیشه گزینه‌هایی پیش‌روی ما می‌گذارد. حتی با وجود دوراهی‌های اخلاقی، ما را مطمئن می‌سازد که به عنوان درخشان‌ترین وعده فناوری، آزادی را به فرزندانمان اعطا می‌کند.در هر صورت، من نمی خواهم شما را مجبور به کاری کنم که اجبارا انجامش بدهید، اما حداقل به فکر فرزندان خود باشید. آزادی از همه چیز مهمتر است. پایان/پی‌نوشت: من افتخار این رو داشتم که این مقاله در فصلنامه اختصاصی تکنولوژی بلاکچین منتشر بشه که در صورت تمایل به مطالعه مقالات اینچنینی میتونید آخرین نسخه این فصلنامه رو اینجا خریداری کنید.</description>
                <category>هاشمی</category>
                <author>هاشمی</author>
                <pubDate>Sun, 06 Aug 2023 18:07:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسلشینگ یا جریمه اجتماعی در اتریوم</title>
                <link>https://virgool.io/@StoneCarvedDagger/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%B4%DB%8C%D9%86%DA%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%88%D9%85-mpnqbbzsei5t</link>
                <description>تألیف: اریل وال (Eric Wall) / ترجمه: سپهر هاشمیاین مقاله در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۱ ترجمه و منتشر شده بود که اینجا بازنشر می گردداسلشینگ یا جریمه اجتماعی در اتریومآیا فلسفه رمزارز را دوست دارید؟ آیا از کلنجار رفتن با مسائل اخلاقی و به چالش کشیدن خود برای یافتن پاسخ مناسب لذت می‌برید، در حالی که همه انتخاب‌های پیش رویتان سخت هستند؟اگر چنین است، پس شما خوش شانس هستید.اسلشینگ یا جریمه اجتماعی اعتبارسنج هامعضل اخلاقی اسلشینگ یا جریمه اجتماعی اعتبارسنج ‌ها (Social Slashing) در مدل اثبات سهام (Proof-of-Stake) در حال حاضر یکی از جالب‌ترین معماهای موجود در فلسفه رمزارز است.در این بخش، سعی می‌کنم شما را متقاعد بسازم که چرا جریمه کردن یا اسلشینگ در شبکه اتریوم تنها انتخاب صحیح است و چرا این مسئله دلیل موجهی برای کناره‌گیری کامل از شبکه اثبات سهام نیست.توضیح مترجم: جریمه‌ای که در بلاکچین‌های اثبات سهام برای عدم فعالیت، اعتبارسنجی غیرصادقانه یا هر رفتار مخرب دیگری در نظر گرفته می‌شود، اسلشینگ (Slashing Penalty) نامیده می‌شود.در تاریخ ۸ آگوست ۲۰۲۲، خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا آدرس‌های پلتفرم میکسر تورنادو کش (Tornado Cash) در اتریوم را به لیست تحریم خود موسوم به OFAC SDN اضافه کرد.چند روز بعد، الکسی پرتسف (Alexey Pertsev)، توسعه دهنده تورنادو کش در هلند زندانی شد.پس از اعمال این تحریم، اپلیکیشن ‌های دیفای مانند آوه (Aave) و اوسیس (Oasis) به سرعت دسترسی آدرس‌های تحریم شده تورنادو کش به رابط‌های وب خود را قطع کردند.اما برخی از افراد باهوش تصمیم گرفتند که با ارسال مقادیر ناچیزی از موجودی رمزارزهای تحریم شده به کیف پول اینفلوئنسرها و لیدرهای صنعت رمزارز مطمئن شوند که تلاش‌های واقعی این تیم‌ها در جامعه به هدر نمی‌رود.توضیح مترجم: در فضای رمزارز، به ارسال مقدار ناچیزی رمزارز به کیف پول کاربران، عملی مانند گردوخاک کردن است که به داست کردن کیف پول (Dust) مشهور است.یکی از بزرگ ترین حامیان دیفای نمی‌تواند از دیفای استفاده کند زیرا دولت ایالات متحده یک سری آدرس را تحریم کرده است؟ البته این آشفته بازار به منبع بزرگی برای سرگرمی طرفداران بیتکوین که هرگز باور نمی‌کردند دیفای اتریوم به معنای واقعی کلمه غیرمتمرکز یا مقاوم در برابر سانسور باشد، تبدیل شد.ولی! یک فرانت-اند سانسور کننده به خودی خود یک موضوع فاجعه بار نیست.نکته مهم در مورد دیفای این است که هر کسی در هر جایی می‌‌تواند میزبان وبسایتی باشد که با قراردادهای هوشمند روی اتریوم ارتباط برقرار می‌کند. شما حتی می‌توانید به صورت انفرادی این کار را خودتان انجام دهید.این یک موضوع ناراحت کننده در مورد تحریم ها است، در واقع تحریم ها برای متوقف کردن گروه‌های هکری کره شمالی که ظاهراً ایالات متحده تلاش می‌کرد با این ابزار آنها را متوقف کند، کاری از پیش نمی‌برند.این تحریم‌ها فقط زندگی را برای افراد عادی سخت ‌تر می ‌کنند.شرکت TRM Labs یک شرکت (غیر)محبوب است که به بسیاری از پروتکل‌های دیفای کمک می‌کند تا با ارائه API برای آدرس‌های مسدود شده، از تحریم‌ها پیروی کنندتا زمانی که سانسور فقط در بخش فرانت-اند اتفاق می‌افتد، انتظار می‌رود که صنعت بلاکچین در نهایت راه‌ هایی پیدا بکند که مردم بتوانند این تحریم‌ ها برای افراد بدشانسی که آدرسشان در لیست تحریم درج شده است را دور بزنند.فقط در صورتی اوضاع خطرناک می ‌شود که سانسور در داخل خود سیستم اتریوم اتفاق بیفتد، مثلاً در فرآیند تولید بلوک.امروزه اکثر ماینرها (بیش از۹۰ درصد) تولید بلوک خود را به فلش بات‌ ها (Flashbots) که به ماینرها کمک می‌کنند تراکنش‌های سودآور را برای استخراج گردآوری کنند، برون‌ سپاری می‌کنند.فلش بات ها تصمیم به تسریع تبدیل کد relay به کد منبع باز گرفتند. این تصمیم بعنوان پاسخی بود به نگرانی هایی که می‌گفتند فلش بات ها از تراکنش های نامنطبق با OFAC حتی از ورود به بلاکچین نیز جلوگیری می‌کنند.اما در نهایت پس از انتقال اتریوم به اثبات سهام در سپتامبر ۲۰۲۲ (شهریور ۱۴۰۱)، تصمیم گیر نهایی در خصوص اینکه چه تراکنشی وارد بلاکچین می‌شود و چه تراکنشی بیرون از شبکه می‌ماند، استیکرها (سپرده‌گذارها) هستند.تا زمانی که راهکار PBS برسد، در نهایت این مسئولیت آنهاست که تصمیم بگیرند از کدام روش تولید بلوک استفاده کنند.توضیح مترجم: راهکار PBS به معنای Proposer/Block Builder Separation است.از آنجا که در هر استخر غیرمتمرکز نیاز به یک نهاد برای بسته بندی و پیشنهاد بلوک (از لحاظ محتوا و کارمزد) می باشد، آن نهادها می توانند به سادگی و بصورت مخفیانه MEV را بدون خرد کردن آن درامد با خود استخر، استخراج نمایند. بهترین راهکار ارائه شده برای جلوگیری از این تقلب، راهکار PSB می باشد. اطلاعات بیشتر را اینجا بخوانید.به همین دلیل است که این اظهارات توسط برایان آرمسترانگ، مدیر عامل کوین‌بیس نگران کننده است:«بسیاری از اعتبارسنج‌ها توسط نهادهای رگوله شده کنترل می‌شوند که باید از رگولاسیون ایالات متحده پیروی کنند.»واضح است که صرافی کوین بیس از قانون پیروی خواهد کرد، اما پیامدهای آن چیستند؟ تخمین زده می شود که کوین بیس میزان ۱۳.۲ درصد از سهام را تحت کنترل داشته باشد، شاید هم بیشتر. اگر در تعجب هستید که چرا اعتبارسنج‌ های لایدو در این نمودار یکپارچه نیستند، بدین دلیل است که از کنسرسیومی از اعتبارسنج ها تشکیل شده و این شاهکار، آنها را به صورت فرد فرد از یکدیگر جدا می کند. لایدو نمی تواند یک اعتبارسنج خاص را وادار کند که چگونه نودهای آنها را اجرا کند، اما بعد از اینکه برداشت ها در ارتقای شانگهای فعال شدند، هولدرهای توکن LDO میتوانند اعتبارسنج هایی که در اجرای مطابق با خواسته های DAO ناموفق بوده اند را حذف کند. در صورت تجمیع، کل سهم لایدو به ۳۱ درصد خواهد رسید. توضیح مترجم: پلتفرم لایدو (Lido) یک راهکار استیکینگ نقدی برای ETH 2.0 با پشتوانه ی تامین کنندگان راهبری استیکینگ در این صنعت است و هدف آن حل مشکلات مربوط به فازهای اولیه ی استیکینگ در ETH 2.0 مانند نقدینگی، غیر منقولی، و دسترسی پذیری می باشد که منجر می شود اتر استیک شده نقد بشود و امکان همکاری با هر مقدار از اتر برای بهینه سازی امنیت شبکه اتریوم وجود داشته باشد. این پروژه دارای قرارداد هوشمند تحت کنترل DAO می باشد.پس، اینجا مشکل چیست؟خب، یکی از اهداف اصلی بلاکچین هایی مانند اتریوم، بی طرفی و مقاومت آنها در برابر سانسور است.به خاطر این ویژگی‌های منحصر به فرد است که ما کند بودن و گران بودن این شبکه (در برخی اوقات) را تحمل می‌کنیم.به خطر افتادن ویژگی مقاومت در برابر سانسور، تهدیدی برای کل این شبکه است.نکته قابل توجهی که اکثرا فراموش می کنند این است که در حال حاضر امکان انصراف از مجموعه اعتبارسنج اتریوم وجود دارد. شما می‌توانید قبل از هارد فورک شانگهای که برداشت ‌ها (Withdrawals) را امکان‌پذیر می‌کند، از تبدیل شدن به اعتبارسنج انصراف بدهید. این بدان معنی است که راهی برای ورود به نوعی «برزخ» وجود دارد که در آن خطر از دست دادن اتر به دلیل اسلشینگ یا مجازات شدن بخاطر غیرفعال بودن برایتان وجود ندارد. مشکل این است که همه انصرافی ها باید از یک صف خروجی که گلوگاه باریکی دارد عبور کنند، بنابراین حتی اگر کوین‌بیس بخواهد تصمیمی بگیرد باز هم ممکن است ۱ تا ۲ ماه طول بکشد تا تمام اتر‌های آن‌ها از استیک خارج شوند. حالا اینکه یک نفر ماینر در یک بلاکچین تصمیم می‌گیرد که تراکنش‌های خاصی را پردازش نکند، به خودی خود چیز جدیدی نیست.در واقع، استخر ماینینگ بیت‌کوین ماراتن (Marathon) در گذشته فقط «بلوک‌های منطبق با مقررات OFAC» را استخراج می‌کرد.همچنین استخر ماینینگ اترماین (Ethermine) به تحریم‌های اخیر OFAC پاسخ داده و اکنون تراکنش‌های تورنادوکش در اتریوم را سانسور می‌کند (پردازش نمی‌کند).هرچند روندهایی از این دست نگران کننده هستند، اما ما آن را یک «حمله» به سیستم نمی‌دانیم مگر اینکه ماینرها یا اعتبارسنج‌ها بصورت فعالانه برای حذف بلوک ‌های معتبر و نامنطبق با OFAC از طریق عملیات بازنویسی زنجیره موسوم به Chain Reorganization تلاش کنند.استخر ماینینگ ماراتن تقریباً قدرت هش کافی (۵۱ درصد هش‌ریت مورد نیاز) برای درگیر شدن در چنین حمله‌ای را نداشت، بنابراین فعلاً سانسور واقعی تراکنش‌ها یک نگرانی جدی تلقی نمی شده است.ارمغانی به تندی کوکتل شیطانیک سری موارد در کنار هم قرار گرفته تا وضعیت فعلی اتریوم را بسیار ویرانگر جلوه دهند که این موضوع باعث افزایش تقاضا برای پاسخ‌ شده است:۱- افزودن یک آدرس قرارداد هوشمند به لیست تحریم OFAC توسط دولت آمریکا بی سابقه بود و برای اولین بار انجام شد. قبلاً اینگونه بود که افراد زیر تیغ تحریم می افتادند نه قراردادها.این، علاوه بر دستگیری الکسی پرتسف، توسعه‌دهنده تورنادو کش در هلند، این تصور را ایجاد می‌کند که دولت‌ها نسبت به این دست تصمیمات، کاملا جدی بوده و در حال اقدام و عمل هستند.۲- بسیاری از تیم‌هایی که اپلیکیشن‌های دیفای را توسعه می‌دهند همراه با استخر ماینینگ اترماین به سرعت از این تحریم‌ها پیروی کردند و به گفته برخی حتی «بیش از حد» سازگاری نشان دادند.۳- با بروزرسانی مرج، اتریوم در همین ماه تمام ماینرهای خود را با اعتبارسنج‌ ها جایگزین می‌کند و وضعیت انطباق این اعتبارسنج‌ها با مقررات OFAC هنوز چندان مشخص نیست.۴- مکانیزم اثبات سهام خود دارای یک ضعف ذاتی است از این جهت که نهادهای تحت نظارتی مانند کوین بیس، کراکن و بایننس نقش بزرگی در آن ایفا خواهند کرد.۵- با توجه به انتخاب طرح توسط اتریوم برای حفظ امنیت اثبات سهام، هیچ راه آسانی برای آزاد کردن سریع حجم زیادی از اترهای استیک شده وجود ندارد.آزاد کردن سپرده یا استیک از دست مجموعه اعتبارسنج ها برای سهام گذاران بزرگی مانند کوین بیس ممکن است ۱ تا ۲ ماه زمان ببرد (این یک موضوع جدای از غیرفعال شدن برداشت‌ها تا هاردفورک بعدی شانگهای است که بسیاری به اشتباه معتقدند اولین مانع پیش رو است).۶- همچنین این ترس و نگرانی وجود دارد که رگوله کردن با «قرار دادن امضا بر روی بلوک‌های نامنطبق با مقررات OFAC توسط سایر بازیگران در اثبات سهام» آسان تر از نظارت بر «هشینگ بر روی انتهای یک زنجیره اثبات کار» است.چه غیرمنطقی باشد چه نباشد، نهادهای رگوله شده ممکن است در قرار دادن امضای خود بر روی بلوک های نامطبق با OFAC در فرایند تایید امضای (Attestation) اثبات سهام نسبت به اعمال رگولاسیون توسط ماینرهایی که در حال استخراج انتهای زنجیره در اثبات کار هستند، تمایل کمتری داشته باشند.اما باید گفت که موضوع شماره ۶ صرفاً حدس و گمان است. تاکنون، هیچ سیگنالی از سوی رگلاتورها مبنی بر اینکه انطباق با مقررات OFAC باید شامل تغییر رفتار اعتبارسنج متعلق به رگولاتورها تا حد دستکاری ترتیب بلوک ها در بلاکچین باشد، وجود نداشته است.اما عدم قطعیت نیز وجود دارد، و دلایل برای نگرانی از پیامدهای آن بی اساس نیست.اگر اتریوم فقط به این دلیل که مقررات سخت‌تر OFAC درست در طول انتقال مرج اجرا شد و شبکه به طور مؤثر به مدت 1 تا 2 ماه سانسور شد، غافلگیر شود، این یک لکه ننگ در تاریخ شبکه و یک شروع وحشتناک در تحول آن به اثبات سهام خواهد بود.همچنین، اگر سانسور تراکنش‌ها صرفاً به این دلیل متوقف شود که صرافی کوین بیس برای احترام به ارزش‌های جامعه اتریوم، تصمیم می گیرد که سپرده های خود را آزاد کند، به نظر می‌رسد که ویژگی مقاومت در برابر سانسور در اتریوم یک ویژگی معتبر نیست، بلکه فقط تا زمانی وجود دارد که نهادهای سازمانی رگوله شده «اجازه بدهند» این ویژگی وجود داشته باشد؛ گرچه این امر خود به معنای ضدسانسور بودن نیست.مکانیسم دفاعی واضح و آشکار است… چرا هیچ کس در مورد سلاح ویژه ما صحبت نمی‌کند؟وقتی آندریاس آنتونوپولوس (Andreas Antonopoulos) این سوال را مطرح کرد که اگر یک بازیگر دولتی 51 درصد هش ریت را کنترل کند و از آن برای نابودی بیت کوین استفاده کند، در بیت کوین چه کار خواهیم کرد، او پاسخ خوبی داد.او گفت که: سطح محاسباتی بیت کوین به حدی رسیده است که هیچ دولتی نمی تواند به تنهایی نسبت به تولید دستگاه های مورد نیاز برای حمله ۵۱ درصدی اقدام به تامین بودجه و اجرای عملیات بکند زیرا این سلطه نهایتا برای ده دقیقه خواهد بود و باقی ماینرها آنها را از شبکه بیرون خواهند کرد و آن دولت نیز میلیاردها دلار را برای هیچ از دست خواهد داد.این یکی از بهترین پاسخ‌های بیان شده به یک سوال مخاطب است که تا به حال شنیده‌ام. (لینک ویدیو)تهدید به نابودی مکانیزم اثبات کار و شروع دوباره از روز اول توسط کل صنعت اسیک بیت کوین شاید برای هر کسی دور از ذهن به نظر برسد، اما این‌که می ‌توان آن را به عنوان یک طرح منطقی بیان کرد، یک عامل بازدارنده قوی برای هر کسی است که بخواهد به بلاکچین بیت کوین حمله کند. این نوعی تخریب متقابل حتمی است.من شخصاً این را پیش نیازی برای مقاومت در برابر امنیت و سانسور در بلاکچین می‌ دانم.مترجم: ویدئو با زیرنویس فارسی را اینجا ببینیدیک ویدیوی جالب از ویتالیک بوترین در مورد اثبات سهام وجود دارد و آنچه او توضیح می‌دهد اساساً بدین شرح است:تصویر از بلاگ ویتالیک «از زمانی که من به اتریوم علاقه مند شدم، این مزیت نامتقارن برای مدافع، حتی در مقایسه با اثبات کار، یکی از انگیزه‌های کلیدی من بوده است که فکر می‌کنم اثبات سهام لایق یک بررسی جدی است، و اگر دومین ارز دیجیتال بزرگ ما از آن (یعنی اثبات سهام) استفاده کند، چیز خوبی است.» (دیگر انگیزه او در این مقاله است)توصیف ویتالیک از مزیت اثبات سهام به نظر من قطعاً درست است، اما دو چیز مهم را نادیده می‌گیرد، به خصوص اگر قرار باشد شامل مفهوم کامل اتریوم باشد، نه فقط اثبات سهام به صورت مجزا:۱-اتریوم یک بستر دیفای دارد که نسبت به بلاکچین‌های غیر دیفای تعلقات خارجی بسیار بیشتری دارد (اوراکل‌ها، زنجیره‌های جانبی چند امضایی، پروتکل‌های لایه ۲، و استیبل کوین ها).بسیاری از اینها ممکن است از نظر قانونی برای همراهی با یک فورک نامنطبق با OFAC، دچار مشکل بشوند.حتی اگر کامیونیتی بخواهد. UASF اتریوم جواب نخواهد داد».توضیح مترجم: UASF طرحی است که اعضای جامعه اتریوم به عنوان پاسخ ممکن به سانسور تراکنش‌ها در اتریوم پیشنهاد کرده‌اند. UASF مخفف کلمه سافت فورک فعال شده توسط کاربران یا همان User Activated Soft Fork است.مسئله کارفرما-کارگزار: وقتی «مهاجم» در این مورد، نهادی مانند کوین ‌بیس است، این پول آن‌ها نیست که سوزانده می‌شود، بلکه میلیاردها دلار پول مشتریان سازمانی و کاربران خرد است که در سرویس استیکینگ کوین‌بیس سپرده گذاری شده است. طرح UASF اتریوم «ناعادلانه» است.حل معضل فلسفی رمزارزاگر تا به اینجای مقاله همراه ما بودید، به شما تبریک می‌گویم. شما اکنون اطلاعات پیش زمینه‌ای کافی برای درک این معضل را دارید. اکنون بقیه مقاله را صرف استدلال مخالف دو نکته بالا می‌کنیم.ابتدا با نکته دوم شروع می‌کنیم:طرح UASF اتریوم «ناعادلانه» استقطعاً درست است که اگر UASF اتریوم اجرا شود، منجر به خسارت به مشتریان صرافی کوین بیس خواهد شد. استدلال من این است که این در واقع به هیچ وجه ناعادلانه یا غیرعادی نیست و حتی فرقی با اثبات کار ندارد:۱- پس از مرج، انتظار می‌رود تورم عرضه در اتریوم حدود صفر درصد یا منفی بشود. شما به عنوان یک هولدر غیراستیکرِ اتر کمتر از یک هولدر بیت کوین دچار ضرر می‌شوید. هیچ اجباری برای تبدیل شدن به یک استیکر وجود ندارد. افرادی که در یک سرویس استیکینگ سپرده گذاری می‌کنند بی گناه نیستند. آنها منبع مالی بزرگی را در اختیار یک مهاجم بالقوه قرار داده‌اند تا سودی را دریافت کند. همه استیکرها، اعم از استیکرهای انفرادی و اشتراکی، مسئولیتی در قبال درک خطرات مربوط به استیکینگ یا سپرده گذاری را دارند، و مهم است که این موضوع الان به وضوح اعلام شود، تا بعدتر نیازی به توضیح نباشد.۲- اکثر مردم می‌دانند که اگر کوین‌بیس از سپرده‌های کاربران خود برای دو بار خرج کردن آنها که به Double Spending مشهور است استفاده کند، مورد اسلشینگ قرار خواهند گرفت. این قانون پروتکل اثبات سهام است. در اینجا هیچ ابهامی وجود ندارد. اگر شما یک استیکر در کویس بیس هستند و آنها این کار را به اشتباه یا به دلیل هک شدن انجام دهند بدون هیچ تردیدی مورد اسلشینگ قرار خواهند گرفت. که مشتریان صرافی نیز شامل این اسلشینگ خواهند بود.اگر حمله‌ای که آنها انجام می‌دهند سانسور تراکنش‌ها باشد، چه فرقی می‌کند؟ اگر امکان خودکارسازی اسلشینگ برای سانسور زنجیره وجود داشت، قطعا تبدیل به یک فرایند خودکار می‌ شد؛ این فقط به دلایل عملی و فنی است که فرآیند اسلشینگ باید خارج از بلاکچین و بصورت آف‌چین (Off-Chain) انجام شود. اما چرا صرف عملی بودن، باید درست یا غلط بودن آن را از دیدگاه اخلاقی تغییر دهد؟۳- یک مشکل اساسی در اثبات کار نیز وجود دارد که آن هم نادیده گرفتن استخرهای ماینینگ برای یک لحظه است؛ زیرا تغییر مجدد تنظیمات خودتان در ارتباط با آن استخرها بسیار آسان است.استخراج اشتراکی شرکت بلاک استریم (Blockstream) مکانیزم مشابهی را برای ماینرها ایجاد می‌کند. استخراج اشتراکی یک شکل راحت‌تر از ماینینگ است که ارزان‌تر است و اگر بلاک استریم مجبور شود از طرف دولت یا یک مهاجم دیگر به انجام هر کار نامطلوبی (مانند سانسور تراکنش‌ها) بپردازد، منجر به یک مشکل اساسی با عواقب وخیم خواهد شد. بلاک استریم همچنین تنها شرکت ارائه دهنده این خدمات نیست و این خدمات در حال گسترش هستند. وسعت کامل این اتفاقات در هاله ای از ابهام است و احتمالاً حتی متوجه نخواهید شد که اتفاق می افتند.۴- اگر سیستم، اثبات کار بود و ماینرها درگیر این سانسور بودند (همانطور که قبلاً چنین چیزی را در مورد استخر اترماین دیده بودیم)، یک مکانیزم دفاعی وجود دارد که عملکرد اثبات کار را متوقف می کند.این نیز یک گزینه هسته ای است که به همه افراد آسیب می‌رساند و همه تجهیزات هشینگ، یک شبه بلااستفاده می‌شوند. اگر این سیستم متعلق به بیتکوین بود، در واقع میلیاردها دلار ضرر به افراد بی‌گناه وارد شد. دست کم استیکرهای کوین بیس با بهره وریِ حریصانه از یک بازیگری که به احتمال زیاد از ارزش‌های شبکه حمایت نمی‌کرد، در این توطئه نقش داشتند!اگر به نحوی این استدلال ها برای اینکه به شکل متفاوتی به این ماجرا فکر بکنید کافی نیست، ایده زیر را در نظر بگیرید. اثبات کار و اثبات سهام مکانیزم های مختلفی برای مبارزه با کنترل دولتی هستند.اثبات سهام، یک الگوریتم جالب است زیرا حداقل یک بهانه کمتر در دست دولت می گذارد که سعی کند آن را خاموش کند؛ در خصوص اثبات سهام، دولت نمی‌تواند بحث «محیط زیست» را پیش بکشد.این، در کنار مزیت نامتقارنی که در بخش قبل توضیح داده شد، به اثبات سهام «نمایه دفاعی» متفاوتی نسبت به اثبات کار می‌دهد، و به نفع ما است که به جای شرط بندی فقط روی یکی از آن‌ها، هر دوی این مکانیزم ها را علیه دولت امتحان کنیم.طرح UASF اتریوم «کار نخواهد کرد»کاملاً درست است که راه‌اندازی UASF به دلیل متعلقات دیفای (اوراکل‌ها، زنجیره‌های جانبی چند امضایی، پروتکل‌های لایه ۲، و استیبل کوین‌ها) در اتریوم سخت‌تر است، و اگرچه این ربطی به اثبات سهام ندارد، اما باید به آن رسیدگی شود.من موافق نیستم که UASF به دلیل این متعلقات شکست بخورد. فقط به این دلیل که یک سری اعتبارسنج های دارای آستانه ی کافی، در حال سانسور لایه پایه (baselayer) هستند، این بدان معنا نیست که هر اوراکل یا استیبل کوینی باید همه چیز را کنار بگذارد و با زنجیره منطبق با OFAC همراه بشود. پلتفرم‌های روی اتریوم گسترده و متنوع هستند. بله، شاید USDC از OFAC پشتیبانی کند. اما تتر (USDT) چطور؟ من واقعاً تا به حال ندیدم که دولت امریکا بتواند تتر را مجبور به کاری کند.در هر یک از این موارد، به دلایل فنی که در استدلال نهایی مقاله خواهید دید، تا زمانی که زنجیره OFAC شروع به کار کند، باید یک تأخیر زمانی وجود داشته باشد. در این مدت شما وقت دارید که هر موقعیت معاملاتی شامل USDC (و هر استیبل کوین دیگری که از زنجیره OFAC پشتیبانی می‌کند) را به فروش برسانید یا آنها را به USDT یا همان تتر تبدیل کنید. همچنین می‌توانید از سیستم‌های اوراکلی که از زنجیره شما بعد از هارد فورک پشتیبانی نمی‌کنند، کنار بکشید.در واقع یک هرج و مرج به وجود خواهد آمد، به خصوص برای کسانی که به هر دلیلی وقت ندارند به موقعیت‌های خود رسیدگی کنند، اما موضوع شاید نه آن‌قدر که قبلاً فکر می‌کردیم دراماتیک باشد.در نهایت، هاردفورکی مانند این توسط بازار حل و فصل می‌شود.نمی گوییم که UASF بیت کوین قابل مقایسه است، بلکه یک حکایت تاریخی جالب این که وقتی فورک سازمانی بیت کوین به نام سگویت تو ایکس (Segwit2x) در برابر فورک کامیونیتی UASF بیتکوین در بازار فیوچرز بیتفینکس (Bitfinex) قیمت گذاری شد، فورک UASF میزان ۸۵ درصد از ارزش را حفظ کرد اما فورک سازمانی سگویت تو ایکس (Segwit2x) تنها ۱۵ درصد را جبران کرد.به نظر من، این در نهایت جنبش سگویت تو ایکس (Segwit2x) را از بین برد و این امر در بازار آتی حتی قبل از اینکه فورک اجرا شود، اتفاق افتاد.در یک نظرسنجی با حضور بیش از ۹۵۰۰ کاربر در توییتر، ۸۷ درصد از کسانی که گزینه ای برای انتخاب داشتند، از گزینه UASF اتریوم حمایت کردند، نه فورک OFAC.  چه کسی قرار است به توسعه فورک OFAC کمک کند؟ ویتالیک؟ خیر. استدلال نهاییاستدلال نهایی من که انتظار دارم آن را همراه خودم داشته باشم این است که در واقع، احتمال اینکه زنجیره OFAC آن زنجیره‌ای باشد که شکست خواهد خورد، بیشتر است.اول از همه، در نظر بگیرید که تمام اعتبارسنج‌های روی زنجیره OFAC ذاتاً تا حدودی در برابر حمله دیداس (DDoS) آسیب پذیر هستند.اگر شما تراکنش طولانی و پیچیده‌ای را ثبت کنید که با یک آدرس تحت تحریم ارتباط داشته باشد، تراکنش باید رد شود، اما اعتبارسنج‌ها نمی‌توانند برای آن کارمزد گس (Gas) دریافت کنند.این موضوع به هر کاربری اجازه می‌دهد تا از منابع محاسباتی اعتبارسنج‌ها سوء استفاده کند.برای رفع این مشکل، اعتبارسنج‌ها می‌توانند فیلترهایی (مانند وقفه ۲۴ ساعته برای هر آدرس ارسالی که با آدرس‌های تحت تحریم ارتباط برقرار کرده‌اند) را برای محافظت از خود و هزینه‌بر کردن اسپم برای مهاجم پیاده‌سازی کنند؛ اما تمیزترین راه‌حل احتمالاً تغییر کد است تا آنها بتوانند به سادگی برای تمام تراکنش‌های تحریمی نامعتبر، کارمزد دریافت کنند.چنین تغییری (یعنی تغییر کد) مستلزم یک هاردفورک است و به نظر می‌رسد کار بسیار زیادی را بطلبد. اما شاید برای اعتبارسنج‌های OFAC ارزش آن را داشته باشد که فورک سانسورشده خود را به عنوان یک هاردفورک سازماندهی کنند، چون این زنجیره نیاز به محافظت از حمله ریپلای (Replay) خواهد داشت.اعتبارسنج‌های OFAC احتمالاً تصمیم می‌گیرند سانسور را به عنوان یک تلاش متمرکز انجام دهند، در غیر این صورت اگر اعتبارسنج‌های انفرادی به میل خود شروع به سانسور کنند، در معرض خطر مجازات به دلیل عدم فعالیت قرار خواهند گرفت.و دوباره، چه کسی قرار است به حفظ این کلاینت OFAC کمک کند؟ اکیداً توصیه می‌کنم به نشست All Core Devs در هفته گذشته گوش دهید، جایی که ماریوس ون در ویجن (Marius Van Der Wijden) توسعه دهنده کلاینت Geth، سخنان زیر را بیان کرد:«اگر ما اجازه سانسور تراکنش‌های کاربران در شبکه را بدهیم، اساساً شکست خورده ایم. این تپه ای است که من حاضرم روی آن بمیرم.»«اگر اجازه دهیم کاربران در اتریوم سانسور شوند، این به طور کل با عقل جور در نمی‌آید و من این اکوسیستم را ترک خواهم کرد و شاید کاری متفاوت را شروع کنیم که این ضمانت‌ها را فراهم می کند، و فکر می کنم افراد زیادی هستند که همین فکر را می ‌کنند.»«من فکر می‌ کنم مقاومت در برابر سانسور والاترین هدف اتریوم و به طور کلی فضای بلاکچین است، بنابراین اگر در این مورد مصالحه کنیم، به نظر من کار دیگری نمی ‌توان انجام داد.»«من شک دارم که آنها حتی بتوانند کلاینت را با موفقیت اجرا کنند. شاید یک توسعه دهنده خوب در کلاینت Geth در تیم OFAC بماند و یک سری باگ «اتفاقی» در آن زنجیره به جا بگذارد»همچنین، چه کسی به کنفرانس OFAC خواهد رفت؟ شما؟ببینید، فهمیدن اینکه چرا زنجیره OFAC اساساً شکست خوده است، نیاز به هوش بالایی ندارد. به نظر شما اصلا یک زنجیره OFAC قرار است چگونه کار کند؟ آیا قرار است همه اعتبارسنج‌ها روی یک لیست واحد از آدرس‌ها برای سانسور توافق کنند؟ و آیا این لیست شامل لیست تحریم تمام کشورها می‌شود؟ لیست OFAC ایالات متحده بله، اما در مورد روسیه چه؟ چین؟ کره شمالی؟ اگر همه بخواهند یکدیگر را تحریم کنند، چگونه می‌خواهید به اجماع برسید؟شاید اگر بخواهید می‌توانید یک زنجیره آمریکایی مثلا به نام US-OFAC و یک زنجیره چینی مثلا به نام China-CCP داشته باشید، کل ایده ای که دارید همین است؟ اما همه این زنجیره‌های چند پاره باید با اتریوم جهانی و توسعه‌دهندگان هوشمند آن رقابت بکنند.اگر طرف زنجیره US-OFAC هستید، چرا اصلا زحمت غیرمتمرکزسازی را به خود بدهید؟ آیا نمی‌توانید یک شبکه اثبات اقتدار موسوم به (Proof-of-Authority) آمریکایی راه‌اندازی کنید و استیکینگ را به‌کلی فراموش کنید؟ وقتی تراکنش‌ها سانسور می‌شوند و در این حال می‌خواهید شبکه را غیرمتمرکز کنید، این فقط باعث ایجاد مشکلات مختلف می‌شود.آنگاه ارزش ارز در این سیستم در برابر اتریوم جهانی چقدر خواهد شد؟ احتمالاً باید آرزوهای پولی خود را در این زنجیره رها کنید.نتیجه گیریممکن است فقط یک فرصت برای درست کردن اتریوم داشته باشیم. جواب درست هم زنجیره OFAC نیست.شما با اعلام حمایت خود از فورک UASF، که تنها گزینه مناسب است، به احتمال زیاد به باز داشتن بازیگرانی مانند کوین بیس از استیکینگ (که شاید تن به سانسور تراکنش‌ها هم بدهند) کمک می‌کنید.به سادگی، ارزش آن را ندارد که تمام پول مشتریان کوین بیس در یک زنجیره UASF از دست برود.اگر استیکر بزرگی هستید، هوشمندانه‌ترین کار این است که پا پس بکشید و اترهای خود را با بیشترین سرعت ممکن (بین ۱ تا ۲ ماه) خارج کنید.این پاسخ برایان آرمسترانگ یک روز پس از پایان نظرسنجی برای اسلشینگ سپرده های کوین بیس، با یک اتفاق آراء مثبت قاطع شامل رأی افرادی مانند ویتالیک بوترین، رایان و دیوید مجریان برنامه بنکلس (Bankless)، آنتونی ساسانو (Anthony Sassano)، لری سرماک (Larry Cermak) و پلی‌چین اولاف (Polychain Olaf) منتشر شد.ما می‌توانیم چنین نهادهایی را که بی طرفی پلتفرم مان را تهدید می‌کنند مجبور به عقب‌نشینی کنیم. ما یک فرصت واقعی برای تأمین امنیت آینده اتریوم داریم و آن کدنویسی برای کلاینت‌های اجماع UASF و آماده‌سازی خودمان به عنوان یک کامیونیتی است. شما باید در مورد این موضوع با همتایان خود صحبت کنید تا مطمئن شوید که در کجا ایستاده‌اید.آیا طرف بی طرفی هستید یا طرف OFAC؟آیا طرف الکسی پرتسف هستید یا افرادی که او را زندانی کردند؟</description>
                <category>هاشمی</category>
                <author>هاشمی</author>
                <pubDate>Tue, 01 Aug 2023 14:26:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تشریح طرح‌های پانزی در اتریوم: شناسایی، آنالیز، تأثیر</title>
                <link>https://virgool.io/@StoneCarvedDagger/%D8%AA%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%AD-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%88%D9%85-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B2-%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1-jb0qy2n4rwoo</link>
                <description>تألیف: ماسیمو بارتولتی و همکاران / ترجمه: سپهر هاشمیتشریح طرح‌های پانزی در اتریوم: شناسایی، آنالیز، تأثیرطرح‌های پانزی، کلاهبرداری مالی هستند که با وعده سود بالا کاربران را فریب می‌دهند. در واقع، کاربران فقط با سرمایه‌گذاری کاربران جدیدی که به این طرح می‌پیوندند بازپرداخت می‌شوند: در نتیجه، یک طرح پانزی بلافاصله پس از قطع عضویت کاربران در آن منقرض می‌شود. طرح‌های پانزی که 150 سال پیش در دنیای آفلاین به وجود آمده‌اند، از آن زمان به دنیای دیجیتال مهاجرت کرده‌اند، ابتدا در وب فعالیت می‌کردند و اخیراً نیز حول محور رمزارزهایی مانند بیت‌کوین فعالیت دارند. پلتفرم‌های قرارداد هوشمند مانند اتریوم فرصت جدیدی را برای کلاهبرداران فراهم کرده‌اند که اکنون امکان ایجاد کلاهبرداری &quot;قابل اعتماد&quot; را دارند که اجرای آنها &quot;به‌طور صحیح&quot; تضمین شده است اما همچنان باعث از دست رفتن پول کاربران می‌شوند. ما در حال حاضر یک بررسی جامع از طرح‌های پانزی در اتریوم، آنالیز رفتار و تأثیر آنها از دیدگاه‌های مختلف را صورت داده‌ایم.این مقاله یک مقاله علمی در خصوص بررسی طرح های پانزی است که ترجمه پارسی آن بیش از 40 صفحه است و برای درک بهتر محتوا از رنگ ها در متن نیز استفاده شده است که پیشنهاد میکنم متن کامل ترجمه را به صورت PDF از اینجا دریافت کنید.در این مقاله انواع طراح های پانزی تشریح شده اند که خواننده به محض مطالعه توانایی تشخیص طرح هایی که به او معرفی می شود را با استفاده از 4 معیار معین کسب خواهد کرد. امیدوارم این ترجمه به افزایش آگاهی مردم و جلوگیری از قربانی شدن آنها در طرح های پانزی و کلاهبرداری بیانجامد.منبع: https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0167739X18301407</description>
                <category>هاشمی</category>
                <author>هاشمی</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jul 2023 17:59:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انرژی خورشیدی + باتری + ماینینگ بیتکوین</title>
                <link>https://virgool.io/@StoneCarvedDagger/%D8%A8%D8%B1%D9%82-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A8%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-rg6wmynsdojd</link>
                <description>تألیف: برت وینتون، یاسین الماندیرا، سام کوروس / ترجمه: سپهر هاشمیاین مقاله در 21 آوریل 2021 معادل 1 اردیبهشت 1400 منتشر شده و در تاریخ 10 شهریور 1400 ترجمه شده است. برای دریافت فایل PDF اینجا کلیک کنید.انرژی خورشیدی + باتری + ماینینگ بیتکوینبخش 1 – مقدمهچگونه استخراج بیت‌کوین می‌تواند انرژی تجدیدپذیر بیشتری را با برق قابل اطمینان‌تری به ثمر بنشاند؟منتقدان بیت‌کوین غالباً ادعا می‌کنند که استخراج بیتکوین  بیش از مزایایی که به ارمغان می‌آورد، منابع، و به ویژه انرژی را مصرف می‌کند. با این‌حال، آنچه که منتقدان آن را از نظر محاسباتی ناکارآمد و مقیاس‌ناپذیر می‌دانند، نه تنها از نظر هواداران یک بده‌بستان[1] از قبل تعیین شده است بلکه یک ویژگی اساسی نیز هست.منتقدان همچنین ادعا می‌کنند که محاسبه مورد نیاز برای (کسب و) حفظ بیت‌کوین ، حتی در صورت لزوم، در حال آسیب‌رسانی به محیط زیست و تخریب کره زمین است.ما معتقدیم که حقیقت خلاف این موضوع است: «دنیا با بیت‌کوین ، دنیایی است که در حالت تعادل، برق بیشتری را از منابع تجدید‌پذیر بدون‌کربن[2] تولید می‌کند»در این مقاله ما فرض می‌کنیم و نشان می‌دهیم که چگونه استخراج بیت‌کوین  می‌تواند سهم کلی انرژی تجدیدپذیر ارائه شده در شبکه را افزایش دهد، و به‌طور بالقوه در آینده هم انرژی استخراج جهانی و هم انرژی استخراج بیت‌کوین را به سمت تجدیدپذیرها سوق می‌دهد.با داده‌های دنیای واقعی، ما به دنبال نشان دادن این هستیم که استخراج بیت‌کوین می‌تواند سرمایه‌گذاری در سیستم‌های انرژی خورشیدی را تشویق کرده و انرژی‌های تجدیدپذیر را قادر بسازد درصد بالاتری از قدرت شبکه را بدون تغییر در هزینه برق تولید کنند. بدون استخراج بیت‌کوین و بر اساس مدل ما، مدل خورشیدی -یک منبع متناوب انرژی- قبل از آنکه تأسیسات برق با نیاز به تأمین سرمایه‌گذاری قابل توجه با قیمت برق بالاتر مواجه شوند، می‌تواند تنها 40درصد از برق شبکه را تأمین کند. بااین‌حال، با استخراج بیت‌کوین در یک سیستم خورشیدی (خورشیدی + باتری)، ما معتقدیم که ارائه دهندگان انرژی -اعم از شرکت‌های برق و یا نهادهای مستقل- می‌توانند با اختلاف همزمان بین قیمت برق و قیمت بیت‌کوین با خریدوفروش بازی کنند و همچنین &quot;مازاد&quot; انرژی خورشیدی را بفروشند و تقریباً تمام تقاضای برق شبکه را بدون کاهش سودآوری تأمین کنند.نمودار زیر تأثیری فرضی که استخراج بیت‌کوین می‌تواند بر پذیرش سیستم‌های خورشیدی (خورشیدی + باتری) داشته باشد را نشان می‌دهد. این نمودار براساس یک هزینه‌ی ثابت برق، بررسی می‌کند که چه درصدی از انرژی خورشیدی را می‌تواند به شبکه ارائه دهد. محور Y نشانگر میزان برق نصب پنل خورشیدی[3]، و محور X ظرفیت سیستم باتری[4] است. اندازه هر دایره متناسب با اندازه عملیات استخراج بیت‌کوین است. در هر نقطه، سیستم خورشیدی درصد متفاوتی از نیازهای شبکه را تأمین می‌کند. با افزایش مقیاس استخراج بیتکوین ، اندازه سیستم خورشیدی افزایش می‌یابد و درصد بالاتری از نیازهای شبکه را تأمین می‌کند. افزایش ظرفیت استخراج بیتکوین به ارائه دهنده انرژی این امکان را می‌دهد که بدون اتلاف انرژی، انرژی خورشیدی را &quot;بیش از حد&quot; بسازد.در سمت چپ پایین نمودار، در غیاب استخراج بیتکوین، منابع تجدیدپذیر می‌توانند تنها 40% از نیازهای شبکه را برآورده کنند. در سمت راست بالای نمودار، با شمول استخراج بیتکوین، انرژی خورشیدی و باطری‌ها می‌توانند 99% از تقاضای شبکه را پاسخ بدهند.شکل 1- این تصویر فقط برای اهداف اطلاعاتی است و نباید به‌عنوان مشاوره سرمایه‌گذاری، یا توصیه‌ای برای خرید، فروش یا نگهداری هرگونه اوراق بهادار یا رمزارز درنظر گرفته شود. پیش‌بینی ها به‌طور ذاتی محدود هستند و نمی‌توان به آنها اتکا کرد. منبع: موسسه مدیریت سرمایه‌گذاری ARK، سال 2021مدل ما به دنبال این است که نشان دهد استخراج یکپارچه بیتکوین می‌تواند منابع متناوب قدرت را به ایستگاه های تولید انرژی با قابلیت بارگذاری اولیه تغییر شکل دهد. این نشان می‌دهد که افزودن استخراج بیتکوین به گزینه‌های پیش‌روی توسعه‌دهندگان برق می‌بایست بازار کلی قابل اشاره برای منابع انرژی تجدیدپذیر و متناوب را افزایش دهد. در حالت متعادل، با استخراج بیتکوین، ما معتقدیم که انرژی تجدیدپذیر باید بتواند درصد زیادی از برق هر منطقه را از نظر اقتصادی تأمین کند. به‌عنوان تاثیر متعاقب، کاهش هزینه‌های مربوط به مقیاس‌پذیری تجدیدپذیرها می‌تواند تسریع شده و نتیجتاً از نظر اقتصادی در حالت تعادل نیز حتی رقابت‌پذیرتر شود.در زیر:طراحی و پیاده‌سازی مدل اثبات مفهوم را شرح می‌دهیم؛برخی از نتایج جالبی که پیشنهاد می‌دهد را شرح می‌دهیم؛احتیاط در برابر برخی از نقاط ضعف آن را شرح می‌دهیم؛جزئیات مسیرهای احتمالی کارهای آینده را شرح می‌دهیم؛ ودسترسی به فایل اکسل اساسی را فراهم نموده و دستورالعمل‌هایی درباره چگونگی استفاده، استقرار و بهینه‌سازی آن ارائه می‌دهیم.بخش 2- طراحی و پیاده‌سازی مدل اثبات مفهومهدف ما در این مدل نخست، ارائه‌ی یک اثبات مفهوم با به حداقل رساندن تعداد مفروضات مورد نیاز برای راه انداختن چنین سیستمی می‌باشد.در ابتدایی‌ترین سطح، این مدل از شبیه‌سازی یک ساله از نور خورشید در ابزار NERL’s PVWatts استفاده می‌کند و آن را با تاریخچه قیمت برق و تقاضای برق برای مکان یکسان تطابق می‌دهد. در این مورد شهر آستین ایالت تگزاس مدنظر قرار دارد. این تطابق همچنین از تاریخچه قیمت بیتکوین ، درآمد ماینر و نرخ هش شبکه استفاده می‌کند. مشخصات سخت افزاری ماینر ترکیبی از ماینرهای شرکت Antminer مدل S9 و S17 و S19 می‌باشد.منطق مدل به‌گونه‌ای است که برای اولویت‌بندی تحقق تقاضای شبکه بهینه‌سازی شده است. بدین معنا که انرژی خورشید برای استخراج بیتکوین استفاده نخواهد شد مگر اینکه ابتدا تقاضای شبکه تامین شود. پس از تحقق تقاضای شبکه، مدل ارزیابی می‌کند که آیا ذخیره انرژی در باتری سودآورتر است یا استخراج بیتکوین بر اساس سطوح سوددهی متوالی. تصمیم برای شارژ باتری یا برای استخراج بیتکوین بسیار متفاوت است و با باز کردن مدل به بهترین وجه قابل درک خواهد بود. در نهایت حالت شارژ باتری نیز در تعیین جریان انرژی نقش دارد.محاسبات سودآوری شامل تسهیلات برای برنامه‌های استهلاک، هزینه‌های بهره برداری و هزینه‌های نگهداری (شامل محل خنک‌کنندگی سیستم استخراج) هستند؛ و در راستای بازدهی یک ساله بر اساس هزینه سرمایه مقایسه می‌شوند. این مدل به منظور جایگزینی یا محاسبه ارزش خالص کامل فعلی آنچنانکه که برای پذیرش یک پروژه کامل توسعه برق مورد نیاز است، نخواهد بود. در عوض ما به‌سادگی می‌توانستیم نشان دهیم که چگونه ابزار اضافی درآمدزایی از برق که استخراج بیتکوین  فراهم می‌کند می‌تواند به یک سیستم باتری خورشیدی اجازه دهد درصد بالاتری از برق هر منطقه را با سود معادل تأمین کند. در این مورد ما معتقدیم که موفق می‌‎شود.بخش 3- دیگر نتایجعلاوه بر نشان دادن تأمین برق قابل‌اطمینان‌تر با سوددهی برابر -همانطور که در شکل 1 مشاهده می‌شود- روشی وجود دارد که سیستم‌های برق ممکن است با توجه به در دسترس بودن استخراج بیتکوین آن را به‌عنوان ابزاری برای توسعه دهندگان برق بپذیرند و این مدل نیز می‌تواند برای درک این روش مورد استفاده قرار بگیرد. در زیر، ما مدل را بر روی شکل 1 بسط می‌دهیم تا دو منحنی ایجاد شود. همانند قبل، محور Y میزان برق نصب سیستم خورشیدی، محور X ظرفیت نصب باتری، و اندازه هر نقطه نمایانگر اندازه‌ی استخراج‌کننده‌ی بیتکوین است. در هر نقطه سیستم درصد متفاوتی از نیازهای شبکه برق را تأمین می‌کند. با افزایش اندازه‌ی سیستم، نقاط به سمت بالا و راست حرکت می‌کنند و سیستم درصد بیشتری از نیازهای شبکه برق را تأمین می‌کند. در منحنی بالا، سودآوری سیستم بطور ثابت نگه داشته شده است؛ نصب بزرگتر استخراج کننده بیتکوین ، به سیستم اجازه می‌دهد تا بدون هدر دادن انرژی اضافی، بطور موثری بیش از حد برق مصرف کند. در منحنی پایین، سودآوری بدون استفاده از استخراج‌کنندگان بیتکوین در یک سطح توزیع با هدف مشخص، بهینه‌سازی شده است. در توزیع 90درصدی یک نقطه مبنای بالای 200 (&lt;200) در اختلاف بازگشت سرمایه سالیانه بین سیستمی که می‌تواند نیرو را به یک استخراج کننده بیتکوین منتقل کند و سیستم دیگری که به‌سادگی بر روی سیستم خورشیدی + باطری متکی است، وجود دارد.شکل 2- این تصویر فقط برای اهداف اطلاعاتی است و نباید به‌عنوان مشاوره سرمایه‌گذاری، یا توصیه‌ای برای خرید، فروش یا نگهداری هرگونه اوراق بهادار یا رمزارز درنظر گرفته شود. پیش‌بینی ها به‌طور ذاتی محدود هستند و نمی‌توان به آنها اتکا کرد. منبع: موسسه مدیریت سرمایه‌گذاری ARK، سال 2021در شکل 2 نیز آشکار است که استخراج کننده بیتکوین –با استفاده از مفروضات مدل- یک مکانیسم ذخیره انرژی متناوب و رقابتی را برای باتری‌ها فراهم می‌کند. برای تحقق نیازهای قابل اطمینان‌پذیری برق بدون یک استخراج‌کننده‌ بیتکوین ، یک توسعه‌دهنده برق می‌بایست یک باتری بزرگتر بسازد. استخراج‌کننده بیتکوین به توسعه دهنده برق اجازه می‌دهد تا به‌طور موثرتری از سیستم با انرژی خورشیدی تغذیه بیش از حد بکند، و به استخراج‌کننده اجازه می‌دهد انرژی و توان اضافی تولید شده را جذب کند تا بتواند در مواقع افزایش تقاضا یا غروب آفتاب به استخراج ادامه بدهد. در شکل زیر ما درصد هزینه‌های سرمایه‌ای متشکل از یک سیستم توزیع 40درصدی و یک سیستم سود معادل که شامل استخراج بیتکوین برای افزایش توانایی خود بر تأمین شبکه تا 90درصد می‌باشد را نشان می‌دهیم.شکل 3- این تصویر فقط برای اهداف اطلاعاتی است و نباید به‌عنوان مشاوره سرمایه‌گذاری، یا توصیه‌ای برای خرید، فروش یا نگهداری هرگونه اوراق بهادار یا رمزارز درنظر گرفته شود. پیش‌بینی ها به‌طور ذاتی محدود هستند و نمی‌توان به آنها اتکا کرد. منبع: موسسه مدیریت سرمایه‌گذاری ARK، سال 2021ما معتقدیم که این سیستم‌های انرژی سه-قسمتی باید در همه مقیاس‌ها کار کنند و می‌توانند فرصت‌‌های جالبی را در سطح مسکونی ایجاد کنند، به‌ویژه اگر بتوان از اتلاف حرارتی استخراج بیتکوین در راستای دیگر کاربردها بهره برد.این مدل همچنین می‌تواند برای ابعادسنجی هزینه-فرصت بین سیستم‌های خورشیدی و سیستم‌های باتری منحصر بفرد یک استخراج‌کننده‌ بیتکوین استفاده شود. هر منحنی در زیر نمایانگر ترکیبات متفاوتی از اندازه‌های سیستم خورشیدی + باتری می‌باشد که می‌تواند برای دستیابی به سطح مشابهی از توزیع برق مورد استفاده قرار بگیرد. &quot;آرنج[6]&quot; در هر منحنی (بزرگترین نقطه داده[7]) نقطه‌ی حداکثر سودهی برای یک سطح معین از توزیع برق به استثنای یک واحد متصل‌شده‌ی استخراج بیتکوین است.شکل 4- این تصویر فقط برای اهداف اطلاعاتی است و نباید به‌عنوان مشاوره سرمایه‌گذاری، یا توصیه‌ای برای خرید، فروش یا نگهداری هرگونه اوراق بهادار یا رمزارز درنظر گرفته شود. پیش‌بینی ها به‌طور ذاتی محدود هستند و نمی‌توان به آنها اتکا کرد. منبع: موسسه مدیریت سرمایه‌گذاری ARK، سال 2021در نهایت، ما امیدواریم که این مدل بتواند به ‌عنوان ابزاری برای کمک به دیگران باشد تا بفهمند که افزودن استخراج بیتکوین به ‌عنوان گزینه‌ای برای توسعه دهندگان انرژی خورشیدی و دیگر منابع تجدیدپذیر چگونه می‌تواند برق قابل‌اطمینان‌تری را در بازده مشابه در سطوح (متفاوت) سرمایه تأمین کند. اگرچه این مورد توسط این مدل مشخص نشده است، اما اثرات جانشینی استخراج بیتکوین برای سیستم‌های باتری نیز می‌تواند باعث افزایش منابع تجدیدپذیر شود، حتی در صورت محدود بودن عرضه باتری به‌دلیل تقاضای خودروهای برقی. علاوه‌براین، و شاید مهم‌تر از همه برای تأمین کنندگان قدرت، ما معتقدیم که یک سیستم خورشیدی متصل-به-استخراج می‌تواند به محض سیم‌کشی داخلی درآمد ایجاد کند، در حالی که سیستم‌های امروزی برای فروش برق تولیدی باید تا زمانی که به هم متصل شده و برای فروش به درون شبکه ترخیص بشود منتظر بمانند و سپس آن را بفروشند -فرایندی که ممکن است ماه ها به طول انجامد. علاوه بر این، سیستمی که متکی بر جریان‌های درآمدی متفاوت و منحصر به فرد است -اگر اندازه مناسبی داشته باشد- می‌تواند جریان‌های نقدینگی قابل‌اطمینان و قابل پیش‌بینی بیشتری را ارائه دهد. این امر می‌تواند باعث کاهش هزینه سرمایه برای توسعه دهندگان برق و در نهایت ارائه انرژی تجدیدپذیر ارزان‌تر به شبکه بشود.1-3- برخی نکات و ضعف‌های مدل سازیما معتقدیم که اگرچه این مدل جالب و گویا است، اما به هیچ وجه کامل نیست. این مدل از یک سودآوری/جریان نقدینگی واقعی استفاده نمی‌کند، بلکه تنها یک عدد نمایشگر است. نه خدمات جانبی شامل شده‌اند، نه پیامدهای مالیاتی و نه هرگونه اعتبار دولتی. این مدل اثرات متعاقب ثانویه را در مورد چگونگی تأثیر انرژی خورشیدی بر قیمت برق و یا افزایش فعالیت استخراج بر نرخ هش بیتکوین و قیمت آن را در نظر نمی‌گیرد. برای اثبات این نتیجه با استفاده از دیگر سری‌های زمانی که در چندین سال گسترش یافته و از سایر مناطق جغرافیایی استخراج شده است، کارهای بیشتری می‌توان انجام داد و حتما صورت خواهد پذیرفت. این مدل همچنین تخریب ظرفیت باتری و اتلاف انرژی را ثبت نمی‌کند.بخش 4- اقدامات پیش‌بینی شده آتیاین مدل می‌تواند به عنوان اولین مدل از مدل‌های بعدی عمل کند. ما امیدواریم که دیگران به این سیستم‌های پیچیده علاقمند شده و/یا به خوبی آشنا باشند و در این راه مشارکت خواهند داشت. در حالی که این امر به عنوان اثبات مفهوم عمل می‌کند، پروژه‌های آینده می‌توانند شامل موارد زیر باشند:ارائه نمونه‌ای از مدل پذیره‌نویسی برق بصورت آینده نگر دارای یک سیستم استخراج بیتکوین ؛مدلسازی تاثیر بر تقاضا برای منابع متناوب انرژی و آنچه که می‌تواند برای کاهش هزینه مربوطه معنا داشته باشد؛مدلسازی تاثیر استخراج بیتکوین بر پروژه‌هایی که منتظر اتصال به شبکه هستند؛مدلسازی سیستم در سطح منازل شخصی.[1]tradeoff[2]Renewable Carbon-Free Sources[3]Solar Installation Power[4]Battery System Capacity[5]Proof-Of-Concept[6]elbow[7]Datapointمنبع:https://medium.com/@wintonark/bitcoin-mining-impact-on-renewable-uptake-fc91c5aa9be0</description>
                <category>هاشمی</category>
                <author>هاشمی</author>
                <pubDate>Wed, 26 Jul 2023 11:23:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی ÆGIS، سپری هوشمند برای قراردادهای هوشمند</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%C3%A6gis-%D8%B3%D9%BE%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-axutwlq7eghf</link>
                <description>مترجم: سپهر هاشمیمعرفی ÆGIS، سپری هوشمند برای قراردادهای هوشمندبا سلام خدمت دوستان عزیز. مقاله‌ای رو دیدم که داشتند ابزار امنیتی با عنوان ÆGIS: Smart Shielding of Smart Contracts رو معرفی می‌کردند و تصمیم گرفتم ترجمه و منتشر کنم. برای دریافت اصل مقاله اینجا کلیک کنید.چکیده:در سال های اخیر، قراردادهای هوشمند هدف سواستفاده‌های مهمی شده اند و میلیون ها دلار ضرر کرده اند. برخلاف برنامه های سنتی، قرارداد هوشمند پس از استقرار (Deploy) بروزرسانی نمی‌شود. اگرچه قبلاً ابزارهای مختلفی برای شناسایی آسیب‌پذیری در قراردادهای هوشمند ارائه شده بود، اما همه آنها در محافظت از قراردادهایی که قبلاً در بلاکچین مستقر شده اند، ناکام می‌مانند.  علاوه بر این، آن ابزارها بر روی آسیب‌پذیری ها تمرکز می‌کنند اما اشاره‌ای به کلاهبرداری‌ها (مانند HoneyPot) ندارند. در این کار، ابزاری به نام ÆGIS را معرفی می کنیم که از قرارداد هوشمند و کاربران روی بلاکچین در قبال Exploit شدن محافظت میکند. برای این منظور، ÆGIS تراکنش‌ها را در زمان واقعی بر اساس مطابقت با الگوها (Pattern) برمی گرداند. این الگوها، تشخیص معاملات مخربی که مسبب سواستفاده و یا کلاهبرداری هستند را رمزنگاری می‌کند. الگوهای جدید توسط یک قرارداد هوشمند رای‌گیری و ذخیره می‌شوند، سپس از مزایای مقاومت در برابر دستکاری و همچنین شفافیت ارائه شده توسط بلاکچین استفاده می‌کنند. قرارداد هوشمند وقتی اجازه بدهد حفاظت از آن بروزرسانی بشود، مانند یک سپر هوشمند عمل کرده است.مقدمه:از زمان ظهور بیت‌کوین (7)، طیف گسترده ای از بلاکچین‌های مختلف نیز ظهور کرده اند. اتریوم (13)، با توجه به قراردادهای هوشمند، در حال حاضر محبوب ترین فناوری بلاکچین است. قراردادهای هوشمند برنامه هایی هستند که از طریق گره‌های (Node) بلاکچین ذخیره و اجرا می شوند. آن قراردادها از طریق معاملات مستقر و فراخوانی می‌شوند. قراردادهای هوشمندِ مستقر، غیرقابل تغییر (Immutable) هستند، اما هنوز مستعد باگ هستند. علاوه براین، از آنجاکه صاحبان قراردادها ناشناس هستند، افشای مسئولیت پذیر نیز معمولاً غیرقابل انجام است. گرچه قراردادهای هوشمند با در نظر گرفتن قابلیت ارتقا و قابلیت حذف قابل اجرا هستند، اما این اجباری نیست. در حقیقت، اتریوم قبلاً با چندین حمله ویرانگر به قراردادهای هوشمند آسیب‌پذیر روبرو شده است. در سال 2016، یک مهاجم با سواستفاده از یک باگ بازپرداخت (Reenterancy) در یک قرارداد هوشمند سرمایه گذاری جمعی موسوم به DAO، بیش از 150 میلیون دلار را دزدید (10). در سال 2017، کیف پول Parity به دلیل باگ منطقی (Logic) در کنترل دسترسیِ قرارداد هوشمند دو بار هک شد و باعث خسارت بیش از 130 میلیون دلار شد (8). در سال 2018، یک شرکت امنیتی بلاکچین به نام Peck Shield گزارش داد که چندین قرارداد هوشمند مورد حمله قرار گرفته یا در برابر Integer Overflow (سرریز عدد صحیح) آسیب پذیر هستند (3). در سال 2019، تورس و همکاران گزارش دادند یک روند میان کلاهبرداران در حال ظهور است که آنها تلاش می‌کنند قربانیان خود را با استقرار قراردادهای به‌ظاهر آسیب‌پذیر که در واقع حاوی تله های مخفی (مانند HoneyPot) هستند، به دام بیندازند. این دام باعث می شود که کاربران در صورت تلاش برای سواستفاده یا تعامل با این قرارداد هوشمند، وجوه خود را از دست بدهند (12).در پاسخ به این رویدادها، دانشگاه بسیاری از ابزارهای مختلف را پیشنهاد کرده است که به کاربران امکان می دهد قراردادهای هوشمند را قبل از اینکه در بلاکچین مستقر کنند یا با آنها تعامل داشته باشند در قبال آسیب پذیری و کلاهبرداری اسکن کنند (منابع شماره 4و5و11و12 را ببینید). بااینحال، همه این ابزارها نمی‌توانند از کاربران بی توجه و قراردادهایی که قبلاً در بلاکچین مستقر شده اند، محافظت کنند. بمنظور محافظت از قراردادهای مستقر شده، رودلر و همکاران (9) از این اصل استفاده می کنند که هر سواستفاده‌ای از طریق یک تراکنش صورت می‌پذیرد. آنها سریوم (Sereum)، مشتری اصلاح شده اتریوم را پیشنهاد می‌کنند که تراکنش‌های مسبب حملات بازپرداختی را شناسایی کرده و بازمی‌گرداند. متأسفانه، سریوم سه اشکال عمده دارد. اول اینکه، با وجود انواع آسیب پذیری ها و کلاهبرداری های دیگر، فقط حملات بازپرداخت را تشخیص می دهد. دوم، هر زمان که نوع جدیدی از آسیب پذیری یا کلاهبرداری کشف بشود مشتری می‌بایست اصلاح و ویرایش بشود. سوم، نه تنها خود این ابزار بلکه هرگونه بروزرسانیِ آن نیز باید توسط اکثر گره ها به صورت دستی انجام شود تا مقررات امنیتی آن موثر واقع شود.مشارکت ها: عمده مشارکت های ما به شرح زیر هستند:ما یک DSL (زبان خاص دامنه) جدیدی معرفی می‌کنیم که توصیف الگو‌های آسیب‌پذیری را امکان‌پذیر می‌کند. این الگوها جرایانات دیتا و کنترل مخرب که در زمان اجرای تراکنش‌های مخرب اتریوم اتفاق می‌افتند را منعکس می‌کند.ما ابزاری به نام ÆGIS ارائه می‌دهیم که تراکنش‌های مخرب را براساس الگوهای آسیب پذیری برگردانده (مصرف گس، بدون اینکه اجازه بدهد آن تراکنش بر وضعیت بلاکچین اثر بگذارد) و از این طریق از حمله به قراردادهای هوشمند آسیب پذیر جلوگیری می‌کند.ما پیشنهاد می‌کنیم از یک قرارداد هوشمند برای ذخیره و رأی دادن به الگوهای آسیب پذیری جدید جهت انتشار سریع و ایمن بروزرسانی های امنیتی بدون اتکا به مکانیزم های بروزرسانی سمت مشتری استفاده کنیم. این امر یکپارچگی را تضمین می‌کند، دموکراسی را به ارمغان می‌آورد و شفافیت کامل در خصوص الگوهای آسیب پذیری پیشنهادی را فراهم می‌کند.پیش زمینه:بلاکچین اتریوم یک لجر (Ledger) عمومی غیر متمرکز است که توسط شبکه‌ای از گره‌هایی که به یکدیگر بی اعتماد هستند، نگهداری می‌شود. هر گره یکی از چندین مشتری موجود اتریوم مثل geth را اجرا می کند. با استفاده از این مشتریان، کاربران می توانند تراکنش‌ها را جهت ایجاد و فراخوانی قراردادهای هوشمند ارسال کنند. تراکنش‌ها از طریق شبکه بلاکچین پخش می‌شوند و توسط ماینرها پردازش می‌شوند. اینها نوع خاصی از گره ها هستند که بلوک های جدیدی را پیشنهاد می‌دهند و قراردادهای هوشمند را از طریق ماشین مجازی اتریوم (EVM) اجرا می‌کنند. EVM یک ماشین مجازی کاملاً مبتنی بر stack و بدون رجیستر است که از یک مجموعه دستورالعمل کامل از کدهای عملیاتی (opcode) پشتیبانی می کند. این کدهای عملیاتی به قراردادهای هوشمند امکان انجام عملیات روی حافظه و تعامل با بلاکچین مانند بازیابی اطلاعات خاص (به عنوان مثال شماره بلوک فعلی) را می‌دهد. اتریوم برای اطمینان از خاتمه قرارداد و جلوگیری از حملات DDOS از گس (gas) استفاده می کند. بنابراین، هزینه‌ای را برای یک کد عملیاتی اختصاص می‌دهد. اجرای یک قرارداد هوشمند منجر به اصلاح وضعیت آن می‌شود. مورد دوم در بلاکچین ذخیره می شود و شامل یک موجودی و یک فضای ذخیره سازی می‌باشد. موجودی، نشان دهنده میزان اتر (رمزارز اتریوم) است که در حال حاضر متعلق به قرارداد هوشمند است. فضای ذخیره سازی بعنوان یک ذخیره با ارزش کلیدی سازمان یافته است و به قرارداد هوشمند امکان ذخیره مقادیر و نگه داشتن وضعیت در زمان اجرا را می دهد. بطور خلاصه، EVM دستگاهی مبتنی بر تراکنش است که قرارداد هوشمند را براساس داده های ورودی تراکنش و کد بایتِ قرارداد هوشمند به روز می‌کند.کار مرتبط:قراردادهای هوشمند اتریوم برنامه هایی هستند که در سراسر بلاکچین اتریوم اجرا می‌شوند. متأسفانه‌، مانند هر برنامه دیگر، اینها نیز ممکن است حاوی باگ باشند و در معرض سواستفاده قرار بگیرند. همانطور که در منبع شماره 1 بحث شد، انواع مختلفی از آسیب‌پذیری وجود دارد که اغلب منجر به سود مالی برای مهاجم می‌شوند. این مسئله با این واقعیت بدتر می شود که قراردادهای هوشمند قابل تغییر نیستند. پس از استقرار، نمی‌توان آنها را تغییر داد و آسیب‌پذیری‌ها را نمی‌توان برطرف کرد. علاوه بر این، ابزارهای خودکار برای اجرای حملات نیز وجود دارند (4). چندین مکانیسم دفاعی نیز پیشنهاد شده است (به عنوان مثال منابع شماره  (5،11،12)). با اینحال، در حالی که این ابزارها آسیب‌پذیری‌ها و کلاهبرداری ها را شناسایی می‌کنند، اما نمی‌توانند از قراردادهای هوشمند استقرار‌یافته در برابر سواستفاده و یا از کاربران غافل در برابر کلاهبرداری محافظت کنند. بنابراین، برای مقابله با موضوع آسیب پذیری در قراردادهای هوشمند مستقر شده، منبع شماره (9) اصلاحیه‌ای را برای مشتری اتریوم ارائه می‌دهد. با اینحال، این رویکرد فقط با یک نوع حمله یعنی حمله بازپرداخت روبرو است و نیاز به اصلاح کلیه مشتریان در شبکه دارد. مورد بعد نیز به دلایل زیر خود یک مسئله است. از یک طرف، هر بروزرسانی نرم افزار تشخیص آسیب‌پذیری نیاز به بروزرسانی پیاده‌سازی‌های مختلف مشتری اتریوم دارد. این مورد هم برای رفع اشکالات و هم برای ارتقاء عملکرد مانند شناسایی آسیب‌پذیری‌های جدید صدق می‌کند. از طرفی دیگر، هر تغییری در مشتری باید توسط همه گره های شرکت کننده در بلاک‌چین اتریوم انجام بشود. این کار ممکن است زمانگیر باشد و سازگاری را بین مشتری‌های بروز شده و بروز نشده قطع کند. در این کار، ما یک راه حل عمومی پیشنهاد می‌کنیم که فقط یک بار نیاز به اصلاح مشتری دارد و از قراردادها و کاربران در برابر آسیب‌پذیری‌های موجود و آینده محافظت می‌کند‌، بدون اینکه هربار که کلاهبرداری جدید یا قرارداد هوشمند آسیب‌پذیر کشف بشود، مشتری نیاز به اصلاح داشته باشد.شکل 1: یک مثال بارز از روند کار ÆGIS:  مرحله 1) یک کاربر عادی (Benign) الگویی را برای قرارداد هوشمند پیشنهاد می‌کند. مرحله 2) رأی دهندگان واجد شرایط به پذیرفتن یا نپذیرفتن الگو رای می‌دهند. مرحله 3) مهاجم به دلیل اینکه الگو با یک تراکنش مخرب منطبق است، نمی تواند از یک قرارداد هوشمند آسیب‌پذیر سوء‌استفاده کند.روش شناسی:ایده ما این است که هر مشتری اتریوم را با یک EVM اصلاح شده‌ قادر به تفسیر یک DSL همراهی کنید. DSL به طور خاص متناسب با دستورالعمل‌های EVM طراحی شده است و امکان توصیف جرایانات دیتا و کنترل مخرب را به‌شکل الگو فراهم می‌کند. سپس EVM اصلاح شده می‌تواند تراکنش‌ها را در حین اجرا بر اساس تطبیق الگو برگرداند. بعنوان مثال، یکInteger Overflow مخرب میتواند همانند الگوی زیر توصیف بشود:این الگو ارزیابی می‌کند ببیند یک تراکنش سه شرط زیر را داشته باشد: 1) جریان داده ای از سمت دستورالعمل CALLDATALOAD به دستور ADD وجود دارد. 2) نتیجه‌ی تجمیع (نتیجه علامت + یعنی جمع stack[0] بعلاوه stack[1] ) که توسط EVM بر روی Stack پوش (push) شده است با مجموع دو عنصر stack قبلی متفاوت است. و 3) جریان داده ای از سمت نتیجه (result) به درون دستورالعمل SSTORE یا CALL وجود دارد.جدول 1: ده ماینر برتر اتریوم بر مبنای تعداد بلاکالگوها از طریق یک قرارداد هوشمند که به صورت زنجیره ای مستقر شده است اداره می شوند (شکل 1 را ببینید). هر زمان یک آسیب پذیری یا کلاهبرداری جدیدی کشف شود، هرکسی ممکن است با استفاده از DSL یک الگوی جدیدی بنویسد و آن را از طریق قرارداد هوشمند پیشنهاد کند. این قرارداد لیستی از رأی دهندگان واجد شرایط را که به قبول یا رد الگوی جدید رأی می‌دهند، نگه می‌دارد. اگر اکثریت با &quot;بله&quot; رأی داده باشند، آن الگو به لیست الگوهای فعال اضافه می‌شود. در این صورت، به هر مشتری بطور خودکار اطلاع داده می‌شود و لیست بروز شده الگوهای قرارداد هوشمند (مانند بلاکچین) را بازیابی می‌کند. بنابراین، مشتریان بطور مستقل بروز می‌شوند. تنها نیازمندی، بروزرسانی سمت مشتری یکباره‌‌ی EVM برای اضافه کردن قابلیت پردازش الگوی تشریح شده در DSL می‌باشد. بعبارت دیگر، اگر یک الگو توسط مکانیزم رأی گیری پذیرفته شود، بلافاصله از طریق مکانیزم اجماع موجود بلاکچین اتریوم در بین تمام مشتریان بروز می شود.مباحثه:تنظیم لیست رأی دهندگان واجد شرایط بسیار مهم است، زیرا این افراد قدرت تصمیم گیری در مورد نتیجه معاملات را دارند. یکی از گزینه ها انتخاب ماینرها بعنوان رأی دهندگان واجد شرایط است، زیرا این افراد از قبل نقشی قدرتمند در تصمیم گیری در مورد معامله هایی که باید در بلاک ها قرار بگیرند دارند. با اینحال، ماینرها ممکن است انگیزه ای برای جلوگیری از آسیب‌پذیری‌ها یا کلاهبرداری خاص و همچنین تخصص برای تصمیم گیری در مورد الگوهای اضافه یا رد شده نداشته باشند. علاوه براین، همانطور که در جدول 1 دیده می شود ، ماینرها نباید با توجه به قدرت استخراج‌شان دارای قدرت رأی باشند. در غیر این صورت، بخش کوچکی از ماینرهای برتر می‌توانند تبانی کنند و بیش از پنجاه درصد آرا را با هم کنترل کنند. بنابراین، شاید بهتر باشد گروهی از متخصصان مستقل امنیتی مانند اعضای رجیستری SWC (طبقه بندی ضعف قرارداد هوشمند -Smart Contract Weakness Classification ) انتخاب شوند. بر خلاف انتخابات دموکراتیک، که حریم خصوصی و اثبات‌پذیری از اهمیت بالاتری برخوردار است، یک سیستم رأی گیری برای آسیب پذیری ها نیازمند پاسخگویی خواهد بود. از این منظر، بیشتر شبیه سیستم‌های رای گیری الکترونیکی &quot;اتاق هیئت مدیره&quot; است تا سیستم‌های رای گیری الکترونیکی &quot;پارلمانی&quot;. چنین سیستم هایی امکان ردیابی رای رمزگذاری نشده به یک رأی دهنده را فراهم می کند، که به نوبه خود، یک حوزه انتخابیه (به عنوان مثال سهامداران) را قادر می سازد تا رأی دهنده را نسبت به انتخاب رأی خود پاسخگو بدارد. دیگر شرط مهم عدالت است: شرطی که هر رأی دهنده باید از قدرت برابر برای تأثیرگذاری بر نتیجه، بدون توجه به زمان رأی دادن، برخوردار باشد. یکی از جنبه های این امر جلوگیری از درز و افشای نتایج متوسط ​​است (که به رای دهندگان بعدی اطلاعات بیشتری در مورد تأثیر آرا آنها را می‌دهد). این امر می‌تواند با استفاده از تعهدات رمزنگاری محقق شود (منابع شماره 2 و 6). البته، این هنوز به رای دهندگان بعدی اجازه می دهد تابلوی تعداد آرا داده شده را ببینند، که نشان می دهد آیا نتیجه به طور بالقوه می تواند مساوی باشد یا نه. این امر عدالت را نقض می‌کند: آخرین رأی دهنده می تواند برای ایجاد یا از بین بردن یک تساوی بالقوه رأی دهد. برای کاهش این نگرانی ها، رای گیری باید خارج از زنجیره همراه با یک پروتکل قوی انجام شود. علاوه براین، این پروتکل باید به اثبات اجرای صحیح روند رأی دهی منجر شود، که سپس در درون زنجیره برای انجام الزامات پاسخگویی ذخیره می شود.نتیجه گیری:ما ÆGIS را بعنوان یک EVM اصلاح شده پیشنهاد می‌دهیم که از الگوها جهت محافظت از کاربران در برابر قراردادهای هوشمند آسیب‌پذیر و کلاهبرداری استفاده می‌کند. علاوه براین، ما مکانیزم جدیدی ارائه می‌دهیم که اجازه می دهد الگوها بسرعت و بطور شفاف از طریق بلاکچین بروز شوند. سرانجام، ما در مورد چالش هایی که در زمان غیرمتمرکزسازی حاکمیت این الگوها با آنها مواجه شدیم، بحث می کنیم.قدردانی:بخشی از این کار توسط صندوق تحقیقات ملی لوکزامبورگ (DNR) تحت اعتبار 13192291 پشتیبانی می‌شود.</description>
                <category>هاشمی</category>
                <author>هاشمی</author>
                <pubDate>Thu, 01 Apr 2021 00:21:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر زیبای مادر</title>
                <link>https://virgool.io/KELKEKHIYAL/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-o9mzjj4wvgd3</link>
                <description>سلام خدمت دوستان عزیز. دایی من در آبان 97 یه قصیده در وصف مادر توی مراسم تشییع مادربزرگ من سرود که کاغذ رو ازش گرفته بودم و الان تصمیم گرفتم منتشر کنم. امیدوارم لذت ببرید. این شاعر از روحیه بالایی در سرودن شعر برخوردار هست و من همیشه اشعار داییم رو میخوندم و لذت میبردم.مادر:آنکه از مهر و وفا دارد نشانی، مادر استمایه عشق و امید زندگانی، مادر استآنکه از جان می گذارد مایه اندر روزگارآری آری بی گمان اندر معانی، مادر استلاله ی پژمرده ی بستان و باغ عشق و مهرآن گل خوش رنگ و بوی ارغوانی، مادر استآن عزیز جان‌فدا کاندر شبستان حیاتمی گدازد همچنان شمع شبانی، مادر استای جوانِ ناز کز کف مهر مادر داده ایخوب میدانی خدای مهربانی، مادر استآنکه اندر سینه ی مشتاق فرزندان خویشیاد و نام اوست عمری جاودانی، مادر استآنکه شبها در کنار گاهواره می کندهمچنان شمع سحرگه بی زبانی، مادر استآنکه فقدانش در آتش میکِشد کانون جانآنکه باشد داغ او درد نهانی، مادر استشامگاهان تا سحرگه بر سرت گهواره استآنکه بیدار و تو در خواب گرانی، مادر استآنکه گیرد خواب از چشم و شبانگه تا به صبحمی کند بالای لایَش نغمه خوانی، مادر استآنکه باشد زیر گامش بهشت جاودانآنکه داده در رهت عمر و جوانی، مادر استگر که امروز اینچنین شیرین زبانی میکنیآنکه آموزد تو را شیرین زبانی، مادر استآنکه از نقل مرتضی و مصطفاتآنکه در قرآن ازو باشد بیانی، مادر استآنکه فرزندان خود را همچو گل می پروردوانکه بر گلها نماید باغبانی، مادر استآنکه عمری می گدازد پای فرزندان خویشاز جوانی تا زمان ناتوانی مادر استسایه ی مادر اگر از سر رود حس می شودتا بدانی آنکه بودت سایه بانی، مادر استکیست آنکس کو بنای زندگی بنهاده است؟در حقیقت زندگی را هم مبانی، مادر استآنکه مهر و زندگانی را ببخشد رایگانآنکه آرد زندگی را مژدگانی، مادر استآنکه داغش از دل پر غم زبانه می کشدآنکه از دل می برد تاب و توانی، مادر استآسمان زندگی هرگز ازو خالی مبادآن فرشته خوی و ماه آسمانی، مادر استگفتمش اندر مَثَل آن کو ندارد مِثل کیست؟بی تأمل گفت با من کای فلانی، مادر استماجرای عشق او دارد سری بی حد درازآنکه دارد ماجرایش داستانی، مادر است</description>
                <category>هاشمی</category>
                <author>هاشمی</author>
                <pubDate>Tue, 14 Apr 2020 22:18:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر زیبای ای عشق - مجموعه اشک مهتاب - مهدی سهیلی</title>
                <link>https://virgool.io/@StoneCarvedDagger/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%A7%D8%B4%DA%A9-%D9%85%D9%87%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%B3%D9%87%DB%8C%D9%84%DB%8C-jzrnptfhet7d</link>
                <description>من توی دسته بندی شعر، اشعاری رو منتشر میکنم که زیبایی مطلب رو به بهترین شکل منتقل کنن. معمولا اشعاری که خودم زیاد میخونشمون رو منتشر میکنم.ای عشقلطفا این شعر رو بصورت ممتد و با اتصال بیت ها به همدیگه بخونید. خیلی قشنگ میشه. لذت بخش میشه. این هم شعر زیبای ای عشق سروده مهدی سهیلی:نشاط انگیز و ماتم زایی ای عشق!عجب رسواگر و رسوایی ای عشق!اگر چنگ تو با جانی ستیزدچنان افتد که هرگز برنخیزدتو را یک من نباشد ذوفزونی (خواننده عادی نمیتونه تشخیص بده ولی نسخه چاپی که خودم دارم داخلش گفته شده: تو را یک فن نباشد، ذوفنونی)بلای عقل و مبنای جنونیتو لیلی را ز خوبی طاق کردیگل گلخانه آفاق کردیاگر بر او نمک دادی تو دادیبدو خوی ملک دادی تو دادیلبش گلرنگ اگر کردی، تو کردیدلش را سنگ اگر کردی٬ تو کردیبه از لیلی فراوان بود در شهربه نیروی تو شد افسانه دهرتو مجنون را به شهر افسانه کردیز هجران زنی دیوانه کردیتو او را ناله و اندوه دادیز محنت سر به دشت و کوه دادیچه دلها کز تو چون دریای خون استچه سرها کز تو صحرای جنون استبه شیرین دلستانی یاد دادیوز آن فرهاد را بر باد دادیسر و جان و دلش جای جنون شدگران کوهی ز عشقش بیستون شدز شیرین تلخ کردی کام فرهادبلند آوازه کردی نام فرهادیکی را بر مراد دل رسانییکی را در غم هجران کشانییکی را همچو مشعل بر فروزیمیان شعله ها جانش بسوزیخوشا آنکس که جانش از تو سوزدچو شمعی پای تا سر بر فروزدخوشا عشق و خوشا ناکامی عشق!خوشا رسوایی و بدنامی عشق!خوشا بر جان من هر شام و هر روزهمه درد و همه داغ و همه سوزخوشا عاشق شدن اما جداییخوشا عشق و نوای بینواییخوشا در سوز عشقی سوختنهادرون شعله اش افروختنهاچو عاشق از نگارش کام گیردچراغ آرزوهایش بمیرداگر می داد لیلی کام مجنونکجا افسانه می شد نام مجنون؟!هزاران دل به حسرت خون شد از عشقیکی در این میان مجنون شد از عشقدر این آتش هر آنکس بیشتر سوختچراغش در جهان روشنتر افروختنوای عاشقان در بینوایی ستدوام عاشقی ها در جدایی ست!</description>
                <category>هاشمی</category>
                <author>هاشمی</author>
                <pubDate>Fri, 10 Apr 2020 06:23:17 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>