<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های اخبار سوریه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@SyrianKhabar</link>
        <description>اخبار سوریه، مستقل است. به هیچ نهاد، ارگان و جایی منسوب و یا منصوب نیست «این صفحه در ویرگول توسط یکی از مخاطبین کانال اخبار سوریه مدیریت میشود و هیچ منفعت اقتصادی ندارد»</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 07:30:08</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/251818/avatar/HsOpea.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>اخبار سوریه</title>
            <link>https://virgool.io/@SyrianKhabar</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نبرد ایران با ناتو در اوکراین</title>
                <link>https://virgool.io/@SyrianKhabar/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%86-n26gnzwyiig8</link>
                <description>بخش بزرگی از جنگ در اوکراین را جنگ روانی و رسانه‌ای باید دانست که مدیریت آن را سازمان اطلاعات خارجی انگلیس یا همان MI6 بر عهده دارد. چند تیم متخصص که در چندین شهر اوکراین حضور دارند و یک تیم نیز همیشه در مکان اقامت زلنسکی او را مدیریت می‌کند. همین دستگاه تبلیغاتی از ابتدای انتشار خبر انتقال پهپادهای ایرانی توسط صهیونیست‌ها شروع به دروغ‌پراکنی در مورد این پهپادها کرد؛ اول گفتند که روس‌ها ناراضی هستند، بعد گفتند به درد نمی‌خورند، بعد که پهپادها وارد میدان شدند گفتند عملکرد خوبی نداشته‌اند، بعد مدعی شدند بخش عمده‌ای از این پهپادها را منهدم می‌کنیم، بعد گفتند پهپادها یخ زده و نمی‌توانند پرواز کنند و....اما همه این تبلیغات رسانه‌ای و روانی در کتِ این پهپاده و اپراتورهای آن نمی‌رفت؛ وقتی بخش عمده‌ای از اوکراین در خاموشی فرو رفت، همه دنیا فهمیدند که برخلاف تبلیغات صورت گرفته، این پهپادها هم کارشان خوب است، هم عملکردشان عالی است و هم تمام صحبت‌هایی که مقامات اوکراینی به نیابت از ناتو می‌گویند دروغی بیش نیست. نه می‌‌توانند پهپادها را بزنند (پیشرفته‌ترین سیستم پدافند توپخانه‌ای که در سازمان رزم ناتو حضور داشت هم وارد میدان شدند، اما راه به جایی نبردند) و نه پهپادها یخ می‌زنند. از سوی دیگر، طرف اوکراینی در طول چند ماه گذشته باوجود ادعاهای مکرر، موفق نشد ثابت کند که پهپادهای روسی، ساخت ایران است چرا که بخش عمده قطعات آن ساخت کشورهای غربی بود!حالا شاهد رویکرد جدیدی هستیم که البته چندان هم جدید نیست و آن نیز درخواست برای حمله و انهدام تاسیسات ساخت پهپاد در ایران! این درخواست‌های عجیب و غریب در حالی توسط برخی از مسوولان و مقامات اوکراینی در می‌آید که در حوزه نتیجه‌گیری می‌توان به خوبی متوجه شد که درد حضور این پهپادها در اوکراین چنان زیاد است که چنین ادعایی می‌کنند. این سوال را همه می‌پرسند که اگر شما بالای 80درصد پهپادهایی که روس‌ها می‌فرستند را منهدم می‌کنید چرا این همه داد و فریادتان بلند است؟ مشخص است که چنین مساله‌ای بیانگر کارآمدی این پهپادها است.با این حال، اظهارات رئیس جمهور اوکراین در سفر 10 ساعته به امریکا در مورد ایران و پهپادهای ایرانی باعث شد تا صبر برخی از مقامات که در تهران همواره از گفت‌وگو و رایزنی با مقامات اوکراینی می‌گفتند هم سر آید و تاکید کنند که دیگر نمی‌توان تا این اندازه در مورد اظهارات خارج از اصول سران دولت وابسته کی‌یف سکوت کرد. با این حال، مقامات غربی به شدت نگران حضور موشک‌های ایرانی در جنگ اوکراین هستند. آن‌ها پهپادها و اثرگذاری عمیق آن‌ها را دیده‌اند و از این وحشت دارند اگر موشک‌ها هم حضور پیدا کنند چه اثرات مخربی می‌تواند داشته باشد. اظهارات جوزپ بورل در دیدار با وزیر امور خارجه در اردن و درخواست او برای خودداری ایران از تحویل پهپاد و موشک به روسیه ناشی از همین نگرانی‌ها است.با این حال، به صورت مشخص می‌توان گفت کشورهای غربی که به جنگ اوکراین به مساله «مرگ و زندگی» نگاه می‌کنند پشت پستوهای سیاست در حال رایزنی‌های عمیقی با مقامات ایرانی هستند تا شاید بتوانند ایران را راضی به پایان کمک نظامی به روسیه کند، آن‌ها یا می‌دانند که حضور ایران در جنگ اوکراین به خاطر روسیه نیست بلکه به دلیل دشمنی دیرینه غربی‌ها و فشارهای ناجوانمردانه آن‌ها به ملت ایران است یا نمی‌دانند. در هر دو صورت، تا زمانی که سیاست تحریم، فشار، مداخله و خرابکاری غربی‌ در ایران ادامه دارد، نه تنها صدای پهپادها، صدای موشک‌ها هم در اوکراین شنیده خواهد شد.این در حالی است که رئیس سازمان اطلاعات نظامی اوکراین در گفت‌وگو با روزنامه نیویورک‌تایمز تصریح کرد که ایران موشک‌های کروز به روسیه انتقال نداده است. (در حقیقت مشخص نیست منظور او از موشک‌های کروز، موشک‌های تاکتیکی است یا چیز دیگری، چرا که روس‌ها خودشان بهترین کروزساز دنیا هستند) با این حال بودانف در مصاحبه خود تصریح کرد که از ماه اکتبر به طور تخمینی، ارتش روسیه هر ۱۰ روز، زیرساخت‌های انرژی اوکراین را با موشک و پهپاد بمباران کرده است و در هر حمله از حدود ۷۵ موشک کروز استفاده کرده است.اظهارات مقامات اوکراینی در مورد خرید 1700 پهپاد شاهد توسط روسیه از ایران و ناتوانی این کشور بر اثرگذاری بر اصل رابطه تهران – مسکو، آن‌ها را به سمت هذیان‌گویی مستمر سوق داده است. این شرایط برای ما قابل درک است که یکی مانند بودانف امیدوار باشد که با تهدید ایران به تحریم بیشتر توسط غرب (خودش می‌داند که اوکرین مال این حرف‌ها نیست) ایران از تحویل موشک‌ها به روسیه خودداری کند اما او نمی‌داند که دیگر جایی برای تحریم بیشتر باقی نمانده است و ایران نه با اوکراین، که با ناتو در حال نبرد است.</description>
                <category>اخبار سوریه</category>
                <author>اخبار سوریه</author>
                <pubDate>Sun, 25 Dec 2022 11:53:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خط لوله‌ای که باعث شکست غرب در اوکراین شد/</title>
                <link>https://virgool.io/@SyrianKhabar/%D8%AE%D8%B7-%D9%84%D9%88%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B9%D8%AB-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%AF-a802crkhxwdj</link>
                <description>«تصمیم جنگ اوکراین سال‌ها پیش گرفته شده بود». این جمله را چند ماه پیش و شاید در ابتدای حمله روسیه به اوکراین به دوستی گفتم و بعد هم فراموش کردم که به آن بپردازم. این دوست ما چند روز پیش در صحبتی یادآوری کرد و گفت که داستان از چه قرار است؟ چرا گفتی که تصمیم جنگ اوکراین سال‌ها پیش و در پیش از جنگ سوریه گرفته شد؟ دلیل این مساله چه بود؟ آنچه من برای آن دوست به صورت زبانی توضیح دادم شاید به شکل نوشتاری نشود به آن صراحت و فصاحت بر قلم جاری کرد، اما تا جایی که کلمات اجازه دهند و واژه‌ها یاری کنند تلاش خواهم کرد این مساله را به صورت مستند، اثبات کنم.اگر به دلایل جنگ سوریه نگاه کنید، متوجه دو نکته مهم خواهید شد؛ نکته اول که بسیار بسیار برجسته شد و آن نیز نزدیکی دمشق به تهران و قرار گرفتن در محور مقاومت و کمک به گروه‌های مقاومت در فلسطین و لبنان بود که به نظر من دلیل چندان منطقی نمی‌توانست باشد، اما دلیل بعدی که اصلی‌ترین و مهمترین دلیل بود، مساله عبور خط لوله گاز قطر از سوریه، رسیدن آن به ترکیه و سپس اروپا بود. این خط لوله قرار بود با سرمایه‌گذاری شرکت توتال فرانسه در میدان گازی پارس جنوبی در قالب ساخت چند پالایشگاه گاز سی‌ان‌جی، گاز قطر را از خاک عربستان به اردن، از آنجا به سوریه منتقل کند.این مساله را آن‌هایی که تحولات سوریه را از نزدیک بررسی کرده‌اند به خوبی می‌دانند که عبور این خط لوله گاز از خاک سوریه چقدر مهم بود. به نوشته رابرت اف کندی در نشریه پولیتکو که در اسفندماه 1394 منتشر شده: « جنگ ما عليه بشار اسد از اعتراضات صلح آميز مردمي موسوم به بهار عربي در سال 2011 آغاز نشد بلکه از سال 2000 و هنگامي که قطر پيشنهاد احداث خط لوله 10 ميليارد دلاري به طول هزار و 500 کيلومتر را از طريق عربستان سعودي، اردن، سوريه و ترکيه مطرح کرد آغاز شد. ميدان گازي پارس جنوبي (گنبد شمالي)، غني‌ترين ميدان گازي طبيعي در جهان بين ايران و قطر مشترک است.»بله، درسال 2000 میلادی، قطر به نیابت از امریکا این پیشنهاد را به سوری‌ها داد اما در سال 2009 بشار الاسد رئیس جمهور سوریه به قطری‌ها گفت که نمی‌تواند متحدان خود را که دارندگان بزرگ گاز هستند رها کند و به این طرح بپیوندد! کمتر از دو سال پس از این پاسخ، جنگ علیه دولت مرکزی سوریه شروع شد و قرار هم بود با سرنگونی بشار اسد، دولت وابسته به غرب، سعودی، ترکیه و صهیونیست‌ها در دمشق بر سر کار آید و این پروژه هم اجرایی گردد. آن روزها امریکا و اروپا به شدت به این خط لوله امید بسته بودند، چرا که در آن تاریخ کشورهای اروپایی 30درصد گاز خود را از روسیه تامین می‌کردند و می‌خواستند هر چه سریع‌تر از زیر سلطه روس‌ها خارج شوند.اما در حالی که غربی‌ها منتظر بودند که آیا می‌شود به گاز قطر دست پیدا کرد، جنگ را در سوریه شروع کردند. در واقع، آن‌ها از سال 2000 که این پیشنهاد را به سوریه دادند، همزمان با طرح گسترش ناتو به شرق که می‌دانستند حساسیت‌های روسیه را به دنبال خواهد داشت، دنبال منبع مطمئنی برای جایگزینی گاز روسیه می‌گشتند. اما سوری‌ها در این مورد پایمردی کرده و آن پایمردی هر چند به بهای نابودی بسیاری از شهرهای این کشور به پایان رسید، اما نقشه جهان را عوض کرد. در واقع سوری‌ها و محور مقاومت با مقاومت تاریخی خود، آنچه امروز در اروپا می‌گذرد را پایه‌گذاری کردند. در حقیقت از همان ابتدای شروع این هزاره و با پیشنهاد قطر به سوریه مشخص بود که غربی‌ها دنبال جنگ با روسیه هستند.اینجا برخی نکات تاریخی وجود دارد که شاید جالب باشد؛ در سال 2011 و همزمان با شروع جنگ علیه ملت، دولت وارتش سوریه و با ناامیدی غربی‌ها از رسیدن به گاز قطر، آن‌ها بنای ساخت خط لوله گاز نورد استریم 1 را گذاشتند! بله، خط لوله گاز نورد استریم 1 در سال 2011، درست در سال شروع بحران و جنگ در سوریه شروع شد. هر چه زمان گذشت میزان وابستگی گاز اروپا به روسیه بیشتر شد تا آنکه در سال 2014 جنگ اول اوکراین شکل گرفت. در مورد این جنگ همه می‌دانید که داستان از چه قرار است و چرا روس‌ها وارد نبرد شدند.در حقیقت، از مدت‌ها قبل مقدمات جنگ به بهانه‌های مختلف چیده شده بود. از زمان فروپاشی شوروی کشورهای غربی و کانون‌های قدرت و ثروت یهودی در این کشور نفوذ کرده و سلطه عجیبی بر اوکراین پیدا کردند. انقلاب و کودتای رنگی در اوکراین باعث بروز اولین جنگ شد اما جریان گاز روسیه به اروپا قطع نشد. گاز ارزان روسیه باعث شکوفایی اقتصادی کشورهای اروپایی به ویژه آلمان شد. اروپایی‌ها بسیار امیدوار بودند حالا که به گاز قطر نرسیده‌اند، می‌توانند روی گاز ایران سرمایه‌گذاری کرده و با منابع بی‌پایان گاز ایران خود را از شر روس‌ها راحت کنند. بنابراین چشم امیدشان به برجام بود و صحبت‌های بسیاری هم در این زمینه شد.اروپایی‌ها امیدوار بودند که از طریق ترکیه به گاز ارزان و قابل اتکای ایران دسترسی پیدا کنند و حتی پیشنهاد کردند که قطری‌ها بخشی از گاز خود را با ایران سوآپ کنند (هر چند این مساله بارها مطرح شد اما کسی توجهی به آن نکرد) اما در ماه می سال 2018 ترامپ از برجام خارج شد و تمام آمال و آرزوهای اروپایی‌ها به یأس تبدیل شد. چند هفته پس از خروج ترامپ از برجام و ناامیدی کشورهای اروپایی، کلنگ ساخت خط لوله گاز نورد استریم 2 زده شد! خوب به این تاریخ‌ها دقت کنید؛ نورد استریم 1 همزمان با شروع جنگ در سوریه و نورداستریم 2 همزمان با تحریم گسترده و کمرشکن علیه ایران کلنگ خوردند.کشورهای اروپایی که در سال 2014 و 2015 با برگزاری مجمع مینسک و بازی دادن روس‌ها امیدوار بودند که همزمان با تقویت بنیه نظامی اوکراین بتوانند منابع جایگزین انرژی را پیدا کنند هیچ توفیقی در این زمینه پیدا نکردند. پس از تصرف کریمه توسط روس‌ها، آن‌ها یک سال بعد نیروهای خود را راهی سوریه کردند تا به شکل مطمئن‌تری در کنار محور مقاومت در برابر طرح‌های توسعه‌طلبانه غرب که زیر لوای پر طمطراق حقوق بشر، دمکراسی و مبارزه با دیکتاتوری علیه سوریه شکل گرفته بود، دست به مبارزه بزنند.بیش از 80 کشور جهان در مقابل ایران، روسیه، سوریه و حزب‌الله لبنان ایستاده بودند اما در نهایت همه این 80 کشور که برای نابودی سوریه بیش از 600 میلیارد دلار هزینه کردند همه شکست خوردند. اروپایی‌ها نیز بر اثر حماقت خود و زیاده‌خواهی امریکا بازنده بزرگ جنگ در سوریه، تحریم ایران و جنگ علیه اوکراین شدند، هر چند حاضر به اعتراف در این زمینه نخواهند بود. تصمیم به جنگ علیه روسیه در اوکراین بیش از 20 سال پیش گرفته شده بود، اما دستگاه محاسباتی غرب مانند همیشه اشتباه کرد و در همه موارد باوجود تحمیل هزینه‌های هنگفت بر ایران، سوریه و روسیه اما خودش هم بازنده‌ای تمام عیار از آب درآمد.این مطلب شاید برای اولین بار باشد که نوشته می‌شود، اما نشان می‌دهد که غربی‌ها تا چه اندازه برای آینده برنامه‌ریزی کرده و چگونه حساب و کتاب می‌کنند. حقیقت آن است که آن‌ها روی چند مساله مهم هیچ حسابی نکرده بودند؛ نخست مقاومت تاریخی و مردانه ملت، دولت و ارتش سوریه، دوم قدرت و ریسک ایران برای مداخله در سوریه و سوم نیز حضور عملیاتی روس‌ها در سوریه. در مورد ایران نیز آن‌ها در مخیله‌شان نمی‌گنجید که ایران همزمان با شدیدترین تحریم‌های تاریخ علیه یک کشور همزمان در چند جبهه با آن‌ها وارد نبرد شده و پیروز از این میدان بیرون بیاید.محور مقاومت با مقاومت تاریخی و خیره‌کننده خود در طول دو دهه گذشته از جنگ‌های چندگانه در یمن تا انتفاضه مسجد الاقصی، جنگ 33 روزه، جنگ‌های متعدد علیه باریکه غزه، جنگ در سوریه و عراق و سپس یمن با محوریت ایرانی که سرتا پا تحریم شده بود، نقشه جهان را عوض کرد. از کنار این مساله به سادگی عبور نکنید، این موضوع بسیار مهم بوده و اهمیت بالایی دارد. کشورهای غربی و رسانه‌های آن نمی‌خواهند اجازه دهند مخاطب مستقل فکر کند، آزاد و رها فکر کند و درست تصمیم بگیرد، ما سال‌هاست در حال نبرد نابرابر هستیم اما پیروز این میدان بوده‌ایم و امروز هم در اوکراین در حال مچ انداختن با شیاطین هستیم.</description>
                <category>اخبار سوریه</category>
                <author>اخبار سوریه</author>
                <pubDate>Wed, 21 Dec 2022 18:16:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«جهان» خیالی رئیس جمهور اوکراین</title>
                <link>https://virgool.io/@SyrianKhabar/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%86-wfcl4uluqrtk</link>
                <description>تبلیغات، پروپاگاندا، دعوا و مظلوم‌نمایی بخش بزرگی از اقدامات دولت اوکراین را تشکیل می‌دهد و به نظر می‌رسد از روزی که ولودیمیر زلنسکی که یک دلقک و بازیگر فیلم‌های طنز در اوکراین بود توسط غربی‌ها برای این شغل درنظر گرفته شد و او را به مردم اوکراین قالب کردند، با همین فکر و آینده‌نگری بود. یعنی آن‌ها کسی را می‌خواستند که بتوانند نه تنها از او بهره‌کشی سیاسی و اقتصادی کنند، بلکه در شیادی رسانه‌ای و تبلیغاتی هم هنرمند باشد. تنها و تنها دلیل برآمدن یک دلقک به جایگاه ریاست‌جمهوری فقط همین می‌تواند باشد.در طول حدود هشت ماهی که از جنگ می‌گذرد، زلنسکی این نقش را به خوبی بازی کرده و با کمک بوق‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای غرب و یهودی‌ها روزی نیست که در یک شبکه تلویزیونی حضور نداشته باشد. مصاحبه و گفت‌وگو با این رسانه‌ها بخشی از کار روزانه او را تشکیل می‌دهد. با توجه به اینکه او نه سیاست می‌داند و نه دانش دیپلماتیک دارد، همواره هم حرف‌های عجیب و غریبی می‌زند که خود غربی‌ها برای ماستمالی کردن حرف‌هایش ناچار هستند به شکل‌ها و روش‌های مختلف وارد شده و تاکید کنند که او در این زمینه مزخرف گفته است.تقریباً در هر گفت‌وگویی او چیزی دارد و به او یاد داده‌اند که دروغ را آن اندازه بزرگ و حجیم بگوید که همه باورشان شود و کسی نتواند این دروغ به این بزرگی را تکذیب کند. در حالی که فقط اعضای ناتو و چند کشور وابسته به امریکا (مانند ژاپن، استرالیا و کره‌جنوبی) به صورت رسمی و قطعی علیه روسیه موضع‌گیری کرده و این‌ها روی هم 31 کشور دنیا را تشکیل می‌دهند و بیش از 170 کشور دیگر عضو سازمان ملل حاضر نشده‌اند در بازی و راهبرد امریکا و انگلیس خود را تعریف کنند، زلنسکی در همه این گفت‌وگوها «جهان» را مخاطب قرار می‌دهد!آنچه او می‌گوید و آنچه او طرح می‌کند هیچ پشتوانه عملی و اجرایی ندارد و صرفاً می‌خواهد برای خودش به عنوان رئیس‌جمهور یک کشور مظلوم معرفی کند و در حالی که می‌داند دو ماه آینده در این نبرد بسیار سرنوشت‌ساز است سعی می‌کند بیشترین فشار روانی و رسانه‌ای (تنها کاری که بلد است و تنها هنری که دارد) را وارد کرده و حتی اگر بتواند یک کشور خارج از ناتو را به جمع مخالفان روسیه درآورد؛ خود را پیروز ماجرا می‌داند. این تلاش‌ها در حالی صورت می‌گیرد که به نظر می‌رسد او واقعاً فکر می‌کند که کشورها باید بر اساس منافع اوکراین تصمیم بگیرند، نه برای آینده خود!این موضوع را می‌توان در گفت‌وگوی او با شبکه‌های خبری سی‌بی‌سی و سی‌تی‌وی دید، مواردی که او مطرح می‌کند و می‌گوید دستکم برای یک مخاطب عام که سیاست را در همان فهم رسانه‌ایش هم می‌داند خنده‌دارد. در واقع، سطح فهم و بهره زلنسکی از عالم «منافع، مصالح و دیپلماسی» چیزی بیش از این نیست. او در این گفت‌وگو روسیه را به استفاده از تاکتیک‌های باج‌گیری «تروریستی» متهم کرد و مدعی شد که «مسکو فقط زبان زور می‌فهمد» و در ادامه مسکو را به تهدید در مورد حمله به مراکز مهم سیاسی در اوکراین با استفاده از تسلیحات هسته‌ای متهم کرد و در عین حال خاطرنشان کرد که اگر چنین حمله‌ای رخ دهد، «جهان» باید پاسخ آن را بدهد!اما این جهانی که زلنسکی از آن صحبت می‌کند دقیقاً کدام جهان است؟ نه همان «جامعه جهانی» که امریکا در طول سه دهه گذشته با آن کشورهای دیگر را مخاطب قرار می‌دهد و منظورش از این واژه در ابتدا خود امریکا و در مجموع همان غرب است؟ حتی بازی زلنسکی با واژه‌ها هم مسخره است، به عنوان مثال او گفته است: «مهم نیست که آیا اوکراین عضوی از ائتلاف نظامی ناتو است یا خیر. هیچکس نباید همچون تروریست اجازه باج‌گیری از سایر کشورها را داشته باشد. جهان باید به روس‌ها بگوید که اگر به دفتر ریاست‌جمهوری اوکراین حمله کنند، حمله‌ای به محل سکونت آن‌ها خواهد شد.»هر چه در مورد این گفت‌وگو و مسائل و مواردی که زلنسکی در قامت رئیس یک دولت جنگ‌زده که کشورش را عملاً سفارت انگلیس و امریکا و ارتش! آن را هم افسران غربی مدیریت می‌کنند گفته، بنویسم از طنز داستان چیزی کم نمی‌کند؛ این جمله را بخوانید: «اگر مسکو به کی‌یف حمله کند، یک ثانیه بعد و البته صرف‌نظر از نتایج حمله روسیه، حمله‌ای به مراکز مهم سیاسی در روسیه خواهد شد. چنین موضعی باج‌گیری نیست، بلکه نوعی دفاع از خود است و همچنین باعث توقف افرادی می‌شود که تهدیداتی را ایجاد می‌کنند.»این توهمات بی‌پایان که ناشی از دلهره‌های جنگ و شکستی است که با تصمیمات پر از اشتباه زلنسکی به اوکراین تحمیل شده و او می‌داند که فردای شکست نقشه این کشور چگونه خواهد بود و آیندگان به چه تفسیر در مورد او قضاوت خواهند کرد و جامعه یهودی – صهیونیستی به دلیل این شکست چه تاوانی باید بدهند، صورت می‌گیرد، او را وادار کرده تا مدام از «جهان» صحبت کند، جهانی که تا به امروز فقط مقامات کشورهای عضو ناتو در آن تصمیم گرفته‌اند با سفر به کی‌یف با او دیدار کنند. مقامات همین «جهان» مورد اشاره او اما در طول هشت ماه گذشته به صورت مکرر از مسکو دیدار داشته‌اند.«جهان» مدنظر زلنسکی و «جامعه جهانی» مورد نظر آمریکا به نظرم سطح انتظاری که غربی‌ها برای زلنسکی در پیش از شروع جنگ ایجاد کرده بودند و به شکلی که او را توجیه کرده بودند باعث شده تا او همچنان در این فضا سیر کند، فضایی که هیچ سنخیتی با واقعیت موجود ندارد و نشان می‌دهد فردی که دارد اوکراین را به ورطه نابودی می‌کشاند، چیزی از روابط بین‌المللی و تعاریف حاکم بر «جهان» واقعی (نه جهان شکل گرفته در خیال او که متشکل از اعضای ناتو است) نمی‌داند و دیگر مجالی هم برای دانستن نیست. امروز غرب هر چه در زرادخانه‌اش داشته راهی اوکراین کرده، اما هیچ پیروزی قاطعی برای زلنسکی که بتواند از خلال آن برای خود ژست «قهرمان» بگیرد، ایجاد نکرده است.همانگونه که گفتم، تاکید عجیب رئیس جمهور یهودی اوکراین بر «جهان» ذهنی‌اش به شدت او را درگیر کرده و این نکته نشان می‌دهد که او از اینکه با به کار گرفتن همه حربه‌هایش توفیقی در جذب سایر کشورهای جهان نداشته، گیج شده است. او در این گفت‌وگو با مقصر دانستن مردم روسیه می‌گوید: «اگر روس‌ها فشاری را علیه ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه اعمال نکنند، جهان این کشور را منزوی خواهد کرد. از آنجایی که این کشور صرفا با زبان تهدید سخن می‌گوید، هیچکسی حاضر به گفت‌وگو با این کشور نیست. جهان خودش باید تصمیم بگیرد که چه کسی با روسیه – که همه آن‌ها تروریست‌ هستند – گفت‌وگو کند.»به واژه‌های «جهان»، «زور»، «تروریست» و «انزوا و گفت‌وگو» دقت کنید؛ این همه گفتمانی است که عامل غرب در مقام رئیس جمهور اوکرین آن را درک می‌کند و می‌فهمد. تبلیغ این نکته که «هیچ کسی حاضر به گفت‌وگو با این کشور نیست» حکایت کلاه گذاشتن سر خود است و در جهانی که همه دنبال منافع خود هستند، انتظار رئیس‌جمهور اوکراین از کشورهای جهان برای حرکت در مسیر منافع این کشور نشان از سردرگمی عمیقی می‌دهد که به این سادگی قابل درمان نیست. در جهانی که بیشتر مردم اروپا هم از زلنسکی و دولت او متنفر هستند و عامل بدبختی خود را اوکراین می‌دانند، انتظار از بقیه کشورها بیهوده است.</description>
                <category>اخبار سوریه</category>
                <author>اخبار سوریه</author>
                <pubDate>Sun, 23 Oct 2022 19:36:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مراقب بازی غربی‌ها باشیم (قابل توجه فعالان رسانه‌ای و مجازی)</title>
                <link>https://virgool.io/@SyrianKhabar/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%82%D8%A8-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%BA%D8%B1%D8%A8%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-saesj1nqaeii</link>
                <description>این روزها رسانه‌های غربی – صهیونیستی به شکلی عجیب در حال تمرکز بر حملات پهپادی ارتش روسیه به زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی ناتو در اوکراین هستند. در روزهای نخست شروع این حملات با توجه به ذهنیت خاص غربی‌ها که هیچکس را جز خود آدم حساب نمی‌کنند (به سخنان سخیف جوزپ بورل مراجعه کنید!) و هیچ ساخته‌ای را جز آنکه از زیر دست خودشان خارج شده باشد قبول ندارند تلاش کردند تا این حملات پهپادی را با پروپاگاندای رسانه‌ای و زیرسوال بردن عملکرد آن‌ها ناچیز جلوه داده و به نوعی امیدوار باشند که این حملات گذرا، محدود و ناچیز است.اما هر چه زمان گذشت نه تنها این حملات پهپادی گسترده‌تر، اثرگذارتر و دقیق‌تر شد بلکه روس‌ها از پهپادهای جدیدتر هم رونمایی کردند و کار تا جایی پیش رفت که در یک روز نیروی هوایی ارتش اوکراین سه فروند جنگنده خودش را که برای مقابله با حملات این پهپادها از زمین برخواسته بودند از دست داد. در ضمن اینکه این پهپادها از رینگ‌های پدافندی چندلایه و بسیار قدرتمند شهری مانند اودسا و کی‌یف هم ده‌ها بار عبور کرده و اهداف خود را با دقت بسیار منهدم کردند. این مساله برای سران ناتو بسیار ناخوشایند بود و دنبال راه چاره‌ای برای آن بودند.هر چند آن‌ها به لحاظ رسانه‌ای روس‌ها را مسخره می‌کردند که چون تکنولوژی لازم را ندارد به سراغ خرید پهپاد از ایران رفته است، اما خودشان هم به شدت مورد تمسخر قرار گرفتند چرا که باوجود حضور چندین مدل سامانه پدافندی، جنگال و پرواز 24 ساعته هواپیماهای جاسوسی و شناسایی توفیق چشمگیری در هدف قرار دادن این پهپادها به دست نیاورده و آن‌ها با تغییر فرمانده عملیات ارتش روسیه در اوکراین، با شدت، قدرت و تعداد بیشتری وار عمل شده و شهرهای بزرگ اوکراین را به شهر ارواح تبدیل کردند، موضوعی که با تبلیغات رسانه‌ای و ادعای منهدم کردن 80درصدی پهپادها قابل پوشش نبود.انتشار خبر فروش موشک‌های بالستیک تاکتیکی توسط ایران به روسیه، غربی‌ها را دچار جنون مضاعف کرد. ایجاد بلوا در ایران که قرار بود با رسیدن به یک نتیجه مشخص به عنوان «ارزش افزوده‌ای برای معامله» بر سر همکاری ایران و روسیه مورد استفاده قرار بگیرد، شکست خورد و پروژه نفوذ نظامی در شمال‌غرب و جنوب شرق کشور با هوشیاری و عملیات به موقع و البته مهر ایزدی در نطفه خفه شد؛ بنابراین غرب هیچ ابزار جدی و جدیدی برای اینکه طرف ایرانی را تحت فشار قرار دهد تا دست از همکاری نظامی و دفاعی با روس‌ها بردارد، در اختیار نداشت.غربی‌ها که در طول چند دهه گذشته با اینکه آنچه ایران به عنوان دستاورد نظامی می‌گوید یک بلوف رسانه‌ای و تبلیغاتی است تا مانع از حمله احتمالی به خاک خود شود، در طول سه سال گذشته به عینه این قدرت نظامی را لمس کرده و واقعی بودن آن را بیشتر درک کرده بود، اما همه تلاش خود را به کار می‌بست تا مانع از همه‌گیر شدن و همه‌فهم شدن این قدرت برای مردم کره خاکی شود. حمله به عین الاسد و انهدام دقیق تاسیسات نفتی سعودی‌ها سیلی دردناکی بود که غربی‌ها را به حقیقت قدرت نظامی ایران بیش از پیش آشنا کرد.هر دوی این عملیات‌ها نقاط عطفی در مباحث نظامی و جنگی بودند. اصابت فقط 11 موشک به عین الاسد (البته گفته می‌شود تعداد بیشتر بوده است) و حمله 10 فروند پهپاد و 7 فروند موشک کروز به تاسیسات نفتی سعودی در ابقیق و خریص اساس نبردهای آینده را تغییر داد و مشخص شد که نبردهای آینده صرفاً هواپایه و با استفاده از جنگنده و بمب‌افکن صورت نخواهد گرفت و تجهیزات جدید با پشتوانه فکری نو و ابتکاری توسط ایرانی‌ها پا به عرصه گذاشته که قرار است در یک نبرد نامتقارن صحنه نبرد را در کمتر از چند ساعت عوض کند. همین درک از این توانمندی بود که وحشت تحویل احتمالی موشک‌های ایرانی به روسیه، خواب سران ناتو را آشفته کرد.اگر شانس هدف قرار دادن پهپادها را فقط 30 درصد در نظر بگیریم، توان مقابله با موشکی مانند ذوالفقار که بیش از 8 ماخ سرعت پیمایش دارد و بیش از دو برابر این عدد سرعت اصابت کلاهک جداشونده؛ ناتو با یک «گیم‌چنجر» واقعی و در مقیاس بسیار سنگین مواجه بود که می‌توانست تمام زیرساخت‌های نظامی ناتو در اوکراین را منهدم کند در حالی که با سامانه‌های پدافندی فعلی غرب شانس هدف قرار دادن به زیر 5درصد می‌رسد. این مسائل باعث شده تا از چند روز پیش غربی‌ها این بار به سراغ قدرت پهپادی و موشکی ایران بیایند و آن را تهدیدی برای «بشریت» (شما بخوانید غرب) اعلام کنند.در حقیقت، حضور پهپادهای گل شمعدانی 1 و گل شمعدانی 2 که این روزها شهرتی عالم‌گیر به دست آورده و با عبور از سامانه‌های پدافندی چندلایه اوکراینی‌ها اتاق‌های عملیات متعددی را به ویژه در شهر اودسا منهدم کرده با گسترش ماموریت و تعداد پرتاب‌ها به خطری راهبردی برای ناتو تبدیل شد. همانگونه که گفته شد، هر چند رئیس جمهور یهودی اوکراین در کنار مقامات انگلیسی به عنوان فرماندهان واقعی میدان نبرد در اوکراین تلاش کردند درصد موفقیت انهدام این پهپادها را بالا ذکر کنند، اما حملات این پهپادها چنان دردناک بود که با هیچ ماله‌کشی و ماستمالی نمی‌شد آن را پوشش داد.عملیات این پهپادها در سرکوب پدافند ناتو، انهدام توپخانه و زرهی غرب، حمله به مراکز صنعت برق اوکراین و هدف قرار دادن موثر ساختمان‌های دولتی و نظامی اوکراین در کنار وحشت روزافزونی که فقط صدای آن‌ها به وجود آورده بود باعث شد تا گام فشار بر ایران شروع شود. رهبری این فشارها را هم اروپا بر عهده داشت و به نظر می‌رسد تکذیب‌های اولیه ایران در مورد حضور نداشتن پهپادهای ایرانی در نبرد اوکراین بیشتر ناشی از همین مساله بوده است. در حالی که غربی‌ها تلاش بسیاری کردند تا در طول دو دهه گذشته با کمک رژیم صهیونیستی و برخی از رژیم‌های عربی «بمب اتم» ایرانی را تهدید معرفی کنند، حالا نوبت به توان «پهپادی و موشکی» ایران رسیده است.در واقع، تلاش غربی‌ها برای وارد کردن قدرت موشکی ایران به مذاکرات هسته‌ای از سال‌ها پیش در جریان بود اما آن‌ها هیچ وقت روی گزینه پهپادی تمرکز نداشتند ولی امروز شواهد به ما می‌گوید که به این سمت هم دارند حرکت می‌کنند. در حالی که مذاکرات هسته‌ای متوقف شده و ایران چندان تمایلی به امضای برجامِ مدنظر امریکا ندارد؛ قدرت‌نمایی ایران در جنگ اوکراین باعث آشفتگی شده است. قرار بود تحریم‌ها و فشارها ایران را به عقب رانده و با تضعیف کشورمان راه را برای اعمال نظرات و خواسته‌های عربی – عبری – غربی فراهم کند ولی از قرار معلوم داستان به آن شکلی که دوست داشتند پیش نرفته است.هر چند ایران و روسیه هر دو فروش تسلیحات ایرانی برای استفاده در نبرد اوکراین را تکذیب می‌کنند، اما به نظر این تکذیب به تنهایی کفایت نمی‌کند. اوکراینی‌ها نیز به صورت هدفمند حملات صورت گرفته توسط پهپادها را منتشر کرده و هیچ ابایی از انتشار ویدئوهای آن و اصابت دقیق این پهپادها به اهداف خود نداشته و ندارند. انتشار این ویدئوها باعث شد تا فعالان رسانه‌ای و فضای مجازی ایران به سرعت آن‌ها را برداشته و با تحلیل‌های خود آن‌ها را بازنشر کنند. هدف از بازنشر این ویدئوها در حقیقت تاکیدی بود بر توان پهپادی ایران و معرفی قدرت نظامی کشورمان به طرف‌های مختلف!اما از قرار معلوم پشت انتشار فیلم این حملات توسط اوکراینی‌ها و بازنشر آن در فضای رسانه‌ای فارسی زبان که به شکل دقیق و روزانه توسط طرف‌های ضدایرانی رصد می‌شود موضوع دیگری بوده است. تایید این موضوع که پهپادهای روسی استفاده شده در نبرد «ساخت ایران» بوده و پیش از این هم از آن‌ها در کشورهای دیگر استفاده شده و حتی معرفی نام و سابقه آن‌ها، همانگونه که چند شب پیش هم گفتم، باعث شده تا غربی‌ها اقدام به مستندنگاری این مطالب کرده و آن‌ها را به عنوان دلایل خود جهت کمک نظامی کشورمان به روسیه در جنگ اوکراین قلمداد کنند.هر چند غربی‌ها خود هر چه در زاغه‌های مهمات داشته‌اند به اوکراین فرستاده و ده‌ها هزار نیروی نظامی را هم به این کشور اعزام کرده‌اند، اما به هیچ عنوان نمی‌توانند کمک نظامی ایران به روسیه را برتابند. این مساله که این کمک‌ها می‌تواند نتیجه جنگ را تغییر دهد به شدت آن‌ها را می‌آزارد چرا که باوجود کمک 75 میلیارد دلاری نظامی غربی‌ها در جنگ 8 ماهه، فروش چندصد میلیون دلاری سلاح توسط ایران می‌تواند همه این سرمایه‌گذاری را بر باد دهد. این را باید غیر از ضرر اقتصادی این مساله دانست که به صدها میلیارد دلار می‌رسد.به همین علت آن‌ها برای آنکه پای موشک‌های ایرانی به روسیه باز نشود، پنجره فشار را باز کرده‌اند. متاسفانه وزارت خارجه و شخص وزیر امور خارجه هم در این رابطه رفتار درستی ندارد که به آن اشاره نمی‌کنم؛ اما از فعالان فضای مجازی و رسانه‌ای کشور به عنوان یک همکار تقاضا دارم از این به بعد به هیچ عنوان اسمی از حضور تجهیزات ایرانی رد نبرد اوکراین به میان نیاورند. در ماجرای یمن پرونده‌ای قطور را برای کشورمان درست کردند که به خیر گذشت. شما باب میل در غربگراها و غربی‌ها بنویسید که ایران این پهپاد را از روسیه خریده و همه آن‌ها را خود روس‌ها ساخته‌اند؛ موشک فاتح 110 و ذوالفقار هم مال خود روس‌ها است؛ شاید راضی شدند و دست برداشتند!!</description>
                <category>اخبار سوریه</category>
                <author>اخبار سوریه</author>
                <pubDate>Fri, 21 Oct 2022 18:16:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جایگاه ایران در نظم جهانی پیش‌رو</title>
                <link>https://virgool.io/@SyrianKhabar/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%B8%D9%85-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%B1%D9%88-ootl5f6jezgi</link>
                <description>همیشه به فعالان حوزه سیاسی و رسانه‌ای و تا کنشگران اجتماعی فرهنگی توصیه کردم تا حتماً تمام سخنرانی‌های آیت‌الله خامنه‌ای را گوش کنند نه با این عنوان که او رهبر انقلاب است بلکه در جایگاه کسی که اهل مطالعه است و تحقیق و همواره تحلیل درستی از جهان پیرامونی داشته و صحبت‌هایی که می‌کند مانند خیلی‌های دیگر الله‌بختکی و از روی غرض نیست؛ به ویژه صحبت‌هایی ایشان در مورد مسائل جهانی و تحولات بین‌المللی و جابجایی قدرت قابل توجه است.ایشان یک سخنرانی در جمع دانشجویان در اردیبهشت ماه سال جاری کردند که فکر کنم در مورد آن توضیح دادم با این حال حتما امروز ویدیو یک بخش از این سخنرانی را که به نظرم بسیار مهم و قابل توجه بوده و خودم نیز در طول چند سال اخیر به صورت مکرر و پیاپی در این مورد گفته و نوشته را منتشر می کنم تا معنی و دلیل این صحبت ها را بهتر و بیشتر متوجه شوید. رهبر انقلاب با ۸۳ سال سن امروز بدون شک با مطالعه‌ترین رهبر در جهان است و هیچ کسی در جهان امروز به عنوان یک مسوول نمی‌تواند ادعا کند که به اندازه ایشان کتاب خوانده و مطالعه کرده است.شاید عده‌ای از این حرف‌ها و صحبت‌ها بخواهند خواسته خود را برداشت کنند و بگویند «فلانی هم...» اما حقیقت را به هیچ عنوان نمی‌شود پنهان کرد و اگر کسی در این زمینه توانست یک نفر را در جهان امروز و حتی چند دهه پیش بیاورد که در سطح مطالعاتی و کتابخوانی به اندازه ایشان هستند من حرفم را پس می‌گیرم. آیت‌الله خامنه‌ای نه تنها اهل مطالعه و کتاب خواندن هستند و همانگونه که بارها هم گفته‌ام اهل مشورت و نظر گرفتن از اهل فن و صاحبان تدبیر و رای بوده و نکاتی که در هر حوزه‌ای مورد اشاره قرار می‌دهند قابل توجه است. حالا شاید کسی یا فردی کینه و عداوتی داشته باشد و بخواهد این موارد را نقض کند اما نه تنها ایشان، بلکه دیگر رهبران محور مقاومت هم که دست‌پروردگان ایران اسلامی و انقلاب هستند نسبت به سران و رهبران وابسته به جریان مقابل از سطح سواد و درک بسیار بالایی برخوردار هستند و اصولاً غیر قابل قیاس می‌باشند.به عنوان مثال شما حجت الاسلام سیدحسن نصرالله، مجاهد بزرگ و خستگی ناپذیر عبدالملک بن بدرالدین الحوثی، رهبران احزاب و گروه‌های سیاسی و مقاومت عراق مانند شیخ قیس الخزعلی، نوری المالکی و همچنین دکتر بشار الاسد را با وابستگان به سعودی، آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی مقایسه کنید... وجدان خودتان را قاضی کنید و یک مقایسه خیلی ساده میان آنهایی که نام بردم با مقامات اردن، مصر، سعودی، امارات کویت، مجمع الجزایر دیلمون، مراکش و.... داشته باشید؛ آیا می‌شود این افراد را با هم مقایسه کرد؟ بدون شک قیاس مع الفارق است. حالا چه دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم این حقیقتی است که وجود دارد و باید آن را در تمام تحلیل ها و نوشته‌ها در نظر گرفت.این چند پاراگراف را گفتم و نوشتم تا به صحبت‌های امروز رهبر انقلاب در دیدار صورت گرفته به مناسبت هفته وحدت و میلاد حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص)؛ اشاره کنم. صحبت‌هایی که دارای نکات و موارد مهمی بود و به نظرم در پی سخنان اردیبهشت‌ماه سال جاری در دیدار با دانشجویان ایراد کردند. این صحبت‌ها نشان می‌دهد که ما به عنوان شهروند نه تنها بسیاری از مسائل را متوجه نمی‌شویم؛ بلکه سطح درخواست‌های ما با تبلیغات دشمن چنان پایین می‌آید که اصل را فراموش کرده و فرعِ فرع را چسبیدیم. در حالی که دعوا در دنیا بر سر بقا و ادامه حیات است، گروهی کشور را در لحظه‌ای حساس گروگان گرفتند که ما می‌خواهیم «لخت» بگردیم - حالا به همه معانی‌اش کار نداشته باشید، شما از آن به هر عنوانی که دوست دارید، یاد کنید.همانگونه که بارها نوشته‌ام، جهان در حال حرکت به سمت نظمی نوین است و در این نظم کسی می‌تواند جای پایی برای خود دست و پا کند که چند ویژگی عمده را داشته باشد: ایدئولوژی داشته باشد، قدرت نظامی متعارف و غیرمتعارف داشته باشد؛ امتداد ایدئولوژی و قدرت داشته باشد و در نهایت استقلال کامل داشته باشد. البته می‌توان به این موارد مثلا قدرت اقتصادی را هم گنجاند ولی برای حضور در هرم قدرت در جهان پیش‌رو قدرت اقتصادی دردی را دوا نمی‌کند چرا که شما باوجود داشتن قدرت اقتصادی اگر عناصر چهارگانه اول را نداشته باشی در همان راند نخست از میدان به در شده و حتی قدرت اقتصادی را هم از دست خواهی داد.دنیا در یک بی‌نظمی و تلاطم به سر می‌برد و غرب و در راس آن امریکا که مدعیِ رهبری جهان است در یک دهه گذشته به عینه نشان داده‌اند دارای چنین صلاحیتی نیستند و هیچ توفیقی در پایان دادن حتی به یکی از درگیری‌هایی که خود مسبب شروع آن بوده‌اند نداشته و حتی در حل مشکلات اقتصادی خود هم موفق نبوده‌اند. در همین حال از قدرت اقتصادی آن‌ها به نفع دیگر کشورها کاسته شده و قدرت‌های اقتصادی و نظامی نوظهور با پشتوانه‌های مختلف در برابر آن‌ها قد علم کرده‌اند. اگر فرصت شد در مورد راهبرد جهانی جدید امریکا که به تازگی در 48 صفحه منتشر شده، خواهم نوشت اما به یاد داشته باشیم که مقایسه این راهبرد با چیزی که 10 سال پیش در دوره اوباما در سال 2012 منتشر شد بیانگر آن است که امریکا با همان چالش‌ها مواجه است.همانگونه که بارها اینجا نوشته‌ام، دنیا بدون نظم و توافق نمی‌تواند ادامه دهد. 15 سال از شروع تحریم‌های شدید علیه ایران می‌گذرد و این تحریم‌ها سال به سال افزایش یافته، تشدید شده و گسترش پیدا کرده‌اند و هدف از این تحریم‌ها وادار کردن ایران برای پذیرش نظم امریکایی است و در این سال‌‌ها ملت ایران مقاومت کردند تا زیر بار این نظم نروند چرا که به عنوان کشوری که ظرفیت بالایی در شکل‌دهی به یک قدرت منطقه‌ای و سپس فرامنطقه‌ای و جهانی را دارد می‌خواهند به این سمت حرکت کنند. نکته جالب آن است که غرب این ظرفیت را تشخیص داده، اما شما از غربزده‌ها و کسانی که کمترین مطالعه‌ای ندارند بپرسید منکر این ظرفیت وتوانمندی می‌شوند و تا هم صحبتی کنید سراغ صنعت مسخره خودروسازی می‌روند!!نظم جهانی آینده مشخص نیست به چه شکل خواهد بود، این مساله حتی برای طرف امریکایی هم نامشخص و مبهم است اما همه تلاش خود را می‌کنند تا این نظم «آنگلوساکسونی» باشد، در این نظم ژرمن‌ها، فرانک‌ها و اسلاوها، بازماندگان وایکینگ‌ها و دیگر گروه‌های قومی غربی هم جایگاهی نداشته و صرفاً به عنوان سرباز پیاده باید خدمت کنند. فهم و درک نظم آینده به دلیل نامشخص بودن، نیاز به احتیاط بسیار دارد اما کشورهایی که ظرفیت قرارگیری در ظرف این نظم را دارند و ویژگی‌های گفته شده در بالا را دارند، با احتیاط، حزم و دوراندیشی رفتار می‌کنند. به باور غربی‌ها، ایران، روسیه و چین ظرفیت بر هم زدن یا قرار گرفتن در نظم آینده را دارند و به همین دلیل بیشترین فشارها هم روی این سه کشور است.حالا در ادامه نگاهی به سخنان رهبر انقلاب داریم که چگونه این موضوع را به سادگی توضیح داده تا «همه‌فهم» باشد اما اینکه چه تعداد این حرف‌ها را بفهمند و اصولاً برای چه تعداد این حرف‌ها و نگاه مهم باشد موضوع دیگری است. بنده در جایگاه خودم به عنوان یک روزنامه‌نگار تلاش وافری کرده‌ام تا این مهم را به بهترین شکل ممکن دراین سال‌ها توضیح دهم و امیدوارم که دیگران هم در این راستا روشنگری کنند و به مردم توضیح دهندکه کشاندن دعوا به روسری و بند تنبان، تحقیر تاریخی ملتی به بزرگی و قدمت ایران است و دعوا بر سر آینده و نسل‌هایی است که اگر امروز درست عمل نکنیم، فرداها ما را به سخره خواهند گرفت. آیت‌الله خامنه‌ای «تغییر نقشه سیاسی جهان» را اینگونه توضیح دادند.«امروز روزبه‌روز بیشتر واضح می‌شود که نقشه‌ سیاسی دنیا در حال تغییر است. آن مسئله‌ یک قطبی بودن و زورگویی کردن یک قدرت یا دو قدرت بر کشورها و ملتها مشروعیت خودش را از دست داده، یعنی ملت‌ها بیدار شدند. نظام تک قطبی مطرود شده است، به تدریج دارد مطرودتر می‌شود. تدریجاً این حالت تسلطی که استکبار جهانی بر کشورها و بر ملت‌ها و بر مناطق گوناگون داشته، دارد تغییر می‌کند، درست مثل تغییری که در دوران نهضت‌های ضد استعماری در نیمه‌ دوم قرن بیست اتفاق افتاد که پشت سر هم کشورها قیام کردند در میانه‌ قرن بیست علیه استعمار مستقیم.»حالا باید پرسید جایگاه ما در این نقشه سیاسی دنیا دقیقاً کجا است و اگر تحریم و فشار اقتصادی و سیاسی دشمن و البته برخی ندانم‌کاری‌ها در داخل کشور نبود (همان‌هایی که رهبری از آن‌ها به عنوان اسلام انگلیسی یاد کردند و برخی هم از آن‌ها رفته‌اند و برای خود دولت تشکیل داده‌اند) که چوب لای چرخ این حرکت بزرگ و تاریخی کشور انداختند، آیا وضعیت ما به همین صورت بود؟ با این حال تقدیر و سرنوشت ملت ایران این است که عزیز باشد، مقتدر باشد و بزرگی و آقایی کند؛ حالا دشمنان هر چه می‌خواهند سنگ‌اندازی کنند؛ ما مستحکم و قوی، قدرتمند و امیدوار به جلو می‌رویم و آن‌هایی که احساس ضعف و فتور هم می‌کنند بدون شک بالاخره مسیر درست را تشخیص داده و برای سربلندی کشور حضور پیدا می‌کنند.</description>
                <category>اخبار سوریه</category>
                <author>اخبار سوریه</author>
                <pubDate>Fri, 14 Oct 2022 20:11:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا نباید اجازه داد ناتو در اوکراین پیروز شود ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@SyrianKhabar/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D8%A7%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B4%D9%88%D8%AF-tufvahlu6jiq</link>
                <description>ائتلاف و اتحاد در مسیر قدرتمندتر شدن تنها راهکار و تنها راه چاره ما است. با این حال، دشمن به خوبی متوجه شده که چگونه باید در مقابل قدرتمند شدن کشور ما ایستاده و با ماشین سنگین تبلیغاتی خودش که حجم بالایی از دروغ را روزانه به جامعه پمپاژ می‌کند بر آن است تا به هر شکل ممکن مردم را از هم دور و حاکمیت و مردم را در مقابل هم قرار دهد. اینکه در این مسیر تا چه اندازه موفق شده، نمی‌شود با اطمینان گفت اما می‌توان این را مدنظر قرار داد که هنوز بخش بزرگی از جامعه در فضای خاکستری قرار دارند و باید به آن‌ها کمک کرد.از همان ابتدای جنگ اوکراین و حمله روسیه به اوکراین، جامعه ایرانی به سرعت موضع گرفت، تاریخ را زیر و رو کرد، سعی کرد همه جنایت‌هایی که روس‌ها در ایران کرده‌اند را برجسته کند و از «خیانت» تاریخی روس‌ها بگویند؛ حتی کار را به جایی رساندند که مدعی شدند که ایران را روس‌ها کنترل می‌کنند و آن‌ها هر چه در کشور ما هست را با خود می‌برند اما وقتی از این جماعت یک سوال می‌پرسیدیم که 5 مثال از غارت ایران توسط روسیه بزنید؛ تنها چیزی که در ذهن‌شان بود نیروگاه اتمی بوشهر بود که آن هم با دو کلمه توضیح فوراً به عمق اشتباه پی می‌بردند اما از موضع خود کوتاه نمی‌آمدند.این مساله را در مورد چین و توافق تهران و پکن برای سرمایه‌گذاری 25 ساله چینی‌ها در کشورمان هم دیدیم که چه هجمه شدیدی علیه این توافق صورت گرفت. این حجم از تبلیغات رسانه‌ای و روانی بر روی جامعه ایرانی در حالی صورت می‌گرفت که این توافق از صفر تا 100 کاملا به نفع مردم ایران بود، اما عناصر نفودی، ترول‌های مجازی و جریان‌های ضد وطنی آنچنان دروغ‌های شاخداری گفتند و به گونه‌ای ذهن مخاطب ایرانی را مسموم کردند که او بدون آنکه فکر کند، بپرسد، سوال کرده و حساب سود و زیان را کند به سمت مخالفت با این توافق 25 ساله رفت که اتحادیه اروپا در دوران ترامپ هم دنبال امضای یک مدل از آن بود.نمونه عینی‌تر و عالی‌تر؛ سوریه است. از روزی که محور عربی، عبری، غربی و ترکی تلاش کردند تا در سوریه دست به فتنه‌انگیزی بزنند، در کنار اعزام ده‌ها هزار تروریست از بیش از 100 کشور جهان به داخل خاک این کشور، از بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه یک قاتل بالفطره ساختند و تروریست‌های تکفیری را مظهر نجابت و نجات سوریه شمردند که در تاریخ معاصر سابقه نداشت. باز هم در ایران تا سال‌ها حکومت از ترس همین رسانه‌های غربی و افکار عمومی وابسته شده ایران به این رسانه‌ها جرأت نمی‌کرد که بیاید و توضیح دهد که در سوریه حضور نظامی و مستشاری دارد. در این زمینه نگارنده این مطلب سال‌ها بدترین فحش‌ها و دشنام‌ها را شنیدم و تحمل کردم.مردم ایران روزی متوجه عمق فتنه این محور خطرناک و شیطانی در سوریه شدند که به مجلس حمله شد، به رژه اهواز حمله شد و چندین تن مواد منفجره در برخی از مناطق تهران کشف و ضبط گردید، زمانی متوجه شدند در سوریه چه خبر است که داعش هزاران نفری تیرباران می‌کرد و روزی متوجه شدند آنچه رسانه‌های وابسته به دشمنان ایران در مورد سوریه و حوادث آن گفته‌اند دروغ است که نیروهای مسلح ما در عمق خاک عراق با این تروریست‌ها وارد جنگ شدند تا اجازه ورود آن‌ها به کشور و اشغال نفت‌شهر، قصرشیرین و برخی مناطق مرزی دیگر را ندهند و در این راه ده‌ها شهید و جانباز هم فدای استقلال کشور و امنیت مردم شد که هنوز خیلی از مسائل آن را متوجه نشده‌اند.از این دست مثال‌ها می‌شود به صورت متعدد زد؛ در مورد همین سوریه آن‌ها دنبال سرنگونی نظام حاکم بر این کشور بودند تا نه تنها راه ارتباطی و تجاری ما با مدیترانه را قطع کنند، بلکه با روی کار آوردن یک جریان اخوانی که در تفکر و رفتار هیچ دستکمی از گروهک تروریستی منافقین و داعش نداشت یک دشمن به دشمنان خونی ایران در منطقه اضافه کرده و عرصه را بر ملت ایران تنگ کنند. اگر آن‌ها در سوریه پیروز می‌شدند و داعش بغداد را اشغال می‌کرد امروز نقطه آسیای غربی به شکل دیگری ترسیم می‌شد اما به همت و حکمت جوانان و مسوولانی که این شرایط را درک می‌کردند این اتفاق روی نداد.ماجرای اوکراین هم مانند سوریه است. آن‌هایی که در این کشور علیه روسیه می‌جنگند همان‌هایی هستند که در سوریه، عراق، لبنان و یمن علیه ما دهه‌های متمادی جنگیدند و ما با آن‌ها مقابله کردیم. این‌ها همان طرف‌هایی هستند که همین امروز هم در کف خیابان تلاش می‌کنند تا ایرانی‌ها را مقابل هم قرار داده و جامعه منسجم و متحد ایران را چندپاره کنند و با راه انداختن جنگ قومی و قبیله‌ای به اهداف کثیف و غیرانسانی خود برسند و متاسفانه در این مسیر نه مسوولان و حاکمان کشور روشنگری می‌کنند و خط و خطوط را برای مردم مشخص و نه اکثریت مردم می‌دانند که عمق ماجرا چیست.همانگونه که از همان ابتدای جنگ اوکراین هم گفتم، جنگ در این کشور میان شرق و غرب است، غرب درصدد است پس از سال‌ها شکست در مرزهای خونین خود با شرق از یک نقطه نفوذ کند اما از آنجایی که کار خدا زیباست آن‌ها به هر دری می‌زنند بسته است. اینکه نوشتم نباید اجازه داد روسیه در جنگ شکست بخورد، به همین دلیل است چرا که غربی‌ها و دشمنان ما روی این مساله اساسی حساب باز کرده‌اند و به در و دیوار می‌زنند تا ارتش روسیه را در اوکراین شکست دهند و راه خود به شرق را باز کنند اما «ما به عنوان یک ایرانی» اجازه پیروزی غربی‌ها را نخواهیم داد. ما از دوران اشکانی که با غربی‌ها در جنگ بوده‌ایم، هنوز هم به این جنگ مقدس ادامه می‌دهیم و نباید کوتاه بیاییم.اگر واقعاً ایرانی هستیم، اگر واقعاً منافع ملی برای‌مان مهم است، اگر واقعا خوب تشخیص می‌دهیم باید با دقت بسیار زیادی دست به انتخاب بزنیم. گیرافتادن در گرداب رسانه‌ای و تبلیغاتی غربی‌ها هیچ سودی برای جامعه و آینده ما ندارد. همانگونه که بارها نوشته‌ام و گفته‌ام هیچ طرفی دلش برای ما نمی‌سوزد، نه غرب و نه شرق؛ بلکه این قدرت است که احترام می‌آورد، این اعتقاد و باور است که ریشه‌دار و اصیل است. اینکه می‌نویسم اجازه پیروزی ناتو را نخواهیم داد، شاید برای عده‌ای خنده‌دار باشد اما این حقیقت را به زودی متوجه خواهید شد که از چه چیزی حرف می‌زنم. وقتی اصالت با قدرت باشد، طرف این و آن ایستادن کاملاً اشتباه است.ما در چند جنگ جهانی در طول 40 سال گذشته پیروز و سربلند بیرون آمده‌ایم: هشت سال جنگ رژیم بعث علیه میهن‌ عزیزمان؛ جنگ جهانی علیه لبنان در سال 2006، جنگ جهانی علیه ملت فلسطین در چند نوبت در باریکه غزه، جنگ جهانی علیه ملت سوریه، جنگ جهانی علیه عراق و جنگ بی‌سابقه جهانی علیه ملت یمن. در همه این جنگ طرف پیروز ما بودیم در حالی که به لحاظ عِده و عُده از طرف مقابل کمتر بودیم. چه کسی یا طرفی می‌خواهد این پیروزی‌ها و نبردها را انکار کند؟ در همه این نبردها، طرف مقابل چه کسانی بودند؟ آیا پیروز شدند؟ آیا فقط در یک جنگ توفیقی به دست آوردند؟استفاده از سلاح شیمیایی علیه ایراندر مورد روسیه نیز به همین منوال است. روسیه خودش شاید قدرت بزرگی باشد اما قدرت اثرگذار میدانی ما هستیم؛ این قدرت ما است که امروز در اوکراین دارد بازی را عوض می‌کند و این موضوعی است که خود غربی‌ها هم به آن اعتراف کرده‌اند. فقط پرواز پهپادهای شاهد 136 بر فراز اوکراین و انهدام اهداف ناتو باعث شده غرب و شرق با احترام بیشتری به ما نگاه کنند، پهپادهایی که فقط بخشی از توانمندی نظامی و تکنولوژیک ما هستند و رونمایی نشده و دیده نشده تا دلتان بخواهد داریم. اینکه عرض می‌کنم اصالت با قدرت است و قدرت است که احترام می‌آورد به همین علت است.روس‌ها این روزها گاهی اوقات تا 100 بار نام ایران را بر زبان می‌آورند و رسانه‌های غربی تا به امروز صدها گزارش، مقاله، یادداشت و تحلیل در مورد حضور پهپادی ایران در اوکراین و ناتوانی ناتو در مقابل آن نوشته‌اند... آیا این همان توانی نیست که دو سال پیش نماینده آمریکا در امور ایران آن را فتوشاپ می‌دانست؟ آیا در این چند هفته دیگر صحبتی از وجود گزینه‌ها روی میز می‌کنند؟ اصل مساله این است و این همان قدرتی است که از آن وحشت دارند و تلاش می‌کنند تا آن را از درون نابود کنند.در پایان این نوشته بار دیگر به این مهم اشاره می‌کنم که غرب در تلاش است تا رخنه ایجاد کرده و به سمت شرق بتازد. دو دهه در افغانستان بیتوته کردند اما اجازه ماندگاری به آن‌ها ندادیم و ناچار به فرار شدند. حالا هم باید از آسیای غربی بروند و تلاش می‌کنند تا با پیروزی در اوکراین وضعیت خود را بهبود ببخشند اما ما اجازه این کار را نمی‌دهیم. دقت کنید نوشتم «ما» یعنی «ایران ما» یعنی «کشور ما» یعنی «دانش و تکنولوژی ما» و این را خیلی زود در ماه‌های بعد بهتر و بیشتر متوجه خواهید شد که دقیقاً از چه مسائلی صحبت کرده‌ام.</description>
                <category>اخبار سوریه</category>
                <author>اخبار سوریه</author>
                <pubDate>Wed, 12 Oct 2022 21:08:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من مزدور جمهوری اسلامی؛ شما چه هستید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@SyrianKhabar/%D9%85%D9%86-%D9%85%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-vfvwec6txmgb</link>
                <description>در طول دو سه هفته اخیر تلاش کردم نه چیزی بنویسم، نه موضع خاصی بگیرم و نه نقل قولی داشته باشم. کسانی که در اینجا هستند بعد از سال‌ها من و تفکراتم، نوشته‌ها و ایده‌هایم و ... را می‌شناسند و می‌دانند چه در ذهن دارم. برایم ایران و اسلام خط قرمز است و نگاهی به ایرانِ اسلامی است و آن را رمز پیروزی، موفقیت و شادمانی مردم کشورم می‌دانم. ننوشتم و نگفتم تا شاید آن‌هایی که بودجه‌دار و حقوق‌بگیر هستند و آن‌هایی که پست و مقام دارند و همواره خود را رستم دستان می‌دانند در این وانفسا چه می‌کنند و چه هنری به خرج می‌دهند...با کمال تاسف و تألم باید بگویم که بخش رسانه‌ای و سایبری آقایان شکست مفتضحانه‌ای از دشمن خورد، شکستی که سال‌هاست در مورد آن می‌نویسم و می‌گویم اما گوش شنوایی تا الان وجود نداشته است. این حرف‌ها را پیش از این هم زده‌‌ام و تکرار مکررات است. فقط امیدوارم که این بازی رسانه‌ای دشمن درسی برای مسوولان این حوزه باشد که بدانند با چه دشمنی طرف هستند و این فضای مجازی را که «رها» کرده‌اند – البته برای انجام ندادن مسوولیت در حوزه تولید محتوا، خالی کردن میدان وگرنه در حوزه بستن و فیلتر کردن استاد هستند – به شکل درستی مدیریت کنند.در این سال‌ها روحیات فکری و ذهنی و رفتاری مردم را شناخته‌ام، اما متاسفانه مسوولان دولتی و حکومتی این موضوع را که دشمن درک کرد و با آن میدان را به دست گرفت نفهمیدند و فقط از بستن، فیلتر کردن، منع کردن و بد و بی‌راه گفتن صحبت کردند و نهایت خروجی کارشان هم شد طرح صیانت که در موردش حتی نظر مردم را هم نخواستند!! در این وانفسا دشمن که به لحاظ رسانه‌ای قوی‌تر، با مدیریت بهتر، با شناخت عمیق‌تر و با پشتوانه دو قرن حضور مستقیم در میان مردم ایران وارد عمل شده و هر روز یک بحران برای حکومت درست کرد.شاید گفتن این مساله اشتباه باشد، اما اعتراف کردن و گفتن حقیقت چیز بدی نیست، در حوزه رسانه‌ای دشمنان این آب و خاک چنان بر گرده کشور سوار هستند که مسوولان دولتی برای انجام دادن و ندادن یک کار روی رفتار آن‌ها حساب باز می‌کنند و بخش بزرگی از رفتار آن‌ها را نگاه این رسانه‌ها تشکیل می‌دهد. هر چند این مساله به گفته برخی مخاطبان بد هم نیست و باعث پاسخگو کردن مسوولان شده؛ اما در این دو هفته ملاحظه و مشاهده کردید که داستان از چه قرار بود و این بی‌مسوولیتی و بی‌مدیریتی آقایان چه هزینه سنگینی را بر کشور تحمیل کرد.شاید این مسوولان در این زمینه اعتراف نکنند اما به عنوان یک روزنامه‌نگار و کسی که دستی بر آتش دارد اعتراف می‌کنم هر چند دشمن در نهایت شکست خورد (همانگونه که در ابتدا هم گفتم) اما ما هم پیروز این میدان نبودیم و حاکمیت؛ به ویژه بخش رسانه‌ای و تبلیغاتی آن شکست مفتضحانه و بدی خوردند و همه تلاش آن‌ها برای ماستمالی کردن این قضیه هم راه به جایی نخواهد برد. به صورت مشخص، ماستمالی کردن یعنی آنکه باز هم قرار نیست یک کار عمیق، صحیح و دامنه‌دار صورت بگیرد و هنوز هم آقایان در حوزه رسانه «الله بختکی» رفتار خواهند کرد.به زبان دیگر، اگر دشمن بار دیگر روی یک سوژه و مساله دیگر تمرکز کند، شک نکنید باز هم با همین آتش‌افروزی‌ها مواجه خواهیم بود و تا زمانی که به جای مقابله با دشمن و خنثی کردن طرح‌های او به سراغ تولید محتوا، ایجاد یک ارتش بزرگ رسانه‌ای که معتقد به سربلندی کشور باشند، آموزش صحیح مردم و تربیت درست جوانان و رها نکردن آن‌ها، بازی دادن اکثریت جامعه به جای برجسته کردن یک اقلیت مفت‌خور و فرصت‌طلب و توضیح واقعیات نرویم و عملاً ابزار دشمن را از او نگیریم باز هم دست به این کارها خواهد زد و شک نکنید باز هم موفق خواهد شد.بنده به عنوان یک روزنامه‌نگار در سطح و اندازه یک «بچه روستایی» و یک «دهقان‌زاده» بودن وظیفه‌ای داشته‌ام که انجام داده و می‌دهم؛ فحش می‌خورم، تهدید می‌شوم، ترور شخصیت می‌شوم و... اما وقتی پای خط قرمزها به میان می‌آید کوتاه نمی‌آیم. این روزها هم دارند به من عده‌ای «مزدور جمهوری اسلامی» می‌گویند و این باعث افتخارم است که دشمنان «ایران» مرا مزدور بنامند. فقط برای این جماعت متاسفم که فکر می‌کنند من حقوق‌بگیر حکومت یا دولت هستم در حالی که در این مورد بارها توضیح داده‌ام. باز هم می‌گویم که با افتخار تمام هیچ نسبتی با دولت و حکومت ندارم و آنچه به دست می‌آورم از راه کمکی است که دوستان از آدرسی که در بیوی کانال است، می‌کنند...این باعث افتخارم است که در برابر تجزیه‌طلب، خائن و مزدور، قاتل و جانی بایستم و قد علم کنم؛ این همه شهید ندادیم و این همه زجر نکشیدیم که یک اقلیت ابله 100 هزار نفری فکر کنند می‌توانند آسیبی به کشور زده و به اندازه یک وجب از آن را جدا کنند. ما فرزندان همان پدرانی و ادامه دهندگان راه همان پیری هستیم که در سال 1358 با یک خط نوشته اجازه سقوط پاوه را نداد و امروز قدرتمندتر از آن روزها کسانی که چنین توهماتی دارند را به شدیدترین شکل ممکن ادب خواهیم کرد.در این حکومت 25 بار دادگاه رفته‌ام، از حبس و شلاق گرفته تا تبعید و ممانعت از کار روزنامه‌نگاری حکم گرفته‌ام با همین وضع مالی ده‌ها میلیون تومان بابت دفاع از حقیقت به خزانه این مملکت جریمه پرداخت کرده و ده‌ها میلیون تومان پول وکیل دادم، اما این مساله هیچ وقت باعث نشده که در دفاع از حقیقت کوتاه بیایم. قاضی فاسد، مسوولان دولتی فاسد و دزد و واسطه‌های دزدتر از این‌ها همه‌جا هستند اما در برابر آن‌هایی که عضوی از بدن خود را برای این کشور دادند (آن‌هایی که جان در طبق اخلاص گذاشتند، بماند) آنچه بر من گذشته چیزی نیست.این را نوشتم که یک وقت فکر نکنید نظام حاکم خیلی هم با من مهربان بوده، اما «ایران» و «مردم ایران» فراتر از این مسائل هستند و خط قرمز همیشه سر جایش است. شاید یک برگه حکم زندانی را که دارم اگر همین کسانی که شب تا صبح به من فحش و بد و بی‌راه می‌گویند داشتند امروز صدبار به دامان دشمنان ایران فرار کرده بودند، اما همیشه می‌دانم که «وطن» به کسی خیانت نخواهد کرد و این ما هستیم که همواره در جایگاه خیانت ایستاده‌ایم و با حرف‌ها، رفتارها و اندیشه‌هایی که متعلق به خودمان نیستند، به نسل امروز و آینده ضرر می‌زنیم.دولت و حکومت در حوزه رسانه‌ای کم‌کاری کرده و شکست خورده‌اند و نمی‌خواهند به این شکست اعتراف کنند، اما هر یک از ما به عنوان یک بخشی از این جامعه، یک عضو از این کشور وظیفه‌ای داریم و باید این کم‌کاری‌ها را جبران کنیم. من هیچ وقت نمی‌توانم قبول کنم که امریکا، سعودی و رژیم صهیونیستی در کنار رژیم‌های فاسد و مافیایی مانند باکو و ترکیه بخواهند در ایران فتنه‌انگیزی کنند. آن‌ها نقطه ضعف را پیدا کرده و من هم درست دست روی همین زخمی که روز به روز عمیق‌تر می‌شود گذاشته و خواستار درمان آن هستم....اما با این مدیران ضعیف، مفلوک، بدبخت و ابن‌الوقت رسانه‌ای که عقل هر یک از آن‌ها در تسخیر یک نفر یا یک گروه دیگر است راه به جایی نخواهیم برد، اما بنده و امثال بنده در این کارزار حساب‌مان با این مدیران جدا است و با صدای بلند در دفاع از کشور فریاد می‌زنیم و می‌نویسم و هر کسی را که بخواهد در این مسیر سنگ‌اندازی کند از سر راه بر می‌داریم. مردم ایران و کلیت کشور در این آشوب و بلوا شانس آوردند و ختم به خیر شد، اما آیا دشمن با مطالعه اشتباهات خود دوباره به سراغ کف خیابان و جوانان و نوجوانان نخواهد آمد؟ما چه خواهیم کرد؟ آیا ما هم درس خواهیم گرفت؟ ما (به عنوان حکومت و دولت) بعید می‌دانم و اگر فکر می‌کنید با مسدود و محدود کردن دسترسی‌ها اینترنتی کار را پیش می‌برند به شدت اشتباه می‌کنند. نمی‌شود جلوی امواج را گرفت اما می‌شود امواجی قدرتمند از اندیشه درست و دقیق ساخت که آن اندازه قدرتمند و قوی باشند که امواج دشمن را خنثی کنند. من به عنوان «مزدور جمهوری اسلامی» به این ماموریت به سهم خودم ادامه می‌دهم و اگر روزی روزگاری کسی در این کشور نظرم را خواست بدون آنکه خودم را درگیر کنم حاضرم برای دفاع از «ایران» در این راه بدون هیچ چشمداشتی دیدگاهم را منتقل کنم.باشد که سره را از ناسره، خوب را از بد، زشت را از زیبا، دوست را از دشمن، روشنی را از تاریکی، عقل را از جهل و مهمتر از همه خدمت به کشور را به خیانت به آن درست و به موقع تشخیص بدهیم و نگاه کنیم چه کسی دارد برای ما دل می‌سوزاند و چه کسی از به خیابان آمدن من و ما سود می‌کند، آن وقت می‌توانیم بهتر و بیشتر با هم صحبت کنم. در پایان این را هم بگویم که «ایران» همیشه است اما اینکه صدا و سیما بیاید و این روزها حس «ایرانی» بودنش گل کند نشان از شکست مفتضحانه‌اش دارد و در کشوری که یک فیلم و سریال در مورد شکوه این کشور نساخته‌اند، اما دشمنان در تقبیح آن هر چه دوست داشته‌اند گفته‌اند همین که هستیم هم کار خداست وگرنه مسوولان بسیار ناتوان‌تر از این حرف‌ها هستند.</description>
                <category>اخبار سوریه</category>
                <author>اخبار سوریه</author>
                <pubDate>Sat, 01 Oct 2022 15:30:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا امریکا از حضور پهپادهای ایرانی در روسیه عصبانی است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@SyrianKhabar/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D9%BE%D9%87%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ke0vv1wq59mu</link>
                <description>این سوالی است که شاید در وهله اول پاسخ آن را همه بدانید و فکر کنید که بله، حضور این پهپادها می‌تواند باعث شکست ناتو در جنگ با روسیه شده و به پیروزی این کشور در این نبرد کمک کند! اما این بخشی از حقیقت است و همه حقیقت نیست، بخش اصلی و به قول معروف بزرگ‌تر را طرف امریکایی بر زبان نیاورده و تلاش کرده تا در حوزه تبلیغاتی و رسانه‌ای این موضوع را به صورت غیرعلنی مطرح کند.اگر دقت کرده باشید، این روزها ویدئوهای متعددی از حضور و فعالیت پهپادهای ساخت ایران که بیشتر آن‌ها نیز انتحاری هستند منتشر می‌شود و اوکراینی‌ها از سیاست مخفی‌کاری در این زمینه به سیاست اعلانِ حضور و اعلام موضع رسیده‌اند. آخرین موضعی هم که گرفتند پس گرفتن اعتبارنامه سفیر ایران در کی‌یف بود (که البته نصف حقش بود) و حالا هم دارند ننه من غریبم بازی در می‌آورند شاید امریکا، اروپا یا رژیم صهیوینستی بیایند و به آن‌ها برای مقابله با این پهپادها کمک کنند.این را بارها گفته‌ایم و دوباره هم تاکید می‌کنیم پهپادها نه روئین‌تن هستند و نه نامرئی، یک پرنده بدون سرنشین کوچک با یک موتور چند اسب بخاری که یک مشکل در ارسال سیگنال می‌تواند اسباب سقوط آن‌ها را فراهم کند بنابراین اگر طرف مقابل در شرایط مناسب بوده و سلاح مناسب را هم داشته باشد می‌تواند آن‌ها منهدم کند، کما اینکه در طول این چند روز شاهد انتشار تصاویری از سرنگونی آن‌ها بوده‌ایم و بعد از این هم منتشر خواهند شد.اما حقیقت ماجرا در مورد مخالفت صریح امریکا با ارسال پهپاد توسط ایران به روسیه به نظر فارغ از جنگ فعلی بوده و پس از آنکه کاخ سفید مطمئن شد این پهپادها ارسال شده و مقامات ایرانی وقعی به خواسته‌ها و تهدیدات آن‌ها نگذاشته‌اند سیاست سکوت را در پیش گرفت و در این چند هفته عملاً صحبت جنجالی و عجیبی از طرف سران کاخ سفید را شاهد نبوده‌ایم و حتی رسانه‌های این کشور هم به صورت محدود و هدفمند به حضور این پهپادها در نبرد اوکراین می‌پردازند.اما چرا امریکا واقعاً با حضور پهپادهای ایرانی مخالفت کرد؟ در حالی که به نوشته روزنامه نیویورک‌تایمز چینی‌ها که روابط بسیار نزدیکی با مسکو دارند در این زمینه حاضر به همکاری و همراهی نشدند و هندی‌ها نیز که میزان قابل توجهی نفت از روسیه خریداری کرده و تسلیحات آن‌ها عمدتاً منشأ روسی دارند حرف طرف را گوش کرده و عملاً هیچ همکاری نزدیکی در این زمینه نداشتند؟ شاید هندی‌ها تکنولوژی چینی‌ها را نداشته باشند اما در این زمینه همکاری نزدیکی با رژیم صهیونیستی داشتند!نخستین موضوع که به نظر مهمترین و اصلی‌ترین موضوع است؛ ترس امریکایی‌ها از انتقال تکنولوژی پهپادها به روسیه بود. این حقیقت که پهپادهای ایرانی به صورت انبوه از تکنولوژی روز امریکایی استفاده می‌کنند بر کسی پوشیده نیست. در یک دهه گذشته تقریباً هر مدل پهپادی که در امریکا ساخته شده و در آسیای غربی پرواز کرده به شکلی سر از ایران درآورده و متخصصان ایرانی از این تکنولوژی‌ها برای ساخت نمونه ایرانی و بومی پهپادهای خود بهره گرفته‌اند، تکنولوژی‌ای که حداقل روس‌ها به آن دسترسی ندارند.در این زمینه باید گفت پهپادی مانند آرکیو 170 یا همان لاشه گلوبال هاوک، یا پهپادهای ام‌کیو 1 و ام‌کیو 9 در نسخه‌های متعدد، انواع و اقسام پهپادهای ساخت رژیم صهیونیستی که آن‌ها نیز از دانش امریکایی‌ها در این زمینه بهره می‌گیرند با حضور در زیر دست جوانان ایرانی به یک دانش بومیِ ایرانی تبدیل شد که خروجی آن پهپاد شاهد 136، شاهد 129، مهاجر 6، شاهد 192 و یسیر است که به صورت انبوه به طرف روس فروخته شده و درصد موفقیت قابل قبولی را هم کسب کرده‌اند.مساله دوم که باید به آن اشاره کرد ایجاد یک بازار بزرگ برای پهپادهای ایرانی است. حضور پهپادهای ایرانی در نبرد اوکراین، جایی که صحنه بزرگ‌ترین نبرد شرق و غرب بعد از جنگ جهانی دوم است و غربی‌ها با همه داشته‌های خود پا به عرصه گذاشته و در تلاش هستند تا روسیه را شکست دهند باعث می‌شود که قابلیت‌های پهپادهای ایرانی که تا به امروز در یمن، عراق، سوریه، لبنان، فلسطین و اتیوپی دیده شده بودند، به شکل وسیع‌تری به نگاه جهانیان بنشیند و این بر خلاف خواسته امریکا است.حقیقت آن است که صادرات هر پهپادی می‌تواند صدها شغل در ایران ایجاد کند و فضای کسب و کار بزرگی را فراهم کند. این صادرات ارزش افزوده بالایی دارد و به عنوان سومین مساله، می‌تواند درآمد قابل توجهی نصیب ایران کند. بخشی از این درآمدها به صورت مستقیم به جیب شرکت‌های دانش‌بنیان همکار وزارت دفاع می‌رود و جوانان مشغول به کار را راضی می‌کند.درآمدزایی ایران از محل صدور پهپادها که یک تکنولوژی کاملاً بومی است و هیچ وابستگی خاصی به خارج ندارد باعث ایجاد ثروت مضاعف در ایران خواهد شد و این برخلاف مصالح و منافع طرف امریکایی است. همانگونه که گفته شد هر پهپاد صدها شغل ایجاد می‌کند و اگر صدها پهپاد سفارش برای صادرات بگیرد، هزاران شغل ایجاد می‌شود که از ارزش نظامی هم بالاتر است و باعث می‌گردد تا علاقمندان برای سرمایه‌گذاری و فعالیت در این حوزه که درآمد مستقیم و قابل توجهی نیز دارد، بالاتر برود.این را هم مدظر داشته باشید که خود ساخت و صادرات پهپاد درآمدزایی ندارد بلکه درآمد اصلی در صادرات خدمات است؛ خدماتی مانند آموزش کارکنان، تعمیرات و مهمتر از همه تامین قطعات و این سه حوزه اصلی‌ترین بخش ارزش افزوده در حوزه صادرات پهپاد است. حالا در نظر داشته باشید که برای این پهپاد قرار است شما موشک، بمب و یک قطعه بسیار گرانقیمت بنام دوربین هم تامین کند که روز به روز پیشرفته‌تر و بهترش به بازار می‌آید و خریدار دوست دارد دوربین‌های بهتری روی پهپادش نصب کند.چهارمین مساله، موضوع انحصارگرایی امریکا است. امریکا به عنوان اصلی‌ترین و بزرگ‌ترین سازنده پهپاد در جهان سالانه میلیاردها دلار از این حوزه درآمد دارد و ده‌ها هزار شغل در کمپانی‌های مختلف در این حوزه کار می‌کنند. در حالی که ایران یک پهپاد شکاری – شناسایی را ممکن است 5 میلیون دلار بفروشد؛ طرف امریکایی همین را 15 میلیون دلار به مشتری می‌اندازد و این بدون خدمات، قطعات و آموزش است. حضور ایران در بازار جهانی با قیمت مناسب رقیب جدی برای محصولات گران‌قیمت امریکایی است.در حالی که کشورهای اروپایی از ترس امریکا جرأت ورود به این حوزه را ندارند و همگی نوکری امریکا را می‌کنند، کشوری مانند ترکیه هم که مدعی پهپادسازی است آن چیزی که می‌سازد مونتاژ قطعات ساخت کشورهای غربی است که در حقیقت رونق دادن به محصولات اروپایی، امریکایی و کانادایی است. رژیم صهیونیستی نیز پهپادهایی را که می‌سازد به قیمت بالا می‌فروشد و در حوزه فروش هم تابع کامل سیاست‌ها و خواسته‌های امریکا است، یعنی بدون موافقت امریکا وارد این معاملات نمی‌شود.پنجمین مساله؛ وحشت امریکایی‌ها از افزایش نفوذ ایران با صادرات پهپاد است؛ حضور پهپادهای ایرانی در هر کشوری و بهره‌گیری آن کشور از این قدرت باعث می‌شود که حضور و نفوذ ایران به عنوان سازنده در نیروهای نظامی آن کشور می‌شود. به عنوان مثال حضور پهپادهای ایرانی در روسیه و آموزش پرسنل روس برای بهره‌گیری از این پهپادها باعث نزدیک‌تر شدن روابط افسران و نظامیان دو کشور شده و این در مورد هر کشور دیگری هم صاق است.ششمین مساله که آن هم بسیار مهم است مسلح شدن دشمنان امریکا به این قدرت جدید و اثرگذار است. همانگونه که گفته شده نه رژیم صهیونیستی و نه ترکیه بدون تایید امریکا هیچ پهپادی را به هیچ طرفی نمی‌فروشند و چنانکه در خاطر دارید دو سال پیش که کشورهای غربی ترکیه را به دلیل استفاده از این پهپادها علیه مزدوران امریکا در شمال سوریه تحریم کردند، تولید بیرقدار به صفر کاهش پیدا کرد، اما این مساله در مورد ایران صادق نیست چرا که ایران خود تولیدکننده همه قطعات است.در حالی که امریکا فقط به متحدان نزدیک خود چنین پهپادهایی می‌فروشد (آن هم به صورت دانگرید شده) و کشورهای دیگر باید در حسرت داشتن چنین تسلیحاتی برای دفاع از خود بمانند ایران به عنوان دشمن امریکا وارد عرصه شده و به دوستان خود این تسلیحات و تجهیزات را منتقل می‌کند کشورهایی مانند ونزوئلا، بولیوی، الجزایر، یمن، لبنان، فلسطین، سوریه، عراق و ... و به عنوان یک بروز و عینی باید روسیه را مثال زد که به شکل انبوهی این پهپادها را به خدمت گرفته است.هفتمین مورد را باید در درک جدیدی از قدرت ایران قلمداد کرد، قدرتی که غرب در طول سال‌های گذشته در تلاش بودند تا آن را انکار کنند و می‌گفتند تحریم‌ها ایران را به قهقرا برده است اما حضور پهپادهای ایرانی در روسیه و استفاده گسترده از آن تعریف جدید و درک دقیق‌تری از قدرت و تکنولوژی برتر نظامی ایران را به جهانیان معرفی کرد که به شکل معمولی قابل تعریف و درک نبود. اگر پهپادهای صادراتی ایران به روسیه می‌توانند اینگونه صحنه نبرد را عوض کنند، خودش وارد عمل شود چه بلایی بر سر دشمن خواهد آمد.هر چند می‌توان عوامل و مسائل دیگری را هم پیدا کرد و برشمرد اما این مسائل و موارد مهمترین و اصلی‌ترین در نوع خود بودند که می‌شد به آن اشاره کرد. این روزها کاخ سفید و رسانه‌های امریکای تا جایی که امکان داشته باشد از موفقیت پهپادهای ایرانی نمی‌گویند تا مشتری جدیدی به تور ایران نخورد اما کار از کار گذشته است!</description>
                <category>اخبار سوریه</category>
                <author>اخبار سوریه</author>
                <pubDate>Sun, 25 Sep 2022 17:48:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا سوخو 35اس یک ابررهگیر است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@SyrianKhabar/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D9%88%D8%AE%D9%88-35%D8%A7%D8%B3-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D9%87%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-x9fjooy852kq</link>
                <description>چند روز پیش گزارشی در مورد سوخو 35 اس و حضور آن در نیروی هوایی ارتش قلمی کردم که در آن به چند نکته اشاره شده بود که یکی از آن‌ها «ابررهگیر» نامیدن این جنگنده برتری هوایی روس‌ها بود. در یک گزارش دیگر در مورد فرمانده نیروی هوایی پاکستان به ایران گفته بودم که آن‌ها دنبال خرید جنگنده کوثر هستند و از آنجایی که پاکستان بمب‌افکن سنگین ندارد و ایران دارای چنین توانمندی است آن‌ها علاقه دارند که با ایران در این زمینه همکاری کنند. این دو موضوع باعث شد تا طبق معمول همیشه، شاگردان ناسپاس که سوادشان از همه احتمالاً «فزونی» گرفته و چند صد مخاطبی را هم که دارند صدقه سری کانال اخبار سوریه است علم‌شان گُل کند و مزخرفاتی بنویسند که ابتدا نیاز به پاسخ نداشت اما چون دیدم که چند نفر برایم ارسال کردند، گفتند توضیحی در این مورد بدهم.نخست آنکه باید تعریف کنیم ابررهگیر چیست و چرا به سوخو 35 اس ابررهگیر گفته می‌شود؟ در دنیا چند جنگنده با این قابلیت وجود داشته‌اند؟ اگر سوخو 35 ابررهگیر نیست، پس چه می‌تواند باشد؟ در دنیا ما چند نوع جنگنده داریم با تعاریف خاص خود که این روزها البته همگی به مولتی رول یا چندکاره تعریف می‌شوند. یعنی هم بمب افکن هستند، هم شکاری، هم رهگیر و هم اگر نیاز شد می‌توانند کار شناسایی را انجام دهند و البته در جنگ الکترونیک نیز ورود کنند. عموم جنگنده‌هایی که در این دو دهه توسعه یافته یا ساخته شده‌اند، این قابلیت‌‌ها را داشته و دارند ولی تعدادی از جنگنده‌ها تخصصی هستند و کارویژه تعریف‌شده خاص خود را دارند.به عنوان مثال در ایران قبل از انقلاب جنگنده اف 14 برای بحث برتری هوایی وارد شد اما این جنگنده به دلیل رادار قدرتمند و همچنین موشک‌های مخوف فونیکس یک رهگیر به تمام معنی بود که آن روزها برترین جنگنده رهگیر ساخت غرب شناخته می‌شد و به صورت تخصصی کارش رهگیری و شکار پرنده‌های متخاصم بود. در غرب همان زمان دو مدل جنگنده دیگر در حال ساخت و توسعه بود، یکی اف 15 و دیگری هم اف16 و بعدها اف 18 هم وارد مرحله طراحی و ساخت شد. اما کدام یک از این سه طرح می‌توانستند کارویژه تخصصی اف14 را انجام دهند؟ کدام یک راداری به برد رادار اف14 داشتند و به موشک‌های فونیکس مجهز بودند؟بدون شک هیچ‌کدام! اما همان زمان در بلوک شرق یک جنگنده ساخته شد که همه غرب را به چالش فرامی‌خواند و آن نیز چیزی جز یک هیولای پرنده بنام میگ 25 نبود. یک ابررهگیر با قابلیت شناسایی و عکس‌برداری که در ارتفاع بسیار بالا و با سرعت وحشتناک پرواز می‌کرد و تا سال‌ها یک معما برای غرب باقی ماند. یک دهه بعد شوروی با میگ 31 به عنوان ابررهگیر قدرتمندی که رادارش می‌توانست صدها کیلومتر را پوشش دهد وارد عمل شد. بنابراین در حالی که غرب فقط یک اف14 را به عنوان یک رهگیر وارد خدمت کرده بود، روس‌ها هم میگ 25 را داشتند و هم میگ 31 را، چه اینکه آن‌ها یک شکاری هم ساختند که با نام میگ 29 وظیفه پوشش نزدیک هوایی را بر عهده داشت.حالا در این دو دهه روس‌ها با خانواده فلانکر وارد میدان شده‌اند، از زمانی که سوخو 27 با آن طراحی ویژه و مسحورکننده‌اش وارد میدان شد تا به امروز نسخه‌های متعددی از آن ساخته شده که بدون شک دو جنگنده سوخو 30 اس‌ام و سوخو 35 اس در کار خود بهترین هستند. اولی یک جنگنده مولتی‌رول تهاجمی است که دو سرنشینه بوده و تمام ماموریت‌های برشمرده شده در بالا را می‌تواند انجام دهد ولی در مورد سوخو 35اس وضعیت متفاوت است. این جنگنده‌ای تک‌سرنشینه با کارویژه برتری هوایی ساخته شده که با توجه به رادار بسیار قدرتمند خود و همچنین داشتن اویونیک پیشرفته که نسل پنجم به شمار می‌رود، اگر یک ابررهگیر نباشد؛ پس نام آن چه می‌تواند باشد؟بنابراین وقتی از یک جنگنده به عنوان ابررهگیر یاد می‌شود باید به ماموریت‌های خاص آن، دلایل طراحی و ساخت و تجهیزات و امکانات آن توجه کرد. سوخو 35 درست است که یک مولتی‌رول بوده و می‌تواند بمب هم حمل کند، اما حقیقت طراحی آن چیز دیگری است و آن هم پشتیبانی از سوخو 30 در حملات عمقی و هچنین حفظ حریم هوایی کشور و مقابله با هواگردهای مهاجم است که با توجه به برد رادار و موشک‌هایش به راحتی چنین ماموریتی را انجام می‌دهد. در طول روزهای گذشته دیده‌ام که در مورد این پرنده مطالبی نوشته شده که خود غربی‌ها به عنوان دشمن روس‌ها نیز جرأت گفتنش را ندارند اما عده‌ای که سیاه و سفید را از هم تشخیص نمی‌دهند در این مورد اظهارفضل می‌کنند.اما موضوع بعد، در مورد بمب افکن سنگین است. در این زمینه هم باز متاسفانه سواد که نباشد، درک دقیق و عمیق نباشد هذیان‌گویی و قلم‌فرسایی و به کار گرفتن مغز و مخ مخاطب به میدان آمده و همه چیز با هم قاطی می‌گردد. در فرصتی مناسب در مورد دلایل پاکستانی‌ها برای خریداری جنگنده بمب افکن کوثر 1 خواهم نوشت، اما وقتی می‌نویسیم که سوخو 24 یک بمب‌افکن سنگین است و خیلی از کشورهای منطقه چنین قابلیتی ندارند، دلیل و منطق آن چیست؟ بگذارید ابتدا در این مورد هم یک تقسیم‌بندی کنیم: ما در جهان چند نوع بمب‌افکن داریم: یک بمب‌افکن استراتژیک و دوربرد مانند بی52، بی 1و بی‌2 ساخت غرب و توپولف 95 و توپولف 22 و توپولف 160 داریم و البته چینی‌ها هم بمب افکن اچ6 را که کپی‌برداری از توپولف 16 است، دارند.در کلاس مقایسه همه بمب‌افکن‌های روسی از همتای غربی خود به لحاظ حمل مهمات برتر بوده و تعداد بمب بیشتر با وزن بالاتری را حمل می‌کنند. اما یک کلاس دیگر بمب افکن هم داریم که به آن بمب‌افکن ضربتی و سنگین گفته می‌شود؛ در غرب اف 111 اردوارک طراحی و ساخته شد و در شرق هم سوخو 24. اف 111 را فقط امریکا و استرالیا به کار گرفتند و تلاش‌های ایران قبل از انقلاب برای خرید دو اسکادران آن با مانع کاخ سفید مواجه شد. هر دو کشور هم این بمب‌افکن‌های ضربتی را بازنشسته کرده‌اند. اما سوخو 24 در خیلی از کشورهای وارد خدمت شد و در نسخه‌های متعدد امروز در حال خدمت است.در حالی که غربی‌ها پس از بازنشسته کردن اف111 دیگر هیچ بمب‌افکنی نساختند، روس‌ها از خانواده سوخو 27 یک ویرایش قابل توجه را طراحی کرده و به خدمت درآوردند بنام سوخو 34 که قرار است در آینده جایگزین سوخو 24 در ارتش روسیه شود و تنها کشور خارجی که موفق به خرید آن شد هم الجزایر است. حالا در ویکی‌پدیا که منبع بسیاری از به حساب نویسنده‌ها (مترجم‌های گوگلی) است بروید و در مورد میزان محموله‌ای که سوخو 24 می‌تواند حمل کند مطالعه کنید. من اینجا چیزی نمی‌نویسم و این را به خود شما واگذار می‌کنم. با این حال در منطقه کدام کشور بمب افکنی با چنین قابلیتی دارد؟ سوخو 24 یک بمب‌افکن تخصصی در کار خود است که با توجه به تعاریفی که ارتش برای آن کرده بسیار خطرناک است...پرواز در ارتفاع 100 پایی به صورت اتوپایلوت (خلبان خودکار) در کنار قابلیت‌های انبوه در حوزه جنگ الکترونیک و حمل انواع و اقسام موشک و بمب و راکت آن را به حریفی خطرناک در میدان نبرد تبدیل می‌کند. حالا بیایید در منطقه نگاه کنید کدام کشورها چنین بمب‌افکنی دارند؟ به جز سوری‌ها (البته چند طرف دیگر هم دارند مانند جمهوری‌های شوروی سابق که میراثی از این بمب افکن برده‌اند ولی در بسیاری از مواقع قابلیت‌های فنی پرواز را نداشته و زمینگیر هستند) و خود روس‌ها که در سوریه از آن بهره برداری می‌کنند، آیا امریکا هم بمب افکن ضربتی در منطقه دارد؟ رژیم صهیونیستی چطور؟ سعودی و امارات و ترکیه چطور؟بنابراین وقتی می‌نویسیم بمب افکن سنگین، دقیقا منظورمان این است. بمب‌افکنی که وزن خالی آن 22 تن است و وزن کاملش هنگام پرواز 44 تن، خودتان یک جمع و تفریق بزنید که منظور دقیقاً چیست! سوخو 24 یک دارای راهبردی برای ارتش ایران است که این روزها در حال توسعه است و با ورود سوخو 35 اس و حضور سوخو 35 اس‌ام در کشور، یک ترکیب بسیار خطرناک برای دشمنان این مرز و بوم خواهد بود. این را در کنار 52 فروند اف 14 در خدمت و بیش از 120 فروند اف و همین تعداد اف5 و کوثر و میگ 29 بگذارید که هر چند به ظاهر قدیمی محسوب می‌شوند و بدون شک باید نوسازی و جایگزین شوند اما همین هم با توجه به داشتن یک پدافند مقتدر و موثر، کشورمان را به یک قدرت قابل توجه تبدیل کرده است.</description>
                <category>اخبار سوریه</category>
                <author>اخبار سوریه</author>
                <pubDate>Sun, 11 Sep 2022 19:49:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توهم بی‌پایان صهیونیست‌ها در «اجازه نمی‌دهیم»</title>
                <link>https://virgool.io/@SyrianKhabar/%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85-%D8%A8%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-z6pqcyxyw9s1</link>
                <description>یکی از طنزهای تلخ سال‌های اخیر که آدم را به حیرت واداشته و ذهن را به خود درگیر کرده و واقعاً نمی‌داند در موردش چه باید بنویسد و چه باید بگوید همین مزخرف‌گویی و تبلیغات مفت رژیم صهیونیستی با عنوان «اجازه نمی‌دهیم» در مورد هر چیزی که با آن مخالف هستند، است. تقریباً در هر موردی که شما نگاه کرده و دقت کنید، این رژیم چلقوز و زپرتی (باور کنید عبارت بهتر از این برای توصیف پیدا نکردم) اگر بر خلاف میل و منافعش باشد می‌گوید «اجازه نمی‌دهیم» و عموماً به هیچ توافق و هیچ قطعنامه و مصوبه‌ای هم خودش پایبند نیست!این طنز تلخ را اگر به صورت درست و دقیق بررسی کنیم متوجه می‌شویم که این رژیم هر جایی که زورش نرسیده و نتوانسته کاری کند، آن را داد می‌زند و با صدای بلند اعلام می‌کند؛ چون واقعاً درد برخی مسائل و موارد برای این رژیم چنان زیاد است که از توانش خارج و تحمل آن را ندارد. در مورد این «اجازه نمی‌دهیم» صهیونیست‌ها می‌شود کتاب‌های قطوری نوشت، اما آیا واقعاً توانایی آن را دارند؟ قبل از اینکه به مبحث اصلی بپردازم، چند مثال در این مورد می‌زنم شاید راهگشا باشد و مطلب را بتوان به شکل بهتری تحلیل کرد و فهمید.?در طول تقریباً یک دهه گذشته رژیم صهیونستی گفته که اجازه حضور ایران در سوریه را نخواهد داد. نخست‌وزیر پیشین رژیم صهیونیستی که در دولت نتانیاهو وزیر جنگ بود در سال 2019 گفت که تا دو سال دیگر ایران را از سوریه اخراج می‌کنیم و «اجازه نمی‌دهیم» که ایرانی‌ها در کنار مرزهای ما (شما مرز کجاتون هست، مرز شما جهنم است) بمانند. از آن تاریخ تا به امروز نه تنها ایران از فاصله 60 کیلومتری که روس‌ها با صهیونیست‌ها در مورد جولان و القنیطره بسته بودند (و البته هیچ وقت به صورت عملی اجرا نمی‌شد و فقط ابزار تبلیغاتی بود که روس‌ها به نتانیاهو داده بودند تا در سر مخالفان خودش بزند) پیش‌تر آمده، بلکه عملاً جای روس‌ها را هم گرفته و صهیونیست‌ها هیچ کاری نکردند.البته نه اینکه نکردند، هر چه زور داشتند زدند و هر چه در توان داشتند انجام دادند اما خروجی بازی موافق میل آن‌ها نبود و امروز ایران و متحدانش بیخ گوش جولان اشغالی حضور دارند. یا در مورد اینکه «اجازه نمی‌دهیم» سلاح به حزب‌الله برسد! این یکی را خیلی دلم می‌خواست یک درگیری روی می‌داد تا همه متوجه می‌شدند این میزان اجازه نمی‌دهیم صهیوینست‌ها تا چه میزان اجرایی شده است. تقریباً هر سلاحی که مقاومت اراده کرده – تاکید می‌کنم هر سلاحی که صهیونیست‌ها حضورش در زرادخانه مقاومت را در خواب هم نمی‌بینند – به دست مقاومت رسید؛ سلاح‌هایی که صهیونیست‌ها حتی حاضر نیستند حضورش در ایران را هم باور کنند چه برسد به وجودش در دست مقاومت لبنان!در طول سال‌های گذشته بارها گفتند «اجازه نمی‌دهیم» ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند، فلان می‌کنیم، بهمان می‌کنیم، حمله می‌کنیم و خلاصه شکری نبود که نخورند، اما نه فلان کردند و نه بهمان، نه حمله کردند و نه هیچ غلط اضافه‌ای؛ ایران هم به بمب اتم دست پیدا کرد (فاصله‌ای که یک هفته شده است) و صهیونیست‌ها هنوز هم می‌گویند اجازه نمی‌دهیم به زعم آن‌ها «یک حکومت اسلامی خشن!!» به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند! نهایت قدرت آن‌ها رونمایی از هنر اجدادی و ذاتی‌شان که ترور و خرابکاری بود را در بالاترین سطح انجام دادند اما برای کشوری با 88 میلیون نفر جمعیت و بیش از یک میلیون و 800 هزار کیلومتر مربع مساحت، چند شهید و چند خرابکاری مانع به حساب نمی‌آید.امروز نخست‌وزیر موقت رژیم صهیونیستی خبرنگارها را جمع کرده بود تا باز هم ناله کند، فریاد بزند که ما باز هم «اجازه نمی‌دهیم» و کلا تافته جدابافته هستیم. یائیر لاپید در سخنانی گفت: « اگر توافقی که درحال تدوین آن هستند را با ایران امضا کنند اسرائیل به آن پایبند نخواهد بود و برای جلوگیری از تبدیل شدن ایران به یک کشور هسته‌ای تلاش خواهد کرد!!» خدایی رو که نیست، سنگ پا است! یعنی تبدیل شدن به کشور هسته‌ای حتما! باید بمب اتمی آزمایش کند؟ یا چون می‌داند که ایران فعلاً چنین قصد و منظوری ندارد دارد «جرزنی» می‌کند که بله، ما «اجازه ندادیم!» و این همان طنز تلخی است که مدت‌ها است با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم.حالا در مورد اظهار نظر لاپید یک نکته‌ای وجود دارد که به نظرم باید همین جا به آن اشاره کنم و آن نیز این است که صهیونیست‌ها متن توافق را خوانده و دیده‌اند که این همه جلز و ولز می‌کنند و بدون شک به شدت به ضرر آن‌ها تمام خواهد شد.بارها نوشته‌ام که یکی از مهمترین و اصلی‌ترین دلایل مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق امریکا و ایران، نه قدرت ایران برای ساخت بمب اتمی است، که این موضوع اصلاً ربطی به توازن قوا در منطقه ندارد. این رژیم سال‌های درازی است که بمب اتمی دارد اما ایران رسماً دارد آن را تهدید می‌کند و می‌گوید آن را نابود خواهیم کرد و هیچ اهمیتی هم به بمب اتمی این رژیم نمی‌دهد چرا که بمب اتمی در این شرایط و شاید هم تحت هیچ شرایطی قابلیت استفاده را ندارد. هر چند در طول یک ماه گذشته مطالب و موارد متعددی مبنی بر بی‌خطر بودن تسلیحات هسته‌ای توسط رسانه‌های امریکایی منتشر شده است که دلایل آن را پیش از این توضیح دادم.اما همانگونه لاپید هم در این نشست خبری گفته، ترس و وحشت صهیونیست‌ها از نتیجه‌بخش بودن توافق، «انتقاع اقتصادی» ایران است و این موضوعی است که خود او گفته باعث خواهد شد ایران سالانه 100 میلیارد دلار درآمد داشته باشد (البته این بابا حساب و کتابش بسیار بد است و درآمد ایران در صورت امضای توافق به بیش از 270 میلیارد دلار در سال خواهد رسید) موضوعی که پیش از این بارها در مورد ترس صهیونیست‌ها از آن نوشتیم. در واقع، هدف نتانیاهو از تحریک ترامپ برای خروج از توافق هسته‌ای و فشار حداکثری تحریم‌ها، ورشکسته کردن اقتصاد ایران بود، در حالی که آن‌ها دستکم در دو مورد اشتباه کردند:نخست میزان تاب‌آوری ایران در برابر تحریم‌های اقتصادی باوجود شدت و حدت آن و دوم برآورد اشتباه در مورد توان ایران برای بازگشت‌پذیر کردن صنعت هسته‌ای خود. در حقیقت؛ بر اساس گزارش‌های دقیقی که از بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گرفته بودند، زمان مورد نیاز برای بازگشت چرخه هسته‌ای توسط ایران را بیش از دو سال می‌دانستند و فکر می‌کردند تحریم‌ها در این دو سال ریشه ایران را کنده است. اما وقتی خدا بخواهد، بسیاری از اتفاقات روی نخواهد داد و شاید هم روی خواهد داد. صهیونیست‌ها باز هم هیچ نگرانی بابت توان هسته‌ای کشورمان ندارند و عمده وحشت آن‌ها قدرت اقتصادی است که ایران به آن دست پیدا خواهد کرد.توافق شود، انتفاع اقتصادی صورت بگیرد، همانگونه که چند روز پیش یکی از رسانه‌های صهیونیست نوشته بود، اثراتش به خود ایران ختم نخواهد شد. وقتی ایران تحریم باشد، همه دشمنان رژیم صهیونیستی در فشار و تنگنا هستند و همه آن‌ها دچار بحران می‌شوند اما وقتی تحریم‌های ایران برداشته شود، ایران قدرت اقتصادی خود را بازیابد، اثراتش را در بغداد، دمشق، بیروت، غزه، جنین، نابلس و صنعا به روشنی خواهند دید و این عامل وحشت و ترس رژیم صهیونیتسی است. حالا باید دید آن‌ها چگونه «اجازه نخواهند داد» که ایران به این انتفاع اقتصادی برسد؟ آیا می‌توانند تک تک تجار، بازرگانان و اقتصاد ما را هم ترور کنند؟ آیا آن‌ها می‌توانند مانع از تجارت ایران شده و دوباره به کشتی‌های ایرانی حمله کنند؟صهیونیست‌ها به خوبی فهمیده‌اند که مانند سال 2015 و امضای برجام، در کاخ سفید تصمیم نهایی گرفته شده است؛ بایدن به توافق نیاز دارد و مهمتر از بایدن، حزب دمکرات به این توافق نیاز دارد. منابع حزبی افراد حاضر در قدرت در شرایط فعلی برای بایدن و نزدیکانش بسیار بر منابع رژیم صهیونیستی ارجحیت دارد و حتی پاچه خواری لاپید که بایدن را به عنوان بهترین دوست امریکا در طول تاریخ!! خوانده بود هم نمی‌تواند این نیاز امریکا را برطرف کند. حتی اگر امروز هم ترامپ در کاخ سفید بود و این شرایط را می‌دید توافقی به مراتب بهتر با ایران امضا می‌کرد. بنابراین اگر همه سرکرده‌های رژیم صهیونیستی هم به واشنگتن بروند، مشکلی را حل نخواهد کرد.</description>
                <category>اخبار سوریه</category>
                <author>اخبار سوریه</author>
                <pubDate>Wed, 24 Aug 2022 20:11:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا قرار شد الکساندر دوگین ترور شود؟ خرابکاری هسته‌ای در اوکراین</title>
                <link>https://virgool.io/@SyrianKhabar/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%DA%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B1-%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%86-i1bl079pjget</link>
                <description>همانگونه که خبر دارید، «داریا دوگین» دختر الکساندر دوگین، کهنه‌سرباز و مفسر سیاسی روسی، شنبه شب در پی انفجار مهیب خودرویش در نزدیکی مسکو کشته شد. این رویداد در بزرگراهی حدود ۲۰ کیلومتری غرب مسکو حدود ۲۱:۳۵ به وقت محلی رخ داد. تصاویر و ویدئوهای منتشر شده نشان می‌دهد که این انفجار درست در وسط بزرگراه اتفاق افتاد و اجزای منفجر شده به اطراف پرتاب شدند. این خودروی ویران شده که کاملا آتش گرفت، سپس به حصاری برخورد کرد.به گفته سرویس‌های اضطراری فقط یک شخص داخل این خودرو بود و فورا پس از انفجار کشته شد. گزارش‌های اولیه نشان دادند که یک دستگاه منفجره خانگی ممکن است عامل این انفجار بوده باشد اما بازرسان هنوز علت انفجار یا انگیزه احتمالی را تایید نکرده‌اند.اوایل شامگاه شنبه، الکساندر دوگین طی جشنواره‌ای درخصوص &quot;سنت و تاریخ&quot; سخنرانی کرد و دختر او هم به عنوان مهمان در آن حضور داشت. برخی از گزارش‌های تایید نشده نشان دادند که دوگین در ابتدا قصد داشت که به همراه دخترش این جشنواره را ترک کند اما بعدا تصمیم گرفت که خودروی جداگانه‌ای بگیرد و بدین ترتیب خودروی خود را به دخترش داریا داد.چرا قرار شد الکساندر دوگین ترور شود؟این بخشی از یک بازی گسترده‌تر، عمیق‌تر و پیچیده‌تر است که توسط ائتلاف سرویس‌های امنیتی علیه روسیه در حال انجام است. این بدون هیچ شک و شبهه‌ای کار مشترک MI6 و موساد است و در واقع، پیامی از طرف جریان صهیونیسیم بین‌الملل به به پوتین و حاکمان کرملین که برخورد با آژانس یهود و ادامه جنگ در اوکراین می‌تواند تبعات امنیتی داخلی برای روسیه در پی داشته باشد و حتی ممکن است مسوولان و مقامات این کشور را به ترور هدفمند بکشاند. این بازی را سال‌های درازی است که این ائتلاف سرویسی که البته در آن بخشی از سرویس‌های عربی و ترکیه هم حضور دارند، علیه ایران انجام داده‌اند.در حالی که ایران در طول چند دهه گذشته تا اندازه بسیاری آبدیده شده، اما تعدد این سرویس‌ها، استفاده وسیع از پوشش دیپلماتیک، وجود جریان نفاق و جدایی‌طلب در کشور، نفوذ در سیستم امنیتی کشور و در نهایت نیز تمرکز شدید صهیونیست‌ها بر ایران به عنوان اصلی‌ترین و قدرتمندترین دشمن وجودی این رژیم باعث شده تا باوجود مقاومت شدید کشورمان، ضربات متعددی در بزنگاه‌های مهم وارد شود که خروجی‌اش در ترور دانشمندان و مسوولان نظامی، خرابکاری در تاسیسات هسته‌ای و نظامی، دزدیدن اسناد هسته‌ای و نفوذ دادن عناصر خود تا دفاتر برخی از مسوولان را شاهد باشیم. اما در این بازی، روس‌ها به نظر تازه کار هستند.درست است که سیستم امنیتی روسیه بسیار قدرتمند، کارکشته و با تجربه است و در طول چند دهه گذشته علاوه بر برخوردهای امنیتی، همکاری‌هایی هم با دشمنان امروزش داشته، اما حقیقت آن است که روس‌ها در طول سه دهه پس از فروپاشی روسیه با چنین سطحی از برخورد مواجه نبوده و برای آن‌ها «ترور» آن هم به این شکل یک عنصر تازه‌وارد، یک تاکتیک جدید با نگاه راهبردی و در نهایت وسیله‌ای مهم جهت رسیدن به برخی اهداف کوتاه‌مدت و میان‌مدت است. بنابراین برخورد با چنین تهدیدی می‌تواند فضایی جدید را در روسیه باز کند که ابعادش در یک تحلیل پیش‌پا افتاده در گستره‌ای به وسعت روسیه و در دایره‌ای به اندازه افراد تاثیرگذار در روند سیاسی و تصمیم‌گیری این کشور خلاصه می‌شود.اما اینکه چرا طرف مقابل به سمت سیاست ترور رفته، به صورت مشخص باید آن را ناشی از «شکست» در عرصه نظامی، تبلیغاتی و رسانه‌ای دانست. همانگونه که در طول پنج شش ماه گذشته بارها گفته‌ایم کار تبلیغاتی غرب علیه روسیه به هیچ عنوان کارساز نبوده و روس‌ها اصلا در این زمینه گوش شنوایی ندارند و بخش رسانه‌ای این کشور چنان قدرتمند، اثرگذار و گسترده است که همه نیازهای روحی، روانی، خبری و فکری مردم را تامین می‌کند و اصولاً نیازی به مراجعه به رسانه‌های خارجی را ندارند؛ این موضوع درست در نقطه مقابل رفتار حکام جمهوری اسلامی است که با عملکرد فاجعه‌بار خود در عرصه رسانه فضا را به شکل کامل در اختیار دشمن قرار داده و در حال دفع پاتک‌های روزانه و شاید هم ساعتی رسانه‌های دشمن است.▪️حتی تا جایی که من بررسی کرده و اطلاع دارم، جریان جنگ هیچ آسیبی به زندگی روزمره مردم روسیه وارد نکرده و جنگ به مساله روتین و عادی در زندگی روس‌ها در گسترده وسیع این کشور تبدیل شده است. دولت و ارتش در حوزه راهبردی به خواسته‌ اولیه خود در اوکراین دست یافته و حالا با صبر و بردباری و با در نظر گرفتن امکانات ونیازها در حال پیشروی در خاک اوکراین هستند. همه تلاش غرب برای وارد کردن سختی جنگ به زندگی مردم روسیه شکست خورد و به جای مردم روسیه، این مردم امریکا و اروپا هستند که دارند زجرکش می‌شوند و اقتصادشان در شرف نابودی قرار گرفته است. بنابراین ضرورت داشت تا شوکی به مردم روسیه وارد شده و به آن‌ها یادآور شوند که روسیه گرفتار جنگ است!اینکه چرا الکساندر دوگین را انتخاب کردند، پاسخش باز هم ساده است و در مطالبی که در طول ماه‌های گذشته نوشته‌ایم می‌توانید آن را پیدا کنید. اما به صورت خلاصه، همانگونه که پیش از این همه گفته بودیم، جنگ اوکراین، جنگ میان شرق و غرب است، جنگ تفکرها، اندیشه‌ها و جنگ آینده است. غربی‌ها به خوبی می‌دانند که رویکردهای پوتین تحت تاثیر چه کسانی است و حضور این افراد در اتاق فکر کرملین باعث چه اتفاقی افتاده و در آینده نیز چه پیش خواهد آورد. روزنامه دیلی میل انگلیس الکساندر دوگین را یکی از طراحان حمله روسیه به اوکراین معرفی می‌کند! این روزنامه در این مورد نوشته است: « «خودروی داریا دوگین، ملی‌گرای تحریم‌شده روسی که پدر ۶۰ ساله او فاشیست معروفی است که «مغز پوتین» نامیده می‌شود در بزرگراهی در نزدیکی بولشه ویازیومی منفجر شد و داریا که تنها سرنشین آن بود جان باخت.» خرابکاری هسته‌ای غرب در اوکراین؛ چرا و چگونه!الکساندر دوگین یکی از حامیان اصلی ولادیمیر پوتین محسوب می‌شود که به واژه «نوروروسیا» (روسیه جدید) جانی دوباره داد؛ واژه‌ای که توسط پوتین برای توجیه الحاق کریمه به روسیه در سال ۲۰۱۴ استفاده شد. چنین افرادی برای غرب خطرناک هستند و در مجموع، غربی‌ها ملی‌گرایی را در قرن 21 یکی از اصلی‌ترین وجوه خطرناک علیه خود می‌دانند و به شدت در حال مقابله با آن هستند. افسوس که فرصت باز کردن برخی مداخل در این زمینه نیست و اگر زمانی فراموشم نشد در این مورد خواهم نوشت. با این حال، ائتلاف سرویس‌های غربی – عبری در یک همکاری و هم‌فکری کامل در نخستین حرکت، به سمت دوگین رفتند، هر چند او نجات پیدا کرد، اما او را رها نخواهند کرد.با این حال، بازی سرویس‌های امنیتی غربی به ویژه امریکا و انگلیس با روسیه به همین‌جا ختم نمی‌شود و آن‌ها اندیشه‌ها و فکرهای مخربی دارند که به نظر روس‌ها از آن آگاه بوده و خبر دارند. نمی‌دانم تا چه اندازه مباحث علمی و نوشته‌ها و یادداشت‌های منتشر شده در امریکا و انگلیس در مورد سلاح هسته‌ای، انفجار هسته‌ای و تششعات هسته‌ای را دنبال کرده‌اید! اما بر اساس آنچه دریافت شده، غرب (به معنای اخص کلمه امریکا و انگلیس) در حال ساده‌سازی یک معادله و طرح جدید در سطح افکار عمومی هستند که برخلاف تبلیغات صورت گرفته در طول سال‌های گذشته سلاح هسته‌ای آن اندازه خطرناک هم نیست و انفجار هسته‌ای به آن شکلی که گفته می‌شد ویرانگر نبوده و قابل کنترل است!به نظر شما چرا در ای مقطع زمانی چنین حرفی زده می‌شود؟ چرا رسانه‌های غرب در حال انتشار چنین مباحثی هستند؟ هدف آن‌ها چیست؟ آنچه که در ذهن شما می‌گذرد بدون شک درست است! غرب در حال آماده کردن افکار عمومی برای یک رویداد هسته‌ای است، اما نه در قالب و چارچوب شلیک بمب اتمی و انفجار هسته‌ای، بلکه در حرکتی مانند آنچه بیش از سه دهه پیش در چرنوبیل در همین اوکراین روی داد و هنوز هم البته تبعاتش دامنگیر این کشور است. اگر غرب و رژیم صهیونیستی در راستای اهداف خود به سیاست ترور در روسیه روی آورده و امروز در فکر خرابکاری هسته‌ای در اوکراین هستند، فقط یک دلیل دارد: «آن‌ها در جنگ در حال شکست هستند!»این شکست چنان سخت، سنگین و دامنه‌دار است که آن‌ها را وادار به هر کاری می‌کند. در طول هشت سال گذشته و پس از کودتای سال 2014 یک ائتلاف چهارگانه شامل انگلیس، امریکا، ترکیه و رژیم صهیونیستی با اهداف و منافع متفاوت وارد معرکه اوکراین شدند و تلاش کردند این کشور را برای تصرف کریمه و دو استان جدایی‌طلب تجهیز کرده، آموزش بدهند و تقویت کنند. برای اجرای این طرح، یک دلقک سینما را که دست بر قضا یهودی و دارای تابعیت «اسرائیل» است را هم انتخاب کردند که از خود هیچ اراده‌ای نداشته باشد. شبه‌نظامیان فاشیست آزوف را هم سازماندهی کرده، ارتش و بخش امنیتی اوکراین را هم از عناصر نزدیک به روسیه و حتی مخالف جنگ پاکسازی کردند؛ بنابراین آن‌ها انتظار «شکست» را نداشتند!اما همانگونه که آن‌ها خود را آماده جنگ و حمله می‌کردند، روس‌ها هم هشت سال تلاش کردند و درست دو ماه زودتر از شروع حمله ارتش اوکراین و شبه‌نظامیان فاشیست وابسته به امریکا و انگلیس حمله سراسری را آغاز کردند، به جای سقوط کریمه، کل دونباس سقوط کرد، بسیاری از مناطق مهم، راهبردی و صنعتی این کشور اشغال شد و اوکراین در دریا به محاصره درآمد. اینکه «زلنسکی چه فکر می‌کرد و چه شد» را می‌توانید در خلال مثال‌های فارسی پیدا کنید اما هزینه ده‌ها میلیارد دلاری غرب در کنار ترکیه و رژیم صهیونیستی در اوکراین همه باد هوا شد، شکست سنگین، طاقت‌فرسا و بسیار راهبردی بود. آن اندازه سخت که فرمانده میدانی جنگ که نخست‌وزیر انگلیس باشد را ناچار به استعفا کرد و اروپا را به هم ریخت.بنابراین، به قول معروف «دیگی که برای من نجوشد...» غربی‌ها نمی‌خواهند اجازه دهند که اوکراین سالم و دست نخورده دست روس‌ها بیفتد! تجربه چرنوبیل نشان داد که انفجار هسته‌ای می‌تواند چه بلایی بر سر یک منطقه در بیاورد! به نظر می‌رسد غربی‌ها می‌خواهند اوکراین را به مکانی غیرقابل استفاده برای روس‌ها تبدیل کنند و اجازه ندهند که از آنچه به دست آورده بهره‌برداری کنند. بنابراین در اندیشه ویرانگر خرابکاری هسته‌ای هستند مانند داستان سه دهه پیش یک نیروگاه هسته‌ای را دچار آسیب کنند و این موضوعی است که روس‌ها از آن خبر دارند ولی نمی‌دانند باید چه کنند! حملات این روزها به نیروگاه هسته‌ای ژاپرویا، دقیقا در همین راستا تعریف می‌شود... منتظر بمانید!</description>
                <category>اخبار سوریه</category>
                <author>اخبار سوریه</author>
                <pubDate>Sun, 21 Aug 2022 16:08:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به بنیان‌ روابط مصر با رژیم صهیونیستی</title>
                <link>https://virgool.io/@SyrianKhabar/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D9%85%D8%B5%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%B5%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-ikxgocishhqo</link>
                <description>بدقولی و رفتارهای غیراخلاقی رژیم صهیونیستی باعث شده تا سران کشورهای عربی در تعامل خود با ایران رژیم تجدیدنظر کرده و با احتیاط بیشتری در این زمینه برخورد کنند. مصری‌ها به عنوان اولین کشوری که مرز مشترک با فلسطین اشغالی دارد روابط گسترده‌ای با رژیم صهیونیستی برقرار کرده و در طول چند دهه گذشته تلاش کرده‌اند که این رابطه را در ظاهر هم که شده، حفظ کنند. در حالی که دولت مصر چنین چهره‌ای در حوزه سیاسی، اقتصادی، رسانه‌ای و حتی امنیتی از خود نشان می‌دهد اما هیچ وقت تلاش نکرده نگاه ضدصهیونیستی مردم مصر را تعدیل کند و حتی ارتش این کشور همواره خود را برای نبرد با رژیم صهیونیستی آماده می‌کند و آموزش‌هایش در این زمینه برگزار می‌شود.پس از ترک باریکه غزه توسط صهیونیست‌ها و حضور تشکیلات خودگردان فلسطینی و سپس قدرت‌گیری گروه‌های مقاومت، به ویژه حماس در این منطقه مصری‌ها نقش‌آفرینی بیشتری در عرصه فلسطین داشته و تا به امروز هم اصلی‌ترین و مهمترین طرفی بوده‌اند که به عنوان میانجی بین گروه‌های مقاومت و رژیم صهیونیستی عمل کرده‌اند. در همه جنگ‌ها و درگیری‌های دو دهه گذشته مصر ضامن آتش‌بس بوده است. در دوره مبارک، محمد مرسی اخوانی و امروز السیسی مصری‌‌ها نگاه‌ها و رفتارهای متفاوتی در این حوزه ایفا کرده‌اند. نزدیکی و وابستگی مبارک به رژیم صهیونیستی، سرسپردگی مرسی اخوانی به جریان صهیونیسم بین‌الملل و امروز هم شرایط پیچیده اقتصادی دوره السیسی هر کدام رفتارهای متفاوتی می‌طلبیده است.با این حال، هر چه زمان می‌گذرد و هر چه جلوتر می‌رویم نگاه مصری‌ها و رفتار آن‌ها در برابر غزه دچار تغییر شده است. در یک عبارت بسیار ساده، مصری‌ها تلاش می‌کنند سیاست مستقل‌تری در برابر غزه و قضیه فلسطین در پیش بگیرند و این موضوع رابطه تنگاتنگی با روابط قاهره – واشنگتن دارد. در حقیقت تا سال 2015 که کمک‌های مالی امریکا به مصر ادامه داشت و سالانه بیش 1.5 تا سه میلیارد دلار در قالب بهای امضای پیمان کمپ‌دیوید عمدتاً کمک نظامی در اختیار ارتش مصر قرار می‌گرفت، مصری‌ها احتیاط قابل توجهی در رابطه با امریکا و رژیم صهیونیستی می‌کردند اما پس از این ماجرا و قطع شدن این کمک‌ها مصری‌ها نیز در رفتار خود تجدیدنظر کردند.کمک‌های امریکا به مصر البته هزینه چندانی برای دولت امریکا نداشت و برعکس سود فراوانی هم نصیب شرکت‌های اسلحه‌سازی این کشور می‌کرد. هیچ وقت پول نقد یا کالای سرمایه‌ای در حوزه اقتصادی تحویل مصری‌ها نشد و همه آن چیزی که در این 40 سال به عنوان کمک به طرف مصری داده شد، تسلیحات نظامی بود. از جنگنده تا کشتی جنگی، از تجهیزات پدافندی تا تانک و توپ و تسلیحات انفرادی و.... . این تسلیحات نظامی هر چند در ظاهر ارتش مصر را مجهز می‌کرد، اما در حوزه تعمیرات و نگهداری و خدمات به صورت کامل وابسته به کمپانی‌های امریکایی شده و در حوزه بروزرسانی‌ها و تامین قطعات مصر نمی‌توانست دست از پا خطا کند.حال که امریکا در این زمینه مصر را تنها گذاشته بود، هیچ لزومی نداشت که سران قاهره چندان اهمیتی به روابط با رژیم صهیونیستی بدهند و در این زمینه احتیاط کنند. حقیقت این است که طرف مصری با فراغ بال بیشتری در برابر رژیم صهیونیستی وارد عمل شد، تسلیحات روسی و چینی سفارش داد و تلاش کرد که با ایران هم وارد رابطه سیاسی شود و این‌ها همه تبعات نرسیدن همان کمک‌ها بود. در حالی که تمام تجهیزات امریکایی فروخته شده به مصر مدل‌های صادراتی و دانگرید شده بودند، بیش از 240 فروند اف16 ارتش این کشور هیچ قابلیت نبرد هوا به هوایی نداشتند و عملاً به اسباب‌ بازی شبیه بودند تا جنگنده!در نبرد سال گذشته و سال جاری میان مقاومت فلسطین و رژیم صهیونیستی، مصری‌ها تلاش کردند که دوباره به عنوان میانجی عمل کنند. در حالی که فلسطینی‌ها نمی‌توانند به دلایل بسیار مخالفت زیادی با خواسته‌های مقامات مصری کنند صهیونیست‌ها از این موضوع همواره سوءاستفاده کرده و این همان مساله‌ای است که این بار مصری‌ها را به شدت عصبانی کرده است. بحران در روابط تل‌آویو و قاهره که هم‌اکنون به دور از چشم رسانه‌ها در حال مدیریت شدن است، تا این لحظه به هماهنگی‌های امنیتی میان مصر و رژیم صهیونیستی لطمه زده است؛ هماهنگی‌هایی که در یکی دو سال اخیر به دلیل مداخله سعودی‌ها و اماراتی‌ها تقریباً بهبود یافته بود.نشریه صهیونیستی هاآرتص در این زمینه چند نکته را مطرح کرده که به نظر مهم می‌رسد، این روزنامه در این باره نوشت: «واسطه میان اسرائیل و حماس و جهاد به یک توافق برای آتش‌بس بین دو طرف دست یافته بود؛ اما به نظر می‌رسد که اسرائیل پا روی پای مصر گذاشت.» علت این بحران (به‌نظر می‌رسد) این باشد در بیانیه‌ای که دفتر «یائیر لاپید» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی پس از تماس با رئیس‌جمهور مصر و تشکر از السیسی صادر کرد، به درخواست رئیس‌جمهور مصر برای جلوگیری از سرکشی‌های تل‌آویو در کرانه باختری و کاهش دستگیری‌ها در این منطقه اشاره‌ای نشد؛ خواسته‌ای که به منظور جلوگیری از برافروخته شدن دوباره آتش تنش نظامی با جهاد اسلامی مطرح شد.هاآرتص در ادامه نوشته: مشخص شده است در حالی که لاپید در گفت‌وگوی تلفنی خود در حال تشکر از عبدالفتاح السیسی بوده، نیروهای شاباک (سازمان امنیت داخلی رژیم صهیونیستی) و ارتش این رژیم در حال برداشتن گام‌های پایانی عملیات ترور شهید «ابراهیم النابلسی» فرمانده «کتائب الاقصی» بودند. این مسئله باعث خشم و عصبانیت طرف مصری شد که انتظار داشت لاپید پس از این تماس تلفنی دستور توقف دستگیری‌ها در کرانه باختری را صادر کند. قاهره جنایت ترور ابراهیم النابلسی در شهر نابلس را به مثابه «فرو کردن انگشت در چشم مصر» تفسیر می‌کند.این روزنامه همچنین اضافه کرد که «ترور «خالد منصور» یکی از فرماندهان «سرایا القدس» شاخه نظامی جنبش جهاد اسلامی فلسطین باعث چند برابر شدن عصبانیت قاهره شده و به هماهنگی‌های امنیتی میان دو طرف لطمه زده است.» همانگونه که این روزنامه عبری هم نوشته است، رژیم صهیونیستی به هیچ یک از تعهدات و وعده‌های خود پایبند نبوده و اینگونه جایگاه و پایگاه مصری‌ها را نزد فلسطینی‌ها تخریب کرده است. صهیونیست‌ها فکر می‌کنند این دلخوری‌ها مقطعی بوده و با استفاده از عنصر امریکا و فشار مضاعف کاخ سفید بر مقامات مصری آن را حل خواهند کرد، ولی به نظر نمی‌رسد که در نبردی که خیلی زود دوباره شروع خواهد شد، این بار مصری‌ها بتوانند قاطعانه به عنوان میانجی وارد شوند.</description>
                <category>اخبار سوریه</category>
                <author>اخبار سوریه</author>
                <pubDate>Fri, 19 Aug 2022 19:20:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا ناچار به امضای برجام هستیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@SyrianKhabar/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%DA%86%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85-qy4qv2mfddg3</link>
                <description>از چند سال پیش در مورد برجام حرف و حدیث‌های بسیاری داشتیم، در همین‌جا بسیاری از افراد در مورد این توافق صحبت‌هایی کردند، دیدگاه‌هایی گفته و هر جا که موفق شدند مطالب خود را در نقد دیدگاه ما در مورد برجام نوشتند. برخی‌ از دوستان از همان ابتدا شاید به دلیل نشستن پای صحبت‌های برخی‌ افراد خیلی خیلی سیاسی برجام را موجب بدبختی و بیچارگی کشور می‌دانستند و در مقابل گروهی دیگر بودند که مدام تبلیغ می‌کردند که برجام تنها راه نجات کشور است و اگر برجام نباشد، کشور به چاه ویل سقوط می‌کند و سنگ روی سنگ بند نخواهد شد.شش سال پس از امضای برجام و تقریبا چهار سال پس از خروج دونالد ترامپ از این توافق دیدگاه‌ها متفاوت شده، نظرات تغییر کرده و صحبت‌ها هم به سمت و سوی دیگری چرخیده اما دستکم در مورد نویسنده این مطلب، وضعیت هیچ تفاوتی نکرده و بنده همان دیدگاه پیشین خودم را دارم. بسیاری از دوستان در همین‌جا می‌پرسیدند که آیا برجام امضا خواهد شد و بالاخره به نتیجه خواهد رسید یا نه؟ برخی دیگر هم که ارتباط داشتند به صورت مستقیم می‌پرسیدند. در این مورد لازم است چند نکته را اینجا بار دیگر قلمی کنیم تا مساله کمی بهتر روشن شود.برجام از همان اول هم «توافق کاملی» نبود، قرار هم نبود توافق کاملی باشد؛ چرا که برای کامل بودن یک توافق شرایطی لازم است. با این حال، این توافق می‌شد به شکلی بسیار بهتر به نتیجه می‌رسد و متاسفانه اعتماد بی‌جا و چشم‌بسته دولت قبل به امریکا و اروپا باعث بروز خسران بسیاری شد. با این حال برجام امضا شد و صرف امضا شدنش اتفاقات بسیاری روی داد که برای درک آن باید کمی وسعت‌نظر داشت. امضای برجام باعث شد تا در دور بعد که ترامپ از آن خارج شد اتفاقاتی روی دهد که امریکایی‌ها انتظارش را نداشتند.در واقع، ما «ناچار» به امضای برجام بودیم و آن‌هایی که در مورد آن می‌نوشتند و می‌گفتند و انتقادهای آن‌چنانی می‌کردند یا نفع‌شان در تحریم بود یا اینکه نگاه سیاسی به ماجرا داشتند. کمتر کسی بود که به لحاظ فنی و با نگاه تخصصی به برجام ایراد می‌گرفت. اکثریت آن را به صورت مطلق رد می‌کردند اما آن‌هایی که دستی بر آتش داشته و وضعیت کشور را می‌فهمیدند، درک می‌کردند و می‌دانستند که اوضاع چگونه است متخصصانه نظر می‌دادند. آن روزها هم بارها تاکید کردیم که بودن «برجام» و همان توافق ناقص بهتر از نبودنش است و البته فهماندن این موضوع به برخی‌ها واقعاً سخت بود.چرا سخت بود؟ دلیلش اینکه اصولا آن‌ها خبر از اداره کشور نداشتند و نمی‌دانستند که وضعیت تولید برق، وضعیت پالایشگاه‌ها، پتروشیمی‌ها و صنعت کشور چگونه است. متاسفانه هنوز هم عده‌ای فکر می‌کنند پالایشگاه ستاره خلیج فارس که کشور را در حوزه بنزین تامین کرد، 100درصد توسط متخصصان داخلی ساخته شده است و کسی به آن‌ها توضیح نداد (و از این دست اتفاقات بسیار داشتیم) که این مجموعه بزرگ 80درصد پیشرفت داشت اما اصل کار همان 20درصد بود که ما تکنولوژی آن را نداشتیم و وقتی برجام امضا شد موفق به خرید تجهیزات لازم شدیم و بنزین کشور تامین شد!یا در مورد پارس جنوبی، تا قبل از امضای برجام به صورت عملیاتی فقط 12 فاز این مجموعه راه‌اندازی شده بود و بزرگ‌ترین فاز آن که فاز 12 بود و به تنهایی برابر با سه فاز، مشکلات عدیده‌ای داشت که پس از امضای برجام تجهیزات لازم خریداری شد و 12 فاز دیگر هم به بهره‌برداری رسید تا ما از قطر جلو بزنیم! برجام با همه بدی‌هایش باعث شد تا ما بتوانیم در همان فرصت ده‌ها میلیارد دلار تجهیزات وارد کشور کرده و به گونه‌ای پیش بیفتیم که پس از خروج امریکا از برجام و تحریم حداکثری، کشور در حوزه انرژی، برق و گاز تامین باشد و مشکلی نداشته باشد.متاسفانه بسیاری فکر می‌کنند (یعنی رسماً دروغ می‌گویند) که تاب‌آوری ما پس از خروج ترامپ از برجام و تحریم‌های حداکثری به دلیل مدیریت توانمند داخلی بوده است! به این دلایل بود که آن روزها می‌گفتم که برجام با همان اشکالاتش نعمتی بود و فرصتی برای نفس کشیدن به کشور داد که بتوانیم در سال‌های بعد مقاومت کنیم. آن‌هایی که فکر می‌کردند برجام بهانه است و بدون برجام می‌شود کشور را اداره کرد (که البته می‌شود، به شرط اینکه مدیریت درست، هماهنگ و بدون فساد باشد) شاید حالا متوجه شده باشند که چرا نیاز است توافق امضا شود؟ این روزها حتی شاهد هستید که آن‌هایی که روزانه علیه برجام می‌نوشتند، حالا موافق آن شده‌اند؟بنده باز هم می‌نویسم، برجام اصلا نیازهای کشور ما را رفع نمی‌کند، به نفع ما نیست اما «ناچار» به داشتن آن هستیم، شاید آن‌هایی که امروز در دولت هستند و دو سال پیش نبودند بهتر این حرف‌ها را درک کنند. در طول یک سال گذشته وضعیت بازار، گرانی‌ها، نارسایی‌ها و... را مشاهده کردید؟ هر چند دوستان ما در دولت تلاش کردند که معیشت مردم را به برجام گره نزنند، اما این موضوع تا اندازه‌ای از دست آن‌ها بر می‌آید و این اندازه هم حدودی دارد. ایران کشور بسیار بزرگی است، با منابع بسیار و جمعیت قابل توجه. این دوستان در طول این یک سال با صدها هیات دیپلماتیک دیدار و گفت‌وگو کرده، ده‌ها سفر داشته و مذاکرات گسترده‌ای هم داشته‌اند...بروید و از آن‌ها بپرسید که داستان از چه قرار است. در دوره‌ای که تیم ظریف و عراقچی در وین مذاکره می‌کردند یکی از سرسخت‌ترین منتقدان بودم و می‌دانستم که دوباره قرار است آشی پخته شود که در آن عجله حرف اول را می‌زند که بی‌نمکی آن‌ مانند برجام مشخص بود. هنوز هم عده‌ای هستند که می‌گویند نباید برجام امضا شود، اما این جماعت واقعاً درگیر زندگی روزمره مردم و تامین نیازمندی‌های آن‌ها نیستند و نمی‌دانند مملکت داری با حرف زدن و تز دادن بسیار متفاوت است. با این حال مردم کشور مقاومت کردند، صبر کردند، بردباری کردند به این امید که بالاخره حق و حقوق ایران از دشمنان گرفته شود.قرار است همین روزها بالاخره تکلیف برجام مشخص شود؛ از همین الان هم می‌دانم که بسیاری از خواسته‌ها و مطالب و مواردی که مدنظر ما بوده در برجام گنجانده نشده و باز هم توافق کاملی نیست. اما بدون شک مقاومت ملت باعث شد تا بیش از آنچه که فکرش را می‌شد کرد به دست بیاوریم. این را باید بگویم که این توافق کامل نیست و توافق یعنی مذاکره کردن برای رسیدن به یک چارچوب که همه راضی باشند؛ با علم به اینکه همه هم ناراضی هستند. هر توافقی شود – با قطعیت بر این اصل که تحریم‌ها برداشته شود و تجارت کشور دچار مشکل نگردد – به نفع ماست. کسی دو سال دیگر را نمی‌داند چه خواهد شد، دنیا به کدام سمت می‌رود!امروز و در این شرایط امضای این توافق می‌تواند راه گریز کشورمان به سمت یک افق جدید برای توسعه کشور باشد. باید از این فرصت استفاده کرد، همانگونه که برجام در اجماع پیشین غرب علیه کشورمان شکاف ایجاد کرد، این توافق هم می‌تواند شکاف را عمیق‌تر کند. اقتصاد غرب در حال فروپاشی است و تجارت ما هم با غرب نیست، با همین همسایگان‌مان هست اما همین همسایگان هم برای تجارت با ما شرط و شروطی دارند اینگونه نیست که بیایند توافق کنند و بعد هم ما بگوییم که همه چیز درست است. در شأن کشور ما تهاتر برنج با نفت و گاز نیست و تهاتر برای ما سرمایه جهت توسعه کشور نمی‌آورد، ما به پول برای توسعه نیاز داریم، به سرمایه‌گذاری بزرگ و همه این‌ها نیازمند فرصت است.امریکایی‌ها دنبال برجام منطقه‌ای و موشکی بودند، اما امروز شرایط به گونه‌ای است که آن‌ها می‌خواهند خیالشان از جانب ایران راحت باشد. چندی پیش نوشتم که امریکا در حال اولویت بندی بین دشمنانش است و به نظرم اگر دو سال پیش ایران در رأس قرار داشت، امروز در جایگاه سوم و شاید هم چهارم باشد! اولویت امریکا امروز چین و روسیه است و نمی‌تواند بر ایران تمرکز کند و به همین دلیل نیازمند توافق است. این نیاز باید دولت را بر آن دارد تا توافقی محکم، با قابلیت مهم اجرایی امضا کند که بشود از آن بیشترین بهره را برد. همانگونه که مسوولان گفته‌اند، اولویت کشور باید «انتقاع اقتصادی» باشد و بقیه مسائل فرع بر این اصل است.حتی تحریم سپاه پاسداران هم فرع بر این اصل است، چرا که تا دو سال آینده دنیا به سمتی خواهد رفت که این تحریم‌ها ارزشی ندارند، زمان برای ما اهمیت دارد و یک روز هم برای اقتصاد و وضعیت کشور، یک روز است. ما تا دوسال دیگر باید قدرتمند و قوی‌تر باشیم و خودمان را برای مرحله بعد آماده کنیم. اصل و اساس کار همین است. همانگونه که پیش از این هم گفتم، برجام خواهی نخواهی امضا خواهد شد، چرا که همه طرف‌ها به آن نیاز دارند، ایران، امریکا، اروپا، روسیه و چین. همه آن را می‌خواهند و به دلیل باید امضا شود. امریکایی‌ها از امضای برجام انتظاراتی دارند و ما نیز.... بنده با توجه به ارتباطاتی که داشتم شهادت می‌دهم که علی باقری برای تک تک واژه‌ها و کلمات جنگیده است. فقط امیدوارم آن‌هایی که مدام به برجام فحش می‌دادند و در این دولت هم پست و سمتی گرفته‌اند، نظرشان عوض نشود!!!</description>
                <category>اخبار سوریه</category>
                <author>اخبار سوریه</author>
                <pubDate>Mon, 15 Aug 2022 21:52:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روایت یک خیانت؛ اشرف غنی چگونه از کابل فرار کرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@SyrianKhabar/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81-%D8%BA%D9%86%DB%8C-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-b8hottzzcqum</link>
                <description>یک سال پیش در چنین روزهایی بود که بوی سقوط و خیانت از کابل بیش از پیش به مشام می‌رسید. خیانتی بزرگ که از مدت‌ها پیش طرح و برنامه آن تدارک دیده شده بود و قرار بر آن بود تا عامل سازمان جاسوسی امریکا در کابل به همراه گروهی از نزدیکانش با فرار از پایتخت این شهر را به دست شبه‌نظامیان طالبان داده و عملاً سرنوشت این کشور و مردم آن را در هاله‌ای از ابهام فرو ببرند. یک سال پس از سقوط کابل هنوز هم روایت‌های متعددی در مورد نحوه فرار اشرف غنی که بعدها سر از امارات درآورد نقل می‌شود اما کدام روایت درست است؟بازرس ویژه ایالات متحده برای بازسازی افغانستان (سیگار) با انتشار گزارشی روایتی دقیق از آخرین روزهای دولت جمهوری اسلامی افغانستان ارائه داده است. روایتی که بر اساس آن خود امریکایی‌ها هم از احتمال سقوط شهر در تعجب بوده‌اند!! با این حال هیچ چیز به اندازه فرار مارمولک کابلی به همراه 54 همراهش باعث تعجب همگان نشد. در ادامه این روایت امریکایی که شاید به حقیقت نزدیک باشد را با هم می‌خوانیم.رئیس ستاد ارتش أفغانستان در روز شنبه ۱۴ اوت ۲۰۲۱ نحوه دفاع از کابل در دوهفته پیش رو را برای رئیس جمهور و مقامات دولت شرح داد. انتظار او به وضوح درگیری نظامی و یا مذاکره طولانی مدت بر سر کابل بود. یکی دیگر از مقامات دولت افغانستان می‌گوید، غنی فرض می‌کرد کابل آن قدر خوب محافظت می‌شود که می‌تواند دو هفته مقاومت کند تا روند انتقال دولت به آرامی انجام شود به همین خاطر به کارکنانش دستورالعمل اقامت دوهفته‌ای در پایتخت و آمادگی برای انتقال قدرت را داده بود. رئیس اداره امنیت کابل هم به همین منظور عوض شد اما پیشروی طالبان برگشت ناپذیربه نظر می‌رسید. این مقام ارشد دولتی افغانستان به دفتر بازرسی ویژه آمریکا در امور بازسازی افغانستان گفت: «روز شنبه همه وحشت کرده بودند. ولایت لوگر هم سقوط کرده بود و نیروهای طالبان فشار زیادی بر ولایت ننگرهار وارد آورده بودند. ما درحال گزارش‌ رسانی به رئیس جمهور و اساساً شاهد از هم پاشیدن نیروهای دفاع و امنیت ملی افغانستان بودیم. تمام شنبه شب را نخوابیدم و در ساعت ۳:۳۰ بامداد روز یکشنبه، متوجه شدم ننگرهار سقوط کرده است. تصمیم گرفتم به نزد مشاور امنیت ملی بروم و بگویم براساس تجربه سال ۱۹۹۶ من حفظ کابل تقریباً غیرممکن و فروپاشی دفاع از کابل قریب الوقوع است.» البته، برخی از مقامات ارشد دولت همچنان فکر می‌کردند چون طالبان با ایالات متحده توافق کرده که تا پیش از زمان درنظر گرفته شده و خروج نیروهای بین‌المللی وارد کابل نشود، این همه وحشت ضروری نیست. با این حال، طبق گزارش گارد محافظ ریاست جمهوری، پیش از ظهر روز یکشنبه ۱۵ اوت طالبان در حال ورود به شهر بود و فرودگاه کابل دیگر امنیتی نداشت. بر اساس گزارش‌هایی که بعدا منتشر شد، طالبان مغایر با توافقش و پیش از خروج کامل نیروهای بین‌المللی وارد پایتخت شده بود.حال و هوای کاخ ریاست جمهوری در روز یکشنبه مدام بدتر می‌شد. تعداد زیادی از وزرا و معاونانشان پیش‌تر کابل را ترک کرده و هزاران کارمند دولت در حال فرار بودند. تنها تعداد اندکی از حلقه نزدیکان رئیس جمهور و نهاد گارد محافظ ریاست جمهوری باقی مانده بودند. به گزارش خبرگزاری هند، حوالی ساعت ۱۰ صبح، حمدالله محب، مشاور امنیت ملی، در تماسی با فاضل فضلی، رئیس اداره امور از افغانستان، به او دستور داد کارکنان را مرخص کند. مقامات ارشد کاخ ریاست جمهوری با علم بر این که دولت افغانستان مسئول امنیت کابل است، تلاش کردند با مقامات ارشد وزارت‌های دفاع و کشور افغانستان تماس بگیرند و از آن‌ها بخواهند که در برابر هجوم طالبان مقاومت کنند. یکی از مقامات ارشد می‌گوید: «وزیر دفاع و رئیس ستاد ارتش را پیدا نکردیم. وزارت دفاع به ما اطلاع داد که هیچ کس در ساختمان نمانده است. رئیس جمهور در گفتگو با وزیر کشور و ریاست عمومی امنیت ملی به آن‌ها دستور داد تا کارکنانشان را برای حفظ نظم عمومی به سطح شهر بفرستند. اما آن‌ها هیچ‌کسی را نداشتند. آن روز پلیس‌ها در زیر یونیفرم خود لباس عادی پوشیده‌ بودند.»رسانه‌های افغان و آمریکایی گزارش دادند، غنی صبح آن روز برای تشکیل جلسه اضطراری دولت تنها نیمی از کابینه را داشت. امرالله صالح، معاون اول رئیس جمهوری و بسم‌الله محمدی، وزیر دفاع هم در بین کسانی بودند که غنی موفق نشد به آنها برسد. یکی از مقامات امنیتی پیشین می‌گوید که غنی به او دستور داد تا هرج و مرج کابل را کنترل کند اما یافتن نیرو برای این امر کار بسیار مشکلی بود.در همین حال غنی به مقامات ارشد خود دستور داد که به سفر از پیش برنامه ریزی شده خود به دوحه قطر برای مذاکره با طالبان ادامه دهند. اما طی چند دقیقه مشخص شد این سفر و مذاکرات تحت تاثیر هجوم طالبان به کابل قرار گرفته و شکست خورده است. یکی از مقامات ارشد دولتی مذاکر کننده گفت: «ما فراتر از مذاکره برای حفظ جمهوریت رفته‌ایم و اکنون بر سر یک انتقال صلح‌آمیز قدرت مذاکره می‌کنیم». با افزایش گزارش‌ها مبنی بر ورود طالبان به شهر، حتی چشم‌انداز یک انتقال قدرت سازمان‌دهی شده هم از بین رفت. یک مقام ارشد پیشین دولتی گفت: «هرج و مرج چنان شدید شده بود که هر دقیقه می شنیدیم یک منطقه از کابل به دست طالبان افتاده است.»کارکنان باقی مانده در کاخ ریاست جمهوری که می‌دانستند به زودی باید آن‌جا را ترک کنند، به دنبال پاسپورت‌هایشان بودند. در حوالی ظهر، اشرف غنی با خروج رولا غنی، بانوی اول و پروازش به سمت امارات عربی متحده موافقت کرد اما خیلی زود مجبور شد با خروج تقریبا اکثر مقامات ارشد به غیر از خودش موافقت کند. حتی نیروهای گارد محافظ ریاست جمهوری هم شروع به تعویض یونیفرم‌هایشان کردند. ژنرال قاهر کوچی، رئیس گارد محافظ ریاست جمهوری به همکارانش می‌گفت که رئیس جمهور میلی به خروج ندارد و از آن‌ها تقاضا می‌کرد او را قانع کنند که همراه بانوی اول خارج شود.حدود ساعت ۲ بعد از ظهر یکشنبه، برخی از رده بالاترین مقامات که هنوز در کاخ باقی مانده بودند به منطقه پرواز هلی‌کوپترها رفتند. آنها در آن موقع فکر می‌کردند رئیس جمهور در کاخ باقی خواهد ماند. سه تا از چهار تا هلی‌کوپتر تدارک دیده شده برای جابجایی اشرف غنی، در آن‌جا حاضر بودند. این سه هلیکوپتر برای حمل و نقل مقامات ارشد طراحی شده بودند و هر کدام حدودا قابلیت جابجایی ۹ مسافر را داشتند. اما هلی‌کوپتر چهارم متعلق جابجایی گروه محافظ رئیس جمهور بود و تا حدود ۲۶ مسافر را در خود جا می‌داد.هنگامی که بانوی اول به همراه مقام‌های ارشد سوار هلی‌کوپترهایی شد که قرار بود آن‌ها را به فرودگاه کابل ببرند تا از آن‌جا به امارات عربی متحده پرواز کنند، خلبانان گفتند اوضاع امنیتی فرودگاه کابل به قدری بد است که نمی‌توان به سمت آن‌جا پرواز کرد. ژنرال کوچی، رئیس گارد محافظ ریاست جمهوری، محب، مشاور امنیت ملی رئیس جمهور را به بیرون از هلی‌کوپتر برد و به او گفت که اگر اشرف غنی را اینجا تنها بگذارند، دیگر قادر به محافظت از رئیس جمهور نخواهد بود و آقای غنی حتما کشته خواهد شد.غنی در همان زمان همچنان امیدوار بود که با وزیر دفاع شخصا دیدار و درباره حفظ امنیت کابل گفتگو کند. حتی دستورکار امنیتی برای دیدار رئیس جمهور از وزارت‌خانه هم به آن‌جا فرستاده شده بود اما با نزدیک شدن نیروهای طالبان به محل وزارت‌خانه این دیدار لغو شد و دستیاران رئیس جمهور به این نتیجه رسیدند که زمان بسیار بحرانی است. همچنان که بانوی اول به همراه مقامات ارشد در هلی‌کوپترها منتظر بودند، محب و کوچی برای بردن رئیس جمهور به محل کاخ بازگشتند. رئیس جمهور در سرسرای کاخ منتظر بود و با اصرار محب و کوچی راضی به خروج شد. خروج آقای غنی آن‌قدر سریع و ناگهانی بود که پابرهنه از کاخ خارج شد و کوچی خود کفش‌هایش را پیدا کرد. رئیس جمهور حتی فرصت یافتن پاسپورتش را نداشت زیرا محب و کوچی می‌ترسیدند که نیروهای گارد محافظ ریاست جمهوری با چرخش به سمت طالبان اشرف غنی را اعدام کنند و به همین خاطر با اتومبیل به محل پرواز هلی‌کوپترها حرکت کردند.رئیس جمهور، بانوی اول، محب و کوچی به هلی‌کوپتر اول، ۱۰ مقام ارشد دیگر به هلی‌کوپتر دوم و ۲۰ تا ۲۵ محافظ رئیس جمهوری به هلی‌کوپتر سوم سوار شدند اما جا برای همه این نیروها در هلی‌کوپتر سوم وجود نداشت و به گفته یکی از مقامات ارشد: «برخی از افراد کلیدی این نیروها که مسئولیت بخش‌های اطلاعاتی و عملیاتی را بر عهده داشتند، در لیست افرادی که اجازه سوار شدن به هلی‌کوپتر را داشتند، حضور نداشتند و فکر می‌کردند کنار گذاشته شده‌اند.» حتی یکی از نگهبانان پیش از این که هلی‌کوپتر حامل محافظان پرواز کند، «الله اکبر» گویان اسلحه خود را به سمت این هلی‌کوپتر نشانه گرفت. یکی از مقامات ارشد می‌گوید: «پنج درصد احتمال می‌دادم که زنده از این مخمصه بیرون بیایم».دو هلی‌کوپتر حامل رئیس جمهور و مقامات ارشد درحالی شروع به پرواز کردند که هلی‌کوپتر سوم که پر از گاردهای ریاست جمهوری بود، برای مدت کوتاهی روی زمین ماند تا تعدادی از آنان را تخلیه کند. حتی پس از پیاده شدن چندین مسافر و بیرون انداختن جلیقه‌های ضد گلوله، هلیکوپتر همچنان آنقدر سنگین بود که نزدیک بود در هنگام بلند شدن به درختان برخورد کند.طبق اظهار همه شاهدان، تعداد چمدان‌هایی که مسافران با خود به هلی‌کوپترها بردند بسیار کم بود. برخی از آن‌ها حاوی وسایل شخصی و بعضی دیگر حاوی پول نقد بودند. بانوی اول که زمان کافی جهت جمع کردن وسایلش برای سفر به امارات داشت، دو چمدان حاوی لباس همراه خود آورده بود. در حالی که ژنرال کوچی، رئیس سرویس محافظ رئیس جمهور، یک چمدان، رفیع فضلی، معاون مشاور امنیت ملی، یک کوله پشتی، مقیم عبدالرحیم‌زی، رئیس ستاد شورای امنیت ملی افغانستان، یک کیف دستی و محب مشاور امنیت ملی یک کاور کت و شلوار و یک کیف لپ‌تاپ همراه داشتند. یکی از مقاماتی که برای مدتی چمدان‌های بانوی اول را حمل کرده بود بر سبک بودن آن‌ها اذعان کرد. تنها بانوی اول و رئیس جمهور بودند که طی این سفر طولانی به ابوظبی با لباس‌های متفاوتی از آنچه زمان سوارشدن به هلی‌کوپتر بر تن داشتند، ظاهر شدند. بانوی اول لباس‌هایش را همراه آورده بود و رئیس جمهور هم با کمک فردی لباس‌ از ازبکستان تهیه کرد.کوچی در کیف دستی خود بودجه ماهانه نهاد تحت مدیریت خود یعنی سرویس محافظ رئیس جمهوری که حدود ۲۰ میلیون افغانی (۲۵۰ هزار دلار) در آن زمان بود را همراه داشت. البته طبق اظهارات شاهد دیگری، او در آن زمان حدود ۱۰ میلیون افغانی همراه خود داشت. رفیع فضلی، معاون مشاور امنیت ملی، بودجه ماهانه شورای امنیت ملی یعنی حدود ۲۴۰ هزار دلار را که به درخواست محب از اداره مالی شورای امنیت ملی برای فراهم آوردن شرایط سفر تحویل گرفته بود، همراه داشت.یکی از مقام‌های ارشدی که در هلی‌کوپتر حضور داشت می‌گوید: «هرکسی ۵ تا ۱۰ هزار دلار همراه داشت و هیچ‌کس یک یا چند میلیون دلار همراه نیاورده بود». همچنین غنی و محب بارها در مصاحبه با رسانه‌های مختلف اذعان کردند که آن‌روز با چند میلیون دلار از افغانستان خارج نشده‌اند. اگر این موضوع درست باشد، مجموع پول نقدی موجود در سه هلی‌کوپتر، حدود ۵۵۰ هزار دلار آمریکا بوده است. اما به رغم این مساله، چند ماه بعد محب در مصاحبه با شبکه CBS در پاسخ به این که آیا با خود پول نقدی هم برده‌اند پاسخ داد: «البته که نه، ما فقط خودمان را نجات دادیم».سفارت روسیه در کابل بارها در رسانه‌های مختلف تاکید کرد که ۱۶۹ میلیون دلار به وسیله این هلی‌کوپترها از افغانستان خارج شده است و ظاهر اغبر، سفیر افغانستان در تاجیکستان، دو روز بعد یک کنفرانس مطبوعاتی این ادعاها را تکرار کرد. اغبر همچنین قول داده بود که برای دستگیری غنی از اینترپل درخواست کند. با این حال، از گفتگو با دفتر بازرسی ویژه آمریکا در امور بازسازی افغانستان یا ارائه هر گونه مدرکی برای اثبات این ادعا امنتاع کرد.میزان پول نقدی که روسیه ادعا کرده است، وزن و حجم قابل توجهی می‌داشت. اگر همه این ۱۶۹ میلیون دلار اسکناس ۱۰۰ دلاری روی هم چیده می‌شد، بلوکی به طول حدودا ۲.۳ متر (۷.۵ فوت) و عرض و ارتفاع حدودا ۱ متر (۳ فوت) می‌شد و به بیان دیگر تقریبا کمی بزرگتر از یک کاناپه سه نفره استاندارد آمریکایی می‌بود، وزن این بلوک هم چیزی حدود ۱۶۹۰ کیلوگرم (۳۷۲۲ پوند) می‌شد. هلیکوپترهای 17-Mi که گروه با آن‌ها از افغانستان خارج شدند، هیچ محفظه حمل بار مجزایی نداشته‌اند. در نتیجه همه بار باید همراه مسافران و در کابین قابل مشاهده بود و طبق اظهارات شاهدان در گفتگو با بازرس ویژه آمریکا در امور بازسازی افغانستان، هیچ‌کدام محموله‌ دلاری این چنینی در هلی‌کوپترها مشاهده نکرده‌اند.به محض سوار شدن رئیس جمهور، هر سه هلی‌کوپتر به سمت شمال پرواز کردند. طبق طرح‌های پیشین تخلیه اضطراری کاخ ریاست جمهوری، قرار بود آقای غنی یا به «ننگرهار» که در انتخابات پیشین بیشترین رای را در آنجا آورده بود برده شود و یا به «خوست» برود و تحت مراقبت نیروی مقاومتی که بیشتر از قبیله «تَنَی» هستند، باشد. غنی و محب هردو تایید کرده‌اند که در ابتدا قصد داشتند به سمت خوست پرواز کنند اما سپس دریافتند که مجبور به حرکت به کشور دیگری هستند و برد هلی‌کوپترها عامل محدود کننده برای انتخاب کشور مورد نظر بود.یکی از مقامات ارشدی که سوار هلی‌کوپتر شده بود خاطر نشان ‌کرد: «زمانی که شروع به پرواز کردیم، خلبان‌ها نمی‌دانستند به کدام سمت باید بروند. یکی از آن‌ها به من گفت که نزدیک ترین مقصد تاجیکستان است. در واقع تا زمانی که در آسمان افغانستان بودیم، از این می‌ترسیدیم که مورد هدف طالبان قرار بگیریم. چون فرار رهبران افغان به ازبکستان سابقه تاریخی دارد و هیچ پیشینه‌ای راجع به تاجیکستان وجود ندارد، انتخاب آقای رئیس جمهور شهر «تِرمِز» در ازبکستان بود. اگرچه من می‌دانستم در برخی موارد ازبک‌ها رهبران ما را حبس کرده‌اند اما آقای غنی معتقد بود که با او منصفانه برخورد خواهند کرد».درست زمانی که این گفتگوها در هلی‌کوپتر غنی در جریان بود، کارکنان و محافظان ریاست جمهوری در دو هلی‌کوپتر دیگر به هیچ وجه نمی‌دانستند که به چه سمتی مشغول پرواز هستند و بعضی‌ها تنها زمانی که از فراز کوه‌های هندوکش پرواز کردند متوجه شدند که قرار نیست از طریق فرودگاه کابل به سمت دوحه پرواز کنند. در همان زمان بود که آن‌ها تازه متوجه شدند که آقای غنی در یکی از هلی‌کوپترهاست. با این که کادر پرواز در تلاش برای ارتباط با پلیس مرزی ازبکستان ناکام بودند، اما هر سه هلی‌کوپتر در امتداد مرز شمالی افغانستان و به سمت غرب پرواز کردند تا به «ترمز» در ازبکستان رسیدند و چون سوختشان رو به پایان بود، بدون اجازه فرود آمدند.ابتدا هنگامی که سه تا از چهار هلی‌کوپتر در مجموع با ۴۰ سرنشین در ازبکستان به زمین نشستند، به سرعت توسط ماموران امنیتی مسلح ازبکستان محاصره شدند. وقتی آنها متوجه حضور غنی شدند، رئیس جمهور، بانوی اول و محب، مشاور امنیت ملی را تا ترمینال اصلی اسکورت کردند. اندکی بعد چهارمین هلی‌کوپتر ریاست جمهوری که هنگام پرواز سه هلی‌کوپتر دیگر از کاخ ریاست جمهوری در فرودگاه کابل بود، وارد صحنه شد. در این هلی‌کوپتر۱۴ نفر از مهندسان ناوگان هلی‌کوپترهای ریاست جمهوری حضور داشتند.هم زمان با بازرسی هلی‌کوپترها، همه مسافران و کادر پرواز هم تفتیش شدند. همه چیز از چمدان‌ها و محتویات جیب مسافران گرفته تا گلوله‌های سلاح‌های محافظان رئیس جمهور برای تهیه لیست و عکس‌برداری به مقامات ازبکستان واگذار شد. از همه به طور جداگانه و مکررا در مورد سمتشان و اتفاقات آن روز بازجویی شد. سپس هلی‌کوپترها پلمپ شدند و اکثر گروه شب را در محوطه‌ای که توسط سربازان مسلح ازبک محاصره شده بود گذراندند. عصر روز بعد، فاضل فضلی و رفیع فضلی دو تن از مشاوران رئیس جمهور، نیز به ترمینالی که غنی، بانوی اول و محب مشاور امنیت ملی در آن اقامت داشتند، احضار شدند و قسمتی از بودجه شورای امنیت ملی را به مقامات ازبکستان دادند تا پرواز آن‌ها به دوحه را ترتیب دهند. یکی از مقامات ارشد می‌گوید، ازبک‌ها می‌گفتند: «همه ما یک روز رفتنی هستیم».بسیاری از مقام‌های ارشد افغان اذعان کردند که بانوی اول می‌گفت فقط ۸۰۰ دلار پول دارد. بنابر این مقام‌های کاخ ۱۲۰ هزار دلار از پولی که همراه آورده بودند را در اختیار ازبک‌ها گذاشتند تا هواپیمای مسافربری «بمباردیر» قزاق خود را به صورت چارتر برای سفر به ابوظبی در امارات عربی متحده در اختیار آن‌ها بگذارد. این هواپیما ۵۰ صندلی داشت و ۴ نفر دیگر مجبور شدند تمام طول پرواز را در راهروی هواپیما بشینند. آن‌ها شامگاه ۱۶ اوت ازبکستان را ترک کردند و در ابوظبی با استقبال مقامات مواجه شدند و حوالی نیمه شب به هتل سنت رجیس رسیدند. طبق اذعان شاهدان تمامی چمدان‌های و وسایلی که کاروان اشرف غنی از کابل با خود همراه آورده بودند به هتل رسید. اکثر ۵۴ افغان برای هفته‌ها، یا بیشتر، در هتل سنت رجیس باقی ماندند. اماراتی‌ها به آنها اجازه نمی‌دادند بدون دریافت مجوز هتل را ترک کنند، و حتی پاسپورت‌هایشان را مصادره و ممنوعیت ارتباط با رسانه‌ها را برایشان شرط میزبانی اعلام کردند. مابقی پول نقدی که برایشان باقی مانده بود بین این ۵۴ نفر تقسیم شد. مقداری از آن برای خانواده گاردهای محافظ ریاست جمهوری که هنوز در افغانستان بودند فرستاده شد، مقداری به کارکنان ارشد که در افغانستان مانده بودند اهدا شد، مقداری به کارکنان ارشد برای تهیه بلیط هواپیما برای سفر کشورهای دیگری که تابعیت داشتند، رسید، و بقیه هم میان گروه توزیع شد تا بتوانند هتل سنت رجیس را ترک کنند.این داستان خیانت غنی و دیگر دار و دسته‌اش بود، کسانی که سر در آخور امریکایی‌ها داشته و با تقلب روی کار آمده بودند و به هر فکری بودند الا نجات افغانستان. غنی بیشتر عمرش را در خارج از این کشور به سر برده بود، مشخص است که دلش برای این کشور نمی‌سوخت! حالا ملت افغانستان گرفتار قوم لوط شده‌اند، قومی به زودی ابعاد بسیار زیاد نفاق و خیانت‌شان مشخص شده و خودشان هم به خودشان رحم نخواهند کرد.فاجعه‌ای که با روی کار آمدن قوم یأجوج و مأجوج در افغانستان روی داده و خواهد داد را با هیچ زبانی نمی‌شود توصیف کرد. احمق‌هایی که به زودی مشخص خواهد شد حکومت‌داری‌شان چگونه است. کسانی که مانع از تحصیل دختران می‌شوند و دانشگاه‌ها را می‌بندند اما برای درمان زنان خود دنبال پزشک زن می‌گردند... در این یک سال از اشغال افغانستان به وسیله عوامل سرویس امنیتی پاکستان شاهد فرار بزرگ سرمایه‌ها از افغانستان بوده‌ایم و این سرمایه‌ها پول نیست، جوان‌هایی هستند که از وحشت حکومت سیاه قوم لوط بر خود فرار را بر ماندن ترجیح می‌دهند.پاکستان هیچ وقت افغانستانی قدرتمند را نمی‌خواهد که مستقل باشد و برای خودش تصمیم بگیرد بنابراین هر وقت که طالب جماعت هوس چنین چیزی کرد آن وقت خواهید دید که اوضاع بر چه منول پیش می‌رود. ارتش پاکستان طالبان را آن اندازه قدرتمند می‌کند که سایر اقوام و جریان‌های قومی و مذهبی را سرکوب کند، اما اگر خواست سر بلند، سرشان را خواهد زد....این چند جمله را از من به یادگار داشته باشید.</description>
                <category>اخبار سوریه</category>
                <author>اخبار سوریه</author>
                <pubDate>Thu, 11 Aug 2022 15:50:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه‌های تلخ و شیرین خبرنگاری</title>
                <link>https://virgool.io/@SyrianKhabar/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%84%D8%AE-%D9%88-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-aft0bzoe8ed7</link>
                <description>?نوشتن از خبرنگار شاید کار آسانی باشد و بسیاری خبرنگار و خبرنگاری را شغل آسانی می‌دانند که فقط کارش نوشتن است، نوشتن از رویدادها و البته آنچه که این روزها در مملکت ما شایع است، تعریف دادن و مجیز گفتن مسوولان و اهل قدرت. این همه چیزی است که برخی از خبرنگار جماعت سراغ دارند و می‌دانند و اما اگر با خود این قشر از جامعه صحبت کنید، متوجه خواهید شد که دردشان به اندازه ثانیه ثانیه زجری که می‌کشند است و به قول معروف، «از داخل خودشان را کشته و از بیرون مردم را» و این شیوه زندگی آن‌ها است که در ایرانِ ما ادامه دارد.?نمی‌دانم اولین خبرنگار به تعریف امروز چه کسی بود، اما این را می‌دانم که بخشی از کار رسولان الهی هم اطلاع‌رسانی بوده است و البته همه ماموریت آن‌ها آگاهی‌بخشی بوده، آگاهی‌بخشی از خیر و شر، زشت و زیبا، دنیا و آخرت و اینکه خالق چه کسی است و مخلوق چه باید کند. اولین باری که خودم خبر نوشتم 27 سال پیش بود، در دهاتمان خبرنگار هفته‌ نامه پیام روستا بودم و هنوز هم اولین خبری که روستای‌مان در آن نشریه منتشر شد را در ذهن دارم و از آن روز تا به امروز هر جایی کار کرده‌ام، هیچ وقت از خبر نوشتن دور نشده‌ام.?21 سال است که به صورت کامل شغلم خبرنگاری است، یعنی رسماً خبرنگارم و به عبارت بسیار بهتر، روزنامه‌نگار و عشق و علاقه‌ای که به این کار دارم از حد و وصف خارج است. در این 21 سال در تقریباً همه نشریات درجه یک کشور نوشته‌ام و قلم زده‌ام، بیش از 100 هزار خبر، گزارش، تحلیل و مصاحبه را تایپ کرده‌ام (در همین جا 27 هزار خبر و گزارش وجود دارد) و شاید از معدود افراد هم نسل خودم باشم که خبرنگار باقی ماند و با زندگی سخت و محدود، با زندگی پر از مشکل و درد این حرفه همچنان اموراتش می‌گذرد و راضی است به رضای خدا.?در طول این 21 سال بسیاری از افرادی که همکارم بودند یا کار خبرنگاری را بوسیدند و گذاشتند کنار یا آنکه به دنبال کار نان و آبداری رفتند و مانند بسیاری دیگر که امروز هم خبرنگار فلان جا هستند و هم مسوول روابط عمومی فلان نهاد و سازمان و وزارتخانه، مدعی خبرنگاری هستند یا مانند گروهی دیگر که شب و روزشان بدون رانت نمی‌شود حتی یک خبر را بدون پاداش نمی‌نویسند. بسیاری دیگر نیز کشور را ترک کردند و برای لقمه نانی در حال قلم‌فروشی به دشمنان این آب و خاک هستند. هر چند برخی را همواره سرزنش می‌کنم، اما عده‌ معدودی را در این زمینه نه!!?امروز روز خبرنگار است و بدون شک بسیاری هنوز فرق خبرنگار را با گزارشگر نمی‌دانید. این روزها بسیاری از کسانی که شغل‌شان گزارشگری است، عنوان خبرنگار را یدک می‌کشند و بر عکس خبرنگاران نان‌شان هم در روغن است. کافی است دوربین و میکروفن به دوش و به دست راهی اداره و نهادی شوند و یک گزارش دو دقیقه‌ای بگیرند... بقیه را حتماً می‌توانید حدس بزنید. داشتیم کسانی که از همین قِبَل وام قرض الحسنه چند میلیاردی یا مشاوره‌های چند ده میلیونی گرفتند و حتی مزخرفاتی را بنام کتاب نوشتند و قیمت نجومی زدند و یک جا از آن‌ها خریدند و تا دلتان بخواهد از این دست آدم‌ها بسیار داریم.?اما خبرنگار دشمن بسیار دارد، اصحاب قدرت، صاحبان زور بزرگ‌ترین دشمنان این جماعت هستند. چون زور دارند، قانون هم حامی آن‌ها است و چون در قدرت هستند و زورشان می‌رسد اگر شما را به محکمه نکشانند بدون شک کاری می‌کنند که از نان خوردن بیفتید و خودم تجربه موارد متعددی از آن را دارم، آنقدر که یک بار به شکایت یک صاحب قدرت، قاضی نادان چشمش را بست و برایم چهار سال حبس، تبعید، ممنوعیت از نوشتن، شلاق و جریمه چند میلیونی نوشت و بعد دادگاه تجدیدنظر هم بدون آنکه پروند را بخواند دو سال حبس قطعی صادر کرد و فقط قضات باتجربه دیوانعالی کشور بودند که فهمیدند باید به جرم حیوان‌آزاری (چون آن قاضی نادان به آن ماده استناد کرده بود) باید حبس بکشم که رای را نقض کردند...?هر کدام از شماها بدون شک در محیط پیرامونی خود افرادی این‌چنین را سراغ دارید اما پس از 23 شکایت متعدد در طول این چند سال یک بار هم کوتاه نیامدم و نوشتم. با تمام اجحافی که در حقم شد، از کشورم دفاع کردم و به جای رفتن به خارج در همین ایرانِ خودم ماندم. با کمترین‌ها ساختم با مشکلات و دردسرها... خبرنگاری شغل بسیار پر دردسری است و اگر بدشانس باشید و مثلا در فلسطین زندگی کنید سرنوشت‌تان در نهایت گلوله نظامیان اسرائیلی است یا در ترکیه زندان.?خبرنگار ماندن و بودن واقعاً سخت است. این روزها که زندگی‌ها سخت شده، هر چند در شهرستان و دهات‌مان زندگی می‌کنم اما وقتی به حقوق و درآمد خبرنگاران نگاه می‌کنم از خودم خجالت می‌کشم، از اینکه بسیاری از آن‌ها هنوز بیمه نیستند و صاحبان نشریات و خبرگزاری‌ها رسماً از آن‌ها بهر‌ه‌کشی می‌کنند و حتی نصف حقوق اداره کار را هم به آن‌ها نمی‌دهند و از اینکه ناچار هستند چهار جا کار کنند تا بتوانند خودشان را سر پا نگه دارند. خبرنگارها در ایرانِ ما فقط یک روز حرمت می‌شوند و 364 روز دیگر بدبخت و بیچاره هستند...?این‌هایی را که می‌نویسم همه تجربیات شخصی و روزانه خودم است. اگر بخواهم ماجراهایی که در این دو دهه از سر گذشته را نقل کنم داستان عجیبی خواهد شد اما حقیقت آن است که خبرنگار در هر کجای عالم که باشد، مشکلات بسیاری دارد اما دستکم به لحاظ سطح زندگی بسیار بهتر و بیشتر از ایرانِ ما تامین است. وقتی وضع اقتصادی کشور خراب باشد، وقتی پول در بساط کشور نباشد وضع ما خبرنگار جماعت هم افتضاح می‌شود چرا که بالاخره راه نان خوردن ما از راه تبلیغاتی است که در نشریات یا سایت‌ها کار می‌شود، وقتی پول نباشد آگهی هم نیست و اگر هم باشد فقط به یک عده خاص می‌رسد.?امروز فقط یکی دو روزنامه در کشور نیمی از آگهی‌ها را دریافت می‌کنند و صاحبان آن چنان فربه شده‌اند و زورشان زیاد که اگر دستشان برسد هر چه روزنامه و سایت هست که یک خط آگهی می‌گیرند را تعطیل می‌کنند. روزنامه‌ها، نشریات و پایگاه‌های خبری ما در این سال‌ها بیچاره شده‌اند و دلیلش هم این است که در کشوری که یک شانزدهم چین جمعیت دارد، برابر با آن سایت و خبرگزاری و روزنامه و هفته‌نامه دارد که بسیاری از آن‌ها چاپ هم نمی‌شوند و بقیه‌اش هم بماند که داستان چیست. بله، قصه ما خبرنگارها تلخ است و هر چه هم می‌گذرد تلخ‌تر هم می‌شود. اگر رابطه داشته باشی، اگر پارتی داشته باشی نانت در روغن است و در غیر این صورت بدبخت عالمی...?اما اینجا و در کانال اخبار سوریه تلاش کردم در این سال‌ها شکل دیگری از خبرنگاری را تجربه کنم، خبرنگاری در فضای مجازی هر چندی سختی‌های خودش را دارد، اما با این وجود فضای مجازی باعث شده تا با طیف بیشتری از مخاطبان روبه‌رو شویم، این فضا اگرچه نشریات کاغذی را نابود کرده‌ است اما راهی شده تا دورترین روستاها و در بدترین شرایط هم بشود اطلاع‌رسانی و آگاهی بخشی کرد. به شخصه نمی‌توانم بگویم که این کار بد است بنابراین اینجا هستم و می‌نویسم تا خدا چه خواهد.?در این مدت از لطف و محبت تعدادی از دوستان بهره‌مند شده‌ و جا دارد از آن‌ها هم تشکر کنم. این لطف و محبت باعث شده در این دنیای برهوت بشود ارتباطات خاص و خوبی گرفت و دنیایی دیگر از مهربانی را تجربه کرد. دنیایی که برای خبرنگاری مثل من هنوز هم جای یاد گرفتن دارد و این یادگیری‌ها را تا جایی که بشود ادامه خواهم داد. بنابراین مانند همیشه به دعای شما نیازمندم. امیدوارم که روزی برسد که خبرهایی که دوست دارم را مخابره کنم و از تلخ و شیرین این خبرها بیشتر یاد بگیرم.?امروز روز عاشورا است و این تقارن عجیب را هم باید به یاد داشت. اگر نبودند خبرنگارانی که بزرگ‌ترین تراژدی روی داده در تاریخ اسلام را روایت کنند چه بسا امروز روایت یزیدیان غلبه داشت. آن‌ها شاید در نبرد امام معصوم و یارانش را به شهادت رساندند اما در نبرد روایت‌ها شکست خوردند چرا که حدیث وقایع آن روز خیلی زود ثبت شد و سینه به سینه چرخید و آن رویداد چنان تلخ و بزرگ بود که هیج کس نتوانست به سادگی از آن عبور کند. خبرنگاران راویان راستین حقیقت باید باشند.</description>
                <category>اخبار سوریه</category>
                <author>اخبار سوریه</author>
                <pubDate>Mon, 08 Aug 2022 15:29:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا  یک شبکه عرب‌زبان قدرتمند ایرانی نداریم؟!</title>
                <link>https://virgool.io/Bartarinha/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D8%B9%D8%B1%D8%A8-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-paiikc8p0w3r</link>
                <description>به عنوان مثال در مورد همین رژیم آل سعود می‌توان کارهای بزرگی کرد اگر مسوولین در این حوزه واقعاً بخواهند کاری کنند، بسیار آسان و در دسترس خواهد بود. مخالفان و دشمنان رژیم سعودی در داخل و خارج از این کشور بسیار زیاد هستند و بسیاری از متفکران و نویسندگان عرب، روزنامه‌نگاران و اهالی رسانه در کشورهای عربی و غیر عربی دشمن آل سعود به شمار می‌روند و به دلیل دیکتاتوری حاکم بر این کشور و رفتارهای ضد انسانی محمد بن سلمان ولیعهد آل سعود به راحتی می‌توان از آنها استفاده کرد. حتی در کشورهای غربی هم داشت بر آن این رژیم زیاد است و خیلی راحت می توان با کمترین هزینه بیشترین بهره برداری را کرد.برای من به عنوان یک روزنامه نگار و کسی که بیش از دو دهه است که کارم در حوزه منطقه به ویژه کشورهای عربی است همواره این سوال وجود داشته آیا نظام جمهوری اسلامی در این مورد احساس بی‌نیازی می‌کند؟ که آخر می‌کرد پس چرا العالم و الکوثر را راه‌اندازی کرد؟ یا اینکه نمی‌تواند کاری کند یا سرانجام مانند بسیاری از جاهای دست‌هایی در کار است که مانع از ایجاد چنین شبکه تلویزیونی می‌شوند؟! اگر قرار است که در حوزه تلویزیون و رادیو کار نکنیم دست کم در حوزه فضای مجازی که سعودی‌ها در توییتر، فیس بوک و یوتیوب حضور فعالی دارند و از آنجا که این شبکه‌های اجتماعی بر خلاف ایران در آنجا مسدود نیست و دسترسی بیشتری نیز دارند این سوال وجود دارد که چرا ما در این زمینه اقدام نمی‌کنیم؟ما طیف خبرنگاران و صاحب‌نظرانی که به زبان عربی تسلط داشته‌ و دارند زیاد داریم در ضمن دوستان خوبی در عراق، سوریه، لبنان یمن، الجزایر، مصر و سایر کشورهای عربی اسلامی داریم که می‌توانند در حوزه تولید محتوا و شناسایی افراد و گروه‌هایی که با آل‌سعود مخالف بوده و دشمنی دارند کمک کنند. اگر ما واقعاً می‌توانستیم یک شبکه تلویزیونی با همین نام «سعودی اینترنشنال» به زبان عربی راه اندازی کنیم و یک مدیر قابل و یک تیم فکری بسیار کارکشته که روزانه تحولات عربستان را رصد کرده و برای این تحولات تولید محتوای کاربردی کنند، گردآوری کنیم آنگاه خواهید دید که چگونه طرف سعودی به غلط کردن خواهد افتاد.یادم می‌آید دو دهه پیش سفارت عربستان در همین تهران برای آن که دهان خبرنگاران را ببندد و کسانی که در مورد عربستان مطلب می‌نوشتند را وادار به سکوت کند به آنها کادوهای ۱۰۰ هزار دلاری می‌داد و حتی تعدادی را می‌شناسم که این کادوها را گرفتند و برای همیشه روزه سکوت گرفته و به کنج عافیت رفتند! سعودی‌ها سالانه میلیاردها دلار در حوزه رسانه هزینه می‌کنند و سال به سال به جای اینکه از این هزینه‌ها کم کنند به آن اضافه کرده و چون می‌دانند و ارزش رسانه را هم به خوبی درک می‌کنند (درست بر خلاف مسئولان و مقامات جمهوری اسلامی که هر چه شد سر و ته رسانه را می‌زدنند) حاضرند برای ساکت کردن هر کسی که علیه آنها قلم‌فرسایی و صحبت می‌کند، دست به جیب شوند و به این نشان می‌دهد که آنها قدرت رسانه را می‌شناسند به شدت هم از آن واهمه دارند.در ایران شبکه تلویزیونی العالم قرار بود زبان حکومت میان دوستداران انقلاب در کشورهای عربی باشد اما این شبکه به جای آن که سال به سال پیشرفت کند، پس‌رفت کرده و امروز به گونه‌ای شده که حتی در بهترین حالت و در بهترین برنامه‌هایش چند هزار مخاطب در کشورهای عربی ندارد؟! به نظر العالم باید تعطیل شود و یک شبکه تلویزیونی جدید با فکر و اندیشه جدید که از بدنه صدا و سیما هم جدا باشد تشکیل گردد، شبکه‌ای که با پول کافی، با به کار گرفتن خبرنگاران حرفه‌ای و داشتن برنامه دقیق و درست صدای جمهوری اسلامی در کشورهای عربی باشد و در برابر پروژه ایران هراسی دست به تولید محتوای مفید بزند. من سالها در شبکه العالم کار کرده‌ام و به خوبی با چم و خم آن آشنا هستم و بسیاری از مشکلات آن را هم از نزدیک میدانم، همان موقع هم به آقایان گفتم با این شبکه و با این دست فرمان راه به جایی نخواهید برد و فقط پولتان را هدر می‌دهید.متاسفانه برخی فکر می‌کنند المیادین یا المنار یا دیگر که رسانه‌های عربی که با کمک، حمایت و لجستیک ایران ساخته و پرداخته شده اند می‌توانند چنین بار مسئولیتی را قبول کنند اما همین المیادین هم در ماجرای یمن وقتی سعودی‌ها تهدید کردند که پخش برنامه‌هایش را از روی ماهواره‌های عربی قطع خواهمگند کرد، فوراً کوتاه آمد و این نشان می‌دهد که ما باید در این حوزه هم فکری اساسی، حسابی و درست کنیم. یعنی تا زمانی که موفق به داشتن یک ماهواره مستقل در آسمان که بتواند کشورهای آسیای غربی و شمال آفریقا پوشش دهن، نشده‌ایم یا اینکه از ماهواره‌هایی استفاده کنیم که سعودی‌ها و دیگر کشورهای عربی نظارتی و فشاری بر آن نمی‌توانند وارد کنند ورود به ایجاد چنین شبکه تلویزیونی راه به جایی نخواهد برد.به هر حال این فقط یک بخشی از دردیست که ما با آن مواجه هستیم، نوشتن و گفتن در مورد رسانه در ایران آب در هاون کوبیدن است، چرا که متاسفانه افسار کار دست افراد بسیار بسیار غیرمتخصص و البته بسیار بیشتر از بسیار مدعی است که اجازه بالندگی و رشد در حوزه رسانه کشور را نمی‌دهند. تا زمانی که صدا و سیما در ایران انحصاری بوده و رقابتی وجود نداشته باشد، مانند ایران خودرو و سایپا محصول درجه چندم و بنجل تحویل جامعه می‌دهند، شرکت‌های خودروساز ایرانی در سایه انحصار جان مردم را می‌گیرند و متاسفانه در حوزه رسانه‌ای نیز روح روان مردم ایران با برنامه‌های تکراری، بدون پشتوانه و بسیار سطحی آزرده شده و به این ترتیب دیگران با کمترین هزینه فکر مردم ایران را در اختیار گرفتند.در کشور از پروژه نفوذ می‌گویند و از اینکه دشمن قصد دارد با استفاده از ابزار رسانه مردم را از حاکمیت ناامید کند، اما باید از مسوولانی که چنین حرف‌هایی می‌زنند پرسید که خود شما در این زمینه دقیقاً چه کرده‌اید؟ کدام برنامه مدون، درست، صحیح و قدرتمند را برای مقابل با این توطئه دشمن تاکنون اجرا کرده‌اید؟ آیا جز محدود کردن، جز بستن و جز تهدید و هشدار، یک بار یک جا یک کار درست حسابی کرده‌اید؟ متاسفانه بسیاری فکر می‌کنند جنگ فقط با گلوله و موشک و توپ و تانک است، اما جنگ حقیقی جنگ اندیشه‌ها و فکرهاست جایی که شبکه‌های مزخرف ترکیه سالانه میلیاردها دلار ارز از کشور ما خارج می‌کنند تا عده‌ای که توسط این شبکه‌ها شستشوی مغزی شده‌اند در شهرهای ترکیه آپارتمان بخرند و بعد هم هست و نیستشان به فنا برود.به همین دلیل می‌توان گفت که داشتن یک شبکه مفید به زبان‌های دیگری که اثرگذار هم باشند نه فقط در حوزه سیاسی و امنیتی مهم ارزیابی می‌شود، بلکه در حوزه اقتصادی نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. چه اینکه اگر ما می‌توانستیم با داشتن یک شبکه عربی، روسی، چینی یا حتی همین انگلیسی که فرصت‌های سرمایه گذاری و قابلیت‌های اقتصادی کشور را در هنگامه‌ای که وزارت خارجه و بخش اقتصادی آن فشل اندر فشل هستند معرفی کنیم، با ورود سالی چند میلیارد دلار سرمایه خارجی به کشور بخش بزرگی از هزینه‌ای که برای همین شبکه‌ها و رسانه‌ها در همه حوزه ها کرده‌ایم خود به خود جبران می‌گردد... اما آیا کسی هست که بخواهد در این زمینه با فکر اندیشه و آینده نگری نگاه کند؟در مورد صدا و سیما چند سال پیش به دوستان پیشنهاد کردم که به جای داشتن یک صدا و سیمای دولتی و حکومتی چند صدا و سیمای دولتی لااقل داشته باشیم.... شما اجازه نمی‌دهید بخش خصوصی ورود کند و شبکه تلویزیونی داشته باشد، همین امکانات صدا و سیما را به سه قسمت تقسیم کنید تا بتوانند با همدیگر رقابت کرده، آگهی جذب کنند مخاطب را به سمت خود بکشانند چرا که مردم به شدت به دنبال ابتکار و فکر جدید هستند. به شبکه‌های خانگی و سریال‌های ساخته شده خارج از کنترل صدا و سیما نگاه کنید که مردم چه استقبالی از آنها می‌کنند! آیا این سریال‌ها را تلویزیون پخش می‌کند؟ اگر نگاهی واقع‌بینانه به سطح انتظار و درخواست مردم داشته باشیم و مدیریتی هوشمندانه حاکم باشد، متوجه می‌شوید که بسیاری از کارها را می‌توان با کمترین هزینه انجام داد، البته اگر آن «دست‌های مداخله‌گر» بگذارند و اگر کسی دلش برای این کشور و آینده آن بسوزد...</description>
                <category>اخبار سوریه</category>
                <author>اخبار سوریه</author>
                <pubDate>Fri, 05 Aug 2022 16:13:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرنوشت آتش‌بس یمن چه می‌شود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@SyrianKhabar/%D8%B3%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%D8%A8%D8%B3-%DB%8C%D9%85%D9%86-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-ffipfkor12tk</link>
                <description>امروز سه‌شنبه، دومین دوره دوماهه آتش در یمن به پایان می‌رسد، آتش‌بسی که پس از تایید برای دو ماه، دو ماه دیگر هم تمدید شده بود. سعودی‌، امارات، امریکا و انگلیس به شدت دنبال تمدید همین آتش‌بس با همین ویژگی‌ها و مواد و تبصره‌ها بودند و هیچ بدشان نمی‌آمد که آن را برای یک دوره دو ماهه دیگر هم تمدید کنند. با این حال همانگونه که در مطالب هفته‌های گذشته بارها یادآور شدیم، این آتش‌بس با این ویژگی‌ها که دستاورد چندانی برای ملت یمن نداشت و صرفاً در راستای منافع سعودی و امارت بود و باعث شد تا آن‌ها از آتش موشک‌ها و پهپادهای یمنی در امان مانده و امریکا نیز در این میانه، سود خود را از تثبیت بهای نفت ببرد.آتش‌بسی که تا این ساعت هم در جریان است مفاد و شروطی داشت که از همان ابتدا سعودی‌ها در مسیر اجرای آن سنگ‌اندازی کردند اما پس از فشار شدید امریکایی‌ها و از ترس به هم خورد شرایط آتش‌بس در ادامه ناچار شدند به بخش‌هایی از آن عمل کنند. مهمترین موارد این آتش‌بس عبارت بودند از: ورود ماهیانه 36 کشتی حامل سوخت به بندر الحدیده، برقراری پروازهای هفتگی به قاهره و امان (هفته‌ای دو پرواز به هر یک از این دو شهر)، در مورد پرداخت حقوق کارمندان دولت در مناطق تحت کنترل دولت مرکزی این کشور نیز باید همکاری کامل صورت می‌گرفت. البته انصارالله خواستار تبادل اسرا نیز بود که در ضمن این توافق به آن اشاره شده بود.اما هیچ یک از این موارد عملیاتی نشد. هفته‌ای دو پرواز به زحمت به 10 روز یک پرواز ختم شد (در این دو هفته اخیر و با فرارسیدن زمان پایان آتش‌بس سعودی‌ها و امریکایی‌ها آن را به هفته‌ای دو پرواز افزایش دادند) به جای 36 کشتی فقط 27 کشتی لنگر انداختند و هیچ همکاری در مورد پرداخت حقوق کارمندان دولت صورت نگرفت. این مسائل باعث شد تا از همان ابتدا هم در صنعا مقامات دولتی در مورد احتمال تمدید این آتش‌بس با شک و تردید صحبت کنند. تهدیدها در مورد پایان آتش‌بس و آمادگی ارتش و کمیته‌های مردمی برای وارد شدن دوباره به میدان نبرد، بیش از همه واشینگتن را دچار ترس و دلهره کرد، چرا که به خوبی بر تبعات مخرب جنگ بر بهای نفت خبر داشت.ما از همان دو سه هفته پیش هم تاکید کردیم که این آتش‌بس با این شرایط دیگر تمدید نخواهد شد، حتی این آتش‌بس قابلیت اصلاح نیز ندارد و رهبران یمن آتش‌بس را با مفاد سختگیرانه‌تر و دقیق‌تر، با شروط قدرتمندتر که قابلیت اجرایی داشته باشد، پیشنهاد می‌کنند و این بر عهده طرف مقابل است که با آن موافقت کند یا نه. در حقیقت، رهبری یمن با درک شرایط بین‌المللی و حساسیت‌ها در مورد عرضه نفت در بازار و تنش‌آلود بودن وضعیت انرژی با هوشمندی کامل در این زمینه گام برداشته و خواسته‌های منطقی خود را به شکل شفاف بیان کرده است. روز یک‌شنبه سخنگوی نیروهای مسلح یمن دو روز پیش از پایان زمان آتش‌بس در پیامی از آمادگی نیروهای مسلح این کشور برای اجرایی کردن دستورات رهبری یمن و ورود به جنگ خبر داد.این در حالی است که روز دوشنبه رئیس شورای عالی سیاسی جنبش انصارالله یمن در دیداری که در صنعاء با هیئتی از عمان برای بررسی مسایل مربوط به آتش‌بس و پیشنهادهای هانس گروندبرگ، فرستاده سازمان ملل به یمن در این خصوص و نیز مسایل انسانی و اقتصادی دیگر داشت، گفت: لازم است هر آتش‌بسی با بهبود وضعیت اقتصادی و انسانی مردم یمن از جمله پرداخت حقوق تمامی کارمندان دولت و مستمری بازنشستگان همراه باشد. خواسته‌های مردم یمن شامل توقف جنگ (عملیات‌های ائتلاف عربی)، لغو محاصره یمن ابتدا با بازگشایی کلی و فوری فرودگاه بین‌المللی صنعاء و بندر الحدیده، پرداخت حقوق تمامی کارمندان از درآمدهای نفت و گاز همگی خواسته‌های درست و منصفانه بوده و موجب هیچ گونه ناتوانی و تضعیفی نشده و مستلزم امتیازدهی از سوی طرف مقابل (دولت مستعفی یمن) نیستند.مهدی المشاط تاکید کرد که عمل به این خواسته‌ها فضایی در حمایت از صلح ایجاد خواهد کرد و به صورت چشمگیری در کاهش مشکلات یمنی‌ها ناشی از جنگ و محاصره موثر خواهد بود. همانگونه که مشاهده می‌کنید، دیگر شرط و شروطی در مورد تعداد پروازها و تعداد کشتی‌ها وجود ندارد، یمنی‌ها خواستار آزاد شدن پرواز کامل از فرودگاه صنعا (به هر جایی که اراده کنند، از جمله ایران) شده و گفته‌اند که باید محاصره بندر مهم و راهبردی الحدیده نیز برداشته شود، شروطی که هم منصفانه است و هم طرف مقابل را در دو راهی شدیدی قرار می‌دهد که پذیرش آن باعث تقویت دولت یمن و نپذیرفتن آن هم هدف قرار گرفتن چاه‌های گاز را در پی خواهد داشت.بر همین اساس است که در طول چند روز گذشته رایزنی‌ها و رفت و آمدهای بسیاری در مورد آتش‌بس یمن در سطح منطقه و حتی جهان صورت گرفته و هر یک از طرف‌های دخیل تلاش می‌کنند موضوع را بر اساس دیدگاه و نقطه نظرات خود به پیش ببرند، این در حالی است که آنچه رهبران یمن به روشنی و صراحت گفته‌اند، نباید دچار خلل شود. برخی منابع نزدیک به سعودی می‌گویند که سه خواسته صنعا، یعنی بندر الحدیده، فرودگاه صنعا و پرداخت حقوق‌ها در اولویت گفت‌وگوها است اما با این حال، آن‌ها در شرایط سنجش شرایط در هر سه مساله، چهارچوبی تعیین کرده، یعنی باز هم شامل «تعداد بیشتر کشتی‌های ورودی به الحدیده، پروازهای بشتر به فرودگاه صنعا و همچنین پرداخت بیشتر حقوق کارمندان دولت» می‌شود.به نظر می‌رسد هیات عمانی که روز دوشنبه در صنعا به مهدی المشاط دیدار کرده بود، می‌خواهد مقامات یمنی را تحت فشار قرار دهد تا این محدودیت‌ها را پذیرفته و دوباره آتش‌بس مشروط را امضا کند، موضوعی که با توجه به مطالب و موارد گفته شده در طول دو ماهه گذشته از آتش‌بس فعلی و نقض مکرر آن، به نظر نمی‌رسد که کسی حاضر به تن دادن به آن باشد هر چند کسی وضعیت و شرایط داخل این کشورها و سیستم تصمیم‌گیری را نمی‌داند. فعال شدن طرف عمانی پس از تماس وزیر خارجه این کشور با همتای ایرانی و امریکایی‌اش در روز یکشنبه صورت می‌گیرد. به نظر می‌رسد پس از مذاکره تلفنی چند روز پیش دستیار ویژه وزیر امور خارجه با مقامات یمنی و تماسی در سطح بسیار بسیار بالاتر، ایران باز هم تاکید کرده که در تصمیم‌گیری یمنی‌ها دخالت نمی‌کند.تا کنون هیچ گونه موضع رسمی از سوی هیات عمانی صادر نشده است، ولی به نظر طرف عمانی هم ماموریت بسیار سختی در پیش دارد. باید دید که عمانی‌ها با چه پیشنهاداتی راهی صنعا شده‌اند و با توجه به عهدشکنی و تخریب‌های صورت گرفته توسط سعودی‌ها در جامعه یمن و غارت منابع نفتی و گازی این کشور توسط اماراتی‌ها، تمدید این آتش‌بس اندکی غیرعقلانی به نظر می‌رسد اما یمنی‌ها نیز باهوش بوده و نمی‌خواهند در این زمینه مقصر جلوه داده شوند. شروط یمنی‌ها فعلاً قابل اجرا است و آن‌ها روزی که خواستار خروج همه نیروهای نظامی خارجی و عدم مداخله دیگر کشورها در امور داخلی خود شوند، کار گره خواهد خورد.در هر صورت باید تا روز سه‌شنبه منتظر ماند، اینکه آیا ائتلاف عربی – غربی می‌توانند بار دیگر آتش‌بس را با محدویت‌های خاص – صرفاً به این خاطر که بگویند ما زورمان بیشتر است – بر طرف یمنی تحمیل کنند یا آنکه یمنی‌ها پس از چهار ماه فرصت، با سازماندهی بهتر، تجهیزات بیشتر و نیروهای تازه‌نفس آماده‌تر وارد میدان شده و عرصه را بر دشمن تنگ‌تر خواهند کرد. به نظر می‌رسد اگر یمنی‌ها بر برداشته شدن کامل محاصره تاکید کرده و بگویند که در غیر این صورت چاه‌های نفت سعودی و امارات را هدف قرار خواهد داد، امریکای بایدن تن به هر ذلتی خواهد داد.</description>
                <category>اخبار سوریه</category>
                <author>اخبار سوریه</author>
                <pubDate>Tue, 02 Aug 2022 14:47:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انبارهای مهمات کشورهای غربی «ته» کشیده است....</title>
                <link>https://virgool.io/@SyrianKhabar/%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%D8%B1%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ybhhfs7h2nuy</link>
                <description>این گزارش را نه من نوشته‌ام و نه دخل و تصرفی در آن کرده‌ام. اما تک تک مطالب و مواردی که در این گزارش آمده را از ابتدای جنگ اوکراین مورد اشاره قرار دادیم و حالا غربی‌ها خود دارند به آن اعتراف می‌کنند.روزنامه فایننشال تایمز در مقاله‌ای به مساله تمام شدن مهمات پایه و اساسی غرب و درس‌هایی پرداخته که سیاست‌گذاران دفاعی غرب از جنگ اوکراین خواهند گرفت: «فرانسه ۱۸ هویتزر سزار را به کی‌یف فرستاده است، یعنی یک چهارم دارایی‌های خود از این سامانه توپخانه‌ای پیشرفته. اما جایگزینی همین ۱۸ هویتزر با هویتزرهای جدید، برای شرکت فرانسوی «نکستر» حدود ۱۸ ماه زمان خواهد برد.جنگ اوکراین ناکافی بودن انبارهای تسلیحاتی غرب را آشکار ساخته است، خصوصا گلوله‌های حیاتی توپخانه‌ها که - هرچند به چشم نمی‌آیند اما - نقش بسیار پررنگی در این جنگ دارند. کمبود ظرفیت تولید، کمبود نیروی کار و اختلالات زنجیره تامین (خصوصا تراشه‌های کامپیوتری) بدین معناست که پر کردن این انبارها بسیار زمان‌بر خواهد بود.به گفته مقامات و تحلیلگران دفاعی، این کمبودها از بی‌خیالی و احساس کفایت کاذب غرب در برابر تهدیدات وجودی پس از پایان جنگ سرد خبر می‌دهد، تهدیدی که اکنون با تمایل غرب به حمایت نظامی از اوکراین آشکار شده است. تمایل بیمارگونه به تسلیحات پیشرفته و فناوری‌های روز و «تولید ناب» موجب نادیده گرفته شدن اهمیت انبارهای کیت‌های اساسی شده است. (تولید ناب یکی از روش‌های تولید است که از ویژگی‌های آن می‌توان به تمرکز بر کیفیت و حذف انبارهای اضطراری محصولات موجود اشاره کرد.)جیمی شی، یکی از سیاست‌گذاران سابق ناتو و از اعضای کنونی اندیشکده انگلیسی چتم هاوس گفت: جنگ اوکراین این درس را به ما می‌دهد که هنوز هم عناصر کلاسیک توپخانه، نیروی زمینی و تصرف مناطق، برگ برنده جنگ‌ها هستند. موازنه نظامی که از سبک قدیم به روش‌های جدید تغییر پیدا کرده، باید به عقب بازگردد.شاید بتوان گفت که این کمبودها اکنون دامن‌گیر توانایی غرب در کمک به کی‌یف شده باشند. به گفته الکس ورشینین، متخصص آمریکایی تدارکات، مجموع تولید سالانه گلوله‌های ۱۵۵ میلیمتری توپخانه در آمریکا نمی‌تواند نیاز اوکراین را حتی به مدت دو هفته تامین کند. او معتقد است که مناقشه اوکراین نشان‌دهنده بازگشت جنگ‌افزارهای صنعتی است. جیمی شی وضعیت کنونی را با بحران بزرگ گلوله در جنگ جهانی اول مقایسه می‌کند، یک رسوایی در سال ۱۹۱۵ که در خلال آن، استفاده گسترده از گلوله‌های توپ، ذخایر تسلیحاتی انگلیس را خالی کرده و کمبود تسلیحاتی را رقم زد که تلفات جانی بسیار و استعفای نخست‌وزیر وقت را در پی داشت.بن والاس، وزیر دفاع انگلیس نیز گفته است که کشورهای غربی در جنگ‌های طولانی مدت مانند جنگ اوکراین و روسیه دچار مشکل خواهند شد، چرا که ذخایر مهماتشان نسبت به تهدیدی که با آن مواجه هستند کافی نیست. در سال گذشته میلادی در یک رزمایش شبیه‌سازی شده، مهمات ارتش انگلیس در کمتر از هشت روز به پایان رسید. هیچ کس باور نمی‌کند که کمک‌های غرب به اوکراین دارد تسلیحات اساسی غرب را به اتمام می‌رساند. مقامات می‌گویند که بخش عمده تجهیزاتی که غرب به اوکراین داده همچنان در دسترس بوده یا می‌توان آن‌ها را با سامانه‌های مشابه جایگزین کرد، چرا که بودجه دفاعی ۶۶ میلیارد دلاری سال گذشته روسیه، حتی در کنار بودجه ۲۹۳ میلیارد دلاری چین هم در برابر بودجه ۱.۱ تریلیون دلاری کشورهای ناتو به چشم نمی‌آید.اما مشکل آنجاست که ناتو بخش بزرگی از بودجه خود را صرف توسعه و ساخت سامانه‌های پیشرفته مانند جنگنده‌ها کرده است، سلاح‌ها و تجهیزاتی که در این جنگ به اوکراین ارسال نکرده است. بخش عمده تسلیحات غرب در ۲۰ سال گذشته به جای آنکه برای مقابله با نبردهای سنگین توپخانه‌ای و تانکی در جنگ‌هایی مانند اوکراین در انبارها ذخیره شود، صرف شرکت در نبردهای ضدشورش در خاورمیانه شده است. چند دهه تکیه بر روش تولید ناب، بازده مالی و یکپارچه‌سازی صنعتی موجب تشدید مشکلات تامین شده و مانعی بر سر راه آن دسته از برنامه‌ریزان نظامی بوده که علاقه‌مند به نگهداری موجودی‌های گران قیمت تسلیحات بوده‌اند.کمبود اندوخته‌های تسلیحاتی در انگلیس بدین معنا بود که لندن اخیرا مجبور شد سامانه‌های توپخانه‌ای هویتزر را از یک طرف سوم - احتمالا یک دلال بلژیکی - خریداری کرده و سپس به اوکراین تحویل دهد. آمریکا نیز در حال حاضر تنها با پنج پیمان‌کار نظامی کار می‌کند، در حالی در دهه ۱۹۹۰ واشنگتن ۵۱ پیمان‌کار نظامی داشت. یک مشاور دفاعی غربی گفت: از دیرباز می‌گفتند که غرب هرگز دوباره درگیر یک جنگ صنعتی نخواهد شد؛ در نتیجه، هیچکس به فکر ظرفیت و توانایی افزایش سریع تولید تجهیزات کلیدی نبوده است.تولیدکنندگان تسلیحاتی غربی حالا در تقلای تامین قطعات و مواد کمیاب برای ساخت تسلیحات و مهماتی هستند که تا همین اواخر به آن‌ها نیاز چندانی نداشتند. به گفته شرکت ریتیان برخی از اجزای الکترونیک موشک‌های استینگر که آخرین بار ۲۰ سال پیش در مقیاس عمده تولید شدند، دیگر در بازار موجود نیستند. الکس کرسول، مدیرعامل گروه تالس در انگلیس که سازنده موشک‌های ضدتانک NLAW موردعلاقه اوکراین است، گفت: انگلیس اندوخته‌های دفاعی خود را تمام کرده اما در سرمایه‌گذاری کافی برای اجتناب از کهنگی و ازکارافتادگی شکست خورده است.از سوی دیگر، آمریکا نیز حدود یک سوم انبارهای موشکی راکت‌انداز چندگانه ساخت لاکهید مارتین خود را به اوکراین ارسال کرده است، موشک‌هایی که کی‌یف برای هدف قرار دادن دشمن در پشت خطوط مقدم به آن‌ها نیاز دارد. یک مقام سابق پنتاگون که اکنون در اندیشکده مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌الملل فعالیت می‌کند، پر کردن جای خالی این موشک‌ها با نسخه‌های قدیمی‌تر را دشوار می‌داند، چرا که در نسخه‌های قدیمی این موشک‌ها از کلاهک‌های خوشه‌ای استفاده شده است. این در حالیست که امروزه استفاده از تسلیحات خوشه‌ای ممنوع اعلام شده است.علاوه بر غرب، به باور مقامات و تحلیلگران، روسیه نیز از مشکلات تدارکاتی رنج می‌برد. اورال‌واگن‌زاود، یک تولیدکننده تسلیحاتی روسیه این روزها به صورت سه‌شیفت کار می‌کند تا تانک‌های قدیمی را بازسازی کند. بخشی از مهمات مورد نیاز روسیه نیز از انبارهایی در بلاروس تامین می‌شود. با این حال، مارک گالئوتی، یک متخصص امور روسیه در انگلیس گفت، انتصاب معاون سابق وزارت دفاع روسیه به عنوان فرمانده کل نیروهای این کشور در اوکراین، به ارتش روسیه قدرت آتش سازمانی زیادی در مسکو می‌دهد تا صدای بلندتری داشته و اقتصاد را آنطور که می‌خواهد تغییر دهد.متخصصان نظامی از آغاز حمله روسیه به اوکراین در حال مطالعه این جنگ بوده‌اند تا به اطلاعاتی درباره ماهیت جنگ مدرن دست یابند. به گفته یک محقق ارشد در اندیشکده‌ای انگلیسی، درس اول در نتایج این تحقیقات «اهمیت حفظ ذخایر پایه و اساسی» است. این چیز جدیدی نیست، اما چیزی است که خیلی وقت است فراموش کرده‌ایم. داشتن مهمات ارزان‌قیمت که بتوان در مقیاس بزرگ از آن‌ها استفاده کرد، حیاتی است. غرب باید یاد بگیرد که نباید همیشه به دنبال (سلاح‌های) خوش‌ساخت و ممتاز برود، بلکه باید دریابد که این سلاح‌های ممتاز و سرآمد، نهایتا قرار است با چیزهای ساده عملیاتی شوند.»همانگونه که در این گزارش به اعتراف خود منابع غربی، آن‌ها نگاه بسیار عجیبی به جنگ‌های آینده داشته‌اند. سرمایه‌گذاری بسیار هنگفت روی تسلیحاتی کنند که هیچ کاربردی در میدان واقعی نبرد ندارد. روس‌ها ذخیره بسیار سنگینی از انواع توپخانه و زره‌پوش دارند که به تنهایی از کل اعضای ناتو بیشتر است (شاید برخی بگویند کیفیت، اما در نبرد اوکراین مشخص شد که زره‌پوش فقط باید وجود داشته باشد) و توپخانه‌ای جهنمی که ما در مورد حضور و نقش‌آفرینی آن در میدان نبرد بسیار نوشتیم. کشورهای غربی ابتدا فکر می‌کردند تمام جنگ‌هایی که در آینده خواهند کرد مانند عراق و افغانستان است و به فکر برتری تکنولوژیک در هر نبرد گسترده‌ای بودند.حالا انبارهای مهمات آن‌ها خالی شده است، هیچ جنگنده‌ای، زیردریایی، یا تسلیحات پیشرفته الکترونیکی قادر به حضور در میدان نبرد نیست و خود آن‌ها نیز در این حوزه اگر روزی نبردی سخت و سنگین در بگیرد، دچار بحران خواهند شد. باید دید که این کشورها دوباره صنایع مهمات‌سازی را رو به راه خواهند کرد یا نه، آیا دوباره ساخت گسترده زره‌پوش و ذخیره کردن آن را انجام می‌دهند؟ آیا ناتو هنوز هم فکر می‌کند یک جنگنده ارزشی بیش از یک گردان توپخانه دارد؟ آیا هنوز هم فکر می‌کند که آتش بالگردها بهتر از آتش تانک‌ها است... این‌ها مسائل و مواردی است که در سال‌های آینده نتایج آن را خواهیم دید.</description>
                <category>اخبار سوریه</category>
                <author>اخبار سوریه</author>
                <pubDate>Tue, 12 Jul 2022 21:06:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفر بایدن به منطقه «زهر مارش» شد</title>
                <link>https://virgool.io/@SyrianKhabar/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D8%B2%D9%87%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%B4%D8%AF-pz0tt6h6u9jw</link>
                <description>رئیس‌جمهور امریکا قرار است قرار است ظرف روزهای آینده سفری به منطقه آسیای غربی کند، سفری که اگر امریکایی‌ها شانس بیاورند، رئیس‌جمهور حواس‌پرت و آلزایمری آن‌ها با کمترین میزان سوتی آن را به پایان برده و راهی خانه شود. سفر جو بایدن به منطقه محصول یک ماه و دو ماه اخیر نیست و به نظر می‌رسد او از زمستان گذشته قصد داشت راهی منطقه شود، هدفش هم این بود که به‌عنوان یک پیروز، یک فاتح و کسی که کار بزرگی را کرده که می‌تواند به هر کجا که رفت، با آن قیافه بگیرد به منطقه سفر کند. او می‌خواست در فلسطین اشغالی و عربستان وقتی که زبان باز می‌کند بگوید: «ما موفق شدیم برنامه هسته‌ای ایران را محدود کنیم، ما موفق شدیم سانتریفیوژهای ایرانی‌ها را خاموش کرده و از ساخت بمب اتم جلوگیری کنیم، با این سیاست ما امروز منطقه و جهان امن‌تر است!!»این تمام آن چیزی بود که جو بایدن در سفر به منطقه می‌خواست آن را تکرار کرده و اگر به جای دیگری هم سفر می‌کرد دوست داشت از روی آن بارها و بارها روخوانی کند. او امیدوار بود که ایران در تداوم تحریم‌ها و فشار حداکثری شروع شده از دوران ترامپ پای میز مذاکره حاضر شود و هر آنچه که مذاکره‌کنندگان امریکایی دیکته می‌کنند را امضا کرده و در نهایت یک موفقیت را به اسم خود ثبت کند، کاری که به زعم او ترامپ نتوانست انجام دهد و با خروج از برجام، این همه زخمت و فشار برای امریکا و دیگر متحدانش ایجاد کرد. اما همه این آمال و آرزو بر باد رفت و خواب‌های رویایی بایدن و اطرافیانش که خیلی با خوش‌خیالی همراه بود، راه به جایی نبرد و طرف ایرانی حاضر به امضای توافقی که در آن حداقل مزیت‌های اقتصادی شامل حال کشورمان نمی‌شد، نشد...این مساله برای بایدن بسیار سخت و سنگین بود، او واقعاً فکر می‌کرد که خیلی دارد در حق ایرانی‌ها لطف می‌کند! چنان از خودش و تصمیمی که گرفته بود مطمئن بود که از امضای مجدد توافق توسط ایران دچار هراس شد. اما در حقیقت بایدن هم نمی‌دانست که جان برجام چیست و ایران چرا نمی‌تواند چنین متنی را امضا کند. بایدن فکر می‌کرد مردم ایران امروز در گرسنگی بی‌سابقه‌ای به سر می‌برند و کنار خیابان دارند جان می‌دهند (البته این تفکر او پر‌ بیراه هم نبود و تحریم‌های غیرانسانی امریکا علیه ملت ایران مردم را به صورت کامل بیچاره کرد) و به همین دلیل ناچار به امضای توافق خواهد شد. او حتی در ذهن بیمار خود گوشه نگاهی هم به تحولات داخلی و انتخابات داشت و دنبال جمع کردن رای برای نامزدهای دمکرات می‌گشت. پیغام‌های پشت پرده او نیز کلیدی نبود که بتواند قفلی که ترامپ بر تحریم‌ها زده بود را باز کند.با این حال، همانگونه که پیش از این هم بارها تاکید کردم، بایدن می‌خواست در نقش یک متحدِ بزرگِ پیروز به منطقه سفر کند که این خواسته روی نداد، حتی یک بار هم سفرش را به تاخیر انداخت تا شاید رایزنی‌ها به نتیجه برسد و مذاکرات دوحه گرهی را باز کند اما زیاده خواهی طرف امریکایی در برقراری تحریم‌ها باعث شد تا مذاکره‌کننده ایرانی خیلی دوحه را به سمت تهران ترک کند. با این همه، زمان سفر نزدیک شد و بایدن و نزدیکانش که تقریباً با کیسه‌ای خالی و زبانی بدون کلام باید راهی منطقه شوند به فکر افتادند که باید دست به چه کار نخ‌نما شده‌ای بزنند تا دست خالی به منطقه سفر نکنند. به همین دلیل مطلبی را به نامش در روزنامه واشنگتن پست نوشتند تا سرخط دستورکارهای رئیس جمهور امریکا در سفر به آسیای غربی را تشریح کند و مهمترین محور این نوشته، ایران بود و ایران... بایدن با شعار تحریم و فشار دوباره به ایران راهی منطقه می‌شود...بایدن در این یادداشت با اذعان به شکست سیاست «فشار حداکثری» دولت دونالد ترامپ، نوشت: بعد، وقتی دولت قبلی خواست ایران را در شورای امنیت سازمان ملل بابت این اقدام محکوم کند، آمریکا خود را تنها و در انزوا یافت. ما دوباره به متحدان و شرکایمان در اروپا و سراسر جهان ملحق شدیم تا از انزوا خارج شویم؛ حالا این ایران است که تا وقتی به توافقی بازگردد که رییس جمهور قبلی آمریکا بدون داشتن برنامه‌ای برای چیزی که بتواند جایگزینش شود، از آن خارج شد، در انزوا به سر می‌برد. ماه گذشته، ۳۰ کشور برای محکوم کردن عدم همکاری ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در زمینه فعالیت‌های هسته‌ای قبلی‌اش، به ما ملحق شدند. دولت من به افزایش فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی ادامه خواهد داد تا زمانی که ایران آماده بازگشت به پایبندی به توافق هسته‌ای باشد، همان طور که من آماده آن هستم!!بایدن در حالی به منطقه سفر می‌کند که امریکا هیچ دستاورد عملی برای متحدانش ندارد و ناچار است به آن‌ها بگوید که برای محدود کردن ایران به سراغ سیاست فشار و تحریم رفته است، سیاستی که در طول چهار سال گذشته باوجود رسیدن نهایت خود اما باعث توقف ایران نشد! او توضیحی در مورد افزایش روز به روز قدرت ایران با وجود تحریم‌ها و فشارها ندارد و می‌داند که ایران در زمینه کوتاه نخواهد آمد، او با چالش‌های عمده متحدانش روبه‌رو است، رژیم صهیونیستی علاوه بر بحران داخلی با چالش مداوم مقاومت فلسطین و لبنان مواجه است و به دلیل رفتارهای خرابکارانه علیه ایران از انتقام ایران هراس دارد...او در حالی به منطقه سفر می‌کند که آتش‌بس شکننده میان یمن و ائتلاف سعودی-اماراتی تضمینی برای بقا ندارد و می‌تواند هر لحظه پایان یافته و حملات یمنی‌ها به تاسیسات نفتی و زیرساختی سعودی‌ها قیمت‌های جهانی نفت را به شدت بالا ببرد. اما بزرگ‌ترین مشکل بایدن در سفر به منطقه، گدایی نفت است و سعودی‌ها در دو سه ماه گذشته تلاش بی‌وقفه‌‌ای برای افزایش استخراج و صادرات نفت داشته‌اند تا شاید بتوانند نظر بایدن را جلب کنند. با این حال، او برای آنکه دستاوردی داشته باشد می‌خواهد سران کشورهای عرب و احتمالاً رژیم صهیونیستی را در عربستان جمع کند و برای آن‌ها از ضرورت ایجاد یک ائتلاف ضدایرانی سخن بگوید...✔توافق می‌توانست سفر بایدن را برایش شیرین کند، دولت امریکا خود مقصر این رویداد است و ایران در این زمینه هیچ تقصیری ندارد. سفر بایدن به منطقه، زهرمارش شد....</description>
                <category>اخبار سوریه</category>
                <author>اخبار سوریه</author>
                <pubDate>Mon, 11 Jul 2022 16:13:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترکیه، شریک داعش در نسل‌کشی ایزدی‌ها!</title>
                <link>https://virgool.io/@SyrianKhabar/%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D8%B9%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D9%84-%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7-pmikckjx4hdg</link>
                <description>همه دنیا می‌دانند که بزرگ‌ترین، اصلی‌ترین و نزدیک‌ترین حامی، دوست و کمک‌کننده به گروه تروریستی داعش که بخش‌های بزرگی از عراق و سوریه را ویران کرد، دولت رجب طیب اردوغان بوده است. در آخرین گزارش‌های اطلاعاتی منتشر شده در بولتن‌های محرمانه، تاکید شده که همه سرکرده‌های داعش در طول سال‌های گذشته در حمایت امنیتی ترکیه زندگی کرده‌اند و دو نفر از آن‌ها در مناطق تحت اشغال ارتش این کشور در شمال سوریه و آخرین سرکرده هم که در یک معامله امنیتی با امریکایی‌ها در استانبول خبرِ دستگیری‌اش منتشر شد.اردوغان در صدد بود تا با حمایت از داعش عراق و سوریه را ویران کرده، آن‌ها را ضعیف کند تا در نهایت بتواند افکار پلید انگلیسی- اخوانی – عثمانی خود را اجرا کند. در طول همه سال‌هایی که داعش مناطق وسیعی از عراق و سوریه را در اشغال داشت، ترکیه اصلی‌ترین خریدار نفت غارت شده عراق و سوریه بود و میلیاردها دلار پول بادآورده را به خزانه داعش می‌ریخت. اما این همه جنایت ترکیه‌ی‌ اخوانی نبود و اردوغان به‌عنوان بزرگ‌ترین جنایتکار دو دهه اخیر در منطقه نقش پررنگی در انتقال نیرو برای داعش داشت که حقوق آن‌ها هم با دلارهای غارت شده نفت عراق و سوریه پرداخت می‌شد.اردوغان به اهداف خبیثانه و جنایتکارانه‌اش رسید و عراق و سوریه را نابود کرد، اما جنایت‌هایی که با کمک‌های داعش در شمال عراق و سوریه توسط مزدوران آدمکشِ خلیفه‌ مورد علاقه اردوغان صورت گرفت، در یکصد سالگی کشتار ارامنه توسط ارتش عثمانی نشان داد که خوی وحشی‌گری، آدمکشی و غارت در وجود این عناصر نهادینه شده است. این جنایت‌ها با هیچ معیاری قابل سنجش نیست و اردوغان در سایه حمایت‌هایِ غرب و کمکِ کشورهای عربی که فکر می‌کردند اردوغان می‌تواند ایران را به زیر بکشد، این جنایت‌ها به عنوان یک سند عینی آدمکشی روز به روز ابعاد بیشتری از آن رونمایی می‌شود.به تازگی گزارشی حقوق‌ بشری منتشر شده که در آن از نقش ترکیه در کشتار شهروندان بی‌گناه ایزدی یکصد سال پس از کشتار ارامنه خبر می‌دهد. این گزارش جدید که با تلاش گروهی از وکلای برجسته حقوق بشری گردآوری شده است، به دنبال تاکید بر مسوولیت‌ الزام‌آوری است که کشورها برای جلوگیری از وقوع «نسل‌کشی» در اراضی خودشان دارند، حتی اگر طرف سومی مثل داعش مرتکب این جرایم شده باشد.این وکلا تحت عنوان «کمیته عدالت ایزدی‌ها»، تاکید کردند که طبق قوانین بین‌المللی وظیفه‌ای بر عهده کشورها برای جلوگیری از جرم نسل‌کشی طبق کنوانسیون نسل‌کشی وجود دارد. «جفری نایس کی.سی» رئیس این کمیته، نسل‌کشی علیه ایزدی‌ها را به عنوان «جنونی شیطانی» توصیف کرد. هر چند سکوت کشورهای غربی جدای از حمایت مستقیم و غیرمستقیم آن‌ها از تروریست‌های داعشی در شکل‌گیری این جنایت‌ها دیده نشده است، اما اگر آن روزها به جای تحریم دولت و ارتش سوریه و همچنین ایجاد شکاف در ارتش عراق، ترکیه و قطر را به عنوان اصلی‌ترین حامی داعش مورد مواخذه قرار می‌دادند، این جنایت‌ها شکل نمی‌گرفت.این نسل‌کشی علیه ایزدی‌ها، از سال ۲۰۱۳ در عراق و سوریه انجام شده است. این گزارش که تحقیقات آن سه سال طول کشیده و عملکرد ۱۳ کشور را در این راستا بررسی کرده است، ثابت می‌کند که سه‌ کشور در انجام وظایف خودشان برای جلوگیری از این نسل‌کشی شکست خوردند. درخصوص ترکیه،‌ کمیته عدالت ایزدی‌ها، رهبران این کشور را به شریک جرم بودن در این نسل‌کشی‌ها متهم کرده است. اتهامی که مقامات ترکیه‌ای آن را «بی‌اساس» می‌خوانند. این کمیته می‌گوید که از آوریل ۲۰۱۴، مقامات ترکیه‌ای چشمان خود را به روی فروش، انتقال و به اسارت گرفتن زنان و کودکان ایزدی‌ بستند و به نیروهای آموزش‌دیده که به گروه داعش وابسته‌ بودند، کمک کردند تا برای جنگ به سوریه بروند و بنابراین عاملان این نسل‌کشی را تقویت کردند.طبق این گزارش، مقامات ترکیه‌ای می‌دانستند و یا عمدا چشمانشان را به روی این شواهدی که نشان می‌داد این افراد از این آموزش‌ها استفاده می‌کنند تا علیه ایزدی‌ها مرتکب چنین جنایاتی شوند، بستند. این گزارش همچنین علیه برخی کشورهای حوزه خلیج فارس از جمله قطر تحقیقاتی را انجام داده اما مدارک کافی در این خصوص وجود ندارد! (نه اینکه مدارکی وجود ندارد، گاهی اوقات دلارهای نفتی کاری می‌کنند که مدارک و مستندات...)سفیر ترکیه در انگلیس این انتقادات را «بی‌اساس و غیرمنصفانه» خواند و ادعا کرد: «ترکیه از ابتدای شروع درگیری در سوریه، نقش کلیدی در حفاظت از غیرنظامیان سوریه و اقلیت‌ها از جمله ایزدی‌ها ایفا کرد!! ترکیه نه تنها درهایش را باز کرد و به بهشتی امن برای میلیون‌ها سوری و ایزدی بدل شد، بلکه از طریق حملات ضدتروریستی در سوریه از مردم این منطقه محافظت کرد. امروزه ایزدی‌ها به طور مسالمت‌آمیز در شمال غرب سوریه زندگی می‌کنند.»</description>
                <category>اخبار سوریه</category>
                <author>اخبار سوریه</author>
                <pubDate>Wed, 06 Jul 2022 23:20:43 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>