<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های TOP10</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@TOP10</link>
        <description>ترین ها</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 18:13:56</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/198929/avatar/RDr3Mq.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>TOP10</title>
            <link>https://virgool.io/@TOP10</link>
        </image>

                    <item>
                <title>10 عنوان بزرگ شکست خورده صنعت بازی</title>
                <link>https://virgool.io/@TOP10/10-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-rn2fso8bxjxd</link>
                <description>شرکت های بازی سازی راه های زیادی برای تبلیغ و جذب مخاطب قبل از ارائه  محصول نهایی دارند؛ ساخت و پخش تریلر ها، غرفه های معرفی در نمایشگاه های  سالیانه، خرید پنل های تبلیغاتی در سایت های مشهور، بیلبوردهای عظیم در سطح  شهرهای بزرگ دنیا، همه و همه از راه هایی هستند که انتشار دهندگان بازی می  توانند از آن ها بهره ببرند. اما پس از انتشار محصول، این بازیکنان و  مخاطبان هستند که حرف اول و آخر را در رابطه با بازی منتشر شده می زنند. حتی  گاهی نقد های مثبت و منفی هم باعث نمی شوند تا شما از تجربه یک عنوان عقب  نشینی کنید؛ اما ممکن است یک تعریف یا نقد ساده از دهان دوستتان شما را از  خرید یک بازی منصرف کند و یا بالعکس آن چنان شما را تحت تاثیر قرار دهد که  عنوان مورد نظر را در صدر لیست خریدتان قرار دهید. اما باز هم این  نظر شماست که مهر تایید بر محصول نهایی را می زنید یا نه. همان چند ساعت و  یا دقایق اولیه بازی فرصت دارد که با شما ارتباط برقرار کند در غیر این  صورت آن عنوان چه تحسین شده، چه محکوم در نظر منتقدین برای شما تمام شده  است. اگر این عدم برقراری ارتباط همه گیر باشد بازی با شکست مواجه  شده و تمام بازیکنانش را در مدت کمی از دست خواهد داد. در ادامه به بررسی  تعدادی از بازی های منتشر شده در سال های اخیر می پردازیم که مخاطبان خود  را در مدت کوتاهی از دست دادند به یک شکست تبدیل شدند.منبع : دیجیاتوشماره 10.Metal Gear Surviveاین قضیه جهان باز بودن Metal Gear Solid V The Phantom Pain نیز به موضوعی  بحث برانگیز تبدیل شد که هنوز هم در مورد آن صبحت می‌شود. فراموش نکنید که  محصول هیدئو کوجیما در سبک خودش اگر بهترین نباشد قطعا یکی از بهترین‌هاست  و افرادی را می‌شناسم که سری Metal Gear Solid را بهترین سری طول عمر  گیمریشان می‌دانند. در سال ۲۰۱۸ یک بازی دیگر تحت عنوان Metal Gear Survive منتشر شد و  تبدیل به یکی از بازی‌های ضعیف امسال شد. وقتی یک بازی با متای ۵۴ به کار  خود خاتمه می‌دهد یعنی یک بازی بد است که نتوانسته به انتظارات پاسخ دهد  اما وقتی یک Metal Gear چنین نمره‌ای را کسب کند واقعا چه می‌توان گفت؟ حال  این حقیقت را که Metal Gear قبلی به متای ۹۳ رسیده بود را هم کنار  بگذارید! بهترین نسخه Metal Gear Survive نسخه PS4 آن بود که نهایتا متای  ۶۲ را کسب کرد! از نظر فروش نیز کونامی هیچ جا به صورت رسمی تعداد نسخه‌های  به فروش رسیده بازی را اعلام نکرد اما به نظر می‌رسد که فروش Metal Gear  Survive انتظارات را برآورده نکرده و فروش هفته اول آن در بریتانیا به سختی  به ۵ درصد فروش Metal Gear Solid The Phantom Pain رسیده است. داستان بازی  مربوط به اتفاقات بعد از بازی Metal Gear Solid V: Ground Zeroes می‌شود و  شما به همراه دیگر بازماندگان باید سعی کنید خود را از دست سربازانی که  اکنون به زامبی تبدیل شده‌اند نجات دهید. اگرچه تجربه این بازی به همراه  دوستان می‌تواند تجربه‌ای لذت بخش باشد اما Metal Gear Survive مشکلات  زیادی دارد. هوش مصنوعی دشمنان، پرداخت‌های عجیب درون برنامه‌ای و داستان  سطحی از جمله نقاط ضعفی هستند که وجه مشترک بسیاری از نقدهای معتبر موجود  در فضای اینترنت هستند. در حال حاضر نیز به نظر می‌رسد فعلا کونامی  برنامه‌ای برای ساخت یک Metal Gear جدید ندارد. البته در کنار تمام  این مواردی که گفتیم شاید بتوان این نکته را هم اضافه کرد که Metal Gear  Survive تا حد زیادی هم قربانی اسم بزرگش شد! احتمالا اگر اسم بازی چیز  دیگری بود برخورد منتقدین و کاربران هم با این بازی می‌توانست کمی  مهربانانه تر باشد.منبع : گیم‌فاشماره 9.Anthemاز همان نمایش‌های اولیه مشخص بود که بازی انتم چندان شکوهمند نیست اما استودیوی محبوب بایوور (Bioware) که آثاری همچون Mass Effect و Dragon Age را  در کارنامه دارد، یک بازی کاملا جدید معرفی کرده بود و طرفداران کنجکاو بودند که آیا این اثر هم می‌تواند به اندازه آن‌ها خوب باشد یا خیر. حتی بدبین‌ترین طرفداران هم فکر می‌کردند این بازی در نهایت، شاید یک  اثر شوتر نسبتا سرگرم‌کننده با یک داستان معمولی و تعدادی سکانس‌ به یاد ماندنی باشد، چیزی نزدیک به بازی دستینی (Destiny) اما این بازی، حتی بدتر از این تصورات از کار در آمد. باگ‌های عجیب و غریب و متعدد، یک سیستم لوت به شدت سر هم بندی شده و  آماتور، در کنار ماموریت‌های تکراری، Anthem یک افتضاح کامل است. متاسفانه،  استودیوی Bioware در حال ادامه دادن به عملکرد ضعیف خود است و بازی Anthem  بر این مسئله مهر تایید می‌زند. ناراحت کننده‌ترین بخش این است که پتانسیل  زیادی در بازی وجود دارد اما همه آن‌ها هدر رفته‌اند. Anthem با قدرت در  جایگاه نخست ناامید کننده ‌ترین بازی ‌های سال ۲۰۱۹ قرار می‌گیرد.منبع : گجت‌نیوزشماره 8.Tony Hawk&#x27;s Pro Skater 5بازی Tony Hawk&#x27;s Pro Skater 5 با اینکه در همان زمان عرضه خود بروز رسانی‌ای با حجم ۷.۷ گیگابایت (که این حجم از حجم خود بازی بیشتر بود!) دریافت کرد، اما مشکلات عجیب بازی به طور کامل حل نشد. همچنین کسانی‌ که این بروزرسانی بسیار بزرگ را  نصب نکنند، نمی‌توانند بخش اصلی‌ بازی را تجربه کنند. حتی با وجود دانلود و  نصب این بروزرسانی بسیار حجیم، بازی از مشکلات بزرگی‌ از نظر فیزیک رنج می‌برد و همین باعث شده که گیمرها، ویدیوهای جالب و خنده‌داری را از بازی  در یوتیوب منتشر کنند.عنوان Tony Hawk’s Skater Pro 5 که توسط کمپانی پرآوازه Activision ساخته  شده است یک عنوان در سبک ورزشی-آرکید می‎باشد که شما در آن نقش یک اسکیت  سوار حرفه‎ای را خواهید داشت. طرفداران این بازی یک بازی با ایده‎های خوب  را تصور می‎کردند ولی نمرات این بازی نشانه یک شکست کامل می‎باشد.بسیاری از سایت‌های معتبر اعلام کرده بودند که بازی‌ای که اکتیویژن منتشر کرده، یک بازی ناقص است و دلیل انتشار بازی قبل از اینکه کاملا کار ساختش  تمام شود این بوده که قرارداد بین اکتیویژن و تونی هاوک به زودی پایان  می‌یابد و اکتیویژن نمی‌خواهد که دوباره بخاطر یک بازی قرارداد‌ جدیدی با  این ستاره دنیای اسکیت‌برد امضا کند.تمام این مباحث موجب شد که بازی پر از باگ های عجیب و غریب و خنده دار شود و جدای از این گشت و گذار و اسکیت سواری در آن به دلیل طراحی بسیار سطحی و ضعیف مراحل دیگر آن حس و حال جذاب و خاطره انگیز گذشته خود را نداشته باشد.منبع : زومجی و گیم‌فاشماره 7.No Man&#x27;s Skyوقتی به داستان شکست های حماسی در صنعت بازی های ویدیویی می پردازیم، میتوانیم No Man’s Sky را به عنوان تیتر کتاب انتخاب کنیم. بازی  ای که در هنگام معرفی نوید یک تجربه با کوینتریلیون (عدد یک با 18 صفر به  توان 2) سیاره برای کند و کاو را به شما می داد. اما پس از عرضه یک عنوان  سطحی با هیچ فراز و نشیبی همه را نا امید کرد.No Man&#x27;s Sky در روز  عرضه روی استیم، 212000 بازیکن به صورت همزمان داشت، اما تنها در طول یک  هفته 78 درصد آن ها از بازی کردن این عنوان اکتشافی دست کشیدند. بازی  حجمه ای از محیط های تکراری و ماموریت های بی سر و ته و صد البته خسته  کننده بود. همین عناصر دست به دست هم دادند تا در 42 روز تنها 6 درصد از  بازیکنان اولیه مشغول تجربه آن باشند. در نوامبر 2016 یک آپدیت عظیم  برای بازی به صورت رایگان منتشر شد اما میزان توجه مخاطبان نشان داد که این  آپدیت نیز چیزی جز شکست برای Hello Games به همراه نداشت.منبع : دیجیاتوشماره 6.Resident Evil 6شکی در این نیست که بزرگترین مشکل Resident Evil 6 که آن را از تبدیل شدن به  بهترین عنوان در این مجموعه باز می‌دارد, گم کردن هویت آن توسط سازندگانش  است. کپکام سعی کرده تا با تقسیم بازی به دو قسمت اکشن و ترسناک,‌ طرفداران  هر دو سبک را جذب کند, اما نبود یک هدف معین سبب شده تا هر دو گروه هم از  بازی رضایت کامل را نداشته باشند.در حقیقت, ایده‌ی وجود چندین کمپین جداگانه که هرکدام تجربه‌ی متفاوتی را  در بر داشته باشند, خوب است. اما عدم وجود یک برنامه‌ی کامل و همچنین طراحی  درست عناصر خاص هرکمپین باعث شده تا بازی نه در بخش اکشن به ایده‌آل‌های  این ژانر دست یابد نه در خلق ترس.رزیدنت اویل ۶ ‌مخصوصا در مورد سناریو لئون دچار بحران هویت شده است. از  کنترل نرم و روان گرفته تا محیط‌های وسیع و کوله‌پشتی‌های پر از تجهیزات,  همه نوید یک عنوان اکشن را می‌دهند, در حالی طراحی مراحل ضعیفی که به سوی  خلق ترس میل می‌کنند, تضادی را به وجود آورده که به ضرر بازی تمام شده است.  شاید اگر سازندگان مثل کمپین کریس برروی یک هدف تمرکز می‌کردند, امید ما  هم به باد نمی‌رفت.منبع : دنیای‌بازیشماره 5.For Honorممکن است تجربه دیویژن برای آن ها دردناک بوده باشد اما در مقایسه با For Honor، دیویژن یک موفقیت محسوب می شود. بازی For Honor در فبریه 2017 به بازار آمد و با پیش نمایش های جذابش همه را تشنه  تجربه یک عنوان با ایده ای جدید کرده بود. عنوانی که در آن در سه کلاس  شوالیه، سامورایی و وایکینگ می توانید در مود های مختلف به جنگ تن به تن با  دیگر بازیکنان از سراسر دنیا بروید. اما باز هم مشکلات سرور و ارتباطی ای  که گریبان گیر این عنوان بودند موجب کاهش 95 درصدی در بازه زمانی سه  ماهه  شدند. در بازی ای که استراتژی و عکس العمل های لحظه ای تعیین کننده پیروز  میدان هستند، انتخاب سرور محلی از سوی یوبیسافت برای آن امضا کردن حکم شکست بود.لگ های طولانی، دست های نصفه و نیمه و مشکلاتی از این دست بازی  را به مرز نابودی کشاندند. هیچکس دلش نمی خواهد یک عنوان به تجربه ای غیر  قابل بازی تبدیل شود اما متاسفانه سرانجام فور آنر همین بود.منبع : دیجیاتوشماره 4.Mass Effect: Andromedaیک بار دیگر نوبت به استودیوی Bioware و ناشر منفورش یعنی EA می رسد. اما این بار آنها دست روی یکی از بهترین فرنچایزهایشان می کذارند و آن را با خاک یکسان می کنند. همین که چندین ماه قبل از انتشار Mass Effect Andromeda بیشتر ما نمی  دانستیم که نسخه جدیدی از این سری در راه است، خود نشانه واضحی بر عملکرد  کاملا اشتباه این نسخه بود. زمانی که در نهایت Andromeda منتشر شد، همه را  ناامید کرد. Andromeda زمینه داستانی خوبی داشت و می توانست عنوان  دوست داشتنی و جذابی باشد اما عجله و بی دقتی در فرآیند ساخت و عرضه آن باعث شده بود تا با بازی ضعیف امروز رو به رو شویم. باگ ها و انیمیشن های عجیب بازی را که بسیاری از اوقات، خنده دار و گاهی ترسناک بودند، می توان با ارائه بروزرسانی برطرف کرد اما درست کردن روایت داستانی نپخته و سطحی بازی کار آسانی نیست. به خصوص زمانی که استودیو سازنده بازی  بسته می شود، هیچ بسته الحاقی در کار نیست و خود سری Mass Effect یعنی یکی از ماندگار ترین عناوین این صنعت به طور موقت در حال تعلیق قرار می گیرد.منبع : دیجیاتوشماره 3.Duke Nukem Foreverدوک عزیز با افتخار رتبه نخست ناامید کننده ترین بازی سال 2011 را به خودش اختصاص داد!احتمالا بازی Duke Nukem Forever برای همیشه به عنوان نا امید کننده ترین بازی می ماند .البته کسی خود دوک را به این خاطر سرزنش نمی کند بلکه ۱۴ سال وقفه و سپردن  بازی به چند استدیوی مختلف شاید عامل اصلی این شکست باشد.گویا استدیوی  Gearbox هم تیکه های ساخته شده توسط استدیوی مختلف را به هم چسباند و شد  Duke Nukem Forever. یازیسازان این عنوان ظاهرا از یاد برده اند که دوک می خواهد یک قهرمان باشد. فراموش کرده اند که  دوک کسی است که می خواهد بهترین باشد و دوست دارد همیشه این مقام را در اختیار  داشته باشد و به واقع دوک نه به خاطر شیطنت های بی موقع و بی کله بودن و  پر زور بودن که از دیرباز با دوک همراه بوده اند معروف شده است و نه به خاطر گرافیک خارق العاده یا چیز دیگر. دوک به واسطه ی اکشن ناب و آزادی عمل نسبی در محیطی زیبا و پرجزئیات (حتی در همان  بازی های قدیمی که پیکسل ها به اندازه ی حبه قند بودند!) و به خاک و خون کشیدن آدم فضایی ها به قهرمانانه ترین نحو ممکن دوک شده است. آن چیزی که دوک داشت ، یک گیم پلی بی نقص بود که به لطف Gear Box و دوستان  آن هم از بین رفت. البته آن سبک و سیاق قبل را تا حدودی حفظ کرده و به قول خودشان به دوک قبلی وفادار مانده ، اما ما از قول همه ی گیمر ها می گوییم که دوک مُرد! دوکی که خیال می کنید به آن چیزهای قشنگ آن دوران دوست  داشتنی وفادار مانده، اکنون در مقبره ای در زیر خروار ها خاک آرمیده است!منبع : گیم‌فا و دنیای بازیشماره 2.Assassin&#x27;s Creed Unityهمانطور که می دانید بازی Assassin’s Creed Unity را باید یکی از جنجالی ترین بازیهای سال ۲۰۱۴ یوبیسافت قلمداد کنیم. این  بازی با انتشارش موجب افت سهام شرکت یوبیسافت شد . یوبیسافت تبلیغات گسترده  ای برای Assassin’s Creed Unity کرده بود اما متاسفانه Assassin’s Creed Unity آن چنان که قرار بود به یوبیسافت سود هنگفتی دهد نداد و موجب ضرر نیز  شد.این بازی دارای مشکلات فنی و گرافیکی بسیاری بود به طوری که تاکنون  بیش از ۴ پچ یا همان بروزرسانی برای این عنوان منتشر شد تا مشکلات را رفع  نماید. بیشتر مشکلات مربوط به پلتفرم PC بود که البته برروی سایر نسخه ها  نیز مشکلاتی را داشته است.  اگرچه Assassin’s Creed Unity مشکلاتی را دارا بود اما در آن زمان گرافیک چشم نوازی را در اوایل نسل هشتم به نمایش می‌گذاشت و جدای از این در زمینه داستانی روایتگر قصه جذابی بود و برای اولین نسخه شاهد تغییر انیمیشن های بازی مانند حرکات پارکور و مبارزه ها از نسخه های پیشین این سری بودیم.به ویژه شلوغی شهر پاریس قرن 18 با آن همه جزئیات و معماری های شاهکار بعد از رفع باگ و مشکلات فنی بازی نشان می دهد که این عنوان به هیچ وجه عنوان بدی به خصوص نسبت به نسخه های بعدی سری به شمار نمی رود اما با عرضه بازی و حواشی مختلف ایجادشده برای آن تبدیل به ضعیف ترین عنوان این سری در ذهن طرفداران و منتقدان شد. Assassin’s Creed Unity تنها برای PS4,PC,XBOX ONE منتشر شد و زمانی که دلیل عدم عرضه این بازی  برای نسل هفتم کنسول ها پرسیده شد یوبیسافت پاسخ داد که آنها برای رسیدن به  هدفشان بازی را برای PS3,XBOX 360 عرضه نکردند. Assassin’s Creed Unity با  نمایش های حیرت انگیزش در رویداد های گیمی بسیار موردانتظار بود اما متاسفانه انتشار ناموفقش این انتظار را تلخ کرد.منبع : گویا‌ای‌تیشماره 1.Star Wars: Battlefront IIآیا می دانید گیمرها از چه کاری خوششان نمی آید؟ از اینکه برای پرداخت پول  بیشتر در بازی ای که هزینه کامل آن را پرداخت کردند، وسوسه شوند. آیا می  دانید آن ها از چه کاری واقعا بدشان می آید؟ از اینکه تشویق شوند برای  گرفتن لوت باکسی شانسی هزینه بیشتری پرداخت کنند آن هم وقتی که بازی را  کامل خریداری کرده اند. اما آیا می دانید همه ما از چه کاری واقعا متنفر  هستیم؟ از اینکه برای یک بازی آنلاین و چند نفره که هزینه کامل آن را  دادیم، پول بیشتری دهیم تا نسبت به دیگران برتری بیشتری داشته باشیم.خوب اصلا نگران نباشید چرا که شرکت EA تمام این تنفر و عصبانیت و ترس را در شما ایجاد می کند و با این کار خود به عنوان منفور ترین ناشر صنعت گیم شناخته می شود. پاییز سال 2017 آن مقطع زمانی مهمی بود که جنون لوت باکس ها و پرداخت های  درون برنامه ای در تار و پود صنعت بازی نفوذ کرد. هر ماه بازی دیگری جنجال  به پا می کرد، از NBA 2K18 گرفته تا Shadow of War، دستینی 2 و صد البته  Star Wars: Battlefront 2. عنوانی که با تبلیغ و هایپ بسیار زیاد از سوی منتقدان و طرفداران و سازندگان روانه بازار شد اما بعد از تجربه آن که به کلی قسمت Single Player در آن وجود نداشت و تنها شما باشد یک تجربه آنلاین در جهان بازی را تجربه می کردید و صد البته پرداخت های عجیب و غریب درون برنامه ای این بازی رسما به منزله دزدی EA از کاربرهایش شناخته می شود.جال تر آن است که شما اگر پول فراوان خرج کنید کی توانید در بازی به یک غول بی شاخ و دم تبدیل شوید و هیچکس جلودار شما نباشد و همین نکته موجب شد که بسسیاری از گیمرها که به صورت حرفه ای بازی می کنند یا پخش زنده دارند از این بازی متنفر شوند و کاربرهای زیادی را از این عنوان زده کنند.سرور های این بازی همچنان آپدیت شده و محتوا برای آن نتشر می شود و بازی از نظر بصری و مکانیزم های گیم پلی قابل و قبول است اما سیاست های سران شرکت EA موجب شد که این بازی نتواند پتانسیل های خود را نشان دهد و عملا سرورهای بازی بدون بازیباز بماند.منبع : دیجیاتو</description>
                <category>TOP10</category>
                <author>TOP10</author>
                <pubDate>Sun, 05 Jul 2020 21:14:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>10 عنوان (GOTY) Game of The Year به یادماندنی ویدیوگیم</title>
                <link>https://virgool.io/@TOP10/10-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-goty-game-of-the-year-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DA%AF%DB%8C%D9%85-stjjesrisrhp</link>
                <description>یکی از معتبرترین مراسم های صنعت بازی های ویدیویی و شاید مهم ترین آن که لقب اسکار گیم را به آن داده بودند، مراسم سالیانه Spike Video Game Awards بود که اسم مختصر آن VGA نام داشت که از سال 2003 تا 2013 برگزار می شد و بهترین جایزه این مراسم لقب Game Of The Year داست که به اختصار به آن GOTY می گفتند و به عنوان بهترین بازی سال انتخاب می شد و عموما بازی هایی را به عنوان بهترین گیم سال انتخاب می کردند که نوآوری هایی را به این صنعت آورده و یک پله دنیای گیم را به جلو ببرند.در سال 2014 بعد از مشکلاتی که برای Spike بوجود آمد نام این مراسم به The Game Awards تغییر یافت و به اختصار به VGX شهرت یافت.امروز می خواهیم لیست GOTY از سال 2003 بر اساس این مراسم را نوشته و نگاهی به 10 بازی ماندگار این لیست که ممکن است بعد از گذشت زمان نسبتا زیادی از انتشار آنها اما همچنان مورد توجه گیمرها است و توسط بسیاری بازی مشود، نگاهی بیندازیم.GOTY 2003: Madden NFL 2004GOTY 2004: Grand Theft Auto: San AndreasGOTY 2005: Resident Evil 4GOTY 2006: The Elder Scrolls IV: OblivionGOTY 2007: BioShockGOTY 2008: Grand Theft Auto IVGOTY 2009: Uncharted 2: Among ThievesGOTY 2010: Red Dead RedemptionGOTY 2011: The Elder Scrolls V: SkyrimGOTY 2012: The Walking DeadGOTY 2013: Grand Theft Auto VGOTY 2014: Dragon Age: InquisitionGOTY 2015: The Witcher 3: Wild HuntGOTY 2016: OverwatchGOTY 2017: The Legend of Zelda: Breath of the WildGOTY 2018: God of WarGOTY 2019: Sekiro: Shadows Die Twiceشماره 10. Red Dead Redemptionاین قول را به شما بدهیم که در این لیست بارها به سراغ بازی های شرکت Rockstar و شاهکار های ماندگار آن می رویم.دهمین بازی لیست ما قرار است شما را برای اولین بار به یک جهان بسیار بزرگ از غرب وحشی و غارتگری در آن دوره ببرد و شما را با شخصیت دوستداشتنی خود یعنی جان مارستون همراه کند. اگرچه نسخه دوم این بازی به مراتب بازی بهتر و پخته تری از نسخه یک آن است اما نوآوری های استفاده شده در این بازی و به تصویر کشیدن این جهان وحشی آن هم با این وسعت باغث شد که در سال 2010، Red Dead Redemption عنوانGame Of the Year را از آن خود کند.شماره 9. The Elder Scrolls IV: Oblivionبه جرأت می‌ توان گفت که تا آن زمان هیچ نمونه دیگری برای مقایسه با این  بازی وجود نداشت. The Elder Scrolls IV: Oblivion تمام آن چیزی بود که  طرفداران بازی‌ های رایانه‌ ای و طرفداران سبک فانتزی از یک بازی می‌  خواستند. The Elder Scrolls IV: Oblivion حتی از جد بزرگ خود نیز عظیم‌ تر،  شلوغ‌ تر و عمیق‌ تر بوده و به وضوح مشخص است که سازندگانِ بازی پس از خلق  هر نسخه از سری The Elder Scrolls، جهشی عظیم در سبک نقش آفرینی برداشته‌  اند و درستی این موضوع پنج سال پس از Oblivion باری دیگر به همگان ثابت شد  (خلق یکی از شاهکار های تاریخ بازی های رایانه ای یعنی The Elder Scrolls  V: Skyrim). چه مقدار زمان برای اوقات فراغت خود در نظر می گیرید؟ خوب به  محض اینکه وارد دنیای Oblivion شوید، مجبور به مصرف بیش از ۲۰۰ ساعت از  زمان اضافه خود هستید.اگر به دنبال تجربه یک دنیای فانتزی و گشت و گذار و کشف در آن هستید سری Elder Scrolls و به خصوص عنوان چهارم آن برای شما پیشنهاد می شود.منبع : گیم‌فاشماره 8. Uncharted 2: Among Thievesبرخی اعتقاد دارند که ساختن یک دنباله از یک اثر موفق خیلی سخت است و برای آنکه بتواند به موفقیت برسد، نیاز دارد تا ریسک کند و به دنبال تجربه ای  جدید باشد و استودیو Naughty Dog به شکل استادانه ای از پس این وظیفه سخت در ساخت دنباله سری Uncharted موفق ظاهر شد و توانست بسیار بهتر از نسخه اول خود را هم در ذهن منتقدان هم طرفداران خود حفظ کند تا جایی که بسیاری از طرفداران این سری قسمت دوم این بازی را بهترین این عنوان می‌دانند. Uncharted 2: Among Thieves بازی ای نیست که تنها یک راه را در پیش گرفته باشد و آن را به  کمال رسانده باشد، بلکه با مخلوط کردن همه چیز و بالا بردن درجه ی کیفیت،  محصولی را به شما تحویل می دهد که از هر نظر بهترین است. بیراهه نیست که  اکثر سایت های معتبر این بازی را به عنوان یکی از بهترین بازی های سال ۲۰۰۹  انتخاب کرده اند و حتی آنرا به عنوان بهترین بازی سال برگزیده اند. این  بازی ارزش تک تک آفرین ها، تحسین ها و جوایزش را دارد. این بازی کلید شما  برای ورود به دنیای ماجراجویی و هیجان است.منبع : گیم‌فاشماره 7. God of Warبعد از سال‌ها انتظار برای یک عنوان God Of War، بالاخره دست‌مان به یکی از مورد انتظارترین بازی‌های  نسل هشتم رسید؛ God of War. اثری که از وقتی معرفی شد، ده‌ها سوال برای  طرفداران ایجاد کرد. این بازی دیگر همانند سابق نبود، دیگر خبری از Blades  of Chaos نبود، دوربین بازی به کلی تغییر کرده بود، اثری از آن خشم و  خشونت‌های بی‌مغز و منفجر کننده نبود. آیا می‌شد به این بازی اعتماد کرد؟  اثری که به کلی با آن چیزی که می‌شناختیم فرق کرد و تنها ستون باقی مانده  از گذشته‌اش کریتوس بود؛ اما این کریتوس هم فرق داشت.تمام این تغییرها و نگرانی ها نه تنها باعث عقبگرد و نابودی این سری نشد، بلکه شاید علل اصلی برنده شدن این عنوان همین نوآوری ها و تغییر های اساسی در داستان و گیم پلی و مکانیزم های بازی بود.بازی God of War پکیجی کامل از بهترین عناصر دنیای بازی‌ها است. این بازی  در تمامی زمینه‌ها فوق‌العاده عمل کرده است و یک کلاس درس واقعی برای  سازندگان است. از اکشن بی‌نظیر بازی و صحنه‌های باشکوه بگیرید تا المان‌های  نقش‌آفرینی و داستان‌سرایی جذاب. قبل از انتشار بازی، خیلی‌ها اعتقاد  داشتند که این بازی دیگر همانند نسخه‌های گذشته نیست؛ بله، کاملا درست  می‌گفتید، این بازی دیگر مثل گذشته نیست، بلکه شما با یک God of War بسیار  بسیار بهتر، جذاب‌‌تر و عمیق‌تر طرف هستید که لحظه به لحظه آن شما را  شگفت‌زده می‌کند.منبع : زومجیشماره 6. The Legend of Zelda: Breath of the Wildهر چیزی که تا این لحظه در رابطه با سری بازیهای زلدا به خاطر دارید را  فراموش کنید و به دنیایی جدید سرشار از رمز و راز، کشفیات و ماجراجویی قدم  بگذارید. بازی زلدا: نفس وحش، عنوانی متفاوت از فرانچایز تحسین شده زلدا  میباشد. از میان جنگل‌ها و کوه‌های مختلف عبور و در محیطی “جهان باز”  ماجراجویی خود را دنبال کنید. به علاوه هر گونه که دوست دارید شهر Hyrule  را بررسی کنید.این بازی برای سبک دنیای باز (Open World) در بازی‌های رایانه‌ای همان کاری  را انجام داده است که بازی Half-Life 2 برای ژانر شوتر اول شخص (FPS) از  عهده آن برآمده است. بازی Legend of Zelda: Breath of the Wild تمامی  عواملی را که سبب می‌شوند امر اکتشاف تبدیل به یک وظیفه اجباری شود از لیست  خود حذف می‌کند و درعوض بازیکنان خود را دعوت به یک ماجراجویی واقعی  می‌کند. بازی Breath of the Wild روی هوش، خلاقیت و همچنین اراده شما حساب  باز می‌کند و برای به‌کارگیریشان هزاران راه در اختیارتان می‌گذارد.منبع : پلازامگ و نت‌نوشتشماره 5. The Witcher 3: Wild Huntعنوان Wild Hunt اساس و پایه بازی های ویچر را تغییر داد. شاید وقتی یک عنوان با  فضایی بازتر از Dishonored و به محیطی وسیع تر از TES V: Skyrim برسد، بتوان  در موفقیت آن شک داشت و برای آن ترسید اما CD Projekt RED به گونه ای از پس این چالش  بر آمد که توانست جدیدترین و آخرین اثر سری را به یکی از بزرگ ترین های سبک  نقش آفرینی و جهان آزاد برساند و چیزی را بدست آورد که از توان ده ها بازی  در سال های اخیر خارج بوده است.بسیاری از بازی‌هایی که تجربه‌ کرده‌اید به  شکلی متظاهرانه شما را در معرض انتخاب بین خوب و بد قرار می‌دهند؛ اما بازی  ویچر3 از جمله عناوینی است که نگاهی ژرف‌تر داشته و شما را لابه‌لای  تاریخی که با آن روبه‌رو هستید و سیاستی که بر آن کنترلی ندارید قرار  می‌دهد. شخصیت اصلی بازی، گرالت (Geralt of Rivia) یک قهرمان نیست؛ بلکه  فرد مطرودی است که در دوره ناهنجاری از تاریخ سرزمین خود زندگی می‌کند.  بازی ویچر 3 علاوه بر تمام ویژگی‌های تحسین‌برانگیز دیگر خود داستانی را  برایمان روایت می‌کند که فراتر از نبرد برای زدودن تاریکی از جهان بوده و  ما را عمیقا درگیر خود می‌کند.منبع : پلازامگ و گیم‌فاشماره 4. BioShockچهارمین شماره لیست ما بازی منحصر به فرد BioShock است که گیم‌پلی  آن المان‌های دو سبک تیراندازی و نقش‌آفرینی را با یکدیگر پیوند داده است.  بازی BioShock از جنبه‌های مختلف یک بازی خاص محسوب می‌شود؛ چه از منظر  گیم‌پلی و چه از منظر داستان و فضایی که برایمان ترسیم می‌کند. BioShock  دنیای متفاوت مکانی با نام Rapture را برایتان معرفی می‌کند که در عین پرده  برداشتن از رازهایش باید از آن فرار کنید. طراحی هنری بایوشاک را تا کنون  در کمتر بازی دیده‌ایم و جالب آن‌که فارغ از سرگرم‌کننده بودن گیم‌پلی آن  بازی BioShock مخصوصا به دلیل پایان شوکه کننده‌اش و همینطور داستان عجیب و غریب و تیرع خود یکی از بحث‌برانگیزترین عناوین قرن اخیر از منظرهای مختلف  محسوب می‌شود.این بازی یک تجربه منحصر به فرد و غیر قابل پیش بینی را برای شما رقم خواهد زد. پس  از اینکه هواپیمایتان در آب‌های ناشناخته یخ زده سقوط میکند، به شهری پنهان  شده در زیر دریا به نام Rapture میرسید. این شهر دارای جامعه‌ای ایده آل  است که برای دانشمندان، هنرمندان و صنعت گران ساخته شده است. با این حال  شهر پر از اجساد، نگهبانان بسیار و شهروندان ژنتیکی جهش یافته است که در هر  لحظه به کمین شما نشسته اند. دستگاه‌های مکانیکی را هک کنید و با استفاده  از برج‌های فرماندهی، کنترل شهر را در دست بگیرید و شانس زنده ماندن خود را  افزایش دهید. سلاح‌های خود را با ژل‌های یونی، مواد منفجره و سموم ارتقا  دهید و آنها را علیه دشمنانتان به کار بگیرید. شما میتوانید در این بازی  گرافیک نسل بعد که به وضوح در سراسر بازی پیداست و همچنین نقش آن در طراحی  واقع گرایانه آب را ببینید.منبع : پلازامگ و نت‌نوشتشماره 3. Grand Theft Auto Vدومین بازی Rockstar در لیست ما و سومین شماره آن، پنجمین نسخه از سری GTA است که عنوان «پرفروش‌ترین محصول سرگرمی در  تمام دوران‌ها» را به یدک می‌کشد، تصویر آمریکا را از دید سه  قهرمان که چندان هم خصوصیات قهرمانانه ندارند برایمان روایت می‌کند.هیچ شکی نیست که Grand Theft Auto همیشه بهترین سری در ژانر سندباکس بوده است. این سری همانند فیلم‌های  «کوئنتین تارانتینو» (Quentin Tarantino) در دنیای گیمینگ بوده‌اند، با  داستان‌هایی پیچیده، نمایش‌نامه‌هایی بی‌نقص و شخصیت‌های عجیب و غریب زیاد  برای شناختن، به‌نظر می‌رسد که این بازی‌ها را تارانتینو می‌سازد. سه شخصیت این بازی دنیای آن را از دیدهای مختلف روایت می‌کنند: چشم‌انداز متناقض آمریکای مدرن، داستان‌سرایی به سبک فیلم‌ها و  هرج‌ومرج خشونت وار که سمت‌وسوی خاصی ندارد.لس سانتوس، شهری بزرگ با ستاره‌های مختلف و سلبریتی‌های بیشمار! در روزگاری  که اطمینانی به شرایط اقتصادی موجود وجود ندارد، در میان آشفتگی‌ها سه  جنایتکار منحصر به فرد شانس خود را برای بقا و موفقیت امتحان میکنند.  فرانکلین: شخصی کوچه خیابانی که به دنبال فرصت‌های ملموس و پول‌های کلان  است. مایکل: شخصی با سابقه و حرفه‌ای که مدت زمان بازنشستگی‌اش کمتر از آن  چیزی است که فکرش را میکرد. ترور: شخصی دمدمی مزاج و خشن که همیشه روی  کوچکترین فرصت‌های موجود نیز حساب باز میکند. علیرغم وجود شرایط فوق  العاده، این سه باید بر روی زندگی خود ریسک کرده و تمام تلاش خود را به کار  بگیرند تا بتوانند خود را از مکانی که در آن وجود دارند، بالا بکشند. جهان این بازی به هیچ وجه خالی نیست و شخصیت های بازی نیز دارای خصوصیاتی طنز و  سرگرم کننده می باشند و به همان اندازه نیز گشت زدن در جای جای شهر لس  سانتوس، حتی با پای پیاده نیز سرگرم کننده می باشد.یکی دیگر از دلایل موفقیت این بازی بخش آنلاین آن است که به اسم Grand Theft Auto Online شناخته می شود.شاید دلیل فروش دیوانه وار این عنوان که همچنان بعد از سال ها در بیشتر هفته ها در لیست پرفروش ترین بازی های هفته قرار می گیرد همین بخش باشد.جالب است بدانید که این بازی تنها عنوانی است که برای سه نسل از کنسول های بازی منتشر شده است.منبع : نت‌نوشت و پلازامگ و گیم‌فاشماره 2. The Elder Scrolls V: Skyrimاگر کمی به بالای لیست بروید می توانید مشاهده کنید که در آن‌جا به این نکته اشاره کردیم که سری The Elder Scrolls با انتشار هر نسخه جهشی بسیار بزرگ در سری خود و دنیای بازی های نقش آفرینی ایجاد می کند و شاید محبوب ترین این شری نسخه پنجم آن باشد.این بازی ساخته استودیو Bethseda بوده و عنوانی دیگر از سری بازی‌های Elder Scrolls می‌باشد که البته در محیطی جهان باز و با داستانی حماسی-فانتزی  دنبال میشود. شما می‌توانید هر نوع کارکتری را که دوست دارید انتخاب کنید و  هر آنچه که دوست دارید با آن انجام دهید. Bethseda برای ساخت این بازی از  موتوری جدید استفاده کرده است که یک دنیای مجازی کامل با کوه‌های ناهموار،  شهرهای شلوغ، مناطق سرسبز و زندان‌های باستانی را پیش روی شما قرار میدهد.  شما میتوانید از بین صدها سلاح، جادو و قابلیت‌های مختلف، مورد دلخواهتان  را انتخاب کنید، همچنین “سیستم شخصیت جدید” دست شما را بازگذاشته تا هر  گونه که دوست دارید بازی را پیش ببرید. علاوه بر این نبرد با اژدهایان باستانی به گونه‌ای طراحی شده است که پیش از این در سری Skyrim ندیده اید. برای دهه‌های متوالی بازی‌های مختلفی در تلاش بوده‌اند که دنیای فانتزی  منحصر‌به‌فردی خلق کنند که از همه نظر متکی‌به‌خود باشد. شاید بتوان گفت بازی The Elder Scrolls V: Skyrim ازجمله عناوینی است که در این راه موفق عمل کرده است. دنیای  بازی اسکایریم پر از اژدها، جادو، اسلحه، هیولاها و همچنین برف است. همچنین  قاتل‌ها، خون‌آشام‌ها، یادگاری‌های گم‌شده و هزاران عنصر مختلف دیگر را  نیز فراموش نکنیم که وقتی شروع به بازی کردن اسکایریم کردید پابه‌پای روایت  اصلی بازی شما را همراهی خواهند کرد. اگر به دنیاهای فانتزی و بازی‌های  نقش‌آفرینی علاقه‌مند هستید، بازی The Elder Scrolls V: Skyrim را از دست ندهید.منبع : پلازامگ و نت‌نوشتشماره 1. Grand Theft Auto: San Andreasبعید است کسی این لیست را بخواند و این بازی را تجربه نکرده باشد.کنسول محبوب PlayStation2 و پرفروش ترین بازی آن یعنی Grand Theft Auto: San Andreas و شخصیت های محبوبش همچون CJ و BigSmoke نه تنها در ذهن گیمرها بلکه حتی در ذهن افرادی که شاید آنچنان علاقه‌ای به این صنعت ندارند ماندگار شده باشد.می دانیم که جاه طلب بودنِ یک پروژه و ادعای ارائه صد ها قابلیت و توانایی  مختلف، در نهایت با شکست خوردن آن بازی و سرافکندگی سازندگان به پایان می  رسد. Grand Theft Auto: San Andreas عنوانی است که نه تنها قابلیت های  بیشتری نسبت به آن عناوین به بازیکنان پیش کش می کند، بلکه بدون هیچ ادعایی  از پس کنترل و مدیریت تمامی آن ها نیز بر می آید. تمامی عناصر مختلف بازی  از جمله گیم پلی فوق العاده، گرافیک انقلابی، صداگذاری و موسیقی های بی  نظیر و روایت درگیر کننده داستان از این محصول یک چیزی فراتر از یک بازی  ساده رایانه ای ساخته اند. اگر به واسطه این بازی نبود، امروزه به هیچ وجه نمی توانستیم عناوین بزرگی مانند Grand Theft Auto V را اینگونه که هستند ببینیم.عنوان Grand Theft Auto: San Andreas همچنین تنها نسخه در سری است که  اِلِمان های سبک نقش آفرینی را در خود جای داده است؛ توانایی غذا خورد و  چاغ شدن در اثر چربی حاصل از فست فود ها، تقویت قابلیت های تیراندازی در  اثر شلیک زیاد، خوابیدن و حتی سیستم نمایش دهنده میزان توانایی ها (میزان  محبوبیت، احترام، درصد چاقی و عضله ها و…). قابلیت احترام که با انجام  ماموریت ها به دست می آید، به شما کمک می کند تا بتوانید اعضای بیشتری را  برای انجام ماموریت های گروهی به استخدام در بیاورید. این سیستم بر خلاف  عناوین نقش آفرینی، بسیار ظریف طراحی شده است و لازم نیست که برای بالا  بردن هر کدام از آن ها صد ها کار مختلف انجام دهید. شما می توانید تنها با  شلیک به لاستیک ماشین ها، سطح تیراندازه با اسنایپر را به حد حرفه ای  برسانید و برای تبدیل شدن به یک شناگر ماهر، کافیست چند بار طول یک دریاچه  کوچک را بپیمایید.Grand Theft Auto: San Andreas تعادل فوق‌العاده‌ای بین کمدی و  درام برقرار کرد. شما در کدام بازی می‌توانید شخصیتی پیدا کنید که ابتدا  برای همسایه‌ی معتاد خود عزاداری کند و سپس با جت‌پکی بر دوش سراغ گشت‌زنی برود؟ تجربه ی بازی GTA San Andreas مطمئنا یکی از لازمه های یک فرد بازی باز  خواهد بود که هم اکنون آن را به شما پیشنهاد نمی دهیم! زیرا یقین داریم که تا به حال آن را تجربه کرده اید و دیگر هیچ گیمری در دنیا وجود ندارد که با  این بازی آشنا نباشد و آن را بازی نکرده باشدمنبع : گیم‌فا و زومجی و next4game</description>
                <category>TOP10</category>
                <author>TOP10</author>
                <pubDate>Sun, 05 Jul 2020 08:46:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین بازی های ایندی و مستقل دنیای ویدیوگیم</title>
                <link>https://virgool.io/@TOP10/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DA%AF%DB%8C%D9%85-yfhvpeqy4qwg</link>
                <description>واژه Indie حرف مختصر شده نام independent Video Games است که در فارسی به  معنی بازی مستقل به کار برده میشود.در بازی Indie نه دیگر خبری از آن همه هزینه نجومی پشت بازی است و نه بعضا ناشری ثروتمند.در بازی‌های مستقل معمولا دیگر خبری از سازنده های بزرگ و پر جمعیت نیست و سازنده های این بازی‌ها  اغلب کوچک و با کارکنان اندک هستند.هدف از ساخت بازی‌های Indie معمولا کسب  سرمایه نیست چون همانطور که می دانید در زمانی زندگی میکنیم که بازی های AAA(بازی هایی با بودجه های زیاد و ناشری بزرگ) فقط System Seller هستند و گیمرها از بازی‌های مستقل و کوچک استقبال چندانی نمی کنند.بازی‌های Indie صداگذاری های منحصر به فرد و معمولا فانتزی دارند و  یکی از نقاط قوت این نوع بازی‌ها توجه زیاد به بخش موسیقی است.برای همین است که گیمرها به بازی های Indie لقب بازی‌های آرامش بخش را دادند.سبک این بازی  ها با بازی‌های AAA متفاوت است و سازنده سعی میکند به ساده ترین شکل  ممکن گیمر را برای بازی کردن و سرگرم شدن ترغیب کند.اگر این لیست را می خوانید و از دنیای رنگارنگ صنعت بازی لذت می برید و بازی کردن را دوست دارید.تمام بازی های لیست امروز به شما توصیه می شود.چرا که به احتمال بسیار زیاد نه تنها از تجربه آنها شگفتزده می شوید بلکه این بازی ها به بهترین آثار تجربه شده شما اضافه خواهد شد.بدون شک این لیست یکی از سخت ترین لیست های ممکن برای قالب ده تایی با توجه به ازدیاد بازی های قوی و قدرتمند ایندی به شمار می رود و ممکن است در این لیست بسیاری از بازی های محبوب شما نباشد و برای همین موضوع در قسمت کامنت ها برای ما از بهترین تجربه های بازی های مستقل خود بنویسید.منبع : گیمینگ مسترشماره 10.Gris2018لیست را با یکی از خوش آب و رنگ ترین عنوان های ساخته شده صنعت ویدیوگیم شروع می کنیم.یک بازی پلتفرمر که با گرافیک هنری خیره کننده خود شما را میخکوب می کند و باعث می شود که بارها در بازی دسته را کنار گذاشته و از تصویر ساخته شده در آن لذت برده و حتی از آن عکس بگیرید.تجربه بازی در کنار موسیقی به شدت تاثیرگذار خود و داستان روانشناختی‌اش به تمام دوستداران صنعت گیم توصیه می شود.بازی GRIS را یک بار خودتان تجربه کرده، یک بار دوباره بعد از آن تجربه آن را  بازی کنید و برای بار سوم با استفاده از یک راهنما به تجربه آن بپردازید.  نمادهای بازی همگی جذاب و واقعی هستند که به شدت می‌توانند روی زندگی واقعی  شما تاثیرگذار باشند.منبع : پیکسل‌آرتسشماره 9.Katana Zero2019نوبت به یکی از بازی های خشن و پر خون لیست می رسد.شاید بسیاری با دیدن جهن بازی و گیم پلی سریع آن یاد عنوان Hotline Miami بیفتند آن را شبیه به آن بدانند با یان تفاوت که بازی Katana Zero شما را در نقش یک سامورایی با تمام قدرت‌های آن قرار  می‌دهد: قدرت حرکت سریع، کند کردن زمان، منحرف کردن گلوله‌های با شمشیر و …  اما بازی با حرکتی خلاقانه، کاری می‌کند که نه تنها آسان نباشد، بلکه  اتفاقا تا حد بسیار زیادی چالش برانگیز شود. چه شما و چه دشمنان شما همگی  با یک ضربه دار فانی را وداع می‌گویید و فرصت جبرانی برای اشتباهات وجود  ندارد. مراحل انتهایی بازی نیز به قدری وسیع بوده و تعداد دشمنان زیادی را  بر سر راه شما می‌گذارد که واقعا نمی‌توان بازی را آسان خطاب کرد. کلید  اتمام بازی آن است که علاوه بر عکس‌العمل‌های فوق‌العاده سریع، بتوانید  نقشه‌ای بکشید که دشمنان را به ترتیب و حدالامکان بدون خبردار شدن دیگران  از بین ببرید. داستان بازی نیز با این که شاید تصورش را نکنید، ولی از  بسیاری از عناوین AAA بهتر بوده و شاهد روایتی چند لایه و پیچیده هستید که  اتفاقا پایان‌های متعددی نیز دارد. Katana Zero برای بازیکنان حرفه‌ای، با  حوصله و طرفدار داستان‌های پیچیده با گیم‌پلی سریع، انتخاب خارق‌العاده‌ای  است.منبع : پیکسل‌آرتسشماره 8.What Remains of Edith Finch 2017بازی‌های ماجرایی عرضه‌شده که با برچسب «شبیه‌ساز راه رفتن» مورد خطاب قرار  می‌گیرند، برخلاف آن چیزی که از اسم‌شان برمی‌آید، در این چند سال رشد  کیفی و کمی بسیار چشم‌گیری داشته‌اند و آثار داستانی غنی و درجه یکی را  تحویل جامعه بازیبازان و قصه‌دوستان کرده‌اند. محصولاتی از جمله Dear  Esther، Firewatch و  Everybody Gone To The Rapture و این اواخر نیز گل سرسبد و یکی از بهترین‌های این سبک، What Remains Of  Edith Finch. اثری داستانی با روایتی خاص و طراحی‌ هنری‌های بس خارق‌العاده  که با تم تلخ و اتمسفر گیرایش چنان سفت به احساساتتان می‌چسبد که تا  جاری‌شدن نام سازندگان هنرمندش در بستر سیاه و افسرده نام خالقین‌اش، اجازه  رهایی به‌تان نمی‌دهد. چهار ساعت داستان ناب در عمارت بزرگ و زیبای  خانواده نفرین‌شده فینچ‌ها در سفری سورئال و تیره به گذشته و سرنوشت شوم  افراد این خانواده و سرنوشت گونه‌گون همگی‌شان که در نهایت به یک نقطه  نهایی خطم می‌شوند. مرگ، این مفهوم پیچیده در کلافی سراسر محنت و رنج که از  ابتدای هستیمان منتظر نواختن‌شدن در ناقوس بی‌صدا و خاموش‌اش است.منبع : دنیای بازیشماره 7.Celeste2018بازی Celeste عنوانی نیست که بخواهیم آن را بابت گیم‌پلی عالی به خاطر  بیاوریم، ولی از طرفی دیگر Celeste یک بازی پلتفرمر شگفت‌انگیز در حیطه‌ی  موسیقی، گرافیک و داستان‌سرایی است. اشتباه نکنید، قرار نیست با گرافیکی  همچون Red Dead Redemption 2 روبرو شوید، ولی به جرأت می‌توانم بگویم که  صحنه‌هایی که در Celeste با آن روبرو خواهید شد، هیچ چیزی از نظر زیبایی  نسبت به بازی مذکور کم ندارند. موسیقی بازی نیز در زمانی که باید هیجان به  شما القا کند، کاملا تند و زیبا و در مواقع دیگر، بسیار آرامش‌بخش است. اما  بزرگ‌ترین نقطه‌ی قوت Celeste، داستان آن می‌باشد. اگر به دنبال داستانی  فلسفی، زیبا، عمیق و البته آموزنده هستید، بدون شک Celeste می‌تواند برای  شما فوق‌العاده باشد. در این بازی یاد می‌گیریم که مشکلات درونی، بعدهای  مختلف انسان و البته خصوصیت‌های متفاوت ما، همانقدر که می‌توانند برای ما  مشکل ساز باشند، می‌توانند به کمک ما بیایند.منبع : پیکسل‌آرتسشماره 6.Return of the Obra Dinn2018جناب آقای Lucas Pope که کلا با احتساب آخرین ساخته‌اش یعنی Return of the Obra Dinn سه بازی در کارنامه دارد، پیش از این یک بار با Papers Please ثابت کرده  تا چه حد ذهنیت متفاوتی در بازیسازی دارد و از همه‌چیز مهم‌تر تا چه اندازه  برای شعور مخاطبش ارزش قائل می‌شود و در لابه‌لای بازی‌هایی که در  سرراست‌ترین شکل ممکن بازیکنان را به سمت مقصد هُل می‌دهند، اثری در  اختیارش قرار می‌دهد که ذهن مخاطبش را به‌چالش بکشد و باعث شود تا هر شخصی،  برداشت منحصر‌به‌فرد خودش از بازی را داشته باشد.لوکاس پوپ اما اینبار در Return of the Obra Dinn بازیکنان را به فضا و حس و  حالی متفاوت از ساخته قبلی خودش می‌برد و البته که این بار هم تجربه‌ای در  اختیارشان می‌گذارد که بهتر و کامل‌تر از Papers Please است و از آن  مهم‌تر، هنوز هم امضای خاص این بازیساز را در تک تک دقایقش می‌توان لمس و  حس کرد.این بازی خارق العاده در The Game Awards توانست جایزه بهترین طراحی هنری را به خود اختصاص دهد و با داستان و روایت منحصر به فرد خود در ذهن منقدان و گیمرها ماندگار شود.منبع : زومجیشماره 5.INSIDE2016شاید بتوان Inside را یکی از خاص‌ترین‌های بازی‌های تاریخ دانست.بازی «درون» (Inside)، نه‌تنها یکی از بهترین بازی های مستقل به حساب می آید، بلکه یکی از بهترین  بازی‌های ساخته شده در چندسال اخیر نیز هست. همه‌چیز در این اثر در یک  هارمونی بی‌نظیر در راستای خدمت به هدف و کلیت بازی بوده و قسمتی در بازی  نیست که مقدارش در بازی کم یا زیاد باشد و این هماهنگیِ مثال زدنیِ اجزای مختلف بازی، دلیلی‌ است که این اثر را چنین درخشان و خاص می‌کند. طراحی و  اتمسفر فوق‌العاده‌ای که سازنده‌ها در کنار داستان راز‌آلود و اورول‌وارشان  در اثر تدارک دیده‌اند، ذهن و مشغله‌ی هر بازیکنی شده و به این راحتی‌ها  یاد و خاطره و حس این دنیای ترسناک و رو به نابودی از ذهن‌شان پاک نخواهد  شد. همچنین بخش جالب توجه این است که چطور اعضای استودیو خلاق «پلی دد»  (Play Dead) با نگه‌داشتن پایه و اساس اثر قبلیشان، «لیمبو» (Limbo) و با  ایجاد تغییراتی در لحن و اتمسفر بازی، توانستند محصولی را خلق کنند که در  عین اینکه یادآور شاهکار قبلیشان است، هویتی مختص به خود را دارد. درون،  یکی از بهترین‌ بازی‌هایی‌است که می‌توانید تجربه‌اش کنید.منبع : دنیای بازیشماره 4.Journey2012بازی Journey تنها تجربه‌ای دو ساعته یا ۳ ساعته را به شما ارائه می‌دهد،  اما این ۲ الی ۳ ساعت چنان برای همه لذت‌بخش است که تعجب می‌کنید. بازی شما  را در یک صحرا روانه کرده و تنها کاری که باید انجام دهید، راه رفتن است.  بدون هیچ چالشی، بدون هیچ پیچیدگی. اما موسیقی و جلوه‌های بصری بازی به  قدری عجیب، زیبا و خارق‌العاده هستند که اصلا نمی‌توان از آن‌ها گذشت.  موسیقی بازی همیشه در بین برترین موسیقی‌های ساخته شده برای بازی‌های  ویدئویی بوده و هر زمانی که صحبت از بهترین موسیقی‌های تاریخ شود، یک مورد  یا بیشتر از Journey در لیست به چشم می‌خورد. اگر از کشت و کشتار خسته  شده‌اید، اگر کمی آرامش می‌خواهید، Journey بهترین گزینه برای شما است.سومین عنوان استودیو مستقل ThatGameCompany اوج هنر و توانایی‌ آنان در  خلق محصولاتی خاص و نوآور به حساب می‌آید. «سفر» (Journey) یادآور عناوین  بسیاری مثل «ایکو» فومیتو اوئداست، ولی در عین حال هویت و چیستی خاص خودش  را داراست و به‌لطف فضا و اتمسفر فوق‌العاده‌اش چنان شما را در دنیای  شورانگیز و سراسر سرورش غرق می‌کند که امکان ندارد مدح و ستایش مستمرتان را  شامل خود نکند. دوربینی که خیلی خونسردانه شخصیت شما از فاصله‌ای دور و  لانگ‌شاتی بی‌نظیر تعقیب می‌کند و به بازیکن این اجازه را می‌دهد که بدون  استرس در آرامش جاری در این سفر دل‌انگیز شنا کند.این استودیو علاوه بر این بازی عناوین خلاقانه‌ دیگری نیز از جمله Flow و Flower  و از  حیث کارنامه کاری، حرف‌های بسیاری برای زدن دارند.منبع : پیکسل‌آرتس و دنیای بازیشماره 3.Minecraft2009شاید محبوب‌ترین و پرفروش‌ترین عنوان این لیست همین «ماینکرفت»  (MineCraft) آقای «مارکوس پرسون» (Markus Persson) سوئدی و استودیو‌اش،  «موجانگ» (Mojang) باشد. اثری دنیای‌باز و بسی خلاقانه که در آن می‌توانید  با مکعب‌های سه‌بعدی‌اش هر‌ سازه‌ و بنایی که دل تنگ‌تان هوس کرده بسازید.  معمار و مهندس درون‌تان را بیدار بکنید و عظیم‌ترین سازه‌های ممکنه را سر و  شکل بدهید. در دنیای وسیع بازی بگردید، منابع جمع کنید، با زامبی‌ها  بجنگید و مکعب‌های بی‌انتهای موجود را بر روی یکدیگر سوار کنید. دیروز داشتید «دارک‌ سولز» یا «آخرین نگهبان» بازی می‌کردید؟ طراحی‌  ساختمان‌ها و ابنیه‌‌شان شما را محسور و مجنون ساخته؟ اصلا مهم نیست، کمر  همت بالا بزنید و کل منطقه مذکور را در ماینکرفت بازآفرینی کنید. هر آن‌چه  که به ذهن‌تان خطور می‌کند را، از احمقانه‌ترین‌شان گرفته تا خوف‌انگیزترین  آنها، می‌توانید بسازید. بگذارید جریان سیال احساس و خلاقیت کنترل شما را  در دست بگیرد و ساعت‌های بی‌انتهایی را در ماینکرفت و دنیای پیکسلی  دوست‌داشتنی‌اش صرف کنید. بسازید و بگردید و خراب‌ کنید و در این لوپ  دوست‌داشتنی و سراسر اعتیاد حل شوید.جالب است بدانید این بازی حتی در بعضی از شهرهای اروپایی در مدارس نیز برای ساخت و ساز و آشنایی با ویژگی های آن در کلاس های آنها مورد استفاده قرار می گیرد و حتی بازی برای شبیه سازی مناطق شهری بعضی از شهرهای اروپایی نیز استفاده شده است و در بعضی اوقات فراتر از یک بازی و سرگرمی خودش را نشان داده است.منبع : بازی‌سنتر و دنیای بازیشماره 2.Sayonara Wild Hearts2019اگر به دنبال عنوانی برای آرامش و شرحال شدن می گردید Sayonara Wild Hearts پیشنهاد ما برای شما است.این بازی برای روزهای ناراحتی شما و هنگامی که سرشار از مشکل و دغدغه هستید ساخته شده است.عنوانی به شدت خوش آب و رنگ و با حال و هوای بسیار دلنشینش و از همه مهمتر موسیقی های سرزنده خود که تا حدود بسیاری به موسیقی های دیسکو شباهت دارد که با گیمپلی به شدت روان خود تجربه ای را پیش روی شما می گذارد که پس از تجربه آن بارها تصویر آن در ذهن شما شکل می گیرد و مدام به شاد آن افتاده و مجددا به دنبال تجربه آن می روید.در طول ۲۳ مرحله بازی شاهد آهنگ‌هایی هستیم که همانند یک مخزن انرژی عمل  می‌کنند. همچنین نوع ضرب آهنگ‌ و ریتم موسیقی‌های بازی هم به‌گونه‌ای است  که با گیم‌پلی ترکیب شده است. درواقع Sayonara Wild Hearts محصولی است که  نمی‌توان گفت که موسیقی آن بهتر از گیم‌پلی یا برعکس است؛ زیرا تمامی  بخش‌ها نقش خود را به‌خوبی ایفا کرده‌اند تا Sayonara Wild Hearts به یکی  از بهترین تجربه‌های چند سال اخیر مخصوصا روی پلتفرم موبایل تبدیل شود. اگر از  کاربران اپل هستید، باید بگویم که به‌هیچ‌وجه بازی Sayonara Wild Hearts را  از دست ندهید.منبع : زومجیشماره 1.UNDERTALE2015بازی Undertale صرفا یکی از بهترین مستقل‌های عرضه‌شده نیست، بلکه یکی از  خلاقانه‌ترین و بدیع ترین آثار عرضه‌شده در تاریخ بازی‌های ویدئویی  نیز است. محصولی که از جرئه جرئه‌اش هوش، ذکاوت و فکر سر ریز است و در اوج  سادگی ظاهری، طوری احساسات و هستی بازیکن‌اش را در دست‌خوش جولان و رعد و  برق می‌کند که تحمل حد کمالش غیر ممکن است. همانند موج و گردبادی در بر  می‌گردتان و تمامی چیستی‌تان را دست‌خوش رعشه می‌کند. مشابه «مدارک لطفا»،  انتخاب و اخلاقیات به‌شکلی بس ذیرکانه در بطن و هستی اثر فرو رفته‌ که آن  را سزاوار برترین تحسین‌ها و بلند‌ترین تشویق‌ها می‌کند و می‌رساندمان به  اینجا که چرا این اثر را لایق جای‌گرفتن در جایگاه اول برترین مستقل‌های عرضه‌شده دانستیم.«آندرتیل» در نگاه نخست همچون تجدید میعادی هوشمندانه به نظر می‌رسد، اما  توبی فاکس، سازنده‌ی بازی طرفداران را فقط با این هدف وارد دنیایی سرشار از  عناصر و دستوراتِ آشنا کرده تا با راه و روش‌های یگانه‌ی خودش بازی‌کننده  را سرگرم کند و از هر فرصتی برای دور برگردان زدن و غافلگیرکردن او استفاده کند.این بازی با معماهای هوشمندانه، کاراکترهای بامزه و غول‌آخرهای چندمرحله‌ای و دیوانه‌وار پُر شده است و رمز موفقیت سازنده‌ی بازی فقط استفاده از عناصر منابع الهامش برای جوشش حس  نوستالژی در مخاطبش نیست، بلکه استفاده از آنها به عنوان محیطی برای کاشت،  پرورش و زیستِ ایده‌های پرتعداد و چشم‌اندازِ یگانه‌ی خودش برای تعالی منابع الهامش است.منبع : دنیای بازی و زومجی</description>
                <category>TOP10</category>
                <author>TOP10</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jun 2020 10:54:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۰ سیت‌کام آمریکایی که باید آن ها را ببینید</title>
                <link>https://virgool.io/@TOP10/%DB%B1%DB%B0-%D8%B3%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%AF-mttcsuezvf93</link>
                <description>سریال های Situation Comedy یا به اختصار Sitcom که در زبان فارسی به آن کمدی موقعیت گفته می شود به طور کلی یک زیر ژانر برای سریال های کمدی است که به خاطر محبوبیت های روز افزون خود به خصوص از دهه نود میلادی امروزه بسیاری آن را یک ژانر مستقل می دانند که ویژگی های مخصوص به خودش را دارد.عموما این دسته از سریال ها دارای لوکیشن های ثابت و معمولا غیر واقعی هستند و شخصیت های موجود در سریال تعداد زیادی ندارند و آنها نیز ثابت هستند و با آماده کردن بستری برای روایت داستان های خود قصه هر قسمت را با لوکیشن و شخصیت هایی همیشگی روایت می کنند.فارق از این که سیت‌کام ها به صورت انیمیشن باشند یا نه زمان آنها معمولا ببن ۲۰ تا ۳۰ دقیقه است که البته این قضیه بیشتر در سیت‌کام های آمریکایی رایج است.یکی از موضوعات دیگری که بسیاری این مدل سریال ها را با این ویژگی می شناسند خنده های حضار به هنگام گفتن جمله ای خنده دار یا شوخی کردن کاراکترهای سریال است.جالب است بدانید این ویژگی یک اصل حتمی برای سیت‌کام ها نیست اما بسیاری از بزرگترین های این سبک از آن بهره بردند و هواداران هم نظرات مختلفی در مورد این خنده ها دارند.امروز می خواهیم به سراغ ده سیت‌کام آمریکایی برویم که اگر از دوستداران سریال باشید حتما باید آنها را ببینید.شماره 10.Parks and Recreation2009-2015شبکه پخش : NBCاین سریال که در سبک شبه-مستند همانند  اداره (The Office) ساخته شده بود، در فصل اولش نتوانست چندان موفق ظاهر شود اما امی پولر (Amy Poehler) و رشیدا جونز (Rashida Jones) وعده چیزهای  بهتری را دادند و همین اتفاق افتاد. فصل دوم توانست پتانسیل‌های سریال و  شخصیت‌هایش را نشان دهد و از همان‌جا، پارک‌ها و تفریحات به اوج گرفتن  ادامه داد. هنوز جملات بامزه و شخصیت‌های محبوب سریال در ذهن طرفداران باقی  مانده است.این سریال به تدریج مخاطب خودش را پیدا  کرد و حتی توانست نامزد جوایز امی شود. پارک‌ها و تفریحات،  از معدود سریال‌هایی است که به تدریج بهتر و بهتر می‌شود و هرگز درجا  نمی‌زند. در کنار امی پولر و رشیدا جونز، تماشای کریس پرت جوان، عزیز  انصاری، ادام اسکات، راب لو، آبری پلازا با کاراکتر عجیب و غریب‌اش و شخصیت  تکرارنشدنی ران سوانسون با بازی نیک آفرمن، ارزش این را دارد که سریال را بارها تماشا کنید.منبع : نقد فارسیشماره 9.Modern Family2009-2020شبکه پخش : ABC«خانوادۀ امروزی» همان‌ قدر که خنده‌دار است، مترقی هم است.داستان سریال خانواده مدرن هرچقدر جلوتر می‌رود خنده‌دارتر می‌شود. Modern  Family داستان‌های خنده‌دار سه خانواده را روایت می‌کند (یک خانواده سنتی-  یک خانواده با اختلاف سنی زیاد و یک خانواده تک‌جنسیتی) که به‌‌صورت روزمره  شرایط را برای هم خراب می‌کنند؛ اما همیشه به واسطه عاطفه و عشق دور  یکدیگر جمع می‌شوند.یکی از نقاط قوت سریال در این است که به دلیل آموزشی بودن سریال برخلاف  اکثر سریال­های موفق آمریکایی، این برنامه برای تمام اعضای خانواده تهیه­  شده است و حتی کودکان هم می­توانند آن را تماشا کنند، یعنی در این سریال به  هیچ وجه از شوخی های جنسی استفاده نمی­شود و به اصطلاح ، ما شاهد طنز کثیف  نیستیم. دوستانی که دستی در نوشتن دارند می­ دانند که نوشتن قطعات طنز بدون  استفاده از شوخی­های اینچنینی چقدر سخت است، نمونه آن را می­توان در اکثر  طنزهای بی­مزه­ی تلویزیونی خودمان مشاهده کنید. نویسندگان سریال خانواده  مدرن نه تنها در این زمینه موفق بودند، بلکه جایگاه ویژه­ای را برای طنز  خانوادگی ایجاد کرده­اند.منبع : فانیبو و چطور و شبگارشماره 8.Cheers1982-1993شبکه پخش : NBCسریال  کمدی «چیرز» (Cheers) یکی از مجموعه های تلویزیونی قدیمی و بهترین سریال های شبکه ان بی سی است که داستان آن در یک کافه به همین نام در بوستون رخ  می دهد. در این کافه گروهی از افراد به طور مرتب دور هم جمع شده و  خوشگذرانی و صحبت کردن در مورد اتفاقات روز و زندگی روزمره خود می پردازند.سریال Cheers یک نمایش محبوب است و موضوعات حساس جامعه را با شوخ‌طبعی  مطرح می‌کند. شخصیت اصلی، Sam (با بازی Ted Danson) دوران حرفه‌ای بیس‌بال  خود را پیش از اینکه به‌عنوان یک متصدی بار مشغول شود، به دلیل اعتیاد به  الکل ترک کرده بود.علی‌رغم به تصویر کشیدن طنزآلود اعتیاد، تضادهای طبقاتی و هموفوبیا،  Cheers درباره پیدا کردن مکانی است که به آن تعلق دارید. همواره به دنبال  راهی هستیم تا به دنبال مکانی بگردیم که ما را به گرمی بپذیرد و یک نوشیدنی  گوارا به ما بدهد. شاید بتوانیم نام خود را هم به Norm تغییر بدهیم.این سریال ۱۱۷ بار  نامزد دریافت جایزه امی شد و ۲۸ بار نیز این جایزه را به خود اختصاص داد.  همچنین این سریال توانست ۶ جایزه گلدن گلوب را نیز بدست آورد. از نقاط مثبت  و برجسته مجموعه تلویزیونی «چیرز» که آن را پس از سه دهه نیز قابل تماشا می کند دیالوگ های قوی، بازی ها و محتوای کمدی و شخصیت های عجیب اما دوست داشتنی آن هستند.منبع : فانیبو و مووی مگشماره 7.The Big Bang Theory2007-2019شبکه پخش : CBSاین سریال بیش از هر چیز دیگر داستان چند فرد تحصیل‌کرده و اصطلاحا  گیک (Geek) را به تصویر می‌کشد و آن‌ها را در موقعیت‌هایی قرار می‌دهد که  برای خیلی از ما آشنا هستند. دو شخصیت اصلی فیزیک‌دان‌اند، دو نفر دیگر  مهندس و ستاره‌شناس. اما شخصیت‌های مکمل‌شان با خودشان تفاوت دارند و شاید  به واسطه‌ی همین تفاوت‌هاست که داستان سریال برایمان جذاب‌تر می‌شود.شاید Big Bang Theory برای هر کسی نباشد، اما اگر براساس تجربه‌ی  شخصی‌تان با کاراکترها ارتباط برقرار کنید، دیگر آن‌ها را رها نخواهید کرد.  در هر صورت، Big Bang Theory هر چیزی که باید در یک سریال کمدی وجود داشته  باشد را دارد.منبع : حامد درخشانیشماره 6.How I Met Your Mother2005-2014شبکه پخش : CBSافرادی که این سریال را دنبال کردند، در کنار طنز بی‌نظیر سریال و کارهای غیرعادی بارنی استینسون، با شخصیت‌های آن احساس نزدیکی کرده و آن‌ها را عمیقا دوست داشتند. سریال به خاطر ساختاری که برای  آن طراحی شده، معمولا بسیار منسجم است و بارها مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.داستان این سریال که در نیویورک آمریکا روایت می شود ماجراهای 5 شخصیت جذاب و دوستداشتنی سریال را در بر می گیرد و شما را بیش از پیش با زندگی آنها آشنا می کند.یکی از نکات بسیار مهم در مورد این سریال پایان بندی عجیب آن است که طرفداران پر و پا قرص این سیت‌کام آن را دوست نداشتند و بسیاری آن را جزو بدترین Ending های تاریخ تلویزیون و البته مضحک ترین آن معرفی می کنند تا جایی که در پی اعتراضات هواداران این سریال سازندگان آن یک پایان دوم هم نیز برای آن منتشر کردند.این مجموعه توانسته برنده 5 جایزه امی و در سال 2009 نامزد برترین سریال کمدی سال شود.منبع : نقد فارسیشماره 5.BoJack HorsemanSince 2014شبکه پخش :  Netflixیکی از سرگرم‌کننده‌ترین فیلم‌نامه‌ها، جذاب‌ترین شخصیت‌ها و  فراموش‌نشدنی‌ترین دیالوگ‌های بهترین انیمیشن‌های سریالی در یک دهه اخیر،  صفت‌هایی است که به Bojack Horseman می‌رسد.«بوجک هورسمن» از همان تیتراژ آغازینش با ظرافت ما را به همراهی با به یک  اسب از نفس افتاده دعوت می‌کند که نه تنها وضعیتش به مرور بهتر نمی‌شود،  بلکه به مرور بدتر و فاجعه‌بارتر هم می‌شود. تازه همه‌چیز به بوجک خلاصه  نمی‌شود. در این سریال سرتان را به هر سمتی که بچرخانید، همه‌ی آدم‌ها را  در حال تقلا کردن پیدا می‌کنید. اما این حرف‌ها به این معنی نیست که «بوجک  هورسمن» سریال بامزه‌ای نیست. کاملا برعکس.قصه‌ در دنیایی جریان دارد که انسان‌ها و حیوانات که حشرات و ماهی‌ها هم  شامل آن می‌شوند در کنار هم زندگی می‌کنند. اگرچه حیوانات هنوز برخی  خصوصیات معرف خودشان را دارند و مثلا سگ‌ها با دیدن استخوان شاد می‌شوند،  اما کاملا مشخص است که دنیا به مرحله‌ای از تکامل رسیده که حتی پای مرغ‌های  مگس‌خوار و سوسک‌ها و مورچه‌ها هم به تمدن و جامعه‌های شهری و مدرن باز  شده است. اما این تکامل داروینی به این معنا نیست که تمام مشکلات روانی بشر  حل شده است. نمونه‌اش آقای بوجک هورسمن که زمانی در یک کمدی سیت‌کام مشهور  نقش اصلی را برعهده داشته و طرفداران از سر و کوله‌اش بالا می‌رفتند، اما  مدت‌هاست که تنها میراث این اسب، خانه‌ی مجللی در تپه‌های هالیوو(د) و یک  کالکشن دی‌وی‌دی از سیت‌کامش است که هر شب به یاد قدیم و ندیم‌ها یک اپیزود  از آن را تماشا می‌کند.منبع : زومجی و ویجیاتوشماره 4.Friends1994-2004شبکه پخش : NBCاگر زیر ۱۰۰ سال سن داشته باشید و در ۲۰ سال گذشته در یک غار زندگی نکرده باشید، حداقل اسم این سریال را شنیده‌اید.سریال دوستان یک پدیده بود. این سریال در  ابتدا چندان طرفدار نداشت اما به تدریج توانست مخاطبان فراوانی جذب کند و  تا فصل ۱۰ با قدرت ادامه دهد. این سریال تنها یک سیت کام معمولی برای  پرکردن پنج شنبه شب آخر هفته نبود، بلکه مصداق بارز رفتن به خانواده والدین  خود جلوه ‌می‌کرد؛ گرم، آشنا و راهی برای فرار از مشکلات و غصه‌ها.طراحی خوب و شیمی رابطه شخصیت‌ها، سبک  جذاب داستان‌گویی و آن جادویی که در قلب این سریال وجود دارد، باعث شده تا  فرندز یکی از بهترین سریال های کمدی تاریخ باشد.این سریال که داستان زندگی ۶ دوست در  نیویورک را روایت می‌کند، با اینکه چهره شناخته‌شده‌ای نداشت اما توانست با  سبک کمدی دلنشین‌اش، مخاطبان فراوانی را پای تلویزیون بکشاند. طنزی که  دوستان ارائه می‌دهد، فراتر از زمان و مکان بوده و به همین دلیل است که در  سرتاسر جهان، میلیون‌ها نفر عاشق آن هستند.فرندز توانست چنان به قلب طرفداران نفوذ  کند که شخصیت‌هایش را دوست نزدیک خودمان فرض می‌کردیم. تماشای چندباره این  سریال علاوه بر اینکه حس و حال نوستالوژیک دارد، همچنان خنده‌دار است و به  جرات می‌تواند گفت که داستان‌های دنیای دوستان، هرگز کهنه نمی‌شوند.منبع : نقد فارسی و حامد درخشانی شماره 3.The Office2005-2013شبکه پخش : NBCسریال The Office که بر اساس یک کمدی انگلیسی با همین نام ساخته شده است شخصیت‌ها و  نوشته‌های اصیلی از تاریخ تلویزیون را به ما نشان می‌دهد. شخصیت‌ها نیز  مانند سریال، بسیار محبوب و در دسترس هستند. چراکه شما آن‌ها را می‌شناسید و  صرفا در موقعیت‌های خنده‌دار و اغراق‌آمیزی قرار گرفته‌اند. همه ما رییسی  داشتیم که لیوان به دست خود را به‌عنوان بهترین رییس دنیا معرفی می‌کند یا  همسایه‌ای در گوشه و کنار خود داشته‌ایم که تمام فکر و ذکرش گربه‌هایش است.  در اطراف ما همیشه یک Dwight (یکی از شخصیت‌های داستان) وجود دارد، شخصی  که همیشه حواسش به شغلش است و پتانسیل این را دارد که یک قاتل سریالی باشد.عامل محبوبیت بسیاری از کمدی ـ موقعیت‌های اداره‌ای نمایش این حقیقت است که  همکاران ما می‌توانند مانند اعضای خانوادۀ ما باشند. هرقدر هم باهم رقابت  کنیم و به هم نیش و کنایه بزنیم، وقتی لازم باشد، هوای یکدیگر را داریم! هر  اداره‌ای یکی‌دو آدم گربه‌دوست و مدیری وسواسی دارد که می‌خواهد همهٔ  جزئیات را خودش مدیریت کند و همین‌طور کسی که می‌داند چه وقت با گفتن «چطور  تونستی؟» حال آدم را بگیرد. در دنیای واقعی اما سخت است که چنین  شخصیت‌هایی را مانند اعضای خانواده‌مان بدانیم. به همین دلیل، «اداره»  ماندگار شده است؛ اداره‌ای که هم می‌تواند رؤیایمان باشد و هم کابوسمان.  نسخۀ انگلیسی اداره هم به همین خوبی و به‌عقیدۀ برخی حتی بهتر است. تماشای  آن را از دست ندهید.منبع : فانیبو و چطورشماره 2.Seinfeld1989-1998شبکه پخش : NBCشخصیت‌های این سریال آدم‌های بدی هستند.  شما نمی‌خواهید در زندگی واقعی، با چنین انسان‌هایی رو به رو شوید اما قطعا  دوست دارید آن‌ها را در دنیای تلویزیون بارها و بارها تماشا کنید.  ساینفیلد تکامل‌ یافته‌ترین کمدی آمریکایی را ارائه می‌دهد، سریالی که در  ابتدا چندان پرطرفدار نبود اما با کیفیت و کلاس بالایش، به یکی از  پربیننده‌ترین سریال‌های تاریخ تبدیل شد.این سریال که بر اساس استندآپ کمدی‌های  جری ساینفیلد آغاز شد، تعدادی از شخصیت‌های محبوب دهه ۹۰ تلویزیون را به  مخاطبان معرفی کرد. این شخصیت‌های رنگارنگ باعث شده‌اند تا این سریال ارزش  دیدن‌های چندباره را داشته باشد. ساینفیلد سریالی است در مورد «هیچ چیز»،  آن‌ها حتی در داخل سریال هم در این مورد شوخی می‌کنند.منبع : گجت نیوز و نقد فارسیشماره 1.Rick and MortySince 2013شبکه پخش : Adult Swimاگر تا امروز فرصت دیدن این سریال جذاب ، دوستداشتنی و درگیر کننده را به هر دلیلی از دست دادید قطعا این سریال را در اولین فرصت تماشا کنید.این انیمیشن کمدی داستان ماجراجویی‌های دانشمند دیوانه، «ریک سانچز»  (جاستین رویلند)، است. او پس از بیست سال، ناگهان در خانۀ دخترش، «بت»،  ظاهر می‌شود تا با او و خانواده‌اش ازجمله همسرش، «جری»، و فرزندانش،  «مورتی» (بازهم با صدای رویلند) و «سامر»، زندگی کند. ریک نابغه‌ای دیوانه‌  است که به مکان‌های عجیب‌وغریب سفر می‌کند. حاضر است به‌خاطر مورتی، همهٔ  آدم‌های دنیا را نابود کند تا او به دختر محبوبش برسد. اغلب هم اصرار دارد  مورتی او را همراهی کند. «ریک و مورتی» هوشمندانه، جذاب و سرگرم‌کننده است.سریال Rick And Morty به واسطه جنبه‌های علمی تخیلی، کمدی و بعضا  خشونت‌آمیز و تم سیاهش بیشتر به گروه سنی بزرگسالان پیشنهاد می‌شود.همچنین  لازم به ذکر است که مجموعه Rick And Morty جزو آن دسته سریال‌هایی محسوب  می‌گردد که بعدها منجر به خلق کتاب‌های مصور و کمیک‌بوک‌هایی از آن شد. در  سال 2015 برای اولین بارکمیک بوکی تحت عنوان «بوم!» که اقتباسی از دنیای  Rick And Morty بود به انتشار درآمد و این کمیک بوک هم به لطف مجموعه  تلوزیونی‌اش با استقبال نسبتا خوبی مواجه شد.منبع : گیم شات و چطور</description>
                <category>TOP10</category>
                <author>TOP10</author>
                <pubDate>Tue, 23 Jun 2020 11:16:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین انیمیشن های سینمایی تمام زمان از نظر Metacritic</title>
                <link>https://virgool.io/@TOP10/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%B1-metacritic-nwtpuktmif0t</link>
                <description>انیمیشن ها و فیلم های کارتونی که امروزه به عنوان فیلم هایی پرفروش نه تنها مخاطب هدف خود یعنی کودکان را در نظر دارند بلکه بزرگسالان و مخاطبان زیادی را با سنین مختلف با داستان ها و شخصیت های دوستداشتنی خود به سمت خود جذب می کنند.امروز می خواهیم به نقل از سایت متاکریتیک نگاهی بیاندازیم به بهترین انیمیشن های سینمایی تاریخ که توانستند به پرشور تر شدن این صنعت و محبوبیت آن کمک کنند.شماره 10.Inside Out (2015)امتیاز متاکریتیک : 94 از 100برای اثبات آن‌که والت‌دیزنی بسیار ارزشمندتر از هر برند دیگری در هالیوود  است، یک بودجه 175 میلیون دلاری را صرف ساخت فیلم انیمیشنی کرد ،که به طور  اختصاصی به پدیده‌ی افسردگی می‌پردازد. فیلم انیمیشن Inside Out که یکی از  پرطرفدارترین انیمیشن‌های عصر مدرن والت‌دیزنی محسوب می‌شود، با پرداختن به  ایده‌ای بسیار جذاب، پنج حس عاطفی مختلف اعم از خوشحالی، ناراحتی، خشم،  ترس و انزجار را درحال فعالیت در یک اتاق کنترل موجود در سر یک دختربچه که  به اقتباس انیمیشنی Herman’s Head تشبیه می‌شود. با بزرگتر شدن شخصیت اصلی  داستان و رقم‌خوردن تجربیات عاطفی مختلف توسط او، فیلم انیمیشن Inside Out  به یک کلاس درس روان‌شناسی تمام‌عیار تبدیل می‌شود و پروسه‌ی رشد کودک از  نظر عاطفی را به نحو احسن موشکافی می‌کند؛ و این همان مهمی است که از  بهترین کمپانی انیمیشن‌سازی تاریخ هالیوود انتظار می‌رود و کاملا از پسِ به  انجام رساندن آن سربلند بیرون آمده.منبع : پی‌اس‌آرناشماره 9.(2008) WALL-Eامتیاز متاکریتیک : 95 از 100استدیوی پیکسار از اولین روزهای تاسیس خودش، با حضور انیماتورها و  نویسنده‌های خلاق، ایده‌های ناب و پر از پتانسیل بسیار زیادی داشت. یکی از  این ایده‌ها در نهایت به فیلم انیمیشنی تاریخ‌سازی تبدیل شد که توانست به  یکی از شاخص‌ترین و معروف‌ترین محصولات سرگرمی تاریخ تبدیل شود. ماجرای  روبات ساکتی که از مهاجرت انسان‌ها و رفتن‌شان از زمین جا می‌ماند و حالا  تنها روی زمین باقی مانده و تنها هدفی که در زندگی نسبتا بی‌پایانش دنبال  می‌کند، این است که روزانه حجم زیادی از زباله‌های پراکنده بر سطح زمین را  جمع‌آوری و مرتب کند و سپس به نگهداری از تنها گل زنده‌ای که روی زمین وجود  دارد، بپردازد. این روبات ساکت که وال-ایی نام دارد و شخصیت اصلی فیلم  انیمیشن WALL-E شناخته می‌شود، در ادامه وارد رابطه‌ای صمیمانه و پرماجرا  با یک روبات فضایی به نام ایو (EVE) می‌شود و به همراه گلش از زمین می‌رود و  وارد یک ماجراجویی بزرگ می‌شود. در نیمه‌ی دوم فیلم انیمیشن WALL-E نسل به  جا مانده از بشر را مشاهده می‌کنیم که زندگی و خصوصیات روانی و جسمانی‌شان  کاملا تحت‌تاثیر تکنولوژی قرار گرفته است و دیگر آن انسانی که روزی  میراث‌دار زمین بود، نیست.منبع : پی‌اس‌آرناشماره 8.Toy Story (1995)امتیاز متاکریتیک : 95 از 100پیکسار با اولین فیلم تماما سه‌بعدی خود وارد دنیای کامل‌تری شد و توانست  جهان‌ فانتزی خود را به دنیای واقعی بسیار نزدیک‌تر کند. اثری که با به ارث  بردن حس شوخ‌طبعی و داستان‌سرایی دیزنی، پس‌زمینه‌ی یک خانه‌ی امروزی را  انتخاب کرده و به نوعی توانسته است استانداردهای مهمی را برای انیمیشن‌  مدرن رقم بزند. فیلم انیمیشن Toy Story با تسلط به زبان ابتدایی کودکان و  شخصیت‌هایی که توسط یک تیم خلاق، طوری طراحی شده‌اند که پس از هربار  مشاهده‌ی مجددشان، بیشتر حس یک دوست قدیمی را به بیننده القا می‌کنند. وودی  و باز لایتر، دو شخصیت اصلی این انیمیشن که توسط تام هنکس و تیم آلن  صداگذاری شده‌اند، یک زوج استثنایی را تشکیل می‌دهند و از طرفی موسیقی «You  Got a Friend in Me» از رندی نیومن هم به نوبه‌خود تاثیر چشمگیری روی  بیننده می‌گذارد. بدون شک انیمیشن داستان اسباب بازی‌ها یکی از بهترین  انیمیشن های تاریخ سینما است و اگر تاکنون آن را تماشا نکرده‌اید، حتما به  سراغش بروید.منبع : پی‌اس‌آرناشماره 7.Beauty and the Beast (1991)امتیاز متاکریتیک : 95 از 100نزدیک به پنجاه سال بعد از ژان کوکتو و فیلم «دیو و دلبرش»، دیزنی با  دستکاری در قصه و بخصوص در شخصیت‌پردازی بل یکی از محبوب‌ترین انیمیشن‌هایش  را خلق می‌کند.بل حتی شاهزاده هم نیست. برخلاف قصه‌ی اصلی پدر ثروتمندی هم ندارد هرچند  رابطه‌اش با پدر همان‌طور خاص و دوستانه است. بل پایش را از صرف زیبایی و  مهربانی فراتر می‌گذارد و دنبال کسب تجربه‌های جدید در جهان‌ است. بل کتاب  می‌خواند. اهل آموختن است. در نهایت اما به خاطر پدر به قصر دیو پا  می‌گذارد و زندانی او می‌شود. اما بل مهربان است و کم‌کم دلش به حال دیو  تنها می‌سوزد. سکانس شام خوردن بل با دیو و خو دادن او به آداب انسانی  می‌رود در فهرست همان چیزهایی که بل را از سایر قهرمانان زن دیزنی متمایز  می‌کند. زنی که قدرت تغییر دارد و روی مردش اثرگذار است. بل عاشق دیوی  می‌شود که جادویش به یک گل سرخ بند است.این انیمیشن رومانتیک-فانتزی بعد از یک دوره دوباره دیزنی را احیا کرد.  انیمیشنی که غنای رومانتیک آن فوق‌العاده است و قطعات موسیقی آن دلرباست.منبع : دیجی‌کالا مگشماره 6.Snow White and the Seven Dwarfs (1938)امتیاز متاکریتیک : 95 از 100قصه‌ پرنسس‌های آوازخوان، ملکه‌های شرور، قهرمانان خوش‌تیپ و گروهی از  دوستان همراه و کمک‌دست، به عنوان بخشی جدانشدنی از والت‌دیزنی، به فرمول  طلایی بسیاری از انیمیشن‌های پرطرفدار آن تبدیل شد. اواسط دهه 30 میلادی  بود که دیزنی یکی از فیلم‌های انیمیشنی بلندش را طوری پی‌ریزی و  داستان‌سرایی کرد، که همزمان داشت آینده‌ی کمپانی و سبک مدرن داستان‌سرایی  انیمیشن را پایه‌گذاری می‌کرد. فیلم انیمیشن Snow White and the Seven  Dwarfs در آن‌ سال‌ها هزینه‌های بسیار زیادی روی دست دیزنی گذاشته بود و  سازندگان آن از جدیدترین تکنیک‌های انیمیشن‌سازی و امکانات کامل فیلم‌سازی  بهره می‌بردند. به گونه‌ای که هنوز پس از گذشت دهه‌ها از ساخت آن، مانند یک  نقاشی قدیمی جذاب به نظر می‌رسد که کاملا سالم مانده و فقط کافی است روی  آن نور بیاندازید و از زیبایی‌های جاودان و همیشگی آن لذت ببرید. فیلم  انیمیشن Snow White and the Seven Dwarfs در طول این سال‌ها، در چهارگوشه‌ی  جهان دیده شده و موردعلاقه‌ی بسیاری از کودکان و بزرگسالان در طول چندین  دهه بوده است.منبع : پی‌اس‌آرناشماره 5.Ratatouille (2007)امتیاز متاکریتیک : 96 از 100اینجا قهرمان به اندازه بقیه انیمیشن‌ها تاثیرگذار نیست بلکه مجموعه‌ای  از وقایع و داستانک‌ها و شخصیت‌هاست که به شکل‌گیری «رتتویی» منجر می‌شود.Ratatouille غذایی فرانسوی که با بادمجان و سبزیجات تهیه می‌شود و &quot;رمی&quot;، موش  سرآشپز، چنان دستور پخت و ذائقه‌ی فوق‌العاده‌ای برای طبخ این غذا دارد که  او را از یک موش ساده‌ی خیابانی به مقام یک سرآشپز می‌رساند. فرمول قصه  فرق چندانی با بقیه انیمیشن‌های پیکسار ندارد: این که مهم نیست در چه  جایگاهی قرار داری کافی است همه سعی و تلاشت را به کار گیری و از مغزت و  ایده‌های جدید استفاده کنی تا از دیگران متمایز شوی و به جایی برسی که استحقاقش را داری.کل انیمیشن Ratatouille شبیه یک رومانس درجه است که مقدار زیادی شوخ‌طبعی هم  با آن مخلوط شده. رمی از همان ابتدا با یک موهبت از بقیه همنوعانش متمایز  شده: او فرق بین آشغال و غیرآشغال را می‌داند. تعمیمش که بدهید این یک‌جور  هنر است. هنر درک و دریافت زیبایی و تمیز دادن آن از چیزهای تقلبی. همین  می‌تواند پیوند میان رمی و ایگو باشد.کمدی، تخیل و درنهایت انسان‌دوستی عنصرهای اصلی  انیمیشن Ratatouille هستند که با چنان ظرافتی در فیلمنامه ساخته و پرداخته  شده‌اند که همه‌شان تبدیل به برگ برنده‌های این انیمیشن می‌شوند.منبع : دیجی‌کالا مگشماره 4.Spirited Away (2002)امتیاز متاکریتیک : 96 از 100این انیمیشن نه تنها یکی از بهترین انیمیشن‌های تاریخ سینما به حساب می آید بلکه منتقدان  می‌گویند یکی از بهترین فیلم‌های هزاره‌ی سوم است. انیمیشنی شوخ‌طبعانه که  در جهان فانتزی پر از آب و رنگ میازاکی می‌گذرد و داستان بلوغ کاراکتر  قهرمانش است.استودیوی انیمیشن‌سازی Ghibli با کارگردانی هیائو میازاکی، یکی پس از دیگری  شاهکارهای کلاسیک صنعت انیمیشن‌سازی را ساخت و منتشر کرد و اگر بخواهیم از  میان این همه انیمه‌ی خوب و شگفت‌انگیز، یکی را به عنوان بهترین آن‌ها  انتخاب کنیم، قطعا انتخاب ما انیمه سینمایی Spirited Away خواهد بود. کمی  فانتزی در کنار یک ماجراجویی نفسگیر، اندکی درام و شخصیت‌پردازی‌های  استعاره‌ای و انتزاعی، این شاهکار میازاکی، داستان دختربچه‌ی ده ساله‌ای را  روایت می‌کند که اجبارا در یک حمام عمومی مخصوص هیولاها و شیاطین مشغول به  کار می‌شود و پدر و مادرش به خاطر یک طلسم مرموز تبدیل به خوک شده‌اند.  انیمه سینمایی Spirited Away پر شده از هیولاها و اشباح حیرت‌انگیزی که هر  یک ویژگی‌های ظاهری منحصربه‌فرد خود را دارند و گاهی شدیدا چشمگیر و  شگفت‌آور حضور پیدا می‌کنند. از تلفن‌های اسکلتی گرفته تا قطاری که به طور  ممتد روی آب حرکت می‌کند؛ تمام این‌ها در کنار خط داستانی هیجان‌انگیز و  مهیج این انیمه قرار گرفته‌اند و بچه‌ای را نشان می‌دهند که در آستانه  بزرگسالی، ناخواسته وارد چالش بسیار سختی شده و باید در جهان مرموزی که  مدام درحال تغییرشکل است، به دنبال نجات پدر و مادرش باشد.منبع : پی‌اس‌آرنا و دیجی‌کالا مگشماره 3.Dumbo (1941)امتیاز متاکریتیک : 96 از 100باز هم اثری دیگر از استودیو والت دیزنی که داستان فیل کوچکی به نام دامبو  را روایت می‌کند. این فیل گوش‌های بزرگی دارد که دستمایه تمسخر و تحقیر  اوست اما همین تفاوت او را به موجودی استثنایی و دست نیافتنی تبدیل می‌کند.  این اثر بلافاصله پس از فانتازیا ساخته شد و با موفقیت بی‌نظیری که در  گیشه داشت به یک انیمیشن کلاسیک و ماندگار تبدیل شد.انیمیشن پراحساسی که درس های زندگی به کودکان آن روزگار داد تا آنها امروز پدران ما باشند.منبع : دیجیرو و مووی مگشماره 2.Fantasia (1940)امتیاز متاکریتیک : 96 از 100فیلم انیمیشن Fantasia یک جشن دسته‌جمعی و افتخارآمیز برای ورود نسل  ابتدایی کاراکترهای انیمیشنی دیزنی به جهان فیلم و تلوزیون بود، که توانست  با قدرت و جذابیت هرچه تمام آن را برگزار کند. دیزنی در Fantasia سند محکمی  برای جواب مثبت به سوالی است که می‌پرسید:«آیا کارتون‌ها، هنر به حساب  می‌آیند؟». ادغام استادانه و هنر دست هنرمندانی که با توانایی و سواد هرچه  تمام، تصاویر و موسیقی‌های کلاسیک را به نحو خیره‌کننده‌ای درهم آمیخته‌اند  و آن را به یک ترکیب پیچیده و شگفت‌انگیز تبدیل کرده‌اند؛ چرخش‌های تصویری  مسحورکننده‌ای که رنگ‌بندی، ترکیبات و هارمونی‌های مختلف را درهم می‌آمیزد  و تغییر می‌دهد تا نوت‌های باخ علاوه بر شنیده شدن، به طور کامل در قالب  تصاویر و حرکات آن‌ها دیده شوند. قریب به اتفاق همه طرفداران دو آتیشه‌ی  فیلم انیمیشن Fantasia کاملا بر این موضوع واقف‌اند، که قسمت مربوط به  شاگرد جادوگر، بهترین حضور میکی‌موس است که در کل تاریخ حضور این کاراکتر  در انیمیشن‌های دیزنی، همتایی ندارد. یا مثلا پایان‌بندی خیره‌کننده و  تاثیرگذار آن که حتی می‌توانست به کابوس‌های ترسناک بزرگسالان شباهت داشته  باشد.منبع : پی‌اس‌آرناشماره 1.Pinocchio (1940)امتیاز متاکریتیک : 99 از 100فیلم انیمیشن Pinocchio و به طور کلی افسانه‌ی پینوکیو، یک داستان دیگر از  ماجراهای کارتون Mouse House است که با روایت جیمی کریکت همراه با جمله به  یاد ماندنی «وقتی در مقابل یک ستاره آرزو می‌کنی» آغاز می‌شود. ماجرای  پینوکیو، روایتی سورئال و جذاب با اقتباس از روی داستان فانتزی کارلو کلدی  است، که پروسه‌ی رستگاری در مسیر انسانیت را در قالب یک عروسک چوبی تعریف  می‌کند که می‌خواهد به یک پسربچه واقعی از گوشت و خون تبدیل شود.  دست‌و‌پنجه نرم کردن پینوکیوی کوچک چوبی، با دنیایی پر از وسوسه و انحراف  از مسیر درست، به شیوه‌ای زیبا، خلاقانه و دلگرم‌کننده به تصویر کشیده شده  است، که انیمیشن Pinocchio را حتی پس از گذشت 80 سال از ساختش، به یک اثر  تماشایی و سرگرم‌کننده تبدیل می‌کند.منبع : پی‌اس‌آرنا</description>
                <category>TOP10</category>
                <author>TOP10</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jun 2020 23:16:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نا امیدکننده ترین فیلم های سینمایی قرن</title>
                <link>https://virgool.io/@TOP10/%D9%86%D8%A7-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%82%D8%B1%D9%86-tx225l9zpyr8</link>
                <description>بسیاری از اوقات پیش می آید که فیلمی با وجود بازیگران و کارگردانان بزرگ و سرشناس و با تبلیغ بسیار زیاد در زمان عرضه به چیزی جز یک شکست در گیشه یا یک فیلم بسیار بد در ذهن مخاطبان و منتقدان تبدیل نشود.در بسیاری از اوقات این فیلم ها دنباله ای برای آثار قبلی خود هستند که نمی توانند موفقیت های گذشته را تکرار کنند و به خاطر ضعف در موارد مختلفی مانند فیلمنامه و یا کارگردانی یا حتی بازی به عنوانی ناامیدکننده تبدیل می شوند.امروز سراغ 10 فیلم ناامید کننده قرن یعنی از سال 2000 تا به امروز می رویم تا شاهد فیلم هایی باشیم که با وجود تبلیغ فراوان و بازیگران سرشناس و حتی گاهی با وجود کارگردانان مطرح در خور انتظارات نبودند و تبدیل به عنوان ضعیفی شدند.شماره 10.Jurassic Park IIIکارگردان بزرگ سینمای آمریکا یعنی استیون اسپیلبرگ همیشه به ساخت فیلم هایی عظیم با جلوه های ویژه خیره کننده مشهور بوده است و یکی از بهترین کار های او را می توان سری پارک ژوراسیک و دایناسور های آن دانست.با وجود شبیه سازی دقیق و بازسازی دایناسور ها که در نسخه یک این سری بسیار خیره کننده بود و همینطور داستان و روایت و شخصیت پردازی های این سری باعث شد که پارک ژوراسیک در ذهن دوستداران ژانر اکشن ماجراجویی به یک فیلم موفق تبدیل شود اما با رسیدن سال 2001 و انتشار نسخه سوم این سری دقیقا همین دو نقطه قوت کار تبدیل به نقاط ضعف آن شدند.داستان سری پس از روایت های دو سری اول کلیشه ای و خسته کننده شده بود و جلوه های بصری نیز با توجه به رشد سریع تکنولوژی از مد افتاده و قدیمی شد.همین موضوع باعث نمرات پایین به ان فیلم و فروکش کردن سیل عظیم هواداران به سمت این سری محبوب شد.شماره 9.Black Massفیلم Black Mass با بازی خوب جانی دپ و فروش نسبتا خوب 100 میلیون دلاری شاید فیلم خیلی بدی هم نباشد اما با توجه به این که قبل از انتشار خود با تبلیغ های بسیار زیاد و بازیگران بسیار بزرگ کار توجه بسیار زیادی را به خود اختصاص داد نتوانست انتظارات مخاطبان را فراهم کند و بسیاری این فیلم را با فیلم های اسکورسیزی به خصوص The Departed مقایسه می کردند که فیلم اسکات کوپر نمی توانست با فیلم های کارگردان قدرتمند سبک مافیایی رقابت کند و بسیاری از منتقدان از ریتم بسیار آهسته و بیش از حد طولانی کردن فیلم ناراحت بودند و نقطه درخشان فیلم را بازی جانی دپ می دانستند.شماره 8.The League of Extraordinary Gentlemenبرخی شخصیت‌های مشهور ادبی مثل تام سایر، کاپیتان نمو، هنری جکیل و آقای هاید در The League of Extraordinary Gentlemen کنار هم قرار گرفته‌اند. شان کانری در نقش آلن کواترمین را هم در نقش اصلی داریم. کارگردان Blade را هم به این جمع اضافه کنید… آیا با فیلم جذابی طرف هستیم؟ احتمالا این  فیلم با وجود شخصیت‌های مختلف، می‌توانست نتیجه رضایت‌بخش‌تری را تجربه  کند. هیچ چیز عجیبی در این ماجراجویی تاریخی به چشم نمی‌آید. حتی عجیب  نبودن چنین فیلمی خودش عجیب است. استیون نورینگتون هم از آن سال تاکنون فیلم دیگری نساخته و کانری پس از این فیلم به‌نوعی بازنشسته شد.این فیلم در سایت Rotten Tomatoes نمره 17% را گرفته است و در لیست بدترین فیلم های سال 2003 از نظر IMDB در رتبه 13ام قرار گرفت.منبع : نماواشماره 7.Ghostbusters II« شکارچیان ارواح » نام یکی از محبوب ترین آثار سینمایی در ایالات متحده است  که در دهه ی هشتاد به فروش فوق العاده ای دست پیدا کرد و بعدها نیز تبدیل  به یک اکشن - کمدی کلاسیک در تاریخ سینما شد. موفقیت های این اثر به حدی  بود که تا سالهای بعد نیز ترانه بامزه این فیلم توسط طرفداران با انواع و  اقسام ویدئوها بازسازی می شد.نسخه دوم آن اگرچه با فروش باورنکردنی 215 میلیون دلاری در گیشه توانست به موفقیت برسد اما سطح کیفی آن و از نظر داستانی بسیار ضعیف تر از نسخه اول آن بود و نمرات و نظرات منتقدان باعث شد که در سال1989 این سری در نسخه دوم به پایان خود برسد تا این که در سال 2016 ریبوت نسخه اول منتشر شد که آن هم چنگی به دل نمی زد.منبع : مووی مگشماره 6.Shrek the Thirdسری انیمیشن محبوب غول سبز دریم ورکس از همان انتشار نسخه اولش با وجود شخصیت های جدید و جذاب خود توانست محبوبیت زیادی را به سمت خود بیاورد تا با فروش بسیار زیاد خود به خصوص در نسخه دوم به محبوب ترین انیمیشن شرکت دریم ورکس مبدل شد.این سری در ایران نیز بسیار مورد توجه قشر کودک قرار گرفت و نسخه اول آن به عنوان اولین انیمیشن برنده اسکار حساب می شود.بعد از موفقیت های دو نسخه اول نسخه سوم توانست فروشی همچون نسخه دوم داشته باشد اما به دلیل ضعف در فیلمنامه و داستان سری که افت به شدت زیادی نسبت به دو کار اول داشت نتوانست نمره های قابل قبولی بگیرد و رفته رفته در سری شرک به کم مخاطب ترین قسمت آن تبدیل شد.یکی از خصوصیات سری شرک وجود شخصیت منفی قوی در مقابل شخصیت اصلی داستان بود که شاید یکی از مهم ترین دلایل ضعف نسخه سوم تو خالی بودن و سطحی بودن کاراکتر منفی آن است.شماره 5.The Hangover Part IIاعتراف می‌کنیم که ساخت دنبالهٔ The Hangover کار آسانی نیست. این فیلم موفق سال ۲۰۰۹، داستان کاملی از سه شخصیت اصلی را روایت  می‌کرد که سعی داشتند ماجراهایی که در مستی برایشان پیش آمده را حل و فصل  کنند. در فیلم اول با یک فیلم تمام‌شده روبرو هستیم، پس آیا می‌توان داستان  دیگری از دل آن شکل داد؟ با اکران The Hangover Part II متوجه شدیم که با فیلمی مثل نسخه اول روبرو هستیم. درست مثل این بود که  فیلم‌نامهٔ اول را کپی کرده باشند، برخی جمله‌ها را تغییر دهند و زمان  داستان را عوض کنند و داستان خشن‌تری را به تصویر بکشند.منبع : نماواشماره 4.Batman v Superman: Dawn of Justiceبدون شک یکی از جذاب ترین اتفاقات در دنیای کمیک می تواند کراس اور ها و تداخل دنیاهای شخصیت های محبوب آن باشد که البته به دلیل قابلیت های مختلف شخصیت های کمیک یکی از سخت ترین کارها در زمینه فیلمسازی و کمیک سازی به حساب می آید.نزول ناگهانی دنیای سینمایی دی‌سی با این فیلم آغاز شد. خراب کردن فیلم  لایواکشنی که بالاخره بتمن و سوپرمن را روی پرده سینما در یک تیم قرار  می‌دهد چطور ممکن است؟ چگونه می‌توان فیلمی که از شوالیه تاریکی بازمی‌گردد The Dark Knight Returns و مرگ سوپرمن The Death of Superman الهام‌ گرفته را به این حال در آورد؟ خب، اول از همه تمام رنگ‌ها را حذف  کنید، تعداد زیادی شخصیت دیگر از دی‌سی را وارد داستان کنید، جسی آیزنبرگ را برای نقش لکس لوتر انتخاب کنید و کارگردان مشت ناگهانی Sucker Punch را برای ترکیب همه اینها استخدام کنید. بتمن در برابر سوپرمن یک ناامیدی بسیار شدید بود که تمام امیدهای ما برای لیگ عدالت Justice League را نقش بر آب کرد. این را هم اضافه کنیم که نسخه Snyder Cut نمی‌تواند به صورت جادویی همه مشکلات را از بین ببرد.منبع : نماواشماره 3.Terminator Salvationسری ترمیناتور از آن دسته فیلم هایی است که بعد از نسخه دوم رفته رفته هر نسخه آن به یک دلیل مختلف به یک نسخه ضعیف و نا امید کننده تبدیل شد و شاید تمام این سری بتواند در این لیست قرار بگیرد اما شاید ناامید کننده ترین سری محبوب ترمیناتور نسخه چهارم آن باشد.شاید اولین نکته ای که ما را با علاقه مند به سری ترمیناتور می کند شخصیت اصلی آن یعنی آرنولد معروف و همچنین اتمسفر جذاب آن باشد.مشخص است اگر همین دو مورد را از سری بگیریم با توجه به داستان نه چندان قوی خود به یک اثر به شدت ضعیف و نا امید کننده تبدیل می شود حتی اگر شخصیت مثبت داستان به دست کریستین بیل بازی شود.Terminator   Salvation نسبت به سری اصلی جهانی به شدت تیره تر و تاریک تر را روایت می کند که نسبت به سری اصلی ریسک بزرگی را انجام دادند که ریسک موفقی هم نبود.شماره 2.Suicide Squadفیلمی را در نظر بگیرید که بسیاری از آنتاگونیست های جذاب و ماندگار دنیای کمیک را همچون هارلی کویین ، دت‌شات و به خصوص جوکر را در کنار هم قرار دهد و هر کدام از آن ها را با ضعیف ترین روایت هتای داستانی پیش ببرد و معرفی کند تا حدی که ما در این فیلم شاهد بدترین و نا امید کننده ترین جوکر سینما باشیم.از نظر دیگر پتانسیل شخصیت های منفی برای شرکت در فیلم ها و سریال ها و کتاب ها به عنوان آنتاگونیست داستان است و این پتانسیل ممکن است وقتی این شخصیت های منفی به کاراکترهایی مثبت و با تقریبا مثبت تبدیل شوند وجود نداشته باشد و همین موضوع را هم در Suicide Squad می توان دید.هنگامی که شخصیت های داستان سعی می کنند دلیلی برای بد بودن منطقی خود بوجود بیاورند و در ادامه تبدیل به قهرمان فیلم شوند تازه متوجه پوچ بودن و بی هویتی این شخصیت ها می شویم که یکی پس از دیگری بسیار ناامید کننده هستند.شماره 1.The godfather: Part IIIقسمت سوم سری The godfather اصلا فیلم بدی نیست و تنها یک فیلم معمولی به حساب می آید و همین دلیل هم باعث می شود که در صدر ناامیدکننده ترین فیلم های تاریخ سینما قرار بگیرد چرا که دو نسخه اول این عنوان نه تنها بهترین فیلم سبک گانگستری و مافیایی تاریخ سینما به شمار می رود بلکه به عنوان شاهکار های هنر هفتم و بازی درخشان بازیگر های مشهور خود شناخته می شود و چقدر ناراحت کننده است که پایان این سری نتوانست مانند دو نسخه اول بتواند موفقیت های آن ها را مجددا کسب کند.کاپولا در بخش آخر از  سه گانه ی پدرخوانده جذابیت کمتری را نسبت به  قسمتهای قبلی به مخاطب می رساند شاید به علت کمتر شدن موضوعات نسبت به دو قسمت  قبلی و شاید به این دلیل که نمیشود این فیلم را بصورت یک فیلم مستقل نقد کرد.نکته دیگر در مورد بخش سوم The godfather بازی بازیگرانی همچون سوفیا کاپولا به شمار می رود که به هیچ عنوان در حد و توان تیم بازیگری قدرتمند سری نمی تواند حاضر شود و مانند شخصیت های بسیار پخته نسخه های 1و2 به این پختگی حتی نزدیک شود.منبع : سلام سینما</description>
                <category>TOP10</category>
                <author>TOP10</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jun 2020 15:48:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین فیلم های سینمایی تاریخ ایران از نظر سایت IMDB</title>
                <link>https://virgool.io/@TOP10/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-imdb-oyx05u2vjicm</link>
                <description>امروز می خواهیم به سراغ سینمای ایران و بهترین فیلم های آن با توجه به امتیاز کاربران و منتقدان سایت IMDB برویم و ببینیم از نظر این سایت بهترین فیلم های تاریخ سینمای ایران چه فیلم هایی است.بدون معطلی لیست را شروع کنیم.شماره 10.هامون (1368) امتیاز : 8.1فیلم اجتماعی داریوش مهرجویی که مرزی میان رئال و سورئال را در ساخته محبوب خود بوجود می آورد روایت کننده داستان شخصیتی روشنفکر در دوره و زمانه خود یعنی پس از انقلاب به نام حمید هامون با بازی درخشان خسرو شکیبایی را روایت می کند که گره اصلی داستان کشمکش های میان این شخصیت با همسر خود یعنی مهشید با بازی بیتا فرهی است.این فیلم دغدغه های افرادی مانند هامون را در جامعه خود به تصویر می کشند که در میان امیال دنیوی خود و تفکرات آرمانیشان میان یک دوراهی برزخ گونه در حال فروپاشی و نابودی هستند.جالب است بدانید طبق گفته خود داریوش مهرجویی نویسنده و کارگردان کار فیلنامه این کار را از روی بوف کور صادق هدایت الهام گرفته است.این فیلم در سال 1368 در هشتمین جشنواره فیلم فجر با دریافت 5 سیمرغ بلورین که شامل جوایزی مااند بهترین فیلم و بهترین کارگردانی می شد توانست نطر بسیاری از منتقدان و دوستداران سینما را جلب کند.شماره 9.لاک پشت‌ها هم پرواز می‌کنند (۱۳۸۳) امتیاز : 8.1سومین فیلم بلند بهمن قبادی که به زبان کردی ساخته شده است در جریان جنگ عراق به زندگی گروهی از مردم کرد در مرز ترکیه و ایران می‌پردازد.پناهندگانی که قبل از حمله آمریکا به کشورشان منتظر فروپاشی آن هستند اما بعد از سقوط دولت صدام نیز جایی برای زندگی ندارند.کارچاق کنی به نام کاک ستلایت، با بازی سوران ابراهیم، در کمپ است که کار و  کاسبی بچه های دیگر را زیر نظر دارد. کار این بچه ها چیست؟ آنها مین خنثی  می کنند و به کار دلالی اسلحه در ممالک همجوار مشغولند.لاک پشت‌ها هم پرواز می‌کنند با دریافت ۴۲ جایزه و حضور در ۷۳ جشنواره بین‌المللی در سراسر جهان یکی از موفق ترین فیلم های ایرانی در جشنواره های خارجی بوده است و همچنین توانست در سایت متاکریتیک در میان فیلم های سال 2005 میلادی به عنوان فیلم هشتم برتر این سال تبدیل شود.منبع : سایت برترین‌هاشماره 8.ابد و یک روز (1394) امتیاز : 8.2جدید ترین فیلم لیست ما اولین ساخته کارگردان جوان سینمای ایران یعنی سعید روستایی است.داستان فیلم روایتگر زندگی خانواده ای است که با مشکلاتی مانند فقر، اعتیاد، بیکاری و مشکلات خانوادگی است و افراد این خانواده هر کدام از آنها به نحوی به دنبال فرار از این خانه هستند. به روایت عباس مدحجی : ابد و یک روز، یک تلنگر است. تلنگری ست به ما جهت یادآوری طبقه ای فراموش  شده.طبقه ی مدفون زیر خروارها نکبت و بدبختی و فقر و اعتیاد و عقده های  فروخورده و ... اما گذشته از همه ی اینها، جنجالی ترین و اصلی ترین و به نظر من طلایی ترین  دیالوگ فیلم آنجایی است که مرتضی [ با بازی پیمان معادی ] با صدای بلند رو به همه میگفت : هرکی بتونه  و از اینجا نره از سگ کمتره ، هر کی بره و برگرده از سگ کمتر ،هم کمتره .  این دیالوگ توی صورت مخاطب کوبیده میشود.این فیلم در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر موفق به دریافت 9 سیمرغ در این دوره از جشنواره شد و بعد از آن در اکران عمومی و همینطور عرضه در سینمای خانگی توانست بسیاری از مخاطبان را شگفت زده کند.منبع : سلام سینماشماره 7.رنگ خدا (1376) امتیاز : 8.2شاید اصلی ترین حس موجود در فیلم رنگ خدا چهارمین ساخته بلند مجید مجیدی به عنوان یک فیلم دینی و مذهبی به جای تکیه بر وجود خدا،یاد او را در فیلم برای زنده کند.داستان کودکی نابینا که تنها حس موجود در آن عشق و علاقه به تک تک اعضای خانواده و جهان اطرافش است.از سکانس ابتدایی کمک به جوجه تا خریدن هدایا و سوغاتی هایی برای اعضای خانواده‌اش نشاندهنده عشق کودک قصه ما به زندگی و اطرافیانش را نشان می‌دهد.اما پدرش هاشم با بازی محسن رمضانی شاید از وجود او می‌ترسد شاید خجالت می‌کشد اما مطمئنا دوست ندارد که پسرش از مدرسه شبانه روزی بازگردد چرا که می‌خواهد ازدواج کند و سعی در مخفی کردن پسر نابینای خود دارد.این فیلم تنها با اکران در حدود سی سینما در آمریکا توانست فروشی 2000 دلاری را کسب کند و در جشنواره فجر آن سال در 10بخش نامزد دریافت سیمرغ شود.این فیلم و بازی های درخشان آن توانست نظر بسسیاری از منتقدان بزرگ سینما مانند راجر ایبرت و استیفان هلدن را به شدت به شمت خود جلب کند تا جایی که ایبرت در نقد خود از این فیلم در مورد بازی محسن رمضانی می گوید: ايفاي نقش توسط محسن رمضاني جوان، بي ريا است. جايي كه با نااميدي گريه مي كند، ما بازي نمي بينيم ، اندوه خالص را مي بينيم.شماره 6.سوته دلان (1356) امتیاز : 8.3تنها فیلم قبل انقلاب لیست ما ساخته علی حاتمی کارگردان و فیلمنامه نویس بزرگ ایران است که روایتگر داستان دو برادر با نام های حمید با بازی جمشید مشایخی و مجید با بازی بهروز وثوقی به عنوان برادر کوچکتر او که دارای اختلال ذهنی است، می باشد.توجه بسیار زیاد حمید به برادر کوچک تر خود که گاهی به صورت افراطی انجام می شود باعث می شود حمید حتی در بسیاری از مواقع به زندگی خودش و افراد پیرامون خود اهمیتی ندهد که حتی این افراط و تفریط ممکن است به ضرر مجید تمام شود و گاهی اوقات نتوان این اشتباهات را جبران کرد و به قول حمیدآقا :«همه عمر دیر رسیدیم»موضوعات اخلاقی بازگو شده در داستان های علی حاتمی و به تلنگر انداختن مخاطبان خود یکی از موارد اصلی کارهای اوست که در این فیلم هم وجود دارد و یکی از ماندگار ترین کارهای او را بوجود آورده است.شماره 5.کلوز آپ (1368) امتیاز : 8.3داستان ساخته رئال عباس کیارستمی روایتگر داستان واقعی شخصیتی به نام حسین سبزیان است که به دلیل شباهت بسیار زیلدش به محسن مخملباف خودش را محسن مخملباف اعلام می کند و تمام سعیش را م کند که وارد خانواده آهنخواه شود.به قلم احمد میراحسان در روزنامه اعتماد :کلوزآپ به ما می آموزد به جای غرولند در خصوص اخلاق و  جامعه شناسی خودمانی و ذکر مکرر و بیمارگونه و توهین آلود فلاکت خودمان و سرکوفت خصیصه های ایرانی، ظاهرسازی و نهان روشی و دروغگویی و خودنمایی و بی  مسئولیتی، به مشاهده گری پرسشگر و اهل حکمت بدل شویم و به خود مجال  تفکر بدهیم؛ چرا سبزیان می خواهد جای دیگری باشد؟ چرا از خانواده آهن خواه  سوءاستفاده می کند؟ این نادرستکاری در کنه اش چه چیز نهان دارد؟ چگونه  نابجایی و تولید جرم نطفه می بندد؟ و همه این پرسش ها رها از رمانتیسیسم و  سانتی مانتالیسم و تایید بیجای سبزیان یا تطهیر یکسویه او و ندیدن رنج های  خانواده آهنی و ضمن توجه به صداهای دیگر رخ می دهد.فیلم چندلحنی و پرسشگر کیارستمی ما را به یاد سخن درست  منتقد غربی مشهوری می اندازد که درک کرد کلوزآپ نه تنها با ما از نیازی  انسانی برای رویا و قدرت عظیم افسون سینما برای رویاسازی حرف می زند بلکه  با کاراکتر آسیب دیده و روانشناسی کسی که می خواهد جای «دیگری» باشد ما را  با سوال بنیادینی آشنا می سازد که پرده از بحران عمیق زندگی اجتماعی مان  برمی دارد اینکه ما تحت شرایطی بی ریشه و سرشار از نقش های دروغین و فقدان  احترام واقعی به شخصیت انسانی و «نابجا» زندگی می کنیم.نکته جالب در مورد فیلم کلوزآپ آن است که هر بازیگر در نقش خودش بازی کرده و فرم مستند گونه ای به آن داده است برای مثال سربازی که سبزیان را دستگیر می کند در اصل همان سربازی است که در واقعیت او را دستگیر کرده است.منبع : نقد فارسیشماره 4.بچه‌های آسمان (1375) امتیاز : 8.3فیلم بچه های آسمان به عنوان اولین فیلم ایرانی در بین نامزد های جوایز اسکار و معرفی کننده سینمای مجید مجیدی به غرب مانند بسیاری از فیلم های این کارگردان بازگو کننده زندگی کودکان و نوجوانانی پر شور و عشق را روایت می کند که سرنوشت آنها به شدت برای مخاطبان سینما و منتقدان جذاب است.داستان برادر و خواهری با نام های علی و زهرا که بعد از گم شدن کفش های خواهر کوچک توسط سهل انگاری علی و عدم خرید مجدد یک کفش نو به خاطر توانایی مالی ضعیف خانواده مجبور به استفاده از یک جفت کفش می کنند به گونه ای که از صبح تا ظهر کفش برای زهرا باشد و بعد از ظهر که نوبت مدرسه علی است برای برادر بزرگتر.در همین حال علی متوجه یک مسابقه دو می شود که جایزه نفر سوم آن یک جفت کفش نو است و بعد از آن تلاش او برای رسیدن به این جفت کفش را می بینیم.در این روز های سخت زندگی افراد شاید مهم ترین نکته که ما را به ادامه زندگی و تلاش در آن تشویق می کند امید است.تک تک شخصیت های فیلم با همین فکر به آینده و امید به آن است که در مشکلات کوچک و بزرگ خود غرق نمی شوند و با شخصیت هایی بسیار قابل لمس برای ما یک قهرمان در جهان امروز می سازند.این فیلم توانست جوایز بسیار زیادی را با انتشار خود به دست بیاورد و فروش داخلی و جهانی خوبی هم داشته باشد.حتی قسمتی از فیلمنامه این کار در کتاب های فارسی راهنمایی نیز چاپ شده است.شماره 3.جدایی ناد از سیمین (1389) امتیاز : 8.3اولین فیلم ایرانی که موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم خارجی زبان در مراسم اسکار سال 2012 و همینطور گلدن گلوب همان سال شد پنجمین فیلم سینمایی اصغر فرهادی کارگردان موفق ایرانی بود که حال هوای فیلم او مانند اثر قبلیش یعنی درباره الی است. انسانهایی که در مواجه با مشکلات، اخلاق را فراموش می کنند و دائما رنگ عوض می کنند! فیلمبرداری به سبک &quot; دوربین در دست &quot; انجام گرفته که باعث شده تا شخصیت‌های داستان باورپذیرتر ، از آب در بیایند. فیلمبردار فیلم محمود کلاری است.داستان فیلم در مورد زن و شوهری است با نام های سیمین و نادر که زن خانواده به همراه شوهر و تنها دختر خود قصد مهاجرت به خارج از کشور را دارند که نادر به دلیل بیماری پدر پیرش و ابتلای او به آلزایمر نمی تواند او را تنها بگذارد و درگیری این زوج از همین جا شروع می شود و در ادامه داستان اتفاقاتی می افتد که زندگی همه آنها را تحت الشعاع خود قرار می دهد.فیلم با دریافت جوایز بسیار و تبدیل شدن به فیلم محبوب سال 2011 در ذهن بسیاری از منتقدان بزرگ سینما همچون راجر ایبرت یکی از بهترین فیلم های قرن لقب گرفت.این فیلم همچنین برنده جایزه خرس طلایی برلین به عنوان بهترین فیلم آن جشنواره شد.منبع : مووی مگشماره 2.مارمولک (1382) امتیاز : 8.5نوبت می رسد به تنها فیلم کمدی لیست ما.فیلم مارمولک که فیلمنامه اقتباسی آن از روی فیلم هایی همچون &quot;ما فرشته نیستیم&quot; و &quot;زائر&quot; توسط پیمان قاسمخانی نوشته شده توسط کمال تبریزی کارگردانی شده و نگاه متفاوتی به مسئله روحانیت و جامعه دارد. رضا مثقالی(پرویز پرستویی) سارقی مسلح و سابقه دار است که به دلیل  استعدادش در بالا رفتن از دیوار و خالکوبی بازویش به &quot;رضا مارمولک&quot; مشهور  است. سکانس آغازین فیلم دستگیری اش حین سرقت را نشان میدهد و در ادامه به  حبس ابد محکوم میشود. تلاش او برای فرار از زندان با پوشیدن لباس یک روحانی هسته اصلی داستان را شکل میدهد و خرده داستانهای پیرامون آن با شوخ طبعی  به نقد افکار سنتی جامعه میپردازد. فیلم در زمان اکران به خاطر داستان خود حواشی بسیار زیادی را به همراه داشت تا جایی که کمال تبریزی در مصاحبه ای در مورد حاشیه زمان اکران می گوید : زمانی که قرار شد فیلم برای اعضای شورای عالی امنیت ملی به نمایش درآید  خانواده‌های آن‌ها از این ماجرا باخبر شده و گفته بودند برای دیدن فیلم  آن‌ها هم می‌آیند. کل سالن نمایش فیلم پر شده بود از خانواده‌های اعضای  شورای عالی امنیت ملی و محافظان‌شان. اعضای شورا با حالت عصبی و در سکوت  فیلم را می‌دیدند در حالی‌که کل سالن از صدای خنده خانواده‌هایشان پر شده  بود.فیلم جوایز مهمی مانند بهترین فیلمنامه و بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را توانست در جشنواره فیلم فجر کسب کند.منبع : سایت منظوم و سلام سینماشماره 1.مادر (1368) امتیاز : 8.5مادر شاید ایرانی‌­ترین فیلم تاریخ سینمای ایران است. ارزش نهادن به سنت‌هایی مثل جمع  شدن خانواده در کنار همدیگر و ترغیب افراد به  لذت‌ بردن در کنار خانواده   و گذراندن وقت و زندگی با افراد خانواده، مفاهیمی هستند که از دنیای گذشته  می­‌آیند و نوگرا و به روز نیستند، اما دست کم در فیلم‌های علی حاتمی این  مفاهیم، شکلی مکارانه پیدا نمی­‌کنند و در پی فریفتن مردم  نیستند. مادر فیلمی صمیمی و ساده است که از درونی انسانی بیرون آمده است؛ انسانی که البته تعلقاتی در تاریخ گذشته دارد. علی حاتمی در این فیلم که در سال ۱۳۶۸ ساخت به روایت مادری پرداخت که از  سرای سالمندان به خانه می‌آید تا روزهای پایانی عمرش را در خانه‌‌اش و کنار  فرزندانش بگذراند.فیلم‌های علی حاتمی و به خصوص مادر، احساس راستی و یکرنگی به تماشاگر انتقال می‌­دهد و گویا هیچ هدف دیگری جز خود فیلم پشت آن نیست.قطعا یکی از موارد ماندگاری این اثر بازی خاطره انگیز هرکدام از بازیگران بزرگ این فیلم است.بسیاری از بازیگران بزرگ سینمای ایران همچون رقیه چهره آزاد، محمدعلی کشاورز، اکبر عبدی، امین تارخ و... در آن به بهترین شکل ممکن نقش های خود را بازی می کنند.فیلم در هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر جوایز متعددی همچون بهترین بازیگر نقش زن و همینطور بهترین بازیگز نقش مکمل مرد را توانست به خود اختصاص دهد.منبع : ایسنا و فیلیمو</description>
                <category>TOP10</category>
                <author>TOP10</author>
                <pubDate>Mon, 15 Jun 2020 11:36:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین فیلم های گانگستری و مافیایی تاریخ سینما</title>
                <link>https://virgool.io/Top10-Movies-Series/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-gf6wtjrbdp9s</link>
                <description>ژانر جنایی همیشه برای مخاطبان خاص و عام سینما جزو دسته های بسیار محبوب این صنعت و هنر بوده.ژانر گانگستری و مافیایی به عنوان یک زیر ژانر در سینمای جنایی نقش بسیار مهمی در مطرح شدن این سری فیلم ها برای طرفداران شینما داشته است.کارگردانان بزرگی همچون اسکورسیزی ، کاپولا و لئونه با ساخت فیلم های مافیایی ، این ژانر و فیلم هایش را در ذهن سینما دوستان ماندگار کرده‌اند.امروز می‌خواهیم سراغ بهترین فیلم های این ژانر رفته نگاهی به آنها بیاندازیم.قبل مطالعه این اطمینان هم خدمت شما داده باشیم که خبری از لو رفتن داستان فیلم یا اسپویل آن نیست، پس با خیال راحت به مطالعه لیست ما مشغول شوید.شماره 10. Public Enemiesیکی از فیلم های گانگستری بسیار موفق هم در گیشه و هم در نظر منتقدان ، فیلم خوش‌ساخت &quot;مایکل مان&quot; یعنی Public Enemies بود که از همان زمان انتشار خود در سال 2009 توانست به موفقیت های زیادی برسد.داستان فیلم در مورد شخصیت &quot;جان دیلیگر&quot; با بازی به یادماندنی &quot;جانی دپ&quot; و باند خلافکارش است که اهداف این باند و گروه مافیایی مراکزی مانند بانک ها هستند و به همین دلیل در میان مردم از احترام زیادی برخورد هستند.در مقابل شخصیت مافیایی داستان فیلم، رئیس مشهور اف‌بی‌آی در آن زمان یعنی &quot;جی ادگار&quot; با بازی درخشان &quot;کریستین بیل&quot; حضور دارد که می تواند رقابتی جذاب میان این دو شخصیت به عنوان دو کاراکتر اصلی فیلم ایجاد کند و بیننده را درگیر این صحنه نبرد بین این دو شخص و داستان دزد پلیسی آنها شوند.شماره 9. American Gangsterشاید این فیلم جزو متفاوت‌ترین فیلم های این ژانر باشد.چرا که شخصیت اصلی آن نه اهل ایتالیا است و نه ایرلندی، بلکه یک سیاه پوست آن هم در دوران تبعیض نژادی آمریکا یعنی دهه 60 میلادی است.در سال 2007 ریدلی اسکات به عنوان کارگردان با ساخت این فیلم توانست یکی از بهترین فیلم های گانگستری تاریخ هالیوود را به نمایش بگذارد.داستانی واقعی و پر هیجان در دهه 60 میلادی از زندگی &quot;فرانک لوکاس&quot; با بازی &quot;دنزل واشینگتن&quot; کسی که در تکه ای جدا  افتاده در شمال کالیفرنیا در دورانی که نژاد پرستی به اوج خود رسیده است ، بزرگ شده و خود را با کارهای خلاف مشغول کرده است.هنگامی که رئیس فرانک به عنوان یک خلافکار حرفه‌ای جان خود را به دلیل مشکل قلبی از دست می‌دهد ،فرانک تمام قدرت او را در دوره‌ای که ظلم و تبعیض علیه سیاه‌پوستان آمریکا بیداد می‌کند به عنوان یک سیاه‌پوست در دست می‌گیرد.شماره 8. Bonnie and Clydeفیلم گانگستری و البته بیوگرافی آرتور پن، دومین تلاش سینما برای به  تصویرکشیدن جنایت‌های زوج خلافکار دهه ۱۹۳۰ آمریکا بود. بانی الیزابت پارکر  و کلاید چمپیون بارو، زوجی جنایتکار بودند که جرایم باورنکردنی‌شان در  سال‌های ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۴ یکی از دلایل شکل‌گیری دوره‌ی «دشمنی آشکار»  در آمریکا بود. بدون هیچ شک و تردیدی Bonnie and Clyde نخستین فیلم دوران  مدرن هالیوود است که میان جنبش‌های ضدفرهنگی دهه ۶۰ میلادی ساخته شد و  عنوانی برجسته لقب گرفت. اما موفقیت‌های فیلم تنها به دستاوردهای سینمایی و  هنری‌اش محدود نیست و درخشش بازیگران مطرحی مانند وارن بیتی، فای داناوی،  مایکل جی. پولارد و جن هکمن باعث شد Bonnie and Clyde در گیشه هم موفق  باشد.&quot;بانی پارکر&quot; دختری خسته از زندگی کسل‌کننده‌اش به دنبال مردی می‌گردد که  روزهای تاریکش را برای همیشه روشن کند. او جوانی جذاب به نام &quot;کلاید بارو&quot; را  ملاقات می‌کند. کلاید از رویاهای جنایتکارانه‌اش برای بانی می‌گوید. بانی  افسردگی‌اش را با هیجان زندگی جذاب کلاید فراموش می‌کند و عاشقانه همراه او  می‌شود تا سفری سرشار از جنایت را تجربه کند؛ از اوکلاهما تا تگزاس.منبع : ویجیاتو شماره 7. Scarfaceنوبت می رسد به یکی از بهترین بازسازی های تاریخ سینما و بازی درخشان و ماندگار آلپاچینو در نقش &quot;تونی مونتانا&quot;.کمتر کسی است که از دوستداران سینما باشد و با جمله &quot;say hello to my little friend&quot; هنگامی که آلپاچینو نارنجک انداز خود را دست گرفته و آماده شلیک است آشنا نباشد.برایان دی‌پالما بعد از 52سال در سال1983 این فیلم را بازسازی کرد و جالب است بدانید آلپاچینو یکی از دلایل اصلی بازسازی این فیلم بوده است.بعید است این فیلم را مشاهده نکرده باشید اما اگر نکردید همین امروز این فیلم را ببینید و از ماجراجویی یاغی داستان یعنی تونی مونتانا مشهور سینما در آمریکا و تبدیل شدنش به بزرگترین قاچاقچی و فروشنده کوکائین در فلوریدا لذت ببرید.شماره 6. Lock, Stock And Two Smoking Barrelsفیلم قفل ،انبار و دوبشکه باروت یکی از  فیلم های متفاوت در سینماست که در عین گانگستری بودن کمدی نیز است  !کارگردانی این فیلم بر عهده گای ریچی است.داستان فیلم در مورد پسری است که  با حیله های کارت بازی می تواند ،شرط بندی های پوکر را ببرد اما 500000  هزار پوند به یکی از رئیسان مافیای شهر می بازد.برای آنکه بتوانند بدهی خود  را پرداخت کنند تصمیم به سرقت از یک باند خلافکاری دیگر را می گیرند .این  فیلم دهه نودی اولین تجربه بازیگری جیسون استاتهام بوده است.اگر دوست دارید در کنار یک فیلم مافیایی از شوخی های کاراکترها و همیشگی فیلم های ریچی لذت ببرید دیدن این فیلم توصیه ما به شماست.منبع : مجله وارونهشماره 5. Pulp Fiction  سال 1994 با انتشار فیلم هایی همچون رستگاری در شاوشنک ، فارست گامپ ،شیرشاه و... یکی از بهترین سال های سینمای هالیوود و جهان به شمار می رود.ساخته محبوب و مشهور تارانتینو نیز در این سال منتشر شد تا این سال را بیش از پیش در ذهن سینما دوستان ماندگار کند.فیلم Pulp Fiction با روایت یک داستان غیر خطی در سه بخش متفاوت ساختاری متفاوت نسبت به دیگر فیلم های لیست ما دارد و با پیچیدگی خاص خودش و بازی فوق العاده بازیگررانش مانند ساموئل ال.جکسون و بروس ویلیس بیننده را بر روی صندلی‌اش میخکوب کند.این فیلم موفق نامزد دریافت 7 جایزه اسکار، 9 جایزه بفتا و 6 جایزه گلدن گلوب شد.داستان روایت زندگی دو تبهکار حرفه ای به نام هی &quot;وینسنت&quot; و &quot;جولز&quot; است.  در جریان یکی از جنایات، آنها به طرز معجزه آسایی نجات می یابند. &quot;جولز&quot; این  حادثه را نوعی معجزه و شفاعت الهی می پندارد در حالیکه &quot;وینسنت&quot; صرفاً آنرا  یک اتفاق میداند. &quot;جولز&quot; سعی در تحول دارد و از این کار دست میکشد، ولی  &quot;وینسنت&quot; که به کار خود ادامه میدهد و معجزه را ناچیز می شمارد و در ذهنیت او معجزه چیز بزرگتری به نظر می آید.منبع: سایت نقد فارسیشماره 4. Road to Perdition «جاده‌ای به سوی تباهی» که بر اساس رمانی از «مکس الن کالینز» است، یک فیلم  قدرتمند است، با اتمسفری جنایی – هیجانی که از لحاظ خشونت در کنار فیلمی  چون «پدرخوانده» قرار می‌گیرد و فلسفه‌ی خوبی و بدی را موشکافی می‌کند و دوزخ به تصویر کشیده شده در فیلم برای شخصیت های آن بسیار قابل لمس و باورپذیر است.فیلم جریان مافیایی ایرلندی را روایت می کند با بازی تام هنکس در نقش  &quot;مایکل سولیوان&quot; که پس از برکناری رئیسش،با بازی &quot;پاول نیومن&quot;، به به همراه پسرش بر  سر کار می آید . سام مندز کارگردانی پروژه را به بهترین شکل از لحاظ تصویری  برعهده دارد. فیلم در مورد گناهان و وظیفه شناسی های پدران و پسران و تلاش آنها برای رسیدن به رستگاری است.یکی از بهترین و ماندگار ترین فیلم های گانگستری در سال 2002 منتشر شدمنبع: سایت نقد فارسی و سینماپرسشماره 3. Goodfellasشاید اگر منصفانه بخواهیم بگوییم بسیاری از ساخته های اسکورسیزی مانند Casino،The Departed وIrish Man را می توانستیم در این لیست جای دهیم اما برای این که تنوع بیشتری در فیلم های گانگستری داشته باشیم تصمیم گرفتیم که شاهکار او یعنی رفقای خوب را با بازی زوج درخشان &quot;جو پشی&quot; و رابرت دنیرو&quot; که بار دیگر تصویر مافیای ایتالیایی آمریکا را به تصویر می‌کشد در لیست خود قرار دهیم.این فیلم مقام ۱۵ را در نظرسنجی برترین فیلم‌های تمام  دوران سینمای وب‌سایت IMDb را دارد و همچنین مجله‌ی بریتانیایی “توتال فیلم”  آن را به عنوان بهترین فیلم تمام دوران نامیده است. راجر ایبرت به این  فیلم چهار ستاره داد و آن را بهترین فیلم جنایی تاریخ سینما معرفی کرد .  فیلم در وبسایت &quot;Rotten Tomatoes&quot; توانست درصد 96 را بدست آورد و در وبسایت  Insidemovies آن را بهترین فیلم دهه ۱۹۹۰ آمریکا معرفی کرده است. همچنین  موسسه فیلم آمریکا در سال ۲۰۰۷ و در میان لیست صد فیلمش که در این لیست ۱۰  فیلم برتر ۱۰ ژانر معرفی می شوند، رفقای خوب را دومین فیلم گانگستری برتر  تاریخ بعد از پدرخوانده معرفی کرده است.تهیه‌کنندگی این فیلم برعهده ایروین وینکلر بود و براساس کتابی غیرداستانی  از نیکلاس پیلگی ساخته شد. نکته جالب آن است که پیگلی در نگارش فیلم‌نامه  با مارتین اسکورسیزی همکاری کرد.داستان فیلم در مورد مردی جوان است که همه تلاشش را به کار می‌گیرد تا پیشرفت کند و زندگی متفاوتی را  برای خودش بسازد. او از ثروت و شهرتی که برای خودش ساخته لذت می‌برد اما هیچ راهی برای فرار از وحشتی که ایجاد کرده، وجود ندارد. اعتیاد شدید به مواد مخدر و اشتباهات کوچک و بزرگ همه چیز را به هم می‌ریزد.فیلم های اسکورسیزی عموما روایتگر فراز و فرود یک شخصیت در زندگیش است.کاراکترهای فیلم های او همیشه با قدرت و ثروت و احترامی که به دست می آورند به قله موفقیت هایشان و تمام آرزوهایشان می رسند اما به خاطر اشتباهات و کارمای کارهای خود تمام جهانی را که برای خود ساختند با دستان خودشان ذره ذره نابود می کنند و با خود به قعر می‌برند.منبع: سایت نقد فارسی و ویجیاتوشماره 2. Once Upon a Time in Americaنوبت می‌رسد به شاهکار به یادماندنی سرجیو لئونه و بازی درخشان رابرت دنیرو همراه شدن با زندگی نودلز از کودکی تا پیری او به عنوان یک تبهکار همه‌کاره و حرفه‌ای در آن روزهای آمریکا.فیلم، پیرنگ‌هایی متفاوت از زمان‌هایی گوناگون را نشان می‌دهد و به سه بازه  از زندگی نودِلز، کاراکتر دوست‌داشتنی و ارزشمندش می‌پردازد. آن‌چه که این  قصه‌های عمیق را که حتی مستقل از یکدیگر نیز فوق‌العاده جلوه می‌کنند به  هم پیوند داده، تدوین حساب‌شده و دقیق، استفاده از موقعیت‌های مشابه در  زمان‌های مختلف و صد البته بهره‌جویی شگفت‌انگیز فیلم‌ساز از موسیقی‌هایی  است که حکم اصلی‌ترین پل‌های احساسی و اتصال‌دهنده‌ی مخاطب به این  تایم‌لاین‌های گوناگون را دارند.کاراکترهای لئونه، از ساده‌ترین‌ها تا مهم‌ترین‌های‌شان، به اشکال  فوق‌العاده و جذابی پردازش می‌شوند و از آن بالاتر، تک به تک نیز روابط  دقیق و تعریف‌شده‌ای با یکدیگر دارند. آن‌قدر دقیق که فیلم در روایت  چهارساعته‌ی خود به واقع در حد و اندازه‌ی طولانی‌ترین و برترین سریال‌ها  شخصیت‌هایش را عمیق می‌کند و مخاطب پس از به پایان رسیدن تماشای آن، حداقل  تا مدت‌ها این کاراکترها را با تمامی ویژگی‌های اصلی‌شان به یاد می‌سپارد.جالب است بدانید در زمان اکران این فیلم در سال 1984 فیلم در گیشه یک شکست بزرگ بود و به دلیل حذفیات زیاد خود مورد اقبال قرار نگرفت اما بعد از انتشار نسخه اصلی و 4ساعته آن نگاه منتقدان و دوستداران سینما رفته رفته به آن تغییر کرد تا این فیلم تبدیل به یکی از مهم ترین آثار ساخته شده در هنر هفتم لقب بگیرد.منبع : زومجیشماره 1.The Godfather Trilogyفیلم پدرخوانده محصول ۱۹۷۲ به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا و بر اساس کتابی به همین نام  به قلم ماریو پوزو، داستان زندگی ویتو کورلئونه و خانواده‌اش را در فاصله  بین سال‌های ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۵، فعالیت آنها در زمینه‌ی جرائم سازمان یافته و  تلاش برای رقابت با سایر گروه‌های مافیایی روایت می‌کند. «پدرخوانده» با  هنرنمایی بازیگران مطرحی همچون مارلون براندو، آل پاچینو، جیمز کان، رابرت  دووال، تالیا شایر، ریچارد اس. کاستلانو، جان کازال و دایان کیتون با بودجه  تنها ۶ تا ۷ میلیون دلار با احتساب نمایش در سال ۱۹۷۲ و نمایش محدود در  سال ۱۹۹۷، به فروش داخلی ۱۳۵ میلیون دلار و فروش جهانی ۲۴۵ میلیون دلار دست  یافته و در جوایز اسکار نیز برنده ۳ جایزه بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه  اقتباسی و بهترین بازیگر نقش اصلی مرد شد. جالب است بدانید آل پاچینو پس از نمایش فیلم، مراسم اسکار را به سبب اینکه وی را نامزد  دریافت جایزه‌ی نفش مکمل کرده بودند تحریم کرد. مدت نقش پاچینو در فیلم حتی  از مارلون براندو هم بیشتر بود. این در حالی است که براندو در نهایت،  جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی مرد را از آن خود کرد.البته در نسخه دوم آلپاچینو نامزد دریافت بهترین نقش مرد برای The Godfather ll اما در نهایت جایزه در آن سال به آرت کارنی رسید و این بار نوبت دنیرو بود که به عنوان نقش مکمل در نسخه دوم جایزه اسکار را ببرد.از زمان  ساخت نخستین قسمت از «پدرخوانده» به کارگردانی فرانسیس‌فورد کاپولا چندین  سال می‌گذرد و این فیلم هنوز یکی از محبوب‌ترین آثار سینما است.«پدرخوانده» همچنان‌که  می‌دانیم داستان ویتو کورلئونه ایتالیایی مهاجر ماجراجویی است که در کودکی  شاهد قتل‌عام اقوامش است و رفته‌رفته سازوکار زندگی در شرایط خشونت‌آمیز  جامعه آمریکا را می‌آموزد و با هوش بالا و قدرت غریزی خودش، به جایگاه مهمی  در مافیای نیویورک دست می‌یابد و پس از رسیدن به ثروت و قدرت فراوان، در  اواخر عمر و پیش از مرگ، مایکل فرزند کوچکش را جانشین خود می‌سازد و مایکل  نیز با گذر زمان، هم راه‌های حفظ قدرت را می‌آموزد و هم مجبور است مشکلات  خانوادگی‌اش را سامان بخشد. این داستان سه قسمت فیلم «پدرخوانده» است به  کارگردانی کاپولا که نسخه اول در سال 1972 ساخته شد و پس از موفقیت عظیم در  مراسم اسکار آن سال، قسمت دومش نیز توسط این کارگردان در سال 1974 ساخته  شد که برای کاپولا و گروه سازندگان بار دیگر موفقیتی دیگر را به همراه  آورد. پس از گذشت حدود 16 سال، کاپولا قسمت سوم فیلمش را ساخت که به اندازه  دو کار قبلی موفق نبود و این سه‌گانه اکنون به‌عنوان یکی از گنجینه‌های  سینمای گانگستری مطرح است و محبوب نزد فیلم‌بین‌های کشورهای سراسر جهان.منبع : سایت نقد فارسی و زومجی</description>
                <category>TOP10</category>
                <author>TOP10</author>
                <pubDate>Wed, 10 Jun 2020 13:05:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین عناوین فراموش شده  و خاطره انگیز ویدیو گیم</title>
                <link>https://virgool.io/@TOP10/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%86%D8%A7%D9%88%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88-%DA%AF%DB%8C%D9%85-gooiffqf9yuu</link>
                <description>مهمترین دلیل رشد و توسعه یک صنعت آن هم در زمینه سرگرمی بدون شک به مباحث مالی و درآمدزایی مربوط است.شاید بسیاری از عناوین بسیار محبوب گذشته که به دلیل عدم استقبال آن زمان گیمر ها یا ضعف در تنها برخی از نسخه های آن سازنده ها و منتشرکننده های بازی دیگر به سراغ آنها نرفتند تا از یاد بسیاری از بازیبازها پاک شود و دیگر خبری از آنها نباشد.امروز می‌خواهیم نگاهی به 10 بازی فراموش شده که در نسل های قبل بسیار مورد توجه بودند نگاهی بیاندازیم و خاطره بازی کنیم.البته از این نظر مطلع باشید عناوینی که ریمیک یا ریمستر شده اند در لیست ما جایی ندارند چرا که هنگامی که از یک بازی ریمیک یا ریمستر منتشر می شود یعنی همچنان برای سازنده ها درآمدزایی می کند و در ذهن گیمرها هم از یاد نرفته است.شماره 10. I.G.Iدر سال هایی که خبری از بازی های تاکتیکال شوتر و مخفی کاری زیادی نبود و حتی بازی های ویدیویی محبوب و جهانی بسیار کم بودند بازی محبوب I.G.I در جهان و به خصوص ایران در ابتدای هزاره سوم میلادی برای دوستداران ویدیو گیم عرضه شد تا خیلی از شما با این بازی خاطره سازی کنید.داستان بازی در مورد یک سرباز سابق نیروی ویژه هوابرد بریتانیا یعنی SAS  است که دوران بازنشستگی خود را زیر نظر یک گروه امنیتی سری دیگر سپری می  کند و ماجراهایی را برای شما بوجود می آورد.از این عنوان تا به حال سه نسخه عرضه شده اما به دلیل رقیب اصلی آن زمان بازی یعنی Metal Gear Solid که به ویژه به نسخه دوم I.G.I اجازه نداد تا به فروش و محبوبیت لازم خود برسد.جالب است بدانید در ایران که کاملا این موضوع برعکس اتفاق افتاد و طرفداران I.G.I بسیار بیشتر از ساخته محبوب کوجیما شهرت پیدا کرد به طوری که اگر سن شما به زمان عرضع این بازی قد بدهد بعید است آن را تجربه نکرده باشید.شماره 9. Baldur’s Gateدر دوران اوج بازی های نقش آفرینی و اواخر دهه 90 میلادی بازی در این سبک انتشار پیدا کرد که در آن زمان به شدت مورد توجه علاقه مندان سبک RPG قرار گرفت.این بازی از داستان حماسی که در بالدور گیت در داستان های اساطیری نورس اتفاق افتاده است، الهام گرفته  شده است؛ داستان این RPG در کرانه جنوبی ساحل شمشیر  که منطقه‌ای  ثروتمندنشین و فراموش شده به نام Amn نام دارد، جریان دارد.رقیبانی مانند Diablo  که در همین سبک و ترکیب آن با Hack &amp; Slash Style یکی از دلایل اصلی فراموشی این بازی و عناوینی مانند آن بودند.شماره 8. Crazy Taxiبسیاری از خاطره های جذاب کودکی و نوجوانی ما با کنسول Playstation2 و بازی های به یادماندنی آن رقم خورده.یکی از این بازی های جذاب که دیگر توجهی به آن نشده و از یادها رفته است Crazy Taxi است.یک بازی سرراست که تنها باید مسافران را از نقطه A به نقطه B ببرید و به سریع ترین شکل ممکن که البته ممکن است دیوانه وار باشد مسافرین را برسانید. چهار شخصیت متفاوت برای انتخاب راننده با تاکسی های متفاوت.در نسل هفتم طراحی مراحل بازی و Level Design آن برای گیمر ها جذاب بود اما با گذست زمان و ورود بازی های متنوع تر و Open World این نسخه به یاد ماندنی با آن شهر زیبای خود و اهالی دوست داشتنی خود به فراموشی سپرده شد.شماره 7. the Simpsons hit &amp; runبازی The Simpsons: Hit &amp; Run یکی دیگر از بازی‌هایی است که از  جنبه‌های نوستالژیک فوق‌ بالایی بهره می‌برد، و سیستم گیم‌پلی بسیار درگیر  کننده‌ای دارد. البته اخباری رسیده است که نسخه بازسازی شده این بازی  به‌زودی معرفی و منتشر خواهد شد، اما تا زمان اعلام رسمی این بازی یکی از  پر درخواست‌ترین عناوین برای بازسازی به‌شمار می‌رود. این بازی که در یک  دنیای دیوانه‌وار الهام گرفته شده از بازی GTA جریان دارد، یک بازی در سبک  جهان باز است که می‌تواند شما را برای ساعت‌های متوالی سرگرم کند و در دنیای آن ماجراجویی کنید و خسته نشوید.این بازی علاوه بر پلتفرم اصلی خود یعنی PS2 روی کامپیوتر های شخصی ، Xbox و GameCube منتشر شد.شماره 6. Dino Crisisشاید به مظلوم ترین عنوان لیست رسیده باشیم.بازی فراموش شده CapCom سازنده مشهور سری بازی ماندگار Resident Evil که هر دو فرنچایز در سبک وحشت و بقا ساخته شده بود،به خاطر وجود بازی پر طرفدار Resident Evil همیشه مورد بی توجهی شرکت Capcom قرار‌گرفت یک بازی دقیقا در سبک و گیم پلی مشابه با Resident Evil که در دنیایی که به جای زامبی دشمنان شما دایناسورهایی غول‌پیکر هستند که باید آن ها را از بین برده و دنیا را از وجود آنها پاک کنید.به دلیل پیشرفت و افزایش محبوبیت روزافزون سری بازی های Resident Evil و شخصیت های ماندگار آن این سری رفته رفته رو به افول قرار گرفت تا در نسخه سوم آن به یک فاجعه تبدیل شد و بعد از آن کم کم از یادها رفت.شماره 5. Resistanceنوبت به کنسول PS3 و بازی انحصاری به یادماندنی آن می رسد.شوتر جذاب Resistance با دنیایی خاص و دوست داشتنی خود بسیاری از گیمرها را جذب خود کرد.سونی تا دلتان بخواهد بازی و فرنچایز انحصاری و شاهکار دارد. آن قدر زیاد  که تعداد این فرنچایزها از دستش در رفته اند و با این که نسل هشتم نسل  ریمسترهاست و کلی از بازی های شاهکار قدیمی ریمستر شده اند، ولی سونی آن  قدر فرنچایز انحصاری دارد که نمی رسد به برخی از آنها دستی بکشد و آنها را  ریمستر کند یا سراغ نسخه جدیدشان برود آن هم فرنچایزهایی که مثلا در نسل  هفتم ۳ نسخه از آن ها را دیده ایم و جزو برترین های سونی بوده اند.معمولا آخرین نسخه هر بازی از این لیست به عنوان بدترین آن فرنچایز یاد می شود و همین دلیل و شکست مالی و معنوی بازی موجب شده تا به فراموشی کشیده شود.آخرین نسخه از سری Resistance هم یک دنباله فرعی از این سری با نام  Resistance: Burning Skies بود که سال ۲۰۱۲ برای پلی‌استیتشن ویتا عرضه شد و  با نمرات پایینی که از سوی منتقدان دریافت کرد به بدترین بازی سری  Resistance تبدیل شد و دلیل محکمی برای سونی بود که تا به اینجا به دنبال این عنوان نرود.شماره 4. Driverخیلی قبل تر از سه بعدی شدن GTA و گسترش بازی های جهان باز هنگامی که در خیابان های بازی Driver ماشین سواری می کردید و از ماشین های دیگر سبقت می گرفتید شاید یکی از جذاب ترین اتفاق های آن زمان توانایی راننده بازی برای پیاده شدن و تعویض و دزدیدن ماشین های دیگر بود.تا آن زمان بازی های اتومبیل رانی آرکید و بازی های جهان باز بسیار محدود و به شکل امروزی اصلا وجود نداشت و بازی Driver در آن زمان ها بسیار خاطره شاز بود اما دلیل اصلی از بین رفتن این فرنچایز تنها زمان بود.تصور کنید در این نسل شما بخواهید یک بازی جدید از Driver را تجربه کنید.تنها کاری که می توانید بکنید رانندگی و دزدیدن ماشین های دیگر یا عوض کردن آن است که به شدت خسته کننده است و می توانیم در بازی های بی نظیر دیگری مانند Grand Theft auto ، Need For Speed ، Forza و... دقیقا همین موضوع را بسیار با کیفیت تر و سرگرم کننده تر از گذشته تجربه کنیم.حتی اگر Driver بخواهد بازی متفاوتی نسبت به گذشته ارائه کند تغییرهای زیادی در گیم پلی بازی باید رخ دهد که اگر اینگونه شود دیگر بازی Driver نیست.شماره 3. Prince Of Persiaبازی Karateka یک بازی پیشرو در صنعت که به عنوان خالق بازی های Beat&#x27;em Up Platformer یکی از بازی های بسیار مهم تاریخ به شمار آید ،پدر معنوی سری بازی Prince Of Persia به حساب می آید بعد از آن گیم پلی کامل تر و بهتر آن را در بازی های دوبعدی Prince Of Persia می دیدیم و بازی Karateka فراموش شد.دقیقا همین اتفاق بعد از سه بعدی شدن این سری برای این عنوان و محبوب ترین سری بازی Ubisoft یعنی Assassin&#x27;s Creed هم رخ داد.این بازی محبوب بعد از انتشار سه نسخه سه بعدی خود که نسخه اول آن بدون شک بهترین آن هم است در سال 2008 در صدد ساخت چهارمین سری این عنوان با نام          Prince Of Persia The Assassin&#x27;s بودند و با توجه به تغییر های زیاد این نسخه سازندگان بازی به فکر یک عنوان جدید با نام Assassin&#x27;s Creed افتادند و بعد از آن رفته رفته سری Prince Of Persia با نسخه های بعدی ضعیف خود به فراموشی سپرده شد و به عنوان پدر معنوی Assassin&#x27;s Creed شناخته شد.شماره 2. Silent Hillاین که سری Silent Hill، با تقلید از سری Resident Evil ساخته شده بر کسی  پوشیده نیست، اما سخت می شود اسم این کار را تقلید گذاشت. بهتر است بگوییم  این کار، نوعی الگوبرداری بود که نتیجه اش یک بازی ماندگار در ذهن همه ما گیمرها بود.یک بازی ترسناک ژاپنی که تا جای ممکن به جای استفاده از Jump Scare بیشتر از ترس محیطی و درست کردن یک محیط به شدت وحشتناک و دلهره‌آور با داستان های روانشناختی استفاده کرده است.اولین نسخه از سری بازی های Silent Hill در سال ۱۹۹۹ برای کنسول  PlayStation منتشر شد و با به وجود آوردن نگاهی جدید به پدیده وحشت، نظر ما  را باری دیگر نسبت به ترس توسط یک بازی رایانه ای عوض کرد.در سال 2014 Silent Hill با انتشار دموی بسیار ماندگار P.T که در ابتدا هیچ ایده ای برای شباهت این دمو و بازی Silent Hill ندارید، بسیاری را برای ساخت یک بازی به شدت هیجان انگیز و ترسناک آماده کرد اما به دلیل مشکلات بین کونامی و کوجیما کارکردان این دمو ،هیچ وقت این آرزو تحقق نیافت تا یکی از بازی های بسیار تاثیرگذار ژانر وحشت تا به اینجای کار یک بازی فراموش شده باشد.شماره 1. Tom Clancy&#x27;s Splinter Cellدر صدر لیست ما یکی از بازی های شرکت فرانسوی Ubisoft و الهام گرفته از رمان های تام کلنسی یعنی سری مخفی کاری محبوب Tom Clancy&#x27;s Splinter Cell قرار دارد.رقیب اصلی بازی Metal Gear Solid هیدئو کوجیما یکی از عناوین دوران ساز صنعت گیم و سرگرمی بوده است که بدون شک به یکی از نماد های این حوزه نیز تبدیل شده است.عنوانی که خیلی وقت است یوبیسافت به سراغ آن نرفته و بسیاری از طرفداران این سری را منتظر گذاشته است.این فرنچایز خاطره ساز هم در نسخه های آخر خود به جای تمرکز بازی بر روی مخفی کاری بازی روی جنبه های اکشن آن تمرکز کرد که همین موضوع موجب شد که  Splinter Cell اصالت سابق خود را نتواند حفظ کند و هم در فروش و هم در نظر منتقدین عنوان آخر سری یعنی Blacklist ضعیف ترین نسخه این فرنچایز شناخته می شود اما با این حال حتی نسخه ضعیف این سری هم همچنان برای بسیاری از افراد جذاب و گیرا است و طرفداران آن منتظر یک بازگشت شکوهمند برای این سری هستند.</description>
                <category>TOP10</category>
                <author>TOP10</author>
                <pubDate>Tue, 02 Jun 2020 02:05:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین ریمیک‌ ها و بازسازی های ویدیوگیم</title>
                <link>https://virgool.io/@TOP10/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%DB%8C%D9%85%DB%8C%DA%A9-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DA%AF%DB%8C%D9%85-mfpkh0r9hue0</link>
                <description>در زمانی که دیگر بسیاری از ایده های خلاقانه بازیسازها و شرکت های بازی کم شده و از طرفی دیگر شروع یک عنوان جدید همیشه با ریسک بسیار زیادی همراه است ، بسیاری از شرکت های بزرگ ویدیو گیم دست به Remake و Remaster و Reboot کردن عنوان های قدیمی خود می زنند.این بار می خواهیم سراغ بهترین ریمیک های این صنعت رفته و تا اینجای کار نگاهی به بازی های خاطره انگیز قدیم بیندازیم.نکته ای که در این لیست باید بگوییم این است که تفاوتی بین Remake و Reimagine در نظر نمیگیریم و هردوی آن ها را در یک لیست قرار می دهیم.شماره 10.Yakuza Kiwami(2016)اولین شماره سری Yakuza که در سال 2005 توسط شرکت Sega برای PS2 عرضه شد محبوبیت زیادی را توانست برای این عنوان کسب کند و سازنده های بازی در حدود 11 سال بعد تصمیم به بازسازی با ارزش این عنوان با نام Yakuza Kiwami کردند.این نسخه جدای از بازسازی کامل، یک سری محتویات جدید نیز در اختیار مخاطب قرار می‌دهد و پیشرفت چشمگیری در آن دیده می شود و علاوه بر حفظ نکات مثبت در بازی قدیمی در هرچه به روز کردن آن نیز تلاش کردند و در تلاش خود موفق بودند.اگر به دنبال بازی متفاوت از سایر بازی‌های بازار و تجربه یک اثر جهان‌باز  با حال و هوای آسیای شرقی هستید، Yakuza Kiwami می‌تواند بهترین گزینه برای شما باشد. در کنار  این موارد، داستان و شخصیت‌ پردازی بازی نیز خود دلیلی است تا بازی آن را تجربه کرده و از آن لذت ببرید.شماره 9.The Secret of Monkey Island: Special Edition(2009)اگر تجربه بازی های ماجراجویی اشاره و کلیک داشته باشید حتما با استودیو Lucasarts و ساخته های مشهور آن آشنا هستید.یکی از بازی های بسیار محبوب دهه نود این شرکت سری Monkey island و البته نسخه اول آن بود که بعد از 20 سال این شرکت بازسازی این بازی بسیار محبوب با آن شوخی ها و طنز جالبش و گیم پلی متفاوت خود عرضه کرد.شما در این بازی تنها می توانید با نشانگر موس و کلیک کردن با جهان بازی تعامل داشته باشید و تنها با این قابلیت در دنیای بازی و معماهای آن غرق شوید که بدون شک بازسازی آن با بهبود چشمگیر انیمیشن ها و بافت های محیطی و گرافیک بازی توانست یک باز دیگر موفقیت خود را تکرار کند اما متاسفانه این سبک از بازی ها عموما مورد توجه گیمرها قرار نمی گیرد و رفته رفته به فراموشی سپرده شده است.شماره 8.(2004)Metal Gear Solid: The Twin Snakesبعد از عرضه Playstation و معرفی بازی Metal Gear Solid و شروع و ظهور سبک مخفی کاری این بازی با استقبال زیادی مواجه شد تا این که در سال 2004 این عنوان با نام Metal Gear Solid: The Twin Snakes برای کنسول آن زمان نینتندو یعنی GameCube با اضافه شدن چند کات‌سین که توسط یوهی کیتامورا نوشته و کارگردانی شده بود و از نظر گیم پلی هم به مانند نسخه دوم سری بود و از نظر ویژگی های گرافیکی نیز پیشرفت کرده بود.شماره 7.(2017)Metroid: Samus Returnsاینکه Metroid: Samus Returns را یک بازسازی معرفی کنیم، شاید در حق بازی بی انصافی باشد. چرا که بازسازی‌ها معمولا همان بازی‌های قدیمی اما با ظاهری جدید و  مدرن هستند. ولی Metroid: Samus Returns یک بازی کاملا  جدید است که با حفظ نکات مثبت این سری و اضافه کردن یک سری المان های جدید توانست بسیار موفق ظاهر شود.Metroid: Samus Returns به عنوان یک نسخه دو بعدی بازی به مراتب فراتر از  انتظارات منتقدان بود و توانست نمرات بسیار خوبی حتی در برخی از سایت ها بالاتر از نسخه اصلی خود دریافت کند.شماره 6.(2019)the legend of Zelda link&#x27;s awakeningشاید حتی خود سازندگان سری به یادماندنی Zelda هم تصور نمی کردند که link&#x27;s awakening یکی از موفق ترین عنوان های این سری شود.با عرضه کنسول Gameboy و ظهور این بازی یکی از بهترین داستان پردازی های این سری و کل دنیای ویدیو گیم را شاهد بودیم.بازی که به معنای واقعی کلمه شاهکار است.به خاطر ریزه کاری های فوق العاده و تنوع در گیم‌پلی و پازل های به یادماندنی خود ،خیلی دور از انتظار هم نبود که به عنوان اولین نسخه از این سری Remake شود.جالب است بدانید در این بازی شخصیت Zelda هیچگونه حضوری در داستان ندارد و داستان بازی تنها پیرامون شخصیت Link و ماجراجویی هایش در یک جزیره اسرار آمیز روایت می شود.شماره 5.(2017)Crash Bandicoot N. Sane Trilogyحساب کردن این سه گانه خاطره انگیز به عنوان یک ریمیک یا یک ریمستر تا حدودی میان منتقدان بازی و سایت های بازی اختلاف نظر بوجود آورده است اما به خاطر بازسازی تمام آهنگ های خاطره انگیز بازی و افزایش ویژگی های گرافیکی فوق العاده‌اش نمی توان آن زا از لیست خود خط بزنیم.سه گانه‌ای محبوب و نوستالژیک مخصوصا برای ما ایرانی ها که با این بازی پلتفرمر و کنسول Playstation بسیار خاطره سازی کردیم و بعد از سال ها دوباره با این عنوان خاطره بازی!!عنوان محبوب و اعتیاد آور ناتی‌داگ همچنان گیم‌پلی جذاب و سخت خود را حتی برای گیمر های جدید هم حفظ کرده و در طول مراحل مختلف و متنوع آن به هیچ عنوان خسته کننده نیست.شماره 4.(2018)Shadow of the Colossusفومیتو اوئدا بی شک یکی از خلاق ترین بازیساز های تاریخ است که با سه عنوان متفاوت خود به خصوص Shadow of the Colossus توانست در ذهن بازیباز ها ماندگار شود.بهبود های گرافیکی و نورپردازی های بی نظیر نسخه ریمیک بازی موجب شد از منظره های زیبای بازی که در آن زمان به خاطر کمبود های سخت افزاری و نرم افزاری نمی توانستید به اندازه یک بازی نسل هشتمی از آن لذت ببرید ، می توانید ساعت ها در بازی با اسب خود بچرخید و جهان باززی را بگردید و از شکار کردن و کشتن غول های بازی لذت ببرید.Shadow of the Colossus یکی از منحصر به فردترین بازی های انحصاری Playstaion و البته یکی از بهترین ریمیک های این کنسول است.شماره 3.(2020)Final Fantasy VIIدر حدود 23 سال پیش بود که این بازی نقش آفرینی ماندگار عرضه شد و توانست موفقیت های بسیار زیادی را کسب کند . الان نیز نسخه ریمیک آن هم با تمام قابلیت های جدید خود یک بازی موفق است که به دنبال کسب موفقیت نسخه اصلی است.عنوان جدیدی که به صورت اپیزودیک است و در قسمت اول این اپیزود تنها چند ساعت اولیه نسخه اصلی در آن قرار دارد اما به صورت بسیار دقیق تر به شخصیت پردازی کاراکترها و معرفی جهان بازی می پردازد.داستان کلاود و ماجراهای این شخصیت در  شهر میدگار هم برای مخاطبان جدید این سری و هم طرفداران دو آتیشه و قدیمی Final Fantasy VII حرف های زیادی برای گفتن دارد.این بازی از نظر گیم‌پلی هم به طور کامل دستخوش تغییر شده است و از یک بازی مبارزه ای نوبتی تا حدود بسسیار زیادی به یک بازی hack and slash با حفظ یک سری المان های مبارزه نوبتی تبدیل شده است که نه تنها این موضوع لطمه ای به بازی نزده بلکه آن را بسیار جذاب و امروزی کرده است.گرافیک و میان پرده های بسیار با کیفیت نسخه بازسازی شده بازی یکی دیگر از نکات آن است که برای همه دوستداران بازی جذاب است.شماره 2.(2009)Pokémon HeartGold and SoulSilverدو عنوان پرطرفدار سری طولانی Pokémon یعنی  HeartGold و SoulSilver دو بازی خاطره انگیز که در اوایل سال 2000 منتشر شد توانست جزو بهترین  نقش آفرینی ها قرار بگیرد و جهان بازی به قدری پر جزئیات و ریزه کاری های به شدت مجذوب کننده است طرفداران بازی ممکن بود چندین سال همچنان در حال گشت و گذار و کشف آن باشند.به خاطر همین موضوع شاید تنها مواردی مانند قدیمی شدن کنسول یا گرافیک بازی ها گیمر ها از دوباره تجربه کردن آن ها منصرف شون که خوشبختانه در سال 2009 این دو بازی با بهبود گرافیکی برای کنوسل Nintendo DS عرضه شد تا بار دیگر گیمرها بتوانند این بازی ماندگار را با گرافیک بهتر تجربه کنند.شماره 1.(2019)Resident Evil 2شاید اگر نمی‌خواستیم که از هر فرنچایز تنها یک عنوان انتخاب کنیم ریمیک شماره یک سری Resident Evil هم در لیست ما حضور پیدا می کرد و حتی می توانست در رتبه های اول تا سوم لیست باشد اما قطعا شما هم موافقید که ریمیک شماره دوم این سری یک شاهکار است.شاید بسیاری از افراد با ریمیک  کردن بای های قدیمی موافق نباشند و بگویند عنوان های ریمیک چیز جدیدی به ما معرفی نمی کنند.خب پیشنهاد ما به این  دوستان تجربه Resident Evil 2 Remake است تا به قدرت و شجاعت شرکت کپکام برای بازسازی بهترین بازی شرکت خود اعتراف کنند.قطعا تک‌تک معما ها و پازل های بازی،محیط تاریک و ترسناک آن و تایرنت مخوف و زامبی های این عنوان به بهترین شکل مدلسازی شدند.علاوه بر موضوعات بصری و گیم پلی بازی که بسیار تغییر کرده است، شخصیت پردازی کاراکتر های مختلف بازی به شکل بهتری نسبت به نسخه اصلی انجام شده و بیش از پیش در دنیای بازی غرق شده و به گشت و گذار در راهروهای ایستگاه پلیس راکون سیتی و بقا در آن مشغول می شوید.</description>
                <category>TOP10</category>
                <author>TOP10</author>
                <pubDate>Wed, 27 May 2020 20:54:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرفروش ترین سری های بازی های ویدیویی</title>
                <link>https://virgool.io/@TOP10/%D9%BE%D8%B1%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C-u8rtfrkk69df</link>
                <description>مهم ترین دلیلی که صنعت بازی را سر پا نگه می دارد بدون شک پول و سود مالی است اما در میان بازی های بسیار زیادی که در سال ها و نسل های مختلف این صنعت عرضه شدند شاید بسیاری از استودیوها و باز هایشان نتوانسته باشند به سود مالی و حتی جبران هزینه ساخت خود برسند اما شرکت های بزرگ و کوچکی در جهان توانستند با محتوا ها و راه های تبلیغاتی متفاوتی به فروش باور نکردنی رسیدند که امروز می خواهیم به 10تا از این فرنچایز ها می پردازیم که با فروش بسیار زیادشان توانستند نقدینگی زیادی را وارد شرکت و جیب سازندگان خود کنند.توجه داشته باشید که این رتبه بندی بر اساس فروش کل سری و فرنچایز بوده نه فروش یک نسخه از بازی.شماره 10. Need For Speed (150 میلیون نسخه فروش)اولین بازی لیست ما ساخته شرکت معروف EA است که در حدود 25سال از عرضه اولین نسخه این بازی اتومبیل‌رانی آرکید می گذرد و بازیبازهای زیادی با نسخه های انقلابی سری مانند Need For Speed Underground و Need For Speed Carbon و.. خاطرات بسیار زیادی دارند.اگر چه عناوینی مانند Need For Speed The Run و نسخه های جدید تر سری مانند نسخه های قدیمی مورد استقبال قرار نگرفتند اما همچنان فروس قابل قبولی داشتند تا EA از عرضه این عنوان راضی باشد.شماره 9. Tetris(170 میلیون نسخه فروش)شاید Tetris رشد و محبوبیت خود را مدیون کنسول های دستی دهه نود و به ویژه کنسول محبوب GameBoy باشد اما فروش چشمگیر این سری حتی در نسل هفتم و هشتم و بازی های پر رنگ و لعاب بازار واقعا نشان از خلاقیت سازنده های این بازی پازل کلاسیک را می رساند.تنها کاری که شما باید بکنید مرتب کردن بلوک ها و شکستن آن ها است و با وجود سادگی گیم پلی ، بازی به قدری درگیرکننده و اعتیاد آور است که کافیست چند بار آن را تجربه کنبد تا خودتان درگیر بازی شده و ساعت ها وقت خود را روی آن بگذارید.شماره 8. Minecraft(176 میلیون نسخه فروش)زمانی که مارکوس پرسون در سال 2009 با عرضه اولیه Minecraft به تنهایی وارد دنیای گیم شد چه کسی انتظار داشت که بعد از دو سال و عرضه اصلی بازی روز به روز این بازی به یک موفقیت محض تبدیل شود.یک بازی نقش آفرینی جعبه محور که به عنوان تک بازی رکورددار پرفروش ترین بازی جهان است.شما کافیست که در جهان بازی بگردید ، خراب کنید ، بسازید و ترکیب کنید.آیا دلتان می خواهد برای خودتان لباس درست کنید یا می خواهید خانه ای داشته باشید و در آن تابلوی نقاشی قرار دهید یا دلتان می خواهد کشاورزی یا دامداری  کنید.شما در این بازی به معنی واقعی کلمه می توانید با جهان بازی در تعامل باشید و از زندگی در آن لذت ببرید.استودیو موجانگ که استودیو سازنده بازی است توسط مایکروسافت خریداری شده که به گفته بسیاری بهترین خرید تاریخ مایکروسافت بوده است.شماره 7. The Sims(200 میلیون نسخه فروش)دوباره نوبت شرکت EA Games و بازی دوست داشتنی The Sims است.بازی که تنها کاری که باید در آن بکنید زندگی کردن است.در جهانی که مردمانش با یک زبان ساختگی صحبت می کنند و انواع و اقسام کار ها را می توانند انجام دهند.خانه بسازید،ازدواج کنید تشکیل خانواده بدید و بعد از همه این ها اعضای خانواده خود را سر به نیست کنید.همین جنون در بازی که در زندگی واقعی امکان پذیر نیست شاید اصلی ترین دلیل شهرت و فروش بی نظیر این بازیست.درست است از عرضه نسخه چهارم این بازی زمان زیادی می گذرد اما The Sims به خاطر بسته های الحاقی و اضافی آن همیشه چیزی برای رو کردن دارد و نشان می دهد که برای فروش بیشتر بازی نیازی به دادن نسخه جدید ندارد.شماره 6. Wii Games(204 میلیون نسخه فروش)نمی توان کنسول محبوب Wii را از سری بازی های Wii Games جدا کرد.یکی از دلایل فروش بسیار خوب این کنسول همین بازی های حرکتی نینتندو برای کنسولش بود که صد در صد تاثیر بسیار زیادی در گسترش کنسول و افزایش محبوبیت آن داشت.ایده خلاقانه این شرکت ژاپنی برای بلند کردن گیمرها و البته افراد غیر گیمر برای سرگرم شدن و بازی کردن در صنعت ویدیو گیم یک اتفاق تکرارنشدنی بود که این موفقیت تا حد زیادی مدیون بازی های جذاب کنسول Wii صورت گرفته است.شماره 5. FIFA(270 میلیون نسخه فروش)در دوران قحطی بزرگ ایران نان و خوراک های اولیه در بدترین کیفیت خود به مردم عرضه می شد خوراکی هایی مانند نان، پر از سنگ و شن و خیلی وقت ها غیر قابل خوردن بودند اما با اینحال از روی گرسنگی مردم برای همان یک تکه نان حاضر بودند همدیگر را هم بکشند.داستان شرکت EA و فرنچایز FIFA هم از این داستان کم ندارد.عنوان بسیار پولساز این شرکت که هرساله با عرضه خود میلیون ها دلار وارد جیب سازندگان آن می کند.عنوانی که هر سال ضعیف تر و پر باگ تر از گذشته و بی کیفیت تر از قبل عرضه می شود اما گیمرها به خاطر نبود بازی مناسب شبیه ساز فوتبال مجبور به بازی کردن با آن هستند و تا زمانی که فروش بازی کم نشود سران EA هم فکری برای تغییر نسخه نخواهند داشت.شماره 4. Grand Theft Auto(290 میلیون نسخه فروش)آیا فروش کنسول موفق Playstation2 به بازی های خوب آن دوران بستگی داشت؟قطعا بله.نسل ششم به اعتقاد بسیاری بهترین نسل تاریخ ویدیو گیم بود آن هم به خاطر بازی های فوق العاده آن زمان که عرضه می شد که در اوج آن زمان در سال 2004 بازی Grand Theft Auto San Andreas به عنوان پرفروش ترین بازی سال و همینطور پرفروش ترین بازی کنسول PS2 توانست توانایی های این سری را به همه ثابت کند.همچنین بازی های Grand Theft Auto Vice City و Grand Theft Auto V هرکدام در سال های 2002 و 2013 پرفروش ترین بازی های سال خود بودند.این عنوان جذاب اولین انتخاب هر فردی برای بازی کردن و تجربه کردن می تواند باشد.دنیایی که در آن به عنوان یک دزد،قاچاقچی،آدمکش و هزار نوع جرم دیگر در دنیای آن هرج و مرج ایجاد کنید و از آزادی عمل وحشتناک این بازی لذت ببرید.شماره 3. Call of Duty(310 میلیون نسخه فروش)تقریبا هر سال که Call of Duty عرضه می شود فارغ از کیفیتی که بازی دارد پرفروش ترین بازی سال می شود.در سال های 2009 تا 2012 و 2014 تا 2017 و همینطور سال 2019 عنوان های سالانه این بازی پرفروش ترین بازی سال شدند.جالب است بدانید که اگر اینگونه است چرا در رتبه سوم ما قرار دارد.خب اگر این فرنچایز به اندازه دو عنوان اول ما قدیمی بود قطعا با اختلاف بسیار زیاد در رتبه اول ما قرار می گرفت.در حقیقت سری Call Of Duty با عرضه سه نسخه انقلابی سری Modern Warfare توانست هواداران بسیار زیادی برای خود کسب کند.این سه گانه با اختلاف با کیفیت ترین نسخه های این عنوان هم است.دوستداران این بازی مراحلی مانند No Russian در Call Of Duty Modern Warfare 2 و یا مرحله نهایی Call Of Duty Modern Warfare 3 را به هیچ وجه فراموش نمی کنند.شماره 2. Pokemon(340 میلیون نسخه فروش)یکی از طولانی ترین عنوان های لیست ما که در حدود 8 نسل ادامه دارد و هر عنوان آن از بزرگ و کوچک ، هواداران قدیم و جدید خود را دارد و داستان های زیادی برای تعریف کردن و سرگرم کردن طرفداران خود دارد.در اواسط دهه نود این عنوان بدون هیچ رقیبی بر دنیای ویدیو گیم فرمانروایی می کرد اما رفته رفته با کمرنگ تر شدن کنسول های دستی مانند GameBoy این عنوان هم از دوران اوج خود فاصله گرفت اما همچنان هر عنوان از این بازی که منتشر می شود طرفداران آن دیوانه وار منتظر تجربه آن هستند.شماره 1. Mario(700 میلیون نسخه فروش)اگر بخواهیم تمام عنوان های اصلی فرعی و اسپین آف ها و کراس اور های سری محبوب نینتندو را در کنار هم حساب کنیم به شماره یک لیست ما می رسید.عناوین اصلی پر فروشی مانند Super Mario Bros و عناوین فرعی مانند Mario Kart و.. با فروش های باورنکردنی خود این قارچ‌خور شیرین دنیای ویدیوگیم را در کنار دوستان دیگرش در رتبه اول لیست ما جای می گیرند و تنها عناوین اصلی بازی که بالای 20 نسخه هستند بیش از 342میلیون نسخه از زمان عرضه خود فروش داشتند.جالب است بدانید ماریو دوستداشتنی ما در بیش از 50 بازی حضور داشته است که یکی دیگر از دلایل وجود این فرنچایز در رتبه یک است.</description>
                <category>TOP10</category>
                <author>TOP10</author>
                <pubDate>Wed, 27 May 2020 00:42:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین  آنتاگونیست ها و هماورد های ویدیو گیم</title>
                <link>https://virgool.io/@TOP10/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A2%D9%86%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88-%DA%AF%DB%8C%D9%85-tamgfi4txeyc</link>
                <description>ابتدا در مورد توضیح و معنی دقیقی برای آنتاگونیست یا به زبان فارسی هماورد داشته باشیم.همیشه در بازی های ویدیویی شما کنترل شخصیتی قوی و قهرمان محور را به دست می گرفتید و با آن در مقابل دشمنان قد علم می کردید همه آن ها را از بین برده یا شکست می دادید.آنتاگونیست در واقع همان افرادی هستند که در مقابل شما به عنوان قهرمان می ایستند و نقش ضد قهرمان را در داستان به عهده می گیرند.ساخت و وجود ضدقهرمان برای ایجاد، پرداخت و پیشبردن یک داستان از نوع حماسی لازم و ضروری است. ضدقهرمان ممکن است وجودش مانعی ذاتی بر سر راه قهرمان اصلی داستان باشد و لزوماً به‌طور عمدی با قهرمان داستان مخالفتی نکند.در اصل مفهموم آنتاگونیست(ضد قهرمان) و پروتاگونیست(قهرمان) به تراژدی‌های یونان باستان  بازمی‌گردد؛ و تراژدی در اصل مختص به شهر آتن است که دولتشهر دارد. کسی که طرف  دولتشهر دارای یک آگون(رقابت) باشد، پروتاگونیست و کسی که در مقابل پروتاگونیست  باشد، آنتاگونیست نام دارد.حال می رویم با 10تا از این ضد قهرمان ها در دنیای بازی ها آشنا شویم.شماره 10.Zeus سری بازی God Of Warاگر می خواهید با بدترین پدر دنیای بازی آشنا شوید پیشنهاد می کنم سه گانه اول این سری را حتما بازی کنید(البته اگر تا به الان بازی نکردید!)زئوس ،خدای خدایان و دشمن اصلی شخصیت محبوب سری God Of War یعنی کریتوس دشمن اصلی این قهرمان در نسخه 2و3 است.داستان نفرت این پدر و پسر از زمان تولد آن ها بوجود می آید به طوری که در زمان تولد کریتوس و برادرش پیشگوها به پدر کریتوس یعنی زئوس می گویند که تو در نهایت به دست یکی از پسرانت کشته خواهی شد و به همین علت زئوس تصمیم به کشتن پسران خود آن هم در کودکی می گیرد که در کشتن کریتوس شکست می خورد و وقتی کریتوس بزرگ می شود به جنگ با آن می رود.شماره 9.Sephiroth سری بازی Final Fantasyسفیروث قطعا غمگین ترین شخصیت شرور لیست ماست.شخصیتی که با تمام کارهای هولناکی که به خصوص در انتهای داستان انجام می دهد در خیلی از لحظات داستان هنگامی که شما از غم درونی و پوچی آن پی می برید تمام اتفاقات بدی که این شخصیت مسبب آن است برای شما معنی پیدا می کند.پوچگرایی سفیروث هنگامی بروز می دهد که این کاراکتر متوجه دلیل بوجود آمدنش که تنها انجام یک سری آزمایشات است رخ می دهد.نبرد کلاود و سفیروث در انتهای بازی را می توان یکی از حماسی ترین نبرد های تاریخ ویدیوگیم دانست.شماره 8.Illusive Man سری بازی Mass Effectآیا تا به حال برایتان پیش آمده که عقاید شما و شخصیت پلید داستان به هم نزدیک باشد و بخواهید که در رسیدن آنتاگونیست داستان به مقاصد شومش به او کمک کنید؟ خب، شخصیت Illusive Man جزو آن دسته از شخصیت هایی است که در داستان موافقانی هم دارد.فردی نژادپرست که انسان را تنها موجود لایق برای زندگی در کهکشان می داند و به خاطر همین طرز تفکر تمام تلاش خود را برای نابودی دیگر موجودات کهکشان و افزایش قدرت انسان ها می کند،تا حدودی طرز فکر این کاراکتر به نازی ها و فاشیست های جنگ جهانی شباهت دارد.شخصیتی کاریزماتیک و قدرتمند که سرنوست آن به دست شما سپرده می شود که می توانید با او در این راه همراه شوید یا با او مقابله کنید.شماره 7.Nemesis سری بازی Resident Evilمعمولا شخصیت های منفی، افرادی باهوش و بسیار متفکر هستند و عموما جملاتی می گویند و طرز فکری دارند که علل کارهایی را که انجام می دهند توضیح می دهد اما نمسیس نه انگیزه خاص و پیچیده ای دارد و نه اصلا قادر به فکر کردن است.او تنها اطلاعاتی را که به او به عنوان هدف دادند دنبال می کند که دشمنان اصلی خود یعنی گروه S.T.A.R.S را نابود کند.این موجود عظیم الجثه و قدرتمند که حتی اسم آن هم از الهه نمسیس برای انتقام گرفته شده شاید سرسخت ترین باس سری هم است که با قیافه وحشتناک و زنجیر و اسلحه ای که دارد کابوس بسیاری از گیمرها بوده است.شماره 6.Andrew Ryan سری بازی Bioshockیک مرد انتخاب می کند و یک برده اطاعت.داستان آرمان شهر Rapture و سازنده آن یعنی Andrew Ryan که اصلیتی روس دارد یک از محبوب ترین و در عین حال بهترین داستان های این صنعت سرگرم کننده است.Andrew Ryan با اسم اصلی Andrei Rianofski بعد از ظلم و ستمی که علیه مردم بر روی زمین در کشورهای مختلف و فرهنگ های مختلف وجود دارد تصمیم به ساخت شهری در زیر اقیانوس می گیرد ، شهری که در آن برابری اجتماعی و برابری حقوق فردی در آن رعایت شود اما به مرور زمان این فرد با تمام تفکراتی که دارد دچار فساد می شود و در جایی از داستان روی بزرگ ترین اعتقاد خود که آن هم مبارزه با برده داری است پا میگذارد و از افراد شهر خود به عنوان برده استفاده می کند.از آنجایی که داستان بازی بسیار شوکه کننده است و خطر لو رفتگی زیادی دارد ترجیح می دهیم برای شناختن دقیق این کاراکتر این بازی بسیار جذاب را اگر هنوز تجربه نکردید حتما تجربه کنید.شماره 5.َAlbert Wesker سری بازی Resident Evilمی رسیم به دومین شخصیت منفی از سری محبوب Resident Evil در لیست ما اما این دفعه با یک فرد به شدت کاریزماتیک و متفکر طرف هستیم.دوستی خیانتکار که در ابتدا به عنوان یکی از اعضای S.T.A.R.S در کنار شما به مقابله با زامبی ها و شرکت آمبرلا می پردازد اما بعد از قسمتی شما متوجه خیانت آن و نقشه های پلید او می رسید. این شخصیت یکی از نقاط قوت سری حساب می شود و تمام دوستداران این سری دلشان برای مبارزه با این شخصیت تنگ می شود.یکی از جملاتی را که Albert Wesker در بازی گفته است و ماندگار شده با هم بخوانیم:&quot;تنها چيزي كه قدرت رو شكست ميدهد قدرت بيشتر است.&quot;شماره 4.Bowser سری بازی Super Marioقدیمی ترین دشمن ما گیمرها موجودی چاق و عجیب در عین حال دوستداشتنی و البته شرور است که هر کاری برای نابودی Mushroom Kingdom می کند و همیشه بهانه ای پیدا می کند تا پرنسس پیچ را بدزدد و ما را درگیر ماجراجویی در دنیای بازی کند.موجودی ترکیبی از اژدها و لاکپشت که به عنوان یکی از نماد های صنعت گیم در کنار ماریو دوستداشتنی و داستان هایشان همیشه در خاطر ما ثبت شده و باقی می ماند.شماره 3.Vaas Montenegro سری بازی Far Cryبدون شک نسخه سوم سری Farcry بهترین این سری و البته یکی از بهترین ساخته های یوبیسافت است و این افتخار را تا حد بسیار زیادی مدیون خلق شخصیت بسیار جذاب واس است.فردی مجنون و البته قدرتمند که به هیچ کس حتی یاران و آشنایان خود هم رحم نمی کند.دزد دریایی به شدت روان پریش که در قسمت هایی از بازی که با او رو به رو و هم صحبت می شویم متوجه کاریزمای این شخصیت می شویم.کسانی که این بازی را تجربه کردند حتما با جمله های او آشنا هستند:&quot;آیا معنای حقیقی دیوانگی را می‌دانی؟دیوانگی انجام کار های تکراری بار ها و بار ها پشت سر هم است بدون این که کوچکترین چیزی تغییر کند.این یعنی دیوانگی!!!&quot;نکته جالب در مورد واس این است که در طی بازی ما بیشتر او را در میانپرده ها و قسمت هایی از بازی می بینیم که قابل بازی کردن نیست و در واقع با خود شخص او درگیری خاصی ایجاد نمی کنیم.شماره 2.The Joker سری بازی Batman : Arkhamمعروف ترین آنتاگونیست کل صنعت سرگرمی و صد البته دیوانه ترین آن قطعا جوکر است.تنها دلیلی که ما آن را در رتبه اول قرار ندادیم آن است که ظهور و خلق این شخصیت در مدیوم گیم نبوده است اما قطعا حضور قدرتمندی در سری بازی های بتمن داشته است.صحنه های مبارزه جوکر و بتمن در Batman : Arkham City غیر قابل فراموشی است .کافی است یاد خنده های دیوانه وار این شخصیت بیفتید تا به عمق درد این شخصیت درون این گریه ها پی ببرید.قطعا جوکر بهترین آنتاگونیست تاریخ به حساب می آید.&quot;به دیوونه خونه  خوش اومدی بتمن، من واست یه تله درست کردم و تو خیلی مقتدرانه توش سقوط کردی. خب بذارین که مهمونی امشب رو شروع کنیم.&quot;شماره 1.GLaDOS سری بازی Portalبرترین ضد قهرمان و شماره یک لیست ما در واقع یک ربات بسیار باهوش و زیرک و البته شوخ طبع است که با طنزی که در بازی استفاده می کند ما را مجذوب خود می کند.البته نباید از شرارت این شخصیت غافل بود و با قول های دروغینی مانند دادن یک کیک یا شیرینی خوشمزه یا صدای مهربان و دوستانه او گول خورد بلکه او یکی از آب زیر کاه ترین شخصیت های بازی است که تنها هدف او نابودی شما است.ترانه زیبایی که در بازی برای شما می خواند و روندی که مخصوصا در نسخه دوم طی می شود شما را بیشتر با این شخصیت جذاب آشنا کرده و خودش را حتی به عنوان یک شخصیت منفی در دل شما جا می کند.</description>
                <category>TOP10</category>
                <author>TOP10</author>
                <pubDate>Tue, 26 May 2020 01:26:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با ارزش ترین شرکت های بازی سازی</title>
                <link>https://virgool.io/@TOP10/%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-npcsrkayuxw9</link>
                <description>کم تر از 30 سال است که صنعت ویدیو گیم شروع به فعالیت کرده شاید حتی تا قبل از عرضه کنسول های نسل هفتم به عنوان یک صنعت به شدت پول ساز دیده نمی شد...صنعتی که امروزه خود را به عنوان یکی از پول ساز ترین مدیوم ها در صنعت سرگرمی حتی در بعضی از جهات پیشرو تر از سینما نشان داده است.قطعا وجود شرکت های بازی سازی و موفق،این اتفاق را رقم زده اند. امروز می خواهیم نگاهی به 10 شرکت پر ارزش جهان در این صنعت بیندازیم.شماره 10. Square Enix ارزش 1.26 میلیارد دلاراین شرکت ژاپنی که در سال 1975 در توکیو توسط ماسافومی میافوتو و یاسوهیرو فوکوشیما تاسیس شد، سازنده بازی هایی مانند سری بازی Final Fantasy و Tomb raider و Nier  و تعداد بسیار زیادی زیادی بازی سرشناس دیگر است.پر فروش ترین بازی این شرکت Final Fantasay VII است که برای کنسول PS2عرضه شد و بالای 10میلیون نسخه فروش داشته است.شماره 9  Ubisoft ارزش 1.84 میلیارد دلارتنها شرکت اروپایی در لیست ما Ubisoft  ، ناشر بازی های محبوبی چون Assassin’s Creed  و Farcry  است ‌که موسسان آن خانواده گیلموت در سال 1997 آن را راه اندازی کردند.در حال حاضر این شرکت با 29 استودیو در بیش از 20 کشور یکی از بزرگترین شرکت های بازیسازی جهان به شمار می رود.شماره 8. Konami ارزش 4.14 میلیارد دلارنوبت به یکی دیگر از شرکت های ژاپنی در لیست ما می رسد.سازنده سری بازی های ورزشی pro evolution soccer  و بازی ترسناک و محبوب و تقریبا فراموش شده Silent Hill در رتبه هشتم ما قرار دارد.این شرکت قدیمی که در سال 1969 توسط کاگماسا کوزوکی تاسیس شد ابداع کننده سبک مخفی کاری یا stealth با معرفی بازی Metal Gear Solid بود که الهام بخش بازی های بسیار بزرگ هم سبک خود مانند Hitman بوده است.شماره 7.Electronic Arts  ارزش 4.14 میلیارد دلاررسیدیم به مشهورترین و البته به اعتقاد بسیاری منفورترین شرکت بازی سازی جهان ، شرکت آمریکایی Electronic Arts یا به اختصار EA.سازنده بازی های محبوب و مشهوری مانند FIFA و Need For Speed و Battlefield که در سال 1982 توسط تریپ هاوکینز پایه گذاری شد.با داشتن آیپی های بسیار محبوب و جذابی که در اختیار دارد حتی افرادی که شاید علافه ای به ویدیوگیم نداشته باشند هم آن را شنیده باشند اما در سال های اخیر این شرکت با سیاست هایی مانند خریدهای درون برنامه ای بسیار زیاد خود و همچنین افت کیفیت بازی های مشهور خود نسبت نسخه های قدیمی آنها بسیاری را از خود متنفر کرده است اما با اینحال همچنان این شرکت یکی از بزرگترین شرکت های بازیسازی جهان است.شماره 6.Namco Bandai  ارزش 4.74 میلیارد دلاربه یکی از قدیمی های لیست رسیدیم.شرکت Namco Bandai که در سال 1955 توسط ماسایا ناکامورا در توکیو ژاپن تاسیس شد  سازنده بازی هایی همچون سری محبوب Tekken و Dark Soulsاست.البته این شرکت زیرمجموعه یک شرکت بزرگتر در زمینه سرگرمی در ژاپن است که در تولید انیمه و... نیز فعالیت دارد.شماره 5.Activision Blizzard  ارزش 4.85 میلیارد دلاراین شرکت در اصل یک شرکت هولدینگ است که طبق توافق دو شرکت بزرگ Blizzard و Activision در سال 2007 پایه گذاری شد تا به یکی از بهترین شرکت های بازی سازی در زمینه رونق و فروش بازی های ویدیویی تبدیل شود. Activisionتنها با فروش سری بازی Call of Dutyتوانست 10میلیارد دلار نقدینگی به این شرکت وارد کند و Blizzard با ساخت بازی های World of Warcraft   و بازی Overwatch محبوبیت و سرمایه بسیار زیادی را برای خود و شرکت جذب کند.شماره 4. Sega ارزش 4.9 میلیارد دلارخیلی از ما ایرانی‌ها با کنسول Sega Mega Drive و بازی های محبوب آن هممچون Sonic و  Streets Of Rage و street fighterخاطرات بسیار زیادی داریم و همه آن ها را مدیون این شرکت قدیمی ژاپنی هستیم. آن زمان که خبری از شرکت هایی همچون سونی و مایکروسافت نبود شرکت Sega در تولید کنسول های بازی و دستگاه های آرکید فعالیت می کرد.این شرکت در سال 1940 در ژاپن اما توسط افراد آمریکای همچون دیوید روزن و مارتین بروملی و.. تاسیس شد.این شرکت امروزه در حوزه تولید کنسول بازی دیگر فعالیت ندارد اما همچنان یکی از قدرتمند ترین شرکت های بازی است.یکی از آیپی های جذاب بازی که همچنان ساخت آن ادامه دارد سری خاطره ساز Yakuza است.شماره 3. Nintendo ارزش 6.28 میلیارد دلاردوست‌داشتنی ترین شرکت بازی سازی و خالق محبوب ترین شخصیت های دنیای گیم یعنی جناب آقای ماریو و دیگر دوستانش در سال 1889 توسط فوساجیرو یاماچی در کیوتو ژاپن تاسیس شد تا شروعی برای یکی از بزرگترین شرکت های دنیای ویدیوگیم باشد.  کنسول های محبوب و پرفروشی همچون Wii و Nintendo Switch و NES و NintendoDS و... و بازی هایی مانند Super Mario و Legend of Zelda و َAnimal crossingو... توسط این شرکت قدیمی که همچنان با قدرت به کار خود ادامه می دهد ساخته و عرضه شده است.شماره 2. Microsoft Studios ارزش 12.82 میلیارد دلارشرکت چند ملیتی قدرتمند مایکروسافت که در سال 1975 توسط بیل گیتس و پاول آلن در آمریکا تاسیس شد و در سال 2002 تصمیم ورود به صنعت ویدیو گیم کرد و با ابداع سرویس Xbox live و ساخت کنسول های محبوبی مانند  Xbox360 و تولید بازی های انقلابی همچون Halo و Fable بار دیگر به همه ثابت کرد که این شرکت که با نام Microsoft Studios در صنعت گیم وارد شده بود بسیار در زمینه فناوری و تکنولوژی بسیار پیشرو است.بازی هایی همچون سری Forza و Microsoft flight simulator هم محصول این شرکت است.شماره 1. Sony Interactive Entertainment ارزش 13.1 میلیارد دلاردر سال 1993 شرکت بزرگ ژاپنی سونی سر ماجراهای بوجود آمده با نینتندو و برهم خوردن شراکتشان تصمیم به ورود به دنیای بازی های ویدیویی با نام Sony Interactive Entertainment کردند.موفق ترین شرکت شناخته شده در زمینه تولید کنسول بازی با سری محبوب Playstation علاوه بر موفقیت در زمینه تولید و معرفی کنسول بازی های بسیار با کیفیت و محبوبی همچون The last Of Us و Uncharted و Killzone و... برای علاقه مندان صنعت گیم منتشر کرده و به عنوان با ارزش ترین و ثروتمند ترین شرکت ویدیوگیم در ابتدای لیست ما قرار می گیرد.</description>
                <category>TOP10</category>
                <author>TOP10</author>
                <pubDate>Mon, 25 May 2020 13:48:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>10 کنسول پرفروش تاریخ صنعت ویدیو گیم</title>
                <link>https://virgool.io/@TOP10/10-%DA%A9%D9%86%D8%B3%D9%88%D9%84-%D9%BE%D8%B1%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88-%DA%AF%DB%8C%D9%85-bgigfxew9q3h</link>
                <description>پیشانهٔ بازی یا کنسول بازی یک وسیله سرگرمی رایانه ای یا یک سیستم رایانه‌ای خاص است که برای نمایش تصاویر ویدئویی بازی ویدئویی بر روی یک وسیله نمایشگر مانند تلویزیون یا نمایشگر بکار می‌رود.امروز می خواهیم سراغ این کنسول ها رفته و در کنار خاطره سازی نگاهی به پرفروش ترین آن ها بیندازیم.این نکته را در نظر داشته باشید که کنسول های نسل هشتمی مانند Playstation4 و Xbox One در لیست ما جا ندارند چون همچنان درحال فروش هستند و آمار دقیقی از آنها در دسترس نیست.شماره 10. Playstation3Playstation3این کنسول که در سال 2006 توسط سونی به عنوان نسل هفتم کنسول ها عرضه شد توانست به فروش 88.4 میلیون نسخه برسد که البته با توجه به فروش دو کنسول اول این سری کم فروش ترین کنسول این شرکت محسوب می شود.شماره 9. Xbox 360Xbox 360در جایگاه نهم ما رقیب اصلی سونی و Playstation3 در نسل هفتم یعنی شرکت مایکروسافت و کنسول بسیار موفق Xbox360 که در کشور خودمان هم طرفدار زیادی داشت قرار دارد.این کنسول که در سال 2005 عرضه شده بود به عنوان موفق ترین و پرفروش ترین کنسول مایکروسافت توانست فروشی 84میلیونی را تجربه کند و مایکروسافت را به عنوان یک شرکت قدرتمند در تولید کنسول به جهان ثابت کند.شماره 8. NESNESقبل از آن که شرکت هایی مانند سونی و مایکروسافت به فکر تولید کنسول باشند شرکتی مانند نینتندو در سال 1983 به عنوان نسل سوم کنسول بازی های ویدیویی توانست به فروش باور نکردنی 61.91 میلیون نسخه برسد.NES قدیمی ترین کنسول لیست ما نیز هست. بازی های خاطره انگیزی که برای این کنسول منتشر شد سری  Super Mario Bros _ Punch out _ Legend of Zelda _ Ninja Gaiden اشاره کرد.شماره 7. Playstation portable (PSP)Playstation portable (PSP)اولین کنسول دستی لیست ما که در نسل هفتم و سال 2004 منتشر شد یکی از محبوب ترین کنسول های سونی است که توانست به فروش 67.4 میلیون نسخه برسد که در مدل های مختلف مانند PSP Go و PSP Street  و PSP-1000 و... عرضه شد.شماره 6. Game Boy AdvanceGame Boy Advanceبرویم سراغ یک نسل عقب تر و کنسول دستی بسیار محبوب نینتندو و Game Boy Advance در نسل ششم و سال 2001 این کنسول با 81.51 میلیون نسخه فروش توانست شکست کنسول GameCube که توسط نینتندو در همان سال عرضه 2001 عرضه شد پوشش بدهد و آن را با فروش چشمگیرش جبران کند.شماره 5. WiiWiiیک بار دیگر سراغ غول شرکت کنسول سازی و قدیمی ترین آنها که همچنان پابرجاست و کنسول نسل هفتمی نینتندو می رویم.Wii که در سال 2006 منتشر شد و 86.01 میلیون نسخه فروخته است توانست از کنسول های هم نسل خود مانند Xbox 360 و Playstation3 نسخه های بیشتری را فروخت (که البته این موضوع در ایران صادق نبوده است)شماره 4. PlaystationPS1در رتبه چهارم لیست ما اولین کنسول بازی های ویدیویی سونی یعنی اولین نسخه از Playstation با 102.49 میلیون نسخه فروش  نسل پنجم کنسول ها را طلایی تر از همیشه کرد.این کنسول پرطرفدار در سال 1994 به صورت رسمی عرضه شد.شماره 3. Game BoyGame Boyنسل پنجم کنسول ها را می توان یکی از پیشرو ترین و موفق ترین نسل های ویدیو گیم دانست.کنسول محبوب دستی نینتندو در کنار Playstation توانست این موفقیت را حاصل شود.عرضه Game Boy در سال 1989 و فروش 118.69 میلیون نسخه ای آن توجه بسیار زیادی را که تا آن زمان سمت دستگاه های آرکید بود به سمت کنسول های دستی جلب کند.شماره 2. Nintendo DSNintendo DSنینتندو دو سال قبل از عرضه کنسول Wii و در سال 2004 پرفروش ترین کنسول خود را در نسل هفتم عرضه کرد تا این کنسول موفق ترین ساخته این شرکت ژاپنی شود.Nintendo DS را با فروش 146.42 میلیون نسخه ای خود می توان پرفروش ترین کنسول دستی دانست.شماره 1. Playstation2Playstation2قطعا یا خودتان یا یکی از دوستان و آشنایانتان با این کنسول خاطره های زیادی با بازی های محبوبی مانند God of war و Grand theft auto San Sndreas و Final Fantasy VII و... دارد.فروش فوق العاده این کنسول که حدود 150 میلیون نسخه است و در سال 2000 عرضه شد موفقیت های بسیار زیادی را برای سونی و صنعت ویدیو گیم به ارمغان آورد و شرکت سونی را در صدر موفق ترین شرکت کنسول سازی قرار می دهد.Playstation2 در نسل ششم کنسول ها عرضه شد.</description>
                <category>TOP10</category>
                <author>TOP10</author>
                <pubDate>Sat, 23 May 2020 22:01:53 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>