<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های milad tahmasebi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Tahmasebiam</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 19:47:13</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/56808/avatar/1aaa0n.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>milad tahmasebi</title>
            <link>https://virgool.io/@Tahmasebiam</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ما ترسوهایی هستیم با امکانات فراوان</title>
                <link>https://virgool.io/@Tahmasebiam/%D9%85%D8%A7-%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%86-xnezrwjqx4kd</link>
                <description>چند روز پیش به دنبال یکسری دوره آموزشی بودم که از بهترین اساتید آنور آبی بود و تبلیغش را در یوتیوب دیده بودمبرای تهیه دوره‌ها‌ی اصلی باید پرداخت دلاری میکردم که کمرم تاب تحملش را نداشت پس به دنبال آن در وب فارسی پرداختم، از تلگرام و گوگل و اینستاگرام و هر جای دیگری که میتوانستم کمک گرفتم و در نهایت بخش‌هایی را رایگان و بخش‌هایی را پولی پیدا کردم، ولی دیگر آن هیجان اولیه را نداشتمهیجان اولیه را نداشتم چون با صحنه‌ای مواجه شدم که چند برابر آن هیجان اولیه را برایم به وجود آورد و مرا توالت لازم کرددر آن مکان مقدس برای تفکر ،سوالی ذهنم را در آغوش گرفت و این رشته صحبت در ذهنم شکل گرفت:-چرا من اینقد از پیدا کردن این آموزش‌ها هیجان زده شدم؟؟+خب کلی آموزش باحال پیدا کردی از برترین آدم‌های دنیا -آره ولی قبلا هم بارها آموزش‌های زیادی رو پیدا کردی و اینقدر هیجان زده شدی،خب که چی؟؟ هیجانت برای چیه؟؟ الان تو هر آموزشی رو خیلی راحت میتونی پیدا کنی،یاپولی یا رایگان،یا یه استاد پیدا میکنی که بهت یاد بده+.....-چی شد؟؟ +آره،همینطوره،ولی خب....، پس داستان چیه؟؟-یکم هیجان قابل قبوله ولی مابقیش برای چیز دیگه‌اس+برای چی!!؟؟؟؟؟بقیه‌ی روز ذهنم مشغول این موضوع بودمیدانی ما در حال حاضر در دنیایی هستیم که امکانات فوق ‌العاده‌ای در اختیارمان گذاشتهدر کدام برهه از تاریخ به این حجم عظیم از اطلاعات دسترسی داشتیم ؟؟ در کدام برهه از تاریخ ابراز خود به این راحتی و تنها با چند لمس و کلیک اتفاق میفتاد ؟؟ به راحتی و در چند ثانیه میتوانی با هزاران نفر ارتباط برقرار بکنی،حرف‌ها و دغدغه‌هایت را بگویی،چیزی خلق کنی و باز هم تکرار میکنم &#x27;خودت را ابراز کنی&#x27;ولی شاید در هیچ برهه‌ای از تاریخ هم اینقدر ترسو و تا این حد درگیر کلیشه‌ نبوده‌ایم اروین یالوم در کتاب روان درمانی اگزیستانسیال از اضطراب‌هایِ وجودی سخن میگوید،اضطراب‌هایی که یالوم ریشه‌ی مشکلات روانی را در آنجا یافته است  یکی از این اضطراب‌ها &quot;آزادی&quot; استبله آزادی اضطراب آور است و در مواقعی منجر به ترس میشود،ولی چرا؟؟ ما که مدام دَم از آزادی میزنیم ولی چرا از آزادی میترسیم؟؟آزادی مسئولیت پذیری میخواهد، باید تمام و کمال عواقب کارهایت را بپذیری،باید قبول کنی که هیچ کسی به جز خودت مسئول سرنوشتت نیست و این حجم از مسئولیت برای ما ترسناک است بله، ما اکنون دسترسی و امکانات بسیار زیادی داریم،آزادی داریم و میتوانیم خودمان را ابراز کنیم،ولی میترسیممیترسیم از قضاوت‌های دیگران،از ضایع شدن،از شکست و موضوعاتی ریشه‌ای‌تر که منحصر به فرد استحالا با این ترس چه میکنیم؟؟؟ عده‌ای تحت تاثیر سخنان انگیزشی و کتاب‌ها و افراد مختلف به هر زحمتی که شده دست به کار میشوند، تا بگویند که کاری کرده‌ایم و کمی عذاب وجدانشان را کم کنند، امااین افراد ترسوهایی حرفه‌ای‌تر هستندزیرا شروع به فعالیت‌هایی میکنند ولی در سایه‌ی کلیشه،کارهایی انجام میدهند که ریسک کمتری دارند،کارهایی که عموم مردم قبولش میکنند،کارهایی که قبلا به مدل‌های مختلف آزمایش شده استهمین موضوع باعث به وجود آمدن کلیشه‌هایی میشود که مورد پسند عموم مردم هستند، از موسیقی بگیر تا فیلم‌ها و کسب‌و کارها و .... ما ترسوهایی کلیشه‌ای شدیم چون تحمل آزادی را نداریمو عده‌ای دیگر هم که ترسوهایی شاید شجاع‌تر هستند، شروع میکنند به پرسه زدن در کوچه پس کوچه‌هایی از بهانه‌های مختلفاین مسائل بسیار ریشه‌ای است و جای صحبت زیادی دارد در نهایت راه چاره‌ای که مدام با خود تکرار میکنم یک چیز است &quot;انجام بده&quot; و در نهایت این را باید بگویم که من خودم را مستعدترین فرد برای تمام این موضوع میدانم و سعی در خالکوبی یک چیز در ذهنم دارم&quot;انجام بده&quot;</description>
                <category>milad tahmasebi</category>
                <author>milad tahmasebi</author>
                <pubDate>Fri, 14 Aug 2020 22:24:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فروشندگان تلفنی(ربات‌های مزاحم)</title>
                <link>https://virgool.io/@Tahmasebiam/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%84%D9%81%D9%86%DB%8C%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%AD%D9%85-gccttd8wgrkj</link>
                <description>چند دقیقه پیش گوشیم زنگ خورد،جواب دادم و گفتم  بله!؟ قبل از اینکه صحبت شروع بشه صدایِ شلوغی محیط رو متوجه شدم و حدس زدم که داستان چیه،ذهنم تو چند صدم ثانیه برام تداعی کرد که اونجا کلی خانوم یه جا جمع شدن و به هر کدوم یه لیست شماره تلفن داده شده تا یکی یکی باهاشون تماس بگیرن و یه چیزیو بفروشن،احتمالا براشون چندتا جلسه توجیحی هم برگذار کردن که یاد بگیرن چی بگن و چطور صحبت کنن‌خب صحبت شروع شد- فلانی هستم از شرکت فلان تماس گرفتم،شما بیمه تکمیلی دارین؟+نه(با بی حوصلگی تمام)-حدود یه ماه پیش براتون یه کد تخفیف فرستادیم،دریافت کردین؟+نه(کاملا با گارد بالا)-احتمالا گوشیتون در دسترس نبوده و یا خاموش بوده!! بیمه ما برای خدمات پزشکی فلان چیزارو داره و فلانه و بهمانه(ذهنم موقع گفتن ویژگی‌ها کاملا فیلتر داشت و هیچ کدوم از ویژگی‌هایی که گفت یادم نیست)،شما تهران هستین؟+نه،همدانم-(بعد یه سکوت کوچیک معنادار که کلی چیزای مختلف براش تداعی شد،یه ذره امیدش هم برای فروش به من از بین رفت) شما میخاین بیمه ثبت نام کنین؟؟+نه-خیلی ممنون،خداحافظ+خداف....(قطع کرد)یه حس خیلی بدی از این رفتار بهم دست داد،به این فکر کردم که واقعا چرا آدم‌ها اینطوری وقت خودشون و بقیه رو تلف میکنن؟ به خودم گفتم خب احتمالا فروش هم دارن که این کار رو ادامه میدن،همه که مثل من نیستن،شاید هنوزم آدمایی هستن که این مدل خرید میکنن(مثلا میخاستم اون سمت قضیه رو هم ببینم)ولی واقعا چند نفر این مدلی اعتماد میکنن و میخرن ؟؟ اصلا بگیم یه عده‌ای هم شاید بخان که بخرنچند نفر حاضرن از یه کسی که یه سری حرفارو حفظ کرده و منتظره که سریع بره سراغ تماس بعدی بخرن ؟؟به این فکر کردم که چطور میشه همین کار رو اثر بخش‌تر کرد و این مکالمه تو ذهنم نقش بست-سلام،وقتتون بخیر+سلام،ممنون-خوبین آقای طهماسبی؟(با لحن مهربون،یکم عشوه،جوری میپرسه که انگار براش جواب سوال مهمه)+بله،ممنونم-چقدر خوب،خداروشکر،من فلانی هستم،در حد چند ثانیه میتونم باهاتون درباره امنیت و آیندتون صحبت کنم؟+(بخاطر مدل صحبتش کنجکاو میشدم که خب بزار ببینم چی میگه) بلهاحتمالا این گفتگو میتونست خیلی بهتر باشه،حداقل اون حس بد رو منتقل نکنهاینو من کاملا بداهه نوشتم،حتما یه نفر که به ارتباطات و فن بیان یا فروش و بازاریابی مسلط‌ باشه میتونه چیز بهتری بنویسه،البته واقعا مسلط باشه نه اینکه چیزایی که تو کتاب‌ها نوشته شده رو بیاد انجام بده چون نتیجه‌اش احتمالا میشه مکالمه اول (نه اینکه کتاب‌ها بد باشن ولی همشون هم بدرد بخور نیستن) در کل شاید خیلیا جلویِ این روش‌ها یه گارد داشته باشن ولی بازم اگه یه شرکتی این مدل‌ها رو اجرا میکنه کاش حداقل یکم سعی میکرد که بهتر باشهچقدر خوب‌ بود یکم از کلیشه‌ها دور میشدیمنظر شما چیه؟؟ براتون همچین داستانی پیش اومده ؟؟</description>
                <category>milad tahmasebi</category>
                <author>milad tahmasebi</author>
                <pubDate>Wed, 24 Jun 2020 15:05:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا همه تو اینستاگرام اینقد عالی هستن !!؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Tahmasebiam/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-c8tlw7ibbunr</link>
                <description>سلام،یه کاریو همین الان شروع کردم و اونم آزاد نویسی هستش البته قبلا هم گاهی وقتا اینکارو انجام میدادم ولی تازه اسمشو یاد گرفتم،همینطور که همین الان داشتم مینوشتم یهو ذهنم رفت سمت اینستاگرام و اینکه چرا تو اینستا گاهی وقتا احساس غربت میکنم،انگار تو اینستا همه خیلی خوبن،همه خیلی بلدن،هیچ اشتباهی نمیکنن، انگار همه خیلی کامل هستن و خب من اینطور نیستم،من خیلی چیزارو بلد نیستم،من خیلی اشتباه میکنم،من همیشه حالم خوب نیست،من متخصص همه چیز نیستم،در حالی که چند سال از عمرم رو تو همین شبکه‌های اجتماعی گذروندم و زندگیه من و درآمدم از همیناس ولی تو اینستا یه حس عجیبی دارم،انگار راحت نیستم که هر حرفی رو بزنم،قطعا میدونم نباید هرچیزیو گفت و بستگی داره به هدفت از فعالیت تو اینستا ولی حتی حرفایی گه مرتبط به هدفمم هستن بازم کلی بالاپایین میکنم تا بگم،اینارو میخاستم تو اینستا بنویسم ولی اینجا احساس راحتی بیشتری دارم،انگار اینجا(ویرگول) اشتباه کردن برام راحت‌تره،یه جورایی اینستا مثل یه مهمونیِ تشریفاتی هستش که باید خیلی شیک و ترو تمیز باشی و خودتو خوب نشون بدی ولی همه میدونیم آدمایی که تو اون مهمونی هستن همه‌شون اونقدر کامل نیستن،نمیدونم من فقط اینجوری هستم یا شما هم نسبت به اینستا همچین حسی دارین ؟؟</description>
                <category>milad tahmasebi</category>
                <author>milad tahmasebi</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jan 2020 17:11:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا اپل میخریم؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/farasib/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%BE%D9%84-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%85-unhd9af5r6ry</link>
                <description>همین الان داشتم با یکی صحبت میکردم،میخاستم چندتا ترفند ادیت فیلم با یه اپ رو بهش یاد بدم ولی مشکلی که بهش برخوردیم این بود که نسخه آیفونِ اون اپ پولی بود و گوشی این شخص هم آیفون بودیه سوالی که برام‌ پیش اومد این بود که چرا با اینهمه دردسرها و قیمت بالایی که آیفون(تو ایران) داره چرا بازم‌ خیلی‌ها این گوشی رو ترجیح میدن ؟؟اگه از اونایی که آیفون دارن بپرسی احتمالا میگن چون آیفون کیفیت بهتری داره،عمر بیشتری داره،امنیت داره،بهت میگن تا حالا واقعا با آیفون کار کردی که بدونی چه لذتی داره ؟؟ و کلی حرفای مثل این اما آیا واقعا اینا دلایلی هستن که یک نفر آیفون میخره ؟؟فکر نمیکنم دقیقا اینطور باشه،خیلی از گوشی‌های دیگه هم امکاناتی مثل آیفون و حتی بهتر از اون رو دارن،تقریبا بیشتر امکاناتی که طرفدارای آیفون به عنوان دلیل خرید این گوشی میگن رو میشه تو گوشی‌های موبایل دیگه هم پیدا کرد،حتی امکانات خیلی بهتر!! پس چرا آیفون ؟؟بنظرم جواب توی شعاری هستش که اپل داره &quot;متفاوت فکر کن&quot; دقیقا اینجا میشه به موضوع جالبی رسید،خیلی‌ها اپل میخرن نه بخاطر اینکه امکانات بهتری داره،در واقع تو ایران دردسرهای بیشتری هم داره،اونها اپل میخرن تا به بقیه نشون بدن که هستن،اونها با بدست گرفتن اپل و نشون دادت این بقیه میگن که ما متفاوت هستیم و تمام دلایل منطقی بعدی رو میارن که بگن دلیل خرید اونها بهتر بودن اپل هستش نه اینکه بخان چیزی رو ثابت کنن،در واقع اونها مقتدر از این هستن که چیزیو ثابت کنن،اونها متفاوت هستن مشتری‌های اپل &quot;چرایی&quot; اپل رو میخرن،این موضوع تو کتاب &quot;با چرا شروع کنید از سایمون سینک&quot; به خوبی توضیح داده شدهخیلی‌ها به این موضوع اشاره میکنن که افرادی مثل مشتریان اپل در واقع دارن یک نوع سبک زندگی رو میخرن و با اون خرید میخان نشون بدن که چطور فکر میکنن،چطور زندگی میکنن،به چه چیزهایی علاقه دارن،سطح اجتماعی اونها چیه و موضوعاتی مثل این،این میتونه یه نکته خیلی جالب برای کسب‌و کارها باشه که مشتری‌ها فقط محصول یا خدمات رو خریداری نمیکنن،اونها احساسی که اون محصول و خدمات بهشون ارائه میده رو میخرندرک این موضوع میتونه کمک کنه که خیلی از کسب‌و کارها وجه تمایز خودشون رو تو این بازار پر رقابت پیدا کنن و بتونن مشتریان وفاداری رو داشته باشن.</description>
                <category>milad tahmasebi</category>
                <author>milad tahmasebi</author>
                <pubDate>Fri, 03 Jan 2020 04:20:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسیر پیش روی اینستاگرام</title>
                <link>https://virgool.io/academy-instagram/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-agtmum6xhkq0</link>
                <description>به نظرت پشت داستان حذف لایک‌ اینستاگرام چی هستش و مدل کسب درآند از اینستاگرام قراره در آینده چطور باشه؟؟احتمالا شنیدی که اینستاگرام میخاد نمایش لایک‌ رو پنهان بکنه و فقط خود صاحب پیج میتونه به این موضوع دسترسی داشته باشه،اما چرا؟؟خود اینستاگرام درباره دلیل این موضوع گفته که تعداد لایک و این اعداد روی خیلی از کاربرا تاثیر منفی میزاره چون یجورایی به یه معیار برای خوب بودن و مورد پسند بودن در اینستا تبدیل شده که خب بیراه نمیگه،اما فقط موضوع این نیست و میتونه دلایل دیگه‌ای هم‌ پشت این داستان باشه!!موضوع اینه که فضای اینستاگرام بیشتر یه فضای نمایشی هستش و همه سعی میکنن که تو اینستاگرام خودشون رو عالی نشون بدن،همین مدل نمایش باعث شده اونایی که میخان تولید محتوا بکنن کار براشون سخت بشه،چرا؟؟چون خودشون رو با بقیه‌ای مقایسه میکنن که ظاهرا  خیلی عالی و بی عیب‌و تقص هستن،خودشون رو با افراد به اصطلاح اینفلئونسری مقایسه میکنن که همه براشون به‌به و چه‌چه میکنن(همون لایک و این داستانا) و خب وقتی تو این مقایسه وقتی به خودشون نگاه میکنن میبینن که کلی عیب‌و نقص دارن،مثلا تو این مقایسه احساس میکنن که چهره‌ی زیبایی ندارن،یا صداشون خوب نیس،یا فن بیان ندارن و هزارتا کمبود دیگه و همین‌ باعث میشه که یه فضای پر از کامل‌‌گرایی ایجاد بشه و یل محتوایی تولید نشه و اگر هم تولید بشه خیلی شبیه به هم‌ باشه حالا اینستاگرام یکی از نتایجی که با حذف لایک سعی میکنه بهش برسه اینه که این‌ کامل‌گرایی رو از کاربراش دور بکنه تا تمرکز تولید کننده‌های محتوا روی موضوع اصلی یعنی همون تولید محتوا باشهاز نظر درآمدی هم یجورایی اینستاگرام داره میره سمت مدلی که یوتیوب داره،احتمالا با یسری تفاوت‌های جزئی،توی یوتیوب تولید کننده‌های محتوا علاوه بر درآمدشون از همکاری با برندها،یه منبع درآمد دیگه هم دارن،یوتیوبرها(تولیدکننده‌های محتوا در یوتیوب) میتونن مبلغی هم از پول تبلیغاتی که روی ویدئوهاشون نشون داده میشه دریافت بکنن ولی تو اینستا اینطور نیست.اینستاگرام‌ همه درآمدش از تبلیغاتی که نشون میده(تبلیغات اسپانسری)،برای خودشه و تنها منبع درآمد اینستاگرامر‌ها(تولیدکننده‌های محتوا در اینستاگرام) از تبلیغاتی هستش که خودشون مستقل میگیرن و خب این درآمد خیلی وابسته هستش به انتخاب شدن اونها توسط برندها و البته که همکاری با این برندها دردسر‌های خاص خودش رو داره و همین باعث کم انگیزه شدن تولید‌کننده‌های محتوا شده،از طرفی هم باعث ریسک پذیری کمتر تو اجرای ایده‌های جدید، چون کاربرای اینستاگرام میخان که زودتر به نتیجه برسن و برای به نتیجه رسیدن کاری رو انجام میدن که قبلا بقیه امتحانش کردن و نتیجه دادهپس دو تا از موضوعات اصلی که مانع تولید محتوای با کیفیت در ایسنتاگرام هستش یکی کمال طلبی هستش که با حذف لایک میشه تا حدودی حلش کرد و موضوع دیگه درآمد هستش که اینستاگرام با داشتن محتوای خوب میتونه یه مبلغی به تولید کننده‌های محتواش بده تا روی ویدئوهاشون‌ تبلیغ نشون داده باشهاین یه نگاه کلی بود به یسری از اهداف احتمالی اینستاگرام،سعی میکنم در آینده عمیق‌تر و بیشتر این موضوعات رو بررسی کنیم </description>
                <category>milad tahmasebi</category>
                <author>milad tahmasebi</author>
                <pubDate>Thu, 26 Dec 2019 04:57:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسیر بی انتها</title>
                <link>https://virgool.io/@Tahmasebiam/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%87%D8%A7-sg9p98jo3rkw</link>
                <description>چند روز پیش یکی از دوستام اومد پیشم و گفت که میخام از اینترنت درآمد داشته باشم،وقتی ازش پرسیدم که میخای چیکار کنی؟گفتش میخام کلیپ بسازم بزارم اینستا(منظورش واینر شدن بود)نظر خودم رو درباره این موضوع بهش گفتم و میخام اینجا یکم درباره حرفایی که گفته شد و این موضوع واینر شدن،بلاگر یا اینفلوئنسر شدن توضیح بدم طرز فکری که اون دوستم باهاش این حرفو زد این بود که اینایی که تو اینستاگرام کلیپ میزارن یسری کلیپ مسخره درست میکنن و ماهانه درآمدهای میلیونی دارن،اما این چقدر درسته و آیا به همین راحتی میشه اینکارو انجام داد ؟؟اولین نکته اینه که افرادی که اینکارو انجام میدن خیلیاشون زمانی شروع کردن که یه پلفرمی مثل اینستاگرام تازه داشت رشد میکرد و مدلی هم که واینرها کلیپ میساختن برا مردم تازگی داشت،اما الان اینستاگرام به بلوغ خودش رسیده و پر شده از افرادی که سعی میکنن به هر قیمتی توجه جلب کنن،پس رقابت خیلی سخت‌تر شده موضوع بعدی اینه که خیلی از افرادی که تازه میخان شروع کنن کارهاشون تبدیل میشه به یه کپی از اونایی که دوست دارن شبیهشون باشن و همین باعث میشه که هیچوقت نتیجه نگیرن،این افراد جزو اونایی هستن که خودشون جرات اجرای یه ایده جدید رو ندارن و فقط دنبال اینن که ببینن چی الان جواب میده و برن همونو انجام بدن،غافل از اینکه این مسیر تهش جز شکست چیزی نیست،یادمه تو یه مستند که درباره تب موسیقی و افرادی بود که دوست دارن خواننده بشن،یه نفر آهنگی از رضا صادقی خوند که اگه چشماتو میبستی بدون شک میگفتی خود رضا صادقی هستش که میخونه،مجری برنامه یه حرف قشنگی به اون شخص زد،گفت:ما الان یدونه رضا صادقی داریم،هیچکس نمیخاد به یه شخص کپی از اون گوش بده.*انسان‌ها دنبال اصالت هستن*موضوع دیگه اینه که مرغ همسایه غازه،اونی که میخاد بیاد و شروع کنه به تولید محتوا برای واینر،بلاگر یا اینفلوئنسر شدن فکر میکنه که اینکار خیلی راحته در حالی که وقتی شروع میکنه تو همون کپی کردن هم به مشکل میخوره چه برسه به یه حرف تازه زدن و اجرای یه ایده جدیددر نهایت پیشنهاد من و نگاه من به این موضوع اینه که برای شروع کپی کردن اشکالی نداره تا یه کم با مدل کار آشنا بشی،اما توی این کپی کردن یه مرز خیلی باریک و نامرئی وجود داره و اگه اون اون مرز رو رد کنی تبدیل میشی به یه شخص فیک،قبل از رسیدن به اون مرز باید صدای خودت رو پیدا کنی وگرنه مثل این میمونه که بیفتی تو یه اتوبان که همه دارن به سرعت میرن و تا کیلومترها هیچ راه خروجی وجود نداره،اولش خیلی لذت میبری که تو اتوبان هستی و با سرعت میری،منتها انتهای این اتوبان که میرسی میبینی با جایی که فکر میکردی قراره بهش برسی زمین تا آسمون فرق داره،اونجا با همه زرق‌ ‌و برقش به پوچی میخوری چون میدونی جایگاه تو اونجا نیست،تو اون شخص نیستی و برگشت از اونجا هزینه خیلی زیادی برات دارهپس بهتره قبل از اینکه وارد اتوبان بشی مسیر خودت رو پیدا کنی و تمام پیچ‌و خم‌های مسیر رو قبول کنی تا در نهایت به جایی برسی که توش لذت ببری،و این مسیر به نظرم راهی هستش که به خودشناسی میرسی،قطعا این مسیر بی انتهاست و گاهی یه جاهایی وایمیسی و یه لذت‌هایی میبری ولی در نهایت عاشق این مسیر میشینظرت چیه؟؟</description>
                <category>milad tahmasebi</category>
                <author>milad tahmasebi</author>
                <pubDate>Tue, 24 Dec 2019 03:11:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتخاب نیچ و یک اشتباه!!</title>
                <link>https://virgool.io/@Tahmasebiam/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%86%DB%8C%DA%86-%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-fduwjpqfkjny</link>
                <description>نیچ رو خیلیا اینطور تعریف میکنن که یه گوشه‌ و بخش خاصی از بازار رو بگیر و برای اون بخش خدمات و محصولاتت رو ارائه کن تا بتونی با رقیبایی کمتری وارد رقابت بشی،سرعت پیشرفتت هم بیشتر بشه و بتونی خیلی بهتر خدماتت رو ارائه بدی تا مشتریای راضی بیشتری داشته باشیخب اینکه نیچ برای کارمون انتخاب کنیم تقریبا حرف تموم بازاریاب‌ها،تولید کننده‌های محتوا،کارآفرینای موفق و خیلی از متخصص‌های دیگه هستش و اگه بخایم منطقی هم نگاه کنیم واقعا تو دنیای پر رقابت امروز نیچ انتخاب کردن میتونه خیلی کمک بکنهاما بنظرم یه موضوعی میتونه توی نیچ انتخاب کردن باعث اشتباه بشه و اونم اینه که بیای برای اینکار یه حوزه کاری کوچیک رو انتخاب کنی،من خیلی جاها دیدم که وقتی میخان نیچ انتخاب کنن میان توی اون کار تا جایی که میشه ریز میشن،مثلا این یه مدله:میخای چه کاری انجام بدی؟&gt; آموزش بازاریابی&gt;(چه حوزه ای از بازاریابی؟)&gt;بازاریابی دیجیتال&gt;(کدوم حوزه از بازاریابی دیجیتال)&gt;بازاریابی تو شبکه‌های اجتماعی&gt;(روی کدوم پلتفرم؟)&gt;اینستاگرام&gt;(برای چه کسب‌کارهایی؟)&gt;پزشکان،پس الان نیچ انتخابی شد *بازاریابی در اینستاگرام برای پزشکان*این مدلی هستش که توی نیچ انتخاب کردن خیلی استفاده میشه،فقط یه نکته ریز اینجا وجود داره،اگه خیلی ریز شدیم تو یه حوزه‌ای برای انتخاب نیچ ولی دیدیم که بازار هدفمون خیلی کوچیک شد و تعداد مشتریایی که میتونیم بگیریم کمه چیکار کنیم ؟؟احتمالا جواب اینه که یه مرحله برمیگردیم عقب‌تر یا یه بخش دیگه رو انتخاب میکنیم،حالا اگه مرحله عقب‌تر رو خیلیای دیگه هم انتخاب کرده باشن چی؟ یا یه بخش دیگه نشه انتخاب کرد ؟؟متوجه نکته شدین ؟؟به نظرم نیچ به این معنی نیست که تو یه حوزه‌ای خیلی ریز بشیم و پایین بریم،به نظرم انتخاب نیچ یعنی اینکه یه بخش خاصی از بازار رو در نظر بگیریم،نه اینکه صرفا تا اونجا که میتونیم ریز بشیم ،ممکنه اون بخش خاص از بازار که انتخاب کردیم خیلی ریز نباشه ولی بخشی هستش که رقبای کمی توش فعالیت میکنن و تعداد قابل توجهی از افراد به خدمات تو اون بخش احتیاج دارننیچ تو زبان فارسی هم جاویژه تعریف شده که تعریف خوبی میتونه باشه،در نهایت به نظرم نیچ یعنی خاص کردن بازار نه صرفا کوچکترین بخش رو انتخاب کردن</description>
                <category>milad tahmasebi</category>
                <author>milad tahmasebi</author>
                <pubDate>Mon, 23 Dec 2019 11:57:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بالاخره اینترنت توش پول هست؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Tahmasebiam/%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B4-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D9%87%D8%B3%D8%AA-sfr5twbsmk8w</link>
                <description>سلام،خوبی؟؟الان ساعت شیش صبحه و تازه اذان دادن و منم کل شب نخابیدم و دارم اینو مینویسم،الان چشمام رو بستم که بخابم ولی مثل کل شب فکرایی که تو سرم میومد نزاشت بخابم یه فکری الان اومد به ذهنم و چون میدونم که بخابم احتمالا فردا به این کیفیت یادم نمونه اومدم که بنویسمش حالا اون چیه که  باعث شد این متنو بنویسم ؟جواب یه سوال:اینکه بالاخره تو اینترنت پول هست یا نه ؟خب حالا این موضوع و جوابی که الان به این سوال میدی بستگی به این داره که شما با چه تجربه‌ای از اینترنت داری اینو میخونی،ممکنه بگی که تو اینترنت پول هست ولی باید کلاه برداری کنی،ممکنه بگی اینترنت مگه بانکه که پول توش باشه!؟ممکنه بگی توش پول هست ولی بیرون کشیدنش سخته،ممکنه بگی پول هست خیلیم راحته و تو خونه‌ات میشینی و پول درمیاری،دیگه بیشتر از این مخم نمیکشه با نگاه‌های مختلف قضیه رو ببینم خودت آخر این‌ متن طرز نگاهت به این سوال و تجربه‌ات رو کامنت کن،اگه حالشو داشتی:)حالا بریم ببینم بالاخره قضیه چجوریهاول اینکه یسریا(شما که تاج سری منم میخام ازت یاد بگیرم،شمارو نمیگم) خیلی تک بعدی به قضیه نگاه میکنن ،یعنی چی؟ یعنی اینکه طرف مثلا میگه پول هست ولی سخته درآوردنش پس با این‌ نگاه اصلا نمیاد تو این فضا فعالیت کنه،یا میگه‌ که پول هست و خیلیم راحته که به درآمد برسی،بعد میاد و با این پیش‌فرض که راحته با اوج ابتکار و احساس غرور یه پیج تو اینستاگرام میزنه و شروع میکنه مثلا عکسای محصولاتش رو گذاشتن و احتمالا این فکرو هم داره که اینکار سرمایه زیادی نمیخاد و دنبال کم‌ هزینه‌ترین روش برای رشد پیجشه و همین باعث میشه که بیفته گیر اونا که فالوور فیک رو با کلی قول شرف قالب میکنن به جای فالوور ایرانی و کاملا فعال،در نتیجه یه تعدا فالورر فیک میزنن براش به اسم واقعی و خب نتیجه مشخصه که اون شخص نتیجه نمیگیره،بعد همین شخص با این اتفاق که براش افتاد از این به بعد میگه که اینترنت پره کلاه‌برداره و هرکی از اینترنت پول درمیاره هم کلاه‌برداره و میره پشت سرشم نگاه نمیکنه حالا این تقریبا یه سناریوی فرضی بود(البته من از این مدل افراد کم ندیدم)نکته اول اینه که بنظرم نباید به اینترنت و کسب درآمد ازش تک بعدی نگاه کرد،این موضوع مثل یه چند ضلعی میمونه،یعنی درآمد داشتن از اینترنت هم راحته و هم سختیای خودشو داره،هم توش کلاه‌بردار هست و هم انسان‌های درست‌کار و مسائل دیگهحالا بریم سراغ این موضوع گه مگه اینترنت بانکه که پول توش باشه ؟الان که شما داری این متنو میخونی یه انسانی با تفکر و شخصیت منحصر به فرد،و منم که این‌ متنو مینویسم همینطور،پس پشت اینترنت انسان هستش،جایی‌ام که انسان باشه یه جامعه شکل میگیره و تو جامعه هم انسان‌ها برای رسیدن به خواسته‌هاشون با هم تعامل دارن و به همدیگه کمک میکنن تا نیازهاشون برطرف بشه،حالا اینکارو چطور انجام میدن؟با تبادل ارزش،و این‌ارزش چیه؟میتونه توجه باشه،میتونه وقت باشه و یا پولپول خودش یه ارزشه که مثلا یکی روزی هشت ساعت برای یه شرکت وقت و انرژی میزاره و ارزش ایجاد میکنه و اون شرکت بهش پول میده خود این شرکتم برای مشتریاش همین کارو میکنه و مشتریای شرکت هم همینطور و این قضیه‌ی تبادل ارزش(پول) همینطور ادامه دارهخب الان ما به این نتیجه رسیدیم که اینترنت یه محیط اجتماعی هست و تو اجتماع ارزش مبادله میشه،یعنی من اینطرف یه ارزشی برا شما ایجاد میکنم و در ازای این ارزش از شما میخام که یه ارزشی به من بدی که این میتونه توجه شما باشه یا پول و ... پس اینترنت پول توش هست فقط نکته اینه که چه ارزشی برای بقیه ایجاد بکنی و در ازاش چی میخای بدست بیاری و اینکه نگاهت به اینترنت تک بعدی هستش یا نه؟؟این موضوه خیلی جنبه‌های مختلف داره که خوشحال میشم با کمک شما بیشتر بررسی کنیم این موضوع رو، خب الان دیگه ساعت هفت شد و چشمام داره از کار میفته،مرسی که تا اینجا مطلب رو خوندی</description>
                <category>milad tahmasebi</category>
                <author>milad tahmasebi</author>
                <pubDate>Thu, 19 Dec 2019 06:59:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودتی؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Tahmasebiam/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%DB%8C-zsxob3oggeys</link>
                <description>همه ما مصرف کننده و تولید کننده محتوا هستیم،الان همین متن که میخونی خودش مصرف محتوا هستش و همه صحبت‌هات با بقیه و حتی فکر کردنت هم یجور تولید محتوا هستش،حالا معمولا ما این روزها خیلی بیشتر مصرف کننده هستیم و هر روز هم میزان مصرف بالا میره و اطرافمون پر شده از محتوااین وسط یسری از ما میخایم که بریم سمت تولید محتوا،حالا میتونه متن باشه یا ویدئو و صوت و.... یا ترکیبی از همه این مدل‌ها،کاری که خود من این روزها دارم انجام میدم موضوعی که خود من توی تولید بهش برخوردم اینه که به صورت ناخودآگاه مثلا وقتی جلوی دوربین میرم مدلم عوض میشه،انگار که از خودم دور میشم و سعی میکنم که مدل قابل قبول جامعه رو بگیرم و مثل بقیه‌ای صحبت کنم که قبولشون دارم و این افراد کیا هستن؟اونا که بیشتر محتواشون رو مصرف میکنمپس من ممکنه به صورت ناخودآگاه مدل رفتارم شبیه اون افرادی بشه که دوس دارم شبیه اونها باشم،بنظرت این موضوع تاثیر مثبت داره یا منفی؟؟چیزی که من بهش رسیدم اینه که اینجا یه مرز باریکی وجود داره و اون مرز اینه که اوایل کار اگه من مدل بقیه رو هم بگیرم اشکال نداره چون عموما این موضوع ناخودآگاه اتفاق میفته و شاید هنوز به خودم اطمینان کافی نداشته باشم،خیلی از بزرگان هم این کارو انجام دادن مثلا موسیقی دان‌ها اول بارها و بارها آثار قبلی موسیقی رو تکرار میکنن یا نقاش‌ها اول از کپی کردن آثار بقیه هنرمندان شروع میکننولی بعد از یه مدت اگه متوجه این اشتباه نشم و به این‌ تقلید ادامه بدم ممکنه اونقدر غرق این کار بشم که دیگه از خودم واقعا دور بشم و توهم این رو داشته باشم که اونی که نشون میدم در واقع منم در حالی که اینطور نیست و این تاثیر دیگران روی منه و من هویت واقعی خودم رو گم میکنمحالا اینطرف مرز این هستش که من کم‌کم خودم رو پیدا میکنم و سعی میکنم مدل خودم رو دربیارم و بجای کپی کردن کارهای قهرمان‌هام بیام و طرز فکر و بینش اونها رو تشخیص بدم و اگه به درد بخور بود تو زندگیم استفاده کنمقطعا این موضوع جای صحبت زیادی داره،ولی جمع بندی این مطلب میتونه این باشه که در نهایت باید برم سمت پیدا کردن خودم وگرنه فکر نمیکنم هیچوقت به آرامش و رضایت برسم </description>
                <category>milad tahmasebi</category>
                <author>milad tahmasebi</author>
                <pubDate>Sun, 15 Dec 2019 20:47:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یه غلطی بکن!</title>
                <link>https://virgool.io/@Tahmasebiam/%DB%8C%D9%87-%D8%BA%D9%84%D8%B7%DB%8C-%D8%A8%DA%A9%D9%86-eeaa94uruzws</link>
                <description>نمیدونم از جمله &quot;یه غلطی بکن&quot; چی برداشت میکنی، ولی معنیش برای من اینه که یه کاری انجام بده حتی اگه اشتباه باشهیه مدتی هستش که تولید محتوا میکنم و خب کار راحتی نیستش بخاطر همین یکم رفتم تو خودم(اره همون خودشناسی) تا ببینم که مشکل کجا هستش،دیدم یه باوری در من به وجود اومده که همش دنبال انجام دادن کار درست هستم و نمیخام که هیچ غلطی(اشتباهی) بکنم،تو به وجود اومدن این باور از سیستم آموزشی گرفته تا جامعه و خونواده تاثیر گذار بودن،بخاطر همین باور و ترس از اینکه اشتباه بکنم و شکست بخورم،تحقیر بشم،تمسخر بشم یا هر حس کوفتیه دیگه حتی اقدام هم نمیکنم یا اگه اقدامی هم میکنم سعی میکنم شبیه بقیه (از شاخای کار خودم گرفته تا مدل آدمهای موفق )باشم.مثل اونا حرف بزنم،لباس بپوشم،صب زود پاشم و ... ولی وقتی که مدل اونا میشم خیلی ضایع‌اس،اصلا به خودم حس خوبی ندارم و همین رو مخاطب من هم متوجه میشه و میشم یه آدم فیک.من عاشق یادگیری هستم ولی اون تو که بودم(تو خودم) اینو هم فهمیدم که وقتی زیاد دنبال یادگیری هستم یجورایی از اینکه یه غلطی بکنم دارم فرار میکنم،همش الکی به خودم میگم که هنوز یکم دیگه یاد بگیرم،فلان دوره‌ هم برم بعد دیگه شروع میکنم و بازم کاری نمیکنم چون احساس میکنم بلد نیستم و ممکنه اشتباه بکنماینکه یاد بگیری و از تجربه بقیه استفاده کنی خیلی خوبه فقط باید حواست باشه که یه کپی نشی از همه اونایی که داری دنبالشون میکنی،باید حواست باشه که مدل خودت رو دربیاری،اینکه تو کی هستی،چی میخای و چطور میخای انجامش بدی؟ ممکنه تو مسیر هم کلی غلط بکنی ولی خب من با این روش خیلی حال میکنم این متن رو یبار دیشب ساعت دو نوشتم و نیم ساعت بعد اینکه منتشرش کردم سریع پاکش کردم چون همون باور لعنتی اومد سراغم که نکنه این متن مزخرف باشه و هنوز خوب نیست و این داستانا ولی الان دوباره بعد کلی درگیری با این فکر مزخرف اینو نوشتم، اره میدونم که این متن پر اشتباه و غلط نگارش و کلی مشکل دیگه هستش،‌ میتونستم برم کلی کتاب بخونم و کلاس برم و بعد شروع کنم به نوشتن ولی ترجیح میدم یه غلطی بکنم و تو مسیر یاد بگیرم و بهتر بشمو البته که این موضوع جای بحث زیادی داره و نظرات ممکنه متفاوت باشه، نظر تو چی هستش ؟چجوری ترجیح میدی؟؟</description>
                <category>milad tahmasebi</category>
                <author>milad tahmasebi</author>
                <pubDate>Sun, 03 Nov 2019 14:50:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به من توجه کن!!</title>
                <link>https://virgool.io/@Tahmasebiam/%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%DA%A9%D9%86-q4n7nr0xat93</link>
                <description>میشه گفت از همون زمان انسان‌های اولیه جلب توجه موضوع خیلی مهمی بوده،برای جلب نظر جنس مخالف و اختیار جفت تا حضور در قبیله و ...حالا ما در دوره‌ای هستیم که اهمیت جلب توجه هر روز بیشتر از قبل میشه،اگه من توجه بقیه رو داشته باشم میتونم به خیلی از اهدافم برسم،میتونم محصول و خدماتمو بفروشم یا شاید به دنبال چیزای دیگه مثل قدرت،شهرت، حس اعتماد به نفس،ارزشمندی باشمحالا این موضوع که من توجه‌ام رو در اختیار چه کسی قرار میدم هم خیلی مهمه،توجه من و بقیه کم کم  میتونه یه فرد رو اونقدر بزرگ بکنه که دیگه حتی وقتی که بفهمم اشتباه کردم هم نتونم کاری بکنم،حالا از بهترین فضاها برای جلب توجه کجاست؟دقیقا،شبکه‌های اجتماعی اینکه من چه کسی رو در شبکه‌های اجتماعی دنبال میکنم،لایک میکنم و ... باید با دقت خیلی زیادی باشه،من در قبال فعالیتم و توجهی که در شبکه‌های اجتماعی در اختیار بقیه میزارم مسئول هستم.حالا که بهم توجه کردی،خوشحال میشم نظرت رو هم بگی(به من توجه کن:)</description>
                <category>milad tahmasebi</category>
                <author>milad tahmasebi</author>
                <pubDate>Sun, 20 Oct 2019 11:05:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین تجربه من</title>
                <link>https://virgool.io/@Tahmasebiam/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-imofdqkbou8p</link>
                <description>سلام،این اولین باری هستش که دارم این مدلی چیزی مینویسم و تا حالا تجربشو نداشتم،همین الان کل صفحه‌ای که نوشته بودم رو پاک کردم ودوباره دارم مینویسم،اولین بار شاید خیلی مهمه،اینکه شروع کنی،همین الان یه لحظه از نوشتن پشیمون شدم،با خودم‌ گفتم بهتره برم یکم بیشتر یاد بگیرم و بعد بیام اما میدونم این یه کلک هستش برای فریب دادن خودم،من اینو مینویسم هرچقدر افتضاح مهم نیست،مهم اینه که انجامش بدم،بعد تو مسیر ادامه میدم و مطالعه هم میکنم تا بیشتر یاد بگیرم،برام مهم‌ نیست چقدر بد،چقدر ساده،مهم اینه که تونستم </description>
                <category>milad tahmasebi</category>
                <author>milad tahmasebi</author>
                <pubDate>Thu, 17 Oct 2019 19:08:43 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>