<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد طالشی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@TaleshiMohammad</link>
        <description>مدیر کمپین‌های بازاریابی دیجیتال، علاقه‌مند به کتاب و پادکست</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 17:22:04</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/840141/avatar/3z6eCS.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد طالشی</title>
            <link>https://virgool.io/@TaleshiMohammad</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مترو مارکت: بهترین تجربه خرید ممکن</title>
                <link>https://virgool.io/@TaleshiMohammad/%D9%85%D8%AA%D8%B1%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D9%85%DA%A9%D9%86-sxkl7bpfxqkz</link>
                <description>پرده اول) از چند هزار سال پیش بشر برای خرید و فروش کالا یه جایی میرفته با اسم &quot;بازار&quot;. تو این بازار، کالا و خدمات مورد نیازش رو پیدا می‌کرده و به روش‌های مختلف اونا رو تهیه می‌کرده. یا به روش مبادله کالا به کالا یا از طریق توافقات رایج (مثل طلا، سکه، نمک، صدف دریایی و غیر). عیب بزرگی که این روش داشت این بود که زمان و انرژی زیادی رو از بشر می‌گرفت و گاها باید چند ساعت یا حتی چند روز صرف می‌کرد تا نیاز مورد نظرش رو تامین کنه. این شیوه تا چند هزار سال ادامه داشته تا اینکه...بازارهای سنتی خرید و فروش کالاپرده دوم) از حدود 30 سال پیش (10 سال پیش در ایران) بعد از پیدایش و گسترش تجارت الکترونیک، بشر راحت از قبل نیازهای مورد نظرش رو تامین می‌کنه. دیگه لازم نبود زمان و انرژی زیادی صرف کنه به بازار فیزیکی مراجعه کنه. تو خونه رو مبلش لَم می‌داد و هرچیزی که نیاز داشت رو با چند تا کلیک می‌خرید و البته جلو در خونه‌ش تحویل می‌گرفت. البته این شیوه یه سری معایب هم داشت. مثلا اینکه تو خرید اینترنتی مثل خرید حضوری نمیتونه کالا مورد نظرش رو لمس کنه و حس خرید رو تجربه کنه. یا مثلا ممکن بود کالایی که خریده با چیزی که انتظار داشته فرق داشته باشن یا کالا معیوب به دستش برسه که در هر دو حالت مجبور بود با کلی دردسر کالا مرجوع کنه و دوباره از اول! مشکلات اعتماد به فروشگاه اینترنتی، خرید جزئی و غیره هم که سر جای خود. همزمان در کنار این شیوه خرید، یک بازار جدیدی هم تو ایران شکل گرفت که هیچ جای دیگه‌ای از دنیا مشابه نداشت...راحتی و آسانی خریدهای اینترنتیپرده سوم) و اون چیزی نبود جز مترو مارکت! دستفروش‌های زیادی که هر روز تو مترو کالاهای مختلفی رو می‌فروشن. از شارژر و هندزفری گرفته تا جوراب و شال زنونه و کمربند. این بازار علاوه بر داشتن مزایای مدل فیزیکی و اینترنتی، عیب‌های اونا رو هم برطرف کرده. یعنی مثل بازار فیزیکی لازم نیست وقت و انرژی صرف بشه و افراد تو زمان‌های مرده‌شون (مثلا رفت و آمد به محل کار) خرید حضوری رو تجربه می‌کنن. این درحالیه که رو صندلی‌های مترو نشستن و فروشنده خودش میاد محصولش رو معرفی می‌کنه و خرید انجام می‌شه. تازه اگه &quot;پول نقد نداری کارت خوان هم موجوده&quot;. همه این عوامل باعث شده بازار دستفروش‌های مترو تبدیل به یکی از بی‌ نقص‌ترین تجربه‌های خرید ممکن بشه و احتمالا به زودی شاهد شکل گرفتن بقیه بازارهای ممکن مثل لوازم خونگی، مبلمان، خودرو و غیره باشیم :))بازار دستفروش‌های مترو</description>
                <category>محمد طالشی</category>
                <author>محمد طالشی</author>
                <pubDate>Fri, 20 Jan 2023 17:48:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میهن، اسنپ و دیجیکالا باید تحریم بشن؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@TaleshiMohammad/%D9%85%DB%8C%D9%87%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%BE-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%B4%D9%86-de9kympnovaz</link>
                <description>این اواخر، موضوعی ذهنمو درگیر کرده و با اطرافیانم راجع بهش صحبت می‌کنم. به همین خاطر تصمیم گرفتم اون رو تو صفحه ویرگول خودم هم منتشر کنم تا احتمالا بیشتر دیده بشه و اگر کسی خواست راجع بهش نظر بده.برای اینکه موضوع مد نظرم رو واضح‌تر توضیح بدم از استیو جابز شروع می‌کنم. ایشون بین سال‌های 1998 تا 2011 فقط یک مدل لباس می‌پوشیده. چه ساعت‌هایی که به عنوان مدیر عامل تو محل کارش بوده و چه مراسماتی که به صورت رسمی در انظار عمومی حاضر می‌شده. علت اصلی این موضوع به سفر استیو جابز به ژاپن و بازدید از یکی از کارخونه‌های سونی برمی‌گرده. وقتی می‌بینه همه کارکنان و کارگران یک مدل لباس می‌پوشیدن، اون هم تصمیم می‌گیره فقط یک شکل لباس بپوشه.استیو جابز بین سال‌های 1998 تا 2011مارک زاکربرگ هم وضعیت مشابهی داره. تو کمدش چیزی بیشتر از چندتا تیشرت خاکستری، شلوار جین آبی و کفش مشکی نمی‌شه پیدا کرد. وقتی یه خبرنگار ازش می‌پرسه که چرا همیشه یک مدل لباس می‌پوشی، جواب میده: &quot;... من ترجیح میدم زندگی ساده‌ای برای خودم تعریف کنم تا در مورد هر چیزی تصمیم‌های کمتری بگیرم&quot;. تو حوزه تصمیم‌گیری یه اصطلاحی هست به نام &quot;Decision Fatigue&quot; یا &quot;خستگیِ تصمیم&quot; که تعریف ساده‌ش این شکلی میشه:&quot;در طول یک روز بعد از اینکه تصمیم‌های متعددی در مکان‌های مختلف و زمان‌های متفاوت گرفتید، قدرت تصمیم‌گیری شما به مرور کاهش چشم‌گیری پیدا میکنه&quot;به زبان ساده‌تر کیفیت تصمیم‌ها در طول زمان با کمیت تصمیم‌ها رابطه عکس دارن. دقیقا مثل عضلات بدن که بعد از انجام تمرین‌های ورزشی خسته میشن، مغز هم بعد از گرفتن تصمیم‌های متعدد عملکرد ضعیف‌تری خواهد داشت.خستگیِ تصمیم: کمیت بیشتر، کیفیت کمترما انسان‌ها به طور روزانه دائما تصمیم‌گیری می‌کنیم و باید بین گزینه‌های مختلف یکی رو انتخاب کنیم. مثلا صبح مقابل کمد لباسامون یکی رو انتخاب می‌‌کنیم بپوشیم. برای رفتن به محل کار یا دانشگاه تصمیم می‌گیریم با تاکسی بریم یا اسنپ یا مترو یا خودرو شخصی یا ... . انتخاب نهار از منو رستوران و نوشیدنی کنار غذامون نوشابه باشه یا دوغ. و البته تصمیم‌های به مراتب مهم‌تر مثل مهاجرت، ادامه تحصیل و ازدواج و تشکیل خانواده. هدفم از بیان این مقدمه این بود شرایطی رو توضیح بدم که الان داخلش هستیم و دائما با خودمون فکر می‌کنیم هرکدوم از تصمیم‌هایی که الان می‌گیریم اخلاقی هست یا نه؟ با توجه به شرایط حاکم جامعه اگر اون تصمیم رو بگیرم انسانی هست یا نه؟ و این سوالات و انتخاب‌ها در طول روز بارها و بارها اتفاق میفته.مثلا از محصولات میهن استفاده کنیم یا نه؟ اسنپ و دیجیکالا باید تحریم بشن یا نه؟ از تیم ملی حمایت کنیم یا نسبت بهش و موفقیتش بی‌تفاوت باشیم؟ شب یلدا رو مثل همیشه کنار هم جشن بگیریم یا این کارمون با توجه به اینکه خیلی از خانواده‌ها داغدار عزیزانشون هستن کار شرافتمندانه‌ای نیست؟ اگر از اینستاگرام طبق روال سابق استفاده کنیم باعث عادی سازی شرایط نمیشه؟ و تعداد زیادی سوال و پرسش از این دست که هر لحظه ممکنه مطرح بشه و طبق &quot;خستگیِ تصمیم&quot; فرسایش فکری به همراه داشته باشه. ممکنه یک نفر بگه پاسخ این سوالات واضحه و پرسشی مبنی بر انسانی بودن مطرح نمیشه و &quot;اسنپ و دیجیکالا باید تحریم بشن&quot;. اما من برای تک تک مواردی که ذکر کردم می‌تونم دلیل منطقی مخالف بیارم که چرا نمیشه با قطعیت راجع بهشون حکم صادر کرد.ما انسان‌ها منابع محدودی داریم. مثل زمان، انرژی، ... و باید این منابع رو طوری مدیریت کنیم که بالاترین بهره‌وری حاصل بشه. متاسفانه در حال حاضر بخش قابل توجهی از این منابع ناخواسته و روتین صرف پاسخ دادن به این پرسش‌ها میشه و عملکرد فردی و جمعی رو تحت تاثیر قرار داده. امیدوارم این شرایط زودتر به پایان برسه و روزهای روشنی در انتظار جامعه باشه. </description>
                <category>محمد طالشی</category>
                <author>محمد طالشی</author>
                <pubDate>Tue, 10 Jan 2023 02:22:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از خوب به عالی - فصل اول</title>
                <link>https://virgool.io/@TaleshiMohammad/%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84-rgd5mjzqr8z9</link>
                <description>خوب ماندن، سد راه تعالی است و این یکی از دلایلی است که موجب می‌شود سازمان‌ها یا افراد، به ندرت از خوب به عالی برسند.این‌ها بخشی از جملات ابتدایی کتاب از خوب به عالی (Good to Great) نوشته آقای جیم کالینز است. احتمالا شما هم نام این کتاب را شنیده‌اید و علاقه داشتید آن را مطالعه کنید. این کتاب را می‌توان یکی از محبوب‌ترین و پرفروش‌ترین کتاب‌های حوزه مدیریت دانست که زبان بسیار ساده و روانی دارد. بنابراین نه تنها برای دانش‌آموخته‌های رشته مدیریت و مدیران کسب و کار می‌تواند مفید باشد، بلکه همه افراد نیز می‌توانند یافته‌های آن را به کار گیرند و سطح زندگی فردی و اجتماعی خود را بهبود ببخشند. در این نوشته خلاصه‌ای از فصل اول این کتاب را با هم بررسی می‌کنیم. این فصل راجع به پیشینه شکل‌گیری ایده نویسنده، روش تحقیق و نتایج این پژوهش خواهد بود که یک دید کلی از کتاب را ارائه می‌دهد. از خوب به عالیایده کتاب از کجا آمد؟جیم کالینز در کتاب ساختن برای ماندن (Build to Last) به توضیح درباره شرکت‌هایی می‌پردازد که از بدو تولد و شکل‌گیری در سطح عالی بوده‌اند. اما این پرسش مطرح می‌شود که آیا یک موسسه خوب هم می‌تواند به یک موسسه عالی تبدیل شود و این امر چگونه صورت می‌پذیرد؟ یا اینکه بیماری &quot;فقط در حد خوب ماندن&quot; علاج ناپذیر است؟ به عبارتی می‌توان علت اصلی شکل‌گیری این ایده را این سوال مطرح کرد که &quot;چرا برخی از شرکت‌ها جهش می‌کنند و برخی دیگر خیر؟&quot;روش تحقیق چگونه بود؟این پژوهش که در مدت پنج سال به طول انجامید نگرش‌های تعجب‌برانگیزی را پدید آورد که کاملا مغایر با درک رایج از مدیریت است. شاید بتوان یکی از مهم‌ترین نتایج حاصله را اینگونه عنوان کرد:&quot;تقریبا هر سازمانی می‌تواند به طور بنیادین سطح و عملکرد خود را ارتقا بخشد، شاید حتی به سطح عالی برسد، مشروط به اینکه یافته‌های حاصل از این تحقیق را آگاهانه به کار بندد.&quot;در ادامه مراحل این تحقیق پنج ساله را بررسی می‌کنیم:مرحله اول: تحقیق در ابتدا یک تیم متشکل از 21 محقق اقدام به پیدا کردن شرکت‌هایی کردند که الگوی رهسپاری به تعالی را نشان می‌دادند. یعنی طبق این الگو شرکت‌هایی که به مدت پانزده سال سود سهام مرکب آن‌ها در حد متوسط بازار سهام بود اما در یک مرحله خاص و به طور ناگهانی جهش کرده و سود سهام مرکب آن‌ها طی پانزده سال بعد به حداقل سه برابر بازار رسیده باشد. پانزده سال به این دلیل معیار قرار داده شد که شرکت‌هایی که ناگهان به طور شگفت‌انگیز و یا با خوش‌شانسی به موفقیت رسیدند از این دسته حذف شوند. همچنین این مدت از دوران تصدی اغلب مدیران بیشتر است.همچنین سه برابر بازار به این دلیل انتخاب شد که از عملکرد شرکت‌های مطرح دیگر فراتر می‌رفت. به‌طور مثال ارزش سهام بوینگ (Boeing)، کوکاکولا (Coca Cola)، جنرال الکتریک (General Electric) و چند شرکت مطرح دیگر بین سال‌های 1985 تا 2000 فقط 2.5 برابر بیشتر از بورس سهام بود.در نتیجه 11 شرکت رهسپار تعالی عبارتند از: اَبوت (Abbott)، سیر کویت سیتی (Circuit City)، فانی مِی (Fannie Mae)، ژیلت (Gillette)، کیمبرلی کلارک (Kimberly-Clark)، کروگر (Kroger)، نوکور (Nucor)، فیلیپ موریس (Philip Morris)، پیتنی بوز (Pitney Bowes)، والگرینز (Walgreens) و ولز فارگو (Wells Fargo). مرحله دوم: مقایسهدر این مرحله مهم‌ترین قدم در کل پروژه تحقیق برداشته شد. یعنی شرکت‌های رهسپار تعالی را در مقابل یک سری از شرکت‌های هم‌تراز که موفق به جهش از مرحله خوب به عالی نشدند، قرار داده شدند. پرسش مهم این پروژه این نبود که: شرکت‌های رهسپار تعالی چه ویژگی‌های مشترکی دارند؟ بلکه این بود: نقاط مشترک شرکت‌های رهسپار تعالی چیست که آن‌ها را از شرکت‌های هم‌ترازشان متمایز می‌کند؟در نهایت علاوه بر انتخاب شرکت‌های رهسپار تعالی، دو دسته از شرکت‌های هم‌تراز نیز مشخص شدند:دسته اول شرکت‌هایی که در هنگام تحول، در صنعت مشابه با شرکت‌های رهسپار تعالی بودند و فرصت‌ها و منابع یکسانی داشتند اما موفق به جهش نشدند. (شامل 11 شرکت مانند آپجان، گِریت وسترن، اِی اَند پی، اِکِرد، بانک امریکا و غیره) دسته دوم شرکت‌های هم‌تراز بی‌ثبات که تغییر کوتاه مدتی به سوی تعالی داشتند ولی نتوانستند این خط‌مشی را برای همیشه حفظ کنند. (شامل 6 شرکت مانند کرایسلر، هَریس، تِلِدین و غیره).مرحله سوم: درون جعبه سیاه با جمع‌آوری تمام مقالات منتشر شده درباره این 28 شرکت در طول 50 سال گذشته، توجه گروه تحقیق به تحلیل عمیق در هر مورد معطوف شد. مقالاتی از قبیل: خط‌مشی، فن‌آوری، مدیریت، مصاحبه‌ی مدیران شرکت‌های رهسپار تعالی و غیره. همچنین تحلیل کمی و کیفی اطلاعاتی مانند سودآوری، پاداش‌های پرداخت شده به مدیران، سیاست‌های کلی، تعدیل نیرو، سبک مدیریت، ترازهای مالی و گردش کار مدیران.این تلاش تحقیقاتی را می‌توان همچون نگاه کردن به درون جعبه سیاه فرض کرد. در طول مسیر، هر مرحله به منزله‌ی اتصال لامپی دیگر برای نورافشانی به عملکرد‌های پنهان فرآیند تبدیل خوب به عالی بود. درون جعبه سیاهتوجه به این نکته ضروری‌ست که تمام مفاهیم این کتاب از طریق استنتاج تجربی اطلاعات واقعی به دست آمده است. یعنی این پروژه با آزمودن اثبات یک فرضیه آغاز نشده است. بلکه تلاش شده مستقیما از طریق شواهد، یک تئوری نتیجه‌گیری شود. مرحله چهارم: از بی نظمی تا رسیدن به مفهومدر نهایت با اطلاعات به دست آمده، انجام تحلیل‌ها، بررسی شواهد و مباحث، یک چارچوب منسجم از یافته‌ها طرح‌ریزی شد. هر مفهوم اصلی در چارچوب نهایی، نقش اساسی در روند تحلیل کلیه شرکت‌های رهسپار تعالی در طول سالیان سرنوشت‌ساز داشته است، در حالی که این متغیر در کمتر از سی درصد شرکت‌های هم‌تراز دیده شده است. نمودار زیر نشان‌دهنده یک فرآیند تکاملی است که در پی آن پیشرفت حاصل می‌شود. این فرآیند از سه مرحله کلی تشکیل شده است: افراد منضبط، افکار منضبط و عملکردهای منضبط. چرخه تکامل از خوب به عالیحرکت در پیرامون کل این چارچوب، مفهومی است که آن را چرخه رشد می‌نامیم. این چرخه شکل کلی فرآیند رهسپاری به تعالی را نشان می‌دهد که در فصول آتی آن‌ها را به طور مفصل بررسی خواهیم کرد. نتایج پژوهش چه بود؟با توجه به نمودار بالا می‌توان عناصر آن را توضیح داد: رهبری سطح پنجم) در کمال تعجب رهبران شرکت‌های رهسپار تعالی بر خلاف مدیران سرآمد که نامشان در تیتر اول روزنامه‌ها به چشم می‌خورد، افرادی متواضع، ساکت، موقر و حتی کم‌رو هستند. یعنی ترکیب متناقضی از تواضع فردی و اراده‌ی حرفه‌ای. اول فرد ...... بعد هدف) بر خلاف تفکر رایج که گمان می‌شود رهبران رهسپاری به تعالی کار خود را از نوعی بینش و خط‌مشی جدید آغاز می‌کنند، اما آن‌ها ابتدا افراد شایسته را وارد سازمان کرده و افراد ناشایست را حذف می‌کنند. سپس با قرار دادن این افراد در جایگاه مناسب هدف سازمان را تعیین می‌کنند. با حقایق ناخوشایند روبرو شویم) برای فهمیدن راهی برای رهسپاری به سوی تعالی، مطالعه تجارب کسی که مدتی اسیر جنگی بوده، می‌تواند حاوی نکات سودمند زیادی باشد. شما قویا باید به این موضوع ایمان داشته باشید که به‌رغم وجود مشکلات، در نهایت موفق خواهید شد. ولی در عین حال، به طور پیوسته خود را جهت رویارویی با تمام واقعیات ناخوشایند مهیا کنید. مفهوم خارپشتی) جهش از درجه خوب به عالی مستلزم فرارفتن از مرز شایستگی صرف است. فقط به این دلیل که این کار حرفه اصلی شماست یا صرف این که شما سال‌ها و چندین دهه به آن اشتغال داشته‌اید، لزوما به معنای آن نیست که شما برای انجام آن در دنیا بهترین هستید.فرهنگ مبتنی بر نظم) همه شرکت‌ها از نوعی فرهنگ برخوردارند. برخی شرکت‌ها مقررات دارند، اما تعداد معدودی از آن‌ها فرهنگ نظم و مقررات دارند. وقتی فرهنگ مبتنی بر نظم را با وجدان کاری ادغام کنید، نوعی قدرت جادویی به دست می‌آید که شما را به سوی عملکرد‌های عالی سوق می‌دهد. فرهنگ مبتنی بر نظم و مقرراتشتاب‌دهنده تکنولوژی) فن‌آوری به خودی خود، هرگز دلیل اولیه و اساسی صعود یا نزول یک سازمان نیست. درواقع شرکت‌های رهسپار تعالی برداشت متفاوتی از تاثیر فن‌آوری دارند و هرگز آن را ابزار اولیه ایجاد تحول تلقی نمی‌کنند. در حالی که در زمینه استفاده دقیق از فن‌آوری‌های برگزیده حرف اول را می‌زنند.چرخه رشد و چرخه نابودی) کسانی که تحولات سریع، تغییرات چشمگیر و تجدید سازمان‌های ناگهانی را پدید می‌آورند، به احتمال قریب به یقین قادر به ایجاد جهشی برای ارتقا از مرحله خوب به عالی نیستند. به عبارتی جهش ‌های رهسپاری به تعالی، صرف نظر از نتایج چشمگیری که در پایان دارند، هرگز در یک مقطع کوتاه به وجود نمی‌آیند.از رهسپاری به تعالی تا رسیدن به رستگاری) رهسپاری به تعالی محصول دوران ماندگاری نیست بلکه بیشتر مقدمه‌ای برای آن به شمار می‌رود. یعنی چگونه یک سازمان خوب به سازمانی بدل می‌شود که می‌تواند نتایح عالی را به دست آورده و با حفظ آن، خود را به سازمانی با ثبات تبدیل کند.سخن پایانی: در نهایت نویسنده اضافه می‎‌کند علی‌رغم اینکه حجم تغییر و تحول در محیط بسیار بالاست و این تغییرات به سرعت اتفاق می‌افتند، اما قوانینی که در پی این تحقیق حاصل شدند دایمی و ثابت خواهند بود. درواقع این کتاب نهایتا راجع به یک موضوع است: قوانین ثابت فرآیند رهسپاری به تعالی. </description>
                <category>محمد طالشی</category>
                <author>محمد طالشی</author>
                <pubDate>Wed, 19 May 2021 15:42:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از فایزر تا مُدرنا</title>
                <link>https://virgool.io/@TaleshiMohammad/%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D9%8F%D8%AF%D8%B1%D9%86%D8%A7-cjwp1mcjbgi1</link>
                <description>تولید واکسن کووید-19 نوید بازگشت به زندگی عادی را می‌دهد. همچنین یک مارکت جهانی به ارزش ده‌ها میلیارد دلار برای شرکت‌های تولید کننده واکسن ایجاد کرده است. در حال حاضر یک رقابت شدید بین دو شرکت داروسازی فایزر (Pfizer) و مدرنا (Moderna) به وجود آمده است که می‌توان آن‌ها را برندگان اصلی این بازار پیش‌بینی کرد. در حالی که مُدرنا از 11 سال پیش شروع به فعالیت کرده است و تنها 830 کارمند دارد و تا به امروز سودی کسب نکرده است، تاریخ تاسیس فایزر به سال 1849 برمی‌گردد و با بیش از 80 هزار نیروی کار سال گذشته سود خالصی معادل 9.6 میلیارد دلار را تجربه کرده است.در طرف مقابل شرکت‌های داروسازی انگلیسی - سوئدی آسترازنکا (Astrazeneca) و شرکت آمریکایی جانسون اند جانسون (Johnson &amp;amp; Johnson) متعهد شده‌اند تا پایان پاندمی کرونا از فروش واکسن‌های خود سودی کسب نکنند. در ادامه به طور مختصر واکسن تولیدی این شرکت‌ها و درآمد حاصل از فروش هر کدام را بررسی خواهیم کرد :1)شرکت‌های اروپایی Pfizer / BioNTechواکسن فایزرشرایط نگهداری : منفی 70 درجه سانتیگرادحجم سفارش : 780 میلیون دُز شامل آمریکا (200 میلیون دُز)، اتحادیه اروپا (300 میلیون دُز)، اتحادیه بین‌المللی کواکس (40 میلیون دُز)قیمت برای هر دو دُز : 30 دلار در اروپا، 39 دلار در آمریکا درآمد حاصل از فروش در سال 2021 : بین 15 تا 30 میلیارد دلارتغییرات قیمت سهام در 12ماه گذشته : فایزر مثبت 1.8 درصد / بیواِن‌تِک مثبت 156 درصد2)شرکت آمریکایی Modernaواکسن مدرنا شرایط نگهداری : منفی 20 درجه سانتیگراد حجم سفارش : انگلیس (17 میلیون دُز)، اتحادیه اروپا (310 میلیون دُز)، آمریکا (300 میلیون دُز)، ژاپن (50 میلیون دُز)قیمت برای هر دو دُز : 36 دلار در اروپا، 30 دلار در آمریکا  درآمد حاصل از فروش در سال 2021 : بین 18 تا 20 میلیارد دلار تغییرات قیمت سهام در 12ماه گذشته : مثبت 372 درصد3)شرکت چندملیتی آمریکایی Johnson &amp; Johnson واکسن جانسون اند جانسونشرایط نگهداری : منفی 20 درجه سانتیگراد حجم فروش : آمریکا (30 میلیون دُز)، اتحادیه اروپا (400 میلیون دُز)، انگلیس (30 میلیون دُز)، اتحادیه بین‌المللی کواکس (500 میلیون دُز)قیمت برای هر یک دُز : 10 دلاردرآمد حاصل از فروش در سال 2021 : حدودا 10 میلیارد دلار تغییرات قیمت سهام در 12ماه گذشته : مثبت 7.7 درصد4)شرکت اروپایی AstraZenecaواکسن آسترازنکاشرایط نگهداری : منفی 20 درجه سانتیگراد  حجم فروش : آمریکا (300 میلیون دُز)، اتحادیه اروپا (400 میلیون دُز)، انگلیس (100 میلیون دُز)،ژاپن (120 میلیون دُز) قیمت برای هر دو دُز : بین 4.3 تا 10 دلاردرآمد حاصل از فروش در سال 2021 : بین 2 تا 3 میلیارد دلار  تغییرات قیمت سهام در 12ماه گذشته : منفی 8.6 درصد</description>
                <category>محمد طالشی</category>
                <author>محمد طالشی</author>
                <pubDate>Sat, 24 Apr 2021 23:00:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین مطلب فضای مجازی !</title>
                <link>https://virgool.io/@TaleshiMohammad/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%A8-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-o22vgozubj14</link>
                <description>همیشه انتشار اولین مطلب داخل فضاهای مجازی یا رسانه‌های اجتماعی کار خیلی سختیه. همه ما تجربه گذاشتن اولین استاتوس فیسبوک، اولین پست اینستاگرام یا اولین توییت داخل توییتر رو داشتیم. نمیدونیم چرا این کار رو انجام میدیم و چی باید بنویسیم و انتشار بدیم. ولی مطمئنیم باید از یه جایی شروع کنیم. این &quot;اولین&quot; ها هستند که به طور رسمی حضور و فعالیت مارو داخل فضای مجازی اعلام میکنن. بعدها وقتی برمیگردیم و &quot;اولین&quot; رو نگاه میکنیم، اگه حافظی حسی خوبی داشته باشیم کاملا اون لحظه برامون تداعی میشه. چه ساعتی از روز این کار رو کردیم، کجا بودیم، چه حس و حالی داشتیم و حتی چه تصوری از ادامه مسیر داشتیم. شاید اگه بعد از چند ماه یا چند سال برگردیم و اون اولین پست رو نگاه کنیم با خودمون بگیم : پسر این چه کاری بود من کردم ! فازم چیه ؟! :))بهرحال این نوشته مقدمه و بهونه ای برای ورود من به ویرگولـه، امیدوارم آورده‌ی خوبی برام داشته باشه</description>
                <category>محمد طالشی</category>
                <author>محمد طالشی</author>
                <pubDate>Sat, 24 Apr 2021 19:36:36 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>