<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های تجارت</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Tejarat</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 12:00:03</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/60213/avatar/nbQJNx.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>تجارت</title>
            <link>https://virgool.io/@Tejarat</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دکمه آسانسور</title>
                <link>https://virgool.io/@Tejarat/%D8%AF%DA%A9%D9%85%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1-srlocwpocpjx</link>
                <description>آسانسور‌ها اغلب کاربرد عمومی دارند و جریان هوا در این آسانسور‌های کابین دار بسیار کم است؛ لذا مکان‌های بالقوه آلوده‌ای حساب می‌شوند؛ بنابراین درصورتی که می‌توانید و بیماری خاص ندارید قید آسانسور را بزنید و برای تردد بین طبقات تا حد ممکن از پله استفاده کنید، اما اگر از آسانسور استفاده می‌کنید نباید مضطرب باشید و باید نکات زیر را برای پیشگیری از ویروس کرونا انجام دهید:دستمال یکبار مصرف همیشه همراه خود داشته باشید و هنگام سوار شدن از ماسک استفاده کنید.برای فشردن دکمه طبقه‌ی مورد نظرتان از دستمال استفاده کنید و بدون دست زدن به سمتی از دستمال که با کلید‌ها تماس داشته به داخل تا بزنید.درصورت موجود نبودن دستمال می‌توانید از کاغذ و خلال دندان استفاده کنید و بلافاصله پس از خروج از آسانسور در سطل زباله بیندازید.مسعود مردانی عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و عضو کمیته کشوری کرونا و آنفولانزا در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان گفت:مهمترین موضوع در اپیدمی کرونا مربوط به دست‌های آلوده است که عامل اصلی انتقال به اشیا و افراد دیگر هستند بنابراین توصیه می‌شود دست‌ها را مکرر بشوییم.احتمال آلودگی افرادی که قبل از ما حضور داشتند و دستگیره و دکمه آسانسور را لمس کرده اند غیرممکن نیست به همین دلیل توصیه می‌شود دستگیره و کلید آسانسور‌های واحد مسکونی به طور مرتب ضدعفونی شوند و کسانی که کلید آسانسور و یاخودپرداز را لمس می‌کنند به خاطر احتمال آلودگی حتما دست‌های خود را بشورند.همچنین هنگام لمس دکمه آسانسور بهتر است که مستقیماً از انگشت دست استفاده نشود.اگر با انگشت دکمه آسانسور را لمس کردید از لمس دیگر اعضای بدن خودداری کرده و به محض پیاده شدن از آسانسور دست‌هایتان را بشویید.توصیه می‌شود دفعات استفاده از آسانسور را کاهش داده و برای تردد بین طبقات تا حد امکان از پله استفاده شود؛ اما در مناطقی که بیماری شیوع زیادی ندارد و خطر ابتلا پایین است نباید استرس و اضطراب زیاد داشت و باید فوری دست‌ها را شست.</description>
                <category>تجارت</category>
                <author>تجارت</author>
                <pubDate>Sat, 04 Apr 2020 10:01:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توصیه های بهداشتی استفاده از آسانسور و پله برقی</title>
                <link>https://virgool.io/@Tejarat/%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D9%BE%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%82%DB%8C-nupjmh00kziv</link>
                <description>توصیه های بهداشتی استفاده از آسانسور و پله برقی۱. برای شستی های احضار و دستگیره درب های آسانسور از دستمال کاغذی ، دستکش و گوش پاک کن استفاده کنید(ماندگاری ویروس روی استیل ۳ تا ۲۸ روز و روی شیشه ۴ روز است)۲. به دیوارهای کابین تکیه ندهید (ماندگاری ویروس روی استیل ۳ تا ۲۸ روز و روی چوب ۴ روز است)۳. درصورت داشتن جنسی در دستانتان ، آن را زمین نگذارید(ماندگاری ویروس روی سرامیک ۵ روز است)۴. تا حد امکان بصورت تک نفره از آسانسور استفاده کنید۵. فن کابین را در بدو ورود به کابین روشن کنید ۶. اکثر کابین های آسانسور از استیل تولید شده اند و ماندگاری ویروس طبق تحقیقات ۳تا ۲۸ روز است بنابراین هر روز کابین را ضد عفونی کنید۷.  کابین را در زمان استراحت در طبقه ای که بیشترین گردش هوا را دارد پارک کنید و درب آن را باز نگه دارید ۸. در صورت امکان از پله برقی استفاده کنید۹. دستگیره پله برقی را بدون داشتن دستکش لمس نکنید ۱۰. فاصله ای دو تا سه پله را از همدیگر روی پله ها رعایت کنید.واحد آموزش  صدرالکترونیک دنا</description>
                <category>تجارت</category>
                <author>تجارت</author>
                <pubDate>Sat, 04 Apr 2020 09:48:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طریقه مبارزه با ویروس کرونا در آسانسورها:</title>
                <link>https://virgool.io/@Tejarat/%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82%D9%87-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B3-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-puhbewvxwcnc</link>
                <description>طریقه مبارزه با ویروس کرونا در آسانسورها:1- رعایت فاصله حداقل یک متری از یکدیگر و پرهیز از صحبت کردن در محیط های بسته شبیه کابین آسانسور2- استفاده از ماسک و پرهیز از تماس دست (بدون دستکش)  با دکمه های آسانسور، گرفتن دستگیره کابین و تکیه دادن به دیواره کابین آسانسور، به جهت اینکه احتمال انتقال ویروس حتی از طریق لباس ها نیز به محیط منزل وجود دارد.3- جهت اجتناب از تماس مستقیم با دکمه های آسانسور میتوان از دستکش یکبار مصرف، گوش پاک کن، خلال دندان و یا دستمال کاغذی استفاده کرد.4- مکررا و در اولین فرصت نسبت به شستشوی بهداشتی دستها اقدام شود5- در صورت داشتن علائم شبیه آنفولانزا، با آب و نمک، دهان خود را شستشو داده و به پزشک مراجعه نمایید.گروه بهداشت سنديکاي آسانسور و پله برقي ايران</description>
                <category>تجارت</category>
                <author>تجارت</author>
                <pubDate>Sat, 07 Mar 2020 10:47:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درایو به زبان ساده</title>
                <link>https://virgool.io/@Tejarat/%D8%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-rjmoygrvfli7</link>
                <description>درایو به زبان سادهدرایو الکتریکی برای اولین بار در سال 1838 توسط B.S.Iakobi در کشور روسیه اختراع شد. او یک موتور DC که با باطری کار می‎کرد را برای جلو راندن یک قایق به کار برد. اگرچه برای استفاده از درایو الکتریکی در صنعت مدت زمان بیشتری لازم بود و اولین بار در سال 1870 این اتفاق افتاد. امروزه استفاده از درایو الکتریکی در همه جا و در همه صنایع مشاهده می‎شود. ما میدانیم که سرعت یک ماشین الکتریکی (موتور یا ژنراتور) را میتوان با استفاده از فرکانس جریان منبع و همچنین ولتاژ اعمال شده کنترل کرد. اگرچه میتوان سرعت چرخش یک ماشین را با استفاده از درایو الکتریکی به طور دقیق کنترل کرد، ولی مزیت اصلی یک درایو الکتریکی این است که با کنترل دقیق موتور، میتوان سرعت و گشتاور حرکت آن را بهینه کرد.#تابلوفرمانآسانسور#درایو#آسانسور#اسانسور#صانیک#ساناwww.sadrelectronic.comکانال تلگرام :  @sadrelectronic</description>
                <category>تجارت</category>
                <author>تجارت</author>
                <pubDate>Sat, 07 Mar 2020 10:46:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>?شرایط آسانسور دسترس آتش نشان چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Tejarat/%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-z2rltm0wdxjx</link>
                <description>?شرایط آسانسور دسترس آتش نشان چیست؟1. هر آسانسور دسترس آتش نشان باید مستقلا در 1 شفت(چاه) محافظت شده جداگانه باشد.2. آسانسور دسترس آتش نشان باید به تمام طبقات دسترسی داشته باشد.3. این آسانسورها باید به 1 لابی باز شوند.4. لابی باید حداقل 1ساعت در مقابل حریق مقاوم باشد.5. درب لابی باید حداقل 45 دقیقه در مقابل حریق مقاوم باشد.6. لابی باید به شفت محافظت شده یکی از پلکان های خروج دسترس مستقیم داشته باشد.7. مساحت لابی باید حداقل 14 متر مربع باشد.8. عرض لابی باید حداقل 245cm باشد.9. آسانسور دسترس آتش نشان باید دارای ظرفیت حداقل 13 نفر (1000 کیلو گرم) باشد.10. از 2 آسانسور دسترس آتش نشان باید حداقل یکی قابلیت حمل برانکارد (حداقل ابعاد 2100×1600میلی متر) را داشته باشد.11. آسانسور دسترس آتش نشان باید دارای کلید آتش نشان باشد(هنگام حریق با تحریک کلید آتش نشان، به طبقه ورودی اصلی مراجعه کند و به سایر احضارها در سایر طبقات پاسخ ندهد و سپس در اختیار آتش نشان راهبر داخل کابین قرار گیرد)12. نیروی برق اضطراری باید چهار قسمت زیر را مرتبط با آسانسور دسترس آتش نشان تغذیه کندالف. تاسیسات آسانسورب. روشنایی شفت(چاه) آسانسورج. تاسیسات خنک کننده و تهویه اتاق تاسیسات آسانسورد. تاسیسات کنترل خنک کننده آسانسور13. تمامی کابل ها و سیم هایی که در خارج از شفت(چاه) آسانسور و خارج اتاق آسانسور(خارج موتورخانه) قرار می گیرند و نیروی برق عادی و اضطراری را برای کنترل سیگنال ها، ارتباطات با اتاق آسانسور، روشنایی، گرمایش، هواسازی، تهویه و سیستم کشف حریق برای آسانسورهای آتش نشان فراهم می کنند یا باید توسط ساختاری با حداقل 90 دقیقه مقاومت در برابر حریق محافظت شوند یا دارای حداقل 90 دقیقه مقاومت در برابر آتش باشند14. از عدم نفوذ آب ناشی از سیستم اسپرینکلر سایر فضاها یا سایر دلایل نشت آب، به فضای شفت آسانسور دسترس آتش نشان با روش های مناسب اطمینان حاصل گردد15. تمامی ارتفاع شفت این آسانسورها باید در زمانی که عملیات امداد و نجات در جریان است دارای حداقل 11 لوکس روشنایی باشدصفحه 190 مبحث 3</description>
                <category>تجارت</category>
                <author>تجارت</author>
                <pubDate>Sat, 07 Mar 2020 10:45:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>IP درجه حفاظت چيست</title>
                <link>https://virgool.io/@Tejarat/ip-%D8%AF%D8%B1%D8%AC%D9%87-%D8%AD%D9%81%D8%A7%D8%B8%D8%AA-%DA%86%D9%8A%D8%B3%D8%AA-wzvnlpbzw1bh</link>
                <description>ü آيا ميدانيد   مفهوم واژهIP مندرج روی قطعات الکترونیکی چیست..؟؟؟   ✅حفاظت در مقابل تماس و نفوذ آب و گرد و خاک  در بسیاری از محیط ها، وسایل الکترونیکی باید در شرایط سخت و غیر قابل پیشی بینی کار کنند و همچنین در معرض گرد و خاک و رطوبت نیز هستند. درجه حفاظتیIP نشان میدهد که چطور و در چه مکانی این وسایل قابل استفاده هستند و خطر کمتری آنها را تهدید میکند.   آی پی، درجه حفاظت تجهیزات در مقابل ورود گرد و خاک و آب و رطوبت را بیان می کند که مطابق جداول زیر عدد اول درجه حفاظت در مقابل ورود ذرات جامد و عدد دوم درجه حفاظت در مقابل نفوذ آب و رطوبت را بیان می کند.    ⭕عدد اول از سمت چپ  0️ هیچ حفاظت خاصی ندارد1️ حفاظت در برابر اجسامی با قطری بزرگتر از 50 میلیمتر2️ حفاظت در برابر اجسامی با قطری کمتر از 12میلیمتر3️ حفاظت در برابر اجسامی با قطری کمتر از 2.5 میلیمتر4️ حفاظت در برابر اجسامی با قطری کمتر از 1 میلیمتر5️ حفاظت کامل در برابر تماس و ته نشین شدن گرد و خاک6️ حفاظت کامل در برابر تماس و نفوذ گرد و خاک   ⭕️ عدد اول از سمت راست  0 ضد آب نیست1️ حفاظت در برابر چکیدن آب2️ حفاظت در برابر چکیدن عمودی آب (زاویه تا 15 درجه3️ حفاظت در برابر آب اسپری شده (زاویه تا 60 درجه)4 حفاظت در برابر آب پاشیده شده5 حفاظت در برابر آب خارج شده از لوله6️حفاظت در برابر دریاهای سنگین و یا جت های آب قوی7️حفاظت در برابر غوطه ور شدن8️حفاظت در برابر زیر آب رفتن کامل و مداوم9️حفاظت در برابر ورود آب از هر جهت حتی زیر فشار زیاد در ساختمان سازی (فشار بالا / بخارشوی، 80-100 درجه)◀️مثال: IP656 به معنی حفاظت کامل بدون نفوذ گردو غبار5 به معنی عدم نفوذ در برابر پاشش آب از همه طرف (360 درجه) بدون فشار.</description>
                <category>تجارت</category>
                <author>تجارت</author>
                <pubDate>Sun, 16 Feb 2020 08:43:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جلسه مجمع عمومی عادی به طور فوق العاده سندیکا</title>
                <link>https://virgool.io/@Tejarat/%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%85%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%81%D9%88%D9%82-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D9%86%D8%AF%DB%8C%DA%A9%D8%A7-nuvkvy2ifdxf</link>
                <description>جلسه مجمع عمومی عادی به طور فوق العاده سندیکا در ساعت ۱۱:۰۰ روز چهارشنبه مورخ ۹۸/۱۰/۲۵ با حضور شرکتهای عضو و با رسیدن به حد نصاب در محل اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران برگزار گردید.در ابتدای جلسه جناب آقای سید قاسمی به عنوان رئیس سنی مجمع انتخاب شده و در ادامه با اکثریت آرا جناب آقای کوشا مینافر به عنوان رئیس مجمع و جناب آقایان کرمی و خیاطی به عنوان ناظرین و جناب آقای نورانی به عنوان منشی جلسه انتخاب شدند.پس از آن جناب آقای مرزبان به عنوان خزانه دار سندیکا گزارش عملکرد مالی سندیکا در طی ۹ ماهه سال ۹۸ را ارائه نموده و همچنین به سوالات و شبهات مطرح شده توسط حاضرین پاسخ دادند. در طی صحبت های آقای مرزبان مقرر گردید بدهی اتحادیه کشوری آسانسور و پله برقی حداکثر تا پایان شهریورماه به صندوق سندیکا پرداخت شود.پس از آقای مرزبان جناب آقای الهی به عنوان بازرس هیئت مدیره توضیحاتی در خصوص عملکرد هیئت مدیره دوره نهم ارائه نمودند.در ادامه جلسه جناب آقای مینافر رئیس مجمع به ترتیب حروف الفبا از نامزدهای احراز پست هیئت مدیره درخواست کردند که جهت معرفی خود به مدت ۲ دقیقه با اعضا صحبت نمایند. که از ۲۶ نامزد ثبت نام شده تعداد ۸ نفر به نفع سایر نامزدها انصراف دادند.پس از معرفی نامزدها با اعلام رئیس مجمع رای گیری آغاز و با نتایج ذیل به پایان رسید.</description>
                <category>تجارت</category>
                <author>تجارت</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jan 2020 12:33:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آینه آسانسور</title>
                <link>https://virgool.io/@Tejarat/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1-hcjrojlpbgsl</link>
                <description>درب آسانسور را که باز میکنید اولین چیزی که میبینید و خوشحال هم میشوید آینه است اما حالا میخواهیم بدانیم چرا در آسانسورها آینه نصب میکنند؟امروزه در هر شهر بزرگی، بناهای بلند و چندطبقه ای وجود دارد که بدون آسانسور، استفاده از آنها غیرممکن به نظر می رسد. اما آیا تا به حال فکر کرده اید که وجود آینه در آسانسور برای چیست؟جواب این سؤال احتمالا شما را غافلگیر خواهد کرد؛ چون حقیقت این است که نصب آینه در آسانسور دلیل روانی دارد.مردم در آغاز دوران استفاده از آسانسور برای جابجایی بین طبقات، از کندی حرکت آن شکایت داشتند. متخصصان دریافتند که این مشکل از نگاه کردن آنها به دیوارهای آسانسور ناشی می شود که کاری بسیار خسته کننده است و باعث می شود گذر زمان کند به نظر برسد.دو راه حل برای این مشکل وجود داشت:نخست، نوسازی آسانسور و افزایش سرعت آن و دوم، منحرف کردن توجه مردم به چیز دیگری که حرکت آسانسور را در نظرشان سریع تر کند.متخصصان با توجه به هزینه های سنگین نوسازی آسانسور به نصب آینه روی آوردند. امروزه در اغلب آسانسورها شما می توانید با نگاه کردن به آینه سرگرم شوید.صدر الکترونیک دناطراحی و تولید سیستم های الکترونیکی و صنعتی آسانسور021442310850214423108609101645276شریفی</description>
                <category>تجارت</category>
                <author>تجارت</author>
                <pubDate>Mon, 11 Nov 2019 16:01:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدعی کیفیت</title>
                <link>https://virgool.io/@Tejarat/%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-q9li3vpzh1dy</link>
                <description>ما مدعی ارزان فروشی نیستیم!ما کیفیت را می فروشیم و معتقدیم هیچ کس ارزان خریدن را به خاطر نخواهد آورد ولی نه محصول بی کیفیت نه با کیفیت فراموش نخواهد شد.کیفیت رمز ماندگاریست.برتری  این است که کیفیت شارژ و دشارژ آن بهتر است.مزیت ها 1 -شارژ و دشارژ UPS باکیفیت‌تر است؛ 2- طول عمر UPS بیشتر است.UPS Sanic   MADE IN IRAN5 سال گارانتی برد1سال گارانتی باطری</description>
                <category>تجارت</category>
                <author>تجارت</author>
                <pubDate>Mon, 11 Nov 2019 15:55:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درس از حوادث اسانسور</title>
                <link>https://virgool.io/@Tejarat/%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%AB-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1-ftnu6vkpwyel</link>
                <description>به گواهی آمار یکی از مهمترین حوادث خطرناک و دردناک در استفاده از آسانسور، سقوط افراد در چاهک آسانسور می‌باشد که در خوشبینانه‌ترین حالت منجر به شــکستگی اعضا بدن و در بدبینانه‌ترین حالــت موجب مــرگ می‌شود، متاســفانه سهم مرگ در این حادثه بیشــتر می‌باشد.- حال با مقدمه فوق نظر شــما رو به چند مورد آمــوزشی سـاده جلب می‌کنیم. امید است با رعــایت موارد ذیل آرامش را به خود و دیگران هدیه کنید.- آسانسور تحت هر شرایطی، ماهی یکبار توسط سرویسکار مجرب - اعزام شده از شرکت واجد شرایط و معتبر - بایستی سـرویس شود.- گواهی اسـتاندارد آسـانسور سـاختمان بایستی هر سال توسط شرکت‌های مـجاز تمـدید شـوند.- هنـگام خرابی آسانسور در صورت رعـایت 2 مورد فوق احتمال سقوط کابیـن صـفر است و تـرس از این مـوضوع، برای افراد درون کابین، کاملا بیهوده است.- افراد گیر کرده در کابین باید بدانند که اکسیژن به اندازه کافی در کابین موجود است.- توجه داشته باشید هنگام خرابی آسانسور چنانچه کف کابین وسط درب طبقه است به هیـچ عـنوان از وسایلی مانند چهار پایه، صندلی، نردبان و یا بغل کردن برای بیرون آوردن افراد از کابین اسـتفاده نکنید، چـون احتــمال سـقوط بداخل چاهک آسانسـور از زیر کابین بسیار بسیار زیاد است. لذا در چنین مواقعی اول کابین را هـمتراز طبقه کرده و سـپس افراد را خـارج کنید.- در هنگام سوار شدن به کابین هیچگاه عجله نکنید. چون ممکن است بـدلایل فنی، وقتیکه کابین راست طبقه نیست، درب لولایی آسانسور باز شود و شما ناخودآگاه و یا زمانی‌که با موبایل صحبت می‌کنید به داخل چاهک آسـانسور سقوط کنید.- همیشه وقتی درب لولایی آسانسور را باز کنید، که مطمئن شوید کابین همتراز با طبقه ایی است که شما در آن هستید. برای این موضوع کافی است به نمراتور شستی طبقه نگاه کنید.- حمل هر نوع بار بزرگ و غیر متعارف با آسانسور نفربر، طبق قانون استاندارد ممنوع است.- همیشه ظرفیت یک کابین توسط یک پلاک فلزی مشخص شده است، لذا هیچگاه بیشتر از ظرفیت کابین سوار نشوید.- زنگ اضطراری کابین در مواقع خرابی و قطع برق توسط یک باتری تغذیه میشود و تا چند ساعت یک لامپ اضطراری در کابین روشن میمان</description>
                <category>تجارت</category>
                <author>تجارت</author>
                <pubDate>Sat, 02 Nov 2019 09:39:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باتری آسانسور: ناجی شما هنگام قطعی برق</title>
                <link>https://virgool.io/@Tejarat/%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D8%AC%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D9%82%D8%B7%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%82-letkgmwdcpxl</link>
                <description>باتری آسانسور: ناجی شما هنگام قطعی برقاگر از خودتان می‌پرسید که مگر آسانسور باتری دارد، تصور کنید که وسط چله تابستان در آسانسور هستید و بعد از یک روز سخت چشم انتظارید که هرچه سریع‌تر به منزل برسید. از قضا، ناگهان برق قطع می‌شود و شما بین طبقات گیر می‌افتید.واقعاً دوست ندارید نیم ساعت، یک ساعت، یا حتی بیشتر در آسانسور حبس بمانید تا برق بیاید. اینکه این تجربه ناخوشایند اتفاق بیفتد یا نه، بستگی به آسانسور شما دارد؛ اگر آسانسور شما مجهز به سیستم اضطراری باشد می‌توانید با خیال راحت به نزدیک‌ترین طبقه برگردید.سیستم اضطراری آسانسور چطور کار می‌کند؟هنگامی که ناگهان برق قطع می‌شود، یک سیستم نجات اضطراری معمولی، طی  30 ثانیه شما را به نزدیک‌ترین طبقه ممکن می‌رساند. ساده‌ترین توضیح نحوه عملکرد سیستم اضطرای آسانسور این است که با قطعی برق، مگنت باز می‌شود و در صورتی که آسانسور درایو داشته باشد، موتور با نیروی باطری آسانسور یا UPS به دو طرف زور می‌زند. بسته به اینکه کدام سمت آمپر کمتری بکشد، کابین آسانسور به همان سمت هدایت می‌شود.اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم این مقایسه آمپرها در دو جهتِ حرکت موتور، توسط میکروکنترلر – که پردازشگری است که درواقع مغز تابلو فرمان شماست – انجام می‌شود. در نهایت، شما به نزدیک‌ترین طبقه برده می‌شوید.سیستم اضطراری آسانسورهای چندکابینهدر مواردی که چندین آسانسور وجود دارد (مثل مجتمع‌هایی با تعداد بسیار زیادی آسانسور) کابین‌های آسانسور با قطعی برق باید به لابی برگردند و در آنجا با درهای باز متوقف بمانند. حین اینکه هرکدام از کابین اسانسور در حال برگشت هستند، بقیه کابین‌ها باید متوقف باشند تا اضافه‌باری برای ژنراتورهای برق اضطراری یا باتری‌ها ایجاد نشود؛ که البته این بستگی مستقیم به ظرفیت ژنراتور برق اضطراری یا باتری اضطراری دارد.وقتی تمام کابین‌ها به لابی برگشتند، یک یا چند کابین انتخاب می‌شوند تا با برق ژنراتور کار کنند؛ تعداد آنها به ظرفیت ژنراتور بستگی دارد. این بخش اتوماتیک را می‌توان به‌صورت دستی انجام داد. تعداد واقعی کابین‌هایی که با برق اضطراری کار می‌کنند را می‌توان یک مقدار ازپیش‌برنامه‌ریزی‌شده قرار داد و تعداد کابین‌ها نباید از مقدار تعیین‌شده بیشتر شود.توجه کنید که برای ساختمان‌های بزرگ با تعداد زیاد آسانسور استفاده از ژنراتور برق اضطراری به‌جای باتری منطقی‌ست.سیستم اضطراری آسانسورهای هیدرولیکبرای آسانسورهای هیدرولیک نیز باید سیستمی برای پایین آوردن آسانسور در زمان قطعی برق موجود باشد. این عملیات می‌تواند کابین را به پایین‌ترین سطح بیاورد و برای مسافران امکان خارج شدن از کابین آسانسور را فراهم کند. برای این عملیات به یک سیستم تغذیه باتری‌دار نیاز است. در ساختمان‌هایی مانند بیمارستان‌ها و آسایشگاه‌ها از یک ژنراتور برق اضطراری استفاده می‌شود.UPS بهتر است یا باتری آسانسوراگر شما در یک ساختمان معمولی هستید، از هردوی باتری آسانسور و UPS می‌توان استفاده کرد. اما این دو تفاوت‌هایی دارند؛ به‌طور مثال UPS عمر متوسط 4-5 سال را دارد اما باتری آسانسور 1 تا 2 سال عمر دارد. با این حال، UPS از باتری آسانسور گران‌تر است.برتری دیگر UPS بر باتری این است که کیفیت شارژ و دشارژ آن بهتر است.تفاوت‌های UPS  و باتری آسانسور 1- شارژ و دشارژ UPS باکیفیت‌تر است؛ 2- طول عمر UPS از باتری بیشتر است.قیمت باتری آسانسور و UPSباتری‌های ایرانی، برحسب میزان آمپر و ولتاژشان از 200 هزار تومان تا 400 هزار تومان، و باتری‌های خارجی آسانسور از 260 هزار تومان تا 600 هزار تومان هستند. قیمت UPS نیز از 2.5 میلیون تومان تا 4.5 میلیون تومان است (این قیمت‌ها در تابستان 98 گفته شده).آیا تمام آسانسورها باید مجهز به باتری آسانسور باشند؟همان‌طور که در ابتدای مقاله به تصویر کشیده شده، قطعی‌های برق ممکن است موجب حبس مسافران مابین طبقات شود. شاید به‌طور تخمینی بتوان گفت که 70درصد از آسانسورهای فعلی این قابلیت را دارند که بتوان سیستم اضطراری آسانسور را به آنها اضافه کرد. بنابراین وجود سیستم اضطراری آسانسور ضروری است. باتری آسانسور چگونه سرویس و نگهداری می‌شود؟سرویسکار باید در بازدید ها، از باتری تست مجازی بگیرد؛ یعنی باید به‌طور دستی برق را حین حرکت آسانسور قطع کند تا سیستم اضطراری به‌کار بیفتد و باتری دشارژ شود. توجه کنید که در صورتی که باتری ماهیانه دشارژ نشود، از عمر مفید آن کاسته شده و سریع‌تر خراب می‌شود.بنابراین این تست نه‌تنها برای بررسی وضعیت باتری است بلکه دشارژ باتری است، که در صورت استفاده نشدن از باتری ضرورت دارد.</description>
                <category>تجارت</category>
                <author>تجارت</author>
                <pubDate>Tue, 22 Oct 2019 08:58:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه مواردی در سرویس و نگهداری آسانسور بررسی می شود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Tejarat/%DA%86%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%88-%D9%86%DA%AF%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-zobwunmfhzre</link>
                <description>در دهه‌های گذشته آسانسور‌ها بسیار حادثه‌ساز بودند و سالانه چندین تن جان خود را به خاطر نقص در عملکرد آسانسور‌ها از دست می‌دادند‌، این امر مسئولین را به فکر واداشت و پس از بررسی‌های فراوان متوجه شدند که بسیاری از این حوادث به‌خاطر برخوردارد نبودن آسانسور ها از سرویس‌و نگهداری مناسب به‌وجود آمده است؛ این امر موجب شد تا قانونی مبنی بر اجباری شدن سرویس و نگهداری آسانسور وضع شود. با این وجود هم‌چنان بسیاری از افراد در سطح کشور از خدمات سرویس و نگهداری آسانسور استفاده نمی‌کنند.سرویس و نگهداری آسانسور چگونه باعث کاهش حوادث می‌شود؟تمام وسایل مکانیکی که ما در اطراف خود می‌بینیم، بسته به نوع،‌ میزان و نحوه استفاده ما از آن‌ها به سرویس و نگهداری احتیاج پیدا می‌کنند، آسانسور نیز از این قائده مستثنا نیست و برای کارکرد درست به سرویس و نگهداری آسانسور که به صورت ماهانه انجام می‌شود نیاز دارد.سرویسکار در هر سرویس و نگهداری آسانسور اجزاء و قطعات مختلفی از آسانسور بررسی می‌کند تا از عملکرد درست آن‌ها مطمئن شود و اگر قطعه‌ای دچار نقص باشد آن را تعمیر و یا تعویض می‌کنند، این امر باعث می‌شود که از برخی خرابی‌های آسانسور جلوگیری شود، در برخی موارد نقص در عملکرد بخش کوچکی از آسانسور باعث خرابی‌های بزرگ و جبران ناپذیری در آسانسور می‌شود؛ این خرابی‌ها گاهی منجر به ایجاد حادثه نیز می‌شوند.هم‌چنین شما باید این نکته را در نظر داشته باشید که داشتن یک سرویسکار که ماهیانه به ساختمان شما سر می‌زند برای اطمینان شما از عدم وقوع حادثه کافی نیست، برخی افراد سود جو تنها از شما مبلغی در ازای سرویس و نگهداری آسانسور دریافت می‌کنند اما آسانسور شما را بررسی نمی‌کنند یا برای جلوگیری از خرابی آسانسور سیستم ایمنی آسانسور شما را پل می‌کنند اکثر این افراد از مهارت کافی برخوردار نیستند و شما از آن‌ها تنها یک شماره تلفن دارید که در زمان بروز حادثه دیگر در دسترس نیست شما باید برای سرویس و نگهداری آسانسور خود از سرویسکاران مجاز استفاده کنید این افراد در استخدام یک شرکت بوده و در صورت بروز مشکل شرکت موظف است که مشکل شما را برطرف کند?در سرویس و نگهداری آسانسور چه مواردی بررسی می‌شود؟یک سرویس نگهداری آسانسور استاندارد در سه مرحله انجام می‌شودموتورخانه‌ی آسانسوریک سرویس و نگهداری اصولی از موتورخانه آسانسور و با بررسی تابلو فرمان و موتور گیربکس شروع می شوداین بررسی شامل چک کردن تمام مدار‌های ایمنی اطمینان پیدا کردن از پل نبودنپل به حالتی گفتی می‌شود که یک قطعه سیم کوتاه به دوسر یکی از قطعات مدار بسته شده باشد و ایجاد اتصال کوتاه کرده باشد تا دیگه اون قطعه کار نکنهبررسی قطعات و فهمیدن سیاه نشدن قطعاتاین امر نشان میدهد که آمپر برق بالا بوده و قطعه نیم سوز شده است(دارد می‌سوزد)سیم کشی ها شل نشده باشدبر‌روی قطعات خاک نشسته باشههردو باعث اختلال در کارکرد تابلو فرمان شده وبا صدای غیرعادی کار نکندپس از بررسی تابلو فرمان نوبت به برسی روغن موتور گیربکس می رسداکثر  آسانسور‌ها موتور گیربکس دارند که برای کارکردن به روغن موتور گیربکس نیاز دارد این روغن باعث روانکاری و کاهش اصطکاک، انتقال حرارت، جلوگیری از زنگ‌زدگی، پاک کنندگی و تعلیق ذرات حاصل از سایش، ضربه گیری، کاهش مصرف انرژی می‌شود.بازدید از ترمز موتور قدم بعدی استدر هر بازدید لنت و فنر ترمز‌ها آسانسور را بررسی می‌کنند.با بازدید از فن موتور سرویس نگهداری آسانسور شما در قسمت موتورخانه به پایان می‌رسدفن آسانسور برای خنک کردن موتور آسانسور استفاده می‌شود، اگر این قطعه در آسانسور از کاربیافتد گرمای موتور باعث خرابی آسانسور می‌شود، به خصوص در فصول گرم سالکابین آسانسور و چاه آسانسورسرویس و نگهداری از این بخش شاملبازدید از سیم بکسل‌ها و کشش آنسیم بکسل ، طنابی فولادی است که معمولا از طریق تاباندن تعدادی رشته سیم فلزی به دور یک هسته مفتولی شکل از جنس فولاد ساخته می شود، که برای کشیدن آسانسور از آن استفاده می‌شود.بازدید از ریل‌ها بازدید روغن‌دان ها و کفشک‌هاکفشک وسیله‌ایست که باعث حرکت آسان‌‌تر کابین آسانسور بر‌روی ریل‌ها می‌شود،خرابی این قطعه بر روی حرکت آسانسور تاثیر گذاشته و خرابی یا نقص در کارکرد آن باعث خرابی و توقف‌های مکرر در آسانسور می‌شود.بازدید لیمیت سوئیچ‌های بالا وپائینلیمیت سوئیچ‌ وسیله‌ایست که زمان ایستادن آسانسور را تعیین می‌کند، درست کار نکردن این قطعه تراز کابین را به هم میزندتراز آسانسوربازدید روشنایی کابین و چاه آسانسوردرب طبقات آسانسوربازدید و سرویس از کفشک و قرقره درب هابازدید آرام‌بند درب هاسرویسکار در تمام مراحل بالا هر جایی که نیاز به روغن‌کاری آچار‌کشی و یا نظافت داشته  باشد را انجام می‌دهندتمام  این مراحل 20 الی 35 دقیقه زمان می‌برد</description>
                <category>تجارت</category>
                <author>تجارت</author>
                <pubDate>Tue, 22 Oct 2019 08:51:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عجیب ترین و غول آساترین آسانسور جهان</title>
                <link>https://virgool.io/@Tejarat/%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%BA%D9%88%D9%84-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-tert1s3epidz</link>
                <description>این آسانسور یکی از عجیب ترین آسانسورهای دنیا می باشد. دو راه برای حمل نقل قایق بین دو ارتفاع متفاوت در آب وجود دارد. یکی استفاده از سدهای متحرک است که معمولا در رودخانه ها و کانال های آبراه دیده می شود و روش دیگر این است که به طور فیزیکی قایق از یک آبراه بلند شود و در آبراه دیگر قرار گیرد.بالابرهای قایق زیاد رایج نیستند و چرخ «فالکرک» در نزدیکی فالکرک در اسکاتلند تنها بالابر چرخشی قایق در نوع خود در جهان است و به عنوان نقطه عطفی در مهندسی در اسکاتلند در نظر گرفته می شود.چرخ فالکرک 35 متر ارتفاع دارد و کانال «Forth and Clyde» را به کانال «Union» متصل می کند که قبلا با 11 سد متحرک در فاصله 1.5 کیلومتری به هم متصل می شدند. اما این روش در سال 1993 کنار گذاشته شد و اتصالات شکسته شد. از این رو تصمیم گرفته شد که یک بالابر قایق لازم است تا دو آبراه را به هم مرتبط کند. اما از آن جا که مایل نبودند هر بالابری را استفاده کنند تصمیم گرفتند یک ساختار چشمگیر و نمایشی قرن بیست و یکمی ایجاد کنند.نتیجه این تصمیم، یک ساختار فوق العاده متعادل شد که «چرخ فالکرک» نام گرفت: اولین و تنها آسانسور چرخشی قایق در جهان.قایق ها وارد یکی از واگن های چرخ می شوند و همراه با آبی که در آن شناور هستند بالا و پایین برده می شوند. این بالابر براساس قانون جابجایی ارشمیدس کار می کند که طبق آن حجم هر قایق شناور در واگن دقیقا با حجم متناسبی از آب جابجا خواهد شد بنابراین ترکیب نهایی قایق و آب جرم کلی اصلی را متعادل نگه خواهد داشت. وزن برابر اجازه می دهد واگن ها در تعادل بمانند، بنابراین انرژی خیلی کمی برای جابجایی چرخاندن چرخ نیاز خواهد بود. چرخ 180 درجه در 5.5 دقیقه با استفاده از تنها 1.5 کیلووات الکتریسیته می چرخد، یعنی همان میزان انرژی که برای جوشاندن 8 کتری آب در خانه نیاز است.</description>
                <category>تجارت</category>
                <author>تجارت</author>
                <pubDate>Sat, 05 Oct 2019 08:46:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان آسانسور</title>
                <link>https://virgool.io/@Tejarat/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1-f1lwuzpyd8bj</link>
                <description>شرکت در طبقه پنجم ساختمان بود. خوشحال از این که در آخرین دقایق ساعت کاری‌شان توانسته بودم پرونده را تکمیل کنمشرکت در طبقه پنجم ساختمان بود. خوشحال از این که در آخرین دقایق ساعت کاری‌شان توانسته بودم پرونده را تکمیل کنم، وارد آسانسور شدم. هوا رو به تاریکی می‌رفت و صدای ترقه و آتش‌بازی از دور و نزدیک به گوش می‌رسید. هر چند چهارشنبه‌سوری زمان مناسبی برای تکمیل کارهایم نبود، ولی چاره‌ای نداشتم. آسانسور در طبقه بعدی توقف کرد و مرد جوانی داخل شد. روسری‌ام را مرتب کردم و در یک آن چشم‌مان به هم افتاد. صورتم داغ شد از دیدنش. فورا نگاهم را دزدیدم.چرا این آسانسور لعنتی پایین نمی‌رفت؟!… ناگهان کابین در حال حرکت، تکانی خورد و متوقف شد. ناخواسته او را نگاه کردم. لبخندی زد و گفت:– فکر کنم گیر کرد!با نگرانی دکمه طبقات را زدم و بعد زنگ خطر را! دقایقی گذشت و چون خبری نشد ضرباتی به در زدم:– کسی اونجا نیست؟ آسانسور گیر کرده!برگشتم. او همچنان سکوت کرده بود. عصبانیت جای ناراحتی‌ام را گرفت اما به روی خودم نیاوردم. مجتمع در آن ساعت کاملا خلوت بود ولی با هیاهویی که از بیرون می‌آمد، امیدی نداشتم کسی صدایم را بشنود. او که انگار فکرم را خوانده بود، گفت:– یه ساختمان پنج طبقه بعد از ساعت کاری! مطمئنا اگه کسی هم مونده باشه که بخواد از آسانسور استفاده کنه، یکی دو طبقه براش ارزش انتظارو نداره!– یعنی چی؟!– یعنی فقط می‌تونیم امیدوار باشیم نگهبان متوجه خرابی بالابر بشه!وحشتی سراپایم را فراگرفت. بدترین اتفاق ممکن! حتی تحمل نداشتم یک دقیقه دیگر در آن موقعیت باشم. باز زنگ را فشار دادم و این بار عصبی‌تر و او چنان با آرامش به دیوار تکیه داده بود انگار در باغی بزرگ مشغول تماشای آوازخوانی پرنده‌هاست! با وحشت گفتم:– من به فضاهای بسته فوبیا دارم!– می‌تونیم تا رسیدن کمک، با هم حرف بزنیم.– من با شما هیچ حرفی ندارم آقای محترم!– پس در سکوت منتظر می‌مونیم! چند دقیقه، یک ساعت، شایدم تمام شب!…– متاسفم برات!– چرا به جای تأسف، از موبایلت کمک نمی‌گیری؟!– جاش گذاشتم. بی‌زحمت شما زنگ بزنید!گوشی‌اش را نگاهی کرد و گفت:– خاموشه. باطریش تموم شده!از بی‌خیالی‌اش لجم گرفت و گفتم:– چه قدر خونسردی!– زندگیم جوریه که باید خونسرد باشم وگرنه مثل تو دیوونه می‌شم!– پس خدا رو شکر که از دست یه دیوونه خلاص شدی!دقایق کند و کشدار شده بود. با درماندگی روی زمین نشستم. او هم مقابلم، تکیه داده به دیوار نشست. احساس کلافگی می‌کردم. می‌دانستم الان بیرون کاملا تاریک شده و از رسیدن کمک ناامید شده بودم. صدایش را شنیدم:– ازدواج نکردی؟دیگر طاقتم طاق شد و فریاد زدم:– نه!فریادم در فضای بسته آسانسور خفه شد؛ بغضم نیز. میان تمام جاهایی که می‌توانستم باشم، در تمام ساعاتی که ممکن بود، بین تمام آدم‌های این شهر، چرا باید اینجا، حالا، با فرهاد برخورد می‌کردم؟! در این آسانسور لعنتی که برایم حکم همان زندانی را داشت که سه سال تمام در خانه او تجربه کرده بودم. خندید؛ آنقدر بلند که اعصابم تحریک شد و گفتم:– فکر نکن موقعیتشو نداشتم یا به خاطر تو بوده؛ خودم نخواستم درگیر یه زندگی مزخرف دیگه بشم!– ولی زندگی ما خوب بود!– برای تو که همیشه توی سفر کاری بودی آره؛ ولی نه برای من که مجبور بودم صبح تا شب برخوردای بد و نیش و کنایه‌های خونواده‌ت و تحمل کنم!– خونواده‌م تو رو دوست داشتن!لبخند تلخی زدم. بلد نبودم حرف‌هایم را آن طور که هست انتقال دهم. یک بار از این وضع شکایت کرده بودم و برای او سوءتفاهم پیش آمد که بدگویی خانواده‌اش را می‌کنم. پس سکوت کردم. برای بعضی آدم‌ها بهترین کار «دوری و دوستی» بود و من آنقدر دلیل داشتم که هیچوقت جدا شدن فرهاد از خانواده‌اش را نخواهم. می‌دانستم چقدر آنها را دوست دارد و احتمالا به همین دلیل حرف مرا درک نخواهد کرد. پیشنهادم برای طلاق، مثل پتکی بود که بر سرش کوبیده باشند. باور داشتم جدایی فرهاد از خانواده‌اش تقریبا غیرممکن است. درونگرا بودم و حرف‌هایم را نمی‌توانستم بر زبان بیاورم. شاید حس می‌کردم اگر چیزی بگویم، فرهاد در مقابلم گارد می‌گیرد. انتظار داشتم او خودش خیلی چیزها را بفهمد ولی شوهرم حواسپرت‌تر از آن بود که بشود امیدی داشت بدون بحث و توضیحات من –تازه اگر به نظرش قانع‌کننده می‌آمد- این مسائل را درک کند. فرهاد مرد بی‌نظیری بود. دوستش داشتم اما ظاهرا نمی‌شد در کنار هم باشیم. اصلا فکر کردن به این چیزها و بازگویی‌شان بعد از دوسال چه اهمیتی داشت؟ کف اتاقک آسانسور چمباتمه زده بودم و ناامید از راه نجاتی، به ترس‌هایم فکر می‌کردم. مشخص بود که سرایدار به دلیلی متوجه زنگ خطر نشده. از نگاه ممتد فرهاد حرصم گرفت. چقدر می‌توانست آرام باشد! مثل همیشه! غرولند کنان گفتم:– یه کاری بکن! مثلا تو مهندسی!?– حتماً شوخی می‌کنی! من مهندس کشاورزی‌ام! از اون گذشته، این طرف در و با دست خالی چیکار می‌تونم بکنم؟– اگه هوا تموم بشه چی؟– یه مرگ رمانتیک کنار هم!– حتی جونمم به مسخره می‌گیری!– نترس! هوا تموم نمی‌شه. کابین که در مقابل جریان هوا ایزوله نیست.– یعنی مجبوریم تمام شب بلاتکلیف اینجا بمونیم؟– بهترین کار اینه که آروم باشیم.– می‌خوای بگی زیاد حرف می‌زنم؟– بزرگ‌ترین مشکل من با تو این بود که اصلاً حرف نمی‌زدی!– واقعا؟! هر چیو که لازم بود مادرت می‌گفت، البته کاملا برخلاف حقیقت!…– اون می‌گفت که تو دوس نداری باهاشون معاشرت کنی. اگه این طور نبود، چرا از خودت دفاع نمی‌کردی؟– مگه زندگی میدون جنگه؟– نه مریم! ولی من از کجا باید حقیقتو می‌فهمیدم؟ من که بیشتر روزا خونه نبودم.– چون باید منو می‌شناختی! اونا بهم گفتن دوست داشتن که تو با دختر دیگه‌ای ازدواج کنی. صحبتاشون خیلی برام سنگین بود.– جالبه که قبل طلاق‌مون این حرفا رو نمی‌زدی.– من و برادرم تنها بچه‌های خونه بودیم. همیشه دوست داشتم توی یه فامیل شلوغ پا بذارم، ولی خونواده‌ت منو قبول نکردن… از وجود یه رقیب برام کابوس درست کردن.– می‌دونی اون دختری که می‌خواستن باهاش ازدواج کنم، کی بود؟– از کجا باید بدونم؟– اتفاقا منم تا حالا ندیدمش. یکی از هم‌دانشگاهی‌های فیروزه بود. بعدش هم فهمیدن طرف نامزد داره.شروع کرد به خندیدن و در همان حال گفت:– به نظرت مسخره نیست؟– نه!– ببین عزیزم. من هنوزم مثل اون وقتا قصد ازدواج دارما.– اصلا حرفشم نزن!– حرف چیو؟– که بازم برگردم تو خونه تو!فرهاد خندید:– منظورم این نبود.از فرط شرم، گونه‌هایم داغ شد. ناگهان به این فکر افتادم نکند تا بحال ازدواج کرده باشد… .– می‌خوام از خونواده‌م جدا بشم. خونه‌شون زیادی شلوغه!– خب، به سلامتی. حالا چرا اینا رو داری به من می‌گی؟مسیر بحث را عوض کرد:– می‌دونی مریم؟ هیچوقت نشناختمت.– زحمتشم به خودت ندادی!– چون تو فرصت شناخت بهم ندادی! فقط قهر می‌کردی.بغض گلویم را فشرد. به یاد اشک‌های پنهانی‌ام در خانه او افتادم و نجوا کردم:– چون کار دیگه‌ای بلد نبودم… . نمی‌خواستم باعث بشم میون تو و خونواده‌ت شکراب بشه.– با رفتن تو، دقیقاً این اتفاق افتاد!– خب، خدا رو شکر که اینم گردن من انداختین! ببین فرهاد! فاصله خونه داداشم با خونه پدری نیم ساعته؛ ولی ده ساله که بهشون سر نزده! اون بخاطر بدگوییای زنش ازمون بُرید. نمی‌خواستم این بار من مسبب چنین تجربه‌ای باشم! حالا باید به خاطر این ازخودگذشتگی، محکوم بشم؟– تو که می‌گفتی داداشت عسلویه کار می‌کنه.– دروغ گفتم! نمی‌خواستم تو هم مثل اون باور کنی که ما داشتیم زندگیشو به هم می‌زدیم.فرهاد سرش را به دیوار تکیه داد. درخشش نور لامپ در چشمانش دیدنی بود. وقتی دوباره نگاهم کرد حس کردم چشمانش  تر شده:– نمی‌تونم اسم پنهونکاری‌هاتو «از خودگذشتگی» بذارم.– هیچ زنی بخاطر از خودگذشتگی خونه شو رها نمی‌کنه. من… من حس می‌کردم توی زندگیت زیادی‌ام فرهاد!ناباورانه نگاهم کرد:– داری گریه می‌کنی؟! اگه اینطوری بود که الان اینجا نبودیم!فوبیای آسانسور را فراموش کرده بودم. او پرسید:– تا مدت‌ها فکر می‌کردم برگشتی شهرتون.– از زمان قبولی دانشگاه توی این شهرم. حالام همینجا کار می‌کنم.(دوست نداشتم بفهمد خیابان‌های این شهر را برایم خاطره‌انگیز کرده است.) تمام شب را با هم حرف زدیم و هرچه بیشتر، آرام‌تر. مرتب لبخند می‌زد. دستش را نشانم داد:– من هنوزم حلقه تو توی دستمه!– از کجا معلوم رینگ ماست؟– اسم تو توش حک شده، نگا کن…لبخندی زدم. فرهاد  بعد از سکوتی طولانی گفت:– چقدر خوبه که بیرون این در هیچکسی منتظرمون نیست!–  خوبه؟!– شاید اگه قبل جدایی، توی یه آسانسور گیر می‌افتادیم، همه چی تغییر می‌کرد! مسخره‌س، نه؟– ما خیلی وقتا فرصت حرف زدن داشتیم.– ولی نزدیم! چرا؟– نمی‌دونم… چون مجبور نبودیم. چون رابطه‌مون مثل دو تا بچه مدرسه‌ای لجباز بود.– شایدم مقصر اصلی…حرفش را قطع کرد. صدای پا شنیدیم. و بعد صدای کسی که داد می‌زد:– کسی اونجاست؟هر دو به سرعت بلند شدیم. فرهاد رو به در ایستاد:– بله. ما خیلی وقته زنگو زدیم.– من سرایدارم. بیرون انقدر صدای ترقه و اکلیل سرنج زیاده که صدای زنگ نیومد. الانم می‌خواستم برم طبقه بالا رو تمیز کنم که فهمیدم آسانسور گیر کرده. می‌رم کمک بیارم. مشکلی ندارین؟فرهاد لبخند زنان نگاهم کرد و پاسخ داد:– فکر نمی‌کنم!بعد گوشی‌اش را بالا گرفت و روشن کرد. صدای دلیوری پیام‌هایش به گوش رسید. عصبانی شدم:– گوشیتو خاموش کرده بودی و ما تمام مدت فقط حرف زدیم؟لبخندی زد:– این کارو باید خیلی وقت پیش می‌کردم…– ولی اینجا زندونی شدیم فرهاد!– من یه جور دیگه به این قضیه نگاه می‌کنم. بعضی وقتا لازمه که ارتباطت با همه دنیا قطع بشه تا بتونی اونی که مهم‌تر از همه‌س رو ببینی و بشنوی!بالاخره با کمک امدادگرها از آسانسور بیرون آمدیم. آن روز طلوع خورشید در نظرم جور دیگری بود…نویسنده: شهــرزاد بابایینظر کارشناسباید و نبایدهای طلاق و ازدواج با همسر سابقطلاق یک فرآیند طولانی و گاهی توان‌فرسا است؛ زیرا زمان زیادی از چرخه‌ زندگی فرد را به خود مشغول می‌کند و عموما با آشفتگی‌های هیجانی متعددی برای فرد همراه است. گرچه برخی تصور می‌کنند بعد از طلاق دیگر رنج و سختی تمام می‌شود، اما در واقع بعد از طلاق، همچنان دغدغه‌ها و فشارها وجود دارند؛ از سازگاری شخص با طلاق، پیدا کردن شغل و درآمد، مسائل فرزندان گرفته، تا روبه‌رو شدن با فامیل. معمولا کلیشه‌ای، هم در ذهن افراد مطلقه و هم در ذهن افرادی که هنوز وارد وادی خطرناک طلاق نشده‌اند وجود دارد که روزهای بعد از طلاق روزهای کاملا تاریکی هستند و هیچ نور امیدی در آنها وجود ندارد. افراد طلاق‌گرفته ممکن است با مقصر دانستن کامل طرف مقابل، باعث‌ و بانی این زندگی تاریک را همسر سابق‌شان بدانند و تا آخر عمر کینه به دل‌شان بماند. در هیچ طلاقی یک نفر صد در صد مقصر و یک نفر کاملا بی‌گناه نیست. طلاق حاصل انتخابی غلط یا شیوه ارتباطی نادرست است. هر رابطه‌ ناسالمی هم توسط دو نفر ایجاد شده است، بنابراین دو نفر در این ماجرا سهم دارند. اگر به عنوان یک فرد مطلقه بتوانیم سهم خودمان را در طلاق معلوم کنیم و شیوه‌های ارتباطی غلط‌مان را بشناسیم، قدم اول را برای تغییر برداشته‌ایم.چه زمانی طلاق بهترین راه حل است؟برای بیان آنکه چه زمانی طلاق و جدایی امری حیاتی است، باید پیش از هر چیز به سطح مشکلات یک فرد و شرایط فرزندان توجه کرد. به طور کلی هدف در روان‌شناسی این است که طلاق صورت نگیرد؛ اما اگر مشکلات به حدی برسد که مشاور یا روان‌شناس خانواده و افراد متخصص به این نتیجه برسند که جدایی راه‌حل بهتری برای دو طرف است، آنگاه جدایی اجتناب‌ناپذیر است. اگر بخواهیم شرایطی را که در آنها جدایی اجتناب‌ناپذیر قلمداد می‌شود، برشماریم، می‌توان گفت در وضعیت‌های زیر می‌توان اقدامات مربوط به جدایی را انجام داد:* همسرانی که از نظر مسائل مختلف هماهنگ نیستند و شرایط خیلی سختی را پشت سر می‌گذارند.* زمانی که اطرافیان فرد و دیگران نیز دچار آزار و اذیت شوند و برای متخصصان و مشاوران محرز شود که آنها قادر به زندگی در کنار یکدیگر نیستند.البته هرگز روان‌شناس به طور مستقیم به زوجی که به او مراجعه کرده‌اند، پیشنهاد جدایی و طلاق نمی‌دهد.زمانی که جدایی صورت می‌گیرد، فرد آسیب‌هایی متحمل می‌شود که باید برای رفع آن آسیب‌ها نیز با متخصص در ارتباط باشد. این گونه مشاوره‌ها مانند مشاوره‌های قبل از ازدواج نیست و نیاز به مدت زمان بیشتری دارد. دو نفر تنها با تفکر و تصمیم خود یا تذکر والدین و اطرافیان‌شان نمی‌توانند برای جدایی یا طلاق تصمیم بگیرند. این بزرگ‌ترین اشتباهی است که رخ می‌دهد و آثار جبران‌ناپذیری بر جای می‌گذارد.ازدواج با همسر سابقعوامل مختلفی وجود دارد که می‌تواند جوشش و میل دوباره برای بازگشت به زندگی مشترک به وجود آورد؛ عواملی مثل وجود دلبستگی و مهر میان زوجین و وجود خاطرات گذشته، یا وجود افراد دیگری که با دخالت‌های‌شان باعث جدایی این افراد شده‌اند و زوجین پس از جدایی متوجه این موضوع می‌شوند و گاهی هم وجود رابطه‌ای خارج از چارچوب خانواده است که فرد پس از فروپاشی زندگی مشترک به تأثیر منفی آن پی می‌برد.اگر می‌خواهید دوباره با همسر قبلی‌تان رابطه را شروع کنید ابتدا باید ظرفیت‌های روحی خودتان را بالاببرید و یاد بگیرید که زندگی مستقل خودتان را شکل بدهید. هیچ تلاشی برای طرد کردن او یا جذب او به خودتان انجام ندهید. پیش از شروع هر رابطه‌ای ابتدا باید کمی زندگی مستقل و شخصی خودتان را داشته باشید؛ بازگشت به زندگی با همسر سابق امری کاملا ممکن است. اگر تصمیم به بازگشت دوباره و ازدواج مجدد با همسر سابق خود دارید (البته به شرط انگیزه مثبت)، این انتخاب در شرایط زیر می‌تواند درست باشد.* واقع‌گرایانه اندیشیده‌اید و دلایل خود را برای ازدواج مجدد بررسی کرده‌اید.* انگیزه‌های صحیح و واقعی برای بازگشت دارید.* با یک (و شاید چند) روان‌شناس مشورت کرده‌اید.* از دلایل طلاق، یک لیست مشترک دارید و هر کدام سهم خود را در جدایی پیش آمده پذیرفته‌اید.* بخشیدن را یاد گرفته‌اید.* به یکدیگر قول داده‌اید که برای داشتن یک رابطه پایدار و بادوام سعی کنید.* تغییرات اساسی در خود و طرف مقابل ایجاد شده است.، وارد آسانسور شدم. هوا رو به تاریکی می‌رفت و صدای ترقه و آتش‌بازی از دور و نزدیک به گوش می‌رسید. هر چند چهارشنبه‌سوری زمان مناسبی برای تکمیل کارهایم نبود، ولی چاره‌ای نداشتم. آسانسور در طبقه بعدی توقف کرد و مرد جوانی داخل شد. روسری‌ام را مرتب کردم و در یک آن چشم‌مان به هم افتاد. صورتم داغ شد از دیدنش. فورا نگاهم را دزدیدم.چرا این آسانسور لعنتی پایین نمی‌رفت؟!… ناگهان کابین در حال حرکت، تکانی خورد و متوقف شد. ناخواسته او را نگاه کردم. لبخندی زد و گفت:– فکر کنم گیر کرد!با نگرانی دکمه طبقات را زدم و بعد زنگ خطر را! دقایقی گذشت و چون خبری نشد ضرباتی به در زدم:– کسی اونجا نیست؟ آسانسور گیر کرده!برگشتم. او همچنان سکوت کرده بود. عصبانیت جای ناراحتی‌ام را گرفت اما به روی خودم نیاوردم. مجتمع در آن ساعت کاملا خلوت بود ولی با هیاهویی که از بیرون می‌آمد، امیدی نداشتم کسی صدایم را بشنود. او که انگار فکرم را خوانده بود، گفت:– یه ساختمان پنج طبقه بعد از ساعت کاری! مطمئنا اگه کسی هم مونده باشه که بخواد از آسانسور استفاده کنه، یکی دو طبقه براش ارزش انتظارو نداره!– یعنی چی؟!– یعنی فقط می‌تونیم امیدوار باشیم نگهبان متوجه خرابی بالابر بشه!وحشتی سراپایم را فراگرفت. بدترین اتفاق ممکن! حتی تحمل نداشتم یک دقیقه دیگر در آن موقعیت باشم. باز زنگ را فشار دادم و این بار عصبی‌تر و او چنان با آرامش به دیوار تکیه داده بود انگار در باغی بزرگ مشغول تماشای آوازخوانی پرنده‌هاست! با وحشت گفتم:– من به فضاهای بسته فوبیا دارم!– می‌تونیم تا رسیدن کمک، با هم حرف بزنیم.– من با شما هیچ حرفی ندارم آقای محترم!– پس در سکوت منتظر می‌مونیم! چند دقیقه، یک ساعت، شایدم تمام شب!…– متاسفم برات!– چرا به جای تأسف، از موبایلت کمک نمی‌گیری؟!– جاش گذاشتم. بی‌زحمت شما زنگ بزنید!گوشی‌اش را نگاهی کرد و گفت:– خاموشه. باطریش تموم شده!از بی‌خیالی‌اش لجم گرفت و گفتم:– چه قدر خونسردی!– زندگیم جوریه که باید خونسرد باشم وگرنه مثل تو دیوونه می‌شم!– پس خدا رو شکر که از دست یه دیوونه خلاص شدی!دقایق کند و کشدار شده بود. با درماندگی روی زمین نشستم. او هم مقابلم، تکیه داده به دیوار نشست. احساس کلافگی می‌کردم. می‌دانستم الان بیرون کاملا تاریک شده و از رسیدن کمک ناامید شده بودم. صدایش را شنیدم:– ازدواج نکردی؟دیگر طاقتم طاق شد و فریاد زدم:– نه!فریادم در فضای بسته آسانسور خفه شد؛ بغضم نیز. میان تمام جاهایی که می‌توانستم باشم، در تمام ساعاتی که ممکن بود، بین تمام آدم‌های این شهر، چرا باید اینجا، حالا، با فرهاد برخورد می‌کردم؟! در این آسانسور لعنتی که برایم حکم همان زندانی را داشت که سه سال تمام در خانه او تجربه کرده بودم. خندید؛ آنقدر بلند که اعصابم تحریک شد و گفتم:– فکر نکن موقعیتشو نداشتم یا به خاطر تو بوده؛ خودم نخواستم درگیر یه زندگی مزخرف دیگه بشم!– ولی زندگی ما خوب بود!– برای تو که همیشه توی سفر کاری بودی آره؛ ولی نه برای من که مجبور بودم صبح تا شب برخوردای بد و نیش و کنایه‌های خونواده‌ت و تحمل کنم!– خونواده‌م تو رو دوست داشتن!لبخند تلخی زدم. بلد نبودم حرف‌هایم را آن طور که هست انتقال دهم. یک بار از این وضع شکایت کرده بودم و برای او سوءتفاهم پیش آمد که بدگویی خانواده‌اش را می‌کنم. پس سکوت کردم. برای بعضی آدم‌ها بهترین کار «دوری و دوستی» بود و من آنقدر دلیل داشتم که هیچوقت جدا شدن فرهاد از خانواده‌اش را نخواهم. می‌دانستم چقدر آنها را دوست دارد و احتمالا به همین دلیل حرف مرا درک نخواهد کرد. پیشنهادم برای طلاق، مثل پتکی بود که بر سرش کوبیده باشند. باور داشتم جدایی فرهاد از خانواده‌اش تقریبا غیرممکن است. درونگرا بودم و حرف‌هایم را نمی‌توانستم بر زبان بیاورم. شاید حس می‌کردم اگر چیزی بگویم، فرهاد در مقابلم گارد می‌گیرد. انتظار داشتم او خودش خیلی چیزها را بفهمد ولی شوهرم حواسپرت‌تر از آن بود که بشود امیدی داشت بدون بحث و توضیحات من –تازه اگر به نظرش قانع‌کننده می‌آمد- این مسائل را درک کند. فرهاد مرد بی‌نظیری بود. دوستش داشتم اما ظاهرا نمی‌شد در کنار هم باشیم. اصلا فکر کردن به این چیزها و بازگویی‌شان بعد از دوسال چه اهمیتی داشت؟ کف اتاقک آسانسور چمباتمه زده بودم و ناامید از راه نجاتی، به ترس‌هایم فکر می‌کردم. مشخص بود که سرایدار به دلیلی متوجه زنگ خطر نشده. از نگاه ممتد فرهاد حرصم گرفت. چقدر می‌توانست آرام باشد! مثل همیشه! غرولند کنان گفتم:– یه کاری بکن! مثلا تو مهندسی!?– حتماً شوخی می‌کنی! من مهندس کشاورزی‌ام! از اون گذشته، این طرف در و با دست خالی چیکار می‌تونم بکنم؟– اگه هوا تموم بشه چی؟– یه مرگ رمانتیک کنار هم!– حتی جونمم به مسخره می‌گیری!– نترس! هوا تموم نمی‌شه. کابین که در مقابل جریان هوا ایزوله نیست.– یعنی مجبوریم تمام شب بلاتکلیف اینجا بمونیم؟– بهترین کار اینه که آروم باشیم.– می‌خوای بگی زیاد حرف می‌زنم؟– بزرگ‌ترین مشکل من با تو این بود که اصلاً حرف نمی‌زدی!– واقعا؟! هر چیو که لازم بود مادرت می‌گفت، البته کاملا برخلاف حقیقت!…– اون می‌گفت که تو دوس نداری باهاشون معاشرت کنی. اگه این طور نبود، چرا از خودت دفاع نمی‌کردی؟– مگه زندگی میدون جنگه؟– نه مریم! ولی من از کجا باید حقیقتو می‌فهمیدم؟ من که بیشتر روزا خونه نبودم.– چون باید منو می‌شناختی! اونا بهم گفتن دوست داشتن که تو با دختر دیگه‌ای ازدواج کنی. صحبتاشون خیلی برام سنگین بود.– جالبه که قبل طلاق‌مون این حرفا رو نمی‌زدی.– من و برادرم تنها بچه‌های خونه بودیم. همیشه دوست داشتم توی یه فامیل شلوغ پا بذارم، ولی خونواده‌ت منو قبول نکردن… از وجود یه رقیب برام کابوس درست کردن.– می‌دونی اون دختری که می‌خواستن باهاش ازدواج کنم، کی بود؟– از کجا باید بدونم؟– اتفاقا منم تا حالا ندیدمش. یکی از هم‌دانشگاهی‌های فیروزه بود. بعدش هم فهمیدن طرف نامزد داره.شروع کرد به خندیدن و در همان حال گفت:– به نظرت مسخره نیست؟– نه!– ببین عزیزم. من هنوزم مثل اون وقتا قصد ازدواج دارما.– اصلا حرفشم نزن!– حرف چیو؟– که بازم برگردم تو خونه تو!فرهاد خندید:– منظورم این نبود.از فرط شرم، گونه‌هایم داغ شد. ناگهان به این فکر افتادم نکند تا بحال ازدواج کرده باشد… .– می‌خوام از خونواده‌م جدا بشم. خونه‌شون زیادی شلوغه!– خب، به سلامتی. حالا چرا اینا رو داری به من می‌گی؟مسیر بحث را عوض کرد:– می‌دونی مریم؟ هیچوقت نشناختمت.– زحمتشم به خودت ندادی!– چون تو فرصت شناخت بهم ندادی! فقط قهر می‌کردی.بغض گلویم را فشرد. به یاد اشک‌های پنهانی‌ام در خانه او افتادم و نجوا کردم:– چون کار دیگه‌ای بلد نبودم… . نمی‌خواستم باعث بشم میون تو و خونواده‌ت شکراب بشه.– با رفتن تو، دقیقاً این اتفاق افتاد!– خب، خدا رو شکر که اینم گردن من انداختین! ببین فرهاد! فاصله خونه داداشم با خونه پدری نیم ساعته؛ ولی ده ساله که بهشون سر نزده! اون بخاطر بدگوییای زنش ازمون بُرید. نمی‌خواستم این بار من مسبب چنین تجربه‌ای باشم! حالا باید به خاطر این ازخودگذشتگی، محکوم بشم؟– تو که می‌گفتی داداشت عسلویه کار می‌کنه.– دروغ گفتم! نمی‌خواستم تو هم مثل اون باور کنی که ما داشتیم زندگیشو به هم می‌زدیم.فرهاد سرش را به دیوار تکیه داد. درخشش نور لامپ در چشمانش دیدنی بود. وقتی دوباره نگاهم کرد حس کردم چشمانش  تر شده:– نمی‌تونم اسم پنهونکاری‌هاتو «از خودگذشتگی» بذارم.– هیچ زنی بخاطر از خودگذشتگی خونه شو رها نمی‌کنه. من… من حس می‌کردم توی زندگیت زیادی‌ام فرهاد!ناباورانه نگاهم کرد:– داری گریه می‌کنی؟! اگه اینطوری بود که الان اینجا نبودیم!فوبیای آسانسور را فراموش کرده بودم. او پرسید:– تا مدت‌ها فکر می‌کردم برگشتی شهرتون.– از زمان قبولی دانشگاه توی این شهرم. حالام همینجا کار می‌کنم.(دوست نداشتم بفهمد خیابان‌های این شهر را برایم خاطره‌انگیز کرده است.) تمام شب را با هم حرف زدیم و هرچه بیشتر، آرام‌تر. مرتب لبخند می‌زد. دستش را نشانم داد:– من هنوزم حلقه تو توی دستمه!– از کجا معلوم رینگ ماست؟– اسم تو توش حک شده، نگا کن…لبخندی زدم. فرهاد  بعد از سکوتی طولانی گفت:– چقدر خوبه که بیرون این در هیچکسی منتظرمون نیست!–  خوبه؟!– شاید اگه قبل جدایی، توی یه آسانسور گیر می‌افتادیم، همه چی تغییر می‌کرد! مسخره‌س، نه؟– ما خیلی وقتا فرصت حرف زدن داشتیم.– ولی نزدیم! چرا؟– نمی‌دونم… چون مجبور نبودیم. چون رابطه‌مون مثل دو تا بچه مدرسه‌ای لجباز بود.– شایدم مقصر اصلی…حرفش را قطع کرد. صدای پا شنیدیم. و بعد صدای کسی که داد می‌زد:– کسی اونجاست؟هر دو به سرعت بلند شدیم. فرهاد رو به در ایستاد:– بله. ما خیلی وقته زنگو زدیم.– من سرایدارم. بیرون انقدر صدای ترقه و اکلیل سرنج زیاده که صدای زنگ نیومد. الانم می‌خواستم برم طبقه بالا رو تمیز کنم که فهمیدم آسانسور گیر کرده. می‌رم کمک بیارم. مشکلی ندارین؟فرهاد لبخند زنان نگاهم کرد و پاسخ داد:– فکر نمی‌کنم!بعد گوشی‌اش را بالا گرفت و روشن کرد. صدای دلیوری پیام‌هایش به گوش رسید. عصبانی شدم:– گوشیتو خاموش کرده بودی و ما تمام مدت فقط حرف زدیم؟لبخندی زد:– این کارو باید خیلی وقت پیش می‌کردم…– ولی اینجا زندونی شدیم فرهاد!– من یه جور دیگه به این قضیه نگاه می‌کنم. بعضی وقتا لازمه که ارتباطت با همه دنیا قطع بشه تا بتونی اونی که مهم‌تر از همه‌س رو ببینی و بشنوی!بالاخره با کمک امدادگرها از آسانسور بیرون آمدیم. آن روز طلوع خورشید در نظرم جور دیگری بود…نویسنده: شهــرزاد بابایینظر کارشناسباید و نبایدهای طلاق و ازدواج با همسر سابقطلاق یک فرآیند طولانی و گاهی توان‌فرسا است؛ زیرا زمان زیادی از چرخه‌ زندگی فرد را به خود مشغول می‌کند و عموما با آشفتگی‌های هیجانی متعددی برای فرد همراه است. گرچه برخی تصور می‌کنند بعد از طلاق دیگر رنج و سختی تمام می‌شود، اما در واقع بعد از طلاق، همچنان دغدغه‌ها و فشارها وجود دارند؛ از سازگاری شخص با طلاق، پیدا کردن شغل و درآمد، مسائل فرزندان گرفته، تا روبه‌رو شدن با فامیل. معمولا کلیشه‌ای، هم در ذهن افراد مطلقه و هم در ذهن افرادی که هنوز وارد وادی خطرناک طلاق نشده‌اند وجود دارد که روزهای بعد از طلاق روزهای کاملا تاریکی هستند و هیچ نور امیدی در آنها وجود ندارد. افراد طلاق‌گرفته ممکن است با مقصر دانستن کامل طرف مقابل، باعث‌ و بانی این زندگی تاریک را همسر سابق‌شان بدانند و تا آخر عمر کینه به دل‌شان بماند. در هیچ طلاقی یک نفر صد در صد مقصر و یک نفر کاملا بی‌گناه نیست. طلاق حاصل انتخابی غلط یا شیوه ارتباطی نادرست است. هر رابطه‌ ناسالمی هم توسط دو نفر ایجاد شده است، بنابراین دو نفر در این ماجرا سهم دارند. اگر به عنوان یک فرد مطلقه بتوانیم سهم خودمان را در طلاق معلوم کنیم و شیوه‌های ارتباطی غلط‌مان را بشناسیم، قدم اول را برای تغییر برداشته‌ایم.چه زمانی طلاق بهترین راه حل است؟برای بیان آنکه چه زمانی طلاق و جدایی امری حیاتی است، باید پیش از هر چیز به سطح مشکلات یک فرد و شرایط فرزندان توجه کرد. به طور کلی هدف در روان‌شناسی این است که طلاق صورت نگیرد؛ اما اگر مشکلات به حدی برسد که مشاور یا روان‌شناس خانواده و افراد متخصص به این نتیجه برسند که جدایی راه‌حل بهتری برای دو طرف است، آنگاه جدایی اجتناب‌ناپذیر است. اگر بخواهیم شرایطی را که در آنها جدایی اجتناب‌ناپذیر قلمداد می‌شود، برشماریم، می‌توان گفت در وضعیت‌های زیر می‌توان اقدامات مربوط به جدایی را انجام داد:* همسرانی که از نظر مسائل مختلف هماهنگ نیستند و شرایط خیلی سختی را پشت سر می‌گذارند.* زمانی که اطرافیان فرد و دیگران نیز دچار آزار و اذیت شوند و برای متخصصان و مشاوران محرز شود که آنها قادر به زندگی در کنار یکدیگر نیستند.البته هرگز روان‌شناس به طور مستقیم به زوجی که به او مراجعه کرده‌اند، پیشنهاد جدایی و طلاق نمی‌دهد.زمانی که جدایی صورت می‌گیرد، فرد آسیب‌هایی متحمل می‌شود که باید برای رفع آن آسیب‌ها نیز با متخصص در ارتباط باشد. این گونه مشاوره‌ها مانند مشاوره‌های قبل از ازدواج نیست و نیاز به مدت زمان بیشتری دارد. دو نفر تنها با تفکر و تصمیم خود یا تذکر والدین و اطرافیان‌شان نمی‌توانند برای جدایی یا طلاق تصمیم بگیرند. این بزرگ‌ترین اشتباهی است که رخ می‌دهد و آثار جبران‌ناپذیری بر جای می‌گذارد.ازدواج با همسر سابقعوامل مختلفی وجود دارد که می‌تواند جوشش و میل دوباره برای بازگشت به زندگی مشترک به وجود آورد؛ عواملی مثل وجود دلبستگی و مهر میان زوجین و وجود خاطرات گذشته، یا وجود افراد دیگری که با دخالت‌های‌شان باعث جدایی این افراد شده‌اند و زوجین پس از جدایی متوجه این موضوع می‌شوند و گاهی هم وجود رابطه‌ای خارج از چارچوب خانواده است که فرد پس از فروپاشی زندگی مشترک به تأثیر منفی آن پی می‌برد.اگر می‌خواهید دوباره با همسر قبلی‌تان رابطه را شروع کنید ابتدا باید ظرفیت‌های روحی خودتان را بالاببرید و یاد بگیرید که زندگی مستقل خودتان را شکل بدهید. هیچ تلاشی برای طرد کردن او یا جذب او به خودتان انجام ندهید. پیش از شروع هر رابطه‌ای ابتدا باید کمی زندگی مستقل و شخصی خودتان را داشته باشید؛ بازگشت به زندگی با همسر سابق امری کاملا ممکن است. اگر تصمیم به بازگشت دوباره و ازدواج مجدد با همسر سابق خود دارید (البته به شرط انگیزه مثبت)، این انتخاب در شرایط زیر می‌تواند درست باشد.* واقع‌گرایانه اندیشیده‌اید و دلایل خود را برای ازدواج مجدد بررسی کرده‌اید.* انگیزه‌های صحیح و واقعی برای بازگشت دارید.* با یک (و شاید چند) روان‌شناس مشورت کرده‌اید.* از دلایل طلاق، یک لیست مشترک دارید و هر کدام سهم خود را در جدایی پیش آمده پذیرفته‌اید.* بخشیدن را یاد گرفته‌اید.* به یکدیگر قول داده‌اید که برای داشتن یک رابطه پایدار و بادوام سعی کنید.* تغییرات اساسی در خود و طرف مقابل ایجاد شده است.</description>
                <category>تجارت</category>
                <author>تجارت</author>
                <pubDate>Sat, 28 Sep 2019 09:11:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان آسانسور</title>
                <link>https://virgool.io/@Tejarat/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1-qhenpp8dfqgp</link>
                <description>ی از این مثالها مربوط به یک آسانسور است و یک داستان را تعریف میکند. آسانسوری را در نظر بگیرید که درش دارد بسته میشود و مسافری هم به شدت مایل است که قبل از بسته شدن در آسانسور، داخل شود.حالا ۴ مسافر هم داخل آسانسور هستند. بر اساس رفتار این ۴ نفر میتوان تیپ رفتاری آنها را معلوم کرد:یکی از مسافران داخل آسانسور خیلی عجله دارد و نمیخواهد معطل شود (برونگرا و وظیفه محور)یکی از مسافران خیلی پرانرژی و پرشور است،‌ مانع بسته شدن در میشود و به مسافر جدید خیر مقدم میگوید (برونگرا و مردم محور)مسافر سوم، نظر خاصی ندارد، با لبخند و صبورانه منتظر است که ببیند چه میشود (خوددار و مردم محور)مسافر آخری هم در همین حال دارد حساب و کتاب میکند که آیا این آسانسور تحمل وزن نفر اضافه را دارد یا خیر (خوددار و وظیفه محور)در این مثال که البته خیلی هم شاید علمی نباشد، به خوبی ۴ تیپ رفتاری نشان داده شده است،‌ در اولی D غالب است که میخواهد زودتر به کارش برسد، در دومی I غالب است و در همین حال هم تعامل میکند،‌ سومی S غالب دارد که عکس العمل تند نشان نمیدهد و در فکر گذر از این مرحله است، و آخری هم که C غالب دارد،‌ مراقب است که استانداردها رعایت شوند.نکته جالب این است که در این مثال به خوبی مشهود و ملموس است که چطور ممکن است افراد مختلف در سازمان، نسبت به یک واقعه یا رخداد،‌عکس العملهای مختلف داشته باشند و ما باید این گوناگونی را درک کنیم و برای آن احترام قائل باشیم.اگر این را درک کنیم و عواقب آن را بشناسیم، میتوانیم مسائل مربوط به عواقب این برداشتها و عکس العملها را به خوبی مدیریت کنیم و مهمتر از آن میتوانیم افراد را بسته به شاخصه های رفتاری شان در موقعیتهای مناسب به کار بگیریم و از توان آنها بهره ببریم.حالا فرض کنید که به اینها توجه نکنیم. چه میشود؟S را مامور کارهای فوری و فوتی میکنیم، C را در کارهایی که در آنها سرعت بر دقت ارجح است میکنیم، D را ساعتها معطل دریافت نتایج از دیگران میکنیم و I را از دیگران ایزوله میکنیم. این اقدامات میتواند سازمان را با مشکلات و چالشهای جدی مواجه کند.</description>
                <category>تجارت</category>
                <author>تجارت</author>
                <pubDate>Sat, 28 Sep 2019 09:08:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا می دانستید؟؟؟؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Tejarat/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-xnp3ookozfgg</link>
                <description>هر چند تکنولوژی‌های نوینی که در ساخت آسانسور مورد استفاده قرار می‌گیرند امکان خرابی آسانسور و خطرات احتمالی آن را برای ساکنین به حدالقل می‌رسانند اما باز هم نیاز به یک سرویس کار امری کاملاً طبیعی است. تابلو فرمان‌های میکروپروسسوری که در آسانسورهای مدرن امروزی تعبیه شده اند درب آسانسور را قبل از حرکت آن بررسی کرده و از باز و بسته بودن آن اطمینان حاصل می‌کند. این نوع تابلو فرمان ایمنی لازم را برای آسانسور فراهم می‌‌کند و جان ساکنین را به خطر نمی‌اندازد.در استفاده از آسانسور یکی از مسائلی که همواره مورد نگرانی ساکنین واقع می‌شود این است که هنگام قطعی برق چه اتفاقی برای آسانسور خواهد افتاد؟ در آسانسورهای مدرن امروزی به دلیل مجهز بودن تابلو فرمان به سیستم خروج اضطراری، هنگام قطع برق کابین آسانسور به صورت هوشمند و اتوماتیک در یکی از طبقات متوقف می‌شود و افراد می‌توانند بدون نگرانی از آن خارج شوند.برخی از این تابلو فرمان‌ها خرابی آسانسور را هشدار می‌دهند و ساکنین می‌توانند با اطلاع دادن به شرکت سازنده آسانسور از آنها برای بررسی عیب پیش آمده کمک بگیرند. مهمترین نکته‌ای که هنگام خرید آسانسور باید توجه ویژه به آن معطوف شود کیفیت قطعات آسانسور است زیرا در صورت وجود قطعات بی کیفیت ساکنین ساختمان هنگام استفاده از آسانسور مدام با مشکل مواجهه می‌شوند. خرید آسانسور باید از شرکت‌های تولید کننده معتبر انجام شود زیرا این شرکت‌ها خدمات ۲۴ ساعته به مشتریان ارائه می‌دهند و در صورت بروز کوچکترین مشکل در عملکرد آسانسور نسبت به تعمیر آن اقدام می‌‌کنند.</description>
                <category>تجارت</category>
                <author>تجارت</author>
                <pubDate>Sat, 14 Sep 2019 08:55:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پارادوکس آسانسور</title>
                <link>https://virgool.io/@Tejarat/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%A9%D8%B3-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1-wblnpcggvfoi</link>
                <description>پارادوکس در لغت به معنای «قیاس ضد   و نقیض» آمده است و گاهی به اشتباه در معنای تناقض نیز به کار می‌رود. تناقض   به معنای «خلاف‌گویی، مغایرت» می‌آید و معادل Contradiction در زبان انگلیسی است که پرکاربردترین نمونه‌های آن را می‌توان در مسائل   ریاضی جستجو کرد. هنگامی که برای اثبات یک مسأله ریاضی از برهان خلف استفاده می‌کنیم،   اصل روش بر مبنای تناقض بنا نهاده شده و تلاش ما بر این است با اشتباه فرض کردن   حکم، یکی از اصول ریاضی را زیر سوال ببریم و به اصطلاح با آن به تناقض برسیم؛ در   حالی که اگر بخواهیم برای پارادوکس در زبان فارسی معنایی بیابیم، از معادل   «متناقض نما» برای آن استفاده می‌شود. به این معنا که در ظاهر با تناقضی روبه‌رو   هستیم که اصل یا اصول علمی را زیر سوال برده است؛ در حالی که به واقع این گونه   نیست و به دلیل اشتباه در فرض، تحلیل یا برخورد، چنین تناقضی پیش آمده است.پارادوکس‌ها در ریاضی و سایر علوم   بسیار مشاهده می‌شوند و همه آنها بر مبنای محاسبات ریاضی بنا نهاده شده‌اند و   امروزه یکی از عمومی‌ترین سرگرمی‌های ریاضی هستند که در هر کتاب بازی و سرگرمی   ریاضی می‌توان نمونه‌ای از آن را مشاهده کرد.معروف‌ترین پارادوکس عام _ و غیر   ریاضی_ در زمان حاضر مسأله‌ای است که تحت عنوان «قضیه پدربزرگ» شناخته می‌شود   و سوالی درباره سفر در زمان است. قضیه پدربزرگ این سوال را مطرح می‌کند که اگر   فردی به گذشته سفر کند و پدربزرگ خود را قبل از ازدواج به قتل برساند، آن وقت   چطور ممکن است خودش به دنیا آمده باشد؟!ژرژ گاموف (1968-1904)ژرژ گاموف در سال 1904 در شهر     ادسا از شهرهای اوکراین، متولد شد و تحصیلات مقدماتی را در همان‌جا به پایان     رساند. در سال 1922 به مطالعه نورشناسی و کیهان‌شناسی در دانشگاه لنینگراد روسیه     پرداخت و در سال 1928 مدرک دکترای خود را از دانشگاه گوتینگن در رشته فیزیک     کوانتوم دریافت کرد و پس از آن در دانشگاه‌های گوتینگن در آلمان، کپنهاگ در     دانمارک، و کمبریج در انگلستان به تدریس مشغول شد. بعدها به سمت استادی فیزیک     در دانشگاه‌های جورج واشنگتن و کلرادو در آمریکا نیز منسوب شد.    ژرژ گاموف نقش بزرگی در شکل‌گیری نظریه انفجار بزرگ داشت و در سال 1946 ‌این     نظریه را مورد حمایت قرار داد. گاموف یکی از حامیان اولیه این نظریه بود و     الگویی ارایه داد که در آن، تحوه تشکیل گاز هلیم در جهان نشان داده شده است.     او نظریه تشعشع مایکروویو زمینه کیهان را مطرح و پیش‌بینی کرد نظریه انفجار     بزرگ جانشین نظریه تشعشع کیهان خواهد شد. کتاب «سرگذشت فیزیک» نوشته او،‌ یکی     از معروف‌ترین کتاب‌ها در زمینه آموزش همه فهم فیزیک به شمار می‌رود.تاریخچه:آیا شده است اتفاقی مانند آن چه در زیر   خواهیم گفت برایتان پیش آمده باشد؟در طبقه چهارم یک ساختمان پنج طبقه   منتظر ایستاده‌اید تا آسانسور بیاید و پایین بروید. آسانسورها یکی پس از دیگری   به سمت بالا می‌روند و شما نمی‌توانید سوار هیچ کدامشان شوید. احتمالا به شانس   بد خودتان لعنت می‌فرستید.اگر با یک ساختمان پنج طبقه طرف باشید،   مسأله قابل تحمل است، اما اگر در طبقه پنجاهم یک ساختمان شصت طبقه باشید و بینید   تقریبا همه آسانسورها به سمت بالا حرکت می‌کنند، آن وقت چه؟ چطور ممکن است چنین   چیزی اتفاق بیافتد؟پس از مقدمه بالا، به سراغ مسأله اصلی   برویم. پیش از هر چیز بهتر است ببینیم پارادوکس آسانسور از کجا مطرح شد؟ این   پارادوکس اولین بار توسط ژرژ گاموف (George   Gamow)   و موریس استرن (Moritz Stern)، دو فیزیکدان که دفتر کارشان در دو طبقه   متفاوت یک ساختمان چند طبقه قرار داشت در کتابی تحت عنوان «معماهای ریاضی» عنوان   شد. گاموف که دفتر کارش در طبقه دوم نزدیک‌تر به همکف ساختمان قرار داشت، متوجه   شد هر وقت می‌خواهد سوار آسانسور شود، اولین آسانسوری که در ان طبقه می‌ایستد در   اغلب موارد به سمت پایین می‌رود؛ در حالی که استرن که دفتر کارش در طبقه ششم   قرار داشت، متوجه شده بود اولین آسانسوری که در آن طبقه می‌ایستد در اغلب موارد   به سمت بالا می‌رود. در یکی از ملاقات‌های این دو فیزیکدان، اشاره‌گاموف به این   موضوع زمینه‌ساز بحث درباره این مسأله شد و آن دو متوجه این تناقض شدند. بالاخره   آسانسور در اغلب موارد بالا می‌رود یا پایین می‌آید؟در نگاه اول، این طور به نظر خواهد   رسید که شاید موتورخانه آسانسور در طبقات میانی ساختمان نصب شده است و آسانسور   از آنجا به طرف طبقات فوقانی بالا و به طرف همکف ساختمان پایین فرستاده می‌شود.   واضح بود که مسأله به این شکل نیست. در این صورت، این قضیه را چطور می‌شد توضیح   داد؟شرح مسأله:هر چند گاموف و استرن تحلیل این مسأله   را آغاز کردند، اما تا مدت‌ها تلاش‌های بسیاری برای شرح این قضیه صورت گرفت، چرا   که تحلیل پارادوکس آسانسور از آن چه در نگاه اول به نظر می‌رسد سخت‌تر است.در اصل، توضیح مسأله باید این طور   باشد: یک آسانسور منفرد، اغلب زمان کار خود را در بخش‌های پر رفت و آمدتر   ساختمان سپری می‌کند و از این رو محتمل‌تر است از آن سمتی نزدیک شود که مسافر   بعدی آسانسور می‌آید. ناظری که برای ساعت‌ها یا روزها در کنار در آسانسور بماند   و هر بار رسیدن آسانسور را مشاهده کند، به جای این که تنها ناظر اولین آسانسوری   باشد که می‌آید، متوجه خواهد شد که آسانسور به دفعات برابر در هر دو جهت حرکت می‌کنند.برای این که بهتر بتوانید این موضوع را   در ذهن خود مجسم کنید، یک ساختمان سی طبقه به همراه همکف را در نظر بگیرید که   تنها یک آسانسور کند دارد. آسانسور بسیار کند حرکت می‌کند، چرا که بایستی هنگام   حرکت خود به سمت بالا در هر طبقه توقف کند و دوباره وقتی پایین می‌آید، در هر   طبقه توقف دیگری داشته باشد. در نظر بگیرید مدت زمان آن که آسانسور در یک طبقه   بایستد، مسافران را پیاده و سوار کند و به طبقه دیگر برود، یک دقیقه طول بکشد.   با این مفروضات، جدول زمانی افراد بخت برگشته‌ای که مجبور هستند با این شرایط در   این ساختمان کار کنند، به صورت زیر خواهد بود:شماره طبقهزمان حرکت آسانسور    به سمت بالازمان حرکت آسانسور    به سمت پایینهمکف... ، 9:00 ،     8:00---طبقه اول... ، 9:01 ،     8:01... ، 9:59 ،     8:59طبقه دوم... ، 9:02 ،     8:02... ، 9:58 ،     8:58...طبقه بیست و نهم... ، 9:29 ، 8:29... ، 9:31 ،     8:31طبقه سی‌ام---... ، 9:30 ،     8:30اگر محل کار شما در طبقه اول باشد و به   صورت تصادفی بخواهید سوار آسانسور شوید، شانس این که آسانسور بعدی به طرف پایین   برود بیشتر است. آسانسور بعدی که به طرف بالا برود تنها در فاصله زمانی دو دقیقه   نخست هر ساعت خواهد بود، به عنوان مثال، ساعت 9:00 و 9:01 را در نظر بگیرید.   تعداد توقف آسانسور در حین حرکت به سمت بالا و پایین یکسان است، اما احتمال این   که آسانسور بعدی به سمت بالا برود تنها 2 حالت در 60 حالت یا به عبارتی یک سی‌ام   است.حالت مشابهی در ایستگاه‌های قطار در   مواردی که مورد بررسی نزدیک ایستگاه‌های پایانی خط واقع شده باشد، دیده می‌شود:   مسافران ایستگاه در موراد بیشتری با صحنه حرکت قطار بعدی به سمت انتهای خط مواجه   خواهند بود. یک مثال دیگر برای درک بهتر این مسأله این است که تصور کنید در   صندلی‌های گوش پیست اتومبیلرانی بیضی شکل نشسته باشید: در حالی که منتظر نشسته‌اید   تا یک ماشین درست از جلوی شما عبور کند، احتمال بیشتری دارد ماشین‌هایی را در   حین حرکت در مسیر مستقیم مسابقه قبل از ورود به پیچ ببینید و اساساً به همین   دلیل است که این صندلی‌ها را تحت عنوان bleacher به معنای صندلی‌های ارزان قیمت نام‌گذاری کرده‌اند.برای درک بهتر اجازه دهید مثالی را که   درباره ساختمان پنج طبقه زدیم بیشتر مورد بررسی قرار دهیم. فرض کنید ناظر در   طبقه چهارم باشد و ما تعداد کل حالت‌های زیر را بررسی کنیم:1- آسانسور در طبقه چهارم یا بالاتر   باشد.2- آسانسور در طبقه سوم یا طبقات   پایینی باشد.3- دفعات تلاش یا مشاهده.از روی این مقادیر اساسی ما می‌توانیم   وقتی ناظر در زمان‌های تصادفی به طرف آسانسور بیاید، احتمال این را که آسانسور   در حال حرکت به سمت پایین باشد به دست آوریم.مفروضات:1- مشاهده، در زمان‌های تصادفی، در   طبقه چهارم یک ساختمان پنج طبقه، خواه آسانسور در طبقه چهارم یا بالاتر باشد یا   این که در طبقه سوم و پایین‌تر باشد.2- هیچ تفاوتی بین طبقات وجود ندارد.   به عنوان مثال ما حالتی را بررسی نمی‌کنیم که یک فروشگاه زنجیره‌ای در طبقه دوم   ساختمان باشد، در حالی که طبقات سوم و بالاتر مسکونی هستند.با داشتن این مفروضات، هدف محاسبه   احتمالات زیر است:1- آسانسور در طبقه چهارم یا بالاتر   باشد.2- آسانسور در طبقه سوم یا طبقات پایین‌تر   باشد.حل مسأله:با فرض این که ناظر در طبقه چهارم است،   فضای نمونه (Ω) طبقه اول تا پنجم است. برای این که   ناظری که در طبقه چهارم است، هنگام سوار شدن با آسانسوری مواجه شود که به سمت   پایین می‌رود، آسانسور بایستی در ناحیه‌ای باشد که با رنگ خاکستری مشخص شده است.   ما این پیشآمد را A می‌نامیم.   در این صورت خواهیم داشت:در این صورت احتمال ρ که ما به دنبال محاسبه آن بودیم عبارت است   از:بسط مسأله به چند آسانسور:در حالتی که بیش از یک آسانسور در   ساختمان مشغول به کار باشد، توزیع احتمال کاهش پیدا می‌کند. دلیل آن کاملاً واضح   است. مثالی را که درباره ساختمان سی طبقه آوردیم در نظر بگیرید: زمانی که بیش از   یک آسانسور مشغول به کار باشد، شانس این که مسافرانی که قصد سوار شدن به آسانسور   را دارند، زمانی به طبقه همکف برسند که حداقل یک آسانسور در طبقه همکف منتظر   است، بیشتر خواهد شد. اگر تعداد آسانسورهای ساختمان نامحدود باشد، مقادیر   احتمالات برابر خواهد بود. در مثال مربوط به پیست مسابقات اتومبیلرانی، هر چه   فاصله زمانی بین حرکت ماشین‌ها در مقایسه با زمانی که لازم است ماشین‌ها پیچ را   دور بزنند کمتر باشد، ناظری که در پیچ نشسته است، ماشین‌های بیشتری را خواهد دید   که از جلوی او عبور می‌کنند.طرح مسأله:برای شبیه‌سازی حالتی که بیش از یک   آسانسور در ساختمان مشغول به کار است، ابتدا باید شرایط شبیه‌سازی را تعریف   کنیم. قوانین حاکم بر شبیه‌سازی عبارتند از:1- طبقه‌ای که درخواست بعدی برای   آسانسور به آن مربوط می‌شود، به طور تصادفی انتخاب می‌شود.2- طبقه مقصد آسانسور درخواست شده نیز   به صورت تصادفی انتخاب می‌شود.3- آسانسوری که به درخواست پاسخ می‌دهد،   باید نزدیک‌ترین آسانسور به طبقه‌ای باشد که درخواست از آنجا آمده است.4- در یک زمان واحد، نمی‌توان درخواستی   برای یک آسانسور در دو طبقه متفاوت داشت.در میان قوانین بالا، دو مورد اول را   می‌توان با این بیان جایگزین کرد: «طبقه مبدا و طبقه مقصد نباید از پیش تعیین   شده باشند.»حل مسأله برای یک مورد خاص:یک ساختمان 100 طبقه با 6 آسانسور فعال   را در نظر بگیرید، در شبیه‌سازی انجام شده بر مبنای یک نمونه برنامه   کامپیوتری، [5] پس از   این که تعداد درخواست‌ها از حدی گذشت که مقادیر احتمالات به سمت ثابت شدن میل   کند، برای سه شبیه‌سازی متفاوت با شرایط اولیه متفاوت، برای فراخوانی   آسانسورهایی که از طبقات فوقانی به سمت طبقات پایین‌تر حرکت می‌‌کنند، مقادیر   زیر به دست آمد:شکل شماره 2شکل شماره 3شکل شماره 4دونالد کانوت یکی از مشاهیر علوم   کامپیوتر امروز و نویسنده کتاب مرجع «هنر برنامه نویسی کامپیوتری» در مقاله خود   تحت عنوان «مسأله آسانسور گاموف-استرن» با در نظر گرفتن این قوانین نشان داده   است به نسبت افزایش تعداد آسانسورهای یک ساختمان، چه آسانسور بالا برود و چه   پایین بیاید، احتمال سوار شدن به آن در تمام طبقات به سمت مقدار 2/1 (یک دوم)   میل می‌کند،بررسی مسأله در زندگی   روزمره:در یک ساختمان حقیقی، عوامل پیچیده‌ای   همچون نیاز بیشتر به حضور آسانسور در طبقه همکف یا طبقه اول و نیز بازگشت   آسانسور به این طبقات در زمان بلااستفاده بودن بر عملکرد آسانسور تأثیر دارند.   این عوامل میزان فراوانی فراخوانی‌های مشاهده شده را تغییر می‌دهند، اما   پارادوکس آسانسور را به کلی از بین نمی‌برند. به خصوص اگر کاربری بیش از حد به   طبقات فوقانی نزدیک باشد، به گونه چشمگیرتری با پارادوکس آسانسور مواجه خواهد   بود، چرا که آسانسورها ندرتاً در طبقات فوقانی آنها حاضر هستند یا مورد نیاز   خواهند بود.ساختمان‌های حقیقی با پیچیدگی‌های   دیگری نیز روبه‌رو هستند. به عنوان مثال می‌توان به درخواست غیر متعادل و بیش از   حد رفتن به طبقه همکف در ساعت پایانی کار اشاره داشت. اکثر طبقات برای رفتن به   طبقه همکف فراخوان می‌دهند و آسانسورهای پر از مسافر هم در طبقات میانی توقفی   ندارند. از دیگر این موارد می‌توان به تأثیر جابه‌جایی‌های کوتاه در زمانی که   آسانسورها بلااستفاده هستند اشاره داشت. چنین پیچیدگی‌های می‌تواند تاثیر   پارداوکس آسانسور را حتی از مثال ما درباره شرایط کاری در یک ساختمان سی طبقه   بغرنج‌تر سازد!</description>
                <category>تجارت</category>
                <author>تجارت</author>
                <pubDate>Sat, 24 Aug 2019 16:04:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاطرات یک آسانسورچی که از خاطرات محو گردیده است</title>
                <link>https://virgool.io/@Tejarat/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1%DA%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D9%88-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ebt1lemrbru3</link>
                <description>آسانسورچی: خاطره ای که کم کم از نگاه ها محو می شوددرهای آهنی که از هم گشوده می‌شود، ابتدا و دریک لحظه هیچ چیز معلوم نیست. پس از ثانیه‌ای چشم عادت می‌کند به آنچه که درون چهارگوش پر زرق و برق و زینت یافته با برش‌های آلومینیوم و یینه، اسیر شده است. در آن فضای کوچک و جمع و جور که جا برای 5 نفر آدم متوسط القامت هم تنگ و ترش می‌شود، یک صندلی پایه کوتاه فلزی با تشک قرمز و دیره‌ای، بیش از هر چیز دیگری نگاه‌ها را به سوی خود جلب می‌کند. صندلی یک صاحب هم دارد. صندلی پایه کوتاه فلزی و صاحبش هر دو، به نظر آدم‌های که در روز هزاران مرتبه می‌آیند و می‌روند، موجودات مزاحم و دست و پا گیری هستند. اما در مواقعی معین صندلی و صاحبش مثل فرشتگان نجات، جان آدم‌های زیادی را نجات داده‌اند. صندلی و صاحبش گهگاه لج آدم‌ها را در می‌آورند، گاهی آنها را به انتظار وامی‌دارند، بعضی اوقات هم آدم‌ها با آن‌ها خوش‌رفتاری می‌کنند و حتی ازشان تشکر می‌کنند.واقعیت هم این است که صندلی و صاحبش برای یک پسر کوچولوی 5 ساله کمک بسیار بزرگی هستند. پسر کوچولو می‌تواند مطمئن باشد که صاحب صندلی حتماً از او مراقبت خواهد کرد. یا حتی یک خانم مسن و میانسال که توانایی ایستادن را ندارد می‌تواند همان چند لحظه کوتاه را روی آن صندلی با تشک سرخ رنگ بنشیند.البته چند وقتی است که کاسبی و کار صاحب صندلی پایه کوتاه فلزی کساد شده. تکنولوژی است دیگر. تکنولوژی پیشرفت کرده و به صاحب صندلی می‌گویند که «ما دیگر به شما نیاز نداریم». صاحب صندلی هم، صندلی اش را به زیر بغل می‌زند و می‌رود گوشه آبدارخانه یا کنج آشپزخانه می‌نشیند و به یاد روزهای می‌افتد که با آن صندلی پایه کوتاه فلزی برای خودش برو بیایی داشت و وزنه‌ای بود...در ادارات و وزارتخانه‌ها، امروز کمتر می‌توان سراغ از «آسانسورچی» یا «راننده آسانسور» گرفت. خیلی ساده. چند سالی است که آسانسورها به سیستم اتوماتیک مجهز شده‌اند. سیستم‌های اتوماتیک هم به اذعان شرکت‌های سازنده آسانسور امنیتی در آن حد دارند که مسافران به راحتی و با اطمینان کامل می‌توانند سوار شوند و آسانسور را به سوی مقصد هدایت کنند.رانندگی آسانسور ، روزی برای خود نه تنها یک حرفه شناخته شده که حتی بسیار پر ارج و قرب بوده است. رانندگان آسانسور، آسانسورچی‌ها، در مواقعی حتی بیش از مسوولان و مدیران دفتر اشخاص صاحب منصب، نام و جلال داشتند و حتی به قول معروف «پارتی‌شان کلفت‌تر بود».زمانی که آسانسور به عنوان یک وسیله حمل و نقل لوکس در ساختمان‌های شیک و ادارات و وزارتخانه‌ها تعبیه شد، نخستین چیزی که به عنوان ضرورت و الزام به آن اندیشیدند، حضور فردی بود که همچون هتل‌ها، رستوران‌ها و دیگر مکان‌های که رفتار مؤدبانه و مقبول میزبان می‌تواند در جلب بیشتر مشتریان مؤثر باشد، به عنوان میزبان دوم انجام وظیفه کند.یک رانندۀ آسانسور که کنون چند سالی است بازنشسته شده می‌گوید: «سال 1354 در سازمان... به واسطه آشنایی با یکی از کارمندان، در آبدارخانه مشغول به کار شدم. آبدارخانه ادارات مثل کلاس آمادگی مى‌ماند. کارگرها معمولاً از راه آبدارخانه مدارج ترقی را طى مى‌کنند. مدیر کلى را یادم هست که 10 سال پیش از مدیر کلى، مسوول آبدار خانه بود. پس از چند ماه خدمت، به واسطه حضور مرتب و دائم به بخش حمل و نقل منتقل شدم.آن زمان راننده آسانسور ارج و قربى بیش از یک آبدارچى داشت. می‌توانست از جیک و پوک کارمندها با خبر باشد، دستش براى پارتى بازى باز بود، تمام معاون‌ها و مدیر کل‌ها را حداقل سه، چهار بار در روز مى دید و ظرف همان چند دقیقه کار 50 نفر راه مى‌افتاد. آسانسورچى‌هاى دیروز و سرپرستان آسانسور‌های «امروز» از دلتنگى‌هایشان مى‌گویند. آدم هایى که عمرى را با ایستادن در آسانسور و نوسان در میان طبقات سپرى کرده‌اند. آدم‌هایى که به اندازه عمر اشتغال‌شان، عادت کرده اند دکمه‌های طبقات را بفشارند و اتاقک متحرک در طبقه مورد نظر بیستد و آنها به عادت همیشگى بگویند: «طبقه سوم، طبقه پنجم، ...»آنها عادت کرده‌اند که یک ساعت در اتاقک متحرک بایستند یا رو‍ی چهارپایه فلزی پایه کوتاه بنشینند و تنها به یک سمت نگاه کنند. در آسانسور. آنها عادت کرده‌اند از در آسانسور در قالب یک مستطیل عمودی آدم‌ها را ببینند و به همین دلیل آدم‌ها در نگاه راننده‌های آسانسور، همیشه قد بلندند.با وجود هجوم یکباره آسانسورهای اتوماتیک و کسادی بازار داغ رانندگی آسانسور، هنوز هم بعضی ادارات و سازمان‌ها آسانسورهایی دارند به همراه راننده‌اش!تعجب نکنید. سرپرست آسانسور یکی از ادارات می‌گوید: «زمانی حدود سال 57، 58 شرکت‌های سازنده یا واردکنندۀ آسانسور، به همراه آسانسورها، رانندگان آسانسور هم معرفی می‌کردند. یعنی بخشی از مسوولیت‌شان بود. در نتیجه بسیاری از شرکت‌های سازنده آسانسور بخشی هم برای استخدام رانندگان و تکنسین‌های آسانسور در نظر گرفته بودند. البته هیچ اجباری وجود نداشت. به عنوان مثال، یک اداره راننده آسانسور داشت و در چنین زمینه‌ای، نیازی به آن شرکت نداشت. بی رو دربایستی، تنها در مواردی معدود و استثنایی تحصیلات و معلومات مناسب می‌توانست در این حرفه مؤثر باشد. مثلاً در یک وزارتخانه برای وزیر آسانسورچی استخدام می‌کردند و به دلیل تنوع معاشرت‌ها و رفت و آمدها دانستن زبان و یا برخورداری از تحصیلات کافی، شریط اصلی پذیرش او بود. «کارمندان وزارت نفت عموماً به یاد دارند که: آسانسورچی دکتر اقبال، وزیر نفت اسبق. یک سیاهپوست درشت هیکل بود که به سه زبان خارجی تسلط داشت.»آدم اول در ذهنش به سختی مجسم می‌کند که یعنی چه؟ مگر می‌شود که به میزان ساعت کاری در یک اتاقک چهارگوش حبس ماند و با هوای اندکی که از طریق باز و بسته شدن آنی و لحظه‌ای درهای آهنی جریان می‌یابد، موفق شد و یا می‌شود در این شغل، جیی برای ارتقاء و پیشرفت هم پیدا کرد؟ واقعیت ین است که خود آنها، خود آسانسورچی‌ها، کمتر به این مسأله فکر می‌کنند. یعنی زمانی که صحبت پول در میان باشد، ساعت کار چندان به چشم نمی‌آید. کافی نبودن هوا زیاد اهمیت ندارد و تازه به این هم فکر می‌کنند که «ای بابا، فقط روی صندلی نشسته‌ایم، چهار تا دکمه را فشار می‌دهیم و ماهی 80، 90 تومان درآمد داریم. واقعیت‌اش، کاری انجام نمی‌دهیم که توقع بیشتری داشته باشیم.»درست است. به قول خودشان، واقعیت‌اش کاری انجام نمی‌دهند. ولی گفته می‌شود که درصد مبتلایان به فشار خون، سرگیجه و سردردهای مزمن، ناراحتی‌های استخوان، کمردردهای مزمن و حتی کاهش بینایی در میان رانندگان آسانسور بیش از افراد شاغل در حرفه‌هایی نظیر آبدارچی، مستخدم ساده و یا نامه‌بران ادارات است. البته این دردهای مزمن و درازمدت، جدا از حوادث غیرمترقبه و ناخواسته‌ای است که برای رانندگان آسانسور پیش می‌آید.یکی از رانندگان آسانسور در وزارت ... که اکنون به علت تعطیلی این شغل، سمت سرپرستی آسانسور را برعهده دارد، به پای لنگ خود اشاره می‌کند و می‌گوید: «یادگار دوران جنگ است. آن زمان قطع برق در ادارات فراوان بود و بسیار اتفاق می‌افتاد که درون آسانسور باشیم و برق قطع شود. در همین ایام قطع برق بود که درون اتاقک گرفتار شدم. با تلفن به واحد فنی خبر دادم و آنها، آسانسور را با ریل به نزدیکی‌های طبقه رساندند. به اندازه قد یک بچه با طبقه فاصله داشت. از آنجایی که تاریک بود و چشم هم نمی‌دید، فکر کردم طبقه است. دولا دولا بیرون آمدم و افتادم ته چاه. خدا رحم کرد که طبقه دوم ساختمان بودم، با ین حال (می خندد) ما هم خدا قبول کند جانباز جنگ هستیم...»در میان بسیاری از رانندگان آسانسور، عده‌ای هم بوده و هستند که صرفاً به دلیل نیاز مالی تلاش کرده‌اند که وارد این شغل بشوند و یا خود را از شغل دیگری به حرفه آسانسورچی منتقل کنند.یک راننده آسانسور چنان با اکراه از شغل خود یاد می‌کند و می‌گوید: «آنقدر از این حرفه بدم می‌آمد که هیچ گاه خانواده‌ام نفهمیدند من واقعاً چه شغلی دارم. تا مدت‌ها می‌گفتم کارگر... هستم. عنوان کارگری برایم خوشایندتر بود. نمی‌دانم. به نظرم می‌آمد که یک جور، دربان هستم. کارگری ارج و قرب بهتری داشت. البته حقوقش خوب بود. اولین حقوقی که گرفتم 180 تومان بود. 25 سال پیش! 180تومان خیلی بود. ضمن آن که 4 ساعت و نیم بیشتر کار نمی‌کردیم. یک ساعت به یک ساعت شیفت تغییر می‌کرد. یک ساعت سرپا بودیم. (در آسانسور بودیم)، یک ساعت استراحت می‌کردیم. روزی یک بطری شیر و یک بسته بیسکویت هم می‌خوردیم تا از سرگیجه و سردرد جلوگیری کند.»اگر رانندگان آسانسور می‌دانستند که ممکن است روزی، بشوند سوژه گزارش، دقیقه به دقیقه ساعات کارشان را به خاطر می‌سپردند. ساعات کارشان آنقدر در نظرشان بی‌اهمیت بوده که از سال‌های فعالیت، تقریباً هیچ به یاد ندارند. اگر هم چیزی مانده، کمرنگ و کوتاه است.یکی از رانندگان آسانسور، عجیب‌ترین خاطره خود را مربوط به زمان استخدامش می‌داند: «از آسانسور چیزهایی شنیده بودم. ولی تا آن زمان، هیچ گاه سوار آسانسور نشده بودم. می‌گفتند حرکت می‌کند و در طبقات بالا و پایین می‌رود. ولی هیچ تصوری نداشتم. حرف‌ها مؤثر نبود. یکی از اقوام برایم جور کرد که آسانسورچی شرکت ... باشم. 27 سال پیش از برج و ساختمان‌های بلند هم مثل امروز خبری نبود. چهار پنج وزارتخانه و ساختمان‌های مسکونی آسانسور داشتند و بس. شهرستان هم که هیچ خبری نبود. روزی که برای معرفی به کارگزینی شرکت ... رفتم،‌ از نگهبان سؤال کردم و نگهبان نشانی طبقه چهارم را داد. هر چه باداباد. باید سوار آسانسور می‌شدم. برای اولین بار هر چه جلوی در ایستادم خبری نشد، گمانم نیم ساعتی گذشت. آسانسور جز با دکمه حرکت نمی‌کرد. در آن نیم ساعت هم هیچ احدی پیدا نشد که سوار آسانسور بشود و ما یاد بگیریم. عین مجسمه جلوی در یستاده بودم. نگهبان ملتفت شد. آمد و تشری زد و دکمه را فشار داد. آسانسور آمد. راستش را بخواهید می‌ترسیدم سوار شوم.از نگهبان خجالت می‌کشیدم. سوار شدم حالا مکافات بالا رفتن بود. در آسانسور همینطور باز مانده بود. نگهبان باز آمد و غرغرکنان گفت: اگر من رییس کار گزینی بودم تو را از بالای پشت‌بام پرت می‌کردم وسط خیابان. بلد نیستی آسانسور سوار شوی می‌خواهی آسانسورچی هم بشوی؟ یادش بخیر. همان نگهبان شد رفیق صمیمی سال‌های طولانی.»بیشتر خاطراتشان از دوران جنگ است. هراس‌ها، ترس‌ها، نگرانی‌ها از ین که مبادا در آسانسور باشند و بمبی به ساختمان اصابت کند، مبادا در آسانسور باشند و برق قطع شود، مبادا در آسانسور باشند و آسانسور به علت موج انفجار سقوط کند، مبادا...یک راننده آسانسور سابق می‌گوید: «آسانسورهای امروز که از نظر قطع و جریان هوا مشکلی ندارند. برق اضطراری و سیستم‌های تهویه امروز، این نگرانی‌ها را از بین برده. همان زمان (دروران جنگ) که بیشترین قطع برق را داشتیم هم باز جای نگرانی نبود. همین چهارپایه‌های فلزی کمک حالمان بود. اگر آسانسور به سطح طبقات نزدیک بود، در آسانسور را از بیرون با کلید باز می‌کردند و مسافران روی همین چهارپایه‌ها می‌رفتند و از آسانسور خارج می‌شدند، اگر هم به سطح نزدیک نبود، از موتورخانه با سیستم دستی آسانسور را پیین می‌کشیدند یا به طبقه نزدیک می‌کردند و به هر حال جای نگرانی نبود.»آسانسورچی‌های قدیمی از خستگی کارشان می‌گویند: «همان یک ساعت هم خسته کننده بود. به خصوص وقتی به ساعت‌های آخر اداره نزدیک می‌شدیم، آرزو می‌کردیم جای آبدارچی بودیم و یک سینی چای به دست از این اتاق به آن اتاق می‌رفتیم ولی یک دقیقه توی آسانسور نمی‌ماندیم. ساعت‌های آخر که نزدیک می‌شد، احساس می‌کردیم مثل یک مرغ در قفس حبس شده‌ایم. یک بار یکی از آسانسورچی‌ها، در آخرین نوبت کارش، دچار ایست قلبی شد. مسافری هم نبود. بیچاره حتی مهلت پیدا نکرد با تلفن خبر بدهد. آسانسور بالا و پایین می‌رفت و خدا بیامرز تمام کرده بود. توی همان کابین.»رانندگان آسانسور، اگر بخواهیم کمی رمانتیک و روشنفکرانه به شغلشان نگاه کنیم، خاطره اتوبوس‌های قدیمی را زنده می‌کنند. اتوبوس‌های قدیمی که روی ریل‌های فرسوده تلق‌تلق تکان می‌خوردند و کلی مسافر را از این نقطه به آن نقطه شهر جابه‌جا می‌کردند. خاطره اتوبوس‌های قدیمی را اتوبوس‌های جدید کمرنگ کرد. ولی صفحات تاریخ را که ورق بزنیم، خاطره و یاد راننده‌های اتوبوس‌های قدیمی همچنان پابرجاست.</description>
                <category>تجارت</category>
                <author>تجارت</author>
                <pubDate>Wed, 14 Aug 2019 08:40:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقدمه ای بر الگوریتم AVR آسانسور</title>
                <link>https://virgool.io/@Tejarat/%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D9%85-avr-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1-fb97t4kp0iib</link>
                <description>در بحث آموزش آسانسور در رابطه باالگوریتم کنترل آسانسور توسط میکروکنترلر AVR خواهیم نوشت:آسانسور ها همانند برخی از تجهیزات مورد استفاده در جامعه مدرن شهری در ساختمان های بلند مرتبه از بخشهای مختلفی تشکیل شده است. تجهیزاتی با کارکردهای مکانیکی و امکانات مورد استفاده جهت انتقال و استفاده انرژی برق و راه اندازی مجموعه ای تحت عنوان آسانسور از جمله این تجهیزات است در صنایع و علوم نصب آسانسور اما ملزومات دیگری علاوه برنقل انتقال نیروی برق جهت تبدیل دستورات به کدهای مشخص در جهت صدور فرمان حرکت و توقف، حسگرها و.... مورد استفاده قرار می گیرند که طی سالیان ارتقاء یافته با کارایی بهینه در مدار بهره برداری قرار داده شده اند.این مطلب در مورد یکی از این تجهیزات (میکروکنترلر) به اختصار از نظر خوانندگان محترم می گذرد و به اختصار در کلاس آموزش آسانسور به آن پرداخته می شود.مقدمهبرنامه کنترل آسانسور در مقابل برنامه های بسیاری از وسایل مورد استفاده افراد جامعه مانند ماشین لباس شویی به مراتب پیچیده تر است.اما از سوی دیگر نسبت به برنامه های تجهیزاتی که محاسبات پیچیده ریاضی دارند و پردازش تصویر انجام می دهند (از جمله : موبایل ، تجهیزات پزشکی MRI که از بدن انسان تصویر می گیرد و ... ) بسیار کم حجم و ساده است. در نگاه نخست تابلوی کنترل آسانسور دارای تعدادی ورودی است که در حلقه ای بی نهایت به طور مرتب چک می شوند و نسبت به تغییرات ایجاد شده در این ورودی ها خروجی ها تغییر داده می شوند. تعدادی از این ورودی ها مثل ورودی های سنسورهای روی کابین خیلی سریع قطع و وصل می شوند. (به این نوع از ورودی ها به وسیله وقفه پاسخ داده میشود) در واقع برنامه کنترل آسانسور چندان هم ساده و کم حجم نبوده و بیش از هزار خط( برنامه ) دارد که باید در آن تمام احتمالات و دستورات به طور دقیق و بدون اشتباه در نظر گرفته شود. این مقاله صرفا نگاهی کلی به چگونگی چک کردن ورودی های تابلو فرمان دارد که در قالب سه بخش تقدیم می شود:تابع Main و توابع فرعیوقفه های کنترلوقفه دور انداز آسانسوردر قسمت قبل عنوان گردید که روند کلی چک کردن ورودی تابلو فرمان آسانسور مشتمل بر دو قسمت بوده و در این مقاله به روش اول تابع Main و توابع فرعی آن می پردازیم:تابع Main و توابع فرعی:برای شروع کار در آسانسور لازم است ابتدا موقعیت کابین آسانسور مشخص شود در صورت نامشخص بودن موقعیت کابین تابع شناسایی کابین فراخوانده می شود. بعد از این مرحله برنامه وارد یک حلقه (while (1 می شود. در این حلقه تمامی ورودی ها و خروجی های تابلو فرمان آسانسور به طور منظم چک می شود و دستورات لازم صادر میگردد.در طراحی این حلقه تلاش شده است اصولا از فرمان Delay و یا توابعی که دارای این فرمان هستند استفاده نشود و برای اندازه گیری زمان از تایمر شمارنده یا تعداد تکرار شدن حلقه استفاده می شود:#include&lt;mega64&gt;#definemotorPORTC// ماکروی موتور جهت فرمان دادن به کنتاکتورهاChar vorodi[8]={0};char level;Char hal ,kabin ,rvzion_swich=0;Char i, Jehat , ss ,n_stop;Char dorandaz ,time-park; char tabage; char activate_stop;Int tim_travel=0;Void revizsion(void){}Void shenasi(void){}Void main(void)}Shenasi();While(1){if(tim_travel&gt;0)} tim_travel++;  if(time_travel&gt;2000){};};If((PINF&amp;1)==1) vorodi[0]++; else(vorodi[0]=0 hal&amp;=0xfe);If(vorodi(0)&gt;200)(hal=hal|1; vorodi[0]=201;};If((pinf&amp;2)==2)(rvzion_Swich=1; revision();}else(rvzion_swich=0;};};};در برنامه فوق جهت کوچک شدن برنامه تنها دو ورودی که چک می شود، یکی شاسی احضار و دیگری کلید رویزیون بوده و از آرایه های متغیر آرایه ای Vorodi جهت اندازه گیری مدت زمان یک (بودن) ورودی ها استفاده می شود. اگر به برنامه توجه نمایید شاهد خواهید بود که برای تشخیص ورودی رویزیون از یک بار نمونه برداری استفاده شده است. ولی برای تشخیص شاسی احضار از 200بار نمونه برداری استفاده شده است که علت آن به ساختار شاسی ها بر می گردد. در انتها که سیم های احضار وصل می شود تعدادی LED قرار داده می شوند که هنگام پذیرفته شدن احضار روشن می گردددر ادامه بحث تابع Main و توابع فرعی :با توجه به طول زیاد سیم شاسی های احضار آسانسور و این LEDها ، سیم احضار طبقات در مجاورت تغییرات شار مغناطیسی مثل یک حلقه سیم عمل می کند و دچار نویز القایی شدیدی می شود که اغلب اوقات موجب چشمک زدن LED احضار در داخل تابلو فرمان آسانسور می شود. در مقابل ورودی های احضار از انجا که مسیر جریان به طور کامل قطع می شود ورودی های سنسورهای روی کابین سیم های قفل و کنتاکت درها میکروسویچ ها و کلید کابین سیم های قفل و کنتاکت درب ها میکروسویچ ها و کلید رویزیون به سختی دچار نویز می شوند. سیم های سون سگمنت ها نیز دچار نویز نمی شوند یا اگر هم بشوند خیلی ضعیف است چرا که مسیر جریان های القایی در تابلو فرمان آسانسور از داخل ترانزیستور می گذرد و این قطعه در حالت خاموشی مقاومت بسیار بالایی دارد. بنابراین ورودی ها از نظر نویز پذیری به دو دسته تقسیم می شوند ورودی های نویز بالا و ورودی های نویز کم. در مثال بالا برای بی اثر کردن تاثیر نویز بر روی محاسبات کنترل اسانسور و محاسبه زمان از روش شمارش استفاده شده است.متغیر Time Travel جهت اندازه گیری زمان حرکت کابین است. در هر بار تکرار حلقه بی نهایت مقدار این متغیر افزایش می یابد. قبلا مشخص شده که در هر 3 ثانیه 2000 بار حلقه تکرار می شود. برنامه به گونه ای نوشته شده تا هنگام دیده شدن سنسورهای مغناطیسی روی کابین در تابع وقفه این سنسورها مقدار متغیر یک و هنگامی که کابین متوقف است صفر شود. در نتیجه هنگام گیر کردن کابین در یک نقطه موتور بیشتر از 3 ثانیه کار نمی کندروش اول چک کردن ورودی های تابلو فرمان به پایان رسید و در این مقاله به روش دوم چک کردن ورودی تابلو فرمان (روش وقفه های کنترل) می پردازیم:از وقفه ها جهت پاسخ سریع به سنسورهای تراز (Level) و دور انداز طبقات و اطلاعات دریافت شده از طریق رابط های سریال و شالترهای داخل چاه استفاده می شود البته شالترها را از طریق حلقه اصلی نیز می توان کنترل کرد. در حلقه اصلی کنترل شاسی ها و مدار سری استپ چک می شود و با توجه به اطلاعات به دست امده جهت حرکت کابین مشخص و فرمان های لازم جهت حرکت کابین صادر می شود ولی فرمان های دوراندازی سرعت و تراز طبقات توسط وقفه ها صادر شود. در برنامه زیر برای موقعیت کابین پنج متغیر وجود دارد. متغیر های :   Level , n-stop , tabage , cf3 , jehatهر بیت از متغیر Level نشان دهنده یک طبقه است که همیشه تنها یک بیت آن یک است و مقدار ان با شیفت به چپ یا شیفت به راست تغییر می کند. متغیر n-stop موقعیت طبقه ای را نشان می دهد که کابین در آن متوقف شده است. وقتی کابین متوقف می شود مقدار آن با با مقدار Level برابر می شود ولی در حالت حرکت مقدار آن صفر است. متغیر tabage  موقعیت کابین را به صورت یک عدد نشان می دهد و مقدار آن با ++ یا – تغییر می کند. متغیر jehat  جهت حرکت کابین را نشان می دهد. از متغیر  Cf3 جهت تشخیص لحظه ای دوراندازی استفاده می شود. ماکروی Motor فرمان های کنتاکتورها یا درایو را اعمال می کند. ترتیب خروجی های Motor عبارتند از بیت صفر فرمان جهت بالا بیت 1 فرمان جهت پایین بیت 2 فرمان دورتند بیت 3 فرمان دور کن3- وقفه دورانداز آسانسور:1-3- روش اول:متغیر cf3 نشان دهنده دور انداز اول یا دوم بین طبقات است. با دیده شدن سنسور تراز آسانسور مقدار آن صفر می شود و هر بار که یک سنسور دور انداز آسانسور دیده می شود مقدار آن ++ می شود. اگر قرار باشد با سنسور اول دوراندازی کند هنگامی که مقدار این سنسور عدد 1 را نشان می دهد متغیر شاسی را با متغیر تراز AND می کند و در صورتی که نتیجه بزرگتر از 1 بود بیت دور تند را از ماکروی Motor  صفر و بیت دور کند را یک می کند.2-3- روش دوم:متغیر cf3 در جهت بالا ++ و در جهت پایین – می شود. شماره دورانداز هر توقف و جهتی که باید در آن دوراندازی شود در آرایه ای مثلا به نام [Cf3-level[64 نگهداری می شود. هر بار با دیده شدن سنسور دورانداز آسانسور با توجه به اطلاعاتی که در [Cf3-level[Cf3 وجود دارد موقعیت کابین و بیت های دورکند و تند ماکروی motor تغییر داده می شود. از آنجا که هر توقف دو سنسور دورانداز دارد پس متغیر Cf3-level  برای 32 توقف 64 عضو دارد.3-3- روش سوم:روش سوم تقریبا شبیه به روش دوم است با این تفاوت که در آرایه های Cf3-level مقدار پالس های انکودر برای هر توقف نگهداری می شود. از این روش در سیستم های Close Loop جهت حذف سنسورهای دورانداز و ترازکردن دقیق کابین استفاده می شود.Interrupt[ext-int1-isr(void)//1cf  وقفه ای{if(jehat==0x20) {tabage++;level&lt;&lt;=1;}If(jehat==0x40) {tabage--;level&gt;&gt;=1;}If(rvzion-swich==1){}else{if((motor&amp;4)&gt;0)motor=0;}Tim-travel=1;};Interrupt[EXT-INT7] voidext-int7-isr(void)//cf3  وقفه ای{if(jehat==0x20){dorandaz++;};If(jehat==0x40){dorandaz--;};If(rvzion-swich==1) {} else {if((ss&amp;dorandaz-level[dorandaz])&gt;0){motor=(motor&amp;0xf7)0x04;};}; tim-travel=1;};</description>
                <category>تجارت</category>
                <author>تجارت</author>
                <pubDate>Sat, 03 Aug 2019 13:03:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی‌ صدمات ناشی‌ از شتاب ایجاد شده در اثر ضربه بافر در آسانسور</title>
                <link>https://virgool.io/@Tejarat/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B5%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B6%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D9%81%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1-zjle29igeaiq</link>
                <description> آسانسور به عنوان یک وسیله نوین در اختیار عموم مردم قرار دارد و در سطح گسترده ای در جهان در حال استفاده است. همانند هر وسیله نوین دیگری که در آن انسان در تعامل مستقیم با ماشین است، بحث های ایمنی فرد استفاده کننده مطرح می شود. در اینكار تحقيقاتي با به کارگیری نرم افزار تحليلي OpenSim 2.2.1 مدلی مناسب از بدن انسان جهت تحليل اثر ضربه بافر در آسانسور بر روي بدن ساخته شده است. همچنین نیروها و گشتاورهای ایجاد شده در بدن در اثر شتاب ناشی از ضربه بافر محاسبه شده است. با توجه به نتایج به دست آمده، به نظر می رسد تحقیقات دقیق تر و کامل تر در این زمینه برای حالت های خاص ضروری می باشد.۱- مقدمهآسانسور همانند هر وسیله متحرک دیگری احتیاج به نوعی وسیله به عنوان ترمز یا نگهدارنده وسیله دارد. این کار در آسانسور در چهار مرحله انجام می شود. در مرحله ابتدایی نیروی محرکه موتور قطع می شود، سپس در مرحله دوم ترمزهایی در موتور فعال شده و جلوی چرخش موتور را می گیرد. در مرحله بعد سیستم اضطراری(Emergency Gear ) فعال شده و در نهایت سیستم بافر از برخورد اتاقک به انتهای چاله آسانسور جلوگیری می کند.شرایط برخورد اتاقک آسانسور با بافر بعد از سقوط آزاد یکی از بحرانی ترین شرایطی است که ممکن است در آسانسور برای فرد استفاده کننده از آن اتفاق بیفتد، زیرا در این شرایط شتاب ناشی از برخورد، که شتاب زیادی است زیرا اتاقک باید در فاصله نسبتا کمی به سرعت سکون برسد، با شتاب جاذبه زمین جمع می شود. این شتاب سبب ایجاد نیروی زیادی در بدن فرد می شود. جهت تشخیص اینکه آیا این شرایط می تواند سبب آسیب شود یا خیر می بایستی تحلیلی روی میزان نیروها و شتاب های ایجاد شده در اثر این ضربه در مفاصل انجام شود. برای بررسی شرایط فوق، احتیاج به تجهیزات آزمایشگاهی نظیر آدمک (Dummy) ، دوربین فیلم برداری با فرکانس مناسب، صفحه ثبت نیرو (Force Plate ) و شتاب سنج دقیق می باشد. آدمک در واقع به جای انسان واقعی در اتاقک قرار گرفته و داده های سینماتیکی و دینامیکی از آن استخراج شده و مورد تحلیل قرار می گیرد. با توجه به اینکه امکانات فوق در دسترس نبود، سعی شد به عنوان شروعی برای تحلیل بیومکانیکی صدمات ناشي از ضربه بافر ناشي از آسانسور بر شخص در ايران، داده های مورد نیاز از مقاله ای دیگر [2] استخراج شده و مورد استفاده قرار گیرد.مروری گذرا بر قوانین آسانسور[۱] در ایران (وضع شده توسط موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران) و همچنین قوانین آسانسور در اروپا نشان می دهد که در این قوانین شرایط زیر را به عنوان شرایط مطلوب برای ضربه گيرهاي نوع ذخيره ساز انرژي با خصوصيات غير خطي در آسانسور در نظر گرفته است:الف – ميانگين شتاب حركت كند شونده كابين زماني كه با بار نامي و با سرعتي معادل 115% سرعت نامي در حالت سقوط آزاد با ضربه گير برخورد مي كند، نبايد از gn 1 بيشتر باشد .ب – حركت كند شونده با شتابي بيش از gn 2/5 ، نبايد طولاني تر از 04/0 ثانيه گردد .که در آن gn شتاب جاذبه زمین است.این قوانین سالها پیش در اروپا وضع شده است و بعد از آن در ایران ثبت شده است. بسیاری از قوانین وضع شده در اروپا در زمینه آسانسور دارای علت مشخصی نیستند و علت وضع آنها کاملا واضح بیان نشده است. از طرفی پیشرفت تکنولوژی و ساخت مواد و مکانیزم های جدید و تغییرات شگرف در سرعت ها و شتاب های قابل استفاده در آسانسور ها، نیاز به پیش بینی و وضع قوانین جدید را ضروری کرده است.از جمله مواردی که جای خالی آن به شدت در این قوانین دیده می شود، پیش بینی شرایط خاص می باشد. از جمله این موارد خاص می توان به بیمارستان ها اشاره کرد. با توجه به استفاده آسانسور توسط کاربرهای خاص نظیر خانم های باردار، افراد دچار ضایعه نخاعی و یا افرادی که دچار پوکی استخوان هستند، تحقیقی جدی و دقیق در این زمینه ضروری به نظر می رسد.محققان معتقدند که ناحیه سینه ای ستون مهره ها و مهمتر از آن ناحیه کمری ستون مهره ها در معرض جدی ترین صدمات در این شرایط قرار دارند، زیرا بحرانی ترین نیرو ها و گشتاور ها را در این ناحیه از بدن مشاهده می کنیم. [۲] هدف از این تحقیق استخراج گشتاور و نیرو های ایجاد شده در مفاصل بدن در شرایط مذکور با استفاده از تحلیل بیومکانیکی بدن می باشد.۲- روش کاربرای به دست آوردن داده های مورد نیار، با توجه به عدم دسترسی به امکانات لازم، سعی شد تا با تقریب قابل قبولی اعداد مورد نظر از مقاله دیگری[۲] استخراج شده و با اعتماد به تست انجام شده در آن، از داده های فوق استفاده شود.در تست انجام شده در مقاله مورد بررسی از یک آدمک استاندارد ( Hybrid III Dummy ) برای تست های برخورد در ماشین استفاده شده است. برای انجام تست فوق تغییراتی در ناحیه زانو برای این آدمک پیش بینی و در آن اعمال شده است تا توانایی پاسخ دهی مناسب به برخورد عمودی را پیدا کند.زانوی آدمک تا لحظه برخورد مهار شده و ثابت بوده است و در لحظه برخورد، نگهدارنده های زانو آزاد شده و زانو حرکت طبیعی خود را انجام داده است. علت این امر جلوگیری از حرکت زانو پیش از ضربه و جلوگیری از تحلیل اشتباه در حین ضربه است. همچنین برای حفظ تعادل آدمک، کف پا ها به انتهای اتاقک آسانسور متصل است و قدرت جابجایی ندارد.در این تحقیق شتاب کاهنده وارد بر اتاقک در اثر کارکرد بافر موجود می باشد. برای استفاده از شتاب فوق، از برنامه های عددی کردن تصویر می توان استفاده کرد و داده ها را استخراج کرد. شکل ۲ که از مقاله فوق استخراج شده است نشان می دهد که آسانسور فوق، قوانین مربوط به شتاب را رعایت کرده است.داده مورد نیاز دیگر، سینماتیک حرکت فرد می باشد که برای استخراج گشتاورها و نیروهای داخل مفاصل ضروری می باشد. این اطلاعات نیز در ۶ فریم ارائه شده است که در مجموع ۵۰۰ میلی ثانیه زمان را پوشش داده است. با توجه به اینکه برای استفاده از این داده ها و استخراج نتایج بهتر به داده های بیشتری احساس نیاز می شد و اینکه حرکت بدن دارای پیوستگی است، سعی شد تا با ابزارهایی که در اختیار بود، داده های بیشتری استخراج شود. ابتدا از روی شکل ۳ که در مقاله مورد استفاده آمده است، داده های قسمتهای مختلف روی بدن فرد استخراج شد و سپس اعداد بیشتر ،در واقع داده با فرکانس بالاتر از ۱۲ فریم در ثانیه که در مقاله اصلی ارائه شده است، به دست آمد.با استفاده از داده های آزمایشگاهی که از روی مقاله فوق الذکر به دست آمد وارد مرحله شبیه سازی نرم افزاری شدیم. در این مرحله از نرم افزار OpenSim 2.2.1 كه در زمینه آنالیز حرکت بدن انسان می باشد استفاده نموده ايم. بعد از انتخاب مدل مورد نظر و قرار دادن مارکر های مناسب با داده های استخراج شده از مقاله مرجع، با وارد کردن داده ها به نتایج مورد نظر دست پیدا کردیم.در نرم افزار OpenSim 2.2.1 ابتدا می بایست تحلیل سینماتیک معکوس(Inverse Kinematics ) بر روی مدل انجام شود. در این مرحله نرم افزار داده های سینماتیکی که از شکل 3 استخراج شده است را دریافت کرده و مقدارهای مختصات تعميم يافته (Generalized Coordinates) را برمی گرداند [3].در مرحله بعد برای به دست آوردن مقدار نیروها و گشتاورها در مفاصل، احتیاج به تحلیل دینامیک معکوس (Inverse Dynamics ) داریم. در این قسمت با استفاده از تحلیل کلاسیک حرکت داریم:محدودیتهایی که در این تحقیق وجود داشته است در سه دسته زير قرار دارند:۱- آزمايشات بر روی آدمک انجام شده است. در صورتی که برای دستیابی به اعداد واقعی می بایست آزمايشات بر روی انسان واقعی انجام شود. نتايج حاصل از آزمايشات با معیارهای انسانی همخواني كامل ندارد. لذا مي بايست مدلهای ساخته شده را جهت نزدیک شدن هرچه بیشتر به حالت واقعی انسان تكميل نمود.۲- آدمک استفاده شده Hybrid III ، با تغییراتی در ناحیه زانو، بوده است. این آدمک در واقع برای برخوردهای افقی طراحی شده است و برای انجام تست برخورد عمودی نیاز به آدمک طراحی شده برای اینگونه برخورد احساس می شود.۳- مدل استفاده شده در نرم افزار، شرایط کامل برای یک انسان را در نظر نگرفته است و به مانند هر مدلسازی دیگری تقریبهایی به کار برده است که باعث ایجاد خطاهایی در تحلیل می شود.۳-نتایجهدف اصلی از این تحقیق بدست آوردن گشتاورهای مفاصل و نیروهای ایجاد شده و در صورت امکان مقایسه آن ها با معیارهای بیومکانیک صدمات (Injury Biomechanics ) بوده است.همانطور که مشاهده می شود در اثر ضربه بافر ممان بزرگی در سه مفصل مهم از بدن ایجاد می شود. همچنین در ناحیه لگن نیروی عمودی وارد بر بدن در اثر حرکت بدن به میزان قابل توجهی بی اثر شده است.۴-بحث و نتیجه گیریدر این تحقیق بررسی ممان ها و نیروهای وارد بر بدن در اثر شتاب ناشی از ضربه بافر بررسی شد. شبیه سازی انجام شده در نرم افزار OpenSim 2.2.1 با داده های آزمایشگاهي انجام شده بر روی آدمک تجهيز شده (Hybrid III Dummy )، صورت پذیرفته است.مقایسه نتایج حاصله از نيرو ها و گشتاور هاي وارده بر مفاصل شخص واقع در آسانسور در هنگام ايجاد ضربه بافر با معیارهای بیومکانیک صدمات مشخص مي نمايد که احتمال آسیب در بدن شخص وجود دارد. نتايج نشان مي دهند كه به خصوص در ناحیه مچ پا و کمر این اعداد بحرانی تر هستند. البته نیروی وارد بر لگن به میزان قابل توجهی کمتر از معیارهای آسیب می باشد. با توجه به اینکه این تحلیل برای فرد سالم انجام شده است، این ضربه وارده از طرف آسانسور به شخص مي تواند برای افرادی که دارای بیماری خاصی نظیر پوکی استخوان و یا ضایعه نخاعی باشند، صدمات جبران ناپذیری را ایجاد کند. همچنین افراد سالمند و خانم های باردار نیز جزوه گروه هاي آسيب پذير در شرايط ذكر شده در فوق مي باشند كه تحليل و پيش بيني صدمات احتمالي ناشي از ضربه بافر آسانسور بر آنها نيز ضروری مي باشد.با توجه به نتايج فوق به نظر می رسد که تعيين و بكارگيري استانداردهاي ويژه برای آسانسورهايي كه در محلهاي خاص نظير بيمارستان ها و يا محلهايي كه افراد سالخورده زياد تردد دارند ضروري مي باشد.۵- مراجع[۱] آسانسور- ضربه گير- ويژگيها، موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران،استاندارد ملي ايران-۷۹۸۶، چاپ اول[۲] Funai, K. , Van Schigndel-De Nooig, M., Van Nunen, E., “Influence of Elevator Acceleration Induced Loading On Injury Levels”, Lift REPORT. May 2010[۳] OpenSim User’s Guide, Release 2.2, September, 2010[۴] Nauham, A.m., Melvin, J.M. “Accidental Injury”, Springer, 2001, 642pp[۵] Hall, G. W. “Biomechanical Characterization and Multibody Modeling of the Human Lower Extremity”, Dissertation University of Virginia, 1998[۶] “Dynamic Characteristics of the Human Cervical Spine.” SAE World Congress, SAE 952722, 199 5</description>
                <category>تجارت</category>
                <author>تجارت</author>
                <pubDate>Wed, 31 Jul 2019 08:36:54 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>