<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های The</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@The</link>
        <description>به جای عجیبی از زندگی رسیدیم!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 02:51:56</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/5943/avatar/u694h2.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>The</title>
            <link>https://virgool.io/@The</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هوای تازه ای در مباحث نظری ما وزیدن گرفته است!</title>
                <link>https://virgool.io/@The/%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%AD%D8%AB-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-jtxpuphya1rj</link>
                <description>  توی این نوشته سعی کردم درمورد اینکه ما چقدر به مدرنیته نزدیک شدیم صحبت کنم.   [ هر آن چه سخت و استوار است، دود می شود و به هوا می رود ...]  (بیان فوق العاده کارل مارکس در تجربه مدرنیته)بگذارید اول مدرنیته را تعریف کنیم، زمانی که بحث از مدرنیته می شود، نباید به دنبال تصویری یکدست و رویایی باشیم، چون اساسا مدرن بودن یعنی زیستن یک زندگی سرشار از معنا و تناقض. انسان برای مدرن شدن نیازمند آن است که هر آن چه که تا به حال به آن تمسک جسته است (هر آن چه سخت و استوار است) رها کند و به پدیده های بدیع و نو چنگ زند، سیال گونه زندگی کند و به چیزی دل نبندد؛ زیرا که در دنیای مدرن دلبستگی ها نابود می شود (دود می شود و به هوا می رود). در حقیقت، مدرن شدن واقعه ای تراژیک است، زیرا که برای به دست آوردن چیزی باید چیزهای دیگر را از دست داد. آیا آماده آینده هستیم؟  و اما، آیا ما به مدرنیته رسیده ایم؟ وقتی تاریخ غرب را بخوانید و بعد تاریخ ایران را هم خوب بخوانید، کم کم با چیز عجیبی مواجه می شوید. این که غرب برای رفتن از سنت به سمت مدرنتیه، پیاده روی کرد، سر راه استراحت کرد، خسته شد، رفت گوشه ای نشست، دوباره پیاده روی کرد و بعد از سال ها آرام آرام به امروز رسید. بعد از 600 سال شایدم بیشتر. اما ما جامعه ایرانی برای همین مسیر، در 100 سال اخیر تاکسی دربست گرفته ایم! خوب اما این معنی اش این است که ما به مدرنیته زودتر رسیده ایم؟ البته که ما زودتر از قرن ها به مدرنتیه می رسیم، اما به مدرنیته ای می رسیم که احتمالا دقیق نمی دانیم کجاست! (دقیقااااا کجایی؟ :D) نمی دانیم قرار است داخلش چه کنیم! نمی دانیم چگونه در آن زندگی کنیم چون اسامی خیابان هاش را نمی توانیم بخوانیم. گاهی فکر می کنم مدرنیته ایرانی، کت و شلوار شیکی بیش نیست روی تن از قیافه افتاده جامعه ما. در واقع، &quot;پیشرو بودن&quot; را باید ساخت، نباید نقش بازی کرد...</description>
                <category>The</category>
                <author>The</author>
                <pubDate>Sat, 23 Feb 2019 21:15:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حرف زدن های خودم با خودم، اما بلند بلند! (قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@The/%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D8%B2%D8%AF%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D9%84%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D9%84%D9%86%D8%AF-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-uxm2kwhqd7as</link>
                <description>این روزها، احساس آدمی را دارم که می خواهد سوار بالنش بشود. از آدم ها فاصله بگیرد و برود آن بالا بالاهایی که خودش هم نمی داند دقیقا کجاست. آدمی که هنوز اعتقاد دارد که باید عادت کند که به هیچ چیز عادت نکند، حتی به خانه های امن و گرمی که آرام آرام می سازد و از ترس وابسته شدن رهایشان می کند. باید اعتراف کرد که ما آدم ها همه موج سواریم. اما تفاوت از آن جایی شروع می شود که برخی ترجیح می دهند نزدیک ساحل، جایی آرام رو تخته مان بایستند و حرکت کنند و با هر نسیم کوچک، بارها به ساحل پناه ببرند و برخی با آگاهی از خطر سقوط و فروافتادن با هیجان و لذت به سمت امواج بروند. و چه زیباست زندگی آن هایی که دوست دارند خود را با انتخاب هایشان به چالش بکشند، چون نمی توانند بی خطر زندگی کنند چون نمی توانند یکی از هزاران مورچه تکراری باشند که در خطی دراز مثل بقیه یک مسیر را به خاطر امنیتش طی می کنند. این زندگی لعنتی، لحظات عالی و قشنگش پر از موج است. موج هایی که همیشه ما را بالا نمی برند، گاهی به زیر می کشند، مثل موج مرگ پدر، که وقتی زیر سایه اش ترس تا زیر پوستتان می رود، کمی بعد موج یک عشق می تواند شما را به اوج ببرد و همه آن احساس تعلق و امنیتی که از دست داده اید، دوباره به شما برگرداند. نسیم های زندگی، فرصت هایی است که ناگهان زندگی بهمان می دهد. آن ها را نمی شود دید، که اگر دیدنی بود همه می رفتیم آن بالا بالاها. اما می شود حس کرد و ازشان لذت برد ...</description>
                <category>The</category>
                <author>The</author>
                <pubDate>Thu, 21 Feb 2019 08:28:46 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>