<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های هادی صفرزاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@TheHadi</link>
        <description>مدیر محصول، مدیر پروژه، دیجیتال مارکتر، متخصص سئو، طراح سایت و طراح UI/UX  از سال 1390 تا به امروز</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 21:37:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/505408/avatar/MwPvDD.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>هادی صفرزاده</title>
            <link>https://virgool.io/@TheHadi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پایان دوره &quot;منتظر مشتری ماندن&quot;؛ روش جدید بازاریابی پیامکی از دل دیوار</title>
                <link>https://virgool.io/@TheHadi/get-customers-from-divar-qfd6pi3tuidj</link>
                <description>تصویری از یک شخص خوشحال که با گوشی موبایل خود کار می‌کند و در پس‌زمینه، نمادهای گرافیکی از سایت دیوار و نمودارهای رشد فروش دیده می‌شود. فضای تصویر روشن و بیزینسی باشد.آیا تا‌به‌حال فکر کرده‌اید که چرا برخی از رقبای شما، با اینکه محصول یا خدمات ضعیف‌تری دارند، همیشه سرشان شلوغ است؟ راز آن‌ها در &quot;کیفیت محصول&quot; نیست، بلکه در &quot;نحوه پیدا کردن مشتری&quot; است.در بازار راکد امروز، نشستن در مغازه یا دفتر کار به امید اینکه مشتری از راه برسد، استراتژی شکست‌خورده‌ای است. مشتریان بالقوه شما همین الان در اینترنت حضور دارند، اما نه لزوماً در اینستاگرام یا گوگل؛ آن‌ها در دیوار هستند.در این گزارش، به بررسی روش نوینی می‌پردازیم که کسب‌وکارهای هوشمند برای شکار مشتریان واقعی از آن استفاده می‌کنند.معدن طلایی به نام &quot;دیوار&quot;روزانه صدها هزار آگهی در سایت دیوار ثبت می‌شود. هر آگهی، یعنی یک انسان واقعی که نیاز به خرید یا فروش دارد.یک مشاور املاک به دنبال مالکی است که قصد فروش خانه دارد.یک نمایشگاه خودرو به دنبال فروشنده ماشین شخصی است.یک شرکت خدماتی به دنبال افرادی است که تازه اسباب‌کشی کرده‌اند.مشکل کجاست؟ دسترسی به شماره تماس.دیوار برای جلوگیری از ربات‌ها، شماره تماس‌ها را مخفی می‌کند و اگر بخواهید دستی آن‌ها را بردارید، بعد از چند مورد، آی‌پی شما مسدود می‌شود.چطور سد دیوار را بشکنیم؟ (بدون بلاک شدن)تا پیش از این، تنها راه استفاده از ربات‌های نرم‌افزاری گران‌قیمت بود که نیاز به سیستم قوی و خرید سیم‌کارت‌های متعدد داشتند. اما اخیراً پلتفرم‌های جدیدی مثل دیتاویز (Datawiz) این بازی را تغییر داده‌اند.این سامانه به جای اینکه نرم‌افزار به شما بفروشد، &quot;خدمات استخراج&quot; ارائه می‌دهد. یعنی شما فقط لینک دسته بندی مورد نظر (مثلاً املاک تهران) را می‌دهید و فایل اکسل تمیز و بدون تکرار را تحویل می‌گیرید.چرا روش استخراج ابری (Cloud) بهتر از ربات‌های ویندوزی است؟۱. خداحافظی با بلاک شدن: در روش جدید، از هزاران سرور ابری برای شبیه‌سازی رفتار انسانی استفاده می‌شود، بنابراین ریسک مسدود شدن سیم‌کارت یا آی‌پی کاربر به صفر می‌رسد.۲. هزینه کمتر: شما نیازی به خرید لایسنس چند میلیونی ندارید. می‌توانید حتی برای ۵۰۰ شماره هزینه پرداخت کنید.۳. سرعت بالا: دریافت ۱۰,۰۰۰ شماره در کمتر از چند ساعت امکان‌پذیر است.چه کسانی از این روش سود می‌برند؟طبق آمارهای منتشر شده از سامانه استخراج شماره از دیوار DataWiz، بیشترین مشتریان این سرویس عبارتند از:مشاورین املاک: برای فایل‌یابی و ارسال پیامک &quot;خریداریم&quot; به مالکین.بازاریابان B2B: برای پیدا کردن شماره مدیران کسب‌وکارها از بخش &quot;استخدام و کاریابی&quot;.فروشندگان عمده: برای پیدا کردن خرده‌فروشان فعال در شهرها.تصویری از یک فایل اکسل که ستون‌های آن حاوی نام، شماره تماس و شهر است و روی آن یک ذره‌بین قرار دارد که نشان‌دهنده دقت داده‌هاست.یک پیشنهاد رد نشدنی برای تست کیفیتشاید بپرسید &quot;آیا این شماره‌ها واقعاً فعال هستند؟&quot;.برای پاسخ به این سوال، تیم فنی دیتاویز امکانی را فراهم کرده تا هر کسب‌وکاری بتواند ۱۰ شماره اول را کاملاً رایگان دریافت کند.این یعنی شما می‌توانید همین الان وارد سایت شوید، شهر و شغل مورد نظر خود را انتخاب کنید و ۱۰ شماره واقعی را تست کنید. اگر راضی بودید، سپس اقدام به سفارش تعداد بالا کنید.برای دریافت تست رایگان و مشاوره، کافیست به وب‌سایت دیتاویز (Datawiz.ir) مراجعه کنید و قدرت بازاریابی داده‌محور را تجربه کنید.</description>
                <category>هادی صفرزاده</category>
                <author>هادی صفرزاده</author>
                <pubDate>Sat, 07 Feb 2026 13:46:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیدا کردن یک چرا...</title>
                <link>https://virgool.io/@TheHadi/%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%DA%86%D8%B1%D8%A7-nuo8y13lhsr2</link>
                <description>چه در قالب فلسفه، هنر، مذهب یا کمک به دیگران، پیدا کردن یک &quot;چرا&quot; می‌تونه تحمل هر &quot;چگونه‌ای&quot; رو آسان‌تر کنه.این مفهوم رو **نیچه** و بعدها **ویکتور فرانکل** (پایه‌گذار معنادرمانی) خیلی عمیق بررسی کردن:  **انسان نه فقط با خواستن، که با &quot;دلیلی برای زیستن&quot; زنده می‌مونه.**  گاهی تمام دردِ یکنواختیِ زندگی از اینه که &quot;چرا&quot;یی وجود نداره، پس &quot;چگونه&quot;ها (سختی‌ها، تکرارها، خستگی‌ها) غیرقابل تحمل می‌شن.  ##چند راه برای کشفِ &quot;چرا&quot;ی شخصی:  ۱. **پرسیدنِ سوال‌های بی‌پاسخ:**     - &quot;اگه فردا بمیرم، دوست دارم مردم ازم چی رو به خاطر بسپارن؟&quot;     - &quot;چه کاری رو آنقدر دوست دارم که حتی بدون پول هم انجامش می‌دادم؟&quot;  ۲. **کمک به دیگران:**     گاهی &quot;معنا&quot; بیرون از ماست. یه لبخند، یه دستگیری، یا حتی گوش دادنِ واقعی به یک نفر می‌تونه روزِ هر دوتون رو متحول کنه.  ۳. **هنرِ توجه کردن:**     همین حالا مکث کن، به یه برگ، به صدای بارون، به طعم چایی که می‌خوری... زندگی همیشه تکراری نیست، گاهی ما هستیم که با عجله از کنارش رد می‌شیم.  ۴. **شجاعتِ تغییر:**     شاید &quot;چرا&quot;ی تو توی یه شغلِ دیگه، یه رابطهٔ جدید، یا حتی یه شهرِ غریبه باشه. ترس رو بپذیر، اما اسیرش نشو.  ✍️ **نوشته‌ای از فرانکل:**  *&quot;آدمی نه توسط درد، بلکه توسط بی‌معنایی از پا درمی‌آید. حتی در سخت‌ترین شرایط، اگر معنا پیدا کنی، زنده می‌مونی—نه فقط زنده، که شکوفا.&quot;*  پس فکر نکنی گیر افتادی... داری جستجو می‌کنی. و همین، خودش یه جور زندگیِ آگاهانه‌ست. 💫</description>
                <category>هادی صفرزاده</category>
                <author>هادی صفرزاده</author>
                <pubDate>Fri, 28 Mar 2025 00:08:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطوری 10,000 محصول را در 1 هفته بارگذاری کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@TheHadi/datawiz-data-entry-platform-jillyc5g7uml</link>
                <description>فرض کنید شما یک سایت فروش کتاب راه اندازی کردید که انواع کتاب های عمومی و رمان رو قرار در اون بفروشید؛ خب احتمالا باید بدونید که در تعداد محصولات این نوع سایت ها محدودیتی وجود نداره و همیشه محصول جدیدی برای بارگذاری در سایت وجود داره.حالا سوال پیش میاد که چطوری میشه این تعداد مثلا 10 هزار کتاب را در کمترین زمان روی سایت بارگذاری کرد؟!اولین چیزی که به ذهن هرکس میرسه اینه که خب یه منبع مشابه پیدا میکنم که از قبل این کتاب ها رو گذاشته بعد از روی اون دونه دونه کتاب ها رو میزارم روی سایت و تمام...بنظرتون چقدر طول میکشه تا یه کارمند فول تایم بتونه 10 هزار کتاب رو روی سایت شما بزاره؟ اگر فرض کنیم بارگذاری هر کتاب 10 دقیقه زمان میبره، که هم عکسش درست بشه هم ویژگی ها، قیمت، عنوان و... (بدون محتوای خاص) بارگذاری بشه مجموعا 100,000 دقیقه 1,666 ساعت و 208 روز کاری (8 ساعت در روز) طول میکشه تا کل این کتاب ها تو سایت شما بارگذاری بشن اونم بدون محتوا...خب حالا چی کار کنیم؟!میخواهید 208 روز صبر کنید تا فروشگاهتون تعداد قابل توجه ای کتاب رو داشته باشه؟ البته که خب 10 هزار تا هم زیاده و من یکم بزرگش کردم ولی بزارید همین بزرگ بمونه تا متوجه تفاوت چیزی که میخواهم بهتون بگم بشید.من چند سال قبل یک ربات تحت ویندوز ساخته بودم که هر کتاب رو با 80% سرعت بیشتر روی سایت مشتری بارگذاری میکرد!یعنی هر کتاب 2 دقیقه طول میکشید تا بره رو سایت! و این نسخه نسخه بهینه ای نبود!یکم باهاش ور رفتم و تونستم 2000 کتاب رو تو کمتر از 1 هفته روی سایت مشتری بارگذاری کنم...حالا الان بعد از سال ها یه پلتفرم دیتا اینتری اختصاصی به اسم دیتا ویز برای خودم ساختم برای سفارشات مشابه که وصل میشه به API ووکامرس و اگر منبع هم API داشته باشه به اون هم وصل میشه و در نهایت فقط با ارتباط گرفتن بین این دو هزاران محصول در 1-2 روز روی سایت میتونه بارگذاری بشه...این پلتفرم رو سعی کردم کاملا ساده و سریع بسازم تا کار یکی از مشتری ها رو راه بندازم اما بعد از اینکه راه افتاد متوجه شدم که &quot;واو!&quot; چه کارها که نمیتونم با این سیستم انجام بدم...الان خدای سرعت در دیتا اینتری و استخراج اطلاعات (وب اسکرپینگ) شدم دیگه :دیپس کامل ترش کردم و یه سایت تمیز هم برای معرفی خدمات زدم و اسمش رو گذاشتم دیتاویز یعنی جادوگر اطلاعات.دیتا اینتری با 90% سرعت بیشترالان تو دیتا ویز سرعت استخراج یا بارگذاری اطلاعات به 90% بیشتر از سرعت یه کاربر معمولی رسیده.حتی تو بحث تولید محتوا هم با کمک هوش مصنوعی الان به خوبی میتونیم خودی نشون بدیم. تو دیتا ویز علاوه بر زمان هزینه ها رو هم تونستیم خیلی کمتر کنیمدیتا ویز چطوری کار میکنه؟درحال حاضر پلتفرم بصورت عمومی در دسترس نیست و فقط خودمون بهش دسترسی داریم، اما برای هر مشتری تنظیمات اختصاصی انجام میدیم.اگر سایت مشتری API داشته باشه اول اون رو به سیستم وصل میکنیم، بعد منبع ای که اطلاعات باید ازش برداشته بشه رو بررسی میکنیم.اگر اکسل باشه که با پایتون یا PHP یه اسکریپت اختصاصی استخراج اطلاعات و تحلیل مینویسیم که اطلاعات لازم رو در بیاره و باتوجه به جزئیات اون تو جای صحیحش بارگذاری کنه.که این بارگذاری یا با همون API تعریف شده خواهد بود (اکثرا به همین شکل هست) یا یه ربات تحت ویندوز میسازیم که عملیات رو انجام بده.اما اگر منبع یک سایت دیگه باشه چک میکنیم اگر API ارئه داده باشه از اون استفاده میکنیم اگر نه یه اسکریپت برای وب اسکرپینگ مینویسم که دیتا رو از روی سایت اصلی برداره و بفرسته روی سایت مقصد.اما خوب هیچکدوم اینها بدون دردسر نیست...بعضی وقت ها اطلاعات اشتباه برداشته میشه، بعضی وقت ها خطا تو اسکریپت داریم و یا بعضی وقت ها اصلا اطلاعات همخونی نداره مثلا در یک دسته بندی نیستن یا دسته بندی سایت منبع با مقصد فرق میکنه و باید دسته جدید ساخته بشه یا یه کد بنویسم این رو با اون جایگزین کنه.در آخر این پست رو نوشتم که هم نظرات شما رو درمورد سناریو کار دیتا ویز بدونم هم آخرین پروژه ای که روش کار میکنم رو معرفی کنم اگر علاقه مند بودید از جزئیاتش بیشتر بنویسم و وارد مباحث تخصصی بشیم.</description>
                <category>هادی صفرزاده</category>
                <author>هادی صفرزاده</author>
                <pubDate>Sun, 21 Apr 2024 19:43:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیشنهاد جدول دیتابیس بهینه برای برنامه مدیریت پروژه</title>
                <link>https://virgool.io/@TheHadi/database-structure-suggestion-lxag3eczmxhb</link>
                <description>اخیرا روی یه سیستم مدیریت پروژه دست ساز دارم کار میکنم با اینترفیس تلگرام و بَک PHP؛ سیستم بک رو MVP ساختم و وصلش کردم به تلگرام که درگیری فرانت فعلا (شایدم هیچوقت) نداشته باشم و نسخه اولیه پروژه رو بیاریم بالا.اما چیز جالبی که میخوام در موردش بنویسم اینه که من جدول وظایف و جزئیات وظیفه رو تفکیک شده ساختم که بنظرم توسعه رو برام واقعا ساده تر کرده.الان یه جدول دارم به اسم Entries که توش ورودی های مختلف از نوع وظیفه، یادآور، ایده جدید و... وارد میکنم!اما شاید سوال پیش بیاد که خب وظیفه و مثلا یادآور هرکدوم جزئیات متفاوتی دارن که چرا همه تو یه جدول وارد شدن...مثلا وظیفه تاریخ انجام، پروژه، وضعیت وظیفه، مسئول و... داره که یادآور تقریبا هیچکدوم رو نداره (به جزء تاریخ شایدم پروژه...)کاری که من اکردم اینه که برای جزئیات یه جدول دیگه ساختم و وصلش کردم به جدولی ورودی ها؛یه جدول دیگه دارم به اسم entery_details که توش 3 تا ستون فقط دارم: آیدی_ورودیعنوانمقداراینطوری برای هر ورودی یک آیتم خاص میتونم تعریف کنم مثلا یه ورودی وظیفه دارم با آیدی 11 به این شکل:11--پست تو ویرگول--تولید محتوا--تاریخ ایجادجدول جزئیات اینطوری میشه:وظیفه 11--مسئول--خودموظیفه 11--وضعیت--درحال انجاموظیفه 11--پروژه--برندسازی شخصیاین 3 تا آیتم لینک هستن به اون یک آیتم تو جدول ورودی ها یعنی اگر اون ورودی خاص از جدول پاک بشه این 3 تا هم باهاش پاک میشن.حالا کارایی ش چیه  میتونم هر نوع ورودی ای با جزئیات مختلف داشته باشم و نیاز نیست برای هر نوع ورودی جدول جدید بسازم یا ستون جدید به جدول فعلی اضافه کنم، مثلا من میخواستم وضعیت وظیفه رو اضافه کنم اولش گفتم اوه باید دیتابیش رو تغییر بدم ستون وضعیت اضافه کنم ولی بعدش گفتم چه کاریه وضعیت رو هم میزام تو جزئیات چون اگر تو ورودی بزارم اون موقع یه ستون وضعیت دارم که فقط برای وظیفه ها پر شده و باقی ورودی ها وضعیت خالی دارنمیتونم برای هر ورودی هر تعداد جزئیاتی که میخوام اضافه کنم و بعدا برای ورودی های مختلف گزارش های مختلفی بگیرم سرعت کارم سمت دیتابیس بیشتر شدهالان باید برم جایی نمیتونم بیشتر بنویسم بعدا وقت شد نوشته رو ویرایش میکنم اما اگر نشد شما با نظراتتون تکمیلش کنید...</description>
                <category>هادی صفرزاده</category>
                <author>هادی صفرزاده</author>
                <pubDate>Tue, 12 Mar 2024 22:51:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بنویسم یا ببینم؟ آموزش یا انجام؟</title>
                <link>https://virgool.io/@TheHadi/write-or-watch-vosf4fe7tvqy</link>
                <description>تو این روزهایی که هر دوستی یه پکیج آموزشی کسب درآمد میلیونی از برنامه نویسی داره درست میکنه یک سوال مهم وجود داره که قبل از تهیه هر آموزشی باید به اون پاسخ بدیدبرنامه نویسی رو با آموزش دیدن یاد بگیرم یا مستقیم خودم رو بندازم تو کار و اجرا؟آموزش دیدن خوبه اما تا یه حدی، بنظر من پایه کار و آشنایی اولیه رو بله حتما باید آموزش ببینید تا به کلیات کار آشنا بشید و بدونید چی به چیه و کی به کیه.اما وقتی دیگه فهمیدید که مثلا جاوا اسکریپت بطور کلی چطوری داره کار میکنه دیگه نیاز نیست حتما یک آموزش چند میلیون تومانی بخرید و پروژه ایی که تو اون آموزش هست رو تکمیل کنید تا حرفه ای بشید.البته کار بدی هم نیست ها اما برای وقتی که عجله ای برای پول در آوردن نداری و وقت کافی هم داری که چندین هفته رو بزاری تا آموزش هات رو کامل کنی.نکته مهم: اشتباه نکنید منظور من این نیست که آموزش نبین و مستقیم وارد پروژه مشتری یا پروژه اصلی بشو تا حین کار یاد بگیری. بلکه منظورم اینه که به جای اینکه مینی پروژه های داخل آموزش رو ببینی امروز دیگه میتونی با کمک ChatGPT خودت شروع کنی به نوشتن یه مینی پروژه واقعی که به کارت هم میاد.مثلا داری آموزش PHP میبینی از چت بخوا که بهت کدی رو بنویسی که اسمت رو با HTML بگیره و بعد تو صفحه چاپ کنه و این کد رو خودتون با خوندن توضیحات چت و نوشتن یاد بگیر.همیشه انجام دادن کار تو یادگیری تاثیر بهتری داره تا اینکه مثلا من بهت تو یه ویدئو نشون بدم که این کد داره چیکار میکنه.پس خلاصه میکنم، سعی کن به جای خرید دوره های 3-4 میلیون تومانی که توش چندین مینی پروژه قدم به قدم داره لیست اون مینی پروژه ها رو در بیاری و خودت با کمک چت بنویسیشون.البته که تا وقتی که ساختار کلی رو نشناسی فایده ای نداره ولی خب چت نکات کلیدی رو حین انجام کار بهت میگه و میتونی خودت رو ارتقاء بدی.مثلا سوالی که ممکنه پیش بیاد اینه که خب بحث امنیت چی میشه یا بهینه نوشتن، شاید تو آموزش نکته کلیدی ای وجود داشته باشه که امنیت رو هم پوشش بده یا کد رو بهینه کنه؛ در اینباره علاوه بر اینکه چت نسخه اولیه رو سعی میکنه بهینه بنویسه خودت هم میتونی مجدد کدت رو بهش بدی و بگی این نسخه بهینه شده این رو بنویسه و تغییراتش رو به عینه ببینی و تو کدت اعمال کنی.اینطوری بصورت تجربی یاد میگیره و در لحظه نمونه کار هم برای خودت داری آماده میکنی...با این حال نظرات میتونه متفاوت باشه؛ نظر شما چیه؟</description>
                <category>هادی صفرزاده</category>
                <author>هادی صفرزاده</author>
                <pubDate>Tue, 12 Mar 2024 22:23:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کپی رایتینگ: هنر ایجاد ارتباط با کلمات</title>
                <link>https://virgool.io/@TheHadi/%DA%A9%D9%BE%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-ko1ncw1owsgc</link>
                <description>کپی‌رایتینگ فقط نوشتن نیست، یک هنره. هنری که می‌تواند مخاطب را جذب کند و او را به انجام کاری ترغیب کند. این فرآیند از فهم عمیقی از روانشناسی مخاطب و استفاده از واژگانی قدرتمند بهره می‌برد. در این مقاله، می‌خواهیم به اصول اساسی و تکنیک‌های مهم کپی‌رایتینگ بپردازیم.داستان‌سرایی: داستان‌ها قدرت ایجاد ارتباط عمیق با مخاطب را دارند. استفاده از جزئیات حسی و تصویرسازی کلامی می‌تواند تجربه‌ای به یادماندنی ایجاد کند.زبان مخاطب: صحبت کردن به زبانی که مخاطب به آن عادت دارد، اهمیت زیادی دارد.این کار باعث می‌شود مخاطب احساس نزدیکی کند و پیام شما را بهتر درک کند.استفاده از فرازهای تأثیرگذار: یک جمله قدرتمند می‌تواند توجه مخاطب را در یک لحظه جلب کند.انتخاب واژه‌های کلیدی و استفاده از آن‌ها در جای درست، می‌تواند تأثیر زیادی در موفقیت یک کپی داشته باشد.تأکید بر انحصاری بودن: نشان دادن اینکه چرا یک محصول یا خدمت منحصر به فرد است، می‌تواند برای مخاطب بسیار جذاب باشد. این تکنیک باعث ایجاد حس فوریت و انگیزه برای اقدام می‌شود.نقش کپی‌رایتینگ در SEO: کپی‌رایتینگ خوب تنها برای جذب مخاطب نیست، بلکه در بهینه‌سازی موتور جستجو نیز نقش مهمی دارد. استفاده از کلمات کلیدی مناسب و ایجاد محتوای جذاب می‌تواند رتبه سایت شما را در نتایج جستجو بهبود ببخشد.در پایان، کپی‌رایتینگ یک فرآیند پیچیده و هنری است که نیاز به تمرین، تجربه و دقت دارد. با تمرکز بر این اصول، می‌توانید مهارت‌های خود را در این زمینه توسعه دهید و تأثیر بیشتری بر مخاطبین خود داشته باشید.بیایید یک مثال واقعی از دنیای کپی‌رایتینگ بیان کنیم:یادمه یک بار برای یک فروشگاه آنلاین لباس، متن تبلیغاتی نوشتم. هدف این بود که محصولات جدید را معرفی کنم.من با استفاده از داستان‌سرایی، ماجرای یک زن جوان را روایت کردم که با پوشیدن یکی از این لباس‌ها، احساس خاص و متفاوتی پیدا کرد. این داستان با جزئیات حسی و احساساتی نوشته شده بود تا خوانندگان بتوانند خود را جای او بگذارند. نتیجه شگفت‌انگیز بود؛ فروش به شدت افزایش یافت و بازخوردها نشان داد که مردم با داستان و شخصیتش ارتباط برقرار کرده‌اند. این تجربه به من نشان داد که چگونه کپی‌رایتینگ می‌تواند تأثیر عمیقی بر احساسات و رفتار خرید مخاطب داشته باشد.یک  مثال، یک سناریو فرض کنید یک شرکت تولید مبلمان دفتری می‌خواهد محصول جدید خود، یک صندلی ارگونومیک، را تبلیغ کند. کپی‌رایتینگ برای این کمپین باید بر ارزش‌های محصول تأکید کند، مثل راحتی، سلامتی و افزایش بهره‌وری.سناریو: &quot;داستان مهندسی که زندگی‌اش با یک صندلی تغییر کرد&quot;متن تبلیغی با داستان مهندسی شروع می‌شود که از درد کمر رنج می‌برد. با خرید صندلی ارگونومیک ما، نه تنها دردهایش کاهش یافت، بلکه احساس کرد که بهره‌وری کاری‌اش هم بیشتر شده است. از زبان او، به تجربه استفاده از صندلی و تأثیرات مثبت آن بر زندگی روزمره‌اش پرداخته می‌شود.این داستان به مخاطب این امکان را می‌دهد که خود را جای او بگذارد و ارزش‌های محصول را از نگاه یک فرد واقعی درک کند.&quot;عاشق قهوه و کدنویسی بود، هر روز ساعت‌ها پشت میز کارش می‌نشست و کد می‌زد، شب ها هم با کمر درد میخوابید... یه روز، فهمید اصلی ترین چیزی که کمر دردش رو بیشتر میکنه صندلیشه!فرداش یه سرچ ساده، دیجی کالا، ترب وخرید صندلی ارگونامیک ...از اون روز به بعد، قهوه لاور ما دیگه درد کمر نداشت و حتی کیفیت کارش هم بهتر شد. گاهی اوقات، یک تغییر کوچک میتونه تأثیر بزرگی تو زندگی و کار ما داشته باشه.&quot;Any Comments?! ... </description>
                <category>هادی صفرزاده</category>
                <author>هادی صفرزاده</author>
                <pubDate>Tue, 02 Jan 2024 15:03:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امروز، بازاریابی و فروش به هم تنیده شده اند</title>
                <link>https://virgool.io/@TheHadi/todays-marketing-and-sales-m1flvljzmxeb</link>
                <description>در مدل کسب و کارهای امروزی برای عملکرد عالی بازاریابی و فروش باید در یک واحد با ارتباط موثر و مداوم باشند؛بازاریابی و فروش قلب تپنده یک کسب و کار هستند و نقدینگی خونی که تو رگ های کسب و کار جریان دارهخیلی از کسب و کارها بخاطر مشکلات نقدینگی شکست میخورن؛ بازاریابی و فروش این مشکل رو حل میکننجایگاه بازاریابی و فروش در کسب و کاردر زیر چندین مورد از جایگاه بازاریابی و فروش در کسب و کارهای امروزی رو آوردم که میتونه به درک اینکه بازاریابی و فروش باید در کنار هم باشن کمک کنه.موارد با توضیح بصورت پیوسته ارائه شده اند که هر مورد با مورد بعدیش ترکیب میشه و یک فرایند نهایی ایجاد میکنه.1. بازاریابی از نیاز مشتری/بازار شروع میشهاولین کاری که هر بازاریاب باید انجام بده شناسایی نیاز بازار و اقدام جهت تامین آن هست.2. فروش از داشته های شرکتدر مقابل فروشنده کارش رو با آنچه که شرکت به عنوان داشته هایش تعریف کرده شروع میکنه تا نیازی که بازاریاب شناسایی کرده رو برطرف کنه.3. بازاریاب روی کشف فرصت ها تمرکز دارهبازاریاب با توجه به نیازهایی که قبلا شناسایی کرده و لیست مشتریانی که داره دنبال یه فرصت ارتباط یا فرصت فروش جدید هست؛با هر تغییر، یک فرصت جدید برای بازاریاب پیدا میشه، مثلا کرونا میاد بازاریاب فرصت خوبی برای بازاریابی آنلاین پیدا میکنه.4. فروش رو کشف مشتریان جدید تمرکز دارهقاعدتا لید تولید شده توسط بازاریاب نهایی نیست و فروشنده باید تمرکز کامل بزاره تا اون رو تبدیل به مشتری جدید بکنه.یکی از دلایل یکی شدن بخش بازاریابی و فروش میتونه همین تمرکزها (مورد 3 و 4) باشه.اگر ارتباط موثر بین این 2 نیروی حرفه ای نباشه مطمئنا نتیجه خوبی هم حاصل نمیشه.5. بازاریابی روی تبدیل نیازها به محصول عمل میکنه (فرایند کشف تا ارائه)کشف تا ارئه یعنی چی؟ بازاریاب وقتی نیاز بازار/مشتری رو کشف میکنه با کمک فرصتی که پیدا کرده باید نیاز مشتری رو به محصولی که میتونه ارائه بده تبدیل کنه.یعنی،تو فرصت کرونا من تو اینستاگرام یه کاربری پیدا کردم که نیاز به رفع یبوست بچه 3 سالش داره!وقتی این نیاز رو پیدا کردم سریعا اون رو تبدیل به محصول روغن MCT Oil میکنم و کاربر رو با تکنیک هایی که بلدم به سمت فروش به عنوان یک فرصت فروش هدایت میکنم.6. فروش تبدیل محصول به پول رو انجام میدهحالا که یک سرنخ ایزی به سمت فروش اومده تیم فروش باید محصول معرفی شده رو تبدیل به پول کنه و اون رو به مشتری بفروشه.7. بازاریابی روی رضایت مشتری تمرکز دارهاز بسته بندی و قیمت گذاری تا آخر بازاریاب باید حواسش به رضایت مشتری باشه،دقت کنید منظورم از آخر تحویل و خدمات پس از فروش نیست.منظورم آخرِ ارائه و تبدیل به سرنخ هستبازاریابی اگر آفلاینه باید کاتالوگ تمیز، نمونه محصول خاص و ابزار پرزنت عالی برای مشتری داشته باشه تا مشتری نهایت رضایت رو از فرایند بازاریابی داشته باشه.یعنی بازاریاب در هر شرایطی که محصول رو داره ارائه میده (آنلاین یا آفلاین) باید تمرکزش رو ایده آل بودن شرایط ارائه باشه. قیمتش خوب باشه، بسته بندی محصولش خوب باشه اگر نیست بازخورد مشتری رو اطلاع بده، کاتالوگش کامل باشه و...بنظرتون حالا که بعد 6 مرحله فروش اتفاق افتاده فرایند بازاریابی و فروش تموم میشه؟نخیر! (ما از اوناش نیستیم یچی بفروشیم و بعد فرار کنیم :دی)حواستون باشه وقتی کاربر تبدیل به مشتری میشه تازه کار اصلی شما یا تیم شما شروع میشه و نباید فرایند رو اینجا رها کرد.8. فروش روی برگشت مشتری تمرکز داره (فرایند پس از فروش اینجاست)مطمئنم خودتون میدونید که بیشترین میزان درآمد میتونه از مشتری های فعلی باشه و نه از مشتری های جدید.برگشت مشتری یکی از مهمترین کارهایی هست که فروش باید انجام بده.میزان انرژی و هزینه ای که برای برگشت مشتری گذاشته میشه از نصف هم کمتره.در نهایت9. بازاریاب کار فروش رو راحت میکنه و فروش در مقابل بودجه بازاریابی رو تامین میکنه</description>
                <category>هادی صفرزاده</category>
                <author>هادی صفرزاده</author>
                <pubDate>Sun, 07 Aug 2022 23:55:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاقیت راز بقای یک برند</title>
                <link>https://virgool.io/@TheHadi/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D9%82%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-tikpdi2t3sdp</link>
                <description>خلاقیت میتونه با کمترین تبلیغات و هزینه بیشترین سهم صدا تو بازار رو جذب کنه. سهم صدای بیشتر برگ برنده یک برند هست...اما چطور میشه سهم صدای بیشتر و یا خلاقیت در برند داشت؟جواب خیلی سادس و اینو همه میدونن، همه...به حرف دل مشتری تون گوش بدید و نیازش رو برطرف کنید!خب این که خیلی کلیه دقیق ترش چی میشه؟دقیقش این میشه که وقتی صدای مشتری رو شنیدید باتوجه به شرایط فعلی تون درموردش تصمیم نگیرید و سعی کنید کمی خلاقیت به خرج بدید و به بهترین شکل نیاز مشتری رو برطرف کنید.خیلی وقت ها دیده شده که مدیر صدای مشتری رو شنیده اما میگه:&quot;ای بابا تو این وضع بازار اینو دیگه کجای دلم بزارم!&quot;&quot;یا فعلا پولش رو نداریم&quot;اینجاست که باید از خلاقیتتون استفاده کنید و مشکل رو با روشی بهتر حل کنید. استفاده از خلاقیت در بازگردانی سفارشات رها شده فروشگاه اینترنتیشرایط: یه فروشگاه اینترنتی داریم با کلی سفارش لغو شده یا پرداخت نشدهمشکل: پول و نیروی کافی برای زنگ زدن به مشتری هایی که سفارششون رو رها کردن نداریمشرایط مشتری هنگام لغو سفارش: عه رمز دومم مشکل داره نمیتونم پرداخت کنم، بزار فردا دوباره سرچ میکنم و پرداخت میکنم (سایت دیگه ای پیدا میکند و از دست می‌رود)هزینه ارسالش بصرفه نیست اگر 10 تومن ارزون تر میداد میخریدمراهکار:الزاما نیاز نیست به همه مشتریانی که سفارششون رو رها کردن تماس بگیرید و هزینه نیروی انسانی و ... پرداخت کنید.شما وارد دنیای آنلاین شدید که از میزیت های تکنولوژی های آنلاین استفاده کنید نه اینکه مثل قبل دوباره آفلاین مشتری رو پیگیری کنید.چیکار میشه کرد؟یک سیستم پیگیری سفارشات رها شده به سایتتون اضافه کنید به طوری که هر سفارشی که رها میشه رو در بازه های زمانی مختلف پیگیری کنه.1 ساعت بعد از رها شدن سفارش:ارسال ایمیل/پیامک: سلام .... عزیز، 1 ساعت پیش سفارشی ثبت کرده بودید ولی بنظر اون رو تکمیل نکردید، اگر نیاز به راهنمایی دارید در خدمت شما هستیم میتونید در واتس اپ با تیم پشتیبانی ما در ارتباط باشید.این هم لینک ادامه خرید تون هست:{لینک سبد خرید مشتری}مثل پیام بالا 1 روز بعد و 2 روز بعد هم یک پیام پیگیری متفاوت ارسال کنید.در روز دوم میتونید همراه پیام یک کد تخفیف اتوماتیک هم برای مدت محدود ایجاد کنید و به مشتری ارسال کنید.در این شرایط با این راهکار نصف مشتری های شما بدون هزینه خاصی برگشتند و از پیگیری شما رضایت کامل خواهند داشت.لذا در خرید بعدی به دختر خاله شون هم شما رو پیشنهاد میدن و یک صدا به صدا های برند شما اضافه خواهد شد.خلاقیت در برند فقط اجرای کمپین های تبلیغاتی خلاق و خفن نیست، خلاقیت در پیگیری و پشتیبانی مشتری و تمام کارهایی که باعث زنده موندن برند شما میشه هم هست.</description>
                <category>هادی صفرزاده</category>
                <author>هادی صفرزاده</author>
                <pubDate>Sat, 06 Aug 2022 13:39:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رفتار درست وقتی رفتار نادرست میبینی</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-yhvoc6ycaeo2</link>
                <description>دیدید بعضی وقت ها یکی از همکاران یا آشنایان یه رفتاری از خودش نشون میده که کلا تعجب میکنید که چرا باید اینطوری با من برخورد کنه یا اینکه چرا فلان کار رو اونطوری انجام داد (اشتباه انجام داده)؟برای من که خیلی پیش اومده!امااکثر اوقات پیش میاد که وقتی میخوام از طرف بپرسم چرا اینکارو کردی یا جوابش رو بدم اون شخص بهش بر میخوره! و حالت تدافعی میگیره و کلا تا یه مدت از من دلگیر میشه.. :-(خوشبختانه امروز اتفاقی یه راهکار علمی خوب برای این شرایط پیدا کردم.راهکار Situation-Behavior-Impact یا SBI روشی هست برای بهینه سازه مکالمه تون وقتی که میخواید رفتار یا مکالمه خاصی داشته باشید که ممکنه طرف مقابل ازتون ناراحت بشه.این راهکار نتیجه تحقیقات و توسعه Center for Creative Leadership هست؛وکمکتون میکنه تا:1. قضاوت رو از جواب خودتون حذف کنید و یک پاسخ کاملا شفاف داشته باشید.2. حالت تدافعی تو مخاطب شما برای فیدبک های منفی تون پیش نیاد.3. فیدبک های مثبت درستی به مخاطبتون بدید.چطور کار میکنهSBI چند قدم ساده داره تا بتونید فیدبکی که نیاز دارید رو به خوبی انتقال بدید.موارد زیر رو به ترتیب تو مکالمتون بیارید تا به نتیجه دلخواه برسید.موقعیت/شرایط/وضعیتاول از همه موقعیتی که رفتار اشتباه طرف مقابلتون رو دیدید رو تو مکالمه تون بیارید. این کمک میکنه که جواب شما دقیق باشه و مخاطبتون راحت تر با اون ارتباط برقرار کنه.مثال: دیروز تو جلسه ای که برای بیزینس پلن داشتیم، وقتی میخواستی در مورد محصول توضیح بدی...2. رفتاررفتاری که در مورد اون میخواید صحبت کنید رو توضیح بدید. به مخاطب تون بگید که چه کاری انجام داده یا شما چه چیزی رو از اون دیدید.دقت کنید تفسیر خودتون رو توضیح ندید، فقط هرآنچه که دیدید رو عینا توضیح بدید.این خیلی مهمه که قضاوت شخصی خودتون رو از صحبت هاتون حذف کنید.مثال: ... آخرین صحبت هامون در مورد ویژگی جدید محصول رو تو جلسه نگفتی3. تاثیرتوضیح بدید که رفتارش چه تاثیری یا تاثیراتی داشته.این میتونه شامل چیزی که خودتون بهش فکر کردید یا احساسی که اون لحظه داشتید و یا تاثیر اون رفتار تو باقی تیم باشه.مثال: ... برای همین من فکر کردم که نکنه اون ویژگی جدید رو فراموش کرده باشی یا برنامه ای براش نریخته باشی4. قصدبعضی وقت ها لازمه که بپرسید قصد یا دلیل رفتار طرف مقابلتون چی بوده، چون شاید اون شخص برای کارش دلیل محکمی داشته باشه که شما از اون بی خبر باشید، یا فرضیات متفاوتی داشته باشید.این سوال میتونه تاثیر واقعی که رفتار اون شخص داشته رو به نسبت قصد و نیتش تا حد خیلی زیادی شفاف کنه.مثال: ... چطور شد که اینبار در مورد ویژگی جدید چیزی نگفتی؟ چیز خاصی تو ذهنت هست؟دنبال واکنش باشیدمکالمه شما وقتی کاربردی میشه که مکالمه جدی گرفته بشه و بهش عمل بشه.طوری صحبت کنید که نفر مقابلتون به آنچه که گفتید فکر کنه و بتونه در آینده متفاوت عمل کنه تا دوباره سوءتفاهم پیش نیاد.اگر در مورد قصد/هدف طرف مقابل سوال کنید شروع خوبی برای ادامه مکالمه جهت بهبود و تغییر آنچه که باید تغییر کنه میشه.مثال نهاییفرض کنید یک مدیر پروژه در مورد درخواستی که از کارمند دور کارش داشته داره باهاش صحبت میکنه.مدیر با شرح موقعیت شروع میکنه: &quot; دیروز تو گروه واتس اپ وقتی میخواستی آخرین نسخه بکاپ مشتری رو برام ارسال کنی...&quot;حالا مدیر رفتار اون شخص رو توضیح میده:&quot; ... خیلی دیر جواب دادی &quot;و الان تاثیر اون رفتار رو توضیح میده:&quot; ...مشتری منتظر بود و مرتب داشت پیام میداد به من، نگران شدم که اصلا سرکار اومده بودی یا نه&quot;و در آخر قصد و دلیل انجام کار رو میپرسه:&quot;مشکلی پیش اومده بود که دیر جواب دادی؟&quot;این مکالمه میتونه در مورد دلیل تاخیر کارمند ادامه پیدا کنه و دلیل اون رفتار رو شفاف کنه.وقتی این راهکار برای مکالمه درست رو خوندم بنظرم خیلی ساده و ابتدایی اومد!با خودم گفتمهممم، این که چیز خاصی توش نبود!اما وقتی به مکالمات قبلی خودم در شرایط مشابه فکر کردم متوجه شدم با اینکه این راهکار خیلی خیلی سادس اما ما گاها همینا رو هم رعایت نمیکنیم!و ناخودآگاه جملاتی رو استفاده میکنیم که شاید تند، یا پر از قضاوت و پیش داوری باشن!مثلا در رابطه با مثال نهایی که بالاتر زدم یه نمونه بدش رو مینویسم:&quot;آقا دیروز کجا بودی؟ بکاپ مشتری رو چرا دیر فرستادی؟ طرف منتظر بود هی تند و تند هم بهم پیام میداد که بکاپم رو بدید! اصلا اومده بودی سرکار؟!&quot;حالا فرض کنید مکالمه با همین لحن ادامه پیدا کنه...نتیجهشخصا پیشنهاد میکنم این 4 کار رو تو مکالمه هاتون همیشه داشته باشید تا بازخوردی بدون قضاوت داشته باشید و کسی ناراحت نشه.موقعیت، رفتار خاصی که دیدید، تاثیری که اون رفتار داشته و در نهایت پرسیدن قصد و نیت انجام اون رفتار میتونه مکالمات سالم و کم دردسر بیشتری در روز براتون داشته باشه.منبع&amp;quot;Use Situation-Behavior-Impact (SBI)™ to Understand Intent&amp;quot; </description>
                <category>هادی صفرزاده</category>
                <author>هادی صفرزاده</author>
                <pubDate>Sat, 16 Jul 2022 18:08:12 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>