<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های R F</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Theboy</link>
        <description>. . .</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-27 08:26:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/718471/avatar/QRP2Jv.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>R F</title>
            <link>https://virgool.io/@Theboy</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سوله‌های مردانه و سلامت مردان مسن</title>
                <link>https://virgool.io/@Theboy/%D8%B3%D9%88%D9%84%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D9%86-kaidku5out05</link>
                <description>در زمینه ارتقای سلامت و پیشگیری از بیماری‌، مردان مسن گروهی هستند که در معرض خطرات بخصوصی قرار دارند و آسیب‌پذیرند، بنابراین آنها نیازها و ترجیحات خاص خود را دارند.گرچه مردان امید به زندگی کمتری نسبت به زنان دارند و بیشتر مستعد ابتلا به بسیاری از بیماری‌ها هستند، با این حال کمبود سواد سلامت و همچنین کلیشه‌ها و ستم‌های جنسیتی‌، مردان مسن را از دسترسی به خدمات سلامت باز داشته‌است به طوری که مردان در مقایسه با زنان با احتمال کمتری به دنبال خدمات درمانی می‌روند. به همین سبب است که تبیین رویکردهای جنسیتی برای سلامت مردان الزامی است.سوله‌های مردانه (به انگلیسی: Men&#x27;s Sheds) یکی از اقداماتی است که این هدف را دنبال می‌کنند و به طور خاص مردان مسن را مخاطب قرار می‌دهند. این سوله‌ها مکان‌هایی برای گردهمایی مردان مسن هستند که بر بهبود سلامت، ارتقای روابط مردانه و فعالیت‌های گروهی تمرکز می‌کنند. شواهد نشان می‌دهد که این برنامه تأثیرات مثبتی در سلامت و رفاه مردان مسن دارند. این‌ سوله‌‌ها سازمان‌های غیرانتفاعی و غیرتجاری هستند که محیطی امن و دوستانه برای مردان مسن فراهم می‌سازند. در این سوله‌ها مردان می‌توانند در فعالیت‌های مشترک شرکت کنند. شرایط کلی این محیط‌ها و نوع فعالیتی که انجام می‌دهند، می‌توانند سوله به سوله متفاوت باشد؛ با این حال کار روی چوب و فلز در بسیاری از سوله‌ها رایج هستند، و عمدتا با هدف خیریه صورت می‌گیرند.هدف اصلی این سازمان‌ها، ارتقای سلامت و رفاه شرکت کنندگان است. به همین منظور پزشکان و ارائه دهندگان خدمات سلامت نیز از سوله‌ها بازدید می‌کنند.ایده سوله‌های مردان ابتدا در دهه ۱۹۹۰ در استرالیا توسعه یافت و سپس محبوبیت زیادی کسب کرد. این ایده به برخی کشورهای دیگر، همچون انگستان، ایرلند، نیوزیلند و کانادا نیز راه یافته‌است. برخی مطالعات گزارش کرده‌اند که شرکت در سوله‌ها، تاثیر مثبتی بر سلامت روان مردان داشته است. ویژگی‌هایی که سوله‌های مردانه را موفق می‌سازد چیست؟به طور کلی سه ویژگی اصلی، می‌تواند به موفقیت سوله‌ها منجر شود. اول از همه، مدیریت و سازماندهی سوله توسط شرکت‌کنندگان صورت می‌گیرد؛ این موضوع باعث می‌شود که شرکت‌کنندگان بتوانند خود، تصمیم‌گیرنده باشند. برای مثال تصمیم بگیرند قرار است روی چه پروژه‌ای کار کنند و درباره میزان مشارکت انعطاف به خرج دهند. دوم آنکه بودجه کافی برای سوله‌ها اختصاص گیرد. زیرا بودجه ناکافی موجب محدودیت انتخاب‌های شرکت‌کنندگان می‌شود. و ویژگی‌ سوم وجود امکانات کافی است.منبع:The Role of Community-Based Men’s Sheds in Health Promotion for Older Men: A Mixed-Methods Systematic Review</description>
                <category>R F</category>
                <author>R F</author>
                <pubDate>Tue, 06 Sep 2022 17:08:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اختلالات خوردن در مردان چگونه است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Theboy/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-elfzrtn5nbwi</link>
                <description>فشاری که بر دختران و زنان برای رسیدن به بدن ایده‌آل وارد می‌شود، مدت‌ها مورد بحث و نگرانی عمومی بوده‌است. یک نظرسنجی در فیسبوک نشان می‌داد که شبکه‌های اجتماعی تأثیر منفی چشمگیری بر تصویر بدنی دختران داشته است.اما دختران و زنان تنها کسانی نیستند که از اختلالات خوردن رنج می‌برند، به نقل از انجمن ملی اختلالات خوردن در آمریکا، از هر سه نفری که به اختلالات خوردن مبتلا هستند، یک نفر مرد است، و رفتارهایی که با اختلالات خوردن مرتبط است، مانند پرخوری و روزه گرفتن برای کاهش وزن، تقریباً به یک میزان میان زنان و مردان رایج است.بر اساس مطالعه اخیر درژورنال آمریکایی سلامت مردان، شیوع اختلالات خوردن در مردان رو به افزایش است. تخمین زده می‌شود که 10 میلیون مرد، تنها در ایالات متحده دچار اختلالات خوردن می‌شوند.این تصور اشتباه که اختلالات خوردن فقط زنان را درگیر می‌کند، در بین مردان و حتی پزشکان بسیار شایع است و موجب تشخیص‌های اشتباه می‌شود. به دلیل انگ‌های اجتماعی و احساس شرم، بسیاری از مردان ممکن است علایم را انکار کنند و به دنبال درمان نباشند.برای پرداختن به این مشکل، مهم است که اثرات خاص اختلالات خوردن بر مردان را شناسایی کنیم، بدانیم چه گروه‌هایی از مردان در معرض ریسک‌های بیشتری قرار دارند و گزینه‌های درمانی پیش‌رو چیست.اختلالات خوردن چگونه در مردان ظاهر می‌شوند؟اختلالات خوردن در زنان معمولاً با میل به لاغری و کاهش وزن همراه است. اما این امر اغلب در مورد مردان صادق نیست.دکتر جیسون ناگاتا می‌گوید: وقتی به نشانه‌های اختلالات خوردن فکر می‌کنید، احتمالا ذهنتان به سمت رژیم‌های افراطی، کاهش شدید وزن و روزه می‌رود، اما تصویر بدنی ایده‌آلی که به مردان تحمیل می‌شود اغلب با چنین نشانه‌هایی همراه نیست. بسیاری از مردان در تلاش هستند تا عضلانی و حجیم‌تر شوند، بنابراین بسیاری از رفتارهای کاهش وزن برای آنها صدق نمی‌کند.یک مطالعه نشان داد که نزدیک به یک سوم از پسران نوجوان در ایالات متحده می‌خواهند وزن خود را افزایش دهند و همپچنین حدود یک چهارم از مردان جوان گزارش داده‌اند که از مکمل‌، استروئید و رژیم‌های غذایی برای افزایش حجم استفاده می کنند.از سال 1960، تحمیل تصویر بدنی ایده آل مردانه به شدت افزایش داشته است که می‌تواند توضیحی بر افزایش چشمگیر اختلالات خوردن در مردان باشد.چه کسانی در معرض بالای ابتلا به اختلالات خوردن هستند؟ ورزشکاران، رنگین پوستان و افراد ال‌جی‌بی‌تی در معرض ریسک بالاتری برای ابتلا به اختلالات خوردن هستند. به گفته انجمن اضطراب و افسردگی آمریکا، خودزشت پنداری و تمرکز وسواسی بر ویژگی‌های بدن، زنان و مردان را به میزان مساوی تحت تأثیر قرار می‌دهد. افراد ترنسجندر ممکن است خودزشت پنداری بدنی را در ارتباط با جندردیسفوریا تجربه کنند.تحقیقات نشان داده که اقلیت‌های جنسی بین دو تا چهار برابر بیشتر از افراد سیس‌هت دچار بی‌اشتهایی یا پرخوری می‌شوند. علاوه بر فشارهای مربوط با تصویر بدنی، دیگر عوامل استرس‌زا همچون تبعیض‌‌های اجتماعی و بیماری‌های روان‌شناختی مانند افسردگی، ممکن است در شیوع اختلالات خوردن میان مردان دگرباش نقش داشته باشند.به گفته NEDA، تشخیص و رسیدگی به اختلالات خوردن در مراحل اولیه، می‌تواند احتمال دستیابی به بهبودی کامل فیزیکی و عاطفی را افزایش دهد. به همین دلیل است که توسعه اقدامات غربالگری ویژه مردان و تشویق به صحبت از این اختلالات بسیار مهم است.اهمیت استفاده از ادبیات دربرگیرندهدر حالی که اختلالات خوردن در مردان می‌تواند نشانه‌های بسیار متفاوتی داشته باشد، اما ادبیات پیرامون تشخیص اختلالات خوردن تا همین اواخر فقظ بر زنان متمرکز بود.امروزه چندین اصطلاح خاص در مورد اختلالات خوردن مردان بکار می‌رود. خودزشت پنداری عضلانی یکی از این اصطلاحات است که به شرایطی گفته می‌شود که در آن، فرد تمایل شدیدی به افزایش حجم عضلات خود پیدا می‌کند.نام نهادن بر مشکلات بدنی خاصی که مردان با آن مواجه هستند و افزایش آگاهی در میان و ارائه دهندگان پزشکی و کسانی که ممکن است رنج ببرند، برای توسعه خدمات درمانی بسیار مهم است.منبع: HealthLine</description>
                <category>R F</category>
                <author>R F</author>
                <pubDate>Mon, 15 Aug 2022 21:17:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگرش مردم نسبت به مردان قربانی تجاوز</title>
                <link>https://virgool.io/@Theboy/%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%B4-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%B2-uzwgd7zubaar</link>
                <description>گستردگی تجاوز به مردانتصورات اشتباه زیادی پیرامون تجاوز به مردان وجود دارد و این شکل از خشونت کمتر مورد پژوهش قرار گرفته‌است [۱,۲].اولین گزارش سیستمی از چنین خشونتی در ابتدای دهه ۱۹۸۰ توسط سارل و مسترز صورت گرفت [۳].امروزه شواهد فزاینده‌ای نشان می‌دهند که مردان بیش از آنچه تصور می‌کنیم، قربانی این خشونت هستند. مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری آمریکا، در سال ۲۰۱۰ گزارش کرد که در سال گذشته مردان و زنان به میزان مشابهی قربانی رابطه جنسی بدون رضایت شده‌اند.تصورات و کلیشه‌های رایج پیرامون تجاوزبا این حال همچنان تصورات و کلیشه‌های نادرستی درباره مردانی که قربانی حمله جنسی زنان می‌شوند وجود دارد، این تصورات و کلیشه‌ها با عنوان &quot;افسانه‌های تجاوز&quot; شناخته می‌شوند[۴,۵,۶]. یک کلیشه رایج قربانی نکوهی است، بدین صورت که افراد قربانی را مسئول تجاوز می‌دانند. افسانه‌ها و کلیشه‌هایی که پیرامون تجاوز به مردان وجود دارد، معمولا به چند دسته تقسیم می‌شوند: الف)ناممکن که زن مرتکب حمله جنسی علیه مرد شود. ب)اگر مردی نعوظ کند یا به ارگاسم برسد، پس حتما به رابطه جنسی رضایت داشته. ج)مردان کمتر از زنان بخاطر حمله جنسی آسیب می‌بینند. د)مردانی که قربانی تجاوز زنان می‌شوند، مسئول این تجاوز هستند زیرا مقاومت یا فرار نکردند [۷,۸].مطالعات جدید چنین کلیشه‌هایی را رد می‌کند؛ برای مثال مردان ممکن است در پاسخ به شرایط‌های گوناگونی از جمله ترس نعوظ و انزال داشته باشند، بنابراین نعوظ به معنی داشتن رضایت برای رابطه جنسی نیست [۹].با این حال همانطور که گفته شد، چنین تصورات و کلیشه‌هایی همچنان پابرجا هستند و موجب قضاوت نادرست درباره مردان قربانی تجاوز می‌شوند، که در نهایت باعث می‌شود مردان بسیاری، تجاوز را گزارش نکنند [۱۰]. همچنین شرمندگی مردان از این رویداد، پاسخ‌های غیر همدلانه و قوانینی که بر اساس جنسیت سوگیری اعمال می‌کنند، همگی موجب عدم تمایل مردان برای گزارش تجاوز‌ می‌شوند [۶,۱۱,۱۲].قضاوت مردم درباره مردانی که قربانی حمله جنسی می‌شونداسمیف در سال ۱۹۸۴، مطالعه‌ای ترتیب داد تا نگرش دانشجویان را در مورد قربانیان حمله جنسی بررسی کند [۱۳]. در پژوهش او، چهار حالت حمله جنسی در نظر گرفته شده بود: ۱) زن علیه مرد، ۲) زن علیه زن، ۳) مرد علیه زن ۴) مرد علیه مرد. او از شرکت‌کنندگان خواست که خود را در مقام هیئت‌ منصفه قرار دهند و درباره این چهار حالت قضاوت‌هایی ارائه دهند.مشخص شد در حالتی که مرد قربانی حمله جنسی زن می‌شود، در مقایسه با سه حالت دیگر، قضاوت خصمانه‌تری نسبت به قربانی وجود داد‌. جالب آنکه در آن زمان، مردان شرکت‌کننده نسبت به زنان شرکت‌کننده، قضاوت تندتری درباره مردان قربانی داشتند. اما با توجه به تغییرات جامعه در ۳۰ سال گذشته، این سوال به وجود می‌آید که نگرش مردم به مردان قربانی تجاوز چه تغییراتی کرده است. به دنبال پاسخ این سوال، جمعی از پژوهشگران پس از ۳۵ سال پژوهش اسمیف را تکرار کردند. با توجه به کلیشه‌شکنی‌هایی که طی سه دهه اخیر رخ داده، آنها انتظار داشتند نگرش منفی نسبت به مردان قربانی حمله جنسی زنان کاهش یافته باشد؛ اما پس از انجام پژوهش دیافتند که اینگونه نیست.یافته‌ها نشان دادند درحالی که کنون مردان، کمتر از گذشته نگرش خصمانه‌ای به مردان قربانی تجاوز دارند، اما شیوع نگرش‌های قربانی‌نکوهانه میان زنان بیشتر شده‌است. در مطالعه سال ۲۰۱۹، مردان کمتر از مطالعه ۱۹۸۴ باور داشتند که قربانی، مسئول آغازِ تجاوز است (۱۵٪ در ۲۰۱۹ در مقایسه با ۴۰٪ در ۱۹۸۴)، همچنین کمتر از گذشته تصور می‌کردند که قربانی از این خشونت لذت می‌برد (۵٪ در ۲۰۱۹ در مقایسه با ۴۷٪ در ۱۹۸۴). اما از آن طرف، زنان ۲۰۱۹، در مقایسه با ۱۹۸۴، رفتار خصمانه‌تر و قربانی‌نکوهانه‌تری نسبت به مردان قربانی تجاوز پیدا کرده‌اند. زنان بیش از گذشته، مردان قربانی تجاوز را مسئول و مقصر واقعه می‌دانند (۲۷٪ در ۲۰۱۹ در مقایسه با ۴٪ در ۱۹۸۴) و بیش از پیش تصور می‌کنند که مرد قربانی تجاوز، لذت می‌برد (۲۵٪ در ۲۰۱۹ در مقایسه با ۵٪ در ۱۹۸۴).اینکه چرا چنین تغییر متضادی در نگرش‌های زنان و مردان ایجاد شده، ممکن است توضیحات متعددی داشته باشند. با این حال برای پاسخ باید به دنبال مطالعات بیشتر باشیم.Judgments About Male Victims of Sexual Assault by Women: A 35-Year Replication Study 2022references:[1] Bates, E. A., Klement, K. R., Kaye, L. K., &amp; Pennington, C. R. (2019). The impact ofgendered stereotypes on perceptions of violence: A commentary. Sex Roles, 81(1–2),34–43. http://dx.doi.org/10.1007/s11199-019-01029-9[2] Fisher, N. L., &amp; Pina, A. (2013). An overview of the literature on female-perpetratedadult male sexual victimization. Aggression and Violent Behavior, 18(1), 54–61.https://doi.org/10.1016/j.avb.2012.10.001[3] Sarrel, P. M., &amp; Masters, W. H. (1982). Sexual molestation of men by women. Archivesof Sexual Behavior, 11(2), 117–131. https://doi.org/10.1007/BF01541979[4] Brownmiller, S. (1993). Against our will: Men, women, and rape. Ballantine Books.[5] Schwendinger, J. R., &amp; Schwendinger, H. (1974). Rape myths: In legal, theoretical, andeveryday practice. Crime and Social Justice, (1), 18-26.[6] Turchik, J. A., &amp; Edwards, K. M. (2012). Myths about male rape: A literature review.Psychology of Men &amp; Masculinity, 13(2), 211. https://doi.org/10.1037/a0023207[7] Chapleau, K. M., Oswald, D. L., &amp; Russell, B. L. (2008). Male rape myths: The role ofgender, violence, and sexism. Journal of Interpersonal Violence, 23(5), 600–615.https://doi.org/10.1177/0886260507313529[8] Struckman-Johnson, C., &amp; Struckman-Johnson, D. (1992). Acceptance of male rape myths among college men and women. Sex Roles, 27(3–4), 85–100. https://doi.org/10.1007/BF00290011[9] Bullock, C. M., &amp; Beckson, M. (2011). Male victims of sexual assault: Phenome-nology, psychology, physiology. Journal of the American Academy of Psychiatryand the Law Online, 39(2), 197–205.[10] Donne, M. D., DeLuca, J., Pleskach, P., Bromson, C., Mosley, M. P., Perez, E. T., Mathews,S. G., Stephenson, R., &amp; Frye, V. (2018). Barriers to and facilitators of help-seekingbehavior among men who experience sexual violence. American Journal of Men’sHealth, 12(2), 189–201. http://dx.doi.org/10.1177/1557988317740665[11] Department of Justice (2019). National crime victimization Survey, 2018. Office ofJustice Programs, Bureau of Justice Statistics. https://www.bjs.gov/content/pub/pdf/cv18.pdf[12] Javaid, A. (2017). Can’t hear or won’t hear: Gender, sexualities and reporting malerape. InterAlia: A Journal of Queer Studies, (13), 31-53.[13] Smith, R. E., Pine, C. J., &amp; Hawley, M. E. (1988). Social cognitions about adult malevictims of female sexual assault. Journal of Sex Research, 24(1), 101–112. https://doi.org/10.1080/0022449880955140</description>
                <category>R F</category>
                <author>R F</author>
                <pubDate>Wed, 10 Aug 2022 22:02:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اختلالات خوردن در مردان</title>
                <link>https://virgool.io/@Theboy/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-vrrenlum31pl</link>
                <description>طبق آمار انجمن ملی اختلالات خوردن، تنها در آمریکا ۱۰ میلیون مرد در مقطعی از زندگی خود از اختلال خوردن رنج می‌برند.چنین رقمی حیرت‌انگیز است، و آمار حیرت‌انگیزتر این است که مردانِ مبتلا به اختلالات خوردن، کمتر از زنان کمک‌های لازم را دریافت می‌کنند.چه چیزی باعث شده مردان زیادی به اختلالات خوردن مبتلا شوند؟ و چه چیزی باعث شده سیستم درمانی ما مردان را نادیده بگیرد؟از سال ۱۹۷۰ به بعد، تصویر مرد ایده‌آل در رسانه‌ها به طور قابل توجهی عضله‌ای‌تر شده‌است. نگاهی به این مرد بیندازید که در دهه ۱۹۷۰، هر دختری را مجذوب خودش می‌کرد: دیوید کسیدیحال بیایید نگاهی به بزرگترین سمبل جذابیت در رسانه‌های امروزی بیندازیم: چانینگ تاتومبدن او تفاوت فاحشی با دیوید کسیدی دارد. تصویر بدنی ایده‌آل که امروزه به مردان تحمیل می‌شود، نسبت به ۱۹۷۰ به شدت در میزان عضله‌ای بودن افزایش یافته است؛ چنین بدنی محصول مصرف زیاد مکمل‌ها و تمرین‌های طاقت‌فرسا است که تقریبا برای تمام مردان ناممکن است. با تحمیل چنین استانداردهایی مردان، جای تعجب نیست که اختلالات خوردن در بین مردان، به ویژه مردان همجنسگرا در حال افزایش است. مردان همجنس گرا تنها در حدود ۵٪ درصد از جمعیت را تشکیل می‌دهند اما در میان مردانی که می‌گویند به اختلال خوردن مبتلا هستند، ۴۲٪ همجنسگرایند.البته تحمیل فزاینده تصویر بدنی ایده‌آل، تنها دلیلی نیست که اختلالات خوردن در حال افزایش است.فشار آوردن به مردان برای پنهان کردن آسیب پذیری خود یکی دیگر از عوامل است. اگرچه جامعه تلاش زیادی می‌کند تا این مسئله را حل کند، اما چندان موفق نبوده و هنوز راه زیادی باقیست. بخشی از دلیل عدم موفقیت جامعه در ارتقای سلامت مردان، ناشی از تبیین نادرست معضل سلامت مردان است. به عقیده درک گریفیث و دیگر فعالین حوزه سلامت مردان، رویکردهایی که در جهت ارتقای سلامت مردان اتخاذ می‌شوند، عمدتا تصور می‌کنند که نتایج ضعیف سلامت مردان ناشی از انتخابات ضعیف خود مردان است؛ و چنین رویکردهایی از فاکتور‌های اجتماعی چشم پوشی می‌کنند. در واقع مسئله این نیست که مردان &quot;تصمیم می‌گیرند آسیب‌های خود را بروز ندهند و قوی به‌نظر برسند&quot; بلکه مسئله این است که جامعه با سلامت مردان رابطه خصمانه دارد و نمی‌خواهد سرمایه اجتماعی را برای ارتقای سلامت مردان و برابری جنسیتی هزینه کند.اگرچه بسیاری از مردم ممکن است بر این باور باشند که می‌خواهند مردان زندگی‌شان بیشتر از آسیب‌پذیری‌های خود صحبت کنند، اما تحقیقات نشان می‌دهد که لزوما اینگونه نیست. در یک مطالعه مشخص شد وقتی مردان در مورد آسیب‌پذیری‌های خود صحبت می‌کنند، کمتر از زنانی که از آسیب‌پذیری خود حرف می‌زنند، مطلوب بنظر می‌رسند (کالینز و میلر، 1994). در اغلب اوقات، فشار برای افشا نکردن احساسات منفی یا آسیب پذیری، منجر به درونی‌سازی، و سرکوب احساس، و شرم می‌شود. خبر بد این است که این احساسات منفی معمولاً به نوعی دیگر خود را نشان می‌دهند، از جمله اعتیاد به پورنوگرافی، اعتیاد جنسی، ناتوانی در داشتن یک رابطه موفق، و همچنین اختلالات خوردن! در آینده در مورد انگ زدایی از اختلالات خوردن در مردان، و راهکارها صحبت می‌کنیم.ترجمه شده از: zachrawlings : silent epidemic among menمنابع:Collins, N.L., &amp; Miller, L. C. (1994). Self-disclosure and liking: A meta-analytic review.  Psychological Bulletin, 116, 457-475.National Eating Disorders Association (2012). Statistics on males and eating disorders. Retrieved from</description>
                <category>R F</category>
                <author>R F</author>
                <pubDate>Mon, 08 Aug 2022 15:39:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مردان گم‌شده: نابرابری در آموزش</title>
                <link>https://virgool.io/@Theboy/%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-tkwcivuz94xb</link>
                <description>شکاف جنسیتی میان دانشجویان، طی پاندمی افزایش یافته است، آیا این مسئله‌ای است که دانشگاه‌ها تمایلی برای حل آن داشته باشند؟جرج ویلسون می‌دانست که آموزش آنلاین برای او مناسب نیست. پس هنگامی که بخاطر پاندمی کرونا، کلاس‌ها آنلاین شدند، او کاری را انجام داد که هزاران مرد دیگر نیز انجامش دادند: او از تحصیل منصرف شد.جرج که در حال تحصیل در مقطع کاردانی در لیکلند در اوهایو بود، می‌گوید: در محوطه دانشگاه، مثل یک غول اراده‌ام، اما در خانه چنین پشتکاری ندارم.جرج جزو مردانی است که از دانشگاه بیرون رانده می‌شوند. این اتفاق دهه‌هاست که در حال رخ دادن است، اما بیرون رانده شدن مردان، در در دوران پاندمی شدت بیشتری یافته است. در پاییز ۲۰۲۰، مشارکت مردان در مقطع کارشناسی تا ۷٪ کاهش یافت، این یعنی حدودا سه برابرِ میزان کاهش مشارکت زنان. چنین کاهشی برای دانشجویان رنگین پوست که در کالج‌های منطقه‌ای مشغول به تحصیل بودند، بیشتر بود. مشارکت تحصیلی مردان سیاه پوست و مردان هیسپان، به ترتیب ۱۹.۲٪ و ۱۶.۴٪ کاهش یافت‌؛ که حدودا ۱۰٪ بیشتر از کاهش مشارکت تحصیلی زنان سیاه‌پوست و زنان هیسپان بود. کاهش مشارکت مردان آسیایی، در مقایسه با دیگر مردان بسیار ملایم‌‌تر بود، اما این اندازه‌‌ی کاهش در مقایسه با کاهش مشارکت زنان آسیایی، ۸ برابر بود.کالج‌های منطقه‌ایمشارکت تحصیلی مردان، دچار بیشترین کاهش در کالج‌های منطقه‌ای شد، جایی که مشارکت تحصیلی مردان از هر گروه نژادی و قومیتی، دچار کاهش بیشتری نسبت به زنان شد. کاهش مشارکت مردان در تحصیلات عالی، به معنای کاهش تنوع در کلاس‌ها، و برای اقتصاد به معنای کمبود نیرو در شغل‌های فزاینده‌ای است که به نیروهایی با تحصیلات دانشگاهی نیاز دارند؛ و این به معنای آینده‌ای است که در آن، محیط کار حتی بیش از کنون بر اساس جنسیت تقسیم بندی می‌شود.در اواخر دهه ۱۹۷۰، مردان و زنان مشارکت یکسانی در تحصیلات عالی داشتند. امروزه مردان نسبت به زنان از سهم کمتری در تحصیلات عالی، به ویژه در مقاطع کارشناسی و بالاتر برخوردارند. این شکاف جنسیتیِ رو به رو رشد، می‌تواند توضیحات متعددی داشته باشد که ریشه در جامعه و اقتصاد دارند‌. کنون دختران در مقاطع ابتدایی و راهنمایی، از عملکرد بهتری نسبت به پسران برخوردارند، پسران به هنگام رویارویی با مشکلات، با احتمال کمتری درخواست کمک می‌کنند و با فشار بیشتری برای ورود به بازار کار مواجه هستند.در پاسخ به این شکاف جنسیتی، برخی کالج‌ها تیم‌های ورزشی و رشته‌هایی مانند عدالت کیفری و علم اطلاعات را اضافه کرده‌اند که مردان تمایل بیشتری به آن‌ها دارند. برخی کالج‌ها نیز برنامه‌های راهنمایی و مشاره برای مردان، بخصوص مردان رنگین پوست، را راه‌اندازی کرده‌اند. اما آدریان اچ. هوئرتا، ​​استادیار آموزش در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، می‌گوید که وجود چنین برنامه‌هایی بسیار نادر است و آن‌هایی که وجود دارند نیز با کمبود بودجه مواجهند. جیمز شلی، که در سال ۱۹۹۶، یکی از اولین مراکز مردان آمریکا را در کالج لیکلند تأسیس کرد عقیده دارند که دانشگاه‌ها تمایلی به شناخت شکاف جنسیتی علیه مردان ندارند و مردان را به منزله گروه دارای امتیاز تلقی می‌کنند. او می‌گوید «چیزی که من اغلب می‌شنوم این است که &quot;مردان هنوز قدرت بیشتری دارند، پس چرا برنامه خاصی برای آنها ایجاد کنیم؟» او می‌گوید «به این سادگی نیست»در اواخر دهه ۱۹۸۰ بود که زنان جوان سهم بیشتری از دانشگاه‌ها را نسبت به مردان اشغال کردند؛ اما شکاف جنسیتی تحصیلی به نفع زنان سیاه‌پوست و هیسپان در مقایسه با مردان این گروه، از این نیز به عقب‌تر باز می‌گردد.در ۱۹۷۲ وقتی که مشارکت تحصیلی زنان سفیدپوست، ۱۰٪ از همتایان مرد کمتر بود، زنان سیاه‌پوست و هیسپان تنها ۵٪ و ۳٪ از همتایان مرد عقب‌تر بودند.تا سال ۱۹۸۰، زنان سیاهپوست و هیسپان از همتایان مرد خود پیشی گرفتند، اما برای زنان سفید پوست حدود ده سال دیگر طول کشید تا سهم بیشتری نسبت به همتایان مرد اشغال کنند.توماس دی پریت، استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه کلمبیا، این اختلاف را به سابقه تبعیض در بازار کار نسبت می‌دهد. تا دهه ۱۹۶۰، بسیاری از مشاغلی که نیاز به مدرک دانشگاهی داشتند به روی رنگین پوستان بسته بود. زنان از همه نژادها به دانشگاه می‌رفتند تا پرستار و معلم شوند، اما مردان سیاه‌پوست، نسبت به مردان سفیدپوست، مشوقی برای دریافت مدرک دانشگاهی نداشتند. &quot;ما نسلی از مردان را به دلیل کووید از دست می‌دهیم. ما باید در مورد چگونگی بازگرداندن آنها، تلاشگر و خلاق باشیم&quot;این الگو حتی زمانی که فرصت‌های بیشتری برای زنان در بازار ایجاد شده‌است نیز ادامه پیدا کرده است. در سال ۲۰۱۸، به طور کلی سه میلیون مرد کمتر از زنان، در کالج ثبت نام کردند.بخشی از این تفاوت ممکن است بدین دلیل باشد که برخی مردان جوان باور دارند «دانشگاه ارزشش را ندارند و بهتر است وارد نیروی کار شوند و از بدهی اجتناب کنند».مایکل رودریگز می‌گوید: در جوامع رنگین پوستان، هنوز این باور وجود دارد که مردان باید نان آور باشند، و اگر به ادامه تحصیل بپردازند، در مقایسه با کار کردن، به ازای کافی نان‌آور تلقی نمی‌شوند.رودریگز می‌گوید: اگرچه تصمیم به کار پس از دبیرستان ممکن است در کوتاه‌مدت از نظر اقتصادی منطقی باشد، اما در یک بازه طولانی، از نظر اقتصادی منطقی نیست زیرا شغل‌هایی که به تحصیلات دانشگاهی نیاز دارند، به طور متوسط درآمد بالاتری خواهند داشت.او می‌گوید: برای پیشرفت دانشگاه‌ها، باید به صدای همه افراد گوش دهیم، شکاف جنسیتی باعث ایجاد سازمان‌های ناسالم می‌شود.تا همین اواخر، مردانی که دانشگاه را رها می‌کردند، می‌توانستند روی دستمزدی مقعول در مشاغلی همچون مشاغل تولیدی حساب باز کنند. اما این نوع مشاغل کمیاب‌تر شده‌اند، و شکاف درآمد بین مردان دارای دیپلم دبیرستان و مدرک دانشگاهی بیشتر شده است. به گفته سازمان تامین اجتماعی، امروزه به طور متوسط مردان با مدرک لیسانس، تقریبا ۹۰۰۰۰۰ دلار بیشتر از مردان با مدرک دیپلم، درامد دارند (در طول عمر).اگرچه هنو مشاغل پردرآمدی برای مردان بدون مدرک لیسانس وجود دارد، اما برای اغلب مشاغلی که به مهارت بالاتر نیازمند، حداقل به مدرک کاردانی نیاز است.اما عوامل بازار کار به تنهایی نمی‌توانند شکاف رو به رشد تکمیل دانشگاه بین مردان و زنان را به طور کامل توضیح دهند. آمادگی تحصیلی و نُرم جنسیتی نیز نقش دارند. شکاف بین پسران و دختران از همان دوران ابتدایی ظاهر می‌شود، جایی که مدارس پسران را در مهارت‌های خوانش و سوادآموزی عقب می‌رانند، و پسرها به دلیل رفتار یکسان با دختران، با احتمال بالاتری مجازات می‌شوند، و ...،  تمامی این‌ها می‌تواند ترکیبی از تجارب باشد که مدرسه و تحصیل را برای پسران تلخ می‌سازد.نابرابری در اعمال نظم و انضباط، بیش از همه پسران سیاه‌پوست را هدف می‌گیرد. در حالی که پسران سیاه‌پوست، تنها ۱۵٪ از کل دانش‌آموزان مدارس دولتی را تشکیل می‌دهند، اما ۳۱٪ از دستگیری‌ها و کسانی که از مدرسه به مجریان قانون ارجاع داده می‌شوند، مربوط به آنان است.همچنین پسران کمتر از دختران در مورد مشکلات تحصیلی و عاطفی خود، درخواست کمک می‌کنند. یکی از توضیحات این است پسران به گونه‌ای اجتماعی می‌شوند که متکی به خود باشند؛ همچنین نهادهایی که برای کمک‌رسانی به دانش‌آموزان و نوجوانان وجود دارند، متناسب با نیاز پسران نیست. در مقطع راهنمایی، برخی پسران به طور کامل از مدرسه جدا شده‌اند. این پسران حتی اگر بتوانند از دبیرستان فارغ التحصیل شوند، اراده‌ای برای دانشگاه ندارند.هوئرتا می‌گوید &quot;در همین حال، والدین و مدارس انگشت اتهام را به سوی یکدیگر نشانه می‌گیرند و سعی می‌کنند تقصیر شکاف جنسیتی را بر دوش یکدیگر بیندازند، حال آیا تقصیر مؤسسات‌ است یا تقصیر خانواده‌ها؟&quot;در لیکدلند، تصمیم یک مرکز مستقل برای مردان در اواسط دهه ۹۰ تاسیس شد. امروزه، این مرکز در کالج لیکلند به مردان کمک می‌کند تا از چالش‌های متعددی که بر مشارکت تحصیلی اثر منفی دارند، عبور کنند. برای مثال اگر دانشجو گرسنه یا بی‌خانمان باشد، کمک‌های اضطراری او ارائه می‌شود.&quot;برای پیشرفت دانشگاه‌ها، باید به صدای همه افراد گوش دهیم، شکاف جنسیتی باعث ایجاد سازمان‌های ناسالم می‌شود&quot;هیچ آمار رسمی از تعداد برنامه‌های خاص، برای مردان در دانشگاه‌ها وجود ندارد‌. اما هوئرتا تخمین می‌زند که تعداد چنین برنامه‌هایی کمتر از ۱۰۰ است‌. در کالج محلی کینگزبورو، پسران تازه‌وارد با دانشجویان موفق مچ می‌شوند. رودریگز می‌گوید: مردان جوان برای پیشرفت به چنین برنامه‌ای نیاز دارند، جفت شدن با کسی که آنها را درک می‌کند می‌تواند کمک چشم‌گیری به پسران کند.کالج مترووست، برنامه‌ای دارد که در آن دانش‌آموزان دبیرستانی را با دانشجویان کالج مچ می‌کند تا از این طریق تجارت و اطلاعات به دانش‌آموزان منتقل شود. آنها می‌گویند بسیار مهم است که دانش‌آموزان اطلاعات صحیحی از دانشگاه داشته باشند. هوئرتا می‌گوید &quot;یکی دیگر از ویژگی‌های این برنامه‌ها، گفتگو در مورد جنسیت و هویت است. این گفت‌وگو‌ها اغلب، ایده‌های مرسوم و سنتی که موجب محدودسازی مردان می‌شود را به چالش می‌کشند.&quot;کیت بولک در کالج بریا برنامه‌ای به راه انداخته که در مردان رنگین‌پوست در مورد مردانگی &quot;سمی&quot; صحبت می‌کنند. در اسپرینگفیلد.، مردان رنگین‌پوست در مورد مردانگی &quot;سالم&quot; صحبت می‌کنند. یولندا جانسون، مدیر اجرایی خدمات در مدارس دولتی اسپرینگفیلد، می‌گوید &quot;ما می‌خواهیم کلیشه‌هایی که به مردان تحمیل می‌شود را بشکنیم، مردانگی سنتی معمولا از مردان می‌خواهد که متکی بر خود باشند و درخواست کمک نکنند&quot;.اما شلی، از کالج لیکلند، نسبت به اثرگذاری چنین برنامه‌هایی مردد است. او عقیده دارد بجای تلاش برای &quot;تغییر&quot; مردان و مردانگی می‌بایست به &quot;هدایت&quot; مردان روی آورد. شلی می‌گوید &quot;اگر از زنان بخواهید عمیق‌ترین احساساتشان را با دیگران به اشتراک بگذارند، جواب خواهند داد، اما در مورد مردان اینگونه نیست. اما اگر از مردان بپرسیم چالش‌های شما چیست و برای موفقیت باید بر چه موانعی غلبه کنید، آنگاه مردان می‌دانند چه پاسخی دهند.&quot;حال مشخص نیست که کدام رویکرد -تغییر یا هدایت ذهنیت مردان- بهترین نتیجه را خواهد داد. هوئرتا می‌گوید: اگرچه برنامه‌های مردان رنگین پوست در دهه گذشته چند برابر شده است، اما هنوز تحقیقات زیادی برای مقایسه اثربخشی رویکرد‌های مختلف وجود ندارد. پژوهش‌های خود هوئرتا نشان می‌دهند که قرار نیست چنین برنامه‌هایی تغییراتی بزرگ را رقم بزنند. او می‌گوید &quot;این برنامه‌ها محیط‌های امنی در اختیار مردان رنگین‌پوست قرار می‌دهند، اما برای مشکلات سازمانی کافی نیست.&quot;اگر مردان قبل از پاندمی کرونا برای شرکت در دانشگاه‌ها با موانعی مواجه بودند، پاندمی کرونا این موانع را تشدید کرد.دانش‌آموزانی که قبلاً در دبیرستان با مشکل مواجه بودند، بیش از پیش‌ عقب افتادند. پسران رنگین پوست که اطمینان نداشتند به آموزشات عالی تعلق دارند یا خیر، دچار عدم اطمینانِ بیشتری شدند. و درست در همین زمان، فشار مضاعف برای نان آوری بر دوش مردان قرار گرفت زیرا اعضای خانواده شغل خود را بخاطر پاندمی از دست می‌دادند.اس. شان مدیسون از کالج تارانت در تگزاس می‌گوید &quot;ما مردان زیادی را در دوران پاندمی از دست دادیم، آنها پیش از این نیز در تلاش بودند تا نیازهای مالی خانواده را برطرف سازند، اما کنون با کرونا باری که بر دوششان است مضاعف شده.&quot;&quot;بودجه‌ای که صرف می‌کنید، نشان می‌دهد برای چه چیزی ارزش قائل می‌شوید، اگر می‌خواهید مردان اقلیت موفق شوند، پس پول خود را برای این هدف سرمایه گذاری کنید‌&quot;دانشگاه‌ها باید ننگی که بر درخواست کمک توسط مردان وجود دارد را برطرف سازند. آنها باید بخشی از بودجه خود را صرف نجات پسرانی کنند که در خطر بیرون رانده شدن از دانشگاه قرار دارند.ترجمه شده از: Chronicle Of Higher Education: The Missing Men</description>
                <category>R F</category>
                <author>R F</author>
                <pubDate>Mon, 08 Aug 2022 15:33:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر پرنده آبی از چارلز بوکوفسکی</title>
                <link>https://virgool.io/@Theboy/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A2%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%86%D8%A7%D8%B1%D9%84%D8%B2-%D8%A8%D9%88%DA%A9%D9%88%D9%81%D8%B3%DA%A9%DB%8C-tumajmwflxp9</link>
                <description>«پرنده‌ای آبی در قلب من استکه می‌خواهد بیرون بزنداما من سرسختم درمقابلشمی‌گویم: همان‌جا بماننمی‌گذارم هیچ‌کس تو را ببیندپرنده‌ای آبی در قلب من استکه می‌خواهد بیرون بزنداما من روی او ویسکی می‌ریزمو دود سیگار به خوردش می‌دهمو روسپیانو مشروب‌فروشانو کارکنان داروخانههیچ‌گاه نخواهند فهمید که او آنجاستپرنده‌ای آبی در قلب من استکه می‌خواهد بیرون بزنداما من سرسختم در مقابلشمی‌گویم آرام بگیرمی‌خواهی خرابم کنی؟می‌خواهی کار و زندگی‌ام راو فروش کتاب‌هایم را در اروپاخراب کنی؟پرنده‌ای آبی در قلب من استکه می‌خواهد بیرون بزنداما من زرنگ‌ترمفقط می‌گذارم گاهی شب‌ها بیرون بیایدشب‌هاوقتی همه به خواب رفته‌اندبه او می‌گویم: می‌دانم که تو در قلب منیپس اینقدر غمگین نباشبعد او را می‌گذارم سر جایشاندکی می‌خواندچرا که هنوز کمی زنده استو اینگونه باهم به خواب می‌رویمبا رازی که بین خودمان می‌ماندرازی آنقدر زیباکه می‌تواند مردی را به گریه بیندازداما من گریه نمی‌کنمتو چطور مَرد؟!»(ترجمه از مبین اعرابی)توضیح: شعر پرنده آبی از چارلز بوکوفسکی، پیامی مهم به ما می‌رساند: آنکه پشت این نقاب‌ها، هر مرد تا چه اندازه لطافت و مهربانی و احساس دارد که ناچار است بخاطر ساختارهای اجتماعی، آنرا نهان سازد. بوکوفسکی از طریق شعر، زوایای عمیق قلب مردان، که شکستنی و حساس است، را به نمایش می‌گذازد. این‌ها چیزی نیستند بخواهیم به سادگی به دیگران نشانش دهیم. مرد قصه ما مشروب می‌نوشد و سیگار می‌کشد تا این بخش را پنهان کند. اطرافیانش، متصدیان بار و زنانی که با او همخواب می‌شوند، هیچ‌کس از پرنده آبی خبر ندارد؛ حال آنکه در آن پشت، پرنده چه تقلایی برای بیرون آمدن می‌کند. مرد قصه ما گاهی، وقتی همه در خوابند، این پرنده را بیرون می‌آورد، با او سخن می‌گوید، دلداری‌اش می‌دهد و سپس سرجایش می‌گذارد، ولی شاید وضعیت همه ما مشابه مرد قصه نباشد که هنوز از یاد نبرده پرنده‌ای هم در قلب دارد. برای بسیاری از ما،‌ این پرنده فراموش شده است، و حتی به یاد نداریم آخرین بار کِی تقلایش برای برون جستن را حس کردیم. با این حال همچنان پرنده آبی در قلب ماست ...</description>
                <category>R F</category>
                <author>R F</author>
                <pubDate>Tue, 02 Aug 2022 23:21:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در جست و جوی مرد سرخ گیسو</title>
                <link>https://virgool.io/@Theboy/%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%DA%AF%DB%8C%D8%B3%D9%88-kitw617tniyb</link>
                <description>افسانه‌ای هست که می‌گویند به بیش از ۱۰۰۰۰ هزار سال پیش باز می‌گردد. داستان اینگونه آغاز می‌شود که اتفاقات عجیبی در نزدیکی قصر پادشاه، در حال رخ دادن است. هرکس به جنگل می‌رود، ناپدید می‌گردد. سربازان بیشتری به دنبال گمشدگان می‌روند، اما آنان نیز ناپدید می‌شوند.روزی یک شکارچی ماهر، به قصر پادشاه می‌آید. او آماده‌ است که به فرمان شاه، به این جنگل برود و رازش را کشف کند. شکارچی به همراه سگ خود، عازم جنگل می‌شوند.در جنگل، ناگهان از برکه‌ای دستی بیرون می‌آید و سگ شکارچی را با خود فرو می‌برد.شکارچی به دنبال سگ نازنینش، با سطل، آب برکه‌ را بیرون می‌کشد. پس از بیرون کشیدن آب، شکارچی در ته برکه، مردی را می‌بیند. مردی با گیسوان سرخ و بلند. او را نزد شاه می‌آورند، و به دستور شاه، او را در قفس می‌اندازند.یک روز که پسر ۸ ساله‌ی پادشاه داشت در حیاط با توپ طلایی خود بازی می‌کرد، توپش در قفس مرد سرخ گیسو می‌افتد. مرد سرخ گیسو، خم می‌شود و توپ را برمی‌دارد. حال اگر پسر توپ خود را بخواهد، می‌بایست به قفس نزدیک شود و از مرد درخواستش‌ کند که چنین کاری برای پسر، بسیار ترسناک است. این پسر چه خواهد کرد؟اجزای این افسانه نمادین هستند. رابرت بلای، از پایه‌گذاران جنبش‌ اسطوره‌ای مردان، به تفسیر این نمادها پرداخته‌است. مرد سرخ گیسو، بخشی از خود ماست، بخشِ عصیانگرِمان، بخشی که خود را بروز می‌دهد و عواطف خود را در آغوش می‌گیرد. اما به اقتضای اجتماع، مجبور شده‌ایم که او را از خود برهانیم و او را در جنگلی، در یکجای پرت از ذهنمان رها می‌کنیم. با این حال، هربار که گذری به سمتِ آن جنگل می‌افتد، سرخ گیسو می‌غرد و به یادمان می‌آورد که او هنوز همان‌جاست؛ او می‌خواهد که او را ببینیم ولی ما بر سرکوبش پافشاری می‌کنیم و دستور می‌دهیم که بروند و او را در قفسی بیندازند.اما خیلی زود، متوجه چیزی مهم می‌شویم. اینکهِ گوی طلاییِ ما در دستان همان مرد سرخ گیسو است. گوی طلایی می‌تواند نمادی از شور و اشتیاقمان باشد، نمادی از علایقمان و چیزهایی که حقیقتا می‌خواهیم. گوی علایق در دست سرخ‌گیسوی عصیانگر است؛ زیرا او همان بخشی از ما است که می‌تواند در مقابل موانع بایستد و برای دستیابی به شادی گام برداشته و حاضر باشد هزینه‌اش را به جان بخرد.آیا خواهیم توانست مرد سرخ گیسو را رها کنیم؟</description>
                <category>R F</category>
                <author>R F</author>
                <pubDate>Thu, 28 Jul 2022 14:00:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پسران هم به واکسن HPV نیاز دارند</title>
                <link>https://virgool.io/@Theboy/%D9%BE%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%86-hpv-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-tzl1dzo41kkh</link>
                <description>اچ‌پی‌وی یک ویروس مقاربتی است که باعث اغلب‌ سرطان‌های دهانه‌ی رحم در زنان می‌شود، اما این ویروس در مردان باعث ایجاد انواعی از سرطان‌ها می‌شود، که برخی از آنان در حال شیوعِ هرچه بیشتر هستند.بر اساس داده‌های منتشر شده در نشست سالانه انجمن انکولوژی بالینی آمریکا در سال 2021، HPV در طی سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۷، باعث افزایش پنج برابری سرطان‌های سر و گردن در مردان جوان شده‌است.دیوید پیستر، انکولوژیست، می‌گوید «این ویروس کنون در افرادی ظهور می‌کند که سال‌ها پیش به آن مبتلا شده‌اند. وقتی رابطه‌ی میان ویروس HPV و سرطان‌های گلو مشخص شد، ما به درک بهتری از علل افزایش این سرطان‌ها رسیدیم»بین زمانِ ابتلا به HPV و توسعه‌ی سرطان، یک تأخیر طولانی مدت وجود دارد؛ بنابراین افراد زیادی هستند که پتانسیل توسعه‌ی این سرطان‌ها را دارند.اما می‌توان با واکسن، از بیش از ۹۰٪ سرطان‌های مربوط به HPV جلوگیری کرد. واکسن از سرطان‌های سر و گردن و سرطان مقعد در زنان و مردان جلوگیری می‌کند. همچنین در مردان از سرطان آلت جنسی و در زنان از سرژان دهانه‌ی رحم و واژن جلوگیری می‌کند.این واکسن برای کودکان توصیه می‌شود و اغلب می‌توان آن را بعد از ۹ سالگی تزریق کرد، همچنین برای بزرگسالان تا ۴۵ سالگی نیز تأیید شده‌است. (البته واکسیناسیون برای افراد بالای 26 سال چندان توصیه نمی‌شود. با این حال، برخی از بزرگسالان 27 تا 45 ساله که قبلاً واکسینه نشده‌اند، ممکن است پس از صحبت با پزشک خود در مورد خطر ابتلا به عفونت های جدید HPV و مزایای احتمالی واکسیناسیون، تصمیم به دریافت واکسن HPV بگیرند.)بر اساس مطالعه‌ای که در جرنال Pediatrics منتشر شده‌است، والدین پسران در مورد واکسینه‌ کردن پسرشان مردد هستند.در اینجا به پنج دلیل درباره‌ی نیاز مردان و پسران به این واکسن می‌پردازیم:۱. مردان هم با تعداد زیادی، به سرطان‌های ناشی از HPV مبتلا می‌شوند.بر اساس گزارش مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری در آمریکا، بین سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷، تقریبا ۲۵۰۰۰ سرطان مرتبط با HPV در زنان و ۱۹۰۰۰ سرطان مرتبط با HPV در مردان وجود داشته است. بیش از ۴ مورد از هر ۱۰ مورد سرطان‌های مرتبط با HPV در مردان ایجاد می‌شود.۲. سرطان‌های سر و گردن در حال افزایش هستند.بر اساس آمار مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری در آمریکا، حدود ۷۰٪ سرطان‌های سر و گردن ناشی از HPV هستند و مردان ۴ برابر زنان احتمال دارد که به این سرطان‌ها مبتلا شوند.۳. تستی برای سرطان‌های HPV در مردان وجود ندارد.تست پاپ اسمیر برای تشخیص مراحل اولیه سرطان دهانه‌ی رحم وجود دارد اما چنین تست‌هایی برای سرطان‌های آلت جنسی مردان و سر و گردن وجود ندارد. دکتر پیستر می‌گوید «توسعه‌ی آزمایشی شبیه به تست پاپ اسمیر، برای سرطان‌های گردن می‌تواند تغییرات زیادی ایجاد کند»۴. با افزایش سن، خطر ابتلا به سرطان‌های مرتبط با HPV افزایش می‌یابند.دکتر آراگونس می‌گوید کنون طول عمر مردان، بیش از زمان‌های دیگر و این باعث می‌شود سرطان زمان بیشتری برای توسعه داشته باشد. اما واکسیناسیون مردان می‌تواند از این سرطان‌ها در کوتاه مدت و بلندمدت جلوگیری کند.۵. این واکسن برای پسران نیز امن است.قبل از اینکه واکسن HPV در سال ۲۰۰۶ برای سرطان دهانه‌ی رحم در زنان و در ۲۰۰۹ برای سرطان‌های سر و گردن در مردان ارائه شود، سال‌ها مورد تست قرار گرفته‌است. از آن زمان تا کنون بیش از ۱۰۰ میلیون دوز در آمریکا تزریق شده‌است. عوارض جانبی نیز وجود دارند اما ناچیزند مانند درد بازو.منبع: MSKCC</description>
                <category>R F</category>
                <author>R F</author>
                <pubDate>Tue, 05 Jul 2022 13:40:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پدران در زندان</title>
                <link>https://virgool.io/@Theboy/%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-jerizzahuodf</link>
                <description>تحقیقات نشان می‌دهد کودکانی که والدین آنها در زندان هستند، مشکلات اجتماعی و روانی فراوانی را تجربه می‌کنند. والدین این کودکان نیز از این موارد رنج می‌برند. اینجا می‌خواهیم از پدران زندانی صحبت کنیم.دلبستگی پدر زندانی به فرزندشبا توجه به اینکه پدر نمی‌تواند همراهی با فرزندش را در واقعیت تجربه کند، این دلبستگی به صورت یک خیال اغراق آمیز برای او در می‌آید. پدر هر چه بیشتر دلتنگ فرزند شود، بیشتر به خیال پردازی درباره کودک خود می‌پردازد و رابطشان را به شکلی ایده آل تصور می‌کند.برخی از پدران در واقعیت رشد فرزندشان را انکار می‌کنند. به عنوان مثال، برخی از پدران در مورد فرزند خود طوری صحبت می‌کنند که گویی هنوز همان کودک نوپایی است که در زمان دستگیری پدر رها شده است، در حالی که در واقعیت، این کودک نوپا تبدیل به نوجوانی رشید شده است.اغراق در پیوندهای خیالی منجر به پیش بینی‌های وحشتناکی برای برخی از پدران در مورد آینده فرزندشان می‌شود. در این حالت، گویی کودک واقعی در حال رقابت با کودک خیالی است که پدر زندانی تصور کرده است. با این حال در اغلب موارد حس و حال پدر زندانی با کودک او در واقعیت تطابقی ندارد. کودکی که هر ماه چند ساعت به ملاقات پدر می‌رود، به اندازه کافی با رویاهای پدر مطابق نخواهد بود. با گذشت زمان، کودک به طور فزاینده‌ای با تصویری از کودک که پدر او را به آن تقلیل داده است، احساس بیگانگی می کند. این امر، گاهی اوقات منجر به ناتوانی کودک در برقراری ارتباط با پدرش می شود. اغراق خیالی در دلبستگی پدر به فرزند، ناگزیر به مانعی بر سر راه رابطه بدل می شود و گاهی آن را غیرممکن می کند.مشکلاتی که پدران زندانی در ایفای نقش و کارکرد خود با آن روبرو هستند:پدران زندانی با مشکلاتی در ایفای نقش و عملکرد خود به عنوان پدر مواجه می‌شوند. این مشکلات به عنوان موانعی در توانبخشی آنها عمل می‌کند و بر نیاز به حمایت از آنها تأکید می‌کند. تأکید می کنیم که پدری، بر خلاف مادری، مبتنی بر تجربه نیست. به این معنا که اولین انتظارت از مردان، توسط مادر (و نه کودک) صورت گرفته و زن به مرد اطلاع می دهد که فرزندی از او دارد.در حقیقت پیوند پدر با کودک به صورت نسبی و مطابق با یک امریه شکل می‌گیرد. پدر در ورود کودک به شبکه اجتماعی که بر اساس وابستگی های مختلف ساخته شده است، مشارکت می‌کند. پیوند او با کودک در مجموعه‌ای از دلبستگی‌ها غوطه‌ور است. پدر در کودک آنچه را که در گذشته بوده است و/یا آنچه که آرزو داشته است را می‌بیند.همذات پنداری  پدر با دختر به همان اندازه قدرتمند است که همذات پنداری او با پسرش. در مورد همذات پنداری با پسر، عقده خیالی که پدر با آن کودک را می شناسد (فرافکنی) قبل از اینکه واقعاً آن را با خودش همذات پنداری کند (درون ها)، با ایده آل مردانه او تعیین می‌شود. علاوه بر این، محتویات عقده خیالی از پیش آگاه و قابل مشاهده است. در رابطه با یک دختر، پدر ایده‌آل زنانه‌ای را به دخترش می‌افزاید که مطابق با تصویر زن ایده‌آلی است که اگر یک زن بود، دوست داشت باشد، نه شیء زنانه ایده‌آلی که دوست داشت داشته باشد. در حقیقت پدری بر پایه یک دلبستگی عاطفی ناشی از همذات پنداری با عقده خیالی ساخته شده توسط خود پدر شکل می‌گیرد. این شناسایی منجر به وابستگی می شود که فراتر از شخصیت پدری است. به همین دلیل است که تحلیل نقش پدری مستلزم تحلیلی از ماهیت دلبستگی پدر به فرزندانش است. بطور خلاصه، مردی که از حضور فرزند در کنار خود محروم شود، به سختی توانایی کافی جهت ایجاد دلبستگی پدری را پیدا میکند.انتقال پدریواژه &quot;جدایی&quot; تمام دردسرهای مربوط به دلبستگی پدر زندانی به فرزندش را توضیح نمی‌دهد. رابطه آنها تحت سلطه ترس پدر زندانی از آلوده کردن فرزندش به &quot;میکروب های روانی اجتماعی&quot; مسئول بزهکاری خود اوست. زندان غالباً احساس گناه را به احساس قربانی بودن تبدیل می‌کند و هر چه مدت مجازات طولانی تر باشد، این حس تشدید می‌شود. در حقیقت زندان به جای تقویت احساس مسئولیت، احساس بی مسئولیتی را تشدید می‌کند. خود شرایط حبس که در آن همه چیز برنامه ریزی شده است پدر را به یک کودک تبدیل می کرده و مانع از ظهور نقش والد در او می‌شود.احساس بی‌مسئولیتی باعث می‌شود که بسیاری از پدران زندانی بگویند: «نام من که مال تو هم هست باعث ناراحتی من شد، من را به این چیزی که امروز هستم تبدیل کرد. و با انتقال آن به شما، این سرنوشت را نیز به شما منتقل می کنم.» باید گفت که شیرخوارگی، بی مسئولیتی، قربانی شدن - که همگی از ویژگی های تجربه زندان هستند - می توانند کارکرد پدر را در انتقال داستان زندگی اش به خطر بیندازند. پدران زندانی اغلب سرخورده می شوند، که پیامدهای متعددی بر رشد کودک دارد.موانع روانی اجتماعی برای انجام عملکرد پدریاگر بخواهیم صرفاً بر این دیدگاه روانشناختی که پدر زندانی توانایی اتصال با فرزندش را ندارد تمرکز کنیم، این خطر وجود دارد که جنبه عمده ای از مشکلاتی را که پدران زندانی با آن روبرو می شوند حذف کنیم. پیوند بین کودک و پدر زندانی اش آشکارا توسط مکانیسم های روانشناختی مسدود می شود، اما اعمال و حقایق اجتماعی و روانی اجتماعی نیز وارد بازی می شوند. روابط بین کودک و والدین زندانی اغلب تحت تأثیر مشکلات اقتصادی و همچنین مقاومت یا ممنوعیت های اداری و قضایی است. همچنین می‌تواند توسط درگیری‌های خانوادگی یا خانواده‌های جدید (ازدواج مجددو...) به خطر بیفتد. انتظار میرود که هنگامی که این موانع ظاهر می‌شوند، مددکاران اغلب به عنوان میانجی عمل می کنند.در اصل، افراد با همنوعان خود پیوند دارند. تقلیل انسان به خویشتن، منزوی ساختن او، ناگزیر فرد را حیوانی می‌کند. به این ترتیب، احکام زندان عاری از هر گونه آزادی، منجر به تناقض عجیبی می‌شود: آنها برای ترمیم ساختار شکنی می‌کنند. موضوع پیوندهای خانوادگی که در کانون این پارادوکس قرار دارد و به عنوان شکافی بین زیربنای انسان ساز فرد و خشن ترین و دردناک ترین دسیسه ها عمل می‌کند، درگیر مسائلی است که ماهیت آموزشی، روانی، حقوقی و اجتماعی دارد. بنابراین، تقویت پیوندهای خانوادگی، بدون تقلیل آنها به نوعی نقش فایده‌گرایانه، که در خدمت بازپروری والدین زندانی بر آن تکیه میشود، ضروری است.از هم گسیختگی در روابط خانوادگی عامل اصلی مشکلات در روند توانبخشی است. در اوایل سال 1975، برادسکی تأکید کرد که چگونه زندانیانی که روابط خانوادگی خود را حفظ می کنند، کمتر مرتکب خلاف می شوند و با مشکلات انضباطی کمتری در محیط زندان مواجه می شوند. با این حال، این بر عهده متخصص مراقبت از کودک، روانشناس، متخصص اطفال و مربی است که ارزیابی کنند که چگونه و تا چه حد، در شرایط خاص، رابطه بین یک کودک و والدین زندانی او باید حفظ شود.منبع: Children Of Prisoners</description>
                <category>R F</category>
                <author>R F</author>
                <pubDate>Mon, 04 Jul 2022 21:15:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فکت‌هایی پیرامون حق پایان خودخواسته بارداری</title>
                <link>https://virgool.io/Sedayezan/%D9%81%DA%A9%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%AD%D9%82-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-xjloixmjmkwa</link>
                <description>سقط یک روش پزشکی است که به بارداری پایان می‌دهد. این یک نیاز اولیه مراقبت‌های بهداشتی برای میلیون‌ها زن، دختر و دیگر افرادی است که می‌توانند باردار شوند. تخمین زده می‌شود که هر سال از هر ۴ بارداری، ۱ مورد به سقط ختم می‌شود.اما در حالی که نیاز گسترده‌ای به پایان خودخواسته بارداری وجود دارد، دسترسی به خدمات ایمن و قانونی سقط، برای بسیاری از افراد فراهم نیست. تخمین زده می‌شود که هرساله، ۲۵ میلیون سقط در شرایط غیر ایمن صورت می‌گیرد.در اینجا، به فکت‌های پایه‌ در مورد حق پایان خودخواسته بارداری می‌پردازیم.1- بسیاری از ادعاهایی که علیه حق پایان خودخواسته بارداری بکار گرفته می‌شوند، نادرستند.ادعا: جنین در اوایل بارداری درد را حس می‌کند.فکت: جنین تا هفته 29-30 نمی‌تواند درد را حس کند.ادعا: پایان خودخواسته بارداری، خطرآفرین است.فکت: اگر پایان خودخواسته بارداری، در شرایط ایمن صورت بگیرد، خطرش از تداوم بارداری و زایمان بسیار کمتر است، در آمریکا، احتمال مرگ مادر به جهت بارداری و زایمان، 43 برابر احتمان مرگ در پایان خودخواسته بارداری در شرایط ایمن است.ادعا: بسیاری از پایان‌های خودخواسته بارداری، دیرهنگام صورت می‌گیرد.فکت: 99% از پایان‌های خودخواسته بارداری، پیش از هفته 21 صورت می‌گیرد.2- مهم نیست قوانین چه باشد، سقط جنین به هر رویه رخ می‌دهد.پایان دادن به بارداری، تصمیمی است که سالانه توسط میلیون‌ها انسان اتخاذ می‌شود. صرف نظر از اینکه سقط قانونی باشد یا خیر، سالانه میلیون‌ها نفر به خدمات سقط نیاز خواهند داشت. به گفته مؤسسه گاتمچر، نرخ سقط جنین در کشورهایی که سقط جنین را به طور کلی ممنوع می‌کنند یا فقط در مواردی برای نجات جان زن این اجازه را می‌دهند، ۳۷ نفر در هر ۱۰۰۰ نفر است و در کشورهایی که سقط جنین در آن قانونی است، نرخ سقط ۳۴ مورد به ازای هر ۱۰۰۰ نفر است‌. آنچنان که مشاهده می‌کنیم غیر قانونی ساختنِ پایان بارداری، موجب کاهش در نرخ سقط نمی‌شود.سقط جنین، هنگامی که توسط افراد آموزش دیده و در شرایط بهداشتی انجام شود، یکی از ایمن‌ترین فرایندهای پزشکی خواهد بود. اما زمانی که دولت‌ دسترسی به سقط جنین ایمن را محدود می‌کنند، مردم مجبور می‌شوند به سقط جنین‌های مخفیانه و ناامن متوسل شوند، به‌ویژه آنهایی که توانایی پرداخت هزینه سفر یا جستجوی مراقبت خصوصی را ندارند.3- جرم انگاری سقط جنین موجب توقف سقط جنین نمی‌شود، بلکه صرفا آن را غیر ایمن می‌سازد.منع دسترسی زنان و دختران به سقط جنین، موجب نمی‌شود نیاز آنان به سقط جنین از بین برود. به همین دلیل است که تلاش‌ برای ممنوعیت یا محدود ساختن سقط جنین هیچ کمکی به کاهش تعداد سقط جنین نمی‌کند، بلکه مردم را مجبور می‌کند به دنبال سقط‌های غیرایمن باشند.سازمان جهانی بهداشت، &quot;سقط جنین غیر ایمن&quot; را اینگونه تعریف می‌کند: سقط جنین غیر ایمن، یک رویه برای پایان دادن به بارداری ناخواسته است که توسط افراد بدون مهارت، یا در محیطی فاقد حداقل استانداردهای پزشکی صورت می‌گیرد.تخمین زده می‌شود که سالانه ۲۵ میلیون سقط جنین غیر ایمن صورت می‌گیرد.سقط جنین غیر ایمن می‌تواند عواقب کشنده‌ای داشته باشد. به گفته سازمان جهانی بهداشت، سقط‌های غیر ایمن سومین علت اصلی مرگ و میر مادران در سراسر جهان است و منجر به پنج میلیون مورد معلولیت و ناتوانی می‌شود، که در صورت ایمن بودن رویه سقط، قابل پیشگیری بودند. بررسی‌ها نشان می‌دهد در آمریکا، چهارده‌ ایالتی که محدود‌کننده‌ترین شرایط را علیه پایان خودخواسته بارداری اعمال می‌کنند، دارای بدترین نتایج در حوزه سلامت مادر و کودک هستند.4- تقریبا تمام مرگ‌ها و صدماتی که ناشی از سقط جنین غیر ایمن هستند، قابل پیشگیری می‌باشند.مرگ و صدمات ناشی از سقط جنین غیرایمن قابل پیشگیری هستند. با این حال، چنین مرگ و میرهایی در کشورهایی که دسترسی به سقط جنین ایمن را محدود یا ممنوع می‌کنند، رایج است، زیرا اکثر افرادی که به دلیل بارداری ناخواسته نیاز به سقط دارند، به دلیل محدودیت‌ها به سقط ایمن دسترسی ندارند.افراد حاشیه به طور نامتناسبی تحت تأثیر قوانین محدودکننده قرار می‌گیرند، زیرا آنها هیچ ابزاری برای جستجوی خدمات ایمن و قانونی در کشورهای دیگر یا دسترسی به مراقبت‌های خصوصی ندارند. آنها شامل زنان و دختران با درآمد کم، پناهندگان و مهاجران، نوجوانان، دگرباشان و دیگر اقلیت‌ها هستند.سازمان جهانی بهداشت خاطرنشان می‌کند که یکی از اولین گام‌ها برای جلوگیری از مرگ و میر و صدمه به مادران این است که دولت‌ها اطمینان حاصل کنند مردم به آموزش جنسی، روش‌های پیشگیری و سقط ایمن دسترسی داشته باشند.شواهد نشان می‌دهد که نرخ سقط جنین در کشورهایی که دسترسی محدودی به پیشگیری از بارداری وجود دارد، بالاتر است. از آن طرف، نرخ سقط جنین در جایی که افراد، از جمله نوجوانان، در مورد روش‌های مدرن پیشگیری از بارداری آگاهی دارند، کمتر است‌.5- بسیاری از کشورها در حال تغییر قوانین، برای تسهیل دسترسی به سقط جنین ایمن هستند.در طی ۲۵ سال گذشته، بیش از ۵۰ کشور قوانین خود را تغییر داده‌اند تا امکان دسترسی بیشتر به پایان خودخواسته بارداری را فراهم کنند و نقش حیاتی این موضوع را در سلامت زنان و دیگر افرادِ دارای رحم به رسمیت بشناسند.علیرغم گرایش بسیاری کشورها به اصلاح قوانین برای جلوگیری از مرگ و میر و صدمات، برخی کشورها، از جمله نیکاراگوئه و السالوادور، قوانین سختگیرانه و تبعیض‌آمیز علیه حق پایان بارداری را حفظ کرده‌اند.به گفته سازمان جهانی بهداشت، ۴۰٪ از زنان در سنین باروری، در کشورهایی زندگی می‌کنند که پایان بارداری را محدود یا به طور کلی ممنوع می‌سازند.حتی در کشورهایی که حق پایان خودخواسته بارداری را به رسمیت می‌شناسند، افراد باردار می‌توانند با محدودیت‌ها و موانع دیگری روبه‌رو شوند، این موانع می‌تواند هزینه مالی بالا، مشاوره‌های مغرضانه و دوره انتظارهای طولانی و اجباری باشد.6- جرم‌انگاری یا محدود کردن پایان بارداری، پزشکان را از ارائه مراقبت‌های اولیه باز می‌دارد.جرم انگاری و قوانین محدودکننده سقط جنین، ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی را از انجام درست وظایف خود و ارائه بهترین گزینه‌های مراقبتی برای بیماران، باز می دارد. جرم انگاری سقط جنین منجر به &quot;اثر دلسرد کننده&quot; می‌شود، که به موجب آن متخصصان پزشکی ممکن است محدوده قانون را درک نکنند یا ممکن است محدودیت‌ها را به گونه‌ای محدودتر از آنچه قانونا لازم است اعمال کنند. این ممکن است به دلایل متعددی از جمله باورهای شخصی، انگ در مورد پایان بارداری، کلیشه‌های منفی در مورد زنان و دختران، یا ترس از پیامدهای کیفری باشد. جرم انگاری همچنین زنان و دختران را از مراجعه به مراکز بهداشتی برای دریافت مراقبت‌هایی که ممکن است پس از پایان بارداری لازم باشند، باز می‌دارد.کلر مالون، زن جوانی از ایرلند است که قبلاً دو فرزند به دنیا آورده‌است. او روایت دلخراش خود را از محدودیت‌های پایان به بارداری به اشتراک گذاشته است‌‌. کلر دارای تعدادی بیماری پیچیده و تهدید کننده، از جمله آترزی ریوی و فشار خون ریوی است. اگر زنی که مبتلا به فشار خون ریوی است باردار شود، در خطر تشدید بیماری و یا حتی مرگ قرار می‌گیرد. کلر این را می‌دانست، و به همین جهت تصمیم داشت به بارداری خود خاتمه دهد. اما درخواست او توسط پزشکانش رد شد زیرا قانون مانع از انجام این کار بود. او می‌گوید «پزشکانم گفتند که نمی‌توانند این کار را انجام دهند، زیرا زندگی من در حال حاضر در خطر نیست.»7- این فقط زنان و دختران سیس‌جندر نیستند که به حق پایان خودخواسته بارداری نیاز دارند.گروهی از مردان و پسران ترنس‌جندر، گروهی افراد نان‌باینری و دیگران نیز می‌توانند بارداری را تجربه کنند و به حق پایان خودخواسته بارداری نیاز دارند.یکی از مهمترین موانع دسترسی به پایان بارداری برای چنین افرادی، عدم دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی است. علاوه بر این، کسانی که به مراقبت‌های بهداشتی دسترسی دارند، نیز ممکن است در ارائه مراقبت‌های بهداشتی با انگ و دیدگاه‌های مغرضانه روبرو شوند. همچنین این کلیشه وجود دارد که چنین افرادی به اطلاعات و خدمات مربوط به پیشگیری از بارداری و سقط جنین نیازی ندارند.در واقع ۲۸٪ از افراد تر‌نس‌جندر گزارش می‌دهند که در محیط‌های پزشکی با آزار و اذیت مواجه می‌شوند، و ۱۹٪ بخاطر وضعیت تراجنسیتی‌شان به طور کلی از مراقبت‌های پزشکی کنار گذاشته شده‌اند، این ارقام اگر رنگین پوست باشید از این هم شدیدتر می‌شوند.8- جرم انگاری سقط جنین نوعی تبعیض است که انگ اجتماعی را تشدید می‌کند.اولاً، محرومیت از خدمات پزشکی، از جمله خدمات بهداشت باروری که فقط افراد خاصی به آن نیاز دارند، نوعی تبعیض است.ثانیاً، انگ درباره سقط جنین و کلیشه‌های جنسیتی با جرم انگاری سقط جنین و سایر قوانین و سیاست‌های محدودکننده مرتبط است.غیر قانونی و غیر اخلاقی شمردن پایان به بارداری، منجر به انگ زدن به زنان و دختران توسط کارکنان مراقبت‌های بهداشتی، اعضای خانواده و دیگران می‌شود. در نتیجه، زنان و دخترانی که به دنبال پایان بارداری هستند، در معرض تبعیض و آزار قرار می‌گیرند. برخی از زنان گزارش داده‌اند که هنگام جستجوی خدمات پایان بارداری، توسط ارائه دهندگان مراقبت‌های بهداشتی مورد آزار و شرمساری قرار گرفته‌اند.9- دسترسی به پایان خودخواسته بارداری ایمن، درباره حقوق بشر است.بر اساس قوانین بین المللی حقوق بشر، هر کس حق زندگی، حق سلامت، و حق رهایی از خشونت، تبعیض، شکنجه یا رفتار ظالمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز را دارد. قانون حقوق بشر به وضوح بیان می‌کند که تصمیم گیری در مورد بدن شما تنها با شماست، این همان چیزی است که به عنوان خودمختاری بدنی شناخته می‌شود.اجبار شخصی به حفظ بارداری ناخواسته، نقض حقوق انسانی او از جمله حقوق حریم خصوصی و استقلال بدنی است. در بسیاری از شرایط، کسانی که چاره‌ای جز توسل به سقط جنین‌های ناایمن ندارند، در معرض پیگرد قانونی و مجازات، از جمله حبس، قرار می‌گیرند و با رفتارهای ظالمانه و غیرانسانی مواجه می‌شوند.عفو بین‌الملل معتقد است که همه باید آزاد باشند تا از استقلال بدنی خود استفاده کنند و تصمیمات خود را در مورد باروری بگیرند. ضروری است که قوانین مربوط به پایان بارداری به حقوق انسانی افراد باردار احترام بگذارد و از آنها حمایت کند.ترجمه شده از سایت‌های: Amnesty، Nytimes ، Commonwealthfund، Npr</description>
                <category>R F</category>
                <author>R F</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jun 2022 22:28:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سه علت ناآشنا که مردان کمتر پیرامون سلامت روان خود صحبت می‌کنند</title>
                <link>https://virgool.io/@Theboy/%D8%B3%D9%87-%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%85%D8%AA%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-poa5z4xg0urj</link>
                <description>شواهد زیادی وجود دارد که ثابت می‌کند، جمعیت زنان و مردان مبتلا به اختلالات روان برابر است اما در این بین از هر 5 خودکشی، 4 مورد به مردان مربوط است.یافته‌های دیگر نشان می‌دهد که مردان کمتر به سلامت روان خود توجه می‌کنند.در سال‌های اخیر، مطالعات بسیاری پیرامون نقش جامعه در تعیین هنجارهای جنسیتی، تابوهای اجتماعی و زمینه‌های فرهنگی موثر بر سکوت مردان درباره سلامت روان خود مطالعه شده است.اما بسیاری از شما ممکن است ندانید که عوامل دیگری نیز در این امر دخیل هستند.هرچند این عوامل به شدت با جنسیت، جامعه و فرهنگ در ارتباط هستند، اما به تنهایی نیز شایسته توجه هستند.در اینجا سه ​​دلیل کمتر شناخته شده وجود دارد که چرا بسیاری از مردان (حداقل در آمریکا) هنوز با صحبت در مورد سلامت روان خود دست و پنجه نرم می کنند.1. استراتژی های به کار رفته جهت آگاه سازی به خوبی مردان را هدف قرار نداده اند.تحقیقات انجام شده در کمپین سلامت روان Men Therapy نشان می دهد که بیشتر مردان به طنز (مخصوصا شوخ طبعی های جنسی) پاسخ میدهند و به زبان روان درمانگران درباره سلامت روان (بویژه در ابتدای درمان) واکنش  حداقلی نشان می دهند.هنگامی که مردان به اندازه کافی درگیر یادگیری مسائل سلامت روان شوند، اغلب مقاومت بسیار کمتری نسبت به آن پیدا میکنند. بسیاری از کمپین‌های آگاهی‌بخشی این ملاحظات را در نظر نمی‌گیرند، و به محض مشاهده کوچکترین علامتی، مردان را به سوی «بررسی» سلامت روان خود می‌کشند.این امر می تواند باعث شود که مردان به محض آغاز بحث در مورد این مسائل، احساس حماقت یا آسیب پذیری کنند.2. مردان به گونه ای متفاوت درخواست کمک می کنند.مردان زمانی که فرصتی برای عمل متقابل وجود دارد - یعنی زمانی که فرصتی جبران کمک طرف مقابل وجود دارد- با احتمال بسیار بیشتری کمک را می پذیرند. حال آن که آنها، احساس «ضعفی» را که اغلب با درخواست کمک همراه است، پس می‌زنند. همچنین مردان ترجیح می‌دهند تا در صورت امکان، قبل از کمک گرفتن، مشکلات را خودشان حل کنند یا حداقل در این زمینه تلاش کنند. ما میتوانیم به جای اینکه این ویژگی را به عنوان یک مانع تلقی کنیم، به دنبال راه هایی باشیم که نزدیکان، دوستان، پزشکان و دیگران بتوانند از آن برای تشویق راهبردهای خودمراقبتی در مردان استفاده کنند.3. ممکن است که مردان مشکلات سلامت روان را به گونه ای متفاوت بیان کنند و این امر منجر به تشخیص نادرست شود.اگرچه مردان و زنان علائم مشابهی را در برخی از اختلالات روانی تجربه می‌کنند، نحوه تظاهر و بروز این علائم می‌تواند متفاوت باشد.به عنوان مثال، طبق WebMD، زنان اغلب به علائم افسردگی با احساسات قابل تشخیص تری پاسخ می دهند - ممکن است ناامید، غمگین به نظر برسند یا ابراز کنند که احساس بی ارزشی می کنند. اگرچه ممکن است مردان نیز همین نشانه ها را داشته باشند، اما به احتمال زیاد مردان تحریک پذیری بیشتری از خود نشان می دهند - ممکن است با خشم، ناامیدی، تکانشگری یا انواع رفتارهای دیگر که به عنوان افسردگی در نظر گرفته نمی شوند، پاسخ دهند.در واقع، اغلب این صفات با عنوان &quot;رفتارهای شایع مردانه&quot; مورد توجه قرار نمیگیرند.یا اگر مردان افسردگی خود را با افزایش مصرف مواد مخدر یا الکل نشان دهند، اینها موارد به عنوان سورفتارهای عادی مردانه آمریکایی تلقی می شوند!این بی توجهی‌ها می تواند، مجددا باعث شود تا همه ما اطلاعات کمتری در مورد سلامت روان در مردان داشته باشیم.منبع: mhanational</description>
                <category>R F</category>
                <author>R F</author>
                <pubDate>Tue, 28 Jun 2022 19:53:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پدران و معلولیت</title>
                <link>https://virgool.io/@Theboy/%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-im16f5kzwikm</link>
                <description>در سال ۲۰۱۲، شورای ملی معلولیت در آمریکا، گزارشی با عنوان &quot;اطمینان از حقوق والدین معلول و کودکان&quot; منتشر کرد. این گزارش موجب شد که تبعیض‌های ساختاری علیه والدین معلول مورد توجه قرار بگیرد و سیاست‌گذاران و حامیان برای رفع تبعیض‌ها تلاش کنند. از آن زمان مطالعات زیادی در مورد چالش‌هایی که والدین معلول با آن روبه‌رو هستند صورت گرفته‌است.با این حال، اغلب این مطالعات بر مادران معلول تمرکز می‌کنند، و یا به طور کلی پدران و مادران را در شاخه &quot;والدین&quot; قرار می‌دهند. در نتیجه، این مطالعات اغلب از شناسایی تجارب پدران معلول باز می‌مانند. حال پژوهش‌گران موسسه لوری، برای شناسایی تجارب و نیازهای خاص پدران معلول دست به کار شده‌اند.نابرابری‌های سلامتدر سال ۲۰۱۹، سه پژوهشگر از موسسه لوری - مونیکا میترا، جوآن نیکلسون و یون‌ نامکونگ - دریافتند که مردان معلول و دارای فرزند، در مقایسه با مردان معلول بدون فرزند، بیشتر احتمال دارد گزارش کنند که از وضعیت جسمی یا روانی نامناسب رنج می‌برند.آنها همچنین دریافتند که زنان معلول در دوران بارداری و مادری، با تبعیض مواجه هستند، با این حال تفاوت قابل توجهی در نتایج سلامتی میان زنان معلولِ دارای فرزند، و زنان معلول بدون فرزند یافت نشده است. این پژوهشگران می‌گویند : احتمالا از آنجایی که انتظار می‌رود زنان در تربیت فرزندان پیش‌قدم باشند، پدران معلول به اندازه مادران معلول از حمایت برخوردار نباشند که همین موجب می‌شود پدران معلول نتایج ضعیف‌تری در سلامت داشته باشند.آنها همچنین پدران معلول و پدران غیر معلول را مقایسه کردند. پدران معلول بیشتر احتمال داشت که وضعیت ضعیف سلامتی،  پریشانی جسمی و روانی و فقدان خواب کافی را گزارش کنند. آنها همچنین با احتمال بیشتری اخیرا دخانیات مصرف کرده بودند.نیکلسون می‌گوید: با توجه به این نابرابری جنسیتی، بسیار مهم است که نیاز پدران معلول را شناسایی کرده و خدمات مناسبی را برای پاسخ به نیاز آنها اختصاص دهیم.تولد‌های بدون برنامهنتایج ضعیف‌تر در سلامت، تنها مسئله‌ای نیست که والدین معلول با آن روبه‌رو هستند. نامکونگ و میترا دریافتند پدران معلول، دو برابر پدران بدون معلولیت، درگیر فرزندهای ناخواسته می‌شوند. همچنین دریافتند، گرچه ازدواج برای مردان غیر معلول، احتمال ناخواسته بودن فرزند را کاهش می‌دهد، اما ازدواج چنین اثری برای مردان معلول ندارد.پدران دارای معلولیت نیازها و تجربیاتی متفاوت از مادران دارای معلولیت یا پدران غیرمعلول دارند، اما فقدان تحقیق در مورد پدران معلول مانع از آن می‌شود که محققان، ارائه دهندگان خدمات و پزشکان حمایت لازم از پدران معلول را به انجام برسانند. برای رفع این شکاف، محققان باید در مورد مردان معلول، سلامت و چالش‌های بخصوصشان اطلاعات بیشتری کسب کنند. سپس سیاستگذاران و ارائه دهندگان خدمات می‌توانند از این تحقیقات برای حمایت از پدران معلول استفاده کنند.ترجمه شده از : Fatherhood with a Disability: Health and Unmet NeedsReferencesNamkung, E.H., &amp; Mitra, M. (2021). Birth intentions among US fathers with disabilities. Disability and Health Journal, 14(3). https://doi.org/10.1016/j.dhjo.2021.101097Namkung, E. H., Mitra, M., &amp; Nicholson, J. (2019). Do disability, parenthood, and gender matter for health disparities? A US population-based study. Disability and Health Journal.https://doi.org/10.1016/j.dhjo.2019.06.001National Council on Disability. (2012). Rocking the cradle: Ensuring the rights of parents with disabilities and their children. Washington, DC. https://ncd.gov/sites/default/files/Documents/NCD_Parenting_508_0.pdf</description>
                <category>R F</category>
                <author>R F</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jun 2022 12:43:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دربانی مادرانه</title>
                <link>https://virgool.io/@Theboy/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-bfujgdobkaca</link>
                <description>یونانیان باستان عقیده داشتند که پس از مرگ، برای ورود به هادس، می‌بایست از رودخانه استوکس‌ عبور کنند. برای این کار لازم بود که به خارونِ قایق‌ران مزدی بدهند تا آنها را از رود بگذارند. در یونان باستان، خارون دربان جهان زیرمین بود.دربان کسی است که بر یک فرد یا مکان نظارت می‌کند. برای مثال، دربانِ یک ساختمان، دسترسی به ساختمان را کنترل می‌کند و مطمئن می‌شود که فقط افراد مجاز یا قانونی وارد ساختمان شوند. اما دربان همیشه برای محافظت از مردم در برابر تهدیدها یا آسیب‌ها طراحی نشده‌است؛ دادگاه‌ها و ساختمان‌های عمومی تنها مکان‌هایی نیستند که دربان بر عبور و مرور مردم نظارت می‌کند. داستان زیر را بخوانید تا متوجه شوید:آندریا یک شغل تمام وقت داشت، بنابراین شوهر او، رابرت، با پسر کوچکشان در خانه می‌ماند. هر روز، قبل از بیدار شدن رابرت و پسرک، آندریا در خانه می‌گشت و مقدمات روز را تعیین می‌کرد. او فنجان‌ها را با شیر پر کرد. او غذای پسرش را آماده کرد. او اسباب‌بازی‌های خاصی را برای زمان بازی انتخاب می‌کرد و آنها را در مکان‌های خاصی قرار می‌داد. سپس رابرت را از خواب بیدار می‌کرد تا به او بفهماند که شیفتش شروع شده است، سپس به سر کار می‌رفت. او در طول روز تماس می‌گرفت و مطمئن می‌شد که همه چیز طبق برنامه پیش می‌رود، برنامه خودش!آندریا و رابرت افراد واقعی هستند، اگرچه نام واقعی آنها این نیست. آنها به ‌عنوان شرکت‌کننده در مطالعه‌ای[1] که در سال 2012 توسط اورلی هاوزر، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه ویسکانسین انجام شد، حضور داشتند. این تحقیق، پدیده «دربانی مادرانه» را مورد مطالعه قرار داد. دربانی مادرانه، به باورهای برخی مادران در مورد اینکه پدر چقدر باید در زندگی فرزندانش نقش داشته باشد اشاره دارد.اگرچه این اصطلاح به عنوان سلاح مادران برای حذف پدران از زندگی فرزند شناخته می‌شود، اما مسئله بزرگ‌تر از این است. مسئله درباره سلطه است: مادر، وقتی فقط خود را برای تصمیم‌گیری‌های کودک واجد شرایط بداند، به خود اجازه می‌دهد تمام فاکتورهای مربوط به کودک، از جمله پدر را تحت سلطه و کنترل در آورد. در میان 40 زوجی که هاوزر با آنها مصاحبه کرد، آندریا شدیدترین مورد دربانی مادرانه بود. او جزئیات روزهای پسرش با رابرت را از دور مدیریت می‌کرد. نکته اینجاست که چنین شرایطی برای تمام اعضای خانواده مضر است،یک لحظه به استرس آندریا و احساس بی‌قدرتی در رابرت فکر کنید.مفهوم دربانی مادرانه از دهه 1980 در ادبیات علوم اجتماعی مطرح شد. این مفهوم با مطالعه‌ای[2] که در سال 1999 توسط سارا آلن و آلن هاوکینز از دانشگاه بریگام یانگ انجام شد، مورد توجه بیشتری قرار گرفت. ادبیات مربوط به دربانی مادرانه نشان می‌دهد که مادران تا حدی بر سطح ارتباط پدران با بچه‌ها تأثیر می‌گذارند. مطالعه آلن و هاوکینز نشان داد که 21% از مادران در نمونه 622 نفری، رفتارهای دربانی داشتند که ارتباط پدر با بچه‌ها را کنترل و محدود می‌کرد. البته باید متذکر شد که دربانی مادرانه طیفی از رفتار است. رفتارهای خفیف دربانی، گاها در بسیاری از موقعیت‌های والدگری مشترک دیده می‌شود، و موقعیت‌های خیلی شدید و بسیار سمی استثنا هستند.اگر می‌توانستیم بگوییم که تعهد مادر به نقش‌های سنتی، فاکتوری برای پیش‌بینی این رفتار است، مسئله خیلی ساده‌تر می‌بود. اما به نظر می‌رسد که اینطور نیست. مطالعه‌ای[3] در سال 2015 توسط سارا شوپ‌سالیوان نشان داد: این باور که مادران باید مراقبتگر فرزند باشند، علت دربانی مادرانه نیست، بلکه کمالگرایی است که مادران را به چنین رفتاری سوق می‌دهد.به عقیده سارا شوپ‌سالیوان دربانی محصولی است که از طرز فکر پدر و طرز فکر مادر تشکیل شده است. در یک طرف، مادری داریم که معتقد است یک راه درست و یک راه اشتباه برای والدگری وجود دارد، و فقط راه خود اوست که درست است، و در یک طرف پدری داریم که احتمالا تصور می‌کند پدری ایده‌آلی نیست. در این شرایط، وقتی پدر کارها را به روش خودش انجام می‌دهد، مادر برای کنترل کردن یا حذف او تلاش می‌کند. این موضوع باعث می‌شود که پدر احساسات گوناگونی تجربه کند، پدر ممکن است احساس ناراحتی کند، او شاید کمی حس رهایی از مسئولیت داشته باشد، و یا به شایستگی و توانایی‌های خودش مشکوک شود. در نهایت پدر ممکن است احساس کند که در این خصوص قدرت کمی دارد و مادر بهتر می‌داند چه چیزی باید چگونه باشد. در این شرایط پدر ممکن است به سلطه مادر تن دهد.دربانی مادرانه صرفا مربوط به رابطه زن و مرد با فرزندانشان نمی‌شود. جامعه‌ای که به زنان القا می‌کند مراقبت‌گران بهتری هستند، جامعه‌ای که زنان را شدیدا با توجه به توانایی مراقبتگری آنها قضاوت می‌کند، جامعه‌ای که به مردان می‌گوید نقش مهمی در پدرانگی ندارند، همه اینها دست در دست هم می‌دهند تا دربانی مادرانه شکل گیرد.باید علیه دربانی والدین مبارزه کرد. تعداد فزاینده‌ای از شواهد نشان می‌دهند که بچه‌ها وقتی با پدر رابطه‌ای سالم داشته باشند، تقریباً در تمام جنبه‌های زندگی بهتر عمل می‌کنند. گرچه دربانی عمدتا توسط مادران صورت می‌گیرد، اما یک رفتار آموختنی است و نه ذاتی. و هر فردی با هر جنسی می‌تواند مرتکبش شود.البته برای رهایی از این شرایط امکان پذیر است. مادرانی که رفتارهای دربانی دارند، اغلب از رفتار خود ناآگاهند. مادران ممکن است از این طریق احساس سلطه، کنترل و قدرت بدست بیاورند، اما باید توجه کنند که هزینه و ضرر بیشتری پرداخت می‌کنند. تحقیقات نشان می‌دهند والدینی که رفتار دربانی را در پیش می‌گیرند، نسبت به والدینی که با یکدیگر همکاری می‌کنند، سطوح بالاتری از اضطراب و افسردگی را تجربه می‌کنند و رابطه عاشقانه ضعیف‌تری دارند.دانیل پولمن، استاد علوم خانواده در دانشگاه ایندیانای پنسیلوانیا، می‌گوید: همین که به سادگی این مشکل را شناسایی کنید، و درباره‌اش حرف بزنید، می‌تواند بسیار کمک کننده باشد. در مواردی که نتیجه حاصل نمی‌شود می‌توانید از خانواده درمانی بهره ببرید.References:[1] Hauser, O. (2012). Pushing Daddy Away? A Qualitative Study of Maternal Gatekeeping. Qualitative Sociology Review. https://doi.org/10.18778/1733-8077.8.1.03[2] Allen, S. M., &amp;amp; Hawkins, A. J. (1999). Maternal Gatekeeping: Mothers’ Beliefs and Behaviors That Inhibit Greater Father Involvement in Family Work. Journal of Marriage and Family, 61(1), 199–212. https://doi.org/10.2307/353894[3] Schoppe-Sullivan, S. J., Altenburger, L. E., Lee, M. A., Bower, D. J., &amp;amp; Kamp Dush, C. M. (2015). Who are the Gatekeepers? Predictors of Maternal Gatekeeping. Parenting, science and practice, 15(3), 166–186. https://doi.org/10.1080/15295192.2015.1053321</description>
                <category>R F</category>
                <author>R F</author>
                <pubDate>Thu, 23 Jun 2022 13:00:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخچه روز جهانی پدر</title>
                <link>https://virgool.io/@Theboy/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-phm9bjqp7plb</link>
                <description>نوزدهم ماه ژوئن روز جهانی پدر است. این روز ممکن است با هدیه‌ها و کارت‌های تبریک و شوخی‌های پدرانه همراه باشد، اما تاریخچه‌ای مملو از تراژدی دارد. این روز به تلاش‌های خستگی ناپذیر دو زن برمی‌گردد که می‌خواستند فداکاری پدرانشان را گرامی بدارند.در 6 دسامبر 1907، یک انفجار مهیب در معادن شرکت زغال سنگ فیرمونت، 365 معدنچی که بیشترشان مهاجر بودند را کشت. این فاجعه که همچنان بزرگترین فاجعه معدنی در تاریخ آمریکاست، باعث شد بیش از 1000 کودک، پدر خود را از دست بدهند.خانم گریس گلدن کلیتون پیشنهاد کرد که شهر باید که روزی را برای بزرگداشت پدران اختصاص دهد. او که پدرش را در سال 1896 از دست داده بود، با خانواده‌هایی که در پی این فاجعه عزادار شدند، همدردی عمیقی می‌کرد.کلیتون در مصاحبه با یک روزنامه محلی بیان کرد: &quot;انفجار مرا به این فکر انداخت که پدرها چقدر مهم و دوست داشتنی هستند. همه آن بچه‌های تنها و همسران و مادران دل شکسته در چند دقیقه یتیم و بیوه شدند. آه، چه غم انگیز و ترسناک است که در چنین زمانه‌ای، پدر و شوهری نداشته باشی.&quot;مراسم روز پدر در 5 ژوئیه 1908 برگزار شد، زیرا نزدیک به تولد پدر کلایتون بود. اما این روز چندان مورد استقبال واقع نشد. دلایل مختلفی وجود دارد که چرا روز پدر در فیرمونت جذابیت چندانی پیدا نکرد، از جمله نزدیکی آن به چهارم ژوئیه و مرگ لوسی بیلینگلی بود که دختر خانواده‌ای سرشناس در شهر بود.نقش برجسته فیرمونت در تاریخ تجلیل از پدران توسط هالمارک به رسمیت شناخته شده است و در فیلم همه چیز درباره تعطیلات آمریکا نیز مورد توجه قرار گرفت، اما تلاش‌های یک زن دیگر بود که موجب شد روز پدر به طور ملی در آمریکا به رسمیت شناخته شود.سونورا داد در 19 ژوئن 1910 روزی را برای بزرگداشت پدران در اسپوکن ترتیب داد. او و پنج برادرش توسط پدری مجرد بزرگ شده بودند و سونورا می خواست نقش پدرش را محترم شمرده و قدردانی نماید. او درخواست داد تا اعلامیه‌های رسمی برای روز پدر منتشر کنند و اینگونه بود که روز پدر در سراسر کشور مطرح شد.منبع: Fatherlyمطالبی برای مطالعه به مناسبت روز پدر:پدران را در سیاست‌ و نگر‌ش‌ها ارج دهیمتاثیر سلامت مادران و پدران بر سلامت عاطفی و رفتاری کودکانوالدگری مشترک و تقسیم برابر کارهاچرا پدران در رسانه‌ اینقدر دست‌و‌پاچلفتی نشان داده می‌شوند؟افسردگی پس از زایمان در پدرانتقویت پیوند پدران و پسراننقش پدران در توسعه مهارت‌های ادبی فرزند</description>
                <category>R F</category>
                <author>R F</author>
                <pubDate>Fri, 17 Jun 2022 21:42:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرگ‌های ناامیدی</title>
                <link>https://virgool.io/@Theboy/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%DB%8C-uap1gya8unpt</link>
                <description>مرگ به علت خودکشی، اوردوز مواد مخدر و نارسایی کبدی به واسطه مصرف الکل، در سی سال گذشته، در بسیاری از کشورها روند افزایشی شدیدی داشته‌ است. این مرگ‌ها به طور کلی با عنوان &quot;مرگ‌های ناامیدی&quot; شناخته می‌شوند. اگر دقیق‌تر شویم می‌بینیم که روند افزایشیِ این مرگ‌ها، عمدتا مربوط به طبقات فرودست جامعه است؛ و از آن‌ جایی که چنین مرگ‌هایی اغلب، مردان کارگر را نشانه می‌گیرند، می‌بایست مورد توجه حوزه مردان نیز باشد.کتاب &quot;مرگ‌های ناامیدی و آینده‌ کپستالیسم&quot; به روند افزایشی این سه مرگ در جمعیت سفیدپوستان میانسال آمریکایی می‌پردازد. نکته اینجاست که این روند افزایشی مربوط به سفیدپوستانی می‌شوند که تحصیلاتشان زیر مدرک لیسانس است. از آن‌ طرف سفیدپوستان دارای مدرک لیسانس و بالاتر، تقریبا هیچ روند افزایشی را طی نکرده‌اند و تا حد زیادی از مرگ‌های ناامیدی در امان بوده‌اند.اما آیا چیز معجزه آسایی در لیسانس هست؟در آمریکا از سال ۱۹۷۰، مدرک تحصیلی مورد نیاز برای داشتن درامد طبقه متوسط بالا رفت؛ مردانی که تحصیلات پایین‌تر از دبیرستان داشتند، دچار بیشترین افت درامد شدند (۶۶٪). اما کاهش درامد برای مردانی با تحصیلات دانشگاهی بسیار کمتر بود (۱۲٪).Change in Male Earnings, 1969–2009. Source: “Trends: Reduced Earnings for Men in America,” The Milken Institute Reviewاعتقاد بر این است که این مرگ‌ها ناشی از فشارهای اقتصادی بی‌سابقه، بدتر شدن فرصت‌های بازار کار، شکست در ساختارهای حمایت اجتماعی، و اساساً از دست دادن چیزهایی است که به زندگی معنا می‌بخشند.همانطور که گفته شد این مرگ‌ها مختص به آمریکا نیست. برای مثال یک مطالعه، ۱۵ علل مرگ مردان اسکاتلندی ۱۵ تا ۴۴ ساله را از سال ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۸ بررسی کرده است‌. علل مرگ این گروه سنی از مردان، عموما &quot;خارجی&quot; است. مانند تصادفات، اوردوز مواد مخدر، خودکشی، الکلیسم و قتل‌.Mortality rate (with 95% CI) among men aged 15–44 by internal and external causes, 1980–2018از سال ۱۹۸۰، مرگ‌های مرتبط با مصرف مواد مخدر، از ۱.۲ به ۴۴.۹ مرگ به ازای ۱۰۰۰۰۰ نفر، افزایش پیدا کرده است و از مرگ‌های ناشی از خودکشی، در مردان ۱۵ تا ۴۴ ساله پیشی گرفته است. Mortality rate (with 95% CI) among men aged 15–44 by external causes and two leading internal causes, 1980–2018منابع:Allik, M., Brown, D., Dundas, R. et al. Deaths of despair: cause-specific mortality and socioeconomic inequalities in cause-specific mortality among young men in Scotland 2020.Anne Case, Angus Deaton. Deaths of Despair and the Future of Capitalism</description>
                <category>R F</category>
                <author>R F</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jun 2022 15:05:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>واریکوسل چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Theboy/%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%B3%D9%84-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-dn1ksajtda72</link>
                <description>واریکوسل حالتی است که در آن سیاهرگ‌ها در داخل کیسه بیضه شما بزرگ می‌شوند. واریکوسل همانند ابتلا به واریس در پای شماست. از هر صد مرد، ده تا پانزده نفر مبتلا به واریکوسل هستند.واریکوسل در دوران بلوغ ایجاد می‌شود. رگ‌های واریسی می توانند بزرگ‌تر شوند و ممکن است در طول زمان بیشتر متوجه آنها شوید. واریکوسل بیشتر در سمت چپ کیسه بیضه دیده می شود. دلیل این امر، ناهمسانی موجود در آناتومی دستگاه تناسلی مردانه می‌باشد. واریکوسل می‌تواند در هر دو طرف به طور همزمان وجود داشته باشد، اما این مورد نادر است.اغلب اوقات، واریکوسل هیچ مشکلی ایجاد نمی‌کند و بی ضرر است. واریکوسل در موارد کمی میتواند باعث درد، مشکلات در باروری و یا کوچک شدن یک بیضه شود.به طور معمول چه اتفاقی می افتد؟دستگاه تناسلی مردانه اسپرم‌ها را ساخته، ذخیره و حرکت می‌دهد. اسپرم ها و هورمون تستوسترون در بیضه ها ساخته می شوند. اسپرم در حین حرکت از طریق یک لوله مارپیچ (اپیدیدیم) در پشت هر بیضه بالغ می شود.اسپرم از هر اپیدیدیم با استفاده از لولهای به نام وازودفران به پروستات می‌رود. هنگامی که شما انزال انجام می‌دهید، مایع منی با اسپرم در پروستات مخلوط می‌شود و منی تشکیل می‌شود. مایع منی از مجرای ادرار عبور می‌کند و از انتهای آلت تناسلی شما خارج می‌شود.طناب اسپرماتیک مجرای دفران و شریان بیضه را نگه می‌دارد که خون را به بیضه می‌رساند. همچنین شبکه pampiniform، گروهی از سیاهرگ‌ها را در خود جای داده است که خون را از بیضه‌ها تخلیه می‌کند. بیضه‌ها برای تولید، بلوغ و عملکرد بهینه به درجه حرارتی خاصی نیاز دارند که کمتر از حرارت بدن ما باشد. گرمای بدن در کیسه بیضه حدود پنج درجه کمتر از گرمای شکم یا لگن است. مورد دوم به دلیل وجود شبکه پامپینی فرم است که به عنوان یک مبدل حرارتی خلاف جریان عمل می‌کند و خون را در شریان بیضه قبل از ورود به بیضه خنک می‌کند. این مورد به حفظ حرارت مورد نیاز برای تولید اسپرم با کیفیت کمک می‌کند. هنگامی که این وریدها بزرگ می‌شوند، گرم شدن بیش از حد بیضه ها می‌تواند تولید و عملکرد اسپرم ها را کاهش دهد که منجر به پتانسیل باروری پایین‌تر می شود.علائماکثر مردان مبتلا به واریکوسل هیچ علامتی ندارند. اما واریکوسل به دلایل زیادی نگران کننده است. در برخی موارد ممکن است باعث ناباروری و کندی رشد بیضه چپ در دوران بلوغ شوند. واریکوسل ممکن است علت مشکلات باروری در حدود چهل درصد مردانی باشد که برای اولین فرزند خود مشکل دارند.عللدلایل زیادی برای واریکوسل ارائه شده است. دریچه‌های موجود در رگ ها ممکن است به خوبی کار نکنند (یا ممکن است از بین رفته باشند). اگر جریان خون کند باشد، ممکن است خون در وریدها جمع شود. همچنین، وریدهای بزرگتر که از بیضه به سمت قلب حرکت می‌کنند، در سمت چپ و راست به طور متفاوتی به هم متصل می‌شوند. بنابراین فشار بیشتری برای انتقال خون از سمت چپ به قلب نیاز است. اگر خون به سمت عقب جریان یابد یا در رگ ها جمع شود، می‌تواند باعث تورم آنها شود که اغلب دردناک است.تشخیصواریکوسل از طریق خودآزمایی کیسه بیضه یا در طی معاینه معمولی توسط پزشک پیدا می‌شود. آنها به دلیل ظاهر و احساسشان به عنوان یک کیسه پر از کرم توصیف شده‌اند.اورولوژیست ها اغلب با ایستادن بیمار واریکوسل را بررسی می‌کنند. ممکن است از شما خواسته شود یک نفس عمیق بکشید، آن را نگه دارید و در حالی که اورولوژیست شما کیسه بیضه را در بالای بیضه احساس می‌کند، آن را پایین بیاورید. این تکنیک به &quot;مانور والسالوا&quot; معروف است که به اورولوژیست اجازه می دهد تا وریدهای بزرگ شده را پیدا کند.اورولوژیست ممکن است آزمایش سونوگرافی کیسه بیضه را تجویز کند. علائم واریکوسل در سونوگرافی بصورت وریدهایی پهن‌تر از 3 میلی متر هستند. سونوگرافی همچنین می‌تواند اندازه بیضه‌ها را نشان دهد. این شواهد در تصمیم گیری برای نحوه درمان نوجوانان مفید هستند. اگر مشکلی در طول معاینه فیزیکی احساس نشود، نیازی به سونوگرافی نیست.درمان معمولا نیازی به درمان واریکوسل نیست، درمان برای مردانی که دارای موارد زیر هستند ارائه می‌شود:مشکلات باروری دردبیضه چپ کندتر از بیضه راست رشد می‌کندنتایج غیر طبیعی در آنالیز منیهیچ دارویی برای درمان یا پیشگیری از واریکوسل وجود ندارد. اما داروهای مسکن (مانند استامینوفن یا ایبوپروفن) ممکن است به کاهش درد کمک کنند. در صورت نیاز، جراحی راه اصلی درمان است. آمبولیزاسیون (انسداد مختصر وریدها) نیز یک گزینه درمانی غیر جراحی است.عمل جراحيروش های زیادی برای انجام جراحی واریکوسل وجود دارد. همه آنها شامل مسدود کردن جریان خون در وریدهای شبکه پامپینی فرم هستند.جراحی تحت بیهوشی عمومی انجام می‌شود. دو روش جراحی که بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند عبارتند از:واریکوسلکتومی میکروسکوپی: در این روش جراح یک برش 1 سانتی متری بالای کیسه بیضه ایجاد می کند. با استفاده از میکروسکوپ، جراح تمام وریدهای کوچک را می‌بندد و از مجرای دفران، شریان‌های بیضه و تخلیه لنفاوی محافظت می‌کند. انجام این عمل 2 تا 3 ساعت طول می کشد و بیمار در همان روز به منزل ترخیص می‌شود.واریکوسلکتومی لاپاراسکوپی: با این روش، جراح لوله های نازکی را در شکم وارد می‌کند و بستن ورید را انجام می‌دهد. از آنجایی که وریدهای کمتری برای بستن در شکم وجود دارد، این روش کوتاه‌تر است و تقریباً 30 تا 40 دقیقه طول می‌کشد. بیمار در همان روز به منزل مرخص می‌شود.نتایج جراحیاز آنجایی که جراحان از بریدگی‌های کوچک‌ از طریق عضله برای جراحی استفاده می‌کنند، زمان بهبود و درد تقریباً در جراحی میکروسکوپی و لاپاراسکوپی یکسان است. مشکلات بعد از هر دو جراحی نادر است. برخی از مشکلات عبارتند از:باقی ماندن واریکوسل (تداوم) یا بازگشت (عود)تشکیل مایع در اطراف بیضه (هیدروسل)آسیب به شریان بیضهاحتمال کمی وجود دارد که جراحی مشکل را برطرف نکند. در موارد نادر، آسیب به شریان بیضه می تواند منجر به از دست دادن بیضه شود. تداوم یا عود واریکوسل در کمتر از یک نفر از هر ده بیمار که تحت عمل جراحی قرار می‌گیرند اتفاق می افتد. جراحی میکروسکوپی کمترین میزان ماندگاری یا احتمال بازگشت واریکوسل را دارد. بیشتر اوقات، بیماران پس از 1 هفته با کمی درد به فعالیت های عادی باز می‌گردند.آمبولیزاسیون از راه پوستآمبولیزاسیون توسط رادیولوژیست‌ها انجام می‌شود. تزریق ماده حاجب از طریق یک لوله با هدایت اشعه ایکس برای مشاهده منبع مشکل استفاده می‌شود. هدف این است که تمام سیاهرگ های منتهی به واریکوسل پیدا شوند. کویل‌ها، پلاگ‌ها با یا بدون اسکلروزانت، برای مسدود کردن جریان خون استفاده می‌شود. این امر با بی‌حسی موضعی یا با آرامبخشی سبک از طریق سوراخ بسیار کوچک در کشاله انجام می‌شود. این روش اغلب 45 دقیقه تا یک ساعت طول می کشد. برخی از مشکلات عبارتند از:باقی ماندن واریکوسل (تداوم) یا بازگشت (عود)سیم پیچ از جایی که قرار داده شده حرکت می کنداحتمال عفونت در جایی که لوله قرار داده شده استبعد از درمانبهبودی پس از جراحی سریع  و درد اغلب خفیف است. شما باید به مدت 10 تا 14 روز از ورزش خودداری کنید. شما اغلب می توانید 5 تا 7 روز پس از جراحی به سر کار خود بازگردید. شما همچنین نیازمند چکاپ منظم با اورولوژیست خود هستید. برای جراحی که برای مشکلات باروری انجام می‌شود، تجزیه و تحلیل مایع منی سه تا چهار ماه بعد انجام می‌شود.بهبودی پس از آمبولیزاسیون نیز نسبتاً کوتاه است و درد خفیفی دارد. شما باید 7 تا 10 روز پس از عمل از ورزش خودداری کنید. اغلب می‌توانید یک تا دو روز بعد به سر کار بازگردید. میزان عود با آمبولیزاسیون برابر با جراحی است. اما مواردی وجود دارد که آمبولیزاسیون بر جراحی ارجحیت دارد.تاثیر ترمیم واریکوسل بر باروری مشخص نیست. برخی از مطالعات نشان می‌دهند که باروری پس از درمان واریکوسل بهبود می‌یابد، در حالی که مطالعات دیگر اینطور نیستند. کیفیت مایع منی در حدود 6 مرد از هر 10 مرد نابارور، پس از ترمیم واریکوسل بهبود می‌یابد. این درمان باید در کنار سایر گزینه های درمانی باروری مورد توجه قرار گیرد.در نوجوانان، که دلیل اصلی جراحی رشد آهسته بیضه است، ممکن است رشد مجدد رخ دهد یا رخ ندهد.سوالات متداولاگر تصمیم بگیرم که تحت درمان قرار نگیرم چه اتفاقی می افتد؟اکثر مردان مبتلا به واریکوسل مشکلی نخواهند داشت. از هر پنج مرد مبتلا به واریکوسل، یک نفر در فرزندآوری با مشکل مواجه خواهد شد. تجزیه و تحلیل مایع منی بعد از 16 سالگی برای تعیین اینکه آیا نیاز به درمان واریکوسل است یا خیر توصیه می‌شود. اگر تجزیه و تحلیل مایع منی طبیعی باشد، توصیه می‌شود که هر 2 تا 3 سال یک بار آنالیز اسپرم را تکرار کنید زیرا با گذشت زمان ممکن است کیفیت اسپرم کاهش یابد. مشکلات باروری ممکن است سال‌ها بعد ظاهر شوند.پسر نوجوان من به واریکوسل مبتلا شد. آیا این باید رفع شود؟درمان نوجوانان در هر کیس تفاوت دارد. صحبت در مورد انتخاب‌های درمانی با یک متخصص اورولوژیست یا اورولوژیست اطفال بسیار ارزشمند است. درمان واریکوسل در نوجوانان ممکن است انتخاب خوبی باشد اگر: درد وجود داشته باشد، اگر یک بیضه بسیار کوچکتر از دیگری باشد، یا اینکه نوجوان در سن 16 سالگی تجزیه و تحلیل مایع منی غیرطبیعی داشته باشد. برخی در هر شرایطی، درمان را انتخاب می‌کنند تا در آینده نگران مشکلات باروری نباشند.من هیچ علامتی ندارم، اما آرزوی بچه دار شدن دارم. آیا باید واریکوسل خود را درمان کنم؟به عنوان یک قاعده، واریکوسل بدون علامت ترمیم نمی‌شود. اکثر ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی معتقد نیستند که این واریکوسل ها در صورت عدم درمان باعث ایجاد مشکلات سلامتی می‌شوند. اگر نگرانی در مورد باروری وجود دارد، می توان آنالیز مایع منی را انجام داد تا ببینید آیا واریکوسل به کیفیت اسپرم آسیب می رساند یا خیر.من با واریکوسل درد دارم برای کاهش درد چه کنم؟حمایت از کیسه بیضه با بند یا لباس زیر شلواری می‌تواند به درد واریکوسل کمک کند. خوابیدن به پشت به تخلیه واریکوسل کمک می کند و اغلب درد را کاهش می دهد. مصرف داروهای مسکن (مانند استامینوفن و ایبوپروفن) نیز ممکن است کمک کننده باشد. همچنین می توانید با اورولوژیست خود در مورد درمان واریکوسل صحبت کنید.من به دلایل باروری به درمان واریکوسل فکر می‌کنم. چه مدت باید منتظر بمانم تا ببینم کیفیت مایع منی من بهبود می یابد یا خیر؟تجزیه و تحلیل مایع منی اغلب سه تا چهار ماه پس از عمل انجام می‌شود. کیفیت مایع منی اغلب در عرض شش ماه بهبود می‌یابد، اما ممکن است تا یک سال نیز طول بکشد.منبع: UrologyHealth</description>
                <category>R F</category>
                <author>R F</author>
                <pubDate>Fri, 10 Jun 2022 18:06:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مروری مختصر بر الهیات فمینیستی</title>
                <link>https://virgool.io/@Theboy/%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-xpkvlrlecs5h</link>
                <description>الهیات فمینیستی در ابتدا واکنش در قبال برخورد تبعیض آمیز الهیات سنتی مسیحی نسبت به زنان بود و سپس علاوه بر عناصر انتقادی، عناصر ساختاری و ایجابی نیز به آن افزوده شد. [یعنی در سال‌های اولیه، ساختارهای موجود را نقد می‌کرد و سپس جایگزین‌هایی نیز برای این ساختار‌ها ارائه کرد]. بنابراین در اینجا سعی می‌کنم ابتدا تاریخچه‌ای مختصر از الهیات فمینیستی ارائه کنم و سپس جایگزین‌های فمینیستی برای الهیات سنتی را شرح دهم‌. تاریخچه‌ای کوتاه از الهیات فمینیستی معاصردر سال ۱۹۶۰، والری سیوینگ¹ مقاله‌ای با عنوان &quot;بشر: چشم‌اندازی زنانه&quot; را منتشر کرد که آغازگر الهیات فمینیستی بود. این مقاله سوالاتی منتقدانه راجع به اثر رینهولد نایبر² مطرح ساخت. نایبر در اثر خود &quot;سرشت و سرنوشت انسان&quot; تکبر را به عنوان بزرگ‌ترین گناه شناخت. سوینگ اظهار داشت که شاید تکبر، گناهی مربوط به مردان باشد و چه بسا در تجربه‌ی زنان، کمبود و ضعف و فقدان تکبر بزرگ‌ترین گناه باشد زیرا سد راه شخصی زنان می‌شود. هشت سال بعد، مری دالی³ کتاب مهمِ &quot;کلیسا و جنس دوم&quot; را منتشر نمود. در حاشیه بودنِ زنان در الهیات مردانه و مردسالارانه بودنِ ارزش‌ها، اصول الهیات فمینیستی را در سال‌های اولیه تشکیل می‌داد. این الهیات عمدتا انتقادی بود و ذاتی بودن جنسیت را نقد می‌کرد.اما الهیات فمینیستی، با کتاب &quot;فراسوی خدای&quot; نوشته‌ی مری دالی، به تفکری ساختاری حرکت کرد. در اندیشه‌ی دالی، خدای سنتی به مفهوم هستی مطلق رد شد و مفهوم خدا به عنوان فعل مطرح شد. در دیدگاه او، انسانیت با اندیشه مردسالاری به انحراف کشیده شده و کمال انسانی بدون جدایی از مردسالاری ممکن نیست. دالی نخستین گناه را توانِ به استثمار کشیده شده‌ی زنان می‌داند. در اندیشه‌ی او، رستگاری به این وسیله حاصل می‌شود که زنان نیروی خود را بازیابند و ارزش‌های زنانه را جایگزین ارزش‌های مردانه کنند.دو الهی‌دان مهم فمینیست دیگر نیز، رزماری رادفور روتر⁴ و لتی راسل⁵ بودند. به عقیده‌ی روتر، زمین همانند زن تحت سلطه‌ی مردان در می‌آید و از آن بهره‌کشی می‌شود. در اندیشه‌ی راسل، مشارکت نقش مهمی دارد، بدان معنا که مردان و زنان می‌بایست کلیسای مردسالارانه را به جامعه‌ای برای رستگاری نوین بدل نمایند.ربکا چاپ⁶ و الیزابت جانسون⁷ از دیگر ایده‌پردازان مهم هستند. در نظر ربکا چاپ، استعاره‌ی «پدر» برای خدا، تصویر کاملی از خدا ارائه نمی‌دهد و نمی‌تواند آزادی مظلوم را تضمین کند.لازم به ذکر است که الهیات فمینیستی از تنوع برخوردار است. و ما با الهیات زنانه⁸، الهیات میوجریستا⁹، الهیات زنان آسیایی و الهیات الهی‌ای¹⁰ رو به رو هستیم.در ادامه به عناصر ساختاری الهیات فمینیستی می‌پردازیم. به طور خلاصه، در الهیات فمینیستی: ۱- جسد و حلول به جای تعالی و تجرد خدا می‌نشنید. ۲- وجودِ ربطی جای وجود مستقل را می‌گیرد. ۳- تغییر جایگزین ثبات می‌شود. ۴- آزادی‌بخشی به جای رستگاری هدف قرار می‌گیرد. ۵- معادشناسی جای خود را به محیط شناسی می‌دهد.۱- جنبه‌ تجسد و حلول، به جای جنبه‌ تعالی و تجرد خدادر الهیات سنتی مسیحی، عقیده بر هردوی این مقولات وجود دارد اما بر جنبه‌ی تعالی و تجرد خدا تاکید بیشتری می‌ورزد. در الهیات فمینیستی، این ارزش‌گذاری برعکس می‌شود و گاهی نیز مقوله‌ی تعالی به طور کلی حذف می‌شود. برای مثال کارتر هیوارد¹¹ در کتابش با عنوان &quot;رستگاری الهی&quot; تنها تجسد را می‌پذیرد‌؛ از دیدگاه او، خدا کاملا فطری و درونی است و به عنوان قدرت روابط بین اشخاص تعریف می‌شود. از آن طرف، مری دلی تعادل میان مفهوم تعالی و تجسد را حفظ می‌کند. ۲- ربط (وجود ربطی) به جای جوهر (وجود مستقل)در الهیات سنتی مسیحی، جوهر (خدا) برای موجود شدن، به جز خود به چیز دیگری نیاز ندارد، اما در الهیات فمینیستی مفهوم جوهر مستقل، یعنی وجودی که بدون ارتباط موحود باشد، به کلی رد می‌شود. در این دیدگاه، وجود داشتن، همان در ربط واقع شدن است.۳- تغییر به جای ثباتدر الهیات سنتی، ثبات را به خداوند و تغییر را به جهان نسبت می‌دهند. این الهیات، کمال را به ثبات مربوط می‌سازد اما در الهیات فمینیستی، کمال حالتی پویاست که برای بروز دادن خود دائما نیازمند تغییر است.۴- آزادی‌بخشی به جای رستگاریدر الهیات فمینیستی، از بکارگیری مفهوم رستگاری پرهیز می‌شود و به جای آن، از آزادی‌بخشی استفاده می‌کنند.۵- محیط شناسی به جای معادشناسیعلایق فمینیست‌ها بر سعادت همین جهان متمرکز می‌شود‌. روتر در کتاب &quot;گایا الهه زمین و خدا&quot; دغدغه‌های زیست محیطی فمینیستی را با معادشناسی مسیحی مقایسه می‌کند. همچنین فمینیسم با اقتباس از معاد مسیحی درباره‌ی پایان جهان صحبت می‌کند، اما نه پایانی به دست خدا، بلکه پایانی به علت زوال بشر.1. Valerie Saiving2. Reinhold Neibuhr3. Mary Daly4. Rosemary Radford Ruether5. Letty Russell6. Rebecca Chopp7. Elizabeth Johnson8. Womanist theology9. Mujerista theology10. Goddess theology11. Carter Heyword</description>
                <category>R F</category>
                <author>R F</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jun 2022 23:36:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کودکان کار</title>
                <link>https://virgool.io/@Theboy/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-yk9nkfbnhwgb</link>
                <description>آمار دقیقی در رابطه با تعداد کودکان کار وجود ندارد.کار کودکان می‌تواند با صدمات جسمانی، روانی و یا مرگ همراه شود.تمامی مطالعات نشان می‌دهد که کودکان کار بیشتر مورد تجاوز و سواستفاده جنسی قرار می‌گیرند.آمارها نشان می‌دهد که نزدیک نیمی از این کودکان هرگز فرصت رفتن به مدرسه را پیدا نمی‌کنند.[i]نیمی از کودکان کار در شرایط خطرناک و آسیب زا مشغول به کار هستند.جمعیت زیادی از کودکان کار در بخش خصوصی مشغول به کار هستند.آمارها نشان می‌دهد که بخش خصوصی، علاقه ای به ایجاد شرایط ایمن و پرداخت دستمزد عادلانه به کودکان کار ندارد.[ii]کودکان کار در جامعه وجود دارند چون:مردم حضور آنها را پذیرفته و مشتاقانه به دنبال محصول ارزان قیمت هستند.دولت ها به آموزش رایگان، در دسترس و اجباری پایبند نبوده اند.کارفرما به دنبال نیروی کار ارزان و سود حداکثری است.شش توصیه‌ی رفتاری برای عموم در مواجهه با کودکان کار:۱ـ کودکان کار را نادیده نگیریم. نگاه نکردن و جواب ندادن به آنها، عین نادیده گرفتن است که می‌تواند موجب آسیب‌های فردی و اجتماعی جبران‌ناپذیری شود.۲ـ‌ اگر تصمیم گرفتیم از کودکان خرید نکنیم، می‌توانیم در پاسخ به تقاضای آن‌ها برای خرید کالا، مودبانه بگوییم «نه ممنون» و اگر لازم بود، جوابمان را چند بار تکرار کنیم. به کار بردن خشونت کلامی و رفتاری در این زمینه، نقض حقوق کودک است.۳ـ این تفکر که همه‌ی کودکان کار برای فرد دیگری کار می‌کنند یا باند هستند در بیشتر موارد، اشتباه است. اغلب کودکان کار، نان‌آوران کوچک خانواده‌هایشان هستند. برای کار و تلاش آن‌ها احترام قائل شویم و از بیان این جمله که «شما باند هستید.» در مقابل کودکان پرهیز کنیم.۴ـ در صورت مشاهده‌ی کودکانی که در معرض آسیب جدی جانی هستند، به سرعت مراتب را به اورژانس اجتماعی (با شماره تماس 123) و یا سازمان‌های مردم‌نهاد فعال در این زمینه گزارش دهیم.۵ـ پول دادن بی‌دلیل یا پرداخت مبالغ بالا در ازای کالایی که کودک می‌فروشد، در درازمدت تاثیر منفی بر شخصیت کودکان گذاشته و باعث تشویق روحی کودک به کارهای کاذب (حتی در آینده) می‌شود. لذا در صورت تمایل به خرید، با کودکان مانند یک فروشنده مواجه شویم و از رفتارهای ترحم‌آمیز افراطی پرهیز کنیم.۶ـ در مقابل خشونت یا بی‌احترامی دیگران به کودکان کار، سکوت نکنیم. حداقل اقدام در این زمینه، تذکر کلامی به افراد و نیز حمایت از کودک در معرض خشونت است.کودکان کار وجود دارند چون ما به اندازه کافی خوب عمل نکردیم![i] https://ec.europa.eu/international-partnerships/stories/child-labour-keeping-millions-children-out-school_en[ii] https://stopchildlabour.org/about-child-labour/</description>
                <category>R F</category>
                <author>R F</author>
                <pubDate>Fri, 20 May 2022 09:06:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روایت مردان از ختنه</title>
                <link>https://virgool.io/@Theboy/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%AA%D9%86%D9%87-l1utnvothpsf</link>
                <description>در اینجا نقل‌هایی از کتاب آلمانی &quot;فاش شده&quot; نوشته‌ی کلمنس برگنر را بازگو می‌کنیم. در این کتاب، افراد از پیامدهای منفی ختنه و عواقبی که آنها را از نظر جسمی، روحی و جنسی تحت تاثیر قرار داده است می‌گویند. این نقل‌ها از زبان افراد ساکن آلمان است که در سنین مختلف به دلایل سنتی، پزشکی یا زیبایی ختنه شده‌اند.روایت یکم: می‌خوام تاکید کنم که با ظاهر بدنم مشکلی ندارم و همینطوری که هست میپذیرمش. اونموقع هم آگاه بودم که ختنه یه تغییر فیزیکی ایجاد میکنه. اما این واقعیت که این تغییر می‌تونه چنین تأثیری رو حساسیت جنسی بذاره یا حداقل در مورد من واقعاً تأثیر داشته باشه، ازم پنهان مونده بود و امروز هم توسط پزشکان، متخصصان اورولوژی و درمانگران یا تکذیب میشه، یا مورد توجه قرار نمیگیره و یا به یه موضوع روانی تقلیل داده میشه. من در بدنی زندانی شدم که حساسیت جنسی‌ش به حداقل رسیده و احتمالاً باید تا آخر عمر باهاش زندگی کنم.روایت دوم: در دوران بلوغ من اغلب نعوظ دردناکی داشتم چون پوست خیلی کشیده شده بود. همچنین اکثر اوقات در اثر خودارضایی دچار درد و خراش‌ میشدم. مشکل اینه که الان هم باید موقع خودارضایی خیلی محکم عمل کنم وگرنه نمیتونم به ارگاسم برسم.روایت سوم: وقتی دوستام درباره خودارضایی حرف میزدن، انگار داشتن به یه زبان خارجی صحبت می‌کردن. من از روش و تعداد بارهایی که این کار رو انجام می دادن شگفت زده می‌شدم. برای من مثل بقیه نبود. همیشه به آمادگی قبلی نیاز داشتم. مثلن هربار یه چیزی مثل لوبریکانت لازم داشتم وگرنه راحت نمیشد اینکارو بکنم. دفعات اول مثل دوستام انجامش دادم ولی نتیجه‌ش خراش‌های دردناک بود.روایت چهارم: بلوغ من نسبتا دیر شروع شد، حدود ۱۴سالگی. اون زمان، من بیشتر از احساسات مثبت مثل لذت، احساسات منفی مثل درد و اصطکاک ناخوشایند رو با آلت تناسلی خودم مرتبط می‌کردم. تو مدرسه، پسرای دیگه اغلب در مورد خودارضایی با آب و تاب صحبت می‌کردن، پس منم امتحانش کردم ولی خیلی خوب پیش نمی‌رفت، چون دیگه پیش‌پوستی برای حرکت وجود نداشت. بالاخره با تکنیک خاصی تونستم انجامش بدم، اما احساس میکردم این کار بیشتر یه تلاشه تا لذت. به ندرت و بدون اشتیاق خودارضایی می کردم. آدم برانگیخته‌س و راست میکنه، اما در عین حال این ترس رو داره که نتونه به ارگاسم برسه. این ترس تو ۱۶-۱۷ سالگی شروع شد، زمانی که بیشتر اوقات جواب نمیداد و بعداً به رابطه جنسی با زنان منتقل شد.روایت پنجم: اولین تجربیات من با خودارضایی دردناک بود و با موفقیت کم. من میدونستم که به عنوان یه پسر باید پیش‌پوست رو به جلو وعقب کشید اما از اونجایی که من پیش‌پوست نداشتم، باید آزمون‌ و خطا می‌کردم. اول سعی کردم باقی‌مونده‌ی پوست رو روی سر آلت بکشم، اما در حالت نعوظ حتا نتونستم شروع به اینکار کنم پس انگشتام رو مستقیم روی کلاهک آلتم مالیدم. چیزی احساس کردم، اما یه احساس ناراحت‌کننده بود که به مرور زمان دردناک شد. بعد سعی کردم دستم رو تو پارچه بپیچم و با اون بمالم، اما خیلی زود بعد از زخم شدنش متوقف شدم. وقتی فهمیدم که به روان‌کننده نیاز دارم، اوضاع خیلی بهتر شد. با گذشت زمان متوجه شدم که کجاها هنوز حساسیت کافی وجود داره تا بتونم فقط روی اون مناطق تمرکز کنم و به بزاق زیادی نیاز نداشته باشم. با این تکنیک، خودارضایی رضایت‌بخش شد. اما تا امروز احساس می کنم که فقدان پیش‌پوست از چند جهت محدودیته.روایت ششم: من از ۱۲سالگی به روش تقریبن طبیعی خودارضایی کردم، با بقایای پیش‌پوستم. اونموقع هیچ مشکلی ندیدم وعادی بود. ولی تو دوران بلوغ و چند سال بعد، ختنه یه مشکل روانی برای من بود، چیزی که مردانگی من رو نقض میکرد، یه حمله و مداخله‌ای که بدون رضایت من انجام شده بود و ظاهرن بی هیچ منطقی.بعد از اولین رابطه جنسی چیزی فهمیدم که برای مدت طولانی باور نمیکردم: آمیزش جنسی فرسنگها با اون چیزی که می تونستم از طریق خودارضایی ماهرانه و خلاقانه به خودم بدم فاصله داشت! به نظرم ختنه یه چیز موذیانه‌ای داره. چون مردها در حین رابطه جنسی حس کمی دارن، به جای لذت بردن، دیوانه‌وار به سمت ارگاسم خودشون تلاش می‌کنن، جای اینکه خودانگیختگی، آهستگی، نزدیکی و همه چیزهای زیبای با هم بودن رو تجربه کنن. بدتر اینه که خودشون هیچ ایده‌ای نداشته باشن که مشکل از کجاست. همینطوری رابطه‌ها خراب میشن.روایت هفتم: یادم میاد خیلی نامطمئن بودم و تا مدت‌ها نمی‌خواستم با زن‌ها صمیمی شم، چون می‌ترسیدم به خاطر ختنه‌م طرد شم یا درموردش سوال‌جواب شم. خوشبختانه، شرکای جنسی‌م بیشتر از آلتم به شخصیتم توجه داشتن یا اینکه بهش بی‌تفاوت بودن. یه بار یکی از پارتنرام آلت ختنه شدم رو با لقب &quot;تمیز&quot; تمجید کرد، اما من بهش توضیح دادم که هر آلت تناسلی که شسته میشه تمیزه. بهش گفتم که چرا از وضعیت فعلی راضی نیستم و این وضعیت چه ضررهایی داره. زود اینو درک کرد و الان مخالف سرسخت هر نوع ختنه‌ی اندام تناسلیه.روایت هشتم: وقتی کاندوم می‌ذارم، میتونم کلا از سکس صرف‌نظر کنم چون تفریبن هیچی حس نمیکنم. در نتیجه، ریسک‌پذیرتر شدم، و تا وقتی که زن اصرار به کاندوم نداشته باشه، مخالفتی با استفاده نکردن از کاندوم ندارم. اتفاقاً همون زنی که متوجه شد من چیزی رو حس نمیکنم بهم گفت اینکه با کاندوم چیزی احساس نمیکنم یه چیز ذهنیه. که فقط میتونم جواب بدم آره این فقط تو سرمه که پیش‌پوست‌م قطع شده و حساسیت و مکانیک آلتم محدود شده! حتی شده که بدون کاندوم هم چیزی حس نکردم.روایت نهم: زمانی که رابطه جنسی دهانی دارم، جز اینکه یکم گرما حس میکنم چیزی نمیفهمم. هربار چندین دیقه طول میکشه تا حس خوب ایجاد شه. حالا به همسرم یاد دادم که کجاها هنوز حساس‌تر هستم، تا رو اون قسمت‌ها تمرکز کنه. با این حال، مرز بین لذت و اذیت تو این قسمت‌ها خیلی باریکه، واسه همین هی باید متوقفش کنم. اگه همه چیز درست پیش بره، به ارگاسم میرسم، اما این اتفاق تا الان خیلی نادر بوده.پ.ن: روایت‌ها توسط یک کاربر توییتری ترجمه شده‌است، از ایشان متشکریم.Source: Ent-hüllt! Die Beschneidung von Jungen - Nur ein kleiner Schnitt?</description>
                <category>R F</category>
                <author>R F</author>
                <pubDate>Fri, 20 May 2022 09:00:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایجاد و حفظ رفاقت مردانه</title>
                <link>https://virgool.io/@Theboy/%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%AD%D9%81%D8%B8-%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%82%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-p9tszc8q1wtr</link>
                <description>چند وقت پیش مقاله‌ای در مورد تاریخچه و ماهیت دوستی‌های مردانه منتشر کردیم و توضیح دادیم چگونه صمیمیت و اتحاد از روابط مردانه حذف شدند. در اینجا می‌خواهیم درباره‌ی ایجاد و حفظ رفاقت‌های مردانه صحبت کنیم، زیرا می‌دانیم بسیاری از ما در این خصوص با مشکلات زیادی رو به هستیم، برای مثال هنگامی که از دانشگاه خارج می‌شوید، و به خصوص اگر ازدواج یا مهاجرت کنید، پیدا کردن دوستان جدید و حفظ پیوند با دوستان قدیمی خود بسیار سخت می‌شود. بنابراین در اینجا سعی می‌کنیم راهکارهایی به شما معرفی کنیم.چگونه تعدادی رفیق جدید پیدا کنیمبه یک انجمن بپیوندید. بخشی از مشکلاتی که مردان امروزی برای یافتن دوستان جدید با آن روبرو هستند، ماهیت منزوی زندگی اجتماعی آنهاست. پیوستن به یک انجمن احتمالاً بهترین راه برای ایجاد یک حلقه اجتماعی جدید برای خود است.برخی از مردان می‌گویند که مایلند به یک انجمن بپیوندند، اما به سادگی وقتش را ندارند. ولی در واقع مشکل کمبود زمان نیست، بلکه نحوه استفاده از آن است. فهرستی از آنچه واقعاً وقت خود را صرف آن می‌کنید، تهیه کنید. ممکن است بگویید که آن زمان را با خانواده خود می‌گذرانید، اما چند ساعت  شامل تماشای تلویزیون یا گشت و گذار در اینترنت می‌شود؟ با سازماندهی کارآمد، زمانی برای عضویت در یک انجمن اختصاص دهید. شک نکنید که داشتن حلقه‌های حمایت مردانه، نه تنها به سود خودتان است، بلکه از شما پدر، همسر و ... بهتری نیز می‌سازد.ایده‌هایی برای عضویت در انجمن‌هاانجمن‌های برادری: این انجمن‌ها فقط مختص پدربزرگ‌هایتان نیستند. آنها می‌توانند خشنودی عمیق و رفاقت‌های رضایت بخش مردانه را به زندگی شما بیاورند. انجمن‌های برادری مجرای مناسبی برای ایجاد دوستی هستند زیرا همه عناصر مورد نیاز برای پیوند برادرانه را فراهم می‌کنند: آرمان‌های مشترک، احساس مسئولیت، و تمرکز بر خدمات.لیگ‌های ورزشی: اگر عاشق ورزش هستید، به جای اینکه آخر هفته خود را به تنهایی با تماشای آن‌ها در تلویزیون بگذرانید، به یک لیگ درون مدرسه‌ای بپیوندید و دوباره به زمین مسابقه بازگردید. شهر شما مطمئناً دارای باشگاه‌هایی است که برای رقابت‌های مردانه قدیمی با هم ملاقات می‌کنند و می‌توانید با دوستان جدیدی آشنا شوید. در صورت عدم دسترسی به این امکانات، باز هم حداقل می‌توانید رویدادهای ورزشی را با یکدیگر تماشا کنید.باشگاه‌های کتابخوانی: تصور نکنید کتابخوانی کاری زنانه است، زیرا نمونه‌های مردانه‌ی آن فراوان است. به عنوان مثال، بنجامین فرانکلین، گروهی به نام جونتو را راه اندازی کرد که در آن مردان به شدت درباره کتاب ها بحث می‌کردند. صحبت در مورد ایده‌ها و مضامین کتاب‌های عالی به سرعت به شما امکان می‌دهد افکار و فلسفه‌های دیگر افراد را بشناسید. بسیاری از کتابخانه‌ها کلوپ‌های کتاب مختص مردان را ارائه می‌دهند که کتاب‌هایی را که مردان دوست دارند می‌خوانند. اگر کتابخانه شما این کار را نمی‌کند، چرا خودتان یکی را راه اندازی نمی‌کنید؟راه های دیگر برای پیدا کردن دوستان جدیدمحل کار: احتمالا زمان زیادی را در محل کار با مردم می‌گذرانید. و احتمالاً چند مرد در محل کار شما هستند می‌توانید با آن‌ها رفقای خوبی شوید. به جای اینکه آن‌ها را در دسته &quot;آشنایان محل کار&quot; نگه دارید، آن‌ها را به دوستان تبدیل کنید. بعد از کار برای یک نوشیدنی بیرون بروید. آنها را برای تماشای بازی روز شنبه به خانه خود دعوت کنید. اگر متاهل هستید با او و همسرش برای شام بیرون بروید. اگر در مدرسه یا دانشگاه هستید نیز این مورد صدق می‌کند. از پیدا کردن یک دوست «مدرسه ای» نترسید.با همسایگان خود ملاقات کنید: در جامعه امروزی، اکثر مردم در لاک خود هستند. شما می‌توانید 10 سال در یک محله زندگی کنید و ندانید همسایگان شما چه کسانی هستند. خیلی غم انگیز است اما بهترین رفیق آینده شما ممکن است درست در کنارتان زندگی کند. پس غریبه نباش، برو بیرون و با همسایه هایت ملاقات کن. یک راه عالی برای ملاقات با همسایگان، یک مهمانی یا شرکت در رویدادهای محله است.حفظ روابطوقتی دوستانی پیدا کردید، چه آشنایان تازه باشند و چه رفقای قدیمی کلاس اول، باید برای زنده نگه داشتن پیوندها تلاش کنید. در قرن نوزدهم، مردان دوستی خود را حول پیوندهای عاطفی شدید ایجاد می‌کردند اما این روزها پسرها تمایل دارند دوستی خود را بر فعالیت‌ها متمرکز کنند. در اینجا چند ایده‌ی فعالیت‌محور برای حفظ ارتباط با رفقایتان آورده شده است.یک هدف مشترک تعیین کنید. مردان زمانی که با هم برای رسیدن به یک هدف مشترک کار می‌کنند، زمانی که تبدیل به یک گروه از برادران می‌شوند، بیشترین پیوند را تجربه می‌کنند. پس با دوست یا گروهی از دوستانتان هدفی را برای دستیابی تعیین کنید. برای دویدن یا شرکت در مسابقاتی دیگر، ترک سیگار و ... با یکدیگر تصمیم‌گیری کنید. شما و دوستتان می‌توانید به حفظ صداقت یکدیگر کمک کنید. مطمئن شوید که یک سیستم برای اطمینان از پاسخگویی راه اندازی کرده‌اید. برای مثال، اگر برای یک مسابقه تمرین می‌کنید، این قانون را در نظر بگیرید که باید هر روز زمان‌های دویدن خود را به یکدیگر اطلاع دهید. چه در یک شهر زندگی کنید و چه در سراسر کشور، ایجاد یک هدف متقابل شما را وادار می‌کند که در تماس باشید و تماس منظم داشته باشید، و در عین حال به یکدیگر کمک کنید تا مردانی بهتر و قوی‌تر باشید.رقابت دوستانه ایجاد کنید. رقابت در زندگی می‌تواند افراد را از هم جدا کند اما یک رقابت دوستانه بین مردان می‌تواند آنها را دور هم جمع کند. یک رقابت با دوستان خود ایجاد کنید و یک شرط بندی دوستانه تعیین کنید. چیزی که برای بازنده کمی شرم آور است همیشه سرگرم کننده است و گروه را با انگیزه نگه می دارد. این می‌تواند چیزی بی‌اهمیت مانند مسابقه ریش‌گذاری یا چیزی جدی مانند پرهیز از پورن یا نوشیدن الکل باشد. رقابت به شما اطمینان می‌دهد که مرتباً یکدیگر را چک می‌کنید و چیزی برای صحبت کردن دارید (حتی اگر صحبت کردن در مورد زباله باشد).به یک Mancation بروید. این کلمه، ترکیبی از دو کلمه‌ی مرد (man) و تفریح (vacation) است. و به معنای تفریحاتی تماما مردانه و بر اساس سلایق مردان است. ممکن است گاهی اوقات نیاز داشته باشید که از زندگی عادی خود خارج شوید و زمانی را صرف ایجاد ارتباط مجدد با دوستان خود کنید. تفریحات مردانه، مناسبتی برای پیوند مردانه خالص و بدون وقفه است. این می‌تواند به کوتاهی یک آخر هفته یا به مدت یک هفته باشد. مقصد می‌تواند هر جایی باشد، شاید شما فضای باز و آتش خروشان را محیطی ایده آل برای تجدید روابط دوستانه خود بدانید. کلید تفریحات مرداته این است که آنها را به یک سنت تغییر ناپذیر تبدیل کنیم. زمانی را تعیین کنید و آن را به یک اتفاق سالانه تبدیل کنید. حال تفریحات مردانه غیر قابل مذاکره‌اند. رویدادهای دیگرتان را طبق آن برنامه ریزی کنید.شب نشینی‌ها: شب نشینی‌های مردانه را از یاد نبرید که در کنار یکدیگر پوکر بازی می‌کنید.هر رابطه‌ای، از جمله دوستی مردان، برای بقا نیاز به ارتباط دارد. حفظ ارتباط حتی بدون صحبت زیاد، می‌تواند مفید و کافی باشد. اما اگر به مناطق مختلف نقل مکان کنید، باید تلاش کنید تا در تماس باشید. بچه ها معمولاً از صحبت کردن با تلفن لذت نمی‌برند و ما معمولاً ایمیل نویسان بزرگی هم نیستیم. اما یک سنت دیرینه و قرن‌ها قدیمی وجود دارد که دوستان انسان را در تمام طول عمر در ارتباط نگه داشته است: نامه‌نویسی.منبع: Art Of Manliness</description>
                <category>R F</category>
                <author>R F</author>
                <pubDate>Tue, 10 May 2022 13:35:23 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>