<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Themohammad</link>
        <description>انقلاب اسلامی ادامه راه 72 شهید کربلاست.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:51:04</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/302989/avatar/C2yJnO.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد</title>
            <link>https://virgool.io/@Themohammad</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فتنه جدید! اما بر سر چه چیزی؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@Themohammad/mahsaamini-w6ztnyobcww2</link>
                <description>به نام حضرت دوستسلام و عرض ادب خدمت همه مخاطبین عزیز بنده که میخوانند این نیمچه کلام گستاخانه ما رو :)اول در مورد موضوع بحث! دختری به نام مهسا امینی در مقر گشت ارشاد یا حالا مقر توجیه و آموزش حجاب که اسم ساختمانش وزراست به علت بیماری از دنیا می رود! چند سوال ساده آیا اگر مهسا در خانه فوت میشد کسی جمهوری اسلامی را مقصر می دانست؟ اصلا برای این جماعت مهم بود که مهسا امینی نامی در جایی از این مملکت دار فانی را وداع گفته؟ قطعا خیر! ولی شما او را در مکان و موقعیتی استرس زا قرار داده اید که موجب عود کردن بیماری یا حالا هر چیز دیگری شود و در ساختمان وزرا از دنیا برود. این مسئله مسئله کمی نیست و مقصر بودن گشت ارشاد را اثبات میکند!حالا بیایید اندکی تخصصی باز کنیم این مسئله را!اولا مهسا امینی بر اساس چه خطکشی دستگیر شده و به سمت محل آموزش و توجیه برده شده(قطعا بر خلاف میلش)؟ خب در قانون ما حدود حجاب مشخص نشده و مشخص نیست که قانون گذار وقتی از حجاب صحبت میکند در مورد کدام حجاب و چه نوع حجابی حرف میزند! یعنی من نوعی نمیدانم که باید چادری باشم حتما یا نه پوشیده بودن کافی است و یا اصلا هر نوع پوشش دیگری. قانون ما نگفته بی حجاب،بدحجاب و با حجاب کیست و برای بدحجابی هم عنوان مجرمانه در نظر نگرفته است.قانون باید صریح باشد و زمانی که این قانون مبهم است یعنی دست مجری برای تفسیر و برداشت و اجرا باز است یعنی به سلیقه مجری بر میگردد و طبق قانون هم به او ایرادی نمیتوان وارد کرد.پس ضعف در قانونگذاری باعث این شکاف و باعث این وضعیت شده است. یعنی به این دلیل که حدود حجاب مشخص نیست برخورد ها سلیقه محور و بر اساس (حال میکنم با این ولش کن بره یا حال نمیکنم باهاش بگیریدش) جلو می رود که خود زمینه ظلم را ایجاد میکند. بماند که چه بسا مهسا امینی هایی که شاید فوت نکرده باشند اما ضربه های روحی و جسمی سنگینی خورده اند و صدایشان به جایی نرسیده و رسانه ای نداشته اند یا آنقدر دلباخته این نظام و انقلاب بوده اند که منتشر نکرده اند و با درد خود ساخته اند. این قانون باید اصلاح شود! اگر اصلاح نشود همین آش است و همین کاسه. اما حالا اندکی بالاتر برویم! این قانون گشت ارشاد و حجاب توسط چه کسانی تصویب شد و چگونه در تمام این سال ها به همین شکل ناقص و پر از ضعف به مسیرش ادامه داد؟ چرا اصلاح نشد؟در مورد اینکه چرا اصلاح نشد صحبتی ندارم چون که آقایان خوششان نمی آید و پاس میدهند اما در مورد شروع قضیه که دولت آقای خاتمی و رفسنجانی بود و دولت آقایان (پونز کار) بوده باید بگویم که گویا از همان زمان بذر چنین روزی کاشته شده است. گویی یک مین را از دو دهه پیش در ایران کار گذاشتند و این مین توسط هیچ سوپر حزب اللهی که به مجلس راه یافت خنثی نشد تا به اینجا کشیده شود! این مسئله اندکی با لجبازی حضرات هم مرتبط است.دشمن هم که گویی از اول روی این مسئله زوم کرد و مطالبه هنجارشکنانه انجام داد تا این مسئله یک مسئله حیثیتی شود و جمهوری اسلامی اگر هم بخواهد اقدامی برای اصلاح آن انجام دهد عقب نشینی در مقابل ضد انقلاب به نظر بیاید...دشمن ما را خوب میشناسد و جمهوری اسلامی هم در اصلاح و تصحیح مشکلات اراده چندانی را نشان نداد خصوصا در مورد این مسئله!در مورد گشت ارشاد و نیرو های در خدمتش هم صحبت زیاد است که بعضا خودشان کلاس لازم اند و سواد رسانه ندارند و اصلا نفس غیرشرعی و غیراخلاقی و ضد فرهنگ گشت ارشاد هم جای صحبت بسیار است که مفصل بعد از پایان این وضعیت مینویسم.اما راهکار را چه میبینم؟ اصلاح قانون آن هم با مطالبه درست و قانونی و به دور از خشونت نه به این شکل و بوسیله هنجار شکنی!اما برسیم به اتفاقات اخیر. خیلی صریح عرض کنم که ما با افرادی طرفیم که قریب به 80 درصدشان بچه هستند و جوگیر! یعنی حداقل تحلیل ممکن برای آمدن به خیابان را هم ندارند و صرفا بر اساس جوی که دوستان و آشنایان و فضای مجازی برایشان ایجاد کرده است به خیابان ها آمده و هیجان خود را در قالب خشونت بروز میدهند که به نظر حقیر باید عبرتی بشوند برای خام های دیگر تا قبل از هر کاری فکر کنند! باید نقره داغ شوند تا یاد بگیرند و بدانند که این مسئله برایشان هزینه دارد و دفعه بعد با قدری تأمل بیشتر تصمیم بگیرند!اما در مورد آن 20 درصد که عامل کشور های بیگانه هستند و اصلا آموزش دیده اند برای چنین روز هایی این افراد را باید بدون هیچ رحمی و بدون هیچ رأفتی اعدام کرد. این افراد فارغ از خیانتشان و فارغ از خسارتی که زده اند و باز هم فارغ از خون هایی که مستقیم و یا غیرمستقیم از هر دو طرف ریخته اند؛ بخاطر پوشش خود قرار دادن آن جمعیت جوان و خام 80 درصدی باید اعدام شوند تا عبرتی شوند برای هر کسی که بخواهد مردم ما را به این شکل علیه هم کند و خون جوانان ما را بازیچه دیاثت و بی وطنی خود کند!نکته پایانی این مسئله و این اغتشاشات: بر خلاف پوشش شیک و قشنگ و صورتی که دارد که نام زیبای آزادی را بر پیشانی خود گذاشته است،خواب های شومی برای تمامیت ارضی و همچنین یکپارچگی این مرز و بوم دیده است.این به اصطلاح ما فتنه و به اصطلاح خودشان اعتراضات،تحت کنترل آن 80 درصد جوان خام با آرزو های قشنگ نیست بلکه آن 20 درصد هستند که مدیریت این اغتشاشات را به عهده دارند!هر کس برای وطن ما خواب بد دیده است پاسخش را خواهد دید. پاسخی که بعید میدانم روی تعریف کردنش را هم داشته باشند. منتظر بمانید اخبار قشنگ تر از بمباران مراکز کموله و پژاک را خواهید شنید :)ممنونم که شنیدید صحبت های این حقیر کمترین را.</description>
                <category>محمد</category>
                <author>محمد</author>
                <pubDate>Sun, 25 Sep 2022 02:11:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا باید نگران روسیه باشیم؟!</title>
                <link>https://virgool.io/Edalatalavi/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-a0dum9fjwzd5</link>
                <description>مقدمهاز قدیم الایام منطقه قفقاز متعلق به ایران و جزو سرزمین های همزبان و هم نژاد ما بوده است. اما در تاریخ که نگاه کنیم از اواخر دوران صفویه ما شاهد تعرض و دست اندازی دولت فخیمه روسیه تزاری به این مناطق بودیم و حتی زمان جنگ جهانی همین روسیه کشور ما را اشغال کردند و آن هولوکاست ایرانی اتفاق افتاد و نصف جمعیت ایران به دست این جماعت و به علت قحطی ای که این جماعت به راه انداختند به همراه انگلستان از دنیا رفتند و جمعیت امروز ما هم تحت تأثیر آن جنایت بوده و هست!اما نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که حتی قبل از اقدام عملی کشور های اروپایی برای تجزیه ایران ما شاهد اقدام عملی و نظامی روسیه برای تکه تکه کردن ایران هستیم! این مسائل و خیلی مسائل دیگری که خوانندگان این یادداشت آن را بهتر از حقیر میدانند باعث می شود تا با این زمینه تاریخی من مسائل امروز جهان را هم به سهم خودم تحلیل کنم و نظرم را خدمت شما اعلام کنم.جنگ اوکرایندر اینکه زلنسکی و سایر سیاستمداران اوکراین کشور اوکراین را به سمت جنگ بردند شکی نیست اما مسئله ای که طبق حقوق بین الملل باید مطرح شود این است که تجاوزی به تمامیت ارضی کشور اوکراین انجام شده چه در زمینه به رسمیت شناختن جمهوی های خود خوانده مرزی کشور اوکراین چه در زمینه حمله نظامی کشور روسیه به اوکراین.نکته ای که حائز اهمیت است در این مسئله این است که آیا ما قبول میکنیم که رفراندومی در مناطق مرزی ما انجام شود و از مردم نظرسنجی شود در مورد استقلال استانشان یا خیر؟ طبیعتا خیر و هر کشوری هم که این مسئله را درباره کشور ما مورد تایید قرار دهد؛ ما آن کشور را متجاوز میدانیم و با آن کشور برخورد خواهیم کرد!تا اینجای کار می شود نتیجه گرفت که احتمالا دلیل حمله به اوکراین باید بیشتر از حمایت از چند موجودیت خودخوانده باشد همانگونه که خود دولت روسیه هم چندین بار اعلام کرد دلایل حمله به اوکراین بیش از آنکه برای حمایت باشد برای این است که دولتی در آنجا مورد تایید روسیه نیست و به نحوی حاکمیت و آقایی مردم اوکراین را زیر سوال برد!پس جماعت انقلابی را چه شده است که از این مسئله حمایت میکنند؟ مسئله ای که انقلابیون از آن حمایت میکنند تجاوز به تمامیت ارضی اوکراین نیست بلکه به خاک مالیده شدن پوزه ی غرب و اروپایی‌ها توسط روسیه است.بسیار مورد پسند ما ایرانیان است که امریکایی که دشمنی کرده، سردار ما را شهید کرده، امنیت ما را مورد هدف قرار داده و با تحریم های اقتصادی در حال شکستن کمر ملت ایران است به این شکل غیر قابل اعتماد بودنش به دنیا اثبات شود!اما باید احتیاط کرد چرا که روسیه در قرن 21 در مورد اینکه حاکمیتی برای کشور همسایه اش قائل نیست صحبت میکند! خطر این صحبت را اگر تاریخ خوانده باشید می فهمید. این صحبت ها بوی کشور گشایی میدهد این صحبت ها بوی جنگ علیه همسایگان می دهد این صحبت ها بوی یادآوری تاریخ میدهد. تاریخی که پر از جنگ و خون و دو جنگ جهانی و وجود افرادی مثل هیتلر است،لزوما نباید فاشیست و نازی باشند تا احساس خطر بشود همینکه صحبت ها و عمل امثال هیتلر را انجام دهند باید در مورد آن ها احساس خطر شود!اعمال روسیه در مورد تحریم های ایران و تعارض منافع در آیندهدر مورد تحریم های ایران،روسیه و چین تا حد زیادی با تحریم ها همراهی کردند و در خیلی زمینه ها من جمله همان ماجرای S_300 معروف گرفته تا خیلی مسائل دیگر نفتی با چین ما شاهد همراهی این دو عضو شورای امنیت با تحریم ها بودیم و همچنین در شورای امنیت سازمان ملل از زمان تحویل پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت حدود 6 قطعنامه علیه ما به تصویب رسید بدون وتو شدن توسط این دو قدرت که با ما تا حدی در میدان(به قول ظریف) همراه بوده اند.این ها در کنار هم به همراه تصویب اخیر یک قطعنامه علیه دولت انصارالله یمن و همچنین اختلافات میدانی که با روسیه در مناطق مختلف سوریه داریم باعث می شود که به این نتیجه برسم که این دو کشور ایران را قوی میخواهند ولی بدون ادعا های منطقه ای. یعنی ایرانی را می خواهند که در مرز های خودش قوی ولی در خارج از مرز هایش کشوری باشد مثل پاکستان که توانایی ادعای منطقه ای ندارد و نخواهد داشت!در مورد ادعاهای منطقه ای منظور این است که کشوری بیاید و ادعا بکند کشور های منطقه باید با من متحد شوند تا بتوانیم مناسبات و مبادلات تجاری و اقتصادی خود را تقویت کرده و منطقه ای اقتصادی ، نظامی و سیاسی مختص خودمان را داشته باشیم. پاکستان هیچوقت توان همچین ادعایی را نخواهد داشت اما ایران به دنبال اینچنین مسائلی بوده و هست. این صحبت ها در صورت محقق شدن در آینده ای شاید نزدیک می تواند منافع ما و جبهه به اصطلاح تاریخ دوستان، شرق را در تعارض با هم قرار دهد!مؤلفه های قدرت آینده جهان در دسترس کشور هایی است که در منطقه خاورمیانه صحبتی برای گفتن دارند و تسلطی نسبی بر این منطقه دارند. اگر ایران به دنبال ابرقدرت شدن و به دنبال سری میان سر های جهان شدن باشد نیاز است که منطقه خاورمیانه را داشته باشد همانطور که کشور های روسیه و چین به این مسئله نیاز دارند. پس اگر می گوییم امریکا رو به افول است و این گزاره را قبول کنیم که هژمونی امریکا رو به پایان است باید منتظر تغییر معادلات و تغییر مصداق کلمه استکبار در منطقه باشیم.این صحبت ها به این خاطر نبود که دشمن تراشی کنیم و دوستی که موقتا با ما در مقابله با غرب هم مسیر است را به دشمن تبدیل کنیم. این صحبت ها ناظر به این است که این نگرانی را در جبهه به اصطلاح انقلاب و جریان وفادار به انقلاب 57 ایجاد کنیم که باید احتیاط کرد و حتی فردا هم برای کمترشدن همین وابستگی اندک به روسیه چه از نظر اقتصادی چه از نظر نظامی دیر است و باید هر چه زودتر فکری کنیم برای دنیای پسا امریکا و خود را برای نفوذ و تحقیر و تحریم توسط هر ابرقدرت اقتصادی دیگری واکسینه کنیم!28 اسفند 1400</description>
                <category>محمد</category>
                <author>محمد</author>
                <pubDate>Sat, 19 Mar 2022 03:53:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وحدت آری یا خیر!</title>
                <link>https://virgool.io/@Themohammad/%D9%88%D8%AD%D8%AF%D8%AA-%D8%A2%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%AE%DB%8C%D8%B1-q1jpj6rapbl1</link>
                <description>اسکرین از سوال مطرح شده!بله وحدت چیز بسیار خوبیست! حضرت محمد و قرآن آمدند که رحمت للعالمین باشند نه رحمت للمسلمین! ما هم نخواستیم اصل وحدت را زیر سوال ببریم! اما چند نکته که حائز اهمیت است باید بررسی شود. یک آنکه ما در عرصه بین الملل با جریانی رو به روییم که اگر بخواهیم وجهه دینی به آن بدهیم به دنبال مسلط کردن انسان به زمین است! به دنبال آن است که همه مردم بتوانند خوب و خوش و خرم زندگی کنند هر کس دین خود را داشته باشد و آن را نشر و تبلیغ کند و هر کس مطابق میلش زندگی کند و قوانین هر منطقه را متناسب با اراده مردم آن منطقه وضع کنند. این موضوع با دین ما هم منافاتی ندارد و اسلام هم با قاعده گذاری عرایض بنده این موضوع را قبول دارد و به دنبال همین موضوع است. اما چه می شود که سردمدار این جریان یعنی امریکا و غرب از دید امام خمینی ما می شوند شیطان بزرگ؟ زیرا این وحدتی که این ها می خواهند شکل دهند با شعار رنگ آمیزی شده و در عمل قرار نیست این شعار ها عملی شود و همه قرار است بشنود کارخانه و عمله برای کسی که محله های بالا شهر واشنگتن مینشیند!این موضوع نشان می دهد که علاوه بر آنکه وحدت چیز خوبیست اما در مورد موضوع و مصداق هم رفتار اسلام و مسلمین و ولی فقیه متفاوت است! یعنی چه؟ یعنی اگر قرار است روی کسی وحدت شود نمی شود با استکبار داخلی وحدت کرد. اگر وحدت خوب است چرا با اصلاح طلبانی که رادیکال نشده اند وحدت نمیکنید؟ چرا شورای ائتلاف نه؟ چرا فلانی نه؟ زیرا شاید این احزاب را کثیف تر از آن میدانید که زیر بار وحدت با این افراد بروید!عرض بنده این است که اگر قرار به وحدت است نمی شود با کسانی که ثابت کرده اند که در صورت قدرت گرفتن باند راه می اندازند و اساس جمهوریت یعنی حکومت اکثریت بر اساس فضیلت را زیر سوال می برند و قرار است حکومت را بصورت باندی و حزبی نه بر اساس فضیلت و تخصص اداره کنند، وحدت کرد. این افراد کسانی هستند که برایشان خون بعضی ها از خون دیگران رنگین تر است در حکومتی که حزبی اداره شود و هر حزب نه منافع کشور بلکه منافع حزب خودش را در اولویت کارش قرار دهد موضوع &quot;وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ...&quot; را هم زیر سوال خواهند برد و اگر تو شخص نخبه و شایسته ای باشی که توانایی تصدی پست و مقامی را داشته باشی بر اساس فضیلت با تو برخورد نخواهد شد بلکه بر اساس باند و جناح سیاسی تو با تو رفتار می شود!ما با این مسائل مخالفیم! اینکه یک عده در داخل کشور شعار وحدت بدهند اما در عمل وحدتی باشد برای تقسیم کشور بین احزاب متحد! و یک عده هم پادو تلاش می کنند که این وحدت شکل بگیرد غافل از اینکه متحدین فردا روز قلم همین ها را هم میشکنند!(برخورد های احمدی نژاد با رسانه ها)این موضوعات در کنار هم باعث می شود که منی که به آقای رئیسی رای داده ام، نگران شوم! چرا که میبینم این احزاب با این خصوصیات روی شخص آقای رئیسی وحدت کرده و همگی به حمایت از ایشان برخاستند.من چطور این موضوع را در کنار دولت انقلابی بیزار از چپ و راست قرار دهم این موضوع باعث نگرانی حقیر است که این توییت را منتشر کردم.نکته پایانینویسنده منشن به دنبال این بود که بگوید اگر روی جلیلی وحدت میشد شما این را میگفتید یا نه؟ صحبتشان این است که منی که طرفدار جلیلی بودم امروز اگر روی جلیلی اجماع شده بود این موضوع را نمیگفتم و از وحدت حمایت می کردم! خدمتتان عرض بکنم که بزرگوار همفکران شما قبل از انتخابات 98 اصولگرا و اصلاح طلب را دو روی یک سکه میدانستند چرا که می گفتند هر کدام به دنبال منافع حزبی خودشان هستند! صحبت این شده بود که چپ و راست ما رو میکوبد و افتخارشان این بود که به هیچ کدام از احزاب سیاسی کشور باج نداده و برایشان قلم نزده اند! حالا امروز که این جناح ها شدند طرفدار شما و در مسیر کوتاه انتخابات همراه شما بودند با حملات و اتهاماتتان جرئت توییت زدن علیه اصولگرایان را از من منتقد گرفته اید! یعنی شما (کسانی که خودشان را انقلابی میدانند!) هر جایی که احزاب بر خلاف خواست شما عمل کردند بد و اَخ و به درد نخورند و هر وقت که به نفعتان بود چشم پوشی میکنید و به قلم به دست ها حمله میکنید؟در مورد اتحاد روی جلیلی هم عرض کنم که مطمئنا روی جلیلی قرار نبود وحدتی شکل بگیرد این را همه ما روزی که خواستیم طرفداری بکنیم از سعید جلیلی میدانستیم! چپ و راست روی گردنه ی تاریخی انقلاب(برجام) لغزش داشتند و سعید جلیلی تک و تنها میگفت نمی شود! میدانستیم که قرار نیست وحدتی روی ما و جریان ما شکل بگیرد اما به فرض ایجاد وحدت روی سعید جلیلی باز هم این جایگاه را داشتم و احزاب و حزب باز ها را نقد میکردم و این موضوع را مطالبه می کردم که دولتی فارغ از چپ و راست بوجود بیاید تا مردم بار دیگر طعم انقلاب 57 را بعد از شهید بهشتی ها و رجایی ها بچشند!ایراد نقد شما آنجاست که بر اساس پیش فرض هایی که در فضای مجازی شکل گرفته و طرفدارانی تند از هر دو طرف چه جریان منتسب به جلیلی چه جریان منتسب به رئیسی ایجاد کرده اند با حقیر صحبت کردید اما بنده عرضم این است که ما شخص پرست نیستیم و مخالف رئیسی هم نیستیم و شخص آقای رئیسی را به شدت قبول داریم و حتی اگر جلیلی نیامده بود قطعا در ستاد آقای رئیسی راضی به آشغال جمع کردن و دستشویی تمیز کردن هم میشدیم. حالا هم نه از سر اینکه با ایشان مخالفیم توییت میزنیم بلکه از این نظر توییت های انتقادی میزنیم که تلاشمان این است که دولتی برخاسته از دل مردم و بر اساس آرمان های انقلاب 57 شکل بگیرد نه بر اساس خواست عده ای محدود از خواص کشور!بابت اینکه اطاله کلام کردم عذرخواهم و حلال بفرمایید.</description>
                <category>محمد</category>
                <author>محمد</author>
                <pubDate>Wed, 21 Jul 2021 01:11:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه جناح چپ برای انتخابات 1400!</title>
                <link>https://virgool.io/@Themohammad/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%AD-%DA%86%D9%BE-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-1400-m4kmm3xhvgzw</link>
                <description>چندی پیش بود که احتمال حضور جواد ظریف و علی لاریجانی در انتخابات 1400 مطرح شد با خود فکر کردم این افراد که خود را اصلاح طلب معرفی میکنند بهتر از من و شمای انقلابی از اوضاع مردم و نیازهایشان آگاه هستند حالا چرا با وجود این موضوع می آیند و شخصی منفور مثل علی لاریجانی یا جواد ظریف (که مردم را با برجام نقره داغ کرد) را بر سر زبان ها می اندازند.گذشت تا طی هفته های گذشته شاهد بحث آزادی زندانیان دو تابعیتی (جاسوسان ایرانی که تابعیت اکتسابی کشور های خارجی داشتند) بودیم.خب بدیهی است که بدون مذاکره و ارتباط نمیشود بحث مبادله زندانیان را شروع کرد. یعنی شما به یک سری اقدامات علاوه بر اعلام رسانه ای نیاز دارید باید صحبت کنید کم و کیف مشخص شود و سپس به مرحله تبادل زندانیان برسید.این موضوع برای من زنگ هشداری بود که اظهارات وزارت خارجه امریکا را به دقت دنبال کنم.چندین بار در این مدت پس از بحث تبادل زندانیان وزارت خارجه امریکا اظهار داشته که با ایران در حال مذاکره غیر رسمی است.طرف ایرانی به دلیل حفظ افکار عمومی انکار میکرد و تکذیب ولی بعید میدانم بی مذاکره بشود زندانی مبادله کرد و بی مذاکره بشود پول و یا امتیازی گرفت!این موضوع را در کنار اظهارات اندیشکده های غربی(ترجمه و تحلیل از ایران آنلاین: در مورد اهمیت انتخابات ایران و لزوم پیروزی جبهه طرفدار غرب برای مذاکره و امتیازگیری بیشترِ غربی ها) قرار دادم و به این نتیجه رسیدم این مذاکرات غیر رسمی که احتمالا از دید بسیاری از نهاد های ناظر دور است ممکن است باعث زد و بند طرف های غربی با جبهه غربگرای ایران شود و این موضوع با پالس های رفع تحریم از طرف دولت بایدن و بعد هم وقت گرفتن سه ماهه از طرف دولت برای اجرای مصوبه مجلس در مورد برجام به نظر می آید نزدیک انتخابات باید شاهد یک قهرمان سازی و یا حتی بازگشت دلار به قیمت 3500 تومان باشیم!حالا اندکی حضور ظریف و لاریجانی(تصویب 20 دقیقه ای برجام) در انتخابات 1400 توجیه میابد و به صرفه میشود...جبهه انقلاب فکری کند و به دنبال اتحاد و کاندیدای واحد باشد!واپسین لحظات 1399 (هول هولکی)</description>
                <category>محمد</category>
                <author>محمد</author>
                <pubDate>Sat, 20 Mar 2021 12:42:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر تصویب کنید نیازی به برجام موشکی نخواهند داشت.</title>
                <link>https://virgool.io/@Themohammad/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%A8-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%88%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-r1tttxe8mccc</link>
                <description>چندی پیش بود که محمدرضا باهنر عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بر اساس گمانه زنی های شخصی خود گفته بود که FATF در مجمع تشخیص تایید و تصویب خواهد شد. در صورتی که قبلا خلاف این حرف را مجمع تشخیص مصلحت اعلام کرده بود که جدی بودن رد این توافق را میشد از رفتار و تهدیدات دولت نه چندان محبوب آقای روحانی مشاهده کرد. در پی اظهارات جناب باهنر ، موجی از مخالفت ها و موافقت ها(!!) نسبت به FATF به راه افتاد که حقیر را بر آن داشت تا یادداشتی در این مورد خدمت شما بزرگواران ارائه دهم.نهاد FATF یک نهاد مالی در ظاهر بین المللی( تحت نفوذ مستقیم زور امریکا تزویر اسرائیل و زر سعودی هاست) است که تحت نظارت گروه G7 (آلمان،فرانسه،امریکا،بریتانیا،ژاپن،ایتالیا و کانادا) شکل گرفته است که هدف خود را مبارزه با پولشویی و مقابله با تامین مالی تروریسم اعلام کرده است.چندی پیش بود که دولت ترامپ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تروریستی اعلام کرد که در نوع خود از منظر حقوق بین الملل اقدامی منحصر به فرد بود چرا که امریکا یک نهاد نظامی رسمی و حکومتی ایران را تحت تحریم خود قرارداده بود که این موضوع در جوامع بین المللی کاری بس عجیب و کمیاب است.این موضوع تروریستی دانستن سپاه پاسداران به تنهایی خودش نشان دهنده قصد امریکا برای تغییر رژیم در ایران است زیرا که این نهاد مستقیما همانطور که از اسمش پیداست یک رکن کشوری و ثابت در هر نظام حاکم در ایران نیست بلکه در نظام جمهوری اسلامی و برای حفظ حرم جمهوری اسلامی به وجود آمده و وابسته به موجودیت این نظام است.اگر ایران جمهوری اسلامی زیر بار تعهدات این توافق نامه (که در مورد ایران تبصره های قابل تأملی خورده) برود صرفا این نکته را باید بپذیریم که دولتی که در پاستور حاکم است همگام با امریکا این سپاه آمده در قانون اساسی را تروریست میداند و خود را متعهد به تحریم این نهاد دلسوز انقلاب در داخل کشور میکند.به گواه اندیشکده های غربی اگر امریکایی ها ایران غیر هسته ای را با برجام اول تضمین کنند قطعا قدرت منطقه ای و قدرت موشکی ایران برای آنها مشکل ساز خواهد بود و مانع از ایجاد نظم نوین امریکایی در منطقه و همچنین مانع از فارغ شدن خاورمیانه ی آبستن تغییر و تحولات امریکایی، خواهد شد.اگر این شاهدی که از طرف اندیشکده های غربی برای ما آمده است را در کنار تروریستی دانستن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بگذاریم متوجه خواهیم شد که منظور از این تأمین مالی تروریسم دقیقا همان تأمین مالی سپاه و گروه های منطقه ای مورد حمایت ایران است.اگر قرار باشد که ایران موشکی و منطقه خود را در سبد اخلاص در قالب توافق نامه ای مثل برجام به امریکایی ها تحویل دهد باز هم رهبری در ایران خواهد بود که از آنها بابت تعهداتشان بازخواست کند و در صورت انجام ندادن تعهداتشان ایران را در مدت زمان کوتاهی به شرایط قبل برگرداند (اگر ایرانی بعد از این توافق باقی مانده باشد).در نتیجه سعی میکنند که در قالب برجامی دیگر با ایران در مورد موشکی و منطقه ای مذاکره نکنند هر چند در عرصه دیپلماتیک تلاششان همین است اما سود بیشتر برای آنها در این است که طبق یک توافق نامه کلی و با کمترین تعهدات ممکن از طرف خودشان بیایند و به بهانه تأمین مالی تروریسم رسما سپاه را در داخل ایران هم تحریم کنند و نه تنها از خارج امکان واردات و تامین نیاز ها وجود نداشته باشد بلکه در ایران هم نتوانند آنطور که باید و شاید فعالیت سازنده و خودکفا داشته باشند. به همین شکل آنها به راحتی خونی که در رگ های سپاه در جریان است را میخشکانند و فردا روزی ماییم و پاسدارانی که فرزندانمان شاید به اسم تروریست آن را بشناسند!و بعد از آن است که پیاده نظام رسانه ای آنها در ایران می آیند و میگویند این FATF به نفع اقتصاد ایران است به نفع مبادلات تجاری و بانکی بین المللی ایران است و یک مشت ابله بی توجه به اینکه این مشکلات در مبادلات تجاری و اقتصادی به سبب تحریم های یک جانبه دولت تروریست امریکاست و نه لیست سیاه این نهاد مالی به ظاهر بین المللی می آیند و از خوشبین بودنشان نسبت به FATF سخن میگویند!باشد که در انتخابات 1400 (بخوانید شب قدر انقلاب اسلامی) مردم ایران بتوانند برای همیشه این اراذل اوباش و امیدهای رژیم غاصب صهیونیست را از عرصه سیاسی این مرز و بوم حذف کنند!در پایان اما به این نکته هم اشاره کنم که رژیم غاصب صهیونیستی و رژیم کودک کش سعودی هم جزوی از این توافقنامه نحس هستند که به این معنیست که آن ها اگر بخواهند میتوانند به گردش حساب های سپاه و نهادهای نظامی ما دسترسی نامحدود داشته باشند و بر تحریم شدن سپاه در داخل ایران نظارت کنند :)مطمئن باشید گروهی که تروریست های خونریز مجاهدین را پناه میدهند،مطمئن باشید کشور هایی که دزد ها و اختلاسگران نجومی ایرانی را که ثروتشان از مکیدن خون ملت ایران به دست آمده را پناه میدهند (کانادای عضو گروه ناظر بر FATF) به دنبال ریشه کنی فساد اقتصادی و پولشویی از نظام مقدس جمهوری اسلامی نیستند و قطعا این توافق را یک توافق در جهت تسهیل تصاحب اقتصاد ایران و در نتیجه به گل نشاندن کشتی انقلاب اسلامی ایران خواهند دانست و در این جهت آن را به کار خواهند برد.ارادتمند شما یک کاربر توییتری :)</description>
                <category>محمد</category>
                <author>محمد</author>
                <pubDate>Mon, 08 Mar 2021 22:10:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من با شفافیت مخالفم!</title>
                <link>https://virgool.io/@Themohammad/%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D9%85-komtm8csgctz</link>
                <description>به نام خدا چندیست که صحبت هایی در مورد شفافیت مطرح میشود و یکی از روشنگران انقلابی (رائفی پور) مردم را به این سمت هدایت کرد که مطالبه گری در سطح ملی داشته و شفافیت را از مجلس شروع کنند تا بتوانند فساد را رسوا و افشا کنند و از رای آوردن دوباره نماینده ی فاسد جلوگیری کنند.اما حقیر که اول هم موافق آقای رائفی پور بودم با اندکی مطالعه و اندکی تفکر در مورد این موضوع به این نتیجه رسیدم که اگر قدرت رسانه ای کافی نداشته باشیم این شفافیتی که امروز بخواهد اجرا شود میتواند پرونده شفافیت را برای همیشه ببندد.دلایل من به شرح زیر است:1_ اگر این شفافیت اجرا شود استقلال رای نمایندگان تحت تأثیر رسانه ها و فشار های مردمی که همین رسانه ها ایجاد میکنند قرار میگیرد. بگذارید مثالی بزنم که متوجه عمق موضوع شوید! ببینید دوستان، ما در پرونده برجام یک حمایت بسیار سنگین رسانه ای از سمت جبهه اصلاحات را شاهد بودیم خواست مردم که اغلب حتی نمیدانستند برجام چیست تصویب برجام بود! حال فکر کنید شفافیت آن زمان اجرا میشد چه اتفاقی برای نماینده های انقلابی ای که مخالف برجام بودند می افتاد؟ بگذارید حدس بزنیم! رسانه های اصلاحاتی آن نماینده را به توپ رسانه ای بسته و تا مطمئن نمیشدند که در حوزه انتخابیه خود رای نخواهد آورد او را رها نمیکردند. یا مثلا در پرونده ی FATF رسانه ها این جو را به وجود می آوردند که همه مشکلات اقتصادی ما زیر سر لیست سیاهی است که مجلس انقلابی اجازه ی خروج از آن را نمیدهد و باز هم تمام تلاش را برای رای نیاوردن آن نمایندگان انجام میدادند! (هر پرونده ی FATF هنوز بسته نشده است.)به راحتی تمام با این شفافیت راه را برای حذف نمایندگان برجسته انقلابی خود باز میکنیم! لوایح بسیاری از سمت دولت به مجلس ارائه میشود که دولت با تمام قوا حمایت رسانه ای از آن میکند و موافقت مردم را که خودش ایجاد کرده را هم پشت لایحه به مجلس تقدیم میکند. این مجلس چگونه با استقلال رای و بدون فشار مردمی رای به رد این لایحه که شاید به ضرر مردم باشد بدهد؟ به نظر من با توجه به اینکه قدرت رسانه ای دولت کنونی از این مجلس بیشتر است این شفافیت صرفا راه تسلط دولت بر مجلس را از طریق رسانه ها فراهم میکند.(که مخالف اصل 57 قانون اساسی است.)یادمان نرود یک بار اشتباه در زمان مطالبه شفافیت میتواند باعث شود که مردم دیگر هیچوقت شفافیت نخواهند و شفافیت و آرمان شفافیت می تواند تا همیشه در ایران خاموش شود فقط و فقط با مطالبه در زمان اشتباه!زمان مناسب برای شفافیت؟ وقتی که قدرت رسانه ای غالب در اختیار جبهه انقلاب(نه اصولگرایان) باشد تا بتواند هر لایحه را کامل و بی طرفانه برای مردم توضیح و تشریح کرده تا مردم بتوانند بصورت کاملا منطقی و کاملا منصفانه نظرشان را در مورد لوایح مختلف ابراز کنند و در عین حال استقلال را از نمایندگان محترم مجلس نگیرند!2_ یادمان هست که اشخاصی مانند تاجگردون مانند عباس آخوندی چگونه با پر رویی تمام آمدند و از ناکارآمدی خود دفاع میکردند. عباس آخوندی کسی بود که میگفت من افتخار میکنم که یک خانه برای این مردم نساختم! خیلی موضوع جالب توجهی است که در صورت وقوع شفافیت یک سری چیز ها به اصطلاح قبحشان میریزد! یعنی چه؟ یعنی اینکه افرادی که دهانشان چفت و بست ندارد و کوچکترین احترامی برای مردم برای شعور مردم قائل نیستند تریبونی برای این دهن دریدگی خود پیدا خواهند کرد!این موضوع اگر زیاد تکرار شود مانند فساد و مانند متمول بودن مسئولین و مانند عوام فریب بودن، عادی میشود و وقتی عادی شود دیگر مردمی نیستند که به امثال این هتاک ها واکنش بد نشان دهند فردا روز بعضی ها راحت تر میزنند و راحت تر هتک حرمت میکنند و راحت تر دست سنگین خود را بر صورت و اعتماد این مردم میکوبند!  این موضوعات در کنار هم باعث می شود که من از مخالفین شفافیت باشم! نه از طرفداران آقای قالیبافم و نه از طرفداران جبهه ی سوخته اصلاحات. من ادعای انقلابی گری دارم و انقلابی شفاف و صریح صحبت میکند من هم تلاشم این بود که در کمال صراحت صحبت کنم با شما.ممنونم از توجهتون!</description>
                <category>محمد</category>
                <author>محمد</author>
                <pubDate>Wed, 03 Feb 2021 20:10:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاست خارجه دوگانه ایران/علتی برای حمله به رهبری</title>
                <link>https://virgool.io/@Themohammad/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%D9%87-%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B9%D9%84%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-bzk1cxfhi1f7</link>
                <description>درسال 92 مردم ایران خسته از شرایط تحریم ها و فشار اقتصادی به دولتی پناه آوردند که دم از مذاکره و سازش با غرب و شیاطین میزد!در این میان اما سبک و سیاق نیرو های مسلح ایران و زیر مجموعه های آن با چیزی که دولت می خواست متفاوت بود ؛ در عمل و روی میز و در زمین دیپلماسی مطابق با نظم جهانی (بخوانید امریکایی) ایران به دنبال کاهش تنش بود اما در روی زمین و کف میدان نیرو های ایرانی و مورد حمایت ایران در جنگ با امریکا به سر می بردند.این موضوع با توجه به کنایه های دولت، دیپلماسی دولتی را هم تحت تأثیر قرار داد و به کنایه نیرو های مسلح ( بخوانید نیرو های زیر مجموعه رهبری) را مقصر عقیم ماندن برجام می دانستند!دولت با پیش بینی این موضوع که تعارضی در سیاست خارجی مد نظر رهبری با سیاست خارجی خود به وجود خواهد آمد با کم کردن بودجه دفاعی از سال 92 خواست دست نیرو های مسلح را بسته نگه دارد تا بدین صورت این تعارض را به حداقل رسانده و اهداف برجام را محقق کند.در همین حال بود که پس از برجام فارغ از فعالیت های شاخه های برون مرزی سپاه کشور های عضو برجام از ترس امریکا با وجود رفع تحریم ها روی کاغذ، در عمل جرئت همکاری با ایران را نداشتند. پس عملا دولت تمام این سال ها بیهوده در تلاش برای محدود کردن نیروهای مسلح بود.دولت اصلاحات اما برای جلوگیری از تخریب خود دیواری کوتاه تر از سپاه و نیرو های مسلح پیدا نکرد و موفقیت های سپاه را در رسانه ها بهانه ای کردند برای اینکه شکست برجام را به گردن نیروهای مسلح و فرمانده کل بیندازند!همه این ها مقدمه و بهانه ای بود برای حقیر که این موضوع را بررسی کنم.در اواخر دهه شصت بود که شاخه ای از نیرو های مسلح به اسم سپاه قدس با دستور رهبر معظم انقلاب اسلامی شکل گرفت.در عمل این نیرو تا سال های متمادی مکمل و هم سو با سیاست خارجه دولت بود تا سال 92 و همزمان با انتخاب دولت تدبیر و امید توسط مردم این شبهه به وجود آمد که آیا نیرو های قدس تک روی میکنند و در روند مذاکرات بوسیله ی ستیز با امریکا وقفه ایجاد میکنند و مانع تراشی میکنند؟انقلاب ما در وهله اول مبارزه با طاغوت داخلی را به انجام رساند و پس از آن به دنبال مبارزه با طاغوت بین المللی و استکبار جهانی بود کما اینکه همان سال های اول انقلاب معمار کبیر انقلاب امام خمینی (ره) ملت های مسلمان منطقه را به مبارزه با دیکتاتور های کشور خود تشویق کرد.پس ما هدفی جز ستیز و مقاومت در برابر زیاده خواهی های استکبار نداشتیم اما در زمان آقای هاشمی ندای مذاکره بلند شد و ایران اولین گام در بهبود روابط با امریکا را برداشت اما امریکایی ها با خلف وعده و عهد شکنی این تلاش را ناکام گذاشت.در سال 92 اما ایرانیان با عبرت نگرفتن از تاریخ به دولت مذاکره رای دادند تا بار دیگر ایران در مسیر مذاکره و سازش با استکبار پیش برود.شاخه ی بین المللی سپاه با همین هدف (مبارزه با طاغوت و استکبار بین المللی) و با همین منظور بوجود آمد اما در میان راه دولتمردان با عدول از ارزش های انقلاب اسلامی و سازش ها و اعمال داوطلبانه راهی که قبلا بقیه کشور های اسلامی رفته بودند را دوباره رفتند و باز هم جواب قبلی را از امریکا دریافت کردند باز هم باعث سرشکستگی برای ملت ایران در جهان شدند!پس از این شکست بود که جبهه اصلاح طلبان برای جبران خسارتی که اعتماد به امریکا به وجهه این حزب زده بود شروع به اعتراض به شاخه قدس سپاه و فرماندهی معظم کل قوا کردند تا این قصور و این اشتباه محاسباتی خود را با تخریب جبهه انقلاب جبران کنند. و این موضوع را در فضای نخبگانی کشور به وجود بیاروند که آیا نیرو های مسلح نباید در خدمت دیپلماسی دولت باشند؟در جواب اما میخواهم از این جبهه سوالاتی بپرسم که آیا در امریکا هم گفته شد که چرا وقتی مذاکره میکنید با ایران در عمل در منطقه برای محاصره ایران و کشاندن ایران به مرز های خودش تلاش میکنید؟ آیا پرسیدند چرا در عمل تنش را افزایش میدهید؟آیا پرسیدند که چرا منافع ایران در منطقه را وقتی که در حالت صلح به سر میبرید هدف قرار میدهید و تمام تلاشتان را میکنید که ایران را در این مواضع ضعیف کنید؟خیر! هیچوقت نپرسیدند اما چرا در ایران این سوالات پرسیده می شود؟آیا سیاست منطقه ای ایران علیه سیاست خارجه ای است که از طرف دولت به دنیا مخابره میشود؟اما هدف چیست؟اگر بخواهیم رهبری را جزوی از قوه اجرایی در نظر بگیریم ایران قوه ی اجرایی دو قسمتی دارد یعنی قوه اجرایی تقسیم شده بین رئیس جمهور و ولایت فقیه. قسمتی از کار دولت را ولی فقیه بر عهده دارد مثل وزارت دفاع و قسمت اعظم آن در دست رئیس جمهور و هیئت دولت است.و به همین ترتیب رهبری را مورد سرزنش قرار میدهند که جنگ طلب است و به دنبال اخلال در روند مذاکرات است! چرا؟ چون سپاه قدس اجازه حمله امریکا به منافع ایران را نمی دهد . بله عزیزان پروژه نفوذ بسیار قوی تر از این مواردی که ما میبینیم در جریان است.اما سوالی پیش می آید آیا واقعا نیرو های مسلح و رهبری به دنبال اخلال در روند مذاکرات هستند؟رهبری در سخنانی واضح فرموده اند: (تصور برخی دولتمردان دولت قبلی و همچنین برخی دولتمردان دولت فعلی این است که اگر ما در قضیه هسته ای، با امریکا مذاکره کنیم، موضوع حل می شود. من هم به دلیل اصرار آنها بر مذاکره درخصوص موضوع هسته ای، گفتم مخالفتی ندارم اما همان موقع هم تاکید کردم که خوشبین نیستم.)اما چرا اینطور به نظر می آید؟واقعیت ماجرا این است که این دو اصلا با هم تعارضی ندارند به چه دلیل؟ به این دلیل که شما وقتی با کسی کُشتی میگیرید مجموعه ای از کنش ها و واکنش ها حرکات شما را تشکیل میدهند یعنی اغلب حرکات شما با توجه به حرکات حریف است! نمی شود شما چوب را کنار بگذاری در حالی که خصم خودش چوب به دست دارد وقتی که ما میبینیم در پشت مذاکرات امریکا تحرکاتش را علیه مواضع ما در منطقه زیاد میکند بدیهی است که ما هم در برابر این ناجوانمردی آنان اقدام میکنیم و از این حملات جلوگیری میکنیم و حتی در جهت تضعیف قدرت هجومی او اقدام میکنیم! پس ما کاری را میکنیم در جواب امریکایی ها و نه برای خرابکاری و اخلال در روند مذاکرات.وقتی این ها کنار هم می آید میتوان متوجه شد که این انتقاد یا مسئله ای جدی نیست بلکه تخریب است.چرا که باید امریکایی ها را مورد عتاب و سرزنش قرار داد که چرا در زمان مذاکرات هم شما در عمل به دشمنی با ملت ما ادامه دادید و چرا بعد از برجام تحرکات منطقه ای شما علیه منافع ما گسترش یافت؟! باید این موضوع را قبول کنیم که قسمتی از دیپلماسی روی میز مذاکرات و خنده های مستانه نمایندگان استکبار نیست بلکه قسمتی از آن فقط با سرب و زور جلو می رود. دشمن امریکایی دقیقا در زمان مذاکرات، داعشی را حمایت می کرد که به وضوح ایران را جزوی از نقشه ی خود برای منطقه و یکی از ولایات خودش میدانست!پس هر کس وظیفه ی خود را انجام داد! دولت مذاکره ای که برایش آمده بود را انجام داد و نیرو های مسلح امنیت کشور را تأمین میکنند.اما آن که ما با دشمنی که امنیت ما را هدف قرار میداد مذاکره کردیم....حقیقت ماجرا این است که این نه تنها شبهه به حق و بحثی علمی و حقوقی برای مقابله با اختیارات رهبری نیست بلکه فقط شبهه پراکنی جبهه ای است که در این سال ها کاملا نشان داده که دلسوز مردم ایران نیست!حال شما راحت تر میتوانید دلیل این موضوع را متوجه شوید که چرا دولت ما به جای تقویت قدرت دیپلماسی خود و استفاده از قدرت منطقه ای به عنوان برگ برنده به دنبال تضعیف نیرو های مسلح به وسیله سخت کردن معیشت پرسنل و کم کردن بودجه آنان بود.قضاوت با شما!</description>
                <category>محمد</category>
                <author>محمد</author>
                <pubDate>Wed, 07 Oct 2020 19:54:39 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>