<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های TimeCoach</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Timecoach</link>
        <description>من ایمان ابریشم چی، بنیانگذار تایم کوچ هستم و هدفم کمک به افراد برای تولید زمان هست. نه صرفا مدیریت آن.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-20 03:42:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/89797/avatar/Qme1KK.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>TimeCoach</title>
            <link>https://virgool.io/@Timecoach</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معادله ی اهمال کاری</title>
                <link>https://virgool.io/@Timecoach/%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-e7sjwptrgnjy</link>
                <description>اهمال کاری تله ایست که بسیاری از ما بارها در دام آن افتاده ایم. به گفته محققین 95 درصد از افراد تا حدودی تمایل دارند که برخی از وظایف خود را به تعویق بیاندازند شاید دانستن اینکه شما تنها فرد اهمال کار نیستید، برایتان آرامش بخش باشد اما درک این نکته نیز که اهمال کاری تا چه حدی می تواند شما را از جریان زندگی عقب نگه دارد می بایست برایتان ترسناک باشد.بنا به گفته  جوزف فراری، استاد روانشناسی در دانشگاه دیپال، گفتن جمله­ ی ((فقط کار را انجام بده)) به یک فرد اهمال­ کار، مانند این است، که به یک فرد افسرده بالینی بگویید، خوشحال باش.بیایید با خود صادق باشیم. همه ما  حداقل چند بار در طول زندگی خود، اهمال کار بوده­ ایم. ما داوطلبانه با وجود اطلاع از عواقب احتمالی، ترجیح می­دهیم که در انجام فعالیت­ ها تأخیر کنیم. براساس تحقیقات، تقریباً 80 درصد از دانش آموزان و حدود 25 درصد از بزرگسالان اعتراف کرده­اند كه اهمال کار مزمن هستند.گروه پیچیل، نویسنده­ی (حل پازل اهمال‌کاری)  توضیح می‌دهد که  مغز انسان به دنبال پاداش­ های لحظه­ ای می­ گردد. به بیان دیگر، من اکنون می خواهم احساس خوبی داشته باشم. بنابراین انجام کار اصلی را به تأخیر می اندازم و موهبت های زمانی خور را ازدست می­دهم.اهمال‌کاری در افراد به  نوع وظیفه بستگی دارد. که به طور کلی به دو دسته تقسیم میشود1- به دلیل مشخص نبودن چرایی انجام کار و یا  ذاتا ناخوشایند بودن (خسته کننده بودن) کار باشد. مانند نیاز به تمیز کردن یک حمام کثیف یا سازماندهی یک صفحه گسترده و کسل کننده برای رئیس خود.2- راهی برای مقابله یا فرار از احساسات رنج­ آور مربوط به انجام کار، نظیر، اضطراب، ناامنی، سرخوردگی، نارضایتی، عدم اطمینان به خود و غیره هست که در موارد خاص­ تر می تواند به اهمال­کاری مزمن (تأثیر بر جنبه های مختلف زندگی) منجر شود.به طور کلی اهمال­کاری، جدای از دلیل و منشا آن منجر به اثرات مخربی در حوزه های مختلف می­گردد که در ادامه به بعضی از موارد احتمالی اشاره می­شود.اثرات اهمال‌کاریاهمال‌کاری به میزان زیادی منجر به  ایجاد احساس گناه و نهایتاً سقوط فرد در یک مارپیچ نزولی از احساسات منفی شده که سدی در برابر تلاش‌های آینده­ او و دلیلی بر تکرار اهمال­ کاری­ های آینده او و کاهش بهره­ وری فرد­ می­گردد.تشدید پریشانی و استرس و تاثیر مخرب آن بر روند تولید زمانی اوهدر رفتن استعداد­ها و پتانسیل­ های وجودی و کاهش بهره­ وریبروز احساس گناه و استرس و تأثیرات مخرب آن بر بدن نظیر بی­خوابی، اختلال در عملکرد سیستم ایمنی بدن، اختلال در دستگاه گوارشتأثیر مخرب بر روابط شخصی و کار تیمی&quot; فقط  کاری را که ترجیح می‌دهید بعد از مرگ انجام دهید، به فردا موکول کنید.&quot;    پابلو پیکاسواهمال‌کاری ­می­تواند یک مشکل تنظیم احساسی باشد.

پرسش اصلی این است که چرا مردم اهمال­ کار می‌شوند؟گروه پیچیل، نویسنده حل پازل اهمال‌کاری، توضیح می‌دهد که مغز، پاداش‌ها را در زمان حال انتخاب می‌کند. بنابراین، انجام کار اصلی را بدون توجه به عواقب احتمالی به تأخیر می‌اندازد در ادامه به برخی از دلایل این امر اشاره‌ شده است.جویندگان هیجاناین افراد تا آخرین لحظه منتظر می‌مانند تا یک عجله سرخوشی را به دست آورند.اجتناب‌کنندگانبه دلیل ترس از عدم موفقیت یا حتی ترس از موفقیت و بیان ساده­ تر طرز فکر دیگران، کارها را به تعویق می‌اندازند.مشکل تصمیم­ گیریبرای آن‌ها ، تصمیم نگرفتن، معادل حذف مسئولیت نتیجه حوادث است.کمال‌گرایانبرای رهایی از رنج تجربه­ ی ها کاستی (ایده­ آل نبودن) از رویارویی با انجام کار خود­داری می­کنند.یک نکته: بسیاری از اهمال‌کاران ممکن است ادعا کنند که تحت‌ فشار عملکرد بهتری را از خود نشان می‌دهند. اما تحقیقات نشان داده است که اغلب اوقات این باور صحیح نیست و تنها به دلیل، توجیه کردن به تعویق انداختن کارهاست.ترس از شکستانکارمغز تمایل به انجام کارهای انرژی بر ندارد، بنابراین آن‌ها را پاک می‌کند.عصیانگریوقتی احساس می‌کنیم مجبور به انجام کاری هسیتم، فقط مقاومت می­کنیم.احساسات منفیاحساسات منفی موجب اهمال­کاری بیشتری می­شود. زیرا لذت حواس­پرتی به تنظیم احساسات کمک می‌کند.فریب­ گری­ های ذهنیمشکل  در تقسیم‌بندی برنامه‌هادر سطح شناختی عصبی، برخی از افراد در برنامه­ ریزی فرآیندهای چند مرحله‌ای خوب نیستند. این مشکل به‌ ویژه در افرادی که دارای ADHD هستند بسیار مشهود است. همچنین برای افراد بسیار باهوش یا افرادی که توانایی شکستن (تقسیم بندی) کار، به شکل چند مرحله ای را ندارند نیز این امر صادق است.چند عاملیاغلب اوقات چند عامل روی‌ هم باعث اهمال‌کاری می‌شوند که می توانند موجب شکل دادن یک عادت و یا ایجاد الگوی  اهمال‌کاری شوند.درمان اهمال‌کاری، نظم عاطفیطبق تحقیقات دانشگاه DePaul ، وقتی مغز دچار احساسات متناقض شود، اهمال‌کاری می­ کند. تنظیم عواطف و غلبه بر اهمال‌کاری با تلاش امکان­ پذیر است. اگرچه تغییر رفتاری، انرژی روانی زیادی را مصرف می‌کند، اما درگیر شدن در روش‌های درمان شناختی رفتاری بسیار ساختاریافته و رویکردی است که برای بسیاری از افراد کارکرده است.پیدا کردن ریشه مسئله، با جادوی پرسش چراپرسش سؤالاتی نظیر چرا من این کار را انتخاب کرده­ ام؟ چرا من از انجام کاری اجتناب می‌کنم؟ چرا از این کار متنفرم؟ به شدت کمک کننده است.با خود مهربان باشید - بازی سرزنش کمکی نمی‌کند.برای پیروزی بر گفتگوهای ذهنی، باید استراتژی‌های متمرکز بر احساسات را به کار بگیرید.هنر بخشش خود، یک پادزهر مؤثر است.با مواجهه با دشمن شروع کنید نه اینکه با خود خشن باشید. استرس تنها باعث هدر دادن سوخت می‌شود.نکته: مبارزه با احساسات مانند دویدن در برابر باد بی‌تأثیر است.تغییر دادن گفتگوی درونی از باید به خواستنشکستن کارها به وظایف کوچک با تعهد زمانی  (فلسفه عادت­ های کوچک تایم کوچی)آموزش سیستماتیک تنظیم هیجان (ER)از احساسات خود مطلع شویدعواطف خود را شناسایی کرده و مرتب کنیدچرایی ایجاد آن احساسات را درک کنیدشناخت احساسات منفی و تبدیل آن‌ها به احساسات مثبتحمایت از خودافزایش خودآگاهیژورنال روزانهقدردانی هرروز از خودمدیتیشنجعبه ابزار ذهن سالمشروع به اقدام کنیدبرنامه چندمرحله‌ایقوانینی را که برای خود تنظیم می­کنید، ساده­ سازی کنیدلیستی از عواقب اهمال­کاری خود تهیه کنیدقدردانی از خود بابت انجام کارهای کوچکچند توصیههرچه قدر بیشتر انجام کارها به تعویق بیندازید، شروع کار دشوارتر خواهد بود.لازم نیست برای شروع عالی باشید ، اما باید شروع کنید تا عالی باشید. لس براونخودآگاهی کلیدی برای کمک به شماست اما درون‌گرایی بیش از تعادل نیز شما را درون چاله می‌اندازد. بنابراین  برای رهایی از اهمال‌کاری، وارد عمل شوید ،برداشتن اولین قدم بسیار مهم است.منابع:https://www.nytimes.com/2019/03/25/smarter-living/why-you-procrastinate-it-has-nothing-to-do-with-self-control.htmlhttps://www.psychologytoday.com/gb/basics/procrastinationhttps://www.psychologytoday.com/gb/blog/the-adaptive-mind/201901/how-overcome-procrastination-starting-nowhttps://www.psychologytoday.com/gb/blog/the-adaptive-mind/201901/how-overcome-procrastination-starting-nاowبرای مشاهده ی مطالب بیشتر، میتوانید به سایت تایم کوچ مراجعه نمایید.</description>
                <category>TimeCoach</category>
                <author>TimeCoach</author>
                <pubDate>Wed, 06 May 2020 12:56:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حس خوب آسیب پذیری</title>
                <link>https://virgool.io/@Timecoach/%D8%AD%D8%B3-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%DB%8C-vax1wxuee5re</link>
                <description>آسیب‌پذیری، تردید، ریسک و قرار گرفتن در معرض احساسات واقعی است. این احساس ناپایدار، زمانی که از ناحیه راحتی خود خارج ‌شوید پدیدار می‌گردد. اما در واقع بدون پذیرش و تجربه‌ی آسیب‌پذیری، هیچ عشق، تعلق و شادی وجود ندارد.فرض کنید که بعد از خواندن تعدادی مقاله در رابطه با فواید یوگا، تصمیم می‌گیرید که آن را امتحان کنید. شما یک تشک خریداری می‌کنید و در کلاس نزدیک خانه خود ثبت­ نام می‌کنید. در جلسه­ ی اول، با دیدن دانش آموزان دیگر کلاس که با اعتماد به ‌نفس کامل در حال قدم زدن هستند، احساس عجیبی می‌کنید. ضربان قلب شما افزایش می‌یابد، کف دست‌هایتان عرق می‌کند و با خود فکر می‌کنید، چرا ایده­ ی انجام چنین کاری به سرم زد؟این احساس لرزان، آسیب‌پذیری است و باعث می‌شود که شما بخواهید به  سرعت به خانه برگردید، جایی که می‌توانید از قضاوت­ های احتمالی دیگران و نیز تجربه تلخ ترس­ های خود فرار کنید. درحالی‌ که این رفتار هیچ کمکی به شما نخواهد کرد.دکتربرنه براون پس از دوازده سال مطالعه ی آسیب‌پذیری و شرم، به یک نتیجه شگفت‌آور رسید.آن چیزی که ما را می‌ترساند، درواقع برای ما خوب است؛ زیرا آسیب‌پذیری، پتانسیل این را دارد که خود را به شادی تبدیل کند.آسیب‌پذیری چیست و چرا برای ما مفید است؟برنه براون درکتاب جدید خود آسیب‌پذیری را، تردید، ریسک و قرار گرفتن در معرض احساسات واقعی توصیف می‌کند. بنا به گفته­ ی او این احساس ناپایدار، زمانی که از ناحیه راحتی خود خارج ‌شوید و یا هنگامی‌ که با انجام کاری، کنترل احساسات خود را از دست ‌دهید (برانگیختگی احساسی)، پدیدار می‌گردد.به گفته برنه براون، استاد و محقق آسیب‌پذیری در دانشگاه هیوستون آسیب‌پذیری، هسته، قلب و مرکز تجربیات معنی‌دار بشر است.باور غلط : آسیب‌پذیری نشانگر ضعف است.باور صحیح : آسیب‌پذیری زادگاه عشق، تعلق، شجاعت شادی، همدلی و خلاقیت است.کتاب دکتر براون برخی از باورهای غلط ذهنی در مورد آسیب‌پذیری را از بین می‌برد، که از میان آن­ها می­توان به جمله متداول ‌((آسیب‌پذیری نشانه ضعف است)) اشاره کرد.وقتی به مواقعی فکر می‌کنیم که احساس آسیب‌پذیری کردیم، درواقع به یاد می‌آوریم که اوقات شجاعت زیادی نیز به همراه آن بوده است؛ مانند زمان تصمیم‌گیری برای قرار دادن والدین بیمارخود در بخش مراقبت بیمارستان و یا زمانی که احساساتمان را با شخص دیگری به اشتراک می‌گذاریم و یا خواهان بخشش هستیم. (شجاعت و ترس در کنار هم هستند.)فرار از آسیب‌پذیر فقط آن را بزرگ‌تر و شما را درمانده‌تر و قربانی‌تر می‌کند.دکتر براون می‌گوید: «آنچه اکثر ما از درک آن ناکام هستیم، این است که آسیب‌پذیری در حقیقت، مهد احساسات و تجربیاتی است که همیشه به دنبال آن هستیم.» «آسیب‌پذیری زادگاه عشق، تعلق، شجاعت شادی، همدلی و خلاقیت است.»بنابراین، اگر رنج رفتن به آن کلاس یوگای جدید را تحمل کنید، به­ طور همزمان می­توانید فرصت پیدا کردن دوستان جدید و احساس خوب ناشی از آن را به خودتان هدیه کنید. همچنین یک عادت سالم و جدید را یاد بگیرید؛ درحالیکه اگر برای فرار از حس آسیب دیدن خود به خانه فرار می­کردید، چیزی به جز گفت و گوهای ذهنی تخریب­گر نظیر گزاره­ ی ((من به‌اندازه کافی خوب نیستم))، نصیبتان نمی­شد.آنچه برای جلوگیری از آسیب‌پذیری انجام می‌دهیماین حس نا امنی در همه­ ی ما وجود دارد و آن‌قدر قوی است که اغلب ما برای جلوگیری از موقعیت‌هایی که ممکن است در آن، احساس آسیب دیدن کنیم، فرار می‌کنیم. در ادامه براساس صحبت‌های دکتر براون در دانشگاه مینسوتا، به برخی از روش‌های فرار از احساس آسیب‌پذیری اشاره می­شود.ما هرروز صبح بعد از بیدار شدن، یک «زره بلند» عاطفی می‌پوشیم تا از آسیب شرم، اضطراب، عدم اطمینان و ترس خودداری کنیم. این زره خاص (روش‌های دفاعی) از فردی به فرد دیگر تغییر می‌کند، اما معمولاً حول یکی از سه محور زیر می‌چرخد. توجه کنید، آیا این صداها برای شما آشنا نیست؟تلاش برای کمالبی‌حس کردن احساسات  خودپوشیدن «لباس تکرار تراژدی» (تصور اینکه، تمامی مسائل اشتباه/ بد انجام می‌شود)همه این نوع زره‌ها می‌توانند در لحظه احساس امنیت و «کنترل» به ما القا کنند، اما حقیقت امر این است که آن‌ها به ما آسیب بیشتری می‌رسانند.بنا به گفته­ ی دکتر براون، کمال‌گرایی سپر 20 تنی استکه به ‌اشتباه تصور محافظت از خود را به ما می‌دهد، درحالی‌که کمال‌گرایی تنها مانع از دیده شدن ما از دنیای بیرون و دریافت حس دوست داشتن می‌شود.همچنین بی‌حس کردن خود نیز تنها به احساسات ما صدمه می‌زند، زیرا حذف کردن حس ترس، به‌طور همزمان موجب حذف شدن حس شادمانی می­شود.از سوی دیگر، تلاش برای تصور بدترین حالت در لحظات شادی (مانند عدم توانایی در آغوش گرفتن فرزندتان بدون نگرانی از اتفاق‌های بد آینده) یک پدیده رایج است. علت ساده‌ی ناتوانی ما در لذت بردن از حس شادی، تلاش برای مبارزه با حس آسیب‌پذیری است. غافل از این‌که این‌گونه رفتارها نتیجه‌ای جز درماندگی ندارد.بدون پذیرش و تجربه‌ی آسیب‌پذیری، هیچ عشق، تعلق و شادی وجود ندارد.شناسایی موقعیت‌ها:اقدام به تشخیص لحظات آسیب‌پذیری با ذهن آگاهیاتخاذ روشی از صراحت و آگاهی از محیط خود و همچنین توجه به افکار، احساسات و محرکه‌های شخصی. این کار به شما کمک می‌کند تا موقعیت‌های ترس خود را به هنگام فرار کردن تشخیص دهید.شناخت تغییرات لازم برای زندگی خود. این تغییرات در حقیقت تفاوت فاصله بین موقعیت فعلی شما با موقعیت دلخواه شماست.چند راهکار:دقت کنید که مواجهه با آسیب‌پذیری، شجاعت بسیار زیادی را می‌طلبد؛ بنابراین قدم‌های کوچک بردارید. مثلاً از کسی بپرسید که چه فکری می‌کند، و هنگام انجام این کار به شجاعت خود افتخار کنید.نگرانی‌های دائم خود مبنی بر اینکه دیگران درباره شما چه فکر می‌کنند را کنار بگذارید؛ زیرا بیشتر مردم بر روی چالش‌های زندگی خود متمرکز هستند، نه شما.احساس غرق شدن می‌کنید؟ ابتدا چند لحظه به آرامی روی تنفس خود و نیز احساسات در بدن خود تمرکز کنید و بعد از آن، کار خود را ادامه دهید.در مورد کامل بودن (ایده­ آل بودن) نگران نباشید و حتی آن را در نظر نگیرید. هیچ کس کامل نیست و هرچه بیشتر خود را به سمت یک آرمان غیرممکن نگه‌دارید، راحت‌تر تسلیم خواهید شد.برای مشاهده ی مطالب بیشتر، میتوانید به سایت تایم کوچ مراجعه نمایید.</description>
                <category>TimeCoach</category>
                <author>TimeCoach</author>
                <pubDate>Tue, 21 Apr 2020 13:55:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قدرت مدیریت احساسات، میانبر زندگی شاد و اثرگذار</title>
                <link>https://virgool.io/@Timecoach/%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%A7%D8%AB%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-dprsudixvl37</link>
                <description>شاید هوشمندانه‌تر باشد که از این به بعد، به‌جای برچسب‌های بد و خوب ( ذهنیت قضاوت کننده و تفکرهای قالبی) و یا انتخاب ترجیحی احساسات ( انکار کردن احساسات واقعی) به دنبال لمس، پذیرش و سپس تفکر در مورد چرایی احساسات خود باشیم.همه ما حداقل یک‌بار جمله ((من به دنبال داشتن احساسات خوب هستم))  را شنیده‌ایم. طبق این جمله، احساسات به دو دسته خوب و بد دسته‌بندی می‌شوند. احساسات خوب مثل شادی، شجاعت، آرامش، اطمینان و احساسات بد مانند غم، خشم، ترس، استرس هستند. اکثر ما نیز به دنبال فرار از احساسات دسته دوم و به دست آوردن یک زندگی غنی سرشار از احساسات مثبت هستیم. درحالی‌که، تحقیقات نشان داده است که مسیر شادمانی و آرامش در پذیرش تمامی احساسات انسانی است. زیرا احساسات انسان سر نخ  اطلاعاتی، نیازهای عمیق و خودآگاهی‌ها اوست. انعطاف‌پذیری در برابر احساست موجب  رشد و بلوغ فکری و مرتبه‌ی انسانی است.شما بزرگ‌ترین دلیل در عقب نگه‌داشتن خودتان هستید و به‌طور خاص‌تر، زمانی که  احساسات واقعی خود را نشناسید و آن را نپذیرید، در باتلاق احساسات می‌افتید که به‌طور چشمگیری، مانع از جلو رفتنتان در مسیر زندگی غنی است.انعطاف‌ناپذیری، عدم پذیرش و شناخت احساسات، بزرگ‌ترین مانع شما دررسیدن به پتانسیل کامل وجودی‌تان است.احساسات ما اطلاعات شناختی ما هستند.بنابراین شاید هوشمندانه‌تر باشدکه از این به بعد، به‌جای برچسب‌های بد و خوب ( ذهنیت قضاوت کننده و تفکرهای قالبی) و یا انتخاب ترجیحی احساسات ( انکار کردن احساسات واقعی) به دنبال لمس، پذیرش و سپس تفکر در مورد چرایی احساسات خود باشیم. انسان‌ها داستان‌های زندگی خود را باهدف دسته‌بندی کردن تجربیاتشان، در ذهن خود می‌نویسند. در حقیقت ذهن انسان یک ((دستگاه ساخت معنی )) است. و مشکل اصلی همین‌جاست. برداشت ذهنی ما با واقعیات بیرونی یکسان نیست.( جملات  راوی غیرحقیقی ذهنی ما، نظیر من دوست‌داشتنی نیستم که متفاوت از واقعیات بیرونی است و منجر به رفتارهای خودکار وار و غیرمفید می‌شود.)شناخت دقیق احساسات اصلی کاری زمان‌بر است . به‌طور مثال گاهی گریه می‌کنیم به دلیل اینکه ناراحتیم ولی در بعضی افراد ، حقیقت واقعی گریه کردن، احساس خشم زیاد و مکانیزم دفاعی اوست.توصیه: شاید نوشتن کامل احساسات و افکارمان در دفتری مخصوص و مرور آن‌ها، به‌تدریج کمک به شناخت، پذیرش و سپس ارائه راه‌حل برای آن( از طریق آگاهی و رفع نیازهای عمیق روانی ما) کند.ذهن ما جهان خود را ایجاد می‌کند اما، ما نمی‌توانیم مشکلات را تنها با تأییدها و تفکرهای مثبت حل کنیم.یک راه‌حل احتمالی: شناخت باتلاق احساساتتفکر عاطفی+ مشت احساسیفرار از احساسات تنها موجب گیر افتادن ما در باتلاق  احساسی و رفتارهای دفاعی غیرمفید می‌شود که این امر موجب ایجاد سیاه‌چاله‌های زمانی می‌گردد.به‌بیان‌دیگر عدم انعطاف‌پذیری در برابر احساسات، موجب ایجاد یک سیکل خورنده زمانی در زندگی فرد می‌شود. به این دلیل که وقت و انرژی روزانه ما تحت کنترل احساساتی نظیر ترس، استرس، خشم و غیره شده که درنتیجه ، باعث صرف یک زمان ‌برای تلاش غیرهوشمندانه جهت فرار از این قبیل احساسات می‌گردد. این مشکل از سوی دیگر، موجب کاهش انرژی و انگیزه و کاهش بهره‌وری فرد ( کاهش زمان مفید )  شده که احتمالاً حاصلی جز افکار مخرب و درنتیجه احتمالی، بروز اهمال‌کاری و مثلث زحمت آن می‌شود . تمامی این موارد در  آینده به شکل سیکل وار تکرار شده و موجب ایجاد یک سیاه‌چاله زمانی در زندگی فرد  می‌شود.همچنین نتیجه‌ی احساست کنترل نشده ما که منجر به بروز رفتارهای اتوماتیک وار، دفاعی و غیر مؤثر شده به‌نوبه خود منجر به کاهش  عملکرد مؤثر و دور شدن از زندگی غنی و  تکرار سیکل  احساس، افکار، بیان و رفتارهای غیر مؤثر در ما می‌شود و سیکل  روند گفت‌وگوهای ذهنی و مجدداً سیاه‌چاله‌های زمانی.سؤال اصلی اینجاست که ما چه مقدار از زمان روزانه و نیز آینده‌ی خود را در سیاه‌چاله‌های زمانی ناشی از تأثیرات متقابل ( بی‌نظمی احساسی، افکار غیر مؤثر و رفتارهای غیر مؤثر) از دست می‌دهیم. درحالی‌که ، با کنترل و نظم احساسی  چه قدر زمان در امروز و آینده ما تولید خواهد شد؟شاید 24 ساعت زمانی بسیار کافی برای یک روز  باشد اگر نظم‌ احساسی را تحت مدیریت‌های زمانی  یاد بگیریم.در موقعیت‌های مختلف گله‌مند نشو، کنجکاو شو.یک توصیه: این بار، اگر در برابر موقعیت‌های یادگیرنده، نظیر زمانی که  با احساسات خشم ، ترس، غم و... روبه‌رو شدید. شاید بهتر باشد به‌جای انجام رفتارهای اتوماتیک وار، کنجکاو شوید و به دنبال چرایی احساس خود بروید. پرسش‌هایی نظیر چه چیزی از درون مرا رنج می‌دهد؟ از چه چیزهای می‌ترسم؟ بسیار کمک‌کننده است. زیرا اکثر اوقات دلایل رنج‌های ما (خشم، ترس، ناراحتی، استرس و...) نه‌تنها ربطی به موقعیت‌های بیرونی ( و یا گفت‌وگوهای بیرونی) ندارد، بلکه ریشه در خودآگاهی و عامل رشد ماست.  احترام و پذیرش رنج شاه‌راه رشد و رندگی غنی است.منابع:https://www.ted.com/talks/susan_david_the_gift_and_power_of_emotional_courage?language=enhttps://medium.com/@sarahcy/how-to-control-your-emotions-and-not-let-emotions-control-you-emotional-agility-by-susan-david-30e24bf61beaبرای مشاهده ی مطالب بیشتر، میتوانید به سایت تایم کوچ مراجعه نمایید.</description>
                <category>TimeCoach</category>
                <author>TimeCoach</author>
                <pubDate>Sun, 12 Apr 2020 12:38:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باهوش تر بخوابید</title>
                <link>https://virgool.io/@Timecoach/%D8%A8%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%B4-%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AF-hgjmphj039bj</link>
                <description>خواب شانس بدن برای بازیابی، استراحت و نیز شارژر باتری ذهن شماست. متأسفانه، این امر مهم تبدیل به یک بحران در سطح جهانی شده است. خواب بی کیفیت تاثیرات عمیقی بر سلامتی انسان دارد. آنچه که انسان مدرن امروز نیاز دارد، چیزی کمتر از یک انقلاب خواب نیست شما با تجدید رابطه خود با خواب می توانید از قدرت متحول کننده آن در بهبود سطح زندگی خود در حیطه های مختلف توسعه فردی بهره مند گردید. پرسش اینجاست که میخواهید از عظمت قدرت خواب، در راستای پیشرفت یا پسرفت زندگی خود استفاده کنید؟ انتخاب باشماست.برای بسیاری از افراد، خواب اغلب اولین قربانی در یک زمان شلوغ یا استرس‌زا هست. درحالی‌که نداشتن نظم زمانی در خواب، نه‌تنها کمک‌کننده نیست، بلکه عملکرد کلی انسان را در طول روز کاهش داده و همچنین در سلامت جسمانی آینده او به‌شدت تأثیرگذار است که از میان آن‌ها می‌توان به کاهش قدرت یادگیری، تأثیر مخرب بر حافظه، عملکردهای شناختی و نیز اثرات بسیار مخرب جسمی مانند تأثیر بر هورمون تستوسترون، کاهش شدید عملکرد سیستم ایمنی بدن (نصف شدن فعالیت ژن‌های مربوط)، افزایش آمار ابتلا به انواع سرطان، تأثیر بر DNA، تأثیر بر زوال عقلی فرد در ایام پیری و بیماری آلزایمر اشاره کرد. ازاین‌رو ضرورت مدیریت صحیح زمان خواب به حدی آشکار شده است که سازمان بهداشت جهانی احتمال ابتلا به سرطان را در مشاغلی که نیاز به شیفت شب و اختلال در ریتم خواب دارند، بیشتر اعلام کرده است.مطالعات نشان داده است که کیفیت خواب، به‌طور کلی بر دو حیطه سلامت بدن و عملکرد مغز (فرآیند یادگیری و حافظه) اثرگذار است. خواب به دو صورت کلی بر روند یادگیری مطالب جدید توسط مغز اثرگذار است. ابتدا برای آماده‌سازی مغز، جهت امکان دریافت مطالب جدید و نیز برای به خاطر سپاری مطالب آموخته‌شده است (انتقال اطلاعات از حافظه کوتاه‌مدت به بلند).در طی یک آزمایش جالب توسط محققین، افراد به دو دسته تقسیم‌بندی شدند. گروه اول هشت ساعت خواب کافی و گروه دوم تحت نظارت کامل یک شب را بدون خواب و کافئین سپری کردند. در ادامه با بررسی اسکن مغزی در MRI، روند دریافت اطلاعات جدید توسط مغز آن‌ها بررسی گردید و در گروه دوم 40 درصد کاهش در توانایی یادگیری مطالب جدید مشاهده شد.شایان ذکر است که این اتفاق، به دلیل تأثیر خواب بر ساختار قسمتی از مغز واقع در قسمت سمت چپ و راست به نام هیپوکمپوس (شبیه به صندوق ورودی اطلاعات جدید و ذخیره‌سازی آن در مغز) است که با کاهش کیفیت خواب کاهش عملکردی چشمگیری می‌یابد.خواب انسان دارای چند مرحله هست که در مرحله‌ی سوم، فرد وارد خواب عمیق می‌شود. بررسی‌ها نشان داده است که خواب باکیفیت عمیق، منجر به تولید امواج قدرتمند مغزی (دوک خواب) می‌شود. این امواج بر انتقال اطلاعات از حافظه کوتاه به بلندمدت فرد مؤثر است که نشان‌دهنده اهمیت زمان کافی خواب و نیز منظم بودن آن بر روند یادگیری و حافظه مغز هست.علاوه بر موارد فوق تحقیقات نشان داده است که کمبود کیفیت خواب با اثرگذاری بر موارد مختلف مانند عملکرد سیستم ایمنی بدن، فعالیت ژن‌ها، میزان هورمون‌ها، تقریباً بر تمامی جنبه‌های سلامت بدن مؤثر است ازاین‌رو خواب به‌عنوان یک ضرورت زیست‌شناسی غیرقابل‌مذاکره و پشتیبان حیات انسانی و یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های سلامت قرن 21 تلقی می‌گردد.برخی از مزیت‌های مدیریت زمان برای خوابافزایش توانایی یادگیری مغزافزایش مهارت قضاوت و تصمیم‌گیری بهترافزایش قدرت حافظهافزایش قدرت خلاقیتتوانایی حل مسئله بهتردقت بیشتر و خطاهای کمتریکاهش استرسسلامت بدنافزایش بهره‌وریبرخی از تأثیرات مخرب نداشتن مدیریت صحیح زمانی برای خوابتأثیر مخرب بر سیستم ایمنی بدن (حتی یک شب خواب 4 ساعته نیز بر سیستم ایمنی بدن اثرگذار است)افزایش احتمال ابتلا به گونه‌های مختلف سرطانافزایش احتمال به زوال عقلی و بیماری آلزایمرتأثیر بر سکته‌های قلبی (مطالعات نشان داده است که کاهش یک ساعت خواب در فصل بهار (تغییر ساعات قدیم جدید) منجر به افزایش 24 درصدی سکته قلبی شده است.تغییر در فعالیت ژن‌ها (دو برابر شدن تعداد ژن مرتبط با تومور و نیز نصف شدن تعداد ژن مرتبط با سیستم ایمنی بدنچند نکته کلی برای مدیریت زمان بهتر در خوابایجاد ساعت خواب بیولوژیککاهش دمای اتاق در هنگام خواب (18 درجه سانتی‌گراد)ایجاد محیط خواب آرامخاموش کردن وسایل الکترونیکورزش منظمتنظیم برنامه خواب به‌عنوان یک وظیفهمنابع:https://lifestyle.howstuffworks.com/family/parenting/parenting-tips/time-management-affect-health2.htmhttps://www.tuck.com/productivity-and-sleep/https://www.ted.com/talks/matt_walker_sleep_is_your_superpower?language=en#t-6399https://www.ninds.nih.gov/disorders/patient-caregiver-education/understanding-sleepبرای مشاهده ی مطالب بیشتر، میتوانید به سایت تایم کوچ مراجعه نمایید.</description>
                <category>TimeCoach</category>
                <author>TimeCoach</author>
                <pubDate>Sat, 04 Apr 2020 13:27:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زبان بدن انسان چه تاثیراتی بر افکار، احساسات و عملکرد او دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Timecoach/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-ov8swcm4jytq</link>
                <description>به دلیل ارتباط شگفت انگیز بدن و ذهن، انسان در رویارویی با مسائل مختلف به طور اتوماتیک با ذهن، بدن و احساسات آن را تجربه می کند.امروزه همه میدانیم که افکار انسان بر  عملکرد بدن او تاثیر گذار است. اما پرسش اصلی اینجاست که آیا رفتارهای بدن انسانی نیز قدرتی در کنترل افکار و عملکرد انسانی او خواهد داشت؟ تحقیقات محققین در سراسر دنیا نشان داده است که ارتباط مابین بدن و ذهن انسان  بسیار فراتر از حد تصورات معمول اوست.مطالعات نشان داده است که حرکات بدن با تاثیر گذاری بر هورمون های بدن انسان ( هورمون استرس (کورتیزول ) و هورمون مرتبط با قدرت (تستوسترون) میتوانند براحساسات، افکار و عملکرد انسان اثر بگذارد. بدین وسیله میتوان با تمرین  تظاهرهای بدنی ( عادت های کوچیک تایم کوچی) سرمایه گذاری قدرتمندی در توسعه فردی کرد. در ادامه به برخی از تحقیقات محققین اشاره میشود.تاثیر لبخند غیر واقعیفریتز استراک روانشناس اجتماعی آلمانی در طی یک آزمایش هوشمندانه به  بررسی رابطه بین چهره و احساسات انسان، به نتایج جالبی دست یافت. در این آزمایش شرکت کنندگان به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول  قلمي را بين دندانهاي خود نگهداشتند و حالتی شبیه به لبخند در بدن ایجاد شد، گروه دوم  نیز قلم را بين لب هاي خود قرار دادند تا حالتی شبیه به چهره هایی کاملاً ملایم  در آن ها ایجاد شود. در ادامه ی آزمایش، به کلیه  شرکت کنندگان، مطلبی کمدی  برای خواندن ارائه شد و از آنها در مورد میزان خنده دار  بودن مطلب سوال شد و مشخص گردید که  شرکت کنندگان گروه یک (لبخند زنان تصنعی ) داستان را بسیار خنده دار تر از گروه دوم  پیدا کردند.نتایج نشان می دهد که لبخند زدن کافی  است تا شما را تشویق کند و یک روز بد را به روزی زیبا تبدیل سازد.تاثیر حالات صورت بر  روحیهنتایج مطالعات یک تیم تحقیقاتی در دانشکده پزشکی هانوفر در آلمان اثبات کرد که حالات صورت می تواند بر روحیه افرادی که از افسردگی رنج می برند تاثیر گذار باشد. آن ها متوجه شدند که  تزریق بوتاکس به بیماران و کاهش خطوط چهره، تاثیر شگرفی بر روند درمانی آن ها داشته و حدود 60% از بیماران تحت درمان، بهبود قابل توجهی در روحیه خود تجربه کرده اند.برای توضیح احتمالی ارتباط بین رفتار بدن و  حالات روحی، میتوان به ساختار مغز اشاره کرد. انسان مسائل مختلف را در سطوح احساسی، ذهنی و فیزیکی تجربه میکند که تمامی این سطوح از طریق پل های مرکزی در بدن به یکدیگر متصل هستند.بنابراین به دلیل ارتباط  شگفت انگیز بدن و ذهن،  انسان در رویارویی با مسائل مختلف به طور اتوماتیک با ذهن، بدن و احساسات آن را تجربه می کند.شاید امروز وقت آن باشد که  با انجام عادت های کوچک  تایم کوچی ، مثل ژست های بدنی دو دقیقه ای قدرتمند و یا شاد، به سمت زندگی غنی تر و تاثیر گذاری بیشتر نزدیک تر شویم.منابع:https://www.neuronation.com/science/how-your-body-language-influences-your-thinkinghttps://www.ted.com/talks/amy_cuddy_your_body_language_may_shape_who_you_are/transcript?language=en#t-1237629برای مشاهده ی مطالب بیشتر، میتوانید به سایت تایم کوچ مراجعه نمایید.</description>
                <category>TimeCoach</category>
                <author>TimeCoach</author>
                <pubDate>Fri, 03 Apr 2020 00:20:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هر 30 روز، تجربه یک زندگی جدید</title>
                <link>https://virgool.io/@Timecoach/%D9%87%D8%B1-30-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-l0gpgfivpxin</link>
                <description>انجام کارهای جدید در قالب چالش های 30 روزه، قابل انجام و قابل دست یابی هستند. علاوه بر این، میتوان به این 30 روز، به شکل یک آزمایش نگاه کرد.شما حساب بانکی زمان خود را چگونه خرج میکنید؟ همه ما می دانیم که یک بار زندگی میکنیم  و میتوانیم با مطالعه داستان زندگی افراد مختلف، با تجربه زندگی های آن ها آشنا شویم. پرسش اصلی اینجاست، آیا کسی هست که نسبت به لمس کردن  تجربه های زندگی های مختلف، بی علاقه باشد؟ شاید کمی ماجراجویی های بیشتر، یا لمس تجربه سبک های زندگی مختلف، اینکه یک نویسنده چه طور زندگی میکند یا یک کوهنورد با چه موانعی رو  به رو میشود؟ آیا راهی برای ایجاد چندین زندگی در طول زمان یک عمر وجود دارد؟بر اساس صحبت های ایمی مورین (روانشناس درمانی، مددکار بالینی مربی روانشناسی کالج و مجری شناخته شده بین المللی در زمینه قدرت ذهنی) زمانی که بحث توسعه فردی و سرمایه گذاری شخصی به میان بیاید. دو مسئله  غالبا سد راه افراد میشود.1-نداشتن انگیزه  کافی برای شروع کار2- ترس از اینکه اهداف آن ها بیش از حد بزرگ باشدبه همین دلیل انجام یک کار جدید در یک چالش 30 روزه با حذف سد راه (ترمز روانی )، میتواند بسیار موثر باشد.انجام کار های جدید در قالب چالش های 30 روزه، قابل انجام و قابل دست یابی هستند. علاوه بر این، میتوان به این 30 روز، به شکل یک آزمایش نگاه کرد. زیرا اگر  کار جدید 30 روزه منجر به ارتقا سطح کیفیت زندگی فرد به شکل موثری شود. همین امر باعث افزایش انگیزه برای تداوم و یا بزرگتر کردن  آن تغییرات مثبت در سبک زندگی فرد می گردد.همچنین از دیگر مزایای انجام کار جدید در  چالش های 30 روزه میتوان به موارد زیر اشاره کرد.ایجاد حس زندگی ( لمس احساس لذت زمان زندگی و  رهایی از زندان عادت های روزمرگی)انجام چالش  کارهای جدید باعث افزایش حس اعتماد به نفس شده و حتی منجر به افزایش خود شناسی به دلیل افزایش تجربه ها در موقعیت ها متفاوت میشود.فلسفه چالش های کوچک اما مداوم به جای چالش های بزرگ زودگذرچالش ها میتواند در راستای اهداف مختلفی مانند چالش 30 روزه یادگیری یک مهارت نرم یادگیری یک دوره جدید،  تمرین مدیریت مالی، افزایش دایره ارتباطات، توجه به سلامت بدن،  کاهش استفاده از تلوزیون، یک ورزش جدید و... باشد.انتخاب دست شماست. شما میتوانید به هر ماه زندگیتان به عنوان یک آزمایش جدید و لمس تجربه های متفاوت زندگی نگاه کنید یا در سیاهچال تاریک عادات و روز مرگی ها فرو روید. انتخاب  لذت بردن از زمان زندگی و یا گذر کردن های بی علاقه  به دست خود ماست. ما خود مسول زندگیمان هستم.  اکنون از خود سوال کنیم، افراد اثر گذار چه سبک زندگی و رفتاری موثری را در زندگیشان ایجاد کردند و ما، اکنون، چه انتخاب هایی برای زندگیمان انجام میدهیم؟منابع:https://www.psychologytoday.com/us/blog/what-mentally-strong-people-dont-do/201811/30-examples-30-day-challenges-will-change-your-lifehttps://www.ted.com/talks/matt_cutts_try_something_new_for_30_daysبرای مشاهده ی مطالب بیشتر، میتوانید به سایت تایم کوچ مراجعه نمایید.</description>
                <category>TimeCoach</category>
                <author>TimeCoach</author>
                <pubDate>Wed, 01 Apr 2020 12:18:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فواید نوشیدن آب به صورت ناشتا</title>
                <link>https://virgool.io/@Timecoach/%D9%81%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D9%88%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A2%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A7-dcc9zjpijqww</link>
                <description>نوشیدن یک لیوان آب هم دما با محیط به صورت ناشتا، به حفظ سلامتی شما کمک خواهد کرد.با توجه به اینکه بدن انسان از 70٪آب تشکیل شده است ، ضرورت توجه به تامین مقدار کافی آب بدن جهت حفظ عملکرد مناسب آن  آشکار می گردد. کمبود آب، منجر به ایجاد  انواع پیامدهای منفی کوتاه مدت و طولانی مدت بر عملکرد اندام ها و بافت های حیاتی مانند انتقال مواد مغزی  و اکسیژن به سلول ها، حل مواد معدنی،تنظیم دمای بدن، روان سازی مفاصل و... میشود.آیا می دانید که نوشیدن آب به طور ناشتا چه مزایایی  برای شما به همراه دارد؟ بدن شما هنگام بیداری، در حال ولع مصرف آب است. نوشیدن آب به صورت ناشتا می تواند شما و سلامتی شما را به روش های بیشتری از آنچه تصور می کنید دوباره جوان کند. در اینجا برخی از فواید نوشیدن آب به صورت ناشتا اشاره میشود.تصفیه شدن بدنکمک به پاک کردن سموم از بدنکمک به حفظ سلامت ارگان های داخلی بدنهیدراته نگاه داشتن بدن به شدت بر عملکرد  صحیح ارگان های داخلی و سلامت دستگاه لنفاوی موثر است.سیستم ایمنینوشیدن آب به صورت ناشتا منجر به افزایش راندمان عملکرد سیستم ایمنی بدن در مبارزه با عفونت ها میشود. به گفته جامعه پزشکی ژاپن ، نوشیدن آب در حالت ناشتا می تواند به شما در درمان بیماری های مختلفی مانند سردرد ، درد بدن ، بیماری های قلبی ، آرتروز ، ضربان سریع قلب، دیابت، کلیه بیماری های چشم و...کمک کندحفظ سلامت پوستبه حذف سموم موجود در خون کمک می­کند تا پوست شما، درخشان ، سالم و شفاف گردد.افزایش سوخت و ساز بدننوشیدن آب با معده ی خالی منجربه افزایش نرخ سوخت و ساز بدن تا حداقل  24% میشود. این امر برای افرادی که از رژیم‌های سخت غذایی پیروی می‌کنند بسیار  بسیار مهم استاز دیگر مزایای نوشیدن آب در صبح میتوان، کمک به کاهش وزن، سلامت و زیبایی مو، جلوگیری از سنگ کلیه و...اشاره کرد.شایان ذکر است که اگرچه نوشیدن آب ناشتا فواید سلامتی زیادی دارد ، اما هیدراته کردن بدن در طول روز نیز به همان اندازه مهم است. ، بنابراین علاوه بر نوشیدن  آب به محض بیدار شدن توصیه می گردد که در طول روز نیز، در فواصل منظم، آب بنوشید.برای مشاهده ی مطالب بیشتر، میتوانید به سایت تایم کوچ مراجعه نمایید.</description>
                <category>TimeCoach</category>
                <author>TimeCoach</author>
                <pubDate>Wed, 11 Mar 2020 16:35:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهره وری ساده</title>
                <link>https://virgool.io/@Timecoach/%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87-%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-c1seuowkg4mf</link>
                <description>ما بیش از حد در اطلاعات و وظایف غرق شده ایم و سعی می کنیم همه کارها را به جای فقط اساسی ترین کارها انجام دهیم راه حل این است که فقط روی کارهای ضروری تمرکز کنید.تمرکز روی ضرورت ها:این روزها زندگی ما شلوغ تر از همیشه است. ما بیش از هر زمان دیگری کار می کنیم. ما نسبت به گذشته استرس بیشتری داریم و خسته تر هستیم. و با این حال کمتر نتیجه میگیریم و خوشحال نیستیمکه بنظر نباید اینطور باشد!مشکل این است که ما بیش از حد در اطلاعات و وظایف غرق شده ایم و سعی می کنیم همه کارها را به جای فقط­ اساسی ترین کارها انجام دهیم!راه حل: فقط روی کارهای ضروری تمرکز کنید، بقیه را حذف کنید و به خودتان اجازه دهید وارد وضعیت زیبایی شوید که به عنوان &quot;جریان&quot; شناخته می شود.و اگرچه این مسئله که از همه مشغله هایی که به آن عادت کرده ایم دست بکشیم، میتواند کار سختی باشد، اما این تغییر مزایای فوق العاده ای برای سلامت عقل ما، سطح استرس، شادی و البته بهره وری ما خواهد داشت.۱۰ راهکار تایم کوچی برای بهره وری بیشتر و تلاش کمتر۱.ذهن خود را خالی کنید!اگر در وسط یک جریان اطلاعات قرار بگیریم، دستیابی به چشم انداز و دانستن آنچه که واقعاً ضروری است، غیرممکن است. در صورت امکان یک ساعت یا نصف روز وقت بگذارید تا جریان اطلاعات را قطع کنید و دید بیشتری به زندگی و شغل خود به دست بیاورید. زمانی که به اینکار اختصاص میدهید ارزشش را دارد که به همه بگویید در دسترس نیستید و تمام ارتباطات را خاموش کنید، خود را در جای بخصوصی قرار دهید و مدتی وقت بگذارید تا درباره آنچه مهم است فکر کنید. چه چیزی می خواهید؟ در چه مسیری قرار دارید؟ برای رسیدن به آنجا چه چیزی لازم است؟ راه عالی دیگر برای خالی کردن ذهن، که برای تمرکز ضروری است، نوشتن تمام کارهایی است که شما باید انجام دهید، تمام کارها و پروژه ها و ایده های شما. مطالب ذهنتان را روی کاغذ بنویسید و سپس مدتی در مورد آنها فکر نکنید.۲.روی کارهای اساسی تمرکز کنید!پس از خالی کردن ذهن، باید بفهمید که مهمترین وظایفتان چیست. این سؤال جادویی را از خود بپرسید: &quot;چه کاری می توانید انجام دهید که بیشترین بازدهی را در زمان تان به شما بدهد؟&quot; این پروژه را شناسایی کنید که بیشترین شناخت را به شما برساند، جوایز شما را کسب کند یا بیشترین بازده کسب و کار را به دست بیاورد. چیزی که هزینه های زیادی را پرداخت می کند. نه چیزی که طی یک هفته فراموش خواهید کرد، بلکه چیزی است که دیگران شما را با آن به خاطر می آورند و میشناسند. این یک کار اساسی است.  لیستی از این نوع کارها تهیه کنید، آنها مهمترین کار شما برای انجام در این هفته هستند.۳.بقیه موارد را حذف کنید!اکنون به لیست کلی خود نگاه کنید. چه چیزی در آنجا وجود دارد که ضروری نیست؟ آیا می توانید آنها را از برنامه خود دور کنید؟ یا آنها را به شخص دیگری واگذار کنید؟ اگر اینطور نیست، آنها را در &quot;لیست انتظار&quot; قرار دهید. سپس، در حالی که به وظایف اساسی خود توجه می کنید، هر لحظه این لیست انتظار را بررسی کنید. گاهی اوقات خواهید فهمید که کارهای کم اهمیت اصلاً ضروری نبودند.۴.ابتدا وظایف اساسی را انجام دهید!اگر لیستی از کارهایی را که امروز باید انجام دهید، دریافت کرده اید و یکی یا دو مورد از آنها واقعاً ضروری هستند، اول آن کارهای ضروری را در صبح انجام دهید. منتظر بقیه روز نمانید، زیرا با ظهور سایر موارد فوری، آنها را کنار میگذارید. پس آنها را در همان ساعات ابتدایی روز انجام دهید و از مسیرتان دور کنید تا بهره‌وری شما واقعاً بالا برود.۵.حواس پرتی ها را از بین ببرید!شما می توانید موارد اساسی را در تمام طول سال در فهرست خود قرار دهید، اما اگر به طور مداوم تمرکز خود را با اعلان های ایمیل، IM، تلفن های همراه، خواننده  RSS، ابزارها و ابزارک ها، رسانه های اجتماعی، انجمن ها و موارد مشابه بهم بزنید و این کار را متوقف نکنید، هرگز بهره ور نخواهید بود. در صورت امکان خود را از اینترنت جدا کنید، میز خود را از تمام کاغذها تمیز کنید، دیوارها و مناطق اطراف خود را پاک کنید و به خودتان اجازه دهید که واقعاً تمرکز کنید.۶.از ابزارهای ساده استفاده کنید!با یک دسته اسباب بازی یا جدیدترین و جالب ترین برنامه های کاربردی که با آنها سازگار نیستید خودتان را اذیت نکنید. یک نوت بوک ساده برای نوشتن چیزها، یک لیست ساده برای انجام کارها (بدون زواید) و ساده ترین کاربرد ممکن برای انجام کارهای خود پیدا کنید. سپس ابزارها را فراموش کرده و فقط به کار مورد نظر فکر کنید. اگر خیلی نگران ابزارها باشید، در واقع کاری انجام نمی دهید!۷.در یک زمان فقط یک کار را انجام دهید!چند کاره  بودن اتلاف وقت است. شما نمی توانید کارها را تمام کنید در حالی که یک میلیون کار دیگر در آن لحظه در حال انجام شدن هستند و توجه شما را جلب می کنند. تمرکز خود را بر روی کار اصلی  در پیش روی خود قرار دهید و کارهای دیگر را حذف کنید و در اینصورت خیلی بیشتر احتمال دارد که آن را در زمان کمتر و با تلاش کمتر تکمیل کنید!۸.آرام باشید!علاوه بر یک محیط کار آرام، شما هر روز به جایی نیاز دارید که بتوانید با خود ارتباط بگیرید، جایی که مجبور نیستید کار کنید. این امر می تواند از طریق خواندن، استحمام، پیاده روی در طبیعت، شنا در ساحل، دویدن و مراقبه باشد. خواندن خوراک شما نیست، از بارگذاری بیش از حد اطلاعات دور شوید و این آرامش را پیدا کنید که به شما امکان می دهد هنگام کار، واقعاً متمرکز شوید، و روز خود را در ذهن خود مرور کنید و این دیدگاه را به دست آورید تا ببینید چه چیزی ضروری است.۹.از کارهای خود نهایت استفاده را ببرید!نوشتن یک چیز عالی یا ایجاد یک چیز، خارق العاده است اما این چیز دیگری است که گسترده می شود، توجه ها را به سمت شما می آورد، باعث این میشود که تشخیص دهند شما صلاحیت آن را دارید، که منجر به کسب و کار یا فرصت های بیشتر شوید، هنگامی که ایده بزرگ بعدی را ایجاد کردید، آن را تبلیغ کنید، آن را به دیگران نشان دهید، راهی پیدا کنید تا بتواند شما را از آنجایی که هستید دورتر ببرد. فقط ایده ایجاد نکنید و به ایده بعدی بروید. از انرژی و استعدادهای خود حداکثر استفاده کنید.۱۰.بیشتر موارد را ساده کنید!هنگامی که به موارد ضروری و حذف حواس پرتی ساده پرداختید، باید مولد باشید.اما حواس پرتی ها و غیرضروری ها راهی برای برگشتن و جمع شدن در ذهنتان را دارند. هر از چند گاهی، به اطلاعاتی که در زندگی شما می آید، به چگونگی گذراندن وقتتان و ابزارهایی که استفاده می کنید، نگاهی بیندازید. سپس برخی را ساده کنید.برای مشاهده ی مطالب بیشتر، میتوانید به سایت تایم کوچ مراجعه نمایید.</description>
                <category>TimeCoach</category>
                <author>TimeCoach</author>
                <pubDate>Wed, 19 Feb 2020 19:49:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه ریزی اهداف</title>
                <link>https://virgool.io/@Timecoach/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81-m47abnqfsf4m</link>
                <description>هدفگذاری تنها در کنترل مسیر زندگی شما کمک نمی کند بلکه معیاری را برای شما فراهم می کند که آیا شما در مسیر موفقیت هستید یا خیر.برای شروع کردن مدیریت زمان به صورت حرفه ای، لازم است که شما اهدافتان را تعیین کنید.زمانی که شما بدانید کجا می خواهید بروید، در آن صورت میدانید که چه کارهایی دقیقا باید انجام دهید.بدون برنامه ریزی شما وقتتان را روی بحث کردندر مورد،تضاد اولویت ها به هدر می دهید. بعضی ها مایل هستند که هدف گذاری را نادیده بگیرند زیرا نیاز به زمان و تلاش دارد.اگر شما درباره ی مدیریت زمان مصمم هستید ما به شما پیشنهاد می کنیم هدف گذاری شخصی، قوانین طلایی هدف گذاری و هم چنین نقشه گنج را مطالعه کنید.هدف گذاری شخصی:بیشتر مردم احساس می کنند در این جهان سرگردان هستند‌ آن ها سخت تلاش می کنند اما به چیزی ارزنده و قابل ارزشی دست پیدا نمی کنند.دلیل اصلی داشتن چنین احساسی این است که آن ها زمان کافی صرف اینکه چه چیزی از زندگی می خواهند نمی کنند و برای خودشان هیچ هدف خاصی تعیین نمی کنند.آیا شما قصد رفتن به یک سفر را، بدون مشخص کردن مقصد می کنید؟ احتمالا هرگز!هدفگذاری یک پروسه ی قدرتمند برای ایده های آینده شما و انگیزه دادن به خود است تا دیدگاه های خودتان را به واقعیت تبدیل کنید.قوانین طلایی هدفگذاری:آیا شما تا به حال به این فکر کرده اید که در ۵سال آینده چکار میخواهید انجام دهید؟ آیا شما می دانید که در پایان امروز چه چیزی را می خواهید بدست بیاورید؟اگر شما می خواهید موفق شوید، لازم است که اهداف خود را مشخص کنید، بدون هدف شما بدون تمرکز و مسیر هستید.هدفگذاری تنها در کنترل مسیر زندگی شما کمک نمی کند بلکه معیاری را برای شما فراهم می کند که آیا شما در مسیر موفقیت هستید یا خیر؟برای مثال به این فکر کنید که داشتن میلیون ها دلار در بانک تنها زمانی نشانه موفقیت است که یکی از اهداف شما ثروتمند شدن باشد اما اگر هدف شما خیریه باشد، در اینصورت نگه داشتن پول ها برای خودتان خلاف هدف شماست.برای تحقق یافتن اهدافتان شما باید بدانید که چگونه هدفگذاری کنید. شما فقط به سادگی نمیتوانید بگویید &quot;من می خواهم&quot; و انتظار داشته باشید رخ دهد.هدفگذاری پروسه ای است که با مراقبت و ملاحظه چیزی که می خواهید را بدست آورید و با سخت کوشی زیاد به پایان میرسد. مابین اینها یک سری گام های خیلی خوبی تعریف شده است که باعث برتری یافتن هر هدف خاص می شود. دانستن این گام ها به شما اجازه می دهد که اهداف خود را به سرانجام برسانید.برای مشاهده ی مطالب بیشتر، میتوانید به سایت تایم کوچ مراجعه نمایید.</description>
                <category>TimeCoach</category>
                <author>TimeCoach</author>
                <pubDate>Wed, 12 Feb 2020 11:23:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا در برابر محدودیت هایی که شما را عقب نگه میدارند، نیاز به دستیابی به موفقیت دارید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Timecoach/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%B9%D9%82%D8%A8-%D9%86%DA%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-fi7z6wxln6fk</link>
                <description>با چهارچوب دستیابی به موفقیت و هفت مهارت سنگ بنایی، شما قادر خواهید بود که از محدودیت های کنونی خود رها شوید و دنبال کردن هدفهایی که واقعا برای شما مهم است را بدون این که ریسک کنید یا مسئولیت های کنونی خود را قربانی کنید، شروع کنید.شما احساس می کنید در حوزه زندگی خود گیر کرده اید و نمی دانید قدم بعدی چه کار کنید؟کارهایی وجود دارد که می خواهید انجام دهید، رویاهایی که عاشق رسیدن به آنها هستید، هنوز به نظر می رسد شرایط کنونی شما، شما را از رسیدن به اهدافتان عقب نگه داشته است.شاید شغل، حرفه، تصمیمات بزرگ، روابط، و یا حتی زندگی شما در مقابل تمرکز بر روی آنچه که واقعا آرزو دارید، ایستاده است؟ شما نا شاد هستید و شاید می سوزید، شما یک تغییر می خواهید. شما به نوعی نیاز به دستیابی به موفقیت دارید. این اکنون کجای زندگی شماست؟آیا چیزی بزرگ تر و بیشتر از اینکه شما دوست دارید انجام دهید، وجود دارد که احساس کنید به هر دلیلی الان نمی توانید انجامش دهید؟ اگر شما این گونه احساس میکنید، می توانم به شما اطمینان دهم که تنها نیستید. تقریبا تمام افراد به همین گونه، این را در مقطعی از زندگی خود احساس کردند، زیرا انسان ها برای رشد و بلوغ و ایجاد ورژن بهتر خودشان ساخته شده اند. مثلا نظریه تکامل را ببینید، این نشان می دهد که چگونه انسانها با زمان تطابق یافتند، نجات یافتند و در زمین بهتر شکوفا شدند و تکامل یافتند.همین طور برای زندگی هر کدام از ما این گونه است. ما اهداف، رویاها و آرزوهای متفاوتی داریم، اما همه یک نتیجه مشترک می دهد، از قبل بهتر شدن... هر آنچه که واژه شادی، ثروت، عشق و... است. حال چرا بعضی از ما زمان سخت تری برای پیشروی دارند؟ برای جواب به این سوال ما نیاز داریم بدانیم چه چیزی ما را عقب نگه می دارد؟این محدودیت ها چیستند؟به صورت سطحی، محدودیت ها شما را از جلو بردن به سمت چیزی باز می دارند؛ اما، اگر بیشتر کنکاش کنید می یابید که محدودیت ها چیزهایی هستند که شما را از ماندن در حلقه باز می دارند.آنها شما را در مواجهه با بعضی از مشکلات باز می دارند و با داشتن انتخاب و رفتار مشابه دوباره و دوباره گیر می اندازند. محدودیت ها شرایط کنونی شما را تعریف می کنند، همچنین به این معناست که کیفیت زندگی شما را تعریف می کنند.اما ما این بینش را از دیگر افرادی که ناگهان، به موفقیت دست یافتند، پیدا کردیم: واقعیت شما از ادراکتان نشات گرفته است. این واقعیت نسبتا مهمی نیست اما، چگونه دیدن آن مهم است. بنابراین قدرت کنترل چگونه دیدن اتفاقات و چیزها کلید دستیابی به موفقیت است.بعضی از افراد نسبت به دیگران به آسانی جلو می روند زیرا آنها بیشتر از دیگران قادر به کنترل دیدگاه خود به مسائل هستند. آنها قادر هستند که ذهن(mindset) خود را تغییر دهند که حتی منفی ترین اتفاقات را به چیزی مثبت تبدیل کند.و خبر خوب اینجاست که تمام محدودیت ها از ذهن شما شروع می شود، به این معنا که شما می توانید کنترل چگونه دیدن محدودیت ها را به دست بگیرید و من می خواهم شما را با چهارچوب دستیابی به موفقیت آشنا کنم.چهارچوب های دستیابی به موفقیتاین چهارچوب های دستیابی به موفقیت کمک می کند یک الگوی گذر برای شما فراهم شود که هر محدودیتی که ممکن است داشته باشید را به یک فرصت قابل دستیابی تبدیل کنید.با این چهارچوب، شما قادر خواهید بود خودتان به اهدافتان دست یابید و تمام آنچه که شما را عقب نگه می دارد را بشکنید.شما یاد خواهید گرفت که چگونه از 7 مهارت سنگ بنایی که در راه تغییر به شما کمک می کند، استفاده کنید. این هفت مهارت به بزرگنمایی تلاش ها کمک می کند و اجازه می دهد که فرصت ها را سریع تر بقاپید و تغییرات دائم را در شما القا می کند که شما درگیر آن محدودیت ها نمی شوید.قدم اول: پیدا کردن فرصت های پنهاناولین قدم پیدا کردن فرصت های پنهان است. وقتی ما با یک چالش یا شکست روبه رو می شویم، به عنوان یک انسان طبیعی است که بر نقاط منفی و چیزهایی که از دست داده ایم تمرکز کنیم. اما این زندگی است! همیشه نوعی محدودیت وجود دارد، پس چرا ذهن خود را بجای محدودیت ها بر روی فرصت ها آموزش ندهیم!با هر مانع، همیشه یک فرصت پنهان که منتظر پیدا شدن است وجود دارد.بنابراین بجای مبارزه با آن یا رها کردنش، بدانید که همیشه دو روی سکه وجود دارد. به این معنا که شما می توانید فرصت ها را با هر مانع، که با آن رو به رو می شوید پیدا کنید.بنابراین، برای پیدا کردن فرصت های پنهان، این سوال ها را از خود بپرسید:1.    چه محدودیت هایی بر روی کیفیت زندگی شما در حال حاضر تاثیر گذاشته است؟به طور مثال: &quot; من با ... { مانع یا قید و بند} محدود شده ام زیرا ....{ چرا این محدودیت وجود دارد}&quot;2.    چه چیزی جلوی انجام آن را می گیرد؟به طور مثال: &quot;این جلوی من را از ...{چیزی که می خواهید انجام دهید} می گیرد&quot;3.    نقطه چرخش(تغییر) چیست؟نقطه چرخش یک کلید مانع است که، اگر از پس آن برآیید، جهان فرصت جدیدی برای شما باز خواهد کرد که قبلا در دسترس نبوده است. بنابراین کافی است که آن نقطه چرخش در محدودیتی که با آن رو به رو هستید را بیابید، تا فرصتی جدید بسازید.به طور مثال: &quot;اگر می توانستم ...{موفقیت} پس من قادر خواهم بود ...{احتمال های جدید}&quot;4.    یک بیانیه فرصت بسازیدبه طور مثال: من یک فرصت دارم تا ...{احتمال های جدید } به وسیله ی ...{موفقیت}نوشتن یک بیانیه فرصت، نه تنها قصد شما را محکم می کند، بلکه جرقه ای برای انگیزه شما فراهم می کند که بتوانید عاقبت از پس محدودیت خود برآیید.این می تواند یک تخلیه ذهنی واقعی برای رو به رو شدن با یک مانع باشد؛ و هرچه بیشتر در این حال بمانید تلاش و انرژی بیشتری از شما گرفته می شود. بنابراین طی کردن قدم اول، پیدا کردن فرصت های پنهان کمک می کند به سلطنت دوباره سرزمین مثبت اندیشی بازگردید که شما را به سمت تمرکز بر روی اعمال قدم های دو تا چهار سوق می دهد.قدم دوم: برنامه ریزی پله های پیشرفت خودحالا که شما فرصت های پنهان را پیدا کردید، قدم بعدی برنامه ریزی پله های پیشرفت خود است. این به سادگی به این معناست که شما باید یک برنامه بازی برای اینکه چگونه می خواهید به فرصت برسید را داشته باشید! و همه این ها، با ساختن اهداف قابل دستیابی شروع می شود. بنابراین اولین راز ساختن اهداف قابل دستیابی، پیدا کردن ستاره قطبی(شمال) است.ستاره قطبی شما چیزی است که شما را به سمت نتیجه سوق می دهد. مطمئن شوید که اهداف شما بر روی مرزهای آنچه که واقعا می خواهید قرار دارد. ستاره شمال شما بزرگترین هدف شماست که تمام اهداف کوچکتر شما خود را با آن تراز می کند.دومین راز تنظیم کردن اهداف در طی رشد می باشد. به این معناست که موفقیت شما بر اساس پیشرفت شما باشد نه فقط بر روی یک نتیجه تنها.راز سوم، برداشتن قدم های خیلی کوچک است. به منظور ثبات قدم داشتن، شکستن هدف نهایی به اهداف کوچکتر کمک کننده خواهد بود، تکه های قابل دسترس و حرکت رو به بالا به سمت هدف، از این رو پیشرفت پله ای است.هر قدم کوچک مشخص، پیشرفت رو به جلو داشتن و در نهایت رسیدن به هدف موفق شدن را آسان تر می کند.زمانی که برنامه بازی شما بر اساس اهداف چیده شده باشد، زمان عمل در مورد آنها فرا می رسد. و این جاست که تمام انرژی و توجه شما را می طلبد. این همچنین قسمتی است که خیلی از ما شکست می خوریم یا از نیمه راه دست می کشیم زیرا انرژی و توجه ما محدود است. پس ما باید مطمئن بشیم که بر روی کار درست متمرکز هستیم.قدم سوم: سرمایه گذاری باانرژی، اولویت بندی با زمانسومین قدم چهارچوب دستیابی به موفقیت، سرمایه گذاری با انرژی و الویت بندی با زمان است. دستیابی به موفقیت به تمرکز انرژی نیاز دارد و تلاش بالاتر از سطحی که در حال حاضر استفاده می کنید، درغیر اینصورت به آن دستیابی به موفقیت نمی گوییم. بنابراین شما نمی توانید این را با حواس پرتی یا تلاش های پراکنده هدر دهید و از عهده آن برآیید. به این دلیل است کهتمرکز اسلحه نهایی شماست که اثرگذاری شما را حداکثر می کند.و از آنجا که زمان چیزی است که نمی توان آن را به عقب باز گردانیم، پس باید آن را به دقت مصرف و سرمایه گذاری کنید. وقتی که در جای نامناسب از زمان استفاده کنیم آن را هدر می دهیم، که ممکن است به علت برنامه ریزی یا اولویت بندی ضعیف باشد. در نتیجه، ما زمان را موثر مصرف نمی کنیم به این دلیل که کلید آن تمرکز است.بنابراین به منظور حداکثر کردن اثر، ما نیاز داریم که زمان و انرژی مان را سرمایه گذاری کنیم.ابتدا نوبت انرژی است زیرا اگر شما نمی توانید تمرکز کنید، مهم نخواهد بود که چقدر خوب زمان خود را مدیریت کنید. شما همچنان دارید آن را هدر می دهید زیرا مولد نیستید.از شر حواس پرتی ها خلاص شوید، از آنجائیکه که طول توجه ما کوتاه است، بهتر است برای بهبود تمرکز ،کارها را در زمان کوتاه انجام دهید. مغز خود را با استفاده از وسایل کمکی مانند برنامه هاapp، ژورنال نویسی، وسایل ضبط صدا و ...تخلیه کنید، تا مغز شما در اطلاعات غرق نشود و این روتین را مدام انجام دهید تا ماهیچه های توجتان را بسازید.بعد نوبت زمان می شود. وقتی شما یاد گرفتید که انرژی خود را حداکثر کنید، چگونه مصرف کردن زمانتان مهم می شود. اولویت ها را مشخص کنید و از مهلت استفاده کنید. کشف کنید که کدام عمل یا وظیفه بیشتر مهم است، زمانی که شما لیست اولویت بندی خود را دارید و مطمئن باشید که در برنامه هفتگی خود آن ها را گنجانده اید بنابراین آنها می توانند به سرانجام برسند.حال که شما فرصت، قدم و عملکرد های متمرکز را ایجاد کردید و به قدم آخر دستیابی به موفقیت دست یافتید از این رو شمای جدید پایدار باقی خواهد ماند.قدم چهارم: ساخت موتور پایداری خودبرای همه دستیابی به موفقیت ها به یک شیوه نیست، بنابراین، روند رشد پایدارِ شخصی نیاز است. در راه رسیدن به موفقیتتان، شما با چالش ها و مانع های جدید رو به رو می شوید که نیاز به طرز فکر یکسان و برنامه جدید دارد.دستیابی به موفقیت نیاز به ورودی ثابت، در طول زمان دارد؛ در غیر این صورت شما ممکن است که به موفقیت دست یابید ولی در تله برگشت به عقب بیافتید. فقط اراده داشتن کافی نیست، شما نیاز به سیستم حمایتی و تغذیه تکانه های خود دارید، به همین دلیل است که شما نیاز به موتور پایداری دارید. و دو عنصر این موتور: انگیزه و عادت هاست.انگیزه از ادامه رشد و پیشرفت، در دستاورد ها شکل می گیرد. هرچه رشد بیشتری تجربه کنید، انگیزه شما بیشتر ادامه پیدا می کند.عادت ها، روتین هایی هستند که به شما کمک میکند که تکانه هایِ خودکار بسازید.شما می توانید حلقه عادتهایی که به رشدتان لنگر می خورد، بسازید و بطور مداوم بازخورد را در حلقه خود بگنجانید که از روند پیشرفت خود آگاه شوید و رشد شما را به هم پیوسته کند.با شناخت کلید اصلی، عادت های خود شروع کنید که به رشد شما لنگر بزند و اطمینان داشته باشید که برنامه روزانه شما کار کند و روند رشد خود را به صورت روزانه یا هفتگی ردیابی کنید.در طی یک ماه شما باید تغییراتی که رخ داده است را ببینید در طی 2 یا 3 ماه و یا بیشتر نقاط عطف پیشرفت و رسیدن به هدف نهایی خود را که قبلا تنظیم کرده اید را باید ببینید.تکرار و رشدچهار قدم چهارچوب دستیابی به موفقیت را که من اشاره کردم را در مواجهه با هر مانع(محدودیت) بدون توجه به این که در چه موقعیتی قرار دارید، می توانید استفاده کنید.تسلط بر هفت مهارت سنگ بنایی به شما کمک می کند که هر قدم از چهار چوب دستیابی به موفقیت را موثر انجام دهید که به شما درک عمیقی از کاری که باید انجام دهید تا نتیجه را دلخواه بگیرید می دهد.دستیابی به موفقیت هرگز یکی(یک راه) نیست. ممکن است امروز یک عقب ماندگی را جبران کنید اما با یک چالش جدید در سه ماه آینده روبه رو شوید و این کاملا طبیعی است این همان پیشرفت در زندگی می باشد کاری که قبلا سخت بوده را انجام می دهید که شما را به سمت جایگاه بالاتر سوق می دهد.با چهارچوب دستیابی به موفقیت و هفت مهارت سنگ بنایی، شما قادر خواهید بود که از محدودیت های کنونی خود رها شوید و دنبال کردن هدفهایی که واقعا برای شما مهم است را بدون این که ریسک کنید یا مسئولیت های کنونی خود را قربانی کنید، شروع کنید.برای مشاهده ی مطالب بیشتر، میتوانید به سایت زیر مراجعه نمایید.www.yourtimecoach.org</description>
                <category>TimeCoach</category>
                <author>TimeCoach</author>
                <pubDate>Sun, 09 Feb 2020 15:27:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای کامل متوقف کردن تعلل</title>
                <link>https://virgool.io/@Timecoach/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%82%D9%81-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AA%D8%B9%D9%84%D9%84-vc0gzocapksa</link>
                <description>علی رغم این واقعیت که... این طبیعت انسان است که به دنبال پاداش های فوری و تعویق باشد، در اینجا برای شما یک راهنمای گام به گام داریم تا تعویق را متوقف کنیم.تعلل و به تعویق اندازی چیست؟اگر کارهای زیادی برای انجام دادن دارید و اغلب خود را در کشمکش و تقلای به پایان رساندن پروژه ها و سراغ کارهای دیگر رفتن می بینید، مطمئناً تنها نیستید. مطالعات نشان می دهد که بیش از 20 درصد از افراد بالغ این اجازه را به خود می دهند که به وسیله حواس پرتی ها، از انجام برخی کارها اجتناب کنند و آنها را به تعویق بیاندازند(به نوعی از آنها بگذرند).تعلل و به تعویق اندازی چیست؟ و برای جلوگیری از تعلل چه کاری می توانید انجام دهید ؟در این مقاله، برای شما توضیح می دهم که چرا غلبه بر تعویق بسیار دشوار است و چگونه می توانید با پیروی از یک راهنمای گام به گام، یک بار برای همیشه تعویق را متوقف کنید. اما ابتدا، باید درک کنید که تعلل چگونه اتفاق می افتد.تعویق چیست؟پیرس استیل، نویسنده کتاب معادله تعویق(تعلل):چگونه تعویق کارها را متوقف کنیم و به پایان رساندن کارها را آغاز کنیم؟ تعویق را این گونه تعریف می کند:&quot;تعویق (تعلل) یعنی به تأخیر انداختن ارادی جریان عملی کاری علیرغم اینکه انتظار می رود به خاطر تاخیر شرایط وخیم تر شود.&quot;به عبارت دیگر، تعلل به معنی انجام کارهای لذت بخش تر به جای آنهایی که کمتر لذت بخش است می باشد. نتیجه نهایی این است که وظایف مهم به زمانهای دیگر موکول می شوند.چالش غلبه بر تعلل (تعویق)انسان خویشتن داری، محدودی دارد. دکتر روی بامیستر، یک روانشناس از دانشگاه ایالتی فلوریدا، در حال مطالعه خویشتن داری(تسلط بر خود) است و او دریافته است كه درست مانند عضلات، خویشتن داری انسان یک منبع محدودی است كه می تواند به سرعت خسته شود. وقتی خویشتن داری انسان در حال به پایان رسیدن است تمایل پیدا می کند آنچه را که لذت بخش تر است انتخاب کند، کارهای تعویقی فوری به جای کارهای واقعی.در اصل، تعلل یک استراتژی اجتناب است. کسانی که عادت دارند کارها را به تعویق بیاندازند به جای انجام کارهایی که باید انجام دهند تصمیم به انجام کار دیگری می گیرند زیرا انتخاب لذت به جای درد بسیار ساده تر است.به طور خلاصه، غلبه بر تعلل بسیار سخت است زیرا این یک نبرد در مقابل دشمن طبیعی انسان است، یک ضعف ذاتی انسانی است.نحوه جلوگیری از تعلل (راهنمای مرحله به مرحله)علی رغم این واقعیت که... این طبیعت انسان است که به دنبال پاداش های فوری و تعویق باشد، در اینجا برای شما یک راهنمای گام به گام داریم تا تعویق را متوقف کنیم.5 نوع تعلل کننده وجود دارد:1.محرک های خود را مشخص کنیدمشخص کردن نوع تعللی که شخصاً تجربه می کنید یک گام اساسی است تا مشکل را ریشه ای حل کنید.شما از کدام نوع تعلل کننده ها هستید؟ بیایید به عوامل ایجادکننده و محرک تعلل شما نگاهی بیندازیم:*کمال گراکامل بودن همان لذتی است که کمال طلبان می خواهند. اما غالباً این مساله باعث می شود كه آنها از نشان دادن نقص های خود بترسند. به همین دلیل، آنها اغلب نمی توانند کارها را به پایان برسانند، زیرا آنها مدام به دنبال زمان بندی یا رویکرد درست و بی عیب و نقص هستند. از نظر یک کمال گرا، کارها هرگز به اتمام نمی رسند، زیرا امور هرگز به اندازه کافی کامل نیستند.به جای اتمام کارها، کمال گراها در چرخه ای بی پایان از ضمیمه ها و اضافات، ویرایش ها و حذف ها گرفتار می شوند.*منفعل(کسانی که می گویند مشکلی وجود ندارد، چون نمی خواهند مشکل را حل کنند و با آن روبرو شوند)چنین افرادی ترجیح می دهند در مرحله خیال بافی بمانند. به این ترتیب، آنها مجبور نیستند به صورت واقعی کار کنند یا با هرگونه استرس و انتقاد کنار بیایند.رویاپردازی به این افراد یک احساس اشتباه رسیدن به موفقیت می دهد، چون در ذهن خود برنامه های بزرگ و جاه طلبانه ای را مجسم می کنند. متأسفانه برای آنها، این طرح ها به احتمال زیاد رویا باقی خواهند ماند، و این افراد هرگز عمل ارزشمندی انجام نخواهند داد.*ترسو و نگرانترسوها به این باور هستند که با کاری انجام ندادن اتفاقات بد هم پیش نمی آیند.در واقعیت، ترسوها احساس ترس از اشتباه کردن یا انجام هر کار اشتباهی را در روان خود گسترش داده اند. به این ترتیب بهترین راه برای جلوگیری از این اتفاقات بد، انجام ندادن هیچ کاری است. در پایان، آنها ممکن است اشتباهات کمی انجام دهند، اما موفقیتهای اندکی را نیز می بینند.*جسور و بی پرواجسورها کسانی هستند که معتقدند زمان پایان کار(مهلت انجام کار) می تواند آنها را به سمت انجام کار بهتر سوق دهد. آنها به جای داشتن برنامه ای برای اتمام کار هایشان، ترجیح می دهند قبل از رسیدن مهلت مقرر انجام کار، از انجام کار های شخصی خودشان لذت ببرند.این به احتمال زیاد یک چیز ناخودآگاه است، اما جسوران به طور مشخص بر این باورند که شروع زود هنگام، لذت آنها را از کارهای دیگر، را قربانی و فدای آن کار می کند. این امر در ذهن و احساس آنها تقویت شده است، آنها بارها و بارها موفق میشوند به وسیله کار کردن تا پاسی از شب نجات پیدا کنند. در نهایت اغلب آنها به دلیل عجله، کیفیت کار خود را فدا می کنند.*ناپخته و بی تجربهناپخته ها توانایی اولویت بندی کار خود را ندارند. آنها به جای اینکه به آنچه واقعاً باید انجام دهند فکر کنند، کاری را که احساس می کنند باید انجام دهند را عملی می کنند.اولویت بندی کارها گامی است که زمان بیشتری می برد، بنابراین یک فرد ناپخته احساس می کند که ارزش آن را ندارد. به همین دلیل، آنها معمولاً کارهای بی دردسر زیادی را انجام می دهند که سهم زیادی در یک پروژه ندارند(ارزشی را به پروژه اضافه نمی کنند). آنها بطور مداوم مشغول انجام کارهای کم تأثیر(کم ارزش)هستند، اما نسبت به کارهای فوری و با تأثیر زیاد(با ارزش) بی توجه به نظر می رسند.2. با محرک های خود روبرو شوید و از آنها خلاص شویدشما می توانید با از بین بردن محرک های تعویق و تعلل، توانایی خود را برای ثمر بخش بودن بهبود ببخشید، حال چه این ترس از شکست، احساسات بیش از حد، طفره رفتن از کارها، متقاعد کردن خودتان به اینکه مشغول انجام کارهای زیادی هستید، باشد.*برای کمال گراها، اهداف خود را دوباره مشخص کنیدبیشتر گرایش های تعویق زمان، صرفاً به این دلیل شکل می گیرد که ما از اهداف خود پیشی گرفته ایم. ما همیشه در حال تغییر هستیم و خواسته هایمان در زندگی نیز تغییر می کند. سعی کنید کنترل اهداف خود را به دست بگیرید و از خود بپرسید که آیا آنها هنوز هم آنچه شما می خواهید هستند.برای سازماندهی مجدد وقت بگذارید و از خود بپرسید که واقعاً چه چیزی را می خواهید بدست آورید؟• چه اقداماتی را باید انجام دهید؟• آیا کاری که شما اکنون انجام می دهید منعکس کننده آنچه می خواهید، هست؟• چه چیزی را باید تغییر دهید؟همه چیز را بنویسید، اگر نیاز بود خط بزنید و دوباره بنویسید.*برای منفعل ها، اول کارهای دشوار را انجام دهیدحتی اگر احساس می کنید فرد سحرخیزی نیستید، شروع روز زمانی است که مغز شما بیشترین ثمربخشی را دارد. از این بخش زمان استفاده کنید تا کارهای سخت تر را انجام دهید.اگر کارهای دشوار را برای بعد رها کنید، شما به احتمال خیلی زیاد کار را به تعویق می اندازید زیرا خسته و بی انگیزه هستید.به پایان رساندن بسیاری از کارهای ساده در ابتدای روز مانند خواندن تمام ایمیل های جدید فقط حس کاذب ثمربخش بودن به شما می دهد.*برای ترسوها، هر روز یک لیست کار (و کارهایی که نباید انجام شود) بنویسید.نوشتن امور قدرتمند است و از نظر روانشناختی نیاز شما را برای انجام کارها افزایش می دهد.هر روز، عادت کنید لیستی بنویسید از کارهایی که می دانید سعی خواهید کرد انجام دهید و همچنین از انجام آنها اجتناب میکنید. با انجام این کار، وظایف &quot;دشوار&quot; را به جای اینکه در جایی در حالت اجتناب نگه دارید، مورد توجه قرار می دهید.به یاد داشته باشید، فکر کنید که کاری چه اندازه رضایت بخش و ثمر بخش است تا بتوانید از پایان کار به صورت کامل عبور کنید.*برای جسوران، یک جدول زمانبندی با مهلت مقرر پایان کار ایجاد کنید.معمولاً داشتن مهلت مقرر پایان کار یک ایده خوب است، و بسیار معمول است. اما این در واقع یک دعوت به تعویق است.اگر این مهلت ایجاد شده بدون فشار باشد، ما تمایل داریم که هربار که به آن می رسیم  عقب نگه داشتن آن را توجیه کنیم و احساس می کنیم هنوز برای رسیدن به آن بخش، کار کافی انجام نداده ایم.یک جدول زمانی بزرگتر ایجاد کنید، در طول مسیر مهلت پایان کارها را مشخص کنید. زیبایی این امر زمانی مشخص می شود که اتمام هر مهلت به پایان کار بعدی بستگی دارد. این شما را در مسیر حفظ می کند و شما را به خاطر همسو بودن با جدول زمانی کلی مسئول می کند.*برای ناپخته ها، کارها را به قطعات کوچک تقسیم کنیدبسیاری از تعلل های زمانی ناشی از افکار مبهم و گیج کننده است.اگر چیزی برای مقابله خیلی بزرگ است و نمی دانیم از کجا شروع کنیم، مثل یک تقلا و کشمکش هست. این امر همچنین صادق است که هدف ما خیلی مبهم و فاقد جهت باشد.کارهای بزرگتر را به کارهای کوچکتر تقسیم کرده و آنها را به اهداف روزانه یا هفتگی تبدیل کنید. گام ها و مراحل کوچکتر ممکن است روش کندتری برای رسیدن به یک هدف به نظر برسند، اما اغلب به دلیل حرکت قدرتمندی که انجام می دهید شما را خیلی سریعتر به جایی که می خواهید می رسانند.از قسمت بندی کارها استفاده کنیدمغز انسان به گونه ای طراحی نشده است که بطور مداوم روی یک امر کار کند و این می تواند دلیلی برای تعویق باشد.اطمینان حاصل کنید که جدا از کاری که انجام می دهید، استراحت منظم دارید تا بتوانید با سرزندگی و ثمربخشی بیشتر به کار خود بازگردید.استراحت به اندازه 5 دقیقه کافی است تا ذهن شما هشیار و از خستگی دور شود. توصیه می کنم از ردیاب زمان Pomodoro استفاده کنید. این یک ابزار عالی برای کمک به شما برای تنظیم استراحت در فواصل زمانی مشخص است. به سادگی زمان سنج 25 دقیقه ای را شروع کنید و اعلان ها را دنبال کنید.4- به خودتان پاداش دهیداین بسیار مهم است که از خود برای دستیابی به کارهای کوچک قدردانی کنید و به خود پاداش دهید. این برای شما احساس انگیزه ایجاد می کند و مجموعه ای از احساسات خوب و مثمرثمری که شما را برای رسیدن به موفقیت بیشتر تحریک می کند را منتشر می کند.پاداش خود را با کاری که انجام داده اید متناسب کنید بنابراین انجام یک کار کوچک، به شما یک فنجان قهوه یا میان وعده مورد علاقه تان را می دهد. پس یک برنامه آخر هفته یا فعالیت تفریحی را برای کارهای بزرگتر برنامه ریزی کنید.به شخصه سعی می کنم با استفاده از برنامه Forest، بیشتر بر سرگرمی متمرکز باشم. این بهره وری را به یک بازی تبدیل می کند. در این بازی می توانید در ابتدای کار خود یک درخت مجازی بکارید. اگر تمرکز خود را بر روی زمان سنج حفظ کنید، شما یک درخت برای افزودن به جنگل خود رشد خواهید داد. این با ارزش است که در نهایت می توانید یک جنگل را رشد دهید(بزرگ کنید).5- زمان خود را با روشی هوشمندانه تحت نظر داشته باشیداگر می خواهید از بازگشت عادت بد تعویق جلوگیری کنید، زمان خود را هر روز تحت نظر داشته باشید.با در نظر داشتن یک ایده واضح  که کجا زمان خود را صرف می کنید می توانید همیشه بازدهی خود را مرور کنید و بدانید که در چه زمینه هایی نیاز به بهبود است.پیگیری هر دقیقه ای که در طول روز می گذرانید آسان نیست بنابراین توصیه می کنم از برنامه Rescue Time استفاده کنید.این برنامه به شما تقسیم بندی طبقه بندی شده در مورد چگونگی گذراندن وقت تان را نشان می دهد و به شما کمک می کند تا دریابید که واقعا چقدر زمان مشغول کار هستید. شما حتی می توانید فعالیت های بدون بهره وری را برچسب بزنید تا مانع بزرگترین حواس پرتی های خود شوید.در پایانتعویق به دلایل زیادی وجود دارد و فقط شما خودتان می دانید که این محرک ها چه هستند.درک اینکه تعلل واقعاً چیست و منشأ تمایلات اجتنابی شما از مسیر بسیار مهم است و البته به شما در شروع حرکت های مثمرثمر کمک می کنند.تعلل را تحت کنترل خود در آورید!برای مشاهده ی مطالب بیشتر، میتوانید به سایت زیر مراجعه نمایید.www.yourtimecoach.org</description>
                <category>TimeCoach</category>
                <author>TimeCoach</author>
                <pubDate>Wed, 05 Feb 2020 21:35:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه در 10 دقیقه اولویت بندی کنیم تا 10 برابر سریع تر کار کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Timecoach/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-10-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D8%A7-10-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9-%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-ziet530mz5br</link>
                <description>همین الان به صرف کردن 10 دقیقه زمان برای ارزیابی برنامه های عمومی روزانتان و اینکه چطور آنها را با اهدافتان تراز کنید، بپردازید. یک بار که این اطلاعات را داشته باشید، دیگه خیلی آسان خواهد شد که کارهایتان را در لیست اولویت قرار دهید.تمام افراد تیم من در هر روز کاری، باید به یک سطل پر از وظایف رسیدگی کنند. در بالاتر از آن اکثر وظایف خلاقانه یا حل مسئله است.با وجود بار وظایفی که باید به آنها رسیدگی کنند، تیم ما قادر است که خلاق باقی بماند و با ثبات به سمت هدف کار کنند.چطور ما این کار را انجام می دهیم؟من می خواهم فاش کنم که چطور من به تیمم کمک کردم که با قدرت، درست اولویت بندی کردن، از پس این حجم از کار بر می آیند. با گذاشتن چند دقیقه زمان برای خواندن این مقاله به معنای واقعی هزاران ساعت را در مدت طولانی می توانید ذخیره کنید. بنابراین پس بیایید روش من برای چگونگی اولویت بندی کردن را شروع کنیم:روش قیاسی یک روش موثر است که من سالیان پیش خلق کردم.یک روز یکی از ویراستار های جدید پیش من آمد و گفت چگونه با وظایف گوناگون که باید به زمان مهلت آنها هم دقت کند، دست و پنجه نرم کند!در پایان هر روز، او احساس می کرد که خیلی کار انجام داده است اما اغلب با داشتن یک ایده خلاق مشکل داشت و نمی توانست یک مقاله را موفق چاپ کند. از آنچه که به من گفت، مشخص بود که او احساس غرق شدن می کرد و و در مورد رسیدن به اهدافش به مرور ناامید می شد با وجود این که چند ساعت وقت اضافه در اکثر روزها  می گذاشت. بعد از این که به مشاوره ی من گوش داد و من روش قیاسی را به او معرفی کردم و او ناگهان یک رشد موثر داشت، که این گونه به نظر می رسید:او می توانست سه برابر بیشتر ایده های خلاقانه برای مقالات وبلاگ تولید کند!او می توانست تمام مقالاتش را به موقع چاپ کند!و تمام کارهایش را در روز به موقع به پایان برساند(دیگر زمانی اضافه تر نگذارید)!آیا کنجکاو هستید بدانید چگونه این کار را انجام داد؟ پس راهنمای قدم به قدم آن را بخوانید:تنظیم زمان 10 دقیقه ای برای برنامه ریزی از قبلوقتی برنامه ریزی در مقابل بهره وری مسائل می آید، این عاقلانه به نظر می رسد که از قبل برنامه ریزی کنید تا عمل. با این حال، خیلی درگیر برنامه ریزی نشوید که در تله ی آن نیفتید و هرگز فراتر از قدم اول نبریدش.توصیه ی من این است که به خود زمان مشخص برای برنامه ریزی بدهید، اما آن را کوتاه نگه دارید. به طور ایده آل 10 تا 15 دقیقه برای فکر کردن در مورد برنامه ریزیتان، باید کافی باشد.به یک تصویر بزرگ نگاه کنیددر مورد هدف اخیر که می خواهید به آن برسید خوب فکر کنیدتمام کارهایی که می خواهید را به صورت کلی، طراحی کنیدتراز کردن کارها بر اساس اهدافتاناین عنصر، هسته ای است که روش قیاسی را موثر می کند.و این گونه کار می کند:به کارهایی که می خواهید انجام دهید نگاه کنید و ضرورت هر کدام را باز بینی کنید. مخصوصا، ضرورت یک کار را با سود و زیانش اندازه گیری کنید.منظور از زیان، تلاشی است که برای انجام آن کار باید انجام دهید(که شامل زمان، پول و دیگر منابع است).سود این است که چقدر به اهداف شما نزدیک باشد.برای آسان تر شدن، من در زیر چهار ترکیب را لیست کرده ام که شما را قادر می سازد که به راحتی و با سرعت اولویت هر کار را بیابید:زیان کم + سود بالااین کارها را باید اول انجام دهید زیرا آنها آسان ترین برای انجام دادن هستند، و به شما کمک میکند به سمت هدفتان بروید.ساختن بروشور هنری فروش جز این دسته قرار می گیرد. شما به راحتی می توانید تصمیم بگیرید که طراحی قسمت های هنری تان را دوست دارید، اما تصمیم شما در مورد جزوه محصولات و فرستادن آن به مشتری های بلقوه متعاقبا سود فروش را خواهد داشت.زیان بالا + سود بالاشکستن کارهای با زیان بالا به کارهای کوچک تر. به عبارت دیگر، شکستن کارهای بزرگ به کارهای کوچک که کمتر از یک ساعت احتیاج دارند و سپس دوباره ارزیابی کردن این کار های کوچک و تنظیم سطح اولویت های آن ها.تصور کنید اگر از شما خواسته شود که برای راه اندازی یک مکمل پودری پروتئینی، بدون لبنیات، جدید برنامه ریزی کنید. به جای نوشتن کل برنامه در یک بار، هدف گذاری کنید که در زمان های متفاوت بخش های متفاوت آن را بنویسید.(به طور مثال 30 دقیقه برای نوشتن مقدمات، یک ساعت برای نوشتن بدنه متن و 30 دقیقه برای نتیجه گیری وقت بگذارید).زیان کم + سود کماین ترکیب باید کمترین اولویت شما باشد. یا 10 تا 15 دقیقه برای رسیدگی به آن اختصاص دهید یا این گونه کارها را بین کارهای ارزشمند به عنوان زنگ تفریح مفید قرار دهید.اینها احتمالا کارهای ضروری هستند (به طور مثال کار های روتین مانند چک کردن ایمیل ها) اما آنها در رسیدن به اهداف دلخواهتان مشارکت نمی کنند. آنها را در پایین لیست اولویت بندی قرار دهید.زیان بالا + سود کمبازبینی کنید اگر این کارها واقعا ضروری هستند. این گونه بیاندیشید که اگر نیاز است حتما این کار را انجام دهید چطور زیانش را کم کنید؟برای نمونه، هیچ وسیله یا سیستمی برای سرعت بخشیدن به آن می تواند باشد؟ در این دسته بندی، شما باید چیز هایی مانند چک کردن یا به روز رسانی کردن شماره فروش را بیابید. این می تواند چیزهای با احتیاط و زمان بر با خطای کمتر باشد. با این حال، اپ های زیادی وجود دارد که می تواند این فرایند را برای شما انجام دهد.نکته جایزه دار: مقابله کار ها با مهلتزمانی که شما کار خود را ارزیابی می کنید، اهمیت هر کدام را می فهمید. این فورا به شما یک تصویر واضح از اینکه کدام کار کمک می کند که بیشتر به دست آورید، می دهد(به جای به دست آوردن هدف). با این حال، بعضی وقت ها، شما قادر نیستید که برای اولویت هر کاری تصمیم بگیرید زیرا مهلت ها از بخش های بیرونی مانند مدیر یا سازمانها تنظیم می شود.در این شرایط چه کار کنیم؟خوب، من پیشنهاد می دهم که بعد از ارزیابی اهمیت و ارزش کار های جاری، لیست را بر اساس مهلت بچینید و براین اساس اولویت ها را تنظیم کنید.روش قیاسی با تمام چیزهایی که قبلا امتحان کردید متفاوت است!با پذیرفتن روش قیاسی، شما با اولویت بندی درست کارها شروع می کنید و مهم تر از آن، بازدهی را تا 10 برابر بیشتر تقویت می کنید!و بر خلاف دیگر روش ها که نمی گوید که چطور ضرورت یک کار را بیابید، روش من کمک می کند که کار ها را به 2 بخش تقسیم کنید: سود و زیان.روش من همچنین به شما کمک میکند که بر اساس ترکیبات مختلف سود و زیان چه تصمیمی بگیرید.همین الان به صرف کردن 10 دقیقه زمان برای ارزیابی برنامه های عمومی روزانتان و اینکه چطور آنها را با اهدافتان تراز کنید، بپردازید. یک بار که این اطلاعات را داشته باشید، دیگه خیلی آسان خواهد شد که کارهایتان را در لیست اولویت قرار دهید. هر آنچه که باقی می ماند، شما آنها را از روز کاری بعدی بر اساس لیست جدیدتان بیرون خواهید انداخت.به من اعتماد کنید، با یک بار استفاده از روش قیاسی، شما دیگر به روش های قدیم کار کردنتان باز نمی گردید.برای مشاهده ی مطالب بیشتر، میتوانید به سایت زیر مراجعه نمایید.www.yourtimecoach.org</description>
                <category>TimeCoach</category>
                <author>TimeCoach</author>
                <pubDate>Sun, 02 Feb 2020 14:08:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۲۲ نکته برای مهلت یا سررسید موثر</title>
                <link>https://virgool.io/@Timecoach/%DB%B2%DB%B2-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%84%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-b0y0n6vf0poy</link>
                <description>مهلت، معادل بودجه بندی می باشد. با کنار گذاشتن بخشی از زمان برای کامل کردن یک وظیفه، هدف و یا پروژه از قبل، شما از هزینه های اضافی جلوگیری کرده اید.تا زمانی که شما بی نهایت پولدار نیستید و یا آماده ی به دست آوردن یک وام بزرگ نیستید، باید درآمد خود را بودجه بندی کنید. تنظیم محدودیت در خرج کردن به شما کمک می کند تا هزینه ها را کنترل کنید. اما در مورد زمان چطور؟ آیا شما زمان خود را بودجه بندی می کنید و یا آن را بی دقت خرج می کنید؟مهلت، معادل بودجه بندی می باشد. با کنار گذاشتن بخشی از زمان برای کامل کردن یک وظیفه، هدف و یا پروژه از قبل، شما از هزینه های اضافی جلوگیری کرده اید. مهلت ها می توانند کمک کننده باشند اما اگر آنها به درستی استفاده نشوند، می تواند منبعی برای نا امیدی هم باشند!چند نکته برای استفاده بهتر از مهلت:*استفاده از قانون پارکینسونقانون پارکینسون می گوید که وظیفه از زمانی که به آن داده اید بسط پیدا می کنند. با تنظیم دقیق مهلت از قبل، شما می توانید این گسترش را قطع کنید و بر روی آنچه که مهم ترین است تمرکز کنید.*جعبه های زمانیمهلت های کوچک زمانی از 60 تا 90 دقیقه ای برای کار روی یک وظیفه تنظیم کنید. بعد از این که زمان تمام شد کار شما هم به پایان رسیده است. این عمل اهمالکاری را قطع و شما را وادار به استفاده هوشمند از زمان می کند.*قانون 80/20اصل پارتو پیشنهاد می دهد که 80 درصد از ارزش شامل 20 درصد از ورودی است. به کارگیری این قانون در پروژه ها تمرکز بر 20 درصد بحرانی اول است و اگر هنوز زمان دارید 80 درصد مابقی را پر کنید.*پروژه یا مهلتپروژه شما بیشتر قابل انعطاف، مهلت شما محکم و موکد است. اگر تکمیل یک وظیفه به طور نسبی کمی قابل انعطاف است یک مهلت نرمتر عاقلانه است. اگر یک وظیفه می تواند به آسانی رشد کند، گذاشتن یک مهلت کوتاه برای جلوگیری از هدر رفتن زمان مناسب است.*شکستن به قطعات کوچکهر مهلت بیشتر از یک روز باید به واحد های کوچک تر شکسته شود. مهلت های طولانی اگر به واحد های کوچک قابل مدیریت تقسیم نشوند باعث عدم انگیزه می شود.*قانون هافستدتراساسا این قانون می گوید که کار بیشتر از آن چه که فکر می کنید طول می کشد. یک قانون که من در طراحی نرم افزار شنیده ام این است که زمان را از آنچه که تخمین می زنی (فکر می کنی نیاز داری) دو برابر کنید. صبور باشد و به خود زمان کافی برای پروژه های پیچیده بدهید.*برنامه ریزی از آخراول مهلت را تنظیم کنید و سپس تصمیم بگیرید که چگونه به آن خواهید رسید. این نظریه عالی است، زمانی که انتخاب ها زیاد و پروژه بینهایت پیش می رود.*نمونه اولیهاگر شما به چیز جدیدی مشغولید، ورژن کوچکتر پروژه را امتحان کنید تا به شما برای تصمیم گیری یک مهلت نهایی کمک کند. قبل از رمان 300 صفحه ای، 10 صفحه کتاب آنلاین بنویسید یا قبل از هدف گذاری دو برابری درآمد خود، آن را 10 درصد افزایش دهید.*ارتباط های ضعیف را پیدا کنیدکشف کنید چه چیزی ممکن است برنامه شما را خراب کند و اول انجامش دهید. دانستن ناشناخته ها کمک می کند مهلت خود را قالب بند کنید.*مهلت های رباتی نگذاریدربات ها می توانند بدون خواب، استراحت یا مزاحمت کار کنند. شما یک ربات نیستید. با این عنوان که شما می توانید شانزده ساعت در روز کار کنید تا آن را به پایان برسانید، برنامه ریزی نکنید. به راهپیمایی های مرگ سلامت نروید.*بازخورد بگیریدیک تصویر واقعی از کسانی که با شما کار می کنند بگیرید. دادن مهلت غیر ممکن به پیمانکاران یا کارفرما ها فقط باعث نارضایتی خواهد شد.*زمان تنظیم کنیدبا صدای بوق کار کنید. به نحوی، استفاده از زمان تایم باکس برای شمارش معکوس یک تایمر به مدت نود دقیقه، واقعی تر از نگاه کردن به ساعتتان به نظر می رسد.*برنامه ریزی را ادامه دهیداگر شما مدل برنامه ریزی را از آخر انجام می دهید، نیاز هست که دائم برنامه خود را به روز رسانی کنید تا به مهلت برسید. این به این معناست که حذف، اضافه یا بازبینی انجام دهید بنابراین پروژه شما در زمان دهی مشخص کامل می شود.*علامت بار اضافیاگر زمان کم باشد، حوزه هایی از کار یا پروژه را که می توان نادیده گرفت را بیابید. چه ایمیل هایی را حذف خواهید کرد اگر زمان زیادی ببرد که کل ایتباکس را خالی کنید؟ چه امکاناتی محصول شما کم خواهد داشت اگر سریع آن را به پایان برسانید؟*باز بینیبرای مهلت های که بیشتر از یک ماه طول می کشد، برای ردیابی مسیر پیشرفت بازبینی هفتگی داشته باشید. این کار کمک می کند که روش های که می تواند سرعت کار شما را بالا ببرد پیدا کنید و برنامه ریزی کارآمدتری در آینده داشته باشید.*راه میانبر بیابیدتقریبا تمام کارها و پروژه ها راههای میانبر برای صرفه جویی در زمان دارند. آیا کتابخانه ی پیش ساخته ای برای ساخت توابع خود وجود دارد؟ آیا یک پاسخگویی خودکار برای ایمیل های مشابه وجود دارد؟ آیا متخصصی که می توانید با او برای حل مسئله تماس بگیرید وجود دارد؟*قلاب کنید سپس جلا دهیدمهلت سخت گیرانه ای برای تکمیل کار های پایه تنظیم کنید و سپس مهلت راحت تری برای تقویت و جلا دادن تنظیم کنید. اغلب پایه های کار را سریعا بچسبید و سپس به آرامی جلا دهید.*برنامه ریزی پیش روندهاین منحصرا مقابل برنامه ریزی از آخر نمی باشد، این شامل برنامه ریزی جزئیات پروژه قبل از تنظیم مهلت می شود. اینکار برای به وضوح به دست آوردن آنچه که می خواهد انجام دهید قبل از محدود کردن زمان به صورت خودسرانه، عالی است.*یاد آوری هایادآوری های مهلت خود را همه جا قرار دهید. ساخت یک حس فوریت برای مهلت شما ضروری است تا آنها از کنار گذاشته شدن توسط حواس پرتی جلو گیری شود.*یادداشت کنیدتمام مهلت های بیشتر از چند ساعت باید نوشته شوند. در غیر این صورت این یک تمایل است تا هدف. نوشتن مهلت آنها را محسوس تر می کند تا اینکه فقط تصمیمات درونی باشند.*ارزان/ سریع/ خوببن کاسنوچا در زندگی استارتاپی من عنوان می کند که شما فقط می توانید دو از سه را داشته باشید. انتخاب بین دو تا از سه گزینه ارزان/سریع/خوب قبل از شروع کردن یک پروژه به شما کمک می کند اولویت بندی کنید.*صبور باشیداستفاده از مهلت به نظر می رسد که بر خلاف صبر است. اما برای صبور بودن در کارهای انعطاف پذیر، ضروری است تا بر روی تکمیل آنها تمرکز کنید. پارادکس است که هرچه صبورتر باشید بیشتر می توانید تمرکز کنید. هرچه بیشتر تمرکز کنید سریع تر نتیجه می گیرد.برای مشاهده ی مطالب بیشتر، میتوانید به سایت زیر مراجعه نمایید.www.yourtimecoach.org</description>
                <category>TimeCoach</category>
                <author>TimeCoach</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jan 2020 10:49:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر لطیف نه گفتن</title>
                <link>https://virgool.io/@Timecoach/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%84%D8%B7%DB%8C%D9%81-%D9%86%D9%87-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86-syi5bebe33vp</link>
                <description>این یک واقعیت ساده است که اگر وظایف زیادی را به عهده بگیرید، هرگز نمیتوانید مولد باشید - خود را خیلی سبک گسترش دهید و قادر نخواهید بود کاری را به خوبی یا حداقل به موقع انجام دهید .اگر درخواست ها برای زمان شما همیشه از طریق تلفن، ایمیل، پیام یا حتی بصورت حضوری انجام می گیرد، برای پایدار ماندن و به حداقل رساندن استرس، باید هنر لطیف نه گفتن را یاد بگیرید - هنری که بسیاری از مردم با آن مشکل دارند.غالبا گفتن نه برای اغلب افراد خیلی سخت است، به دلیل اینکه می تواند به شخصی که به او &quot;نه&quot; می گویید صدمه زده  و او را عصبانی یا ناامید کند و این کار معمولاً جالب نیست. دوم، اگر خواهان همکاری با آن شخص در آینده باشید و بخواهید رابطه خوبی با آن شخص برقرار کنید، گفتن &quot;نه&quot; به روش اشتباه می تواند این مسئله را به خطر بیندازد. اما لزومی ندارد نه گفتن در روابط برایتان اینقدر سخت باشد.*در اینجا توجه شما را به 10 نکته برتر برای یادگیری هنر مهربان گفتن نه جلب میکنم:1-  وقت خود را ارزش گذاری کنید.وظایف خود را بدانید ، زمان گرانبهای شما چقدر ارزشمند است؟سپس، وقتی کسی از شما بخواهد بخشی از وقت خود را به یک وظیفه جدید اختصاص دهید، می دانید که به راحتی نمی توانید این کار را انجام دهید. به آنها بگویید: &quot;من الان نمی توانم ... برنامه من همانطور هست که قبلا پر شده است.&quot;2- اولویت های خود را بدانید.حتی اگر اوقات فراغت دارید (که برای بسیاری از ما نادر است)، آیا واقعا این وظیفه جدید به شکلی است که شما می خواهید وقتان را در آن بگذرانید؟ مثلا برای خود من، وظایف بیشتر به معنای اختصاص وقت کمتری با همسر و فرزندانم است که برای من مهمتر از هر چیزی هستند.3- تمرین گفتن نهتمرین کردن باعث  کامل شدن می شود. بکار بردن هرچه بیشتر کلمه &quot;نه &quot; یک روش عالی برای بهتر شدن و راحت تر گفتن آن است. گاهی اوقات تکرار کلمه، تنها راه برای انتقال پیام به افراد بسیار مقاوم است. وقتی آنها اصرار دارند، فقط به گفتن نه ادامه دهید. سرانجام، آنها پیام را دریافت می کنند.4- عذرخواهی نکنید.یک روش معمول برای شروع این کار &quot;متأسفم اما ...&quot; است زیرا مردم فکر می کنند مودبانه تر به نظر می رسد. اگرچه ادب مهم است، اما عذرخواهی در این امر فقط نه را ضعیف تر جلوه می دهد.شما باید در محافظت از وقت خود محکم باشید و عدالت را رعایت کنید.5- از خوب بودن دست بردارید.باز هم، مؤدب بودن مهم است، اما خوشحال کردن دیگران با همیشه بله  گفتن، فقط به شما آسیب می رساند. هنگامی که قاپیدن وقت یا پول خود را برای مردم راحت میکنید، آنها به این کار ادامه خواهند داد. اما اگر یک دیوار بسازید، آنها به دنبال اهداف ساده تری خواهند گشت.به آنها نشان دهید که با محکم بودن و رد کردن هرچه بیشتر درخواستها(که در فهرست اولویت شما نیست) از زمان خود به خوبی محافظت می کنید.6- به رئیس خود بگویید نه !بعضی اوقات احساس می کنیم که همیشه باید به رئیس خود بله بگوییم - آنها رئیس ما هستند ، درست است!و اگر &quot;نه&quot; بگوییم، به نظر می رسد که نمی توانیم کار را انجام دهیم - حداقل، این استدلال رایج است. اما در حقیقت، برعکس است، باید به رئیس خود توضیح دهید که با محول کردن وظایف بیش از حد، بهره وری شما را تضعیف می کند و وظایف موجود شما را به خطر می اندازد. اگر رئیس شما اصرار دارد که حتما شما پروژه را انجام دهید، از لیست پروژه یا لیست کار خود فراتر رفته  و از او بخواهید که اولویت بندی خود را دوباره انجام دهد، توضیح دهید که فقط تعدادی کار وجود دارد که می توانید در یک زمان انجام دهید.7- پیشگیریپیشگیری از درخواستها بسیار ساده تر از گفتن &quot;نه&quot; به آنها پس از درخواست شدن است. اگر می دانید که به احتمال زیاد در یک جلسه ممکن است درخواست هایی مطرح شود، به محض ورود به جلسه، به همه بگویید ، &quot;بچه ها ببینید، فقط برای اطلاع شما، هفته من با چند پروژه فوری پر شده است و قادر به انجام  درخواست جدید نیستم. &quot;8- به خود برگردید. به جای پاسخ دادن فوری به آنها، اغلب بهتر است به آن اشخاص بگویید که درخواست آنها را دریافت کرده و فکر کنید و به آنها بازمیگردانید. این امر به شما امکان می دهد تا به آن توجه کرده و وظایف و اولویت های خود را بررسی کنید. سپس، اگر نمی توانید درخواست را انجام دهید، به سادگی به آنها بگویید: &quot;بعد از اینكه فكر كردم و وظایف خود را بررسی كردم، فهمیدم در حال حاضر نمی توانم درخواست شما را قبول کنم.&quot; فایده اینکار این است که حداقل شما به آنها توجه كردید.9- شاید بعداً.اگر می خواهید به جای بستن درب را روی آن شخص، آن را باز نگه دارید، اغلب بهتر است فقط بگوییم: &quot; به نظر می رسد که این یک فرصت جالب است، اما من وقتش را ندارم. شاید بتوانید با من در [یک زمان دیگر] تماس بگیرید. ”دفعه بعد، وقتی آن کار را به شما برگشت می دهند، ممکن است وقت آزاد داشته باشید.10- این شما نیستید، این من هستم.این رد کردن کلاسیک قرار ملاقات، می تواند در شرایط دیگر کار کند. در مورد آن ریاکار نباشید. در این گزینه اغلب شخص یا پروژه خوب است، اما حداقل در این زمان برای شما مناسب نیست. به همین سادگی بگویید.- می توانید از ایده، پروژه، شخص و سازمان تعریف کنید، اما بگویید که این متناسب نیست، یا این چیزی نیست که شما در حال حاضر به دنبال آن هستید. اما فقط در صورت صحیح بودن این حرف را بزنید- مردم می توانند احساس عدم صمیمیت کنند.برای مشاهده ی مطالب بیشتر، میتوانید به سایت زیر مراجعه نمایید.www.yourtimecoach.org</description>
                <category>TimeCoach</category>
                <author>TimeCoach</author>
                <pubDate>Sun, 26 Jan 2020 13:51:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا به آسانی دچار حواس پرتی می شوید؟ راه حل شما اینجاست!</title>
                <link>https://virgool.io/@Timecoach/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%DA%86%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B3-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D9%84-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA-uw5skqum4xwn</link>
                <description>ما ترجیح می دهیم دلایل حواس پرتی را عوامل بیرونی معرفی کنیم. ولی در واقع ما با عامل پنهان عدم تمرکز درونی مواجه هستیم که شاید به همان میزان عوامل خارجی موثر است. اگر از مشکل حواس پرتی درونی مطلع نباشیم سازوکار آن را نشناسیم ممکن است بدون اینکه بدانیم انرژی و زمان خود را هدر دهیم.*اگر به دنبال روش یا راه حلی برای افزایش قدرت تمرکز خود هستید.*اگر میخواهید تمرکز خود را تقویت کنید تا بهره وری روزانه خود را بالا ببرید.*اگر ترجیح میدهید زمان خود را به جای موضوعات کم اهمیت، صرف مسائل مهم تر کنید.نگران نباشید! شما تنها نیستید. هرچه جامعه ما بیشتر و بیشتر به سمت پیشرفته شدن می رود، ما با تعداد زیادتری انتخاب و به طبع آن حجم بسیار بیشتری از اطلاعات روبه رو می شویم که باید پردازش و هضم شوند. بطور قطع فشار این میزان از اطلاعات، باعث حواس پرتی می شود. خواه تلاش برای تمرکز روی نوشتن یک طرحنامه کاری باشد، خواه کوشیدن برای رسیدن برای یک هدف مهم در زندگی تان. حواس پرتی مانع مهمی است در مقابل شما برای رسیدگی به مسائل مهم تر.حواس پرتی به اشکال مختلف نمایان می شود!برای مثال، تلفن همراه به سهولت باعث حواس پرتی ما می شود. چه با(نوتیفیکیشن ها) پیام ها و اعلان های پشت سرهم، چه با مرور اخبار در صفحات اجتماعی که دیگر در وجود ما به شکل یک نیاز در آمده است. همه این ها زمان ما را مصرف می کنند. البته بجز موبایل ما با حواس پرتی های دیگری هم روبرو می شویم که قوی ترند. برای مثال تمایل به بازی کردن در یک روز زیبا یا دل مشغولی تعطیلات زمانی که مهلت ارئه کاری نزدیک باشد.حواس پرتی چیست ؟در ابتدا بهتر است حواس پرتی را بهتر بشناسیم و بدانیم چگونه اتفاق می افتد. حواس پرتی زمانی اتفاق می افتد که شما درحال تلاش برای انجام کاری هستید ولی چیزی فکر شما را منحرف می کند. چیزهایی که باعث می شوند ذهن شما از روی ریل تمرکز خارج شود. حواس پرتی علاوه بر مصرف کردن زمان شما، انرژی شما را نیز تحلیل می برد. اگر چنین وقفه هایی در جریان فکری تان زیاد تکرار شود باعث سستی و بی انگیزگی شما خواهد شد. چون احساس خواهید کرد فشار زیادی روی شماست در حالی که هیچ کار مشخصی انجام نشده است!بر خلاف یک باور رایج، ذهن ما زمانی بهترین عملکرد را دارد که در یک بازه زمانی، تنها روی یک موضوع متمرکز شود. بیشتر افراد توانایی عوض کردن سریع و مداوم جریان تمرکز بین کارهای مختلف را ندارند. طبق مطالعات متعدد، هنگام انجام چند کار هم زمان، عملکرد ما در هر کدام از آنها، نسبت به زمان انجام کارها به صورت تک به تک، بسیار پایین می آید. پس، انجام هم زمان چند کار باهم، ایده خوبی برای سرعت بخشیدن به انجامشان نیست.حواس پرتی چه هزینه هایی برای ما در پی دارد ؟همان طور که قبل تر هم گفتیم، در جامعه امروز، ما با حجم بسیار زیادی از اطلاعات مواجه هستیم که گویی میخواهند همه تمرکز ما را بمباران کنند. یک کارمند عادی آمریکایی، هر 11 دقیقه یکبار دچار حواس پرتی می شود و 25 دقیقه طول می کشد تا دوباره بتواند حضور ذهن خود را بازیابی کند و دوباره به کارش برگردد. البته هرچه کاری که انجام می دهید پیچیده تر باشد، زمان بیشتری طول میکشد تا سطح تمرکز خود را بازیابی کنید.دلیل این وقفه، نیاز مغز به صرف مقدار قابل توجهی انرژی برای تغییر جریان بین موضوعات پیچیده است. حواس پرتی ها، حجم زیادی از تمرکز و خلاقیت ما را زائل می کنند. پس اگر می خواهید قدرت تمرکز خود را بهبود یا ارتقا ببخشید، باید روش کنار آمدن با عواملی که موجب حواس پرتی می شوند را فرا بگیرید.عوامل درونی حواس پرتی را بشناسیم.ما ترجیح می دهیم دلایل حواس پرتی را عوامل بیرونی معرفی کنیم. مثل زمانی که تلفن همراه مان زنگ می خورد یا زمانی که در حال تفکر هستیم و کسی شروع به صحبت کردن با ما می کند، زمانی که در فکر یک موضوع مهم غوطه ور هستیم یا صدای ناگهانی ابزار ساختمانی وقتی در یک جلسه مهم حضور داریم.آسان ترین کار سرزنش کردن اتفاقات محیطی به خاطر تمرکز نداشتن مان است ولی در واقع ما با عامل پنهان عدم تمرکز درونی مواجه هستیم که شاید به همان میزان عوامل خارجی موثر است.اگر از مشکل حواس پرتی درونی مطلع نباشیم سازوکار آن را نشناسیم ممکن است بدون اینکه بدانیم انرژی و زمان خود را هدر دهیم. پس از این به جای گلاویز شدن با عوامل حواس پرتی بیرونی، سعی کنیم در وهله اول از عوامل درونی اجتناب کنیم.آشفتگی در تعیین اولویت هااز بین عوامل حواس پرتی درونی، شاید بتوان مهم ترین دلیل را آشفتگی در تعیین اولویت ها دانست. داشتن تعداد بسیار زیادی گزینه و انتخاب در پیش رو، باعث می شود ما دچار سردرگمی در انتخاب مهمترین کار شویم.برای مثال برای برخی افراد، تمرکز کردن زمانی که در خانه هستند می تواند مشکل باشد چون ممکن است با غذا دادن به حیوان خانگی، کتاب خواندن، تماشای تلویزیون، تهیه یک غذای مختصر یا چرت زدن سرگرم شوند.علاوه بر هزینه هایی که حواس پرتی برای ما به همراه دارد، آشفته بودن ذهن در انتخاب مهم ترین کار، نقش مهمی در بی انگیزه کردن ما بازی خواهد کرد. وقتی ما با گزینه های بسیاری روبرو باشیم که هرکدام به نوعی جذاب باشند، انتخاب کردن یک گزینه، متمرکز ماندن روی آن و تلاش برای به نتیجه رساندن آن کار  سخت خواهد بود.سست و بی انگیزه شدن هنگام بروز آشفتگی در تعیین اولویت ها باعث ایجاد حس عذاب وجدان در وجود ما خواهد شد. زمانی که شما اختیار قوه تمرکز خود را به عوامل ایجاد کننده حواس پرتی درونی تان واگذار کنید، در واقع انتخاب کرده اید که انرژی و توجه مورد نیاز برای کارتان را، خود پراکنده کنید.در نتیجه زمانی که در تمام کردن و به نتیجه رساندن کارتان دچار مشکل می شوید، نباید عوامل محیطی را به ایجاد اختلال در کارتان متهم کنید. بهتر است بدانید که دلیل اصلی اختلال در تمرکزتان، فعالیت های آگاهانه یا خودآگاهانه خودتان است.چرا آشفتگی در تعیین اولویت ها رخ می دهد؟ذهن، اولویت ها را در حالت نیمه هوشیار، بر اساس سه معیار طبقه بندی می کند.برای برطرف کردن یک نیاز که در حال حاضر وجود دارد. برای مثال، نیاز رفتن فوری به سرویس بهداشتی در ذهن ما به عنوان یک اولویت و رسیدن به یک حس رضایتمندی درونی تثبیت شده است.یا احساس خوشی و لذت ناشی از خوردن یک کیک شکلاتی خوشمزه.رسیدن به احساس کسب یک دستاورد مشخص که نیازمند صرف تلاش، زمان و انرژی است.ذهن ما، به صورت اتوماتیک در تصمیم گیری ها این سه معیار را لحاظ می کند حتی اگر در آن لحظه کاملا آگاه نباشیم. متاسفانه ذهن همیشه بهترین حالت را انتخاب نمی کند و برای رسیدن به بهترین و دقیق ترین تصمیم، لازم است که ما به روند تصمیم گیری آگاه باشیم. به نظر می رسد ذهن ما تمایل شدیدی به انتخاب منفعت های کوتاه مدت و هزینه های کوتاه مدت دارد.وقتی تعداد گزینه های زیادی پیش رو داشته باشیم، ذهن مان به گزینه ای گرایش خواهد داشت که سود و لذت سریعتری بدهد. اگر بخواهید روی فعالیتی متمرکز شوید که سودش در طولانی مدت به دست خواهد آمد، ذهن آن فعالیت را در رده پایین تری از اولویت قرار خواهد داد.این اتفاق، نتیجه آشفتگی ذهن در انتخاب اولویت هاست.چگونه بر آشفتگی ذهنی در انتخاب اولویت ها غلبه کنیم ؟خوشبختانه راه غلبه کردن بر عوامل رایج حواس پرتی درونی زیاد دشوار نیست.در مرحله اول می توانید اقدام به تشخیص کاری بکنید که نیازمند بیشترین میزان تمرکز برای انجام شدن است. بعد از اینکه حجم کار لازم را محاسبه کردید، به سهولت می توانید آن کار را قسمت های کوچک تر تقسیم کنید(مثل تقسیم کردن یک قرص نان به تکه هایی در اندازه یک لقمه). هر قسمت کوچک از کار باید یک سود و لذت مشخص داشته باشد که سریع به دست بیاید(چیزی باشد که بتوانید در یک سطر آن را توصیف کنید). برای همان کار هزینه مشخص تعریف کنید(هزینه ای که قابل اندازه گیری باشد، مثل زمانی که قرار است صرف شود).برای مثال، فرض کنید در حال نوشتن یک طرحنامه کاری برای یک پروژه جدید هستید. در اولین گام می توانید طرح کلی موضوعی که به شما داده شده است را مشخص نمایید و آن را به 4 قسمت مجزا تقسیم کنید. با این کار مطمئن می شوید که همه مسائل را پوشش داده اید و می توانید در بازه های زمانی جداگانه، روی هر قسمت متمرکز شوید.و همچنین، برای قسمتی از کار، محدودیت زمانی تعریف کنید. بازه زمانی باید به اندازه ای کوتاه باشد که ذهن تان تلاش نکند که از زیر کار در برود. به یاد داشته باشید که ذهن تمایل شدیدی به سود و منفعتی دارد که در کوتاه مدت به دست بیاید. پس شما با کوتاه کردن زمان انجام کار، عملا راه فرار ذهن تان را می بندید!در گام بعدی، می توانید سایر گزینه های روی میز را بررسی و ارزیابی کنید. در کنار تمرکز روی طرحنامه کاری تان، از خودتان بپرسید چه اتفاقاتی ممکن است در حین انجام کار جریان فکری شما را مختل کند. واقع بین باشید. همه آن اتفاقات محتمل را بنویسید و هزینه ها و سود هایی که در پی خواهند داشت را با هم لیست کنید. لزومی هم ندارد که با جزئیات فراوان نوشته شوند. همین که یک توضیح کلی برای روشن شدن موضوع داشته باشید کافی است.برای مثال بنویسید، به جای نوشتن طرحنامه کاری می توانم 20 دقیقه از یک فیلم کمدی را تماشا کنم. سود ناشی از این تصمیم، سرگرم شدن و شاد شدن است. هزینه این تصمیم، از دست دادن 20 دقیقه از وقت تان به پای یک فیلم کمدی است که هیچ فایده ای در انجام کاری که به شما محول شده  نخواهد داشت.بعد از این که چنین لیستی را تهیه کردید، شروع کنید به وزن دادن به هر انتخاب و ارزیابی آن ها. به علت اینکه محدودیت زمانی داریم، بهتر است با کاری شروع کنید بالاترین اولویت را کسب کرده باشد. بعد از اتمام آن می توانید به بقیه کارها رسیدگی کنید.نگران گزینه های دیگر لیست که به انجام نرسیده اند نباشید. زمان محدود خود را صرف کارهای با اهمیت کنید و برای بقیه کارها در یک زمان دیگر برنامه ریزی کنید.دستاورد های کوتاه مدت و بلند مدتهمان طور که قبلا هم گفته شد، ذهن ما در ارزیابی و مقایسه فواید کوتاه مدت و بلند مدت یک موضوع، توانا نیست. به طور معمول فوایدی که در کوتاه مدت حاصل می شوند کم هزینه، ملموس و واقعی هستند که ذهن تمایل دارد سریع آنها را به دست بیاورد. در مقابل ذهن درک روشنی از منفعت و سودی که در دراز مدت حاصل خواهد شد را ندارد.برای رسیدن به سود و دستاوردهای بلند مدت، لازم است از قوه تجسم خود کمک بگیرید که این هم ممکن است به نوبه خود، به حالت یک دست انداز در جریان فکر عمل کند. در نتیجه ما دستاوردهای طولانی مدت را با نتایجی که در زمان کم به دست می آیند معامله می کنیم.*پس دانستیم که چرا گاهی با اینکه از سود و منفعت چیزی مثل ورزش کردن و کاهش وزن در آینده مطمئن هستیم ولی نمی توانیم با شور و شوق آن را انجام دهیم! از طرف دیگر، ممکن است با علم به بی فایده بودن چیزی مثل فست فود، نتوانیم در مقابل آن مقاومت کنیم. چون تمایل به کسب لذت در لحظه، تمرکز و آگاهی ما را تحت تاثیر قرار می دهد.این اتفاق یکی دیگر از انواع حواس پرتی درونی است که در اثر انتخاب نادرست بین دستاورد های دراز مدت و کوتاه مدت بروز می کند که خوشبختانه این مورد هم قابل حل است.برای مشاهده ی مطالب بیشتر، میتوانید به سایت زیر مراجعه نمایید.www.yourtimecoach.org</description>
                <category>TimeCoach</category>
                <author>TimeCoach</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jan 2020 14:13:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>8 تاثیر وحشتناک اهمال کاری که میتواند زندگی شما را نابود کند</title>
                <link>https://virgool.io/@Timecoach/8-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%88%D8%AD%D8%B4%D8%AA%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%A7%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D9%86%D8%AF-qswkkkvaggbt</link>
                <description>اگر شما یک اهمال کار هستید، باید مراقب باشید! زیرا تاثیرات مخربی بیشتر از حد تصور شما دارد!همه ی ما در یک مقطع یا موارد دیگر زندگی بخاطر اهمال کاریمان مقصر هستیم. و هیچکس با این موضوع غریبه نیست! ممکن است بعضی از ما آنقدر خوش شانس باشیم که آن را زمانی تشخیص دهیم و کاری هم برایش بکنیم، اما متاسفانه برای بقیه افراد، رویا هایشان را می دزدند و حتی میتواند زندگی هایشان را نیز نابود کنند!دلیل اینکه ما اهمال کاری می کنیم از شخصی به شخص دیگر متفاوت است و دلیل آن همیشه واضح نیست. در بعضی مواقع بخاطر ترسی است که نمیخواهیم به آن اعتراف کنیم یا حتی میتواند بسیار ساده تر از اینها باشد، مثلا ما نمیخواهیم کاری را انجام دهیم زیرا به اندازه کافی انگیزه برایش نداریم!دلیلش هرچه که هست اگر شما یک اهمال کار هستید، باید مراقب باشید! زیرا تاثیرات مخربی بیشتر از حد تصور شما دارد!8 تاثیر رایج اهمال کاری که نه فقط  بهره وری ما بلکه زندگیمان را نیز نابود میکند:1. زمانهای با ارزش تان را از دست خواهید داد!چقدر زمان بخاطر اهمال کاری هدر داده اید؟ گفتنش راحت نیست اما مطمئنم که میتوان آن را تصور کرد!بدترین چیز درمورد اهمال کاری لحظه ای است که شما متوجه میشوید دو یا پنج یا ده سال بزرگتر شده اید و هیچ چیز تغییر نکرده است! پس آن همه وقت کجا رفت؟!حس افتضاحی است زیرا شما نمیتوانید زمان را به عقب برگردانید و فقط باید با احساس بی فایده پشیمانی سر کنید. هیچ چیز بدتر از آن نیست که شما از خود خسته شوید و این را نیز بدانید که موقعیت تان میتوانست از این بهتر باشد...اگر فقط و فقط قدم اول را برداشته بودید!این کار را با خود نکنید شما لایق هر آن چیزی هستید که میخواهید.2.فرصت های تان را از دست خواهید داد!چند تا از فرصت های تان را تاکنون از دست داده اید صرفا بخاطر اینکه در زمان خودش از آنها استفاده نکردید؟ اینجا دقیقا موقعی است که شما میخواهید یک لگد تقدیم بخت خود کنید!چیزی که شما نمیفهمید این است که این فرصت ها میتوانست زندگیتان را تغییر دهد اما شما آن را از دست دادید! بیشتر فرصت ها فقط یک بار در زندگی رخ میدهند و شما هیچوقت شانس دوباره ای نخواهید داشت!فرصت ها روشی هستند که دنیا به شما لطف میکند، به خودتان لطفی بکنید و آن ها را دو دستی بچسبید!3. قادر به رویارویی با اهداف تان نخواهید بود!هنگامیکه فکر یک هدف و یا بدست آوردن یا تغییر یک چیز را در سر می پرورانیم اهمال کاری با قدرت هرچه تمام تر از راه میرسد. شاید شما میل قوی داشته باشید اما نمیتوانید فقط وانمود کنید که به جلو قدم برمیدارید!این موضوع به طوری عادی  بسیار گیج کننده است. شاید با خود فکر کنید که چرا منی که چیزی را در این حد میخواهم باید به این سختی به آن دست یابم؟! تنها خودتان میتوانید به آن پاسخ دهید فقط در صورتیکه مقداری بیشتر و عمیق تر در جستجوی مقاومتتان باشید!ما هدف گذاری میکنیم بخاطر این که رغبت زیادی به بهتر کردن زندگیمان به هر نحوی داریم. اگر شما این کار را بخاطر اهمال کاری انجام ندهید احتمال بهتر کردن زندگیتان را نیست و نابود کرده اید!اگر اهمال کاری شما را از اهداف تان عقب می اندازد ریشه اش را پیدا کنید در غیر این صورت هیچگاه به آنها نخواهید رسید!4.میتواند شغل تان را نابود کند!شیوه ای که شما کار میکنید مستقیما بر روی نتایج تان تاثیر میگذارد، اینکه چگونه عمل میکنید و چقدر به دست می آورید!امکان دارد که اهمال کاری شما را از مواجهه با ضرب الاجلهای مختلف و رسیدن به اهداف تان در هر ماه دور کند. متعاقبا این چه پیامدی برای شغل تان دارد؟ممکن است که ترفیع های زیادی را از دست دهید یا شاید هم بدتر شما در خطر از دست دادن شغل تان باشید! می توانید برای مدتی آن را پنهان کنید اما شک نکنید اهمال کاری بلند مدت حرفه تان را نابود میکند.5. اعتماد به نفس تان را پایین می آورد!این احتمالا یکی از همان دایره های بدجنس است که شما خودتان را در آن می یابید. ما بعضی وقت ها بخاطر پایین بودن اعتماد به نفس دست به اهمال کاری میزنیم اما اهمال کاری نه تنها آن را تقویت نمیکند بلکه آن را پایین تر می آورد.شما شروع میکنید به شک افتادن و از خود سوال کردن که مشکلتان چیست. ممکن است به طور ناامیدانه ای از خود بپرسید چرا  نمیتوانید آن را انجام دهید!داشتن اعتماد به نفس پایین زندگی را از طرق مختلفی نابود میکند. وقتیکه اعتماد به نفس پایینی داریم خودمان را عقب نگه میداریم و کمتر از آنچه که باید در مورد خود حس میکنیم که همین منجر به خرابکاری هایی میشود.اهمال کاری اعتماد به نفستان را آرام آرام میخورد، اما قطعا میخورد!اگر این مسئله با شما طنین انداز است، به جای این که این توهم را داشته باشید که باید بتوانید کاری انجام دهید، بر ایجاد اعتماد به نفس خود تمرکز کنید، زیرا این امر باعث می شود که وقتی آماده نیستید خود را مجبور کنید.6.موجب اخد تصمیمات ضعیف می شود!وقتیکه شما اهمال کاری میکنید و در این وضعیت تصمیم میگیرید احتمالا آن تصمیمات، ضعیف خواهند بود بدلیل همان مکانی که از آن می آیید! وقتیکه اهمال کاری میکنید تصمیم گیری هایتان بر اساس معیارهایی هایی است که اگر اهمال کاری نمی کردید آنجا حضور نداشتند! مانند فشاری که به خود وارد میکنید تا تصمیم بگیرید زیرا زمان دارد میگذرد. احساساتتان شدیدا بر تصمیماتی که میگیرید نفوذ میکند و اهمال کاری تا حد زیادی بر روی این احساسات تاثیر میگذارد. تصمیمات ضعیف گرفتن، تاثیر منفی بزرگی بر خوشحالی و نتایج زندگیمان دارد.7.شهرت شما را نابود خواهد کرد!وقتیکه مدام می گویید کاری را انجام خواهید داد و آن را به سرانجام نمی رسانید شهرتتان به طور اجتناب ناپذیری لکه دار میشود. هیچکس قول و وعده وعید خالی نمیخواهد!در کنار نابود کردن معروفیتتان اعتماد به نفس و عزت نفستان را نیز نابود میکنید. به این پی خواهید برد که اهمال کاری تبدیل به امری آسان میشود و هر دفعه خودتان را سورپرایز نمیکنید!مردم میتوانند وابستگی شان به شما را متوقف کنند و از پیشنهاد فرصت به شما دست نگه دارند زیرا آنها نگران این هستند که شما به راحتی تعلل میکنید و این آنها هستند که باید گند شما را پاک کنند!شهرت بد اثرات منفی بسیار زیادی دارد.8. سلامتیتان را به خطر خواهد انداخت!اهمال کاری با مشکلات روانی نظیر استرس و نگرانی مرتبط است که اینها در ارتباط با مشکلات سلامتی شما هستند. اگر تعلل شما باعث افسردگیتان شود این افسردگی بر مقاطع دیگری از زندگیتان تاثیر خواهد گذاشت.اگر بیش از حد چیزی را به تعویق بیندازید این مساله بیشتر باعث میشود شما استرس بگیرید و نگران شوید مخصوصا اگر افراد یا چیزهای دیگری نیز درگیر این قضیه باشند. مطالعات نشان میدهند چقدر استرس و نگرانی برای ما مخرب هستند و استرس قاتل خاموش است.راه دیگری که اهمال کاری بر روی سلامتتان تاثیر دارد به تاخیر انداختن قرار ملاقات ها و کارهایی است که میخواهید انجام دهید از جمله ورزش کردن، و اهمال کاری فقط مشکل را بدتر و پیامد ها وخیم تر می کند.فراموش نکنید که اهمال کاری مانند یک عادت است، سخت است که با آن مقابله کنید، اما میتواند شما را بسازد و یا اینکه بشکند!برای مشاهده ی مطالب بیشتر، میتوانید به سایت زیر مراجعه نمایید.www.yourtimecoach.org</description>
                <category>TimeCoach</category>
                <author>TimeCoach</author>
                <pubDate>Sun, 19 Jan 2020 13:45:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا افراد سازنده همیشه خیلی زود از خواب بیدار می شوند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Timecoach/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-fmmxyfb9gjrk</link>
                <description>سحرخیزان یک قدم جلو از جمع هستند: آرام، منسجم و کامل، زمانی که دیگران با عجله به سمت دفتر کار وارد می شوند. سحرخیزان همه چیز را در کنترل خود دارند. وقتی شما زود از خواب بیدار می شوید، زمان بیشتری برای برنامه ریزی، تفکر استراتژیک و سازماندهی دارید.افراد موفق اغلب سحرخیز هستند. از فرانکلین تا اوباما، از برانسون تا داروین، همه به عنوان کسانی که با طلوع خورشید بیدار می شدند شناخته می شوند. انگیزه آنها هرچه باشد، همه آنها فواید بر زمین نهادن پاها قبل از این که ساعت زنگ بزند(منقار خود را باز کند)را به دست آوردند(درو کردند).&quot; ذهن فرا تر از تخت خواب&quot;رابین شارمااما چرا سحرخیزی یک صفت معمول(برای این افراد) است؟ چه چیز &quot; ذهن فراتر از تخت خواب&quot; خیلی افراد موفق را در چنگال خود گرفته است؟ چرا آنها بدن خسته ی خود را برای شروع زود یک روز وقتی اغلب ما در رویا هستیم از تخت خواب بیرون می کشند؟برندگان(این) طرز فکراین حس کنترل گر از ضرب و شتم صدای درونی به دست آماده است. اگر ذهن شما در جنگ بین قربانی و موفقیت پیروز شود، موفقیت شروع می شود و معمولا اتفاقات بهتر می شود. شناختن صدا، بهترین دفاع علیه او(حس کنترل گر)ست. وقتی صدای زنگ را خاموش می شود و صدا می گوید تو خیلی دیر به خواب رفتی که بخواهی زود بیدار شی، یا 5 دقیقه بیشتر که اتفاقی نمی افتد، گوش نکنید!آنهایی که در تخت می مانند به انسان بزرگ تبدیل نمی شوند اما آنها می توانند مراقب(کارهای) شما باشند. وقتی شما مسئول صدای درونی هستید، هیچ چیزی شما را متوقف نخواهد کرد.زمان بیشتراگر شما فقط یک ساعت زودتر هر روز صبح بیدار شوید در سال 15 روز بیشتر به دست می آورید و وقتی همانگونه باشد ترسناک است که چند روز زندگیمان را در خواب هدر می دهیم؟ من در مورد شما نمی دانم، اما من نمی خواهم زندگی خود را این گونه هدر دهم. اگر دارای کمبود زمان هستید، کمتر بخوابید. ما فقط 6 تا 7 ساعت در شبانه روز به خواب نیاز داریم. بیشتر از آن هدر دادن زمان می باشد.فعال شویدصبح ها بهترین زمان برای ورزش است. این، روز شما را با انرژی، تمرکز و اشتیاق تنظیم می کند. بعضی از روزها که من از عادت جدید دویدنم روزانه بر می گردم، احساس شکست ناپذیری دارم. استرس باید سخت تلاش کند که از پس من بربیاید، و تمام روابط من ساده تر و آرامتر است. تمرین صبحگاهی شما را سازنده تر می کند و در موفقیت بیشتر شما مشارکت می کند.زمان سکوتبا سه پسر در خانه ام، به ندرت زمان سکوت پیدا می کنم. اگر من بخواهم مدیتشن کنم یا کاری بدون مزاحمت انجام دهم، صبح های زود انجام می دهم.سحرخیزی به من زمان مناسب می دهد. شما می توانید این زمان را برای نوشتن، نقاشی و یا هر کار خلاقانه دیگری استفاده کنید.اندیشه خود را بیابیدخیلی از سحرخیزان به افزایش خلاقیت و الهام گرفتن صبحگاهی اذعان داشته اند. آثار هنری بزرگ و رمان ها در ساعات اولیه روز نوشته شده اند. بنابراین اگر شما شاهکار نانوشته ای دارید، شاید یک ساعت زودتر بیدار شدن کلید باز شدن این راز باشد.زمانی برای غذاما اغلب، با عجله سرکار رفتن و خوردن یک غذای ناسالم که انرژی کافی برای حرکت به ما نمی دهد، روز خود را شروع می کنیم، اماصبحانه یک وعده غذایی مهم است که می توان با ایجاد زمان بیشتر در صبح، وعده غذایی کامل و سالم تر خورد که روزمان را سازنده تر و موثر تر کند.یک قدم جلوترسحرخیزان یک قدم جلو از جمع هستند: آرام، منسجم و کامل، زمانی که دیگران با عجله به سمت دفتر کار وارد می شوند. سحرخیزان همه چیز را در کنترل خود دارند. وقتی شما زود از خواب بیدار می شوید، زمان بیشتری برای برنامه ریزی، تفکر استراتژیک و سازماندهی دارید. منفعت دیگر اول رسیدن به دفتر کار حواس پرتی کمتری است که از همکاران دریافت می کنید و برنامه های که باید انجام شود به پایان می رسد و بنابراین اگر هنوز عادت سحرخیزی را ایجاد نکردید، از فردا شروع کنید. یک ساعت زودتر به تخت خواب بروید که خیلی خسته نباشید. ممکن است که چند روز زمان ببرد تا سازگار شوید و مزایای آن را زود احساس نکنید، ولی به آن بچسبید. میلیون ها نفر از انسان های بزرگ نمی توانند همه اشتباه کنند.آیا شما سحرخیز هستید؟ اگر بله، آیا پیشنهادی برای تبدیل شدن به یک سحرخیز دارید؟برای مشاهده ی مطالب بیشتر، میتوانید به سایت زیر مراجعه نمایید.www.yourtimecoach.org</description>
                <category>TimeCoach</category>
                <author>TimeCoach</author>
                <pubDate>Tue, 14 Jan 2020 13:11:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>5 راه برای تبدیل استرس به بهره وری</title>
                <link>https://virgool.io/@Timecoach/5-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87-%D9%88%D8%B1%DB%8C-zzlexeqdjy2l</link>
                <description>استرس از بهره وری جلوگیری می کند، به همین دلیل است که باید یاد بگیرید چگونه سطح استرس خود را مدیریت کنید تا ثمربخش ترشوید. استرس، خود خواسته و خودساخته است.استرس از بهره وری جلوگیری می کند، به همین دلیل است که باید یاد بگیرید چگونه سطح استرس خود را مدیریت کنید تا ثمربخش ترشوید. استرس، خود خواسته و خودساخته است. این بدان معناست که استرس هایتان را اساسا خودتان ایجاد می کنید، بنابراین شما، آن کسی هستید که از انجام کارهایتان جلوگیری می کنید.استرس احساس ناسالمی است که بیش از حد انرژی شما را هدر می دهد. در عوض، شما باید تمام انرژی خود را روی کار مورد نظرتان متمرکز کنید. استرس فقط به اندازه ای که شما اجازه می دهید قدرتمند می شود. احساسی مانند استرس می تواند روز شما را تحت تأثیر قرار دهد و اعمال شما را کنترل کند، اما شما می توانید در زمان شروع استرس با متوقف کردن آن و پرداختن به مسئله، احتمال انجام کارها را بیشتر کنید و روز خود را عملا صرف کارتان کنید بجای اینکه فقط استرس انجام دادن کارها را داشته باشید.1. مشغول کار شوید تا استرس کمتری داشته باشید!اگر در مورد کارهایی که روز گذشته انجام نشده اند نگران هستید، مسلما تمرکز بر روی آنچه که باید امروز انجام شود، آسان نخواهد بود. اما به جای این که اجازه دهید کارهای ناتمام ذهن شما را غرق در ترس و وحشت کنند و مدام در مورد آنها نگرانی داشته باشید، در استفاده از زمان خود ثمربخش تر باشید و به جای نگرانی، بر روی تمام کردن کارها تمرکز کنید. اگر از لیست کارهای خود عقب افتاده اید، مشغول کارها شدن به شما تسکین می دهد و خیلی درگیر استرس نخواهید شد. عملا استرس نمی خواهد کاری برای شما انجام دهد و برای آن مهم نیست که چقدر انرژی روی آن کار می گذارید.2.زمان بیشتری به خود اختصاص دهید و استراحت کنید!به جز در مواردی که برای شما خیلی مهم است تا کاری را در یک زمان مشخص انجام دهید، خودتان را به صورت سخت و محکم به زمان اتمام کاری که به راحتی قابل کنترل هم نباشد مجبور نکنید. انجام این کار باعث می شود در مورد انجام به موقع آن پروژه استرس داشته باشید، نگران باشید و مدام به ساعت نگاه کنید تا بینید که چه مدت زمان باقی مانده است. اگرچه ممکن است باعث شود شما سریعتر عمل کنید تا کارها را انجام دهید، ولی چون مضطرب هستید و با زمان پایان کار تحریک شده اید به آسانی و با سرعت کاری را انجام میدهید و رد می شوید، پس این احتمال وجود ندارد که کار را با کیفیت مورد نظر انجام دهید.وقتی در یک مهلت زمان سخت و مشخص مشغول کار هستید یا برای به انجام رساندن امری سخت کار می کنید، اگر فقط 5 یا 10 دقیقه از کار فاصله بگیرید و کمی استراحت کنید، متوجه می شوید که اینکار چقدر مفید واقع می شود. از آن پنج یا ده دقیقه برای آرام کردن خود، استراحت، استشمام هوای تازه و غیره استفاده کنید، بنابراین وقتی به کار خود برگردید، ذهن آرام تری خواهید داشت که به شما این امکان را می دهد کارآمدتر باشید.3. تمامی کارها را به تنهایی انجام ندهید!اگر تحت تاثیر مهلت انجام و به پایان رساندن کاری قرار دارید یا احساس می کنید که در به انجام رساندن آن غرق شده اید و تحت فشار هستید، در صورت نیاز از دیگران کمک بخواهید. هر کسی در بعضی مواقع به کمک نیاز دارد و دست کمکی باعث می شود که غرق شدن و تحت فشار بودن را احساس نکنید، انگار که خودتان این کار را انجام می دهید. با کمک، شما دو برابر کارآمدتر خواهید بود و اکنون که شخصی به شما کمک می کند در مورد مهلت تحویل کار کمتر نگران خواهید بود. اگر می دانید که نمی توانید خودتان کار را انجام دهید، نباید خود را تحت فشار قرار دهید. انجام این کار فقط باعث استرس و کاهش کیفیت بیشتر کاری که دارید انجام می دهید، میشود.4- به اهمیت کار خود نگاه کنید(توجه کنید)!ثمربخش تر شدن در زندگی روزمره، می تواند با درک اینکه چه چیزی مهم و چه چیزی بی اهمیت است انجام شود.زیرا احتمالاً بیشتر وقت خود را صرف استرس بر جزییات و چیزهایی می کنید که به اندازه اصل موضوع بزرگ و مهم نیستند. بسیاری از مواردی که مردم برای آنها استرس دارند، درواقع به اندازه ای که دوست دارند به آن فکر کنند، اهمیت ندارند. بجز چیزی که به شما آسیب فیزیکی(بدنی) برساند، احتمالاً ارزش ندارد که از نظر روحی خودتان را بخاطر آن ناراحت کنید. داشتن یک نگرش مثبت با شروع روز، فرورفتن در کارها، و کنار آمدن با هر کاری که باید انجام شود می تواند شما را از عقب نشینی و اتلاف وقت با استرس و توجه بر چیزهای ناچیز باز دارد. روش 5 راهی را توضیح خواهد داد تا متوجه شوید که آیا آنچه شما بر آن تاکید و برایش استرس دارید اصلاً اهمیت واقعی دارد یا خیر!5- بر استرس خود تمرکز کرده و با آن مقابله کنید!اگر می خواهید متوجه شوید که چگونه استرس خود را بهتر کنترل کنید، گاهی تمرکز بر آن می تواند مفید باشد. اگر تلاش برای جلوگیری از استرس برای شما به اندازه کافی روش موفقیت آمیزی به نظر نمی رسد، می توانید به کمک استرس خود و نوشتن این که چه احساسی را در شما ایجاد می کند ثمر بخش باشید تا بتوانید با آن مقابله کنید. علاوه بر نوشتن، نیز بنویسید که بدترین اتفاقی که ممکن است پیش بیاید چیست؟ اینکار این امکان را به شما می دهد که قادر باشید نگاهی به عقب و آنچه که در گذشته نوشتید بیاندازید و ببینید که آیا آنچه بر آن تاکید داشتید، واقعاً چیز مهمی بود یا نه! امور معمولا به آن بدی که به نظر می رسند پایان نمی یابند و البته وقتی خود را از اوضاع دور کنید، می توانید با ذهن آرام تری امور را بررسی کنید.برای مشاهده ی مطالب بیشتر، میتوانید به سایت زیر مراجعه نمایید.www.yourtimecoach.org</description>
                <category>TimeCoach</category>
                <author>TimeCoach</author>
                <pubDate>Sat, 11 Jan 2020 11:56:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا چند کاری(انجام چند کار به طور همزمان) برای شما مضر است؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@Timecoach/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DA%86%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%DA%86%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%85%D8%B6%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-guoe5bu3vrqc</link>
                <description>انجام چند کار به صورت همزمان باعث می شود شما احساس کنید ثمر بخش و کارآمد هستید، اما در واقعیت، کیفیت آنچه انجام میدهید به خطر می افتد، و در دراز مدت، اگر این چنین چند وظیفه ای را انجام دهید، خود را از بین می برید.چند کاری:اغلب کارفرمایان آن را دوست دارند، گفته میشود که این امر برای زنان طبیعی است و به طور کلی، خصوصیتی است که اکثر ما دوست داریم آن را بدست آوریم. آیا واقعا مهارت داشتن در چند کاری چیزی است که آرزوی آن را داشته باشیم و آیا چند کاری در بلند مدت برای بهره وری مضر است؟منظور دقیق من از چند کاری چیست؟آیا به معنای واقعی کلمه چندین کار را به صورت همزمان انجام دادن است؟ یا بیشتر شبیه به تغییر کارها(سوییچ بین وظایف) است؟ یا صرف میزان مشخصی وقت برای انجام یک کار علیرغم تمام نکردن اولین کار و به سراغ کار بعدی رفتن است؟ به نظر می رسد هیچ کس کاملاً مطمئن نیست، با این حال بسیاری از ما معتقدیم که انجام خیلی از کارها به طور همزمان یک ویژگی مثبت است.آیا کسانی که چند کار را به صورت همزمان انجام میدهند در ادغام (یکپارچه سازی)اطلاعات بهتر هستند؟پس از انجام یکسری تحقیقات در مورد این موضوع، به نظر می رسد نظرات ادغام شده است. محققان کلوین لوی و آلن وونگ از دانشگاه هنگ کنگ در چین به این نتیجه رسیده اند که افراد چند وظیفه ای(چند کار را به صورت همزمان انجام میدهند) یا کسانی که بطور مکرر از رسانه های مختلف به طور همزمان استفاده می کنند، در ادغام(یکپارچه سازی) اطلاعات بهتر هستند.این منطقی و قابل درک است، اما در مورد کیفیت کار چطور؟ آیا انجام بعضی کارها با چند کاری آسان تر است؟ مطمئناً، گاهی اوقات، توجه و تمرکز عمیق و خوب چیزهایی هستند که الزامی است. اگر چندین کار را به طور همزمان انجام می دهید، ممکن است در ادغام اطلاعات  در طولانی مدت بهتر شوید، اما آیا کیفیت کارهایی که ارائه میدهید(کارهایی که به صورت همزمان انجام شده است) می تواند به خوبی زمانی باشد که تمام توجه خود را به یک کار می دهید؟چرا چند کاری به عنوان یک ویژگی مثبت به نظر می رسد؟حقیقتا، در گذشته، من یک چند وظیفه ای منظم وپیگیر بوده ام. این توانایی که شما را قادر می سازد کارهای زیادی را یکجا و به صورت همزمان انجام دهید رضایت بخش است، این باعث می شود شما احساس کنید ثمر بخش و کارآمد هستید، اما در واقعیت، من مطمئن هستم که کیفیت آنچه انجام می دادم به خطر افتاده بود.محقق ژن وانگ نظر من را اثبات می کند: پس از انجام یک مطالعه گسترده با دانشجویان، او به این نتیجه رسید که افرادی که چند کاری می کنند لزوماً ثمربخش تر نیستند. در واقعیت، شرکت کنندگانی که مجبور بودند چندین کار را به صورت همزمان انجام دهند احساس خوبی نسبت به خودشان داشتند، اما نتیجه کارهایی که باید انجام می دادند به هیچ وجه به اندازه غیر چند وظیفه ای ها خوب نبود.ارجهیت بهره وری و اولویت بندی بر چند کاری:من فکر میکنم به جای یک چند کاره خوب بودن، خوب بودن در اولویت بندی و بهره وری بسیار سودمندتر خواهد بود. اینها صفاتی هستند که کارفرمایان بهتر است به دنبال آن باشند. صحبت کردن با تلفن هنگام نوشتن یک پست وبلاگ و تلاش برای پرداخت قبض برق خود به صورت همزمان، موثر و کارآمد به نظر نمی رسد. در دراز مدت، اگر این چنین چند وظیفه ای را انجام دهید، خود را از بین می برید.من قبلاً این کار را با ایمیل ها انجام می دادم، اگر در عرض چند ثانیه از دریافت پیام به شما پاسخ میدادم احساس می کردم واقعاً کارآمد و ثمربخش هستم، اما این فقط یک حواس پرتی غیر ضروری است.ارجهیت تمرکز بر بهره وری به جای چند کاری آشفته(درهم وبرهم):در حال حاضر به جای چند کاری، وقتم را به چند بخش بزرگ تقسیم می کنم. اگر تنوع دوست دارید، گاهی اوقات انجام دادن فقط یک کار در یک زمان می تواند خسته کننده باشد. هرچند اگر 20تا 40 دقیقه را برای هر کار/فعالیت و یا موارد درون لیست &quot;انجام کار&quot; صرف کنید، در این صورت شما ثمربخش و کارآمد هستید و احتمالاً روزی جالب تر و متنوع تر خواهید ساخت.نکته آخر، باید بگویم که وقتی من به دقت روی چیزی تمرکز می کنم بدون حواس پرتی یا تغییر کار(سوییچ توجه از کاری به کار دیگر)، کاری که انجام می دهم از استاندارد بسیار بهتری برخوردار است. مدیتیشن و مراقبه به ما یاد می دهد که: متمرکز و در لحظه بودن در زمان انجام کارها، کلید اصلی ثمربخش تر بودن آنهاست .نظر شما چیست؟ آیا طرفدار چند وظیفه ای هستید؟ یاد گرفته اید که چند کاری مشکل شما را حل میکند یا کیفیت کاری را که انجام می دهید را پایین می آورد؟ نسبت به تجربیات شما، وقتی کارهای زیادی برای انجام دارید بهتر عمل می کنید؟ یا اینکه ایده چند کاری باعث سرگیجه شما می شود؟برای مشاهده ی مطالب بیشتر، میتوانید به سایت زیر مراجعه نمایید.www.yourtimecoach.org</description>
                <category>TimeCoach</category>
                <author>TimeCoach</author>
                <pubDate>Wed, 04 Dec 2019 12:44:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه هر روز که از خواب بیدار می شویم با انگیزه و خوشحال باشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Timecoach/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-qdbhwuc7azni</link>
                <description>انگیزه یک نیروی بزرگ در زندگی شماست و برای برتری دادن و لذت بردن از هر آنچه که روزانه انجام میدهید باید آن را تحت کنترل خود درآورید.*بررسی دو گروه از مردم:ممکن است این قضیه کمی زیاده روی باشد اما من مطمئنم که شما سالهاست افرادی که این کار را انجام میدهند می شناسید و به نظر میرسد که هیچ مشکلی با راکد و منفعل ماندن ندارند. چه درمورد ازدواجشان و چه درمورد شغلشان یا تلاشهای شخصی شان، به خوبی با آنها کنار می آیند بدون اینکه پیشرفتی در جهت بهتر شدن داشته باشند.از طرفی دیگر مطمئنم کسانی را می شناسید که بر روی هدفگذاری های مثبت تمرکز میکنند و مدام خود را وادار به بالا و بالاتر رفتن میکنند. ترفیع گرفتن در کار، صاحب خانواده شدن، جشن گرفتن نقاط عطف در روابط و ازدواجشان، تعمیر خانه و خرید ماشین شروع تجارت های جدید یا دوباره به مدرسه رفتن. این افراد به نظر میرسد که مدام به سمت چیزی قدم بر می دارند که زندگیشان را ارتقا و تقویت میکند.اما تفاوت بین این دو گروه از افراد در چیست؟چیزی که شما حس انجام دادنش را دارید یا نه، در نهایت به یک چیز جوش میخورد: انگیزه. وجود یا عدم وجود این نیروست که شما را به جلو می کشد تا بر چالش ها و موانع غلبه کنید و به اهدافتان برسید.بدون وجود انگیزه شما بعد از چند تلاش ناموفق و یا حتی اولین چالش سختی که سر راهتان قرار میگیرد تسلیم میشوید و یا در موارد خاصی همانجایی که هستید می مانید و ناراضی هستید که چرا هنوز کاری نکرده اید تا پیشرفت کنید!انگیزه دقیقا به چه معناست؟چه فهمیده باشید چه نه انگیزه یک نیروی بزرگ در زندگی شماست و برای برتری دادن و لذت بردن از هر آنچه که روزانه انجام میدهید باید آن را تحت کنترل خود درآورید.متاسفانه بسیاری واژه ی انگیزه را بیش از حد فراگیر میکنند. ما فکر میکنیم انگیزه داشتن و نداشتن با یک &quot;بله&quot; و &quot;خیر&quot; ساده تمام میشود.اما انگیزه چیزی نیست که بشود عوضش کرد. انگیزه یک جریان است. برای با انگیزه شدن شما باید فراتر از سطح آب شیرجه بزنید. فقط خواندن جملات انگیزشی یا تشویق شدن توسط یک دوست و یا حتی یک ناظر به شما برای ساختن انگیزه ی پایدار در مسیر طولانیتان کمکی نخواهدکرد.شما تصور میکنید انگیزه ای که میخواهید کسب کنید مانند خورشیدی است(خودپایدار و بلند مدت) که یک جریان مداوم انرژی را برای تمام زندگی های روی زمین تامین میکند. دقیقا مثل خورشید موتور انگیزشی شما هم لایه های مختلفی دارد از هسته و مرکز شروع شده و به سطح میرسد. سطح همان چیزی است که شما می بینید اما فرآیند واقعی از هسته شروع میشود و این مهم ترین بخش قضیه است، دلیلش را شرح خواهم داد.اگر بتوانید یک موتور انگیزشی خود پایدار بسازید شما نه تنها قادر به یافتن معنا و هدف در زندگیتان خواهید بود بلکه از هر دقیقه ای از زندگیتان را که صرف کاری میکنید لذت خواهید برد، که این مسئله، نقش و مسئولیت هایتان را کمتر از یک کار طاقت فرسا میکند. شما بگویید آیا این قوانین بازی را تغییر نمیدهد؟!*بگذارید با به کار انداختن موتور انگیزشی با تقسیم به سه قسمت به شما کمک کنم که جریان انگیزه را بهتر بفهمید:هسته - هدفحمایت - فعال کننده هاسطح - تصدیقمن که میگویم ما با لایه های دو و سه بیشتر آشنایی داریم وقتیکه دائما با آنها ارتباط مستقیم داریم!?لایه دوم:حمایت - فعال کننده هالایه دوم، دراصل همان چیزی است که اهداف شما را پشتیبانی می کند. آنها می توانند هسته انگیزشی شما را بزرگنمایی کنند و یا به شتابی که ایجاد می کنید سرعت ببخشند. در اصل، آنها شرایط مساعدی را ایجاد می کنند تا همه کارها به آسانی پیش بروند.لایه سوم: سطح - تصدیقلایه سوم، همچنین با عنوان تصدیق شناخته می شود، شامل هر نوع شناخت خارجی است که می تواند انگیزه ای برای شما ایجاد کند. ممکن است به شکل احترام یا شناخت مانند تعریف و تمجید به وجود آید.یا میتواند حمایت عاطفی از طریق تشویق، بازخورد و انتقاد سازنده باشد. همچنین ممکن است هنگامیکه افراد و همکارهایی دارید که همان هدف و بار را با شما به اشتراک میگذارند، شامل وابستگی هم باشد.اینها عموما همان چیزهایی هستند که وقتی به افراد دیگر نگاه میکنید بر روی سطح می بینید. شما تایید(تصدیق)، احترام و شناخت خارجی را که میگیرید، می بینید.درونی ترین لایه:هسته - هدفاما چیزی که بسیار حائز اهمیت و نیروی محرکه ی واقعی پشت جریان انگیزه است، داخلی ترین لایه-هدفتان است. هدف شما همان چیزی است که انگیزه را از بی انگیزگی، دستاوردها را از دست نیافته ها و خوشحالی را از ناراحتی متمایز میکند.*هسته ی انگیزشی شما هدف شماست و توسط دو چیز محکم میشود:معنا دار بودن و حرکت به جلو.با این دو به عنوان پایه شما یک منبع قدرت خواهید داشت که انرژی انگیزشی شما به طور نامحدود تغذیه میکند.خب شما چگونه باید این دو کار را انجام دهید؟چگونه هدفمان را پایدار و استوار کنیم؟معنا دار بودنش راحت است فقط از خودتان بپرسید&quot;چرا&quot;چرا دارید یک هدف معین را دنبال میکنید؟ اگر که دلیلش مبهم و ناواضح است انرژی انگیزشتان نیز مبهم و ناواضح میشود. هنگامیکه انگیزه برای شما انرژی فراهم می آورد تا کاری بکنید آن انرژی باید درجایی متمرکز شود. پس بدون وجود معنا، هیچ جایی برای انرژیتان نیست که رویش تمرکز کند.حتی داشتن هدفی واقع گرایانه و معنا دار نیز به این معنا نیست که شما باید تاثیر بزرگی بر روی جامعه تان داشته باشید و یا تغییر عظیمی ایجاد کنید!*راز کار با معنا این است: باید برای چیزی یا شخصی که برای شما ارزشی مهم است، ارزش قائل شود.بعدی، رسیدن به حرکت رو به جلوست. به طور مختصر، این بدین معناست که فقط ادامه دهید. ماند یک گوله برف، انگیزه به همراه پیشرفت شتاب ایجاد میکند. پس برای بالا نگه داشتن این باید که ادامه دهید.و خبر خوب این است که پیشرفتتان نباید آنقدر بزرگ باشد که شما آن را تشخیص دهید. مقادیر کم پیشرفت میتواند دقیقا مانند انگیزه باشد به همان اندازه طولانی تا اینکه برسند. مانند راندن یک ماشین، هنگامیکه متوقف شده اید ممکن است بی تاب باشید اما، اگر حرکت رو به جلو باشد - حتی اگر به کندی پیش بروید، کمتر می شود. ایجاد یک شاخص پیشرفت ساده مانند چک لیست یا نقاط عطف، یک راه عالی برای تجسم بردهای کوچک(و بزرگ) شما است. آنها باعث می شوند مغز شما آنها را به رسمیت بشناسد و آنها را تأیید کند، و باعث افزایش کمی انرژی انگیزشی می شود.به همین دلیل بازی های ویدیویی بسیار اعتیاد آور هستند! آنها همه جا پر از شاخص های پیشرفت هستند. اگرچه پیشرفت کاملاً مجازی است، اما آنها هنوز هم قادر به ایجاد مراکز ایجاد انگیزه در مغز شما هستند.آنچه که امروز شما را به حرکت وا میدارد بیابید!بنابراین چرا امروز مقداری وقت نمی گذارید و بازتابی سریع از مکان فعلی خود انجام نمی دهید؟ به یکی از جنبه های زندگی خود را که می خواهید در آن پیشرفت کنید نگاهی بیندازید.به عنوان مثال، این ممکن است شغل فعلی شما باشد. ابتدا با چرا شروع کنید. دلایل خود را برای اینکه چرا در شغل فعلیتان هستید را بنویسید. سپس در مورد هسته انگیزشی خود فکر کنید. آنچه را که در کار شما معنایی دارد و مواردی وجود دارد که به شما کمک می کند تا در زندگی پیش بروید، یادداشت کنید.وقتی این نکات را کسب کردید، وقت آن است که یک مقایسه انجام دهید. آیا شغل فعلی شما به شما کمک می کند تا به سمت هدفی که شما نوشته اید پیشرفت کنید؟اگر این کار را انجام دهد، پس آن عالی است! و شما در مسیر صحیح هستید. اما اگر این کار به طور کامل انجام نداد، یا متوجه شدید که از هدف خود خارج شده اید، وحشت نکنید. قطعاً خیلی دیر نشده!آیا همه ی ما نمیخواهیم خوشحال باشیم؟خوشبختی لازم نیست یک اصطلاح مبهم یا توهم باشد که شما، بدون هیچ چشم اندازی مدام در حال تعقیب آن هستید. با پیدا کردن انگیزه واقعی خود، یک قدم به تحقق خوشبختی خود و پیدا کردن معنی در همه کارهایی که خواهید کرد نزدیک تر خواهید بود!شما ممکن است راه حل های بسیاری را امتحان کرده باشید تا به شما کمک کند با انگیزه بمانید و متوجه شدید که هیچ یک از آنها هیچ تاثیری ندارند. دلیل این امر آن است که فقط تغییرات افزایشی ایجاد می کنند و تغییر دائمی نیاز به یک رویکرد جامع دارد. این امر بیشتر از آنکه فقط به یک بخش از زندگی شما متمرکز شود یا بخشی از کارهای روزمره یا اعمالتان را تغییر دهد نیاز دارد.شما می خواهید یک تغییر اساسی ایجاد کنید. اما به نظر می رسد سرزمین بزرگ و ناشناخته ای است که شما نمی توانید در این مرحله از زندگی خود به آن بپردازید.برای مشاهده ی مطالب بیشتر، میتوانید به سایت زیر مراجعه نمایید.www.yourtimecoach.org</description>
                <category>TimeCoach</category>
                <author>TimeCoach</author>
                <pubDate>Sun, 01 Dec 2019 11:25:29 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>