<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Vincent Law</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@VincentLaw</link>
        <description>سرگردان</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 16:05:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/132080/avatar/IuVeXo.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Vincent Law</title>
            <link>https://virgool.io/@VincentLaw</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ترتیب مشاهده Blade Runner</title>
                <link>https://virgool.io/@VincentLaw/blade-runner-watch-order-h99ajq7b9wz8</link>
                <description>قبل از هر چیز در نظر داشته باشید که این ترتیب بر اساس زمان اتفاقات تو سری بلید رانره و نه بر اساس سال پخش.۱- Blade RunnerBlade Runnerفیلم اول سری که سال ۱۹۸۲ ساخته شده و داستانش تو سال ۲۰۱۹ اتفاق می‌افته، نسخه‌های مختلفی ازش بیرون اومده که نسخه نهایی و رسمیش نسخه Blade Runner: The Final Cut است و همین نسخه رو باید ببینید.۲- Blade Runner: Black Out 2022Blade Runner: Black Out 2022یه انیمه تک قسمتی که کلا ۱۶ دقیقه‌ست و نحوه پاک شدن اطلاعات رپلیکانت‌ها رو نشون می‌ده و بخش خیلی مهمیه برای درک اتفاقات بعدی، داستان این انیمه تو سال ۲۰۲۲ اتفاق می‌افته.۳- Blade Runner: Black LotusBlade Runner: Black Lotusیه انیمیشن ۱۳ قسمتی که هر قسمتش حدود ۲۳ دقیقه‌ست، فاصله بین فیلم اول و آخر رو پر می‌کنه و تلاش برای ساخت نسل جدیدی از رپلیکانت‌ها رو نشون می‌ده، داستان این انیمیشن تو سال ۲۰۳۲ اتفاق می‌افته.۴- 2036: Nexus Dawn2036: Nexus Dawnیه فیلم کوتاه ۶ دقیقه‌ای که تلاش Niander Wallace برای گرفتن مجوز تولید رپلیکانت‌ها و تفاوت نسل جدید نسبت به قبل رو نشون می‌ده، داستان این فیلم کوتاه تو سال ۲۰۳۶ اتفاق می‌افته.۵- 2048: Nowhere to Run2048: Nowhere to Runیه فیلم کوتاه حدود ۶ دقیقه‌ای دیگه که کاراکتر Sapper Morton رو معرفی می‌کنه و داستانش تو سال ۲۰۴۸ اتفاق می‌افته.۶- Blade Runner: 2049Blade Runner: 2049فیلم آخر که داستانش تو سال ۲۰۴۹ و ۳۰ سال بعد از اتفاقات فیلم اول اتفاق می‌افته.</description>
                <category>Vincent Law</category>
                <author>Vincent Law</author>
                <pubDate>Thu, 20 Jul 2023 00:42:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سانتی‌مانتالیسم و بحران عدم وجود معیار</title>
                <link>https://virgool.io/@VincentLaw/sentimentalism-djx6gljpoxw6</link>
                <description>اگر به صفحه سانتی‌مانتالیسم در ویکی‌پدیای فارسی مراجعه کنید با متن زیر در باب چیستی آن مواجه خواهید شد:«سانتیمانتالیسم یا احساساتی‌گری یا احساسات‌گرایی عبارت است از انتظار چنان واکنشی عاطفی از خواننده یا بیننده که با موقعیت موجود تناسبی نداشته باشد یا در آن اثر، زمینه لازم برای آن فراهم نشده باشد.»سانتی‌مانتالیسم به‌مثابه کلافی سردرگمامروزه سانتی‌مانتالیسم به یک «حقیقت مطلق» بدل شده است، حقیقی که می‌گوید: هر چیزی که فرد ابراز می‌کند نظر شخصی اوست و درستی یا اشتباه بودن آن هیچ محلی از اِعراب ندارد و اساساً معیاری هم برای تعیین درست و غلط وجود ندارد، حقیقتی که می‌گوید: فرد باید آنچنان احساساتش را بروز دهد که حتی احساسات دیگران را هم برانگیزد.در این مسلک فرد مجاز است راه افراط را در پیش گیرد بدون آنکه معیاری برای سنجش عمل و گفتارش وجود داشته باشد و هر صدای مخالفی با عبارت: «این فقط یک نظر شخصی است» خاموش می‌شود، بدین گونه فرد هم می‌تواند از نگاه قضاوت‌گر جامعه در امان بماند و هم همیشه با فرار رو به جلو در هر بحثی پیروز شود، هم حس برتری‌خواهی‌اش ارضاء شود و هم رواداری پیشه کند. اینگونه است که تابلوی مونالیزا و تابلویی که فقط حاصل پاشیدن سطل رنگ روی بوم است هر دو در یک سطح قرار می‌گیرند، اینگونه است که فرد می‌تواند اعمال خود را برابری‌خواهی بنامد و همان اعمال توسط دیگری را شر بنامد.از آنجایی که همه چیز در سانتی‌مانتالیسم احساسی است که در قالب نظر بیان می‌شود، چیزی به نام «اخلاق» و «معیار اخلاقی» هم معنا ندارد. به همین علت فرد خود را میان سوال‌ها و جواب‌هایی می‌بیند که هر یک با دیگری در تناقض است و جز افزودن به سردرگمی‌اش ثمره‌ای ندارند، فرد نیز که نمی‌داند کدام مسیر را در پیش گیرد برای خود بازه حرکتی‌ای هم متصور نمی‌شود و دچار افراطی چون خشونت افسارگسیخته می‌شود.حقیقت مطلق بودن سانتی‌مانتالیسم نیز آنچنان در تار و پود جامعه ما تنیده شده است که با هر شر و ظلمی تحت عنوان نظر شخصی کنار آمده و عادی جلوه‌اش می‌دهیم، جدای از آن برای هر استدلالی که شخص دیگری به‌عنوان نظر مطرح می‌کند به دنبال دلایل منطقی برای تبیین آن استدلال نگشته و راه رواداری و از کنار آن گذشتن را در پیش می‌گیریم. در سانتی‌مانتالیسم کلمات نیز بی‌معنی شده‌اند و هر فردی هر کلمه‌ای را می‌تواند نفی کند یا تغییر معنا دهد و جامعه هم باید قبول کند چون نظر شخصی‌اش است، در نقطه مقابل اگر فردی نظر شخصی فرد دیگری را بدون گفتن جمله «این نظر شخصی من است» و با دلیل و منطق رد کند از طرف جامعه طرد خواهد شد. بدین صورت عقل و دانش در جامعه رنگ می‌بازد و تنها چیزی که می‌ماند خرافات و خزعبلات است و بس.حقیقت مطلق سانتی‌مانتالیسم اما «سرابی»‌ بیش نیست، زیرا هنگامی که معیاری برای درستی و غلطی نباشد اساساً حقیقتی هم وجود نخواهد داشت، همه چیز صرفاً نظراتی هستند که در مقابل هم قرار می‌گیرند و مانند کلافی سردرگم هرج و مرجی را پدید می‌آورند که راه به جایی نمی‌برند و چیزی را برای انسان روشن نمی‌کنند.معضل دیگری که در سانتی‌مانتالیسم وجود دارد این است که هر مفهومی دارای یک گروه است و هر گروهی نسبت به گروه دیگر برتری دارد و فرد همیشه حداقل عضو یکی از آن گروه‌ها است که یا خودش مورد تبعیض قرار گرفته، یا پشتیبان مورد تبعیض قرار گرفتگان است و یا در گروهی است که از تبعیض سود می‌برند. این گروه‌سازی‌ها در سانتی‌مانتالیسم در ظاهر در جهت برابر ساختن حقوق افرادند، اما این برابرسازی به نام «تبعیض مثبت» همیشه با «نفی عدالت» انجام می‌شود. به‌عنوان مثال اگر یک گروه در برابر قانون نسبت به گروه دیگر مزیتی داشته باشند در سانتی‌مانتالیسم روند برابرسازی بدین صورت است که گروهی که دست پایین‌تر را داشته‌اند و مورد تبعیض قرار گرفته‌اند این دفعه «باید» دست بالاتر را داشته باشند تا جبران ضررهایی که در زمان تبعیض به آن گروه وارد آمده باشد، بدین صورت این بار گروهی که قبلا مزیتی داشته‌اند باید دچار تبعیض شوند. راهکار درست اما آن است که از این به بعد همه در برابر قانون یکسان باشند و عدالت رعایت شود، راهکاری که در مرام سانتی‌مانتالیسم جایی ندارد. در مثالی دیگر می‌توان سینمای هالیوود را مشاهده کرد که به بهانه برابری رنگین‌پوستان، زنان و اقلیت‌های جنسی از عدالت تهی شده است و دیگر معیارهایی چون شایستگی بازیگران یا پایبندی به داستان به علت تبعیض مثبت وجود ندارند.در پایان، چون در سانتی‌مانتالیسم معیاری برای تشخیص درست و غلط و برای تفکیک حقیقت از دروغ وجود ندارد در نهایت جامعه به سوی انحطاط و زوال خواهد رفت.پی‌نوشت:  در آینده چند پاراگراف دیگر برای واضح‌تر شدن مبحث به این متن اضافه خواهد شد، همینطور ممکن است کمی ویرایش جهت یکدستی متن هم اعمال شود.</description>
                <category>Vincent Law</category>
                <author>Vincent Law</author>
                <pubDate>Sat, 09 Jan 2021 05:09:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمی در مورد انیمه «عشق برای اوتاکو سخته»</title>
                <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga/%DA%A9%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D8%AA%D8%A7%DA%A9%D9%88-%D8%B3%D8%AE%D8%AA%D9%87-q2zkobnxtwtx</link>
                <description>انیمه «عشق برای اوتاکو سخته» (Wotaku ni Koi wa Muzukashii) انیمه‌ای در ژانر «برشی از زندگی» که در ۱۱ قسمت به زندگی روزمره اوتاکوها می‌پردازه.به‌صورت مختصر بخوام بگم «اوتاکو» انسانی درونگراست که یه سرگرمی خاص مثل دیدن انیمه و مانگا خوندن داره و تو این انیمه اوتاکوهایی رو می‌بینیم که سعی می‌کنن اوتاکو بودن خودشون و علاقه‌شون به انیمه و مانگا و گیم رو پنهان کنن تا از چشم قضاوت‌گر جامعه دور بمونن و بتونن یه زندگی عادی رو تجربه کنن، هر چند که زندگی عادی این افراد از نظر جامعه یه زندگی غیرعادیه.Wotaku ni Koi wa Muzukashiiدر عین حال که انیمه به زندگی اوتاکوها می‌پردازه اما رفتار جامعه با اون‌ها رو نشون نمی‌ده و فقط صرفا اشاره‌ای می‌کنه که رفتار جامعه با این افراد متفاوته و نگاه انیمه بیشتر روی روابط افراد اوتاکو با همدیگه متمرکزه و اینطور به کاربر القا می‌کنه که این افراد نمی‌تونن با افراد معمولی جامعه یک رابطه احساسی پایدار برقرار کنن و به ناچار مجبورن با افرادی مثل خودشون که علاقه افراطی به انیمه، مانگا و گیم دارن و خوره اینطور چیزها هستن وارد رابطه بشن.انیمه اینطور نشون می‌ده که هرچند این افراد در محل کار و جامعه دارای جایگاه بالایی باشند، در نهایت باز هم چیزی جز انسان‌هایی غیرمعمول نیستن و اگر کسی از این غیرمعمول بودنشون مطلع بشه زندگی برای این افراد سخت می‌شه و حتی ممکنه باعث پایان رابطه‌شون با دیگران و تغییر شغل و محل زندگی‌شون بشه.گرافیکانیمه گرافیک نسبتاً خوبی داره و مشخصاً به چهره‌های شخصیت‌های اصلی بیشتر پرداخته شده، اما روی محیط و اماکن وقت کمتری گذاشته شده و گاهی اوقات که فقط محیط نشون داده می‌شه و خبری از شخصیت‌های اصلی در قاب نیست، شاهد صحنه‌هایی هستیم که هم گرافیک پایین‌تری از شخصیت‌های اصلی دارن و هم از لحاظ منطقی هیچ توجیهی ندارن. البته این صحنه‌ها خیلی کم هستن و ممکنه بیننده اصلا متوجهشون نشه، اما خب هستند.بااین‌حال همونطوری که گفتم در کل گرافیک انیمه خوبه و همینطور انیمه پر از رنگ‌های شاد و روشنه که نشون‌دهنده زندگی شاد اوتاکوهاست و به بیننده می‌گه: با اینکه جامعه این افراد رو طرد می‌کنه و اوتاکوها مجبور به پنهان کردن علائق‌شون می‌شن، اما چون به سرگرمی‌هاشون دسترسی دارن و همین انیمه دیدن و مانگا خوندن و بازی کامپیوتری کردن براشون به منزله تفریحه، زندگی شاد و مفرحی دارن و لزوما اینطور نیست که همه اوتاکوها افرادی منزوی باشن و زندگیشون بدون تفریح و ملال‌آور، بلکه اوتاکوها همیشه در حال تفریح و شاد هستند.اُپنینگ و اِندینگاپنینگ انیمه یک ترانه شاده که مثل گرافیک انیمه نشون از زندگی شاد اوتاکوها داره و چیزهایی که در اپنینگ می‌بینیم جز شخصیت‌ها چیزی از داستان رو لو نمی‌ده و اساسا از اونجایی که شاهد یک انیمه در ژانر برشی از زندگی هستیم، چیزی برای لو دادن وجود نداره.اندینگ انیمه هم یک ترانه شاده که برعکس اپنینگ که زندگی شاد اوتاکوها رو روایت می‌کنه، اندینگ به این می‌پردازه که اوتاکوها فقط با هم می‌تونن وارد رابطه بشن. همینطور می‌گه: با اینکه هر دو طرف رابطه یک اوتاکو هستند اما همچنان چون هر کسی اوتاکو و خوره یک چیز متفاوته، زندگی و رابطه‌شون مثل زندگی و رابطه یک زوج که از نظر جامعه عادی هستن است. همینطور از لحاظ بصری مثل اپنینگ بر نشون دادن شخیصت‌ها متمرکزه.داستانداستان با روز اول شروع به کار «موموسه نارومی» (فامیل: «موموسه»، نام: «نارومی») یکی از شخصیت‌های اصلی انیمه در محل کار جدیدش شروع می‌شه و در همون قسمت اول تمام شخصیت‌های اصلی معرفی می‌شن و انیمه شروع خوبی داره. روند پیشرفت داستان طوریه که در هر قسمت به یک جنبه از زندگی اوتاکوها می‌پردازه و هر قسمت داستان مخصوص خودش رو داره، با این حال داستان پیوستگی خوبی داره و بیننده به راحتی تمام قسمت‌ها رو در یک راستا و یک هدف می‌بینه و انیمه خیلی خوب بیننده رو جذب می‌کنه تا جایی که بیننده برای دیدن قسمت بعد لحظه‌شماری می‌کنه.در روایت انیمه سعی شده تا جایی که می‌شه خصوصیات مختلف اوتاکوها و زندگی‌شون نشون داده بشه و در عین حال به مشکلات اوتاکوها پرداخته بشه. البته همونطوری که قبلا گفتم این انیمه در راستای تغییر نگاه جامعه به اوتاکوها ساخته شده و به خیلی از مشکلاتی که اوتاکوها در جامعه دارن پرداخته نشده.پایان‌بندی انیمه اما خوب نیست و بیننده که همچنان منتظر قسمت بعدیه ناگهان بعد از قسمت ۱۱ به پایان انیمه می‌رسه و می‌بینه قسمت دیگه‌ای وجود نداره و نه‌تنها سرنوشت هر کدوم از شخصیت‌ها مشخص نمی‌شه بلکه در ۲ قسمت پایانی شخصیت جدیدی وارد داستان می‌شه و در کشاکش رابطه این شخصیت جدید با شخصیت‌های قبلی ناگهان انیمه تمام می‌شه. البته می‌شه این رو به اینکه «شاید» انیمه فصل دومی داشته باشه ربط داد اما باز هم دلیلی بر این نحوه تمام شدن انیمه نیست و این شائبه رو پیش میاره که انیمه در وسط روایت داستان به دلایل مالی و یا توجه کم بیننده‌ها متوقف شده.نظر پایانی و امتیازدر کل  انیمه «Wotaku ni Koi wa Muzukashii» با اینکه در مورد اوتاکوها و خوره‌هاست اما یک انیمه سرگرم‌کننده برای همه‌ست و ارزش یک بار دیدن رو داره. نمره من به این انیمه ۷.۸ از ۱۰ است.</description>
                <category>Vincent Law</category>
                <author>Vincent Law</author>
                <pubDate>Thu, 06 Feb 2020 21:24:03 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>