<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ویتو</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Vito_scaletta</link>
        <description>مؤلف برجسته دنیای خودم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 17:51:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1371259/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ویتو</title>
            <link>https://virgool.io/@Vito_scaletta</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ذرات</title>
                <link>https://virgool.io/@Vito_scaletta/%D8%B0%D8%B1%D8%A7%D8%AA-gqyx62lek8k8</link>
                <description>موج موج ز هر سو می‌آيدذرات معلق عطرتمست می‌شومآه ،،، چشم‌هایم، پلک‌هایم،روی هم انباشته می‌شوندنفس می‌کشم تو راگیج می‌شوم ز مستیگنگ می‌خوابمبیدار که می‌شومنیستی. خواب خوشی بودتنفس نگاهت. </description>
                <category>ویتو</category>
                <author>ویتو</author>
                <pubDate>Fri, 17 Dec 2021 01:31:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آذر سوم</title>
                <link>https://virgool.io/@Vito_scaletta/%D8%A2%D8%B0%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D9%85-fhiptfllk3pu</link>
                <description>تلفیق افکار من و چشم‌های توبه پرواز وا می‌داردلا به لای نسیم‌های خشک آذربرگ را. بی وقفه می‌رقصاندنفس‌های آخر مرگ را.سبز می‌کند در زمستانِ بی برگیخیال ساده گلبرگ را.</description>
                <category>ویتو</category>
                <author>ویتو</author>
                <pubDate>Fri, 03 Dec 2021 01:22:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چشمهایم را شست.</title>
                <link>https://virgool.io/@Vito_scaletta/%DA%86%D8%B4%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%D8%B3%D8%AA-ffvsw382cd9q</link>
                <description>صدای زرد رنگ گیتار پسر همسایهنگاه تلخی را از پنجره اتاقش روایت می‌کردیادم هست یک بار فروغ می‌خواندچای آخر شبم زهر مار شدبس که تلخ بودبلند شدم تا مشتی بکوبم که گیسوان کمندتچشمهایم را شستدستهایم سرد شدخیره به نوار سیاه کنج قاب عکسغرق نوای زرد رنگ گیتار پسر همسایه شدم</description>
                <category>ویتو</category>
                <author>ویتو</author>
                <pubDate>Fri, 03 Dec 2021 01:18:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صداهای سکوت</title>
                <link>https://virgool.io/@Vito_scaletta/%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-kuguwntzbqn0</link>
                <description>یه صدای باد که از لای پنجره آروم سوت می‌کشه تو جات گرمه، کنار بخاری هیزمی، ولی سوز باد رو حس می‌کنی بیرون از پنجره درختا با هم عشق بازی می‌کنن و شاخه هاشون رو می‌پیچن تو همسگ پیرت از ته حیاط هر از چند گاهی هاپ هاپ می‌کنه غذاشو تازه دادیقطعا نزدیکترین همسایه با تو ده دقیقه فاصله داره دونه‌های سفید آروم آروم میان پایینحیف که تو تَرکیتیک تاک ساعت شاید آزار دهنده باشه ولی صداش محو محیط شدهاصلا مهم نیست که جمعه ست یا شنبهاز همه جا فارغیصدای باد یکم بیشتر میشه و پتو رو محکم تر می‌پیچی دور خودت دیگه هیچی نیستبه این میگن یه سکوت معرکهنفس عمیقخلسهحیف که تو تَرکی!</description>
                <category>ویتو</category>
                <author>ویتو</author>
                <pubDate>Fri, 03 Dec 2021 01:13:28 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>