<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سجاد یوسفی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Yousefieee</link>
        <description>یه عاشق نوشتن که دوست داره از نوشتن پول هم در بیاره. تو چند تا وب سایت کار کردم که معروف ترینشون موبونیوز میشه. تا حدودی آشنا به سئو و مارکتینگ</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 08:08:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/32953/avatar/Yu3YuB.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سجاد یوسفی</title>
            <link>https://virgool.io/@Yousefieee</link>
        </image>

                    <item>
                <title>استراتژی کانواس</title>
                <link>https://virgool.io/@Yousefieee/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B3-zrinugorgi5i</link>
                <description>استراتژی کانواس (Strategy Canvas) یکی از مفاهیم کلیدی در روش «اقیانوس آبی» (Blue Ocean Strategy) است که توسط پروفسور چان کیم و رنه مابورن مطرح شده. این ابزار یک نقشهٔ بصری از فضای رقابتی فعلی را به شما می‌دهد تا بتوانید با نگاهی متفاوت به بازار، فاکتورهای ارزش‌آفرین کلیدی را شناسایی و راهکارهای جدیدی برای تمایز خود پیدا کنید. در ادامه، از صفر تا صد این موضوع را با هم بررسی می‌کنیم:1. استراتژی کانواس چیست؟استراتژی کانواس یک مدل یا نمودار است که در آن محور افقی (X) را عوامل یا معیارهای رقابتی صنعت تشکیل می‌دهند و محور عمودی (Y) نشان‌دهندۀ سطح سرمایه‌گذاری (یا عملکرد) در هر یک از آن عوامل است. شما در این نمودار می‌توانید وضعیت خود و رقبایتان را در هر عامل مشخص کنید. نتیجه، یک «منحنی ارزش» (Value Curve) برای هر رقیب خواهد بود. این منحنی ارزش به شما نشان می‌دهد که کدام عوامل در صنعت مهم‌ترند و هر بازیگر بازار چطور روی آنها تمرکز کرده است.هدف اصلی از ترسیم استراتژی کانواس، پیدا کردن خلأها و فرصت‌هایی است که با تغییر در سطح سرمایه‌گذاری عوامل کلیدی، می‌توان یک تمایز ماندگار و ارزشمند برای مشتری خلق کرد؛ یعنی همان چیزی که ما در برندینگ و مارکتینگ به دنبال آن هستیم تا از فضای رقابتی فعلی خارج شویم و وارد «اقیانوس آبی» شویم.2. مزایا و کاربردهای استراتژی کانواسشناسایی عوامل ارزش‌آفرین واقعی: کمک می‌کند ببینید کدام عوامل در بازار اهمیت بیشتری دارند و آیا واقعاً مشتری حاضر است بابت آن عوامل هزینه کند یا نه.شناسایی نقاط قوت و ضعف خود و رقبا: با مقایسه منحنی ارزش خودتان با سایر برندها، متوجه می‌شوید در چه بخش‌هایی ضعیف عمل می‌کنید یا چه نقاطی دارید که منحصربه‌فرد است.طراحی یا بازطراحی استراتژی برند: اگر قصد دارید برندتان را بازطراحی کنید یا وارد بازار جدید شوید، استراتژی کانواس نشان می‌دهد کجا باید متمایز باشید و کدام بخش‌های غیرضروری یا کم‌ارزش را کنار بگذارید.رسم مسیر برای خلق اقیانوس آبی: همان‌طور که در روش اقیانوس آبی تاکید شده، اگر بتوانید بخشی از بازار را پیدا کنید که در آن رقابت کمتری وجود دارد، احتمال موفقیت و سودآوری‌تان بیشتر می‌شود. استراتژی کانواس با ساده‌سازی تصویر بازار، این مسیر را واضح‌تر می‌کند.3. مراحل ساخت استراتژی کانواسبرای ساخت استراتژی کانواس، مراحل زیر را طی کنید:تعیین مرزهای صنعت یا بازار موردنظر: ابتدا مشخص کنید «بازار» یا «صنعت» شما دقیقاً چیست. به‌عنوان مثال اگر در صنعت پوشاک فعال هستید، ممکن است لازم باشد بین لباس ورزشی، لباس مجلسی یا لباس روزمره تمایز قائل شوید.شناسایی عوامل کلیدی رقابت (Key Competitive Factors): عوامل کلیدی آن چیزهایی هستند که مشتری براساس آنها انتخاب می‌کند یا برندها سعی دارند با آنها متمایز شوند. برای مثال، در صنعت هتل ممکن است عوامل کلیدی شامل: قیمت، کیفیت اتاق، موقعیت مکانی، امکانات رفاهی، خدمات جانبی، باشگاه ورزشی، رستوران و … باشد.تحقیق و جمع‌آوری داده درباره سطح عملکرد رقبا: بررسی کنید که هر رقیب در آن عوامل کلیدی چه سطحی از کیفیت یا سرمایه‌گذاری را دارد. برای نمونه، یک هتل لوکس ممکن است در «امکانات رفاهی» نمره بالایی داشته باشد، اما در «قیمت» (یعنی رقابتی‌بودن قیمت) نمره پایینی بگیرد.ترسیم نمودار استراتژی کانواس: محور X: عوامل کلیدی صنعت (از چپ به راست) و محور Y: سطح عملکرد یا سرمایه‌گذاری (از پایین به بالا).سپس برای هر رقیب، میزان سرمایه‌گذاری یا عملکردش را در آن عامل مشخص کنید و نقاط را به‌هم وصل کنید. این کار برای خودتان هم تکرار کنید تا «منحنی ارزش» (Value Curve) شما شکل بگیرد.تحلیل منحنی‌های ارزش و استخراج بینش‌هابه این فکر کنید که چه عواملی را می‌توانید کم یا حذف (Eliminate/Reduce) کنید و چه عواملی را می‌توانید بالاببرید یا ایجاد (Raise/Create) کنید. این روش به «چهار اقدام» (Four Actions Framework) هم معروف است: حذف (Eliminate): چه مواردی که در صنعت رایج است و هزینه‌بر است، اما برای مشتری ارزش چندانی ندارد؟کاهش (Reduce): چه مواردی را می‌توان با هزینه کمتر انجام داد بدون اینکه کیفیت ادراکی مشتری افت کند؟افزایش (Raise): چه مواردی واقعاً برای مشتری مهم است که باید بیش از سطح استاندارد صنعت ارائه شود؟ایجاد (Create): چه موارد جدیدی را می‌توانید اضافه کنید که تا امروز در بازار وجود نداشته یا بسیار کم‌رنگ بوده است؟تعیین استراتژی جدید: براساس نتایج تحلیل، تصمیم بگیرید چطور می‌خواهید منحنی ارزش خود را از رقبا متمایز کنید. با حذف فاکتورهای کم‌ارزش و تمرکز روی نقاط کلیدی و جدید، در نهایت می‌توانید یک جایگاه متمایز در بازار پیدا کنید.4. مثال‌هایی از استراتژی کانواسسیرک دو سولِی (Cirque du Soleil)سیرک دو سولِی با حذف هزینه‌های گران (حیوانات، نام ستاره‌ها یا سیرک‌بازان معروف) و افزایش عوامل هنری، موسیقی و تئاتر در اجراهایش، یک منحنی ارزش کاملاً متفاوت ساخت. نه تنها کودکان که حتی بزرگسالان را به‌وجد آورد و وارد یک فضای “اقیانوس آبی” شد.سوت‌وست ایرلاینز (Southwest Airlines)این شرکت، عوامل غیرضروری مثل کلاس فرست‌کلاس، غذاهای لوکس در پرواز و سیستم رزرو پیچیده را کم یا حذف کرد، اما در عوض پروازهای زیاد (تعداد فرکانس پرواز)، قیمت پایین و فرآیند سادهٔ رزرو اینترنتی را گسترش داد. نتیجه، یک ایرلاین کم‌هزینه اما با تجربه مناسب برای مسافران شد.5. چه زمانی از استراتژی کانواس استفاده کنیم؟در ابتدای ورود به صنعت: وقتی یک استارتاپ یا برند جدید را شروع می‌کنید، از همان ابتدا می‌توانید با یک دید استراتژیک وارد شوید و جایگاه متمایزی بسازید.بازنگری و بازطراحی مدل کسب‌وکار: اگر مدتی است در بازار فعالیت دارید اما احساس می‌کنید اشباع یا کم‌سود شده‌اید، وقت آن است که با استراتژی کانواس، استراتژی فعلی را دوباره بررسی کنید.مذاکره با شرکا یا سرمایه‌گذاران: با نشان‌دادن یک تصویر شفاف از منحنی ارزش و فرصت‌های بازار، احتمال جلب نظر شرکا یا جذب سرمایه را افزایش می‌دهید.برندسازی و تمایز در مارکتینگ: هویت بصری و محتوایی برندتان را هم می‌توانید با توجه به نتایج استراتژی کانواس شکل دهید و پیام‌های بازاریابی را متناسب با ارزش‌های واقعی مشتری ارائه کنید.6. نکات کلیدی در استفاده از استراتژی کانواس برای برندینگ و مارکتینگروی مشتری هدف تمرکز کنید: ممکن است در صنعت شما عوامل مهمی وجود داشته باشد، اما برای «همه‌ی» مشتری‌ها مهم نباشد. دسته‌بندی مشتری هدف و تمرکز روی عوامل کلیدی آن بسیار مهم است.داده‌ها را واقعی کنید: تا جای ممکن از داده‌ها و اطلاعات دقیق و کمی (مثل نظرسنجی، مصاحبه، بررسی شبکه‌های اجتماعی) استفاده کنید. حدس و گمان می‌تواند شما را به بیراهه ببرد.خلاقیت در تعریف عوامل: اصراری نیست که عوامل رقابتی را همان‌طوری که مرسوم است، بنویسید. گاهی می‌توانید با خلاقیت، عوامل جدید تعریف کنید و همین کار منجر به ایجاد یک بازار جدید شود.آنالیز نقاط تماس (Touchpoints): اگر در برندینگ به تمامی نقاط تماسی که مشتری با برند شما دارد توجه نکنید (از آگاهی اولیه تا خرید و خدمات پس از فروش)، ممکن است قسمتی از منحنی ارزش را نادیده بگیرید.هماهنگی در تیم: تلاش کنید همه‌ی واحدهای سازمان (مارکتینگ، محصول، فروش، خدمات مشتریان و غیره) در یک مسیر و با یک درک یکسان از استراتژی کانواس حرکت کنند. استراتژی موفق زمانی به نتیجه می‌رسد که بخش‌های مختلف سازمان همسو باشند.از استراتژی کانواس استفاده کنیم یا نه؟استراتژی کانواس ابزاری بسیار مفید است تا شرایط فعلی رقابت را به‌صورت دیداری و خلاصه جلو چشم همه قرار دهید و به کمک آن کشف کنید که کجا باید انرژی خود را متمرکز کنید و کجا صرفه‌جویی یا حتی حذف داشته باشید.این ابزار در کنار روش «چهار اقدام» (حذف، کاهش، افزایش، ایجاد) می‌تواند راهنمای بسیار خوبی برای ساخت یا تغییر مدل کسب‌وکار و تعیین جایگاه منحصربه‌فرد برند باشد.در نهایت، موفقیت در به‌کارگیری استراتژی کانواس زمانی است که شما واقعاً به بینش مشتری رسیده باشید و بر اساس داده‌های واقعی، تصمیم بگیرید. علاوه بر آن، خلاقیت و جرئت ایجاد تغییر بزرگ در صنعتتان هم لازم است تا بتوانید یک منحنی ارزش جدید خلق کنید و وارد فضای اقیانوس آبی شوید.اگر این اصول را رعایت کنید، می‌توانید نه تنها رقبا را کنار بزنید، بلکه به شکل نوآورانه‌ای، مشتریانی را جذب کنید که قبلاً حتی به این صنعت توجهی نمی‌کردند. این همان تحول استراتژیکی است که هم در برندینگ و هم در مارکتینگ می‌تواند شما را به نتیجهٔ مطلوب برساند. موفق باشید!ابزارهای آنلاین و رایگان ساخت مدل کانواس به صورت گرافیکیابزارهای آنلاین متعددی وجود دارند که می‌توانید برای ترسیم یک «استراتژی کانواس» (Strategy Canvas) به‌صورت گرافیکی و رایگان (یا نیمه‌رایگان) از آنها استفاده کنید. برخی از معروف‌ترین موارد عبارت‌اند از:Miroنوع پلتفرم: وب‌اپلیکیشن + اپلیکیشن دسکتاپویژگی مهم: محیط تخته‌ی تعاملی (Whiteboard) و امکان کار گروهی به‌صورت آنی (Real-time Collaboration)نسخه رایگان: طرح پایه (Free Plan) به شما امکان می‌دهد چند بُرد محدود بسازید و ابزارهای اصلی ترسیم را استفاده کنید.مزایا: کار تیمی راحت، وجود قالب‌های آماده برای بیزنس مدل‌کانواس و امکان ساخت انواع نمودار.نکته: اگر تیم بزرگی دارید یا نیاز به بردهای متعدد دارید، شاید در نهایت نیاز به نسخه پولی پیدا کنید.Canvaنوع پلتفرم: وب‌اپلیکیشن + اپلیکیشن موبایلویژگی مهم: بانک گسترده‌ای از قالب‌های گرافیکی و المان‌های بصری.نسخه رایگان: امکان استفاده از بسیاری از قالب‌ها و عناصر به‌صورت رایگان.مزایا: بسیار کاربرپسند، مناسب برای طراحی سریع و ارائه‌ی حرفه‌ای.نکته: اگر بخواهید از برخی المان‌های ویژه یا تصاویر پرمیوم استفاده کنید، هزینه‌ای خواهد داشت. اما برای یک نمودار ساده‌ی Strategy Canvas کاملاً کافی است.Lucidchartنوع پلتفرم: وب‌اپلیکیشن + یکپارچه با Google Drive و سایر سرویس‌هاویژگی مهم: تخصصی در رسم انواع چارت و دیاگرام (فلوچارت، نمودار سازمانی، نمودار کانواس و غیره).نسخه رایگان: محدودیت در تعداد اسناد و اشکال مورد استفاده در هر سند، اما برای پروژه‌های کوچک قابل قبول است.مزایا: راحتی در رسم انواع نمودار حرفه‌ای، امکان اشتراک‌گذاری و کار گروهی.نکته: اگر حجم کارتان بالا باشد یا بخواهید تیم بزرگ‌تری اضافه کنید، باید به سراغ پلن‌های پرمیوم بروید.Createlyنوع پلتفرم: وب‌اپلیکیشنویژگی مهم: قالب‌های از پیش آماده برای Business Model Canvas، Strategy Canvas و سایر نمودارهای بیزنسی.نسخه رایگان: امکان ساخت چند نمودار رایگان و همکاری محدود.مزایا: وجود اجزای گرافیکی آماده برای ترسیم بوم‌های استراتژی کسب‌وکار، سادگی در طراحی و هم‌رسانی.نکته: در نسخه رایگان، تعداد محدودی نمودار می‌توان ساخت.Google Sheets یا Google Drawingsنوع پلتفرم: سرویس‌های ابری گوگل (رایگان با اکانت گوگل)ویژگی مهم: امکان ترسیم نمودار به‌صورت رایگان، همگام‌سازی (Sync) با اکانت گوگل و همکاری آنی با دیگران.نسخه رایگان: تمام کاربران گوگل می‌توانند به‌صورت رایگان از Google Sheets و Google Drawings استفاده کنند.مزایا: دسترسی آسان، اشتراک‌گذاری ساده، کاربرد بدون نیاز به نصب هیچ نرم‌افزاری.نکته: از نظر گرافیک محدودتر است، اما برای یک نمودار ساده Strategy Canvas کافیست.draw.io (Diagrams.net)نوع پلتفرم: وب‌اپلیکیشن کاملاً رایگانویژگی مهم: قابلیت رسم نمودارهای متنوع (فلوچارت، دیاگرام‌های شبکه، بیزنس‌مدل و …) بدون هیچ هزینه‌ای.نسخه رایگان: کاملاً رایگان و متن‌باز (Open-Source).مزایا: هیچ محدودیتی در ایجاد نمودار ندارد و به‌راحتی می‌توانید فایل نهایی را در فرمت‌های مختلف (PDF, PNG و …) ذخیره کنید.نکته: از نظر ظاهری شاید به زیبایی ابزارهای دیگر نباشد، اما عملکرد قوی در رسم چارت و دیاگرام دارد.Excalidrawنوع پلتفرم: وب‌اپلیکیشن رایگان با ظاهر دست‌نویسویژگی مهم: ترسیم چارت‌ها به‌صورت ساده و شبیه‌تر به یک تخته‌ی واقعی، امکان همکاری آنلاین.نسخه رایگان: به‌صورت متن‌باز و کاملاً رایگان در دسترس است.مزایا: بسیار ساده و مینیمال، سرعت رسم بالا، مناسب برای طوفان فکری و طراحی سریع.نکته: از نظر ظاهری حس طراحی دستی دارد؛ اگر گرافیک حرفه‌ای‌تر می‌خواهید، شاید انتخاب اولتان نباشد.کدام ابزار برای استراتژی کانواس مناسب‌تر است؟اگر ساده و سریع می‌خواهید و تجربه بصری خوبی مدنظر دارید، Canva گزینه ایدئالی است.اگر نیاز به چارت حرفه‌ای و کار گروهی دارید، Lucidchart یا Miro می‌توانند بهتر باشند.اگر می‌خواهید به‌صورت کاملاً رایگان و بدون محدودیت رسم کنید، draw.io یکی از بهترین‌هاست.اگر محیط تعاملی و طوفان فکری (Brainstorm) مهم است، Miro و Excalidraw خیلی مفید هستند.نکته کاربردی برای رسم Strategy Canvasانتخاب فاکتورهای رقابتی: ابتدا فاکتورهای کلیدی صنعت خود را فهرست کرده و آنها را روی محور افقی بچینید.رسم محور عمودی: سطح عملکرد/کیفیت/سرمایه‌گذاری در هر عامل را از پایین به بالا مشخص کنید.افزودن منحنی ارزش: برای هر برند (خودتان و رقبا) به‌صورت خط یا نمودار مقایسه‌ای طراحی کنید.نتیجه‌گیری: به خلأهای بازار و فرصت‌هایی که می‌توانید حذف، کاهش، افزایش یا ایجاد کنید توجه داشته باشید (چارچوب چهار اقدام).با استفاده از یکی از ابزارهای فوق، می‌توانید نمودار استراتژی کانواس را به‌راحتی ترسیم کنید، تغییر دهید و در نهایت آن را در قالب پرزنتیشن یا خروجی گرافیکی برای همکاران و ذینفعان ارائه دهید. موفق باشید!مثال عوامل کلیدی در صنعت جواهرات نقرهدر صنعت جواهرات نقره، بسته به نوع بازار هدف، سبک محصولات و جایگاه قیمتی (لوکس، میان‌رده، اقتصادی و غیره)، عوامل کلیدی رقابت می‌توانند کمی متغیر باشند. با این حال، در ادامه مجموعه‌ای از مهم‌ترین عواملی که معمولاً در این بازار تعیین‌کننده هستند را فهرست می‌کنم. شما می‌توانید بسته به استراتژی کسب‌وکار خود، آنها را کم یا زیاد و حتی سفارشی‌سازی کنید:کیفیت و خلوص نقره (Silver Purity &amp; Quality): درصد خلوص نقره (مثلاً 925 یا بالاتر)،استفاده از روکش محافظ (مثلاً روکش رودیوم برای جلوگیری از کدر شدن)،تضمین کیفیت مواد اولیه.طراحی و نوآوری (Design &amp; Innovation): طراحی‌های منحصربه‌فرد یا ترندهای مد روز،خلاقیت در شکل، تراش، سنگ‌های همراه (مانند نگین زیرکونیوم، کریستال سواروفسکی یا انواع سنگ‌های قیمتی/نیمه‌قیمتی).تنوع محصولات و مجموعه‌ها (Product Variety &amp; Collections): ارائه کلکسیون‌ها بر اساس تم‌های مختلف (مانند طرح‌های مینیمال، کلاسیک، فانتزی، اسپرت و غیره)،امکان ست‌کردن حلقه، دستبند، گردنبند و گوشواره با هم (ست‌های کامل).برند و اصالت (Brand Reputation &amp; Authenticity)اطمینان از اصل‌بودن جواهرات و استانداردبودن عیار،خوش‌نامی و سابقهٔ برند در تضمین کیفیت و برخورد با مشتری.قیمت‌گذاری (Pricing)به‌صرفه‌بودن نسبت به رقبا با در نظر گرفتن ارزش و طراحی،ارائه گزینه‌های متنوع برای بودجه‌های مختلف (مثلاً طیف قیمتی متوسط تا لوکس).خدمات سفارشی‌سازی (Customization Options)شخصی‌سازی طرح‌ها (حکاکی اسم، تاریخ، علائم اختصاری، طراحی اختصاصی)،انتخاب سنگ‌ها، رنگ آبکاری یا نوع قفل.خدمات پس از فروش (After-Sales Service)گارانتی یا ضمانت کیفی محصولات،ارائه خدمات تعمیر، آبکاری مجدد، تمیزکاری یا تغییر سایز،پشتیبانی و پاسخگویی سریع به سوالات یا مشکلات مشتری.بسته‌بندی و ارائه (Packaging &amp; Presentation)جعبه‌های شکیل، هدایای کوچک و فاکتور اصالت،بسته‌بندی منحصربه‌فرد و جذاب که نمایانگر ارزش و هویت برند باشد.تجربه خرید آنلاین و آفلاین (Customer Experience)فروشگاه فیزیکی: طراحی فضای فروشگاه، امکان لمس و امتحان جواهرات، برخورد فروشندگان،فروشگاه اینترنتی: رابط کاربری ساده، تصاویر باکیفیت، توضیحات کامل، ارسال سریع و روش‌های پرداخت آسان.بازاریابی و تبلیغات (Marketing &amp; Advertising)برندسازی و داستان‌سرایی در مورد اصالت و ویژگی‌های محصولات،تبلیغات هدفمند در شبکه‌های اجتماعی (مثلاً اینستاگرام، پینترست) با عکس‌های جذاب،همکاری با اینفلوئنسرهای مد و زیبایی، سلبریتی‌ها یا بلاگرهای استایل.دسترسی و کانال‌های توزیع (Distribution Channels)تعداد و کیفیت نمایندگی‌های فروش در شهرهای مختلف،حضور در پلتفرم‌های آنلاین (وبسایت رسمی، مارکت‌پلیس‌ها)،صادرات یا حضور در بازارهای بین‌المللی (اگر مقیاس کسب‌وکار بزرگ باشد).رویکرد سبز و مسئولیت اجتماعی (Sustainability &amp; CSR)استفاده از نقره بازیافت‌شده یا منابع دوستدار محیط‌ زیست (در صورت امکان)،اخلاق در زنجیرهٔ تأمین مواد اولیه (فاکتورهای زیست‌محیطی و اجتماعی)،توجه به شیوه‌های تولید کم‌ضایعات و شفافیت در فرآیند تولید.توجه به روندهای جهانی مد (Trend Responsiveness)به‌روز نگه‌داشتن کلکسیون‌ها مطابق سلیقه نسل جدید،همکاری با طراحان مد، شرکت در رویدادهای فشن و نمایشگاه‌های جواهرات.این عوامل در کنار یکدیگر، بستر اصلی رقابت را در بازار جواهرات نقره شکل می‌دهند. در نمودار استراتژی کانواس، می‌توانید هر یک از این عوامل را روی محور افقی قرار دهید و سطح عملکرد برند خود و رقبا را روی محور عمودی نشان دهید. سپس با تحلیل داده‌ها می‌توانید تصمیم بگیرید کدام عوامل را باید حذف یا کاهش دهید و کدام عوامل را ارتقا یا ایجاد کنید تا یک منحنی ارزش منحصربه‌فرد و متمایز بسازید.</description>
                <category>سجاد یوسفی</category>
                <author>سجاد یوسفی</author>
                <pubDate>Thu, 09 Jan 2025 13:04:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یه روزی منم مهمون کار نکن خواهم شد!</title>
                <link>https://virgool.io/@Yousefieee/%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D9%86%D9%85-%D9%85%D9%87%D9%85%D9%88%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DA%A9%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D9%85-%D8%B4%D8%AF-dcyftd3ggjd7</link>
                <description>اگه 40 میلیون پول داری، نگو باهش چی بخرم که سرمایه گذاری باشه. این 40 تومن رو روی خودت سرمایه گذاری کن تا 400 میلیون پول داشته باشی که بخوای باهش یه چیزی بخری!این یه بخشی از پادکست کار نکن اپیزود 103 بود که مهمونش مرتضی شجاعی بود. دوستی که افتخار آشنایی باهش رو تو فینووا داشتم. (از مزیت های تجربه فضای کار اشتراکی!)اگه اهل شنیدن پادکست کار نکن باشی میدونی که هر اپیزود داستان آدم های پر تلاشیه که از یه جایی به بعد فشار کاری براشون ملال آور نیست و جایی که باید باشن رو پیدا کردن. آدمهایی که با شغلشون زندگی میکنن!داستان مرتضی هم همینه. برای چیزی که دوست داشت، تلاش کرده. بدون هیچ پول و پارتی، با ریسک پذیری و تلاشی که هر کسی انجام نمیده، به جایی رسیده که الان حسرت خیلیاس. تک لید یه شرکت خارجی تو حوزه بلاک چین (با همه محدودیت هایی که تو ایران داریم).من دقیقا 10 سال از مرتضی بزرگترم. ولی گویا خیلی از خاطراتمون تقریبا مشترکه. از اینکه تو اطرافیانمون کسی نبود که ازش یاد بگیریم و اینترنت مثل یه معجزه برامون بود. از ساخت اپ با برنامه موبایل و راه اندازی یه فروشگاه و یادگیری سئو و هر چیزی که لازمه برای فروش، از خالی کردن بار و عار ندونستنش و قبول مسئولیت فنی چیزی که خیلی ازش سر در نمی آوردیم تو ابتدا و ... .مرتضی یه نماده از این که هر چقدر هم رقبا از تو جلوتر باشن و مسابقه نابرابر باشه، ولی تو میتونی موفق باشی. نه فورا ولی قطعا!اما داستان من و مرتضی تفاوت هایی هم داره.مثلا توالی تصمیمات اشتباهی که من داشتم و اینکه منتظر بودم همیشه یه منجی بیاد، تلاش و استعداد من رو ببینه و با خودش به یه شرکت بزرگ ببره. به همین خاطر تو جاهایی موندم که نباید. ولی مرتضی هر زمانی که میدید جای دیگه فرصت رشد بهتری هست، از منظقه امنی که آرزو خیلی ها بود، بیرون میومد.یا اینکه در کنار اینکه پیشرفت مجموعه رو در نظر میگرفت دنبال پیشرفت شخصی خودش هم بود بر خلاف من که از آچار فرانسه تبدیل به چاقوی سوییسی بیزینس ها میشدم ولی روی دیپ شدن رو موضوعاتی که علاقه داشتم یا کار کردن با آدم هایی که بتونم ازشون یاد بگیرم کمتر تمرکز کردم چون وقتش رو نداشتم یا اینجوری خودم رو توجیه میکردم!شاید متنی که نوشتم بیشتر شبیه غر زدن های یه آدم لوزر باشه. تا حدودی هم بیراه نیست. درسته که منم تو این مسیر دستاوردهایی داشتم که بتونم بهشون افتخار کنم ولی هنوز مونده به جایی برسم که باید. الان یه هدف جدید داریم. موفقیت بیشتر و قرار گرفتن تو جایگاهی که به عنوان مهمان به پادکست کار نکن، دعوت بشم.به قول بارنی:Challenge accepted!</description>
                <category>سجاد یوسفی</category>
                <author>سجاد یوسفی</author>
                <pubDate>Fri, 08 Nov 2024 00:35:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هر ایرانی یک یوتیوبر!</title>
                <link>https://virgool.io/@Yousefieee/%D9%87%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%DB%8C%D9%88%D8%AA%DB%8C%D9%88%D8%A8%D8%B1-k0iyffkkl4cm</link>
                <description>این چند وقت چه تو اینستاگرام چه لینکدین چه توییتر یا حتی تو بحث های دوستانه همیشه بحث میره سمت راه اندازی کانال یوتیوب. به قول یکی از بچه ها به زودی تعداد کانال های یوتیوبرهای ایرانی از تعداد پیج های اینستاگرام ایرانی بیشتر میشه!این جو راه اندازی یوتیوب بخش بزرگیش به خاطر وسوسه داشتن درآمد دلاریه که تو این شرایط اقتصادی برای همه مون جذاب و شاید یه راه فراری باشه!من تقریبا بواسطه کار کردن تو موبونیوز و داشتن اطلاعات کلی از بیزینس ارزیشو بحث های در مورد یوتیوب هم برام جذاب بوده و هم به خیلیا تو این زمینه مشاوره دادم.این جا هم میخوام چند تا از سوال ها و جواب های متداول رو بیارم، شاید به دردتون بخوره.کانال یوتیوب بزنیم یا نه؟اگه حرفی برای گفتن داری و مهم تر از اون تو کارت تداوم داری و زود دلسرد نمیشی، حتما!یوتیوب اشباع نشده برای محتوای فارسی؟هنوز بازی تولید محتوای ویدئویی تو ایران شروع هم نشده و هر کسی که تخصص لازم تو اون حوزه و پشتکار لازم رو داشته باشه نه فورا ولی قطعا موفق میشه!درآمد یوتیوب میتونه زندگیم رو از لحاظ اقتصادی عوض کنه؟اگه فکر میکنی 10 تا ویدئو میذاری و ماهی چند هزار دلار درآمد داری باید بگم اگه انقدر خوش شانسی، لاتاری ثبت نام کن! ولی در صورت تداوم و تولید محتوای با کیفیت بعد شش ماه تا یکسال کم کم روی درآمد یوتیوب به عنوان یه کمک خرج میتونی حساب کنی و هر چی جلوتر بری، اتفاقات بهتر برات احتمالا میفته!بزرگترین اشتباه تو شروع کار یوتیوب چیه؟کمال گرایی. &quot;بذار یه دوربین، نور و میکروفون و دکور و ... بخرم بعد با قدرت استارت میزنم&quot; دیالوگ اکثر کساییه که تو یوتیوب به هیچ جایی نمیرسن معمولا. با همون گوشی حتی میان رده و استفاده از هندزفری به عنوان میکروفون یا حتی وبکم لپتاپ (برای حوزه آموزشی) میشه ویدئویی ساخت که مخاطب ازش راضی باشه و ورودی بگیره. بله تجهیزات تو بالا بردن بازدید موثره اما از اون مهم تر اطلاعات ناب و خلاقیتیه که تو ویدئوت وجود داره.درباره چه موضوعی کانال بزنم؟در مورد هر موضوعی که به نسبت بقیه توش مزیت اطلاعاتی داری! من افزاد زیادی رو میشناسم که تو یه حوزه خیلی نیچ صنعتی کار میکنن و با ویوهای خیلی کم حتی بدون مانیتایز شدن تونستن پروژه بگیرن و پول در بیارن و کلی بلاگر تکنولوژی که کلی ویدئو تو حوزه های پربازدید ساختن ولی درآمدشون تو یوتیوب پول خرج ویدئوهاشون نمیشه. پس همه چی درآمد از خود یوتیوب نیست و نباید صرفا چون فلانی موفق شده تو این حوزه پس منم موفق میشم رو در نظر بگیرید.اگه هم واقعا به هیچ موضوعی نرسیدید اگه کنار یه منتور یا کوچ بشینید که با پرسیدن یه سری سوالات ازتون دیتا بکشه بیرون میتونی کلی حوزه فعالیت مناسب شما رو بهتون معرفی کنه. هم تو adplist میتونید بعضی منتورها رو پیدا کنید هم میتونید بهم پیام بدید تا هزینه های مشاوره خصوصی با افراد مطرح رو بهتون بگم.باید دوره ای برای فعالیت تو یوتیوب بخرم؟به صورت کلی هر چیزی که برای فعالیت در یوتیوب لازمه رو میتونی تو خود یوتیوب به صورت رایگان پیدا کنی! اما شرکت تو یه دوره آموزشی یا بوت کمپ خوب میتونه بهت یه مسیر بده یا ارتباطاتی برات بسازه که کار رو راحت تر کنه ولی من اگه تمام تلاشت رو کردی و قفل شده بود پیشرفتت، حتما از یه منتور با تجربه تو این حوزه کمک بگیر.چرا خودت کانال یوتیوب بزنی؟اول اینکه باید بگم من خیلی وقت پیش کانال یوتیوب زده بودم. چه اون زمان که ویدئو بررسی و آنباکس تو تکنوسان میساختم (قبل کرونا) ولی برای شرکت بود. چه الان که یه کانال از صفر آوردیم بالا و 3000 دنبال کننده داره و در شرف مانیتایز شدنه. البته که در زدن کانال شخصی تنبل بودم و همیشه انقدری سرم رو شلوغ کردم که به کانال شخصی نرسیدم ولی منم به زودی کانال شخصی خودم رو تو یوتیوب میزنم نه به خاطر درآمدش که البته باشه که خدا رو شکر. ولی سن که بالا میره دوست داری برای یه سری افراد منبر بری و از تجربه هات بگی و منم که 35 رو رد کردم!</description>
                <category>سجاد یوسفی</category>
                <author>سجاد یوسفی</author>
                <pubDate>Fri, 01 Nov 2024 22:40:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تمرین پرسونا نویسی (فروشگاه اینترنتی هفت رج)</title>
                <link>https://virgool.io/DadehKaav/%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%B1%D8%AC-gd0wo9z5usrn</link>
                <description>شناخت مخاطب هدف یا پرسونا یکی از مباحث مهم تو حوزه دیجیتال مارکتینگه. اگه تو هر کدوم از حوزه های تولید محتوای متنی، گرافیک، شبکه های اجتماعی، سئو، رابط کاربری، پرفورمنس مارکتینگ و ... فعال باشید وقتی مخاطبتون رو به درستی تشخیص بدید میتونید محتوای دلخواه مخاطب رو تولید کنید تا کاربر از خروجی کار شما رضایت داشته باشه و کاربران راضی هستن که میتونن باعث ایجاد یه بیزینس موفق بشن.برای تمرین مهارت تشخیص پرسونای هدف و استفاده از پرسونا برای بهینه سازی، تمرینی به بچه های حاضر تو دوره داده شده بود که برای سایت فروشگاه اینترنتی هفت رج سه تا پرسونایی که فکر میکنن مخاطب اصلی هستند رو پیدا کنن. فروشگاه اینترنتی هفت رج (7raj.ir) خوراک کسایی که دنبال خرید صنایع دستی برای هدیه دادن هستن و خاص ترین کالاش هم میز تحریر سبک جودی ابوت تو بابالنگ درازه که ایرانیزه شده و روش از کاشیکاری ایرانی هم برای زیبایی استفاده شده. در ادمه تمرین های بچه ها رو می بینید:روایت اولروایت دومسارا محسنی‌پورسارا هنر خونده و همیشه به دنبال محصولات سنتی و قدیمی هست. نگه داشتن سنت ایرانی براش خیلی مهمه و همیشه برای این قضیه به دنبال لوازم خانگی ایرانی هست و به هیچ عنوان زندگی غربی و اروپایی را خوشش نمی‌آید که وارد زندگی خود کند.پس زمینه شخصی:محل زندگی: اصفهانشغل: سفالگرهمسر: داردرشته تحصیلی: هنرهای دستیدارایی‌ها:درآمد ماهانه: ۵ میلیونعادت خرید: بیشتر اقتصادیعادت پرداخت: کارت(کارت به کارت)رفتارهای آنلاین:شبکه‌های اجتماعی مورد علاقه: تلگرامپیام رسان مورد علاقه: تلگرام و اس‌ام استخفیف ها: کانال‌های تلگرام و پیامک تخفیفاتیانتخاب وسایل منزل: با دنبال کردن کانال‌های تلگرام پربازدیدچیزهایی که به دنبال آن است:+ایجاد فضایی سنتی و ایرانی در خانه خود.+زندگی به سبک هنری و زیبا+محصولات ارزانعوامل تاثیرگذار:+ تبلیغات کانال‌های تلگرام+ مشتری مداری+محصولات ایرانی و سنتی بر روی او تأثیر می‌گذارند و روحیه او رو فعال‌تر می‌کنند.+ بسته بندی شیک محصولات ارسالییک روز از زندگی مهسا:صبح ساعت ۹ کار خود را در کارگاه خود که در خانه خود است شروع می‌کند.نمونه کارهای سفالگری و ایده‌های خود را در تلگرام و یوتیوب جستجو می‌کند.هر جا بخواهد برود با اتوبوس و یا تاکسی است.روحیه شدیداً هنری دارد.با کسی در ارتباط نیست و دوستان زیادی ندارد.ترس ها و نگرانی ها:+خانه خود را به سبک غربی‌ها بچیند.+ یکنواخت شدن کارهایش و عدم خلاقیت در آنها.+ خانواده‌اش او را فراموش کنند.وفاداری به برند:سامسونگ، سونیامیدها و آرزوها:+دوست وفاداری داشته باشد که رهایش نکند.+ پذیرش هنرجو در کارگاه بزرگش+ داشتن برند شخصی برای خودشکارهایی که برای او می‌توانیم انجام دهیم:+ایجاد کانال در تلگرام و تبلیغ محصولات خود در آنجا.+ تبلیغ محصولات تخفیفی خود در کانال‌های تلگرام پربازدید+ ارسال محصولات خود به صورت بسته بندی شیک برای مشتریان+ پشتیبانی خوب از محصولات خود برای مشتریاناحمد میرزاییقصد خرید محصولات خانگی سنتی به عنوان هدیه روز مادر و روز زن دارد و به دنبال جایی است که محصولات را با تخفیف خریداری کند.پس زمینه شخصی:محل زندگی: تهرانشغل: کارمند شرکت ساختمانیهمسر: داردرشته تحصیلی: مهندسی عمراندارایی‌ها:درآمد ماهانه:  ۱۵ میلیون تومانعادت خرید: شدیداً اقتصادیعادت پرداخت: کارت(پوز فروش)رفتارهای آنلاین:شبکه‌های اجتماعی مورد علاقه: اینستاگرامپیام رسان مورد علاقه: واتساپتخفیف ها: تخفیفات اینستاگرامانتخاب هدیه روز مادر: با پیگیری پیج‌هایی که خانمش در آن‌ها عضو هستندچیزهایی که به دنبال آن است:+رضایت مادر و خانم خود+ایجاد جوی سنتی در خانه+زیبایی محصولات و گارانتی داشتن آنهاعوامل تاثیرگذار:+ کاملا سلیقه همسر خود را قبول دارد.+ در جریان بود خانه و استفاده از چوب در وسایل منزل+دنباله رو معماران معروف ایرانی است.یک روز از زندگی احمد:ساعت ۸ صبح از خواب بیدار می‌شود و از ۹ صبح تا ۴ بعد از ظهر سرکار هست.اهل مطالعه هست و بیشتر تاریخ ایران را دنبال می‌کند.زندگی ساده و بدون تجملاتی دارههمیشه به فکر سوپرایز همسر خودش است و احساس می‌کند که واقعا نیمه گمشده خود را پیدا کرده است.ترس ها و نگرانی ها:+از دست دادن همسر خود.+مهاجرت بدون خانواده خود+ عدم ثبات زندگی در ایرانوفاداری به برند:اپل، گوچی، بی ام وامیدها و آرزوها:+بچه دار شود.+ مهاجرت به کانادا+ راه اندازه شرکت ساختمانی خودکارهایی که برای او می‌توانیم انجام دهیم:+تخفیف محصولات خود در روزهای مناسبتی بخصوص روز مادر در اینستاگرام.+ ایجاد گارانتی برای محصولات خود+ معرفی محصولات چوب در وبلاگ خود و معرفی محصولات در هر برهه از تاریخسحر محمودیبه دنبال خرید کنسول، ساعت و محصولات چوبی برای شرکت هواپیمایی است طوریکه مشتری با مراجعه به آنها جو ایرانی بودن آن آژانس را لمس کند.بیوگرافی کوتاه:سن: ۳۷ سالشغل: مدیر آژانس هواپیماییمحل زندگی: تهرانمحل کار: گاندیسلیقه بسیار خوبی داردمشتری‌هایش برای او اهمیت بسیاری دارند و همیشه به فکر بهترین در کارش است.آدم با پشتکار و مصممی هستاهل تکنولوژی و طراحی گرافیکی هستشغل:آژانس هواپیماییتعداد کارمندان: ۱۰ نفروظایف سحر :فروش تورهای اروپایی به مشتریانتبلیغات تورهای خود در پیج های اینستاگرام و...مدیریت آژانسمسئول خرید وسایل آژانساهداف و انگیزه‌ها:ایجاد جوی دوستانه و صمیمی در آژانس.تک بودن آژانس خود در میان آژانس های هواپیمایی دیگربرندینگ آژانس هواپیمایی خودفروش مستقیم بلیط به مشتریان خودنیازها:+جذب مشتری دائمی+داشتن نیروهای حرفه‌ای و با پشتکار+ایجاد فضایی سنتی و ایرانی در محیط کار+ ثبت فرهنگ ایرانی در خاطر مشتریان خود و ماندگار کردن آن.چالش‌ها:+گران بودن محصولات سنتی و ایرانی چوبی در بازار+عدم داشتن گارانتی محصولات چوببازدارنده‌ها:+عدم گارانتی محصولات+عدم مشتری زیاد+ عدم کیفیت مناسب محصولات+نظر مشتریان دیگرکمک ما:+  تعادل قیمت برای محصولات چوب+ ایجاد گارانتی برای محصولات خود+ طراحی پست از فضای ایرانی و سنتی برای خانه و محل کار در پست های خود+ ایجاد پستی از جلب رضایت مشتریان+تولید محصولات با کیفیتروایت سومپرسونای اول· نام: هستی· سن: 33· محل زندگی: کارگر شمالی· تحصیلات: ارشد مهندسی صنایع· تاهل: متاهل· حقوق فعلی: 6.5 تومن· معرفی کلی: هستی منشی دفتر یک شرکت خدماتیه. از کارش خیلی راضی نیست. آدم منظمیه. خوش سلیقه و خوش ذوقه. به زیبایی محیط زندگی اهمیت میده و طبیعت رو بسیار دوست داره. میخواد تو زندگی شخصی و متاهلیش رشد کنه.· هدف اصلی: خرید خونه· هدف دوم: بچه دار شدن· مشکلات و چالش ها: اقتصاد نابسامان، تضادها با همسر، نداشتن سابقه کار درخشان، فشار خانواده برای تغییر سبک زندگیپرسونای دوم· نام: ثریا· سن: 55· محل زندگی: مولوی· تحصیلات: سیکل· تاهل: متاهل· حقوق فعلی: 5 تومن· معرفی کلی: ثریا یه خانوم 55 ساله در ناحیه جنوب تهرانه که استعداد و توانایی بالایی توی ساخت صنایع دستی داره و به دلیل اینکه شوهرش ازکارافتادست عمده خرج خونه رو ایشون میده. دو تا بچه، یه دختر و یه پسر جوان داره، خیلی با تکنولوژی و اینترنت آشنا نیست ولی داره یاد میگیره.· هدف اصلی: تامین مالی خانواده· هدف دوم: گسترش کسبوکار شخصی· مشکلات و چالش ها:پرسونای سوم· نام: جاوید· سن: 61· محل زندگی: سعادت آباد· تحصیلات: کارشناسی ارشد گردشگری· تاهل: مجرد – طلاق گرفته· حقوق فعلی: 20 تومن· معرفی کلی: جاوید بازنشسته فرهنگیه، استاد بوده و الان داره تو بخش آر اند دی میراث فرهنگی کار میکنه، علاقه شدیدی به فرهنگ و صنایع دستی و سفر و ایران داره. آدم آرومیه و برای علایقش پول خرج میکنه.· هدف اصلی: اعطلای میراث فرهنگی و فرهنگ گردشگری در ایران· هدف دوم: گردآوری مجموعه ای از صنایع دستی و سفر به سراسر ایرانمشکلات و چالش ها: مشکلات جسمی کهولت سن، مشکلات تنهایی و انجام کارها در سن بالا، پیدا نکردن خدمات اصیل و درجه یک در حوزه میراث فرهنگی، · گردشگری و صنایع دستی.روایت چهارممارال تقریبا 28 ساله و علاقمند به سبک کلاسیک که می خواهد برای جهاز خود صنایع دستی را به عنوان وسایل تزئینی در یکی از نقاط مورد نظر خانه اش بچیند. این خانم احتمالا شاغل است و روی مسائلی مثل چیدمان خانه بسیار حساس می باشد.مهدی تقریبا 50 سال سن دارد، متاهل است و می داند که رفیق چندساله اش عاشق صنایع دستی است. او می خواهد برای تولدش به او هدیه ای دهد و میداند ک هیچ چیز به اندازه یک هدیه نفیس او را خوشحال نخواهد کرد. مهدی هدف دیگری هم دارد و آن این که حمایت از کسب و کارهای کوچک برای او دارای اهمیت استتارا 45 ساله و اهل اصفهان است او می خواهد برای دیدار یکی از دوستانش که در شهر دیگری زندگی می کنند برود و به دنبال یک هدیه با قیمت مناسب، نفیس است. ترجیح او بر این است که صنایع دستی مربوط به محدوده زندگی خودش باشد و فرهنگ منطقه او را نشان دهد.روایت پنجمروایت ششمنام: پریا سن: ۲۰ساکن تهران ستارخان دانشجوی هنرمجرد علاقه مند به طراحی دکوراسیون داخلی و فعال این حوزه  علاقه‌مند به فضا های سنتی طورنام : مرتضیسن: ۵۳ساکن تهران آزادی مدیریت کافه متاهل به دنبال لوازم برای تکمیل دکوراسیون کافه خودنام: فاطمهسن:۴۰ساکن کرج باغستان خانه دارمتاهل در جست و جوی خرید لوازم خانه جدیدروایت هفتم7raj1نام: مریمسن: ۴۰-۴۵محل زندگی: شیرازتحصیلات: لیسانسوضعیت تاهل: متاهلحدود در آمد فعلی: ۷-۱۰مریم معلم تاریخ و فرهنگه و علاقه ی زیادی به گلیم و ترمه ی سنتی داره. بخواد برای خونه دکوری بگیره یا هدیه بده ترجیحش اینه سنتی باشه و از کار دست و صنایع دستب حمایت کنه. به طرح های خاص و سنتی برای دکور خونه علاقه دارهاهداف: اثر ماندگاری از خودش به جا بذاره و کتاب خودش رو بنویسهچالش ها: بی ثباتی آینده ی بچه هاش——————-7raj2نام: احمدسن: ۳۵-۴۵محل زندگی: تهرانتحصیلات: لیسانسوضعیت تاهل: مجردحدود در آمد فعلی: ۸-۱۰ ماحمد با مادرش زندگی میکنه و به خاطر علاقه ی مادر به هنر دست و طرح های سنتی میخواد براش هدیه ای این چنین بگیره که موندگار باشه و طرح سنتی و خاصی داشته باشه و کادویی باشهاهداف: تشکیل خانواده/پیشرفت کاریچالش ها: تنها شدن مادر بعد از ازدواج——————-7raj3نام: زوج جوانسن: ۳۰-۳۵محل زندگی: مشهدتحصیلات: لیسانس و فوق لیسانسحدود در آمد فعلی: ۱۳-۱۵محمد و مهتاب که تازه زندگی مشترکشون رو شروع کردن برای تکمیل وسایل منزل دنبال میزوصندلی دونفره هستند که اخنصاصی خودشون باشه و تایم ریلکس ازش استفاده کنن. ترجیح میدن هنر دست باشه تا حس بهتری ازش بگیرناهداف: پیشرفت کاری/ چالش ها: بی ثباتی وضع اقتصادی کشور/بیشتر روز رو سرکار بودنروایت هشتمپرسونای خانم پریسا ی خانم کارمند ۴۹ ساله که تو واحد طرح و برنامه دانشگاه کار میکنههر خریدی برای دانشگاه رو بایستی تایید کنه و بودجه دانشگاه رو مدیریت کنه تو مناسبهای مختلف هدیه تهیه میکنهپرسونای آقاعلی ی اقای ۲۹ ساله اس تازه نامزد کرده و به همسرش تو انتخاب وسایل چوبی کمک میکنه هم هزینه رو‌مدیریت کنه و هم خرید جهیزیه با سلیقه خودشم باشهکیمیا ی دختر ۱۶ ساله علاقه مند به ظروف مسی تصمیم داره با پول تو جیبی هاش خرید کنهروایت نهم1. نام: فرانکسن: 35 سالهوضعیت تاهل: مجردمحل زندگی: سمنانحقوق فعلی: 15 میلیون تومانفرانک کارمند یک شرکت خصوصیه ولی در کنار کارش فعالیت های هنری هم داره. به هنر دست و صنایع دستی علاقه زیادی داره و واسش ارزش قائله و تا جایی که مخارج زندگیش اجازه بده هزینه میکنه. میخواد که اطرافیانش هم به این هنرها علاقه مند بشن. بخاطر همین در مناسبت ها به بقیه صنایع دستی هدیه میده. اولین گزینه برای خرید صنایع دستی هم براش سایت ها هستند که هنری که تو شهرهای دیگه هست رو هم بتونه خریداری کنه.2. نام: ستودهسن:30 سالهشغل: کارمندوضعیت تاهل: متاهل بدون فرزندمحل زندگی: قیطریهحقوق فعلی: 15 میلیون تومانستوده عاشق دکور های ایرانی و سنتیه و پیج های صنایع دستی و چیدمان رو دنبال میکنه و از دکوری که تو این پیج ها هست برای خونه ش الهام میگیره. برای خرید وسایل اولویت اولش چوب و طرح های سنتی و صنایع دستیه. در شبکه های اجتماعی فعالیت داره و خرید از اینستاگرام و سایت های مختلف رو به خرید حضوری ترجیح میده.3. نام: سهندوضعیت تاهل: متاهلمحل زندگی: شهرک غربحقوق فعلی: 20 میلیونسهند همیشه دنبال کالاها و وسایلی هست که خاص و تک باشند چه برای خودش و چه برای دیگران و وقتایی که میخواد هدیه بده. هزینه این اجناس خاص و تک براش اهمیت چندانی نداره ولی خیلی وقت گشتن براش رو نداره ولی ترجیح میده اینترنتی و سریع خرید کنه در نتیجه از سایت هایی خرید میکنه که دسته بندی محصولات مشخصی رو داشته باشند.روایت دهمیاسین25 سالهتهرانکارمندشغل گرافیست و عکاسرشته تخصیلی هنرعلاقمند به وسایل چوبی و سنتیبی عیب و نقص بودن محصول براش مهمهچیدمان چوبی خاصی رو تو دیزاین خونه و محل کارش دارهبه وسایل چوبی مخصوصا چوب گردو قرمز علاقه دارهبرای انتخاب وسایل اش یه برند میخواد داشته باشه از نوع زنگ تلفن همراهش تا وسایل خونه اشدوس داره مردم و دیکران از سبک دکور خونه اش متوحه ذوق هنری اش بشنمحمد40سالهتهرانمنطقه 12شغلش یه کافه سنتی دارهو بیشتر مشتری هاش هنرمند و افراد مسن سنتی هستند که بخاطر فضای خاص کافه میرن اونحامحمد برای اینکه بتونه کارش رو گسترش بده و مشتری های خارجی رو جذب کنه نصمیم گرفته با استفاده از تلفیق چوب و کاشی فضا رو علاوه بر سنتی بودن شیک تر و خاص تر کنه وسینا26 سالهتهراندانشجو و کارمند نیمه وقتبرای دوستش که از خارح اومده یه هدیه خاص که یاداور ایران باشه براش تهیه کنهروایت یازدهم· خانم جوان در حدود سنی 25 تا 35 سال که علاقه‌مند به صنایع دستی شهرهای مختلف هستند و امکان خرید این نوع محصولات را در شهر خود ندارند. با توجه به نوع کار و قیمت‌ها، این دسته از مخاطبین احتمالا شاغل هستند و توان مالی نسبتا خوبی دارند.· خانم‌های جوان در رنج سنی 20 تا 30 سال که قصد خرید وسایل چوبی جهیزیه خود را دارند و به دنبال جایی با کیفیت و قیمت مناسب هستند که بتوانند انواع محصولات را یک جا دیده و بررسی کنند. چون برای خرید جهیزیه قصد خرید دارند پس یک حداقل پولی کنار گذاشته‌اند ولی چون در این بازه مسائل مختلفی وجود ندارد، خرید با کیفیت و با هزینه مناسب برایشان در اولویت است.· آقایان رنج سنی 20 تا 35 سال که قصد خرید هدیه در مناسبت‌های مختلف برای مادر، خواهر یا زن خود هستند و میخواهند کادویی ماندگار و شیک هدیه دهند. از لحاظ سطح مالی این دسته از مخاطبان از یک حقوق نسبتا خوب برخوردار هستند.</description>
                <category>سجاد یوسفی</category>
                <author>سجاد یوسفی</author>
                <pubDate>Sun, 04 Dec 2022 02:06:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تمرین پرسونا نویسی (فروشگاه اینترنتی باوه)</title>
                <link>https://virgool.io/@Yousefieee/%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D9%87-dxelgh14kc23</link>
                <description>شناخت مخاطب هدف یا پرسونا یکی از مباحث مهم تو حوزه دیجیتال مارکتینگه. اگه تو هر کدوم از حوزه های تولید محتوای متنی، گرافیک، شبکه های اجتماعی، سئو، رابط کاربری، پرفورمنس مارکتینگ و ... فعال باشید وقتی مخاطبتون رو به درستی تشخیص بدید میتونید محتوای دلخواه مخاطب رو تولید کنید تا کاربر از خروجی کار شما رضایت داشته باشه و کاربران راضی هستن که میتونن باعث ایجاد یه بیزینس موفق بشن.برای تمرین مهارت تشخیص پرسونای هدف و استفاده از پرسونا برای بهینه سازی، تمرینی به بچه های حاضر تو دوره داده شده بود که برای سایت فروشگاه اینترنتی باوه سه تا پرسونایی که فکر میکنن مخاطب اصلی هستند رو پیدا کنن. باوه (baveh.com) یه فروشگاه اینترنتی پوشاک کودک و لباس نوزاد که همه محصولاتش از برندهای ایرانی هستن و تنوع خوبی از انواع لباس بچه دخترانه و پسرانه رو تونسته گردآوری کنه و داره سعی میکنه با فعالیت توی همه کانال های ممکن فروش بتونه سهم بازار بگیره. در ادامه خروجی این تمرین رو مشاهده می کنید:روایت اولروایت دوممهسا رجبیبه دنبال فروشگاهی هست که لباس دخترانه و پسرانه بفروشه و یکجا برای دوقلوهایش خرید انجام دهد. جایی که قابل اعتماد باشد و لباس‌های جنس خوب و با کیفیت در طرح‌های مختلف داشته باشد.پس زمینه شخصی:محل زندگی: بوشهرشغل: خانه دارهمسر: داردتعداد فرزند: ۲ قلودارایی‌ها:درآمد ماهانه: کار نمی‌کند ولی ماهانه ۵ تومان دریافت می‌کندعادت خرید: اقتصادی خرید می‌کندعادت پرداخت: کارت(کارت به کارت)رفتارهای آنلاین:شبکه‌های اجتماعی مورد علاقه: اینستاگرامپیام رسان مورد علاقه: ایتاتخفیف ها: در اینستاگرام پیج‌هایی که دنبال می‌کند.انتخاب لباس: از طریق اینستاگرامچیزهایی که به دنبال آن است:+به دنبال لباس های پنبه‌ای و باکیفیت است.+دنبال وسایل ارزان است+رضایت شوهر و بچه‌هایش برای او مهم است.+پیج‌هایی که زیاد استوری و تبلیغات لباس می‌گذارند.+تعریف کردن دیگران از خودشعوامل تاثیرگذار:+ شوهرش و خواهرش شدیداً روی او تأثیر می‌گذارند.+خواندن رضایت مشتریان در هایلایت برای او شدیداً مهم است.+ جذب لباس های رنگارنگ و طرح دار می‌شود.+کامنت‌های زیر پست‌ها روی او تاثیرگذار است.+ ارسال سریع محصولاتی که خریداری می‌کند.یک روز از زندگی مهسا:صبح زود ساعت ۷ صبح بیدار می‌شود.در پیج‌هایی که دنبال می‌کند کلیپ‌های خنده‌دار را نگاه می‌کند.صبحانه را آماده میکند و بعد از آن شروع به پختن غذای ناهار می‌کند.کمی با خواهرش گپ می‌زند و درباره جاهایی که تخفیف دارند و پیج های اینستاگرام از او می‌پرسد.با ماشین شخصی خود به دنبال بچه‌هایش می‌رود و آنها را از مدرسه به خانه می‌آورد. با بچه‌ها کمی بازی می‌کند و بعد از آن سراغ گوشی خود می‌رود و پیج های اینفلوینسر و با فالوور بالا را دنبال می‌کند و به دنبال محصولات ارزان می‌گردد.ترس ها و نگرانی ها:+نداشتن لباس کافی برای فرزندانش+ نداشتن اتو بر روی لباس‌هایش+ عقب ماندن از دوستان و خواهرشوفاداری به برند:شیائومی، ایکیاامیدها و آرزوها:+اعضای خانواده همیشه مرتب و شیک پوش باشند.+ همه را از خود راضی نگه دارد.+ احترام گذاشتن همه آدم به او+یادگیری فروشندگیکارهایی که برای او می‌توانیم انجام دهیم:+ارسال به موقع کالاها به دست مشتریان+ تبلیغ زیاد محصولات خود در استوری اینستاگرام+ تبلیغات پیج خود در پیج‌های اینفلوئنسر معروف خانم+ ایجاد تبلیغات زیاد برای مشتریان همیشگی خود+ ایجاد هایلایت رضایت مشتریانفرهاد نصرتیتنها با دختر کوچولوش زندگی می‌کنه و همیشه به دنبال این هست که دخترش بهترین لباس هارو داشته باشه.پس زمینه شخصی:محل زندگی: شهرکردشغل: حسابدارهمسر: نداردتعداد فرزند: ۱ دخترنامزد: دارددارایی‌ها:درآمد ماهانه: ۱۳ میلیونعادت خرید: متوسط، هم ارزان و هم برند خرید می‌کنهعادت پرداخت: کارت(عابربانک)رفتارهای آنلاین:شبکه‌های اجتماعی مورد علاقه: اینستاگرام توییترپیام رسان مورد علاقه: بلهتخفیف ها: تخفیف‌های پیامکیانتخاب لباس: با سرچ گوگلچیزهایی که به دنبال آن است:+خوشحال کردن دختر کوچولوش.+در گوگل همه چی را پیدا کند.+داشتن زندگی رنگارنگ.+ارسال محصولات رایگان برایش مهم است.عوامل تاثیرگذار:+ نامزدش بر روی او تأثیر می‌گذارد.+ سایت‌هایی که هر محصولی دارای عکس‌های زیادی باشد.+عکس‌های با کیفیت در سایت‌ها برایش مهم هست.یک روز از زندگی مهسا:صبح ساعت ۶ بیدار می‌شود و برای خودش و دخترش صبحانه آماده می‌کند.دخترش را به مهدکودک می‌برد تا عصر که تعطیل شود.عصر با نامزد خود قرار می‌گذارد و با هم درباره مسائل روزمره صحبت می‌کنند.هر چیزی که لازم داشته باشه از خوراک تا لباس و وسایل خانه را در گوگل جستجو میکند.ماشین تاکسی دارد.ترس ها و نگرانی ها:+شیک پوش نبودن دخترش+ هزینه سفر کشورهای خارجی ندارد+ درآمد به نسبت پایینی که داردوفاداری به برند:نوکیا، کنون، گلوریاامیدها و آرزوها:+خوش قول بودن همه آدم‌ها نسبت به او+ سفر به کشورهای دیگر+ شغل خودش را داشته باشد.کارهایی که برای او می‌توانیم انجام دهیم:+ارسال رایگان محصولات برای مشتریان+ سئو کردن خوب سایت خود در گوگل+ گذاشتن عکس همه جوره از محصول، پشت و رو، تن مانکن و...+ ارسال پیامک تبلیغاتی برای مشتریان خود و مشتریان جدیدآزاده رعیتیپسر ۷ ساله‌ای داره و معتقد هست بچه باید از بچگی بهترین لباس هارو بپوشه و همیشه به دنبال لباس با کیفیتی برای پسرش هست.پس زمینه شخصی:محل زندگی: یزدشغل: نویسندههمسر: داردتعداد فرزند: ۱ پسردارایی‌ها:درآمد ماهانه: ۹ میلیونعادت خرید: محصولات با کیفیتعادت پرداخت: کارت(کارت به کارت)رفتارهای آنلاین:شبکه‌های اجتماعی مورد علاقه: اینستاگرامپیام رسان مورد علاقه: واتساپتخفیف ها: تخفیفات اینستاگرام و مناسبتیانتخاب لباس: از طریق اینفلوئنسرهای خانم که بچه کوچیک دارند.چیزهایی که به دنبال آن است:+با انتشاراتی‌های زیادی کار کند.+پسرش شیک پوش باشه به نسبت بچه‌های دیگه و لباس جدید همیشه بپوشه.+دنبال تک بودن در جمع هست.عوامل تاثیرگذار:+ همکارانش بر روی او تأثیر می‌گذارند.+ کیفیت گرافیکی خوب عکس ها در اینستاگرام.+هر پیج اینستاگرام برای خودش سایت فروشگاهی داشته باشد.یک روز از زندگی مهسا:ساعت ۷ صبح بیدار می‌شود و پسرش را راهی مدرسه می‌کند.تا ساعت ۲ رمان می‌نویسد.ساعت ۳ تا ۵ کتاب می‌خواند.شب‌ها اینستاگرام را پیگیری می‌کند.هیچ وقت قلم و دفتر از او دور نمی‌شوند.ترس ها و نگرانی ها:+مسافرت فصلی نرود.+ درآمد کافی از نویسندگی به دست نیاورد.+ بالا رفتن قیمت محصولات+ عدم ثبات قیمت دلاروفاداری به برند:هواوی، استارباکس، منگوامیدها و آرزوها:+نویسنده معروفی شود.+ مهاجرت به آمریکا+ ورزشکار شود.کارهایی که برای او می‌توانیم انجام دهیم:+ایجاد تخفیفات بسیار در پست‌های اینستاگرام+ طراحی و ایجاد پست‌های گرافیکی زیبا+ رضایت مشتریان با ارسال گیفت برای آنهاروایت سومپرسونای اول· نام: شایسته· سن: 36· محل زندگی: رشت· تحصیلات: کارشناسی طراحی لباس· تاهل: متاهل· حقوق فعلی: خانه دار· معرفی کلی: شایسته یه خانوم متاهله که اعتماد به نفس بالایی داره، به روح و جسمش اهمیت میده و به خودش میرسه، به دلیل تخصصی که توی مد و پوشاک داره با حساسیت بالایی لباس می خره. قبلا شاغل بوده اما بعد از اینکه بچه دار شده کار رو کنار گذاشته. الان یه پسربچه 3 ساله داره.· هدف اصلی: تربیت فرزند سالم· هدف دوم: ادامه دادن حرفه ای تخصص طراحی لباس· مشکلات و چالش ها: مشکل تقسیم کار با همسر، محیط ناسالم جامعه برای رشد کودک، مشکل مالیپرسونای دوم· نام: امیرحسین· سن: 40· محل زندگی: شرق تهران· تحصیلات: ارشد کامپیوتر· تاهل: متاهل· حقوق فعلی: 10 تومن· معرفی کلی: مهدی یه مرد متاهل درونگراست که مهندس شبکه است. یه بچه کوچیک داره اما خیلی با اصول والدینی آشنا نیست اما میخواد به همسرم کمک کنه. برای افزایش درآمد تلاش میکنه و خانواده‌دوسته.· هدف اصلی: تامین مالی و روحی خانواده· هدف دوم: پیشرفت در کار· مشکلات و چالش ها: تورم شدید، فقدان آموزشهای صحیح برای والدین، مدیریت زمان برای خانوادهپرسونای سوم· نام: الناز· سن: 17· محل زندگی: اکباتان· تحصیلات: دبیرستان· تاهل: مجرد· حقوق فعلی: ---· معرفی کلی: الناز یه دختر نوجوونه که بچه طلاقه و داره با خواهر کوچیکترش و پدرش زندگی میکنه. انرژی زیادی داره اما مجبوره وقت زیادی رو برای رسیدگی به خواهرش بذاره. از مدرسه و کلاس خوشش نمیاد و دوستای صمیمی کمی داره.· هدف اصلی: قبول شدن در یک دانشگاه معتبر در تهران· هدف دوم: مراقبت از خواهر کوچکتر· مشکلات و چالش ها: مدیریت زمان، تعامل سازنده با پدر، بی تجربگی در نگهداری از کودک، مدیریت فشار روانی فراتر از اقتضای سن و نبود مشاور کاربلدروایت چهارمسحر مادر باردار 32 ساله که در تکاپو برای خرید سیسمونی است و می خواهد لباس های زمستانی و تابستانی با رنگ های متنوع برای دردانه خود تهیه کند. از آن جایی که وی می خواهد برای فرزندش چندین لباس تهیه کند، قیمت برای اون مهم است. خرید آنلاین نیز نسبت به خرید حضوری به خاطر شرایط او ارجحیت دارد.امیرمحمد، مردی 40 ساله و شاغل که می خواهد برای فرزند خود لباسی را تهیه کند و اطلاعات کافی در مورد جنس پارچه لباس و کیفیت آن ندارد. نداشتن زمان کافی، مشغله زیاد و احتمالا حوصله خرید، او را وادار کرده است که تن به خرید آنلاین دهد.شادی خانمی 38 ساله و خانه دار که خرید از برندهای ایرانی برای او دارای اهمیت است و نمی خواهد پول زیاد بابت برندهای خارجی و نا آشنا بپردازد.روایت پنجمروایت ششمنام: نسترن سن:۳۳کارمندمتاهل دارای فرزند به دنبال لباس کودک از فروشگاهی‌با تنوع بالا و با کیفیت نام: مصطفیسن ۴۶شغل آزادمتاهل به دنبال فروشگاهی برای خرید کادو برای فرزند خواهر خود با ارسال رایگان و کیفیت مناسب نام : نرگس سن ۲۴دانشجو مجرد درجست‌و‌جوی‌فروشگاهی مناسب برای خرید لباس نوزاد بچه برادرش که پشتیبانی مناسبی داشته باشه تا خرید خوبی داشته باشه و به پاسخ سوالاتش برسهروایت هفتمbaveh1نام: سعیدسن: ۲۵-۳۰محل زندگی: شیرازتحصیلات: لیسانسوضعیت تاهل: مجردحدود در آمد فعلی: ۳-۵ مسعید دوتا برادرزاده/خواهرزاده ی کوچولو داره که در یه شهر دیگه زندگی میکنن، میخواد براشون هدیه بفرسته و خوشحالشون کنه. و چون شاغل هست خرید اینترنتی رو ترجیح میده. اهداف: ادامه تحصیل در رشته آی تی/ارتقای زبان دوم/ یادگیری مهارت جدیدچالش ها: نداشتن درآمد کافی/ نامشخص بودن وضعیت اینترنت در ایران————baveh2نام: فرنازسن: ۳۵ محل زندگی: کرمانتحصیلات: فوق لیسانسوضعیت تاهل: متاهلحدود در آمد فعلی: ۵-۷فرناز هرروز تا ساعت ۵ عصر سر کار میره یه دختر کوچولوی سه ساله داره که به پرستار میسپرتش. نزدیک تایم مناسبت ها که میشه یادش میاد برای کوچولوش لباس مناسب نداره. سایتی میخواد که سایزبندی دقیق ارائه بده و ارسال فوری داشته باشه. بیشتر از کیفیت قیمت براش مهمهاهداف: میخواد ماشین بخره/قصد مهاجرت دارهچالش ها: ازینکه از خونواده ش دور بشه ناراحته/دوست داره تایم بیشتری کنار دختر کوچولوش باشه———————baveh3نام: سپیدهسن: ۴۰محل زندگی: تهرانتحصیلات: دیپلموضعیت تاهل: متاهلحدود در آمد فعلی: ۳-۵سپیده یه دختر و پسر خردسال داره، دنبال فروشگاه اینترنتی میگرده که سایز بندی دقیق باشه و برای دختر و پسر لباس داشته باشه، تقریبا هر ۵/۶ ماه براشون لباس میگیره و براش مهمه که هزینه کمتری پرداخت کنه یا هزینه ارسال نده.اهداف: کار جدید با درآمد بالاتر پیدا کنه/در زمینه ی علایقش که آشپزی هست مدرک بگیرهچالش ها: همسرش که به واسطه ی کارش یه هفته در میون ماموریته/ نامعلوم بودن آینده کاری خودشروایت هشتمپرسونای خانم زهرا ی مادر باردار ۳۵ ساله اس کارمنده محدودیت زمانی داره و تو دوران بارداری حالش خوب نیس ، نمیتونه برا خرید زمان بزاره و حضوری بره خرید پرسونای آقامجید ی پدر ۲۶ ساله اس برای تولد یک سالگی بچه اشون میخواد خرید کنه خیلی وارد نیس ترجیح میده ی ست لباس انلاین سفارش بده که انتخاب براش سخت نباشهبدرین ی خانم ۷۳ ساله اس که به تازگی صاحب نوه شده قراره ی سفر بره خارج از ایران ، دیدن نوه و دخترش تصمیم داره لباس نوزاد تهیه کنه به خاطر محدودیت زمانی ،امکان خرید حضوری ندارهروایت نهم1. نام: خاله سمیراسن: 30 سالهمحل زندگی: جنت آبادحقوق فعلی: 6 میلیون تومانخاله سمیرا کارمند یک شرکت خصوصیه. یه خواهرزاده 7 ساله داره. عادت داره که هر موقع خواهرزاده ش رو میبینه براش هدیه های ارزون قیمت از سوپرمارکت سرکوچه بخره. مثل خوراکی، کتاب رنگ آمیزی، اسباب بازی شانسی و ... برای تولد ها و مناسبت ها اما اقتصادی تر فکر میکنه. هدایایی رو میخره که کاربردی باشن. مثل لباس و روسری و کیف و...خاله سمیرا همیشه یا آنلاین خرید میکنه یا از نزدیک ترین مغازه ای که ببینه. برای خرید هاش هم تو سایت هایی میره که هزینه ارسال رایگان بشه یا محصولی که میخره تخفیف خورده باشه. توی سایت ها عضو میشه و برای اطلاع از تخفیف ها ایمیلش رو وارد میکنه. بنرهای تخفیف توی سایت ها رو هم حتما قبل از خرید بررسی میکنه.2. نام: آقا ابراهیمیسن: 35 سالهمحل زندگی: سعادت آبادحقوق فعلی: 15 میلیونآقای ابراهیمی نیروی متخصص یک شرکت خصوصیه یک دختر 5 ساله و یک پسر نوزاد داره. خرید لباس و اسباب بازی و ... بچه ها رو از سایتها انجام میده. بخاطر مشغله کاری که داره ترجیح میده بجای گشتن توی پاساژها یا حتی گشتن بین سایت های فروش لباس بچه گانه، از یک سایت تمامی وسایل مورد نیاز برای هر دو بچه ش تهیه کنه.3. نام: مامان نازیسن:30 سالهمحل زندگی: بریانکشغل: خانه دارمامان نازی یه خانم خانه داره که اولین بارداریش رو تجربه میکنه. برای خرید اولین جایی که به ذهنش میرسه اینستاگرامه معمولا پیج های اینستاگرامی رو دنبال میکنه و لباس رو مستقیم از دایرکت یا از لینک هایی که میذارن خریداری میکنه. از تخفیف و ارسال رایگان استقبال میکنه و حتی از چیزی رو خیلی نیاز نداشته باشه بخاطر تخفیف میخره. الان هم بخاطر شرایط بارداریش ترجیح میده همه سیسمونیش رو با قیمت مناسب آنلاین خریداری کنه.روایت دهمزهرا31 سالهمتاهلشغل خانه دارتحصیلات کارشناسیمشهدنکات منفیزمان کم دارهتنوع براش مهمهخرید حضوری براش سختهنکات مثبتبدون رفتن به بیرون لباسها براش ارسال بشه تا به کارهای دیکه خونه برسهبدون خستکی و رفت و امد لباسها براش تو خونه ارسال بشه با بسته بندی مناسب*سایتهای بیشتر براش مهمه که کیفیت خوبی داشته باشه و تخفیف خوبی بدنبرای فرزندش که قراره متولد بشه تو سایت ها دنبال بهترین مدل لباس هست با قیمت مناسبعلی28 سالهتهرانکارمند شرکتشغل برنامه نویسیقیمت براش مهم نیستحصیلات رشته کامپیوتربرای خواهرزاده هاش میخواد کادو بخرهلیلا23 سالهتهرانشاغلبه مناسبت تولد بچه همکارش قصد خرید هدیه داره با بقیه همکاراشچیزایی که براش مهم هستندقیمت مناسباینکه تولید داخلی باشیدنبال تخفیف هستارسال رایگان به همراه بسته بندی شیکروایت یازدهم· خانم‌های باردار که به دلایل مختلف مانند وضعیت جسمانی، آب‌وهوا یا بیماری امکان خروج از خانه را نداشته و قصد خرید لباس برای نوزاد خود را دارند. علاوه‌بر قیمت، کیفیت بالا هم برای این دسته از مخاطبین بسیار اهمیت دارد.· مادران شاغل که فرصت رفتن به بازار را نداشته و قصد خرید برای کودک خود را دارند و به دنبال فروشگاهی آنلاین که علاوه‌بر قیمت مناسب و کیفیت، تنوع محصول هم داشته باشد.· آقایان رنج سنی 20 تا 30 که قصد خرید کادو و اسباب بازی برای فرزند، خواهر یا برادرزاده خود را دارند. این دسته از مخاطبین با توجه به نوع نسبت به دنبال یک وسیله کاربردی کودک با قیمت مناسب است. آقایان شاغل به دلیل محدودیت زمان و بودجه این فروشگاه می‌تواند برایشان مناسب باشد.</description>
                <category>سجاد یوسفی</category>
                <author>سجاد یوسفی</author>
                <pubDate>Sun, 04 Dec 2022 02:03:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تمرین پرسونا نویسی (موبونیوز)</title>
                <link>https://virgool.io/@Yousefieee/%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%A8%D9%88%D9%86%DB%8C%D9%88%D8%B2-xdwqveikbsqm</link>
                <description>شناخت مخاطب هدف یا پرسونا یکی از مباحث مهم تو حوزه دیجیتال مارکتینگه. اگه تو هر کدوم از حوزه های تولید محتوای متنی، گرافیک، شبکه های اجتماعی، سئو، رابط کاربری، پرفورمنس مارکتینگ و ... فعال باشید وقتی مخاطبتون رو به درستی تشخیص بدید میتونید محتوای دلخواه مخاطب رو تولید کنید تا کاربر از خروجی کار شما رضایت داشته باشه و کاربران راضی هستن که میتونن باعث ایجاد یه بیزینس موفق بشن.برای تمرین مهارت تشخیص پرسونای هدف و استفاده از پرسونا برای بهینه سازی، تمرینی به بچه های حاضر تو دوره داده شده بود که برای سایت موبونیوز سه تا پرسونایی که فکر میکنن مخاطب اصلی هستند رو پیدا کنن. موبونیوز (mobo.news) یه سایت فعال تو حوزه بررسی گوشی و گجت های هوشمنده که تو این حوزه به واسطه فعالیت های قبلی در اینستاگرام و یوتیوب، یه برند شناخته شده اس و طرفداران وفادار خودش رو داره.روایت اولروایت دوممهسا عزیزیبه دنبال موبایلی با کیفیت بالای دوربین هست تا بتواند عکاسی خوب از محصولات مشتری و فیلم برداری از محصولات و خدمات مشتریان خود را انجام دهد. به دلیل آسیب دیدگی در دست خود به دنبال گوشی سبک و جمع و جوری می‌گردد.پس زمینه های شخصی: سن: ۲۷ سالمحل زندگی: شیرازتحصیلات: لیسانس نرم افزار کامپیوترشغل: ادمین شبکه‌های اجتماعییک روز از زندگی:ساعت ۹ صبح از خواب بیدار میشه.پر جنب و جوش هست و یه روز در میان رقص زومبا میره.معمولا تا ساعت ۱۰ شب درگیر کارهاش هست و در محل کارش به سر میبره.وقتی به خونه بر می‌گرده تا دیر وقت حدود ساعت ۳/۴ می‌خوابه و همیشه به دنبال بالا بردن اطلاعات و به روز بودن هست و اهل تحقیق و پرس‌وجو هست.دارایی ها:درآمد ماهانه: ۱۰/۰۰۰/۰۰۰ میلیونعادت خرید: به دنبال محصولات با کیفیت هست.عادت پرداخت: بیشتر به صورت آنلاین و بدون مراجعه و با تحقیق خریدهاشو انجام میده و به صورت کارت به کارت خریدهاشو پرداخت می‌کنه.رفتارهای آنلاین: شبکه های اجتماعی مورد علاقه:بیشتر در یوتیوب و اینستاگرام پیام رسان مورد علاقه: تلگرامتخفیف: از طریق عضویت در باشگاه مشتریان اکثر فروشگاه‌ها و پیامکی که برایش می‌آید.انتخاب گوشی و وسایل مورد نظر خود: از طریق تحقیق زیاد در اینستاگرام، یوتیوب و مقایسه محصولات با یکدیگرچیزهایی که به دنبال آن است:گوشی با کیفیت و مدل جدیدبه دنبال موبایلی سبک و با امکانات بالادنبال فروشگاهی معتبر و خوب برای مقایسه گوشی‌ها با یکدیگر است.دنبال بالا بردن اطلاعات خود و خاص و تک بودن در کارش است.عوامل تاثیرگذار:از حرف مدیرش شدیداً حرف شنوی دارد.جذب ویدیوهای طولانی و پر محتوا می‌شود.از بلاگرهای جدید، پر انرژی و پرطرفدار استقبال می‌کند.وفاداری به برندهایسامسونگ، نایک، بنزامیدها و آرزوها:استراتژیست و بلاگر محتوای قابل در شبکه‌های اجتماعی شود.توانایی جذب مشتری‌های بسیاربرندسازی قوی در کسب و کار خودمهاجرت به کاناداترس ها و نگرانی ها:عدم معروفیت در کار خودتغییر اوضاع مملکت و قطع شدن اینترنت و فیلتر شدن شبکه های اجتماعی و از دست دادن کار خود.نتواند در کار خود با افراد بسیاری شبکه سازی کند.کارهایی که برای او می‌توانیم انجام دهیم:تهیه ویدیوهای عالی بررسی گوشی‌های مختلفمعرفی ترفندها و اپلیکیشن‌های مفید برای موبایلمعرفی گوشی با بودجه و امکانات مورد نیاز شماامکان مشاوره آنلاین برای خرید گوشیمهران قنبریبه دنبال گوشی می‌گرده که بشه باهاش بازی کالاف را بازی کرد، گوشی که پردازنده گرافیکی خوبی برای تماشای بازی داشته باشه و حافظه بسیار بالایی هم برای بازی‌هاش داشته باشهگوشی مورد نظرش به نسبت صفحه نمایش بزرگی داشته باشه. باتری گوشی ظرفیت بالایی داشته باشه و تا یک روز شارژ را نگه دارد.پس زمینه شخصی:محل زندگی: کرمانشغل: دانشجوی حسابداری، فروشندگی در مغازه پدرشدوست پسر: ۴ تا رفیق فابریک دارهدارایی‌ها:درآمد ماهانه: ۱۵ میلیونعادت خرید: لارج خرید می‌کنه و به دنبال بهترین مارک ها هست.رفتارهای آنلاین:شبکه‌های اجتماعی مورد علاقه: آپارات و یوتیوبپیام رسان مورد علاقه: واتساپتخفیف ها: جذب نوتیفیکیش و تبلیغات اول فیلم های آپارات میشه و تخفیفات اون هارو دنبال می‌کنه.انتخاب گوشی: از طریق مقایسه و فیلم های که در آپارات و یوتیوب نگاه می‌کنه.چیزهایی که به دنبال آن است:دنبال گوشی کاربردی و با کیفیت هست.فیلم‌های با کیفیت بالا شدیداً روی او تأثیر می‌گذارد.دنبال بازی‌های هیجان انگیز و اکشن هست.به دنبال مشتری‌هایی که به راحتی خرید میکنند، هست و از تخفیف دادن و گرفتن زیاد خوشش نمی‌آید.به دنبال رفیق‌های بامرام و فابریک هست.عوامل تاثیرگذار:دیدن فیلم و کلیپ های مقایسه‌ای و شخصی که صحبت می‌کند، شدیداً روی او تاثیرگذار است.زیاد حرفی هست و هر چی دوستاش بگویند را قبول می‌کند.کامنت‌های پایین پست‌های یوتیوب شدیداً بر روی او تأثیر می‌گذارد.برنده شدن در کاری و حتی بازی شدیداً او را امیدوار به زندگی می‌کند.یک روز از زندگی مهران:در صورتیکه کلاسی نداشته باشد معمولا ساعت ۱۱ از خواب بلند می‌شود، همان اول بیداری شروع به بازی کردن در تخت‌خواب خود می‌کند.تا ساعت ۱۲ صبحانه و دیدن یک فیلم در یوتیوب یا آپارات براساس کانال می‌کند.صحبت با دوستاش و قرار و مدار برای دیدن آنها در مغازه در واتساپ و تا ساعت ۵ بعدازظهر  بازی می‌کند و هر از گاهی هم غذایی می‌خورد.ساعت ۵:۳۰ مغازه پدرش می رود و تا ساعت ۱۰/۱۱ شب آنجا هست و در صورتی‌که مشتری نداشته باشد بازی کالاف انجام می‌دهد و با فروشنده‌ مغازه‌های اطراف صحبت می‌کند.ساعت ۱۲ خانه می‌رسد و تا ساعت ۳/۴ صبح در حال بازی کالاف هست.ترس ها و نگرانی ها:نداشتن یک روز اینترنت برای انجام بازی و دیدن فیلمترک کردن دوست‌هاشنداشتن ماشین برای تفریح و بیرون رفتن.وفاداری به برند:برندهای اپل، لوئیزویتون، رولکسامیدها و آرزوها:حسابداری ماهری شود.در بازی کالاف بهترین باشد.درآمد بالایی بدست آورد.در زمینه فروشندگی، فروشنده قابلی باشد.کارهایی که برای او می‌توانیم انجام دهیم:+انتشار فیلم با کیفیت مناسب در یوتیوب و آپارات از مقایسه گوشی‌های موجود در بازار.+تبلیغات برند خود در ابتدای کلیپ‌های آپارات.+معرفی بازی‌های هیجانی و بخصوص اکشن در بخش فیلم‌هاآیدا احمدی برای ارسال تبلیغات در گوشی و صحبت با مشتریان در تلگرام، واتساپ و اینستاگرام به دنبال گوشی با حافظه بالا است تا اطلاعات تمام مشتریان را در گوشی سیو کند.بیوگرافی کوتاه:سن: ۲۸ سالشغل: پشتیبان و کارشناس فروش محل زندگی: تهرانمحل کار: ولیعصردقت بالایی دارد.اهل صحبت‌های طولانی با دوستان و آدم‌های غریبه هست.آدم جدی و صمیمی هست.با تکنولوژی زیاد جور نیست.شغل:استارتاپ لوازم آرایشی و بهداشتیتعداد کارمندان: ۵ نفروظایف آیدا:پشتیبانی درباره محصولات سایت به مشتریانانبار گردانی محصولاتمنشینظارت بر کار کارمندان دیگرفروش محصولات به مشتریان به صورت تلفنیاهداف و انگیزه‌ها:افزایش سود و فروش بیشتر در مجموعهپیشرفت در وظایف خود و چندکاربری بودن.معرفی شرکت به عنوان برند معروفنیازها:+همکاری سایر بخش‌ها با او در فروش بهتر+راضی نگه داشتن مدیر از کارها و خودش+افزایش فروش مجموعه+جذب مشتری بیشترچالش‌ها:+مدیریت زمان+عدم همکاری سایر بخش‌ها با او+ نداشتن برنامه مشخص در انجام کارهای خود+خاموش شدن و هنگ کردن گوشی در انجام کارهایشبازدارنده‌ها:+عدم پشتیبانی درست +در صورت پاسخگویی سریع مجموعه‌ای سراغ مجموعه دیگر می‌رود.+ در صورت نظرات منفی درباره فروشگاه و نداشتن نظم در مجموعه+سابقه فروش کم+عدم تبلیغات در شبکه‌های مختلفکمک ما:+ معرفی انواع گوشی‌های موجود در بازار+ پشتیبانی سریع و به موقع به مشتریان+ ارسال پیام تبریک تولد و معرفی محصولات جدید به مشتریان جدید+ ارسال خدمات و کارهای جدید خود به مشتریان+ تماس‌های هدفمند جهت رضایت مشتریانروایت سومپرسونای اول· نام: پدرام· سن: 20· محل زندگی: غرب تهران· تحصیلات: دانشجوی کارشناسی آی تی· تاهل: مجرد· حقوق فعلی: ندارد· معرفی کلی: پدرام دانشگاه آزاد رشته آی تی میخونه، دوست و رفیق زیاد داره و عاشق تکنولوژیه و تایم خیلی زیادی رو با موبایل و لپتاپ میگذرونه و صفحاتی که تخصصی به موضوعات تکنولوژیک می پردازن رو دنبال می کنه.· هدف اصلی: تبدیل شدن به یک مهندس آی تی حرفه ای· هدف دوم: راه اندازی یک استارتاپ تو حوزه آی تی· مشکلات و چالش ها: نداشتن مشاور، وابستگی مالی به والدین، مدیریت زمانپرسونای دوم· نام: ملیحه· سن: 34· محل زندگی: مرکز تهران· تحصیلات: ارشد مدیریت بازرگانی· تاهل: مجرد· حقوق فعلی: 8 تومن· معرفی کلی: ملیحه توی یه شرکت واردات صادرات کار میکنه که نه خیلی بزرگ نه خیلی کوچیکه. به خودش میرسه با این حال که مرفه نیست و وجهه اجتماعیش براش مهمه. همچنین به پیشرفت توی کار اهمیت زیادی میده و مستقله.· هدف اصلی: حفظ استقلال و پیشرفت کاری· هدف دوم: استخدام در یک هولدینگ بازرگانی بزرگ بعنوان مدیر· مشکلات و چالش ها: نوسانات اقتصادی، وجود روابط و رانت در جذب نیروی شایسته، فشار روانی تنهایی در سن بالاپرسونای سوم· نام: نسرین· سن: 46· محل زندگی: تهران - پیروزی· تحصیلات: دیپلم· تاهل: متاهل· حقوق فعلی: خانه دار· معرفی کلی: نسرین یه زن خانه داره که سمت شرق تهران زندگی می کنه، دوتا بچه پسر داره که عادت برای موفقیت هاشون جایزه (موبایل تبلت و ...) می خره. مهربونه و به فکر پیشرفت بچه هاشه. و نفوذ زیادی هم توی تصمیمات شوهرش داره. تو فامیل به کاردانی و مدبر بودن معروفه.· هدف اصلی: کمک به موفقیت و خوشبختی فرزندان· هدف دوم: تلاش برای استقلال مالی نسبی در بلندمدت· مشکلات و چالش ها: مدیریت مالی، عرف و سنتهای انعطاف ناپذیر جامعه، اختلاف نسل با فرزندانروایت چهارممحمد، پسری 15 ساله علاقمند به حوزه تکنولوژی که قصد خرید موبایل ندارد اما می خواهد اطلاعات کافی در مورد گوشی های موبایل را به دست آورد و در اختیار اطرافیان و دوستانش قرار دهد. این که بقیه او را در این زمینه فرد حرفه ای بدانند دارای اهمیت است.زهرا، خانمی حدودا 30 ساله که شاغل است و قصد عوض کردن گوشی موبایل خود را دارد اما نمی داند باید چه برند و چه مدلی تهیه کند و می خواهد در مورد قابلیت گوشی های همراه و مقایسه آن ها بیشتر بداندعلی، مردی تقریبا 40 ساله که می خواهد برای همسر خود به مناسبت تولدش هدیه ای تهیه کند و گوشی موبایل را بهترین گزینه می داند. . از آن جایی که می داند شکل ظاهری گوشی و رنگ آن برای خانمش در الویت است، به دنبال آن است تا گزینه مناسب را انتخاب کند. دانستن قابلیت هایی مثل کیفیت دوربین نیز از دیگر مواردی است که این آقا می خواهد در مورد آن بیشتر بداندروایت پنجمروایت ششمنام: پدرامسن: ۱۵ساکن تبریز محصل عاشق دنیای تکنولوژیخیلی دوست داره درباره گجت های هوشمند و دنیای اسمارت‌غون ها اطلاعات به‌روزی داشته باشه نام: میلادسن: ۲۴ساکن تهراندانشجوقصد خرید گوشی داره و بین دو‌سه تا گزینه مونده و دنبال فروشگاه معتبر برای‌خرید میگردهاز طریق سایت مقایسه انجام میده ویدیو های آموزشی‌رو میبینه تا به نتیجه دلخواهش برسه و با خیال راحت خریدشو انجام بده نام: پریساسن: ۳۲شاغلمتاهل دارای فرزندقصد خرید ایرپاد از یه فروشگاه معتبر داره اما ترس از فیک بودن ایرپاد داره و دنبال راه تشخیص فیک با اصل بودن و در نهایت خریداز یه فروشگاه معتبرهروایت هفتمروایت هشتمبدرین ی خانم ۷۳ ساله اس که به تازگی صاحب نوه شده قراره ی سفر بره خارج از ایران ، دیدن نوه و دخترش تصمیم داره لباس نوزاد تهیه کنه به خاطر محدودیت زمانی ،امکان خرید حضوری ندارهروایت هشتمغزل ی دختر ۱۷ ساله اس ی تبلت داره ،تصمیم داره با کمک خانواده اش تبلتش رو عوض کنهپرسونای آقا کوروش ی جوون ۲۰ ساله ،برنامه نویس علاقه مند به دنیای تک و گیمر هست دوست داره تو تایمای استراحتش به موبو نیوز سر بزنه خبرای جدید رو بدونه گیم های پیشنهادی رو ببینه و بازی کنهپرسونای خانم مهسا ی دختر جوون ۲۵ ساله اس میخواد برا خودش گوشی بگیره دنبال این هست کسی براش مقایسه محصولات و جدیدترین فیچرها رو توضیح بدهروایت نهم1. نام: غزاله فعالسن: 26 سالمحل زندگی: طرشتتحصیلات:کارشناسی ارتباطاتوضعیت تاهل: مجردحقوق فعلی: 8 میلیون تومانغزاله در یک تیم کوچک 7 نفره مدیر برنامه ریزی و هماهنگیه و بخاطر شغلش باید همیشه در دسترس باشه در نتیجه موبایل یکی از وسایل مهم و اصلی زندگی کاری و شخصیش به حساب میاد و سعی میکنه اکثر کارهاشو هم با اپلیکیشن های موبایلش انجام بده.غزاله بخاطر نوع کارش خرید آنلاین رو ترجیح میده. برند های روز دنیا رو میشناسه ولی نمیدونه کدوم برند و کدوم مدل موبایل با حقوقی که میگیره بهترینه. نظرات کاربران موقع خرید براش مهمه و چون از نظرات برای خریدش استفاده میکنه خودش هم برای وسایلی که استفاده کرده کامنت بذاره.2. نام: آقای جعفرزادهسن: 45 سالمحل زندگی: خیابون جیحونحقوق فعلی: وزارت کاریآقای جعفرزاده کارمند یک اداره دولتی ست و با پاداش و اضافه کاری حقوقش رو تا ماهی 10 12 تومن هم افزایش میده. یک پسر 10 ساله و یک دختر 5 ساله داره. آقای جعفرزاده موبایلش رو برای بازی در اختیار پسر و دخترش قرار میده اما اونها همیشه با هم دعواشون میشه.آقای جعفرزاده برای خرید همیشه از اطرافیان و همکارانش پرس و جو میکنه اما خیلی وقتا خریدی که از نتیجه این کار انجام میده خوب از آب در نمیاد. برای خرید اقلامی که گرون تر هستند ترجیح میده از یه کاربلد سوال بپرسه. برای خرید از اطلاعات سایت ها استفاده میکنه ولی به ندرت خرید رو اینترنتی ثبت میکنه.3. نام: عرفانمحل زندگی: شهرآراتحصیلات: سال آخر دبیرستانحقوق فعلی: پول تو جیبی ماهی 1 تا 1.5 میلیونعرفان سال آخر دبیرستان رو تموم کرده و منتظر نتایج کنکوره. چند ماه منتهی به کنکور رو حسابی درس خونده و نه جایی رفته و نه چیزی خریده. قوانین پدر و مادر عرفان این بوده که به اندازه ای به پسرشون پول بدن که برای خرید لباس و وسایل مورد نیازش از پول تو جیبی خودش بتونه خرج کنه و با مشورت با اونها خریدش رو انجام بده اما اگر بخواد وسیله ای رو بخره که بیشتر از بودجه ش باشه باید پدر و مادرش رو قانع کنه تا اونها بهش کمک مالی داشته باشن.عرفان خرید اینترنتی و فعالیت تو فضای مجازی رو دوست داره ولی بخاطر کنکور 5 6 ماهی هست که فعالیتی نداشته و اطلاعاتش رو هم در مورد موبایل و برند ها و مدل های جدید به روز نکرده.روایت دهمپرسونا اول برای http://mobo.newsنام: احسانپس زمینه‌های شخصیسن: ۲۶ سالوضعیت تأهل: مجردمحل زندگی: منیریهتحصیلات: کارشناسی حسابداریشغل: کارشناس حسابدار در یک شرکت خصوصییک روز از زندگی● شبا سعی می‌کنه زود بخوابه و صبح زود برای رفتن به محل کار از خانه خارج می‌شه و تا حدود ساعت ۳ در محل کارشه.● اگه در محل کار تایم خالی پیدا کنه سری به سایت‌های فروش آنلاین لوازم موردنیاز خودش می‌زنه.●  انجام بازی با گوشی و استفاده از اپلیکیشن‌های مختلف● برای رفتن به محل کار از موتور استفاده می‌کنه، بعضی روزها هم با دوستاش وقت میگذرونه،داراییدرآمد ماهانه: ۶ میلیونعادت خرید: دنبال خریدهای تخفیف دارعادت پرداخت: آنلاینرفتارهای آنلایندر شبکه‌های اجتماعی اینستاگرام و یوتیوب فعالیت دارهبا استفاده از تلگرام با دوستاش در ارتباطهدنبال محصولات تخفیف دار و خرید خود را به کمک جست‌وجو در سایت‌های مختلف انجام می‌دهد.چیزهایی که به دنبال آن استخرید تخفیف دار و گرفتن کدهای قرعه کشیخرید محصولات با کیفیت که امتحان خودشو پس داده باشهاز خرید محصولات سودآور و با کیفیت لذت می‌بردعوامل تأثیرگذارهم صحبتی با همکاراش می‌تونه روش تأثیر بزارهوفاداری به برندسامسونگ و اپلامید و آرزوداشتن یک شغل با پشتوانه مطمئنرسیدن به وضع مالی خوبخرید یک گوشی خوب و ماشین مورد علاقهکارهایی که ما می‌توانیم انجام دهیمداشتن برنامه های قرعه کشی و قرار دادن جایزه برای برندهمعرفی قابلیت‌ها و بازی‌های متنوع برای انواع گوشیقرار دادن لیست به روز قیمت گوشیپرسونا دوم برای http://mobo.newsنام : مهسامهسا دنبال یک گوشی با کیفیت و قیمت مناسب می‌گرده که از طریق هن بتونه علاوه بر در اختیار داشتن بازی‌های آموزشی برای فرزندش از برنامه‌ها و اپلیکیشن‌های مختلف آموزشی آشپزی و تزئین غذا بهره ببرپس زمینه‌های شخصیسن: ۳۰ سالوضعیت تأهل: متأهلتعداد فرزند: ۱ پسرمحل زندگی: جنت آبادتحصیلات: کارشناسیشغل: خانه داریک روز از زندگیساعت ۱۰ از خواب بیدار میشه و مشغول کارای آشپزی و رسیدگی به کارای خونه میشهدر طول روز مواقع بیکاری سری به پیام رسان تلگرام میزنه و از این طریق با دوستاش و اعضای خانواده در ارتباطهداراییعادت خرید: خرید آنلاین از پیج‌های اینستاگرام و تلگرام و تخفیف داراکثر مواقع از گوشی استفاده می‌کندرفتارهای آنلاینگذراندن اوقات بیکاری در تلگرام و اینستاگرامسر زدن به سایت‌های مختلف و انجام خرید خود و فرزندش از سایت‌های مختلفچیزهایی که به دنبال آن استخرید یک خانه بزرگ دو خوابهخرید از جای مطمئن و تخفیف دارعکس محصولات خریداری شده مطابق با اصل آن باشدعوامل تأثیرگذارهم صحبتی با خواهرش و دوستش مریم روی او تأثیر ویژه‌ای می‌گذاردامید و آرزوموفقیت فرزندش و رسیدن به یک جایگاه شایستهداشتن خلاقیت و ایده‌های جذاب جهت تزئین غذا و دیر در مهمانی‌هاکارهایی که ما می‌توانیم انجام دهیممعرفی اپلیکیشن‌ها و برنامه‌های مختلف آموزشی برای کودکان در گوشی‌های مختلفمعرفی گوشی‌های حراج شده و تخفیف دارپرسونا سوم برای http://mobo.newsنام: علیعلی یه کارمند بازنشسته است که به دنبال خرید یک گوشی با امکانات ویژه‌ است تا از طریق آن بتواند اوقات فراغت خود را پر کند.پس زمینه‌های شخصیسن: ۶۳ سالوضعیت تأهل: متأهلتعداد فرزند: ۲ دختر و یک پسرتحصیلات: کارشناسی مدیریت مالیمحل زندگی: ستارخانشغل: بازنشستهیک روز از زندگیعلی هر روز صبح ساعت ۷ از خواب بیدار میشه، حدود نیم ساعت پیاده روی می‌کنه و با گرفتن نان تازه راهی خانه می‌شود.او هر روز همراه با میل کردن صبحانه در کنار همسرش به رادیو گوش می‌دهد و از صرف صبحانه لذت می‌برد.در ادامه روز به گوشی خود سر می‌زند و اخبار روز و مسائل مختلف سیاسی و اقتصادی مملکت را مطالعه می‌کند.دارایییک ماشین صمند دارد که برای انجام خریدهای خانه و رفتن به مهمانی از آن استفاده می‌کند.علی همراه با همسرش در خانه‌ای دو خوابه زندگی می‌کند و هر سه فرزندش ازدواج کرده‌اند.رفتارهای آنلاینعلی چندان تمایلی به انجام خرید آنلاین ندارد اما مدتی است به اصرار فرزندان خود جهت راحتی بیشتر اقدام به خرید اینترنتی می‌کند.علی از طریق پیام رسان واتساپ با همکاران سابق، فامیل و فرزندانش در ارتباط است.مطالعه اخبار و گشتن در یایت‌هتی مختلف فروش محصولات یکی دیگر از رفتارهای آنلاین علی است.چیزهایی که به دنبال آن استپیدا کردن یک گوشی با کیفیت و مجهز به انواع امکانات به روزانجام خرید آنلاین مطمئنجمع کردن فرزندان خود در آخر هفته کنار همعوامل تأثیرگذارعلی در نهایت از همسر و فرزندانش تأثیر می‌پذیردامید و آرزوخوشبختی فرزندانشداشتن پس انداز کافی جهت یاری رساندن به فرزندان خودکارهایی که ما می‌توانیم انجام دهیممعرفی بهترین گوشی‌های روز همراه با امکانات و قیمت آن‌هاروایت یازدهممحسن19 سالهتهرانتازه وارد دانشکاه شدهعلاقمند به این که درباره گوشی اطلاعاتش به روز باشه و عاشق ترفندای گوشیتصمیم داره مدل گوشی اش رو عوض کنهقیمت خ براش مهمهگوشی که بتونه باهاش راحت کارهای اینرنتی اش رو انجام بدهچوم قیمت براش مهمه میاد و تو این سایت قیمت گوشی ها یی که مد نظرش هست رو مقایسه میکنهجواد15 سالهدانش اموزعلاقه به بازی های کامیوتری و تو مخی دارهبعد از مدرسه وقت ازاد داره و دوس داره بیشتر تایمش رو به بازی کردن بگذرونهمونا29 سالکارمند اداریمیزان حقوق 4-7 میلیوندنبال یه گوشی با قیمت 5 تومنبرای اینکه بتونه یه گوشی خوب تو این قیمت پیدا کنه میاد و مقالات رو مطالعه میکنهروایت دوازدهم· خانم‌ها با رنج سنی 30 تا 45 سال و خانه دار یا سطح شغلی و درآمد پایین که آشنایی چندانی با گوشی‌های هوشمند نداشته و قصد خرید گوشی جدید را دارند و می‌خواهند با بودجه محدود خود یک گوشی با بهترن کیفیت در همان رنج قیمت تهیه کنند.· پسر نوجوان با رده سنی 13 تا 18 سال که عاشق بازی است و علاوه‌بر بازی‌های کامپیوتری و کنسول به بازی‌های موبایلی هم علاقه‌مند و به دنبال جدیدترین بازی‌های موبایلی است .· آقای جوان در رنج سنی 20 تا 30 سال و علاقه‌مند به حوزه موبایل و تکنولوژی که احتمالا در همین حیطه هم مشغول فعالیت است و به دنبال آخرین اخبار و ترفندهای مرتبط با گوشی است.</description>
                <category>سجاد یوسفی</category>
                <author>سجاد یوسفی</author>
                <pubDate>Sun, 04 Dec 2022 02:01:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقاله مشاوره ترک و درمان اعتیاد</title>
                <link>https://virgool.io/@Yousefieee/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AF-ryt90aunch0e</link>
                <description>چند وقت پیش برای تمرین نویسندگی بعد مدت ها یه مقاله جدی نوشتم که تو سایت تراپیا هم با کمی تغییر منتشر شد. برای آپدیت شدن ویرگول شخصی ام گفتم اینجا هم بزارم!مشاوره ترک و درمان اعتیادخیلی از ما در خانواده یا دوستان و آشنایان با معضل اعتیاد مواجه و از مشکلاتی که خود فرد معتاد و اطرافیانش با آن روبرو می باشند، مطلع هستیم. در این حال نباید با مجرم انگاری فرد معتاد، راه بازگشت این اشخاص به جامعه را بست، بلکه میتوان با راهنمایی صحیح و مشاوره ترک اعتیاد به صورت اصولی برای درمان اعتیاد قدم برداشت و فرد معتاد را به زندگی عادی برگرداند.پروسه ترک اعتیاد با کمک، مشاوره و راهنمایی میتواند ساده تر انجام شودطبق آمار غیر رسمی در حدود 4 تا 5 میلیون معتاد در ایران زندگی میکنند که میتوان تخمین زد حداقل 10 میلیون نفر از جمعیت کشور با اعتیاد و مشکلات مرتبط با آن به صورت جدی درگیر هستند. اعتیاد یک مشکل شخصی نیست و به صورت مستقیم و غیر مستقیم علاوه بر فرد، خانواده و جامعه نیز تاثیر منفی می گذارد. اما شاید در ابتدا باید به تعریف واحدی از این که اعتیاد چیست، برسیم.اعتیاد چیست؟با تشکر از تلویزیون و رسانه ها (!) با شنیدن اسم اعتیاد، تصویر کلیشه ای فرد درگیر اعتیاد که ظاهر ژولیده ای دارد و توسط خانواده طرد و کارتن خواب شده در ذهن اکثر ما شکل می گیرد اما واقعیت با این تصویر کاریکاتوری متفاوت است و بسیاری از افراد درگیر با اعتیاد، ظاهر و زندگی متفاوتی با معتادین متجاهر دارند. پس در ابتدا بهتر است تعریف صحیحی از اعتیاد داشته باشیم.برای ترک اعتیاد ابتدا باید تعریف درستی از اعتیاد و شخص معتاد داشتبه هر وابستگی نامعقولی به علت روانی یا شیمیایی، که شخص به میل تکرار کاری به صورت افراطی را داشته باشد، اعتیاد گفته می شود.انواع اعتیادبه غیر از اعتیاد به مواد مخدر که در دیدگاه عامه به عنوان اعتیاد در نظر گرفته می شود، اعتیاد انواع مختلفی دارد و باید برای درمان اعتیاد در هر مورد مشاوره های تخصصی درمان اعتیاد ارائه شود. انواع اعتیاد رایج در جامعه به صورت تیتروار و در ادامه به صورت خلاصه توضیح داده شده است.· اعتیاد به مواد مخدر· اعتیاد به مشروبات الکلی· اعتیاد به رابطه و خود ارضایی· اعتیاد به بازی و فضای مجازیاعتیاد به مواد مخدرسوء مصرف مواد چه سنتی باشد (مانند تریاک) و چه صنعتی (مانند قرص های روانگردان، شیشه، کراک و ...) می تواند منجر به اعتیاد شود. البته &quot; افسانه تفننی مصرف میکنم و با یکبار که معتاد نمیشم&quot; در خصوص خیلی از مواد مخدر صادق نیست و اولین استفاده هم می تواند باعث ایجاد آسیب، وابستگی و اعتیاد به مصرف مواد مخدر شود.عواملی چون عدم آگاهی صحیح در مورد عواقب مصرف، مشکلات شخصیتی و خانوادگی، فشار و استرس، جامعه دوستان و محیط میتواند در ترغیب فرد به سمت اعتیاد نقش پر رنگی داشته باشند.در زمینه ترک اعتیاد مواد مخدر با توجه به نوع ماده مصرفی مشاوره ترک اعتیاد و درمان می تواند متفاوت باشد و باید پروسه آماده سازی روانی برای ترک، درمان و سم زدایی و مشاوره بعد از ترک اعتیاد توسط کارشناسان و متخصصین این حوزه انجام شود. در غیر اینصورت احتمال عدم موفقیت پروسه درمان اعتیاد به مواد یا بازگشت به مصرف پس از ترک وجود خواهد داشت.اعتیاد به مشروبات الکلیوابستگی به مصرف مشروبات الکلی یکی از اعتیادهای رایج در دنیا است و مراکز و انجمن های بسیاری در زمینه پشتیبانی و حمایت برای ترک وابستگی به مصرف مشروبات الکلی در سراسر جهان فعال هستند. در ایران هم با وجود ممنوعیت مصرف مشروبات الکلی، برخی از افراد دچار این نوع اعتیاد هستند و گرفتن مشاوره و جدیت برای درمان اعتیاد به مشروبات الکلی در زمینه درمان این نوع از وابستگی الزامی به نظر می رسد.اعتیاد به رابطه و خود ارضایییکی دیگر از انواع اعتیاد رایج در جامعه امروزی اعتیاد به برقراری رابطه (عاطفی یا فیزیکی) است که باعث شده افراد درگیر با این مسئله معمولا از نوع روابط عاطفی خود راضی نبوده و به صورت وسواس گونه به دنبال خود ارضایی، تماشای فیلم پورن، برقراری رابطه های جدید یا افراط در رابطه باشند و با مشکلاتی زیادی در این زمینه روبرو شوند.اعتیاد به بازی و فضای مجازیاین نوع اعتیاد به تازگی در بین افراد جامعه رواج بیشتری پیدا کرده است. هر چند که شاید در نگاه اولیه اعتیاد به فضای مجازی یا بازی به اندازه دیگر انواع اعتیاد، خطرناک نباشد اما در صورتی که کنترل نشود میتواند تاثیرات نامطلوبی مانند افسردگی یا اجتماع گریزی برای فرد داشته باشد.اعتیاد به اینترنت و بازی در صورت عدم مشاوره و درمان میتواند به افسردگی و اجتماع گریزی منجر شودمشاوره ترک اعتیاداز دوران بستن به تخت و ترک دادن برای درمان اعتیاد خیلی وقت است که گذر کرده ایم. بر اساس تجربیات افرادی که با موفقیت توانسته اند بر اعتیاد غلبه کنند، ایجاد ریشه یابی مشکل، اراده ذهنی برای ترک و کمک های اطرافیان، نقش اصلی را در درمان اعتیاد دارد. خیلی از افراد به دلیل مشکلات زمینه ای دیگری که با آن روبرو بوده اند دچار اعتیاد شده اند و تا زمانی که این مشکلات به صورت دقیق و اصولی ریشه یابی و درمان نشود، حتی در صورت ترک موقتی هم امکان بازگشت اعتیاد وجود خواهد داشت. پس اولین گام برای ترک و درمان صحیح اعتیاد ریشه یابی مشکل و مشاوره های صحیح و جامع به خود فرد و اطرافیان برای اصلاح و ایجاد اراده بهبود امور می باشد. پذیرش آگاهانه مشکلات اعتیاد میتواند راه را برای درمان دائمی هموارتر سازد.امروزه با مشاوره های تخصصی روانشناسی به فرد و خانواده درگیر، می توان میل به ترک اعتیاد را به صورت اصولی در ذهن معتاد قرار داد تا فرد با آمادگی روانی لازم و شناخت کامل تصمیم به ترک اعتیاد گرفته و در این راه ثابت قدم باشد.مشاوره خانوادهدر قریب به اتفاق موارد ابتلا به اعتیاد، علاوه بر فرد درگیر، خانواده فرد معتاد هم با مشکلات زیادی دست به گریبان هستند. این مشکلات نه تنها بر پروسه درمانی و ترک اعتیاد میتواند تاثیرگذار باشد بلکه میتواند سلامت روانی دیگر اعضای خانواده را هم تهدید کند و آن ها نیز مستعد مشکلات روانی و در نهایت درگیر شدن با اعتیاد باشند. مشاوره خانواده تخصصی و اصولی در این موارد میتواند از فروپاشی خانواده و اثرات جانبی بر خانواده درگیر با اعتیاد مثل طلاق، خیانت، کودکان پرخاشگر و ... بکاهد.مشاوره خانواده میتواند تاثیر زیادی در تسریع روند ترک اعتیاد داشته باشدهمچنین ایجاد آگاهی و آمادگی ذهنی می تواند اعضای خانواده را در ایفای نقش حامی و پشتیبان برای ترک اعتیاد یاری برساند.درمان اعتیادبعد از ایجاد آمادگی ذهنی برای ترک اعتیاد در معتاد و خانواده و دوستان، زمان آن می رسد تا مراحل ترک اعتیاد در کلینک های تخصصی ترک اعتیاد با مشاوره و نظارت روانشناسان مجرب ادامه پیدا کند تا در حین پاکسازی بدن، انگیزه و میل به ادامه روند درمان حفظ شود. همچنین در صورت ترک موفقیت آمیز هم نباید مساله را تمام شده دانست. پیگیری ها و مشاوره های منظم باعث می شود تا با ایجاد اراده ی قوی، امکان بازگشت به اعتیاد حتی در صورت مهیا بودن شرایط تا حد زیادی کاهش یابد.مشاوره با مشاوران برتر ترک اعتیادبرترین و مجرب ترین مشاوران کشور در کلینیک مشاوره درمانی تراپیا ، مسیر مشاوره ترک اعتیاد همراه شما هستند تا مسیر درمان اعتیاد را به صورت علمی و کارشناسی تحت نظر افراد متخصص و کارآزموده طی کرده و اثربخشی بیشتری را شاهد باشید.</description>
                <category>سجاد یوسفی</category>
                <author>سجاد یوسفی</author>
                <pubDate>Tue, 22 Feb 2022 23:09:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه اولین جلسه کوچینگ!</title>
                <link>https://virgool.io/@Yousefieee/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D9%88%DA%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-vv3wrhbnjgez</link>
                <description>از بچگی خیلی آدم حرف گوش کنی نبودم و حتی وقتی از کسی راهنمایی می گرفتم بازم کار خودمو میکردم. سر همین داستان ضربه های زیادی تو زندگیم خوردم (البته این که معمولا مشاوران خوبی هم در دسترسم نبود هم تو این بی توجهی به حرف دیگران بی تاثیر نبود). اما هر چی تو زندگی شغلی جلوتر رفتم، جای خالی یه مشاور رو که تو تصمیم گیری ها بهم کمک کنه و برام ایجاد انگیزه کنه رو بیشتر حس می کردم.چند سال پیش بود که یکی از بچه هایی که از تکنوسان جدا شده بود و به یه شرکت خیلی با کلاس منتقل شده بود، تو صحبت هاش گفت، تو شرکتشون یه ساعت هایی تو ماه یه مشاور میاد و مدیر عامل و تیم بازاریابی رو کوچ میکنه. منم خیلی این داستان برام جذاب شد و برای این که منم تو اون جلسه باشم یه سری کارها برای دوستم رایگان انجام دادم که منو تو اون جلسات ببره که نبرد!هیچوقت برای کسی مفتی کار نکنید حتی نزدیک ترین دوستان!چند وقت بعد، تو یه دوره ای ثبت نام کردم که تو پلن ویژه اش دو جلسه مشاوره خصوصی هم داشت. منم خیلی امیدوار که تو اون جلسات مشاوره، مدرس میتونه چیزهایی به من بگه که مسیر زندگی شغلی منو عوض کنه، اما زهی خیال باطل! جلسه اول مشاوره تبدیل شد به یه سری حرف های سطحی، جلسه دوم خیلی سعی کردم به یه تصمیم برسم که آیا باید تو شرکت بمونم یا جای دیگه مشغول به کار بشم. مشاور گفت : &quot;اگه زیر 10 میلیون درآمد داری شک نکن و بیا بیرون&quot;. من با درآمد 8 میلیونی، داشتم انگیزه و شجاعت پیدا می کردم برای خروج که همون مشاور تو بین صحبت هاش گفت &quot;برای این که برنامه نویس ها حقوق بالایی میخواستن (حدود 6 7 تومن) خودم رفتم دوباره چند ماه کدزنی کردم&quot; و یه سری صحبت های دیگه که تخصصش رو کاملا برام زیر سوال برد! و به این نتیجه رسیدم که شاید مشاور و منتور خوبی تو این زمینه نباشه! شایدم بیشتر از یه منتور که مسیر شغلی بخواد بهم نشون بده نیاز به یه کوچ داشتم که مسیر زندگی رو بهم نشون بده و اول تکلیفم با خودم مشخص بشه که از زندگی چی میخوام بعد برم سراغ پیشرفت شغلی!به مرور طی سال ها به کوچینگ خیلی اعتقادم بیشتر شده بود اما نفر مناسبی رو پیدا نمیکردم. با دیدن سریال &quot;سیلیکون ولی&quot; هم دیدم که این داستان مشاورهای کلاهبردار گویا معضل جهانیه! (البته نقش این بنده خدا تو شرکت کوچ نبود و spiritual که نمیدونم معادل فارسیش چیه (الهام بخش روحانی؟)، بود)اگه سریال سیلیکون ولی رو ندیدید، حتما ببینید!با اینکه خیلی دنبال کوچینگ بودم و دوست داشتم یکی باشه منو هدایت کنه، ولی در نهایت به جز چند تا از این همایش های فله ای که همه با هم فریاد میزنن و منتظر بودن کهکشان براشون انرژی بفرسته چیزی پیدا نکردم یا عددهایی که برای مشاوره مطرح می شد خیلی برام سنگین بود. تو این سال ها درگیر دوره های آموزشی مختلف بودم و سطح مهارت فنی ام به طرز ملموسی بالاتر رفته بود ولی حس خوبی نسبت به خودم و کاری که می کردم نداشتم و در کمال تعجب درآمدم هم از سال قبل کمتر شده بود!اینجا بود که انرژی های کهکشان (!) به کمکم اومد! داشتم توییتر رو بالا پایین می کردن همینطوری که یه توییت دیدم در مورد این که حاضرم به صورت رایگان به چند نفر مشاوره بدم! دیگه بدون این که پروفایل رو خیلی دقیق چک کنم سریع دایرکت دادم و قرار شد سه جلسه یک ساعته به صورت آنلاین داشته باشیم.تو جلسه، بعد معرفی و صحبت های مرسوم اولیه، کوچ بهم توضیح داد که من قرار نیست راهکار قطعی بهت بدم بلکه با شنیدن صحبت ها و بعضی راهنمایی ها کمک میکنم تا بهتر تصمیم بگیری. برداشت من این بود که قراره یه آینه جلوم قرار داده باشه که بتونم نقاطی که از چشمم دور مونده رو بهتر ببینم و خودم به تصمیم برسم.تفاوت منتورینگ و کوچینگالبته شاید دیر باشه اما به نظرم تفاوت کوچ و منتور رو بگم هم بد نباشهA mentor is someone who shares their knowledge, skills and/or experience, to help another to develop and grow. A coach is someone who provides guidance to a client on their goals and helps them reach their full potential.تو حرف هایی که زدم مشخص شد که تکلیفم با خودم مشخص نیست، سعی دارم همه چی باشم و جمع نقیضین رو در خودم جمع کردم، در صورتی که باید فکر کنم در آینده میخوام کجا باشم و تو اون راستا حرکت کنم. و با این که فکر می کردم اتفاقات گذشته رو از سر گذروندم و واسم مهم نیست، اما همچنان تو ذهنم هست که محیط و اطرافیانم هم تو عدم پیشرفت من نقش مهمی داشتن. شاید قدم اول این باشه که از گذشته عبور کنم، ببینم کجاها خودم مقصر بودم و اصلاحشون کنم و جاهایی که بقیه رو مقصر میدونم یا ببخشم یا ارتباطم رو قطع کنم.شاید مسخره باشه همون یک ساعت صحبت کردن باعث شد احساس سبکی کنم و یه سری چیزهایی رو ببینم که جلوی روم بود ولی بهشون توجه نمیکردم. (یه چیزی مثل جلسه های تراپی)برای تمرین جلسه بعد قرار شد بگم دوست دارم تو 5 سال آینده کجا باشم چه از لحاظ شغلی، موقعیتی، ظاهری یا خانواده ام.من که به این جلسات کوچینگ خیلی امیدوارم و فکر میکنم تاثیر خوبی تو رها شدن ذهن من از گذشته برای گرفتن تصمیم درست در آینده داشته باشه. سعی میکنم بعد برگزاری جلسه بعدی، اطلاعات بیشتری از جلسه رو بهتون بگم ولی مطمئنم خیلی از مشکلات شرکت ها و استارتاپ ها با یه کوچ و منتورینگ درست برای مدیران حل میشه و چند سال جلو میفتن و اونقدری که باید هنوز به این مباحث تو ایران بها داده نشده.پانوشت 1: مربی رو تو مقاله بعدی اگه اجازه دادن، معرفی میکنم.پانوشت 2: ظرفیت مشاوره کوچینگ رایگان به اتمام رسیده، لطفا دنبال آی دی توییتر نباشید!</description>
                <category>سجاد یوسفی</category>
                <author>سجاد یوسفی</author>
                <pubDate>Mon, 08 Nov 2021 23:34:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شمعی در تاریکی: امکانات محیط کار</title>
                <link>https://virgool.io/@Yousefieee/%D8%B4%D9%85%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-xbcxdzhe0pgm</link>
                <description>شاید برای خیلی از شما داشتن امکانات سر کار، جز بدیهیات باشه و اصلا تو مخیله تون نگنجه که بعضی از کسب و کارهای نوپا با چه امکاناتی شروع به کار میکنن. تو این پست میخوام مراحل پیشرفت امکانات تیم محتوای تکنوسان رو بگم باشد که عبرت بگیرید و قدر صندلی که روش نشستید و سیستمی که کار می کنید، رو بدونید!اولین باری که اسم تکنوسان رو شنیدم تو پاساژ ایران بود. به عنوان مشتری از مغازه ای که خرید میکردم گفتن قراره یه سایتی هم بالا بیاریم و جنس هامون تکمیل تر بشه و از این به بعد به جای مغازه برو از انبارمون خرید کن. انبار کجا بود تو پارکینگ بزرگ نزدیک پاساژ، طبقه -3. شما میتونید هر فیلم ترسناکی رو که دیدید تو ذهن بیارید. خاموش و روشن شدن لامپ های طبقات زیر همکف، آنتن صفر، صدای عجیب هواکش و ... . هر آن منتظر بودی یکی از پشت یه ماشین پارک شده با تبر بیاد بیرون! همونجوری که تو بلاگ های قبلی گفتم یه فعل و انفعالاتی تو مغز من اون زمان رخ داد که دفتر کار شیک رو بی خیال شدم و اومدم تکنوسان تو همون طبقه -3 پارکینگ!روز اول کاری به من یه لپ تاپی قدیمی داده شد که دو تا دکمه اش درست کار نمیکرد! صندلی من هم از این صندلی های آشپزخانه چوبی بود که البته ابری تو کف صندلی نمونده بود. سر همین همیشه یه دستم زیرم بود و به یا دست کار میکردم و تایپ ده انگشتی کاملا تا سال ها بی معنی بود برام به خاطر عادتی که داشتم! یه هواکش بزرگ هم نزدیک گوشم بود با صدای بلند که وقتی حتی میومدم بیرون باید با هم بلند صحبت میکردن!از اون انبار جابجا شدیم و تا حالا فکر کنم 6 تا دفتر و بالای بیست بار اتاق محل استقرارمون عوض شده که توضیح دادنش واقعا تو حوصله شما نیست و میتونه روضه باز یه مجلس باشه قشنگ!تا اینجا باید بدونید که اگه فکر میکنید همه کار دیجیتال مارکتینگ رو از یک دفتر شیک و با امکانات بالا شروع کردن اشتباه میکنید! بعضی وقت ها لازمه که حتی با امکانات زیر صفر هم شروع به کار کنید.اما تو فاز دوم و رشد شرکت، اگه این بی امکاناتی ادامه پیدا کنه یعنی به خاطر مظلوم نمایی یا تنبلی پیگیر تهیه تجهیزاتی که لازم داری نباشی، از بی عرضگی خود فرد یا تیمه نه یه امتیاز مثبت قناعت! پس اگه خودتون رو یه مدیر یا کارمند خوب میدونید درخواست امکانات یه وظیفه اس برای بهتر شدن محیط کاری و بالا بردن راندمان که در نهایت به نفع مجموعه اس.شاید بازم برای خیلی از شما ملموس نباشه این که پیشرفت از صندلی آشپزخانه به صندلی چرخدار بعد به صندلی چرخدار خوب و در نهایت به صندلی طبی طرح مدیریت یه پروسه چند ساله بوده برای ما که برای هر مرحله اش کلی رایزنی شده!در مورد سیستم و مانیتور، شرایط کاری و ... هم باز همین پروسه طولانی برقرار بوده و هست اما هستن هنوز کسانی تو مجموعه که جز مدیران هستند اما هنوز با یه لپ تاپ قدیمی 14 اینچ کار میکنند  و میگن نیازی به سیستم جدید ندارند که نشون بدند کارشون چقدر سخته در صورتی که تو همون مجموعه کارآموزها سیستم خوب با مانیتور 24 اینچ دارند!</description>
                <category>سجاد یوسفی</category>
                <author>سجاد یوسفی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Mar 2021 21:49:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شمعی در تاریکی: درست کردن سیستم های دانشکده</title>
                <link>https://virgool.io/@Yousefieee/%D8%B4%D9%85%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-jpxwm17qnjln</link>
                <description>منم مثل خیلی ها تو طول روز با دیدن یا شنیدن بعضی اتفاقها می رم بالای منبر و شروع میکنم به نصیحت بقیه و نفرین به زمین و زمان که چرا کشورمون اینجوریه، محل کار اینجوریه، دانشگاه و تحصیل این وضعیتشه و  و و . اما تصمیم گرفتم تو این آخرین ساعت های سال 99 (که به قول خداداد ...) بیام از تلاش های کوچیکی بگم که خودم انجام دادم تا به جای غر غر و فحش دادن، به سهم خودم بهبود کوچیکی تو محیطی که بودم ایجاد کنم. شاید نوشتن این متن به درد بقیه هم بخوره و شایدم برای اینکه به خودم حس بهتری داشته باشم دارم می نویسم!تو دوران دانشجویی از اونجایی که خیلی آدم برون گرایی نبودم به جز در برخی موارد (!)، به جای این که بین کلاس ها تو حیاط دانشکده علوم ریاضی با بچه ها گرم بگیرم تو تایم های خالی اکثرا تو سایت دانشکده بودم و الکی وقتمو پر میکردم.پنجره های پایینی پنجره های سایت کامپیوتر دانشکده علوم ریاضی هستند (اطلاعات عمومی!)سایت دانشکده بالای سی تا سیستم داشت که یک سومشون درست کار میکرد و بقیه همشون یه مشکلی داشتن. قطع بودن شبکه، کندی سیستم، ویروسی بودن، موس هایی که باید یه دفتر میزاشتی زیرش تا کار کنه و مشکلات ساده ای که قابل حل بود اما چون مسئول سایت بیشتر وقت ها تو دفتر خودش نشسته بود، به حال خودشون رها شده بودن.فکر کنم سال سوم دانشگاه بود که چون خیلی کلاس هام پرت و پلا شده بود تو دانشکده ها و روزهای مختلف، کلی تایم اضافی داشتم. اول سعی کردم برم کتابخونه. تقریبا خیلی از کتاب های شعر و داستان رمان (سخیف) و تاریخی و دایره المعارف که چاپ جدید بود رو خونده بودم تا اینکه احسان، دوستم، بهم گفت بریم کار دانشجویی سایت دانشکده. دروغ نگم هدف اصلی من از کار دانشجویی امکان دانلود همزمان با 10 15 تا سیستم بود که البته فقط دانلود میکردم و هیچوقت از فایل های دانلود شده استفاده نمیکردم. به قول بچه ها کرم اون زمانم دانلود کردن بود، فیلم بلوری، بازی یا نرم افزار. مهم نبود چی باشه دیدن پر شدن درصد دانلود منو ارضا میکرد.مسئول سایت هم خوشحال از این که دو تا نیرو پیدا کرده، چند تا سیستم داد درست کنیم. منم قبلا و همزمان تو اتکا کار سیستم می کردم و عوض کردن ویندوز و عیب یابی و اسمبل خوراکم بود. چند تا سیستم که تموم شد رفتیم سر سیستم های سایت. مشکلاتشون خیلی ابتدایی بود اکثرا. شل شدن اتصالات و وجود یک آنتی ویروس سیمانتک که سیستم ها رو کند میکرد، ولی ویروسی رو پاک نمیکرد. به مسئول خیلی اصرار کردیم که سیمانتک رو پاک کن، قبول نمیکرد و می گفت خیلی خوبه و اورجیناله و از این حرف ها که بعدا که تو بازار تفاوت قیمت فاکتور رسمی و خرید آنتی ویروس رو دیدم فهمیدم ممکنه منافعی در وسط باشه و نباید بیش از حد گیر داد. خلاصه اون زمان آنتی ویروس رو بورس eset بود که آپدیت های آفلاین قابل دانلود از سایت سافت گذر هم داشت. با پاک کردن سیمانتک و نصب ایست انگار سیستم های جون تازه ای گرفته بودن. نصب انتی ویروس جدید بدون هماهنگی بود و ممکن بود سرش بندازنمون بیرون اما ب نظرمون اون زمان کار درستی بود. تازه کار دانشجویی رو از دست میدادیم 15 هزار تومن ماهیانه حقوقش بود که در حد چند تا ساندویچ بود. بعد رفتیم سر مشکل موس ها. اکثر موس ها نیاز به پد موس داشتن. موس ها از اون توپی قدیمیا بودن یا لیزری که با پد موس خیلی بهتر کار میکردن. درخواست خرید پد موس دادیم و چند وقت بعد پد موس با آرم دانشگاه برامون اومد، کلی ذوق کردیم و باهشون عکس انداختیم حتی! و البته امتیاز و تشکرش رفت تو رزومه مسئول سایت که چقدر زحمت کشیده!تشویق به مذاق مسئول سایت خوش اومده بود و بهمون گفت دیگه چه ایده ای دارید ما هم گفتید از 30 تا سیستم فقط 5 تاشون تا رم مناسبی دارن (سیستم های مخصوص دانشجویان ارشد) بقیه خیلی کند کار میکنن. اگه رم 10 تا سیستم رو بزاریم رو رم 10 سیستم دیگه 10 تا سیستم سرپا داریم به جای 20 تا سیستم کند. گفت خوب نامه میزنم درخواست رم میدم. نامه زده شده و یه سری قطعات جدید خیلی راحت برامون اومد و ما در این سوال ماندیماگه انقدر راحت قطعه میدن چرا تا الان نامه زده نشده بود؟!خلاصه با عوض کردن انتی ویروس و اضافه شدن پد موس و ارتقا سیستم ها سایت دانشکده هم شلوغ شده بود. از ولش کن سایت که همه سیستم هاش کنده رسیدیم به جایی که بچه ها دیگه زورشون میومد با خودشن لپتاپ بیارن وقتی سیستم خالی تو سایت هست!شاید به جز دوستای نزدیکمون کسی نمیدونست که بهبود سیستم های سایت دانشکده علوم ریاضی از سال 87 به بعد کار کیه اما ما خودمون اینو میدونستیم و چون بچه ها دیدن میشه با رسیدگی سیستم ها رو روبراه نگه داشت برای کارمند مسئول سایت داستان درست کرده بودیم چون کسی که طعم رفاه رو کشیده باشه با از دست دادنش اعتراض میکنه! زمانی که داشتم اتاق کارمون رو تحویل میدادم از اینکه با کوچکترین مشکلی مسئول سایت مجبور بود بیاد پای سیستم و حتی اساتید کلاس هاشون رو میتونستن تو سایت دانشکده برگزار کنن یه حس خوبی داشتم و همش تو ذهنم آهنگ های حماسی پلی می شد! درسته که دانشجوی خوبی نبودم اما حداقل یه اثر مثبت توی دانشکده گذاشته بودم.پانوشت 1: واقعا ادعایی ندارم که کار خفنی کردیم اما به جای این که مثل بقیه بشینیم تو اتاق و در حد رفع تکلیف طور بریم جلو، ریسک کردیم و وقت گذاشتیم و نتیجش ملموس بود و خوشحال بودیم و هستیم و خواهیم بود!پانوشت 2: برای کسی که از محتوانویسی و سئو پول در میاره نوشتن بلاگ شخصی خیلی سخت شده چون همش با خودت میگی اگه یه متن جاش مینوشتم میدونی چقدر ورودی داشت اما همه چی پول نیست و قراره با نوشتن بعضی چیزها حال خودم خوب باشه و ویرگول زخم!</description>
                <category>سجاد یوسفی</category>
                <author>سجاد یوسفی</author>
                <pubDate>Fri, 19 Mar 2021 01:38:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه حضور در دوره سئو شش میلیون تومانی!</title>
                <link>https://virgool.io/@Yousefieee/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D8%A6%D9%88-%D8%B4%D8%B4-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-m1gi0eh44z2d</link>
                <description>کسایی که تو حوزه سئو کار میکنن باید همیشه اطلاعاتشون رو به روز نگه دارن. بدست آوردن اطلاعات جدید میتونه از منابع خارجی باشه (از مقالات یا یوتیوب) یا از سایت های داخلی (مقالات یا دوره های آموزشی). یه سری از دوستان معتقدند تا وقتی یوتیوب هست چرا پول برای دوره بدم؟ اونم فارسی؟ راستش من اینجوری فکر نمیکنم. به عنوان یه وبمستر، همیشه سعی میکنم که مقالات و ویدئو های خارجی رو دنبال کنم و تا جایی که بتونم خودمو بروز نگه دارم اما هر جایی که ببینم یه سری آدم متخصص دارن درباره سئو صحبت میکنن، یه سرکی میکشم. حالا میخواد دورهمی باشه، میخواد لایو اینستاگرام باشه یا دوره آموزشی. به نظرم یه تکنیک یا یک مثال واقعی از اکوسیستم خودمون تو سایت های ایرانی میتونه به من کمک کنه تا دیدگاهم نسبت به رقبا و استراتژی محتوا اصلاح بشه و این برای من خیلی ارزشمنده.من با سایت نیوسئو از چندین سال پیش آشنا بودم. هر دفعه وسوسه می شدم تو دوره هاش شروع کنم و هر بار نمی شد. البته بیکار نبودم و دوبار تو دوره متخصصین ثروتمند سایت مدیر سایت (آقای نورهانی) شرکت کردم که البته بیشتر مدیریت سایت و بلاگری بود تا سئو و دوره جامع سئو مانگو سایت میموس هم شرکت کردم. این وسط برای مصاحبه سئوکار وقتی مصاحبه می کردم تنها نفری که واقعا چیزی برای ارائه داشت می گفت تو دوره آقای قمصری شرکت کرده و باز دوباره نیوسئو شده بود سایتی که هر چند وقت یکبار بازش می کردم. کلی دوره و وبینار هم این بینابین شرکت می کردم. مقاله های نوین و وبسیما رو هم که تقریبا از دست نمی دادم. اما بازمدلم پر می کشید برای شرکت کردن تو دوره های نیوسئو !!!نمی دونم چرا اما همش حس میکردم سئو رو اونقدری که باید بلد نیستم و دنبال چلنج بودم. برای اثبات خودم. برای سختی کشیدن. دلمو به دریا زدم و تو سایت نیو سئو فرم پر کردم. هزینه دوره بالای شش میلیون بود. اما زدم به سیم آخر و ثبت نام کردم. دو ماه بعد از ثبت نام من دوره شروع شد. دوره شامل 4 هفته بود. سه شنبه چهارشنبه یه سری ویدئو برامون تو اپ موبایل نیوسئو باز می شد و 5 شنبه جمعه وبینار پرسش و پاسخ و تمرین آنلاین مباحث آموزش داده شده اون هفته.این تایم کوتاه دو سه روزه برای دیدن آموزش ها برای کسی که خودش هم تو سایت تکنوسان کلی چالش داره، واقعا کم بود. سر همین به زور میتونستم یک بار ویدئو ها رو ببینم اما حوزه سئو رو دیگه بعد چند سال تا حدود زیادی می شناختم و به قولی نون دانش قبلی رو میخوردم و با دوره جلو میومدم.مباحث دوره جامع سئو نیوسئو از دوره سئو مقدماتی و متوسط (تعریف کلی و اصطلاحات سئو، الگوریتم های مهم گوگل، قرارداد سئو و ...) شروع میشد. آموزش تولید محتوا ، سئو محتوا ، سئو فروشگاهی، بک لینک، سرچ کنسول، سئو سورس و یه سری موارد اضافه دیگه هم باقی سر تیترهای آموزش بود.دروغ نگم بعد هفته اول وقتی بچه ها می پرسیدن دوره واقعا ارزش انقدر پول رو داشت، واسه این که نگم اشتباه نکردم، ب توجه به چارت اعلام شده حواله میدادم که هفته های بعدی خفن تر میشه. 90 درصد چیزایی که گفته می شد رو خودم از قبل می دونستم و ده درصدش جدید بود برای شخص من. اما از اون 90 درصد فقط 50 درصدش رو عمل می کردم. تو هفته دوم فهمیدم همون 10 درصد جدید و مرور نکاتی که فراموش کردم دقیقا میشه تفاوت کسی که الگوریتم های سئو رو بلده با کسی که داره برای رتبه های بالای گوگل می جنگه.به نظرم پاشنه آشیل دوره عدم توازن سطح 41 نفر شرکت کننده تو دوره بود. این که در یه دوره هم افرادی شرکت کنن که تازه فهمیدن سئو چیه هم کسایی که حرفه ای دارن سئو کار میکنن باعث می شد رو خیلی از موضوعات بدیهی گاهی اوقات زمان زیادی گذاشته بشه و از اون طرف هم یه سری نکات مهم و سنگین که فهمشون نیاز به بک گراند داره بد فهمیده بشه توسط افراد تازه کار.نماد تعارض هم تو وبینارها بود که سوالات آسون حرص اونایی که بلد بودن رو در می آورد (پرسیدن از مفاهیم کلی مثلا بک لینک چیه استاد) و بعضی سوالات سخت و پر نکته اصلا اهمیتش درک نمیشد (مثل پیاده سازی اسکیماها). یه سری از شرکت کننده ها هم که عطای شرکت تو وبینار رو به لقاش بخشیده بودن و سوالاتشون رو تلگرام می پرسیدن و از وبینار استفاده نمی کردن.خود من هم بعضی وقت ها تو وبینار حوصله ام سر میرفت و سایت های دیگه رو میخوندم و گاهی اینستاگرام. تا یه نکته ای خوبی مطرح بشه و دوباره برگردم و حواسمو جمع کنم.تو وبینارهای آخر هم سعی میکردم فعال تر باشم. سوالات خودم هم چند دسته بود. اونایی که برام جدید و واقعا نمی دونستم. اونایی که میدونستم اما احساس می کردم دوباره مطرح شدن موضوع از یه منظر دیگه برای بقیه هم مفیده. سوالاتی برای اطمینان از فهم درست موارد فوق مهم که میتونه استراتژی رو عوض کن و در آخر اعتراض به مواردی که در تناقض با دانش خودم بود تا ببینم استدلال استاد چیه که یا قانع بشم یا عمل نکنم.جمع بندیاگه بخوام یه جمع بندی داشته باشم اگه واقعا هدفتون رو مشخص کردید و به سئو به عنوان آینده کاریتون فکر می کنید اصلا از هزینه کردن برای شرکت تو دوره ها نترسید. هر چقدر هزینه کنید فهمیدن یک اشتباه یا پیدا کردن یه تکنیک یا یه مشاوره تو این حوزه میتونه چند برابر بازگشت سرمایه براتون داشته باشه.در مورد این دوره هم باید بگم اگه سطحتون بالاتر از متوسطه واقعا پیگیر ثبت نام دوره بعدی باشید و مطمئن باشید از شخص امیر قمصری خیلی بیشتر از هزینه ای که دادید میتونید خروجی بگیرید اگه یه مقدار سمج باشید! ولی اگه هنوز تکلیفتون با خودتون مشخص نیست بهتره بیشتر تحقیق کنید بیشتر لایو ببیند همایش ها و وبینارها رو شرکت کنید و یه بک گراندی بدست بیارید در ابتدا.پانوشتپانوشت 1: این درباره خودم بگم که خیلی هم تو سئو کم تجربه نبودم. کلمات خوبی رو بالا آوردم تا حالا و اگه قرار به رزومه سازی باشه اوستام و صدها کلید واژه از خیلی سخت تا آسون رو بالا آوردم تو سایت های مختلف! اما رو راست بعد این دوره فهمیدم که تقریبا تو سئو تازه کارم. این که آقای قمصری هیچ خساستی در گفتن نکته ها نداشتن و مثل بعضی اساتید دنبال نگه داشتن فن استاد نبودن، خیلی خوب بود. بستر پاسخگویی تلگرام توسط خودشون هم که دیگه نور علی نور بود. فقط کاش به جای چای زنجبیل، بیشتر گل گاو زبان بخورن!پانوشت 2: اونایی که فکر میکنن هزینه برای دوره دادن لاکچری بازیه و خودت برو یاد بگیر، خوش به حالشون که انقدر گیرایی بالایی دارن و انقدر وقت و عمر اضافه! انتخاب این تیتر هم فقط برای جذاب شدن عنوان بوده و گرنه بازده دوره خیلی بیشتر از مبلغ پرداختی برای من به شخصه بوده.پانوشت 3: کسانی هم که تازه میخوان وارد حوزه دیجیتال مارکتینگ بشن به جای هزینه کرد روی شرکت تو دوره ها بهتر چند وقتی برن کارآموزی و کارمندی. اصول که براشون جا افتاد تازه برن دنبال پیشرفت شخصی و چند سال بعد بیزینس شخصی. فریب شعارهای کارآفرینی و لعنت به کارمندی رو نخورید که تهش جز 99.99 درصد شکست و هیچی نشدن تو دیجیتال مارکتینگ نیست!</description>
                <category>سجاد یوسفی</category>
                <author>سجاد یوسفی</author>
                <pubDate>Sun, 20 Sep 2020 01:24:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه به رتبه 500 الکسا رسیدیم؟!</title>
                <link>https://virgool.io/technosun/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D9%87-500-%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%B3%D8%A7-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%85-wfkdvkjruqx7</link>
                <description>کسب رتبه الکسا ۵۰۰ ایران بهونه ای شد برای مرور خاطراتمون از روزهای سخت ابتدایی کار برای سایت تکنوسان. مراحلی رو که گذروندیم تا به اینجا برسیم و چه برنامه ها و روزهای سخت تری را پیش رو داریم.شاید قبل از شروع داستان بهتر باشه تا توضیحی درباره رتبه الکسا بدیم و با سختی کسب رتبه ۵۰۰ الکسا بیشتر آشنا بشیم.رتبه بندی الکساالکسا یکی از زیر مجموعه های شرکت معروف آمازونه و کار اصلیش رتبه بندی سایت های سراسر دنیا بر اساس فاکتورهایی مثل مقدار ورودی سایت، تعداد کاربر فعال، زمان ماندن در سایت کاربران، تعداد صفحات باز شده سایت و … برای ایحاد شاخص هایی برای مقایسه کلی کیفیت سایت های جهانه.هر چی که رتبه پایین تری داشته باشی یعنی سایت بهتری هستی. دو تا رتبه هم داره یک رتبه جهانی (یعنی بین کل کاربران اینترنت دنیا) و یه رتبه کشوری (بین کاربران اینترنت یک کشور خاص). حالا سر این که رتبه الکسا تا چه حدی با واقعیت تطابق داره بحث هایی بین متخصصین سئو و دیجیتال مارکتینگ وجود داره اما همه تقریبا متفق القول هستند که سایت های که رتبه خوبی به صورت مداوم (نه به صورت جهشی) تو الکسا دارن یعنی سایت های بهتری نسبت به رقبا هستند.رتبه فعلی الکسای سایت تکنوسان (در زمان نوشتن مقاله) در ایران ۴۷۴ و در دنیا ۱۶۲۶۵ هست. سختی کار وقتی بیشتر مشخص میشه که بدونید تکنوسان نه بخش بلاگ قوی داره نه تا حالا رپورتاژ خبری و تبلیغات خاصی داشته و کلا سایت های فروشگاهی در مقایسه با سایت های خبری و سرگرمی رتبه های بالاتری دارند و کارشون برای کسب رتبه بهتر، دشوارتره. (برای بررسی سختی کار یه سری مولفه های دیگه هم وجود داره که از حوصله بحث خارج میشه و متخصصین میتونن بررسی دقیق تری داشته باشند)اما قراره مروری داشته باشیم از شکل گیری سایت تکنوسانراه اندازی سایتزمانی که ایده مرکز پخش لوازم جانبی مطرح شد، خوب ایده جدیدی نبود حتی وجود سایت برای سفارش دهی عمده هم ایده خیلی تازه ای نبود. اما وقتی تصمیم میگیری تا کیفیتی ارائه بدی که رقبا نتونن بهت نزدیک بشن،  داستان یه مقدار سخت تر میشه. با این تفکر که قراره بهترین سایت خرید عمده لوازم جانبی ایران رو راه اندازی کنیم به دنبال انتخاب CMS مناسب رفتیم. با چند تا شرکت نرم افزاری که صحبت کردیم برای پیاده سازی یا توانایی پیاده سازی ایده های ما رو نداشتن یا زمان و هزینه زیادی رو طلب می کردن. نتیجه این شد که رسیدیم به استفاده از وردپرس که سیستم مدیریت محتوای محبوب جهانیه و میتونیم هر جایی که لازم داریم رو شخصی سازی کنیم. برای استفاده از وردپرس نظرات مخالف زیاد بود اما فاکتور زمان باعث شد که با وردپرس استارت بزنیم. (خیلی از استارتاپ به خاطر کمال گرایی استارت کار رو به تعویق میندازن و کلی از سرمایه صرف نوشتن سایتی میکنن که میشه با وردپرس هم بالاش آورد و کاملش کرد به مرور!)سایت با وردپرس بالا اومد. یه قالب 40 هزار تومنی هم براش انتخاب کردیم و شروع کردیم به ورود محصولات به سایت.ورود محصولاتوارد کردن محصولات به اون سادگی که فکر میکردیم نبود. اطلاعات متناقض محصول تو سایت ها اولین مشکلمون بود و باعث می شد نتونیم به اطلاعات اینترنت اعتماد کنیم (الان شرایط خیلی بهتر شده اما اون زمان واقعا محتواها قابل اتکا نبودند). تعداد زیاد محصولات در ابتدا و وجود اطلاعات ناقص باعث شد که بیشتر محصولات با حداقل توضیحات و در بعضی موارد فقط با عنوان محصول، رو سایت بره. داشتیم کج دار و مریض کار رو جلو می بردیم تا با یه مشکل جدید مواجه شدیم. عکس خیلی از محصولاتی که میخواستیم وارد سایت کنیم تو اینترنت موجود نبود! و اینجا بود که مجبور شدیم برای محصولات شروع به عکاسی کنیم.عکاسی محصولاتاولین عکس هایی که انداختیم از یه سری موس تولید ایران بود که دو تا از بچه ها چراغ گوشی رو روشن کردن و نگه داشتن و موس رو گذاشتیم روی میز و یه کاغذ A4 هم زیرش و با دوربین گوشی عکاسی کردیم (البته دوربین های موبایل مثل الان کیفیت خاصی نداشتن شما قدرت دوربین j7 2016 رو تصور کن). چند تا عکس محصول اینجوری انداختیم. با این که همین عکس ها در سایت استفاده شدن اما دیدیم خروجی اونی که باید نیست و دنبال راهکارهای خلاقانه ای مثل استفاده از نور چراغ مطالعه و سافت کردن نور با دستمال کاغذی رفتیم.  به مرور خیمه نور و نورهای جانبی و دوربین کنون ۱۲۰۰ شخصی یکی از بچه ها هم به کمکمون اومد و مشکل عکاسی تا حد زیادی حل شد.حالا محصول ها با کیفیت بهتری رو سایت میرفتن و کاربران بیشتری رو سایت خرید می کردند اما با یه مشکل جدید مواجه شدیم. تو تایم هایی که تعداد کاربران زیاد می شد دیگه سرور سایت جواب نمی داد.سرور سایتبا شرکت های مختلفی جلو رفتیم از سرور تقریبا رایگان شروع کرده بودیم و هر چی جلوتر میرفتیم منابع بیشتری برای سرور میخواستیم. به جایی رسیده بودیم که حتی آخرین پلن های سرور مجازی هم برای ما پاسخگو نبود. از مشکلات تیکتینگ و واقعی نبودن منابع اعلام شده که نگم براتون. پس ما رفتیم سمت سرور اختصاصی.بهینه ساری وردپرستو این مدت هر قابلیتی که لازم داشتیم از پلاگین ها استفاده می کردیم. محصولات هم که روز به روز بیشتر می شد. وردپرس هم اساسا برای یه سایت فروشگاهی با تعداد محصول بالا، بهینه نبود. پلاگین های زیاد و دیتابیس سنگین باعث کندی سایت شده بود. پس شروع کردیم به پاک کردن دیتاهای اضافی و بهینه سازی ساختار وردپرس. تو این بین قالب رو چند باری عوض کردیم که مشکلات خاص خودش رو داشت. هر پلاگینی رو هم که آپدیت می کردیم چون وردپرس رو شخصی سازی کرده بودیم، بیشتر مواقع با مشکلات عدم سازگاری دست و پنجه نرم می کردیم.همه چی قابل قبول بود (عالی نه اما بد هم نبود). محصولات با توضیحات و عکس های بهتری رو سایت قرار میگرفت. سرعت سایت بهتر شده بود و کم کم همکاران که خرید عمده انجام میدادند، داشتند عادت می کردن که از تو سایت سفارش ثبت کنند.تبدیل شدن به بزرگترین سایت خرید عمدهچند تا سایت رقیب وجود داشتن که بعضا از ما قدیمی تر بودن اما خوب هر چی جلوتر میرفتیم ما بهشون نزدیک می شدیم. تیم ما کامل تر شده بود و تجربه نفرات هم بالاتر رفته بود. با حمایت و هزینه کردن مدیریت مجموعه و تلاش بچه ها، کلاس بالاتری از کیفیت خدمات رو میتونستیم بین سایت های خرید عمده به همکاران ارائه کنیم (حداقل در قسمت سایت). این رقابت البته باعث بهتر شدن رقیب هامون هم شده بود. با این که بازم کار خاصی برای سئو نمی کردیم تو بیشتر کلید واژه های عمده بالا بودیم و کم کم تبدیل شده بودیم به بهترین سایت خرید عمده لوازم جانبی موبایل و کامپیوتر ایران.داشتیم رتبه اول خودمون رو با اضافه کردن تنوع بیشتر کالایی و کیفیت بالاتر سایت تثبیت می کردیم که وارد چالش و ماجراجویی جدیدی شدیم: راه اندازی فروش به مشتریان غیر همکار.راه اندازی بخش تک فروشیوقتی بزرگ تر شدیم تماس های شرکت ها برای مخفی کردن قیمت همکاری و عمده شروع شد. چندین بار برای ارزان فروشی توبیخ شدیم و بعضی شرکت ها به تکنوسان دیگه کالا نمی دادن. مجبور بودیم قیمت رو مخفی کنیم. یعنی فقط با ورود به حساب تایید شده، می شد قیمت رو دید و در غیر اینصورت جای قیمت یک متن ” مشاهده قیمت مخصوص همکار” میومد. سایتمون تو خیلی از کلمه ها بالا اومده بود تو گوگل، اما وقتی مشتری عادی وارد سایت می شد با دیدن این متن یا سایت رو می بست و یه سیگنال نرخ پرش بد به گوگل می داد یا شروع می کرد به زنگ زدن برای پرسیدن قیمت. از یه طرف هم حالا بعد از تثبیت شدن به عنوان بزرگترین سایت خرید عمده نیاز به چالش جدیدی برای پیشرفت مجموعه داشتیم.اضافه شدن قیمت تک فروشی به سایت باعث می شد که دیگه مشکل تحریم شرکت های تامین کننده برای قیمت پایین ما از بین بره، بتونیم تنوع کالایی ایجاد کنیم و کالاهای با کیفیت تری رو به سبد کالایی تکنوسان اضافه کنیم با گردشی که ایجاد می شد. بخشی از هزینه بهینه سازی های بیشتر برای سایت و امکانات هم با این کار تامین می شد.تک فروشی سختی های خاص خودش رو داشت. اولین مشکل شاید بخش تولید محتوا بود. همکار کالا رو می شناخت و یه عکس نه چندان با کیفیت پک هم شاید برای خرید کفایت می کرد اما مشتری عادی نیاز به عکس های بیشتری داشت، توضیحات باید نوشته می شد و بهش حق انتخاب رنگ رو میدادیم (بر خلاف همکار که به صورت جور کالا به فروش می رسید)تو بخش ارسال و بسته بندی هم چالش های جدیدی به وجود اومده بود. اما در کل اضافه شدن بخش تک فروشی خیرش به بخش عمده هم تو خیلی از کالاها رسید. مثل بروز بودن و اضافه شدن تنوع کالا، قابلیت انتخاب رنگ و طرح تو بیشتر محصولات، بهبود مدیریت موجودی انبار و سایت و … .گسترش بازارشاید هنوز هم اونقدری که باید محتوای خوب نمی نویسیم. روی سئو هنوز کار خاصی نمی کنیم. شاید دلیلش اینه که تو شرایط فعلی بازار، مخصوصا تو عمده فروشی، مشتری فقط میخواد کالا بخره چون بازار حق انتخابی براش نزاشته. اما داریم کم کم هم تو افکار هم تو کیفیت خروجی پیشرفت میکنیم. شروع کردیم به ساخت ویدئو. مقاله های کاربردی می نویسیم و روی قدرت اینستاگرام حساب کردیم. هنوز دنبال پیشرفت با کاتالیزورها نیستیم و میخوایم متوازن و تو همه بخش ها رشد کنیم. اما برای موندن تو رقابت باید سرعت پیشرفت رو بالا برد!برگزاری جشن رتبه الکسا ۵۰۰ما معتقدیم یکی از پایه های پیشرفت و موقعیت فعلی تکنوسان، زحمات و از خود گذشتگی نیروی انسانی مجموعه ما بوده و باعث شده با هزینه بعضا خیلی کمتر از رقبا نتیجه بهتری داشته باشیم. برای اینکه از زحمت بچه های تکنوسان تقدیر کوچکی بکنیم و یادبود و خاطره کوچکی داشته باشیم، کیک گرفتیم و مراسم کوچکی برگزار کردیم. هر چند که عکس های که در ادامه می بینید مربوط به سال گذشته است و هر بار که تصمیم به انتشارش گرفتیم یه اتفاق غیر منتظره و ناخوشایند باعث شد تا به تعویق بیفته.</description>
                <category>سجاد یوسفی</category>
                <author>سجاد یوسفی</author>
                <pubDate>Fri, 29 May 2020 11:32:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آقا من کرونا ندارم!</title>
                <link>https://virgool.io/@Yousefieee/%D8%A2%D9%82%D8%A7-%D9%85%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-bdrtrs3rzrpd</link>
                <description>تو پست قبلی خاطرات یک بیمار مشکوک به کرونا درباره این گفتم که تنگی نفس مداوم باعث شده بود که من مشکوک به کرونا تشخیص داده بشم و تا زمانی که نتیجه آزمایش بیاد خونه نشین بودم.جواب سی تی اسکن خیالمو راحت کرده بود تا زمانی که داشتم میومدم بیرون و دکتر گفت البته یه لکه هم تو عکس هست که ان شا الله چیزی نیست! فقط تو خونه حتما ماسک جراحی بزن و دو متر فاصله داشته باش با بقیه!تا خونه پیاده اومدم. فکر می کردم که چیکار باید بکنم. خانومم بواسطه بچه کوچک نگران بود نکنه بهش انتقال بدم. چی باید بهش میگفتم. پدر و مادرم هم که تمام شرایط ضعف در مقابل بیماری رو داشتن، خبری از شرایط من نداشتن و هی اصرار که چرا به ما سر نمیزنی. خلاصه تو ذهنم جمله بندی های چیز خاصی نیست و خوب میشی و اینا رو آماده می کردم تا برسم خونه. خلاصه نه میتونستم تمام واقعیت رو بگم نه میتونستم بگم همه چی خوبه.وقتی رفتم ماسک بخرم اول باید میرفتم داروخانه. اما داروخانه ها اون زمان ماسک معمولا نداشتن. از یکی از این مغازه های سلولزی پرسیدم، گفت ماسک دارم. اتفاقا از این خوباس که برای بیمارستانه. فقط پکش صد تایی و دونه ای 3 تومن! میشه کلا مصرف دو ماه. نخری و نیست و از این حرف ها. ماسکی که قرار بود 500 باشه و کمبودش باعث شد نرخ مصوبش بشه 1500 تا 2000، تازه اگه گیر میومد اون زمان. داروخانه ها به واسطه ها میفروختن اونا هم عمده 3000 و تو بسته بندی ده تایی 35000 میفروختن! صد رحمت به گرگ!(نخریدم و اومدم خونه و از همون ماسک های نمدی که داشتم استفاده کردم تا فرداش که داروخانه بسته 10 تایی رو داد 20000 تومان.) عکس صرفا آموزشی می باشد! از 4030 زنگ زدن منم همه چی رو توضیح دادم. گفت پس خدا رو شکر چیزی نیست. منم فشار قفسه سینه ام کم شده بود و سرفه هام زیاد شده بود. خلط هم که داشتم خصوصا زمانی که میخواستم بخوام نیم ساعت شدید سرفه میکردم. فکر کنم همسایه کناریمون خوف کرد چون همیشه کفشش تو راهرو بود و بعد سرفه ها دیگه می برد تو خونه!واسه کار که مشکلی پیش نیومده بود. چون کلا انتشار محصولات و کار رو سئوی و رابط کاربری سایت حتی از خونه بهتر هم انجام می شد. فقط زمانی که شروع میکردم به ویس فرستادن برای بچه ها سرفه ها بیشتر می شد. من تازه میخواستم پادکست کار کنم که اینجوری شد. پنجشنبه آزمایش کرونا داده بودم. گفته بود 5 6 روز دیگه آماده میشه. منم چهارشنبه زنگ زدم گفت منفیه! گفتم یعنی کار دیگه ای نباید بکنم گفت نه و تمام. کرونا نداشتم اما خوب احتمالا سرماخوردگی ویروسی بود.پنجشنبه هم از خونه کار کردم و از شنبه رفتم سرکار. الان یه هفته ای هست که سرکار میرم. از ترس مترو هنوز با اسنپ میرم  (گواهینامه ندارم هنوز!) . هنوز سرفه و خلط سرجاشه. هنوز نمی تونم 5 دقیقه مداوم بدون سرفه صحبت کنم و هنوز ماسکمو سر کار بر نمیدارم اما به قول دکتره:هر چی که هست، ان شا الله کرونا نیست!پانوشت 1: به جز پول سی تی اسکن (که احتیاطی بود و خودم خواستم) و 10 تومن پول دارو (که نمیدونم چرا استامینوفن یکیش بود؟) بقیه چیزها مثل ویزیت و تست کرونا برای بیمار رایگانه.پانوشت 2: سر کار ما چند نفری که خیلی رعایت میکنیم همین بیماری مشکوک رو گرفتیم و خوب هم نمی شیم. همه هم آزمایش کروناشون منفی بوده. اونایی هم که خیلی رعایت نمی کنن و با مترو و اتوبوس میرن و میان سالم و سلامتن!پانوشت 3: تو دوره مریضی هر چی هوس میکردم میخوردم. از کیک یخچالی قنادی و سیب زمین سرخ کرده و پیتزا گرفته تا همه اون چیزایی که میگفتن برات خوب نیست. فقط مونده کوبیده که هنوز جرات نکردم (شاید دلیل خوب نشدن من هم همین عدم پرهیز باشه)</description>
                <category>سجاد یوسفی</category>
                <author>سجاد یوسفی</author>
                <pubDate>Thu, 21 May 2020 19:34:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاطرات یک بیمار مشکوک به کرونا!</title>
                <link>https://virgool.io/@Yousefieee/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%88%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-lothks2iprod</link>
                <description>همه چی از یه پرخوری افطار شروع شد. انقدری حلیم و آش خورده بودم که تا چند ساعت نفسم بالا نمیومد. خوردن همه نوع جوشانده هم فقط یه مقدار تنگی نفسم رو بهتر کرد. انگار یه وزنه 10 کیلویی گذاشته بودن رو قفسه سینه من. اما وقتی تو دو روز بعد هم تنگی نفس داشتم دیگه احتمال این که فقط عامل تنگی نفسم پرخوری باشه داشت کمتر می شد. سرفه هم که اضافه شد یه مقداری نگران شدم.طبق آموزش های فضای مجازی می دونستم یکی از علایم اصلی کرونا، تنگی نفسه. پس منم رفتم تست آنلاین دادم. نتیجه اش شد که مشکوکی و بیشتر مراقب باش اما لزومی نداره به درمانگاه مراجعه کنی. تنگی نفسم کمتر شده بود مثل اینکه وزنه رو قفسه سینه ام شده بود 8 کیلو، اما سرفه هام بیشتر شده بود. از 4030 هم زنگ زدن چهار تا سوال پرسیدن و گفتن ان شاء الله که چیز خاصی نیست اما بیشتر مراقبت کن. سرفه هام خشک شده بود و واقعا دیگه داشت اذیت می کرد. دوباره که تست آنلاین دادم این بار گفت که بهتره به درمانگاه مراجعه کنی. چند ساعت بعدش از 4030 هم زنگ زدن و گفتن این که تنگی نفست چند روزه تداوم داره بهتره خونه بمونی و بری هر چه زودتر آزمایش بدی.اوایل اپیدمی کرونا تا جایی که می شد دورکاری میکردیم اما تو اردیبهشت یک روز در میون میومدیم سرکار. البته من از ترس مترو، هر روز با اسنپ میرفتم و میومدم. ژل ضدعفونی تو جیبم. تو مسیر هم ماسک میزدم (البته از این ماسک دوختنیا). خلاصه هم رعایت می کردم هم صد در صدی نبود. به مسئولمون که گفتم از 4030 زنگ زدن یه متری رفت عقب و گفت تو که میتونی از خونه کار کنی، برو خونه.البته من فقط سرفه و تنگی نفس داشتم!فرداش رفتم آزمایش دادم. یه درمانگاه تو محلمون شده بود پایلوت و تست و معاینه اونجا انجام می شد. رفتم تو درمانگاه هیچ کسی نبود به جز سه تا دکتر. گفتن تا دکتر لباس مخصوص بپوشه صبر کن. هر چی در و دیوار نگاه کردم چهار تا اطلاعات به درد بخور درباره کرونا پیدا کنم چیزی ندیدم. خانمه اسم و کد ملی ام رو پرسید و فرستاد پیش دکتر برای معاینه. دکتره یه دستکش کلا دستش بود و یه ماسک جراحی رو صورتش. معاینه که کرد گفت چیزی نیست فقط محض اطمینان تو خونه دو متری از بقیه فاصله بگیر، ماسک رو از صورتت بردار، دارو ها رو هم بخور، الان ازت یه آزمایش مخاط هم میگیرن، یه سی تی اسکن هم برات مینویسم و برو انجام بده! تعریفمون از چیزی نیست یه مقداری متفاوت بود!معاینه اش که تموم شد تو دفترچه دارو و آزمایش رو نوشت و گفت بشین بیرون ازت آزمایش بگیرن. دیدم یه خانومه با تجهیزات کامل روپوش و شیلد و دو لایه ماسک اومد. گفت روبرو رو نگاه کن و با یه چیزی شبیه گوش پاک کن البته بزرگتر ازم آزمایش مخاط گرفت و گفت 5 6 روز دیگه جوابش میاد. اگه کسی قرار بود این همه مجهز باشه دکتر بود که معاینه می کرد این خانوکه که تماس خاصی نداشت با ما. البته کار خانومه درست بود و دکتره خیلی از خودش مراقبت نمیکرد گویا.دکتر کارت یه آزمایشگاه رو تو هفت حوض داد گفت برو اینجا و امروز حتما سی تی اسکن بگیر. داشتم اسنپ می گرفتم که گفت انقدر دنبال قیمت نباش این کارش خوبه و امروز جواب میده. گفتم دارم اسنپ میگیرم. گفت آها و رفت. جدا از این برخورد، کلا روحیه تیم درمانگاه خیلی تعریفی نبود و حوصله نداشتن چیزی رو توضیح بدن حتی وقتی هیچ مراجعه کننده دیگه ای هم نبود که سرشون شلوغ باشه. البته هم اونا حق دارن چون شرایط کاریشون خیلی پر استرسه هم اون مریضی که هیچ آموزش قبلی برای این شرایط ندیده و منتظره ببینه کرونا گرفته؟ معلوم نیس چند نفر از خانواده اش رو خودش آلوده کرده؟ یا ممکنه که ... .رفتم آزمایشگاه. خیلی شلوغ بود. همه هم خیلی دوستانه بغل هم نشسته بودن! گفت برای 10 شب وقت داریم، خوبه؟ گفتم اوکی و اومدم بیرون. تو مسیر با اسنپ همش سعی میکردم سرفه نکنم. اما نمی شد و یه سرفه خشک همانا و خوف کردن راننده همان. هر چند که ماسک و وسایل استریل داشتم اما خوب ترسناک بود برای اون بنده خداها!شب آزمایش دادم. شد 230 تومن هزینش که 50 تومنش رو بیمه تامین اجتماعی داد و 180 رو خودم. نتیجه رو دادن یه ربع بعد. مستقیم رفتم همون درمانگاه چون شبانه روزی بود. بازم هیچ کسی نبود. دکتر گفت واستا الان میام. یه ده دقیقه با گوشیش پیاماش رو خوند و دستکش دستش کرد و آزمایش ها رو دید. گفت خدا رو شکر چیزی نیست. به جز تو این عکس که چیزهایی خوبی نشون نمیده. کلا همش میگفتن چیزی نیست اما ... .کلا تو برزخ مونده بودم. تو خونه حتی زمان خواب هم ماسک میزدم. همش دستم رو میشستم. موقع خواب نیم ساعت سرفه های خیلی ترسناکی داشتم. تنگی نفس بهتر شده بود اما بود همچنان. چشم هام هم رگه های خون داشت که یکی از علایم جدید کرونا بود. هم خیلی از علایم رو نداشتم مثل تب و از دست دادن حس بویایی،  سردرد و ... هم یه سریاش رو داشتم. هیچ کاری از دستم برنمیومد جز انتظار. منتظر 5 6 روز  آینده که جواب قطعی آزمایش کرونا بیاد.</description>
                <category>سجاد یوسفی</category>
                <author>سجاد یوسفی</author>
                <pubDate>Fri, 15 May 2020 14:46:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیجی کالا و احتکار ماسک؟؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Yousefieee/%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D8%AD%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%B3%DA%A9-rv9rjsvsbmtp</link>
                <description>یه خبری چند روزه داره تو فضای مجازی خیلی روش بحث میشه و یه جورایی داره یه کسب و کار و برند ایرانی یعنی دیجی کالا رو نابود میکنه.کشف 5 میلیون ماسک احتکار شده از انبار دیجی کالا!!!اول از همه بزارین شهادتین رو بگم که بدونید قرار نیست چیزی رو ماستمالی کنم.من سجاد یوسفی، مدیر سایت تکنوسان که تو خیلی از محصولات و کلید واژه های یکی از اصلی ترین رقبای ما دیجیکالاس و کمپین نه به خرید و تحریم دیجی کالا باعث سوق پیدا کردن کاربرها به سایتهایی مثل ما میشه! پس شاید واقعی بودن خبر احتکار ماسک توسط دیجی کالا به نفع ما هم باشه!اما باید واقعیت رو گفت، هر چند به نفع رقیب باشه. احتکار ماسک توسط دیجی کالا فقط میتونه یه جک بی مزه باشه و لاغیر!خوب دلایل من چیه برای این ادعا:اگه یه مقداری از مقدار فروش دیجی تو روز خبر داشته باشین و بدونید که بازرس های همه ارگان ها جلوی انبارهاش چادر زدن تا یه آتو ازش بگیرن ، و اگه یه مقداری عقل برای صاحبان دیجی در نظر بگیرید مطمئن میشین هیچ آدم عاقلی سود و تراکنش به اون عظمتی که داره برای بر فرض مثال سود 5 میلیون ماسک اینجوری ریسک نمیکنه. چون سود ماسک در مقابل سود روزانه دیجی واقعا تو چشم نمیاد و دیجی خیلی بیشتر از این رو برای ساخت یه برند تو ذهن مردم داره هزینه میده پس نمیاد کل برنامه ریزی و هزینه هاشو رو ریسک کنه برای همچین موردی!اگه گزارش رو دیده باشید دو سه تا اتاق و چند تا کارتن باز نشون میدن و گفته میشه 5 میلیون ماسک احتکار شده تو انبارها. اما برگه گزارش تعزیرات فقط 34 هزار ماسک و 20 هزار دستکش رو ثبت کرده. وقتی فرداش دلیل این تناقض پرسیده میشه میگن اشتباه برداشت شده و 5 میلیون کل ماسک های کشف شده از کل کشوره تا حالا نه دیجی کالا!!!دیجی کالا بعد پخش گزارش بیانیه رسمی میده که 34 هزار ماسک بوده و برای همشون هم شماره سفارش داره که سفارش مشتریان دیجی بوده. و باز اگه کمی عقل برای صاحبان دیجی قائل باشیم میدونیم که این ادعا صد در صد راستی آزمایی میشه توسط تعزیرات و اگه دروغ باشه یه بار حقوقی سنگین داره براشون. پس الکی نمیان بیانیه رسمی بدن!حالا دو دسته آدم هر چقدر هم براشون دلیل بیاری رو راست بودن و مقصر نشون دادن دیجیکالا اصرار دارند. اول اونایی که به هر دلیلی از دیجی بدشون میاد که میتونن سلرهایی باشن که فکر میکنن دیجی داره پول زور ازشون میگیره یا مشتری های ناراضی قبلی دیجی. این دسته افراد دوست دارن هر خبر منفی ای از دیجی رو باور کنن و پخشش کنن که البته زیاد تو حجم خبر تاثیر گذار نیستندوم اون دسته از مسئولینی که دنبال یه سیبل میگردن که تقصیر بی عرضگی و مدیریت داغونشون تو تامین ماسک و مواد ضد عفونی رو بندازن گردن دیجیکالا یا هر کس دیگه ای به جز خودشون! تکنیک هم که مشخصه و جواب پس داده. دروغ بزرگ توسط رسانه ها و کانالها ، بعد خوابیدن موج اعلام کم اثر تکذیبیه و پرت کردن حواس افکار عمومی برای چند روز و راضی کردن دیجی کالا به سهم دهی!حالا باید از همون مسئولینی که فروش ماسک رو تو داروخانه ها ممنوع کردن، از بستر آماده دیجی کالا و امثالهم برای رسوندن ماسک به صورت شفاف به مصرف کننده نهایی با قیمت مصوب و با محدودیت (علی رغم اعلام آمادگی) استفاده میکنن و حالا دارن محاکمه میکنن برای فروش 34 هزار ماسک به مردم، بپرسیم از توزیع رایگان ماسک از شنبه چه خبر؟ چون چند تا شنبه گذشت و هنوز منتظریم!</description>
                <category>سجاد یوسفی</category>
                <author>سجاد یوسفی</author>
                <pubDate>Sun, 01 Mar 2020 15:53:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه استفاده از گوشی شیائومی می 9</title>
                <link>https://virgool.io/@Yousefieee/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D8%A6%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%85%DB%8C-9-rhitsw1dcih2</link>
                <description>من تو اردیبهشت امسال و بعد از کلی تحقیقات و زدن دل به دریا ، بالاخره از j7 دل بریدم و گوشی جدید خریدم. اون زمان دنبال یه گوشی خیلی قوی از نظر سخت افزاری و دوربین بودم که در نهایت بین نوت 8 و می 9 از شیائومی mi 9 خوشم اومد و 8 میلیون پول دادم پاش (که از شانس من تنها چیزی که قیمتش تو ایران افت کرد، گوشی من بود اونم 3 میلیون تو شش ماه!)دلایل خریدن mi 9همونطوری که میدونید هر گوشی یه سری نقاط قوت داره و یه سری نقاط ضعف و هیچ محصولی رو پیدا نمی کنید که تو همه مولفه های بهترین باشه. تو این بخش قراره نقاط قوتی رو بگیم که باعث میشه شما با دونستنش تصمیم به خرید شیاومی mi 9 بگیرید.قدرت سخت افزاریشاید اولین نکته ای که شما رو درباره شیائومی می ۹ شوکه می کنه قدرت سخت افزاری این گوشی باشه. رتبه بندی بنچمارک یا همون قدرت اجرای گرافیکی و برنامه های سنگین mi9 از خیلی از گوشی های پرچمدار مثل نوت ۹ و S10 پلاس سامسونگ یا هواوی P30 پرو بالاتره. البته این قدرت سخت افزاری و اجرا برنامه ها با توجه به رم ۶ گیگابایتی و یکی از قوی ترین سی پی یو های موبایلی یعنی Qualcomm SDM855 Snapdragon 855 قابل انتظاره. اگه بخوام بر اساس تجربه کار کردن بگم تقریبا مشکل هنگ کردن یا اجرای کند برنامه و بازی رو به ندرت باهش مواجه می شید.این گوشی از دو تا سیم کارت هم پشتیبانی می کنه که فاکتور مهمی تو خرید برای ما ایرانیها! البته امکان اضافه کردن مموری کارت رو نداره و باید با همون ظرفیت ۶۴ یا ۱۲۸ گیگابایتی حافظه داخلی گوشی سر کنید. هر چند که واقعا ۱۲۸ گیگابایت حافظه برای یه گوشی کاملا کافیه به نظر من!کیفیت دوربینمزیت مهم دیگه Xiaomi mi9 کیفیت بالای دوربین این گوشیه. با کمی سرچ تو یوتیوب و سایت های معتبر جهانی به کیفیت بالای دوربین می ۹ پی میبرید. امتیازهای که متخصصین معروف جهانی به دوربین می ۹ دادن باعث شده جز ده تا دوربین با کیفیت گوشی های موبایل (در زمان نوشتن مقاله) قرار بگیره. بالاتر از گوشی های پرچمداری مثل آیفون XS Max یا نوت ۸ و اندکی پایین تر از هواوی P30 Pro و نوت ۱۰٫در پشت گوشی با یه دوربین سه گانه که یه کیفیت فوق العاده رو بهتون میده مواجه میشید. کیفیت عکاسی ۴۸ مگاپیکسلی با عمق میدان ، امکان عکاسی Wide (بسیار کاربردی در هنگام گرفتن عکس های دسته جمعی) ، حالت پرتره عالی ، حالت ورزشی و … از قابلیت هایی که این گوشی در اختیارتون قرار میده. بخوام خودمونیش رو بگم از اون چیزی که هستید توی فیلم و عکس ها خوشگل تر می شید!تو فیلمبرداری هم این دوربین نه تنها کم نمیاره و کیفیتی بالاتر از Full HD و قابلیت اسلوموشن (صحنه آهسته با کیفیت) رو در اختیارتون قرار میده ، بلکه به عنوان یک ابزار کار برای کسایی که ویدئو تجاری میسازن، هم قابل استفادس.دوربین سلفی هم ۲۰ مگاپیکسله که اینستاگرام بازها رو خیلی خوشحال میکنه.برای اطلاعات بیشتر میتونید به صفحه بررسی گوشی می ۹ تو معتبرترین سایت بررسی گوشی یعنی GSMArena مراجعه کنید.صفحه نمایش و بدنهتو سخت افزار و دوربین واقعا می ۹ از خیلی پرچمدارهای گرون تر از خودش هم بالاتر بود. اما تو بقیه موارد برتری خیلی محسوسی دیگه وجود نداره. بدنه می ۹ از ترکیب فلز و شیشه تشکیل شده. صفحه نمایش ۶٫۴ اینچی AMOLED داره و ۸۵ درصد سطح صفحه رو نمایشگر تشکیل داده (یعنی نه کلی از صفحه رو کناره ها پوشش دادن نه خبری از تمام صفحه بودن نمایشگره). بخوام راحت بگم از صفحه کاملا راضی هستین اما باهش جلوی بقیه گوشی های پرچمدار و گرون آیفون و سامسونگ نمی تونید کلاس بزارید. حسگر اثر انگشت هم زیر صفحه نمایش قرار گرفته.باتری و شارژدهیمی ۹ باتری ۳۳۰۰ میلی آمپری داره نه بالاترین ظرفیته نه شما رو لنگ میزاره. تقریبا یه روز کاری باتریش برای استفاده معمولی پاسخگوئه و نیازی به همراه داشتن پاور بانک ندارید. اما امتیاز اصلی این گوشی اینه که از قابلیت فست شارژ Qualcomm 4 با توان ۲۷ وات بهره میبره یعنی اگه شارژر اصلی و خوب استفاده کنید تو نیم ساعت بالای ۶۰ ۷۰ درصد گوشیتون شارژ میشه. اگه اهل شارژ وایرلس هم هستید از شارژ وایرلس ۲۰ واتی هم پشتیبانی می کنه.قیمت ۵ میلیونی!!!شاید تا الان به گوشی علاقه مند شده باشید اما در مقایسه با پرچمدارهای برندهای دیگه ، تصمیم گیری براتون سخت شده باشه. فقط کافیه بدونید که ارزون ترین پرچمدار برندی مثل سامسونگ که نوت ۹ یا A80 باشه حداقل بالای هشت میلیون تومان قیمت داره با امکانات سخت افزاری و دوربین به مراتب ضعیف تر. قیمت می ۹ در زمان نوشتن مقاله (مهر ۹۸) تنها حدود ۵ میلیون تومانه که با توجه به امکاناتی که داره یه قیمت خیلی به صرفس. این ارزونی دو تا دلیل داره:به صورت کلی شیائومی به عرضه گوشی های با کیفیت بالا و قیمت پایین تو جهان شناخته میشه. دلیل ارزونی هم تمرکز روی حداقل سود و سرمایه گذاری هزینه تبلیغات روی کاهش قیمت تمام شده شرکت شیائومیه.مورد دوم اینه که گوشی اسفند ۹۷ به بازار عرضه شده و تو اردیبهشت تا قیمت ۹ میلیون هم به فروش میرسید تو ایران. اما با اومدن مدل های جدید ، حباب قیمتیش شکسته شد و به قیمت جهانی ۳۲۰ تا ۳۸۰ دلاریش نزدیک تر شده. (بر خلاف گوشی های سامسونگ و آیفون که اختلاف قیمت تبدیل دلاری و ریالیشون معمولا بالاست)دلایل نخریدن می ۹تا اینجا هر چی گفتیم از خوبی های mi 9 شیائومی بود اما خوب این گوشی خیلی هم بی عیب نیست. تو ادامه دلایلی رو میگیم که شاید به دنبال یه گوشی دیگه بگردید بد نباشه!گارانتی و پشتیبانیاولین و مهم ترین مشکل کلی گوشی های شیائومی وجود نداشتن رسمی گارانتی و خدمات پس از فروش شیائومی در ایرانه. تقریبا همه شرکت های وارد کننده خودشون رو نماینده اصلی میدونن اما وقتی خدای نکرده یه مشکلی برای گوشی های شیائومی پیش بیاد باید خیلی تو بازار بچرخی تا بتونی تعمیرش کنی. شرایط قطعات و خدمات پس از فروش تو این چند ساله به دلیل فروش بالای گوشی های شیائومی تو ایران خیلی بهتر شده اما تا رسیدن به سطح سامسونگ یا حتی هواوی هنوز خیلی راه داره. البته اگه تجربه اینکه گوشی خرابتون رو بردید نمایندگی و با “این مشکل شامل گارانتی نمیشه” مواجه شدید این پاراگراف عامل مهمی برای تصمیم گیری شما نمیتونه باشه!عدم پشتیبانی از مموری کارتمی ۹ از کارت حافظه پشتیبانی نمی کنه و اگه حافظه داخلی ۶۴ یا ۱۲۸ گیگابایتی براتون کافی نیست باید یه فلش یا کابل برای خالی کردن حافظه گوشی تو بازه های مختلف همراهتون باشه.نداشتن جک هدفوناین گوشی هم مثل خیلی از گوشی های جدید پورت ۳٫۵ میلی متری هدفون رو حذف کرده و باید برای استفاده از هندزفری سیم دار از تبدیل تایپ سی هدفونی که تو پک گوشی هست استفاده کنید یا هندزفری بلوتوث تهیه کنید. نمی دونم واقعا مشکل شرکت های بزرگ با این پورت دوست داشتنی هدفون چیه که همه کمر به حذفش بستند!باتری 3300 میلی آمپری هم اگه 4000 میشد دیگه گیمرها غمی نداشتن!البته یه سری وجود دوربین جلو تو صفحه نمایش رو جز معایب میدونن اما خود من به شخصه به کشویی بودن دوربین سلفی ترجیحش میدم.لوازم جانبی می ۹مورد آخری که برای خیلی از افراد مهمه، امکان تهیه قاب و گلس مخصوص گوشی می ۹ شیائومیه. قاعدتا انتظار تنوع قاب و لوازم جانبی مثل آیفون و سامسونگ رو نباید داشته باشید اما گلس و قاب گوشی مخصوص می ۹ با کمی گشتن یا مراجعه به لینک زیر قابل خریداریه و مشکلی وجود نداره.خرید لوازم جانبی گوشی شیائومی mi 9پانوشت ۱: متن نوشته شده با کمی تعصب و طرفداری نسبت به شیائومی و می ۹ نوشته شده است!پانوشت ۲: تو نظرات اگه گوشی بهتری تو رنج ۵ میلیون می شناسید رو معرفی کنید و دلایلتون رو برای این انتخاب بگید.این مقاله بررسی اولین بار در تکنوسان منتشر شده است.</description>
                <category>سجاد یوسفی</category>
                <author>سجاد یوسفی</author>
                <pubDate>Sun, 20 Oct 2019 17:06:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا ما همیشه طلبکاریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Yousefieee/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%A7-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%B7%D9%84%D8%A8%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-roryduc0tt4n</link>
                <description>هر روز که سرکار میرم تو مسیرم یه مغازه میز و مبلمان اداری هست که یه آقای حدود 50 سال جلو درش میشینه. بلا استثنا هر وقت من ایشون رو دیدم جلوی در نشسته  و هیچ کاری نمی کنه تا مثلا هفته ای یکبار که فروش داشته باشند و یه تکونی بخوره. یعنی 10 ساعت نشسته یه جا نه کتابی میخونه نه کش و قوسی به خودش میده و حتی اگه چیزی هم میخوره آشغالش رو به جای این که بندازه تو سطل آشغال 10 متر اون طرف تر میندازه تو باغچه دو متر اونورتر که دید نداره که نکنه این 8 متر جابجایی باعث خستگیش بشه! هر دفعه که از اونجا رد میشم به خودم میگم بزار ازش بپرسم خسته نمیشی از این همه بطالت؟مورد بعدی که هممون باهش مواجه شدیم ، راننده های تاکسی خطیه. به جز تایم هایی که پیک مسافره تقریبا میتونم بگم نصف تایم روز بیشتر راننده های خطی تاکسی کاملا به بطالت میگذره. نمی گم تو تایم کم مسافر خطشون، زبونم لال برن اسنپ و تپسی کار کنن تا بیشتر پول در بیارن. اما خدایی 4 ساعت در روز خیابان رو نگاه کردن یا صحبت کردن خستشون نمی کنه؟ یا نمی تونن تو این تایم کاپوت رو بدن بالا و از بعضی همکاراشون یاد بگیرن که چجوری ماشین رو میشه سرویس و تعمیر کرد که انقدر از هزینه های بالای تعمیر و قطعات برای مسافرها روضه نخونن. یا یه دستمالی بکشن به ماشینشون حداقل! از مغازه دارها ، کارمندا و ... هم که نگم.حالا با همه این موارد اگه بشه کنار اومد، چیزی که منو خیلی داره اذیت می کنه تو محیط کاری خودمونه. از پیشرفت نکردن بچه ها. از این که طرف داره روزی ان تا عکس ادیت می کنه یا متن می نویسه یا تو حسابداریه یه سرچ کوچیک نمی کنه یا از کسی نمی پرسه که ببینه یک راه سریعتر یا راحت تر هم هست یا نه. فقط دوست داره تایم رو پر کنه و بره خونه. اگه چیزی رو بهش یاد میدی و میبینه بهتره اما چون تغییر سختشه باز همون کار قبلی سخت تره رو انجام میده. پیشرفت کردن و کاهش اشتباهات بمونه برای کسایی که اهلشن اصلا، طرف هی میگه سرم درد گرفته چشمم میسوزه بعد چک کردن و دو دقیقه تنظیم نور مانیتور و گذاشتن یه کارتون زیر مانیتور میگه خیلی بهتر شد، ممنون!یعنی 3 4 ماه چشمش رو اذیت کرده ، سر درد گرفته و 2 دقیقه تایم برای بهتر کردن شرایط کاریش انجام نداده! استفاده نکردن از پد موس، جمع و جور نکردن کابل ها روی میز و ... چیزهایی که سرکار میبینی و با خودت میگی یعنی منتظرن یک نفر بیاد و براشون این کارها رو انجام بده و خودشون نمی تونن!؟تا اینجا ایستا بودن افراد و عدم پیشرفتشون درسته رو مخته و اذیتت میکنه اما باز برای خودت توجیه میاری که طرف دوست داره اینجوری زندگی کنه به من و تو چه؟ اما امان از روزی که باهاشون همکلام میشی و شروع میکنن به غرغر کردن و طلبکار شدنچرا حقوق منو زیاد نمی کنن؟ صبح تا شب دارم جون می کنم آخر سرم چیزی برام نمی مونه. اینجا قدر منو نمی دونن و ... . چرا پارتی بازی میکنن و به فلانی بیشتر میدن؟یکی نیست بگه تو چه کاری کردی برای پیشرفت خودت؟ چه هدفی از سرکار اومدن داری به جز صحبت با همکار  بغلی و خوردن نون ، پنیر، خیار و گوجه؟ نتیجه کارهات مگه غیر از اینه که یه نفر باید بشینه سوتی هاتو در بیاره؟ مگه پیشرفت همون فلانی رو ندیدی که چقدر کارها رو داره جلو میبره؟ میگی مگه سرکار جای چک کردن اینستاگرام و تلگرامه؟ جیغ بنفششون میره هوا که همینم چک نکنم؟ مگه برده آوردن؟باشه قبول. همه دارن حقتو میخورن. تبعیض هست. دزدی هست. تو کارهایی که باید انجام بدی ، کم نزار. قبول کن سهم خودت رو هم تو عدم پیشرفتت.یه دوستی داشتیم اپلای کرده بود رفته بود خارج. بعد چند وقت باهش صحبت می کردیم که وضع چجوریه اونجا. راضی بود اما یه نکته ای گفت که تقریبا باعث شد تو تصمیمم برای دنبال اپلای نرفتن مصرتر بشم و اونم این بود: اگه من نصفه تلاشی رو که دارم اینجا میکنم تو ایران میکردم وضعم از اینجا خیلی بهتر بود. تو ایران خیلیا حاضر نیستن از خوابشون بزنن یا روی درس و پیشرفت وقت بزارن اما تا پاشون میرسه اینور واسه این که خودشون رو ثابت کنن و مجبور نشن برگردن چند برابر درس میخونن. حاضرن تو رستوران کار کنن. از خوراکشون بزنن تا پیشرفت کنن اما دریغ از نصف همین تلاش تو ایران و فقط یاد گرفتیم اینو بگیم: ایران جای موندن نیست!پانوشت: من یه مدتی مغازه دار بودم. یه بنده خدای افغانی بود جلوی مغازه ما بساط میکرد و سبزی پاک کرده میفروخت. اون زمان که حقوق وزارت کار 900 هزار تومن بود این دوستمون روزی 300 هزار تومن سود میکرد. یعنی با تعطیلات و باج سبیل و همه اینا 5 6 میلیون کاسب بود حداقل. خودش و داداشاش اینا همه تو این کار بودن. میگفت شما تنبلید و منتظرید یه نفر بیاد یه کار پشت میز با حقوق بالا بهتون پیشنهاد بده و خودتون  حاضر نیستید سختی بکشید. راستم میگفت بعد از این که بارش رو بست و از ایران رفت بازم نه من و نه هیچ کدوم از دوستام حاضر نبودیم صبح تا شب واستیم تو کوچه سبزی بفروشیم تو کشور خودمون اما گارسونی توی آمریکا و اروپا خیلی هم نایسه!</description>
                <category>سجاد یوسفی</category>
                <author>سجاد یوسفی</author>
                <pubDate>Fri, 04 Oct 2019 08:38:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راه اندازی یک فروشگاه اینترنتی لوازم جانبی</title>
                <link>https://virgool.io/technosun/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%B2%D9%85-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%DB%8C-qxyejehhcqpu</link>
                <description>داستان تکنوسانهمه چیز از یک نیاز شروع شد. نیاز به خرید بازه متنوعی از کالا که وقت و انرژی زیادی رو از همه می گرفت. اگه مغازه دار بودی باید یا مغازه رو تعطیل می کردی و یا می سپردی دست شاگرد و خودت راه میوفتادی دنبال خرید کالا از این پاساژ به اون پاساژ. از این مغازه به اون مغازه.  مشکلات ارسال بار و جور نبودن اجناس و بالا زدن قیمت ها تو فاکتور که جای خود! (وقتی میرسیدی مغازه تازه میفهمیدی تو هر فاکتور چند تا محصول را خیلی برات بالا زده) تازه این برای کسایی بود که تهران یا شهرهای بزرگ زندگی می کردند و دسترسی به بازار براشون آسان تر بود. همینجا بود که جرقه ای توی ذهن ما شکل گرفت.چی می شد اگه یه سایتی بود که کل کالاهایی رو که یک مغازه دار نیاز داره کنار هم موجود داشته باشه و قبل از خرید قیمت همکاری رو بشه دید و با بقیه جاها مقایسه کرد؟!با یه کمی سرچ متوجه شدیم که مثله اینکه قبل از ما هم یه سری افراد این ایده به ذهنشون رسیده و سایت ها و کانال های فروش عمده و همکار لوازم جانبی رو راه اندازی کردن. اما با کمی چک کردن و تحلیل می تونستی ببینی که چه ضعف هایی دارند و چه بهبودهایی میشه داد. پس هدف مشخص شد:ساخت بهترین و بزرگترین سایت پخش عمده لوازم جانبی موبایل و کامپیوتر ایراناستارت کار زده شد. سایت که شروع به کار کرد ، نیش و کنایه های همکارها شروع شد. مگه کسی هم اینترنتی خرید می کنه. پولتون رو دور نریزید. بچه بازی که نیست. وردپرس که امنیت نداره و …اما هیچ کدوم از این نظرات منفی باعث نشد که دلسرد بشیم. تلاش کردیم و تلاش کردیم. تا ماه ها سودی که نداشت هیچ حتی سایت هزینه خودشو هم بازده نداشت. اما ما به مسیرمون ایمان داشتیم و بعد از کلی مشکلات ، کم کم داشتیم به اهدافمون می رسیدیم. مغازه دارهایی که از شهرهای مختلف تماس میگرفتن و نحوه آشنایی با مجموعه رو از طریق سایت اعلام می کردن. این فیدبک ها انرژی مثبتی بود تا بیشتر تلاش کنیم. انقدر تلاش کردیم که تونستیم بشیم بهترین سایت خرید عمده لوازم جانبی ایران. به این سطح هم قانع نبودیم. هر روز سعی می کردیم مشکلات رو پیدا کنیم و راهکارهایی برای بهبود پیاده کنیم. تنوع کالایی رو بالا ببریم و … . دیگه با نزدیکترین رقیبمون تو سایت های خرید عمده اختلاف قابل توجهی گرفته بودیم. اما بازم به سطح فعلی قانع نموندیم و شروع کردیم به یک ماجراجویی جدید.راه اندازی بخش فروش یوزرتا قبل از این تمام تمرکز ما فقط فروش همکاری و عمده بود. اما حالا دنبال یک چالش سخت تر با رقبایی سخت تر بودیم. باید با حفظ کیفیت موجود و راضی نگه داشتن همکاران و مغازه دارها ، سایت رو به سمتی می بردیم که بتونه تو همه فاکتورها با سایت های معروف بازار آی تی رقابت کنه.دوباره آیه یاس خوندن ها شروع شد: تا وقتی دیجی کالا هست کی از شما خرید می کنه؟ می دونید چقدر دردسر داره؟ شما همون عمده را مدیریت کنید بقیه کارها پیشکش و ….اما ما همیشه از چالش استقبال می کنیم. معتقدیم سختی کاره که باعث پیشرفت میشه. البته تو این راه تمام تلاشمون اینه که نه تنها سطح کیفیت خدمات عمده پایین نیاد بلکه با اضافه شدن کالاهای برند و یوزرپسند به سایت و ایجاد گردش، سبد کامل تری برای خرید رو در اختیار همه قرار بدیم. ما قرار نیست توقف کنیم اما همیشه مشکلات وجود خواهند داشت. پانوشت اول: راه اندازی یه استارت آپ یا یه سایتی که دخل و خرجش بخونه به این آسونی که تو این متن اومده هم نیست. باید از زندگیت بزنی برای کار و صبر داشته باشی که موفق بشی. تازه اینا وقتی جواب میده که واقعا اینکاره هم باشی!پانوشت دوم: کمال گرایی آفت استارتاپ هاست. اگه قرار بود تو تکنوسان هم به مشورت بعضی کارشناس ها به جای وردپرس 30 میلیون می داد برای نوشتن cms اختصاصی ، یه دفتر شیک میگرفت با میز و صندلی و امکانات رفاهی یا همون اول کلی پول تبلیغ میداد دیگه سرمایه ای وجود نداشت که بخواد کار رو گسترش بده.</description>
                <category>سجاد یوسفی</category>
                <author>سجاد یوسفی</author>
                <pubDate>Tue, 17 Sep 2019 14:33:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماجرای دختر آبی و سواد رسانه ای</title>
                <link>https://virgool.io/@Yousefieee/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-t7heolh15v7s</link>
                <description>خبر ترند این روزها: دختری بعد از محکوم شدن به شش ماه زندان به دلیل رفتن به ورزشگاه دست به خودسوزی میزنه و در نهایت فوت میکنهتو تلخ بودن و محکوم بودن این داستان شکی نیست. اما بعضی وقت ها موج سواری یه خبر تلخ بیشتر اذیت میکنه.بزارین چند تا خاطره براتون بگماولین استادیوم رفتن اولین باری که استادیوم رفتم بازی پرسپولیس پگاه بود همون بازی معروف 8-2 زمان بگوویچ! یادم نمیره انقدر وحشی بازی تو برگشت تو اتوبوس ها بود که جرات نکردیم و نتوستیم سوار بشیم. درنهایت بعد کلی پیاده اومدن ساعت یک رسیدیم خونه و تا چند ماه ممنوع استادیوم بودیم! ملاقات دوباره با اراذل!چند وقت بعدش دوباره استادیوم رفتیم. صف های زوری که فقط باید پشت به پشت می دادیم تو صف که ... بازم همون پیاده روی های زیاد تا استادیوم. نبود حمل و نقل درست و حسابی. بخوری شدن تو ورزشگاه از سیگاری های تماشاگرها! فحش های رکیک و دعواها. تو راه برگشت اتوبوس هایی که گاز میدادن که کسی رو سوار نکنن و در برن و بعد کلی ژانگولر بازی سوار شدن به اتوبوس. تماشاچی های که اسم انسان نمی شد روشون گذاشت. تو اتوبوس 30 40 نفر بودیم اما 3 4 تا نخاله هر کاری دلشون میخواست می کردن. های بودن و اهل دعوا. هر ماشینی که رد میشد و اگه بوق نمیزد و حمایت نمی کرد  فحش کش میشد و کافی بود که تو ترافیک راننده ماشین بغلی زن باشه که شلوارشون رو بکشن پایین! (نمی گم این اتفاق نرمالی بوده، اما دیدن این وحوش تو تماشاگرهای استادیوم عجیب نبود برای مایی که استادیوم میرفتیم)تازه اینا زمانی که بود بازی پرسپولیس با تیم های بدون هوادار بود. یه چند بار دربی رفتیم که هر دفعه با اشک آوری که استشمام میکردیم میومدیم خونه چون اگه نمیزدن یه نفری که خیلی جرات کرده بود یه نفر کری خونده بود از زیر دست و پا در نمیومد.حس اقلیت بودن تو استادیوماوج دعواهایی که دیدم تو بازی استیل آذین استقلال بود. این بار برای اولین بار تو اقلیت بودیم تو طرفدارای استیل آذین. جوون بودیم و دنبال هیجان. سی دقیقه که استقلال گل نزد لیدرهاشون با کمربند اومدن سمت اون دو سه هزار نفر طرفدارای استیل آذین. چه دعوایی شد اون وسط بماند. پلیس نمی تونست جو رو جمع کنه چون حفاظی بین ما نبود تو ادامش باتوم هم خوردم اما واقعا فکر میکردم اگه یکی از اونایی که سیگاری زده بود چاقو دستش بود چی میشد.یه چند باری بعدش استادیوم رفتم بازم. از بازی های سپاهان پرسپولیس که دو طرف کامل از خجالت هم در میومدن. از دیدن یه دختر تو میدون آزادی و حمله نصف مینی بوس به سمت شیشه ها و انواع و اقسام رکیک ترین الفاظ. نمی گم این جو قالب استادیومه اما فرض کنید تو ده هزار نفر 200 تا نخاله پیدا بشه. با این امکانات پلیس از پس مدیریت بر نمیاد. با اراذل نمیشه با زبون آدم میزاد حرف زد. برخورد کنه توبیخ میشه. برخورد نکنه توبیخ میشه. پس چشماشو میبنده. نتیجش میشه این که منی که پسرم بعد 10 سال استادیوم رفتن، (اونم هر بار کمتر از شش نفر نرفتیم که دعوا شد کم نیاریم) دیگه عطای استادیوم رفتن رو به لقاش ببخشم.مقصر من و شماییماین وسط مقصر کیه که هر سال قراردادها یه صفر بیشتر میشه. بازیکن 5 میلیارد بگیره و بگه به خاطر هوادار تخفیف دادم. منتی هم میزاره. شکی نیست اون مدیریتی که بودجه رو به جای هزینه رو زیر ساخت ها هر سال میزاره رو قرارداد بازیکن. به جای اینکه بعد از 10 سال هنوز گوسفندی بری استادیوم و بیایی ، که با یک میلیارد همش جمع میشه بازیکن دو میلیاردی میگیره مدیر و تو براش هورا میکشی که نزاشته بره تیم رقیب!بازیکنی که 5 میلیارد سالی میگیره کلی ادا در میاره کلی منت میزاره و تو اینستاگرام تا نصفه شب داره تو دایرکت به دخترایی جواب میده که براش عکس از خودشون میفرستن!ما سلبریتی پرست شدیم. اگه حقمون رو بخورن با گذاشتن یه استیکر قلب میشن نماد غیرت!مدیرعامل هایی که دزدیشون مشخص شده رو براشون جلو وزارت ورزش تحصن میکنیم که برگردن!هر وقت مشکلی پیش میاد، فکر نمی کنیم سر منشا کجاست. فقط احساسی به هر جایی که حال نمی کنیم فحش میدیم. کاری نداریم مقصر اصلی کیه؟من میگم اگه زن ها میتونن برن استادیوم برای والیبال و بسکتبال چرا نباید برای فوتبال بیان؟ چه فرقی داره؟ اما اگه فکر میکنید چون این یه حقه باید بدون داشتن زیر ساخت باید اجازه داد، اینجاست که باید بگم من مخالفم.باید مدیرهای فوتبالی که بازنشسته شدن ولی کنار نمیرن و ده ساله بودجه حرفه ای میگیرن و پخش میکنن بین دوستان و هنوز یه آبخوری ، دستشویی یا گیت ورود نتوستن بسازن رو باید محاکمه کرد.حالا شما دوست داری به دین فحش بده چون زیرساختی درست نشده و پسرهاش هم تو استادیوم امنیت ندارن.به قوه قضاییه فحش بده که کسی رو که با پلیس درگیر شده رو احضار کرده مثل همه جای دنیا (بله میدونم باید بره اختلاسگر ها رو بگیره اما واقعا تو این چند وقت تغییر مثبتی ندیدید؟ به نظرتون بولد کردن بعضی موضوعات نمیونه فشار بری دلیل سیاسی یا نزدیک بودن انتخابات باشه؟)برو زیر پست همون سلبریتی که برای لایک یه پست میره اما حاضر نیست پولی خرج کنه برای درمان همون دختر بگو مرد تویی و اونم شب تو دایرکت به بقیه دخترهای آبی ، قرمز و ... دلداری بده. پولش رو بگیره و به ریش من و تو بخنده.منم مثله خیلیا به نظام و حکومت نقد دارم. دلم خونه از تبعیض. اما باور کنید ما باید از خودمون شروع کنیم.یاد بگیریم زود خام نشیم. هر چیزی رو به هر چیزی ربط ندیم. فکر کنیم قبل فحش دادن که راه حل چیه؟ بعضی وقت ها یه سرچ ساده جواب سوالاس.تا زمانی که نماینده های مجلس 170 نفر نامه شفافیت آرا رو امضا میکنن و تو رای گیری چون مخفیه فقط 50 نفر رای میدن یعنی 110 نفر ما رو سرکار گذاشتن و ما باز لیستی رای می دیم و تکرار میکنیم بدون هیچ جایی که ببینیم این نماینده 4 سال تو مجلس چی کار کرده. فقط سال چهارم نماینده یادش میوفته حجاب اجباری بده! دختر نباید زیر سن قانونی ازدواج کنه! استادیوم باید رفت! گشت ارشاد بده!اما اگه کارگری خودسوزی کنه لایک نداره پس ولش کن! ازدواج نمیشه کرد با این هزینه ها ، کار لازم داره شعارش سخته پس ولش کن! اختلاس از دوستان ماست اگه گرفتنش دادگاه شده سیاسی بازی و ... دلم پره اما وقتی بعد هر اتفاقی میبینم تو کامنت ها فقط بی دلیل عقده گشایی و فحش کاری میشه به هر جایی که ربطی بهش نداره و مقصرین با یه حرف از جای متهم میشین جای شاکی بیشتر دلم میگیره!...</description>
                <category>سجاد یوسفی</category>
                <author>سجاد یوسفی</author>
                <pubDate>Tue, 10 Sep 2019 16:44:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشکلات استخدام در ایران 2: کارآموزی</title>
                <link>https://virgool.io/@Yousefieee/%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-2-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C-suyzds9iw5e5</link>
                <description> فرقی نمی کنه به دنبال کار باشی یا کارفرما. اکثر افراد از وضعیت اشتغال موجود ایران ناراضین. افرادی که به دنبال کار هستن از نبود کار متناسب، افرادی که مشغولن از نبود پیشرفت شغلی و کارفرماها از نبود نیرو با کیفیت. تو سری پست های مشکلات استخدام ایران ، قراره مشکلاتی که خودم تو زمینه اشتغال و استخدام باهشون در ارتباط بودم رو باهتون در میون بزارم. شاید به درد شما هم خورد! تو پست  مشکلات استخدام ایران 1: آموزش از اینکه یه گروه آموزشی برای یادگیری وردپرس و سئو راه انداختم و به دلیل نداشتن جا منتفی شد ، گفتم. بعد اون داستان کلی تو تکنوسان از مزایای کارآموز گفتم و تونستم راضی کنم مجموعه رو که چند تا کارآموز بیارم.مرحله جوگیریباز با دیدن چهار تا سریال مثل better call saul و فیلم سینمایی که توش کارآموز برای یادگرفتن چم و خم همه کار میکرد حتی چایی ریختن برای بقیه و کارایی که خودم تو کار دانشجویی برای کارمندا میکردم و دوستم که برای یادگیری برنامه نویسی تو شرکت دوستش سه ماه بدون حقوق جارو هم میزد تا کار یادبگیره جو گیر شدم که کارآموزی گمشده ایه گه دنبالش میگردم.کسی که حاضره برای یادگیری بدون حقوق تو مجموعه کار کنه و بعد آموزش و تبدیل شدن از یک نیروی صفر به یک نیروی متخصص برای پروژه ها روش حساب کنی.البته این دفعه دز جوگیریم رو متعادل کردم. نه از کارآموز میخواستم برام چایی بریزه و جارو بزنه. یه حقوق حداقلی هم براش در نظر گرفتم (با واگذاری یه سری کارها به صورت پروژه ای). با ساعت کاری پارت تایم و دانشجویی هم کنار اومدم و یه سری شرایط دیگه.انتشار آگهی در دیواریه آگهی دوباره رفتم. این دفعه تعداد درخواست ها خیلی بیشتر بود. اما نمیدونم چرا برای مصاحبه فقط چند نفر اومدن از بین اون همه درخواست. اون چند نفری هم که اومده بودن قبلا سابقه کاری مرتبط داشتن و با دیدن اونا بقیه که بدون تجربه بودن رو رد کردم. اون نفرات هم چند تاشون بعد چند روز حضور بدون این که چیزی بگن گذاشتن و رفتن و دست منم موند تو پوست گردو. از طرف شرکت هم فشار میومد که چند روز رو برای آموزش نیروها گذاشتی و نتیجه چی شد ؟این دفعه دیگه فکرامو کامل قبل دوره کردم. یه دوره آموزشی چیدم با سر فصل های مشخص. مثل همون دوره هایی که برای شرکت توشون چند میلیون هزینه کرده بودم. جلسات آموزشی 1 ساعته صبح قبل ساعت کاری تو دفتر. مشخص کردن تمرینات مرتبط برای خونه و چک کردن تمرینا بعد ساعت کاری (که دیگه فشار شرکت روم نباشه). انتشار دوباره آگهیدوباره آگهی رفتم. با همه کسایی که درخواست داشتن مصاحبه کردم. 20 نفر رو گلچین کردم. آماده شده بودم برای تدریس. برگزاری آموزشجلسات آموزش  رو هشت صبح برگزار میکردم (برای خودم به شدت 8 اومدن سرکار سخت بود اما به خاطر دوره میومدم). روز اول انرژی بچه ها خیلی خوب بود. دیر اومدن ها قابل اغماض بود. روزبعدی نظم اومدن بدتر شد. تمرینات رو هم که انجام نمیدادن اکثرا. اونایی که تمرین انجام نمیدادن رو حذف کردم اما چون پولی برای آموزش نداده بودن براشون اهمیتی نداشت مثل اینکه. (خودم برای همین آموزش ها حدود چند میلیون هزینه کردم و یه سری نکات تئوری تحویل گرفته بودم و تو دوره آموزشی خودم نکات عملی و کاربردی می گفتم)از بچه ها پرسیدم مشکل کار چیه که وقت نمیزارید؟ یه سری دلایل گفتن و سعی کردم اصلاح کنم. اما خوب بعد گذشت چند روز این بی انگیزگی ها رو منم تاثیر گذاشت و جلسات حضوری رو کنسل کردم و گفتم ویس آموزشی میفرستم. بعد چند روز دیدم تایمی که من واسه ویس و تولید محتوای آموزشی میزارم خیلی بیشتر از تمام وقت تمرینات بچه هاس. دوره رو کنسل کردم و دو نفر از بچه های تاپ دوره رو تو تکنوسان استخدام کردم.بگذریم که همون دو نفر هم بعد استخدام کیفیت تولید محتوا و حجم سوتیاشون به حدی تغییر کرد که کارشون به یک ماه هم نکشید. و پروژه جذب کارآموز هم تو این فاز با شکست مواجه شد.تو مقاله بعدی درباره فاز آموزش حین کار نیروها براتون میگم و مشکلات خودش.پانوشت1: صد در صد منم تو عدم موفقیت مقصر بودم. از لحن و بیانم هنگام آموزش. از انتخاب بین درخواست ها و انتظارات نابجایی که داشتم و ...پانوشت2: برای کوتاه شدن خیلی از دلایل و واقعیات ملموس و نزدیک به واقعیت و با جزئیات کم نوشته شده.</description>
                <category>سجاد یوسفی</category>
                <author>سجاد یوسفی</author>
                <pubDate>Fri, 12 Jul 2019 16:28:47 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>