<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های zohre fateminia</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Z.fateminia</link>
        <description>زهره فاطمی‌نیا »فکر می‌کنم اشتباهاً رژیم‌درمانگر، اما بسیار دوست دارم که با هنر،نقاشی،عکاسی،بافتن،نوشتن و خواندن و خواندن و خواندن روزگار بگذرانم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 03:35:32</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/740269/avatar/TJEXaG.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>zohre fateminia</title>
            <link>https://virgool.io/@Z.fateminia</link>
        </image>

                    <item>
                <title>برای سیستان و بلوچستان...</title>
                <link>https://virgool.io/@Z.fateminia/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D9%84%D9%88%DA%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-lftl3c2oqhwg</link>
                <description>آن چیزی که این روزها در ایران زیاد است ، مناطق محروم ، انسان‌های محروم ، اقلیت‌های محروم و جان‌های محروم است.محروم از آب،غذا، پوشاک و مسکن و مأمن مناسب؛محروم از ارتباطات، شغل، توجه ، رسیدگی؛محروم از زندگی...امروز اما یک استان و تمام مردمش به بدترین شکل در این محدودیت‌ و محرومیت‌ها غرق هستند و گوش شنوایی برای صدای آن‌ها نیست.ما که تنها تصاویری می‌بینیم و روایت‌هایی می‌شنویم، تاب این مقدار از رنج را نداریم، چه رسد به کسانی که در عمق این فاجعه به سر می‌برند.می‌گویند کرونا هر روز جان تعداد زیادی انسان را می‌گیرد.آب کافی و بدون آلودگی برای آشامیدن کمیاب و یا حتی نایاب است. عده‌ای گرسنه به سر می‌برند و عده ای از روی بی تدبیری و بی وجدانیِ عده ای دیگر، گرفتار بی کاری و کمبود درآمد، برای برطرف کردن نیازهای اساسی و اولیه هستند...دستمان برای نوشتن آن چیزی که به واقع سزاست، تا حدی بسته است.اما، بگردید و پیدا کنید افراد و مؤسسه‌هایی که معتبر و معتمد هستند؛  اطرافیان خود را آگاه کنید، از کسانی که توانشان می‌رسد کمک بگیرید و با هر روشی که صلاح می‌دانید،  بی ریا، با ریا، به هر هدفی ، این جان‌های محروم را نجات دهید. این جان‌های بی سرپرست و بدسرپرست را...که اگر همین کمترین‌ها را هم نکنیم، بودنمان در این دنیا تنها اسراف اکسیژن و منابع است!</description>
                <category>zohre fateminia</category>
                <author>zohre fateminia</author>
                <pubDate>Sun, 04 Jul 2021 15:08:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راحت است تمام جاده های جهان را پیمودن...</title>
                <link>https://virgool.io/@Z.fateminia/%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%AF%D9%86-ypzftbxqqs5j</link>
                <description>چشمی بر جاده،موسیقی خاطره انگیزی در گوش،زمزمه ی آهسته ای بر لب،خیالی در سر،تویی در دل....راحت است تمام جاده های جهان را پیمودن..وقتی تو در انتهایی،وقتی بدانم قلبی بیمار نیست،کینه ای بیدار نیست،عشق در حصار نیست و شکی در کار نیست...به دورها نگاه می کنم.جز تو چیزی در این حوالی نمی بینم...رشته رشته افکارم را از روی نقش چهره ات می بافم.درپایان تصویرت چون تابلویی بی نظیر در برابرم نمایان می شود و شوق رسیدن در دلم زنده تر...زیبای من!راحت است تمام جاده های جهان را پیمودن.آنگاه که گردباد مهرت مرا در خود فرو میکشاند و هیچ اضطرابی مرا از غرق شدن بازنمیدارد...آنگاه که جدالی بین عشق و عقل نیست؛وچه باشکوه است عاشقانه عاقل شدن!راحت است تمام جاده های جهان را پیمودن؛اینبار که مقصد پایان دلهره های من و توست...پایان سکانس طولانی جدایی...پایان اشک ها و غصه های پنهانی،و در آخر شکست یاسی که امیدش گرفتن تو از دست افکارم بود...آری...راحت است تمام جاده های جهان را پیمودن؛آنگاه که آغوشت به آخرین آرزوهای من جان میبخشد...آنگاه که تصور نگاهت به یکباره هرچه دلتنگی هست را میکشد...و خیال دستانت رنگ زندگی به بوم جسم و جانم میپاشد...من زیباترین لبخند دنیا را برای لحظه ی دیدار کنار گذاشته ام...پرمعناترین شعرها را در چشمانم مهیا کرده ام به انتظار اینکه همچون پیشتر ها واژه به واژه بخوانی اش..مهربانم!راحت است تمام جاده های جهان را پیمودن؛وقتی نفرت در وجود من به خواب ابدی فرورفته،وقتی که دوستت دارم...</description>
                <category>zohre fateminia</category>
                <author>zohre fateminia</author>
                <pubDate>Fri, 26 Mar 2021 10:47:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بال‌هامون رو با دستای خودمون نبندیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@Z.fateminia/%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%86%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%85-hoyprmqtilnf</link>
                <description>پروازهمیشه آرزوی همه‌ی آدما بوده؛همیشه نگاه می‌کنیم به پرنده‌ها و غبطه می‌خوریم که ای‌کاش ما هم میتونستیم دوتا بال داشته باشیم و به هرجایی که دوست داریم پربکشیم و همه چیزو ازون بالا ببینیم.اما این که فقط به این جسم و این نگاه سطحی محدودیم مشکل از ماست!همین حالا چشماتونو ببندید و کره‌ی زمین رو از بالا تصور کنید. یا اصلاً پیش برید ‌و درون یه سیاهچاله حرکت کنید.نشد؟!ذهن ما هزاران هزار بال پرواز در اختیار داره.میتونه از توی جسممون،از سقف خونمون،از این اتمسفر،حتی این کهکشون فراتر بره وهرجایی که اراده کنیم رو ببینه!این بال پرواز احتیاج به رشد و تقویت داره، باید بهش تمرین بدیم و کمکش کنیم و از همه مهم‌تر آزادش بذاریم تا ما رو به جایی ببره کههیچ پرنده ای قادر به دیدنش نیست!اما، حقیقتاً ما، چقدر به تقویتش کمک می‌کنیم؟بهش آموزش و تمرین میدیم یا راکد و بی حرکت توی قفس حبسش می‌کنیم؟کتاب می‌خونیم ،تخیل می‌کنیم ، می‌نویسیم، یاد میگیریم؟ یا ...بال‌هامون رو با دستای خودمون نبندیم!</description>
                <category>zohre fateminia</category>
                <author>zohre fateminia</author>
                <pubDate>Tue, 23 Mar 2021 01:00:13 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>