<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ذرني</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ZARNI</link>
        <description>‏‏‏‏‏‏‏‏فـ‌ذرني‌ومن‌يكذب‌بهٰذاالحديث t.me/the_ZARNI</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:55:16</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/759094/avatar/nYZCc9.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ذرني</title>
            <link>https://virgool.io/@ZARNI</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی</title>
                <link>https://virgool.io/@ZARNI/%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%D8%B1%D8%A8%DB%8C-u7dkbmst4ujp</link>
                <description>سیدمحمدعلی طباطبایی - دارالحدیثکتاب، حاصل گرآوری و ویرایش ترجمه‌ی ۱۰ مترجم از ۱۴ مقاله‌ی ۶ نویسنده به ۲ زبان انگلیسی و فرانسوی است. شاخص‌ترین نویسندگان -به گفته‌ی سرویراستار- مئیر بر-اشر، رابرت گلیو و تاد لاوسن هستند. قبل از مقالات، یک پیش‌گفتار و یک مقدمه دارد و سپس به معرفی کوتاهی از نویسندگان می‌پردازد. در پایان، برخی منابعِ قبلا ترجمه شده در حوزه‌ی موضوعات کتاب را معرفی می‌کند. پیش از نمایه، بخشی را برای توضیح اصطلاحات تخصصی کتاب در نظر می‌گیرد.از نظر من [نگارنده‌ی متن حاضر]، نوشته‌های مئیر بر-اشر دارای استدلالات عجیب، نتایج غریب و ادبیات کاملا سوگیرانه بر ضد شیعه و تشیع است. بعید می‌دانم این نظرم حاصل صِرف نگاه ایمانی و جانبدارانه باشد؛ چراکه در مقالات متعدد و با ترجمه‌های مختلف، از او چنین دیدم. البته دیگر نویسندگان هم بعضا داوری‌های دور از واقعیت دارند. ویراستار بزرگوار و مترجمان محترم کتاب معمولا برای نقض سخنان این گونه‌ی نویسندگان، از اعتبار احادیث خرج می‌کنند و گمان می‌کنند با بی اعتبار جلوه دادن آن‌ها مشکل حل می‌شود؛ در حالی که پسندیده بود شیوه‌ی بهتری را، همچون نشان دادن کاستی‌های مطالب -که این زحمت را در برخی موارد کشیده اند-، بر گزینند.در پیش‌گفتار، مسؤول پژوهشکده (انتشارات) به تبیین اهمیت کتاب و گامی که در انتقال نظرات اندیشمندان شیعه شناس به ادبیات فارسی برداشته اهتمام دارد. مقدمه را سرویراستار ابتدا با همین مطلب شروع می‌کند و اصولی را که در ویرایش ترجمه‌ها و نگارش کتاب به کار رفته می‌گوید. او توضیح می‌دهد که این مقالات در دهه‌ی گذشته تألیف و در دو بخشِ مباحث کلی تفسیر (۵ مقاله‌ی نخست) و تفاسیر خاص (۹ مقاله‌ی پسین)، موضوع بندی شده اند. سپس -در چند صفحه- به معرفی نویسندگان می‌پردازد و آن گاه، وارد خود مقالات می‌شود:۱. درآمدی بر تفسیر شیعیمئیر بر-اشر – محمدعلی طباطباییسعی در تبیین ماهیت تفسیر شیعی دارد  و برای این کار به تفاسیر شیعیان اثناعشری، اسماعیلی و زیدی توجه خاص می‌کند. نظرات مختلف تاریخی و محتوایی را می‌آورد و ویژگی‌هایی را بر می‌شمرد. یکی از مسائل مهم در این موضوع، تمامیت قرآن است و بخش قابل توجهی از مقاله را به این مطلب اختصاص می‌دهد. اصول و روش‌های سنت تفسیری شیعه را -به شکل کلی- بیان می‌کند و نمونه‌هایی می‌آورد. تفسیر را محصور در آثار تفسیری نمی‌داند و ممکن است منابع غیر تفسیری هم حاوی ژانر تفسیری باشند. در پایان، برخی مفسران برجسته‌ی شیعی و آثارشان را می‌شناساند.۲. چگونه می‌توان تفسیر شیعی (پیشامدرن) را تعریف کرد؟اندرو ریپین – محمدعلی طباطباییمقاله از ژانر تفسیر شیعی و ویژگی‌های خاص آن به تفصیل بحث می‌کند. در این راستا، دیدگاه‌های افراد سرشناسی چون ایگناس گلتسیهر، محمود ایوب، مئیر بر-اشر و تاد لاوسن را بر می‌رسد. مسأله این است که چه چیزی یک اثر را شیعی می‌کند. مقالات متعددی که در خصوص تفاسیر سنی نگاشته شده و گذار دوره‌ای آن‌ها (شکل گیری، کلاسیک و بلوغ) را توضیح می‌دهد و تأثیر آن بر تفاسیر شیعی را می‌نمایاند.۳. سنت تفسیری شیعهمئیر بر-اشر – مهدی حبیب‌اللهیمفسران شیعی، احتمالا حتی بیشتر از همتایان سنی‌شان، در اثبات دیدگاه‌های متمایز خویش، به دلایل قرآنی روی آورده اند. مبانی و روش‌های سنت تفسیری شیعه: انحصار حق تفسیر قرآن برای امامان ع، بهره‌وری از رویکرد تمثیلی، تعصب تند ضد سنی، حمایت از آموزه‌ی امامت و دیگر مفاهیم برگرفته از آن (عصمت، شفاعت، بداء، برائت و ...)، استفاده از قرائات، افزودن الفاظ و محاسبات ارزش عددی حروف. مهم‌ترین مفسران شیعی اثناعشری: فرات کوفی، ابوالنضر عیاشی، علی بن ابراهیم قمی، محمد بن ابراهیم نعمانی، شیخ طوسی، ابوعلی طبرسی، ابوالفتوح رازی، شرف الدین علی استرآبادی، فیض کاشانی، هاشم بن سلیمان بحرانی، علامه طباطبایی و علامه فضل الله رض؛ اسماعیلی: قاضی نعمان و جعفر بن منصور یمن؛ زیدی: قاسم رسی، ناصر اطروش، ابوالفتح دیلمی، ابوالجارود، احمد بن محمد همذانی و شوکانی.۴. هرمنوتیک سنت تفسیری پیشامدرن اسلامی و شیعیتاد لاوسن – محمد حقانی فضلهرمنوتیک سنت تفسیری، اصول، فلسفه و روش‌های تفسیرگری متن مقدس، متمایز از خود تفسیر است. هرمنوتیک با نقد ادبی و مطالعات فرهنگی شلایر ماخر آغاز شد و در سنت تفسیر قرآن هم کارآمد است. جنبه‌های علوم القرآن را می‌توان اجزای سازنده‌ی گونه‌ایِ هرمنوتیک یا هنر تفسیرگریِ اسلامی دید (البرهان زرکشی و الإتقان سیوطی). تفسیر قرآن از آغاز اسلام اهمیت چشمگیری داشته؛ مناقشات گرد رویکرد‌های بالمأثور و بالرأي می‌چرخید. در اواخر قرن ۴ هجری تحولات مهمی در هرمنوتیک شیعی پدید آمد (به تأثر از حکومت آل بویه و تعامل با سایر مذاهب). در دوره‌ی صفوی اندیشه‌های پیشابویه‌ای باز احیا شدند، به عنوان مثال در صافی مرحوم فیض.۵. حق تفسیر قرآنمئیر بر-اشر – حامد شریعتی نیاسررویکرد نص گرایی می‌گوید قرآن نیاز به تفسیر ندارد. رویکرد دیگری قائل به تفسیر قرآن است که پیروانش یا اهل رأی اند یا اهل حدیث؛ نویسنده چالش اهل رأی و اهل حدیث را به بحث عقل مرتبط می‌سازد. برای این رویکردها به آیاتی از قرآن و پاره‌ای از روایات استناد می‌کنند. شیعیان -به خصوص در دوران نخستین- نقش امام ع را در تفسیر قرآن پررنگ می‌دانند. آخرالأمر -از زمان شیخ طوسی ره- رویکرد جدیدی در تفسیر پدید آمد که با تفاسیر پیش از خود متفاوت بود.۶. هرمنوتیک اولیه‌ی شیعی و تعیین تاریخ کتاب سليم بن قيسرابرت گلیو – محمد حقانی فضلطبق مقاله، کتاب سلیم بن قیس مجموع ۹۱ گزارش منسوب به امیرالمؤمنین ع است. نویسنده اسناد و روات کتاب و اختلافات موجود در زمینه‌ی پذیرش انتساب آن را بررسی می‌کند و می‌گوید احتمالا حماد بن عیسی رض در انتشار اولیه‌ی آن نقش مهمی داشته. صحت انتساب برخی گزارش‌های این کتاب محل تأمل است، مثلا ۳ (پاتریشیا کرونه قبلا بررسی کرده) و ۱۰ (این جا بررسی می‌شود). در گزارش دهم، افراد در مواجهه با قرآن و سنت به چهار دسته تقسیم بندی می‌شوند که تنها یک دسته قابل اعتماد است. نویسنده با مقایسه با آثار محمد بن ادریس شافعی، نتیجه می‌گیرد که ادبیات این گزارش متأخر از او بوده (بر خلاف زمان حیات مؤلف کتاب)، هرچند در سایر مجامع روایی هم موجود است.۷. اِسناد، تشابه و تفسیر جعفر صادق عگرهارد بوورینگ – حامد شریعتی نیاسرابتدا به ویژگی‌های امام همام جعفر صادق علیه السلام، مسائل زمان حیات و آثار ایشان اشاره می‌کند. سپس ابوعبدالرحمن سُلَمی، آثار و اسناد او را تا حضرت امام صادق ع، بر می‌رسد. ذکر کامل اسامی علَم فراوان، به همراه کنیه، نام پدر، لقب و سال‌های حیات، روانی خوانش و دریافت این مقاله را دشوار می‌سازد.۸. تفسیر منسوب به امام حسن عسکری عمئیر بر-اشر – محمد الله‌دادیابتدا ویژگی‌های علمی خاص ائمه‌ی معصومین ع به طور کلی بیان می‌شود. سپس از طریق آثار بر جای مانده از ایشان، وارد بررسی تفسير العسكري ع می‌شود. این احتمال را تقویت می‌کند که این اثر -به همین شکل موجود- از بدو امر تنها شامل تفسیر دو سوره‌ی اول قرآن بوده است. آن گاه ویژگی‌هایی را برای شکل و محتوای این کتاب، انتسابش به حضرت امام عسکری ع و نسبتش با آموزه‌های شیعی، بر می‌شمرد. مطابق شیوه‌ی نویسنده، ادبیات این مقاله خالی از سوگیری‌های جانبدارانه ضد تشیع نیست. یکی از بدایع این مقاله، مقایسه‌ای نه چند مرتبط میان یکی از روایت‌های تفسیر شریف با گزارشی از تلمود است.۹. روش‌های تفسیری در تفاسیر متقدم امامیهمئیر بر-اشر – علی حسن‌نیاروش تفسیر شیعه و سنی را مشابه هم می‌داند که دامنه‌ی گسترده‌ای را شامل می‌شود. عناوین این ویژگی‌ها به اختصار: تفسیرگری متنی (دگرخوانش، لغت و دستور زبان) و محتوایی (روایات، اسباب النزول، نَسخ، قصص الانبیا ع و نمادیابی). برخی از این عناوین با تفصیل بیشتری بیان شده است. در این جا هم با مقایسه‌ای میان تفاسیر شیعی و یهودی مواجهیم.۱۰. دو روایت دگراندیشانه در تفاسیر متقدم امامیمئیر بر-اشر – مجید منتظرمهدیتفاسیر امامی متقدم هم ما را با بسیاری از روایات اعتقادی آشنا می‌کند هم با آرایی که در دوران اولیه رایج بوده ولی بعدا کنار گذاشته شده اند. از جمله‌ی این آرا، سلامت مصحف عثمانی، بداء و غلو بود. میان مسائلی که این مقاله -شاید- به بدترین شکل بیان کرده، دو روایت، یکی مربوط به معراج ذیل آیه‌ی ۹۴ سوره‌ی مبارکه‌ی يونس و دیگری مربوط به سبع سنابل (ائمه ع) ذیل آیه‌ی ۲۶۱ سوره‌ی مبارکه‌ی بقره، به چشم می‌خورد.۱۱. هرمنوتیک متقدم شیعی: برخی فنون تفسیری منسوب به امامان شیعه عرابرت گلیو – مریم ولایتی کبابیانپس از مقدمه‌ای جانبدارانه علیه تشیع، به توصیف ۴ تا از اصولی که ائمه ع در تفسیر قرآن به کار برده اند می‌پردازد: معادل معنایی، تعلیقه‌ی توضیحی، بررسی‌های زبانی و استفاده از مقوله‌های هرمنوتیکی قرآنی. پیش از تفصیل آن‌ها، روش کار خود را به دقت توضیح می‌دهد. می‌توان گفت که دقت نویسنده -با اندکی فراز و فرود- تا پایان مقاله پاس داشته می‌شود.۱۲. زبان و علم در مجمع البيانبروس فاج – سعید آخوندی یزدیابتدا مقدمه‌ای در مورد تفسیر -به طور عمومی- بیان شده. سپس تمرکز روی مجمع البیان شیخ طبرسی ره می‌رود. توجه نویسنده به بخش ابتدایی سوره‌ی بقره تا آیه‌ی ۳۲ جلب شده و آن را ذیل کلیت ادبیات این تفسیر می‌بیند. سه جنبه یا مضمون توضیح داده شده: مفهوم ماهیت زبان، دیر یابی دانش (آگاهی تمام عیار از کلام خدا) و نوع استدلال در مجمع البیان. بارزترین ویژگی مجمع البیان تقسیم مطالب ذیل این عناوین است: قرائت، لغت، اعراب، معنا و اسباب النزول (لیکن کشف قطعی معنا به ندرت اتفاق می‌افتد)؛ البته این روش قبلا هم سابقه داشته. اما مثلا ابن تیمیه با آن مخالفت می‌کند، در کنار سایر روش‌هایی که آن‌ها را هم مردود می‌داند. مقاله حاوی اطناب بسیاری در خصوص شرح مطالب مرحوم طبرسی است.۱۳. سنت تفسیر در میان اخباری‌ها و تشیع رازوار پساصفویتاد لاوسن – مهدی حبیب‌اللهیسنت اخباری از قبل دوران صفویه وجود داشت و در این دوره رواج یافت و اندیشه‌های فلسفی و عرفانی بر این سبک تأثیر گذاشت که بعدها موجب ظهور مکتب شیخیه گشت. تفسیر اخباری حاصل گرایش به تفسیر بالمأثور (مانند تفسیر طبری) بوده که از دوران قبل آل بویه بر جای مانده. خیزش مجدد مکتب اخباری -و بالتبع سبک تفسیری‌اش- به عنوان رقیب جدی مکتب اصولی بر آمد. ویژگی متمایز کننده‌ی این تفسیرها (کهن‌ترین: نور الثقلين مرحوم حویزی)، میزان توجه و تکیه‌ی آن‌ها به اقوال چهارده معصوم ع است، فارغ از مباحث دستوری، کلامی، فلسفی یا عرفانی. از جمله‌ی این آثار: صافی فیض، برهان بحرانی و مرآت عاملی اصفهانی رض. شیخیه اما اثر مستقلی در این زمینه ندارند، زیرا بیشتر بر متونی مانند زیارت جامعه‌ی کبیره متمرکز هستند، مانند شرح شیخ احسایی ره. این روش بعدها در آثارِ باب، مؤثر افتاد.۱۴. سنت تفسیری شیعه و تفسیر آیه‌ی ۲۴ سوره‌ی نساءرابرت گلیو – محمدرضا امیناین مقاله‌ی نسبتا بلند، تماما درباره‌ی مطالبی است که مفسران ذیل آیه‌ی مزبور درباره‌ی ازدواج متعه اذعان داشته اند (قرائات، روایات، لغت، شأن نزول، نَسخ، فقه و ...) و سخن ویژه‌ی نویی ندارد؛ الا به اختصار و استطراد.</description>
                <category>ذرني</category>
                <author>ذرني</author>
                <pubDate>Fri, 19 Aug 2022 22:26:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عقل سلیم در حقوق</title>
                <link>https://virgool.io/@ZARNI/%D8%B9%D9%82%D9%84-%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-sd7anqwphfxh</link>
                <description>پل وینوگرادوف (ترجمه‌ی ناصرعلی منصوریان) - نگاه معاصرکتاب مجموعه‌ای است از ۹ فصل که مترجم پیشگفتاری بر آن نگاشته؛ ماجرای یافتن کتاب و شروع ترجمه‌ی آن را می‌گوید. سپس به معرفی سایر کتاب‌های نویسنده می‌پردازد. به نظر می‌رسد پایبندی بیش از حد به متن زبان اصلی، موجب کاهش سلاست ترجمه شده است.نویسنده‌ی انگلیسی، اثر خود را با رویکرد کامن‌لایی نوشته و به همین خاطر در خلال مطالب، مرتبا با نقل ماجرای پرونده‌های گوناگون روبه‌رو هستیم. این باعث دشواری‌هایی در تفاهم بعضی مثال‌ها می‌شود، اما به خاطر اشتراک بسیاری از مسائل در میان جوامع، قابل استفاده است. گویی می‌توان مشابه مقدمه‌ی علم حقوق -اما در نظام کامن‌لایی- از کتاب استفاده کرد.یک- قواعد اجتماعی۱. مهم‌ترین اصل زیربنایی تمهیدات حقوقی، استوار بر اساسی‌ترین تفاوت انسان و حیوان است: قدرت تفکر و علم که از تجربه سرچشمه می‌گیرد. تفکر و علم به وسیله‌ی فلسفه‌ی جامع بین علوم مختلف بر همه‌ی شاخه‌های دانش سایه می‌افکندند؛ آن گاه مثلا فلسفه‌ی حقوق پدید می‌آید.۲. نویسندگان فلسفه‌ی حقوق با تعریف قانون و حقوق می‌آغازند، ولی با چالش‌هایی مواجه می‌شوند. فلسفه‌ی حقوق یکی از شاخه‌های علوم اجتماعی و در بخش علم اخلاق است. قوانین هم در میان قواعد رفتاری می‌گنجند.۳. روابط واقعیت‌ها را می‌توان از زاویه‌ی علت و معلول (علوم طبیعی) یا عمل آگاهانه‌ی انسان (علوم اخلاقی) نگریست. مفاهیم اراده و هدف منطقی در نگاه دوم با اولی متضاد اند. در سیر طبیعت &quot;باید&quot; (درست و غلط) معنا ندارد.۴. هدف قوانین عمدتا ارائه‌ی قواعد اخلاقی (باید و نباید) است. به علاوه، افراد تحت تأثیر انواع مد، رفتارها، آداب و رسوم، معیارهای متعارف و دستور العمل‌های اصول اخلاقی [به ترتیب صعودی] نیز هستند.۵. رابطه‌ی نزدیک مفاهیم اخلاقی و حقوقی قابل تأمل است. سقراط و افلاطون تحلیل حق را از مفهوم عدالت جدانشدنی دانسته اند. یکی از عناصر قانون، مفهوم حق است که خصلت اخلاقی عدالت با آن مطابقت دارد. مشکل جایی پیدا می‌شود که ما بخواهیم بین مفاهیم و استانداردهای اخلاقی و حقوقی مرزی قطعی بکشیم.دو- قواعد حقوقی۱. با صحبت از حداقل نظم و قواعد اخلاقی به عنوان محتوای قانون، تلویحا به اصل اضطرار اشاره می‌کنیم. قواعد حقوقی شامل (۱) بیان حکم و (۲) ضمانت اجرا هستند. مدوِّن و مجری قوانین، حاکمیت است و این آموزه از [وضعیت اولیه و قرارداد اجتماعی] هابز نشأت می‌گیرد.۲. لیکن این دکترین با نقاط ضعفی مواجه است: اولا فرآیند حقوقی نمی‌تواند منتظر بماند تا اینکه یک جامعه صراحتا مرجع مطلق و مستقلی را تثبیت کند (حکم بدهد) و سپس وجود قوانین را تأیید نماید. ثانیا رکن ضمانت اجرایی هم در مورد مقامات سیاسی، حقوق بین الملل و مسؤولیت مدنی به چالش بر می‌خورد. اساس قانون مبتنی بر توافق است نه فرمان یک طرفه و حق و عدالت را در هدف دارد.۳. کانت به این نتیجه رسید که هدفِ قانون آزادی است؛ انطباق آزادی فرد با آزادی سایر اعضای جامعه. ایرینگ اما هدف قانون را محدود کردن منافع می‌دانست.۴. در تعریف ایرینگ، منافع را با اختیار جایگزین می‌کنیم که می‌خواهیم به یک هدف مشترک -یعنی قدرت- برسیم¹. قدرت گاهی مادی معنا می‌دهد (نیروی طبیعت) و گاهی اجتماعی. در تعریف حقوق، بایستی از یک جامعه‌ی معین شروع کنیم، نه حکومت. قوانین بر اساس ضرورت‌های اجتماعی وضع می‌گردند تا اجرا شوند. ضمانت اجرا قرار می‌گیرد تا حافظ ارتقای اهداف باشد. روی هم رفته، دیر یا زود به نقطه‌ای می‌رسیم که قانون نه به خاطر اجبار مادی بلکه به دلایل دیگر -در نتیجه‌ی [۱] پذیرش منطقی عادت یا [۲] پیروی غریزی از عادت یا [۳] نبود مقاومت سازمان یافته- رعایت می‌شود.¹ به نظر می‌رسد باید بین هدف قانون و هدف فرد قانونمدار فرق گذاشت. هدف قانون محدود کردن اختیار / آزادی است و هدف قانونمدار قدرت. ترکیبِ &quot;هدف قانون&quot; ممکن است دارای مَجاز باشد، به اعتبار اینکه خود قانون را مانند موجود زنده فرض کرده یا با گفتن قانون، قانونگذار را اراده کرده ایم.۵. قوانین همان قواعد و اصول هستند؛ یعنی دستور العملی درباره‌ی رفتار. دستور العمل لزوما یک فرمان نیست و شامل بیان درست و نادرست / حق و ناحق می‌شود. هدف از قواعد حقوقی هدایت رفتار و اعمال انسان‌ها است (تضمین نظم اجتماعی) و روابط بین آنان را کنترل می‌کند نه آگاهی درونی‌شان را. البته باید بررسی شود که رفتار بیرونی حاصل کدام انگیزه‌ی درونی بوده است.۶. جامعه از قوانین حمایت می‌کند، لذا می‌توان قانون را از اخلاقیات دانست. البته موضوع قانون، تسلیم در برابر جامعه است و اخلاق، تبعیت از دستورات وجدان. بالأخره 《قانون مجموعه‌ای از قواعدی است که جامعه با توجه به انتساب و اعمال قدرت بر افراد و اشیا وضع و اجرا می‌کند》.سه- حقوق و تکالیف قانونی۱. همه‌ی حق‌های خصوصی از نظم قانونی نشأت می‌گیرد و نظم قانونی مجموعه‌ای از حق‌هایی است که آن‌ها را خود اداره می‌کند². حق دامنه‌ی عمل منتسب به یک اراده‌ی خاص در محدوده‌ی نظم اجتماعی برقرار شده‌ی قانون است و مستلزم اعمال قدرت بالقوه. گروه اول از حقوق، حول شخصیت و دوم، حول مالکیت می‌چرخد؛ سوم پیرامون مرجعیت و چهارم هم تعهدات مبتنی بر توافق طرفین.² با اینکه تعریف حق و نظم حقوقی به صورت دوری مطرح شده، اما می‌توان آن را دور هرمنوتیک در نظر گرفت.۲. مراودات حقوقی -که در آن، افراد یا مدعی اند یا بدهکار- به موازات مراودات اجتماعی قرار می‌گیرند (در هر مورد جزئی تقدم یا تأخر متفاوت است). بین اشخاص سه نوع رابطه‌ی قضایی وجود دارد: بر اساس [۱] حق نسبت به اشیا در برابر دیگران، [۲] حق انجام تعهد و [۳] حقوق جامعه‌ی مشترک المنافع. حق‌ها عمدتا در حقوق خصوصی و تکالیف در حقوق عمومی مورد توجه قرار می‌گیرند³.³ پذیرش تفکیک حقوق خصوصی از حقوق عمومی -به ویژه در نظام کامن‌لا- قابل تأمل است.۳. فاعل‌های حقوق و تکالیف در حقوق مدرن لزوما افراد زنده اند. مفهوم شخصیت آزاد را باید به عنوان مهم‌ترین عنصر شکل گیری حقوق در نظر گرفت.۴. ذی نفع یک فرد زنده است؛ فردی که می‌تواند در قالب یک شخص حقیقی باشد یا نهادها و انجمن‌هایی با شخصیت متمایز از افراد خود (حقوقی).۵. موضوع حق و تکلیف یا (۱) اشیا است یا (۲) منافع انتزاعی و اولی هم به دومی بر می‌گردد. زمانی که موضوع حق دارای ارزش باشد، دارایی نامیده می‌شود.چهار- وقایع و اعمال حقوقی۱. کلمه‌ی واقعیت در مقابل قانون را گاه وکلای دادگستری برای مواردی استفاده می‌کنند که بر قضاوت و تصمیم گیری درباره‌ی یک مسأله‌ی حقوقی تأثیر می‌گذارد.۲. قانون گاهی باید اظهارات و بیانیه‌های خودش را در رابطه با حقوق و تکالیف مربوط به قوت احتمالات واقعیت‌ها ارائه دهد. ددگاه‌ها گاهی ملزم هستند که برخی فرض‌های قانونی و واقعیت‌های حقوقی تثبیت شده را به جای واقعیت‌های قابل تحقیق بپذیرند.۳. عناصر مهم و متعددی وجود دارند که دادگاه‌ها نمی‌توانند برخورد صریحی با آن‌ها داشته باشند.۴. واقعیت گاهی -در حقوق انگلستان- به همه‌ی مسائل مورد بررسی و تصمیم گیری دادگاه‌ها -بدون اشاره به قواعد حقوقی تثبیت شده- تعمیم داده می‌شود. در پرونده‌هایی که اصطلاحات یک قانون مورد تردید است و هیچ تصمیم گیری معتبری در مورد تفسیر آن‌ها صورت نگرفته، دادگاه این اصطلاحات را طبق واقعیت‌های مورد خاص تفسیر می‌کند و درباره‌ی آن واقعیت‌ها حکم صادر می‌نماید. البته این کاربرد از واقعیت قابل نقد به نظر می‌رسد.۵. اهمیت اصلی تثبیت واقعیت‌ها -که از حقیقت استخراج می‌شوند و برای اعمال قواعد حقوقی به کار می‌روند- فراهم کردن روابط ضروری بین شرایط و وقایع زندگی عادی و قواعد حقوقی است.۶. اعمال حقوقی، شخصی و بر اساس اراده (نوعی حق) هستند و انشا می‌شوند. عمل حقوقی ممکن است یک‌جانبه یا دوجانبه باشد.۷. لازم نیست فاعل عمل حقوقی از تمام پیامدهای آن آگاه باشد.۸. فقط قصد کلی برای ایجاد یا بدست آوردن حقوق یا ایجاب و قبول نیاز است. قصد همان اراده‌ی آزاد است.۹. علاوه بر اراده‌ی آزاد، باید عمل حقوقی را از نظر انطباق با قواعد و اصول پذیرفته شده نیز بر رسید.پنج- قانونگذاری۱. قانون مصوب پارلمان با قانون قاضی ساخته (عرفی، قضایی و انصاف) متفاوت است.۲. قانون پارلمان می‌خواهد قواعد حقوقی را به شکل قطعی تدوین کند و با قانون اساسی مطابقت دارد.۳. دادگاه‌ها ملزم به اجرای قوانین مصوب پارلمان هستند؛ اما دادگاه باید معنی دقیق عبارت‌های آن را -قبل از اعمال- تعیین نماید (تفسیر قضایی).۴. گاهی قانون -علاوه بر اصول کلی نظم اجتماعی- به موضوعات کاملا فنی نیز می‌پردازد (تفسیر فنی) که برای این امر، به متخصصان رجوع می‌شود.۵. گاهی برای فهم معنای یک بند، به شرح و بسط واقعی مصوبه توجه می‌شود که در جریان تصویب آن رخ داده (تفسیر تاریخی).۶. گاهی دادگاه -به خاطر ابهام یا قدیمی بودن قاعده و برای پر کردن خلأها یا مدرن کردن اجرای قانون- محدودیت‌ها و زیربخش‌هایی را اضافه کند (تفسیر گسترده).۷. [نویسنده نتیجه‌ی کوتاهی از موارد قبلی گرفته است.]شش- عرف۱. عرف از افکار و عقاید عمومی سرچشمه می‌گیرد و به خاطر کاربرد زیاد و طولانی مدت، مورد تأیید قرار گرفته است. مکتب تاریخی ساوینی، اهمیت زیادی برای این منبع قائل می‌شود. عرف صرفا مبین یک انتخاب کمابیش اتفاقی بین چند مسیری است که به یک اندازه مناسب هستند. البته شاید عرف‌ها به مرور زمان کنار گذاشته شوند.۲. در عین وجود انتقادات، نمی‌توان نقش تعیین کننده‌ی عرف‌ها را نادیده گرفت.۳. در انگلستان، رسوم سنتی باید معقول، قطعی و مستمر باشند به عرف (منبع حقوقی معتبر) تبدیل شوند (حافظه‌ی حقوقی).۴. استانداردهای قدیمی باید حتی در محیط‌های مدرن به رسمیت شناخته شوند.۵. برای بررسی کاربرد عرف باید به دوره‌های اولیه‌ی تاریخ حقوق باز گردیم. ساختن قوانین عرفی بر اساس اصل تکرار غریزی یا آگاهانه غیر ممکن است⁴.⁴ نویسنده در چند محل -از جمله این جا- به حقوق الاهی می‌پردازد که به خاطر اختصار، باید بررسی کامل آن را به مکتوبات دیگر سپرد.۶. در دوره‌ی ما نیز برای احیا کردن یک نظام با توسل به سنت‌های ملی و اندیشه‌های مردمی در مقابل تأثیرات بیگانه، به عرف رجوع می‌شود.هفت- رویه‌ی قضایی۱. آرای قضایی زمانی به عنوان یک منبع مستقل عمل می‌کنند که هیچ قانونی وجود ندارد.۲. وقتی دادگاهی به رویه‌ی قضایی رجوع می‌کند، باید مستدلا نشان دهد که با وجود تفاوت‌های جزئی، اصل پرونده‌ی قبلی را می‌توان در پرونده‌ی فعلی اعمال کرد.۳. رویه‌ی قضایی با قانون مدون مطابقت دارد.۴. اگر تصمیم یک قاضی در مورد یک پرونده مرجعیت یابد و بعدا دنبال شود، این پرونده را پیشتاز می‌نامند.۵. ممکن است آن مرجعیت بعدها تغییر کند.۶. در صورت فقدان رویه، به دکترین مراجعه می‌شود.۷. گاهی نظرِ کارشناسانِ غیرِ حقوقدان هم مورد استناد قرار می‌گیرد.۸. قوانین موضوعه را نمی‌توان تحت تأثیر دکترینِ قبلاً ابراز شده قرار داد (عطف به ماسبق نشدن).هشت- انصاف۱. در انصاف (منبع چهارم حقوق)، قدرت خلاق دادگاه‌ها مشهودتر است، زیرا باید تا حد زیادی بر خلاف قواعد مصوب اعمال شود.۲. در تاریخ انگلستان، اِنصاف برای حمایت از حقوق اَصناف شکل گرفت.۳. هماهنگ کردن دادرسی حقوقی با انصاف، دارای دشواری‌هایی بوده است. قواعد انصاف، قرار نیست -مانند کامن‌لا- از زمان‌های بسیار قدیم ایجاد شده باشد.۴. برجسته‌ترین نمونه‌های فردی سازی منصفانه -یعنی سازگاری یک قاعده‌ی کلی با شرایط خاص- را می‌توان در آرای حقوقدانان بزرگ رمی قرن دوم قبل از میلاد یافت.۵. اگر خلأ آشگاری در قانون وجود داشته باشد، قضات باید ملاحظات انصاف را اعمال نمایند.۶. انصاف همچنین به عنوان عامل اصلاح قوانین اعمال می‌شود (بهبود تدریجی قوانین ناعادلانه).نه- حقوق طبیعی۱. فرض بر این است که همه‌ی قواعد حقوقی، منطقی و طبیعی هستند. لکن یک نظام مناسب قوانین بر اساس استدلال و منطق محض و طبیعت انسانی نمی‌تواند وجود داشته باشد.۲. برای تأیید عقل به عنوان منبع حقوق موضوعه تلاش‌هایی شده است. اما این تلاش‌ها به منظور تأثیر گذاری مستقیم نظریه‌ی حقوق طبیعی بر روال کار دادگاه‌ها موفقیت آمیز نبوده؛ ولی تأثیرات غیر مستقیم زیادی بر نظرات قضات و قانونگذاران داشته.</description>
                <category>ذرني</category>
                <author>ذرني</author>
                <pubDate>Sat, 23 Jul 2022 13:11:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفت شناسی در آثار میرزا مهدی اصفهانی</title>
                <link>https://virgool.io/@ZARNI/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-f1gy3yjs3v26</link>
                <description>عباس شاه‌منصوری - نگاه معاصرکتاب حاصل یک پیشگفتار و نتیجه گیری و سه فصل است. در پایان هر فصل، چکیده‌ای وجود دارد که به مرورِ سریعِ محتویاتِ آن، کمک می‌کند؛ ضمن اینکه متن کتاب خالی از ایجازات مخل برای افراد دور از فضای موضوعات آن نیست. در خلال متن، فرازهایی از آثار میرزا نقل می‌شود که از توضیحات مشروحه، اختلاف مشی نویسنده با سایر اصحاب این مکتب آشکار می‌شود.پیشگفتار حاوی نکاتی درباره‌ی تبیین کلی روش کار مرحوم میرزا مهدی اصفهانی و علت استقبال از پرداختن به آثار او است؛ متنی بسیار شیوا و گیرا دارد که انتظار می‌رفت همین قلم در مابقی کتاب حفظ شود. تفکیک فضای خدانهاد به نمایندگی مرحوم میرزا از فضای خودبنیاد -که کل کتاب به نوعی حول نزاع این دو می‌چرخد- را به روشنی ترسیم می‌کند. نقش «فطرت» را در آثار میرزا برجسته و دین شناسی فقاهتی را پررنگ می‌سازد. آن گاه به تبیین نقش اساسی معرفت شناسی در این مسیر دست می‌گذارد.فصل اول به معرفت شناسی خودبنیاد اختصاص دارد. ابتدا به تحلیل رکن تعریف معرفت شناسی می‌پردازد: معرفت (باور صادق موجه). در این جا نظریه‌های اندیشمندان مسلمان و غیر مسلمان را درباره‌ی باور، صدق و توجیه می‌آورد و به چالش می‌کشد. سپس درباره‌ی معیار و منابع معرفت سخن می‌راند.فصل دوم مربوط به معرفت شناسی خدانهاد است و نویسنده به تحلیل دیدگاه میرزا می‌پردازد. برای چیستی معرفت، با تذکر به علم شروع می‌کند و نشان می‌دهد معرفتی که گروه قبلی می‌گفتند، در نظر میرزا جایگاهی ندارد. در این راستا، به نفی ضرورت ابزار معرفت (مفهوم، استدلال و قیاس) اهتمام می‌ورزد و مغایرت معرفت را با حالات نفسانی می‌نمایاند. جالب است که این نگاه، در مباحث الفاظ و وجوشناسی میرزا ریشه دوانده.در فصل سوم، به بررسی و پاسخ انتقادات وارد شده بر ممشای میرزا مهدی می‌پردازد. تقسیم بندی ارائه شده، شامل نقدهای روشی (قیاس ارسطویی، فهم دینی، الفاظ و اخباری‌گری)، محتوایی (علیت، علم و تجرد)، انتسابی (شباهت با فلاسفه و عرفا و برخی مسائل جزئی فلسفه و دین) و مغالطی است.نویسنده نتیجه می‌گیرد که در طول تاریخ معرفت شناسی، این میرزای اصفهانی است که توانسته اثبات بدون توصیف معرفت را بی آنکه با حالات روانی‌اش خلط کند، در مقابل انکار و توصیفات غلط آن، مطرح کند و بر مبنای خود پایدار بماند. ایضا تذکار میرزای اصفهانی چه از نظر مبنا و چه از نظر بنا عاری از اشکال بوده و منعی برای پذیرش ندارد؛ لیکن شرط اساسی پذیرش آن، وداع با فضای خودبنیاد و دوری از تصورات و تخیلات در تبیین واقع است.</description>
                <category>ذرني</category>
                <author>ذرني</author>
                <pubDate>Sat, 23 Jul 2022 12:56:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قرآن شناسی امامیه در پژوهش‌های غربی</title>
                <link>https://virgool.io/@ZARNI/%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%D8%B1%D8%A8%DB%8C-f8qqcokyoenf</link>
                <description>سیدمحمدعلی طباطبایی - دارالحدیث  کتاب، حاصل گرآوری و ویرایش ترجمه‌ی ۷ مترجم از ۱۰ مقاله‌ی ۹ نویسنده به ۴ زبان انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و عبری است. قبل از مقالات، یک پیش‌گفتار و یک مقدمه دارد و سپس به معرفی کوتاهی از نویسندگان می‌پردازد. در پایان، برخی منابع قبلا ترجمه شده در حوزه‌ی موضوعات کتاب را معرفی می‌کند. پیش از نمایه، بخشی را برای توضیح اصطلاحات تخصصی کتاب در نظر می‌گیرد.در پیش‌گفتار، مسؤول پژوهشکده (انتشارات) به تبیین اهمیت کتاب و گامی که در انتقال نظرات اندیشمندان شیعه شناس به ادبیات فارسی برداشته اهتمام دارد. مقدمه را ویراستار ابتدا با همین مطلب شروع می‌کند. او توضیح می‌دهد که یک مقاله به عنوان درآمد درباره‌ی جایگاه قرآن و امام ع در ابتدا قرار دارد؛ سپس شش تا درباره‌ی تحریف و قرائات و سه تا درباره‌ی مصاحف. تغییر نگاه‌های مقالات در طول یک قرنی که نگاشته شده، به خاطر تنظیم بر اساس ترتیب تاریخی، هویدا می‌شود. طبق توضیحات، ترجمه‌ها -در عین پایبندی به متن- سعی شده شیوا و روان باشد. سپس در چند صفحه به معرفی نویسندگان می‌پردازد و آن گاه، وارد خود مقالات می‌شود:۱. قرآن یا امام؟ نگاه شیعه‌ی امامی به قرآنپاول زاندر - حیدر عیوضیبه سیر تطور اندیشه‌ی شیعه در مورد جایگاه و کاربرد قرآن می‌پردازد. تعاملات فقهی، کلامی و حدیثی را با این موضوع نشان می‌دهد. با توجه به مسأله بودن مصحف عثمانی، باور به محرف دانستن قرآن نزد تمام شیعه برای افرادی چون نولدکه، شوالی و گلتسیهر را توجیه می‌کند. به نظر خود نویسنده، اکثر امامیه از ابتدا همین قرآن موجود را پذیرفته اند، لیکن با جایگاهی پایین‌تر از آنچه اهل سنت، به خاطر جایگاه والای امام ع.۲. افزوده‌های شیعه به قرآنویلیام تیسدال - مریم ولایتی کبابیاندرباره‌ی کتاب &quot;دبستان مذاهب&quot; و منشأ پیدایش دو سوره‌ی الولاية و النورين -که نهایتا جعلی‌شان می‌داند- کنکاش می‌کند. از این جا دریچه‌ای برای بررسی اضافات به متن رسمی قران در نظر شیعه و سنی باز می‌کند. سپس به مجادلات میان مسیحیان و مسلمانان درباره‌ی تحریف نشدن کتاب مقدس هر یک اشاره می‌کند. در ادامه ۳۷ مورد از آیاتی که در روایات شیعه با اختلاف قرائت یا اضافات تفسیری بیان شده اند را -بدون دسته بندی و ترتیب خاصی- می‌آورد.۳. &quot;قرآن شیعی&quot;: بازنگری‌ای در برداشت‌های گلتسیهرجوزف الیاش - مهدی حبیب‌اللهیابتدا به رؤوس مسائل نگاه شیعه به قرآن اشاره می‌کند: مخلوق بودن قرآن، مجادلات با سنیان درباره‌ی اسباب النزول و تفسیر. می‌گوید با اختلاف قرائات کاری ندارد، بلکه به مدعیات کلامی، فقهی و سیاسی تاریخی می‌پردازد. ابتدا سخنانی از گلتسیهر نقل می‌کند و سپس در اصلاح آن‌ها همت می‌گمارد. نیز مروری بر دو سوره‌ی الولاية و النورين -که جعلی می‌داند- و تألیف کتاب دبستان مذاهب دارد. همچنین برخی روایات را در زمینه‌ی موضوعات مورد بحث به همراه شرح‌های خود می‌آورد.۴. یادداشتی در باب بررسی &quot;قرآن شیعی&quot;تاد لاوسن - محمدرضا امینبه کتاب منتشر شده‌ی آرتر جفری و کاستی‌هایی که در حوزه‌ی موضوعی آن کتاب وجود دارد اشاره می‌کند. نیز به تلاش‌هایی که در مورد مسأله‌ی رهیافت امامی به مصحف عثمانی انجام گرفته، مانند اصلاحات الیاش بر گلتسیهر، می‌نگرد. حاصل تحقیقات کلبرگ -بر اساس نظرات مرحومان هبةالدین شهرستانی و خویی- را باز می‌گوید: «باور به تحریف قرآن در میان شیعه یک استثنا است». در ادامه، موضوع تحریف قرآن را در کتب شیعه بر می‌رسد: الكافي، الصافي، نور الثقلين و البرهان؛ و -در نتیجه گیری- بر همان مدعای کلبرگ، صحه می‌گذارد.۵. دگرخوانش‌ها و افزوده‌های شیعه‌ی امامیه به قرآنمِئیر بَر-اَشِر - محمدعلی طباطباییهدف مقاله ارائه‌ی تحقیقی مستوفا در باب جمع آوری اختلاف قرائات شیعی و تکمیل کوشش آرتر جفری -که از منابع سنی بود- است. اما در آغاز، بر جلب توجه گلتسیهر به اختلاف قرائات تأکید می‌کند و پیدایش و ماندگاری این سنت در میان پژوهشگران بعدی را می‌نمایاند. این مقاله در دو بخش تنظیم شده است:{بخش اول}در میانه، ادعا می‌کند که شیعیان تنها پس از دوران آل بویه، بر تحریف نشده بودن قرآن اتفاق کردند که در آن زمان توانستند قدرت سیاسی به دست آورند و این به خاطر سابقا تحت فشار قرار داشتن آنان بود. اما این بخش درباره‌ی اصول زیربنایی بحث می‌کند:یک- اَشکال مختلف دگرخوانش‌ها؛ (الف) تغییر جزئی یک کلمه، (ب) جایگزینی کلمه، (ج) بازچینش ترتیب کلمات و (د) افزودن کلمات (&#x27;في علي&#x27; و &#x27;آل محمد&#x27; بسیار رایج است.).دو- تمایز میان دگرخوانش‌ها و افزوده‌های تفسیری؛ مثلا با عباراتی نظیر &#x27;نزل جبرئيل&#x27;، &#x27;هكذا نزلت&#x27; و ...، می‌توان اختلاف قرائت را نشان داد.سه- جایگاه دگرخوانش‌ها در تفسیر امامیه؛ دگرخوانش‌ها هم برای باورهای شیعه هم برای رد اهل سنت به کار می‌رفت. اما شیعیان عموما سعیی برای رسمی کردن این قرائات نداشته اند. نویسنده این دوگانگی را ویژگی شیعه می‌داند که در احادیث هم بازتاب یافته.چهار- مسأله‌ی سبعة أحرف؛ به واکاوی این قول در اعتقادات، احادیث و تفاسیر شیعه می‌پردازد.پنج- شباهت دگرخوانش‌های شیعی با میدراشِ یهودیِ אל תקרי (اَل تیقرِی: نخوان)؛ ال تیقری حاکی از آن است که کلمه‌ی خاصی در تلمود را -نه آن گونه که به نظر می‌آید، بلکه- باید طور دیگری خواند تا معنای تفسیری جدیدی حاصل شود. این بسیار شبیه دست بردهای شیعی در قرآن است؛ حتی شیعه می‌خواهد -نه تنها تفسیر جدید، بلکه- متن اصلی را ارائه دهد.{بخش دوم}تماما فهرستی -برگرفته از آثار تفسیری و حدیثی- شامل ۵۶ مورد دگرخوانش‌هایی است که در آن، ویژگیِ هویتیِ شیعی یافت می‌شود و البته خود نویسنده اقرار می‌کند که فهرستش کامل نیست.۶. مسأله‌ی تحریف قرآن در تفاسیر شیعه‌ی اثناعشریراینر برونر - مجید منتظرمهدیاهمیت تمامیت و وثاقت متن رایج قرآن را گوشزد می‌کند: (۱) کلام الهی بودن و (۲) اعجاز. این مسأله علاوه بر بعد کلامی، بعد تاریخی هم دارد. سابقه‌ی توجه به باور تحریف قرآن را در سفرنامه‌های جهانگردانی مثل آدام الیریوس، ژان شاردن و پل ریکاوت، نشان می‌دهد. سپس به ادامه‌ی راه در میان دیگر پژوهشگران -از آغاز پیدایش کتاب دبستان مذاهب با دُتاسی، کاظم‌بِگ و وایل، تا نولدکه و گلتسیهر- اشاره می‌کند و با الیاش، کلبرگ و امیرمعزی به پایان می‌برد. از نظر نویسنده، به جز حسین مدرسی که تحریف را دارای منشأ سنی می‌داند، همه‌ی محققان متفق القول اند که تا پایان قرن سوم هجری، عمده‌ی علمای شیعه معتقد به تحریف قرآن بوده اند. سپس در ادامه‌ی مقاله، تفصیلا به اثبات تاریخی مدعای خود می‌پردازد و در این میان، عنوان مستقلی را به &quot;فصل الخطاب&quot; میرزای نوری اختصاص می‌دهد. دست آخر، مطلب را با بحث نسبتا مطولی درباره‌ی ارتباط تقریب مذاهب با مسأله‌ی تحریف قرآن به پایان می‌رساند.۷. جریان‌های مختلف در آثار تفسیری شیعه‌ی امامیه‌ی متقدماتان کلبرگ - محمدعلی طباطباییابتدا به اهمیت آثار تفسیری -به طور کلی- اشاره می‌کند و سپس نگاه خود را بر روی کتاب سیاری متمرکز می‌سازد. پیش از ورود جزئی به تفاصیل آن، نکاتی چند درباره‌ی ادبیات تفسیری شیعه متذکر می‌شود: خط سیر تفسیر امامیه‌ی متقدم (باطنی + لفظی) و گستردگی دگرخوانش‌ها (از نظر تفاوت با متن عثمانی: تغییر اعراب، جایگزینی واژگان، تغییر ترتیب واژگان، افزودن واژگان و یا ترکیبی از این موارد / از نظر محتوا: دارای ماهیت امامی [آشکار و ناآشکار] یا فاقد آن). مترجم فقط بخشِ &quot;گزیده‌هایی از قرائات کتاب سیاری&quot; (شامل ۹۱ شماره) را ترجمه کرده و معرفی شخصیت و کتاب او را به آثارِ دیگرِ نویسنده‌ی مقاله احاله داده است. نویسنده در پایان، نتیجه می‌گیرد که کتاب سیاری از الگوی رایج در تفسیر امامی متقدم انحراف نداشته و این قرائات به جهت تغییر معنای آیات آمده اند.۸. موادی برای متن قرآنآرتر جفری - محمدعلی طباطباییمقاله‌ای مختصر است درباره‌ی مصحف امام علی ع و مصحف امام صادق ع؛ ایضا اختلافات آن‌ها با مصحف عثمانی.۹. متون مقدس معتبر در تشیع امامی متقدماتان کلبرگ - محمدرضا امینبخش اول را درباره‌ی نواقص مصحف عثمانی در مقابل مصحف علی ع¹ به نظر شیعیان و تکاپوی این باور در طول زمان سخن می‌راند. بخش دوم را هم به سایر متون مقدس موجود نزد اهل بیت ع (مانند صحف انبیای پیشین ع، جفر، جامعه، مصحف فاطمه س، دیوان و ...) اختصاص می‌دهد. در بخش سوم اما به ارتباط غیبت و ظهور امام دوازدهم ع با آن میراث می‌پردازد.¹ در حین نوشتن این سطور، یاد این عبارت افتادم: «الدهر أنزلني ثم أنزلني حتى قيل ...»قاسوك أبا حسن بسواك     وهل بالطود يقاس الذرأنى ساووك بمن ناووك     وهل ساووا نعلي قنبر۱۰. &quot;کتاب فاطمه&quot;؛ قرآنی شیعی؟خالد سنداوی - سعید کریم‌پورمطابق عنوان، پس از مقدمه‌ای درباره‌ی ویژگی‌های امام ع در باور شیعه، موضوعات مورد بحث مقاله از این قرار اند: تنزیل، محتوا و محل کتاب فاطمه س، استفاده‌ی ائمه ع از آن و مقایسه‌اش با قرآن. در پایان، نتیجه می‌گیرد که قرآن و مصحف فاطمه س -علی رغم انکارهای شدید شیعیان- دارای مطالب مشترک و نقاط تشابه زیادی هستند: نام (مصحف)، منبع تنزیل، بعضی آیات و اسباب نزول آن‌ها و ...</description>
                <category>ذرني</category>
                <author>ذرني</author>
                <pubDate>Sat, 23 Jul 2022 12:48:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سه گفتار در باب اخلاق معارفی</title>
                <link>https://virgool.io/@ZARNI/%D8%B3%D9%87-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81%DB%8C-psng2gcozys4</link>
                <description>محمداسماعیل مدرس غروی - نشر آفاقکتاب دارای یک پیش‌گفتار و یک مقدمه‌ی کوتاه و سه گفتار است.در مقدمه و پیش‌گفتار در اهمیت مباحث اخلاق، به چند حدیث اشاره می‌شود. می‌گوید که این کتاب حاصل درس‌گفتارهای آقای محمداسماعیل مدرس غروی است. راهی که برای معارف اخلاقی پیش گرفته می‌شود، بیانات اهل بیت ع و نشان دادن اختلاف مشی محمد غزالی -که اهمیت و پیروان زیادی دارد- با آن است.گفتار اول به اخلاق از دیدگاه غزالی و انتقاد بر آن می‌پردازد. راهی که غزالی پیشنهاد می‌کند، اکتساب اخلاق حسنه بر اساس معالجه‌ی امراض روحی به ضد آن‌ها است، مانند آنچه اطبا برای امراض جسمی پیش می‌نهند. اما این نظریه به خاطر زمان‌بر بودن و مقدورِ همگان نبودن (از نظر تمکنات مادی و استعدادات نفسانی) نقد می‌شود؛ نیز اینکه امراض جسمی با روحی قابل قیاس نیست.اخلاقی که پیامبر ص ارائه می‌کند، تعلیمی و اکتسابی نیست. برای کسب اخلاق کریمه، باید به پیامبر ص رجوع کرد؛ چه ایشان بر خُلق عظیمی است. برای تضمین این امر، هرگز نباید از خدا غافل شد، زیرا او غنای ذاتی دارد (استدلالات دیگری هم ارائه می‌شود). باری، اساس اخلاق اسلامی معرفة الله است.گفتار دوم به تأثیر عوامل خارجی در اخلاق می‌پردازد که آیا منجر به جبر می‌شود یا نه. نه می‌توان آن مؤثرات را کاملا نفی کرد و نه می‌توان آن‌ها را موجب نفی اختیار دانست. بلکه در معارف اهل بیت ع، مفهوم امر بین الامرین آشکار می‌شود. در این میان، به بحث طینت اشاره می‌کند که در کنار طاعت و عصیان در عالم اظله، منشأ اختلاف مؤثرات می‌شود. وانگهی ظرف قدرت و اختیار، متأخر از جمیع مقتضیات است.گفتار سوم را -که می‌توان در تکمیل گفتار قبلی‌اش دید- به بررسی افعال تکوینی صادره از خدای متعال و انسان مختار اختصاص می‌دهد. اولا قدرت خدا بر جمیع کائنات غالب است که تفویض نشده و این با اصل علیت مغایرت دارد. ذکر و دعا هم در تغییر مؤثرات و مقتضیات -که خود باذن الله واقعا عمل می‌کنند- اثر می‌گذارد. ثانیا قدرت انسان در حین فعل بر مقتضیات غالب است، در عین املکیت خدا. لذا انسان آیه‌ی قادر مختار بودن خدا است. از این جا باب ریاضات و مجاهدات، توفیقات و خذلانات و امتحانات و اختبارات باز می‌شود.</description>
                <category>ذرني</category>
                <author>ذرني</author>
                <pubDate>Sat, 23 Jul 2022 12:28:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر</title>
                <link>https://virgool.io/@ZARNI/httpsvirgooliothegrandzarni%D8%B4%D8%B9%D8%B1-giepdv8yslt7</link>
                <description>گلستانی پر از گل بود جاییکه هر بلبل در آن می‌زد نواییگروهی از گلان بر رنگ آبیگروهی سرخ و دیگر ارغوانییکی نرگس، یکی سوسن، یکی رزو بوی هر یکی خوش تر ز عنبرسراسر جلوه‌ی سیمرغِ خوش‌بوز عطر رنگ‌رنگینش معطّرولیکن پشت‌ها بر پشت هم بودکه هر گل دیگری را بود غم‌خوارکنار هم خوش و خرّم به خوبینه جنگی و نه ننگی و نه پیکار«دُرَفشان لاله در وی چون چراغی»ولی دودش چو خود خوش‌بو و رخشاننبود آن جا ز رنگ بد نشانیبه لطف بی‌شمار نیکِ نیکاندو دست پر ز لطف پر ز جودشسر بستان‌سرا می‌کرد شانهبرای هر گلی مهرش بهارانبرای بلبلان هم آشیانههر آن لحظه که همّی بود و غمّیبه یاد او از آن جا زود می‌رفتگر آتش هُرم خود در باغ می‌بردبه بیرون سرخوش و بی‌دود می‌رفتبر این منوالِ خوش ایّام سر شدشباشب، روزروز از یمن آن مردهمه در سایه‌سار صاحب خودبدون سختی و بی‌رنج و بی‌درداز آن جا که پس از هر باغ سبزیخوشی و خرّمی آخر سرآمددر آن ابر بهاران نوازشبساط ناسپاسی هم درآمددگر گرمی نماند از سوز سردیکه از اعماق جان‌هاشان وزان شدپس از فرتوتی مام بهارانزمان زادن فصل خزان شدگلان از یاد برده این که حتّیبه مرد باغبان عرض سلامیگذشت ایّام تا آن جا که روزینماند از رادمردِ نیک، نامیبرای مدّت دوری سر باغبدون شانه و ژولیده می‌ماندز فرط دوری‌اش دل‌ها پر از خونو چشمان، جملگی غم‌دیده می‌ماندمیان جمع گل‌ها، گل‌نمایاننموده رخنه و جایی گزیدهبه جای گلبن و گلبرگِ گل‌رنگبه دورش رشته‌ی خاری تنیدهدو دست باغبان، از خارِ آن‌هاپر از زخم و جراحت بود انگاردمادم می‌نشست از دوری اوبه روی قلب هاشان درد زنگارفغان‌هایی ز درد از هجر سوزانبه سوی آسمان هر شب روان بودکه مرد باغبان، چون قرص خورشیدبه زیر ابر تنهایی نهان بوددر این وضع اسف‌بار جداییهوا هر روز سرد و سردتر شددل گل‌ها یکایک مرد و خشکیدصدای بلبلان هم پر شرر شد«شبی در محفلی با آه و سوزی»یکی از بلبلان آواز می‌خواندچه پر اشک و پر از درد و پر از آهگلان را سوی یک پرواز می‌خواندبیایید ای گلان سوی هواییکه بوی باغبان از آن برآیدو گر نه آرزوی دیدن اوبه همراه دم آخر درآیدگروهی از گلان همراه او شدامید آن که رسد بر مقصد آخِربه شوق مردِ مردان، نیکِ نیکانشده بر کوی او یک‌یک مسافرو دیگر بلبلی با شور و غوغاکه بر خاک سیاه غم نشستهبه همراه دو چشم مانده بر راهو با صوتی حزین و چشم بستهگلان را خواند سوی جنبشی سرخبه جنگ خار گل‌های گلستان«کجایید ای شهیدان خدایی؟!»کجایید ای هواداران یاران؟!یکی دیگر به راه خود فراخواندیکی دیگر به راه ترک و عزلتیکی دیگر به راه آسمان‌هایکی دیگر به راه جوش و غیرتخروش بلبلان از باغ برخاستگلان هر یک پی آنان سرازیرولی دل‌ها پر از خون جگرهاو جان‌ها خسته و با مرگ، درگیرمیان بلبلان بلوا به پا شدغبارش روی گل‌ها سایه افکندفغانِ دل‌خراش از یارِ بی‌یارمبدّل شد به زهرِ تندِ تلخندمقصّر هر یکی، آن دیگر انگاشتو جز خود، جمع را محکوم می‌کردچه چیزی واقعاً گلبرگِ گل راز دست باغبان محروم می‌کرد؟!چرا از باغ خوبان باغبان رفت؟چرا نرگس دگر بویی ندارد؟چرا بی‌چارگان بی‌چاره گشتند؟چرا چشمان دگر سویی ندارد؟در آخر هر یکی بر راه خود رفترهاورد رهش را دوست می‌داشتبه زعم خود درون باغ نیکیلوای بازگشت باغبان کاشتدر این اثنا، غم هجران نهان شدبه دست بلبلانی که شهیر اند«بر آی ای آفتاب صبح امّیدکه در دام شب هجران اسیر» اندالا ای باغبان باغ خلقتطلوع رحمت باری تعالیچراغ روشن شب‌های تاریکگل گم‌گشته،‌ ای ماه دل‌آرابدون لطف تو پژمرده گشتیمبدون آفتاب افسرده ماندیمبدون چهره‌ات رو‌های ما زردبدون ماهِ شب درمانده ماندیمبه دور از تو گلان رنگی ندارندبیا تا روی‌ها رنگی بگیرد«میان دیدگان خون در عبور است»ولی خون جای دل‌تنگی نگیردبیا که زندگانی بی تو سخت استدل گل‌ها دگر طاقت نداردبه دوریِ هزار و چند سالهکلوخ و سنگ هم عادت نداردامید است این که تا میعاد محشرگلان سر را ز پایت بر ندارندو گر نه بهترین حالت همین استهمین وقت و همین جا جان سپارند</description>
                <category>ذرني</category>
                <author>ذرني</author>
                <pubDate>Tue, 30 Mar 2021 00:55:16 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>