<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های زینب کوهیار</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ZAYNAB.KOOHYAR</link>
        <description>کارشناس علوم ارتباطات/</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 13:39:24</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/429709/avatar/QXWbDF.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>زینب کوهیار</title>
            <link>https://virgool.io/@ZAYNAB.KOOHYAR</link>
        </image>

                    <item>
                <title>4 نکته درباره بهبود سطح زبان انگلیسی</title>
                <link>https://virgool.io/@ZAYNAB.KOOHYAR/4-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B3%D8%B7%D8%AD-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-pzfmr6lqe1jx</link>
                <description>اگر سال ها زبان خواندید اما هنوز در برقراری ارتباط با مردم به زبان دوم مشکل دارید، این متن برای شماست. من  از این تمرین ها برای بهبود مهارت writing در انگلیسی شروع کردم، اما در همه مهارت ها از آن نتیجه گرفتم. کابوس گرامر شاید باور نکنید اما غلط نوشتن، بخشی از نوشتن است، حتی وقتی می خواهیم به زبان مادری بنویسیم.پس، از غلط نوشتن به زبان خارجی نترسید.نکته اصلی در انجام این تمرین، ثبت روزانه کلمه هایی است که در ذهن دارید، و البته کلمه های تازه ای که به ذهن می سپارید.در ساده ترین حالت، می توانید با هر کلمه ای که می دانید، یک جمله بسازید اما سازنده تر، نوشتن بیش از یک جمله با کلمه هایی است که یاد گرفته اید.اما غیر از جمله سازی، دیگر چه بنویسیم؟خاطرات روزانه از مهم ترین و کاربردی ترین موضوع ها برای نوشتن به زبان انگلیسی است. اما اگر دوست ندارید روزمرگی ها را ثبت کنید، موضوع های دیگری هم وجود دارد.بعضی افراد، شنیداری اند و حس بینایی بعضی آدم ها، از دیگر حواس آن ها در ارتباط با محیط قوی تر است. اگر در دسته اول قرار می گیرید، تلاش کنید هر چه می شنوید را، روی کاغذ به انگلیسی بنویسید. اگر در دسته دوم قرار می گیرید، گوشه ای از خانه، کافه، پارک، و ... بنشینید و هرچه می بینید، بنویسید.تلاش کنید در ادامه، در متن همان روز یا روزهای آینده، محدود به آنچه می شنوید و می بینید، باقی نمانید و درباره حس ها و قضاوت ها هم بنویسید.برای مثال، اگر در کافه ای نشسته اید، می توانید افراد را توصیف کنید، درباره روابط بین آدم ها فکر کنید، درباره نوشیدنی ها و خوراکی ها بنویسید و ...ممکن است فکر کنید دایره لغات شما در زبان دوم برای توصیف حس ها و قضاوت ها کافی نیست. در این شرایط هم راه بسته نیست. دو گزینه پیش روی شماست.اول، از یک کتاب لغات برای پیدا کردن کلمه جدید استفاده کنید (می توانید از اپلیکیشن ها هم کمک بگیرید).دوم، تلاش کنید تا جای ممکن، از کلمه هایی که می دانید برای توصیف حس ها، قضاوت ها و آدم ها استفاده کنید. برای مثال، اگر نمی دانید به آدم بدعُنق در انگلیسی چه می گویند، می توانید برای توصیف چنین آدمی در محیط اجتماعی که حضور دارید، از عبارت هایی مثل He makes everyone uncomfortable استفاده کنید. ضمن اینکه می توانید از ترکیب های شناخته شده برای توصیف وضعیت ها و آدم ها بهره ببرید. برای مثال، همه در سطح متوسط در زبان انگلیسی می دانند که اضافه کردن پسوند anti معنای متضاد و مقابل از کلمه می سازد. می توانید برای توصیف آدمی که حال جمع را خراب می کند، از واژهanti-social هم استفاده کنید.یک جمله، تا یک صفحهدر تمرین زبان با اتکا به نوشتن، طول متنی که هر روز می نویسید، اهمیت چندانی ندارد. مهم نوشتن حتی یک جمله مرتبط با زندگی روزمره شماست که به ماندگاری کلمه ها و عبارات در ذهن شما کمک کند. اگر بتوانید در هر تمرین یک تا سه پاراگراف بنویسید، بهتر است، با این حال نکته مهم، کمک گرفتن از نوشتن برای به خاطر سپردن است. با توجه به این هدف، این تمرین را انجام دهید. بخوانیدجمله، یک پاراگراف یا متن بیش از سه پاراگرافی را که در روز نوشته اید، با صدای بلند بخوانید. اگر بتوانید مقابل آیینه ای بایستید و متن را بخوانید، بهتر است. ممکن است در روزهای اول، نتوانید با تصویرتان در آیینه ارتباط برقرار کنید. اما فراموش نکنید این تمرین به معاشرت شما با زبان دوم، کمک می کند. استمراراستمرار، کلید اصلی اثربخشی انجام هر تمرینی برای بهبود مهارت های شما در زبان دوم است. به همین دلیل، تلاش کنید این تمرین را با کمترین میزان استرس و گره زدن به تفریح و روزمرگی های زندگی ادامه دهید.امیدوارم این تمرین به شما کمک کند. اگر تجربه ای مشابه از انجام هر تمرینی برای بهبود زبان انگلیسی دارید، در بخش کامنت آن را بنویسید.</description>
                <category>زینب کوهیار</category>
                <author>زینب کوهیار</author>
                <pubDate>Wed, 16 Oct 2024 14:23:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسافر و گوشی که بهتر می شنود</title>
                <link>https://virgool.io/@ZAYNAB.KOOHYAR/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%B1-%D9%88-%DA%AF%D9%88%D8%B4%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%AF-ztxy8zsmmhn4</link>
                <description> سفر رفتن کمک می کند در مهارت شنیدن پیشرفت کنید. شنیدن، به ظاهر کاری در حمایت از دیگران به نظر می رسد درحالیکه منفعت اصلی از شنیدن نصیب شنونده می شود، نه گوینده.  بخش عمده ای از مردم جوامع، شنیدن را مهارتی می دانند که فاقد منافعی برای شنونده است. به همین دلیل شنیدن در بسیاری از جوامع کمتر مورد توجه قرار گرفته است.  با این حال در بسیاری از جوامع در حال توسعه، مهارت شنیدن در محیط کار و زندگی مشترک تدریس می شود. جست وجو درباره چگونگی بهتر شدن در شنیدن در فضای مجازی، هر جوینده ای را به فهرستی از نکات آموزشی در این زمینه می رساند اما مهم تر از این ها، تمرین این نکته هاست. سفر، بهترین زمان برای تمرین مهارت شنیدن است. تمرین مهارت شنیدن در سفر سخت نیست. در واقع می توان گفت با سفر رفتن این مهارت را بدون اینکه بدانید، تقویت می کنید. اما چطور؟ تمرکز از اصلی ترین نکته ها در تقویت شنیدن تمرکز است و محال است یک مسافر پیش از سفر تمرکز را کنار بگذارد. حتی در سفر به مقاصد تکراری، لازم است به نکته هایی درباره امنیت مسیر دقت کنید. پیش از سفر، هر مسافری شروع به جست وجو می کند و تلاش می کند از منابع معتبر درباره مسیر، بهترین شیوه های رسیدن به مقصد از نظر اقتصادی و امنیتی اطلاعاتی کسب کند. این یعنی مسافر مجبور است به منابع معتبر گوش کند که لزوما شامل رسانه ها و پلیس راه نمی شود. گاهی پیش از انجام سفر مجبورید از اطلاعات دیگر مسافران در شبکه های اجتماعی استفاده کنید، گاه مجبورید به افرادی که پیش از شما به مقصد سفر کرده اید زنگ بزنید و درباره بسیاری از نکات مورد نظر از آن ها بپرسید و پاسخ آن ها به پرسش هایتان را بشنوید، و این بهترین تمرین برای بهتر شدن در شنیدن است. خداحافظی با پیشداوری هااز مهم ترین دستاوردهای سفر، کنار گذاشتن پیشداوری ها درباره نژادهای مختلف و قومیت هاست. نکته جالب اینکه از مهم ترین دلایل نشنیدن، حتی نشنیدن اعضای خانواده، پیشداوری آن هاست. زمانی که سفر کنید، می بینید که جهان و انسان در چه تنوع عظیمی آفریده شده و برای شناخت آن به کاوش بیشتری نیاز دارید. سفر و معاشرت با آدم ها از نژادها و قوم های مختلف به تواضع هرچه بیشتر مسافر کمک می کند و این به معنای بهبود مهارت شنیدن پس از خلاصی از اسارت پیشداوری هاست. معجزه پرسیدن مسافر، تنها یک مسافر نیست. او یک جست وجو کننده و کاشف است.مهم ترین نکته در زندگی یک جست وجو کننده و کاشف تکیه  بر ستون پرسش است. زمانی که به عنوان یک مسافر_کاشف به مقصدی می رسید، درباره فرهنگ، غذا، آداب و رسوم و اماکن تاریخی و آیین های مردم مقصد می پرسید تا به نگاه خود درباره تفاوت های مردم مقصد با مردم مبدا شکل و شمایل ببخشید. اما این شکل و شمایل بخشیدن نه صرفا با طرح سوال بلکه با انتظار برای دریافت پاسخ انجام می شود. سفر، در حقیقت تمرین جست وجوگری است و این به معنای تمرین پرسشگری، و انتظار برای شنیدن پاسخ است. هیچ مرزی برای تجربه در سفر وجود ندارد. سفر، حتی در انواع غیر کاوشگرانه و هیجان برانگیز آن، پر از تجربه و آموزش مهارت های اجتماعی است. شنیدن یکی از مهارت هایی است که در مسافر تقویت می شود. مهارت های دیگر چیست؟ </description>
                <category>زینب کوهیار</category>
                <author>زینب کوهیار</author>
                <pubDate>Mon, 29 Jul 2024 17:28:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شنیدن گم شده است؛ چرا باید پیدایش کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ZAYNAB.KOOHYAR/%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%86-%DA%AF%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-ynu0kf5kf3k6</link>
                <description>شنیدن یک  مهارت است و تقویت آن کار سختی به نظر نمی رسد. یک جست وجوی اینترنتی ساده کافی است تا مهارت های بهتر شنیدن را پیدا کنید اما پیش از آن، بد نیست بدانید که چرا شنیدن مهم است و چرا باید شنید؟می دانید چرا شنیدن مهم است؟ برای روزهایی مثل همین روزها! برای روزهایی مثل روزهای پیش از انتخابات در کشورهای مختلف که هرکسی بلندگویی به دست گرفته و دارد فریاد می کشد. چه کسی این فریادها را می شنود؟ چه کسی به درستی آن را درک می کند و براساس آنچه درک کرده به درستی تصمیم می گیرد؟ بگذارید ساده تر به آن نگاه کنیم؛ چه کسی فرایند فکر کردن و استفاده از عقل را طی می کند؟ که شنیدن یکی از مهم ترین مراحل آن است.تا به حال به خاطر اینکه حرف کسی را گوش نکرده اید، سرزنش شده اید؟ زوج های جوان ( و متاسفانه میانسال و پیر) را دیده اید که در بگومگوهای روزمره یکدیگر را متهم می کنند که تو اصلا نشنیده ای من چه گفته ام؟!شنیدن مهم است، اما اکثر ما به اشتباه طالب شنیده شدن هستیم. دوست داریم کسی ما را درک کند درحالیکه پیش از آن، خودمان تلاشی برای درک دیگران نکرده ایم.بگذارید از معجزات شنیدن بیشتر بشنویم.متیو پری، بازیگر نقش چندلر بینگ در سریال پرطرفدار فرندز، در کتاب خاطراتش می نویسد بعد از بازی در یکی از فصل های سریال فرندز، بالاخره جایزه امی را گرفته است. او می نویسد «کار زیادی در آن فصل نکردم. خیلی ساده، تنها تصمیم گرفتم به جای حرف زدن گوش کنم. همین!» و همین تلاش ساده به نتیجه ای خوب در کارنامه کاری او انجامید.البته شنیدن تنها در زندگی کاری کارآمد نیست. شنیدن کمک می کند به طور عمومی سطح کیفیت زندگی را بالا ببرید. به طور حتم، چه در ایران چه در هرجای دیگر در این جهان به منافع مالی هر نوع تغییر رفتاری فکر می کنید اما بد نیست بدانید که نتایج حاصل از تلاش برای شنیدن به جای انتظار مداوم برای شنیده شدن، بخش کوچکی از میوه این تغییر رفتار است.مهم ترین نتیجه شنیدن، که در ظاهر تلاشی به نفع دیگران اما در باطن کمکی بزرگ به شخص شنونده است، تفکر بیشتر و بهتر است. شنیدن تمرینی برای افزایش سطح ارتباطات موثر در محیط های مختلف و هماهنگی و همراهی بیشتر برای ساختن است. شنونده خوب، به متفکر خوب و در نهایت نتیجه گیرنده خوب تبدیل می شود. کسی که در بین اجتماع دوستان و همکاران جایگاه قوی تری از یک منتظر همیشگی برای شنیده شدن پیدا کند.شنونده خوب، همدرد و همراه خوبی برای همه است.نکته پایانی و از بهترین میوه های شنیدن دیگران، دور شدن از قضاوت هایی است که پس از مدتی مثل خوره در ذهن انسان عمل می کند. وقتی می شنوید دیگر قضاوت نمی کنید و در درون درگیر مناسبات بیهوده برای کشف دیگران نمی شوید.شما درباره شنیدن چه فکر می کنید؟نظر خود را کامنت کنید.zaynab.koohyar@gmail.com ایمیل نویسنده برای ارتباط بیشترنسخه انگلیسی مقاله را اینجا بخوانید. </description>
                <category>زینب کوهیار</category>
                <author>زینب کوهیار</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jul 2024 15:03:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشتن از تجربه شخصی در فضای مجازی فارسی؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@ZAYNAB.KOOHYAR/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-oi5azorkdeci</link>
                <description>از اردی بهشت امسال، دیگر خبرنگار جایی نیستم. مصاحبه های رسمی و تلفنی گذشته، جایش را به صحبت های   گاه گدار اما هدفمند با آدم های دور و نزدیک درباره تجربه های شخصی داده است. تجربه هایی که طرح آن ها در فضای مجازی، البته نه نوع فارسی آن، برای آدم های سراسر جهان جذاب است. درست است. شاید باور نکنید اما مردم، حتی در شبکه ای مثل مدیوم به داستان ها و جنبه های شخصی زندگی نویسندگان بیش از هر چیز دیگری اهمیت می دهند. اینکه شما از مشکلات فردی، چالش های زندگی و کار و تجربه های شخصی در جمع های مختلف بنویسید، خوانندگان بیشتری را به صفحه شما می کشاند. و این در مدیوم یعنی بالا رفتن بازدید صفحه شما، افزایش پیوند مخاطب با مطلب شما و در نهایت، پول! راه حل های درست، نزدیک تر به واقعیت و تجربه شده مخاطب بیشتری پیدا می کند، و این بد هم نیست. اصلا هدف نهایی از به اشتراک گذاری تجربه های فردی چیست؟ اینکه بهم کمک کنیم. راه های ساده و کم هزینه تر برای بهتر زندگی کردن را پیدا کنیم و ... از این دلایل پسندیده که در قالب هزاران جمله می گنجد کم نیست، اما درد این است که همه این حرف ها، دلایل و استدلال ها در ذهن من و گفت وگو با دوستان و اطرافیان درباره مسائل زندگی شان، قرار نیست در فضای مجازی فارسی به اشتراک گذاشته شود.  من امروز به عنوان یک نویسنده در شبکه اجتماعی مدیوم، برای به حرف درآوردن آدم ها، خیلی بیشتر از آنچه فکر کنید از این دلایل ریز و درشت را کنار هم می چینم. اما هم من، هم آن نفر مهربان، که البته تجربه اش بدون اشاره به اسم و رسمش به اشتراک گذاشته می شود، خیالش راحت است که خبری از فضای مجازی فارسی نیست و این تجربه به گوش همزبانش نمی رسد. این خیال راحت من و آن ها،  خوب اما دردآور است. به ویژه زمانی که خودمان در مهلکه ای گرفتار می شویم.  در این مهلکه ها غیر از تخصص پزشک و متخصص، بی نیاز از دانستن درباره تجربه شخصی افرادی که مسیری سخت را تجربه کرده اند، نیستیم. اما کو کسی که برایمان بگوید؟من این تجربه را دارم. دو سال پیش، براساس یک ناهنجاری مادرزادی و نامعلوم مجبور به انجام یک عمل جراحی سنگین و درگیری با بیش از دو سال تغییرهای جسمانی و روانی شدم. در آن روزها، به شنیدن تجربه های دیگران بیش از هرچیز دیگری محتاج بودم. پزشک ها خوشحال از جراحی که با کمترین آسیب انجام شده بود، درباره نبرد طولانی و درگیری های مزمن حرفی نمی زدند، و این نیاز من بیمار به شنیدن تجربه های دیگران برای اصلاح زندگی ام را دوچندان می کرد. ضمن اینکه بعد از بیماری های سنگین، به ویژه برای کسی که مثل یک انسان عادی کار و زندگی و ورزش می کرده، به اشتراک گذاشتن حالت های درونی و نیازهای تازه پدید آمده کمک کننده است. اما برای کسی مثل من، چنین فرصتی هرگز فراهم نبود. یک سال بعد از جراحی، تصمیم گرفتم تجربه هایم را در ویرگول بنویسم. اما ترسیدم و دلیل این ترس هنوز برایم مشخص نیست. البته بگویم که این ترس، از اضطراب یادآوری دشواری های بعد از جراحی نمی آمد.این ترس، از محیطی که قرار بود تجربه را در آن به اشتراک بگذارم، ریشه می گرفت. حالا، تصمیم گرفتم مراحلی که برای بهبودی بعد از جراحی سپری کردم، چالش ها و شکست هایم را به اشتراک بگذارم. اما این بار، باز در مدیوم، و نمی دانم چرا هنوز درباره فضای مجازی فارسی برای حرف زدن از تجربه شخصی نگرانم. </description>
                <category>زینب کوهیار</category>
                <author>زینب کوهیار</author>
                <pubDate>Mon, 19 Feb 2024 18:35:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور برای محیط زیست کاری کنم وقتی سرم شلوغ است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ZAYNAB.KOOHYAR/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%85-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D9%85-%D8%B4%D9%84%D9%88%D8%BA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-eqcczs6owtvk</link>
                <description>برای طبیعت نگرانی؟به محیط زیست و نسل های آینده فکر می کنی که چیزی از جنگل ها و بیابان ها و دریاها برایشان باقی نمی ماند؟دوست داری برای طبیعت کاری کنی اما وقت نداری؟devdiscourseعکس از سایت اگر پاسخ تو به این پرسش ها مثبت است، تو یکی از هزاران و میلیون ها نفر ایرانی به شمار می روی که برای کشورت، نسل های آینده و کره زمین دغدغه مندی، اما بهانه های بسیار باعث می شود در هیچ رویداد مرتبط با محیط زیست حضور پیدا نکنی و هیچ کتابی در این باره نخوانی.شاید هم فکر می کنی کاری از تو بر نمی آید چراکه با کارهای بزرگ و جنبش های همه گیر است که می توان جلوی خشک شدن دریاچه ها و قطع درخت ها را گرفت.بسیاری از ما، خودکم بینانه اثر خودمان در حفظ محیط زیست و نگهداری از منابع طبیعی را کتمان می کنیم. درحالیکه این روزها، اثر گام های کوچک و تدریجی در تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و مهم تر از همه این ها، زندگی فردی بیش از همیشه مورد توجه قرار گرفته است. این یعنی ما هم موثریم. اما چطور؟به زندگی تان نگاه کنید.روزها از خواب بیدار می شوید، صبحانه می خورید و به محل کار می روید.حتی اگر با خودروی شخصی تان رفت و آمد کنید، شما در خیابان اولین معاشرت ها با اجتماعی که در آن زندگی می کنید را آغاز می کنید.با همکاران در محل کار صحبت می کنید.بعد از کار با خانواده یا دوستانتان در ارتباط اید.مجموع این افراد، ارتباطات واقعی شما در جهان را شکل می دهند.با توسعه شبکه های اجتماعی، ارتباطات مجازی شکل گرفته است. کمتر کسی را می بینید که در یکی از شبکه های اجتماعی فعالیت نکند. در این شبکه ها شما با انبوهی از جمعیت دیجیتال سروکار دارید که هرکدام تجربه ها، ایده ها و علائق و فعالیت هایشان به اشتراک می گذارند.اگر دستکم 15 دقیقه در روز را در این فضا می گذرانید، به این معناست که وقت کافی برای انجام کاری برای محیط زیست را دارید.بیایید از کمترین کاری که می توانید انجام دهیم شروع کنید.در این جمعیت دیجیتال، کافی است کلمه هایی مثل محیط زیست، طبیعت، تفکیک زباله و... را جست وجو کنید.آدم های فعال در این زمینه را پیدا کنید و آنچه به اشتراک می گذارند را لایک کنید. پست هایی که فکر می کنید اشتراک آن برای مخاطبان شما هم خوب است را دوباره به اشتراک بگذارید.درباره پست ها نظر بدهید، بپرسید  و کسانی که در زمینه حفاظت از محیط زیست و حفظ طبیعیت کار می کنند را تشویق کنید.هر توجهی که در فضای مجازی به مسئله حفاظت از محیط زیست نشان می دهید، باعث می شود فرصت حرف زدن در این زمینه برای فعالان این حوزه بیشتر شود.پس از مدتی این محتوا به معاشرت های شما در جهان واقعی شکل و شمایل دیگری می بخشد. با همکار، دوست و آشنا در این باره حرف می زنید و این عالی است.اما این تنها نتیجه ای نیست که به آن می رسید.بد نیست بدانید که احتمال حضور شما در رویدادهای مربوط به حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی پس از حضور مجازی تان افزایش پیدا می کند.مهم تر از این، تغییر سبک زندگی شماست.محتوایی که دریافت می کنیم، به سبک زندگی ما شکل می دهد. در اینستاگرام زیاد می بینید که کسی چطور زباله اش را تفکیک می کند، با چه روش هایی پلاستیک کمتری استفاده می کند و مصرف کاغذ چطور به کمترین میزان می رسد.پس از مدتی، شما دیگر خواننده این محتوا نیستید بلکه توصیه ها را اجرا می کنید. لزومی ندارد از انجام کارهای بزرگ شروع کنید. زمانی که شما می خوانید که تفکیک زباله های خشک از تر چه اثر مثبتی در طبیعت دارد، این کار را انجام می دهید بدون اینکه بیش از آنچه باید، از زمان و جیب هزینه کنید.احتمالا شما به عنوان کسی نگران طبیعت است، از دریافت رسید پس از خرید از فروشگاه خودداری می کنید اما زمانی که بدانید صنایع کاغذ از آلاینده ترین صنایع در جهان است، بیش از گذشته دست رد به مصرف هرچه بیشتر کاغذ می زنید.حفاظت از محیط زیست، می تواند به همین اندازه ساده در زندگی هر یک از ما آغاز شود.</description>
                <category>زینب کوهیار</category>
                <author>زینب کوهیار</author>
                <pubDate>Sat, 04 Nov 2023 13:21:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از کار داوطلبانه هم می شود پول درآورد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ZAYNAB.KOOHYAR/%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF-b22agjssfwvw</link>
                <description>شاید الان کمتر کسب وکاری سراغ کسی برود و از او بخواهد بدون دریافت پول برایش کار کند. اما کار داوطلبانه، البته نه با این عنوان، در جامعه ایرانی سابقه ای طولانی دارد. این سابقه به اندازه ای است که می توان هنوز آن را در گوشه و کنار محله ها و شهرهای مختلف ایران دید. راستی! شده در مغازه یکی از رفقا چند ساعتی را بگذرانید و به او در فروش محصول کمک کنید؟ همسایه از شما کاری خواسته که بدون دریافت پول برایش انجام دهید؟ مثل تعمیر وسیله برقی که خراب شده یا گرفتگی لوله آب و عوض کردن پوشال کولرهای آبی؟ کسی از فامیل مزرعه یا باغچه ای دارد که در فصلی از شما برای کاشت و برداشت یا مرتب کردن آنجا کمک بگیرد؟ اگر پاسخ شما به این پرسش ها مثبت است، شما کار داوطلبانه انجام داده اید. فکر می کنید هیچ پولی دریافت نکرده اید؟ درست است. اما کارها قرار نیست در لحظه برای شما پول بسازند.در فضای مجازی کم نمی بینید مطالبی که درباره چگونه پولدار شدن و پول درآوردن حرف بزنند.  این بد نیست. این زندگی است که ادامه دارد و داشتن شغلی با درآمد مطمئن برای همه ضروری است. تورم در ایران به بیش از 40 درصد در ماه رسیده و در این شرایط انجام کار بدون دریافت پول، عاقلانه به نظر نمی رسد. اما این کار غیرعاقلانه توسط بسیاری از مردم، حتی در ایران، با اقتصادی با این میزان تورم طرفدار دارد. کمک به اطرافیان و جامعه انگیزه بخشی از کسانی است که داوطلبانه کار می کنند. اما برای کسانی که چنین انگیزه هایی در آن ها قوی نیست هم، در کار داوطلبانه نکته های سودمندی وجود دارد. به ویژه نوجوان ها یا کسی که می خواهد از کاری پول درآورد، اما هیچ مهارتی درباره آن ندارد.نکته اول، تجربه طلاستپای حرف تولیدکننده ها و کارآفرین ها نشسته اید؟ دیده اید که نگاه آن ها به اشتباه و تجربه چگونه است؟ تجربه برای کسی که می خواهد کسب وکاری راه بیندازد و آن را مدیریت کند، در حکم طلاست. روند تولید بسیاری از محصولات در کارخانه ها نه صرفا براساس تحقیقات بازاریابی بلکه براساس تجربه کارآفرین ها و مدیران شرکت هاست که تغییر می کند. به عنوان مصرف کننده کم از تغییرها در بازار محصولات مختلف ندیده ایم و اگر پای حرف تولیدکننده ها بنشینید، به تجربه خود یا دیگران از بازار و روش های کار به عنوان منبع و ریشه این تغییرها اشاره می کنند.کار داوطلبانه همان جایی است که فرصت کسب تجربه را برای شما فراهم می کند. اما این تنها فایده انجام کارهای داوطلبانه در این زمینه نیست. پس از مدتی باید بدانید کدام تجربه برای شما سازنده است و کدام نه. کار داوطلبانه کمک می کند در تشخیص این تجربه ها تیزهوشانه  عمل کنید. فراموش نکنید  در یک محیط کاری که قرار است از آن درآمد کسب کنید، مشکلات بسیاری وجود دارد که قابل پیش بینی است و کار داوطلبانه مهارت پیش بینی این مشکلات را برایتان می سازد.نکته دوم، روابط و آیندهفناوری شکل پیدا کردن نیروی کار در بازار کار را تغییر داده است. شبکه های اجتماعی راه های سنتی را کنار زده اند با این وجود، یک نکته مهم ماندگاری چیزی به اسم رابطه در یافتن شغل مناسب است. روابطی که دارید در پیدا کردن شغل مناسب حرف اول را می زند و کار داوطلبانه این روابط را برای شما می سازد. صاحب کسب وکاری که با او کار می کنید، در ضعیف ترین حالت یک معرف خوب برای شما یا منبعی مناسب برای تحقیق درباره شماست.نکته سوم، فرصت آموزشدوره غلبه عضله در بازار کار گذشته است. این روزها مهارت فنی و تیزهوشی در رابطه با شرکت و دیگر کارکنان در محیط های کاری جدی حرف نخست را می زند. اما یک نکته ای که نباید از یاد برد، نیاز همیشگی به آموزش است. کارکنان در شرکت ها به طور دائم و متناسب با نیاز شرکت مهارت های تازه یاد می گیرند. اما نکته مهم در این بین، نیاز به آموزش مهارت در بین افرادی است که وارد محیط های کاری نشده اند. منظورم همان کسانی است که سابقه ای ندارند. این افراد باید برای شرکت در دوره های آموزشی پول بدهند، دوره ها را بخرند و یاد بگیرند.کار داوطلبانه روشی برای خلاص شدن از هزینه خرید و شرکت در این دوره هاست. این نوع کارها فرصت یاد گرفتن در کنار کسانی که سابقه ای دارند را برایتان فراهم می کند. در کار داوطلبانه می توانید امتحان کنید و شکست بخورید بدون اینکه درباره هزینه ها احساس نگرانی کنید. ضمن اینکه در بسیاری از کارها، این فرصت را دارید که در کنار یک فرد ماهر این فراز و فرودها را تجربه کنید و از نظارت او  استفاده کنید.راستی تجربه ای از انجام کار داوطلبانه دارید؟ حتما آن را به اشتراک بگذارید.می توانید نسخه انگلیسی این مطلب را اینجا بخوانید. https://medium.com/@zaynab.koohyar/mystery-of-money-in-doing-voluntary-jobs-29a2129badc1</description>
                <category>زینب کوهیار</category>
                <author>زینب کوهیار</author>
                <pubDate>Tue, 10 Oct 2023 14:36:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>می‏توان چند زبان را به طور همزمان یاد گرفت؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ZAYNAB.KOOHYAR/%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA-tfnrgxk3xzwj</link>
                <description>خیلی‏ ها می‏ گویند می ‏توان چند زبان را به طور همزمان یاد گرفت. اما نکته ای مهم در این بین وجود دارد که نباید از یاد برد.این رویای بسیاری از ماست. منظورم توانایی صحبت کردن به چند زبان به طور همزمان است. خیلی از ما حتی نمی‏ توانیم روزی را تصور کنیم که می ‏توانیم به چند زبان صحبت کنیم. اما عده ‏ای این رویا را زندگی می ‏کنند. آن ‏ها می‏ گویند دانش کافی برای حرف زدن، خواندن، گوش کردن و نوشتن به چند زبان را دارند. شاید ما نتوانیم دانشی که آن‏ها از آن حرف می‏ زنند را ارزیابی کنیم و به آن نمره بدهیم. اما پرسیدن درباره اینکه چطور به طور همزمان چند زبان را یاد گرفتند، سوال اصلی همه ماست. اما پاسخ‏ ها به اشتیاق ما، برای تقلید روش و منش آن‏ ها، به جای خاصی نمی رسد. در نهایت چند نکته تکراری در همه سایت ها و اپلیکیشن های آموزش زبان را می شنویم که به نظر می رسد، به دردمان هم نمی خورد.در چنین شرایطی، تجربه شکست خورده ها بیش از موفق ‏ها به کار می آید. شکست خورده هایی مثل من که چند سال پیش تلاش کردم چند زبان را به طور همزمان یاد بگیرم اما نشد.  دلیل چه بود؟ کمبود وقت؟ روش نامناسب؟ هیچ کدام.داستان منیاد گرفتن زبان عربی برای ایرانی های فارسی زبان کار سختی نیست. بگذارید کمی از الفبای مشترک فراتر برویم. ما اشتراکات فرهنگی زیادی داریم. بخشی از مردم ایران به این زبان با هم ارتباط برقرار می کنند. واژه های بسیاری بین دو زبان فارسی و عربی تبادل شده است. خلاصه اینکه به نظر من سخت نمی آمد که در کنار زبان انگلیسی، عربی هم یاد بگیرم. پس شروع کردم. معلم های خوب و متد آموزشی که در آن زمان به نظرم خوب بود، به من کمک کرد تا به طور رضایت بخشی پیش بروم. همه چیز داشت خوب پیش می رفت که یکی از دوستانم گفت خواهرش تصمیم گرفته به طور رایگان فرانسه تدریس کند و دنبال زبان آموز می ‏گردند و فکر می ‏کرد شاید من علاقه داشته باشم فرانسه هم یاد بگیرم. با خودم گفتم چه عالی و به او گفتم حتما! چراکه نه؟! من هم هستم!یادگیری زبان فرانسه با کتاب Reflect شروع شد. سه درس اول این کتاب را خواندم و یادم است که در بعضی مهارت ‏ها بد نبودم اما نمره ‏های دیکته همیشه کمتر از صفر بود. 5-، 6-،...می‏ توانستم به زبان فرانسه خودم را معرفی کنم، درباره شغلم بگویم و از خانواده‏ام حرف بزنم اما از حرف ‏های فرانسوی زبان ‏ها هیچ سر در نمی ‏آوردم. اعتماد به نفسم بعد از این عملکرد کمتر از صفر در زبان فرانسه آب رفت. کمی بعد از آن، کلاس انگلیسی و عربی را هم کنار گذاشتم چون به خودم اعتماد نداشتم. آن زمان نمی‏ فهمیدم ایراد کار من کجاست اما امروز که سال‏ ها گذشته، می دانم چرا در یاد گرفتن چند زبان به طور همزمان ناموفق بوده‏ ام و هرچه به دست آورده بودم هم از دست دادم.چند سوال سادهچرا می ‏خواهید چند زبان را باهم بیاموزید؟ اینکه بتوانید به چهار یا سه زبان صحبت کنید به پیشرفت کاری شما کمکی می‏ کند؟ قصد مهاجرت به کشوری را دارید که مردم در آن به چند زبان صحبت می‏ کنند و تنها دانستن انگلیسی کافی نیست؟ فکر می‏ کنید این پس اندازی برای آینده ای است که نمی‏دانید کی قرار است به آن برسید؟ مهم ترین نکته پیش از شروع یاد گرفتن چند زبان به طور همزمان رسیدن به پاسخ مناسب برای این پرسش هاست. باید بدانید چرا تصمیم گرفته اید پول و انرژی و زمان محدودی که در اختیار دارید را برای یاد گرفتن چند زبان صرف کنید.من در این باره شکست خوردم چون هیچ هدفی از یاد گرفتن چند زبان به طور همزمان نداشتم. دوست داشتم فرهنگ‏ های مختلف را بشناسم اما در آن زمان فقط کتاب ‏های آموزش زبان را می خواندم که لازم بود اما کافی نبود. امروز که از آن زمان فاصله گرفته‏ ام، می‏دانم که هرچه به جزییات بیشتری درباره هدف از یادگیری چند زبان برسیم، موفق تر خواهیم بود. این جزییات کمک می‏ کند به شکل بهتری از اهداف مان درباره یادگیری چند زبان برسیم و بدانیم باید سراغ چه روش آموزشی رفت، چه گروهی از کلمه ‏ها در اولویت یادگیری است و چه باید کرد؟اگر تجربه ای در زمینه یادگیری چند زبان به طور همزمان دارید، حتما آن را با ما به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>زینب کوهیار</category>
                <author>زینب کوهیار</author>
                <pubDate>Sat, 07 Oct 2023 06:07:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای موفق شدن، توالت بشور!</title>
                <link>https://virgool.io/@ZAYNAB.KOOHYAR/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%A8%D8%B4%D9%88%D8%B1-x5hdhgw53t7h</link>
                <description>عادت های افراد موفق، مثل کلاس درس برای دیگران است. درباره این عادت ها زیاد شنیده اید. نه؟برای مثال؛ صبح ها زود بیدار شو! موقع خواب به کارهای فردا فکر کن! آخر هفته، برنامه هفته بعد را بچین! براساس برنامه عمل کن!همه این ها خوب است. خیلی ها براساس پایبندی به برنامه ها و عمل به این توصیه ها به موفقیت رسیدند. کسب وکاری پر سود را شکل داده اند، کتاب نوشته اند، مشهور شده اند، کارمندی اند با فرصت های شغلی بسیار.اما  به نظر می رسد جای بعضی توصیه ها در بین همه عادت های هزاران بار شنیده شده خالی است. انگار چیزهای دیگری هم وجود دارد که خبر گرفتن از آن ها، به آسانی ممکن نیست.از جمله این عادت ها، کارهایی است که بسیاری انجامش می دهند اما از گفتن آن شرم می کنند. به ویژه در جامعه ای مثل ایران، کمتر آدمی را پیدا می کنید که صادقانه از عادت هایی حرف بزند که به ذهنش نظم بخشیده و باعث شده بهتر، نه لزوما بیشتر، کار کند.خوشبختانه توسعه شبکه های اجتماعی، کمی از شرم جمعی برای حرف زدن در این باره کم کرده است. این فرصت وجود دارد که درباره عادت های موفق ها در جوامع دیگر هم بشنویم. از جمله درباره ژاپنی ها.می دانستید در فرهنگ کم نظیر ژاپن، یکی از راه های موفقیت شستن روزانه دستشویی است. فکر می کنید این توصیه زنان خانه دار ژاپنی به شماست؟ نه! اشتباه نکنید. موسس پاناسونیک و بنیانگذار شرکت هوندا هم گفته اند که شستن هر روز توالت، راه موفقیت را برایشان هموار کرده است. اما چطور؟آکی، یک معلم ژاپنی و مینیمالیست است. او در کانالش در یوتیوب از عادت دستشویی شستن و اثر آن بر موفقیت در ژاپن گفته است. به گفته آکی، شاید شستن هر روزه دستشویی از نظر بسیاری حال بهم زن به نظر برسد، اما این یکی از راه های زندگی شادتر، بهتر و موفق تر است، و در ژاپن نتیجه داده است.آکی به 3 دلیل در این باره اشاره کرده است. او می گوید مردم در ژاپن فکر می کنند شستن دستشویی به معنای خوش شانسی بیشتر است. دستشویی تمیز یعنی درآمد بیشتر. شاید در نگاه بسیاری این باور خرافی به نظر برسد اما آمارها نشان می دهد خانواده ها با دستشویی تمیز درآمد بیشتری در این کشور دارند.دومین اثر شستن دستشویی، لمس اثر شگفت انگیز تواضع است. شستن دستشویی، باعث می شود در کار متواضعانه رفتار کنید. شاید بپرسید خب، من متواضع شدم، این به چه دردی می خورد؟ فقط کافی است به اثر تواضع در بهبود روابط اجتماعی و مدیریت یک کسب وکار فکر کنید. مدیران موفق روابط فروتنانه ای با کارکنان دارند. کارکنان موفق هم با مدیران و دیگر کارکنان متواضعانه رفتار می کنند. به طور معمول جای این افراد با این خصلت اجتماعی در همه شرکت هاست.سومین اثر شستن مداوم دستشویی، کمک به تشخیص بهتر کثیفی است. آکی می گوید اگر هر روز دستشویی را بشورید، نسبت به یافتن کثیفی ها هوشمندانه تر عمل می کنید. این یعنی تقویت ویژگی ذهنی برای یافتن ایرادها در کمترین زمان و رسیدن به راه حل های بهتر. در شغل شما روزهایی پیش آمده که دیده اید هیچ راهی برای پیشرفت نیست و نتوانسته اید ایراد را هم پیدا کنید. شاید یک دلیل عمده رسیدن به این بن بست ها همین است که ویژگی ایرادیابی و یافتن راه حل را در خود تقویت نکرده اید.آکی در پایان می گوید اگر دستشویی را اول هر روز یعنی صبح ها بشورید بهتر است. او می گوید با این کار در همه روز احساس بهتری دارید. اما شما برای شروع این عادت موثر در موفقیت و پیشرفت، از هر زمان که توانستید شروع کنید.</description>
                <category>زینب کوهیار</category>
                <author>زینب کوهیار</author>
                <pubDate>Wed, 16 Aug 2023 07:18:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهاجرت استارتاپی ها به کدام کشور آسان تر است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ZAYNAB.KOOHYAR/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-goksgbfif68c</link>
                <description>کدام شهرها در توسعه استارتاپ ها بهتر عمل می کنند و کدام شهرها برای مهاجران از کشورهایی مثل ایران مناسب تر است؟لندن، اقتصادی ترین شهر اروپا، بهترین گزینه برای توسعه استارتاپ در قاره سبز است. در رتبه بندی 10 شهر برتر در این زمینه، از کشورهای آلمان واسپانیا، دو شهر در بین 10 شهر نخست قرار گرفته اند.استارتاپ بلینک تازه ترین رتبه بندی از شهرهای اروپایی در توسعه استارتاپ ها را منتشر کرد. براساس رده بندی انجام شده در سال 2023، لندن در قاره سبز، نخستین شهر در توسعه استارتاپ ها و کسب وکارهای نوپاست. پس از لندن، پاریس پایتخت فرانسه، برلین در آلمان و استکهلم در سوئد قرار گرفته است.آمستردام در هلند پنجمین شهر اروپایی در توسعه کسب وکارهای نوپاست. مسکو در روسیه، مونیخ در آلمان، بارسلونا در اسپانیا، هلسنکی در فنلاند و مادرید در اسپانیا در جمع 10 شهر برتر در توسعه کسب وکارهای اینترنتی و استارتاپ ها قرار گرفته اند.بررسی رتبه بندی این شهرها نشان می دهد دوبلین در ایرلند، یازدهمین شهر اروپایی در توسعه استارتاپ هاست. استانبول در ترکیه پس از دوبلین قرار گرفته و کپنهاگ پایتخت دانمارک در رتبه سیزدهم است. همچنین وین در اتریش، در جایگاه بیستم در این رتبه بندی قرار گرفته است.رتبه بندی شهرهای بزرگ جهان از نظر توسعه کسب وکارهای نوپا، برای صاحبان ایده و فعالان استارتاپی در کشورهای مثل ایران حائز اهمیت است. با این وجود، دریافت ویزا و تسهیلات ورود به کشورها در این زمینه از چالش های جدی برای اجرای ایده های تازه در این شهرها به شمار می رود. شهر تالین پایتخت استونی، چهاردهمین شهر اروپایی در توسعه استارتاپ هاست. سایتimmigrantfounders در رتبه بندی اش از کشورها براساس صدور ویزای استارتاپی، استونی را در رتبه دوم، پس از کانادا قرار داده است. با این وجود به نظر می رسد استانبول در ترکیه که رتبه بندی استارتاپ بلینک در جایگاه دوازدهم قرار گرفته، برای فعالان استارتاپی مهاجر از ایران جذاب تر به نظر برسد.</description>
                <category>زینب کوهیار</category>
                <author>زینب کوهیار</author>
                <pubDate>Thu, 27 Jul 2023 14:37:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درس های ساده از شکست های بزرگ</title>
                <link>https://virgool.io/@ZAYNAB.KOOHYAR/%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-vqrzywyyc1kf</link>
                <description>تحمل شکست هیچ وقت آسان نیست. اما یادگرفتن از شکست ها کلید موفقیت است. با این حال نمی توان گفت هر یادگرفتنی می تواند به کار کارآفرینان بیاید. خواندن تجربه دیگر کارآفرینان می تواند در درک بهتر شکست ها و کمک گرفتن از آن ها به موفقیت در آینده کمک کند. جو کودلا، یکی از این کارآفرینان است که داستان شکست ها و درس گرفتن های او از آن، در گزارش سی ان بی سی روایت شده است.*جو کودلا کیست؟جو کودلا اکنون 45 ساله است. او در کالیفرنیا در آمریکا استارتاپ ووری را  راه انداخته که در زمینه فروش محصولات ورزشی کار می کند. در سال 2021 ارزش این استارتاپ به 4 میلیارد دلار نزدیک شده است. پیش از این استارتاپ، او کسب وکار دیگری را با همین اسم راه انداخته بود. استارتاپی که نزدیک به 700 هزار دلار سرمایه در آن، به دلیل اشتباه های مدیرش سوخت. اما امروز شرکت ووری، بیش از 30 فروشگاه در ایالات متحده آمریکا دایر کرده است. مدیر این شرکت می گوید برای راه اندازی بیش از 100 شعبه دیگر برای عرضه محصولاتش در آمریکا و بریتانیا  برنامه ریزی کرده است. ووری در سال 2021، 400 میلیون دلار سرمایه جذب کرده است. به نظر می رسد امروز همه چیز برای جو کودلا جدی تر از گذشته است.*ووری کی متولد شد؟در سال 2014 بود که ووری پا به عرصه کسب وکار گذاشت. در آن زمان او برای پا گرفتن برندی که آن را ثبت کرده بود، تلاش کرد. برند ووری در زمینه تولید تی شرت و فروش آن کار می کرد و معنای اسم این برند، در زبان فنلاندی می شد کوه. جو کودلا در برند دیگری به اسم سامی جو، لباس های زنانه می فروخت. اما هر دوی این برندها به جایی نرسیدند و کودلا شکست خورد.  ووری در سومین مرحله راه اندازی،  می توانست به سومین شکست او تبدیل شود. شکستی که کودلا تحمل تجربه آن را نداشت. او به سی ان بی سی در این باره گفت: «هیچ کس دوست ندارد سه بار پشت سر هم شکست را تجربه کند». به همین دلیل بود که کودلا، برای اجتناب از شکست سه باره، شکست های قبلی اش را با دقت مرور کرد. اما او به چه نتیجه ای رسید؟ مطالعه این شکست ها چگونه به جو کودلا کمک کرد از شکست سوم، اجتناب کند؟*درس های ساده از شکست های بزرگکودلا زمانی کسب وکار خودش را راه انداخت که به طور تمام وقت به عنوان حسابدار در یک شرکت کار می کرد. هم چنین او در شرکتی دیگری به عنوان مشاور حضور داشت. تجربه کار در کنار کار از اشتباهاتی بود که او در دوره تاسیس کسب وکار خودش مرتکب شده بود. به همین دلیل امروز از توصیه بزرگ او به دیگران، اجتناب از کار کردن برای خود در عین کار کردن برای دیگران است. او می گوید باید از محدوده امن خارج شوید، کار برای دیگران را کنار بگذارید و بعد به سراغ راه اندازی کار خودتان بروید.کودلا می گوید:«درسی که من از شکست هایم گرفتم این بود. من نمی توانم کسب کاری در زمینه پوشاک را به عنوان کاری جانبی پیش ببرم». به گفته کودلا، راه اندازی کسب وکار خودتان در کنار کار کردن برای دیگران، مثل پریدن با دوپاست. آن هم درحالیکه به وسواسی شدید درباره مقصدی که به آن می پرید،  دچار شده اید. اما چرا راه اندازی برند ووری در کنار کار کردن برای شرکت های دیگر کمک کننده نبود؟ کودلا از اثرپذیری دو نفر از این شرایط می گوید.1.سرمایه گذارزمانی که برندی را تاسیس می کنید و کسب وکار خودتان را راه می اندازید، سرمایه از ارکان مهم در پیشرفت کار شماست. اما قانع کردن سرمایه گذاران کار راحتی برای هیچ یک از  صاحبان کسب وکارهای نوپا نیست. تجربه کودلا نشان می دهد قانع کردن سرمایه گذار، زمانی که علاوه بر کسب وکار خودتان برای دیگران هم کار می کنید، دشوارتر و چه بسا نشدنی است. کودلا می گوید:«زمانی که سرمایه گذار ببیند شما همه وقت خود را به کسب وکارتان معطوف نکرده اید، قانع کردن او برای حمایت از کسب وکار سخت تر می شود». به همین دلیل اگر کار ثابت را کنار نگذاشته اید، در قانع کردن سرمایه گذار موفق نخواهید بود.2.صاحب کسب وکارنفر دومی که از کار کردن برای دیگران در کسب وکار خودتان متاثر می شود، خود شمایید. تجربه کودلا نشان می دهد زمانی که برای دیگران کار می کنید، تحمل پذیری کمترین در روزهای دشواری خواهید داشت که کسب وکار خودتان با آن رو به رو می شود. درواقع، زمانی که شغل ثابت خود را حفظ می کنید و کسب وکارتان را هم راه می اندازید، به این فکر می کنید که اگر اوضاع خراب شد، خیلی زود به مزایا و منافع کار کردن برای دیگران پناه ببرید. کودلا می گوید:«هر زمان که شرایط سخت می شد، می گفتم که این نشد کار! و آسان ترین مسیر را انتخاب می کردم».*موفقیت فرا رسیدتوجه به این 2 تجربه باعث شد در سومین اقدام، جو کودلا مسیر موفقیت را طی کند. مسیری که حرکت در آن آسان انجام نشد اما به درآمد و موفقیت رسید. او برای ساخت یک برند فعال در زمینه تولید و عرضه لباس، در وهله نخست کار ثابتش را کنار گذاشت. گام دوم، کسب سرمایه برای پیش بردن کار از دوستان و خانواده بود. او توانست برای یک سال 700 هزار دلار سرمایه از نزدیکانش بگیرد. این سرمایه در مراحل نخست تولید و بازاریابی برای برند ووری، به کار او آمد.*چاره ای که از بیچارگی می آیدماه های نخست، برای شرکت ووری و سومین تلاش جو کودلا آسان نگذشت. او در این ماه ها دچار چالش های مالی شد. در کمتر از دو سال پس از راه اندازی این استارتاپ، کفگیر کودلا به ته دیگ خورد. ووری در چهار هفته هیچ نقدینگی در اختیار نداشت. اما جو کودلا هیچ راهی جز ادامه مسیر نداشت. خبری از کار ثابت نبود که او بتواند به امتیازهای آن پناه ببرد. به همین دلیل چاره ای جز رسیدن شرکت به درآمد نبود. این بیچارگی، به کمک استارتاپ ووری آمد.جو کودلا در آن روزهای سخت بیشتر به شکست هایی که تجربه کرده بود فکر کرد. او در نهایت به این نتیجه رسید که باید شیوه های عرضه را تغییر بدهد. پیش از این، او تلاش می کرد محصولات ورزشی، تی شرت و پوشاک تولیدی اش را در سالن باشگاه ها و استودیوهای یوگا بفروشد. اما در سومین تلاشش برای عرضه محصولات، به شبکه های اجتماعی فکر کرد و اینکه استراتژی های فروش الکترونیک را جدی بگیرد. این تغییر در عرضه محصولات به او کمک کرد. او از تجربه سومین شکسن نجات یافت به درآمد قابل توجهی رسید.*کمک نهاییدو شکست کودلا در راه اندازی و مدیریت برند ووری درس های بسیاری برای او داشت. کودلا می گوید در دو تجربه نخست خود، ایده های بسیاری برای طراحی و بازاریابی لباس ها داشت اما تجربه و دانش در این زمینه بسیار کم بود. کودلا می گوید اصرار بیش از اندازه او به انجام کاری که چیزی درباره آن نمی دانست، از دلایلی بود که باعث شد نخستین تلاش هایش به شکست بینجامد.کودلا چیزی از طراحی نمی دانست اما شکست های او مثل مدرسه ای ذهن و جسمش را برای راه اندازی کسب وکاری موفق طراحی کرد. او اذعان می کند که موفقیت های امروزش را از درس های شکست هایی که در گذشته تجربه کرده، کسب کرده است.</description>
                <category>زینب کوهیار</category>
                <author>زینب کوهیار</author>
                <pubDate>Mon, 24 Jul 2023 18:46:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایر بی اند بی با جعبه غلات به سرمایه رسید</title>
                <link>https://virgool.io/@ZAYNAB.KOOHYAR/%D8%A7%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D8%B9%D8%A8%D9%87-%D8%BA%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF-aehdni0emvf2</link>
                <description>اینکه مردم حاضر شوند برای گذراندن شب به جای هتل ها و متل ها به خانه های یکدیگر بروند، این روزها تعجب برانگیز نیست. استفاده از خدمات استارتاپ هایی مثل ایر بی اند بی، در جهان امروز به انتخابی برای مسافران تبدیل شده است. با این وجود نمی توان از روزهای گذشت که موسسان این استارتاپ در مقابل سرمایه گذاران می نشستند و می شنیدند که ایده آن ها تا چه اندازه احمقانه است. موسس ایر بی اند بی در مطلبی که در سایت مدیوم منتشر کرده، خاطرات جالبی از آن روزها نقل کرده است. خاطراتی که نشان می دهد صاحبان ایده و علاقمندان به راه اندازی کسب وکارهای نوپا، چاره ای جز اعتماد به خود ندارند. برایان چسکی در این مطلب از روزهای نوشته که سرمایه گذاران دست رد به سینه آن ها می زدند اما در نهایت تولید یک جعبه غلات 40 دلاری، نگاه صاحبان سرمایه به آن ها را تغییر داده است.*راه های ناامنتهیه برگه های ارائه و صفحه های پاورپوینت برای توضیح ایده و برنامه های استارتاپ و تلاش برای فهماندن سودآوری ایده به سرمایه گذاران، از راه های به اصطلاح امنی است که بسیاری از استارتاپی ها آن را انتخاب می کنند. اما این مسیر برای موسسان ایر بی اند بی، نخستین و بزرگترین استارتاپ اجاره کوتاه مدت خانه، با این سطح از امنیت طی نشده است. چسکی، جو گابیا و ناتان بلچارچیک، ایر بی اند بی را در سال 2008 راه انداختند. اما سرمایه گذاران در آن سال به ایده آن ها با بدبینی نگاه می کردند. برای سرمایه گذاران در آن سال ها عجیب بود که مردم حاضر شوند برای پول، بخشی از خانه شان را به غریبه ها بدهند. غریبه هایی که شاید تنها یک شب را در خانه آن ها سپری می کردند و چه بسا کمتر.*کار به جعبه غلات رسیدوقتی صندوق های سرمایه گذاری جسورانه دست رد به سینه آن ها زدند، چسکی به این فکر افتاد که از مشتریانش برای جذب سرمایه پول بگیرد. آن ها برای پول گرفتن از مشتریان جعبه های غلات طراحی کردند که تصویری از باراک اوباما و جان مک کین نامزدهای انتخابات آن سال ریاست جمهوری آمریکا بر آن نقش بسته بود. این بسته های غلات صبحانه به عنوان صبحانه ایر بی اند بی به مشتریان عرضه می شد. کمی که گذشت، این بسته ها بیشتر و بیشتر فروخت. اینطور به نظر می رسد که بسته غلات ایر بی اند بی محبوب شده است. آن ها توانستند بیش از یک هزار بسته بفروشند و این فروش، به جذب 30 هزار دلار سرمایه در شرکت انجامید.این فروش خوب توانست دل یکی از سرمایه گذاران را نسبت به ایده ایر بی اند بی نرم کند. او کسی نبود جز پل گراهام متخصص رایانه که به آن ها پیشنهاد کرد از این بسته های غلات بیشتر بفروشند. چسکی می گوید:«گراهام به ما گفت اگر این بسته های صبحانه را به جای 4 دلار، 40 دلار بفورشید، شاید بتوانید مردم را به پذیرایی از غریبه ها در خانه هایشان قانع کنید». و این کار انجام شد.ارزش بازار ایر بی اند بی امروز به بیش از 75.10 میلیارد دلار رسیده است. ایده ای که سرمایه گذاران در وهله نخست با بدبینی به آن نگاه می کردند، صنعت مسکن را متحول کرده است. این ایده دیگر، نه تنها از نظر سرمایه گذاران بلکه از نظر مردم جهان هم خنده دار نیست. چسکی از بنیانگذاران ایر بی اند بی می گوید بدون آن سبد غلات صبحانه، هیچ وقت چنین فرصتی برای آن ها فراهم نمی شد.*به خودت اعتماد کنچسکی در مطلب دیگری که چندسال پیش در مدیوم منتشر کرده، درباره سرمایه گذاران در آن سال ها چیزهایی نوشته است. او نوشته به ایده خود اعتماد داشته اما سرمایه گذارانی که از سرمایه گذاری در ایر بی اند بی اجتناب می کردند، بی هوش نبودند. او می گوید شاید ایده آن ها در آن سال ها برای آن ها چشمگیر نبوده است. اما این گروه خلاق توانستند با جعبه غلات سرنوشت خود و کسب وکارشان را تغییر دهند. دیگر استارتاپ ها هم تجربه هایی از این دست دارند. برای مثال، ویتنی ولف هرد، از بنیانگذاران شبکه اجتماعی Bumble از بی تمایلی سرمایه گذاران به ایده اش گفته است. اما این شبکه اجتماعی این روزها سهامش را در نزدک عرضه کرده است. ویتنی امروز می گوید: «هر وقت ایمیلی علیه ایده کسب وکارم دریافت می کردم، نسبت به پیشرفت آن هیجان زده تر می شدم. مردم نمی دانند نسبت به چیزی که وجود ندارد، باید چطور فکر کنند. برای همین فقط باید خودت را باور کنی».</description>
                <category>زینب کوهیار</category>
                <author>زینب کوهیار</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jul 2023 19:30:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توییتر را نمی توان نادیده گرفت</title>
                <link>https://virgool.io/@ZAYNAB.KOOHYAR/%D8%AA%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%AA%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA-pyhobr3cdjqi</link>
                <description>توییتر شبکه اجتماعی است که در یک سال اخیر، خبرساز تر از همیشه به کار خود ادامه می دهد. زمانی ایلان ماسک یکی از کاربران توییتر بود اما امروز او مالک توییتر است. امروز که کاربران از دست سیاست های ماسک در توییتر شاکی اند. حالا با محدودیت در دیدن توییت ها در توییتر برای هر کاربر و این سهمیه بندی های تازه، بسیاری از کاربران در توییتر فارسی از کوچ به بلواسکای حرف می زنند. آن ها می گویند ایلان ماسک کمر به نابودی این شبکه اجتماعی بسته است. اما واقعا این سیاست ها می تواند توییتر را، دست کم در بخش فارسی اش از رونق بیندازد؟ توییتر که واتس اپ نیستواتس آپ از شبکه های اجتماعی پرکاربرد در سراسر جهان است. از مهرماه سال گذشته این شبکه در ایران هم فیلتر شد. حالا تصور کنید از ایران رفته اید و خبری از فیلترینگ نیست. انتخاب شما کدام شبکه اجتماعی است؟ واتس آپ یا تلگرام که خیلی زودتر از واتس آپ فیلتر شده بود؟ به طور حتم، با توجه به فضای کاربری و امکانات تلگرام، انتخاب بسیاری از ما تلگرام است. اما در مورد توییتر وضعیت متفاوت به نظر می رسد. توییتر سال هاست در ایران فیلتر شده با این وجود، کاربران در ایران به جای دیگری برای نوشتن، آن هم با این میزان محدودیت کوچ نکرده بودند. پس می توان گفت اگر فیلترینگ باعث نشده علاقمندان توییت زدن دست از آن بکشند، ایلان ماسک و سیاست های جدیدش هم نمی توانند کاری از پیش ببرند. توییتر، ما و خارج از ایران توییتر شبکه اجتماعی است که ایلان ماسک توانست با نوشتن چند کلمه درباره دوج کوین، این رمزارز را که از سر شوخی ساخته شده بود، به یکی از پرطرفدارترین ارزهای دیجیتال تبدیل کند. حساب کاربری ترامپ در توییتر در زمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، دچار تعلیق شد چراکه اثر چند کلمه او بر هوادارانش می توانست واشنگتن دی سی را برای مدت ها به شهری ناآرام تبدیل کند. اما این اثربخش بودن توییتر تنها مختص به بازارها و سیاست دیگر کشورها نیست. توییتر در مورد تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران هم اثر بخش بوده است. در دوره برگزاری انتخابات، اعتراض های مدنی و هر دوره ای که  برای انعکاس وضعیت در ایران تلاشی آغاز شده، توییتر از منابع مهم برای به اشتراک گذاشتن اخبار بوده است. با توجه به این تجربه استفاده از این شبکه اجتماعی، شاید بعید به نظر برسد که بگوییم همه کاربران فارسی دست از توییتر می کشند و به جای دیگری می روند. توییتر با وجود فیلترینگ طولانی اش، سال ها در بین ایرانیان پرطرفدار مانده است. </description>
                <category>زینب کوهیار</category>
                <author>زینب کوهیار</author>
                <pubDate>Thu, 06 Jul 2023 12:19:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زن ها هنوز از مردها بیکارترند؟</title>
                <link>https://virgool.io/Sedayezan/%D8%B2%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AF-fzw1lamqpiuy</link>
                <description>از سال 1355 تا امروز، در همه گزارش های رسمی از وضعیت بازار کار، نرخ بیکاری زن ها 2 برابر مردها گزارش شده است. این بی تعادلی در زمستان سال 1401 هم تکرار شده و بدتر اینکه در اکوسیستم استارتاپی ایران هم، زن ها سهم بالایی ندارند. در تازه ترین گزارش از وضعیت بازار کار، نرخ بیکاری زنان بیشتر از مردان گزارش شده است. این نرخ برای زنان در زمستان سال گذشته 15.7 درصد بوده درحالیکه از جمعیت مردان تنها 8.5 درصد بیکار بوده اند. درصد نرخ بیکاری زنان در زمستان سال 1400 هم، 14.9 درصد گزارش شده است. براساس گزارش وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، نرخ بیکاری زنان پس از سال 1355، در اغلب سال ها دو برابر مردان گزارش شده که نشان می دهد چه شکاف بزرگی در تقاضای نیروی کار بین مرد و زن در بازار کار کشور وجود دارد. آمارهای جهانی در سال 2018 نشان می دهد نرخ بیکاری زنان در جهان 6 درصد و نرخ بیکاری مردان 5.2 درصد بوده است. این درحالی است که در ایران در سال 2018،  نرخ بیکاری زنان 19.2 درصد و نرخ بیکاری مردان 10.3 درصد گزارش شده است.در بین فارغ التحصیلان دانشگاهی هم نرخ بیکاری زنان قابل توجه است.  در زمستان سال گذشته نرخ بیکاری در بین مردانی که از دوره های تحصیلات تکمیلی فارغ التحصیل شده اند، 9.2 درصد گزارش شده درحالیکه از کل جمعیت زنان با تحصیلات عالی، 20.9 درصد بیکارند.بررسی های راستا از وضعیت بنیانگذاران استارتاپ ها در ایران نشان می دهد سهم زنان از تاسیس این کسب وکارها کمتر از 10 درصد است. از 850 بنیانگذار استارتاپ های ایرانی، 6 درصد را زنان تشکیل می دهند. با توجه به سهم 94 درصدی مردان در تاسیس استارتاپ ها، می توان گفت بی تعادلی در نرخ بیکاری زنان و مردان در فضای کسب وکار، در اکوسیستم استارتاپی هم وجود دارد. </description>
                <category>زینب کوهیار</category>
                <author>زینب کوهیار</author>
                <pubDate>Sat, 15 Apr 2023 11:26:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیتیله استارتاپ را کِی پایین بکشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ZAYNAB.KOOHYAR/%D9%81%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%90%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A8%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D9%85-kcwafaolnlod</link>
                <description>تمایل بیشتر آدم ها، حرف زدن درباره موفقیت استارتاپ هاست. آن هم در حالیکه بخش عمده ای از کسب وکارهای نوپا طعم شکست را می چشند و در کارنامه کمتر فعال استارتاپی می توان ردپایی از شکست را ندید. حتی استارتاپ هایی با موفقیت های بزرگ، روزهای سختی را سپری کرده اند.در شرایط ایده آل، پیش از آنکه استارتاپی به نقطه پایان نزدیک شود، می توان علائمی را دید که در یک شرکت نوپا نشان می دهد اوضاع تا چه اندازه خراب است. سایت نیو استیک درباره این علائم نوشته است.این فراز و نشیب ها معمولی است؟یکی از بزرگترین چالش ها در تشخیص پرچم های قرمزی که روزگار سیاه استارتاپ را نوید می دهد، تشخیص فراز و نشیب های معمول از نوع غیرمعمول آن است. همه استارتاپ ها روزگار سختی را می گذارنند اما کدام سختی می گوید که کار این کسب وکار  دارد به نابودی می رسد؟سری رائو سرمایه گذار استارتاپ یونیون لب می گوید: «تشخیص این دو گزینه از هم بسیار دشوار است. نکته مهم گروهی است که در کسب وکار چیده اید.  آن ها می توانند در تشخیص پرچم های قرمز به شما کمک کنند». درواقع در وهله نخست تشخیص علائم مرگ استارتاپ ها دشوار است. اما مشاوران و ناظرانی که از آن ها کمک می گیرید، در این مرحله نقش مهمی بازی می کنند.تکرار یک مشکل خاص، معمولی نیستدر مرحله بعد، باید به تکرار مشکلات دقت کنید. اگر می بینید مشکلی با وجود اینکه بارها به زعم خودتان آن را حل کرده اید، بروز می کند، این یعنی به نوعی از آن  برخورده اید که احتمالا کار کسب وکارتان را تمام خواهد کرد. برای مثال، از دست دادن یک مشتری بزرگ از هر نظر برای شما  آزار دهنده است. اما اینکه این مشتری دیگر از شما خرید نمی کند، نشانه این نیست که کسب وکار شما در مسیر نابودی است. به تعداد مشتریانی که دیگر از شما نمی خرند اضافه شده است؟ می بینید که  آن ها رقبا را به شما ترجیح می دهند؟ اگر پاسخ شما به این پرسش ها مثبت است، بدانید که پرچم های قرمز برای استارتاپ شما برافراشته شده است و کسب وکارتان در مسیر نابودی است.مواجهه با یک مشکل به طور تکراری هشداری بزرگ برای بنیانگذار یک استارتاپ است. کسی که به گفته الن چیسا، از سرمایه گذاران در صندوق بولداستارت، درباره تکرار یک مشکل در کسب وکار خود دچار سوءتفاهم  می شود. الن چیسا می گوید: «گاهی حل یک مشکل در چندماه توسط بنیان گذار کسب وکارهای نوپا، نوعی پیشرفت تلقی می شود. درحالیکه این طور نیست. پست سر گذاشتن مشکلات با موفقیت، خروجی است که در کسب وکارتان به آن نیاز ندارید. مهم نیست چقدر برای رسیدن به این موفقیت کار کرده اید. مهم این است که دیگر آن مشکل در استارتاپ شما تکرار نشود».اما این مشکلات از کجا در کسب وکارهای نوپا سر در می آورد؟ تجربه کارآفرینان و سرمایه گذاران می گوید برای تشخیص این مشکلات باید به محصول و گروه توجه کرد.محصول به درد نمی خوردمشکل از جایی شروع می شود که محصول بر ارزش آوری برای مشتری متمرکز نیست. از نظر بسیاری از ما این نکته ای بدیهی است. اما بسیاری از موسسان استارتاپ ها همین که چیزی ساخته شد، راضی می شوند و توجهی به ارزش ها و ویژگی های یک محصول در بازار ندارند. بسیاری از موسسان استارتاپ ها نمی توانند توضیح دهند که محصول آن در بازار چه ارزش افزوده ای دارند. زمانی که آن ها نتوانند به این پرسش پاسخ دهند، یعنی مرگ کسب وکارشان به زودی از راه می رسد.سری رائو می گوید بنیانگذار خوب زمانی که در این شرایط قرار می گیرد، تلاش می کند از هزینه های آتی کم کند. اگر در عرضه محصولی سرمایه گذاشته اید که ارزشی نداشته، باید از صرف پول بیشتر برای تولید آن اجتناب کنید. باید خیلی زود جلوی زیان را گرفت.بازخورد منفی مشتری، خوب است یا بد؟بازخورد منفی چیز بدی نیست و نباید موسس استارتاپ را ناامید کند. بازخوردهای منفی لزوما به معنای پرچم قرمز نیست. این بازخوردها برای درک نیاز مشتری کمک کننده است. دریافت بازخوردهای منفی از بی بازخوردی بهتر است. اگر بازخوردی دریافت نکنید، شاید به این معناست که مردم به محصول شما هیچ توجهی نکرده اند و محصول شما هیچ اثری نداشته است. زمانی که محصولی بازار دارد، مشتریان حتی اگر همه نیازهایشان با آن محصول جواب نگیرد هم، از آن استفاده می کنند. درواقع مشتری محصول شما را می خرد، استفاده می کند و پس از آن واکنش و بازخورد خود را عرضه می کند.مشکل گروه، مشکل شرکت استزمانی که گروه به مشکل می خورد، یعنی شرکت به مشکل خورده است. تنش های بین گروه و موسس استارتاپ، زمانی که از اندازه ای بگذرد، به عاملی سمی در شرکت تبدیل شده و مرگ آن را رقم می زند. همچنین اختلال ارتباطات بین اعضای گروه در شرکت می تواند چشم انداز شرکت را تخریب کند. داشتن دیدگاه مشابه برای پیشرفت شرکت باید در بین اعضای گروه موج بزند. این عامل پیشرفت شرکت است. ممکن است هرکسی حرفی متفاوت یا ایده ای خاص را مطرح کند. اما مهم است که در نهایت، همه با توجه به چشم انداز شرکت درباره آن به توافق برسند. نرسیدن به این توافق یعنی پرچم قرمز، و بی توجهی به آن به مرگ استارتاپ می انجامد.کار استارتاپ کی تمام است؟استارتاپ خود را باید چه زمانی شکست خورده بدانید؟ پاسخ دادن به این پرسش آسان است. زمانی که دیگر پولی در کار نیست یا دیگر باوری به چشم انداز شرکت ندارید، می توانید اعلام کنید که کار استارتاپ شما تمام است. اگر دیگر استارتاپ شما برای خودتان الهام بخش نیست، باید آن را کنار بگذارید. اما اگر به عنوان بنیانگذار استارتاپ هنوز به اطمینان کافی در این زمینه نرسیده اید، می توانید به تغییر جهت هم فکر کنید. می توانید فرضیه های دیگر را هم در کسب وکارتان بیازمایید و مشکلات را شناسایی کنید. اما باید بدانید تغییر جهت کار ساده ای نیست. آن هم زمانی که فضای استارتاپ شما پر از اطلاعات ناقص است. اما اگر به اندازه تجربه این روزهای سخت، در خود بلندپروازی سراغ دارید، بد نیست به آن فکر کنید.شکست هم بد نیستدر اکوسیستم  استارتاپی اغلب از شکست سریع و یادگرفتن از مشکلات می شنویم. اما باید بدانید پذیرش شکست، ساده نیست. یاد گرفتن از شکست ها هم سخت است. با این وجود، یک نکته  که کارآفرین های  جوهردار و کارآمد را از بقیه جدا می کند، نحوه برخورد آن ها با ناملایمات است.بسیاری از مدیرانی که روی کاغذ به موفقیت رسیده اند، می دانند که آدم روزهای سخت کسب وکار نیستند. آن ها نمی توانند با دشواری ها  دست و پنجه نرم کنند. شکست استارتاپ، تجربه ای قوی در تبدیل شدن به آدمی برای روزگار سخت است. در این شکست ها، نقاط ضعف خود را می بینید و به راه های غلبه بر آن ها فکر می کنید. شکست استارتاپ به معنای پایان کارآفرینی شما نیست. هرچه تجربه بیشتری کسب کنید، آینده شما روشن تر است.</description>
                <category>زینب کوهیار</category>
                <author>زینب کوهیار</author>
                <pubDate>Tue, 04 Apr 2023 12:15:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور به طور آنلاین از سرمایه گذار پول بگیریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ZAYNAB.KOOHYAR/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-dmxpry88sjzk</link>
                <description>برای شمایی که در اکوسیستم استارتاپی کار می کنید، شنیدن این جمله عجیب نیست. جمله ای که می گوید فناوری هر روز زندگی ما را تغییر می دهد. هرچند در بسیاری از موارد، این تغییر به سرعت قابل مشاهده نیست اما در طول زمان، می توان اثر آن را در بخش های مختلف کار دید. از نمونه این بخش ها، تغییر ارائه طرح استارتاپ ها به سرمایه گذاران برای جلب نظر و پول آن هاست.در پایان سال 2022، بسیاری از کنش ها بین موسسان استارتاپ ها و سرمایه گذاران تغییر کرده است. سرمایه گذاری جهانی به کنُدی در مسیر خود حرکت می کند و انتخاب گزینه های سرمایه گذاری سخت تر از همیشه در جریان است. هم چنین همه گیری کرونا و تغییراتی که در سال های گذشته در محیط کار اعمال شد، اکوسیستم استارتاپی را هم تغییر داده است. این روزها تمایل زیادی به دورکاری و ارائه شرایط استارتاپ از راه دور به سرمایه گذاران در اکوسیستم ها دیده می شود. بنابراین اگر امسال قصد دارید سرمایه جذب کنید، بدانید که فضا نسبت به 3 سال و حتی یک سال پیش تغییر کرده است.داریا گونزالس، از هم بنیانگذاران شرکت واندرداگز است. او می گوید در یک سال اخیر تجربه کمک به استارتاپ ها در تامین بودجه را داشته و نکاتی در این زمینه می داند که به درد استارتاپی ها می خورد.1.هر ارائه ای، ارائه نیستارتباط آنلاین با سرمایه گذار از 2 راه انجام می شود. اول، ارتباط ویدئویی، و دوم، از شما می خواهند به آن ها ایمیل بزنید. تعهدی که سرمایه گذار به ارائه شما در هر یک از روش ها دارد، متفاوت است.در روش دوم، باید نکات بسیاری را برای سرمایه گذار آماده کنید تا آن ها را بخواند. در روش اول، که پای مکالمه به میان می آید، باید بتوانید با ذهنی باز این اطلاعات را به او منتقل کنید. در این روش آمادگی برای گفت وگو اهمیت دارد. به طور مشخص، نحوه ارائه شما در هر کدام از این روش ها متفاوت است. اما نکته مهم داشتن اصولی قوی برای طرح داستان استارتاپ شماست. در ارائه ای که دارید، با هر روشی، مهم است که بتوانید مشکلی که استارتاپ شما حل می کند را، به خوبی بیان کنید. راه حل شما برای حل این مشکل چیست؟ چه دلایلی برای حمایت از این راه حل دارید؟2.بهترین ارائه چیست؟طراحی شفاف که دسترسی در داده ها در آن به آسانی انجام شود، برای یک ارائه خوب ضروری است. هدف این است که محتوا را با شفافیت بیشتر برای ساده سازی طرح ایده ها آماده کنید. می توانید از اینفوگرافی به جای متن استفاده کنید. آیکون ها می تواند در کنار توضیح ها استفاده شود. از دیگر اشکال دیداری برای انتقال پیام استفاده کنید تا اثر ارائه شما بیشتر شود. این به مخاطبان شما کمک می کند حرف هایتان را بهتر بفهمند.مهمترین نکته اطمینان پیدا کردن درباره نوع خطی که استفاده می کنید، رنگ و دیگر جذابیت های بصری در ارائه شماست. یکپارچگی در انتخاب بخش های بصری در ارائه شما به درک بهتر آن کمک می کند. فراموش نکنید که وقت مخاطب شما یعنی سرمایه گذار محدود است.  بنابراین باید از آسان ترین راه ها برای ارائه اطلاعات به او استفاده کنید. خواندن برگه های ارائه استارتاپ ها به طور معمول یک کار سنگین است. به همین دلیل ایده بدی نیست اگر در ارائه تان، فضایی را برای استراحت ذهنی مخاطب در نظر بگیرید.  اضافه کردن اسلایدهای مناسب یا برش های اسلاید در این زمینه کمک کننده است.3.بهترین روش ها برای ارائه بصریوقتی پای ارائه تصویری به میان می آید، طراحی قوی حرف اول را  در انتقال موثر پیام می زند. اگر از ابزارهای طراحی درست استفاده کنید، کار به خوبی انجام می شود. در استفاده درست از طراحی، حذف نکاتی که کمکی نمی کند و استفاده از نکاتی که مخاطب را به جایی که باید هدایت می کند، اهمیت دارد. وقتی قرار است طرح استارتاپ را ارائه کنید، کلیدی ترین نکته، اختصار است. مطمئن شوید در طراحی هر اسلاید، تنها نکات ضروری را ارائه می کنید. با مختصر و دقیق بودن، مخاطب خود را درگیر کنید. طراحی مناسب، مختصر گویی و بیان مسائل به نحوی سازگار با شرایط مخاطب، به اثربخشی بیشتر ارائه شما کمک می کند. اما هر نکته اضافه ای، می تواند حواس آن ها را پرت کند. و این یعنی شانس شما برای جذب سرمایه به کمترین میزان می رسد.4.ارائه ای که  مخاطب را درگیر کندارائه بصری، استرس زاست. باید مطمئن شوید که اطلاعات را به درستی ارائه می کنید اما این پایان داستان نیست. برنامه ای که برای ارائه از آن استفاده می کنید، می تواند همه چیز را خراب کند. برای رسیدن به یک ارائه صحیح و سالم، باید یک برنامه مطمئن را انتخاب کنید. استفاده از انیمیشن و ویدئو دردساز است، بنابراین تا زمانی که ضروری نیست، از آن ها برای ارائه استفاده نکنید. زمان جلسه صرفا برای ارائه اهداف و راه حل های شماست و آن را نباید با ارائه اطلاعاتی که به کار نمی آید، در هر شکلی، هدر کنید. استفاده از تاکتیک های ارائه محتوا در کنار اسلایدهای پرمحتوا کار را خراب می کند. برای همین تا جای ممکن از اسلایدها با محتوای خلاصه استفاده کنید. هرچه متن کمتری ارائه کنید، بهتر است. مخاطب شما بیشتر درگیر اهداف و راه حل شما می شود.</description>
                <category>زینب کوهیار</category>
                <author>زینب کوهیار</author>
                <pubDate>Mon, 06 Mar 2023 13:15:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور استارتاپ بزنم، وقتی تخصصی ندارم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ZAYNAB.KOOHYAR/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D8%A8%D8%B2%D9%86%D9%85-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5%DB%8C-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-m0pqd0y8zefj</link>
                <description>استارتاپ ها بر پایه نوآوری و فناوری شکل می گیرند و حمایت سرمایه گذاران به رشد آن ها کمک می کند. بسیاری از استارتاپ ها به شرکت های استارتاپی تبدیل می شوند و بعضی دیگر در شرکت های بزرگتر ادغام می شوند. شرکت های بزرگی مثل فیس بوک و آمازون هم کار خود را به عنوان استارتاپ آغاز کرده اند. این چند جمله حاصل نگاهی کوتاه به اکوسیستم های استارتاپی در سراسر جهان است. حاصلی که می گوید کارآفرینی محبوب تر از همیشه است. اما این محبوبیت، منکر لزوم کمک به استارتاپ ها برای رشد نیست.سایت اینک می نویسد نقطه اشتراک بخش عمده استارتاپ ها نوآوری است. نوآوری است که به آن ها کمک می کند با اتکا به فناوری رشد کنند. اما  موفقیت  نوآورانه  به یادگیری نیاز دارد. درواقع این چیزی است که کارآفرین باید آن را یاد بگیرد. آمارهای اداره کار در امریکا می گوید 31.7 میلیون کسب وکار کوچک در این کشور فعالیت می کنند. سهم این شرکت ها از مجموعه شرکت ها در ایالات متحده امریکا به بیش از 99 درصد می رسد. در این بازار شغل و صنعتی که پر از رقیب است، چطور باید استارتاپ راه انداخت؟تجربه آموزش به خریدارانتی.کی کادر کارآفرین، نویسنده وسرمایه گذاری است که با استارتاپ Unstoppable در اکوسیستم استارتاپی جهان شناخته شده است. استارتاپ او به موسسان SaaS، از استارتاپ های تامین نرم افزار  در توسعه کسب وکارشان کمک کرد. به روایت کادر، شرکت آن ها امروز از شرکت های پیشگام در حوزه مدیریت فروش است. اما زمانی که آن ها کارشان را آغاز کرده بودند، هیچ کس با جزییات نمی دانست آن ها به طور مشخص چه می فروشند. آن ها مجبور شدند به خریدارانشان در این زمینه آموزش بدهند.کادر می گوید این قدرت استراتژی  Go-To-Market بود که به آن ها در آن زمان کمک کرد. اکنون او در استارتاپ Unstoppable همین کار را برای شرکت SaaS انجام می دهد. او در واقع به مشتریان SaaS  کمک می کند تا نیاز به فناوری های نوآورانه را درک کنند. این کار براساس تجربه کادر، در 15 سال گذشته انجام می شود. تجربه ای که کادر براساس آن می گوید علت اصلی شکست استارتاپ ها، بی توجهی به اثربخشی استراتژی Go-To-Market است. از نظر کادر ورود به بازار از هرچیز دیگری مهم تر است.ریسک را بپذیرتجربه کادر نشان داده ریسک همیشه در کسب وکارهای نوپا وجود دارد و  اگر شکست خوردید، باید آن را به عنوان تجربه ای برای عبور به سطوح بعدی در نظر بگیرید.در آغاز سال 2023، ارزش مجموع استارتاپ های تک شاخ در جهان به 1.203 میلیارد دلار رسیده است. تعداد این استارتاپ ها رو به افزایش است. این یعنی تخمین تعداد رقبا ممکن نیست. و هم چنین نمی توان فرصت ها در این فضا را شمرد. اما باید از موفقیت ها و شکست ها درس گرفت. کادر می گوید «تجربه ساخت یک استارتاپ، مجموعه ابزارهای مناسب برای رشد همان کسب وکار را برایتان فراهم می کند». موسسان استارتاپ ها درواقع به طور مداوم مشغول تغییر استراتژی برای مقابله با ریسک ها در فضای کسب و کارند.خودت را محدود نکنفرصت ها زمانی که کسب وکاری را کلید می زنید، نامحدودند. نوآوری پویاست و کسب وکار شما فراتر از اهدافی که در مدل ان تعریف کرده اید،  امکان رشد دارد. اما نکته مهم افزایش اثربخشی شما در کسب وکارتان است. از تجربه کاربران استفاده کنید و آن را در اولویت بگذارید. ارزش افزایی به مشتریان هم باید در اولویت قرار بگیرد. توقف در کار به هیچ فعال استارتاپی توصیه نمی شود. همیشه باید حرکت کرد.از نکات مهمی که کادر به آن اشاره می کند، شیوه های مدیریت است. ممکن است بخواهید در یک اتاق ساکت بنشینید و برای تصمیم گرفتن تلاش کنید. اما به گفته کادر، نمی توانید  این میزان انزوا را در جمع هیئت مدیره یا کارکنانتان تجربه کنید و بعد به تصمیم برسید. آن ها به مدیری نیاز دارند که خبری از آسیب پذیری در او نیست.یک استارتاپ با قدرت پذیرش ریسک و نوآوری است که به دست می آید. جهان استارتاپ ها محدودیتی ندارد. اگر ایده ای دارید، برای رسیدن به موفقیت نباید خودتان را محدود کنید.رسیدن به تعریف درست از مدل کسب وکار، تحقیق در این زمینه و اینکه مشتریان هدف شما چه کسانی اند، برای موفقیت استارتاپ ضروری است. مجموعه دانش شما در این باره، موتورهای حرکت استارتاپ شما به شمار می رود.</description>
                <category>زینب کوهیار</category>
                <author>زینب کوهیار</author>
                <pubDate>Wed, 01 Mar 2023 01:04:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>3 توصیه خطرناک به استارتاپ ها برای پول گرفتن از صندوق ها</title>
                <link>https://virgool.io/@ZAYNAB.KOOHYAR/3-%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87-%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%82-%D9%87%D8%A7-wdjcybu4s4lt</link>
                <description>انتشار اخبار درباره جذب سرمایه استارتاپ ها از صندوق های سرمایه گذاری جسورانه، باعث شده مردم نگاه غلطی به فرایند جذب سرمایه پیدا کنند. آن ها فکر می کنند گرفتن پول از سرمایه گذار، مثل مطالبه پول از والدینشان است. درحالیکه تنها 0.05 درصد از استارتاپ ها از صندوق های سرمایه گذاری جسورانه سرمایه می گیرند.جذب سرمایه کار آسانی نیست. اما بعضی مدعی اند اگر نکاتی که به شما می گویند را اجرا کنید، می توانید به آسانی از صندوق های سرمایه گذاری جسورانه پول بگیرید.میخاییل بالابانو موسس استارتاپ ویکتوری، تا امروز 2.2 میلیون دلار سرمایه جذب کرده است. او در سایت maddynessدر مطلبی در این باره می گوید:«درباره اینکه چطور آسان تر سرمایه جذب کنم، کم نکته نشنیده ام. نکاتی که اگر به آن ها بگوییم بد، راست نگفته ایم». از نظر بالابانو، این نکات برای کسب وکارهای نوپا خطرناک اند.نخستین توصیه خطرناک؛ از صندوقی که به شما پول نمی دهد، نخواهید شما را به سرمایه گذار دیگری توصیه کندتصمیم سرمایه گذار به عوامل زیادی بستگی دارد. صنعتی که استارتاپ شما در آن کار می کند، موقعیت جغرافیایی که محصول و خدمات را در آن می فروشید، مرحله ای که در آن قرار گرفته اید، همه این ها در تصمیم سرمایه گذار اثر دارد. اگر یک سرمایه گذار دست رد به سینه شما بزند، این به معنای بی تمایلی دیگران نیست. من در یکی از دوره های جذب سرمایه، 1.2 میلیون دلار پول گرفتم، آن هم از سرمایه گذاری که یکی از صندوق های جسورانه به من معرفی کرده بود. اگر سراغ صندوقی رفتید و او نخواست به شما سرمایه بدهد، شانس معرفی تان به دیگر شرکای سرمایه گذار توسط همان صندوق را از دست ندهید. بسیاری از صندوق های سرمایه گذاری جسورانه  به «معرفی شما به دیگران» در ایمیل و تماس های تلفنی با شما اشاره می کنند. حتی اگر خود صندوق ها هم نگویند، شما می توانید در آغاز مذاکرات برای طرح این درخواست مقدمه چینی کنید.دومین توصیه خطرناک؛ پیش از جلسه با سرمایه گذار، درباره دیگر سرمایه گذاری های آن حسابی اطلاعات بگیریدبه من توصیه می کردند آخرین اخبار مربوط به صندوق سرمایه گذاری که قرار است با آن مذاکره کنم را بخوانم. من ساعت ها وقت برای خواندن درباره آخرین سرمایه گذاری های صندوق، میزان آن، مشخصات دیگر شرکای صندوق و ... صرف کردم. همه این کارها وقت تلف کردن بود. هیچ نیازی به دانستن این نکات ندارید. تنها نکته ای که باید بدانید این است که این صندوق در صنعتی که کار می کنید و در مرحله ای که استارتاپ شما قرار گرفته، سرمایه گذاری می کند یا نه. دیگر نکات را در تماس تلفنی به شما می گویند. به جای هدر دادن وقت در این باره، طرح تجاری، بخش مالی و چشم انداز شرکت را تقویت کنید.سومین توصیه خطرناک؛ به جای ملاقات با سرمایه گذاران، با مشاوران ارتباط بگیریداین مزخرف ترین توصیه ای است که شنیدم. هیچ فرقی بین سرمایه گذار و مشاور  نیست. ممکن است به هر کدام از آن ها معرفی شوید و با هر کدام ارتباطاتی برقرار کنید. مهم این است که شانس خود را امتحان کنید. در هیچ کدام از دوره های جذب سرمایه با مشاورها حرف نزدم. اما اینکه لازم است با آن ها حرف بزنید یا نه، بستگی به فرایندی دارد که توسط صندوق های سرمایه گذاری جسورانه برای ملاقات و مذاکره با شما طراحی شده است. بسیاری از مشاوران سرشناس برای صندوق های سرمایه گذاری جسورانه کار می کنند، اما من تعداد زیادی را هم می شناسم که در سرمایه گذاری های کوچک مشغول اند.در پایانجذب سرمایه نه سخت است، و نه آسان. این یک کار چالش برانگیز است و ناامیدی در آن جایی ندارد. باید برای صحبت با سرمایه گذاران جسارت به خرج بدهید.</description>
                <category>زینب کوهیار</category>
                <author>زینب کوهیار</author>
                <pubDate>Mon, 27 Feb 2023 12:45:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور استارتاپ راه بیندازم، وقتی پول ندارم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ZAYNAB.KOOHYAR/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%85-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-vv5mw8m6pj2a</link>
                <description>هیاهوی رسانه ها درباره جذب سرمایه در استارتاپ ها، ممکن است بعضی صاحبان ایده را درباره آغاز کسب وکارشان دچار تردید کند. اینکه در مرحله طرح ایده، همه تلاش خود را به جذب سرمایه معطوف کنید، یک اشتباه بزرگ است. به ویژه زمانی که گزینه ای برای خروج موفق سرمایه گذار در طرح کسب وکارتان وجود ندارد. سرمایه گذاران تنها زمانی حاضرند خطر کنند که کششی واقعی در کسب وکاری وجود داشته باشد. این کشش نسبت به محصول یا خدمت، پس از مرحله اعتبارسنجی ایده خود را نشان می دهد. بنابراین، صاحب ایده باید مرحله اعتبارسنجی ایده اش را بدون جذب سرمایه خارجی بگذراند.اگر ایده ای دارید و پولی ندارید، باید بدون هزینه کردن، این پول را جور کنید. نکته مهم در کسب وکارهای نوپا، ساختن نسخه ای اولیه از محصول یا خدمات برای اعتبارسنجی است. هرچند این کار ممکن است به نظر گران تمام شود، اما در بسیاری از موارد، راه هایی برای گذر از این مرحله، با کمترین هزینه وجود دارد. عبدو ریانی در فوربز به چند راه برای صاحبان ایده ای که پول ندارند، اشاره کرده است.او می نویسد فروش چیزی بدون داشتن چیزی، این روزها به استانداری در فضای صنعت تبدیل شده است. یکی از راه های امن برای اعتبارسنجی ظرفیت ایده ها همین است. ساختن یک صفحه برای فروش در فضای مجازی به دانش فنی خاصی نیاز ندارد و  ابزارهای زیادی برای ساخت این صفحه ها وجود دارد.هم چنین می توان از ابزارهای بدون کد استفاده کرد. این ابزارها در سال 2023 بیشتر مورد توجه قرار گرفته اند. هوش مصنوعی به کمک آمده و ظرفیت های این ابزارها را توسعه داده است. با استفاده از این ابزارها امکان آماده سازی یک نسخه آلفا از محصول و خدمت استارتاپ ها وجود دارد و هزینه آن هم کم است.از دیگر راه های کم هزینه برای اعتبارسنجی ایده مشارکت تیم فنی در ساخت و فروش نسخه اولیه محصول است. می توان با افزایش تعداد بنیانگذارها از مهارت و تجربه آن ها استفاده کرد و مسیر اعتبارسنجی و ساخت نسخه اولیه را با هزینه کمتری پیمود.نکته آخر، بازاریابی است. بازاریابی مرحله ای است که می تواند هر بودجه ای را ببلعد. به همین دلیل انتخاب استراتژی هایی در بازاریابی که بتواند با کمترین  هزینه اجرا شود، در اولویت است. به عبارت دیگر، باید در کارهایی در مرحله بازاریابی تمرکز کنید که امکان اجرای آن بدون هزینه و به طور رایگان توسط خود شما وجود داشته باشد. هم چنین  شرکایی را پیدا کنید که بتوانند محصول شما را بفروشند، آن هم براساس پرداخت بر مبنای تبدیل. این روش از پرداخت پول به دیگران برای تبلیغ سخت تر است اما گاهی تنها گزینه شماست. هم چنین، از آنجایی که هدف شما اعتبارسنجی ایده و جلب توجه اولیه است، هر شریک  و همکار کوچکی می تواند به یک مبلغ بزرگ برای شما تبدیل شود.</description>
                <category>زینب کوهیار</category>
                <author>زینب کوهیار</author>
                <pubDate>Sun, 26 Feb 2023 14:14:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>3 کاری که مردم برای شاد بودن انجام نمی دهند</title>
                <link>https://virgool.io/@ZAYNAB.KOOHYAR/3-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF-edjrzbnubmdm</link>
                <description>در شادترین کشورهای جهان راه انداختن کسب وکار و رسیدن به سود از کشورهای غمزده و گرفته آسان تر است. هم چنین از دلایل عمده شادی مردم در کشورهای شاد، سطح رفاه آن ها و آسانی راه اندازی کسب وکارهای خصوصی است. برای 10 سال است که هر سال گزارشی از شادترین کشور جهان توسط انتشارات بین المللی WHR منتشر می شود. در گزارش های   World Happiness Report  در پنج سال اخیر، فنلاند به عنوان شادترین کشور در جهان معرفی شده است. فرانک مارتلا از متخصصان روان پزشکی است. او در مطلبی در سی ان بی سی درباره دلایل شاد بودن مردم در فنلاند نوشته است.*چرا مردم شادند؟در سال 2022 از مردم در 156 کشور جهان درباره امتیازی که آن ها به ارزش زندگی شان می دادند پرسیدند. بدترین امتیاز صفر و بالاترین امتیاز 10 بود. غیر از این، درباره چیزهای دیگری هم از آن سوالاتی پرسیده شده بود. چیزهایی مثل حمایت اجتماعی، انتظاری که درباره طول عمر خود دارند، سخاوتمندی و عدم وجود فساد از دیگر نکاتی بود که در این پرسش ها مطرح شده بود. نتیجه سنجش پاسخ های مردم به این پرسش ها در پنج سال گذشته، معرفی فنلاند به عنوان شادترین کشور جهان بوده است. اما داستان فنلاند از زاویه دید یک متخصص روان پزشکی و فیلسوف که درباره اصل های شادکامی بشر مطالعه و تحقیق می کند، محدود به این پرسش ها نیست. فرانک مارتلا می گوید مردم اغلب از او درباره چرایی شاد بودن مردم در فنلاند می پرسند. او توانسته به 3 عامل مهم درباره شاد بودن مردم در فنلاد اشاره کند. دلایلی که هرچند از امور تجاری و اقتصادی فاصله دارد اما از زمینه سازها در این زمینه برای بهره برداری بیشتر از بازارها و به سود رسیدن کسب وکارهاست. اما نکته مهم درباره این سه عامل، این است که مردم فنلاند هرگز دست به این کارها نمی زنند. در واقع اجتناب مردم در این کشور از انجام این سه کار است که از نظر مارتلا، به شاد بودن آن ها منجر شده است.1.ما خودمان را با همسایه مقایسه نمی کنیمیک مثل معروف در فنلاند وجود دارد که می گوید هیچ وقت خودت را مقایسه نکن و شادی ات را جار نزن. فنلاندی ها شاد بودن را در قلب خود حفظ می کنند به ویژه زمانی که بحث مسائل مادی و ثروت پیش می آید، آن ها کمتر از شاد بودن به دلیل ثروتمند بودن حرف می زنند. مارتلا می گوید یک بار یکی از ثروتمندان در فنلاند را دیده که فرزندش را در کالسکه اش گذاشته بوده و آن را هل می داده تا وارد ایستگاه مترو شود. برای این فرد ثروتمند خرید یک دستگاه خودروی مدل بالا و رفت و آمد با آن هیچ محدودیتی نداشته اما او حمل و نقل عمومی را انتخاب کرده بود. این درواقع چهره همه افراد موفق در فنلاند است. آن ها شبیه به دیگران زندگی می کنند. همین! مارتلا می گوید برای تقویت این ویژگی برای هرچه شادتر بودن باید برچیزهای شاد تمرکز کرد و از موفقیت ظاهری فاصله بگیرید. نخستین گام برای خوشحالی این است که معیارها واستاندارهای خودتان را بسازید به جای اینکه خودتان را با دیگران مقایسه کنید.2.بی خیال طبیعت نشده ایممارتلا می گوید در سال 2021 ، 87 درصد از مردم فنلاند از اهمیت طبیعت در زندگی شان گفته اند. فنلاندی ها گفته اند طبیعت به آرامش فکری، انرژی و راحتی آن ها کمک کرده است. در تابستان کارمندان برای چهارهفته تعطیل اند. خانواده ها در این مدت کوله بارشان را می بندند و به دل طبیعت می روند. هرچه امکانات رفاهی در مقصد کمتر باشد، برای آن ها بهتر است. آن ها در این چهار هفته خودشان را در طبیعت بدون برق و گاز غرق می کنند. مناطق سبز و پارک ها در بسیاری از شهرهای فنلاند بخش عمده ای از شهر را شکل می دهد. مارتلا می گوید خودش در هلسنکی در نزدیکی پارکی زندگی می کند و هر روز برای پیاده روی به این پارک می رود. او می گوید صرف زمان بیشتر در طبیعت به بهبود روحیه و شادابی آن کمک می کند. پس باید برای هرچه شاد بودن راه هایی برای ارتباط بیشتر با طبیعت پیدا کرد. مارتلا می گوید«حتی اگر می توانید چند تا گل و گیاه برای خانه جور کنید».3.چرخه اعتماد را نمی شکنیممارتلا می گوید بررسی ها نشان می دهد هرچه سطح اعتماد در جامعه ای بالاتر برود، مردم در آن جامعه شادترند. برای سنجش سطح اعتماد در جوامع یک آزمایش ساده اجرا می شود. آزمایشی به اسم کیف پول گمشده. این آزمایس در سال 2022 در کشورهای مختلف جهان اجرا شده است. 192 کیف پول را در 16 شهر بزرگ در جهان رها کرده اند. در هلسنکی در فنلاند، از 12 کیف پول گمشده، 11 کیف پول به صاحبش بازگردانده شده است. مردم فنلاند به یکدیگر اعتماد دارند و باهم صادقانه رفتار می کنند. اگر لب تاپ خود را در کتابخانه جا گذاشته اید،  یا تلفن همراهتان را در قطار گم کرده اید، جای نگرانی نیست. می توانید اطمینان داشته باشید که گمشده های شما به شما باز می گردد. در فنلاند سطح امنیت و اعتماد به اندازه ای بالاست که حتی بچه ها بدون نظارت در بیرون از خانه بازی می کنند و با اتوبوس های عمومی به مدرسه می روند.به این فکر کنید که چطور می توانید در جامعه خود را به دیگران نشان دهید؟ چطور می توانید اعتماد بیشتری برانگیزید؟ چطور می توانید به تقویت چرخه اعتماد در جامعه کمک کنید و از سیاست هایی حمایت کنید که به صداقت هرچه بیشتر در جامعه دامن می زند؟ کارهای کوچک مثل باز کردن در برای غریبه ها و تعارف جای نشستن در قطار به دیگران هم می تواند به اعتماد هرچه بیشتر مردم به یکدیگر کمک کند.</description>
                <category>زینب کوهیار</category>
                <author>زینب کوهیار</author>
                <pubDate>Sat, 25 Feb 2023 12:51:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موفقیت در جوانی افسانه است/ میانگین سن موسسان استارتاپ های موفق 42 سال است</title>
                <link>https://virgool.io/@ZAYNAB.KOOHYAR/%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-42-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-me6hhsvb17e6</link>
                <description>استیو جابز و بیل گیتس، هر دو در دهه 20 زندگی شان به موفقیت رسیدند. اینطور به نظر می رسد که هر استارتاپ موفقی باید با بنیانگذارانی در همین سن به مشتریانانش خدمات بدهد. اما نتایج بررسی های تازه نشان می دهد قرار نیست الگوی جابز و گیتس را هنجار اکوسیستم های استارتاپی بدانیم.سایت کارآفرین نوشت بیل گیتس و پال آلن در سنین 20 و 22 سالگی، مایکروسافت را در سال 1975 تاسیس کردند. جف بزوس 30 ساله بود که آمازون را ساخت و استیو جابز در سن 21 سالگی اپل را بنیانگذاری کرد. روایت ها از داستان موفقیت کارآفرینان در دره سیلیکون این فرضیه را تقویت می کند که موفقیت با جوانی موسسان استارتاپ ها گره خورده است. با این وجود تازه ترین بررسی های مدرسه کسب وکار هاروارد می گوید، این افسانه ای بیش نیست و اگر قرار است روی کارآفرینان جوان و موسسان میان سال شرط بندی کنید، گزینه دوم بهتر و امن تر است.بررسی های مدرسه کسب وکار هاروارد نشان می دهد متوسط سن کارآفرینان موفق 42 سال است. از جمله دلایلی  که می گوید کارآفرینان در سن 42 تا 45 سالگی موفق تر عمل می کنند، تجربه کاری است. پژوهشگران در این بررسی دریافتند موسسان استارتاپ هایی که پیش از تاسیس، 3 سال سابقه کار در حوزه مورد نظر را دارند، 85 درصد موفق تر از دیگران عمل می کنند.مدرسه کسب وکار هاروارد می گوید حتی داستان موفقیت افرادی مثل جف بزوس، بیل گیتس و استیو جابز هم نشان می دهد آن ها سوددهی و موفقیت های کلان در کسب وکارشان را در سنین بالای 30 و 40 سال تجربه کرده اند. زمانی که آمازون فروش هرچه بیشتر کتاب را کلید زد، جف بزوس 35 ساله بود. در 41 سالگی بزوس بود که آمازون پرایم راه اندازی شد. اپل زمانی آیفون را روانه بازار کرد که استیو جابز 52 ساله بود. هم چنین بیل گیتس در سن 31 سالگی به عنوان جوان ترین میلیاردر جهان در فهرست رسانه هایی مثل بلومبرگ و فوربز جای گرفت، درحالیکه 10 سال پیش از آن، مایکروسافت را تاسیس کرده بود.نسخه چاپی</description>
                <category>زینب کوهیار</category>
                <author>زینب کوهیار</author>
                <pubDate>Wed, 22 Feb 2023 12:20:33 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>