<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های zeynab</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Z_29509020</link>
        <description>ما‌پشت‌هزاران‌لبخند‌خود‌مرده‌ایم:)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 23:12:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1485600/avatar/FxzICx.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>zeynab</title>
            <link>https://virgool.io/@Z_29509020</link>
        </image>

                    <item>
                <title>Dark</title>
                <link>https://virgool.io/@Z_29509020/dark-nh2rchff8ugj</link>
                <description>با قاطعیت میتونم بگم سریال دارک بهترین سریالی بود که بعد از بریکینگ بد دیدم👌یه سریال خفن محصول آلمان با موضوع سفر در زمان.این سریال انقد عجیب و جالبه که یه جاهایی مجبورت می‌کنه فیلم و قطع کنی با خودت تحلیل کنی بعد دوباره ادامه فیلم و ببینی.!حتی این سریال قابل اسپویل کردنم نیس بهتون پیشنهاد میکنم این سریال و ببینید😃</description>
                <category>zeynab</category>
                <author>zeynab</author>
                <pubDate>Mon, 06 Oct 2025 13:27:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هر دو در نهایت میمیرند</title>
                <link>https://virgool.io/@Z_29509020/%D9%87%D8%B1-%D8%AF%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%86%D8%AF-sttfahjqauo9</link>
                <description>قاصد مرگ:«فقط ۲۴ ساعت از عمر شما باقی مانده است»امروز را زندگی کنید...این پیامی بود که دو نوجوان دریافت کردند.قاصد مرگ هرگز اشتباه نمی کند و آنها تنها ۲۴ ساعت فرصت زندگی دارند....کتابی به نویسندگی آدام سیلورا.مطمئنم اگر این کتاب و بخونید قدر لحظات زندگیتون و بیشتر میدونید. هر خطی از این کتاب یه یادآوری و یه درس خیلی مهم برای ماست.از لحظه لحظه زندگیتون لذت ببرید و کارهایی رونکنید که روزی باعث پشیمونی شما بشه:))</description>
                <category>zeynab</category>
                <author>zeynab</author>
                <pubDate>Mon, 06 Oct 2025 13:21:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تو..!</title>
                <link>https://virgool.io/@Z_29509020/%D8%AA%D9%88-sjedgstmzf0l</link>
                <description>تصدق دلت که حالا به جای من برای کس دیگری تند تند میزند،تصدق آن چشم ها که زل میزند در چشمهایی که شبیه چشمهای من نیست،تصدق آن لب ها که دوستت دارم میگوید به من نه،به دیگری،تصدق آن دستها که عادت کرده به دستهایی که دستهای من نیست،تصدق آن پاها که همقدم دیگری میشود...تصدق شما و هرچه به شما تعلق دارد عزیزِ جانفقط قول بده مثل من لبخند را از زندگیت دریغ نکنی،فقط قول بده مثل من زیاد دلتنگی نکنی،فقط قول بده بیتابی نکنی برای نبودنم،فقط قول بده به جای من هم مراقب خودت باشیجان تو و جان آن دستها و چشمها و لب ها و پاها ...جان تو و جانِ شریکِ تک تکِ رویاهایم...#فاطمه_جوادی</description>
                <category>zeynab</category>
                <author>zeynab</author>
                <pubDate>Sun, 01 Dec 2024 20:52:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه ای به تو که نمیخوانی!</title>
                <link>https://virgool.io/@Z_29509020/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%88-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-gh2bj3rgcazl</link>
                <description>هر دفعه که اومدم بنویسم این بار آخره نشد که نشد امیدوارم این آخرین متن من درمورد تو باشه..خب از اینجا شروع میکنم:ازت ممنونم واقعا بابت همه چی. بابت همه حس های خوبی که بهم منتقل کردی بابت همه رفتارهای قشنگی که داشتی بابت همه حرفای قشنگی که زدی بابت همه امید دادنت بابت همه چیز.ازت ممنونم بابت اینکه بهم درس مهمی دادی. اینکه به هیچکس نباید اعتماد کرد اینکه هیچ وقت نباید مهربونی و محبت و یه جا برای یه آدم خرج کرد. اینکه نباید ساده و احمق بود اینکه نباید مهربون بود بابت همه چی.ازت ممنونم بابت اینکه باعث شدی من اون آدم قبلی نشم. بابت اینکه دیگه اون دختری که همیشه شاد بود و با کوچکترین چیز ذوق میکرد نباشم. بابت اینکه باعث شدی من جلوی مامان و بابام گریه کنم. از اینکه باعث شدی نسبت به همه چیز بدبین باشم. بابت همه چی.و در پایان چه تلخ چه شیرین ممنون بابت خیلی چیزا.دوستت دارم...نامه به تو که آن را نمیخوانی:)❤️</description>
                <category>zeynab</category>
                <author>zeynab</author>
                <pubDate>Sun, 24 Nov 2024 22:28:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مامان،بابا</title>
                <link>https://virgool.io/@Z_29509020/%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7-ctt59wehbnlz</link>
                <description>مامان مرسی ازت که وقتی ظهر میرسم خونه همیشه بوی غذای خوشمزه ات توی خونه پیچیده.مامان ممنونم ازت که همیشه برام قشنگ ترین لباس ها رو گرفتی.مامان ممنونم ازت که وقت هایی که مریض بودم شب تا صبح بالای سرم بیدار بودی.مامان ممنونم ازت که همیشه از خودت گذشتی برامون.مامان ممنونم ازت بابت همه چی.بابا مرسی ازت که همیشه برام خوراکی های خوشمزه میخری.بابا ممنونم ازت که همیشه زحمت میکشی و با خستگی از کار برمی‌گردی.بابا ممنونم ازت که همیشه منو میبردی بیرون گشت و گذار.بابا ممنونم ازت بابت همه چی.به قول شهاب حسینی:مامان و بابا خیلی خوبن.؛</description>
                <category>zeynab</category>
                <author>zeynab</author>
                <pubDate>Fri, 15 Nov 2024 12:22:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بخند بابا</title>
                <link>https://virgool.io/@Z_29509020/%D8%A8%D8%AE%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7-ogantgqtoewa</link>
                <description>امروز زنگ تاریخ نشسته بودم و به جای اینکه به درس گوش بدم ذهنم مشغول بود.مشغول چیزایی که هیچ وقت نمی‌تونستم بهشون فکر نکنم. با رفیقم در میون گذاشتم و شروع کردیم صحبت کردن.بهش گفتم نمی‌دونم چرا اینجوری هستم ولی بعضی موقع ها به این فکر میکنم که اگه یه روز با سرطان یا با تومور بمیرم چه جوریه؟ خیلی درد داره؟ سخته؟اصن نشده بهش فکر نکنم و این خیلی بده که به این چیزای منفی و بد فکر میکنم.گذشت و گذشت تا اینکه نتیجه گرفتم روی کاغذ همه‌ی کارایی که می‌خوام در آینده انجام بدم رو بنویسم. نوشتم و گفتم تا این کارا رو انجام ندم از این دنیا نمیرم. احتمالا شما هم شنیدین میگن به هر چی فکر کنی بیشتر برات اتفاق میفته؟برا اینکه خیلی طولانی نشه نتیجه آخر و میگم:نتیجه آخر اینکه هرچی بیماری جسمی هست بیشترینش مربوط میشه به روح!!اگه حال روحی خوب باشه جسم هم حالش خوبه مگه نه؟ برا همین گفتم بابا بیخیال بیا بخندیم. بیا اگه پات پیچ خورد افتادی بخندیم. بیا اگه معلم برات صفر گذاشت بخندیم. اگه احتمال رو ۱۲۶ روی ۱۳ بدست آوردیم بخندیم. هر چی انرژی منفیه از خودمون دور کنیم خلاصه اینکه بخند بابا...</description>
                <category>zeynab</category>
                <author>zeynab</author>
                <pubDate>Wed, 13 Nov 2024 14:34:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خیلی دوستت دارم</title>
                <link>https://virgool.io/@Z_29509020/%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-mprdmkhls4oe</link>
                <description>چند روزیه انگار بیشتر یادت میفتم.یه روز با شنیدن یه آهنگ غمگین اشک از گوشه چشمم میاد یه روزم با شنیدن یه آهنگ شاد یاد چیزای خوبی میفتم که دیگه تکرار نمیشه:)بعضی روزا خودمو خالی میکنم بعضی روزا هم همه چیو میریزم تو خودم.مثلا اینکه دیشب سرم خورد به دیوار و زدم زیر گریه بهونه بود. باید گریه میکردم باید چیزایی که تو دلم میگذشت و میگذره رو با گریه حل کنم چون راه حل دیگه ای ندارم.آره خلاصه با همه این سختی هایی که میگذره اینو بدون خیلی دوستت دارم خیلی خیلی. اونقدری که وقتی مشابه اسمت یه جا به گوشم میخوره غیر ارادی لبخند میزنم:)🫠❤️خیلی دوستت دارم..</description>
                <category>zeynab</category>
                <author>zeynab</author>
                <pubDate>Mon, 11 Nov 2024 23:15:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمی بخمشت!</title>
                <link>https://virgool.io/@Z_29509020/%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D9%85%D8%B4%D8%AA-za257xnyjsov</link>
                <description>چند روزیه با خودم درگیرم.!درگیر اینکه چیکار کنم؟ خودمو بزنم به بی خیالی و ادامه دادن به زندگی یا دوباره بشینم انقد بهش فکر کنم انقد فکر کنم که آخر گریه کنم..نمی‌دونم شایدم من مقصرم..بیش از حد مهربون بودم، بیش از حد توجه کردم، بیش از حد کنار اومدم، بیش از حد نگرانت بودم، بیش از حد ساده بودم!فقط اینو بدون نمی بخشمت.شایدم الان فقط اینو به زبون میارم و می‌نویسم شاید الان دلم بهم بگه «ببخش» و بگذر.ولی حتی اگه به خاطر یه چیز نبخشمت اینه که من الان به هیچ کس اعتماد ندارم.! الان فکر میکنم هر کسی باهام مهربونه بهم خوبی می‌کنه یه روز قراره بدترین رفتار و باهام داشته باشه😅هر کسی باهام خوب رفتار می‌کنه خیلی بد باهاش رفتار میکنم فقط و فقط بخاطر اینکه اعتمادم و از دست دادم..!!مهربونیم رو، احساساتمو، صبر و حوصلم رو،اعتمادمو، انگیزمو، همه‌ رو به فنا دادی. ممنونم ازت:))</description>
                <category>zeynab</category>
                <author>zeynab</author>
                <pubDate>Fri, 08 Nov 2024 19:18:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلتنگ</title>
                <link>https://virgool.io/@Z_29509020/%D8%AF%D9%84%D8%AA%D9%86%DA%AF-ra8jlvtln2mb</link>
                <description>گاهی آدم میتواند تمام رنج ها را به دوش بکشد، اما بعضی دلتنگی ها را تاب نیاورد..همان دلتنگی ها، که دردشان تا مغز استخوان ریشه دوانده.و چاره چیست اگر دلتنگی، تقدیر این روزهای من و توست..آیسان روح نواز</description>
                <category>zeynab</category>
                <author>zeynab</author>
                <pubDate>Tue, 05 Nov 2024 20:27:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تصور پرداخت با یک کلیک از حساب بانکی</title>
                <link>https://virgool.io/@Z_29509020/%D8%AA%D8%B5%D9%88%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%84%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9%DB%8C-vowcz9m4gxlo</link>
                <description>خب از اونجایی که خیلی نوشتن بلد نیستم ولی خب یه چیزایی می‌نویسم.دنیایی و تصور کنم که با یه کلیک همه قبوض و اینا پرداخت میشه!جالبه.. خیلی خیلی جالبه.والا جونم براتون بگه اگه همچین دنیایی وجود داشت و با یه کلیک همه چی پرداخت می‌شد کی دلش میخواست نباشه تو این دنیا؟در اصل میشه گفت پرداخت قبوض در دنیای موازی.مثلا یه جای خیلی خفن و باحالی می‌بود که طرح های زوج و فرد اجرا می‌کردن.روزای فرد خانواده ها با تعداد جمعیت فرد میومدن و روزای زوج خانواده ها با تعداد زوج. توی اون مکان حالا به قول شما که باید یه کلیکی صورت بگیره یه دستگاه عجیب و غریب باشه که ما تو این دنیای خودمون نتوانیم اصن تصورش کنیم!به هر حال باید یه چی توی دنیای موازی باشهآره خلاصه میومدن و به ازای پرداخت هایی ک داشتن یکی از دکمه های اون دستگاه کلیک می‌کردن و تماااام.دیگه نباید توی صف منتظر میموندی تا نوبتت بشه از دستگاه خودپرداز استفاده کنی. یا با اون دکمه های مسخره کار کنی( حالا خیلی هم مسخره نیست ولی حوصله سر بره)مثلا وقتی روی اون دکمه کلیک میکردی نه تنها همه وی پرداخت می‌شد بلکه ذهنت هم پاک میشد که چه چیزایی برا پرداخت داشتی.همچنین لازم نبود هر روز توی گوشی چک کنن امروز باید قسط چیو بدن امروز باید چه قبضی رو پرداخت کنند. خیلی راحت و ریلکس. ولی خب همون‌طور که خودتون میدونید همچین چیزی غیر ممکنه که اتفاق بیفته و باید به نوشتن قسط ها و قبوض بر دفترچه ادامه بدیم:)</description>
                <category>zeynab</category>
                <author>zeynab</author>
                <pubDate>Tue, 05 Nov 2024 00:03:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بغلم کن</title>
                <link>https://virgool.io/@Z_29509020/%D8%A8%D8%BA%D9%84%D9%85-%DA%A9%D9%86-sj6hobq4u258</link>
                <description>منو بغل کن. ازم نپرس چیشده،چه اتفاقی افتاده. بغلم کن. سعی نکن حرفای تو مغزمو بخونی چون خیلی پراکندن.اونقدر که خودمم نمیفهمم چی‌ هستن. بغلم کن دلم شکسته.بغلم کن درد سنگینی و توی قلبم حس میکنم.فقط بغلم کن. شاید گریه راه حل خوبی بود.</description>
                <category>zeynab</category>
                <author>zeynab</author>
                <pubDate>Mon, 04 Nov 2024 23:00:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غروبِ جمعه</title>
                <link>https://virgool.io/@Z_29509020/%D8%BA%D8%B1%D9%88%D8%A8%D9%90-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-e4yamiduttw4</link>
                <description>سلام عزیز من چطوری؟امیدوارم حالت خوب باشه..چند روزیه وقت نکردم برات چیزی بنویسم. نه اینکه وقت نکنم خودم نخواستم. گفتم شاید اگه نخوام ازت چیزی بگم راحت تر بتونم روز و شب و بگذرونم ولی نشد یعنی نمیشه.فکر میکنم هر چقدر هم ک بخوام دوست داشتنم رو بهت ابراز کنم تو متوجه نمیشی و هیچ وقت متوجه نخواهی شد چون اگه میخواستی متوجه بشی این کارو نمی‌کردی. حالا بگذریم به قول یه عزیزی توی عشق مال ما فقط اتوبان یه طرفست.الان غروب جمعه و دلتنگی...خیلی حس بدیه مگه نه؟غروب جمعه باشه. هوا ابری باشه. دلِ آدمیزاد تنگ باشه..:)امروز یه جمله خوندم یاد تو افتادم:اونی که دوسش داری، حتی اگه نباشه هم  کس دیگه ای نمیتونه جاشو پر کنه(:</description>
                <category>zeynab</category>
                <author>zeynab</author>
                <pubDate>Fri, 01 Nov 2024 18:33:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عزیزِ من</title>
                <link>https://virgool.io/Letter/%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2%D9%90-%D9%85%D9%86-worbwbmsbmng</link>
                <description>عزیزِ من:ای کاش تو به‌جای من باشی،تا بفهمی که دوست داشتنتچه کار دشواری‌ست.کاش من جای تو باشمتا طعم این‌قدر دوست‌داشته‌ شدن را بچشم...کاش دو قلب داشتمیکی برای کارهای روزمره و یکی فقط و فقط برای دوست داشتن تو:)</description>
                <category>zeynab</category>
                <author>zeynab</author>
                <pubDate>Tue, 29 Oct 2024 20:03:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوستت دارم</title>
                <link>https://virgool.io/@Z_29509020/%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-ppgafqq1shrq</link>
                <description>سلام عزیزِ منامشب که دارم برات اینو می‌نویسم نه تو از من خبری داری و نه من از تو.نمی‌دونم الان کجا هستی ولی هر جا هستی مراقبت خودت باش. هوا خیلی خیلی سرده یادت نره لباس گرم بپوشیا. پارسال این موقع همدیگرو می‌شناختیم با هم حرف می‌زدیم ولی الان تبدیل شدیم به دوتا غریبه انگار نه انگار...هر چی سعی کردم بعد از تو هم با بقیه مهربون باشم نشد ضربه ای زدی به این قلب مهربونم که دیگ الان از جنس سنگ شده. دیگه دوست ندارم مهربون باشم دیگه دوست ندارم با آدما ارتباط بگیرم دیگه دوست ندارم به کسی اعتماد کنم. برای همینه که هر شب توی دفترم اسم تو رو میگم. برای همینه که هر شب میگم ازت متنفرم ولی از خدا می‌خوام مراقبت باشه.امشب هم نتونستم ولی امیدوارم شبای دیگه بتونم از پسش بر بیام بشم همون آدم قبلی با تجربه های جدید.دوستِت دارم:)</description>
                <category>zeynab</category>
                <author>zeynab</author>
                <pubDate>Sun, 27 Oct 2024 00:05:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اشتباه خوب من</title>
                <link>https://virgool.io/@Z_29509020/%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D9%85%D9%86-rgppfkwd1emp</link>
                <description>میدونم شاید موضوع خیلی کلیشه ای باشه ولی خب خیلی حرفه.چیزیه که تقریبا نیمی از آدما تجربه کردن. چیزی رو که بعدش اسمشو گذاشتن اشتباه خوب من.برای تو می‌نویسم اشتباه خوبِ من:از اینکه توی سختی ها کنارت بودم پشیمون نیستم.از اینکه توی خوشی ها باهات بودم پشیمون نیستم.از اینکه همیشه حواسم بهت بود پشیمون نیستم.از اینکه نذاشتم تنهایی غصه بخوری پشیمون نیستم.از اینکه باهات خندیدم پشیمون نیستم.از اینکه مراقبت بودم پشیمون نیستم.از اینکه نگرانت بودم پشیمون نیستم.فقط و فقط از یه چیزی پشیمونم و اونم سادگی و احمق بودن خودمه. از این پشیمونم که چرا انقد ساده و احمق بودم؟میدونی چیه این قلب من دیگه مثل سابق نمیشهبدجوری شکسته از حرفا از رفتارا از همه چی. دیگه هر کاری کردم خوب نشد ولی خب عیب ندارهاین نیز بگذرد...</description>
                <category>zeynab</category>
                <author>zeynab</author>
                <pubDate>Fri, 25 Oct 2024 20:05:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یه کنکوری نا امید</title>
                <link>https://virgool.io/Dabirestaniha/%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%A7-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-meiaci6zlrcq</link>
                <description>خب نوبت ما هم شد. نمی‌دونم چه جوری این ۳ سال تحصیلی متوسطه دوم گذشت ولی اصلا انتظار نداشتم انقد زود برسه. اصن وقتی فکر میکنم ۶ ماه دیگه کنکور دارم تنم میلرزه‌.انگار همین دیروز بود ک واسه انتخاب رشته سال دهم دهن همه رو سرویس کرده بودم ک چی برم.آخرشم رفتم رشته ای که از همون اول از گزینه هام حذفش کرده بودم. خیلی خوب یادمه سال نهم از بین رشته های تجربی و انسانی و کامپیوتر خیلی قاطعانه گفتم انسانی و که حذفش میکنم🤣 ولی خب اینم قسمت ما بود دیگه که رشته انسانی و بخونیم.و الان یه جوری از اون ۳ سال میگذره که باورم نمیشه. اصن موندم برم سر جلسه کنکور باید چیکار کنم؟ منی که اصن هیچی برا کنکور نخوندم دقیقا چیکار کنم اون روز؟وقتی میبینم همه انقد با قدرت نشستن برا کنکور میخونن یه حسرتی میاد توی وجودم که زینب برا چی تابستون هیچ کاری برا کنکور نکردی؟ولی خب از ۱ ماه پیش شروع کردم کم و بیش میخونم امیدوارم که نتیجه خوبی بگیرم.دوست عزیزی که این متن و خوندی اگه کنکوری بودی ممنون میشم از تجربیاتت بهم بگی:))</description>
                <category>zeynab</category>
                <author>zeynab</author>
                <pubDate>Thu, 24 Oct 2024 15:22:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یازده_شش</title>
                <link>https://virgool.io/@Z_29509020/%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D8%B4%D8%B4-ngw1yfmlx0t3</link>
                <description>یک: تکنولوژی جدیدی وارد بازار می‌شود که قادر است خواب‌های شما را ضبط و هر زمان که خواستید پخش کند. آیا از این تکنولوژی استفاده می‌کنید؟ چرا؟بله. چون خواب هایی ک می بینم خیلی قشنگه و دوست دارم اتفاقاتی ک برام میفته رو چندبار دیگه هم ببینم.دو: شما از طرفداران اهدای عضو هستید و کارت اهدای عضو نیز گرفته‌اید. اگر قرار باشد در دو خط کسی که مخالف اهدای عضو است را به این‌کار ترغیب کنید، برای او چه می‌نویسید؟زندگی بخشیدن به بقیه خیلی قشنگه. اون بدنی که قراره بعد از چندوقت نابود بشه و چیزی ازش باقی نمونه میتونه به کسایی زندگی ببخشه تا فرصت اینو داشته باشن بیشتر از این زندگی لذت ببرن.سه: زمان مدرسه وقتی می‌خواهند دانش‌آموزان را به اردو ببرند، از والدین‌ آن‌‌ها رضایتنامه می‌گیرند. آیا تاکنون برای خودتان رضایت‌نامه صادر کرده‌اید؟ یعنی موقعی که دلتان شما را به کاری وامی‌داشته و عقل‌تان شما را از انجام آن کار می‌ترسانده، برای کدامیک رضایتنامه صادر کرده‌اید؟من اصلا اردوهای مدرسه رو نمیرم😁چهار: دیگران چه توانایی و یا استعدادی را در شما می‌بینند که شما نسبت به داشتن آن توانایی و یا استعداد در خودتان تردید دارید؟فکر کنم هیچی.( خیلی استعداد و توانایی دارم😁)پنج: آیا شده است که درباره‎ی یک مسئله یا موضوعی، پافشاری و تعصب بیهوده به خرج داده باشید و بعدها متوجه شده باشید که سخت اشتباه می‌کرده‌اید و حق با بقیه بوده است؟ اگر ممکن است بنویسید آن مسئله یا موضوع چه بوده است؟فکر نکنم شش: آیا توانایی این که در هیچ جایی استخدام نشوید و خودتان بتوانید یک شغل مستقل راه بیندازید را در خودتان می‎بینید؟ آن شغل چیست؟فعلا که دانش آموزم. ولی آره توانایی ش رو دارم. به اینکه چه شغلی هنوز فکر نکردم.هفت: از برخی از میوه‌ها به عنوان میوه‌های بهشتی یاد شده است. اگر قرار بود از یک &amp;quotساز&amp;quot به عنوان سازِ بهشتی یاد بشود، آن ساز به نظر شما کدام ساز است؟ می‌توانید یک آهنگ زیبا با آن &amp;quotساز&amp;quot را معرفی کنید؟چیزی مد نظرم نیستهشت: همین الان غول چراغ جادو در کنار شما ظاهر می‌شود و به شما می‌گوید که می‌توانید سه آرزو کنید تا برآورده‌اش کند، می‌توانید آن سه آرزو را بنویسید؟اول اینکه خونوادم همیشه سالم باشندوم اینکه کسایی که دارن از بیماری سختی رنج میبرن خوب بشنسوم اینکه اون شخص به زندگیش برگرده و حالش خوب بشهنه: اگر قرار بود به طریقی در روز اول سال، یعنی روز عید نوروز، تمام اعمال و رفتار پنهانی مردم ایران (در هر سن و سال و با هر پُست و مقامی) برای همگان علنی و آشکار شود. به نظر شما مردم ایران باز هم این روز را جشن می‌گرفتند؟واقعا نمیدونم هر کس یه نظری داره.ده: علم پزشکی پیشرفت می‌کند و هر کس می‌تواند، هر تعدادی که بخواهد از خودش تکثیر کند. آیا شما خودتان را تکثیر می‌‌کنید؟ چند نسخه؟ چرا؟ اگر به جز خودتان، بتوانید فقط یک نفر دیگر را تکثیر کنید چه کسی را تکثیر می‌کنید؟آره شاید 2 نسخه. چون خودم شخصیت خودم و خیلی دوست دارم و حتی خودم یجورایی وایب خوبی میگیرم.و اگر یک نفر دیگر و بخوام بگم نمیدونمیازده: سال ۱۵۰۰ است. شما تلویزیون را روشن می‎کنید و شبکه‌ی خبر را انتخاب می‌کنید. چند خبر که تصوّر می‌کنید در آن سال قرار است درباره‌ی ایران و یا جهان بشنوید را بنویسید.من ک اکثرا اخبار نگاه نمیکنم. ولی چند تا خبر خیلی خوب و تصور میکنم ک بازم مثل جواب بقیه سوالا میگم نمیدونم چه خبرای خوبی.تمام....با اینکه نصف جوابا رو درست و حسابی ندادم ولی خب بد نبود:))</description>
                <category>zeynab</category>
                <author>zeynab</author>
                <pubDate>Tue, 13 Feb 2024 17:35:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خسته:)</title>
                <link>https://virgool.io/@Z_29509020/%D8%AE%D8%B3%D8%AA%D9%87-vw6ct4b791et</link>
                <description>من از گریه کردن خستم.من از فریاد کشیدن خستم.من از ناراحت بودن خستم.من از تظاهر کردن خستم.من از تنهایی خستم.من از عصبانی بودنم خستم.من از حس دیوونگی خستم.من از حس گیر افتادن خستم.من از نیاز داشتن به کمک خستم.من از به یاد اوردن خستم.من از از دست دادن خستم.من از دلتنگی برای آدما خستم.من از احساس بی ارزشی کردن خستم. من از احساس از درون خالی بودن خستم. من از نداشتن توانایی رها کردن خستم.من از آرزو کردن این که دوباره همه چیو از اول شروع کنم خستم.من از رویا پردازی راحب زندگی ای که هرگز  نخواهم داشت خستم.  و بیشتر از همه، من از خسته بودن، خستم.</description>
                <category>zeynab</category>
                <author>zeynab</author>
                <pubDate>Fri, 17 Nov 2023 18:29:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوخته دل</title>
                <link>https://virgool.io/@Z_29509020/%D8%B3%D9%88%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D9%84-wseuax7ntsea</link>
                <description>برای سوخته دل بستر و مزار یکیستتمشک ترش لب و تنگ زهرمار یکیستتفاوتی نکند اشک و بغض و هق هق مامسیر چشمه و سیلاب و آبشار یکیستهنوز گرده ی سهراب سرخ مثل عقیقهنوز رسم پدر سوز روزگار یکیستهنوز طعنه به جان می خرد زلیخا و هنوز بر در کنعان امیدوار یکیستهزار بار دلم سوخت در غمی مبهمدلیل سوختنش هر هزار بار یکیستحرام باشد اگر بی وضو بغل گیرمکه قوس پیکره ی برنو و دو تار یکیستشبی ترنج به بر می کشد شبی حلاجشکایت از که کنیم ای رفیق؟ دار یکیستدو مصرع اند دو ابرو شکسته نستعلیقمیان هر غزلی بیت شاهکار یکیستبه دست آنکه نوازش شدیم تیغ افتاددلیل خون جگری من و انار یکیست!به دشنه کاری قلبم برس ادامه بدهخدای هر دوی ما انتهای کار، یکیستحامد عسکری</description>
                <category>zeynab</category>
                <author>zeynab</author>
                <pubDate>Mon, 13 Nov 2023 21:20:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شرح پریشانی</title>
                <link>https://virgool.io/@Z_29509020/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D9%86%DB%8C-ctij21wjor4c</link>
                <description>روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم!ساکن کوی بت عربده جویی بودیم!عقل و دین باخته، دیوانه ی رویی بودیمبسته سلسله سلسله مویی بودیمما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم!امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم!دل نیست کبوتر که چو برخاست نشینداز گوشه بامی که پریدیم، پریدیم!&quot;وحشی بافقی&quot;</description>
                <category>zeynab</category>
                <author>zeynab</author>
                <pubDate>Sun, 06 Aug 2023 15:51:11 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>