<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Zahra ghorbani</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Zahra_ghorbani</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 19:19:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1608970/avatar/J9I7ME.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Zahra ghorbani</title>
            <link>https://virgool.io/@Zahra_ghorbani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خواص درمانی چند گیاه</title>
                <link>https://virgool.io/@Zahra_ghorbani/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B5-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%86%D9%86%D8%AF-%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87-ffzmrxpk1btm</link>
                <description>گیاه گل گاو زبان:گل گاوزبان گیاهی است علفی و پر طرفدار که خواص تصفیه کنندگی و ترقیقی و بازکنندگی عروق دارد.از آن میتوان برای پیشگیری از سکته های مغزی و قلبی استفاده کرد.بیماران عفونی، ویروسی مثل مبتلایان به آبله، تبخال، زونا، مخملک، سرخک میتوانند برای تقویت سیستم ایمنی از چای گل گاو زبان استفاده کنند.بیماران دیابتی توجه داشته باشند که خود را ازنعمت چای گاوزبان با گیاه صندل محروم نکنند. زیرا گل گاوزبان در ترکیب با سنبل الطیب و بادرنجبویه، داروی بسیار مفیدی برای تقویت پانکراس، قلب،طحال و مغز میباشد.افرادی که از تشنگی زیاد رنج میبرند، میتوانند از خواص درمانی ضد عطش گل گاو زبان بهره ببرند.به منظور افزایش خاصیت خواب آوری گل گاو زبان، بهتر است آن را همراه یک فنجان گلاب و کمی گیاه صندل و عسل شیرین کرده و میل نموده تاخواب راحت و شیرینی را تا صبح تجربه نمایید.یکی از خواص مهم گل گاوزبان، رفع تصلب شرائین میباشد، لازم است که هر روز مقدار کمی از عرق گل گاوزبان را همراه کمی پودر گیاه صندل میل نمایید.گیاه گل سرخ: مهمترین و اثر گل سرخ،خصوصیات آرام بخش و تقویت مغزی آن می باشد و بوئیدن و خوردن در بین مردم بسیار رایج است. قسمت های مورد استفاده گل سرخ  گلبرگ های آن می باشد. از گل سرخ گلاب، جلّاب و روغن، مربا، شربت اسانس، گلقند و....تهیه می شود. جلّاب: از گل سرخ، شکرسرخ و زعفران تهیه شده و برای تقویت قلب بسیار عالی است. گلقند: یکی از محصولات غنچه گل سرخ است که خواص زیادی دارد. از جمله: تقویت سیستم ایمنی، درمان امراض روحی، رفع بلغم خون و موارد بسیار دیگر. خواص درمانی گل سرخ: آکنه وغرور جوانی، درمان های درد مفاصل،  شب ادراری، خونریزی، بیخوابی،ترمیم لثه. گلاب: از تقطیر گل سرخ و آب تهیه می شود. که برای تقویت چشم، پوست، قلب، مغز، میل جنسی و...بسیار موثر است. خواص بخور یا بوع گلاب: آرام‌بخش، خواب آور، تقویت حافظه، رفع افسردگی و ایجاد  نشاط، رفع چین و چروک پوست ‌و زکام و آبریزش بینی، پرخاشگری و عصبانیت، کسالت، درمان صرع و سرفه حاد و مزمن، تنظیم انرژی بدن.گیاه سنبل الطیب:سنبل الطیب یک  گیاه محرک و آرام بخش برای اعصاب و مغز مؤثر بوده، در درمان فشار خون و رفع گرفتگی عروق قلبی بسیار مؤثر است. برطرف کننده آسم عصبی می باشد. ریشه آن مورد استفاده قرار می‌گیرد. خواص مغزی، عصبی: ضد سر درد میگرن‌، تقویت کننده مغز و اعصاب، رفع سرگیجه، دلهره و اضطراب، درمان‌ پرخاشگری، خستگی های  عصبی، آرام بخش.خواص سر و گردن: خوشبو کننده دهان، رفع درد دندان  آبریزش بینی، درمان گرفتگی صدا و دندان قروچه در کودکان. خواص ریوی و گوارشی: مُسکن، ضدالتهاب، ضد سرفه، ضدانگل، تنگی نفس، اشتها آور، تقویت کننده معده، درمان یرقان، بواسیر خواص پوستی: باز کننده رنگ رخساره، خوشبو کننده عرق بدن، ضد شوره سر، تقویت کننده مو، درمان زردی پوست البته لازم به ذکر است که نباید  در خوردن سنبل الطیب زیاده روی کرد و هنگام خوردن از داروهای شیمیایی باید خود داری کرد.گیاه زنجبیل:زنجبیل یک گیاهی با خاصیت ضد تهوع و استفراغ می باشد.به علت تندی و گرمی که دارد یک محرک مناسب جهت هضم غذادر دستگاه گوارش و رقیق کننده خون میباشد.قسمت مورد استفاده ی این گیاه ریشه آن است.زنجبیل ضد درد و ورم مفاصل میباشد.خواص درمانی زنجبیل :درمان سرما خوردگی، رفع التهابات سینه و ریه، محرک قلب ، جلو گیری از سکته،ضد سرطان، رفع سر درد و میگرن،افزایش حافظه.تقویت مغز و اعصاب،تولید بزاق دهان.از زنجبیل فراورده های متعددو فراوانی تهیه می کنند.گیاه گل بنفشهگل بنفشه دارویی به صورت بوته و علفی می باشد. برگهای  قلبی شکل، گلهای آن جدا جدا  روی اجزای گیاه قرار دارند.خواص گل بنفشه:آرامش قلب، خواب آور، ضد میگرن، کاهش ورم چشم، ادرار آور، درمان افسردگی، کاهش دهند فشار خون، تصفیه کننده خون، تسکین علائم سرما خوردگی، ریزش مو، مؤثر است.روش درمانی:درمان مو خوره، تقویت ابرو، گرفتگی و خشکی بینی، آفتاب سوختگی.دم نوش گل بنفشه: آرام بخش، افزایش سلامت قلب، کاهش فشار خون.روغن بنفشه: مفید بودن برای سلامت پوست و مو، کاهش استرس و بیخوابی، درمان سرماخوردگی، تنگی نفس، رفع سرفه، رفع خشونت سینه و خشکی گلو.برگهای بنفشه: برای مرهم و ضماد مفید است.مصرف مقدار زیاد آن باعث ضعف دل و سنگینی معده می باشد.با تشکر از توجه شما</description>
                <category>Zahra ghorbani</category>
                <author>Zahra ghorbani</author>
                <pubDate>Fri, 10 Jun 2022 00:57:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشکلات زندگی من</title>
                <link>https://virgool.io/@Zahra_ghorbani/%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D9%86-nqqtgsrlqeow</link>
                <description>به نام خداوند بخشنده مهربانوقتی که به دنیا آمدم کودکی ضعیف و مریض احوال بودم، مشکل زبانی داشتم و نمی‌توانستم درست صحبت کنم.گوشم عفونت می‌کرد و به دکتر گوش و حلق و بینی مراجعه کردم. به من آمپول پنی‌سیلین داد که روزی دو مرتبه می‌زدم و دارو می‌خوردم. بعد متوجه شدم که شنواییم کم شده و دیگر به آن دکتر مراجعه نکردم. یکی از آشنایان یک دکتر در تهران به ما معرفی کرد، آدرس گرفتیم و به همراه پدر و مادرم راهی تهران شدیم. صبح قبل اذان آماده‌ی رفتن شدیم رفتیم به حرم نماز خواندیم، سوار اتوبوس شدیم و ترمینال تهران پیاده شدیم. باید چند مسیر ماشین سوار می‌شدیم تا به مطب دکتر برسیم. وارد مطب دکتر شدیم و گوشم را معاینه کرد و گفت باید اول لوزه سوم را عمل کنی بعد گوشم را عمل کنم. نوبت زد و بعد از یک هفته رفتم بیمارستان امیر علم بستری شدم، روز بعد وارد اتاق عمل شدم و بعد از عمل دکتر گفته بود باید بستنی بخورم. آن زمان بستنی خیلی کم بود یکی از پرستاران در منزلشان برای من بستنی درست کرده بود و برایم آورد. پرستاران خیلی دلسوز و خوش اخلاق بودند و از جون دل به مریضان خدمت می‌کردند.بیمارستان امیر اعلم تهرانبعد از یک ماه نوبت عملم شد و در بیمارستان بستری شدم تا آزمایشات و سنجش شنوایی انجام دهم. روز بعد وارد اتاق عمل شدم، وقتی بیهوشم کردند و گوشم را باز کردند برق رفت. گوشم را موقتا باند پیچی کردند روز بعد از عملم چند ساعت طول کشید. چند روز حالم خوب نبود و درد زیادی داشتم. بعد از پانزده روز مرخص شدم و هفته بعد رفتم که پانسمان را باز کنند. دکتر گفت آمپول‌های پنی‌سیلین استخوان گوشم را سیاه کرده و پرده گوشم از بین رفته و باعث شده است که شنوایی گوش راستم را از دست بدهم. قرار شد یک عمل دیگر انجام بدهم و پرده مصنوعی بگذارم. در شلوغی‌ها و درگیری‌های قبل از انقلاب دکتر از ایران رفت. به یکی دیگر از بیمارستان‌های تهران رفتیم که دکترهای آنجا از خارج کشور می‌آمدند و جریان عملم گفتم. دکتر قبول نکرد پرده گوش بگذارد و گفت دکتر خودت باید این کار انجام بدهد.بعد از جنگ دکترم به ایران آمد، آدرس او را گرفتیم و رفتیم مطب. گوشم را معاینه کرد و گفت دیگر فایده ندارد باید از سمعک استفاده کنی. با این شرایطی که داشتم تا کلاس پنجم درس خواندم و دیگر ادامه تحصیل  ندادم.بیمارستان کامکار قمرفتم کلاس آموزش خیاطی ثبت نام کردم و علاقه زیادی به خیاطی داشتم و همین باعث شد چند سال خیاطی کنم. تصمیم گرفتم ادامه تحصیل بدهم و سه سال  راهنمایی را خواندم دیگر ادامه ندادم. بعد از چند سال گوش چپم عفونت کرد پیش دکتری که بیمارستان کامکار قم بود رفتم. دکتر گفت باید عمل کنی، عمل سختی داری و پنج ساعت طول می‌کشد. عملم با موفقیت انجام شد و دکتر گفت باید از سمعک استفاده کنی و اگر نکنی  شنوایی گوش چپت از دست می‌دهی. مجبور شدم برای همیشه از سمعک استفاده کنم. تصمیم گرفتم یک بار دیگر به بیمارستان امیر علم بروم. نوبت گرفتیم رفتیم  باورم نمی‌شد این همان بیمارستان هست که چند سال پیش آمده بودم. همه چیز تغییر کرده بود. حیاط بیمارستان که مثل یک پارک سرسبز و فضای زیبایی  داشت همه را ساختمان سازی کرده بودند و بیمارستان دولتی شده بود. وارد ساختمان پزشکان شدیم، نوبت زدیم و ساعت شش بعد از ظهر وارد اتاق دکتر شدم. خانم دکتر جوانی بود که گفت می‌توانی عمل کنی و پرده مصنوعی بگذاری، باید بعد از عمل هم سمعک هم استفاده کنی. نوبت زدم یک ماه دیگر بروم عمل کنم، رفتم پیش دکتری که قم عملم کرده بود در تهران هم مطب داشت. رفتم ببینم نظرش در مورد عملی که می‌خواهم بکنم چی هست! گفت من صلاح نمی‌دونم شما عمل کنید. ممکن است شنوایی گوش چپ از بین برود. منم حرف دکتر را قبول کردم و عمل نکردم و  همه‌ی امیدم به این سی تا سی و پنج در صد شنوایی بود. اگر این چند درصد شنوایی را از دست می‌دادم دیگر هیچ شنوایی نداشتم.اتاق عمل بیمارستان امیر اعلم تهراندوباره تصمیم گرفتم ادامه تحصیل بدهم و از دبیرستان شروع کردم و الان هم مشغول تحصیل هستم. خوشحالم با این همه مشکلاتی که داشتم به تحصیلاتم ادامه دادم. در همه مراحل من هیچ وقت امیدم را از دست نمی‌دادم به خدا توکل می‌کردم و ایمان داشتم که بهترین‌ها را برای من مقدر می‌کند.سعی کردم تا دست از تلاش بر ندارم و با وجود کم توانی، پشتکار و اعتماد به نفسم را از دست ندادم و خداوند را شاکرم. در خانواده هم پشتکار من مثالی است که برای جوان‌ها و نوجوان‌های می‌آورند تا از سختی‌ها نترسند. چون اگر بخواهی می‌شود و برای من هم شد چون خواستم. (خواستن توانستن است)زهرا قربانی</description>
                <category>Zahra ghorbani</category>
                <author>Zahra ghorbani</author>
                <pubDate>Thu, 26 May 2022 01:46:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاطره‌ای  از پیاده روی اربعین کربلا</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7-gsceecmko3kp</link>
                <description>ساعت ۵ بعد از ظهر بود، همراه خواهرم و همسرش از خانواده خداحافظی کردیم سوار ماشین و شدیم به سمت مرز مهران حرکت کردیم.امیدوار بودیم که انتهای راهمان به زیارت مولایمان ختم شود. خدایا باورم نمی‌شد که می‌توانم در پیاده روی اربعین برای اولین بار شرکت کنم و این سعادت شامل حالم شده خدای مهربانم از تو سپاسگزارم. نیمه شب به مهران رسیدیم. پاسپورت زدیم و از مرز رد شدیم وارد کشور عراق شدیم. سجده شکر بجا آوردم و خودم را به بهشت نزدیک دیدم. ماشین گرفتیم، رفتیم کاظمین و صبح به آنجا رسیدیم مسیر بسیار شلوغ بود ما به سمت حرم آقا موسی بن جعفر(ع) و آقا امام جواد(ع) به راه افتادیم. تمام قدم‌های مان  با عشق برداشته می‌شد. به حرم رسیدیم و وسایلمان را به امانتداری سپردیم و وارد حرم شدیم. به پابوس این دو بزرگوار رفتیم چند ساعت در حرم ماندیم مردمانی از کشورهای مختلف آمده بودند. مشغول زیارت و عبادت بودند از حرم بیرون آمدیم و در مسجدی به استراحت پرداختیم شب در کاظمین ماندیم. مردمان مهمان نواز عراق در هر گوشه و کنار از زائران پذیرایی می‌کردند هم چای عراقی وساندویج خوردیم و لذت بردیم. از کودکان آن‌ها با هدایایی که برده بودیم تشکر کردیم و شادی را در چشمان آنها دیدیم. بعد به سمت نجف به راه افتادیم تا اجازه زیارت شهید مظلوم را بگیریم. در مسیر مرتباً مردم مهمان نواز عراق جلوی ما را می‌گرفتند و از ما می‌خواستند مهمان آنها باشیم. عزیزان از شما ممنونیم.در جایی از مسیر  پیاده  شدیم به علت شلوغی پیاده به سمت حرم امیرالمؤمنین(ع) به راه افتادیم. خدایا چه شلوغی و چه عظمتی را می‌دیدم به سمت حرم  رفتیم به جای عزیزانمان که جا مانده بودند به آقا سلام می‌دادیم وارد حرم حضرت علی(ع) شدیم. بسیار شلوغ بود، بعد از مدتی گذشتن از صف شلوغ و بازرسی به کنار ضریح  مولا رسیدیم چه زیارت با صفایی داشت. دور حرم چرخیدیم،  دل سیر اشک ریختیم، ساعت‌ها در حرم ماندیم و با مولایمان درد دل کردیم. بعد از ظهر از حرم مولا بیرون آمدیم. به سمت کوفه حرکت کردیم وقتی به شهر بی‌وفایی و غم رسیدیم باران گرفت به آدرس منزلی که داشتیم رفتیم و مهمان آن بزرگواران شدیم. بسیار خسته بودیم. دوش گرفتیم، لباس‌هایمان را شستیم و استراحت کردیم. صبح صبحانه خوردیم، آماده شدیم که برای زیارت به مسجد کوفه و سهله برویم زیارت کردیم و اعمال دو مسجد را بجا آوردیم. در شهر گشتیم و دوباره به منزل برگشتیم. شب در آنجا ماندیم و صبح بعد از صرف صبحانه و دیدار با خانواده ابوزید صاحب منزل که سه پسر زیبا و یک دختر مهربان داشت مادر و همسر  ایشان و هدایایی که تهیه کرده بودیم به آنها تقدیم کردیم و از آن‌ها دعوت کردیم که به شهر قم بیایند. از آن‌ها خدا حافظی کردیم. تصمیم گرفتیم از مسیر کوفه که به طریق العلماء معروف است به سمت کربلا برویم. این مسیر در گذشته شیعیان در خفا دور از چشم  ستمگران زمانه که شبانه برای زیارت به سمت کربلا می‌رفتند و در روزها در منزل روستائیان پنهان  می‌شدند. این مسیر بسیار زیبا و نخل‌های بلند سر سبز داشت و رودخانه‌ای بسیار زیبا که همان علقمه است. خدایا چقدر آب و فراوانی، ولی به مولایمان ستمگران آب ندادند و عزیزان فاطمه(س) با لب تشنه شهید کردند. در این مسیر توسط مردم مهربان بسیار پذیرایی شدیم در منزلشان استراحت کردیم و با زبان‌هایی که هیچ  کداممان مفهوم آن را نمی‌فهمیدم صحبت کردیم و از یکدیگر انرژی مثبت گرفتیم. دسته‌های عزاداری و گروه‌های مختلف در حرکت بودند. عده‌ای مداحی می‌کردند، عده‌ای سینه می‌زدند و شعر  می‌خواندند. ما نیز بی‌اختیار هر جا دلمان می‌شکست می ایستادیم برای مظلومیت حسین(ع) و فرزندانش سینه زنی و عزاداری می‌کردیم. گاهی کناردسته‌ی هندی‌ها، گاهی آذربایجانی‌ها و پاکستانی‌ها و گاهی ایرانی‌ها. همه‌ی ما به یک موضوع فکر می‌کردیم و همه غم  حسین را می‌خوردیم. چند روز پیاده روی شب را در منزل یکی از مهمان نوازان رفتیم و با اصرار و خواهش آنها مهمان آنها شدیم  و از دل جان از ما پذیرایی می‌کردند. از نان تازه که همان موقع از تنورهایش پخته بود و شیر تازه حیواناتشان که خودشان دوشیده بودند و از گوشت آنها  پذیرایی می‌شدیم. این همه عظمت و زیبایی کجا می‌توانستید ببینید؟ از دیگران شنیده بودم ولی اولین بار بود که می‌دیدم و خدا را شکر می‌کردم. حسین تو چیستی که جهانيان را اینگونه گرد هم جمع کرده‌ای؟ عمود به عمود می‌گذشتیم و به کربلا نزدیک‌تر می‌شدیم. نزدیک غروب بود که به ورودی کربلا رسیدیم. با دعوت مردمان مهمان نواز وارد خانه‌ای شدیم. نماز خواندیم و شام خوردیم و استراحت کردیم. شب اربعین به کربلا رسیدیم باز هم پیاده به راه افتادیم تصمیم گرفتیم به حرم برویم. خیلی شلوغ و حرکت سخت بود، دیگر آرام و قرار نداشتم، دلم برای حرم پر میزد، آرام آرام حرکت کردیم. ابتدا به موکب قمی‌ها ‌رفتیم در آنجا جایگزین شدیم. به سمت حرم حرکت کردیم. آرام آرام با حرکت مردم به سمت جلو پیش می‌رفتیم. وارد بین الحرمین  شدیم بسیار شلوغ و همه مردم در حال عزاداری بودند ما هم گوشه‌ای نشستیم مشغول دعا و نیایش شدیم متحیر از این عظمت شدم چه چگونه این همه جمعیت  جایی به این کوچکی جا شده است. در نیمه‌های شب با دست های عزاداری وارد حرم آقا اباالفضل شدیم و زیارت کردیم. بعد از نماز صبح به موکب برگشتیم و استراحت کردیم. روز اربعین در موکب عزاداری بر پا بود و زیارت اربعین خوانده شد. مجدد بعد از ظهر به حرم رفتیم و تقریباً نیمی از جمیعت از کربلا خارج شده بودند و خلوت شده بود. به حرم امام حسین(ع) رفتیم و زیارت کردیم. برای وارد شدن و بوسیدن ضریح دو ساعت در صف ماندیم و به شش گوشه نزدیک شدیم و آرام گرفتیم و مقام امام صادق(ع) را زیارت کردیم. سه روز در کربلا  ماندیم و پذیرایی شدیم بارها به حرم می‌رفتیم.خدایا پاداش کدام عمل نیک مرا با زیارت اربعین دادی؟ از تو ممنونم که توانستم این اجتماع بزرگ را ببینم و بر خود ببالم که مرا دعوت نمودی با دلی لبریز از عشق حسین و اولادش. عازم برگشت به ایران شدیم و با همراهانم به سمت مرز حرکت کردیم. از مرز گذشتیم و به سمت قم حرکت کردیم.وقتی حرم را دیدی دیگر همیشه دلتنگ هستی و عاشق بین الحرمین آن می‌شوی. زهرا قربانی</description>
                <category>Zahra ghorbani</category>
                <author>Zahra ghorbani</author>
                <pubDate>Sun, 01 May 2022 00:22:26 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>