<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های زینب رکنی مشتقین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Zeinabrokni</link>
        <description>مدرس و مشاور روانشناختی کودک و نوجوان</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 12:34:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2952160/avatar/eHmKZI.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>زینب رکنی مشتقین</title>
            <link>https://virgool.io/@Zeinabrokni</link>
        </image>

                    <item>
                <title>✨چطور خودآگاهی می‌تواند از ما نسخه‌ی قوی‌تر بسازد؟✨</title>
                <link>https://virgool.io/Andisheyekohan/%E2%9C%A8%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%DB%8C-%D9%82%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF%E2%9C%A8-hfd74xqypph5</link>
                <description>زندگی پر از موقعیت‌هایی است که ما را وادار می‌کند تصمیم بگیریم، واکنش نشان دهیم یا مسیر تازه‌ای انتخاب کنیم. با این حال، خیلی وقت‌ها حس می‌کنیم انتخاب‌هایمان درست از آب درنمی‌آیند یا بعد از مدتی متوجه می‌شویم در مسیری قدم گذاشتیم که ربط چندانی به ارزش‌ها و آرزوهای درونی ما نداشته است. دلیل اصلی این اتفاق، نبود خودآگاهی است.خودآگاهی به زبان ساده یعنی اینکه آدم بتواند در آینه‌ای شفاف، نه فقط ظاهرش بلکه افکار، احساسات، ترس‌ها، انگیزه‌ها و حتی سایه‌های پنهان وجودش را هم ببیند. وقتی این توانایی در ما پرورش یابد، می‌توانیم مسئولیت بیشتری برای زندگی‌مان بپذیریم و به جای اینکه اسیر شرایط بیرونی باشیم، خودمان خالق مسیر باشیم. در این مقاله، قدم به قدم بررسی می‌کنیم که خودآگاهی دقیقاً چیست، چرا مهم است، چطور ما را قوی‌تر می‌کند و چه راه‌هایی برای تقویت آن وجود دارد.🌿 بخش اول: خودآگاهی یعنی چی؟خودآگاهی فقط دانستن نام و شغل و سن ما نیست. بسیاری از افراد گمان می‌کنند وقتی می‌گویند «من آدم مهربانی هستم» یا «من زود عصبانی می‌شوم»، یعنی خودآگاه هستند. اما این فقط یک شناخت سطحی است. خودآگاهی عمیق‌تر از این حرف‌هاست.خودآگاهی یعنی درک کنیم چرا مهربان هستیم، ریشه‌ی عصبانیت ما از کجاست، چه چیزی محرک احساسات ماست و چه الگوهای تکراری در رفتارهایمان وجود دارد. به عبارتی، خودآگاهی سفری است به درون ذهن و قلب خودمان.مثلاً فرض کنید کسی در بحثی ناگهان پرخاش می‌کند. اگر او خودآگاهی داشته باشد، بعد از آن می‌پرسد: «چرا این‌قدر تند شدم؟ آیا واقعاً حرف طرف مقابل آزارم داد یا زخمی قدیمی درونم بیدار شد؟» این پرسش ساده، آغاز آگاهی است.کارل یونگ روانشناس معروف می‌گوید: «تا وقتی ناخودآگاه را آگاه نکنیم، آن ناخودآگاه زندگی ما را هدایت می‌کند و ما اسمش را سرنوشت می‌گذاریم.» یعنی اگر خودآگاهی نداشته باشیم، مدام در چرخه‌ی تکرار اشتباهات می‌افتیم.خودآگاهی همچنین شامل «خود مشاهده‌گری» است. یعنی اینکه در لحظه بتوانیم بدون قضاوت رفتار و فکر خودمان را ببینیم. مثل این است که دوربینی در ذهن داریم که همه چیز را ضبط می‌کند و ما از بیرون به آن نگاه می‌کنیم. این توانایی باعث می‌شود کمتر عجولانه تصمیم بگیریم.فرق خودشناسی و خودآگاهی را می‌شود این‌طور خلاصه کرد: خودشناسی بیشتر اطلاعات است، اما خودآگاهی تجربه و درک لحظه‌ای. کسی که فقط خودش را می‌شناسد شاید بگوید: «من آدم استرسی هستم»، ولی کسی که خودآگاهی دارد، در همان لحظه‌ای که استرس می‌گیرد می‌تواند تشخیص دهد «الان استرس دارم، چون می‌ترسم اشتباه کنم.» همین آگاهی راه تغییر است.🌿 بخش دوم: چرا خودآگاهی مهمه؟خودآگاهی چراغی است در تاریکی زندگی. وقتی این چراغ روشن نباشد، تصمیم‌هایمان بر پایه‌ی عادت‌های ناآگاهانه، فشار اجتماعی یا ترس‌ها گرفته می‌شود. اما وقتی روشن باشد، می‌توانیم انتخاب‌هایی هماهنگ با ارزش‌های درونی خود داشته باشیم.یکی از مهم‌ترین فواید خودآگاهی، کشف نقاط قوت و ضعف است. وقتی بدانیم در چه چیزهایی مهارت داریم و در کجاها مشکل داریم، می‌توانیم به جای انکار، برای رشد قدم برداریم. کسی که می‌داند در مدیریت زمان ضعیف است، می‌تواند برای بهبود آن برنامه‌ریزی کند.فایده‌ی دیگر، مدیریت احساسات است. بیشتر واکنش‌های عجولانه به دلیل نبود خودآگاهی رخ می‌دهد. وقتی کسی بفهمد پشت خشمش احساس بی‌عدالتی یا ترس پنهان شده، دیگر کورکورانه پرخاش نمی‌کند. این یعنی تسلط بیشتر بر زندگی.خودآگاهی همچنین روابط را بهبود می‌دهد. چون کسی که خودش را می‌شناسد، نیازها و مرزهایش را به وضوح به دیگران منتقل می‌کند. در نتیجه روابطش شفاف‌تر و سالم‌تر می‌شوند.از سوی دیگر، خودآگاهی جلوی تکرار الگوهای اشتباه را می‌گیرد. مثلاً بعضی افراد بارها وارد روابط ناسالم می‌شوند و همیشه فکر می‌کنند «شانس بد» دارند. اما وقتی خودآگاه شوند، می‌فهمند مشکل از الگوی انتخاب خودشان است، نه از سرنوشت.در نهایت، خودآگاهی به ما شجاعت می‌دهد. وقتی خودمان را عمیقاً بشناسیم، از قضاوت دیگران کمتر می‌ترسیم. چون می‌دانیم چه کسی هستیم و چرا چنین انتخابی کرده‌ایم. این آزادی درونی یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای خودآگاهی است.🌿 بخش سوم: چطور خودآگاهی ما رو قوی‌تر می‌کنه؟خودآگاهی ما را تبدیل به نسخه‌ای قوی‌تر از خودمان می‌کند. اول از همه، مسئولیت‌پذیری ما را افزایش می‌دهد. دیگر دنبال مقصر نمی‌گردیم، بلکه سهم خودمان را در هر اتفاق می‌بینیم. این نگاه ما را از قربانی بودن به خالق بودن تغییر می‌دهد.دوم اینکه، خودآگاهی تاب‌آوری می‌سازد. کسی که خودش را می‌شناسد، می‌داند در شرایط سخت چطور واکنش نشان دهد. مثلاً می‌داند که وقتی خسته است، زودتر عصبانی می‌شود؛ پس در بحران‌ها مراقب است تصمیم عجولانه نگیرد. همین شناخت باعث می‌شود مشکلات کمتر او را زمین بزنند.سوم، خودآگاهی باعث شفاف شدن اهداف می‌شود. خیلی‌ها زندگی‌شان را بر اساس خواسته‌های دیگران پیش می‌برند، چون خودشان دقیقاً نمی‌دانند چه می‌خواهند. اما وقتی خودآگاهی باشد، مسیر بر اساس ارزش‌های درونی انتخاب می‌شود و همین حس رضایت را بالا می‌برد.چهارم، اعتمادبه‌نفس واقعی از دل خودآگاهی می‌آید. اعتمادبه‌نفس واقعی یعنی پذیرش خود با تمام نقاط قوت و ضعف. این اعتمادبه‌نفس نیازی به مقایسه با دیگران ندارد، چون از درون سرچشمه می‌گیرد.پنجم، خودآگاهی به ما کمک می‌کند روابط سالم‌تری بسازیم. وقتی نیازهای خود را می‌دانیم، کمتر درگیر روابط وابسته یا آسیب‌زا می‌شویم. چون به وضوح مرزهای شخصی‌مان را می‌شناسیم.در کل، خودآگاهی مثل ریشه‌ای محکم برای درخت وجود ماست. وقتی این ریشه قوی باشد، حتی اگر بادهای تند مشکلات بوزند، درخت ما خم می‌شود اما نمی‌شکند.🌿 بخش چهارم: تمرین‌های عملی برای تقویت خودآگاهیخودآگاهی مثل یک عضله است که با تمرین قوی‌تر می‌شود. در ادامه چند تمرین کاربردی برای رشد آن معرفی می‌کنم:1. نوشتن دفترچه احساسات روزانه: هر شب چند دقیقه وقت بگذاریم و بنویسیم امروز چه اتفاقی افتاد، چه احساسی داشتیم و دلیل آن چه بود. این کار الگوهای درونی ما را آشکار می‌کند.2. مدیتیشن و ذهن‌آگاهی: با تمرین تنفس آگاهانه یا حضور در لحظه می‌توانیم افکارمان را بهتر ببینیم. روزی ده دقیقه کافی است.3. بازخورد گرفتن از دیگران: دوستان نزدیک یا خانواده می‌توانند آینه‌ی ما باشند. از آن‌ها بپرسیم «به نظر تو من بیشتر چه واکنشی نشون می‌دم؟»4. پرسیدن سؤال‌های عمیق از خود: مثل «واقعاً از این شغل چه چیزی می‌خواهم؟» یا «چرا این رابطه برایم مهم است؟» این سؤالات لایه‌های پنهان ذهن را روشن می‌کنند.5. تمرین سکوت: چند دقیقه در روز هیچ کاری نکنیم و فقط افکارمان را تماشا کنیم. این سکوت ساده دریچه‌ای به خودآگاهی است.6. مقایسه نکردن خود با دیگران: هر بار که خودمان را با دیگران مقایسه کردیم، یادمان بیاید هرکسی داستان خاص خودش را دارد. این تمرین به پذیرش خود کمک می‌کند.7. تعیین ارزش‌ها: روی کاغذ بنویسیم چه چیزهایی در زندگی بیشترین اهمیت را دارند (مثل آزادی، عشق، یادگیری). بعد ببینیم تصمیم‌هایمان چقدر با این ارزش‌ها هماهنگ‌اند.خودآگاهی یک سفر است، نه یک مقصد. هر چه در این مسیر جلوتر برویم، نسخه‌ی شفاف‌تر و قوی‌تری از خودمان را کشف می‌کنیم. با خودآگاهی یاد می‌گیریم که تصمیم‌هایمان را آگاهانه بگیریم، احساساتمان را بهتر مدیریت کنیم و روابط سالم‌تری بسازیم.وقتی چراغ خودآگاهی درونمان روشن شود، دیگر زندگی‌مان تحت فرمان ترس‌ها، عادت‌ها یا نظر دیگران نخواهد بود. ما خودمان سکان‌دار کشتی وجودمان می‌شویم و همین ما را به نسخه‌ای قوی‌تر، آزادتر و کامل‌تر تبدیل می‌کند.</description>
                <category>زینب رکنی مشتقین</category>
                <author>زینب رکنی مشتقین</author>
                <pubDate>Mon, 01 Sep 2025 03:47:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«نقش بازی‌های خلاقانه در رشد هیجانی و شناختی کودکان»</title>
                <link>https://virgool.io/Ravanshenakhtiy/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-erv6wgfjmrhn</link>
                <description>دوران کودکی یکی از حساس‌ترین و مهم‌ترین مراحل زندگی انسان است. در این دوران، شخصیت کودک پایه‌گذاری می‌شود و بسیاری از مهارت‌های شناختی، اجتماعی و هیجانی او شکل می‌گیرند. یکی از اساسی‌ترین ابزارهایی که کودک برای یادگیری و تجربه‌ی جهان پیرامون در اختیار دارد، بازی است. بازی نه تنها وسیله‌ای برای سرگرمی و گذران وقت محسوب می‌شود، بلکه کارکردهای عمیق‌تری در رشد همه‌جانبه‌ی کودک دارد. به‌ویژه، بازی‌های خلاقانه به دلیل ماهیت آزاد، انعطاف‌پذیر و مبتنی بر تخیل، نقش مهمی در پرورش توانایی‌های ذهنی و هیجانی ایفا می‌کنند.بازی‌های خلاقانه به فعالیت‌هایی اطلاق می‌شود که کودک در آن با استفاده از تخیل، ابداع و نوآوری، دنیایی تازه خلق می‌کند. این بازی‌ها می‌توانند شامل نقاشی، مجسمه‌سازی با خمیر، داستان‌سرایی، نمایش عروسکی، بازی‌های نمادین و حتی ساختن وسایل ساده با وسایل روزمره باشند. در این نوع بازی‌ها، نتیجه و محصول نهایی به اندازه‌ی فرآیند تجربه کردن و لذت بردن از خلق چیزهای جدید اهمیت ندارد.متخصصان روانشناسی کودک همواره تأکید کرده‌اند که بازی، زبان کودک است. همان‌طور که بزرگسالان از طریق کلمات افکار و احساسات خود را بیان می‌کنند، کودکان نیز از طریق بازی به ابراز درونیات خود می‌پردازند. بازی فرصتی فراهم می‌آورد تا کودک بدون ترس از قضاوت، خود را بیان کند و با محیط پیرامون تعامل برقرار سازد. به همین دلیل است که بسیاری از روانشناسان و مربیان، بازی را بخشی جدایی‌ناپذیر از فرآیند تربیت و آموزش کودکان می‌دانند.بازی‌های خلاقانه در رشد هیجانی کودکان اهمیت بسیاری دارند. بسیاری از کودکان نمی‌توانند هیجان‌ها و احساسات خود را به زبان بیاورند. اما وقتی در یک بازی نمادین نقش دکتر، مادر یا معلم را ایفا می‌کنند، احساسات سرکوب‌شده یا نگرانی‌های خود را بروز می‌دهند. این موضوع به کودک کمک می‌کند تا فشارهای روانی خود را کاهش دهد. در بازی‌های گروهی، کودک یاد می‌گیرد که نوبت را رعایت کند، قوانین را بپذیرد و شکست یا ناکامی را تحمل نماید. همین تجارب کوچک، پایه‌ای برای یادگیری مهارت‌های بزرگ‌تر در زندگی آینده خواهد بود. همچنین زمانی که کودک در بازی موفق می‌شود ایده‌ای خلاقانه اجرا کند، مثلاً داستانی بسازد یا یک پازل پیچیده را کامل نماید، احساس ارزشمندی و اعتماد به نفس در او تقویت می‌شود. بازی‌های تخیلی به کودک امکان می‌دهند اضطراب‌های خود را در قالب داستان یا نقش‌آفرینی تخلیه کند. این امر نوعی درمان غیرمستقیم برای مشکلات هیجانی محسوب می‌شود.از سوی دیگر، بازی‌های خلاقانه در رشد شناختی کودک نیز نقش بسزایی دارند. وقتی کودک با بلوک‌های ساختمانی برج می‌سازد و برج فرو می‌ریزد، او به دنبال راه‌حل جدیدی می‌گردد. این فرآیند، مهارت حل مسئله و تفکر انتقادی را تقویت می‌کند. داستان‌سرایی، نقاشی و بازی‌های نمادین باعث می‌شوند کودک بتواند خارج از چهارچوب‌های رایج فکر کند. همین ویژگی، در آینده به او کمک می‌کند که فردی نوآور و خلاق در جامعه باشد. بازی‌های گروهی، به‌ویژه نمایش و داستان‌پردازی، دایره لغات کودک را افزایش داده و توانایی بیان و گفتگو را بهبود می‌بخشند. کودک در جریان بازی‌های خلاقانه با دیگران تعامل می‌کند، نقش‌های مختلف را تجربه می‌نماید و به تدریج با قوانین و هنجارهای اجتماعی آشنا می‌شود.در این میان، نقش والدین و مربیان بسیار پررنگ است. آنان باید محیطی فراهم آورند که کودک بتواند آزادانه و بدون ترس از تنبیه یا قضاوت، بازی کند. فراهم آوردن ابزارهای متنوع مثل رنگ، خاک رس، لگو یا حتی وسایل ساده‌ی خانه می‌تواند قوه تخیل او را تحریک کند و فرصت‌های بیشتری برای خلاقیت فراهم سازد. زمانی که والدین همراه کودک وارد بازی می‌شوند، علاوه بر ایجاد پیوند عاطفی قوی‌تر، به کودک احساس اهمیت و امنیت منتقل می‌شود. این مشارکت، نه تنها کیفیت بازی را افزایش می‌دهد بلکه تجربه‌ای مشترک خلق می‌کند که هم برای کودک و هم برای والدین ارزشمند است.در نهایت می‌توان گفت بازی‌های خلاقانه ابزاری قدرتمند برای پرورش کودکان سالم، شاد و توانمند هستند. این بازی‌ها به کودک اجازه می‌دهند تا خود را بهتر بشناسد، مهارت‌های شناختی و اجتماعی خود را گسترش دهد و برای آینده‌ای موفق‌تر آماده شود. سرمایه‌گذاری بر بازی در کودکی، در آینده منجر به افرادی خلاق‌تر، باهوش‌تر و با مهارت‌های اجتماعی بالاتر خواهد شد.                                                       ✍️زینب رکنی مشتقین</description>
                <category>زینب رکنی مشتقین</category>
                <author>زینب رکنی مشتقین</author>
                <pubDate>Mon, 01 Sep 2025 02:06:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوجوان</title>
                <link>https://virgool.io/@Zeinabrokni/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-jonq8r4gbbrz</link>
                <description>یکی از مهمترین ویژگی های دوره نوجوانی استقلال طلبی است پس سعی نکنید نظرتان را در هر زمینه ای چه لباس پوشیدن و چه غذا خوردن و تفریح کردن به او تحمیل کنید. درهرحال شما هم این دوره را گذرانده اید، نگویید که این ویژگی ها را نداشته اید اگر رفتار بهتری داشتید، قطعا بخاطر والدینتان بوده است پس شما هم سعی کنید به او و نظراتش احترام بگذارید و با او مهربان باشید.اما درباره میزان آزادی می بایست شما برایش قوانینی بگذارید که مثلا ساعت رفت و آمدش به خانه چه زمانی باشد اگر هم اشتباهاتی داشت، صبور باشید تا این دوره را به راحتی بگذراند.اگر نوجوان آشفته و برانگیخته ای دارید، سعی کنید بیشتر صبور باشید و او را درک کنید. به عنوان معلم های اول او راه درست را به او نشان دهید تا به زندگی عادی باز گردد. اگر رفتار بی ادبانه ای دارد، او را کنترل کنید و به او بفهمانید که رفتارش نادرست است. البته نه با سخنرانی های رسمی بلکه صحبت در یک زمان مناسب بدون تنبیه و ایجاد محدودیت برای او.برای کنترل خشم و ناراحتی او بهتر است شما کمی شوخ طبع شوید و بخندید و بخندانید. او را تمسخر نکنید و از کارهای خوب و موفقیت هایش قدردانی کنید. در نهایت اینکه خسته نشوید و انرژی تان را حفظ کنید چرا که این دوره نیز می گذرد و شما می توانید به راحتی از پس مشکلات بر بیاید.</description>
                <category>زینب رکنی مشتقین</category>
                <author>زینب رکنی مشتقین</author>
                <pubDate>Tue, 24 Sep 2024 23:49:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه شخصیت خود را به یک شخصیت بالغ و کامل تبدیل کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/Andisheyekohan/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%BA-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-k9zbeppo2ecg</link>
                <description>هر روز آرزو می‌کنیم کاش بتوانیم خودمان را برای تغییرات مهم در زندگی‌مان آماده کنیم و یا حتی هرچه زودتر شروعش کنیم، هفته بعد، ماه بعد یا سال بعد و.....ما از نظر ظاهری به عنوان یک فرد بالغ شناخته می شویم، اما تا زمانی که از نظر عاطفی و ذهنی به بلوغ نرسیم، نمی توانیم نام یک شخص کامل را بر روی خود بگذاریم. شما از نظر ظاهري به عنوان يک فرد بالغ شناخته مي شويد، اما تا زماني که از نظر عاطفي و ذهني به بلوغ نرسيد، نمي توانيد نام يک شخص کامل را بر روي خود بگذاريد، مگر اين که بخواهيد با يک کودک ازوداج کنيد ( که در اين حالت کمال بالاجبار به شما تزريق مي شود ) در اين حالت وقت کافي داريد حين رابطه رشد کرده و بزرگ شويد که البته اين غير ممکن است. روش هاي زير به شما کمک مي کنند که راه رسيدن به کمال را آسان طي کنيد:۱) خود را بشناسیدوضعف های شخصیتی خود رااز بین ببرید !هر کدام از ما عیب و ایراداتی در شخصیت خود داریم، در شناخت عادات، ویژگی های اخلاقی و به طور کلی شخصیتتان تلاش کنید. به نظرات دوستان و اقوام در مورد صفات اخلاقی خودتان گوش کنید. ضعف های خود را به تدریج از بین ببرید و نقاط قوت خود راتقویت کنید. به عنوان مثال اگر در زمینه کاری با مشکل مواجه هستید سعی کنید هر روز بیش از روز قبل بر روی مسائل کاری تمرکز کنید.۲)دیدگاه خود را مشخص کنیدو با اهدافتان روبرو شوید !افراد موفق از روسای شرکت ها گرفته تا ورزشکاران همه و همه دارای یک عادت ویژه هستند: هدفمندی و تلاش برای رسیدن به مقصود! برای خود اهداف روزانه، هفتگی، و ماهیانه تعیین کنید، سپس راه مناسب برای هر یک را برنامه ریزی کنید و تمام تلاش خود را برای رسیدن به آن به کار بندید و از آن به عنوان راهی برای رسیدن به آرزوهای نهایی خود بهره بگیرید.۳)مسئولیت پذیر باشید!اساس شخصیت و درستی، مسئولیت پذیری می باشد. بدون هیچ عذر و بهانه ای یاد بگیرید که مسئولیت کارهایی را که انجام می دهید به عهده بگیرید. همانطور که تحسین و تمجید را قبول می کنید باید گله و شکایت را نیز بپذیرید. برای پیامد تصمیم های خودآماده باشید و سعی کنید تصمیمات درستی اتخاذ کنید، چرا که قبول مسئولیت کار دشواری است. به عنوان مثال می توانید کارهایی را که به طور بالقوه خطرناک هستند، مثل: رانندگی بیشتر از سرعت مجاز و یا رانندگی بعد از مصرف الکل را انجام ندهید.۴)کار خودتان را انجام دهید!کاری که تصور می کنید برایتان مناسب است انجام دهید نه کاری که دیگران فکر می کنند انجام آن برایتان لازم است. به عبارت دیگر در پی رسیدن به خوشی و سعادت باشید. هیچ گاه خودتان را با کسی مقایسه نکنید، زیرا توانایی هرفرد بافرد دیگر متفاوت است.کارهایی که همیشه آرزوی انجام دادن آنها را داشته اید اما هیچ وقت انجام نداده اید را شروع کنید.۵)درستکار باشید!یک فرد درستکار همیشه برای اصول اخلاقی ارزش بیشتری نسبت به لذات و سودهای شخصی قائل است. کارمندان، همکاران، و خانم ها برای افراد درستکار ارزش بسیار زیادی قائل هستند. روی حرف خود بایستید و کاری را که فکر می کنید درست است، انجام دهید.۶)متوجه رفتار خود باشیدرفتار و گفتار شما در قبال دیگران تعیین کننده برخورد آنها درقبال شما می باشد. شما یک تابلوی تبلیغاتی متحرک هستید که توجه همه را به خود جلب می کنید و براساس همین موضوع هم مورد احترام قرار می گیرید،رفتارهای غیر‌محترمانه مانند چشم‌غره‌‌رفتن، استفاده‌ی بیش‌از‌حد از تلفن‌همراه را زمانی که شخصی درحال صحبت باشماست کنار بگذارید بجای آن سعی کنید به صحبت هایش مشتاقانه و با دقت گوش دهید،حتی اگر هیچ‌وقت با ایده یا نظر او موافق نیستید، باز هم می‌توانید به حرف هایش گوش دهید و به او کمک کنید مثلاً اگر خودتان حرفی برای گفتن داشته باشید، دوست دارید چطور با شما رفتار شود؟پس همان رفتاری را که دوست دارید دیگران با شما انجام دهند شما نیز انجام دهید‌.۷)احساسات خود را کنترل کنید!عدم توانایی در کنترل احساس می تواند هم در زندگی فردی و هم در زندگی اجتماعی لطمه های جبران ناپذیری را به شما وارد کند. نباید به طور کلی احساستان را بکشید بلکه باید آنها را از طریق یکسری رفتار و گفتار موجه بروز دهید. به عنوان نمونه اگر کسی از شما انتفاد می کند نباید بلافاصله نسبت به گفته های آن شخص گارد بگیرید و اعصبانی شوید بلکه باید خوب گوش کنید و سپس دلایل منطقی خود را بازگو کنید.۸)بخشنده باشید!موفقیت شما به کمک هایی بستگی دارد که در میان راه از دیگران دریافت می کنید. شما نیز بدون هیچ چشم داشتی به دیگران کمک کنید.بخشش در اصل در مورد خوبی کردن است. بخشندگی در اصل نوعی خوبی کردن به خود است ما می‌بخشیم تا بتوانیم آشفتگی‌های درون خود را آرام کنیم و به زندگی عادی خود ادامه دهیم.بخشش یعنی باید بهانه‌ای بیابیم تا فرد مقابل را به خاطر آزاری که به ما رسانده فراموش کنیم حتی اگر شایسته آن نباشد.۹)از موقعیت های خود استفاده کنیدفرصت های بی شماری در زندگی هر فردی وجود دارد، اما سود بردن از آنها کار ساده ای نبوده و دارای ریسک بالایی می باشد. اما باید توجه داشته باشید که هیچ کار بزرگی بی خطر نمی باشد، باید پا برتمام ترس ها خود بگذارید و با اعتماد به نفس و پشتکار به سوی هدف هایتان حرکت کنید.۱۰)روحیه جوان و شاداب داشته باشیدبه خاطر داشته باشید که سن شما به آن اندازه ای است که خودتان می خواهید. یک شیوه شاداب و جوان پسند را در زندگی پیش بگیرید تا بدن و ذهن شما همواره به تحرک واداشته شوند.۱۱)وقت خود را با خانواده و دوستان بگذرانید!صله رحم را از یاد نبرید. اگر نمی توانید همیشه به دیدنشان بروید،حداقل ارتباط تلفنی را قطع نکنید.این امر برای دوستانتان نیز صدق می کند، اگر سرتان خیلی شلوغ است، سعی کنید حداقل آخر هفته را با آنها بگذرانید. می توانید یک نوشیدنی با هم میل کنید و یا یک دست بیلیارد بازی کنید.۱۲)تمرین بردباری انجام دهید!صبر و پافشاری شما را به سمت کامیابی و موفقیت رهنمون می سازند. بیشتر انسان های بزرگ بیشتر از اینکه موفق شده باشند در زندگی خود با شکست مواجه می شدند، زمانی که بی حوصله می شوید باید یاد بگیرید که خونسری خود را حفظ کرده و آرام باشید. برای اینکه قدری شکیبایی خود را تقویت کنید.تولستوی یه جمله قشنگ داره که میگه «همه چیز برای کسی که می داند چگونه صبر کند، به موقع اتفاق می افتد!»خلاصه که آروم باشید، ببینید، بشنوید، بگذرید، خرده نگیرید و به یاد داشته باشید که گاهی صبر خودِ تلاشه!۱۳)عادات بد خود را ترک کنید!هر یک از ما به طور متفاوت دارای عادات بدی هستیم. دیر یا زود پیامدهای منفی آن متوجه ما خواهند شد. با خودتان عهد ببندید که رفتار بد خود را کاهش داده و یا به طور کلی از میان می برید. به عنوان نمونه یکی از عادات بد خود مثل قسم دروغ خوردن و یا تاخیر داشتن را انتخاب کنید و بعد به دوستان و خانواده خود بگویید که می خواهید چنین عادتی را برای همیشه از زندگی خودبیرون کنید. اگر آنها به عنوان یک مراقب در کنار شما باشند تمایل شما نسبت به انجام این کار افزایش پیدا خواهد کرد.۱۴)علایق خود را متنوع سازید!یک سرگرمی جدید برای خودتان پیدا کنید تا افق های جدید را بر روی خود باز کنید. با یاد گیری ورزش ها و مهارت های جدید خود را به چالش وادار کنید. یکی از کارهایی که می توانید در این خصوص انجام دهید، یادگیری یک زبان جدید می باشد. زمانی که این کار با موفقیت انجام شد؛ به عنوان پاداش، سفر تفریحی به کشوری که زبان آن را یاد گرفته اید به خودتان هدیه دهید تا پیشرفت خود را محک بزنید.۱۵) ساعات مطالعه خود را بیشتر کنید!مطالعه یکی از راه های مناسب برای افزایش اطلاعات و دایره لغات شما می باشد. روزی یک ساعت هم که شده تلویزیون را خاموش کرده و در عوض شروع به خواند یک کتاب کنید. بیشتر سعی کنید کتاب های الهامی در مورد ارتقای شخصیتی و یا زمینه شغلی دلخواهتان را مطالعه کنید. حتی می توانید کتاب های سرگرم کننده را به صورت تفریحی مطالعه کنید.۱۶) ورزش کنید!ورزش یکی از راه هایی است که از شما فرد سالم تر و جوان تری می سازد. آنقدر که کار شما ارزش دارد مدت زمانی که مشغول به انجام آن هستید مهم نیست. با خودتان تعهد کنید که در برنامه روزانه خود مقداری فعالیت فیزیکی بگنجانید</description>
                <category>زینب رکنی مشتقین</category>
                <author>زینب رکنی مشتقین</author>
                <pubDate>Sun, 31 Dec 2023 10:18:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانشناختی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/Ravanshenakhtiy/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ufgripc9xmwi</link>
                <description>cognitive psychologyروانشناسی شناختی (cognitive psychology)، انسان را موجودی پردازشگر اطلاعات و مسأله گشا تلقی می کند. این دیدگاه، در پی تبیین رفتار از راه مطالعه شیوه هایی است که شخص به اطلاعات موجود توجه می کند، آن ها را تفسیر می کند و به کار می برد.روانشناسی شناختی و دیدگاه روانکاویروانشناسی شناختی همانند دیدگاه روانکاوی، متوجه فرایندهای درونی است؛ اما در این دیدگاه بیش از آنکه بر امیال، نیازها و انگیزش تاکید شود، بر اینکه افراد چگونه اطلاعات را کسب و تفسیر می کنند و آن ها را در حل مشکلات به کار می گیرند، تاکید می شود.بر خلاف روانکاوی، تکیه گاه شناختی نه بر انگیزش ها و احساسات و تعارضات نهفته، بلکه بر فرایندهای ذهنی است که از آن ها آگاهیم یا به راحتی می توانیم از آن ها مطلع شویم. این رویکرد در تقابل با نظریه های یادگیری قرار می گیرد که محیط بیرونی را علت اساسی رفتار به شمار می آورند.اصولا دیدگاه شناختی به افکار و شیوه های حل مسأله کنونی توجه دارد تا تاریخچه شخصی. در این دیدگاه، روابط بین هیجان ها انگیزش ها و فرایند های شناختی و در نتیجه همپوشی میان دیدگاه شناختی و دیگر رویکردها نیز آشکار می شود.انقلابِ شناختیروانشناسی شناختی، زاده ی روانشناسی گشتالت است که در دهه ی ۱۹۲۰ مطرح شد. وجه مشخصه ی دیدگاهِ شناختی، توجه نسبتا اندک به رابطه ی محرک پاسخ و فعالیت های عصبی می باشد. توجه اصلیِ این رویکرد، به موضوعاتی نظیر ادراک، حل مسئله از طریقِ شهود، تصمیم گیری و فهم است.در تمامِ این فرایندها، شناخت از اهمیت مرکزی برخوردار است. شناخت، یک مفهومِ کلی است که تمامیِ اشکالِ آگاهی را در بر می گیرد و شاملِ ادراک، تفکر، تصور، استدلال، و قضاوت و غیره می باشد. انقلابِ شناختی، شاملِ تمامِ دیدگاه هایی می شود که به این مباحث اهمیتِ زیادی می دهند.موضوعاتی از این قبیل که انسان چگونه و با چه ساختاری به درک، تشخیص و حل مسأله می‌ پردازد و این که ذهن چگونه اطلاعات دریافتی از حواس (مانند بینایی یا شنوایی) را درک می‌ کند و یا اینکه حافظه انسان چگونه عمل می‌ کند و چه ساختاری دارد؛ از عمده مسائل قابل توجه دانشمندان این رشته می‌باشد.تفاوت رواشناسی شناختی با مکاتب روانشناسی قبلیمحققین روانشناسی شناختی به ذهن، همچون دستگاه پردازشگر اطلاعات می‌ نگرند و رویکرد آنان به مطالعه مغز و ذهن بر پایه تشابه عملکرد مغز با رایانه است. روانشناسی شناختی، از دو جنبه با مکاتب روانشناسی قبلی تفاوت اساسی دارد:برخلاف مکاتب روانشناسی کلاسیک از قبیل روانشناسی فرویدی، از روش تحقیق علمی و بررسی موارد قابل مشاهده استفاده می‌ کند و روش هایی چون درون نگری را به کار نمی‌ برد.برخلاف روانشناسی رفتار گرایی، فرایندها و پدیده‌ های ذهنی، چون باور، خواست و انگیزش را مهم دانسته، مورد مطالعه قرار می‌ دهد.از زیر مجموعه‌ های روانشناسی شناختی می‌ توان رشته‌ های نوروسایکولوژی، روانشناسی بالینی، روانشناسی تربیتی، روانشناسی قانونی، روانشناسی صنعتی و سازمانی با گرایش های شناختی را نام برد.جذاب بودن به شیوه روانشناختیاین مطلب حاوی نکات کاربردی بسیاری می تواند باشد که از نظر علمی ثابت شده می باشد.روانشناسان اجتماعی برای اشاره به درجهٔ احساس‌های مثبت یا منفی نسبت به دیگران، اصطلاح جاذبهٔ بین فردی را به کار می‌برند. جاذبه انواع تجربه‌های اجتماعی مانند دوست داشتن، صمیمیت، شهوت، و عشق را تبیین می‌کند.عوامل اصلی در جاذبهروان شناسان اجتماعی دریافته اند که سه عامل مهم در جاذبهٔ بین فردی وجود دارد که عبارت اند از: جذابیت جسمانی، مجاورت و مشابهت. در حالی که جذابیت جسمانی و مجاورت در مراحل آغازین رابطه، تعیین کننده تر هستند، مشابهت تنها عامل بسیار مهم در حفظ یک رابطهٔ دراز مدت است. بنابراین نکته ای که در اینجا وجود دارد این است که برای حفظ یک رابطه در پی مشابهت ها باشیم.جذابیت جسمانیپژوهش‌ها همواره نشان داده است که جذابیت جسمانی (اندازهٔ اندام، قیافه، ویژگی‌های چهره و طرز لباس پوشیدن) یکی از مهمترین عواملی است که در ابتدا ما را به دیگران علاقه‌مند می‌کند و باعث می‌شود که آنها را دوست بداریم. در دورهٔ کودکستان، کودکان زیبا نزد همکلاسی هایشان محبوب ترند و معمولاً معلم‌ها تصور می‌کنند که آن‌ها از هوش بیشتر و سازگاری بهتری برخوردارند. هنگامی که این افراد زیبا به دوران بزرگسالی می‌رسند، هم توسط مردان و هم توسط زنان، موقر تر، جالب تر، اجتماعی تر، مستقل تر، با هوش تر و از نظر جنسی پر شور تر پنداشته می‌شوند. با وجود این، پژوهش همچنین نشان می‌دهد که جذابیت جسمانی هنگامی که رابطه از مراحل اولیه اش می گذرد، اهمیت خود را از دست می‌دهد.مجاورتجذابیت همچنین بستگی دارد به این که مردم در زمان و مکان یکسانی باشند، یعنی مجاورت و یا از نظر فیزیکی به هم نزدیک باشند که این عامل مهم دیگری در جذابیت است. هر چقدر با فردی، نزدیک تر زندگی یا کار کنید، به احتمال بیشتری آن فرد را دوست خواهید داشت. مطالعه‌ای دربارهٔ دوستی در خوابگاه‌های دانشجویی معلوم ساخت شخصی که در اتاق پهلویی زندگی می‌کند، از شخصی که دو اتاق دور تر زندگی می‌کند، بیشتر مورد علاقه قرار می‌گیرد. ظاهراً مواجههٔ مکرر با همهٔ انواع محرک ها، در مجموع علاقه را بیش تر می‌کند. بدون شک مشاهده کرده‌اید که به تدریج تغییرات تکان دهنده در مُد و آرایش مو را می پذیرید و در نهایت از آن‌ها خوش تان می‌آید. پژوهش‌ها همچنین نشان داده است که علاقه به رییس جمهورها و ستاره‌های سینما، قویاً با تعداد دفعات حضور آن‌ها در رسانه های گروهی همبستگی دارد.مشابهتمهم‌ترین عامل پیوند دهندهٔ روابط دراز مدت، خواه علاقه باشد یا عشق، مشابهت است. ما ترجیح می دهیم در کنار افرادی باشیم که خیلی به ما شباهت دارند – آن هایی که سابقهٔ قومی و محلی، طبقه ی اجتماعی، علا یق و نگرش‌ها با ما سهیم هستند.بنابراین نمی توان برای همه جذاب بود و ممکن است در عین حال ما برای کسی جذاب باشیو و در عین حال برای افراد دیگری غیر جذاب. پس این ولقعیت را باید پذیرفت. توانبخشی شناختیاصطلاح توانبخشی شناختی شامل طیف وسیعی از روش های درمانی است که توسط متخصص‌های مختلف توانبخشی در کلینیک توانبخشی شناختی قابل اجراست. بسیاری از متخصصین توانبخشی از جمله کاردرمانگران، فیزیو تراپیست ها، متخصصین آموزش استثنایی و عصب – روانشناسان و همچنین روانشناسان شناختی جهت ارتقاء سطح عملکردهای شناختی مراجعین خود، از رویکردهای توانبخشی شناختی بهره می‌گیرند. کارف در سال ۱۹۹۹، تعریفی کاربردی از توانبخشی شناختی ارائه کرده است که در این تعریف توانبخشی شناختی، شامل ارائه فعالیت‌های درمانی معطوف به عملکرد است که هدف آن‌ها، تقویت و یا تثبیت مجدد الگوهای رفتاری پیشین و نیز تثبیت الگوهای رفتاری جدید، برای انجام فعالیت و یا ارائه مکانیسم‌های شناختی جهت جبران عملکردهای آسیب دیده سیستم عصبی می‌باشد.</description>
                <category>زینب رکنی مشتقین</category>
                <author>زینب رکنی مشتقین</author>
                <pubDate>Thu, 21 Dec 2023 17:04:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علت اختلال شخصیت چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Zeinabrokni/%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-cd1axzqojnya</link>
                <description>اختلالات شخصیتی ترکیبی از افکار، عواطف و رفتار که شما را از دیگران متمایز می کند شخصیت گفته می شود. شخصیت همان دیدگاه، درک و همذات پنداری شما با دنیای بیرون و دیدتان نسبت به خود است. شخصیت در کودکی و از طریق تعامل با عوامل زیر شکل میگیرد:  ژن: برخی خصوصیات شخصیتی توسط والدین و ژن انتسابی به شما منتقل می شود. گاهی به این خصوصیات سرشت می گوییم. محیط: محیطی که در آن بزرگ شدید، رویداد هایی که اتفاق افتاده و ارتباط با اعضای خانواده و دیگران در شکل گیری شخصیت موثر است. باورها بر این است که اختلالات شخصیت تحت تاثیر مجموعه ای از عوامل ژنتیکی و محیطی رخ می دهد. ژنتیک می تواند باعث آسیب پذیر بودن شما در برابر یک اختلال شخصیت باشد و وضعیت زندگی بروز اختلال را برانگیزاند. عوامل خطرناک اگرچه علت دقیق بروز اختلال شخصیت مشخص نیست، بنظر میرسد چند عامل خاص خطر بروز یا تحریک اختلال شخصیت را بالا میبرد. از جمله:  سابقه ی اختلال شخصیت یا سایر بیماری های روانی در خانواده زندگی خانوادگی خشونت آمیز، بی ثبات یا پریشان در کودکی تشخیص اختلال سلوک در کودکان تغییر شیمی و ساختار مغز عوارض اختلال شخصیت اختلال شخصیت به طرز قابل توجهی زندگی فرد بیمار و کسانی که به او اهمیت می دهند را مختل می کند. اختلال شخصیت در رابطه، کار یا مدرسه مشکل ایجاد میکند و منجر به انزوای اجتماعی یا سوء مصرف مواد و الکل می شود.تشخیص اختلال شخصیتاگر روانپزشک یا روانشناس به بروز اختلال شخصیت در شما مشکوک شود، با روش های زیر اطمینان حاصل میکند:معاینه ی فیزیکی: ممکن است پزشک معاینه ی فیزیکی انجام دهد و سوالات اساسی درمورد سلامتیتان بپرسد. گاهی علائم مربوط به بیماری فیزیکی زمینه ای است. معاینه شامل آزمایش و آزمایش اعتیاد میشود.معاینه ی روانشناختی: این مورد شامل گفتگو درمورد افکار، احساس و رفتار شما است و برای کمک به تشخیص از پرسشنامه استفاده میشود. با اجازه ی شما، دریافت اطلاعات درمورد اعضای خانواده و دیگران میتواند مفید باشد.معیار های تشخیص در DSM-5: پزشک علائم شما را با معیار راهنمای شناختی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) که توسط انجمن روانپزشکی آمریکا منتشر شده مقایسه میکند.معیار تشخیص اختلال های شخصیتمعیار تشخیص هر اختلال شخصیت متفاوت است. با اینحال، طبق DSM-5، معمولا تشخیص اختلال شخصیت شامل انحراف بلندمدت از توقعات فرهنگی میشود که اختلال یا ناتوانی در دست کم دو حیطه ی زیر را به همراه دارد:درک یا تعبیری که از خود، دیگران و رویداد ها داریدمیزان مناسب بودن واکنش های عاطفیعملکرد شما در مواجهه با دیگران و در رابطهکنترل یا عدم کنترل تکانه هاگاهی تشخیص اختلال شخصیت دشوار است زیرا علائم برخی شبیه به یکدیگر است و ممکن است بیش از یک اختلال در فرد وجود داشته باشد. سایر اختلالات مانند افسردگی، اضطراب یا سوء مصرف مواد باعث میشود کار تشخیص دشوار تر شود. اما وقت گذاشتن و تلاش برای رسیدن به تشخیص با ارزش است تا بتوان به روش درمان مناسب رسید.</description>
                <category>زینب رکنی مشتقین</category>
                <author>زینب رکنی مشتقین</author>
                <pubDate>Thu, 21 Dec 2023 11:14:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انواع اختلال شخصیت:</title>
                <link>https://virgool.io/@Zeinabrokni/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-lwqbddxir0bu</link>
                <description>بدبین(پارانویید):این افراد دارای شك و بی اعتمادی غیر منطقی هستند و حالت تدافعی و حساسیت بیش از حدی نسبت به دیگران دارند.منزوی(اسكیزویید): از نظر هیجانی سرد هستند. در برقراری ارتباط با دیگران مشكل دارند. گوشه گیر ، خجالتی، خرافاتی و از نظر اجتماعی منزوی هستند.وسواسی:كمال گرا، دارای عادت خشك و مردد بوده و نیازهای طبیعی خود را مهار می كنند.نمایشی(هیستریك): وابسته، فاقد بلوغ فكری، زود رنج، عاطل و باطل، دائم خواستار تشویق و توجه دیگران بوده و با ظواهر یا رفتار خود با دیگران ارتباط برقرار می كنند(جلب توجه می كنند).خودشیفته(نارسیستیك): دارای یك حس خودباوری بیش از حد بوده و شیفته قدرت هستند. نسبت به دیگران بی علاقه هستند. خواستار توجه دیگران بوده و احساس می كنند كه سزاوار توجه ویژه هستند.دوری گزین(اجتنابی):ترس و واكنش بیش از معمول نسبت به رد شدن، اعتماد به نفس پایین، از نظر اجتماعی گوشه گیر و وابسته هستند.وابسته: غیرفعال، بیش از حد پذیرای نظرات دیگران، ناتوان در تصمیم گیری و فاقد اطمینان هستند. بی تفاوت، مهاجم، سرسخت، بدخلق و قهركننده، ترسان از صاحب اختیار بودن و سهل انگار هستند. همیشه كارها را به تعویق انداخته، استدلالی بوده و به سختی از دیگران كمك پذیرفته یا عقاید خود را كنار می گذارند.ضداجتماعی:خودپسند، بی عاطفه، بی نظم و بی قاعده، تحریك پذیر و بی پروا هستند. از تجارب، درس عبرت نمی گیرند و در تحصیل و كار ناموفق هستند.بینابینی: تحریك پذیر، دارای شخصیت ناپایدار و تغییر شخصیتی هستند. احساسات خود از جمله خشم، ترس و احساس گناه را نابجا بروز می دهند. نمی توانند خود را كنترل كنند. مشكلات هویتی دارند. ممكن است اقدام به خودزنی كنند(ایجاد جراحت یا سوزاندن قسمتی از بدن برای كاهش تنش خود) و گاهی دست به خودكشی می زنند.اختلال های شخصیتی</description>
                <category>زینب رکنی مشتقین</category>
                <author>زینب رکنی مشتقین</author>
                <pubDate>Mon, 06 Nov 2023 20:57:50 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>