<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های درخت زیتون سفید</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Zibanegar</link>
        <description>مکانی برای معرفی و نقد سریال و کتاب از دریچه نگاه من...🤍✨️</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 12:15:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3708457/avatar/fUtJ0Z.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>درخت زیتون سفید</title>
            <link>https://virgool.io/@Zibanegar</link>
        </image>

                    <item>
                <title>از آخرین ثانیه های زندگی...</title>
                <link>https://virgool.io/@Zibanegar/%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AB%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-gzdbwytd7okc</link>
                <description>&quot;عکس از فیلم ما&quot;تو دنیایی که نمیدونی یه ثانیه بعدت چی میشه غمگین بودن دردناک تره! گریه کردن و زانوی غم بغل گرفتن دردناک تره!  اون آخرین ثانیه ها برای غمگین بودن زیادی حیف نیست؟حیف نیست تو لحظه های آخر شاد نباشیم یا حداقل یه خیال راحت نداشته باشیم؟ به نظرم زندگی برای نگه داشتن طولانی غم توی خودمون خیلی کوتاهه...شاید بهتر باشه وقتی از این خواب عمیق بیدار شدیم طوری خاطرات این زندگی به یادمون بیاریم که دلمون براش عمیقا تنگ بشه و تازه همونجا برای از دست دادنش گریه کنیم! گاهی فکر میکنم شاید نتونم آخرین قسمت سریال مورد علاقم رو ببینم، شاید نتونم آهنگی که خیلی منتظر منتشر شدنش بودم رو گوش کنم یا اینکه شاید نتونم سرمای زمستونی که همیشه عاشقش بودم رو دوباره تجربه کنم و همین فکرِ &quot; شاید نتونستن ها &quot; باعث میشه هر شب قبل از خواب، سپاسگزار باشم که امروز هم فرصت زندگی داشتم.اینکه هنوز میتونم با وجود تمام اتفاقاتی که در طول روز تجربه میکنم طلوع خورشید رو ببینم عمیقا قابل ستایشه...نفس کشیدن، شنیدن تپش قلبمون، شنیدن صدای اطرافیانمون، توانایی دیدن، راه رفتن، حس کردن بوی کیک تازه پخته شده...اینا همیشه و هر لحظه، شگفت انگیزن...پس حتی اگه خیلی غمگین و خسته باشیم میتونیم با فکر کردن به همین شگفتی های کوچیک دوباره لبخند بزنیم و کوله‌ی سنگین غم رو زمین بذاریم.</description>
                <category>درخت زیتون سفید</category>
                <author>درخت زیتون سفید</author>
                <pubDate>Thu, 14 Aug 2025 23:03:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرگ در می زند!</title>
                <link>https://virgool.io/@Zibanegar/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF-uuigrhircvme</link>
                <description>&quot;فیلم ما&quot;بیرون پنجره‌ی بیمارستان، زندگی ها در جریانن، گل ها شکوفه میدن، وسایل نقلیه رفت و آمد میکنن صدای خنده‌ی آدما و آواز پرنده ها به وضوح به گوش میرسه اما پشت پنجره یه زندگی آروم آروم رو به اتمامه و تمام اون لحظه ها میتونه براش شبیه قسمت آخر زندگیش باشه آخرین تپش های قلبی که دلش میخواد بتونه کمی بیشتر زندگی کنهکمی بیشتر از دویدن و لبخند زدن لذت ببره و کمی بیشتر بتونه فرصت برای واقعی کردن رویاهاش داشته باشهشاید بیرون پنجره همه چیز به سادگی و آرومی در جریان باشه اما قطعا پشت پنجره لحظاتی که میگذرن ارزشمند تر، طلایی تر و دردناک ترن ...و ادم ها سعی میکنن مرگشون رو به شیوه های مختلف دور بزنن تا دیر تر به سراغشون بیاد!#OurMovie🇰🇷🎬</description>
                <category>درخت زیتون سفید</category>
                <author>درخت زیتون سفید</author>
                <pubDate>Thu, 14 Aug 2025 15:31:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نارنگی های شیرین زندگی!</title>
                <link>https://virgool.io/@Zibanegar/%D9%86%D8%A7%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-nrqf45usuoxh</link>
                <description>توی زندگی تا وقتی سمت چیزی نرفتی نمیدونی چی پیش میاد...وقتی زندگی بهت نارنگی میده هم مثل تمام سریال های دیگه تمام شد اما یه تیکه از قلبم تا آخر عمر برای این سریال باقی میمونه۰باهاش خندیدم، گریه کردم و حتی به تماشای زندگی خودم و شماها نشستم! این سریال مثل چاقویی میمونه که آغشته به عسل شده اما دهنتون رو زخمی میکنه... حتی وقتی شخصیت ها داشتن توی سریال میخندیدن من گریه کردم گریه کردم به یاد تمام آدم های عزیزی که از دست دادم به یاد مامان بزرگی که دیگه صدای تلفن زدنش توی خونه نمیپچه و هر سال عید بهمون تخم مرغ رنگی‌ نمیدهبه یاد پدربزرگی که حالا ازش فقط برام چندتا اسکانس از دوره پهلوی باقی مونده به یاد دستای پینه بسته بابا و لقمه هایی که توی مدرسه، توی ارشد و حتی توی سرکار برام درست کرد تا مبادا گشنه بمونم :) به یاد رویاهای فراموش شده‌ی مادرمشاعری که نشد و هنرمندی که تابلوهاش فقط رو دیوار خونه جا خوش کردبه یاد ۱۶ سالگی، ۱۸ سالگی، ۲۰ سالگی و تمام زمستون ها و بهارهایی که این دوران رو پر کردن...اما در نهایت به لطف دیدن این سریال، احساس میکنم هر روز شبیه یک معجزستچیزی که امروز داری ممکنه فردا نداشته باشی و چیزی که امروز نداری ممکنه فردا بتونی بهش برسی!به قول اِسون: &quot; دیدن هر روز برگشتن عزیزت از دری که صبح ازش خارج شده هم یه معجزست...! &quot;شاید اگه ۷۰ سالمون بشه و بدونیم زندگی از ۲۰ سالگی تا ۷۰ سالی شبیه یه چشم بهم زدن میگذره هر روزمون رو مشتاقانه تر زندگی کنیم و تا جایی که میتونیم هر کاری که دوست داریم رو انجام‌ بدیم.توی زندگی تا وقتی سمت چیزی نرفتی نمیدونی چی پیش میاد...هر چیز تازه و جدیدی میتونه یه صفحه جدید به زندگی نامه هامون اضافه کنه چه خوب یا بد، بعدها هم خودمون و هم دیگران با عنوان یه تجربه‌ی افتخار آمیز ازش یاد میکنن!امیدوارم زندگی توی بیشتر مواقع نارنگی های شیرینش رو پیش رومون قرار بوده🍬🫧WhenLifeGivesYouTangerines 🎬</description>
                <category>درخت زیتون سفید</category>
                <author>درخت زیتون سفید</author>
                <pubDate>Sat, 29 Mar 2025 03:46:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی زندگی به تو نارنگی می دهد🎬</title>
                <link>https://virgool.io/@Zibanegar/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D9%86%D8%A7%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%AF-wkt57u5x9uwn</link>
                <description>&quot; وقتی زندگی به تو نارنگی میدهد&quot;شبیه داستان زندگی پر فراز و نشیب مامان باباهامونه داستان زندگی عشق اولشون داستان کارهای قهرمانانشون توی اوج جوونی داستان غم ها و سختی هایی که در طول زندگیشون تحمل کردنو حتی شاید داستان هایی که برای همیشه توی دلشون تبدیل به یک راز مگو شدن!وقتی زندگی به تو نارنگی میدهد داستان شجاعت زن هاستاینکه توی هر سرزمینی که باشی باید برای زن بودنت بهای زیادی بپردازی اونقدر زیاد که گاهی برای زن بودنت مجبور میشی با رویاهات خداحافظی کنی اونقدر که مجبور میشی به جای خوردن نارنگی تو دل تابستون و لذت بردن از نسیم نسبتا خنکی که ناگهانی میوزه فقط در حال دویدن باشی تا بتونی حقت رو از دنیا و آدم های اطرافت بگیری.تا بتونی خودت تبدیل به فولاد بشی.اِ سون اونقدر شجاع بود که وقتی مردم پوشیدن دامن کوتاه رو فساد میدونستن از پوشیدنشون دست نکشید حتی با وجود طرز تفکری که نسبت به دوچرخه سواری دختر ها توی اون زمان وجود داشت  اجازه نداد کسی سه چرخه دخترش رو ازش بگیره.اِ سون انقدر شجاع و فداکار بود که از رویای شاعر بودنش دست کشید تا بتونه دخترش رو بزرگ کنه تا بتونه کنار عشقش زندگی کنهو نذاره دخترش مثل خودش تا آخر عمر زندگیش رو توی آشپزخونه‌ی تنگ و تاریک بگذرونه.یه سکانسی بود که اِ سون از روی بیچارگی میگفت: &quot;توی جِجو بهتره گاو به دنیا بیای تا یه زن ، این چیزیه که مامانم میگفت...&quot;و فکر میکنم‌ این جمله اونقدر غمگین و آشنا بود که  میتونستی برای ساعت ها فقط روی همون سکانس سریال رو نگه داری. &quot;وقتی زندگی به تو نارنگی میدهد&quot;فقط یه عنوان ساده نیستجالبه که بدونید توی زبان های مختلف معنی منفاوتی داره مثلا تو تایلندی: تو روزهایی که نارنگی شیرینی وجود نداره، بازم بخند ( یعنی تو روزای سخت هم دومم بیارین و قوی ادامه بدین) و توی کل سریال این جمله که میگن&quot; زندگی سخته ولی باید ادامه داد&quot; جریان داره.اونقدر پررنگ این جمله تو ذهن مخاطب نقش میبنده که حتی آیو ( بازیگر زن اصلی ) درباره‌ی مفهوم این سریال گفته: &quot;مهم نیست که زندگی چقدر سخت و تلخ باشه همیشه میتونی از بین میوه های تلخ یه نارنجی شیرین پیدا کنی و باهاش یک چای خوشمزه درست کنی&quot;اِ سون و گوان شیک هم با وجود همه‌ی اون‌ روزهای تلخ شادی رو به روش خودشون پیدا کردن به قول اِسون که: &quot;- من خوشبختی رو به روش خودم پیدا کردم. نور خورشید تو زندگی منم بوده و لحظه‌های بی‌نظیر زیادی داشتم. فقط می‌خواستم بدونی که زندگی منم ارزشمند بوده...&quot; ۲۰۲۵🎬</description>
                <category>درخت زیتون سفید</category>
                <author>درخت زیتون سفید</author>
                <pubDate>Fri, 14 Mar 2025 00:29:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عزیز ترین دشمن من ۲۰۲۵</title>
                <link>https://virgool.io/@Zibanegar/%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%D9%85%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-emhtg2nsneqw</link>
                <description>نقد سریال عزیز ترین دشمن من(شخصیت بان جویون)سریال کره ای &quot; عزیز ترین دشمن من&quot; شاید یه سریال کمدی و عاشقانه باشه اما تو اکثر سریال هایی که این ژانر رو دارن همیشه آثاری از روانشناسی به چشم میخوره که شما میتونید میون کمدی سریال یه زخم عمیق رو ببینید. شخصیت بان جویون( رئیس شرکت) به نظرم جالبه و شاید حتی ما تو زندگیمون شبیه بان جویون باشیم.جویون کسیه که به خاطر وارث شرکت بودنش  مجبوره تا علایقش رو مخفی کنه. علایقی مثل بازی های کامپیوتری، خوندن مانهوا، موسیقی راک و حتی سبک مورد علاقه لباس پوشیدنش رو ...جویون حتی برای وجه کاری خودش طوری رفتار میکنه که از چیزای شیرین خوشش نمیاد در صورتی که عاشقشونه و از چیزای تلخ مثل اسپرسو فراریه با تصور اینکه شاید این چیزا از نظر بقیه جزو علایق دخترونه باشن!ابن جنبه از شخصیت جویون اونجایی برای من قابل لمس شد که یادم افتاد خیلی هامون توی زندگی علایقمون رو مخفی میکنیم چون‌ نگران حرف مردم هستیم، نگرانیم تصور و تفکر بقیه راجع به ما تغییر کنه و حتی گاهی خجالت میکشیم از ابراز دوست داشتنی های زندگیمون...یه روز یه دوستی بهم گفت&quot; پیدا کردن هدیه برای تو خیلی اسونه چون آدم میدونه تو چیو دوست داری &quot; و همین جمله باعث شد تا بتونم قدر چیزهایی که توی زندگی دوست دارم رو بدونم.توی قسمت سوم سریال بک سو جونگ(  کارمند شرکت جویون) بهش یه جمله ای میگه که واقعا ارزشمنده، سو جونگ به جویون یاداوری میکنه که: &quot; داشتن ذوق و شوق برای چیزی به نظرم با ارزشهپیدا کردن چیزی که دوسش داری سختهابنکه بخوای یه چیزی رو برای مدت طولانی هم دوست داشته باشی سخته پس هرچقدر که میخواین از چیزی که دوست دارین لذت ببرین مهم نیست بقیه چه فکری میکنن، گمون نکنم لذت بردن از سرگرمیتون شما رو تبدیل به وارث بد کنه...&quot; سو جونگ حتی به بیننده یادآوری میکنه که که بقیه رو به خاطر علایقشون مسخره نکنیم و چیزهایی که دوست دارن رو بی ارزش ندونیم شاید چون اون علایق تنها چیزی باشن که میتونن اون افراد رو سرپا نگه دارن و البته این هم خیلی مهمه که بدونیم علایق هیچ جنسیتی ندارن!🤍✨️</description>
                <category>درخت زیتون سفید</category>
                <author>درخت زیتون سفید</author>
                <pubDate>Wed, 26 Feb 2025 23:06:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درخت زیتون سفید</title>
                <link>https://virgool.io/@Zibanegar/%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA-%D8%B2%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF-kuymcjg3ufmv</link>
                <description>🤍🫧&quot;درخت زیتون سفید&quot; به جرعت یکی از قشنگ ترین سریال های مدرن چینی بود که تا به امروز دیدم. تک تک به تک صحنه های این سریال، بازیگری بازیگر ها، موسیقی متن سریال، خنده ها و غم های شخصیت ها، داستان زندگی، شجاعت و فداکاریشون حتی لوکیشن های سریال، همه و همه تو ذهن مخاطب قطعا تا به ابد موندگاره.اما چیزی که بیشتر از همه برای من فراموش نشدنیه بازیگری چن ژو یوان شخصیت اصلی مرد سریال هست. یوان شاید هر سال نهایت یک یا دوتا سریال بازی کنه و همون یکی تبدیل به موندگارترین سریال های چینی میشه.بدون شک علاوه بر فیلم نامه و داستان عالیش چیزی که دیدن این سریال رو لذت بخش تر کرده بازیگری یوان هست.تو تک تک پارت ها شما کاملا میتونید مهارت بالای بازیگریش رو ببینید و انگشت به دهن بمونید از این همه استعداد چون طوری این سریال رو بازی کرده که شما فکر می کنید آ_زانِ توی سریال کسیه که وجود خارجی داره و یوآن کسیه که ناپدید شده و شخصیت فرعیشه...عنوان سریال یعنی &quot;درخت زیتون سفید&quot; نمادی از شجاعت، فداکاری، صلح و عشق عمیق به وطنه که تنها زمانی رشد میکنه و ابیاری میشه که افرادی عاشقانه براش از جونشون مایه بذارن فارغ از اینکه چقدر زیادن آدم هایی که با تبر به جون این درخت میوفتن.مهم اینه که کسی باشه تا با همه‌ی وجود و توانش برای آزادی و رهایی از چنگ دشمن و دیدن لبخند مردمش بجنگه و تا آخرین نفس ایستادگی کنه.قطعا دوربین عکاسی سونگ ران و عکس هایی که ثبت کرده سندی هست برای نشون دادن وجود شادی، زندگی و هیاهوی مردم حتی میون جنگ و گلوله...حتی با وجود اینکه مرگ تو یک قدمی زن و بچه ها بود اما اون ها با عشق روزشون رو میگذروندن به قول بنجامین( فرمانده گروه) که: &quot;اینکه فردا چه تراژدی در انتظارمونه مشخص نیست اما قطعا هیچ چیزی نمیتونه خوشبختی امروز رو ازمون بگیره &quot;درخت زیتون سفید تمام شد اما قطعا قلب مخاطب هنوز  یه جایی میون سرزمین شرقی و ساختمون ماتومان که پس گرفته شد گیر کرده...  قلب مخاطب هنوز یه جایی میون عروسی مورگان و برگزار شدن جشن سال نو تو یه ساختمون خرابه اما پر از گرما و شور شوق گیر کرده...یه جایی میون خنده های بنجامین که حتی قبل از مرگش روی تخت بیمارستان با سنگ شین کل کل میکرد... یه جایی میون رقصیدن آ_زان و سونگ ران زیر نور مهتاب با موسیقی متن &quot;dance&quot; توی کوچه‌ای که پر از گلوله بود اما شادی و لبخند قطعا پایان ناپذیر بود...یه جایی میون تنهایی شِن بی بعد از مرگ بنجامین و حتی شاید خنده های زورو و سیا که برای همیشه خاموش شد...درخت زیتون سفید تمام شد با یاداوری اینکه قوی بودن همیشه بهترین راه حل انسان ها نیست و گاهی برای زندگی باید شکننده باشیم تا بتونیم دووم بیاریم با یاداوری اینکه جبر جغرافیایی و خانواده میتونه معنای کلماتی که شاید شادی آور باشن رو عوض کنه مثل ازدواج برای فرار مثل غذا اما نه برای لذت بلکه برای بقا...گاهی زندگی میتونه از نظر جغرافیایی ناعادلانه باشه اما همیشه آدم هایی مثل آ_زان، سونگ ران و بنجامین هستن که بتونن با فداکارایشون شرایط را تغییر بدن و گرما و لبخند بیشتری برای مردم بیارن💚✨️امیدوارم این سریال رو ببینید و لذت ببرید.</description>
                <category>درخت زیتون سفید</category>
                <author>درخت زیتون سفید</author>
                <pubDate>Tue, 25 Feb 2025 20:27:09 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>