<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ضیاء صدر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Ziya_Sadr</link>
        <description>در توییتر و یوتوب در رابطه با بیتکوین صحبت میکنم. لینک‌های من: https://linktr.ee/ziya_sadr</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 15:06:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3064/avatar/CoeZfw.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ضیاء صدر</title>
            <link>https://virgool.io/@Ziya_Sadr</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مشکل روش حمایت مالی (دونیشن/donation) چیه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Ziya_Sadr/why-donations-fail-nqltcvq9xpac</link>
                <description>فارسی و خارجی نداره، به نظرم سیستم دونیت کلا معیوبه!اصلا کارآمد نیست.و نه فقط به تولیدگر محتوا کمک خاصی نمیکنه بلکه میتونه سرزنش‌ یا عذاب وجدان رو هم برای مخاطب به همراه داشته باشه که «چرا حمایت مالی نکرده»اما چرا؟ و جایگزینش مثلا چی می‌تونه باشه؟قبل از همه چی اینو بگم که خیلیا دلی محتوا تولید میکنن و اتکای مالی‌شون به این محتواها که میسازن نیست.اما برگردیم سر مشکلات و نقص‌های موضوع «دونیت»دلایل مختلف برای افراد مختلف که چرا روش «دونیت» خیلی ترغیبشون نمیکنه یا که چرا تولید کننده‌ی محتوا نباید به دونیت برای حمایت مالی اتکا کنه:مخاطب بدهکار نیست و نباید همچین حسی هم بهش القا بشهتاثیرگذاری حمایت مالی قابل پیش‌بینی نیستمقدار مناسب برای حمایت مبهمهتولید کننده محتوا با اتکا به حمایت مالی نمیتونه برنامه‌ریزی، استراتژی تولید محتوا و تعیین مخارج و بودجه برای تولید انجام بده چرا که نمیدونه چه مقدار حمایت مالی در چه زمانی و به چه کیفیتی در اختیارش قرار خواهد گرفت.قدردانی طرف مقابل چندان قابل انتقال نیستمحتوا الزاما هم‌راستا با درآمدزایی مخاطب نیستهماهنگی بین مخاطبان وجود ندارهارتباط منافع مشترک تولید کننده محتوا و مخاطب مشخص نیستتوانایی مالی مخاطبان خیلی متفاوت میتونه باشهو احتمالا خیلی دلایل دیگهاما چیکار میشه کرد؟با اینکه وجود گزینه‌ی «حمایت مالی» ضرری نداره، اما اتکا بهش  چندان عاقلانه نیست. اما به چی بهتر میشه اتکا کرد؟۱. تولیدکننده محتوا روش مناسبی از درآمدزایی رو با توجه به مخاطب/جنس محتوا/نحوه پیاده سازی و غیره، به کار بگیره۲. حمایت به روش patreon که مخاطب عدد ثابتی رو به شکل منظم هر ماه به محتوای موردعلاقه‌ش پرداخت کنه. (این روش همه‌ی ویژگی‌های روش دونیت رو داره اما مزیتش اینه که تولیدگر میتونه پیش‌بینی کنه چه مبلغی قراره به دستش برسه و چه برنامه‌ریزیی برای هزینه‌های تولید محتوا میتونه انجام بده۳. بیزنس‌ها و شرکت‌های منتفع از یه اکوسیستم میتونن با حمایت مالی منظم یا اسپانسر شدن (یا حتی کمک و همکاری در فرآیند تولید محتوا یا به اشتراک گذاری منابع یا تحقیقات) به تولید کنندگان محتوا/فعالان/توسعه‌دهندگان اکوسیستم مرتبط کمک کنن و روی رشد اکوسیستم‌شون تاثیر بذارناین صحبت‌ها رو بر اساس تجربه‌م از چندین سال فعالیت غیرانتفاعی انجام دادم. تجربه‌ها هم قطعا متفاوت میتونه باشه. اما در طی سال‌ها بارها چنین حرفایی درمورد موضوع «حمایت مالی» به ذهنم خطور کرده بود که مدون نکرده بودم که خواستم بگم. و قطعا هم خیلی چیزا رو یادم رفته بگم..</description>
                <category>ضیاء صدر</category>
                <author>ضیاء صدر</author>
                <pubDate>Wed, 05 Jul 2023 19:41:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آپدیت بحث‌برانگیز کیف‌پول سخت‌افزاری لدجر | Ledger</title>
                <link>https://virgool.io/@Ziya_Sadr/ledger-recover-controversy-t99rmt0xcm7t</link>
                <description>هشدار: کیف پول سخت‌افزاری Ledger یه آپدیت بحث‌برانگیز انجام داده. اگر از این کیف‌پول استفاده می‌کنید یا که در آینده میخواین استفاده کنید حتما این پست رو مطالعه کنید اسم این آپدیت/راهکار جدید Ledger Recover هست. بذارید بررسی‌ش کنیم و ببینیم که چرا چیز خطرناکی میتونه باشه!خلاصه‌ی چیزی که شرکت لدجر اضافه کرده اینه که کلمات Seed کیف پول شما رو به سه تکه (shard) تقسیم میکنه و این سه تکه به شکل انکریپت شده (رمزنگاری و قفل شده) روی سه سرور مختلف نگهداری میشن که با احراز هویت (سلفی و مدارک شناسایی) می‌تونید بهشون دسترسی پیدا کنیدآره درست متوجه شدید: چیزی به کیف‌پول سخت افزاری اضافه کردن که برای استفاده ازش نیاز به احراز هویت داشته باشید!!!کیف‌پول‌های دنیای بیتکوین (و کریپتو) همیشه هدفشون این بوده که شما اختیار دارایی خودتون رو داشته باشید و شکل بی‌نظیری از مالکیت رو به شما ارائه کنن. اما شرکت لدجر یه پرش خیلی بزرگ رو به عقب‌ انجام داده با این کارالبته باید اینو هم بگم که این یه قابلیت اختیاری هستش (و فعلا برای مدل نانو x) و اجباری به استفاده از اون نیست. به جز اون، اصلا استفاده ازش پولیه و سابسکریپشن باید تهیه کنید براش.درسته اما همچنان یه سری دغدغه‌ی بسیار جدی مطرح هستند که بذارید در ادامه بیشتر درموردشون صحبت کنیمچرا بالاتر گفتیم این حرکت یه پرش بزرگ رو به عقب و یه پسرفت جدی هستش؟چون‌که این کار باعث میشه مجددا با نوعی از خدمات و حساب‌ها رو به رو باشیم که احراز هویت (kyc) نیاز دارن و دوباره دری باز بشه که داخلش چیزی نیست مگر افشای اطلاعات، هک، سانسور، نظارت و کنترلنه فقط هک و افشای اطلاعات ممکنه اتفاق بیفته بلکه فروش اطلاعات کاربران از سمت شرکت Ledger و واسطه‌های دیگه که اون سه تا سرور رو نگهداری میکنن هم حتما اتفاق خواهد افتاد چرا که ارزش مالی بسیار بالایی خواهند داشت و قطعا این جریان درآمدی رو ازش چشم پوشی نخواهند کردراستی بد نیست یادآوری کنیم که توی تابستون ۲۰۲۰ پایگاه‌ داده‌های مشتریان شرکت لدجر هک و افشا شد که دردسرای جدیی برای بعضی کاربران لدجر ایجاد کرد. این یکی از انواع مختلف خطرات و تهدیداتی هست که با اون مواجه هستیم و در گذشته هم نمونه‌ش رو (از خود همین شرکت) دیدیم.طبق گزارش کاربر Seth for Privacy که بخش زیادی از این رشته توییت هم از تحلیل‌های اون استفاده میکنه، شرکتی که اطلاعات احراز هویت کاربران Ledger رو در دست خواهد داشت اسمش Onfido هستش. این شرکت اظهار میکنه که مدارک شناسایی، تصویر، ویدیو، صدای ویدیو و یه گزارش کامل از دستگاه و فعالیت دستگاه سخت‌افزاری شما رو نگهداری خواهد کردپس یعنی شما نه فقط اطلاعاتتون رو به شرکت لدجر بلکه به شرکت Onfido و احتمالا به دو شرکت دیگه که هر کدوم تکه‌ای از کلیدهای شما رو قراره نگهداری کنن ارائه خواهید کرد. کافیه تصور کنید که وجود این اطلاعات در کنار نوع و مقدار دارایی که شما نگهداری می‌کنید چه تصویر کاملی از شما میتونن ارائه کنن و چقدر میتونن خطرات و تهدیدات جدیدی رو ایجاد کنن.اول از همه اینکه باید بهتون یادآوری کنم که شرکت لدجر از شما میخواد به صورت کامل بهش اعتماد کنید. چرا که از سال‌ها پیش تا به امروز کدهایی که روی کیف‌پول سخت‌افزاری لدجر اجرا میشده همیشه یه جعبه‌ی بسته بودن و هیچ کس ازشون اطلاع نداره که چی هستن. چرا که کیف‌پول لدجر هیچگاه اوپن سورس نبودهیعنی هیچوقت و به هیچ شکل ما نمیتونیم سازوکار کیف‌پول رو بررسی و صحت سنجی کنیم (خصوصا با اضافه شدن این قابلیت جدید یعنی همون Ledger Recover). اما این باعث نمیشه که دست رو دست بذاریم. ما میتونیم با توجه به فرآیند‌های کاری‌ش تحلیل کنیم که چه خطرات و تهدیدات جدیدی ممکنه اضافه بشه!اگر همه‌چی اونطوری باشه که شرکت لدجر میگه، پس کلمات Seed شما هیچوقت بدون رمزگذاری شدن از دستگاه خارج نخواهند شد. از این حرف که نمیتونیم مطمئن باشیم چون نمیتونیم کدش رو بررسی کنیم اما با این حال یه نکته‌ی جالبی رو درمورد سازوکار کیف پول متوجه می‌شیمکیف پول لدجر از این جا به بعد قابلیت این رو خواهد داشت که کلمات Seed شما رو با استفاده از USB یا بلوتوث ارسال کنه!!! یعنی کاملا برعکس همون چیزی که از یه کیف پول سخت افزاری انتظار میره! هدف از کیف‌پول سخت افزاری همیشه این بوده که کلمات رو توی خودش نگهداری کنه و به این روش یه محیط ایزوله داشته باشیم که مناسب نگهداری کلیدهای ارزشمند شما باشه!یعنی تو هیچ عالمی من خودم شخصا تصور نمی‌کردم که یه زمانی یه کیف‌پول سخت‌افزاری بیاد همچین حرکتی بزنه! کاری رو داره انجام میده که کاملا مخالف هدف وجود یه کیف‌پول سخت افزاریه.. یه پارادوکسه.. یه نقض غرضه! مثل یه سطلی که با سوراخ تولید میشه.این موضوع که امکان ارسال Seed با فشار دادن تنها چند دکمه امکان پذیر باشه، باعث میشه که روش‌های متنوع و بسیاری برای حمله‌هایی مثل فیشینگ و بدافزارها رشد کنن! شاید بگید این خیلی بدبینانه‌ست اما خب ما که نمیتونیم کد لدجر رو بررسی کنیم که مطمئن بشیم این قابلیت به اندازه کافی مستحکم و محافظت شده باشه!یه مساله بحرانی دیگه اینه که ما نمیتونیم بفهمیم که بعد از رمزگذاری شدن Seed اونوقت رمزگشایی کردن Seed چطوری کار میکنه و بر اساس سازوکاری که شرکت لدجر اعلام کرده، یه دغدغه‌ی جدی دیگه به ذهن ما خطور میکنه: اگر این سرویس Recover تنها برای بازیابی طراحی شده پس چطوریه که ما با لدجر قدیمی رمزگذاری‌ش کردیم اما با یه دستگاه لدجر صفر (جدید) قراره رمزگشایی بتونیم انجام بدیم؟این خیلی عجیبه! این کلیدی که قراره سه تکه Seed و کلیدهای ما رو رمزگشایی کنه کجا نگهداری میشه که ما بعد از نابود شدن لدجر و کلماتمون همچنان میتونیم ازش استفاده کنیم؟روی سرور نگهداری و ذخیره میشه؟ این کلید برای کدوم سرور و چه شرکتی/شخصی فرستاده میشه؟ دست کی میمونه؟ آیا میتونیم بهش اعتماد کنیم؟ اصلا اگه قرار بود اینقدر اعتماد کنیم؟ مگه بانکا مشکلشون چی بود؟کاش همینجا تموم میشد اما باز تهدیدای دیگه‌ای به ذهنمون خطور میکنه!اگه قراره با احراز هویت، بازیابی و دسترسی به دارایی صورت بگیره، اونوقت حتی اگه لدجرمون رو اون سمت دنیا زیر یه بالشت گذاشته باشیم، باز اگه کسی مدارک شناسایی مارو داشته باشه میتونه به جای ما بازیابی کنه؟ یا که ممکنه مارو گیر بیاره و با تهدید یا با عکس و ویدیو از ما یه سارق میتونه دارایی مارو بازیابی و سرقت کنه؟دولت‌ها چی؟ ?‍♂️توقیف!!! مصادره!!!از سه تا سرور لدجر دوتاش توی انگلیس و یکی توی آمریکا هستند (گزارش Seth)این کشورا به همراه خیلی از کشورای دیگه توافقنامه‌هایی برای همکاری‌های اطلاعاتی با همدیگه دارن و هر موقع نیاز باشه میتونن به هدف توقیف و مصادره وارد عمل بشن! من تا به امروز آموزشی برای کیف‌پول‌های سخت افزاری نساختم. گرچه اخیرا نظرم عوض شده و میخوام در آینده آموزش‌های اصولیی برای استفاده از کیف‌پول‌ها و مقایسه‌شون بسازم. اما از سال‌ها پیش دلایل زیادی داشتم که آموزش براشون نسازم.. یه سری از این دلایل رو از چند سال پیش که توی گروه سیمرغ نوشتم میتونید بخونیدلا به لای حرفام از چند سال پیش میتونید بخونید که به رویه‌ها و سازوکارهای بیزنسی شرکت‌های پشت این کیف‌پول‌ها خیلی اعتماد ندارم. واقعا هم نمیشه اعتماد کرد. برای بیزنس و پول بیشتر هرکاری ممکنه بکنن حتی احراز هویت و ارسال Seed و ایجاد امکان مصادره و …قبل از تموم شدن این پست مجدد یادآوری کنم که این قابلیت پولیه و اختیاریه و فعلا فقط برای مدل نانو ایکس ارائه شده. این رشته توییت صرفا بخشی تحلیل و بخشی دغدغه‌هایی هست که نسبت به سازوکار لدجر برای امروز و آینده هست. اگر نگران شدید که کیف‌پول شما در خطر هست یا خیر باید بگم که خیر در خطر نیست اما با توجه به چیزهایی که گفتم به هیچ وجه استفاده از این قابلیت رو توصیه نمی‌کنم و همچنین نسبت به آینده‌ی برند لدجر و دستگاه‌های اون بی‌اعتماد هستم.اگر هم می‌خواید کیف‌پول‌تون رو سریع برید عوض کنید. شاید بد نباشه که دست نگه‌دارید.. درمورد امنیت بیشتر مطالعه کنید و نیاز‌هاتون رو تشخیص بدید. مقدار امنیتی که برای دارایی‌هاتون نیاز دارید رو بفهمید و اونوقت انتخاب بهتری انجام بدیدتو کانال یوتوب من درمورد امنیت آموزش‌هایی وجود داره که شاید بتونه مقداری توی این مسیر کمکتون کنه و در آینده هم احتمالا درمورد کیف‌پول‌های سخت افزاری ویدیوهایی رو بسازم که بهتر بتونید چیزی که نیازتون هست رو پیدا کنید و استفاده کنیدhttps://www.youtube.com/@ZiyaSadrنمونه ویدیوهایی که برای یادگیری امنیت به درد‌تون میخوره اینا هستن لیست تمام نکات امنیتی نگهداری بیتکوینhttps://youtu.be/J4Kif8Rcz1kیکی از امن‌ترین روش‌های نگهداری بیتکوین با روش کلد استوریج cold storage با استفاده از کیف‌پول الکترام و یه لپتاپ اضافه (با گوشی اضافه هم میشه انجامش داد)https://youtu.be/QeyCVVn9KHYپایان</description>
                <category>ضیاء صدر</category>
                <author>ضیاء صدر</author>
                <pubDate>Wed, 17 May 2023 02:15:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کد بیتکوین رو کی تعیین میکنه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Ziya_Sadr/runyournode-lvqj9m25zwx6</link>
                <description>بیتکوین اون کدی هست که توی کامپیوتر &quot;تو&quot; داره اجرا میشه... نه اون کدی که روی وبسایت bitcoin core یا bitcoin knots یا اصلا هر وبسایت دیگه‌ای قرار داشته باشه.این &quot;کدِ در حال اجرا&quot; روی کامپیوتر شما در کنار کامپیوترهای دیگه از افراد دیگه در سرتاسر دنیا هست که شبکه بیتکوین رو میسازه.حالا WEF یا هر جای دیگه‌ای بگن کد بیتکوین رو تغییر بدیم و از این چرندیات، &quot;معنی قابل اجراش&quot; اینه که بیان تو خونه تک تک ماها، بشینن پشت میز کامپیوترمون، یه چایی و کیک یزدی بخورن، رمز کامپیوتر مارو بزنن، کد قبلی رو پاک کنن و  جایگزینش کنن با کدی که خودشون دوست دارن.»»»» که این غیرممکنه.این همون چیزیه که باعث عدم تمرکز، اجماع و نابودناپذیری بیتکوین میشهپ.ن. اگه &quot;تو&quot; روی کامپیوترت چیزی رو اجرا نمیکنی، کیف پولت به کامپیوتر یکی دیگه (معمولا کامپیوترهای تیم سازنده‌ی کیف پول) وصل میشه و اون داره اجراش میکنه براتپ.ن.۲. کدی که شما روی کامپیوترتون اجرا میکنید رو خودتون تصمیم میگیرید از کجا دانلود کنید و اجرا کنید. یعنی شما تصمیم میگیرید که این قوانین رو به عنوان چیزی که بیتکوین رو برای من تعریف میکنه میپسندم. حدس میزنم که شما قوانینی که سازمان ملل یا مجمع جهانی اقتصاد یا کریگ رایت یا چامسکی یا حداد عادل توصیه میکنن رو قبول ندارید و قوانینی که خودتون ترجیح میدید رو قبول دارید و دانلود میکنید و اجرا میکنید!</description>
                <category>ضیاء صدر</category>
                <author>ضیاء صدر</author>
                <pubDate>Wed, 27 Apr 2022 20:43:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه‌ای در باب بیپ ۱۱۹</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/bip119-fihidisj4mnp</link>
                <description>این روزا بحث opctv یا همون bip119 و سافت فورکی که جرمی روبن (توسعه‌دهنده‌ای که اونو پیشنهاد کرده) خیلی داغ هست توی کامیونیتی و بیشتر توی میلینگ لیست توسعه دهندگان بیتکوین. مباحث خیلی پراکنده هستن تا به این لحظه و من فعلا بیشتر دارم مطالعه میکنم. اما دیدگاه منفیی دارم نسبت به رویکرد و یا شاید بهتره بگم نسبت به عجله‌ای که جرمی روبن در فعال سازی این پیشنهاد روی پروتوکل بیتکوین داره انتقاد دارم.اغلب انتقادات به این پیشنهاد در واقع هنوز انتقاد فنی نیستند و انتقادها عمدتا در رابطه با این موارد هستند:رویکرد فعالسازی عجولانهعدم بررسی کافی پیشنهادهای جایگزین و یا مشابه (مانند bip118 و دیگر موارد محتمل)عدم توسعه کافی و کمبود آزمایش‌ها برای تبیین قابلیت‌ها و مزیت‌های opctv در عملفرآیند اجماع روی طرح‌های پیشنهادی برای ارتقای پروتوکل بیتکوین معمولا مدت زمان بسیار طولانیی رو طی میکنن. دلیل این امر این هست که ما با شبکه‌ای فعال و بسیار مهم مواجه هستیم که غیرمتمرکز هم هست. امکان خاموش کردن شبکه وجود نداره. امکان هماهنگ کردن تمامی کاربران و یا اعضای شبکه وجود نداره و همچنین امکان دستور دادن یا فرمان دادن به کسی توی شبکه‌ی بیتکوین وجود نداره. وقتی با چنین شرایطی مواجه هستیم، طبیعی هست که هر قدمی در پروتوکل شبکه بیتکوین ممکنه چندین سال طول بکشه تا هماهنگی‌ها به شکل خودجوش (نقاط کانونی) شکل بگیره، ریسک‌ها ارزیابی و سنجیده بشه و به شکل تدریجی فعال‌سازی تغییرات جدید روی شبکه اتفاق بیفته. درمورد این موضوع من توی قسمت نهم پادکست لانه خرگوش و در گزارش‌های جلسات صوتی که درمورد فعال‌سازی آپگرید تپروت بوده به شکل مفصل صحبت کردم از قبل. این چند لینک رو توصیه میکنم نگاه بندازیدhttps://t.me/ziya_sadr_shares/750https://t.me/ziya_sadr_shares/233https://t.me/ziya_sadr_shares/206https://anchor.fm/rhj/episodes/ep-e1ar0tmارزشی به اسم &quot;عدم تمرکز&quot; بیتکوین، نقطه‌ی اصلی معنادار بودن بیتکوین است. اضافه کردن قابلیت‌های جدید به بیتکوین میتونه جذاب باشه اما اگر به قیمت در خطر قرار دادن عدم تمرکز بیتکوین صورت بگیره آنگاه نباید اجرایی شوند. چرا که از دست رفتن عدم تمرکز بیتکوین همان و از بین رفتن این شبکه همان. با این حال من خودم شخصا به مطالعه درمورد طرح‌های جدید کاملا علاقه‌مند هستم و تشویق میکنم که شما هم درموردشون مطالعه کنید و به بحث و گفتگو بذارید. هر تغییری که بخواد توی شبکه بیتکوین اتفاق بیفته از علاقه‌ شروع میشه و کم کم میتونه شاخ و برگ پیدا کنه و ایده‌ال این هست که به استحکام و امنیت برسه تا بعد از همه این‌ها به فعال‌سازی اون بتونیم فکر کنیم و قدم‌های بعدی رو بچینیم.این طرح با عنوان opctv یا همون OP_CheckTemplate_Verify تغییرات نسبتا ساده‌ای رو به پروتوکل بیتکوین مطرح میکنه که میتونه تبعات و اثرات بسیار بزرگی رو داشته باشه همزمان که مزیت‌های جالبی به شبکه بیتکوین اضافه می‌کنه. opctv به این شکل کار میکنه که با اضافه کردن یه op code جدید (توی دل یکی از op code های قدیمیی که ساتوشی ساخته بود اما غیرفعال هست) ما بتونیم تراکنش‌هایی رو داشته باشیم که به خروجی‌های خاصی در آینده کامیت کنن (متعهد بشن) و به این شکل خرج شدن خروجی‌ها روی شبکه رو متعهد به قواعدی از پیش تعیین شده کنیم. این موضوع رو با عنوان covenant هم اسم گذاری میکنن معمولا.پتانسیل‌های (مثبت/منفی) این طرح به نظر من هنوز به اندازه کافی تبیین نشدن ولی جرمی روبن از مزایاش این موارد رو ذکر میکنه:رویکرد Congestion Control با opctv میشه مقیاس پذیری آنچین رو با رویکردی به اسم congestion control بالاتر برد. این رویکرد برای اکسچنج‌ها و شرکت‌هایی که تراکنش‌های زیادی انجام میدن مفید میتونه باشه و تراکنش‌های جمعی (batch transactions) رو به روش‌های جدیدی مدیریت کردکانال‌های پرداخت Non-Interactiveمورد دیگه‌ای که بهش اشاره میکنه موضوعی به اسم Non-Interactive Channels هست. این مورد تجربه‌ کاربری کانال‌های پرداختی مثل لایتنینگ رو بهتر میکنه و با اون می‌تونیم بدون نیاز به تعامل با طرف دوم کانال از لایتنینگ استفاده کنیم که شاید پتانسیل اینو داشته باشه که استفاده از لایتنینگ رو برای (خصوصا) کاربران (عمومی) متحول کنه.خزانه‌های هوشمند Vaultsیه موضوع جالب دیگه‌ای که با opctv یا همون بیپ ۱۱۹ ممکن میشه، خزانه‌های هوشمند هست. با توجه به اینکه ما با opctv میتونیم خرج کردن خروجی‌های بیتکوین رو قاعده‌مند کنیم، پس کیف پول سرد و دارایی‌هایی که نیاز به امنیت حساس تر و بیشتری دارن رو میشه شرطی سازی کرد که در صورت در خطر قرار گرفتن، سارق نتونه سریعا دارایی رو به آدرس خودش انتقال بده. به این شکل کاربر میتونه دارایی‌ش رو قبل از اینکه سارق بتونه کاری از پیش ببره، نجات بده. طرحی ساده برای خزانه‌های هوشمند با opctvترکیب هات والت و کلد استوریج (کیف پول گرم و کیف پول سرد) با این خزانه‌ها میتونه یه روش خیلی خوب برای استفاده کاربران از بیتکوین بشه که لایه امنیت جدید و قدرتمندی رو برای ما ایجاد کنه.غیرمتمرکز سازی استخرهای ماینینگروبن روشی رو هم مطرح کرده برای استفاده از opctv برای ایجاد استخرهای ماینینگ غیرمتمرکز (در واقع استخر بدون نیاز به اعتماد - Trustless) که جزئیات چندانی درموردش گفته نشده اما عمدتا به نظر میاد که به این شکل کار میکنه که جمعی از ماینرها که قواعد یکسانی رو توی تراکنش پرداخت پاداش (coinbase tx) دنبال میکنن، میتونن پاداش رو بین خودشون تقسیم کنن بدون اینکه نیاز باشه به یک نقطه‌ی متمرکز برای مدیریت این کار اعتماد کنن. در بازه‌های زمانی مثلا ۱۰۰ بلاک یا هر تعداد بلاک، هم‌قطارها رو میتونید پیدا کنید و پاداش رو بینشون تقسیم کنید. همون‌طور که گفتم جزئیات این موضوع برای من خیلی شفاف نیست و به نظرم ایده‌ی خامی هست که هنوز خیلی موشکافی نشده. این مطلب به هدف خلاصه سازی نوشته شده. اطلاعات بیشتر درمورد bip119 و لیست پتانسیل‌های بیشتر برای این طرح رو توی utxos.org و پست‌های جرمی روبن در وبلاگش https://rubin.io/blog میتونید مطالعه کنیدبرای بحث و به اشتراک گذاری نظر درمورد بیپ ۱۱۹ هم میتونید توی گروه‌ تلگرامی عمومی که روبن به این منظور ساخته عضو بشید توی تلگرام سرچ کنید op_ctv و گروهش رو پیدا کنید یا t[dot]me/op_ctv رو به شکل لینک استفاده کنید. ([dot] رو با نقطه جایگزین کنید)ویرایش ۱این مطلب هم برای مطالعه خیلی خوبهhttps://blog.bitmex.com/op_ctv-summer-softfork-shenanigans/</description>
                <category>ضیاء صدر</category>
                <author>ضیاء صدر</author>
                <pubDate>Mon, 25 Apr 2022 23:30:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا هزینه‌ی کارمزد برداشت از اکسچنج با هزینه‌ی واقعی کارمزد شبکه سازگاری ندارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Ziya_Sadr/exchange-fees-iiciboahwwou</link>
                <description>این پست برای خوانایی بهتر این #رشته_توییت ?ایجاد شده استتوضیحاتی درمورد کارمزد برداشت از صرافی‌ها و دلیل بیشتر بودن آن نسبت به کارمزد واقعی در شبکهادعای صرافی‌ها بر این هست که دلیل این موضوع این هست که مدیریت کیف پول برای کاربران هزینه‌‌های اضافیی دارد که روی این کارمزد برداشت محاسبه میشه.هزینه‌های اضافی مثلا: چندین تراکنش برای مدیریت دارایی کاربر از بخش کیف پول گرم به کیف پول سرد اکسچنج نیاز هست انجام بدن و مجموع کارمزد همه این تراکنش‌ها رو از کاربر میگیرن.پس یعنی این کارمزد برای چندین تراکنش قبلی که به جای شما انجام دادن و برای مدیریت دارایی در سیستم نگهداری از دارایی اکسچنج گرفته میشه.مثال: شما بیتکوین میفرستی به آدرس توی پنل کاربری‌تون. اکسچنج این مقدار رو در کنار دیگر مقادیر دیگر کاربران تجمیع میکنه توی یه سری آدرس و چندین تراکنش انجام میشه یا به بخش هات والت و به بخش کلد استوریج(یا هر روشی دیگه که برای سازمان خودشون دارن و انجام میدن)چقدر این ادعا صحت داره؟پاسخ: نمیدونیماما بذارید یه سری تحلیل که درمورد این موضوع میشه کرد و همچنین روشی برای صحت سنجی و یه توصیه برای اکسچنج‌ها درمورد این موضوع رو بهتون در ادامه بگممورد ۱: عدد کارمزد برداشت توی اکسچنج‌ها برای همه کاربران یکسان هست. اینو میدونیم. ولی چیزی که شاید خیلیاتون ندونید اینه که رفتار تراکنش‌ها و تعدد تراکنش‌های همه کاربران با هم یکسان نیست. مثلا یه کاربر اکسچنج که ماینر باشه معمولا به صورت روزانه واریز انجام میده به آدرسش و این باعث ایجاد UTXOهای فراوانی میشه که هزینه مدیریت دارایی‌شون بالاتره نسبت به بقیه کاربران. مثال دیگه کاربرانی هست که روزانه تعداد تراکنش‌های واریزی زیادی داشته باشن. اینها هم هزینه مدیریت دارایی کاربران رو برای اکسچنج بالا میبرن. و این هزینه‌ها روی همه کاربران سرشکن میشهمورد ۲: کاربرانی که با اشتباه‌های &quot;قابل جبران&quot; (مثل واریز به آدرس اکسچنج روی شبکه‌ای دیگه) هزینه‌ی نیروی انسانی و هزینه‌های مرتبط به حفظ امنیت سیستم مدیریت دارایی رو بالا میبرن. چون نیروی انسانی باید تحت شرایطی حساس ملزم به استفاده از پرایوت‌کی در شرایط تعریف نشده در سیستم هست.مورد ۳: در برخی اکسچنج‌ها ممکنه هزینه‌ی مدیریت دارایی با عدد کارمزد یکسان که برای همه کاربران گذاشتن، همخوانی نداشته باشه. توی چنین شرایطی ممکنه اکسچنج از جیب خودش بذاره (که شک دارم). یا ممکنه کارمزد رو افزایش بده. یا که ممکنه هزینه‌ها کمتر از کارمزد بدست اومده از کاربران باشه و توی این شرایط کارمزدهای اضافه‌ای که کاربران پرداخت میکنن محل درآمدزایی میشه برای اکسچنج. توی چنین شرایطی، اون ادعا که هزینه‌ها فقط برای شبکه هست کاملا دروغ خواهد بود. گرچه همین الان هم به دلیل اینکه کارمزد شبکه به تنهایی نیست و هزینه‌های سیستم مدیریت دارایی هست، اون ادعا کاملا فریب دهنده یا حداقل گمراه کننده‌ست.مورد ۴: هزینه‌ی مدیریت دارایی کاربران به شبکه‌ای که استفاده میکنید محدود نیست!!!یعنی چی؟ یعنی اینکه مثلا کارمزدای اتریوم بالاست. هزینه‌ی برداشت‌های اتریومی روی کاربرانی که اصلا اتریوم استفاده نمیکنن هم سرشکن میشه.یعنی هزینه‌ها روی همه کاربران یه اکسچنج سرشکن میشه و نه کاربران فلان شبکه. یعنی شما که کاربر اکسچنج هستید و فقط از بیتکوین مثلا استفاده میکنید، اما همیشه دارید سوبسیدی رو توی کارمزدهای برداشت‌، پرداخت میکنید به کاربرانی که میخوان از اتریوم با هزینه کارمزدهای بالاش استفاده کنناینو از کجا میشه فهمید؟از اونجایی که کارمزد شبکه‌ی بیتکوین توی نزدیک به ۱ سال اخیر فوق العاده اندک بوده اما کارمزد برداشت صرافی‌ها برای کاربران مثل دوران کارمزدهای شدیدا بالای بیتکوین باقی مونده. و با هر بار کاهش کارمزدهای بیتکوین، کارمزدهای برداشت صرافی‌ها تغییر نمیکنه..از جهتی دیگه کارمزد برداشت‌ اتریوم هم تغییر چندانی نکرده. با اینکه گاها گس فی روی شبکه رکوردهای جدیدی رو هم ثبت میکردهالبته نیاز به این تحلیل‌ها هم نبود. برخی اکسچنج‌ها یا سرویس‌های مشابه‌ اذعان داشتن که این کارو میکننپ.ن. این رویه‌ رو بعضی صرافیا انجام میدن/نمیدنیه روش تحقیقاتی سنگین و پر هزینه برای بدست آوردن اطلاعات از روی شبکه:با همکاری چند ده اکانت از یه اکسچنج خاص، میشه سیستم مدیریت دارایی اکسچنج رو (توی بازه زمانی ۱ ماهه مثلا) روی شبکه بیتکوین رصد کرد و کارمزدهایی که اکسچنج برای تراکنش به ازای کاربران توی سیستم مدیریت داراییش پرداخت میکنه رو محاسبه کرد (البته بدون هزینه سیستم/تجهیزات/نیروی انسانی) و با عددی که خودشون از کاربران میگیرن مقایسه کرد. و مشخصا اکسچنج میتونه نتیجه این تحقیق رو انکار کنه به راحتیو انکار کردن باعث میشه که رشته توییت به اینجا برسه که یه توصیه برای اکسچنج‌ها داشته باشمیه رویکرد صحیح توی این موضوع به نظرم شفافیت توی رویکردهای اکسچنج‌ها نسبت به کارمزدهاست. میتونید یه مقاله یا یه صفحه رو به این موضوع اختصاص بدید و شفاف و صادقانه به کاربران‌تون بگید که به کاربران‌تون بگید که به چه روش‌(هایی) و با چه نرخ‌هایی و با چه هزینه‌هایی، کارمزد از کاربران میگیرید. شاید این شفافیت از دید شما منفی باشه. اوکیه.. چون من از دید شما صحبت نمیکنم. از دید کاربران دارم حرف میزنم :)اگه چیزی جا نگذاشته باشم،پایانمن ضیا صدر هستم و درمورد بیتکوین مطالعه میکنم و آموزش میدم. میتونید کانال یوتوب، کانال تلگرام، پادکست لانه‌خرگوش، توییترم و خیلی دیگه از فعالیت‌هام رو از این لینک دنبال کنیدhttps://urltr.ee/ziya </description>
                <category>ضیاء صدر</category>
                <author>ضیاء صدر</author>
                <pubDate>Thu, 31 Mar 2022 15:06:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شناسایی شدن هکر دائو؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Ziya_Sadr/daohacker-hadwrwzbuxa8</link>
                <description>این مقاله الان منتشر شده که Laura Shin نوشته و ادعا میکنه که هکر دائو رو شناسایی کرده (هک بسیار جنجالی مرتبط به سال ۲۰۱۶ که باعث فورک شدن اتریوم شد)  https://www.forbes.com/sites/laurashin/2022/02/22/exclusive-austrian-programmer-and-ex-crypto-ceo-likely-stole-11-billion-of-ether/?sh=417a00e47f58اینجا یه خلاصه + فکرایی که به ذهنم میرسه رو میخوام بنویسمیه گذر به گذشته: سال ۲۰۱۶ مهمترین پروژه اکوسیستم اتریوم The DAO بود که یه اسمارت کانترکتی بود افراد میتونستن اتر بدن توکنش رو بگیرن و هدفش فاند کردن پروژه‌های جدید بود. همون سال هک شد.. ۳.۶ میلیون تا اتر رو هکر تونست تصاحب کنه که به قیمتای امروزی میشه معادل ۱۱ میلیارد دلار (بعد از معادل سازی به قیمت روز اتریوم، یکی از بزرگترین سرقت‌های تاریخ میشه آیا؟ نمیدونم!)چرا جنجالی شد؟ چون یه درصد قابل توجهی از اترهای شبکه اتریوم بود (اون زمان ۵ درصد کل اترها) و ویتالیک و رفقا مداخله کردن و با تغییر یه چیزایی توی تاریخچه تراکنش‌های اتریوم و یه اسمارت کانترکتی، یه کاری کردن که انگار کار هکر رو از روی شبکه اتریوم پاک کردن. خب این خیلی ناجور بود چون هم تاریخچه رو دستکاری کردن و هم قوانین شبکه رو زیر پا گذاشتن و خب یه سریا موافق نبودن برای همین اونایی که موافق نبودن موندن بلاکچین رو دست نزدن و دارایی هکر سرجاش موندولی چون دیگه با کاری که ویتالیک (و رفقا) کردن سازگار نبودن شدن یه بلاکچین دیگه و اسم اتریوم کلاسیک روشون گذاشته شد یعنی هکر دیگه روی شبکه اتریوم چیزی نداشت ولی روی شبکه اتریوم کلاسیک اون مقدار رو داشت که به خاطر ارزش کمتر اتریوم کلاسیک مقدارش خیلی کمتر میشه و الخ.. حالا این ماجراش خیلی طولانیه. برای این پست بیشتر از این دیگه مهم نیست.. برگردیم به این مقاله..توی مقاله این خبرنگار فوربز (که از ۵ سال پیش تا الان یادمه توی فوربز مقاله مینویسه) مثل اینکه یه سری تحقیقات کرده توی ماجرا و الان آقای Toby Hoenisch که مدیر یه پروژه‌ای به اسم TenX (دبیت کارت کریپتویی) بود رو متهم کرده. دلایل و تحقیقات و مصاحبه‌هایی هم که کرده که به این نتیجه برسه هم کاملا محل شک دارن چون رویکردش ادله محکمه پسند نداره اما نتیجه‌ش به نظرم قطعیت داره و احتمالا پلیس وارد ماجرا بشه ادله‌ رو هم آماده میکنن..این آقای Toby مثل اینکه هکر و برنامه‌نویس و تخصص توی رمزنگاری داشته و به دائوها علاقه داشته و قبل از هک هم به تیم دائو گفته مشکلات زیاد دارید و میخواستم پروژه‌م رو اونجا راه بندازم ولی دیدم مشکل امنیتی زیاد دارید نظرم عوض شد.. همکاری هم داشته با خیلی از این افراد. توی کامیونیتی‌شون هم فعال بوده و درمورد امنیت پروژه‌ی دائو هم هشدار داده هم بحث کرده و درموردش هم چندین وبلاگ توی میدیوم نوشتهولی این خبرنگار فوربز چطوری به این رسیده؟ تابستون پارسال به خاطر یه ماجرایی از پیگیری پلیس برزیل، یکی از دولوپرای معروف اتریوم که بهش شک بوده میاد خودش رو تبرئه کنه و درگیر تحقیق روی تراکنش‌های هکر میشه و به لارا شین میرسونه اطلاعات رو و این بقیه مسیر رو میره..  اطلاعات به شکل غیرقانونی از یکی از کارمندان اکسچنجی میگیره که هکر اونجا مثل اینکه پول برده نقد کرده (واسه خودم عجیبه که چطوری اینا توی فوربز منتشر شده!! اعلام به غیرقانونی بودن کارش میکنه!)به جز اون تبدیلهاش از شیپ شیفت که بیتکوین بودن رو هم ردش رو میگیرن و میبینن برده توی واسابی .. با کمک chainanalysis و باگی که قبلا توی واسابی بوده رد بیتکویناش رو مجدد میگیرن که بعدا برده به کوین grin تبدیل کرده و به نودی فرستاده که آیدیش مشابه ایمیل هست toby[dot]aiاینجا هم بگم که شاید بد نباشه از این به بعد chain hopping رو به جای یه تکنیک برای ناشناسی به عنوان یه ریسک برای ناشناسی تعریف کنیم به دلیل عدم آشنایی به بلاکچین های مختلف و اکوسیستمشون طرف از اکوسیستم بیتکوین و مشکلات احتمالی واسابی هم اطلاع نداشته. طرف اول رفته شیپ شیفت کرده.. بعد گفته کافی نیست مطمئنا پس تو واسابی کوین جوین میکنم و حالا که انونیمتی بدست آوردم یه مرحله اضافه هم برم و به گرین هم تبدیلش کنم (ولی احتمالا نه از مشکلات واسابی و نه از مشکلات مرتبط به اسم نود توی گرین مطلع نبوده)اینجاست که اعتماد به نفس باعث میشه طرف به خودش صدمه بزنه لارا طبق مصاحبه‌هایی که با همکارای Toby کرده مثل اینکه این آدم  خیلی سرخود و لج باز هم بوده و خودش رو نابغه در نظر میگرفته.. ولی اسم نود با آیدی طرف توی سوشال میدیا و ایمیلش و خیلی جاهای دیگه از جمله اکسچنج، یکی بودهحتی نود لایتنینگ هم داشته و با همین اسم پابلیک گذاشته بوده و لوکیشنش هم سنگاپوره که محل زندگی این آقای Toby هست که اصالتا اتریشیهعکسش هم اینهتوی این مقاله خانم خبرنگار کلللی مصاحبه کرده با همکارای این هکر (Toby) و رفتارا و صحبت‌هاش و تاریخچه توییت‌هاش و غیره رو جمع کرده که نشون میدن کار خودش بوده مثلا بعد هک دائو فاز کل کل برداشته بود با ویتالیکیا که به فاندرهای دائو حرفای عجیبی زده که الان چون واضح شده که هکر خودش بوده، واضح و منطقی به نظر میان به پرایوسی کوین‌ها علاقه پیدا کرده بوده (گرین، مونرو) و دنبال توسعه ابزار برای اتمیک سواپ کردن بین بیتکوین و مونرو و غیره بود..یا که به شدت از اتریوم کلاسیک حمایت کرده. از بالا رفتن قیمت اتریوم کلاسیک هم خوشحالی نشون میداده همیشه جلوی همکاراش (نکته: اگه یادتون باشه بالاتر گفتم که هکر توی اتریوم کلاسیک پولاش باقی موندن و توی اتریوم فقط از تاریخچه پاک شدن)خبرنگار قبل از انتشار این مقاله با خودش تماس گرفته و بهش گفته ماجرا از این قراره :)) انکار کرده و بعدش همه توییتا و اکانتاش رو پاک کردهمن بعد نوشتن همه اینا.. آخرش الان به ذهنم رسید که شاید اصلا این آدم تحت تعقیب قانونی قرار نگیره! چون اترا روی شبکه اتریوم که دست صاحباش برگشت.. روی اتریوم کلاسیک هم که دست هکر بودن ولی اگه دست صاحباشون بودن یه جورایی اتر کلاسیک‌ها مثل یه ایردراپ میبودنولی خب دلیل به وجود اومدن اتریوم کلاسیک هم به خاطر همین هک بود یعنی اگه هک انجام نمیشد اتریوم کلاسیک و متعاقبا اون ایردراپه وجود نداشت  (بزرگترین ایردراپ تاریخ؟ .. نمیدونم..)  پایان..   (مگر چیز دیگه‌ای بعدا به ذهنم برسه که اضافه کنم)   :)</description>
                <category>ضیاء صدر</category>
                <author>ضیاء صدر</author>
                <pubDate>Tue, 22 Feb 2022 18:29:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیت‌کوین و افسانه پرومته</title>
                <link>https://virgool.io/@Ziya_Sadr/ares-prometheus-s6luqfungqag</link>
                <description>بیت‌کوین و افسانه پرومتهالکساندر سوِتسکیمترجم: Aresطلوع یک دهه‌ی جدید چشم‌اندازهایی از پایان‌ها و شروع‌های نو را درون خود به همراه دارد. آغاز و پایان‌هایی که به نظر افسانه‌ای یا ماورایی هستند.با سپری شدن دو دهه از قرن و تجربه‌ی حباب دات‌کام و برج‌های دو قلو و گذشت بیش از یک دهه از [2]GFC، جهان با سرعت به سمت فاجعه پیش می‌رود. فجایعی اقتصادی، اخلاقی، اجتماعی و ساختاری که در تمام این مدت به وسیله نیروهای متعادل‌کننده نوآوری، تولید و آزادی بیان دور نگه داشته شده‌اند.سال ۲۰۲۰ به عنوان آغازگر دهه‌ی جدید یادآوری به موقعی از این موضوع بود که خطر در کمین است.کار امروز را به فردا انداختن[3]، پنهان کردن مداوم ریسک، دولت رفاه‌سازی‌های اقتصادی، سطوح بی‌سابقه انبساط پولی، سانسور آزادی بیان، سیاست‌های هویت جمعی، دستورالعمل‌های خطرناک و دراکونیایی[4] برای &quot;ایمنی&quot; و مخاطرات اخلاقی حاصل از آن‌ها همگی دست در دست هم داده و جامعه را تو خالی و شکننده‌تر از همیشه کرده است.جهان سرخوشانه از پیامدهای چنین تصمیماتی به این روند ادامه داده و غافل از این حقیقت است که فاجعه‌ی بعدی، تنها یک دهه نابودی اقتصادی و اجتماعی از طریق از بین رفتن تدریجی سرمایه‌های شخصی، خصوصی و طبیعی نخواهد بود؛ بلکه بنا به حکم تاریخ و نمونه‌های گذشته، شیب لغزنده استبداد را تندتر کرده و ما را به اعماق تاریک‌تری می‌فرستد.اکنون سال ۲۰۲۰ است و واقعیت خودش را به ما رسانده....دوباره.به ما یادآوری می‌شود که چقدر غشای آزادی، ظریف و پایداری جوامع مدرن ما، متزلزل است.اما امیدی هست...ما تاریکی را می‌فهمیم چرا که نور را دیده‌ایم. ما گرما را می‌شناسیم چرا که سرما را احساس کرده‌ایم. می‌توانیم علیه استبداد فریاد بزنیم چرا که آزادی را تجربه کرده‌ایم و می‌دانیم درست چیست چون همه‌ی ما اشتباهاتی کرده‌ایم.مادامی که فراتر از افق رویداد نباشیم، در قلمرویی هستیم که واقعیت دوگانه است.برای هر کنشی،‌ واکنشی برابر و متضاد با آن وجود دارد و تعجبی ندارد که خلق و تکثیر ابزارهای غایی اختیار و آزادی شخصی به موازات ظهور پادآرمانشهرهای تکنولوژیک جمع‌گرایانه اتفاق می‌افتند.هیچ اهریمنی آنقدر بزرگ و تاریک نیست که همه چیز را در بر بگیرد. انسان‌ها همیشه در برابر این این اهریمنان برخواسته‌اند و این بار هم تفاوتی ندارد.&quot;هر چه شب تاریک‌تر باشد، روز روشن‌تری در پیش است. هر چه ستم خفقان‌آورتر باشد، روح آزادی قوی‌تر است. هر چه دشمن ترسناک‌تر باشد، قهرمان بزرگ‌تر است.ساتوشی آن قهرمان است و همه‌ی ما ساتوشی هستیم.&quot;در فصلی از تاریخ که حالا در حال نوشته شدن است؛ ساتوشی پرومته‌ی امروز است که آتش را از خدایان خودخواه و پرمدعای دنیای مدرن ربود و آن را به مردم پس داد.او بذر بیت‌کوین را در سال ۲۰۰۸ کاشت و به ما یک دهه فرصت داد تا استفاده از آن را یاد بگیریم و بنیان و پِی آن را ایجاد کنیم. این پیش‌آگاهی حیرت‌انگیز است و در قرون پیش‌رو افسانه‌ها درباره‌ی آن گفته خواهد شد.بیت‌کوین تبدیل به نوری شده که ما را در سخت‌ترین زمان‌ها همراهی می‌کند و نمی‌توانست زمانی مناسب‌تر از حالا حضور پیدا کند.سال ۲۰۲۰ هر دستور سفت و سخت و دراکونیایی دولتی‌ را تسریع کرد که فقط تعداد معدودی از ما سال‌ها محتاطانه درباره‌ی آن هشدار می‌دادند یا سر و صدا به پا می‌کردند:نابودی حقوق مالکیت خصوصی بیو‌لوژیک ( یعنی واکسیناسیون و تست‌های اجباری برای ویروسی که هیچ علا‌ئمی از آن را نشان نمی‌دهید. )تعطیلی اجباری کسب و کارهای خصوصی که مردم تمامی زندگی و پس‌انداز خود را صرف آن کرده‌اند.برنامه‌ها و پروپاگانداهای کمونیستی &quot;بازنشانی بزرگ[5]&quot; که به شما می‌گویند ؛مالک چیزی نخواهید بود و خوشحال باشید!&quot;سیاست‌های پولی و اجتماعی مسخره‌ مانند [6]UBI و [7]MMT که سرمایه انسانی و منابع طبیعی باقی مانده از جهان را از بین می‌برد.ارزهای دیجیتال بانک مرکزی‌هایی[8] که به مقامات مرکزی کنترل کاملی روی چیزهایی که می‌توانید یا نمی‌توانید بدست آورید و یا برای آن‌ها پول خود را خرج کنید و اینکه چقدر از حساب‌های شما بدزدند می‌دهد.یک جنگ تمام عیار علیه حریم خصوصی، رمزگذاری و حفظ حریم اطلاعات شخصی و آزادی بیانفاصله‌گذاری اجتماعی اجباری به گونه‌ای که جوامع محلی از بین بروند و ارتباط بیشتری با همنوعان خود نداشته باشید.اجازه ندارید تصمیم بگیرید با چه کسی وقت گرانبهای خود را بگذرانید.قانون‌گذاری سنگین نظرات و مباحثه‌ها در مدیوم‌ها و رسانه‌های آنلاین و آفلاینکنترل کامل رسانه‌ها و روایت‌های جریان اصلیو از همه بدتر، حمایت مردمی که کورکورانه در این تشنج غرق شده‌اند.با وجود تسلط آشکار دولت، اشتباهات واضح و گستاخانه و سلسله اجبارهای پر خطایی که در این مسیر انجام شده؛ هنوز میلیون‌ها نفر از مردم از تحمیل &quot;اجبارهای بیشتر&quot; بر خود و مردان و زنان همنوعشان حمایت می‌کنند! حتی ثانیه‌ای برای بررسی دقیق ادعاهای برساخته‌ی اپیدمولوژیست‌های شبه علمی صرف نمی‌شود که می‌خواهند با همه‌ی انسان‌ها به گونه‌ای رفتار کنند که انگار اعداد روی صفحه‌ها و جدول‌ها هستند؛ ولی حملات آنلاین مجازی[9]، خیانت و لو دادن همسایه‌ها،&quot; قاتلان مادربزرگ&quot; یا &quot;تئوریسین‌های توطئه&quot; نامیدن مردم به شغل پاره وقت بسیاری تبدیل شده است.[i]ناآگاهی، ریا و ترس عمیقا توده‌ها را در خود بلعیده اما در بیت‌کوین واپسین نیروهای متعادل‌کننده حقیقت، ثبات و اطمینان را می‌یابیم.این تقابل تا جایی که می‌تواند واضح و خشن است و به همین دلیل هم از ساتوشی تشکر می‌کنم.او چیزی را متولد کرد که به زیربنای واقعیت گره خورده است.چیزی که در پیوند آشوب و نظم زندگی می‌کند، جریان آنتروپی[10]را در ساختار مجسم می‌کند و فهم ما از زمان، انرژی و حقیقت عینی را به واضح‌ترین شکل شفاف می‌سازد.[11]در حالی که حاکمیت فردی و ماهیت حقیقت از بالا به پایین توسط دولت‌ها، رسانه و روشنفکران دنیای قدیم رو به نابودی می‌رود؛ ابزاری برای واپسین نفس‌های اختیار فردی و حقیقت عینی ناب از پایین به بالا برای جهانی جدید نمایان می‌شود.همانند موسی مدرن که از کوه پایین می‌آید، ساتوشی وایت‌پیپر بیت‌کوین را در ۳۱ اکتبر سال ۲۰۰۸ به جهان تحویل داد و به دنبال آن همه چیز عوض شد.احتمالا زمان دگرگون‌کننده‌تری برای زنده‌ بودن وجود نداشته است. دهه‌ی پیش‌رو قطعا با مجموعه‌ای جدی از چالش‌ها همراه است. چالش‌هایی سخت همراه با استمرار زوال قانون طبیعی، منطق، حقیقت، مالکیت خصوصی و آزادی‌ها؛ ولی همه‌ی ما باید لحظه‌ای درنگ کنیم و برای معرفی کشتی نجاتی که می‌توانیم بر آن سوار شویم و به کمک آن در آینده همه چیز را باز بسازیم، عمیقا سپاسگزار باشیم.این آتش مصون از تاریکی، همه چیز را درخشان می‌سازد.مردم درخشندگی آن را از هر گوشه‌ی جهان خواهند دید و به سوی آن کشیده خواهند شد. آن‌ها به سمت آن می‌آیند چرا که در تاریک‌ترین زمان و مکان به درخشان‌ترین شکل می‌درخشد.بیت‌کوین آتش است.ساتوشی پرومته بود.آتش را گرفت و به ما پس داد.حال اینکه با آن چه کنیم، به من و شما بستگی دارد.نوشته @AleksSvetskiدسامبر ۲۰۲۰الهام گرفته از ایده‌هایی مبتنی بر بیت‌کوین، فلسفه، اقتصاد، حاکمیت و آزادی.مشارکت‌کنندگان در این شماره:الکساندر سوِتسکی[ii]جف بوث[iii]اریک کَسُن[iv]جاکومو زوککو[v]جیمی سانگ[vi]پارکر لوییس[vii][1] پرومته یا پرومتئوس یکی از تیتان‌ها و اساطیر یونانی‌ست. او به انسان‌ها عشق می‌ورزید و بر خلاف خدایان دیگر نمی‌توانست رنج آنان را تحمل کند؛ به همین دلیل آتش را از خدایان دزدید و به انسان‌ها داد. زئوس که پیش از این احترام بسیاری برای پرومته قائل بود از این عمل بسیار خشمگین شد و او را در کوهی به زنجیر کشید.[2] Global Financial crisis of 2007–2008بحران مالی بزرگ قرن ۲۱ که پس رکود بزرگ سال ۱۹۳۰، بزرگ‌ترین بحران مالی تاریخ شناخته می‌شود.( مطالعه بیشتر )[3] Kick The Can Down The Road[4] بر آمده از دراکو، قانون‌گذار یونان باستان در آتن که به وضع و اجرای بسیار سخت‌گیرانه و خشن قوانین شهرت داشت.[5] Great Reset[6] Universal basic income[7] Modern Monetary Theory[8] CBDC (Central Bank Digital Currency)[9] Online Shaming[10] به زبان ساده آنتروپی یک سامانه‌ی فیزیکی، کمترین تعداد ذراتی که برای تعریف صحیح حالت دقیق سامانه لازم است، می‌باشد. ( مطالعه بیشتر، اینجا و اینجا )[11] جمله‌ی اصلی : objective Truth with a capital T اینجا منظور این است که کلمه Truth با حرف T بزرگ نوشته شده و با بازی با حروف و کلمات مقصود این است که حقیقت به واضح‌ترین و در چشم‌ترین شکل نشان داده شده است.[i] پی‌نوشت: خط زیر از ترجمه مقاله به خاطر گذشت زمان و تغییر عدد ذکر شده در آن حذف شده است:حتی ثانیه‌ای برای بررسی دقیق ادعاهای برساخته‌ی اپیدمولوژیست‌های شبه علمی صرف نمی‌شود......These are the same people who will be the first to line up and take a rushed vaccine, for a virus with a 99.6% survival rate.ناآگاهی، ریا و ترس عمیقا توده‌ها را در خود بلعیده اما در بیت‌کوین واپسین نیروهای متعادل‌کننده حقیقت، ثابت و اطمینان را می‌یابیم.[ii] Aleksandar Svetski[iii] Jeff Booth[iv] Erik Cason[v] Giacomo Zucco[vi] Jimmy Song[vii] Parker Lewisپ.ن. این متن توسط مترجمی ناشناس با عنوان Ares به دستم رسیده و من تصمیم گرفتم توی وبلاگم منتشرش کنم.</description>
                <category>ضیاء صدر</category>
                <author>ضیاء صدر</author>
                <pubDate>Mon, 21 Feb 2022 18:21:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معضل address reuse و کیف‌پول‌هایی که به پرایوسی کاربران صدمه ‌می‌زنند</title>
                <link>https://virgool.io/@Ziya_Sadr/address-reuse-trustwallet-v22ojkshoprm</link>
                <description>تراست والت از این به بعد تولید آدرس جدید رو به صورت پیشفرض غیرفعال میکنه به دلایلی که دروغه!از این به بعد توی تنظیمات گزینه میذاره که کاربر بره فعال کنه. این یعنی address reuse کردن که همه والت‌ها سالهاست ازش خودداری میکنن. اما تراست والت تصمیم گرفته پرایوسی کاربراش رو نابود کنه..آپدیت: تراست والت به کل این گزینه رو برداشته و به هیچ وجه دیگه نمیتونید از address resuse خلاص بشید.. مگر اینکه کیف پولتون رو تغییر بدید. یه راهکار اینه که همون Seed رو توی یه والت بیتکوینی وارد کنید و میتونید شتکویناتون رو توی تراست والت استفاده کنید اما بیتکوینتون رو توی یه والتی مثل بلو والت استفاده کنید با همون seed یکسان.. (نکته: به خاطر تغییر آدرسها توی مثلا بلو والت، ممکنه تراست والت دیگه موجودی بیتکوینتون رو صحیح نشون نده)این مقوله یعنی address reuse بزرگترین مساله‌ای هست که باعث افشای رقم دارایی و رصد پذیری دارایی میشه... همچنین مساله امنیت توی دنیای واقعی هم میتونه ایجاد کنه برای افراد، چرا که حتی یه بچه ۵ ساله هم میتونه از موجودی‌ شما مطلع بشه چه برسه به شرکت‌هایی که دارن رفتار تراکنش‌های شما رو رصد میکنن یا که افرادی که ممکنه با اهداف شومی از دارایی شما به سادگی مطلع بشن (علی‌الخصوص اگر مقدار دارایی شما قابل توجه باشد)از لحاظ فنی یعنی چی؟یعنی اینکه شما یک آدرس رو برای همه دریافت‌ها استفاده کنی و اینطوری همه موجودی شما و همه آدرس‌هایی که به شما ارسال داشتند و یا به اون‌ها ارسال داشتی یک‌جا توی این آدرس روی شبکه بیتکوین به صورت شفاف برای همگان قابل مشاهده باشهاینجا توی این ویدیو درمورد address reuse میدم                                    https://youtu.be/YafzRUOVgOwو اینجا توی این ویدیو هم درمورد نحوه رصد تراکنش تو شبکه بیتکوین    https://youtu.be/WXhQKWVVkTUاما از سال ۲۰۱۳ به بعد این یه مساله جدی بود که کم کم تا ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶  اغلب کیف پول‌ها دیگه انجامش نمیدادن و اینطوری تا درصد خوبی حریم خصوصی کاربر حفظ می‌شد ولی الان مجددا کیف‌پول‌های پرکاربری مثل تراست والت پس از سال‌ها که این رویه منسوخ شده بود، مجددا این رویه رو برگردونده و پرایوسی کاربرانش رو تحت تاثیر قرار میده و اون هم به دلایل دروغمیپرسید که چرا میگم دلایل دروغ!چون قبل از هر دلیلی.. زیر سوال بردن پرایوسی به هیچ دلیلی توجیه نداره.. اگه این نقض حق حریم خصوصی کاربران کافی نیست براتون .. شک دارم بتونم قانعتون کنم اما کلی دلیل فنی و تجربی دیگه هم هست که نشون میده این کارشون دروغ و فریبکاریه:الان بیش از ۵-۶ سال هست که تغییر آدرس دریافتی برای حفظ حریم خصوصی یه استاندارد شده و همه والت‌ها انجام میدن (این ادعاهاشون برای راحتی تجربه کاربری، فریبنده‌ست)اگه تیم تراست و شرکت پشتش یعنی بایننس به راحتی تجربه کاربری اهمیت میداد، اونوقت باید بدونید که الان بزرگترین مشکلات تجربه کاربری رو خودشون ایجاد کردن با شبکه bsc و توکن‌های binance pegged که باعث شده خیلیا داراییشون رو گم کنن یا از دست بدن یا روی شبکه اشتباه توکن معادل به جای کوین نگهداری کنن.. که این کاملا بر خلاف ادعاشون به بهتر کردن تجربه کاربری هستش..عدم وجود/بروزرسانی قابلیت‌های دیگر مرتبط به حریم خصوصی در کیف پول.. (به نظر میاد از ابتدا هدفشون از بین بردن حریم خصوصیه نه حفظش)اخیرا شرکت بایننس قرارداد همکاری با سایفرتریس و شرکت‌های نظارتی بسته برای رصد کردن دارایی کاربران.. احتمال اینکه این اقدام هم در ادامه این فعالیت‌ها باشه، بالا ست..در ادامه من میتونم توصیه کنم که از کیف‌پول‌های بهتری مثل بلو والت، سامورای والت، الکترام و خیلی گزینه‌های دیگه استفاده کنید که برای اغلبشون توی کانال یوتوبم آموزش نصب و راه اندازی و استفاده میتونید پیدا کنیدکانال یوتوبمyoutube.com/c/ziyasadr</description>
                <category>ضیاء صدر</category>
                <author>ضیاء صدر</author>
                <pubDate>Sat, 19 Feb 2022 16:48:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندازه‌گیری و ایجاد شاخص رشد لایتنینگ تقریبا غیرممکن است!</title>
                <link>https://virgool.io/@Ziya_Sadr/%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%87-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%B5-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D9%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%AA%D9%82%D8%B1%DB%8C%D8%A8%D8%A7-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%85%D9%85%DA%A9%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-xaekwhjsabz3</link>
                <description>‏اندازه گیری و ایجاد شاخص رشد کاربران لایتنینگ ‎#بیتکوین تقریبا غیرممکنهبیشتر از هرچیزی با دنبال کردن روند توسعه و مشاهده اکوسیستم رشد لایتنینگ رو تجربی میشه  فقط حس و لمس کرد(مثال: مخاطب توییت‌های من در نخستین روزهای ۲۰۱۸، مدیران ‏بیترفیل یا ایسینک (بیزنسهایی پیشرو در توسعه و به کارگیری لایتنینگ) یا تو موارد دیگه الیزابت استارک (مدیر آزمایشگاه‌های لایتنینگ) یه پاسخی میدادن.. یه نفر هم رد میشد یه لایکی میزدمقایسه کنید با این روزها که لایتنینگ و اکوسیستم و بیزنس‌ها و نرم‌افزارهای حول اون رشد داشتن و دائم درمورد اون صحبت میشه!‏دلایل عدم امکان ارزیابی و شاخص سازی برای رشد لایتنینگ:۱. رشد تعداد کانالهای پابلیک تصویر کاملی ارائه نمیکنه (مقدار تراکنش بیشتر ضریب ثابتی نسبت به باز و بسته کردن کانال نداره)۲. رشد ظرفیت ارزش کانالهای پابلیک نسبت ثابتی با افزایش تعداد تراکنش‌ نداره‏۳. رشد تعداد نودهای پابلیک فقط خب پابلیکه! دیتای کاملی نیست (دو مورد بالا هم فقط پابلیک هستند و پرایوت‌ها رو نمیشه محاسبه کرد)۴. هیچ روش جامعی برای اندازه گیری تعداد تراکنش‌ های آفچین وجود نداره (و نمیشه هم در کل محاسبه کرد)لیست محدودیت‌ها رو پایینتر ادامه میدم.. ولی قبل از اون، اگر عکس‌ها و ویدیوها یا انیمیشن‌هایی مثل این در رابطه با تعداد تراکنشی که لایتنینگ میتونه انجام بده و مقدار مقیاس پذیریی که برای اون متصور میشیم دیدید، بدونید اینها هم اشتباه هستند!چرا؟بذارید توضیح بدم۱. اینکه لایتنینگ چه مقدار تراکنش بر ثانیه میتونه انجام بده رو فقط میشه در شرایط آزمایشگاهی بررسی کرد.. یعنی همه کانال‌ها و نودها و مسیرها بافت یکسانی رو تشکیل نمیدن مثل توی بلاکچین۲. هر بنچمارکی رو بخوای بسازی باید به یه سری شرایط خاص محدودش کنی.. مثلا فقط تا خالی شدن دسته‌ای از چنل‌ها فقط محاسبه کنیم بعد ضربش کنیم در عدد بقیه چنل‌ها.. (این شرایط استفاده‌ی واقعی نیست)۳. فقط میتونیم تعداد نودها و چنل‌های پابلیک رو بشماریم و نودها و چنل‌های پرایوت رو نمیشه توی بنچمارک درنظر گرفت که عدد رو کمتر از اونی که هست نشون میده۴. همه کاربران شرایط خرج کردن یکسانی ندارند۵. همه کاربران از یک کلاینت یکسان استفاده نمیکنن. یعنی کلاینت‌های(نرم‌افزارهای) مختلف بنچمارک مختلفی ارائه خواهند کرد چرا که لایتنینگ روی بستر اینترنته .. مثلا خیلی ساده (و نه چندان دقیق) سرعت پیام فرستادن توی واتس اپ رو با تلگرام مقایسه کنید.. یه چیز اینطوری رو فرض کنید۶. هر بنچمارکی که بخوایم بسازیم نتیجه‌ش فقط و فقط در همون لحظه صحیح هست و میتونه با هر تغییری (آپگرید پروتوکل‌های لایتنینگ، آپگرید پروتوکل بیتکوین)‌ تغییر بکنهیعنی مثلا با اومدن eltoo در آینده تراکنش‌ها سبک‌تر و ساده‌تر میشن پس سرعت بیشتر میشه۶.۱  مهم تر از همه اینه که افزایش یا کاهش تعداد نود و چنل‌ها روش تاثیر میذاره.. یعنی اگه چنل‌ها بیشتر بشن پس عدد تراکنش در ثانیه هر چنل توی تعداد چنل بیشتری ضرب میشه.. اگه تعداد چنل‌ها کمتر بشه هم همینطوراگه این چیزایی که گفتم رو متوجه نشدید اشکالی نداره..بذارید ساده‌ش کنم.. سرعت اینترنت دنیا چقدره؟یا تعداد پکت‌هایی که توی اینترنت ارسال میشن چقدره؟آفرین! نمیشه حساب کرد. چون هرجایی از دنیا یه طوریه.. هر کاربری استفاده و نرم‌افزارها و سرویس‌دهنده‌هاش و شرایط اینترنتش فرق کنه..همونطور که گفتم لایتنینگ روی بستر اینترنته (نه بلاکچین) و برای همین خیلی چیزای مشترک دارن و خیلی مفاهیم به صورت موازی توی دوتاشون تاثیر داره.. (البته نه همه چیز ولی باز این مقایسه ساده با اینترنت امکان فهم مساله رو بهتر میکنه)البته فکر نکنید مقدار تراکنش در ثانیه لایتنینگ پایینه.. نه .. اتفاقا خیلی زیاده ولی روشی برای محاسبه‌ش وجود نداره.. محدودترین و سخت‌گیرانه ترین محاسبه‌ها رو اگه براش تصور کنیم باز خیلی عدد خفنی از آب درمیاد..اینکه نمیشه اندازه‌گیری کرد خیلی اتفاق خوب و درستیه. چون نشون میده راه درستی برای مقیاس‌پذیری بیت‌کوین انتخاب شده. این مورد رو خیلی درباره‌اش صحبت کردند و اون رو به شبکه‌های Unicast و Broadcast تشبیه کردن...همونطور که ما امروز روی شبکه TCP/IP هم نمی‌تونیم از طرف یک نهاد مسئول مرکزی آمار packetها رو دربیاریم، کاری که میشه کرد اینه که سرویس‌هایی باشن که آمارها رو بصورت جزیره‌ای و برای یک حوزه خاص دربیارن. مثلا الکسا فقط روی رتبه‌بندی ترافیک وب‌سایت‌ها کار میکنه و اصلا ایده‌ای درباره تورنت یا deep web نداره و نمیتونه داشته باشه. این الگو دقیقا روی شبکه لایتنینگ تکرار شده.ضمنا این موضوعاتی که گفتم به همین چندتا محدود نمیشن ولی چون خیلی زیادن و من خیلی طبقه‌بندی شده جمع آوری نکردم :)و اینکه..این ویدیوی رنه پیکهارت رو تو یوتوب ببینید (خیلی خفنه این بابا) یه بنچمارک ساده سال ۲۰۱۸ بین دوتا نود انجام میده.. ویدیوی باحالیهhttps://youtu.be/txcjxSRDvqQلینک ویدیوی مذکور که توی اون نوشته شده لایتنینگ میتونه ۴۰ میلیون تراکنش بر ثانیه انجام بده:https://t.me/ziya_sadr_shares/693</description>
                <category>ضیاء صدر</category>
                <author>ضیاء صدر</author>
                <pubDate>Sat, 19 Feb 2022 16:33:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قطعی برق در استان شینجیانگ Xinjiang و کم شدن قدرت ماینینگ شبکه بیتکوین</title>
                <link>https://virgool.io/@Ziya_Sadr/china-blackout-bitcoin-cif3tpevkuuh</link>
                <description>دلیل منتشر شدن این خبر توسط رسانه ها این است که دولت چین به دلیل بحرانی مرتبط به نیروگاه های زغال‌سنگ یک سری از این نیروگاه ها را به همراه یک سری از بیزینس های پرمصرف از جمله مزارع ماینینگ شبکه بیتکوین در این منطقه را خاموش کرده است. (که به دلیل آن نمی پردازیم)این رخداد باعث ریزش هش‌ریت شبکه بیتکوین (کاهش توان پردازش شبکه) شده است.چرا این مسئله کاهش هش‌ریت مهم عنوان شده است؟ و دلیل پر سرو صدا بودن موضوع چیست؟هش‌ریت یک شاخص گمراه کننده است و به طور کلی وضوح ندارد. در واقع این شاخص در شبکه بیتکوین وجود ندارد.از سلسله بلوک هایی که در شبکه بیتکوین تولید می شود و مدت زمانی که این بلوک ها ایجاد می‌شوند میتوان تخمین زد که چه مقدار هش‌ریت در دنیا وجود دارد.مثلا باید در هر 2هفته 2016 بلاک پیدا کنیم. اگر به جای 2016 بلاک در طول این دو هفته 2000 بلاک پیدا شود می گوییم هش‌ریت کاهش داشته و اگر 2030 بلاک پیدا شد، می گوییم هش‌ریت اضافه شده است و شبکه بیتکوین خودش این میزان را تنظیم خواهد کرد.چون فهم این مسئله راحت نیست و ارتباطی به شبکه بیتکوین ندارد، سرو صدای زیادی ایجاد میکند اما در واقع اتفاق خیلی مهمی نیفتاده است!آیا کاهش هش‌ریت باعث شده کاهش امنیت شبکه و تراکنش های بیت کوین شده است؟ خیرما اصولا با هر مقدار هش‌ریتی شبکه امنی داریم. مقدار هش‌پاور کمتر شده و نشان می دهد که ماینرهای کمتری وجود دارند، اما به این معنی نیست که شبکه بیت کوین و یا تراکنش هایش امن نیست و این دو مسئله مجزا از یکدیگر است.در واقع یک عدد خاص برای اینکه بگوییم هش‌ریت باعث امنیت شبکه بیت کوین یا تراکنش های آن بشود نداریم که مثلا بگوییم اگر 100هگزا هش قدرت داشته باشیم شبکه بیتکوین امن است.در مقوله امنیت در این خصوص باید اینگونه بگوییم که مقدار مشخصی ماینینگ وجود دارد، باید قدرت بیشتری از مجموع مقدار ماینینگ کلی وجود داشته باشد تا بتواند double spend یا attack انجام دهد و کاهش این مقدار هش‌ریت باعث عدم امنیت شبکه و تراکنش ها نمی شود.چرا باید این موضوع به صورت اخباری منفی عنوان شود؟در خصوص اخبار منفی منتشر شده در مورد ریزش 50درصدی هش‌ریت شبکه بیتکوین بهتر است ابتدا بدانیم که قبل از این خبر به صورت میانگین میزان هش‌ریت در حدود 170هگزا هش درثانیه بوده است.https://www.blockchain.com/charts/hash-rateبرای فهم دقیق از هش‌ریت بیتکوین نیاز به ارائه توضیحاتی است!ما یک تسلسل بلاک در شبکه بیتکوین داریم که فاصله بین آنها را  فاصله بین 1 تا 2 هفته سنجدیده می شود.دلیل اینکه تولید این بلاک ها را در فاصله های طولانی می سنجیم این است که پیدا کردن این بلاک ها بر اساس احتمالات است و برای اطمینان در بازه های طولانی مدت سنجیده می شود.اگر به صورت میانگین در هر 10دقیقه یک بلاک پیدا شود (در بازه دو هفته) ممکن است در 3ساعت هیچ بلاکی پیدا نشود و در 3ساعت بعد تعداد بلاک های پیدا شده به ازای هر  3دقیقه یکی بلاک باشد.همانگونه که در نمودار فعلی هش‌ریت شبکه بیت کوین مشخص است، این کاهش در حدود 15 تا 20درصد بوده و کاهش 50% درصدی عنوان شده در بازه زمانی 24 ساعته اعلام شده است.https://www.blockchain.com/charts/hash-rateآیا شاخص نوسانات هش‌ریت باید بر روی سرمایه گذاری شما بر روی بیت کوین تاثیر بگذارد؟اگر نوسانات هش‌ریت باعث می شود که بر روی سرمایه گذاریتان تاثیر بگذارد که به خاطر این نوسانات یا با شنیدن کاهش هش‌ریت در فلان سایت خبری، بیتکوین خود را می فروشید یا با افزایش هش‌ریت دوباره بیتکوین می خرید و یا از این نوسانات می ترسید؛ شدیدا به شما توصیه می کنم که حتما در ارتباط با پروتکل بیتکوین و مسائل فنی بیتکوین مطالعه بیشتری داشته باشید. چرا که برای این مسئله هیچ درمانی وجود ندارد. سایت های خبری، اخبار زرد را منتشر می کنند و این باعث می شود شما صدمه ببینید و ذهن و روان شما درگیر این مسئله شود، اما وقتی نسبت به اینگونه مسائل آشنایی داشته باشید و به مسائل فنی مسلط باشید، اگر چنین خبری را شنیدید خودتان می توانید صحت خبر را بررسی کنید و از درگیری ذهنی خود جلوگیری کنید.تمرکز استخراج بیتکوین در چین چه تاثیری روی شبکه بیتکوین دارد؟ماینرهای زیادی در کشور چین کار استخراج بیتکوین را انجام می دهند (بیش از نیمی از استخراج بیت کوین در چین انجام می شود. یک سوالی که بسیار زیاد پرسیده می شود این است که اگر زمانی کشور چین کل ماینرهای بیتکوین را جمع کند و استخراج بیتکوین را ممنوع کند آن زمان چه بلایی سر شبکه بیتکوین می آید؟این موضوع شبیه همین اخبار منتشر شده در مورد قطعی برق در یکی از استان های چین و کاهش قدرت ماینینگ است. شبکه همچنان به کار خود ادامه می دهد. بلاک ها تا 2 هفته آینده با سرعت کمتری پیدا می‌شوند و مقداری بر روی کارمزدها تاثیرگذار خواهد بود (چون بلاک های کمتری پیدا می‏شوند، تراکنش های کمتری کانفرم می شوند پس هزینه ها بالاتر می روند) فقط همین، شبکه بیتکوین تعطیل و جمع نمی شود. باید یادآوری کنم که اگر حتی چنین تئوری توطئه ای در ذهن بوجود بیاید که اگر ماینرها را جمع کنند و استخراج را ممنوع کنند و جمع کنند چه اتفاقی می افتد؟ فقط هش‌ریت کاهش پیدا می کند و امنیت همچنان خواهد داشت اما با افزایش کارمزدها به کار خود ادامه خواهد داد......این بود از ماجرای کاهش هش‌ریت در آوریل 2021 و اخبار پیرامون آن که در کانال یوتیوب ضیاصدر منتشر شد.برگردانی به متن26 آوریل 2021 - سعیدشریعتیتوییتر سعید </description>
                <category>ضیاء صدر</category>
                <author>ضیاء صدر</author>
                <pubDate>Mon, 10 May 2021 13:56:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استفاده FBI از تکنولوژی‌های حریم خصوصی در بیتکوین</title>
                <link>https://virgool.io/@Ziya_Sadr/fbi-bitcoin-privacy-t5wvb4lnbjpp</link>
                <description>بذارید یه گزارشی براتون بنویسم از یه مورد که اخیرا مشاهده شده و نشون میده که  FBI از تکنولوژی‌های حریم خصوصی #بیتکوین برای کارای خودش استفاده میکنه :))این دو تا مامور FBI هستن که چند هزارتا بیتکوین از تو پرونده سیلک رود قایم کردن انداختن تو جیب خودشون :)) یکی دو سال بعد از ماجرا گیرشون آوردن..کارل فورس ۱۲۰۰ تا بیتکوین از راس اولبریخت (موسس سیلک رود) برد و فرستاد به والت شخصی خودش. اون دومی هم ۳۱۰۰ تا بیتکوین از تو تحقیقات پرونده کش رفته بود :))یادآوری میکنم که این دو نفر مامور FBI بودن که از توانایی‌های سازمان استفاده کردن برای خودشون و خواستن پول به جیب بزنن.. یکی دو سال بعدش گرفتنشون البته.. این دوتا مامور خیلی سواد بیتکوین نداشتن و فکر میکردن که شبکه بیتکوین کاملا ناشناس و غیرقابل ردیابیه.. طبعا از تکنولوژی‌های پرایوسی هم اطلاعی نداشتن که استفاده کنن.. چطوری پیداشون کردن؟خیلی راحت :)) .. اینا بیتکویناشون رو توی اکسچنج bitstamp میخواستن نقد کنن.. حدس میزنم که احراز هویت هم کرده بودن :)) خب حالا این تکنولوژی‌های پرایوسی توی بیتکوین چی هستند؟ یه سری تکنیک‌ها برای حفظ اطلاعات مالی شما هستند مثل coinjoin یا چینش‌های مختلف utxo یا چیزایی مثل paynym و پرداختهای collaborated که هر کدوم برای هدفی ساخته شدن .. مثلا برای حفظ اطلاعات آدرس‌های بیتکوین و پرداخت و دریافت‌های شما توی شبکه‌های اجتماعی (بیوی توییترم رو ببینید paynym گذاشتم برای دونیشن.. استفاده‌ش اینه که کسی نمیتونه بره ببینه آدرس‌های بیتکوین من چیه و مبلغی دریافت کردم/نکردم.. اگه دریافتی داشتم از کجا دریافت کردم و ...)از اونجایی که شبکه بیتکوین شفاف هستش، این تکنولوژی‌ها برای حفظ اطلاعات مالی شما در بیتکوین توسعه پیدا کردن.. و نه غیرقانونی هستند و نه خارج از چارچوب‌های حقوقی حفظ حریم خصوصی در دنیا هستند.. حریم خصوصی یکی از حقوق اشخاصه و با اینکه دولتها این حق اشخاص رو نقض میکنن اما توی قانون اغلب دولت‌ها یه حق برای شما تعریف شده و تکنولوژی‌های مرتبط حفظ پرایوسی رو به بهترین و با کیفیت ترین شکل میتونید استفاده کنید.. (برخی قوانین حتی تشویق به استفاده تا حداکثر تکنولوژی‌های حریم خصوصی میکنن)حالا مجدد بریم سراغ  FBI.. مثل اینکه تو FBI از اشتباهات گذشته یاد گرفتن و الان حداقل تو این مورد جدید برای کار سازمانی‌شون از تکنولوژی‌های حریم خصوصی روی بیتکوین استفاده کردن.تو آگوست ۲۰۱۸ شخصی به نام احمد وگافه بازداشت و ۳۹.۵ بیتکوین ازش مصادره شد. احمد یه هکر بود که با سواپ سیم کارت و دسترسی پیدا کردن به حسابهای اشخاص یا با دزدی هویت اکانت‌های سوشال میدیای دیگران تونسته بود مقداری بیتکوین سرقت کنه. جالبه که من خودمم فکر کنم درگیر این موضوع شدم.. ولی مطمئن نیستم.. چون توی همین بازه تاریخی اخبار حول این ماجرا رو یادمه و چند روز قبلش هم یکی از دوستام که تو یکی از موسسه‌های مالی تو نیویورک کار میکنه اکانت لینکدین و توییترش هک شده بود و پیامی ازش دریافت کردم مبنی بر اینکه الان یه مساله‌ای پیش اومده نیاز داره براش بیتکوین بفرستم.. منم که مشخصا نمیفرستم :)) رو اسکایپ باهاش تماس گرفتم و روحش خبردار نبود.. بعد از این ماجرا سریعا پسوورد اکانت‌ها و شماره تلفنش رو عوض کرد..خب ادامه ماجرا.. FBI تعداد ۳۹.۵ بیتکوین و یه ماشین و چندتا چیز دیگه از احمد مصادره کرد و  توی گزارش دادگاهش این عدد بیتکوین هم قید شده. ضمنا این گزارش‌ها برای قربانیان ماجرا هم فرستاده میشن و اعداد و ارقام و همه چی در گذر زمان بروزرسانی میشه براشون. تو گزارشهایی که FBI برای قربانیان فرستاده بود، مقدار دلاری رو کمی کمتر ثبت کردن و از اونجا که FBI خودش یه ۱۵ درصدی برمیداره.. قربانی‌های ماجرا فکر کردن که FBI بیتکوینا رو فروخته و اون مابه التفاوت هم سهم FBI هستش که ممکنه هم همراه باشه با یه سری اشتباهات دفتری تو ثبت اعداد و ارقام.ولی بعدتر FBI اعلام کرد که عدد رو اشتباه ثبت کردن.. مقدار دقیق بیتکوین ۳۹.۶۷۰۰۴۴۸۳ هست و خب همونطور که قبلا خودشون گفتن در آگوست ۲۰۱۸ مصادره شده . این هم تراکنششولی .. یه نگاه به تراکنش بندازید.. تراکنشی که ارائه کرده بودن توی تاریخ ژانویه ۲۰۱۸ یعنی ماه‌ها قبلتر انجام شده.. و باز مثل اینکه FBI چیزی رو اشتباه اعلام کرده :)اینم لینک تراکنشحالا دقیقا چرا این اشتباهات توی گزارش اتفاق افتاده رو نمیشه دقیق فهمید.. ولی!!!الان یه تراکنش داریم از FBI و میتونیم ببینیم که این تراکنش چه دیتایی بهمون میدهاولین مورد جالب اینه که آدرس فرستنده یعنی 1P9RQ اغلب اوقات مقادیری که دریافت میکرده رو برای آدرس خودش مجددا میفرسته (تجمیع utxoها در کنار هم)مورد جالب بعدی که میبینیم اینجا تاریخچه‌ی این آدرسه!! تا امروز ۸۰۰ هزارتا تراکنش انجام دادهو مقدار تراکنش‌هایی که از این آدرس گذشته معادل ۴۳ میلیون‌تا بیتکوینه! (یعنی آدرس اینقدر فعال بوده که به اندازه ۴۳ میلیون واحد بیتکوین گردش مالی داشته)توی تصویر اول آمار کلی تعداد تراکنش و حجم بیتکوین‌های تراکنش شده رو میبینیدتوی تصویر دوم هم تحلیلی که از OXT استخراج کردم رو میبینید که نشون میده ۹۹ درصد address reuse میکنهخب از این دو مورد و تجمیع utxoها چه نتیجه ای میتونیم بگیریم؟یکی از روشهای حفظ حریم خصوصی در سالهای گذشته استفاده از سرویس‌های میکسینگ حضانتی بود به انگلیسی custodial mixing services. این سرویسا یه درجه‌ای از حریم خصوصی به کاربر ارائه میکردند ولی خیلی روش خوب و کاملی نبودن و نیاز به اعتماد داشتند برای همین خیلی کم شدن الان و کسی به اون صورت استفاده نمیکنه ازشون و تکنولوژی بهتر و مطمئن‌تر کوین‌جوین جای اون رو گرفته. با مشاهده رفتار تراکنش‌های این آدرس تقریبا میشه قطعی گفت که FBI از یکی از این سرویس‌های میکسینگ حضانتی در گذشته استفاده کرده.این سرویس‌ها چطوری کار میکنن؟ اینطوری در نظر بگیرید که یه سطل داریم مال ضیا ست (این سطل رو هم من صاحبشم هم من مدیریتش میکنم کامل).. آدمای مختلفی بیتکوینشون رو میندازن توی سطل من.. بعد من (با تجمیع utxoها به یک آدرس) بیتکوینهای این سطل رو انگار ذوب میکنم و همه رو میکنم یه تیکه بزرگ بیتکوین.. بعد درصدم رو برمیدارم و حالا بهتون میگم که آدرساتون رو بدید براتون بیتکویناتون رو دوباره بفرستم.. اینطوری دیگه الان (تقریبا) معلوم نیست که کدوم آدرس‌های قبلی صاحب کدوم بیتکوین‌ها هستند.خب FBI چرا اصلا باید همچین کاری رو بکنه و چه هدفی از استفاده از تکنولوژی‌های حریم خصوصی بیتکوین داشته؟ دقیق نمیدونیم ولی! یه قانونی دارن اونجا به نام درهم آمیزی پول مصادره شده.تو این قانون میگه که پول مصادره شده فانجیبل هست (تعویض پذیر).. یعنی مثل ملک و دارایی‌های دیگه منحصر به فرد نیست و ۱۰۰۰ تومنی توی جیب من با ۱۰۰۰ تومنی توی جیب شما ارزش یکسانی دارن و با هم فرقی نمیکنن.. ولی اگه توجه کنید مثلا خونه بابک با خونه سارا تعویض پذیر نیستن چون منحصر به فرد هستند..لینک این داکیومنت بالاخب پس احتمال بالایی وجود داره که هدف FBI از انجام این کار تعویض پذیری یا همون فانجیبیلیتی Fungibility بیتکوین هست.یکی از مسائل مهمی که درمورد بیتکوین وجود داره اینه که با استفاده بیشتر از تکنولوژی‌های حریم خصوصی همیشه کاملا تعویض پذیر باشه و هیچ فرقی بین بیتکوین احمد (دزد ماجرای ما) و بیتکوین آدمای دیگه وجود نداشته باشه که اینجا FBI هم احتمالا طبق این قانون عمل کرده و تکنولوژی‌های پرایوسی توی بیتکوین رو برای تعویض پذیری هرچه بیشتر بیتکوین استفاده کرده.در نهایت هم برای اطلاعات بیشتر درمورد مبحث رصدپذیری تراکنش‌های بیتکوین و مبحث بیتکوین لکه دار و Fungibility بیتکوین، این ویدیوی من رو میتونید ببینید که کامل توضیح میدملینک: https://youtu.be/WXhQKWVVkTUپایان :)لینک‌های ارتباطی من</description>
                <category>ضیاء صدر</category>
                <author>ضیاء صدر</author>
                <pubDate>Thu, 22 Apr 2021 12:59:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مارپیچ مرگ بیت کوین چیست و آیا این اتفاق می‌تواند رخ دهد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Ziya_Sadr/bitcoin-death-spiral-zig7fsw6qec0</link>
                <description>در سال ۲۰۱۸ گزارش‌های زیادی در مورد تحقق اتفاقی به نام «مارپیچ مرگ» یا Bitcoin Death Spiral در شبکه بیت‌کوین منتشر شد، که برای سرمایه‌گذاران در مورد روند کوتاه مدت بیت‌کوین  ایجاد نگرانی کرده است. برای بررسی  این موضوع پاسخ یکی از محققان معروف و شناخته شده به نام آندریاس آنتونوپولوس را بررسی خواهیم کرد که این رخداد را دور از ذهن می‌داند.به زبان ساده در شبکه بیت‌کوین، استخراج‌کننده‌ها هر 10 دقیقه یک بار، بلاک‌های حاوی تراکنش‌ها را پیدا می کنند. پس از استخراج ۲۰۱۶ بلاک، شبکه به طور خودکار سختی استخراج هر بلاک را تعدیل می‌کند به طوری که اگر قدرت پردازش شبکه دچار کاهش شد، استخراج کننده‌ها بتوانند بیت‌کوین را با صرف پردازش کمتری استخراج کنند. همچنین اگر قدرت پردازش بیشتری در شبکه بوجود بیاید، استخراج کنندگان با سختی بیشتری بیت‌کوین را استخراج کنند.مارپیچ مرگ بیت کوین به وضعیتی گفته می‌شود که تنظیم سختی شبکه پس از گذشت ۲۰۱۶ بلاک به درستی انجام نشود و این به دلیل سرعت بالای خروج استخراج‌کننده‌ها از شبکه به دلیل کاهش سود استخراج بیت‌کوین می‌باشد(به دلیل کاهش سریع قیمت).آنتونوپولوس اینگونه توضیح می‌دهد: &quot;بعضی از مردم تصور می کنند که اگر مارپیچ مرگ اتفاق بیفتد، بسیاری از استخراج‌کنندگان می‌ گویند: خوب، من دیگر به اندازه کافی سود نمی‌کنم چون نرخ هش ۵۰ درصد کاهش پیدا کرده، پس من دستگاه‌های ماینر خود را خاموش خواهم کرد، که خود باعث می‌شود نرخ هش کاهش بیشتری پیدا کند، و در نهایت به کندتر شدن شبکه منجر شود.  در نتیجه  این چرخه ادامه پیدا کرده و باعث می‌شود نرخ هش کاهش بیشتری پیدا کند، شبکه کندتر شود و اینگونه مارپیچ مرگ رخ خواهد داد و هیچگاه سختی شبکه به درستی تنظیم نخواهد شد.با این حال، بعید است این پدیده بر روی پروتکل بیتکوین تحقق یابد، زیرا ماینرها در این اکوسیستم، بیت‌کوین را با استراتژی بلند مدت استخراج می‌کنند.اکثر مراکز عمده استخراج بیت‌کوین، برق و تجهیزاتی را در اختیار دارند که می‌تواند برای سال‌ها استفاده شود. ماینرها به اپراتورهای شبکه وابسته نیستند تا به صورت هفتگی خواسته‌های آن‌ها را برآورده کنند، به ویژه در مناطقی مانند چین که در آن بسیاری از مراکز استخراج بیت‌کوین در مناطقی کار می‌کنند که دارای برق ارزان و آب و هوای سرد می‌باشد. این مراکز باید تولید برق بلند مدت را برای تأمین امکانات خود حفظ کنند. در واقع ماینرها به طور طبیعی به دنبال نتایج میان مدت و بلندمدت می باشند.. از اینرو اگر قدرت هش بیت کوین کاهش پیدا کند و استخراج آن به دلیل افت قیمت سود کمتری داشته باشد، ماینرها به کار خود ادامه می‌دهند تا زمانی که دوباره ارزش بیت‌کوین بالا رود و استخراج دوباره به سوددهی برسد.آندریاس آنتونوپولس در ادامه می‌گوید:&quot;بخشی از دلیلی که بعید است این اتفاق بی‌فتد این است که ماینرها چشم انداز بسیار بلند مدتی دارند، به این معنا که آن‌ها سرمایه‌گذاری زیادی در تجهیزات ماینینگ کرده‌اند و معمولا برای پرداخت هزینه برق برنامه‌های طولانی مدت دارند، و برق خود را به صورت هفتگی پرداخت نمی‌کنند. پس اگر آنها مجبور به صبر کردن برای سه ماه دیگر شوند تا به سوددهی برسند، تجهیزات را در محل دارند و آنها را خاموش نمی کنند. &quot;اتفاق غیر واقعیمارپیچ مرگ بیت کوین ممکن است در یک شبکه عمومی بلاکچین رخ دهد و در گذشته در رمزارزهای کوچک این اتفاق افتاده است. اما، اگر قدرت هش بیت‌کوین را در نظر بگیریم، مارپیچ مرگ برای بیت کوین بسیار دور از ذهن است.در طی دو ماه گذشته، نرخ هش شبکه بیت‌كوين از حدود ۶۰ اگزاهش تا حدود ۳۰ اگزاهش نیز كاهش يافته است.با این حال، از ژانویه ۲۰۱۸میزان هش شبکه بیت‌کوین از ۱۲اگزاهش به ۴۰ اگزاهش افزایش یافته است، و تاکنون هر ساله قدرت هش شبکه بیش از سه برابر افزایش یافته است.بروزرسانی مترجم: در فوریه ۲۰۲۱ میزان توان هش شبکه بیتکوین به ۱۵۰ اگزاهش رسیده و همانطور که پیش بینی می‌شد نه تنها توان پردازشی شبکه بیتکوین کمتر نشده بلکه میزان رشد آن رکوردهای جدیدی ثبت می‌کند.منبع: CNN</description>
                <category>ضیاء صدر</category>
                <author>ضیاء صدر</author>
                <pubDate>Sun, 21 Feb 2021 20:35:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سخنی در باب دوجکوین و ریسک</title>
                <link>https://virgool.io/@Ziya_Sadr/dogecoin-mining-risk-io3zadhftbwf</link>
                <description> ترجمه: Estammad II https://twitter.com/estammadDoyom?s=09خب دیگه وقتشه در باره‌‌ی #دویج‌کوین حرف بزنیماگر بعد از اینکه ایلان ماسک گفت در دویجکوین سرمایه‌گذاری کنید در دویجکوین سرمایه‌گذاری کردید(پففف.. باریکلا). یه سری چیزایی هست که باید بدونید اول بیاید در‌باره‌ی امنیت شبکه صحبت کنیم.برعکس بیتکوین و اتریوم که شبکه‌های خیلی بزرگ خودشون رو دارند دویج‌کوین ماینر‌های خودش رو نداره. و الآن برای زنده موندن وابسته به شبکه‌ی لایت‌کوین است.خب چرا و چگونه اینجوری شده؟سال ۲۰۱۴ وضعیت دویج‌کوین خیلی خراب بود و به اندازه‌ی کافی ماینر نداشت و شبکه‌اش هر آن در خطر حمله بود. اگر اون زمان حمله‌ای به شبکه اتفاق می‌افتاد -مثلاً یک حمله ۵۱٪ ی- احتمالاً کل شبکه از بین میرفت. به همین دلیل توسعه‌دهنده‌هاش تصمیم گرفتند که یه کاری بکنند.راه‌حلی که در نظر گرفتن استفاده از یه چیزی به اسم auxiliar proof of work بود. ساده بخوایم بگیم: تو این روش میشه کاری کرد که یک ماینر چند شبکه رو با هم ماین کنه.اونموقع‌ها این راه حل یک راه‌ حل جنجالی به حساب میومد و بعضی از کاربران به شدت نگران بودن که اگر از این روش استفاده بشه آینده‌ی دویج‌کوین به دست ماینر‌های لایتکوین میوفته.در نهایت با اینکه راه حل مورد نظر دویج‌کوین رو نجات داد، اما نگرانی گفته شده بی‌مورد نبود و الان بالا ۹۵٪ از ماین دویج‌کوین به دست ماینر‌های لایتکوین اتفاق میوفته.این وابستگی‌ها حالا که مارکت کپ دویج‌کوین به مقادیر خیلی بالا رسید دردسرهای خطرناکی به همراه خودش میاره. اون موقعی که AuxPOW رو به عنوان راه حل پیاده سازی کردند تعداد کمی تراکنش روی شبکه وجود داشت. اما الان، فقط تو ماه ژانویه بیشتر از ۸ میلیارد دلار آمریکا رو شبکه انتقال پیدا کرده که مبلغ خیلی خیلی زیادی هست.بذارید اینجوری بگیم که این روش مثل یه شمشیر دولبه است. بعله هر دو تا شبکه رو تامین میکنه اما اگر کسی بخواد حمله کنه راحت میتونه به هر دو تا شبکه همزمان حمله کنه.در نظر بگیرید که قیمت دویج‌کوین ۱۲۰۰٪ رشد داشته اما هشریت شبکه فقط ۱۵٪ درصد رشد داشته.این نرخ‌ها رو اگر بذاریم کنار اینکه میشه به لایت‌کوین هم همزمان حمله کرد میبینم انگیزه‌ی زیادی برای حمله به شبکه وجود داره. چون حمله کننده در ازای سرمای‌ای که میذاره برای حمله خیلی امکان سود داره.خب حالا چی ممکنه بشه؟بذارید یه سناریوی حمله‌ی فرضی رو در نظر بگیریم.۱- مقادیر خیلی زیادی لایت‌کوین و دویج‌کوین بخر.۲- همه رو توی یه اکسچنج معروف و معتبر بذار.۳- اینا رو با بیتکوین ترید کن و بیتکوین بخر.۴- بیتکوین رو از اکسچنج بکش بیرون۵- حمله‌ی ۵۱٪ کن یه جوری که مرحله‌ی ۲ از این لیست هرگز اتفاق نیفتاده.متاسفانه باید بگیم که دویج‌کوین و لایت‌کوین باید یه دوره‌ی خیلی خطرناکی رو بگذرونند، تا زمانی که ماینر‌های بیشتری وارد شبکه‌هاشون بشن و با بالا بردن هشریت شبکه‌ها امکان اینجور حمله ها رو سخت کنند.باید این رو هم درنظر داشته باشیم که با اینکه الان صرفه‌ی ماین کردن دویج‌کوین و لایت‌کوین ۱۳۶٪ رشد کرده اما ماینر‌ها برای اینکه بتونن فارم راه بندازن زمان نیاز دارند و این کار طول میکشه.حالا چی کار میشه کرد؟ به نظر نویسنده ۲۰تا بلاک کانفرمی که الان ماینر‌ها و افراد صبر میکنن برای اطمینان مقدار کمیه. خود نویسنده پیشنهاد میده که ۲۴ ساعت کامل منتظر بمونیم تا هزینه‌ی حمله به شبکه به حداقل ۱ میلیون دلار امریکا برسه.آیا این قضیه فقط برای اکسچنج‌ها خطرناکه؟ برای‌ آدم عادی ها نیست؟نه ! درسته که هدف اصلی حمله اکسچنج ها هستند اما اگر شما یه آدم عادی هستید که از یه اکسچنج لایت‌کوین یا دویج‌کوین کشیدید بیرون، ممکنه در صورت حمله کوین‌های شما هم از دست بره.خب حالا بیاید در باره‌ی رشدیافتگی(بلوغ) صحبت کنیم.تو شرکت کوین متریکس ۳ تا نود دویجکوین داریم که داریم می‌بینیم با این سطح از فشار نود‌ها واقعا تحت فشارن و نمیکشن. زنجیره تو همشون هم اندازه نیست (یکی توی یه بلاک بالاتره، یکی پایین تره) و همشون طول میکشه تا به اخرین بلاک برسن.این که شبکه اینقدر بالغ نشده و جدی نیست چیز بدی نیست. چون دویج‌کوین قرار نبوده هیچ وقت جدی باشه ، قرار بوده فان باشه. اما اگر شما میخواید قدم اولتون رو تو دنیای رمز‌ارز با شبکه‌یی که برای فان ساخته شده وبه اندازه‌ی چند ده میلیارد دلار پول توشه بردارید… خیلی باید مواظب باشید پس مواظبت کنید.منبع: https://twitter.com/LucasNuzzi/status/1360236471542816775?s=09</description>
                <category>ضیاء صدر</category>
                <author>ضیاء صدر</author>
                <pubDate>Fri, 19 Feb 2021 17:37:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ممکن است کسی بتواند شبکه بیت‌کوین را با استفاده از یک اَبَر کامپیوتر یا یک کامپیوتر کوانتومی هَک کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Ziya_Sadr/little-bitcoin-book-quantum-rqj1d7rvaw2f</link>
                <description>روی کاغذ بله، یک نفر با توان پردازشی کافی می‌تواند به شبکه بیت‌کوین حمله کند ولی در عمل این کار بسیار دشوار است.این فرد با احتساب توان پردازشیِ سخت‌افزارهای امروزی باید بیشتر از ۱ میلیارد دلار برای تهیه ادوات استخراج هزینه کند که برای کار کردن به انرژی تولیدی ۸ نیروگاه برق-آبی نیاز دارند. در حالی که اگر او این تشکیلات را صرفاً برای استخراج بیت‌کوین و نه حمله به شبکه به‌کار گیرد، سود خوبی نصیبش خواهد شد. پس چنین کاری از نظر اقتصادی غیرمنطقی است.در زمان نوشته شدن این کتاب:۱- کامپیوترهای کوانتومی نسبت به کامپیوترهای مرسوم، چندین برابر کُندترند.۲- ساختن کامپیوترهای کوانتومی به شدت گران است و بخاطر همین مساله تا مدت‌ها ساخت آن‌ها صرفه اقتصادی نخواهد داشت.۳- الگوریتم‌های کوانتومی شناخته شده امروزی یک جهش بزرگ در صنعت کامپیوترهای کوانتومی هستند، ولی همچنان برای شکستن رمزنگاری استفاده شده در بیت‌کوین، باید میلیاردها از این کامپیوترها برای میلیاردها سال کار کنند.حتی اگر دانشمندان الگوریتم‌های کوانتومی جدیدی ابداع کنند که قدرت شکستن رمزنگاری مدرن را داشته باشد، می‌توان از روش‌های رمزنگاری جدیدی در بیت‌کوین استفاده کرد که در مقابل الگوریتم‌های کوانتومی مصون هستند.به عبارت دیگر، جامعه کاربران و توسعه‌دهندگان بیت‌کوین قادرند همیشه یک قدم از حمله کامپیوترهای کوانتومی جلوتر باشند. هرچند جامعه بیت‌کوین باید نسبت به احتمال رخ دادن حمله‌های بزرگ در شبکه بیت‌کوین هوشیار باشد، ولی برای کاربران معمولی جای نگرانی نیست.روی کاغذ بله، یک نفر با توان پردازشی کافی می‌تواند به شبکه بیت‌کوین حمله کند ولی در عمل این کار بسیار دشوار است.این فرد با احتساب توان پردازشیِ سخت‌افزارهای امروزی باید بیشتر از ۱ میلیارد دلار برای تهیه ادوات استخراج هزینه کند که برای کار کردن به انرژی تولیدی ۸ نیروگاه برق-آبی نیاز دارند. در حالی که اگر او این تشکیلات را صرفاً برای استخراج بیت‌کوین و نه حمله به شبکه به‌کار گیرد، سود خوبی نصیبش خواهد شد. پس چنین کاری از نظر اقتصادی غیرمنطقی است.در زمان نوشته شدن این کتاب:۱- کامپیوترهای کوانتومی نسبت به کامپیوترهای مرسوم، چندین برابر کُندترند.۲- ساختن کامپیوترهای کوانتومی به شدت گران است و بخاطر همین مساله تا مدت‌ها ساخت آن‌ها صرفه اقتصادی نخواهد داشت.۳- الگوریتم‌های کوانتومی شناخته شده امروزی یک جهش بزرگ در صنعت کامپیوترهای کوانتومی هستند، ولی همچنان برای شکستن رمزنگاری استفاده شده در بیت‌کوین، باید میلیاردها از این کامپیوترها برای میلیاردها سال کار کنند.حتی اگر دانشمندان الگوریتم‌های کوانتومی جدیدی ابداع کنند که قدرت شکستن رمزنگاری مدرن را داشته باشد، می‌توان از روش‌های رمزنگاری جدیدی در بیت‌کوین استفاده کرد که در مقابل الگوریتم‌های کوانتومی مصون هستند.به عبارت دیگر، جامعه کاربران و توسعه‌دهندگان بیت‌کوین قادرند همیشه یک قدم از حمله کامپیوترهای کوانتومی جلوتر باشند. هرچند جامعه بیت‌کوین باید نسبت به احتمال رخ دادن حمله‌های بزرگ در شبکه بیت‌کوین هوشیار باشد، ولی برای کاربران معمولی جای نگرانی نیست.پیامی به علاقه‌مندان به بازنشر ترجمه کتاب کوچک بیت‌کوینکتاب ”The little Bitcoin book” نوشته الکس گلداشتاین و گروه نویسندگان در تابستان و پاییز سال ۱۳۹۹ به فارسی ترجمه شده و روی وب‌سایت منابع فارسی بیت‌کوین به آدرس bitcoind.me برای مقاصد آموزشی و غیرتجاری قرار گرفته است.این ترجمه به‌صورت آزاد و رایگان و با مجوز «مالکیت عمومی» بر روی اینترنت منتشر شده، ولی درنظر داشته باشید هرگونه استفاده تجاری از مطالب این کتاب از نظر اخلاقی منوط به کسب اجازه از نویسندگان این کتاب است.الف.‌آزاد</description>
                <category>ضیاء صدر</category>
                <author>ضیاء صدر</author>
                <pubDate>Tue, 09 Feb 2021 11:26:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فناوری بلاک‌چین: همچنان منتظریم!</title>
                <link>https://virgool.io/@Ziya_Sadr/waiting-for-blockchain-nwqa9zikqsal</link>
                <description>افراد زیادی تلاش کرده‌اند تا موفقیت نوآوری ساتوشی را تکرار کنند. یک روش متداول، به کار بردن بلاک‌چینِ بیت‌کوین برای استفاده‌های دیگر است. از سال ۲۰۱۴ شرکت‌های معروفی تلاش کرده‌اند مدل بلاک‌چین را در صنایع مختلف بکار گیرند و تاکنون میلیون‌ها دلار برای آن هزینه کرده‌اند. این موضوع توجه رسانه‌ها و مردم را بیش از حد به «تکنولوژی بلاک‌چین» جلب کرده است.متأسفانه این تلاش‌ها بیشتر شبیه به این است که با یک لیفت‌تراک به مغازه خواروبار فروشی برویم. بلاک‌چین می‌تواند به درستی برای ذخیره دفتر کل حسابداری یک پول دیجیتال و غیرمتمرکز بکار گرفته شود، ولی به نظر می‌رسد برای کاربردهای دیگری مثل بایگانی اطلاعات خدمات درمانی، ردگیری میوه روی بلاک‌چین، و قرار دادن اطلاعات هواشناسی روی بلاک‌چین، کُند و بی‌فایده و ناکارآمد باشد.بیت‌کوین ۴ ویژگی مهم دارد که بلاک‌چین تنها یکی از آن‌هاست. اول اینکه بیت‌کوین یک دارایی دیجیتالِ کمیاب است. دوم اینکه کسی قادر به غیرفعال یا خاموش کردن شبکه فول-نودهای همتا به همتا (نام گونه‌ای از معماری شبکه‌های کامپیوتری است که در آن کامپیوترهای متصل به هم، بدون نیاز به سیستم مدیریت مرکزی با یکدیگر تبادل داده می‌کنند. – م) بیت‌کوین نیست. سوم اینکه در فرآیند استخراج بیت‌کوین، هزینه تقلب در اثباتِ-کار بسیار سنگین است. چهارم اینکه بیت‌کوین بلاک‌چین دارد و همه می‌توانند به آن دسترسی داشته باشند و درستی آن را بررسی کنند. این چهار بخش، با یکدیگر همبستگی تنگاتنگی دارند و حذف کردن فقط یکی از آن‌ها باعث مختل شدن کل شبکه بیت‌کوین می‌شود.برای یک دارایی دیجیتالِ محض مثل بیت‌کوین، می‌توان برای بایگانی کردن سوابق تراکنش‌های مالی از تکنولوژی بلاک‌چین استفاده کرد. این روش باعث می‌شود بتوانیم تعداد بیت‌کوین‌های خلق شده و سابقه همه نقل و انتقال‌ها را بدون خطا روی آن ذخیره کنیم. اما برای چیزهایی که در دنیای واقعی موجود هستند مثل دانه‌های قهوه و اطلاعات خدمات درمانی هیچ تضمینی برای صحت اطلاعات وارد شده نیست. چون همیشه ممکن است اطلاعات ورودی به‌دلیل اشتباه کاربر، بی‌توجهی، یا حتی کلاهبرداری، همراه با خطا وارد سیستم شوند. امکان بروز خطا یعنی نیاز به وجود یک مرجع مرکزی برای ضمانت درستی اطلاعات، که اصل استفاده از بلاک‌چین را زیر سؤال می‌برد.با این وجود، تاکنون برای کشف کاربردهای غیرپولی تکنولوژی بلاک‌چین، مبالغ هنگفتی پول هزینه شده است. تا زمان نگارش این کتاب هیچ‌کس قادر نبوده سیستمی در مقیاس بزرگ و بر پایه تکنولوژی بلاک‌چین برای نگهداری سوابق خلق کند که از روش‌های رایج امروزی کارآمدتر باشد یا حتی با آن‌ها برابری کند.بقیه ارزهای دیجیتال چطور؟مردم فقط به کپی کردن بلاک‌چین بیت‌کوین اکتفا نکردند، بلکه تلاش کردند رمزارزهای دیگری هم بسازند. کلمه «رمز» در اسم آن‌ها قرار دارد چون برای ارسال آن‌ها، فرستنده باید مثل بیت‌کوین از امضای دیجیتال استفاده کند. (در واقع Crypto در کلمه Crypto currencyاشاره به علم رمزنگاری دارد. – م). این پروژه‌ها که اغلب به آن‌ها آلت‌کوین یا توکِن می‌گویند، متمرکزند و بیشتر آن‌ها علناً کلاهبرداری هستند. بیت‌کانکت یکی از معروف‌ترین کلاهبرداری‌های حوزه ارزدیجیتال است.شاید تعداد کمی از این رمزارزها بتوانند کاربرد معقولی داشته باشند. مثل مونرو (XMR) و زی‌کش (ZEC)، که تلاش می‌کنند تراکنش‌های کاربران‌شان نسبت به بیت‌کوین محرمانه‌تر باشد، یا اتریوم (ETH) که تلاش می‌کند به‌عنوان یک پلتفرم برای ساختن اپلیکیشن‌های بلاک‌چین مورد استفاده قرار گیرد. شرکت‌های بزرگ هم ارزهای دیجیتالی را امتحان می‌کنند. فیس‌بوک ارز دیجیتالی به نام «لیبرا» معرفی کرده که ممکن است به‌خاطر میلیاردها نفر کاربری که هر روز از خدمات فیس‌بوک استفاده می‌کنند، متداول شود. هرچند لیبرا ذاتا متمرکز است و مثل بیت‌کوین غیرقابل سانسور و کمیاب نیست. (اوایل سال ۲۰۲۰ سازمان‌های تنظیم مقررات آمریکا و اروپا انتقادات زیادی بر این پروژه داشتند و این پروژه را تحت فشار قرار دادند و آینده آن همچنان در هاله‌ای از ابهام است. - م)گروه‌های دیگری هم بودند که تلاش کردند موفقیت ساتوشی را به روشی بی‌شرمانه کپی کنند و ارزهای دیجیتالی ساختند که نام بیت‌کوین در آن‌ها وجود دارد. این موضوع باعث سردرگمی افراد، مخصوصاً تازه‌واردها می‌شود. چون معلوم نیست کدام یکی از آن‌ها واقعی است. بیت‌کوین در صرافی‌ها و کیف‌پول‌ها با نماد BTC مشخص می‌شود. بقیه آن‌ها شبیه به طلای بدلی هستند. ممکن است شبیه به بیت‌کوین باشند ولی متمرکزند و قیمت آن‌ها در بازار خیلی پایین‌تر است. ارز دیجیتال بیت‌کوین کَش (BCH)، بیت‌کوین گُلد (BTG)، و بیت‌کوین اس‌وی (BSV) جزو همین گروه طلای بدلی هستند.پیامی به علاقه‌مندان به بازنشر ترجمه کتاب کوچک بیت‌کوینکتاب ”The little Bitcoin book” نوشته الکس گلداشتاین و گروه نویسندگان در تابستان و پاییز سال ۱۳۹۹ به فارسی ترجمه شده و روی وب‌سایت منابع فارسی بیت‌کوین به آدرس bitcoind.me برای مقاصد آموزشی و غیرتجاری قرار گرفته است.این ترجمه به‌صورت آزاد و رایگان و با مجوز «مالکیت عمومی» بر روی اینترنت منتشر شده، ولی درنظر داشته باشید هرگونه استفاده تجاری از مطالب این کتاب از نظر اخلاقی منوط به کسب اجازه از نویسندگان این کتاب است.الف.‌آزاد</description>
                <category>ضیاء صدر</category>
                <author>ضیاء صدر</author>
                <pubDate>Thu, 04 Feb 2021 11:40:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استخراج بیت‌کوین:‌ پردازش غیرمتمرکزِ تراکنش‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@Ziya_Sadr/little-bitcoin-book-mining-jt5nkcujlaeb</link>
                <description>بیت‌کوین ذاتاً غیرمتمرکز است چون مثل طلا کمیابیِ طبیعی دارد و استخراج آن دشوار است. استخراج بیت‌کوین شبیه به استخراج طلا، جستجو برای یافتن چیزی کمیاب در میان انبوه چیزهایی است که به وفور پیدا می‌شوند. وقتی یک ماینر بیت‌کوین (ماینر به فردی گفته می‌شود که به کار استخراج بیت‌کوین مشغول است. – م) عدد کمیاب درستی را که در جستجوی آن بوده پیدا کند، دیگران می‌توانند اعتبار این عدد را به راحتی بسنجند. دقیقاً مثل طلا که به راحتی می‌توان آن را از طلای بدلی تشخیص داد.استخراج کنندگان بیت‌کوین به‌جای استفاده از کلنگ و ماشین‌های حفاری، از کامپیوترهای خیلی قدرتمند برای پیدا کردن اعداد کمیاب خاص استفاده می‌کنند. به هرکدام از این اعداد کمیاب پیدا شده، «اثباتِ-کار» می‌گویند چون به همه ثابت می‌کند یابنده این عدد برای پیدا کردنش تلاش و هزینه کرده است.همانند طلا، برای استخراج بیت‌کوین نیازی به کسب مجوز از هیچ نهاد یا مقام مسئولی نیست. هر کسی می‌تواند نرم‌افزار استخراج بیت‌کوین را از اینترنت دانلود کند و به جستجو برای اعداد نادری که مورد تأیید شبکه هستند بپردازد.استخراج بیت‌کوین بر طلا مزیت ویژه‌ای دارد چون نیازی به خاک یا زمین مخصوصی نیست و فقط تجهیزات کامپیوتری و منبع انرژی الکتریسیته ارزان کفایت می‌کند. بنابراین ماینرهای شبکه بیت‌کوین می‌توانند به‌طور مستقل به دنبال اعداد اثباتِ-کار مورد تأیید شبکه بیت‌‌کوین بگردند.بیت‌کوین با روشی که توضیح دادیم می‌تواند بدون هیچ‌گونه نقطه ضعفی کار کند. آن را با سیستم‌های متمرکز مقایسه کنید. اگر شبکه شرکت کارت اعتباری ویزا از کار بیفتد، هیچ‌کس نمی‌تواند از کارت ویزا برای پرداخت استفاده کند. همین موضوع در مورد شبکه پی‌پال و آمازون هم صادق است. برخلاف شرکت‌هایی که نام برده شد، شبکه بیت‌کوین تحت نظارت و کنترل یک مرجع مرکزی نیست که با از کار افتادن آن‌ها، کل شبکه دچار مشکل شود. هیچ‌کس در شبکه بیت‌کوین قادر نیست یک تراکنش مشخص را سانسور کند. شبکه مهار نشدنی ماینرهای بیت‌کوین، با پردازش تراکنش‌های شبکه بدون نیاز به هرگونه مرجع متمرکز، کمک بزرگی به آن می‌کند.یک تراکنش بیت‌کوین چطور کار می‌کند؟برای درک این موضوع، سیستم حسابداری بانکی که احتمالاً آشنایی بیشتری با آن دارید را در نظر بگیرید. وقتی کسی پول یک کالا یا خدمات را با چک پرداخت می‌کند، گیرنده چک به بانک می‌رود تا آن را به حساب خودش بخواباند. با این فرض که خریدار و فروشنده هر دو مشتری یک بانک هستند، کافیست بانک از حساب خریدار کم و به حساب فروشنده اضافه کند. این فرآیند با اضافه کردن دو سطر در دفتر حسابداری بانک انجام می‌شود. یعنی لازم نیست کارکنان بانک به گاوصندوق بروند و از پول‌های خریدار بردارند و به پول‌های فروشنده اضافه کنند. بکارگیری دفترکل در حسابداری مالی یک نوآوری کلیدی و باعث سهولت نقل و انتقال پول است. یک تراکنش در شبکه بیت‌کوین چیزی شبیه به چک در سیستم سنتی بانکی است.بیت‌کوین با دفتر کل مخصوص خودش به نام «بلاک‌چین» کار می‌کند. هزاران نفر در سرتاسر دنیا نرم‌افزار بیت‌کوین را اجرا می‌کنند و از طریق آن می‌توانند همواره درستی بلاک‌چین را بدون نیاز به یک مرجع مرکزی تأیید کنند. هرکس با اجرای این نرم‌افزار در‌واقع یک نسخه کامل از دفترکل را در اختیار دارد و نقل و انتقال‌های جدید را به محض دریافت، بازبینی می‌کند. این کار یعنی راه‌انداختن یک فول-نود (نرم‌افزار بیت‌کوین که  هر کس می‌تواند با اجرا کردن آن اعتبار دفتر کل حسابداری بیت‌کوین را بازبینی و از درستی آن اطمینان حاصل کند. – م). هریک از این فول-نودها همواره در حال بررسی شبکه هستند تا از اجرا شدن همه قوانین بیت‌کوین در شبکه مطمئن شوند. این کار باعث می‌شود هیچگونه مرجع مرکزی قادر نباشد خودسرانه سابقه تراکنش‌ها را تغییر دهد و بیت‌کوین کسی را به سرقت ببرد یا خرج کند. بلاک‌چین بیت‌کوین به بلاک‌چینِ عمومی معروف است چون هرکسی می‌تواند سابقه تراکنش‌ها را در اختیار داشته باشد و آن‌ها را بازبینی کند.تراکنش صاحبان بیت‌کوین هم شبیه به نوشتن یک برگه چک کار می‌کند. آن‌ها رقم را بر روی چک می‌نویسند و آن را امضا می‌کنند. اما امضا روی یک برگه به راحتی قابل جعل شدن است. امضای تراکنش‌های بیت‌کوین یک امضای دیجیتالی بر پایه علم رمزنگاری است.این امضای دیجیتال توسط رمزی ساخته می‌شود که فقط در اختیار صاحب بیت‌کوین است. به این رمز، «کلید خصوصی» می‌گوییم. دارنده بیت‌کوین می‌تواند با استفاده از این کلید خصوصی ثابت کند صاحب واقعی آن بیت‌کوین‌ها است.کاربران بیت‌کوین‌هایشان را بر روی یک کیف‌پول ذخیره می‌کنند. این کیف‌پول درواقع نرم‌افزاری است که می‌تواند روی یک کامپیوتر یا تلفن همراه نصب شود یا یک وسیله سخت‌افزاری مخصوص برای ذخیره آن باشد. هر لحظه، تراکنش‌های جدیدی در سرتاسر دنیا از طریق این کیف‌پول‌ها ساخته می‌شود، ولی شبکه بیت‌کوین پردازشگر مرکزی برای پردازش این تراکنش‌ها ندارد. در عوض، ماینرها در سرتاسر دنیا برای وارد کردن این تراکنش‌ها به دفتر حسابداری کل بیت‌کوین با هم رقابت می‌کنند. آن‌ها تجهیزات پردازش‌گرشان را راه‌اندازی کرده‌اند و سعی می‌کنند اعداد نادر مورد قبول شبکه را پیدا کنند. تقریباً هر ۱۰ دقیقه، یک ماینر در یک نقطه از دنیا عدد اثباتِ-کار مورد قبول را پیدا می‌کند و گروهی از تراکنش‌ها که در صف پردازش بوده‌اند را در قالب یک بلاک با هم ادغام می‌کند و این بلاک ساخته شده را برای تأیید اعتبار به شبکه بیت‌کوین ارسال می‌کند.هر بلاک شبیه به یک صفحه جدید در دفتر حسابداری جهانی بیت‌کوین است، و همه فول-نودهای شبکه در سرتاسر دنیا برای اطمینان از صحت تراکنش‌های هر بلاک، آن‌ها را مورد بازبینی قرار می‌دهند. هرکس می‌تواند یک فول-نود راه‌اندازی کند، پس هزاران کاربر در سرتاسر دنیا درستی هر بلاک جدید را با استفاده از فول-نود خودشان بازبینی می‌کنند. اگر این بلاک ارائه شده مورد تأیید شبکه باشد، آنوقت ماینرِ آن بلاک می‌تواند ۱۲/۵ بیت‌کوین به عنوان پاداش برای خودش درنظر بگیرد و آن بلاک و همه تراکنش‌هایی که در آن هستند، جزئی از تاریخچه ابدی و تغییرناپذیر بیت‌کوین می‌شوند. درزمان نگارش این کتاب، یک تراکنش عادی بیت‌کوین معمولاً در کمتر از یک ساعت بر روی بلاک‌چین ثبت می‌شود.چون بلاک‌چینِ بیت‌کوین مجموعه‌ای از بلاک‌ها یا به عبارت دیگر مجموعه‌ای از اوراق دفتر کل بیت‌کوین است، این نام را بر روی آن گذاشته‌اند. به عبارت دیگر، بلاک‌چین یعنی همه تراکنش‌های دفتر کلِ تغییرناپذیر بیت‌کوین، از زمان بوجود آمدن آن در ژانویه سال ۲۰۰۹.شبکه بیت‌کوین از هزاران فول-نود در سرتاسر دنیا ساخته شده که هرکدام از آن‌ها درستی هر بلاک ارائه شده از طرف ماینرها را به‌طور مستقل تأیید می‌کند. برای راه‌انداختن یک فول-نود در شبکه بیت‌کوین نیازی به فراهم کردن سخت‌افزار قوی نیست و بیشتر لپ‌تاپ‌های امروزی می‌توانند نرم‌افزار بیت‌کوین را اجرا کنند. تا وقتی راه‌اندازی و اجرای فول-نود ارزان و امکان‌پذیر باشد، شبکه بیت‌کوین غیر متمرکز باقی خواهد ماند.سیاست پولی بیت‌کوینسیاست پولی بیت‌کوین ساده و تغییرناپذیر است. برخلاف سیستم مبهم و متغیر بانکداری مرکزی که امروزه در دنیا رایج است.بیت‌کوین‌های جدید چگونه خلق می‌شوند؟ همان‌طور که توضیح داده شد، بعد از اینکه یک ماینر عدد اثباتِ-کار معتبری پیدا کرد و یک بلاک با مجموعه‌ای از تراکنش‌های معتبر و در انتظار تأیید ساخت، می‌تواند پاداشِ ساختن این بلاک جدید را دریافت کند. در زمان نگارش این کتاب، پاداش هر بلاک معتبر جدید ۱۲/۵ بیت‌کوین است و هر چهارسال این مقدار نصف می‌شود. یعنی این مقدار در سال ۲۰۲۰ به ۶/۲۵ و در سال ۲۰۲۴ به ۳/۱۲۵ کاهش پیدا می‌کند.اگر ماینر موردنظر مقدار بیشتری از پاداش تعیین شده به عنوان پاداش بلاک برای خودش درنظر بگیرد، این بلاک مورد پذیرش فول-نودهایی که همه بلاک‌ها را بازبینی می‌کنند، قرار نخواهد گرفت. فول-نودها همه بلاک‌هایی که ماینرها به شبکه ارسال می‌کنند را مورد بررسی قرار می‌دهند و اگر آن‌ها از همه قواعد بیت‌کوین پیروی نکنند، به بلاک‌چین اضافه نخواهند شد. مثل وقتی که بانک چک فردی را که رقمی بیشتر از موجودی حسابش نوشت قبول نمی‌کند. بنابراین کسی نمی‌تواند بیت‌کوین تقلبی بسازد. فول-نودها تراکنش‌های جعلی یا بلاکی که چنین تراکنشی در آن باشد را نمی‌پذیرند و رد می‌کنند.یک بلاک نامعتبر برای ماینرها خیلی گران تمام می‌شود، چون وقتی مورد قبول شبکه قرار نگیرد یعنی درواقع همه انرژی که تجهیزات استخراج او برای پیدا کردن عدد اثباتِ-کار مصرف کرده‌اند، تلف شده است. این یعنی بهای تقلب کردن در شبکه بیت‌کوین خیلی سنگین است و در نهایت باعث محافظت از شبکه بیت‌کوین می‌شود. با این حال، اگر تعداد فول-نودهای موجود در شبکه بیت‌کوین کم باشد، یک ماینر می‌تواند با تطمیع آن‌ها بلاک نامعتبرش را وارد بلاک‌چین کند. از آنجا که هزاران فول-نود در شبکه بیت‌کوین وجود دارند که در سرتاسر دنیا پراکنده هستند و هیچگونه شناختی نسبت به همدیگر ندارند، ‌موفق به انجام چنین کاری نخواهد شد.ساتوشی از روز اول سقف تعداد کل بیت‌کوین‌هایی که عرضه خواهند شد را ۲۱ میلیون تعیین کرد. در زمان نگارش این کتاب بیشتر از ۸۵٪ این مقدار استخراج شده و بیشتر از ۱۷ میلیون بیت‌کوین در گردش است. بقیه آن‌ها هم بعنوان پاداش ساخت بلاک و در یک برنامه زمان‌بندی مشخص، عرضه خواهند شد.پیامی به علاقه‌مندان به بازنشر ترجمه کتاب کوچک بیت‌کوینکتاب ”The little Bitcoin book” نوشته الکس گلداشتاین و گروه نویسندگان در تابستان و پاییز سال ۱۳۹۹ به فارسی ترجمه شده و روی وب‌سایت منابع فارسی بیت‌کوین به آدرس bitcoind.me برای مقاصد آموزشی و غیرتجاری قرار گرفته است.این ترجمه به‌صورت آزاد و رایگان و با مجوز «مالکیت عمومی» بر روی اینترنت منتشر شده، ولی درنظر داشته باشید هرگونه استفاده تجاری از مطالب این کتاب از نظر اخلاقی منوط به کسب اجازه از نویسندگان این کتاب است.الف.‌آزاد</description>
                <category>ضیاء صدر</category>
                <author>ضیاء صدر</author>
                <pubDate>Mon, 01 Feb 2021 13:02:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا دولت‌ها می‌توانند استفاده از بیت‌کوین را ممنوع یا شبکه آن را خاموش کنند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Ziya_Sadr/little-bitcoin-book-bitcoinandgov-riwfblg6wjwb</link>
                <description>چون هیچ شرکتی مسئول بیت‌کوین نیست و سرورهای بیت‌کوین به‌صورت مرکزی مدیریت نمی‌شوند و کسانی که نرم‌افزار بیت‌کوین را اجرا می‌کنند یک تیم به‌خصوص و مشخص نیستند، پس عملاً راهی برای خاموش کردن شبکه بیت‌کوین وجود ندارد.بیت‌کوین یک نرم‌افزار اپن-سورس است که کد آن به‌صورت آزاد و رایگان روی اینترنت قابل دسترس است. خراب‌کاری و تغییر دادن آن کار بسیار مشکلی است چون تحت نظارت همگان است. هرکسی می‌تواند نرم‌افزار بیت‌کوین را دانلود و اجرا کند و بلاک‌چین بیت‌کوین را شخصاً بازبینی کند. این همان فول-نود است که هرچه تعداد آن بیشتر باشد، شبکه بیت‌کوین مستحکم‌تر خواهد شد.حکومت‌ها می‌توانند استفاده از بیت‌کوین را برای شهروندان‌شان دشوارتر کنند اما این کار برای آن‌ها تبدیل به بازی موش و گربه خواهد شد. تجربه تبدیل پول فیات به بیت‌کوین در کشوری مثل چین را در نظر بگیرید. همان‌طور که در فصل ۱ گفتیم شهروندان چینی برای تبدیل پول‌شان به ارز خارجی، محدود به سقف ۵۰,۰۰۰ دلار آمریکا هستند، ولی با این وجود برای انتقال پول به خارج، از بیت‌کوین استفاده می‌کنند.حتی یک حکومت بزرگ و ثروتمند که حکمرانیِ پلیسی در پیش گرفته نمی‌تواند شهروندانش را از استفاده کردن از بیت‌کوین منع کند. چون شبکه بیت‌کوین پاشنه آشیل ندارد و حکومت‌ها قادر به خاموش کردن آن نیستند.بیت‌کوین از این نظر شبیه به خودِ اینترنت است. یک حکومت می‌تواند دسترسی شهروندانش را شبیه به کاری که چین با استفاده از «فایروال بزرگ چینی» می‌کند، به بخشی از اینترنت محدود کند، ولی شهروندان چینی می‌توانند با استفاده از VPN و روش‌های خلاقانه دیگر راهی برای دور زدن این فیلترها پیدا کنند. هیچ دولتی نمی‌تواند بدون مسدود کردن اینترنت، دسترسی به شبکه بیت‌کوین را محدود کند و به نظر می‌رسد بجز کره شمالی هیچ کشور دیگری حاضر نیست بهای آن را بپردازد.حکومت‌های اقتدارگرا می‌توانند تملک بیت‌کوین را غیرقانونی اعلام کنند ولی اجرای این حکم فوق‌العاده دشوار است. پنهان کردن بیت‌کوین تقریبا کار راحتی است چون ذات آن دیجیتال است. ذخیره کردن بیت‌کوین روی تلفن همراه یا یک فلش مموری یا حتی به خاطر سپردن آن، گزینه‌هایی است که پی‌بردن به آن‌ها برای حکومت بسیار دشوار است. در مقابل، کشف و مصادره طلا، ملک، سهام، و پول فیات در حساب‌های بانکی برای حکومت‌ها تقریبا آسان است.پیامی به علاقه‌مندان به بازنشر ترجمه کتاب کوچک بیت‌کوینکتاب ”The little Bitcoin book” نوشته الکس گلداشتاین و گروه نویسندگان در تابستان و پاییز سال ۱۳۹۹ به فارسی ترجمه شده و روی وب‌سایت منابع فارسی بیت‌کوین به آدرس bitcoind.me برای مقاصد آموزشی و غیرتجاری قرار گرفته است.این ترجمه به‌صورت آزاد و رایگان و با مجوز «مالکیت عمومی» بر روی اینترنت منتشر شده، ولی درنظر داشته باشید هرگونه استفاده تجاری از مطالب این کتاب از نظر اخلاقی منوط به کسب اجازه از نویسندگان این کتاب است.الف.‌آزاد</description>
                <category>ضیاء صدر</category>
                <author>ضیاء صدر</author>
                <pubDate>Sat, 23 Jan 2021 17:53:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیت‌کوین چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Ziya_Sadr/little-bitcoin-book-what-is-bitcoin-hmy9z2jzs5yh</link>
                <description>روز ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۸، بانک مشهور سرمایه‌گذاری «برادران لیمن» بزرگترین ورشکستگی تاریخ ایالات متحده را اعلام کرد. فروپاشی برادران لیمن که در سال ۱۸۵۰ میلادی تاسیس شده است، به دوران خوشِ وام‌های بدون پشتوانه در جهان پایان داد. این شرکت بیشتر از کل ارزش اوراق بهادارش روی اوراق بهادار تضمین شده و وام‌های پر ریسک سرمایه‌گذاری کرده بود. وقتی خریداران خانه‌ها نتوانستند از عهده پرداخت وام‌های گرفته شده بربیایند، راهی برای جبران خسارت نداشتند و درنهایت ورشکسته شدند.ناگهان اعتماد بانک‌ها به مجموعه برادران لیمن و بانک‌های دیگر از بین رفت. در میانه این بحرانِ اعتبار، صاحبانِ مشاغل متوجه شدند که به سختی می‌توانند برای تامین مالی فعالیت‌های خود وام بگیرند. وقتی برای خرید مواد اولیه، سرمایه‌گذاری در تجهیزات جدید یا پرداخت حقوق کارمندان بودجه کافی موجود نباشد، شرکت‌های فعال در بسیاری از صنایع، دیگر قادر به ادامه فعالیت نیستند و فروپاشی اقتصادی حتمی است.خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا و صندوق ذخیره فدرال سریعاً وارد عمل شدند و برای نجات سیستم مالی به بانک‌ها وام اعطا کردند. در تاریخ ۳ اکتبر ۲۰۰۸، کنگره با قانون اضطراری تثبیت اقتصادی سال ۲۰۰۸، به چندین بانک که دچار مشکل شده بودند کمک مالی کرد. دولت صدها میلیارد دلار برای رونق دادن به بخش مالیِ در حال فروپاشی هزینه کرد.شروع بیت‌کویندر تاریخ ۳۱ اکتبر ۲۰۰۸‌، چند هفته پس از آنکه دولت ایالات متحده اجازه پرداخت ۷۰۰ میلیارد دلار وثیقه به بانک‌ها را صادر کرد، یک شخص یا گروه ناشناس با نام مستعار ساتوشی ناکاموتو یک وایت‌پیپر فنی (یک مقاله معتبر تخصصی و علمی که درباره یک موضوع مشخص نوشته شده است. – م) منتشر و در آن یک سیستم جدید پرداخت الکترونیکی به نام بیت‌کوین را تشریح کرد. ساتوشی وایت‌پیپر بیت‌کوین را به گروهی اینترنتی به نام «سایفرپانکس» ارسال کرد؛ گروهی متشکل از فعالان حریم خصوصی که برای به چالش کشیدن سوء‌استفاده دولت‌ها از قدرت‌شان و تحت نظر قرار دادن افراد، ابزارهای کاربردی نرم‌افزاری خلق می‌کردند.دو نکته در این وایت‌پیپر بود که کنجکاوی خواننده را برمی‌انگیخت. اول اینکه نویسنده از نام مستعار استفاده کرده بود. هویت ساتوشی تا به امروز رازی است که همچنان برای همگان جذاب است. دوم اینکه، این مقاله چیزی را مطرح می‌کند که قبلاً هرگز وجود نداشت: پول دیجیتالی مستقل از حکومت‌های مرکزی. کمتر کسی فکر می کرد دستیابی به چنین چیزی امکان‌پذیر باشد.چند ماه بعد، ساتوشی شبکه بیت‌کوین را راه‌اندازی کرد و یک جمله به‌عنوان سرنخ در اولین سطر دفتر حسابداری بیت‌کوین قرار داد. این جمله دلیل خلق بیت‌کوین را توضیح می‌داد:[روزنامه] تایمز ۳/ ژانویه/۲۰۰۹ در آستانه تحویل وثیقه دوم به بانک‌هااین تیترِ خبری است که در تاریخ 3 ژانویه 2009 در روزنامه تایمز، یکی از روزنامه‌های برجسته بریتانیا منتشر شد. پیام ساتوشی به جهان این بود که سیستم مالی فعلی دنیا، که در آن هزینه اشتباهات بانک‌ها را مردم پرداخت می‌کنند، ناکارآمد است. فناوری جدید غیرمتمرکز مالی بیت‌کوین ساخته شده است تا راهی برای خروج از وضعیت کنونی باشد.برای درک نوآوری علمی بیت‌کوین، ابتدا باید مفهوم «کمیابی» را بفهمیم.دو شکل مختلف ازکمیابیدر قلمرو مادی، کمیابی به دو شکل خودش را نشان می‌دهد. اولین شکل آن مصنوعی است، مثل ساخته‌های دست بشر از قبیل مجموعه‌های کلکسیونی مثل کیف های دستی شَنل، کارت‌های بسکتبال مایکل جردن، شراب‌های نادر، کارهای هنری، یا آثار یک هنرمند به‌خصوص. به این نوع کمیابی، کمیابی متمرکز نیز گفته می‌شود. توجه کنید که مشکل این نوع کمیابی این است که امکان جعل کردن آن وجود دارد.دومین شکل آن به‌صورت طبیعی است. این دسته شامل نمک (کلمه salt منشأ کلمه Salary در زبان انگلیسی به معنی دستمزد است. - م)، مهره‌های شیشه‌ای از کشور غنا، صدف‌های سفالی از فرهنگ بومی آمریکا، نقره از چین و البته طلا در سراسر جهان است. اینها نمونه‌هایی از کمیابی غیرمتمرکز هستند و جعل کردن آنها دشوارتر است.استفاده از کالاهای غیرمتمرکز و کمیاب مثل نمک و طلا بجای پول، بهیچ‌وجه اتفاقی نبوده است. دلیل اول اینکه، هرکس می‌تواند بطور عادلانه از کالایی که در کنترل هیچ فرد یا گروهی نیست استفاده کند. دوم، جعل این کالاها بسیار دشوارتر است. دلیل آخر اینکه کمیابی این کالاها باعث می‌شود معاملات اقتصادی به راحتی انجام شوند چرا که اگر کمیاب و با‌ارزش نبودند، طرفین می‌بایست مقادیر زیادی از آن‌ها را با خود حمل می‌کردند.چیزی که این دو نوع کمیابی مختلف را از هم متمایز می‌کند، قابلیت کنترل پذیری آنهاست. شکل اول کمیابی که به آن کمیابی متمرکز گفتیم، توسط یک فرد یا یک شرکت پدید آمده است. حال می‌خواهد بانک مرکزی چین باشد یا صندوق ذخیره فدرال ایالات متحده، خواه توسط یک هنرمند بوجود آمده باشد یا یک شرکت چندملیتی بزرگ. در هر صورت آن مرجع مرکزی می‌تواند کمیاب بودن آن کالا را از راه‌های مختلفی مثل تولید، انتشار، بازخرید، و مصادره کردن کنترل کند.کالاهای کمیابِ غیرمتمرکز توسط طبیعت ساخته می‌شوند. پس عرضه آن‌ها بر عهده یک مرجع مرکزی نیست. این کالاها ساخته دست بشر نیستند که بتواند هرچقدر خواست از آن‌ها تولید کند. تنها راه بدست آوردن آن‌ها جمع‌آوری یا برداشت از طبیعت است. یک معدن‌چی برای استخراج کالاهای کمیابِ طبیعی مثل طلا یا نفت، در‌واقع فقط چیزی که از قبل وجود داشته را از دل زمین استخراج می‌کند.برای استخراج طلا همواره رضایت مالک معدن کافی بوده و علاوه بر آن لزومی به کسب اجازه از فرد یا نهاد دیگری نیست. به عبارت دیگر، خلق طلا در اختیار یک مرکز یا گروه خاص نیست و هیچ مرجع جهانی نمی‌تواند استخراج آن را محدود، یا عرضه آن را زیادتر کند.کنترل پذیری از جانب یک مرجع مرکزی فرق اساسی بین کالاهای کمیابِ متمرکز و غیرمتمرکز است. به ویژه کالاهایی که به عنوان پول مورد استفاده قرار می‌گیرند.چرا تمرکززدایی برای پول مفید است؟همان‌طور که قبلاً هم اشاره کردیم، یکی از ویژگی‌های غیرقابل انکار پول‌های متمرکز این است که مسئول آن می تواند خودسرانه و هروقت بخواهد مقدار بیشتری از آن خلق کند. هرچند این اتفاق بیشتر در رژیم‌های اقتدارگرا می‌افتد تا نظام‌های مردم‌سالار.در فیلم «Bugsy»، شخصیت اصلی بارها و بارها۲۰٪ از سهام کازینوی «Pink Flamingo» را به ده‌ها نفر و به قیمت ۱۰,۰۰۰ دلار می‌فروشد. او آن‌ها را در مورد درصد شراکت‌شان به اشتباه می‌اندازد چون هر سرمایه‌گذار خیال می‌کند ۲۰٪ از کازینو را در اختیار دارد، اما در واقع اینطور نبود. ولی به‌هرحال «Bugsy» سود بالایی از این معامله‌ها نصیبش می‌شد.انگیزه نهاد یا مقام مسئول یک دارایی متمرکز (مثلاً هنرمندی که اثر هنری خلق می‌کند) این است که هرچه بیشتر از آن تولید کند، هرچند این کار او باعث کم ارزش شدن دارایی افراد دیگر بشود. همه دارایی‌های متمرکز با این چالش روبرو هستند. بانک‌های مرکزی معمولاً برای اهداف سازنده‌ای مثل ایجاد زیرساخت‌ها، حمایت از برنامه‌های رفاه اجتماعی یا تثبیت یک بحران اقتصادی، اقدام به چاپ پول می‌کنند. اما اثر کانتیلون را از فصل ۱ به خاطر بیاورید: حتی استفاده معقول از این قدرت ممکن است باعث بهره‌مند شدن هرچه بیشتر ثروتمندان به قیمت ضعیف‌تر شدن فقرا و قشر آسیب‌پذیر جامعه شود. توانایی چاپ پول کژمنشی ایجاد می‌کند. (کژمنشی در اقتصاد یعنی یکی از طرفین معامله از رانت اطلاعاتی برخوردار شود و بین معامله‌گران تقارن اطلاعاتی برقرار نباشد.– م)البته که پول غیرمتمرکز هم می‌تواند کم‌ارزش شود. فن‌آوری‌های جدید می‌توانند هزینه تولید کالاهای کمیاب طبیعی را ارزان‌تر و درنتیجه بازار را از این کالاها اشباع کنند. وقتی یک کالا دیگر کمیاب نباشد، از ارزشش کاسته می‌شود و دیگر نمی‌توان به‌عنوان پول به آن اعتماد کرد. دقیقاً برای همین است که امروزه دیگر کسی از نمک و صدف‌های دریایی و مهره‌های شیشه‌ای به‌عنوان پول استفاده نمی‌کند. هر کدام از آن‌ها به مدت طولانی در طبیعت کمیاب بودند ولی امروزه به‌خاطر پیشرفت فن‌آوری، به شدت ارزان و آسان بدست می‌آیند.طلا یکی از موارد استثنایی است که توانسته ارزش خود را حتی بعد از گذشت هزاران سال، بطور چشمگیری حفظ کند. طلا کاربرد صنعتی و تزئینی هم دارد، اما چون استخراج آن در طول تاریخ همواره دشوار بوده تبدیل به پولی قابل اعتماد بین همگان شده است. قدرت خرید طلا ثابت است و این باعث می‌شود گزینه خوبی برای حفظ ارزش باشد. تا جایی که امروزه مردم برخی از کشورهای دنیا برای مصون ماندن از عواقب بحران‌های اقتصادی از طلا و جواهرات استفاده می‌کنند. اِشکال بزرگ طلا ذات مادی و وزن بالای آن است. این دو اشکال، نگهداری، تأمین امنیت، و نقل و انتقال آن را بسیار دشوار می‌کند.بسیاری از طرفداران بیت‌کوین معتقدند این ارز دیجیتال ممکن است روزی برای حفظ ارزش و پس‌انداز بلند مدت، جایگزین طلا شود. همان‌طور که در ادامه این فصل توضیح می‌دهیم، کمیابی بیت‌کوین از نوع غیر متمرکز و کمیاب‌تر از طلاست، اما با این وجود نقل و انتقال و ذخیره امن آن بسیار آسانتر از طلا است.کمیابی دیجیتالِ غیرمتمرکزبا ظهور اینترنت امکان تبدیل اطلاعات به داده‌های دیجیتالی و توزیع آسان آن‌ها فراهم شد. کپی یک فایل دیجیتالی خیلی آسان‌تر و ارزان‌تر از تکثیر نسخه فیزیکی آن است.دیجیتالی شدن پول برای تجارت الکترونیک ضروری بود و با استفاده از آن دیگر نیازی به نقل و انتقال فیزیکی پول نبود. هرچیزی را می‌توان به سرعت فرستادن یک ایمیل یا باز کردن یک وب‌سایت، به هرجا ارسال کرد و این باعث می‌شود که تجارت به معنی واقعی جهانی باشد. نسخه دیجیتالی پول فیات را بانک‌ها به‌وجود می‌آورند و شرکت‌های کارت‌های اعتباری مثل (ویزا یا مسترکارت)، خرده فروشی‌هایی مثل (علی‌بابا، آمازون و اپل)، یا حتی اپلیکیشن‌های پرداخت‌ساز مثل (وی‌چت، پی‌پال و اسکوئر) آن‌ها را پردازش می‌کنند.این شرکت‌ها روی نقل و انتقال پول اختیار تام دارند و قادرند تراکنش‌های مالی را سانسور کنند. آن‌ها می‌توانند برخلاف میل کاربران، پول‌هایشان را مصادره و حساب‌هایشان را مسدود کنند. علاوه بر این، به‌دلیل متمرکز بودنشان اغلب هدف فشار دولت‌ها و حملات هکرها قرار می‌گیرند و درنتیجه سرمایه و اطلاعات شخصی مشتریان، همواره در معرض خطر از دست رفتن است. تا پیش از ظهور بیت‌کوین، هر پول دیجیتالی دو اشکال عمده داشت: اول اینکه کمیاب بودن آن مصنوعی بود. دوم اینکه تحت کنترل یک مرجع متمرکز اداره می‌شد. به نظر نمی‌رسید راهی برای خلق کمیابی در حوزه دیجیتال وجود داشته باشد.ساتوشی ناکاموتو در ۳۱ اکتبر سال ۲۰۰۸ بیت‌کوین را به عنوان یک ارز دیجیتال معرفی کرد. کمیاب بودن بیت‌کوین ریشه در ریاضیات دارد.اعداد اول از نادرترین اعداد در علوم ریاضی هستند. یک عدد اول مثل ۲، ۳، یا ۵ فقط بر عدد ۱ و بر خودش بخش‌پذیر است.هرچه اعداد بزرگ‌تر شوند، اعداد اول کمیاب‌تر می‌شوند. برای مثال بین عدد ۱ تا ۱۰۰، ۲۵ عدد اول وجود دارد. ممکن است فکر کنید حتما بین اعداد ۱ تا ۱,۰۰۰، ۲۵۰ عدد اول باشد، ولی فقط ۱۶۸ عدد اول در این محدوده موجود است. اعداد اولِ بزرگ‌تر از عدد ۱۰۰ میلیارد فوق‌العاده کمیاب‌اند. به‌قدری که ریاضی‌دانان جهان همچنان در جستجوی پیدا کردن بزرگترین عدد اول هستند.اعضای شبکه بیت‌‌کوین برای پیدا کردن اعداد کمیابی شبیه به اعداد اول با هم رقابت می‌کنند و از طریق آن بیت‌کوین‌های جدید خلق می‌شوند. با این روش می‌توان کمیابی غیرمتمرکز دیجیتال پدید آورد. دلیل بنیادی بودن نوآوری ساتوشی هم دقیقاً همین است. قبل از بیت‌کوین هر دارایی یا کاملاً متمرکز بود (مثل توکن‌های بازی‌های کامپیوتری که توسط شرکت سازنده بازی تولید می شوند)، یا فیزیکی بود (مثل طلا و نقره)، یا به وفور همه‌جا پیدا می‌شد (مثل فایل‌های فشرده صوتی). تا قبل از ظهور بیت‌کوین، دارایی‌ای که همزمان غیرمتمرکز، دیجیتال، و کمیاب باشد، وجود نداشت.پیامی به علاقه‌مندان به بازنشر ترجمه کتاب کوچک بیت‌کوینکتاب ”The little Bitcoin book” نوشته الکس گلداشتاین و گروه نویسندگان در تابستان و پاییز سال ۱۳۹۹ به فارسی ترجمه شده و روی وب‌سایت منابع فارسی بیت‌کوین به آدرس bitcoind.me برای مقاصد آموزشی و غیرتجاری قرار گرفته است.این ترجمه به‌صورت آزاد و رایگان و با مجوز «مالکیت عمومی» بر روی اینترنت منتشر شده، ولی درنظر داشته باشید هرگونه استفاده تجاری از مطالب این کتاب از نظر اخلاقی منوط به کسب اجازه از نویسندگان این کتاب است.الف.‌آزاد</description>
                <category>ضیاء صدر</category>
                <author>ضیاء صدر</author>
                <pubDate>Sat, 23 Jan 2021 14:49:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پول رایج امروز چه مشکلاتی دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Ziya_Sadr/%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-nul8y5fxherd</link>
                <description>پول رایج امروز چه مشکلاتی دارد؟سال ۱۹۸۱یک زوج فیلیپینی بدنیا آمدن اولین فرزندشان را در مانیل و بعد از برچیده شدن حکومت نظامی ۱۰ ساله، جشن می‌گرفتند. فردیناند مارکوسِ دیکتاتور، فقط چند سال دیگر روی کار می‌ماند اما سعادت و خوشبختی خانواده، تنها دغدغه پدر و مادر لوئیس بود. آنها یک حساب پس‌انداز باز کردند تا با پس‌اندازشان برای شرایط ناپایدار سال‌های بعد آماده باشند. نرخ تبدیل پزوسِ فیلیپین به دلار آمریکا در آن زمان ۷ به ۱ بود.سال ۱۹۹۳در لاگوس، یک ژنرال نیجریایی به نام «سانی آباچا» قدرت را به دست می‌گیرد و نرخ تبدیل نایرای نیجریه به دلار آمریکا را ۲۲ به ۱ تعیین می‌کند. این کار او تلاشی است تا بتواند از سقوط بیشتر ارزش پول ملی نیجریه جلوگیری، و اقتصاد کشورش را با ثبات کند. این نرخ تبدیل موجب بوجود آمدن بازار سیاه پر رونقی شده بود که در آن نایرا به قیمت‌های خیلی پایین‌تری معامله می‌شد. آباچا در سال ۱۹۹۸ از دنیا رفت. نرخ تبدیل دلار به نایرای نیجریه در این سال ۱ به ۸۸ بود. یعنی ارزش پول این کشور ۴ برابر نسبت به نرخ رسمی تعیین شده در سال ۱۹۹۳ پایین‌تر آمده بود. میلیون‌ها نفر دچار رنج و فقر شدند چون با حقوق‌های ثابتی که از دولت می‌گرفتند نمی‌توانستند از عهده خرید اجناسی که هر روز گران‌تر می‌شدند بربیایند.سال ۲۰۱۸در طول مرز پروسِ ونزوئلا، شهروندان از اَبَر تورم ۴۰۰,۰۰۰ درصدی به کشورهای همسایه یعنی برزیل و کلمبیا فرار می‌کنند. بیشتر از ۳ میلیون نفر تاکنون از فقر و گرسنگی از ونزوئلا گریخته‌اند.لورنا، یک نانوای ۴۸ ساله است که بالاخره تصمیمش را برای مهاجرت به کلمبیا گرفته است. در مرز اما ماموران مرزی وسایل او را تفتیش می‌کنند تا اگر چیز ارزشمندی دارد از او بگیرند. ولی چیزی پیدا نمی‌کنند چون خبر نداشتند که لورنا قبل از اینکه به سمت مرز حرکت کند ساعت‌ها وقت صرف کرده بود و اسکناس‌های دلار آمریکا را با استفاده از وسایل آرایشی مخصوصی لای موهایش پیچیده بود و توانسته بود آنها را میان موهای بافته شده‌اش پنهان کند. او توانست با کمک این حقه با خیال راحت از مرز عبور کند.در مانیلِ فیلیپین شانس از پدر و مادر لوئیس روی برمی‌گرداند. نرخ تبدیل پزوس به دلار آمریکا ۵۰ به ۱ شده و سرمایه‌ای که در طول این سال‌ها جمع کرده بودند حدود ۸۰ درصد از ارزشش را از دست داده بود. با وجودی که زمان بازنشستگی آنها فرا رسیده بود چاره‌ای نداشتند جز اینکه کار کنند و برای آینده‌ای غیرقابل پیش‌بینی پس‌انداز کنند.در لاگوس، نایرای نیجریه بعد از از دست دادن تقریبا ۵۰ درصد از ارزشش در عرض فقط چند سال، شرایط تقریبا پایداری را تجربه می‌کند. اما قیمت اجناس در بازار دوباره سر به فلک کشیده است. هیچکس، حتی مقام‌های عالی‌رتبه دولتی هم به توانایی دولت برای جلوگیری از وقوع یک بحران اقتصادی اعتماد ندارند.سال ۲۰۱۹در شانگهای یک کارشناس جوان به اسم اَنی به دوستش در پیام‌رسان وی‌چَت که هر روز توسط میلیاردها چینی مورد استفاده قرار می‌گیرد، پیامی داد. دوستش به او گفت که بخاطر مصرف مواد مخدر به دردسر افتاده و ناگهان ارتباط اینترنتی آنها قطع شد. فردای آن روز ۲ مامور لباس شخصی پلیس به دفتر کار اَنی رفتند و از او خواستند با آنها برود. هفته‌ها خبری از او نبود. وقتی برگشت و به فضای مجازی دسترسی پیدا کرد، متوجه شد دسترسی به بعضی از خدمات پرداخت وی‌چَت را از دست داده است. او دیگر نمی‌تواند بلیت هواپیما یا قطار بخرد. اعتبار بانکی او هم خیلی کاهش پیدا کرده بود. زندگی او فقط با یک جمله که در یک پیام‌رسان رد و بدل شده بود، تباه شد.در آکلند، شهری در ایالات متحده، الکس به یک مغازه حیوانات خانگی می‌رود تا برای سگش غذا بخرد. چیزی که می‌خواهد پیدا می‌کند و علاوه بر آن یک غذای جدید می‌بیند که بوی دهان سگ‌ها را بهتر می‌کند. او از آن مغازه خرید و پول خریدش را با کارت اعتباری ویزا پرداخت کرد. چند دقیقه بعد وقتی به توئیتر می‌رود می‌بیند که توئیتر یک تبلیغ برای همان غذایی که چند دقیقه پیش برای سگَش خریده بود به او نشان می‌دهد. بعدا معلوم می‌شود که شرکت صادر کننده کارت اعتباری‌اش، اطلاعات خریدهای مشتریان را با شرکت‌های واسطه به اشتراک می‌گذارد. الکس متوجه می‌شود که جزئیات زندگی خصوصی او در اختیار شرکت‌های تبلیغاتی قرار می‌گیرد و این موضوع برای او و نسلی که از گوشی هوشمند استفاده می‌کنند بسیار ناامیدکننده است. حتی در ایالات متحده هم حریم خصوصیِ مالی در حال از بین رفتن است.این مسائل، اشکالات پول رایج امروز را به ما نشان می‌دهندپدر و مادر لوئیس و میلیونها خانواده طبقه متوسط فیلیپینی و نیجریایی فقط در طی یک نسل، شاهد از بین رفتن ارزش پول‌هایشان بودند. لورنای ونزوئلایی برای انتقال پس‌انداز ناچیزش به کلمبیا باید راهی پیدا می‌کرد تا ماموران مرزی نتوانند دارایی‌اش را مصادره کنند برای همین مجبور بود از خلاقیتش استفاده کند و پولش را در موهایش جاسازی کند. اَنیِ چینی که دسترسی‌اش به ابزار پرداخت آنلاین محدود شده، گویی به «زندان مالی» افتاده است. خریدهای الکسِ آمریکایی هم زیر نظر است و هر بار که از کارت اعتباری‌اش برای خرید چیزی استفاده کند، اطلاعات آن خرید به شرکت‌های تبلیغاتی فروخته می‌شود.این موارد مختص به چند کشور بخصوص نیستاز سال ۲۰۰۰ میلادی، تقریبا همه ارزهای دنیا نسبت به دلار آمریکا ارزش خود را از دست داده‌اند. خیلی از آنها مثل رَند آفریقای شمالی، پزوی آرژانتین و لیر ترکیه حدود ۵۰ درصد و هیرونیای اوکراین و پزوی دومنیکن تا ۷۰ درصد از ارزش‌شان را نسبت به دلار آمریکا از دست داده‌اند. حتی قدرت خرید دلار و یورو هم در این مدت ۳۳ درصد کاهش یافته است.در سرتاسر دنیا، ۲۵۰ میلیون مهاجر و پناهجو برای فرستادن پول به خانواده‌هایشان یا انتقال دارایی‌شان به یک کشور جدید، مشکل دارند. حدود ۲ میلیارد نفر در دنیا به خدمات بانکی دسترسی ندارند. پول در دنیای امروز همچنان محصور به مرزهای جغرافیایی کشورهاست.در همین حال، ساکنان کلان‌شهرهایی مثل شانگهای و سان‌فرانسیسکو، آشکارا حس می‌کنند زیر نظر قرار دارند. از یک طرف« برادر بزرگ» (نماد و چهره حکومتی است که به اشکال گوناگون بر زندگی طبقات مختلف مردم نظارت و کنترل دارد. – م)، و از طرف دیگر شرکت‌های بزرگ ما را تحت‌نظر دارند و تک‌تک خریدهای ما را ردگیری می‌کنند و اطلاعات خصوصی ما را بدون اجازه، به شرکت‌های تبلیغاتی و واسطه‌ها می‌فروشند. حریم خصوصی این روزها یک کالای لوکس است که هر روز گران‌تر می‌شود.پول چیست؟پول در اصل یک توافق اجتماعی است. مردم باید اعتماد داشته باشند هر زمان اراده کنند می‌توانند اسکناس‌های داخل کیف‌شان، یا موجودی حساب بانکی یا کارت‌های هدیه‌شان را به کالا و خدمات دلخواه تبدیل کنند. فروشنده هم باید از ارزشمند بودن پولی که قرار است از خریدار بگیرد اطمینان داشته باشد.در طول تاریخ، جوامع بشری برای رسیدن به این توافق اجتماعی راه‌های زیادی را امتحان کرده‌اند. از صدف‌های دریایی، نمک، طلا، تا سیستم پیچیده بانک مرکزی امروز. بعضی از پول‌ها، پشتوانه قوی‌تری نسبت به بقیه دارند و در طول زمان ارزش‌شان را بهتر حفظ می‌کنند.بطور غریزی همه می‌دانند که پول مساله مهمی است و همه می‌خواهند دارایی‌شان را در یک پول باپشتوانه بالا ذخیره کنند. مردم در ازای کارشان پول می‌گیرند، پس پول نماینده زمان و کار آنهاست. پول ابزاری است که با آن می‌شود کار و تلاش یک فرد را در هر زمان دلخواه، به کالا و خدمات دلخواه تبدیل کرد. بر همین اساس، دسترسی به یک پول با پشتوانه یکی از اصلی‌ترین جنبه‌های قدرت فردی است.پول برای دولت‌ها هم اهمیت زیادی دارد چون مدیریت اقتصاد و کنترل پول هر کشوری در اختیار دولت است. هرچند ممکن است وسوسه شوند و از این قدرت سوء‌استفاده کنند. مقامات دولتی اغلب از این قدرت برای رسیدن به مقاصدشان استفاده می‌کنند. فقط حکومت‌های مردم‌سالاری که حقوق فردی، تفکیک قوا، و حاکمیت قانون را بطور کامل اجرا می‌کنند، می‌توانند بطور مؤثر از تورم، مصادره اموال، و فساد مالی که مصداق سوء‌استفاده از کنترل دولت بر اقتصاد است، جلوگیری کنند.در دنیای امروز کارکرد پول چگونه است؟اسم پول‌های ملی رایج در دنیا «فیات» است که از کلمه لاتین «Fiat» به معنی «تعیین شده» گرفته شده است. ارزش این پول‌ها توسط دولت‌هایی که آنها را خلق کرده‌اند و در معاملات می‌پذیرند، تعیین می‌شود. از آنجا که چاپ پول برای دولت‌ها هزینه‌ای ندارد، آنها می‌توانند هروقت و به هر اندازه‌ای که می‌خواهند پول خلق کنند.به گفته آلن گرین‌سپن رئیس کل پیشین بانک مرکزی ایالات متحده آمریکا، این کشور می‌تواند همه قرض‌های خود را با چاپ پول بپردازد. این روش حتی برای اقتصاد پایداری همچون ایالات متحده چالش‌هایی را پدید خواهد آورد. قدیمی‌ترین پول ملی، «پوند استرلینگ» بریتانیای کبیر است که ۹۹/۵ درصد از ارزش خود را در طول ۳۰۰ سال گذشته از دست داده است. دلار آمریکا هم ۹۰ درصد از ارزش خود را در طول یک قرن گذشته از دست داده است. یک پُرس استِیک که در سال ۱۹۲۵، ۰/۳۶ دلار قیمت داشت، در سال ۱۹۹۰، ۳ دلار بوده و الان ۱۲ دلار است. درحالی‌که این ارز از پایدارترین پول‌های دنیاست. عمر متوسط یک پول فیات فقط ۲۷ سال است.امروزه هدف بانک‌های مرکزی، تثبیت تورم و پایین نگه داشتن آن است و همه کشورها در دوره‌هایی از تاریخ در این کار موفق بوده‌اند. اگرچه بیشتر پول‌ها در بلندمدت از تورم مصون نمانده‌اند، و این مساله برای کسانی که این پول‌ها را پس‌انداز می‌کنند مشکل‌ساز است. این افراد برای خرید ملک یا سهام که ارزش آن‌ها با تورم بالا می‌رود به اندازه کافی پول ندارند. تورم بالا کار را برای کسانی که می‌خواهند پول‌شان را برای آینده پس‌انداز کنند سخت می‌کند چون ارزش پس‌اندازشان در گذر زمان کاهش می‌یابد.ارزش دارایی میلیاردها نفر از انسان‌هایی که تحت رژیم‌های استبدادی زندگی می‌کنند، بخاطر تصمیم‌های مقامات دولتی که از طرف مردم انتخاب نشده‌اند، هر روز کمتر و کمتر می‌شود. فقط قشر مرفه جامعه قادر است برای حفظ ارزش دارایی‌اش دلار و طلا و ملک بخرد. اما در عین حال شهروندان کشورهای ثروتمند و مردم‌سالار، از پشتیبانی مهمی بهره‌مند هستند و به دلار یا یورو که پول تقریبا پایداری است دسترسی دارند. اقتصاد آنها عملکرد خوبی دارد و آنها می‌توانند کاری با درآمد خوب پیدا کنند. همچنین دسترسی به ابزارهای سرمایه‌گذاری دارند که آنها را در مقابل تورم مصون نگه می‌دارد.اثر دسترسی نابرابر به پولی که بانک‌ها خلق می‌کنند به قدری شناخته شده است که برای آن یک اصطلاح وجود دارد؛ «اثر کانتیلان». این اصطلاح برگرفته از اسم یک اقتصاددان قرن هجدهمی به نام ریچارد کانتیلان است که این اثر را زمانی که به‌عنوان یک بانکدار در بریتانیا مشغول کار بود، مشاهده کرد.تورم بالا عادلانه نیست چون باعث می‌شود ثروت افرادِ کمتر برخوردار جامعه به افراد مرفه‌ جامعه منتقل شود. ممکن است اثرات تورم بالا برای فردی که در ایالات متحده یا بریتانیا زندگی می‌کند، مشهود نباشد اما متاسفانه برای میلیاردها نفر که در کشورهای با اقتصاد ضعیف زندگی می‌کنند، بشکل کاملا واضح و دردناکی قابل لمس است.همچنین پول‌های ملی بخاطر ویژگی چاپ‌پذیر بودنشان، یکی از عوامل بوجود آمدن جنگ‌های طولانی در زمان ما هستند. دولت‌ها می‌توانند با چاپ کردن پول برای ادامه جنگ، هزینه آن را با استفاده از تورم به نسل‌های بعد منتقل کنند. این یعنی جنگ‌های طولانی‌تر و پرخرج‌تر. جنگ جهانی اول یک نمونه غم‌انگیز است که طرف‌های اصلی درگیر، توانستند با استفاده از تورم، هزینه ادامه جنگ را تأمین کنند. هم آلمان، هم روسیه اجرای قانون «پول‌طلا» (سیستم پولی که در آن واحد محاسبه اقتصادی بر پایه وزن ثابتی از طلا است و این مقدار مشخص به ازای هر قطعه اسکناس در بانک مرکزی ذخیره و نگهداری می‌شود. – م) را متوقف کردند و برای ادامه دادن به جنگ، پول بدون پشتوانه چاپ کردند. برای همین، این جنگ خیلی بیشتر از چیزی که همه انتظار داشتند طول کشید. وقتی آلمان شکست خورد، تنها راهی که برای پرداخت غرامت داشت این بود که حتی بیشتر از قبل پول بدون پشتوانه چاپ کند. تا سال ۱۹۲۳ میلادی مارکِ آلمان تا ۱ تریلیون بار ارزش خود را نسبت به روزهای قبل از جنگ از دست داده بود و همین موضوع شرایط را برای جنگ جهانی دوم هموار کرد.مشابه این ولخرجی‌ها هم آشکارا در روزگار ما دیده می‌شود. گذشته از اینکه چه دیدگاهی درباره درگیری ایالات متحده آمریکا در کشورهای عراق و افغانستان داشته باشید، مخارج این تجاوزهای نظامی بیشتر از ۵/۹ تریلیون دلار است. این یعنی اگر قرار بود مردم آمریکا بطور مستقیم هزینه‌های جنگ را بپردازند، هر خانوار ۴۶,۰۰۰ دلار متحمل می‌شد.یک اشکال دیگر سیستم پول دنیای امروز مشکلات جابجا کردن پول بین کشورهای مختلف دنیا است. کشورهایی مثل چین، روسیه، آرژانتین و اندونزی محدودیت‌های سختگیرانه‌ای برای تبدیل یا انتقال یا جابجایی پول برای شهروندان‌شان وضع کرده‌اند. این محدودیت‌ها بیشتر از طریق کنترل پولی است که هریک از شهروندان این کشورها می‌توانند به پول کشور دیگر تبدیل کنند. برای مثال یک شهروند چینی هرسال فقط اجازه تبدیل تا سقف ۵۰,۰۰۰ دلار از پول ملی چین به دلار آمریکا را دارد.(در ایران اوضاع نقل و انتقال پول به یک کشور خارجی به مراتب وخیم‌تر است. یک شهروند ایرانی هیچ راه قانونی برای منتقل کردن دارایی‌اش به خارج از کشور ندارد و اغلب این کار از طریق شبکه صرافی‌ها و به قصد دور زدن تحریم‌های مالی و با کارمزدهای بالا انجام می‌شود. - م)در بعضی کشورها ممکن است حتی دسترسی مردم به پول خودشان در بانک محدود شود. در کشور یونان و بعد از بحران مالی سال ۲۰۱۵، شهروندان یونان نمی‌توانستند بیشتر از روزی ۶۰ یورو از حساب‌شان در بانک برداشت کنند. این یعنی اختیار پول‌شان دست خودشان نیست.حتی اگر محدودیتی برای نقل و انتقال پول در کار نباشد، این کار دشوار و پرهزینه است. در سال ۲۰۱۸ کارگران مهاجر و پناهندگان حدود ۷۰۰ میلیارد دلار پول برای عزیزان‌شان ارسال کردند و برای این کار حدود ۴۵ میلیارد دلار هزینه کردند. این رقم برای کسانی که از نظر مالی در تنگنا هستند خیلی بالاست.بانک‌های مرکزی؛ پاشنه آشیل اقتصاد جهانبانک‌های مرکزی پاشنه آشیل اقتصاد کشورهای متبوع خود هستند. فدرال رزرو ایالات متحده آمریکا به نوعی نقش بانک مرکزیِ بانک‌‌های کشورهای دنیا را بازی می‌کند. این به نفع شهروندان آمریکایی است. دلار آمریکا در هرکجای جهان پذیرفته می‌شود و باز کردن حساب بانکی و گرفتن اعتبار و خرید کالا و خدمات برای آنها آسان است. بیشتر شهروندان آمریکایی از تورم مصون هستند.اقتصاد پویای ایالات متحده پشتوانه و موتور محرک سیستم اقتصاد جهانیِ دنیای امروز است. «پول‌دلار» (نام سیستم مالی که در آن دلار آمریکا ارز مرجع دنیا است و ارزش پول‌های دیگر کشورهای دنیا با آن سنجیده می‌شود. - م) قلب این سیستم، و باعث تسلط دلار بر سیستم مالی جهانی شده است. این تسلط از یک رویداد کمتر شناخته شده در یک هتل در ایالت نیوهمشایر در سال ۱۹۴۴ به نام «توافق برتون وودز» شروع شد.قدرت‌های جهانی در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم در برتون وودز دور هم جمع شدند تا نظام هماهنگ مالی جهانی را تاسیس کنند. در طول سه هفته بیشتر از ۷۰۰ نماینده از ۴۴ کشور مختلف درباره ساختار آینده نظام مالی جهان به بحث و تبادل نظر پرداختند. بعضی از نمایندگان پیشنهاد دادند که یک ارز ذخیره جهانی جدید به نام «بانکور» خلق شود ولی در نهایت نمایندگان توافق کردند که هریک از ارزهای کشورهای مختلف به ازای یک نرخ تبدیل برای هر کشور، به دلار آمریکا تعیین شود. در نتیجه امروزه تجارت جهانی عمدتا با دلار آمریکا تسویه می‌شود و هر کشوری سعی می‌کند ذخیره‌ای از دلار آمریکا داشته باشد.اثر مرکزیت دلار در سیستم مالی دنیا وقتی مشخص می‌شود که ببینیم پول چگونه بین کشورهای مختلف جابجا می‌شود. برای مثال فرض کنید می‌خواهید از کره جنوبی به فیلیپین پول ارسال کنید. معمولا «وون»‌ کره جنوبی بطور مستقیم به «پزو» فیلیپین تبدیل نمی‌شود چون هیچکدام از آن کشورها به اندازه کافی از پول یکدیگر ذخیره ندارند. پس آنها به دلار و مجموعه‌ای از تراکنش‌های واسط وابسته‌اند. در وهله اول «وون» کره جنوبی در کشور کره به دلار تبدیل می‌شود و آن دلارها از طریق یک بانک آمریکایی که اینجا واسطه است از کره به فیلیپین ارسال می‌شود و در نهایت بانک دریافت کننده دلار در فیلیپین، آن دلارها را به «پزو» فیلیپین تبدیل می‌کند و به دست صاحبش می‌رساند. این کار حداقل چند روزی طول خواهد کشید و شامل کارمزد برای تبدیل ارزها به یکدیگر و کارمزد برای تراکنش جابجایی خواهد بود. این کارمزدها می‌تواند از ۳ تا ۱۵ درصد نسبت به مسیر جابجایی پول متغیر باشد. میانگین جهانی کارمزد انتقال بین‌المللی پول حتی برای مقادیر کم، حدود ۷ درصد است.با اینکه پول‌دلار برای نظام مالی دنیا فواید بی‌شماری داشته اما در عین حال باعث سست شدن اقتصاد جهانی هم شده است. به این دلیل که اقتصاد هر کشوری به دلار آمریکا وابسته است و از فروپاشی دلار آسیب می‌بیند. در نتیجه سیستم اقتصادی دنیا طوری است که ورشکستگی چند بانک آمریکایی می‌تواند منجر به یک بحران اقتصادی شود.حریم خصوصی مالی دیگر از بین رفته استدیجیتالی شدن پول در طول دو دهه گذشته تقریبا باعث از بین رفتن حریم خصوصی شده است. همه تراکنش‌های مالی برای مقاصد سیاسی و تجاری مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند. پول الکترونیکی مدت زیادی است که وجود دارد اما ابزار پردازش داده‌های بزرگ برای پایش و نظارت موثر بر آنها به‌تازگی فراهم شده است. تا وقتی دولت‌ها و شرکت‌های تبلیغاتی هر روز بیشتر و بیشتر به اطلاعات شخصی و انتخاب‌ها و ارتباطات اشخاص سرک می‌کشند، پرداخت‌های آنلاین یا حضوری، هیچکدام از این مساله مصون نخواهند بود. این اطلاعات شخصی، ردپاهایی منحصربه‌فرد هستند و با هر خرید یا تراکنش مالی دیگر، دقیق‌تر و قابل تشخیص‌تر می‌شوند. برای همین است که امروزه وقتی شما یک محصول را در گوگل جستجو می‌کنید، چند دقیقه بعد تبلیغ آن محصول یا مشابه آن را در تایم‌لاین فیس‌بوک یا اینستاگرام خود مشاهده خواهید کرد.این ردپای دیجیتال، می‌تواند بسته به کشوری که در آن زندگی می‌کنید، تبعات خطرناکی داشته باشد. در تابستان سال ۲۰۱۹، ده‌ها هزار دانش‌آموز هنگ‌کنگی برای اعتراض به طرحی که استرداد شهروندان هنگ‌کنگی به چین را تسهیل می‌کرد، تجمع کردند. آنها می‌دانستند اگر از کارت‌بلیت‌های متروشان که به اسم واقعی آنها صادر شده استفاده کنند، حکومت می‌تواند از طریق اطلاعاتی که از طریق آن کارت‌های هوشمند بدست می‌آورد، هرلحظه از موقعیت مکانی آنها مطلع شود. برای همین آنها از پول نقد برای خریدن بلیت مترو استفاده کردند. در حال حاضر می‌توان در دنیا از پول نقد استفاده کرد ولی با از بین رفتن اسکناس و سکه در دهه آینده، دیگر راهی برای خرید بلیت مترو با پول نقد وجود نخواهد داشت و مجبوریم از کارت‌های پلاستیکی که به اسم واقعی ما صادر شده‌اند استفاده کنیم. شرکت‌های صادرکننده این کارت‌ها به راحتی می‌توانند اطلاعات سفرهای ما را با دولت و شرکت‌های تبلیغاتی به اشتراک بگذارند. ردپای دیجیتالی ما هرکجا رفته باشیم، باقی خواهد ماند.افکار عمومی در مورد ردیابی و پایش خرید‌ها و رفتارهای خصوصی شهروندان، متفاوت است. بعضی از افراد دلِ خوشی از آن ندارند و این موضوع ناراحت‌شان می‌کند. طیف دیگری هستند که این موضوع را به شدت نکوهش می‌کنند و آن را نقض آشکار حریم‌خصوصی می‌دانند. عده‌ای هم هستند که اصلا برایشان مهم نیست. صرف‌نظر از این دیدگاه‌ها یک حقیقت وجود دارد، و آن این است که امروزه دولت‌ها نه‌تنها بر عرضه پول کنترل دارند و شرایط جابجا کردن پول را تعیین می‌کنند، بلکه می‌توانند تقریبا هرچیزی که بخواهند درباره خریداران و فروشندگان بدانند. ممکن است سیستم‌های پرداخت الکترونیکی که در دنیا با سرعت زیادی در حال همه‌گیر شدن هستند، بطور کلی باعث انقراض حریم‌خصوصی انسان‌ها شوند.آیا راه دیگری وجود دارد؟کم ارزش شدن پس‌انداز افراد به‌دلیل تورم، محدودیت‌هایی که برای انتقال و جابجایی پول در دنیا اعمال می‌شود، متمرکز بودن نهادهای مالی، و از دست رفتن حریم‌ خصوصی، چهار پدیده جهانی هستند که بیشترین مخاطرات را برای کاربران سیستم‌های مالی قرن ۲۱ دارند. کشورهای دنیا برای حفظ وضعیت موجود تقلا می‌کنند و کسانی که فشار اصلی را متحمل می‌شوند درواقع مردم عادی هستند.چه می‌شد اگر یک سیستم جدید پدید می‌آمد که در آن دولت‌ها نمی‌توانستند پول را از طریق ایجاد تورم بی‌ارزش کنند، یا شرکت‌های گمنام جهانی نمی‌توانستند جلوی نقل و انتقال پول را بگیرند؟ چه می‌شد اگر پول به طور کامل دیجیتالی می‌شد و هرکسی به اینترنت دسترسی داشت، صرفنظر از اینکه در کجای جهان زندگی می‌کند، می‌توانست بدون نیاز به کسب اجازه از سیستم‌های مالی جهانی، از آن استفاده کند؟در سال ۲۰۰۸، درست زمانی که بحران مالی ایالات متحده و جهان در حال شکل گرفتن بود، یک نفر تصمیم گرفت این سیستم جدید را از نو خلق و شرایط را برای انقلاب مالی بعدی دنیا مهیا کند.پیامی به علاقه‌مندان به بازنشر ترجمه کتاب کوچک بیت‌کوینکتاب ”The little Bitcoin book” نوشته الکس گلداشتاین و گروه نویسندگان در تابستان و پاییز سال ۱۳۹۹ به فارسی ترجمه شده و روی وب‌سایت منابع فارسی بیت‌کوین به آدرس bitcoind.me برای مقاصد آموزشی و غیرتجاری قرار گرفته است.این ترجمه به‌صورت آزاد و رایگان و با مجوز «مالکیت عمومی» بر روی اینترنت منتشر شده، ولی درنظر داشته باشید هرگونه استفاده تجاری از مطالب این کتاب از نظر اخلاقی منوط به کسب اجازه از نویسندگان این کتاب است.الف.‌آزاد</description>
                <category>ضیاء صدر</category>
                <author>ضیاء صدر</author>
                <pubDate>Sat, 23 Jan 2021 00:18:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بحثهایی در رابطه با حذف شدن یک کوین!</title>
                <link>https://virgool.io/@Ziya_Sadr/delisting-discussion-j6zckkmoktok</link>
                <description> حس میکنم تو این دو سه سال پیگیری دائم تو فضای بیتکوین حرفایی برای گفتن داشته باشم (و بعضی مثال‌ها از گذشته بیارم) پس بخونید تا با هم اشراف بهتری روی این رخداد داشته باشیم و بعدش بحث‌های سازنده‌تری شکل بگیره!اول اینکه من نه از اکسچنجی طرفداری میکنم نه خودم استفاده میکنم. به نظرم بقیه هم تا جایی که میتونن نباید استفاده کنن تریدرها هم بندباز هستن و بندباز از ریسکی که میپذیره و هنری که داره سود میبره پس جای بحثی نیست پیش‌زمینه کریگ رایت از اوایل آپریل اکانتش رو غیرفعال کرد. گفت که میام ازتون شکایت میکنم! اولین کسی که کریگ دنبال اون افتاد، همین گربه‌ فضانورد بود، یعنی هادل‌نات. کریگ رایت به ادعای شکایت از هادل‌نات اکتفا نکرد و چون هویت طرف رو نمیدونست، برای پیدا کردن اون کاربر جایزه تعیین کرد! هممم، این یعنی اینکه یه آدم پولدار داریم که عملا جایزه گذاشته که برید شکار یه آدم! حق داره اینکارو بکنه؟ شاید! من نمیدونم! ولی من اینو میدونم که خیلیا خوششون نیومد که دوستشون داره شکار میشه و همه جلوی کریگ رایت ایستادن (از جمله خودم). کمپین تنظیم شد و حتی فاند براش جمع شد! بازتاب همچین حرکتی در کنار ادعاهای بی انتهای کریگ رایت به ساتوشی بودن، تخریب تو این فضا و فریب اذهان عمومی، نچسب بودن کاریزمای کریگ و جنجال‌هایی که از قدیم تا به امروز به پا کرده کلی دلیل هستن که بالاخره یکیشون احتمالا منجر شده یه آدمی مثل مدیر بایننس تهدید کنه که کوینی که رهبرش کریگ رایت هستش رو از اکسچنجش حذف کنه! من نمیدونم کدوم دلیل ولی نظرم اینه که اینا دست به دست هم دادن. بعد از اینکه بایننس تهدید کرد که کوین کریگ رایت رو حذف میکنه، کریگ باز آروم ننشست و برای پیتر مک‌کورمک مجری پادکست what bitcoin did شکایت فرستاد و از پیتر خواست که یه عذرخواهی علنی بکنه و توی دادگاه هم بیاد از کریگ عذرخواهی کنه! بایننس که دوباره اقدامات کریگ رو دید، حرکتش رو زد و گفت &quot;اوکی دیگه تهدید بسه بایننس کوین bsv رو حذف میکنه&quot;. به دنبال این حرکت جاهای دیگه‌ای هم اعلام کردن اونا هم حذف میکنن! (تا به الان، ولت بیتفی، ولت بلاکچین‌دات‌کام، اکسچنج شیپ‌شیفت و احتمالا اکسچنج کراکن)راستی با این منطق که مثلا یکی باید از کریگ عذرخواهی کنه، به نظرتون به خاطر این حرفای بی دلیل کریگ (تا به امروز) درواقع این کریگ نیست که باید از کامیونیتی و جنجال‌هایی که به پا کرده عذرخواهی کنه؟ نمیدونم. قضاوت با شماست!آیا بایننس تحریم‌چی هستش؟ اولین چیزی که می‌خواستم بهش اشاره کنم بحث شباهت حذف شدن کوین به تحریم شدن هستش. شما کوین‌هاتون رو برمیدارین می‌برین یه جای دیگه ازشون استفاده می‌کنید! این کجاش شبیه تحریمه؟ تحریم و سانسور عملا فقط توسط دولت‌ها امکان پذیر هستش! میگین چرا اینو میگم؟ تعریف دولت با یه خورده تعدیل از ماکس وبر اینه: انحصار   قلمرو   مشروعیت   زور این چهار عنصر یک دولت رو شکل میدن. یعنی: بدنه‌ای (نه چندان ساختارمند) که (به شکل موفقی) ادعای انحصار استفاده‌ی مشروع از زور فیزیکی رو تو چارچوب یه قلمروی معین داشته باشه.یه بدنه اگه این چهار عنصر رو با هم نداشته باشه نمیتونه دولت به شمار بیاد. حالا بایننس نه مشروعیتی به عنوان قانونگذار یا رهبر داره! نه قلمرویی رو برای خودش اتخاذ کرده، اسلحه و ارتش نداره و نمیتونه هم به شما زور بگه. اگه بایننس بگه از این به بعد من از bsv خوشم نمیاد و حذفش میکنم به این معنی نیست که شما اگه از bsv استفاده کنید توسط بایننس میاین دستگیر میشین یا که حساباتون بسته میشه و الخ.. اصلا بگیم که همه بیزنس‌های کنونی کریپتویی bsv رو حذف کنن! خب این یه فرصت خوبه که یه نفر بره یه بیزنس بزنه و از bsv استفاده کنه و سود بگیره! این بازاره و همیشه اینطوری عمل میکنه! کسی هم نمیتونه با ارتش بالا سر اون بیزنس بره و جلوش رو بگیره! چرا بعضی از اکسچنج‌ها تصمیم به حذف کردن bsv گرفتن؟! هیچکس قطعی نمیدونه! این یه اثر شبکه‌ای هستش که به شکل غیرکنترل شده صورت میگیره. حرکت یه دسته از ماهی‌ها رو دیدین؟ توی اون آشوب حرکت اونهمه هارمونی و هماهنگی میشه دید! رهبر دارن؟ ..کسی حرکتشون رو تنظیم کرده؟ ... نه! من یه سری دلایل احتمالی رو لیست میکنم، قضاوت با شما: طرفداری اون اکسچنج از جامعه بیتکوین و جذب کاربران بیتکوینی به سمت بیزنس‌ خودشون! یعنی با حذف کردن bsv نه فقط مشتری از دست نمیدن، بلکه حتی ممکنه مشتری بیشتری بدست بیارنغیر امن بودن شبکه bsv: چون الان شبکه bsv کسری از هشریت شبکه بیتکوین نیست و اگه یه درصد خیلی کمی از ماینرهای بیتکوین که هم الگوریتم هستن با bsv بخوان بهش حمله کنن راحت میتونن انجامش بدن و تنها کسی که متضرر میشه این وسط و تارگت حمله هستش اکسچنج‌ها هستن! قبلا اینچنین حمله‌هایی به سر بیتکوین گولد و اتریوم کلاسیک و از این قبیل کوین‌ها اومده! (همین الان کوین‌بیس 1008 کانفرم میخواد تا یه تراکنش bsv رو تایید کنه! چون احساس خطر میکنه!)تهدیدهای صاحب کوین bsv یعنی همون کریگ رایت که این حرکت خودش کافیه بقیه علیه‌ش متحد بشن!طرفداران این کوین با ادعای بیتکوین اصلی بودن، فضا رو آلوده کردن و این شاید یه نوع برخورد باهاشون باشه تا کاربران معمولی تو فضای بیتکوین رو دیگه سردرگم نکنن (بیکش هم یه کوین دیگه ست که طرفداراش به این رفتار عادت دارن)دلایل دیگر که الان ممکنه به ذهنم خطور نکنن! آیا این دلایل کافی هستن برای اینکه کوینی رو از اکسچنجت حذف کنی؟ به نظر من آره! اگه نظر شما مخالف من هستش، میفهمم و درک میکنم!  مارکت و تمرکزگرایی بحث‌هایی تو کامیونیتی شد از این قبیل که اینچنین حرکتایی (یعنی حذف یک کوین) تمرکز قدرت هستن! حالا توزیع قدرت تو بیتکوین به چه شکله؟ ۳ بخش تو بیتکوین هستن که قدرت بینشون توزیع شده‌ست. یعنی:۱. ماینرها ۲. مرچنت‌ها (اکسچنج‌ها هم تو این طبقه قرار می‌گیرند) ۳. توسعه‌دهنده‌ها الف) اگه جایی شنیدین که ماینرا قدرت رو تو دستشون دارن، یادتون باشه که uasf بهمون نشون داد که اینطور نیست!ب) اگه جایی شنیدین مرچنت‌ها (همون بیزنس‌ها) قدرت رو تو دستشون دارن یادتون باشه که بیت‌پی و بیتترکس و خیلی بیزنس هست که از عرش به فرش اومدن. مرچنت‌ها نودهای مولد اقتصادی هستن و اگه یوزر از دست بدن نه دیگه نود مولد هستن که تاثیری تو تصمیم‌های شبکه بتونن بذارن و از اونجا که یوزر از دست دادن نه دیگه سودزا هم هستن و از بین میرن. (حتی بیتمین سازنده ماینرها رو هم میشه بهش اشاره کرد که خیلی سعی کرد قدرت رو دستش بگیره ولی هم از سمت بخش ماینر بودن شکست خورد هم از سمت مرچنت بودن ضرر زیادی خورد) ج) اگه جایی شنیدین توسعه‌دهنده‌ها قدرت رو تو دستشون دارن یادتون باشه که جف گرزیک تو واقعه فورک segwit2x تنها موند و شکست خورد و یا حتی مثلا تعداد بی‌شماری فورک که از بیتکوین صورت گرفته ولی کسی بهشون اهمیت هم نمیده.پس به تنهایی هیچ‌کدوم نمیتونن صاحب قدرت توی بیتکوین باشن. این‌ها همه وقتی دست به دست هم میدن میشن یه سیستم توزیع شده‌ی قدرت تو بیتکوین! حالا فکرش رو بکنیم که بایننس خیلی بخواد قدرتمند بشه و برای شبکه بیتکوین تصمیم بگیره. چی میشه؟ بزارین مثال بیت‌پی رو براتون بزنم.بیت‌پی وقتی خواست برای بیتکوین تو واقعه 2x تعیین تکلیف کنه، یه مشت محکم از بقیه‌ نقاط قدرت خورد (ماینرا ولش کردن، دولوپرا با جف گرزیک همراه نشدن و یه شکست تمام عیار رقم خورد براشون) اگه به نظرتون بایننس صاحب قدرت هستش باید یادتون باشه که یه مرچنت هستش و اگه پاش رو فراتر از گلیمش بزاره و بخواد برای شبکه بیتکوین تعیین تکلیف بکنه اونوقت این سیستم توزیع شده قدرت به حسابش میرسه و بایننس نمیتونه از کاری که کرده سالم بیرون بیاد! اگه هم بایننس اصرار کنه رو خرابکاریش اونوقت ضرر میخوره و کاربر از دست میده و این آخرین چیزیه که یه بیزنس مثل بایننس برای خودش میخواد! چرا باید مقاومت کنیم؟ چرا باید جلوی حمله‌هایی مثل:فورک‌هایی که ادعای &quot;بیتکوین بودن&quot; میکنن، ماینرهایی که میخوان کنترل شبکه رو تو دستشون بگیرن، یه بیزنس که کاربراش رو میخواد گول بزنه و یه کوین دیگه جای بیتکوین بهشون بده، کلاه‌بردارها یا حتی قلدرهایی که سعی میکنن کامیونیتی بیتکوین رو تهدید کنن که خفه بشن (مثل کریگ رایت)، مقاومت کنیم؟ تکنولوژی یه ابزاره! تکنولوژی خودش منشا امنیت سیستم نیست! تکنولوژی فقط یه ابزاره که به مردم کمک میکنه که امنیت چیزی که ارزشمند میدونن رو تامین کنن. یه سرور رو با فایروال نمیشه امن کرد! اگه اتاق سرور در نداشته باشه و اگه اون در قفل نداشته باشه و اگه اون قفل بالاش یه نگهبان نباشه که حاضر باشه ریسک صدمه دیدن از سمت یه خرابکار رو به جون بخره،‌ اون سرور رو نمیشه امن کرد! بیتکوین هم با این مثال فرقی نمیکنه. بیتکوین توسط آدم ها امن میشه! آدم‌هایی که حاضرن از خودشون مایه بذارن و ریسک کنن. هدف از غیرمتمرکز کردن هم اینه که این ریسک رو بین آدم‌های زیادی توزیع کنیم! یه سیستم متمرکز کل ریسکش به گردن یه آدم هستش ولی یه سیستم غیرمتمرکز ریسکش رو بین آدما توزیع میکنه و این آدما هستن که امنیت رو تامین میکنن. تو بیتکوین هم آدما ریسک رو بین خودشون توزیع میکنن. ماین کردن، توسعه‌دادن،‌ خدمات/کالا دادن به ازای بیتکوین (مرچنت‌ها). تمایل و توانایی این آدم‌ها به مقاومت کردن هستش که باعث امنیت بیتکوین میشه. اگه آدم‌ها این ریسک‌ها رو نپذیرن، اونوقت امنیتی تو سیستم بیتکوین وجود نداره. اگه تعداد بیشماری آدم ریسک بپذیرن، اونوقت این ریسک توزیع میشه و به حد مینیمم میرسه! بیتکوین جادوجنبل نیست یه ابزاره، تکنولوژیه و این تکنولوژی خودش منشا امنیت سیستم نیست. آدم‌هایی که اهمیت میدن و درگیر بیتکوین هستن و حاضرن ریسک کنن و خطر کنن، این‌ها هستن که امنیت بیتکوین رو تامین میکنن، ریسک رو بین خودشون تقسیم میکنن و متعاقبا، قدرت بیتکوین هم بین این آدم‌ها توزیع میشه! اگه این آدم‌ها جلوی حمله‌ها ایستادگی نکنن بیتکوینی وجود نخواهد داشت! </description>
                <category>ضیاء صدر</category>
                <author>ضیاء صدر</author>
                <pubDate>Tue, 16 Apr 2019 04:28:22 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>