<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدمهدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Zobdeh</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 02:18:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/112221/avatar/NpAhVX.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدمهدی</title>
            <link>https://virgool.io/@Zobdeh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کارگری؛ سیستم جدید برده‌داری!</title>
                <link>https://virgool.io/@Zobdeh/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-yqhu2yglehi9</link>
                <description>کارگریشاید بعضی‌ها رو دیدید که می‌گن چرا اسلام برده‌داری رو لغو نکرد ولی غربی‌ها تونستن این‌کارو کنن؟ غرب تونست با تمام توان به حمایت برده‌ها بره و اون زنجیرهای بردگی رو از پاشون در بیاره، مثل یک منجی رویایی یک‌دفعه پیداش شد و همه‌شون رو آزاد کرد...خب بعدش چی؟ برده غذا و جا و تمام نیازهاش توسط صاحبش باید تأمین می‌شد. اما حالا چی؟ یه آزادِ بی پناه و بی غذا شده. بله این‌جاست که سیستم جدید برده‌داری که همون منجی رویایی براش مهیّا کرده رو باید تحمّل کنه. با چه فرقی؟با این فرق که حالا با یه حقوق بخور و نمیر مجبوره هرچی صاحب‌کار بهش گفت رو آماده کنه. اگه آماده نکنه هم اخراج! خیلی راحت کارگر  رو از گرسنگی می‌کشه. اخراج هم نکنه حقوقش رو می‌تونه کم بذاره(مثل اون دسته از صاحبان برده‌ای که توی نفقه و مخارج برده کم می‌ذاشتن)یه فرق دیگه هم داره! توی دین اسلام برده ها کم کم آزاد می‌شدن. این باعث می‌شد، اگر می‌خواست کارگری هم بکنه، انقدر تعداد &quot;کارگر به شدّت محتاج نون شب زیاد&quot; زیاد نبود که راضی بشه به یه حقوق ناچیز... چون صاحب‌کارها تنوّع بیشتری داشتن. اگر کسی هم برده می‌مونْد باز قوانین سخت‌گیرانه اسلام نمی‌ذاشتن صاحب برده نفقه(هزینه‌های زندگی) اون برده رو کم بده و همچنین اگر تنبیه بدنی می‌خواست بکنه برده از نظر قانون می‌تونست فرار کنه به سمت دادگاه و آزادی خودش رو بگیره. (تو اسلام قوانین زیادی هست که به نفع برده نوشته شده ولی دیگه بهش پرداخته نمی‌شه چون بردگی لغو شده)البته نمی‌خوام بگم بردگی خیلی خوب بود و باید احیاش کنیم، بلکه می‌خوام بگم حالا که خوشبختانه با قوانین اسلام که به نفع برده‌ها نوشته شده بودن و تحولاتی که توی دنیا پیش اومد و باعث شد بالاخره این شیوه تقسیم‌بندی انسان‌ها نسخ بشه چرا یه تقسیم بندی غیرانسانی دیگه به وجود اومده؟! چرا کسی نمی‌خواد این تقسیم‌بندی رو نابود و کنترل کنه؟این ایراد به حوزه های علمیه و مجلس وارد هست که چرا برای جایگزین بردگی که کارگری باشه به تدوین و تشریح قوانین نپرداختن؟(با خودمون تعارف که نداریم! اگر قوانین به نفع کارگر نوشته نشن از بردگی هم پَست‌تره) امروز کارگران برای گرفتن حقّ خودشون چه پناهی دارن؟ آیا این عدالته که مجبور به تجمّعات اعتراضی با  این‌همه حواشی و سواستفاده ضدانقلاب بشن و دو سه ماه حقوقی گیرشون نیاد و بعد تازه قوه قضائیه بیاد بگه آخ ببخشید که حواسمون به شما نبود؟! حالا رسیدگی می‌شه؟ شکم گرسنه خانواده این کارگر توی این ۵۰،۶۰ روز چی کشیده بود؟! پاسخ این دردها رو کی می‌ده؟</description>
                <category>محمدمهدی</category>
                <author>محمدمهدی</author>
                <pubDate>Sat, 01 Aug 2020 18:06:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رمزارزها و تبلیغات اینترنتی</title>
                <link>https://virgool.io/@Zobdeh/%D8%B1%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C-zfaq7xpbivb9</link>
                <description>رمزارزهاامروز درمورد یه مرورگر اینترنتی مطلبی خوندم که کمی منو به فکر واداشت؛ مرورگر Brave قابلیت پیشفرض حذف تبلیغات اینترنتی رو داره. اما شما می‌تونید در ازای دریافت رمزارز اختصاصی این مرورگر و دیدن تبلیغات سایت‌ها، پول به جیب بزنید!البته این پول فقط به کسانی می‌رسه که مثل ما ایرانیا تحریم نباشن? بنابرین فکری که به سرم زد این بود که چرا اپلیکیشن‌های ایرانی خودمون رو مجبور نکنیم تا در ازای یه مبلغی به ما تبلیغات نشون بدن؟! به هر حال داره حجم اینترنت و اینچ صفحه نمایش ما رو اشغال می‌کنه. اونم مفتی؛ ولی خودش در ازای این تبلیغ پول از صاحب تبلیغ دریافت می‌کنه!برای مثال می‌خوام از پیام رسان گپ شروع کنم که خوشبختانه رمزارز هم داره و سریع‌تر می‌تونه این قابلیت رو فعال کنه.چطوری؟ اینطوری:این پیام رسان در قسمت‌های مختلفی تبلیغاتی رو نشون می‌ده، که البته برای پیشرفت گروه‌شون لازمه. اما نکته این‌جاست که می‌تونن به مخاطب هم گپسی(رمزارز اختصاصی گپ) بدن تا این تبلیغات رو ببینه. این کار هم تبلیغاتی برای پیام رسان خودشونه و هم یه نوع احترام گذاشتن به مشتریان و مخاطبین.پیام‌رسان های ایرانی دیگه و اپلیکیشن‌های دیگه هم می‌تونن از این قابلیت استفاده کنن. بنده فقط یه مثال عرض کردم.امیدوارم این متن به دست کسانی بیُفته که قدرت رسانه‌ای لازم برای این مطالبه رو دارن.بسه دیگه. طولانی نمی‌کنم. خداحافظ ?</description>
                <category>محمدمهدی</category>
                <author>محمدمهدی</author>
                <pubDate>Fri, 31 Jul 2020 19:31:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقدّسات؛ تعصّب‌آور یا تعهّدآور؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@Zobdeh/%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%91%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%B9%D8%B5%D9%91%D8%A8%D8%A2%D9%88%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%B9%D9%87%D9%91%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1-rraqnx2h17jg</link>
                <description>ادیان و مذاهبیکی از شبهاتی که برای دانشمندان علوم انسانی پیش اومده، اینه که مقدّسات «کِشندهٔ انسان به جهل» هستن. چطوری؟!اینطوری:  ما به یک سری مقدّساتی معتقد می‌شیم و طوری اون رو به زندگی‌مون گره می‌زنیم که هیچ نقدی بر اون مقدّسات رو بر نمی‌تابیم و دعوا راه می‌اندازیم. اینطور می‌شه که بین ملّت‌ها جنگ در می‌گیره؛ انسان‌های خوب، با این عقده‌ها از هم دور می‌شوند و ادامهٔ ماجرا... بعضیا حتّی در پی این تفکّر! به خودشون اجازه دادن که «روز جهانی توهین به مقدّسات» رو بنیان‌گذاری کنن؛ جالبش اینجاست که با شعار آزادی بیانه! قبل از جواب دادن به شبههٔ این عزیزان باید اوّل تعریف «مقدّسات» رو بدونیم؛مقدّسات اموری هستن که ارزش احترام دارن و در وجود انسان یک احساس بلند و ژرفی ایجاد می‌کنن. در یک کلمه: «حرمت‌دار»بنده بشخصه به این دانشمندان حق می‌دم که شبهه براشون پیش اومده باشه و اقدام به تدوین کتبی علیه ادیان و مقدّسات کرده باشن ولی این‌که روز جهانی توهین به مقدّسات ساختن رو بر نمی‌تابم. امّا اوّل باید بگم چرا به دانشمندان حقّ این رو می‌دم که شبهه براشون پیش اومده باشه و کتبی علیه مقدّسات بنویسن؛ چون غالبا ادیان و مقدّساتی اطرافشون بوده که اجازهٔ تفکّر و انتقاد و مناظرات عادلانه رو از معتقدین می‌گرفتن.ولی اگر دینی باشه که بگه اول تحقیق کن، بعد من اجازه می‌دم خودت رو از تابعین من بدونی، آیا این اعتقاد و تقدیس اشکال داره؟ اشکال داره که انسان اگر به حقیقتی رسید، اون رو محترم بشماره و حرمت‌دار بدونه؟ قطعا اشکالی نداره بلکه یک تعهّد جدّی و انسانیه.باید بین &quot;اعمال معتقدین&quot; و &quot;حقیقتی که بهش اعتقاد دارن&quot; تفکیک داده بشه.</description>
                <category>محمدمهدی</category>
                <author>محمدمهدی</author>
                <pubDate>Fri, 31 Jul 2020 02:15:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وضعیت شگفت‌آور آگاهی مردم زمان امام حسین علیه السلام!</title>
                <link>https://virgool.io/@Zobdeh/%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A2%D9%88%D8%B1-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-ipmknlcehrw7</link>
                <description>کعبه صدر اسلاموضعیت آگاهی امّت مسلمان از فضایل امام علی علیه السلام در روز منا رو ببینید! امام حسین علیه السلام درمورد تمام صحبت‌هاشون شهادت می‌گیرن، اونم از تمام مخاطبین و همه تصدیق(همراه قسم) می‌کنن:  * چند مورد از فضایل:- شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا می‌دانید که رسول خدا(ص) روز غدیر خم علی(ع) را به ولایت نصب کرد و فرمود: باید حاضران به غایبان برسانند؟ گفتند: آری به خدا. - شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا می‌دانید رسول خدا(ص) در جنگ تبوک به علی(ع) فرمود: تو نسبت به من مانند هارون نسبت به موسایی و تو پس از من زمامدار هر مؤمنی؟ گفتند: آری به خدا.- شما را به خدا سوگند، آیا می‌دانید که رسول خدا(ص) هنگامی که نصارای نجران را برای مباهله فراخواند جز علی(ع) و همسرش (فاطمه‌س)و دو فرزند او (حسن و حسین‌ع) را نیاورد. گفتند: آری به خدا.- شما را به خدا قسم می‌دهم، آیا می‌دانید پیامبر(ص) در روز خیبر پرچم را به دست علی‌(ع) داد و فرمود: پرچم را به دست کسی می‌دهم که خدا و رسولش او را دوست دارند و او نیز خدا و رسولش را دوست دارد، آنکه پی‌درپی (بر دشمن) یورش می‌برد و فرار نمی‌کند و خداوند خیبر را به دست وی فتح کند؟ گفتند: آری به خدا.- آیا می‌دانید که پیامبر(ص) او را برای ابلاغ آیات برائت فرستاد و فرمود: از سوی من کسی (پیام را) نمی‌رساند مگر خودم یا کسی که از من باشد؟ گفتند: آری به خدا.- آیا می‌دانید رسول خدا(ص) او را بر جعفر و حمزه برتری داد، آن هنگام که به فاطمه(س) فرمود: تو را به بهترین خاندانم که اسلامش از همه پیش‌تر، و بردباریش از همه بزرگ‌تر و دانشش از همه بیشتر است تزویج کردم؟ گفتند: آری به خدا.- آیا می‌دانید که رسول خدا(ص) در آخرین لحظات خطبه‌ای که برای مردم خواند فرمود: من در میان شما دو چیز گرانبها می‌گذارم: کتاب خدا و عترتم، دامن آن دو را بگیرید تا هرگز گمراه نشوید. گفتند: آری به خدا.- سپس امام حسین(ع) آنان را قسم داد که آیا شنیده‌اند پیامبر(ص) فرموده: کسی که گمان دارد مرا دوست دارد و علی(ع) را دشمن، دروغ می‌گوید. مرا دوست ندارد کسی که علی را دشمن دارد. شخصی از پیامبر پرسید: چطور؟ فرمود: زیرا علی(ع) از من است و من از اویم، هر که او را دوست دارد مرا دوست داشته و هر که مرا دوست دارد خدا را دوست داشته است. هر که علی(ع) را دشمن دارد مرا دشمن دارد و هر که مرا دشمن دارد خدا را دشمن داشته است؟ گفتند: آری به خدا، شنیدیم!</description>
                <category>محمدمهدی</category>
                <author>محمدمهدی</author>
                <pubDate>Wed, 29 Jul 2020 21:28:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روابط بین الملل؛ بایدها و نبایدهایی ساده!</title>
                <link>https://virgool.io/@Zobdeh/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-i3y7ccqmyouc</link>
                <description>اهمیت روابط بین المللیاهمیت بحثدنیای امروز ما مثل دنیای انسان‌های اوّلیه نیست که بشه بدون رابطه با کشورهای دیگه تمام نیازها رو رفع کنیم. بله باید توی صنایع و تولیدات مهمی که نقش استراتژیک در ادارهٔ کشور دارن به خودکفایی رسید. امّا این به معنای «بستن راه ورود علوم مختلف به کشور» نیست. ما تا جایی که می‌شه باید از مزایایی که می‌تونیم از دنیا کسب کنیم، استفاده ببریم.امّا بعضی کشورها مثل آمریکا به بهانه‌های واهی و شایعه‌پراکنی علیه حکومت ایران، مردم ایران رو تحریم کردن و از اونجایی که فعلا افسار قدرت هم دست این‌هاست تونستن ملّت‌های دیگه رو هم مجبور به قطع روابط با ایران کنن.مشکل ما توی ارتباط برقرار کردن با ملّت‌های جهان به این تحریم‌ها محدود نیست. ما اساتید بسیار فهیمی داریم که دولت رو مجبور به ترک رابطه با کشورهای دیگه می‌کنن. می‌گن بهتره با کدخدا ببندیم؛ با کدخدا که ببندی، همهٔ دنیا به دنبال اون می‌تونن با ما ارتباط برقرار کنن...درست هم می‌گن! اگه با کدخدا ببندیم همه‌چی حل می‌شه. امّا «همه‌چی» اونا با «همه‌چی» که ما لازم داریم فرق داره. ما می‌خواییم هم با دنیا ارتباط برقرار کنیم؛ هم مجبور به عقب‌نشینی از عقاید و آرمان‌هامون نشیم. ما آزادی می‌خواهیم، امّا می‌گن باید آزادی که ما می‌گیم رو بخواهید وگرنه با تحریم طرفید! من نمی‌دونم بعضیا چه واکنش‌های شیمیایی‌ای توی مغزشون رخ می‌ده که با شعار آزادی! دم از توافق با همچین قلدری می‌زنن؛ امّا این رو خوب می‌دونم که توافقی که بر سر فقط «رفع تحریم» باشه حتّی صلح‌طلبانه هم نیست. چون این باعث می‌شه این قلدر جهانی فکرهای بدتری به سرش بزنه. حتّی بعد از رفع تحریم برای وضع نشدن تحریم‌های دوباره، می‌تونه با منابع ارزشمند ما معامله کنه؛ نه تنها ما، بلکه هر کشوری رو می‌ره تحت سلطهٔ ظالمانهٔ خودش بگیره. خلاصه که «همه‌چی» که ما می‌خواهیم شامل آرمان‌ها و دنیاست. نه فقط دنیاطلبی...توافقاتفرق توافق با دوستیاین تیتر شاید در نگاه اوّل خیلی ساده به نظر بیاد و هیچ مناقشه‌ای درش نباشه؛ امّا بعضیا می‌گن شما که با ظالم سر سازش ندارید پس بعضی از توافقاتی که با این‌ها انجام می‌دید دیگه چه معنایی داره؟!بله ما با ظالم سازش نمی‌کنیم. امّا اگر یک توافق باعث بشه که «یک مو از خرس بکّنیم!» قطعا این کار رو باید انجام بدیم. مثلا حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله با اهالی یهود توافقاتی رو انجام می‌دادن؛ امّا با چه شرایطی؟! آیا مثل برجام در ازای امتیازدهی و در مقابل رفع تحریمِ صِرف بود؟ (که البته رفع تحریمی هم ندیدیم!) خیر توافقات حضرت محمّد(ص) همیشه از موضع قدرت بوده. به طوری که بعد از نقض می‌توانستند تمام یهودیان آن منطقه را اخراج و متواری کنند. «این است معنای توافق با دشمن!»امّا درمورد دوستی با روسیه و کشورهای غیرمسلمان زیاد دیگر باید به عرض شما برسونم که معنای «دوستی» در این روابط با «دوستی» که ما با کشورهای مسلمان و همسایه داریم متفاوته. فرقش کجاست؟ شما اگر بازی‌های استراتژی مثل شوگان۲ رو تا حالا تجربه کرده باشید خوب این فرق رو درک می‌کنید. فرقی که رسانه‌های معاند می‌خوان از چشم ملّت ما پنهان بمونه تا بتونن ریل روابط خارجه ما رو دوباره به ریل مذاکرات ذلیلانه با غرب بکشونن.ما در دوستی که با روسیه و چین و... ایجاد کردیم، درواقع فقط به دنبال امتیازگیری(در ازای امتیازدهی عاقلانه نه ذلیل‌کننده) هستیم. مثل بازی‌های استراتژی که ما گاهی با یک امپراطوری دوستی داشتیم تا در مقابل امتیاز تجاری بنادر و... رو به دست بیاریم. (مثال به بازی استراتژی خیلی مثال ساده‌ای بود. شاید بعضیا ایراد بگیرن. ولی بنظرم بازهم برای نزدیک‌کردن ذهن مخاطب این مثال هیچ ایرادی نداره.)غرب یا شرق؟!غرب بهتر است یا شرق؟شاید فکر کنید الآن می‌خوام براتون از خوبی‌های شرق و بدی‌های غرب بگم! اگه همچین فکری کردید هم درست فکر کردید و هم اشتباه! غلطه، چون بالاتر به این مورد اشاراتی کردم. امّا درسته چون می‌خوام یه تکمله‌ای بزنم :)فرق مذاکره با غربی‌ها و شرقی‌ها در این‌جاست که ما در طول تاریخ معاصرمون بیشترین مذاکره رو با این غربی‌های مارمولک داشتیم و در عین حال بیشترین امتیاز رو دادیم و کمترین امتیاز رو گرفتیم. حتّی با شوروی هم که مذاکراتی داشتیم، ردّپای دخالت این غربی‌ها دیده می‌شه. درباری‌های ما چنان خام حرف‌ها و لهجهٔ فرنگی این‌ها شده‌بودن که دیگه هر حرفی از بین دو لب این‌ها می‌شنیدن رو وحی مُنزَل حساب می‌کردن و از قضا توی مذاکراتِ ما با شوروی هم ریش‌سفیدمون بودن(چقدر نایسن آخه). البته چاره دیگه‌ای نداشتن. پول مملکت به جای اینکه خرج توسعهٔ کشور و امکانات جنگی به‌روز بشه، خرج سفر به مملکت گوجه‌فرنگی می‌شد! [برای اطلاعات بیشتر خودتون زحمت بکشید و دو تا سرچ توی اینترنت (حداقل) داشته باشید. چون از موضوع بحث داریم خارج می‌شیم]امّا ما توی توافق با کشورهای شرقی معمولا دشمنی خاصّی با این‌ها نداشتیم و اون‌ها هم انعطاف بیشتری نشون دادن. مثلا امروز که بیشترین تحریم‌ها از جانب غرب و به خصوص آمریکا علیه ماست، اون کشوری که با ما تبادلاتی داشته چین بوده. خب چرا از فرصت استفاده نکنیم و با این‌ها یک‌سری همکاری‌های بین المللی که هم به نفع ما و هم به نفع این چشم بادومی‌هاست، نداشته باشیم؟!خوب بد زشت!بهتر بودن به چه معناست؟بهتر بودن این‌جا یک‌جورهایی انتخاب بین بد و بدتره و یک‌جورهای دیگه‌ای انتخاب بین و بد و خوبه!بین بد و بدتره؛ چون هردو یک سری ظلم‌هایی کردن و ما وقتی با این‌ها توافقی می‌کنیم خیلی هم دل‌مون خوش نیست. امّا بین خوب و بده؛ چون شرقی‌ها کمی انعطاف دارند، اگر توافق نکنیم تمام دنیا رو بسیج نمی‌کنن تا تحریم‌مون کنن. اگر هم توافق کنیم، می‌تونیم استفاده‌ای به‌صرفه از این توافق ببریم، نه اینکه توان موشکی را بدهیم و در عوض گلابی دکوری بگیریم به همراه کشک فرنگی برای سابیدن!مذاکرات خوبتوافق خوب چه توافقی است؟کوتاه جواب بدم! توافق خوب توافقیه که بیشترین امتیازگیری و کمترین امتیازدهی رو داشته باشه. حالا ممکنه یه سری امتیازات رو نتونیم بگیریم. حتّی یه سری امتیازاتی رو بدیم که خوشایند نباشن ولی در کل، امتیازاتی که می‌گیریم به نسبت اون امتیازاتی که دادیم بچربه.تعصّب که نداریم! ما شعارمون «نه شرقی و نه غربیه» هردو رو غریبه می‌دونیم. هرچی باشه نه با مارکسیست‌بازی موافقیم و نه با دموکرات‌بازی! بنابرین توی توافق با هردوی این سگ زرد و شاغال باید مراقب باشیم از این‌سمت بوم به اون سمت بوم نیُفتیم...مشروعیتآیا توافق با یک کشور یعنی مشروع دانستن تمام ویژگی‌های آن؟جواب این سؤال جمع‌بندی این مکتوب هم هست...جمع بندی این شد که دوستی ما فقط با کساییه که توی راه آرمان‌های انقلاب‌مون همراهی‌مون می‌کنن؛ توافقات ما هم با کسانیه که سنگ‌اندازی نمی‌کنن یا حداقل اگر خواستن سنگ‌اندازی کنن در موضع قدرت باشیم و مثل صدر اسلام بتونیم خوار و خفیف‌شون کنیم...یک نکته پایانی هم برای رفع اتّهام باید عرض بشه:در موضع قدرت مذاکره کردن خیلی اهمیت داره و حداقل این قدرت باید این باشه که اگر طرف مقابل زیر توافقاتش زد ما بتونیم جریمه ازشون بگیریم. امیدوارم توی همکاری‌های ایران و چین هم این مورد رعایت بشه وگرنه خوش‌بینی ساده‌لوحانه‌ایه که فکر کنیم توی معامله، طرف مقابل دلش به حال ما سوخته و قصدش سودرسانی به ماست!ممنون که از نظرات خوبتون محرومم نمی‌کنید!یاعلی</description>
                <category>محمدمهدی</category>
                <author>محمدمهدی</author>
                <pubDate>Sun, 26 Jul 2020 00:15:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روح مسیحائی شیعه؛ پاسخ به یک شبههٔ مهم...</title>
                <link>https://virgool.io/@Zobdeh/%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D8%A6%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%A8%D9%87%D9%87%D9%94-%D9%85%D9%87%D9%85-vmoy0dv5rk13</link>
                <description>روح مسیحائی شیعهابتدا می‌خوام روایتی رو از بنیان‌گذار مکتب شیعه بیارم تا بنیان تمام مطلب باشه: سمعت ابا عبدالله علیه السلام یقول لأصحابه: اتّقوا الله و کونوا إخوة بررة متحابّین في الله متواصلین متراحمین تزاوروا و تلاقَوْا و تذاکروا أمرنا و أحیوه  راوی می‌گه: «امام صادق علیه السلام بین اصحاب بودن که این صحبت‌ها رو ازشون شنیدم: تقوای الهی را رعایت کنید و باهم برادرانی باصفا باشید؛ دوستی‌تان در مسیر خداوند جریان داشته باشد؛ در این دوستی پیوستگی داشته باشید و مهربانی کنید. به زیارت هم بروید و یکدیگر را ملاقات کنید؛ در این مهمانی‌ها امر ولایت ما را یادآوری کنید و آن را زنده کنید!»این روایت در ظاهر یه توصیه‌ی اخلاقیه و بس. خیلی از مذهبی‌هایی که نظرشون به جدایی دین از سیاسته هم با این روایت حال روحانی بهشون دست می‌ده! در حالی که اگه به «تذاکروا امرنا و أحیوه» و «تاریخ و حوادث زمان امام صادق علیه السلام» دقّت کنن و دست از تعصّب خودشون بردارن، سیاسی-اجتماعی-اخلاقی بودن این روایت و مکتب شیعه به روشنایی خورشید براشون واضح می‌شه. چون دلیلی نداره که امام یک‌سری توصیه‌ها به دوستی شیعیان و مهمونی رفتن و… کنن و بس! امام، توی اون اوضاعِ خفقان بنی عبّاس داشتن راهی رو برای زنده نگه داشتن امر ولایت الهی به اصحاب و یاران خودشون توضیح می‌دادن. به هر حال در زمان ایشون زنده نگه داشتن ولایت بین شیعه موضوع اصلی بوده.در زمان ما هم اگر بخواهیم علاوه‌ بر توصیه‌ی اخلاقی-اجتماعی امام، به بُعد سیاسی اون هم جامه‌ی عمل بپوشونیم، باید ولیّ خدا رو از بند غیبت رها کنیم. شیعه باید تا می‌تونه موانع ظهور رو از سر راه امام برداره.البته سیاست کلمه‌ایه که ما امروز به کار می‌بریم. این روزا کلمهٔ سیاست یه موجود بی پدر، بی مادر، متعصّب، قبیله‌گرا، مردم‌آزار و ضدّدین رو به یادمون میاره. تا می‌گیم: «دین‌داری ما عین سیاست‌مداری ما است.» فحش و نفرین هست که روانه روح و قبر پدر و مادرمون می‌شه.اوّل از همه بگم که من با فحش و نفرینی که روانه‌ی روح خود این غول بی شاخ و دم که می‌تونه زیر عمّامه و داخل یقه‌های دیپلمات قایم شده و پدر و مادر مشکلی ندارم. من با این مشکل دارم که این غول تونسته کار خودش رو به تمیزی انجام بده و جمعی از شیعه رو با دینی کردن سیاست مخالف کنه و موافق سیاست و قانون سکولار کنه. می‌ترسم آخرش مثل غرب و غرب‌پرست‌ها که دینی به کاملی و پویایی اسلام ناب محمّدی نداشتن و نتونستن مقابل این غول مقاومت کنن، ما هم نتونیم مقاومت کنیم.چه جالب! اصلا نمی‌خواستم از «مقاومت» حرفی بزنم. این غول که خودش از متعصّب‌ترین موجودات عالمه به واژه‌ی مقاومت ما هم رحم نکرده. تا می‌گی مقاومت، بهت انگِ خشک مقدّس مآب بودن می‌زنن. در حالی که ما اگه می‌گیم مقاومت تنها راهه، منظورمون با معنای این واژه کاملا حقّ و درست می‌شه.مقاومت توی میدون جنگ، به مستحکم سازی مواضع و نقاط حیاتی و بعد، جلوی دشمن ایستادن می‌گن. توی مقاومت اسلامی هم ما وقتی تونستیم مقاومت کنیم که عقاید خودمون رو خوب شناخته باشیم تا جلوی موشک شبهات دشمن بتونن مثل یه پدافند هوایی عالی پاسخ کوبنده و دافع بدن. نه این‌که به خیالمون با تعصّب و داد و هوار راه انداختن پیروز شدیم ولی اگه از کارمون فیلم بگیرن، تبدیل به یه موشک علیه خودمون بشه! به هر حال…بگذریم…اون چیزی که به خاطرش عنوان «روح مسیحائی شیعه» رو انتخاب کردم، یکی از بارز ترین مصادیقِ عمل به روایت بالاست!یعنی مجالس وعظ و مدح اهل بیت علیهم السلام.بعضیا می‌گن شیعه، دائما با اشک و آه و افسردگی یاد ائمّه و بزرگانمون می‌افته. می‌گن چرا همه‌اش عزا می‌گیرید؟ مگه با خنده مخالفید؟ با خنده و شادی نمی‌شه یاد ولایتی که امام صادق علیه السلام فرمودن افتاد؟خب…جواب که واسه حرف این دوستامون زیاده.تازه اگه پای جواب متعصّبانه‌ی داد و هوار هم وسط نکشیم !برای نمونه جواب‌هایی رو می‌گیم و این مطلب هم به اتمام می‌رسونیم و خلاص... جواب اوّل: کی گفته بیشتر مراسمات شیعه عزاداریه؟ البته این یه جواب جدلیه. واسه جاهایی کاربرد داره که طرف حسابتون فکر کرده خیلی خوب تونسته تو دلتون رو خالی کنه. (از کلّ این مقاله همین رو از من قبول کنید که خصم شما که داره واسه شما خطّ و نشون می‌کشه نباید از ناراحتی شما خبردار بشه؛ برای من بسّه!) بله آقا! کی گفته مراسمات ما همه‌اش گریه است و افسردگی؟! ما روزانه ۳نوبت می‌ریم مراسم نماز جماعت. هرکدوم حداقل نیم ساعت طول می‌کشه. تازه اگه بگیم فقط یه بار در روز یا هفته میریم نماز جماعت محلّه، توی همین اجتماع هم‌محلّه‌ای‌ها کلّی با هم خوش و بِش می‌کنیم و این، هم باعث می‌شه اگه کمی افسردگی داشته باشیم جبران بشه و هم اون روایت امام صادق که فرمودن با هم ارتباط پیوسته داشته باشید رو عمل کردیم و کلّی ثواب هم بین نمازگزارها پخش می‌شه.اگه کسی مشکلی داشته باشه، راحت‌تر می‌تونه از رفقای مسجدی‌اش کمک بگیره. هر هفته توی همون مسجد، واسه ایتام پول جمع می‌کنیم تا گوشت قربونی براشون هدیه بدیم. هرهفته بالاخره یکی از نمازگزارها می‌تونه شیرینی به‌عنوان ازدواج بچّّه‌اش و یا یه بهونه دیگه پخش کنه و یه مدّاح هم برای مردم شعر بخونه.از صحبت‌های بعد دو نماز و چای بعد نماز مغرب و عشا که دیگه نگم!بله خب. بستگی داره مردم محلّه چقدر به روایات و اخلاق عمل کنن و توی نماز شرکت کنن و برای مسجد محلّه خودشون برنامه ریزی‌های جذّاب داشته باشن. اگه یه مشت خسته و کوفته باشن، متأسّفانه نمی‌شه تضمینی توی کاملا دینی بودن رفتار مردم اون مسجد و اثرگزاری اون داشت…امّا بریم سراغ جواب دوّم: البتّه تا همین‌جا هم موشک شبهه رو با ضدّ هوایی زدیم ناکار کردیم. البته باز هم می‌گم: «این جواب، قانع کننده نیست و فقط برای تنظیم باد طرفه» ? جواب دوّم: این عزا شاید پر اشک و آه باشه. شاید در طی مراسم نوحه‌خوانی همه رو ناامید و داغون و خسته نشون می‌ده (خدا شاهده وقتی این حرفا رو می‌نویسم به حال همه‌ی گریه‌کنان توی این مجالس غبطه می‌خورم. خوشا به سعادتشون!) ولی این گریه‌کن‌ها قبل از گریه، پای منبر بودن. منبری که داخلش از فضائل اهل بیت گفته می‌شه. از امر ولایت گفته می‌شه. از شهادت بزرگان دین توی این راه پاک گفته می‌شه. مردم توی این مراسمات با شور و شعور اشک می‌ریزن. نه با شوری پوشالین و آهی از سر افسردگی…این عزا به‌خاطر امر ولایت اهل بیته. به‌خاطر از دست دادن جواهر انسانیّته که می‌تونه همه‌ی دنیا رو از این گرفتاری‌ها نجات بده و با این حال هنوز خونه رو برای صاحب‌خونه آماده نکردیم. واسه این ناراحتیم که وقتی ظهور کردن با چه رویی به بچّه‌هامون، به دنیا و از همه مهم‌تر به امام بگیم چی شد که این‌همه قرن طول کشید تا آماده بشیم! ما این‌طور عزاداری می‌کنیم تا دل اهل بیت کمی تسلّای خاطر پیدا کنه. با خنده نمی‌شه ثابت کرد ما پای رکاب امام خواهیم بود. خیلی‌ها تو شادی‌ها با تو هستن و تو غم‌ها پا به فرار می‌ذارن…  جواب سوّم: هدف ما توی مراسمات، تکریم شعائر اسلامیه. در واقع ادامه‌ی تپش قلب تپنده‌ی شیعه با روح مسیحائی امام حسین علیه السلام و دیگر پرچمدارانِ نهضت شیعه است که ادامه‌دار و جاودان شده. ما اگه شعائر اسلامی‌ای مثل رشادت‌های حمزه‌ی سیّد الشهدا و تحمّل شکنجه‌های صدر اسلام و کربلا، امام حسین، امیرالمؤمنین و… رو از متن قرآن بگیریم و به کناری بندازیم، دیگه امیدی برای مردم نمی‌مونه. دیگه شاهدِ مثالی از پیروزی‌ها و کاآرامدی‌های اسلام [در صورت عمل به آن] نخواهیم بود.وقتی که مردم برای مفهوم ایمان مصداقی نبینن؛ وقتی مؤمن کامل رو نشناسن؛ وقتی بچّه‌ها رو فقط با مفاهیم ایمان و… آشنا کردیم؛ دیگه از هیچ‌کس انتظار نمی‌ره که به اسلام به چشم یک دین کامل نگاه کنه.   بذارید یه آیه از قرآن بیارم که می‌گه برای مردم با مفاهیم صحبت نکن. با مصادیق، مفاهیم رو منتقل کن:خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَ لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا مُوسَیٰ بِـَٔايَٰتِنَآ أَنۡ أَخۡرِجۡ قَوۡمَكَ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَی ٱلنُّورِ وَ ذَكِّرۡهُم بِأَيَّىٰمِ ٱللَّهِ ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِكَ لَأَيَٰتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ» ﴿ابراهیم٥﴾یعنی ما موسی رو با آیات و معجزات خود مبعوث کردیم و گفتیم قومت را از ظلمات [کفر]، به سوی روشنایی [ایمان] ببر و آن‌ها را به روزهای خدا یادآور. همانا در این روزها، نشانه‌هایی برای هر صبور شکرگزاری است. این‌جا خدا یکی از راه‌های خروج از ظلمات رو یادآوری روزهای خدائی معرّفی کرده. یعنی یکی از موارد مهمّ تکریم شعائر. و در آخر آیه می‌گه این‌ها باعث کمک به ایمان کسانی می‌شه که می‌خوان صبر کنن و شکرگزاری خودشون رو با تمام وجود نشون بدن.ما توی مراسماتی که می‌گیریم، با شعائر اسلامی آشنا می‌شیم و سعی می‌کنیم وظیفه‌ی خودمون توی این مسیر رو پیدا کرده و کم کم جزو شکرگزاران واقعی خدا بشیم. و خود ما هم یک روزی توی یوم الله ساختن توانا بشیم. یکی از هنر های انقلاب اسلامی،‌ زنده کردن و ایجاد یوم الله های تازه برای نسل جوانه. روز اخراج شاه مستکبر؛ روز اخراج آمریکا از ایران؛ روز شهادت شهید حججی که باعث بیداری جوانان شد و این یوم الله ها باید ادامه پیدا کنه. جواب چهارم: خب…وقتی فهمیدیم چه بلاهایی سر پرچمداران انسانیّت و خداپرستی و شیعه اومده، چطور می‌تونیم با اینکه می‌دونیم، امام زمانمون داره اعمال ما رو مشاهده می‌کنه، به شادی و کف زدن بپردازیم؟ مگه ما هم می‌خواهیم مثل غرب و عشّاق غرب،‌ شادی‌های ظاهری کنیم و تظاهر کنیم که همه چی آرومه؟!  جواب پنجم: گیریم همه چی آروم باشه. امام زمانی که غائب باشه هم نداریم. شما باشید و وجدان خودتون! ما توی این مجالس مگه قرار نشد دینمون رو، اخلاقمون رو و خلاصه همهٔ کمبودها رو جبران کنیم؟خب این با تلنگر بهتر درست می‌شه یا با دست و جیغ و هورا؟ معلومه دیگه. با تلنگر. اون‌هم وقتی که بعد تلنگر به ائمّه متوسّل بشیم و اشک بریزیم. همین باعث احساس سبکی و آزادی روح ما می‌شه. کسی که دلی پر از عقده و غم داره، وقتی زیاد خودش رو به شادی پوشالی بزنه، کم کم از درون نابود می‌شه. بیرون ریختن عقده‌ها خودش باعث آروم شدنه؛ دیگه فکرش رو بکنید وقتی که دردامون رو به ائمّه می‌گیم چه کمک‌های غیبی به ماها می‌رسونن…شاهد من، کسی که قراره ثابت کنه این مراسمات افسرده‌کننده نیستن، عزاداران همین جلسات هستن. شما برید هیئتی‌ها رو بعد جلسه ببینید! چه حالی، چه شوخی‌هایی بعد روضه می‌کنن. دور هم با صمیمیّتِ تمام گپ می‌زنن.بله. اگه بعد دوباره همون آش و همون کاسه می‌شه و مشکلات باقی می‌مونه، واسه اینه که زود قول‌هایی که داده بودن فراموش می‌کنن… جواب ششم: حالا فرض می‌گیریم، گناهامون درست شده. امام هم که توی جواب قبلی گفتیم غایب نیستن. مشکل دینی هم ظاهرا نداریم… خب، شما خودتون کلاه خودتون رو قاضی کنید؛ جامعه‌ی ما پر مشکلاته؛ بعضی فقرا دارن به سختی روزگار می‌گذرونن و… حالا بریم به هر مناسبتی شادی به راه کنیم؟!خودتون اگه فقیر باشید توی این مراسمات که یه مشت مرفّه بی درد راه می‌اندازن شرکت می‌کنید؟ [این چیزیه که عقل می‌بینه. کسی که مشکل داره که دائما شادی پوشالی راه نمی‌اندازه!]خب وقتی دائم شادی کنی یعنی مشکلی نداری دیگه! گفتیم قراره مراسم مذهبی، محتوای مذهبی داشته باشه و ما با شور و شعور توی مراسم شرکت کنیم. حالا اگه بیشتر مراسمات مذهبی رو، به شادی پرداختیم، شعوری توی این می‌بینید؟ قضاوت با خودتون. از ما گفتن! جواب هفتم: ما آدما وقتی بدهکاریم و بفهمیم که بدهکاریم بیشتر به درست شدن‌مون امیدوار می‌شن، تا وقتی که خودمون رو به اون راه زدیم…مراسم شادی، به خودی خود و اگه به اندازه باشه بد نیست ولی اگه بیشتر به شادی پرداختیم، خدا هم می‌گه شما وضعتون خوبه دیگه؟ باشه همین‌طور ادامه بدید… جواب آخر و اتمام حجّت مطلب رو بگم که هم شما خسته شدید، هم من..  جواب هشتم(نتیجه‌گیری): بنده در این‌که بیشتر مراسمات شیعه به بهونه‌ی روضه‌ای برای سیّدالشهدا برگزار بشه مشکلی نمی‌بینم؛ هیئت اگه با اصول معنوی و اخلاقی برگزار بشه اتّفاقا باعث شادی و سبکی روح می‌شه. همون‌طور که گفته شد، با تلنگر بیشتر امید به مؤمن شدن آدما می‌ره. و در ضمن، ما مراسمات شادی هم داریم. که باید به ارتقای سطح کیفیّت و روشنگر بودن اون‌ها بپردازیم.توی یه جمله براتون عرض کنم: «مراسم شیعه قبل اینکه مراسم عزا باشه، مراسم روشنگریه.» علی یارتون. دست حق نگهدارتون!</description>
                <category>محمدمهدی</category>
                <author>محمدمهدی</author>
                <pubDate>Thu, 11 Jun 2020 17:48:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همهٔ ما مریز هستیم، دقیقاً با همین ز!</title>
                <link>https://virgool.io/@Zobdeh/hame-marizim-ba-hamin-ze-w51loxvu5ssz</link>
                <description>بله همه مریزیم. فحش هم نیست. اتفاقاً هرکسی مریز نباشه یا مرز خوبی برای خودش انتخاب نکرده باشه، مثل ویندوزِ بدون آنتی‌ویروس، یا خونِ بدون گلبول سفید و یا حلیم بدون شکره.البته نامردیه اگه نگم که این واژه رو از خودم در وَکَردم ?اول یک مقدمه درباره واژهٔ مریز بگم. مریزتقریبا همهٔ ما حداقل آشنایی اجمالی رو با زبان عربی داریم. بالأخره بخواهیم یا نه، فارسی‌ای که ما ایرانی‌ها صحبت می‌کنیم و می‌نویسیم، به عربی نزدیکه (البته عربی قدیم و فصیح. نه الآن که مردم با لهجه‌هاشون داغونش کردن).مریز بر وزن فعیل، صفت مشبهه است و یه جور ثابت بودنِ مرز داشتن رو می‌رسونه، یعنی تا دنیا دنیاست و ما توش زندگی می‌کنیم، مرز هم داریم.حالا وقتی یک نفر برای خودش و بهتر بگم، برای تفکرش مرزی انتخاب می‌کنه، می‌گیم این آقا/خانم مریز شدن و چه مریزی بهتر/بدتر از این می‌تونه باشه!حالا چرا [بهتر/بدتر]؟چون مرزی که برای تفکر انتخاب می‌کنیم، خیلی وقت‌ها موقع نتیجه‌گیری، یا Error می‌ده و مجبور می‌شیم با غریزه (به تنهایی) تصمیم بگیریم، یا اررور نمی‌ده و نمی‌فهمیم اشتباهی نتیجه گرفتیم! همون «جهل مرکب منطقی».بعضی‌ها هستن وقتی عقل‌شون یه چیزی رو می‌گه و نمیتونن نتیجه بگیرن، سریع انکارش میکنن. مثل آتئیست‌ها که تا از معاد براشون میگی، انکارش می‌کنن. در حالی‌که در بهترین حالت باید بگه «نه میتونم قبولش کنم نه رد»! چون دلیلی برای رد کردن نداره.یا بعضی هم هستن وقتی یه چیزی رو نفهمیدن انکارش می‌کنن. یعنی حتی از مورد قبلی هم بدتر! باز هم مثل آتئیست‌ها که انکار می‌کنن، مَر وجود خدا را! در حالی‌که هنوز حتی دلیلی برای انکار براهین عقلی وجودِ خدا ندارن، چه رسد به وجود خودِ خدا که یه امر غیر مادیه و نمی‌شه با شناخت تجربی دربارش فکر کرد.این دو دسته، اونایی هستن که لجبازی (یا هر چیزی از خانوادهٔ غریزه مثل غرور، تنفّر، ترس و…) رو مرز خودشون برای پیدا کردن حق قرار دادن.یه دسته دیگه هم هستن که تونستن (و به سختی هم تونستن) عقل رو مرز و خط قرمز قرار بدن. از تمام زوایا به بحث نگاه کردن (یا حداقل از تمام زوایایی که شده، نگاه کردن).این دسته مریزایی هستن که گفتیم چه مریزی بهتر از اینا می‌تونه توی دنیا باشه.خب می‌دونید، خیلی سخته که تشخیص بدیم کی از کدوم دستهٔ مریزهاست.چون توی همه گروه‌های انسان‌ها، مریز از هر دو دسته هست. مثلاً ممکنه یکی مسلمون شده باشه ولی حتی یه بارم به ذهنش نیومده باشه که چرا مسلمونه؟! یا یه یهودی که چون مادرش یهودی بوده یهودیه، یا آتئیستی که باز در این مورد حداقل می‌دونه مرز داره و از دو دستهٔ قبلی یه ذره فقط از این جهت جلوتره. و الّا آدم به چیز خوبی نزدیک شده باشه و ندونه نزدیکه، بهتره که دور شده باشه و فکر کنه نزدیکه. نتیجه:نتیجه‌ای که میخوام بگیرم اینه که ما اوّلاً باید برای سیستم تفکر خودمون مرزهای حق و باطل و درست و غلط رو روشن کنیم.چون در هر صورت به صورت خودکار یک سری مرزها توی ذهنمون شکل می‌گیره و اگه خودمون مرزهای عاقلانه درست نکنیم، ممکنه غریزهٔ ما این کارو انجام بده و بعدش باید فرقون بیاریم و سیمان بار بزنیم!نگیم همه تفکرات درسته. نه، این اول از همه برای خودمون خطرناکه. ثانیاً باید توی قضاوت دیگران خیلی منطقی رفتار کنیم. ممکنه مخاطب یا خودِ ما توی یکی از مرزبندی‌ها اشتباه کرده باشیم که این فقط با یک بحث منطقی و احتمالا چندین جلسه‌ای و طاقت‌فرسا می‌تونه درست بشه.اینم بگم که حداقل مرزی که یه مریز می‌تونه داشته باشه ادبه. هیچ بحثی بدون این مرز نمی‌تونه پایان خوشی داشته باشه، مگه این‌که جمع رفاقتی باشه که خیلی از کلمات اون‌جا بی‌ادبی حساب نمی‌شه که بگیم ادب اون‌جا تعطیله.</description>
                <category>محمدمهدی</category>
                <author>محمدمهدی</author>
                <pubDate>Sat, 04 Jan 2020 19:53:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما هم مثل مردم زمان امام سجادیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Zobdeh/%D9%85%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%85-hfbigwte6tnq</link>
                <description>حدیث انتهای مطلب از این کتاب شریف است.خیلی از ما مردم، امام سجاد علیه السلام رو یه امام آروم و سازشگر میشناسیم. حتی بعضی تحلیلگران تاریخ، لقب بیمار(بخاطر چند روزی که تو ماجرای عاشورا بیمار بودن!) به ایشون دادن. در حالیکه ایشون تمام عمرشون مثل باقی آدما هم مریض میشدن و هم دوران زیادی در سلامت بودن.امام سجاد (ع) تو دوره ای زندگی میکردن که بخاطر خفقان شدید و جاسوسان زیاد، هم حکومت طاغوتی زمان در اوج قدرت خودش بوده و هم هر حرکت کوچیک ایشون زیر نظر بوده؛ شاید دلیل اینکه ایشون مستقیما انقلابی علیه طاغوت نکردن هم همین بوده. چون برای انقلاب بالاخره حرکتهایی مثل ملاقات های مشکوک لازم میشده. امام حتی به مختار ثقفی هم صراحتا اجازه انقلاب ندادن؛ خیلی از مورّخین بخاطر همین موضوع معتقدن ایشون با درگیری مخالفن و به مختار تا حد ارتداد میتازن. یکی از انقلابهای زمان ایشون داخل خود مدینه شکل گرفت که منجر به فاجعه شد، اولا رهبران این انقلاب به امام سجاد مراجعه نکردن تا نظرشون رو بپرسن، مشاوره نظامی که پیشکش! و ثانیا این رهبران داخل مدینه سنگر گرفته بودن، وسط خونه های خودشون. شاید شما هم این حدیث امام علی(ع) تو خطبه ۲۷ رو شنیده باشید: «هر ملتی که درون خانه اش مورد هجوم دشمن قرار گیرد حتما ذلیل خواهد شد»! یه جورایی انقلاب بلاتکلیفی بنظر میاد... هرچند همین انقلاب ها بود که حکومت رو تضعیف کرد. بگذریم...!ماجرای قدرتگیری بنی عباس با تظاهر به محب اهل بیت بودن به تنهایی نشون میده که مردم بیش از هرگروهی به اهل بیت اعتماد داشتن که باعث شد بنی عباس هم از این موقعیت به نفع خودشون استفاده کنن. البته اینکه مردم به ائمه اعتماد داشتن دلیل نمیشه که پیرو اعمال ائمه هم بوده باشن! زمان امام سجاد(ع) مدینه النبی که تا چندی پیش صحابه پیغمبر رو داشت حالا کنسرت توش برگزار میشه اونم با استقبال بیشمار مردم اونم با خواننده های زن! نمیخوام بگم مردم خودشون تنهایی به این سرعت اونطور شدن، دولت ببخشید، حکومت طاغوتی هم میخواست و فشار میاورد تا مردم سرشون به این چیزا گرم باشه و مخالفتی با ظلمها و نابود کردن اسلام نداشته باشن. واقعا هم با مخالفین خودش برخورد میکرد! به هر حال وقتی مردم سیره امامی رو میپذیرن و دعوتش میکنن به شهرشون برای تحقق آرمان های اسلام ولی با دستای خودشون(و البته با ترس از وعیدهای ابن زیاد) امامشون رو به شهادت میرسونن باید هم این روزا رو ببینن! آزادی مطلق به سبک جنگل اونم نه با پادشاهی شیر، که با پادشاهی کفتارها... یه چیزی تو مایه های پاکستان امروز که دولت انرژی هسته ای داره و حتی تروریستا بهترین سلاحا رو دارن ولی مردم از داشتن یه کشور تمیز هم بی بهرن.‏امام سجّاد عليه‌السلام:  و إنَّ أبغَضَ النّاسِ إلَى اللّه ِ مَن يَقتَدي بِسُنَّةِ إمامٍ و لا يَقتَدِي بِأعمالِه [الكافى، ج ۸ ص ۲۳۴]من حدیث شناس نیستم، حتی تاریخ اون زمان هم دقیق تو دستم نیست. اما مصداق این حدیث امام سجاد(ع)، تو زمان ما هم زیاده؛ هستن آدمایی که دم از ائمه علیهم السلام میزنن ولی نه با طاغوت مبارزه ای دارن، نه نماز درستی(بدون ریا و...) میخونن، نه انصاف دارن، نه به مردم رحم میکنن و نه خیلی از تیکه های پازل انسانیت رو تو دلشونه!</description>
                <category>محمدمهدی</category>
                <author>محمدمهدی</author>
                <pubDate>Fri, 03 Jan 2020 22:31:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماجرای بُشرِ حافی</title>
                <link>https://virgool.io/@Zobdeh/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%8F%D8%B4%D8%B1%D9%90-%D8%AD%D8%A7%D9%81%DB%8C-ctej4uabhdrj</link>
                <description>سلامتو این روزگار که کانالای تلگرامی و ماهواره و پیجهای اینستاگرامی، پر شده از شعار آزادی، شاید خیلیامون فکر کردیم آزادی و بنده خدا بودن با هم زمین تا آسمون فرق دارن.حالا این بحثا نیازی جزئی شدن من نداره چون میخوام براتون یه داستان بگم. البته آزادی که دین به ما میگه خیلی کامل تر از دموکراسی غربیه چون توی دین ما هیچ انسانی حق برتری جویی و حکمرانی بی اجازه خدا رو نداره، جز به خدا خضوع و خشوع نمیکنیم و این یعنی به هیچ چیزی توی این دنیا تکیه نمیکنیم و بی دلیل نمیپذیریم(حتی خود خدا رو با تحقیق میپذیریم!). مخاطب این داستانی که میخوام بگم باید به این رسیده باشه که حتما خدایی داریم و اون خدا حتما خیر ما رو میخواد. اتمام حجتهایی از طریق پیامبران و ائمه با ما کرده. اون فرستادگان احکامی به ما یاد دادن که [اگه عمل کنیم] بُعدِ روحانی ما(البته نه این آقای روحانی که پدر روح و روان و جسم همه رو درآورده) میتونه در کنار دنیامون رشد کنه؛ حتی با وجود اختیار محدود به دنیای محدود شده و (در نگاه اول) به هم ریخته و (در نگاه دوباره) هدفمند و قانونمند داریم.بسم الله الرحمن الرحیمروزی امام کاظم علیه السلام که از کوچه های بغداد رد میشدن متوجه سر و صدای دایره دمبک و رقص و آواز خونه ای شدن. برعکس ما که تا گناه مردم مزاحمتی برامون نداشته باشه، امر به معروف و نهی از منکر نمیکنیم، امام(ع) وقتی خادمه اون شخص که برای بیرون گذاشتن آشغالا بیرون اومده بود رو دیدن ازش پرسیدن: «صاحب این خونه آزاده یا عبد؟» زن گفت: «نه آزاده» امام(ع) گفتن: «راست میگی اگه عبد بود از مولاش میترسید». زن کاراشو که انجام داد رفت داخل. صاحبخونه گفت: «چی شد دیر کردی؟»، اون زن ماجرا رو تعریف میکنه. صاحبخونه همونجور پابرهنه از خونه بیرون میره و امام(ع) رو میبینه، معذرت خواهی میکنه و با گریه و خجالت از کاری که کرده پیش امام (ع) توبه میکنه و بعد از اون دیگه کفش نمیپوشه. که بعدها اسمش شد بشر حافی. حافی یعنی پابرهنه.نقد و نتیجه اخلاقی :)البته این داستان ساختگی هست. ساختگی بودنش بخاطر اینه که امام کاظم علیه السلام به بغداد که برده شدن بلافاصله زندانی شدن؛ در ضمن بشر حافی از اهل سنت بودن پس همچین معرفتی نسبت به ائمه نداشته که باعث بشه از توی خونه با اون حال مستی بفهمه کسی که نصیحتش کرده امام کاظم(ع) بوده. ما با جمله «اگر عبد بود از مولاش میترسید» کار داریم.امیدوارم از این مطلب استفاده کرده باشید.یا علی...</description>
                <category>محمدمهدی</category>
                <author>محمدمهدی</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jan 2020 21:40:48 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>