<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های زهره عباسی موحد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Zohreh_abbasi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:59:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1615102/avatar/grQWUl.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>زهره عباسی موحد</title>
            <link>https://virgool.io/@Zohreh_abbasi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دانستنی‌های آشپزخانه</title>
                <link>https://virgool.io/@Zohreh_abbasi/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B4%D9%BE%D8%B2%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-zcc6bsglwugc</link>
                <description> جا افتادن غذا:این اصطلاح در مورد غذاهای ایرانی به کار می‌رود و مربوط به مراحل آخر طبخ غذا میباشد.اگر غذا خورشت باشد باید روغن بیندازد تا معلوم شود که غذا جا افتاده است. و اگر غیر از خورشت باشد باید آب آن تبخیر شود و غلیظ شود.سفت شدن سفیده تخم مرغ:سفیده تخم مرغ را باید از زرده جدا کرد و در ظرفی خشک و تمیز ریخت و به حدی آن را با همزن و چنگال می‌زنیم که سفت و پفکی شود، به طوری که اگر ظرف را برمی‌گردانیم از ظرف بیرون نریزد.طبخ بن ماری:از روش بن ماری در تهیه دسرها، کرم‌ها و شربت‌ها استفاده می‌شود که مستقیم روی حرارت اجاق قرار نگیرد. بدین ترتیب که ظرف محتوی دسر یا کرم را در ظرف آبی قرار می‌دهیم که روی حرارت اجاق در حال جوشیدن است. باید توجه داشته باشیم که مقدار آب قابلمه زیاد نباشد تا هنگام‌ جوشیدن وارد ظرف دسر یا کرم شود.فرم گرفتن خامه:خامه را به همراه پودر قند در ظرف چینی ریخته و روی یخ قرار می‌دهیم و با چنگال یا همزن هم می‌زنیم، به حدی که وقتی با چنگال روی آن خط می‌اندازیم، جای آن محو نشود.توجه داشته باشیم که خامه را نباید بیش از حد زد زیرا تبدیل به کره می‌شود و یا می‌بُرَد.کارامل کردن شکر:شکر را در ظرفی ریخته و روی حرارت ملایم اجاق می‌گذاریم، تا کم کم آب شود وبه رنگ طلایی در آید. سپس مقداری آب جوش به آن اضافه کرده، بجوشد تا ذرات شکر به خوبی حل شود و شربت غلیظی بدست آید.شربت کارامل را در کرم‌ها، حلواها، شیرینی‌جات، بستنی‌ها و بعضی غذاها به منظور تغییر رنگ و عطر غذا استفاده می‌کنند.شکرک زدن:این حالت معمولا در مرباها و شربت‌ها و عسل دیده می‌شود.وقتی که مربا بیش از حد جوشیده شود و یا ترشی آن کم باشد، شکرک می‌زند. برای رفع شکرک باید مقداری آبلیمو و یا جوهر لیمو در اواخر طبخ مربا به آن اضافه کرد.قوام‌ ‌آمدن:این حالت هم در طبخ مربا‌ها و شربت‌ها به کار می‌رود و آخرین مرحله طبخ مواد محسوب می‌شود.زمانی که روی مربا یا شربت دانه‌های مروارید شکل به وجود آید، چند قطره از شربت را در بشقاب می‌ریزیم، کمی صبر می‌کنیم تا سرد شود، سپس بشقاب را تکان میدهیم. اگر قطرات شربت به سختی در ظرف حرکت می‌کرد و یا به شکل عسل کش می‌آمد، شربت یا مربا در این مرحله قوام آمده است.مربا:برای تهیه مربا باید به نکاتی مهم توجه کرد:میوه‌هایی که برای مربا در نظر می‌گیرید، سالم و بدون لک بوده و زیاد رسیده نباشند.همیشه برای یک کیلو میوه‌ی شیرین ۷۵۰ گرم شکر و برای میوه‌های ترش یک کیلو شکر در نظر می‌گیریم.هیچ مربای گرمی را در شیشه نریزید، صبر کنید تا خنک شود.ظرفی را که برای پخت مربا استفاده می‌کنید، باید لعابی باشد.برای پخت مربای به بهتر است از ظرف مسی استفاده کنید.برای پخت مربا، درب قابلمه را باز بگذارید تا رنگ آن تغییری نکند و خوشرنگ بماند. (اما مربای به را بلافاصله پس از خاموش کردن حرارت، درب قابلمه را دم کنی گذاشته و تا ۲۴ ساعت درب آنرا باز نکنید، تا مربا عقیقی رنگ و براق شود.)برای اینکه مربای مورد نظرمان نرم و لطیف شود، حتما میوه‌ها را قبل از اینکه به شکر اضافه کنیم، باید بپزیم. چون شکر پوست میوه را سفت میکند.برای تمیز شدن شکری که می‌خواهیم در پخت مربا و یا شربت استفاده کنیم، یک عدد سفیده تخم مرغ را چنگال خوب به هم زده و به شربت در حال جوشیدن اضافه کرده و از صافی رد می‌کنیم تا رنگ آن سفید و شفاف شود.در تهیه مربای خانگی می‌توانیم از ترفندهای مخصوصی استفاده کنیم، مثلا: توت فرنگی را با سیب مخلوط کرده و مربا درست کنیم. یا از آب تمشک در انواع مرباها می‌توانیم استفاده کنیم.برای اینکه مربای خوب و خوشرنگی داشته باشیم بهتر است هر بار بیشتر از ۲ یا ۳ کیلو مربا درست نکنیم.از زمانی که مربا به جوش می‌آید تا آخرین لحظه باید کف آن را بگیریم.توجه داشته باشیم اسانسی که برای معطر کردن مربا استفاده می‌کنیم باید در اواخر پخت به آن اضافه کنیم تا عطر آن حفظ شود.برای خوش طعم شدن در صورت تمایل از هل ، گلاب و بهار نارنج استفاده کنید.برای هم زدن مربا بهتر است از قاشق چوبی استفاده شود.برای پخت مربا از چند ساعت قبل میوه ها را با شکر مخلوط کرده تا کیفیت مربا بیشتر شود.بهتر است شیشه‌های مربا در جای خشک و خنک نگه داری شود، تا تغییر رنگ و مزه ندهد.</description>
                <category>زهره عباسی موحد</category>
                <author>زهره عباسی موحد</author>
                <pubDate>Fri, 10 Jun 2022 01:26:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مامان ایرانی و سه‌قلو‌ها ۲</title>
                <link>https://virgool.io/@Zohreh_abbasi/%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%88-%D9%87%D8%A7-%DB%B2-croio1kggewr</link>
                <description>(ادامه‌ی پست قبل)زوج جوان بسیار نگران این بودند که نتوانند از عهده‌ی نگهداری این سه نوزاد بر بیایند. به آنها امیدواری می‌دادم که خداوند این هدیه رابه شما عطا کرده و برای نگهداری از آنها به شما توانایی هم می‌دهد.مرتب به مادرشان آموزش می‌دادم، برای چگونگی نگهداری و تغذیه و بهداشت نوزادان. مرتب با پزشک متخصص کودکان در تماس بودم تاخدایی نکرده نوزادان دچار مشکل نشوند. تغذیه‌ی نوزادان در اولویت قرار داشت. چون مادرشان نمی‌توانست تنها با شیر خود سه نوزاد را سیر کند، پس تامین شیر خشک برای این خانواده‌ی طلبه معضل بزرگی بود. چون این نوزادان باید شیر خشک خاصی را مصرف می‌کردند. از طریق خیرین اقدام به تهیه‌ی شیر خشک و پوشاک کردم و همچنین لباس و وسیله‌های بسیار لازم. البته ناگفته نماند که توسط موسسه‌ی جامعة المصطفی و موسسات دیگر به آنها کمک‌های اندکی می‌شد، ولی به اندازه‌ای نبود که برای نوزادان کافی باشد.خانواده‌های بسیاری برای نگهداری از این کودکان ابراز آمادگی می‌کردند ولی پدر و مادرشان به هیچ عنوان قبول نمی‌کردند. خانواده‌ی خیری پیشنهاد دادند تا زمانی که کودکان احتیاج به شیر خشک و پوشاک دارند، برای آنها تامین کنند و این کمک بسیار بزرگی بود برای اقتصاد خانواده. برای تهیه خوراکی‌ها و همچنین آب میوه که مادر کودکان به آنها نیاز داشت از خانواده‌ام کمک گرفتم. مادرم می‌گفت مادر این نوزادان مانند دختر خودم است و با نهایت توان برای او وقت می‌گذاشت.ماجرا به همین سادگی نبود، مادر کودکان دچار خستگی روحی و جسمی پس از زایمان شده بود و لازم بود که کمکی برای رسیدگی به بچه‌ها شود تا مادرشان بتواند کمی استراحت کند. پدر کودکان هم مجبور شده بود مرخصی تحصیلی بگیرد تا بتواند به کودکان رسیدگی کند. همچنین پیشنهاد پرستار کودک از سمت موسسه‌ی جامعة المصطفی داده شد اما از سوی مادرشان این پیشنهاد رد شد.از طرفی محل سکونتشان برای یک خانواده‌ی ۵نفره بسیار کوچک بود. با تلاش‌های فراوان یکی از دوستانشان (که او هم نیز اهل نیجریه بود) و همکاری من و همچنین موسسه‌ی جامعة المصطفی توانستیم خانه‌شان را جابه‌جا کنیم و یک واحد بسیار مناسب در همان شهرک طلاب برایشان تهیه کنیم.(لازم به ذکر است که بگویم خیلی از هم وطنانمان بر این باورند که این طلاب خارجی برای تحصیل در ایران شرایط بسیار خوبی دارند و همچنین حقوق بالایی دریافت می‌کنند، اما باور کنید اینطور نیست و ای کاش می‌توانستید خودتان از نزدیک شرایط زندگیشان را ببینید)خلاصه پس از جا‌به‌جایی منزل برایشان وسایل منزل نیز تهیه کردم چون بچه‌ها نیاز به امکانات بیشتری داشتند. یخچال بزرگ‌تر نیازداشتند و تهیه‌ی این وسایل برای من بسیار شیرین و لذت بخش بود. زیرا چنان پدر و مادر بچه‌ها استقبال می‌کردند و خوش‌حال می‌شدندکه من انگیزه‌ی دو چندان می‌گرفتم.حال پس از حل این مشکلات خیالم راحت‌تر شده بود و حال باید مشکل تنها بودن مادرشان را حل می‌کردم. مادر را به یک مشاور مجرببه صورت تماس تلفنی ارجاع دادم و برای درد استخوان و درد شانه‌ای که در دوران بارداری و سنگینی بچه‌ها برایش پیش اومده بود یک خانوم دکتر به ایشان معرفی کردم. و همچنین با یک خانوم دکتر فیزیوتراپ نیز در ارتباط بودند. همه را برایش فراهم کردم تا روز به روز بهتر شود. پس از اینها با کمک دوستان پدر بچه‌ها و چندی از مسئولین موسسه‌ی جامعة المصطفی توانستیم شرایطی را فراهم کنیم که مادربزرگ نوزادان به ایران بیاید تا از نظر روحی کنار مادر بچه‌ها باشد و همچنین به او در مراقبت از بچه‌ها کمک کند که این اقدام نیز بسیار موثر واقع شد. همچنین با این شرایط پدر بچه‌ها نیز توانست به تحصیل خود ادامه دهد.حالا رفت و آمد بچه‌ها مشکلات خاص خودش را داشت و تصمیم گرفتم برای آنها کالسکه بخرم تا بتوانند باهم بیرون بروند. برای هزینه‌ی کالسکه مبلغی حدود ۱۰میلیون تومان نیاز داشتیم که هزینه‌ی سنگینی بود. برای همین بین دوستان و آشنایان فراخوانی زدم و در همین بین خیری پیدا شد و یک کالسکه برای سه‌قلو‌ها به ما هدیه داد. روزی که برای بردن کالسکه به خانه‌شان رفتم، آنقدر صحنه‌ای که با آن روبه‌رو شدم جالب بود که خودم هم اشک می‌ریختم. آنقدر پدر و مادر بچه‌ها ذوق زده شده بودند که باورشان نمی‌شد چنین کالسکه‌ای رابرایشان هدیه داده‌اند. چندین بار پرسیدند که آیا این کالسکه واقعا برای آنهاست؟ خیلی دوست داشتم که از این صحنه‌ها فیلمی تهیه کنم اما نمی‌خواستم مزاحم حریم خصوصی‌ آنها شوم و حتی هر بار که وارد خانه‌شان می‌شدم گوشی‌ام را خاموش می‌کردم تا احساس امنیت کنند. حتی عکس‌هایی که از این کودکان دارم را نیز خودشان با میل و رضایت خودشان برایم ارسال کردند.مانند بچه‌های خودم در ماهگرد تولدشان برایشان کیک و هدیه می‌فرستادم و پدر و مادرشان را به سر شوق و انگیزه می‌آوردم. اسباب بازی برای بچه‌ها می‌فرستادم و نکات آموزشی و روانشناسی را با توجه به مطالعاتم برای مادرشان خاطر نشان می‌کردم.الحمدالله بچه‌ها روز به روز بزرگ‌‌تر می‌شدند و رشد طبیعی‌شان به خوبی پیشرفت می‌کرد. ناگفته نماند که من هم نوه‌ی کوچکی هم سن سه‌قلوها داشتم ولی بخاطر شرایط کرونایی و محل سکونت‌شان که شهر دیگری بود از او دور بودم و این امر باعث ناراحتی من می‌شد به حدی که اطرافیان هم دلواپس حال من بودند. با وجود این بچه‌ها آنقدر مشغول شده بودم که دوری نوه‌ام را از یاد برده بودم و این را تقدیر الهی می‌دانستم.حالا دیگر بچه‌ها غذا خور شده بودند و آرد برنج، مغز بادام و شیره‌ی انگور آماده می‌کردم و برایشان می‌فرستادم تا از بهترین موادغذایی استفاده کنند. بعد از مدتی نیز گوشت، مرغ و سبزیجات بسته‌بندی شده ارسال می‌کردم تا کمک‌ حال مادر و مادربزرگشان باشم.در ۸ ماهگی قسمت شد که بچه‌ها به همراه خانواده به زیارت امام رضا (علیه السلام) بروند که از سوی آستان قدس رضوی به این سفر دعوت شده بودند و نکته‌ی جالب آنکه در زمان حضور مادربزرگ بچه‌ها در ایران به این سفر دعوت شدند. تشکرازاینکهتااینجاهمراهمنبودید،موفقباشید. </description>
                <category>زهره عباسی موحد</category>
                <author>زهره عباسی موحد</author>
                <pubDate>Fri, 20 May 2022 23:31:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مامان ایرانی و سه قلوها</title>
                <link>https://virgool.io/@Zohreh_abbasi/%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%88%D9%87%D8%A7-gs1ptdw3sr74</link>
                <description>عکس سه قلوهااز زمانی که یادم می‌آید دوست داشتم که کمک حال دیگران باشم و به حول قوه الهی دستی زیر پر و بال دیگرانی که احتیاج به کمک دارند بگیرم و قدم خیری بردارم و گره از مشکلات دیگران باز کنم.چون در خانواده‌ای بزرگ شده‌ام که همگی دست خیر داشتند و پدر مرحومم از خیرین معتبر و به نام شهر بودند. خداوند متعال توفیقاتی نصیبم کرده تا بتوانم در این راه موفق باشم و به طرق مختلف در این امر فعال باشم و از افرادی که احتیاج به مسکن، خوراک، درمان، مایحتاج زندگی و... دارند دست گیری و حمایت کنم. البته ناگفته نماند که این موفقیت‌ها با همراهی و مشایعت دیگران میسر بوده و بحمدالله دوستان، آشنایان، بستگان و خانواده همراه همیشگی من بوده‌اند. همیشه سعی کرده‌ام مواردی را هدف قرار بدهم که کمتر در دید دیگران قرار گرفته‌اند، مثلا اتباع خارجی، چون نظرم این بوده که کمتر به آنها کمک و توجه می‌شود و دید اکثر مردم بر این است که چرا به کشور ما آمده‌اند؟ بایستی در کشور خودشان می‌ماندند و کار می‌کردند، اما نظر من این بوده که حتما دلایلی داشته‌اند که به کشور ما مهاجرت کرده‌اند، مثل ناامنی کشورشان، ارتقای سطح علمیشان، احیای دینشان و... و لازم است که ما با آنها به گونه‌ای رفتار کنیم که با خاطره‌ای خوب از ایران بروند و مبلغی باشند برای مردم کشور ما.خلاصه خانواده‌های اتباع افغانستانی را مرتب حمایت می‌کردم. همانطور که گفتم از همکاری و کمک دیگران گرفته تا کار کردن خودم و وقف دستمزدم برای آنها. همیشه لذت می‌بردم از اینکه این افراد را خوشحال و راضی می‌دیدم و زندگی‌ام را مدیون دعاهای این افراد هستم. سعی کرده‌ام ارتباطی صمیمانه با آنها برقرار کنم و به درد دل‌هایشان گوش بسپارم و به هر سختی که بوده گره از مشکلاتشان باز کنم. خانواده‌هایی که با آنها آشنا می‌شوم با اینکه خارجی هستند به راحتی من را می‌پذیرند و به خودشان نزدیک می‌بینند و با من درد دل می‌کنند و فرزنداشان من را عمه صدا می‌کنند.از زمانی که وارد دانشگاه شدم بعضی از اساتید و دوستانم از کار خیری که من انجام می‌دهم با خبر شدند تا اینکه با دوره بیماری کرونا مواجه شدیم که همه چیز در فضای مجازی رد و بدل می‌شد. حدود 1 سال پیش یکی از اساتید بزرگوارم به من پیام دادند و فرمودند که خانواده‌ای نیجریه‌ای را می‌شناسند که خداوند به آنها سه قلو عطا کرده است. نوزادان به دنیا آمده‌اند و هنوز در بیمارستان هستند، اگر کمکی از دست شما بر می‌آید از آنها دریغ نکنید. بر اساس اینکه موارد معرفی شده را به دقت بررسی می‌کردم، با کمک همان استاد بزرگوار پیگیری کردم و موضوع را به دقت بررسی نمودم تا مورد تایید قرار گرفت.عکس سه قلوهاپدر و مادر نوزدان برای تحصیل در علوم حوزوی به ایران آمده بودند. با اینکه تعداد زیادی از افراد خانواده‌شان اهل مذهب تسنن هستند آنها اهل مذهب تشیع بودند.  آنها در ایران غریب و بی‌پناه بودند و تحت پوشش موسسه جهانی جامعه المصطفی و در یک واحد آپارتمان بسیار کوچک در یکی از شهرک‌های ویژه طلاب اطراف قم زندگی می‌کردند. وقتی که با هماهنگی قبلی به دیدن آنها رفتیم تا هم وضعیتشان را از نزدیک ببینیم و هم تولد کودکان را تبریک بگوییم، بسیار خوشحال شدند و استقبال بسیار گرمی از ما کردند و به اینصورت آشنایی ما آغاز شد و من شدم مامان ایرانی سه قلوها.مادر بچه‌ها نیاز شدیدی به همکاری و همراهی داشت چون به تنهایی از پس این نوزادان بر نمی‌آمد. من مرتب به آنها سر میزدم و بیشتر با آنها انس می‌گرفتم و از دیدن نوزادان و شیوه متفاوت و سادگی زندگیشان لذت می‌بردم.در ابتدا چون ناخواسته و توسط فضای مجازی به دیگران معرفی شده بودند برای آنها مزاحمت بسیاری ایجاد می‌شد که باعث خستگی وکلافگی آنها شده بود. پس از کمی صحبت و آشنایی با آنها متوجه شدم که این زوج جوان پس از مدتی که از زندگی مشترکشان سپری می‌شد فهمیده‌اند که برای فرزندآوری دچار مشکل هستند و باید برای درمان اقدام کنند. وقتی که تا حدی از درمان ناامید شدند، به ائمه اطهار متوسل شدند و از حضرت فاطمه(سلام الله علیها) حاجت گرفتند و خداوند فرزندان سه قلویی به آنها عطا کرده بود. نوزادان با وزن بسیار کم به دنیا آمده بودند، یک دختر و دو پسر. مسلما نگهداری از این کودکان برایشان بسیار سخت بود و احتیاج به مراقبت ویژه داشتند.ادامه دارد...عکس سه قلوها(در قسمت بعد از چگونگی مواجهه این زوج جوان با مشکلاتشان و کمک‌هایی که به آنها شد برایتان خواهم نوشت...)</description>
                <category>زهره عباسی موحد</category>
                <author>زهره عباسی موحد</author>
                <pubDate>Mon, 02 May 2022 19:56:43 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>