<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی حاتمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@_alihatami</link>
        <description>توسعه دهنده بازی، برنامه نویس سی‌شارپ، علاقه مند به برنامه نویسی، نویسندگی، تکنولوژی و استارتاپ</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 04:11:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>علی حاتمی</title>
            <link>https://virgool.io/@_alihatami</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بررسی گوشی Poco X3 Pro؛ قاتل اقتصادی پرچم‌دارها</title>
                <link>https://virgool.io/@_alihatami/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%AF%D9%88%D8%B4%DB%8C-poco-x3-pro-%D9%82%D8%A7%D8%AA%D9%84-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%DA%86%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-wdob483khaxk</link>
                <description>برند پوکو زیرمجموعه شرکت شیائومی پس از معرفی و عرضه گوشی poco X3 Pro با استقبال چشمگیری روبه‌رو شد. poco x3 pro را میتوان بهترین گوشی در رده قیمتی خود برای گیمینگ دانست. poco x3 pro را میتوان به عنوان نسخه ارتقا یافته poco x3 nfc ارزیابی کرد که البته بیشتر این تقویت در بخش سخت افزار گوشی از جمله به‌کار بردن تراشه کوالکام Snapdragon 860 بجای Snapdragon 732G در گوشی poco x3 nfc دانست. گوشی poco x3 pro در اجرای بازی‌ها بسیار قوی عمل میکند و متقابلا poco x3 nfc با دوربین 64 مگاپیکسلی‌اش نسبت به دوربین 48 مگاپیکسلی آن برتری دارد. از لحاظ ظاهری هردو یکسان بوده و هردو دارای گواهی IP53 مقاوت دربرابر ذرات گرد و غبار و ترشح آب بوده اما بطور کلی ضد آب نیستند. نداشتن قابلیت 5G شاید کمی دلسرد کننده باشد، درصورتی که نیاز به این تکنولوژی دارید میتوانید جایگزینی همچون Moto G 5G Plus را انتخاب کنید.نمایشگر 120 هرتزی، پردازنده قدرتمند Snapdragon 860 و باتری بزرگ 5160 میلی آمپر ساعتی این گوشی باعث میشود که این میان رده اقتصادی مشخصاتی نزدیک و حتی برابر با پرچمداران داشته باشد.بررسی طراحی گوشی Poco X3 Proپنل پشتی گوشی از جنس پلاستیک بوده که در مدل‌های اخیر برند پوکو استفاده از پلاستیک در پشت و بدنه گوشی رویه‌ای معمول شده است، البته در poco x2 شیشه در پشت گوشی به‌کار گرفته شده است. در وسط قاب پشتی گوشی نواری براق با خطوط مورب قرار گرفته است و در جوانب آن رنگ کاور مات هست. یکی از معایب ظاهر poco x3 pro را شاید بتوان وجود لوگوی بزرگ Poco در پشت آن تلقی کرد. صفحه جلویی گوشی به محافظ گوریلا گلس 6 مجهز شده است. فریم حاشیه گوشی از جنس پلاستیک بوده. حسگر اثر انگشت گوشی در کناره آن قرار گرفته است و سرعت بالایی دارد. وزن گوشی نسبتا زیاد بوده و گوشی ضخیم است. گوشی در رنگ های سیاه، برنز و آبی به بازار عرضه شده‌اند. در رنگ سیاه آن پلاستیکی بودن کاور پشتی و فریم کناره آن مشخص‌تر است.گوشی poco x3 pro دارای اسپیکر استریو یکی در بالا و دیگری در پایین است. البته شاید متوجه شوید که هنگام مشاهده فیلم یا انجام بازی اسپیکر بالایی گوشی نسبت به اسپیکر پایین ضعیف‌تر باشد که، البته هنوز هردو باهم کیفیت بسیار خوبی دارند و قطعا از اسپیکر منو بهتر هستند. اندازه نمایشگر گوشی 6.67 اینچ بوده که درآن نسبت نمایشگر به بدنه 84.6 درصد است. همچنین گوشی دارای گواهی IP53 میباشد و دربرابر نفوذ ذرات گرد و غبار و ترشحات آب مقاوم است، البته گوشی ضد آب نبوده و درصورت قرار گرفتن درآب احتمال آسیب جدی به آن زیاد است.باتری Poco X3 Proگوشی poco x3 pro همانند poco x3 nfc از یک باتری نسبتا بزرگ لیتیوم پلیمری با ظرفیت 5160 میلی آمپر ساعتی بهره میبرد. عمر باتری حتی با وجود پردازشگرهای قوی این مدل بسیار قابل قبول است. در استفاده معمولی و سبک روزانه، باتری میتواند تا دو روز کامل دوام بیاورد و درصورت استفاده نسبتا سنگین میتواند هنوز یک روز دوام بیاورد. این میزان از نگهداری باتری باتوجه به قیمت poco x3 pro بسیار راضی کننده است. گوشی قابلیت شارژ 33 واتی را دارا میباشد، از این رو درجعبه گوشی یک آداپتور شارژ 33 واتی نیز قرار دارد که بنا به مشخصات اعلام شده توسط پوکو میتواند شارژ گوشی را در مدت 30 دقیقه به 59 و در 59 دقیقه 100 درصد برساند.بررسی سخت افزار و بازده گوشی Poco X3 Proدر این بخش poco x3 pro حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. پردازده اصلی گوشی Snapdragon 860 با فناوری ساخت هفت نانومتری است، poco x3 pro اولین گوشی است که از این چیپست قدرتمند استفاده میکند. پردازنده مرکزی هشت هسته‌ای گوشی شامل یک هسته کریو 485 طلایی با فرکانس 2.96 گیگاهرتز، سه هسته دیگر از این مدل با فرکانس 2.42 گیگاهرتز و چهار هسته کریو 485 نقره‌ای با فرکانس 1.78 گیگاهرتز. گوشی از پردازنده گرافیکی Adreno 640 بهره میگیرد که آن را قادر به اجرای بازی‌های با گرافیک بالا همچون PUBG mobile، COD mobile و Fortnite میسازد. با توجه به قیمت poco x3 pro این گوشی بهترین مدل در رده خود برای گیمینگ میباشد و حتی نسبت به هم‌رده های خود با همچین پردازنده‌ای بازهم عملکرد بهتری نسبت به آنها خواهد داشت. سیستم عامل اندروید در پوکو ایکس تری پرو بسیار روان عمل میکند. گوشی در دو حافظه 128 گیگابایت حافظه ذخیره سازی و 6 گیگابایت حافظه رم و 256 گیگابایت حافظه ذخیره سازی و 8 گیگابایت رم عرضه شده است و حافظه داخلی استفاده شده در این دستگاه از نوع UFS 3.1 میباشد. به‌همراه این مشخصات قدرتمند پردازشی در گوشی یک خنک کننده برای جلوگیری از گرم شدن بیش از حد گوشی تعبیه شده است. در بخش پلتفرم نرم‌افزاری گوشی دارای اندروید 11 به همراه رابط کاربری اختصاصی شیائومی MIUI 12 است.نمایشگر Poco X3 Proدر ادامه بررسی گوشی poco x3 pro قصد داریم، نمایشگر آن را مورد بررسی قرار دهیم. صفحه نمایش گوشی با اندازه 6.67 نسبتا بزرگ بوده. نوع نمایشگر آن IPS LCD است و نرخ نوسازی تصویر 120 هرتزی آن سبب حرکات روان صفحات قابل اسکرول وب و نمایش بازی‌ها میشود. صفحه نمایش به‌کار رفته در این گوشی قدرت تشخیص لمس 240 هرتزی را ارائه میدهد که باعث دریافت فرامین کاربر در سریع‌ترین زمان میشود. از دیگر ویژگی های صفحه نمایش میتوان به پشتیبانی از HDR10 مناسب برای پخش ویدیوهای با کیفیت و روشنایی خوب نمایشگر که 450 نیت میباشد است. نمایشگر تصاویر را با رزولوشن برابر 2400 در 1080 پیکسل، یعنی 395 پیکسل در هر اینچ به نمایش میگذارد. خوشبختانه در بالای صفحه نمایش فقط یک سوراخ کوچک برای دوربین سلفی گوشی تعبیه شده است که فضای بسیار کمی از آن را اشغال میکند. صفحه نمایش این گوشی با نمایشگر بزرگ، با وضوح بالا و نمایش گسترده طیف رنگی مختلف برای تجربه گیمینگ و تماشای فیلم و ویدیوهای یوتیوب بسیار مناسب طراحی شده است. نرخ نوسازی 120 هرتزی نمایشگر poco x3 pro با این قیمت فوق‌العاده است و میتوانید آن را در دو حالت 60 یا 120 هرتز تنظیم کنید، با تنظیم نرخ نوسازی بالاتر متوجه تاثیر ملموس آن بر حرکت روان منوهای اندروید خواهید شد. با توجه به LCD بودن نوع نمایشگر نمیتوان انتظار کنتراست تصویر بی‌نقص را داشت اما با این وجود در نمایش پیکسل های سیاه حتی در محیط تاریک نیز زیاده روی نمیکند.بررسی دوربین Poco X3 Proشیائومی پوکو ایکس تری پرو از یک دوربین چهارگانه بهره میبرد که در پنل پشتی گوشی در میانه و بالای آن قرار دارد. دوربین را میتوان نقطه برتری poco x3 nfc بر pro دانست که از لحاظ عددی مشخصات بالاتری دارد. دوربین اصلی پوکو ایکس تری 48 مگاپیکسل بوده این درحالی هست که دوربین ان‌اف‌سی 64 مگاپیکسل است. دوربین اصلی دارای لنز واید مناسب برای گرفتن عکس های عریض با بازشوندگی دریچه دیافراگم f/1.8 به همراه قابلیت فوکوس خودکار بوده است. لنز اولترا واید با پوشش 119 درجه‌ای تصویر بسیار مناسب ثبت تصاویر فوق عریض میباشد. دو دوربین دیگر گوشی 2 مگاپیکسلی است، لنز ماکرو با گشودگی دریچه دیافراگم f/2.4 و لنز عمق که بسیار به ثبت تصاویر پرتره کمک میکند با دیافراگم f/2.4 است. سلفی گوشی نیز یک دوربین 20 مگاپیکسلی بوده و وضوح بسیار خوبی داراد.تصاویر گرفته شده با دوربین 48 مگاپیکسلی وضوح خوبی دارند و رنگ‌ها مطابق با سوژه عکاسی ثبت میشود اما از آنجا که تصاویر گرفته شده با دوربین 48 مگاپیکسلی با کیفیت 12 مگاپیکسل ذخیره میشوند، هر چهار پیکسل به یک پیکسل بزرگتر تبدیل شده و باعث میشود که جزئیات در برخی موارد همچون شاخ و برگ درختان کمتر باشد و در آن بخش‌ها حالت لکه دار شده به‌خود بگیرد. تصاویر ثبت شده با دوربین 8 مگاپیکسلی اولترا واید از کیفیت خوبی برخوردار است. بطور پیشفرض دامنه دینامیکی تصویر و کنتراست آن در این دوربین بسیار خوب است ولی درصورت تمایل برای بهبود دامنه دینامیکی تصویر و کاهش نویزها میتوان حالت HDR را فعال نمود که البته هزینه آن کاهش در جزئیات تصویر است. همچنین از یکی از نکات مثبت poco x3 pro در مقایسه با nfc در بخش دوربین امکان فعال کردن حالت شب برای دوربین فوق عریض است که تصاویر بسیار خوبی را میتوان در تاریکی شب با آن گرفت.جمع بندیگوشی شیائومی پوکو ایکس تری پرو باتوجه به مشخصات بالایش درکنار میان‌رده بودنش از ارزش خرید بالایی برخوردار است. با هزینه یک میان‌رده شما یک نمایشگر بسیار باکیفیت با نرخ‌ نوسازی 120 هرتز بدست خواهید آورد. نمایشگر اش که توسط  یکی از بهترین متریال‌های حفاظتی صفحه جلویی یعنی گوریلاگلس 6 حفاظت میشود و قدرت تشخیص تاچ 240 هرتزی بسیار سریع، انتخاب این گوشی را پیشنهادی بسیار وسوسه انگیز میکند. پوکو ایکس تری پرو را میتوان بهترین گوشی مناسب گیمینگ در این رده قیمتی در نظر گرفت. با پردازنده قدرتمند Snapdragon 860 و دیگر مشخصات بالای مطلوب گیمینگ‌اش به همراه لیکوئید کولینگ قطعا آن را به بهترین گزینه در رده قیمتی خود برای گیمرها میکند. سخت افزار قدرتمند و نمایشگر بزرگ گوشی توسط باتری نسبتا بزرگ 5160 میلی آمپر ساعتی گوشی نیرو رسانی میشود و در این بخش نیز گوشی کم‌نمیاورد .ظاهر گوشی بسیار شبیه به پوکو ایکس تری ان‌اف‌سی است، شاید اگر ضخامت، وزن و اندازه 6.67 اینچی گوشی کمتر بود به آن وجه بهتری میداد که البته باوجود سخت‌افزار قوی گوشی ضخامت و وزن آن منطقی است. دوربین چهارگانه گوشی با پشتیبانی از HDR قابلیت گرفتن عکس‌ها با دامنه دینامیکی بسیار مطلوب و رنگ‌های طبیعی، از دیگر نکات مثبت این میان‌رده قدرتمند به شمار می‌آید. همچنین دوربین گوشی توانایی ضبط ویدیوهای 4K با نرخ‌فریم 30 و کیفیت 1080 با فریم‌ریت 30/60/120/240 دارا میباشد. اسپیکر استریو گوشی نیز بخوبی در پخش صداها در حالت‌های مختلف پاسخگو است.با درنظر گرفتن ویژگی‌های poco x3 pro، میتواند گزینه بسیار مناسبی برای شما به‌خصوص مناسب برای فعالیت‌های سنگین‌تر نظیر بازی‌کردن یا تماشای ویدیو‌ها با کیفیت بالا باشد. با این حال جایگزین های دیگری نیز همچون Poco X3 NFC، Xiaomi Redmi Note 10 Pro و یا A42 5G با دارا بودن قابلیت 5G، هستند که با توجه به نیازها و سلیقه تان شاید برای شما گزینه بهتری باشند.</description>
                <category>علی حاتمی</category>
                <author>علی حاتمی</author>
                <pubDate>Mon, 27 Sep 2021 14:50:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی ۵ از بهترین بازی‌های استراتژی موبایل</title>
                <link>https://virgool.io/GameWorld/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DB%B5-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D9%84-ub2pplsottik</link>
                <description>در این مقاله قصد دارم ۵ تا از برترین بازی‌های سبک استراتژی موبایل را به شما معرفی کنم؛ سبک استراتژی یکی از محبوب ترین سبک‌های بازی موبایل در بین بازیکن‌ها به‌خصوص بازیکنان پیگیرتر که وقت زیادی از خود را به این بازی‌ها اختصاص میدهند است.درحال حاضر ما در دوران طلایی بازی‌های استراتژی موبایل قرار داریم. بسیاری از عنوان‌های موفق این سبک با الگوگیری از بازی‌های کلاسیک استراتژی یا با به کارگیری نوآوری و استفاده از مکانیزم‌های جدید ساخته شده‌اند.سبک استراتژی در بازی‌های موبایل بسیار پرطرفدار بوده و مخاطبان بسیاری دارد. این سبک از قدیمی‌ترین سبک‌ها در بین بازی‌های ویدیویی بوده و عناوین بسیار موفقی نیز همچون Age of Empires، سری Civilization و Command &amp; Conquer: Generals سبب محبوبیت بیشتر این سبک شده‌اند. بازی های پلتفرم پی سی هم از لحاظ زمان و هم پول هزینه بر هستند، بسیاری از بازیکنان موبایل معمولا حاضر نیستند بازی‌هایی با گیم‌پلی طولانی برای ساعت‌های زیاد بازی کنند؛ اما درعوض بازی‌های موبایل هم رایگان بوده و هم نیازی نیست زمان زیادی را برای یادگیری و تجربه آنها اختصاص دهند. با گذشت زمان و روی‌کار آمدن گوشی‌های هوشمند استودیو های بازی‌سازی مختلف بازی‌های متعددی در این ژانر برای بستر موبایل عرضه کردند. طرفداران اصلی سبک استراتژی معمولا بازیکنان هارد کور (hard-core) هستند اما بخش عمده بازیکنان پلتفرم موبایل را کاربران عادی که معمولا حوصله و وقت یادگیری قوانین و مکانیزم‌های پیچیده این سبک از بازی‌ها را ندارند تشکیل میدهند. بازی Clash of Clans یکی از بازی‌های منتشر شده در این سبک برای پلتفرم موبایل هست که توسط استودیو بازی‌سازی خوش‌نام سوپرسل ساخته شده است. کلش آف کلنز توانست رکورد‌های زیادی را بزند و طی مدت زمان کوتاهی به یکی از معروف‌ترین بازی‌های موبایل کل دوران تبدیل شد. مهمترین عامل موفقیت سوپرسل در بازی کلش آف کلنز توجه به مخاطبان بستر موبایل بود، این بازی برخلاف بسیاری از عنوان‌های مشابه تا حد امکان مکانیزم‌های ساده ای را اتخاذ کرد و گرافیک جذاب و چشم‌نواز آن دل تعداد زیادی از مخاطبان را بدست آورد. در ادامه به معرفی ۵ از برترین بازی‌های استراتژیک خواهیم پرداخت:جنگ قبایل؛ Clash of Clansشاید کمتر کسی باشید که حداقل اسم بازی کلش آف کلنز را نشنیده باشد. Clash of Clans ساخته استودیو فنلاندی سوپرسل اولین بار در سال ۲۰۱۲ عرضه شد و موجب انقلاب بزرگی در بازی‌های استراتژیک موبایل شد. کلش آف کلنز یک بازی آنلاین با محوریت اجتماعی است و درآن شما وظیفه ساخت، ارتقا و تقویت ساختمان‌ها و نیروهایتان را بر عهده دارید. هدف اصلی شما در بازی توسعه و ارتقای دهکده‌یتان با ساخت و ارتقای ساختمان‌ها، غارت دیگر بازیکنان برای کسب منابع بیشتر و شرکت در نبردهای قبیله‌ای و پیروزی درآنان است. ساختمان‌های بازی به‌طور کلی شامل سازه‌های دفاعی برای دفاع از دهکده در مقابل دیگر بازیکنان، سازه‌های منابع مثل معادن طلا و اکسیر و ساختمان‌های مرتبط با نیروهای شما مانند سربازخانه یا اردوگاه سربازان شما. ویژگی‌های اجتماعی بازی سبب میشود تا بازی همیشه حس زنده بودن را به بازیکنان القا کند. شما میتوانید با پیوستن به قبلیه با دیگر بازیکنان تعاملاتی همچون بحث و گفتگو، نبرد بین قبیله‌ای، نبرد دوستانه و کمک به هم قبیله‌های خود با اهدای نیروها مشغول شوید. با گذشت سالیان زیادی از عرضه بازی کلش آف کلنز هنوز هم جزو برترین‌ها به حساب می‌آید. سازندگان بازی به‌طور پیوسته آنرا پشتیبانی و آپدیت‌های متعددی نیز هر از مدتی برای آن منتشر میکنند. بنابراین اگر از آن دسته از مخاطبانی هستید که علاقه زیادی به مدیریت، رقابت و همکاری با دیگر بازیکنان دارید بی شک کلش آف کلنز یکی از بهترین گزینه‌های پیش روی شماست. حتی اگر تجربه بسیار کمی از بازی‌های استراتژی دارید کافیست که برای چند دقیقه این عنوان را امتحان کنید و به راحتی در جهان آن غرق خواهید شد. البته مواظب باشید که بیش از حد به بازی اعتیاد پیدا نکنید!پادشاهان موبایل؛ Lords Mobileلردز موبایل ساخته دیگری از سازنده بازی Castle Clash، تجربه متفاوت و البته پیچیده‌تری را در سبک استراتژیک بازی‌های موبایل ارائه میدهد. شاید در نگاه اول به‌خاطر گرافیک کارتونی و رنگارنگ بازی گمان کنید که با اثر ساده دیگری همچون بسیاری از عنوان‌های مشابه معمولی روبه‌رو هستید اما اشتباه نکنید! لردز موبایل تجربه جدی و واقعی از سبک استراتژیک را برای بازیکنانش فراهم میکند. امپراطوری خود را با توسعه ساختمان‌ها و بازکردن مناطق قفل شده یا مه گرفته گسترش دهید و با آموزش نیروهای نظامی قدرتمند به همراه قهرمان مخصوص خود که به آن لرد گفته میشود و ویژگی‎های منحصر به فرد خود را دارد به نبرد با دیگر بازیکنان بپردازید. بازی برخلاف عنوان‌های ساده استراتژی در پایگاه اصلی خود تنوع زیادی در ساختمان‌ها دارد، هرکدام ویژه کار مخصوص به خود هستند و معمولا باید زمان زیادی را برای ارتقا آنها منتظر بمانید. همین نکته خود از کلیدی‌ترین ویژگی‌های بازی لردز موبایل است، در این بازی شما وقت زیادی را برای مدیریت و ساخت و ساز امپراطوری خود صرف خواهید کرد و سنگینی ترازو بیشتر در این سمت است تا حمله و غارت به دیگر بازیکن‌ها. همچنین نبردهای بازی نیز وابسته به نوع مدریتی شما بوده چراکه در هنگام نبرد عملا شما نظاره گر خواهید بود و نقشی در این حین نخواهید داشت و پیروزی شما عمدتا به نحوه انتخاب نیروی‌هایتان و قهرمان‌ها است.همچون بسیاری دیگر از بازی‌های استراتژیک لردز موبایل نیز جنبه‌های اجتماعی پررنگی دارد. شما میتوانید با پیوستن به اتحادها از مزایای آن بهره‌مند شوید و یا میتوانید اتحاد خود را تشکیل داده و به همراه دوستان خود امپراطوری تان را گسترش دهید. قطعا لردز موبایلی اثری شایسته در سبک خود است و اگر از طرفداران بازی‌های استراتژی قدیمی همچون The Settlers هستید بی شک لردز موبایل نظر شما را جلب خواهد کرد.نبرد برتر؛ Top War: Battle Gameپس از موفقیت‌های چشمگیر بازی‌های Clash of Clans و Clash of King استودیوهای زیادی رو به تلقید از آثار این استودیوهای موفق آوردند. هم‌اکنون بسیار سخت است که در بین بازی‌های استراتژی اثری کاملا اصیل و نوآورانه پیدا کرد که تقریبا همه ویژگی‌های گیم‌پلی آن از بازی‌های مثال زدنی این سبک الهام گرفته نباشد. بازی Top War: Battle Game عنوانی سرگرم کننده و موفق از استودیو بازی‌سازی چینی Topwar Studio است. بازی سعی کرده است درعین حفظ المان‌های اصلی یک بازی استراتژی، خلاق باشد و ویژگی‌های جدید را ارائه دهد. Top War: Battle Game با الهام گیری از بسیاری از عنوان‌های موفق توانسته است تا راه خود را با بازی‌های صرفا کپی شده جدا کند. در اولین نگاه بازی متوجه میشویم که طراحی هنری محیط و شخصیت‌های آن از بازی Boom Beach الهام گرفته شده است. بازی در گیم‌پلی اصلی خود با بهره‌گیری از قابلیت‌های ترکیب ساختمان‌ها همچون آثاری از جمله Merge Dragons و نقشه بزرگ بازی که شبیه به بازی Clash of King هست، تجربه جدیدی را برای مخاطبان خود به ارمغان می‌آورد. شما باید جزیره متروکه خود را به یک پایگاه نظامی قدرمنتد متشکل از ساختمان آموزش نیروها، معادن طلا و مخازن آن و... تبدیل کنید. از جذاب‌ترین نکات بازی میتوان به قابلیت ارتقا ساختمان‌ها و نیروها با ترکیب آنها اشاره کرد که سبب میشود بازیکنان مجبور نباشند مدت زیادی را منتظر ارتقای آنها بمانند و وقت بیشتری را درون بازی سپری خواهند کرد. بازی نقشه بسیار بزرگی دارد که درآن بازیکنان مختلف به غارت دیگر بازیکنان یا مبارزه با روبات‌های غول پیکر میپردازند. از آنجا که شما در نقشه جهانی بازی قرار دارید و احتمال حمله به شما توسط دیگر بازیکنان زیاد است توصیه میشود که به یک اتحاد بپیوندید تا تنها نباشید. در کل بازی Top War: Battle Game با جلوه‌های گرافیکی زیبا به همراه تعداد بسیار زیادی قهرمان درون بازی میتوانند عنوانی سرگرم کننده و هیجان انگیز برای شما باشد. این بازی را میتواند بصورت رایگان از پلی استور یا اپ‌استور تهیه کنید.ظهور پادشاهان؛ Rise of Kingdoms: Lost Crusadeبازی Rise of Kingdoms: Lost Crusade‏ با وجود داشتن وجه تشابه برخی از المان‌هایش با دیگر بازی‌های این ژانر، ایده بسیار جالبی را به‌کار برده است، بازیکن میتواند از میان ۸ تمدن و ۲۰ نوع قهرمان بازی یکی را انتخاب و براساس آن داستانش را پیش ببرد. مسئولیت شما به عنوان یک فرمانروا باید به سرزمین خود رونق ببخشید و آن‌را آباد کنید، این امر را میتوانید با ساخت و ساز، تولید غذا و منابع و ساخت نیرو های نظامی میسر کنید. بازی از لحاظ طراحی بصری، همانند بسیاری دیگر از نمونه‌های دیگر سبک کارتونی را انتخاب کرده که به آن جلوه فوق‌العاده زیبا و خیره کننده‌ای میدهد. بازی در روایت و به تصویر کشیدن تمدن‌های مختلف به‌شکلی مثال‌زدنی عمل کرده. با انتخاب تمدن مورد نظر ساختمان‌ها، سربازها و قهرمانان هریک که متناسب با آن تمدن طراحی شده‌اند را مدیریت خواهید کرد. استودیو Lilith Games در گیم‌پلی بازی نوآوری خاصی انجام نداده و مشابه بسیاری دیگر از عناوین مشابه بوده اما درکل استفاده از تمدن‌های مختلف در دوره‌های تاریخی مختلف با فناوری‌های زمان خود باعث میشود که گیم‌پلی بازی با وجود تکراری بودن جذاب باشد و مخاطبان را ساعت‌های زیادی به خود مشغول کند. بازی دارای دو بخش تک نفره و چندنفره است، در بخش تک‌نفره بازی میتوانید بر روی ارتقا و توسعه قلمرو خود تمرکز کنید و البته در بخش چندنفره با دیگر بازیکنان از سراسر جهان به رقابت بپردازید.ظهور پادشاهان در حال‌حاضر جزو برترین و سرگرم‌کننده‌ترین عنوان های سبک استراتژی به حساب می‌آید و هم‌اکنون ده ها میلیون بازیکن از کشورهای مختلف در آن درحال گسترش قلمرو و تمدن خود هستند. گرافیک زیبا، گیم‌پلی جذاب و اعتیادآور به همراه روایت داستانی متفاوت که توسط بازیکن رقم میخورد همه و همه از نکات مثبت بازی Rise of Kingdoms: Lost Crusade هستند.بوم بیچ؛ Boom Beachهمه ما استودیو سوپرسل را با بازی‌های باکیفیت و نوآورانه اش میشناسیم و بازی بوم بیچ نیز از این قاعده مستثنی نیست. داستان بازی از این قرار است که شما رهبری گروهی از نیروهای نظامی را که به جزیره متروکه‌ای پناه برده‌اند را بر عهده دارید. هدف شما از آمدن به اینجا مبارزه با نیروهای خبیث مرسوم به Blackguard به رهبری ستوان Hammerman است، میباشد. بطور کلی بازی به دو بخش دفاع و حمله تقسیم میشود. در بخش دفاعی بازی شما باید پایگاه خود را به سازه‌های دفاعی مختلف مجهز کنید، از مهمترین آنها میتوان به برج اسنایپر، مین‌ها، توپ (Cannon) یا مورتار (Mortar) اشاره کرد. بخش حمله بازی از نقشه بازی که در ابتدا بخش اعظمی از آن را مه گرفته و پنهان است شروع میشود. جزایر موجود در نقشه بازی در دو دسته قرار میگیرد؛ جزایر تصرف شده توسط نیرو‌های Blackguard که باید آنها را آزاد کنید و ساکنان بومی اسیر شده را رها سازید و پایگاه دیگر بازیکنان بازی نیز از جمله جزایر موجود در نقشه بازی است که میتوان درابتدا آنها را دیدبانی کرد و سپس درصورت ممکن به آنها حمله کرد. فضای بازی به دلیل داشتن گرافیک کارتونی و رنگ‌های متنوع شاد بسیار دلنشین بوده و موسیقی بازی نیز مثل دیگر آثار استودیو سوپرسل به خوبی ساخته شده است. بازی Boom Beach فضایی آرام دارد و بازیکن میتواند بیشتر وقت خود را به رسیدگی و ارتقا جزیره خود صرف کند، البته که این بازی چندنفره بوده و امکان رقابت بین کاربران وجود دارد اما حتی اگر چندان روحیه رقابت طلبی را ندارید Boom Beach همچنان برای شما لذت بخش خواهد بود.</description>
                <category>علی حاتمی</category>
                <author>علی حاتمی</author>
                <pubDate>Sat, 25 Sep 2021 23:55:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشخصات Redmi Note 10 Pro</title>
                <link>https://virgool.io/@_alihatami/%D9%85%D8%B4%D8%AE%D8%B5%D8%A7%D8%AA-redmi-note-10-pro-hxuuha0wzeit</link>
                <description>برند شیائومی از خوش نام ترین برند‌های ساخت گوشی هوشمند در عرصه بین المللی و به خصوص در کشور ما است. این شرکت با اتخاذ استراتژی حاشیه سود کمتر، یعنی قیمت کمتر و فروش بیشتر توانسته در بازارهای بزرگی نظیر چین و هند امپراتوری‌ بسازد. سری های نوت شیائومی در ایران بدلیل قیمت اقتصادی و کیفیت بالای این مدل ها محبوبیت زیادی پیدا کرده اند. گوشی ردمی نوت 10 پرو با قابلیت‌ها و ویژگی‌های جذاب آن نسبت به قیمت مقرون‌ به صرفه‌اش، ارزش خرید این میان‌رده را بسیار بالا میبرد.نمایشگر بزرگ OLED و 120 هرتزی، پردازنده Snapdragon 732G بسیار مناسب برای اجرای بازی‌ها، بهترین اسپیکر در بین گوشی های هم قیمت خود و دوربین اصلی 108 مگاپیکسلی با قابلیت ثبت تصاویر واید با وضوح زیاد، طول عمر زیاد باتری حتی باوجود نرخ نوسازی 120 هرتزی صفحه‌نمایش، را میتوان از مشخصات برجسته نوت 10 پرو دانست که دست کمی از یک پرچم‌دار ندارد. تنها مشکل این مدل که شاید خیلی ها را خوشحال نکند عدم پشتیبانی از فناوری 5G در آن در کنار عدم ثبات نرخ فریم در هنگام ضبط ویدیو های 4K و یا بالاتر از 1080 است.از بزرگترین رقیبان این مدل در رده خود میتوان به Xiaomi Poco X3 NFC و  Realm X50 5G اشاره کرد. پوکو ایکس تری ان‌اف‌سی با وزن و ضخامت بیشتر، داشتن نمایشگر LCD در مقایسه با نمایشگر OLED نوت 10 پرو شاید آنچنان چشمگیر بنظر نرسد اما این عنوان نیز گزینه بسیار مناسبی برای خرید میباشد. همچنین در صورتی که مایل باشید گوشیتان از 5G پشتیبانی کند Realm X50 5G جایگزین خوبی به حساب می‌آید.بررسی گوشی Redmi Note 10 Pro؛ طراحیطراحی شیائومی ردمی نوت 10 پرو را میتوان ترکیبی از طراحی گوشی های بالارده و میان‌رده دانست. برای مثال همچون گوشی های ارزان قیمت جک ۳.۵ میلیمتری هدفون در بدنه آن قرار گرفته، اما پنل پشتی گوشی توسط قاب شیشه‌ای گوریلاگلس 5  با کمی خمیدگی در لبه‌ها که در بسیاری از گوشی های گران قیمت و پرچم‌دار به‌کار برده میشود حفاظت میشود.  قاب دور گوشی از جنس پلاستیک بوده که با توجه قیمت آن معقول هست اما درصورت استفاده از کاور خیلی به چشم نخواهد آمد. بدنه پشتی گوشی پس‌زمینه‌ای مات دارد و در سه رنگ خاکستری، برنز و آبی عرضه شده است. رنگ خاکستری آن ظاهری زیبا دارد اما مشکلی که دارد، اثر انگشت را بر خود جای میگذارد.نوت 10 پرو باوجود اینکه به نظر میرسد با این اندازه‌اش در دست کمی احساس سنگینی کند، برخلاف آن نگه داشتن آن در دست بسیار راحت بوده که دلیل آن وزن 193 گرمی‌اش به همراه انحنای ظریف پنل پشتی آن است. حسگر اثر انگشت گوشی در لبه کناری سمت راست گوشی بر روی دکمه پاور قرار گرفته، جایگاه سیم کارت گوشی با سه اسلات، ویژه دو سیمکارت و یک کارت حافظه جانبی در سمت چپ و در قسمت بالایی گوشی جایگاه هدفون، اسپیکر دوم و سنسور مادون قرمز قرار گرفته که با استفاده از Mi Remote app میتوانید از آن به عنوان کنترل برای دستگاه های مختلفی استفاده کنید. دو اسپیکر گوشی در پایین و بالای آن قرار داشته و اسپیکر بالایی دو مجرای خروج صدا در بالا و جلوی گوشی دارد که باعث پخش استریو صدا در بهترین حالت و همچنین جلوگیری از بسته شدن کامل مجرای صدا به هنگام بازی است.مشخصات نمایشگر Redmi Note 10 Proنمایشگر 6.67 اینچی ردمی نوت 10 پرو با وضوح تصویر 1080 در 2300 بسیار مناسب برای تماشای فیلم یا بازی‌کردن است که نسبت به قیمت آن خارق‌العاده هست. پنل OLED جلویی گوشی دارای نرخ تازه‌سازی تا حداکثر 120 هرتز بوده. البته نوت 10 پرو از ویژگی نرخ تازه‌سازی هوشمند برخوردار نیست و میتوان مقدار 60 یا 120 هرتز را برای آن انتخاب کرد که درکنار صفحه نمایش فول اچ‌دی آن باتوجه به قیمت این محصول واقعا قابل قبول و حتی ستودنی است چرا که نرخ نوسازی نمایش 120 هرتزی آن با بسیاری از گوشی های گران قیمت‌تر از خود برابری میکند.نمایشگر این مدل دارای وضوح و دقت تصویر بالا، کنتراست بسیارخوب، عمق رنگ و حاشیه 85.6 درصدی نسبتا خوب است. قابلیت نمایش طیف گسترده رنگی با پشتیبانی از HDR10 و با روشنایی نسبتا بالا، 400 نیت بطور متوسط و 1200 نیت در بیشترین حالت ممکن، این گوشی را گزینه مناسبی برای تماشای فیلم میکند. در مقایسه با گوشی هایی همچون IPhone 12 Pro Max یا Samsung Galaxy S21 Ultra درست است که روشنایی آن تقریبا نصف آنهاست اما با این حال در مقایسه با بسیاری از گوشی ها با سه برابر قیمت این مدل روشنایی برابری را ارائه میدهند. نمایشگر OLED ردمی نوت 10 پرو با قابلیت عمق رنگی مشکی و دقت بالای تصویر آن، در مقایسه با گوشی‌های هم‌رده قیمتی خود آن را در جایگاه بالاتری قرار میدهد.دوربین در Redmi Note 10 Proچینش دوربین ها به حالتی منظم در گوشه سمت چپ بالای پنل پشتی گوشی از مشخصه‌های بسیاری از گوشی های میان‌رده شرکت شیائومی هست. چهار دوربین ردمی نوت 10 پرو شامل دوربین اصلی 108 مگاپیکسلی احاطه شده با قابی نقره‌ای که رزولوشن برابری با دوربین به کار رفته در Samsung Galaxy S21 Ultra ارائه میدهد به همراه دوربین اولترا واید 8 مگاپیکسلی، لنز تله‌ماکرو 5 مگاپیکسلی و سنسور عمق 2 مگاپیکسلی مناسب عکاسی پرتره هستند. دوربین سلفی گوشی در وسط پنل جلویی با اشغال کردن فضای کوچکی در بالای آن قرار دارد که کیفیت آن 16 مگاپیکسل با گشودگی دیافراگم f/2.5 است.بر خلاف بسیاری از گوشی های میان‌رده و ارزان قیمت، دوربین تله‌ماکرو در شیائومی ردمی نوت 10 پرو بسیار قوی عملکره است. این دوربین 5 مگاپیکسلی با گشودگی دیافراگم f/2.4 قابلیت ثبت تصاویر ماکرو با جزئیات بسیار بالایی را دارد، اکثر گوشی های این رده دوربین ماکرو بسیار ضعیف‌تری نسبت به این مدل دارند. با لنز 2 مگاپیکسل که حتی میتوان گفت بیشتر جنبه تزیینی دارند!، گسترده‌گی بیش از حد تصویر و عدم قابلیت زوم تصویر درمقابل ردمی نوت 10 پرو حرفی برای گفتن ندارند. شیائومی در طراحی لنز تله‌ماکرو ردمی نوت 10 پرو واقعا سنگ تمام گذاشته است. این لنز قابلیت زوم تقریبا دوبرابری دارد که حتی از دوربین اصلی آن نیز بیشتر است.تصاویر گرفته شده با دوربین اصلی بسیار زیبا و دلنشین هستند، مخصوصا با در نظر گرفتن قیمت کم گوشی. شاید در ثبت تصاویر HDR کنتراست کمی از حد طبیعی متفاوت باشد و در بعضی شریط خاص تعادل نوری روشن و تیره به‌خوبی برقرار نباشد اما بطور معمول تصاویر جزئیات بالا و نویز کمی دارند. سنسور اصلی، HM2 ساخت شرکت سامسونگ بوده که مثل بسیاری از سنسور های رزولوشن بالای سامسونگ، تصاویر ثبت شده در واقعیت با آنچه که باید و شاید روی کاغذ باشد متفاوت باشد. اما با این قیمت جای هیچ شکایتی نیست.همچنین دوربین اولترا واید ردمی نوت 10 پرو شامل یک لنز Sony IMX355 8 مگاپیکسلی f/2.2 میباشد که همان دوربین استفاده شده در Pixel 3 به عنوان لنز سلفی است. احتمالا این سنسور در مقایسه با بقیه برای عکس برداری کمتر جذاب بنظر برسد و استفاده شود.عکس های گرفته شده با حالت شب (Night Mode) در رده خود جزو بهترین ها هستند. حالت شب آن حتی در قسمت های تاریکتر نیز خوب عمل میکند و نویز کمی دارد اما حالت خودکار آن در شب، قسمت های تاریک را تقریبا کاملا سیاه ثبت میکند یا قسمت های کم نور آن دارای نویز زیادی میباشند.بررسی طول عمر باتری و میزان مصرف Redmi Note 10 Proباتری 5020 میلی آمپر ساعتی ردمی نوت 10 پرو برای گوشی با این قیمت واقعا قابل توجه است. در صورت استفاده از گوشی بصورت عادی و روزانه باتری میتواند یک روز کامل عمر کند. به طور معمول درصورت استفاده عادی و رزومره از گوشی در طول یک روز میتوان انتظار داشت که شارژ گوشی به هنگام نیمه شب بین 35 تا 45 درصد باقی مانده باشد. اولین باری که گوشی را استفاده میکنید نرخ تازی‌سازی نمایشگر آن بر روی 60 هرتز قرار دارد که نصف مقدار ممکن است، این به آن دلیل است که کاربر بهترین حالت طول عمر باتری را برای بار اول تجربه کند چراکه زمانی که نرخ نوسازی نمایشگر بر روی 120 هرتز باشد برق بیشتری مصرف میکند و طول عمر باتری را میکاهد. البته درصورت قرار دادن نرخ نوسازی روی 120 هرتز آنقدرها هم جای نگرانی نیست زیرا با این حال نیز باز هم در انتهای روز شارژ باقی مانده حدود 30 تا 35 درصد خواهد بود.این طول عمر بهینه در گوشی های شیائومی ناشی از مدیریت دقیق برنامه ها در پس زمینه است که گاهی نیز میتواند آزاردهنده باشد. برای مثال برنامه های پخش صدا را در پس زمینه متوقف کند یا نوتیفیکشن ها را با تاخیر به نمایش بدهد، هرچند هیچ‌ یک از این مشکلات در ردمی نوت 10 پرو دیده نشده است.گوشی به همراه یک آداپتور شارژ سریع 33 واتی عرضه شده است که قابلیت شارژ باتری از صفر تا 27 درصد در 15 دقیقه، 56 درصد در 30 دقیقه و شارژ کامل در 65 دقیقه را دارد. با در نظر گرفتن قیمت این گوشی این شارژ دهی نسبت به گوشی‌های هم قیمت و حتی بالاتر عملکرد بسیار بهتری داشته است. همچنین ردمی نوت 10 بدون قابلیت شارژ بی‌سیم عرضه شده است که موضوعی کاملا طبیعی نسبت به قیمت آن هست.مشخصات سخت افزار در ردمی نوت 10 پروگوشی های شیائومی همیشه انتخاب جذاب و مقرون به صرفه‌ای برای گیمر ها بوده‌اند. شیائومی ردمی نوت 10 پرو مجهز به چیپ‌ست Snapdragon 732G هشت نانومتری، در دو نسخه 6/8 گیگابایت رم و 64/128 گیگابایت حافظه داخلی از نوع UFS 2.2 عرضه میشود. پردازنده هشت هسته‌ای آن شامل دو هسته پردازشی کریو 470 گلد با فرکانس 2.3 گیگاهرتز مناسب فعالیت های سنگین نظیر بازی‌کردن و 6 هسته دیگر از نوع کریو 470 سیلور با فرکانس 1.8 گیگاهرتز مناسب کارهای عادی و کار با برنامه ها است. کارت گرافیک این مدل Adreno 618 بوده که به همراه نمایشگر 120 هرتزی و اسپیکر استریو گوشی برای مخاطب تجربه لذت بخشی از بازی کردن را به همراه خواهد داشت.جمع بندی گوشی Xiaomi Redmi Note 10 Proشیائومی ردمی نوت 10 پرو محصولی با ارزش‌خرید بالا است که شما را به این فکر می‌اندازد که چرا بخواهید با وجود همچین مدلی با این ویژگی ها بخواهید گوشی های با قیمت بالا نزدیک به هزار دلار بخرید؟ردمی نوت 10 پرو در سخت افزار حرف زیادی برای گفتن دارد، با این‌حال شاید به پای پرچم داران بزرگ نرسد اما برای افرادی که بیشتر استفاده روزمره همچون وب گردی یا ثبت تصاویر و ویدیو با کیفیت بالا دارند انتخابی بسیار شایسته است البته ناگفته نماند که ردمی نوت 10 پرو در زمینه گیمینگ نیاز بسیار قدرتمند است. گوشی نمایشگر بزرگ 120 هرتزی دارد، باتری آن قابلیت شارژ سریع‌تر نسبت گوشی های هم‌رده‌اش دارد. با این حال اگر شما به دنبال داشتن گوشی با تکنولوژی 5G هستید یا برای عکاسی حرفه‌ای و فیلم‌های 4K به گوشی هوشمند نیاز دارید گزینه های مناسب‌تری نیز هستند که به تعدادی از آنها پیش از این اشاره شد.</description>
                <category>علی حاتمی</category>
                <author>علی حاتمی</author>
                <pubDate>Tue, 21 Sep 2021 23:12:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا بازی‌ساز بشم؟</title>
                <link>https://virgool.io/GameWorld/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B4%D9%85-hdbanpv8d14e</link>
                <description>اگر اهل بازی باشید یا حداقل علاقه مند به آن باشید احتمالا تا به‌حال به این فکر کرده‌اید که آیا میتوانید خودتان هم بازی بسازید؟ در سال ۲۰۲۰ بازی های ویدیویی ۳ میلیارد مخاطب داشته اند و پیش‌بینی میشود درآمد این صنعت تا سال ۲۰۲۳ به ارزش ۲۰۴ میلیارد دلار برسد. توی این مقاله راجب به این صحبت خواهیم کرد که چرا بازی‌سازی ارزش وقت گذاشتن و یادگیری را دارد و آیا میشه با بازی‌سازی مثل شغل های دیگه کسب درآمد کرد یا خیر.امروزه شاید دیگر مردم به بازی‌کردن به چشم وقت تلف کردن و صرفا سرگرمی نگاه نمیکنند و یا حداقل کمتر چراکه صنعت گیم در طول چند دهه اخیر با پشت سرگذاشتن صنعت سینما و موسیقی به پرسود ترین صنعت سرگرمی حال‌حاضر تبدیل شده است. و همچنین ساخت بازی نیز مثل گذشته کار فوق‌العاده سخت و پیچیده‌ای که فقط مهندسین کامپیوتر و نردها (nerd) از عهده ساخت آنها بر بیایند نیست. با پیشرفت تکنولوژی های بازی‌سازی طی دهه گذشته و پا به عرصه گذاشتن موتور های بازی سازی مناسب عموم این فرایند نسبت به سال‌های ابتدایی شکل گیری این صنعت بیش از هر زمان دیگری آسان شده.تصویری از گیم انجین یونیتی که با زبان برنامه نویسی سی‌شارپ میتوانید با آن بازی بسازیدقبل از اینکه بخوایم درباره چرایی اینکار صحبت کنیم، اجازه بدید تا بطور خلاصه فرآیند ساخت بازی را توضیح دهم. پایه های بازی‌سازی به‌طور کلی شامل طراحی و دیزاین، برنامه نویسی، طراحی هنری، موسیقی بازی و عرضه و انتشار آن هست. ساخت بازی به‌طور کلی فرآیندی تیمی هست، اما کم نیستند بازی های بسیار موفقی که توسط فقط یک نفر ساخته شده‌اند. بازی‌سازی را میشه به دوتا جریان اصلی تقسیم کرد، بازی‌سازی مستقل و بازی‌سازی شرکت های تریپل ای (AAA). در تیم های مستقل که معمولا اعضای کمی دارند (بین ۲ تا ۱۰ نفر)، اغلب هر عضو از تیم چند وظیفه مختلف را بر عهده دارد.در ادامه به دلایلی اشاره خواهیم کرد که چرا بازی‌سازی ارزش یادگیری و وقت گذاشتن دارد:بازی بسازید و برنامه‌نویسی یادبگیرید!اگر تا به حال تجربه برنامه نویسی را نداشته‌اید، ساخت بازی یکی از جذاب ترین و بهترین راه‎ها برای یادگیری برنامه نویسی است. شما میتونید با زبان های برنامه نویسی مختلفی از جمله پایتون، سی ‌شارپ، جاوا، سی پلاس پلاس و... بازی بسازید. ساخت بازی نه‌تنها مشوق قوی برای شما است تا اصول پایه‌ای برنامه نویسی را یادبگیرید  بلکه میتونه تمرین قوی برای به چالش کشیدن شما در این مهارت باشه، چراکه توسعه و برنامه‌نویسی یک بازی نسبت به برنامه‌نویسی اپلیکیشن ها میتونه بسیار گسترده تر باشه و همچنین از آنجا که بازی‌ها نیازمند پرفرومنس بالایی (Performance) برای اجرا هستند، لازم هست که با مباحث بنیادی‌تری همچون ارتباط کد با سخت افزار آشنایی داشته باشید که دانش شما را در زمینه علوم کامپیوتر نیز بالا میبره. با وجود موتور های بازی سازی‌ای مثل یونیتی (Unity برنامه‌نویسی با زبان سی شارپ) و یا آنریل انجین (Unreal Engine با زبان سی پلاس پلاس) نیازی نیست که هر دفعه برای ساخت هر بازی از ابتدا همه چیز را بنویسید و شما میتونید با تمرکز بر بخش های عملکری‌تر بازی مثل مکانیک های بازی دانش خودتون را در این زمینه ها بالا ببرید.در شرکت‌های بازی‌سازی استخدام شویدپس از اینکه شروع به یادگیری بازی‌سازی کنید و مهارت و دانش‌تان را در آن در طول زمان افزایش دادید میتونید در شرکت های بازی‌سازی مختلف کار کنید. در استودیو های بازی‌سازی معمولا هر عضو از تیم مسئولیت هایی را در زمینه خاصی مثلا برنامه نویسی یا طراحی مراحل بازی بر عهده داره، اگر شما در یکی از این زمینه ها مهارت لازم را کسب کنید که معمولا بطور متوسط بین ۳ تا ۶ ماه زمان خواهد برد میتونید برای کار در استودیو های بازی سازی اقدام کنید که معمولا درآمد نسبتا بالایی هم دارد. در ابتدای کار از آنجایی که شما تجربه کاری زیادی ندارید بهتر است که اول به عنوان کارآموز در یکی از این شرکت‌ها کار کنید و با کسب تجربه وارد بازار کار شوید. درحال حاضر بازی‌سازی جزو شغل هایی است که تقاضا برای آن زیاد است و اگر در حیطه خودتان دانش و تجربه کافی را داشته باشید به راحتی میتوانید به استودیو های بازی سازی محبوبتان درخواست کار دهید و درصورت تایید شدن در آنجا مشغول به کار بشوید. نکته بسیار مهمی که باید به خاطر داشته باشید این است که سعی کنید در یکی از زمینه‌های بازی سازی مثلا طراحی هنری، کدنویسی و یا جلوه های صوتی، تمرکز کنید و سعی نکنید که همه آنها را یادبگیرید زیرا در این صورت زمان زیادی را صرف یادگیری مهارت های متعددی کرده‌اید که در هیچکدام از آنها در سطح عالی‌ای قرار ندارید.کسب درآمد با ساخت بازی مستقلبازی Super Meat Boy، از موفق ترین بازی های مستقلاگر از آن دسته افرادی هستید که همیشه آرزو ساخت بازی خودتان را داشته‌اید، میتونید خودتان به تنهایی یا با همکاری یک یا چند نفر دیگر بازی بسازید و از فروش آن کسب درآمد کنید. ساخت بازی بصورت مستقل و یک نفره میتواند بسیار سخت و نفسگیر باشد و مسلماً زمان نسبتا زیادی که معمولا بین ۶ ماه تا ۲ سال است را از شما خواهد گرفت. معمولا بازی های مستقل نسبت به بازی های تریپل ای ساده بوده و هزینه و پیچیدگی ساخت آنها نیز به مراتب کمتر است. بازی های مستقل معمولا با تاکید بر یک یا دو ویژگی منحصر به‌فرد مانند مکانیک های نوآورانه گیم‌پلی یا طراحی هنری نسبتا ساده اما چشم‌نواز و یا استفاده از ایده های نوآورانه به شکلی سرگرم کننده موفق میشوند. اگر احساس میکنید که میتونید یک بازی را از ابتدا تا انتها بسازید و به آن علاقه دارید، بی شک تجربه‌ای مفید خواهید داشت حتی اگر بازی شما با موفقیت مالی زیادی نیز همراه نباشد، شما در این مسیر تجربه های زیادی کسب خواهید کرد. از جمله نمونه های موفق بازی‌های مستقل میتوان به بازی Minecraft که درآغاز توسط یک نفر، مارکوس پرسون ساخته شد و بعدا این بازی را در سال 2014 به شرکت مایکروسافت با قیمت باورنکردنی ۲.۵ میلیارد دلار فروخت و یا بازی Super Meat Boy که از معروف ترین بازی های مستقل است و توسط دونفر ساخته شده است و آن نیز حدود ۳۰ میلیون دلار فروش داشته است.ساخت بازی، یک تجربه هنری!بحث های زیادی درباره این موضوع که آیا بازی یک اثر هنری به حساب می‌آید یا خیر است اما از نظر شخصی من، اگر محصولی از نظر مخاطبان خود دارای زیبایی و وجه هنری باشد آن محصول برای همان مخاطبان یک اثر هنری به حساب می‌آید. بازی های زیادی هستند که میتوان آنها را واقعا یک اثر هنری دانست، همچون Monument Valley یا Journey که هم از لحاظ طراحی هنری و موسیقی واقعا میتوان آنها را شاهکار های هنری دانست. بازی ها معمولا نسبت به دیگر سرگرمی ها مخاطبان را بیشتر در جهان خود غرق میکنند از این رو شما نه‌تنها با ساخت بازی میتوانید امرار معاش کنید و به عنوان شغل آن را سال ها انجام دهید، بلکه میتوانید در تحت تاثیر قرار گرفتن تعداد زیادی از مخاطبان نقش داشته باشید و افتخار کنید که بخشی از آن هستید. خیلی از بازی‌ساز ها به شوق کار بر روی بازی مورد علاقه‌شان در استودیو‎ های بازی‌سازی معروف با بازی های که با آنها خاطره دارند و یا خود طرفدار آنها هستند تصمیم به کار درآنها میگیرند. این حس حتی میتواند برای بازی های مستقل پررنگ‌تر نیز باشد، از آنجاکه شما عضو بزرگی از تیم ساخت بازی هستید حس مالکیت بیشتری بر روی بازی‌ای که میسازید دارید و بازخورد های مخاطبان تاثیر بیشتری بر شما دارد.در نهایت، خود شما باید مثبت ها و منفی های این کار را در کنار هم بگذارید و بر اساس شرایط و علایق خودتان تصمیم بگیرید که آیا بازی‌سازی شما را راضی خواهد کرد یا خیر. با این‌حال در این مقاله بیشتر به جنبه مثبت بازی‌سازی اشاره شد کما اینکه این پیشه نیز مثل بقیه نیاز به تلاش و پشتکار زیاد به همراه استواری نیاز دارد چراکه شکست ها و زمان های سخت زیادی را پیش روی خواهید داشت و فقط درصورتی ممکن است در این شرایط سخت نیز ادامه بدهید که از ته قلب به اینکار علاقه داشته باشید.</description>
                <category>علی حاتمی</category>
                <author>علی حاتمی</author>
                <pubDate>Tue, 21 Sep 2021 17:19:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی بازی Detroit: Become Human</title>
                <link>https://virgool.io/GameWorld/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-detroit-become-human-wmh2shvzdkh0</link>
                <description>روایت اندروید‌هایی که به جای قرار گرفتن در مسیر از پیش تعیین شده و مشخص ماشین بودن و بردگی برای انسان ها، موجودات دارای احساسات و قادر بودن به درک، مسیر انحرافی انسان بودن را انتخاب میکنند.بازی Detroit: Become Human شاید گیم پلی‌ای نه چندان جذاب و برای برخی خسته کننده داشته باشد اما نحوه داستان‌گویی و روند داستان گویی منشعب منحصر به فرد هر شخصیت به‌همراه جو متغیر بازی که گاه ‌به ‌گاه جریان هیجانی خود را بالا میبرد، میتواند عنوانی میخ کوب‌کننده برای مخاطبان این ژانر از بازی‌ها(Telltale) باشد.بازی Detroit: Become Human دارای سه شخصیت اصلی که هرکدام روایت جداگانه اما در کل مشابه خود را دارند؛ با وجود جدا بودن روند داستانی هر شخصیت انتخاب های شما به عنوان شخصیت بازی در بعضی مواقع میتواند در داستان دو شخصیت دیگر نیز تاثیر بگذارد. داستان بازی در شهر دیترویت در سال ۲۰۳۸ اتفاق می‌افتد. جایی که بنظر میرسد جامعه بشری وارد عصر صنعتی جدیدی با بکار گیری هوش مصنوعی شده است. اندروید هایی که در تمام وجه‌های زندگی انسان ها نقش دارند و وظایف مختلفی همچون کارهای عادی روزمره گرفته تا ماموریت های پیچیده پلیس را به عهده دارند.شخصیت کانر، در همان ابتدای بازی روند داستان هیجان انگیزتری نسبت به شخصیت‌های دیگر دارد. جایی که شما باید به عنوان یک نیروی پلیس با اندرویدی که دختر بچه‌ای را در لبه پشت بام برج به گروگان گرفته است مذاکره کنید. ماموریت اصلی شما نجات دختر بچه به‌شکلی بی خطر هست و هیچ مانعی پیش روی شما برای کشتن اندروید دیویِنت(اندروید هایی که خود را دارای احساسات میدانند و از مسیر ماشین بودن خارج شده‌اند) وجود ندارد. بازی در همان ابتدا به شما نشان میدهد که انتخابات شما چقدر  میتواند در روند داستان تاثیر گذار باشد، البته از همان شروع میتوان پی برد که این انتخابات اصلی هستند که روند کلی روایت را مشخص میکنند و نه انتخابات کوچک. برای مثال در آغاز بازی، در راهرو شما میتوانید جان ماهی‌ای که بر روی زمین افتاده را نجات دهید یا بی تفاوت از آن عبور کنید. هرچند این تصمیمات کوچک بر روند اصلی داستان معمولا بی تاثیر هستند اما شاید بتوان گفت که این انتخاب های کم اهمیت با اثر بر ذهن مخاطب بعدا در ادامه و انتخاب تصمیم های اصلی نقش داشته باشند. گفتن این نکته ضروری هست که انتخاب های اشتباه شما میتواند باعث کشته شدن شخصیت شما و پایان بازی در آن نقطه شود.گرافیک بازی Detroit: Become Human برخلاف بیشتر بازی های این ژانر(Telltale) واقع گرایانه و انیمیشن‌های شخصیت‌ها که با استفاده از تکنولوژی موشن کپچر ضبط شده‌اند حیرت انگیز اند. انتخابات در روند داستان میتوانند بسیار نقش آفرین باشند و نه صرفا با ایجاد توهم انتخاب در ذهن مخاطب روند خطی‌ای را دنبال کند. هرچند که در برخی نقاط از بازی روندی خطی به خود میگیرد و تصمیم ها هرچه که باشند اکثرا به یک پایان منتهی میشوند؛ با این حال بازی ایرادات اساسی ای نیز دارد، مهم ترین آنها را میتوان محدود کردن پلیر در نقش آفرینی در روند روایت از طریق گیم پلی دانست. زمانی که بازی در‌حالت سینماتیک یا گفتگو شخصیت ها نیست، اکثر کار هایی که انجام میدهید برای رسیدن به یک نتیجه مشخص از a به b هست و اشتباه در انجام آنها معمولا در جریان داستان تاثیری ندارند، البته برخی از اشتباهات میتواند منجر به پایان بازی در آن نقطه شود. از طرفی دیگر نباید فراموش کرد که اینگونه کنترل بازی دیترویت در همه بازی های کوانتیک دریم بکار گرفته شده است.دیترویت نسبت به ساخته های پیشین کوانتیک دریم، برتری قابل توجه‌ای دارد به شکلی که در این بازی با کمک موشن کپچر به بازیگران اجازه داده شده است تا احساسات خود را بخوبی، با حرکات صورت خود به نمایش بگذارند. شخصا از دیدگاه من، جذاب‌ ترین بخش بازی درک تصمیات مخاطب و قرار گرفتن در مسیر حاصل این انتخاب ها است. شخصیت کانر با توانایی های ویژه خود که بر اساس وظایف کاراگاهی و سرنخ یابی او توسعه یافته‌اند میتواند محیط اطراف خود را تحلیل و نمونه ای از صحنه جرم را در ذهن خود تجسم کند.کانر میتواند با تصمیمات شما یک ماشین مطیع بماند و ]خطر اسپویل[ دیترویت را از مرز نابودی نجات یا این امکان را دارد که کم کم با انتخاب تصمیم ها از روی احساسات به جای منطق برنامه ریزی شده‌اش، حس خودآگاهی پیدا کند و مسیر انسان بودن را انتخاب کند.در مقابل این روند برای شخصیت کارا متفاوت است، چرا که اکثر تصمیماتی که میگیرد برای آزادی و فرار از موقعیتی است که در آن او ماشین و برده‌ای بیش نیست. همه شخصیت ها در روایت خود وارد ماجراهایی غیرقابل پیش بینی میشوند. مثلا کارا به همراه دختر صاحبش که حس مادری نسبت به او پیدا میکند از دست صاحب پرخاشگر و دائم الخمرش، تاد فرار میکند و آواره خیابان ها و مکان های مرموزی میشود، شخصیت های مختلفی را در این مسیر ملاقات میکند که از روی ناچاری به آنها اعتماد میکند و در این مسیر با اندرویدی به نام لوثر آشنا و همراه میشودکه او نیز قبل از دیدار با کارا فقط یک ماشین بوده است.روایت بازی در روزگاری که چندان هم دور بنظر نمیرسد، زمانی که اندروید ها برده انسان ها و مورد ظلم آنها قرار گرفته اند و دست به قیام میزنند، ایده‌ای کلیشه ای است که حتی یادآورد سریال West World  میباشد.شاید نوآوری کلی داستان Detroit: Become Human در این دانست که هدف قیام اندرویدها نابودی انسان‌ها و فایق شدن آنها نیست، بلکه تلاش برای همزیستی مسالمت آمیز با آنهاست.نمونه‌ای از انتخاب های پیش روی بازیکن در بازی دیترویتبازی سوالات زیادی را در ذهن مخاطب ایجاد میکند که حتی تا پایان بازی هم نمیتوان به جواب مشخصی از آنها رسید. اگرچه برخی از معماها را در ادامه بازی با کنار هم قرار دادن سر نخ ها میتوان حل کرد. مثلا زمانی که کانر به محل نگهداری مدارک در اداره پلیس میرود و با کنار هم قرار گرفتن و بررسی وسایل ضبط شده و بازجویی اندروید های دیویِنت معاماهای مربوط به جریکو را حل میکند.با تمام این اوصاف اگر روایت بازی حتی روندی خطی نیز در پیش میگرفت هنوز هم جذاب بود، چه کسی هست که نخواهد بداند سرنوشت دختر بچه‌ای به همراه اندرویدی که حس مادری نسبت به او دارد چه خواهد شد و اینکه اتفاقاتی که در حین این مسیر برای آنها رخ میدهد چاشنی آن را بیشتر هم میکند. یا درباره شخصیت مارکوس که اندروید ها او را به عنوان رهبر خود میدانند و بدنبال قیامی رقم زننده برای آزادی اندروید ها است. سرانجام چه اتفاقی برای انسان ها و اندروید ها می‌افتد. یا داستان کانر که نقش سرنوشت سازی در این اتفاقات دارد و در مرز بین وقوع و نابودی قیام اندروید ها قرار دارد.در مجموع دیترویت را میتوان جزو برترین بازی‌ها در میان بازی های مشابه ژانر خود دانست. نقطه قوت اصلی بازی روند منشعب داستانی، تاثیر واقعی تصمیات بر روند داستان و همچنین گرافیک واقع گرایانه به همراه بیان احساسات از طریق انیمیشن های طبیعی چهره شخصیت ها دانست. گیم پلی یکنواخت بازی و عدم وجود تاثیر گیم پلی بر روند کلی بازی و کمبود توازن میان روند خطی و متنوع نقش تصمیم های کوتاه مدت و بلند مدت در روایت بازی را میتوان از نقاط ضعف بازی Detroit: Become Human تلقی کرد.</description>
                <category>علی حاتمی</category>
                <author>علی حاتمی</author>
                <pubDate>Tue, 21 Sep 2021 16:30:47 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>