<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدی مومنی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@_meiti</link>
        <description>من مهدی ام  یک مهندس نرم افزار.  اینجا باغچه دیجیتال منه  و از پروژه‌ها، آموزش‌ها، تفکرات و  هر چیز دیگری که می‌خوام به دنیا نشان دهم، اینجا مینویسم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:46:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/126223/avatar/Ud7jsL.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدی مومنی</title>
            <link>https://virgool.io/@_meiti</link>
        </image>

                    <item>
                <title>استانداردسازی و موفقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@_meiti/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-rxbidpn8gcqt</link>
                <description>میشه اینطور گفت که مدت ها پیش که هر شرکتی سوکت خودش برای شارژ وسایلش داشت،  استاندارد سازی به کمک ما اومد تا این مشکل رو حل کنه و تازه متوجه تاثیر خوب اون شدن و این شد استاندارد سازی وارد صنایع، زیبایی، تحصیلات و در نهایت موفقیت شد.یعنی اگر میخوای مهندس خوبی باشی حتما از نقطه a شروع کنی و به نقطه z برسی. اگه میخوای زیبا باشی باید این ویژگی هارو داشته باشی. یا مثلا اگه میخوای موسیقی دان یا ستاره شناس باشی باید حتما تحصیلات آکادمیک اون رو داشته باشی. این فرایند استانداردسازی توسط نهاد های مثل: دانشگاه، مدرسه، جامعه و حتی یک جامعه ایجاد میشه. توی این فرایند تنها چیزی که مهم نیست مسئله فردیت شماست یعنی این نهادها به چشم یک گل کوزه گری به ما نگاه میکنن که هر شکلی که بخوان ما رو تبدیل کنن. کار این نهاد ها تبدیل مواد خام به محصولات به درد بخور همون جامعه اسچکیده شعار موفقیت نظام استاندارد همین پنج واژه ساده است: مثل بقیه باشید ولی بهتر؛ درس بخونید ولی بهتر از بقیه، کار کنید ولی بهتر از بقیهنکته اینه که ما چرا به این سمت رفتیم.خب، جوابش خیلی ساده است؛ خودمون انتخاب کردیم که هزینه همگام بودن با اجتماع رو به بهایی از دست دادن فردیت بپردازیم. از طرفی این نهادها یه خط ممتد پیشرفت به ما نشون میدن که در حالت عادی باید ما صحیح و خطا کنیم.همه ما استعداد زیگزاگی داریم یعنی ممکنه ریاضی ضعیفی داشته باشیم ولی هوش هیجانی خوبی داشته باشیم درک این موضوع باعث میشه خودمون رو فقط با فاکتورهای جامعه نسنجیمهر چند نارنجی تو حافظه تصویری قوی تره با این حال جامعه 》آبی《 رو باهوش تر میدونهتشخیص نقاط قوت ما نه از راه فکر کردن بلکه از راه عمل ممکنه با بی اعتنایی به مقصد ما میتونیم بفهمیمم کدامین استعداد هامون رو نزیسته ایم.فک کنید یه روزی میفهمم  من چقدر نقاشی دوست دارم و هدف گذاری میکنم که تا سال بعد بتونم یه پرتره سیاه قلم بکشم. اینجوری با هر تمرین به اون هدف فکر میکنیم و بعد یه مدت سرخورده میشیم. کاری که میشه کرد اینه که بگیم من فقط میخوام روزی ۲۰ دقیقه تمرین کنم و همین. اینجوری با اون هدف خودم رو مقایسه نمیکنم و بعد ۱ سال میبینی اون پرتره هم میشه کشید.خلاصه دست و پا نزنید و تقلا نکنید، در مسیر از کارهاتون لذت ببرید منتظر نشید که به یه دستاورد خاصی برسید و قدم های کوچک و پیوسته بردارید محتوای این نوشته برداشتی آزاد از کتاب اسب سیاه بود. کتاب رو من از نشر مون گرفتم که خوب بود ولی خوده کتاب خیلی توضیح اضافه میده و بنظرم این کتاب ۲۲۰ صفحه ای میتونست در حد ۶۰ ۷۰ صفحه نوشته بشه و پر از داستان زندگی آدم های مختلفه که برای من حوصله سر  بره :) مثل همیشه این پست خلاصه کتاب نیست و معرفی کتابه اگه خوشت اومد بخونیدش ؛]</description>
                <category>مهدی مومنی</category>
                <author>مهدی مومنی</author>
                <pubDate>Sun, 16 Jun 2024 08:05:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برداشتی از کتاب ایریس</title>
                <link>https://virgool.io/@_meiti/%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%B3-uebzmemwzhtj</link>
                <description>عکس از خودم :]این کتاب در مورد زندگی دختریه به اسم ایریس که در تمدن عیلام باستان زندگی میکنه و بخاطر مراسم سالیانه قربانی، کاهنان معبد خانواده اش رو قربانی میکنن و حالا اون در فرار و انتقامه که در دل این مسیر اتفاقات جادویی میافته براش. از اون جایی که سالیان سال به تنهایی زیسته در هنر رزم آوری بی بدلیه و ۱۰ مرد جنگی رو حریفه. آیریس در این مسیر به یکسری توانایی های خارق العاده ای دست پیدا میکنه که مردم با دیدنش تعجب میکنن اون انقدر قوی میشه که میتونه انتقام خانواده اشو از کاهن ها بگیره و حتا سرزمین خودشو در شوش و چغازنبیل بنا کنه.ولی منشا قدرت اون خودش نیست بلکه شیطانه اون برای انتقام از کاهن ها این قدرت ها استفاده میکرد بدون اینکه بدونه. مراسم سالیانه کاهن ها یک نفر کشته داشت ولی اون توی هر جنگ هزاران انسان رو برای ابلیس قربانی میکرد تا قوی تر بشه.بخاطر قدرتهاش تونست کشور گشایی های زیادی کنه، ولی در یک نقطه ای متوجه ضعف قدرت هاش در برابر یکتاپرست ها(زرتشت و ابراهیم ) میشه و تصمیم میگیره همه اون ها رو سلاخی کنه، ایریس انقدر این کارو رو میکنه که از اون ها چیزی نمونه. ولی مکتب ها رو نمیشه کشت و در ادامه..این کتاب در دسته ترس، تخیلی و شبه تاریخیه در کل کتاب متوسطی است که خوندنش فانتزی متفاوتی رو میطلبه</description>
                <category>مهدی مومنی</category>
                <author>مهدی مومنی</author>
                <pubDate>Fri, 24 May 2024 11:21:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مروری بر کتاب عادت های اتمی</title>
                <link>https://virgool.io/LifeLeaf/%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C-o848kkgraslt</link>
                <description>عکس از خودم :]چه چیزی باعث میشه انسان های موفق  تو دنیا داشته باشیم فرق اون انسان ها با ادم های عادی چیه؟ شاید بگید هدف گذاری اون ها بهتره. ولی نکته همین جاست که اصلا بحث هدف گذاری نیست، موفقیت حاصل کارهای روزانه ماست نه تحولاتی که یکباره ایجاد میشن. برای همین اگر میخواهید آینده خودتون رو پیش بینی کنید کافیه فقط عادت های روزانه خودتون رو بررسی کنید اگر در طول روز سبک غذایی سالم و ورزش ندارید نمیتونید خودتون در آینده فردی ورزشکار تصور کنید مگر اینکه یکجایی این فرایند رو اصلاح کنید.برای مثال اگر شما هدف گذاری کنید که کتاب x رو بخونید کتاب خوان نمیشوید اما خواندن کتاب به صورت پیوسته شما رو به یک فرد کتابخوان تبدیل میکنه. ولی اگه بخوایم صادق باشم انجام یک کار هر روز و بدون دیدن نتیجه خسته کننده است مثل اینه که هر روز ورزش کنیم و نتیجه ای نبینیم. تلاش های ما یک قله پتانسیل پنهان داره یعنی اگر نتایج رو نمیتونیم ببینیم به این دلیل این حد مرز رو هنوز رد نکردیم. بذارید یک مثال بزنم: فکر کنید دمای اتاق منفی ۵ درجه است و یک تکه یخ جلوی شماست و دمای اتاق گرم و گرم تر میشه و تغییرات تکه یخ به این صورت :دمای اتاق -۴  دمای اتاق -۳ دمای اتاق -۱ دمای اتاق ۰ دمای اتاق ۱: یخ شروع به اب شدن میکنددنیای بیرون تنها رخداد های نهایی را خواهد دید و اون رو موفقیت یک شبه اسم گذاری میکنه در حالی که حاصل موفقیت شما حاصل انباشت تلاش های شماست.   حالا واقعا مشکل هدف گذاری چیه ؟مشکل شماره ۱ :  برنده و بازنده اهداف یکسانی دارند پس صرف داشتن هدف شما رو متمایز نمیکندمشکل شماره ۲: رسیدن به هدف فقط یک تغییر انی است مثلا اگر در ورزش کردن ما فقط روی وزن مورد نظر هدف گذاری کنیم پس از رسیدن به وزن مورد نظر ما قراره چه کار کنیم ؟! ورزش رو میزاریم کنار آیا ؟ میبنید مشکل اصلی هدف گذاری همینه  اما اگر ورودی و خروجی هامون رو اصلاح کنیم اون هدف ها به خودی خود انجام میشه.مشکل شماره ۳: اهداف تا زمانی که به اون نرسید جلوی رضایت شما رو میگیره ولی اگه روی فرایند ها تمرکز کنید و یک سیستم روزانه داشته باشید این رضایت مندی رو روزانه میتونید داشته باشیدمشکل شماره ۴: هدف از تعیین اهداف پیروزی در بازی است اما هدف از ایجاد سیستم، تدوام حضور در بازی است.خب چرا تغییر عادت انقدر سخت است ۱. سعی میکنیم مورد اشتباهی رو تغییر بدهیم  ۲. سعی میکنیم به روش  اشتباهی  تغییر بدیم.امکان داره به خاطره انگیزه فلان عادت رو شروع کنید اما اگر اون کار جز هویت شما نشود نمیتونید ادامه بدهید. مثلا شما هویت ورزشکار رو قبول نکرده باشید نمیتونید عادت روزانه ورزش رو ادامه بدید رفتارهای شما معمولا بازتابی از هویتتان است اگر یک تفکری با هوییتان گره بخوره ترک کردن اون عادت براتون سخته، چون بحث غرور و تعصبه مثلا اگر همه شما رو یک فرد ورزشکار بدانند برای شما خیلی سخته که باشگاه نرید. پس اول اون هویتی که میخواید داشته باشید(ورزشکار، کتابخوان و ...) رو انتخاب کنید و سعی کنید اون رو به هر بهانه ای تقویت کنید. هویت شما عادت های شما رو شکل میدهند و عادت های شما هویت شما را :).هویت شما هم چیزی را قبول میکنه که خود شما میخواید بشید و بخاطر فشار اجتماعی یا محیطی نیست یا انتظارات دیگران از شما نیستهر قدر یک ایده قداست بیشتری در دیدگاه شما داشته باشد -یعنی خیلی عمیق در هویت شما ریشه دوانده باشد- خیلی شدید تر از آن دفاع خواهید کرد و آنرا حفظ خواهید کردهر عادتی چه خوب یا بد ۴ قسمت داره: سرنخ، تمایل، پاسخ، پاداش این چهار قسمت را با مثال ورزش و باشگاه توضیح میدم که چجوری میتونید داشتن عادت های خوب رو تمرین کنیم و داشته باشیمبخش اول) سرنخسرنخ، تلنگری به ذهن شما می‌زند که یک رفتار را آغاز می‌کند. سرنخ، به معنای مقداری اطلاعات است که پاداش نهایی را پیش بینی می‌کندهر عادتی خوب یا بد یکسری سرنخ دارن که مارو به انجام اون کار میکشنون مثلا دیدن نتوفیکشن اینستاگرام در گوشی. ما برای انجام یک سری عادت باید سرنخ های اون رو شفاف کنیم مثلاورزش. من ورزش را به مدت یک ساعت در ساعت ۵ بعد ازظهر و درباشگاه محله ام انجام خواهم داد.و یا میتونید از فرمول زنجیره سازی عادت ها استفاده خواهیم کردورزش. پس از اینکه کفش های کارم را درآوردم، بلافاصله لباس های ورزشم را می‌پوشمهر قدر یک چیز بیشتر در معرض دید باشد احتمالا انجام اون کار بیشتره مثلا اگر پارچ آب همیشه جلوی دیدمون باشه آب زیادی مینوشیم پس با باز طراحی محیط میتونیم در سرنخ های عادتمون قدم خوبی برداریم. پس اگر یک کار شما با یک محیط قدیمی گره خورده مثلا چک کردن گوشی در تخت ترک آن عادت در همان محیط سخته. شما میتونید با بازطراحی(گذاشتن گوشی روی میز نهارخوری،مثلا) سرنخ های این کار رو حذف کنیدورزش. آماده کردن لباس های باشگاه از شب قبل و گذاشتن یادآور برای باشگاه و یا حتا جلوی دید گذاشتن تجهیزات باشگاهبخش دوم) تمایلانچه به آن تمایل دارید، خود عادت نیست، بلکه تغییری است که به وجود می‌آورد. شما هوس نمیکنید سیگار بکشید بلکه هوس می‌کنید حس تسکین بعد آن را تجربه کنیدتمایل یعنی پیشبینی میزان دوپامینی که قراره با انجام اون توی مغز ترشح بشه. وقتی اوایل یک کار هستید دوپامین با انجام اون کار ترشح میشه ولی بعد از مدتی میزان ترشح دوپامین که با فکر کردن ترشح میشه بیشتره از انجام دادن اون کاره پس چیزی که در طولانی مدت ما رو به انجام اون کار وادار میکنه تمایلمون هستش. برای بالا بردن تمایل میتوینم قانون زنجیره سازی عادت ها رو که تو قسمت قبل گفتیم رو به کار ببرید و یا تو گروه های عضو شوید که اهداف مثل شما دارند مثلا باشگاه کتابخوانی یا دوستان ورزشکار چون ما ویژگی و رویکردهای افراد پیرامون را به خودمان میگیرم پس دور خود را با آدم های پر کنید که عادت های مطلوب شما را دارند شما هم همراه آن ها رشد خواهید کردچجوری ذهنیت مغز را عوض کنیم تا از عادت های بد لذت ببرد ؟ کافیه این جمله اعمال کنید: شما مجبور به این کارها نیستید بلکه این کارها را انجام میدهید. کلید این کار در عوض کردن ذهنیتتان است. یاددتون باشه تغییر از هویت به خروجی میره نه از خروجی به هویتبخش سوم) پاسخپاسخ در واقع همان عادت یا روتینی است که اجرا ‌می‌کنید و به شکل یک تفکر یا اقدام استبرای ایجاد یک عادت جدید مدت زمانی که اون کار را انجام میدید به اندازه تعداد دفعاتی که این کار را انجام میدهند مهم نیست پس کلید ایجاد عادت ها اینه که پاسخ به اون ها ساده باشه. به همین دلیل عادت های جدید رو محیط های که اصطکاک بالایی داره شروع نکنید مثلا عادت کتابخوانی در شلوغ ترین زمان خونه یا تمرکز کردن روی کار با قرار دادن گوشی که پر از حواس پرتی هست روی میز کارمون.منظور ما از پاسخ ساده دقیقا چی چیزی هست ؟ منظور کاری هست که ۲ دقیقه طول بکشه(این برای عادت های جدیده). بحث اینه که تا میتوانید شروع عادت هایتان را ساده کنید و خیلی از کارها را میتونید در قانون ۲ دقیقه خلاصه کنیدعادت کتابخوانی شبانه را به یک صفحه بخوان تبدیل کنعادت پیاده روی شبانه را به پوشیدن کتانی و پیاده روی تا سر کوچه تبدیل کنیدحقیقتا یک عادت باید وجود داشته باشد و بعد به بهبود آن فکر کنید و اینجاست که ایجاد زنجیره خیلی مهمه پایبند و مسط موندن به زنجیره هم یک اصل داره هیچوقت دوبار پشت سرهم عادهایتان را از دست ندید.تسلط یعنی یک کار انقدر تکرار کنید که وارد ناخواداگاه شما شود آن وقت که شما میتویند انجام اون کار را توسعه بدیدبخش چهارم) پاداشپاداش های پاسخ نهایی همه عادت های خوب یا بدهوقتی تجربه ای برای ما رضایت بخش و پاداش آنی داشته باشد احتمالش بیشتر است که آن رفتار را تکرار کنیم و آنچه هم تنبیه آنی داشته باشد مورد اجتناب قرار میگیره البته پاداش ها میتوانند یک عادت را شروع کنند ولی هویت است که آن عادت را حفظ میکند. برای اینکه این حس پاداش را هر روز داشته باشیم باید اون هارو رهگیری کنیم مثلا با نوشتن یا خط زدن در تقویم یا استفاده از برنامه های habit tracker. با رهگیری این سیگنال به ما میرسه که ما در حال پیش رفتیم. مثلا اگر به فکر اصلاح تغذیه هستید هر روز غذاهای که میخورید را یادداشت کنید این کار باعث میشه ما در طول مسیر خودمون را بهبود ببخشیممیتونید تنبیه هم به لیست کارهاتون اضافه کنید(اگر خیلی جدی هستید) مثلا اگر روزانه بیش از ۱ ساعت از اینستاگرام استفاده کردم ۳۰۰ هزارتومان به خیریه فلان میدم.مثل همیشه این پست فقط مروری بر کتاب بود که اگه از موضوع خوشتون اومد کتاب رو تهیه کنید من کتاب عادت های اتمی را از نشر نوین با ترجمه هادی بهمنی خوندم که خیلی خوب بود(هم ترجمه و هم کیفیت چاپ)</description>
                <category>مهدی مومنی</category>
                <author>مهدی مومنی</author>
                <pubDate>Fri, 19 Apr 2024 18:12:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب جنایات و مکافات</title>
                <link>https://virgool.io/@_meiti/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%81%D8%A7%D8%AA-lopiomibcp21</link>
                <description>چند وقتی بود میخواستم یک کتاب از آثار کلاسیک تاریخ ادبیات روسیه رو بخونم تا اینکه کتاب جنایات و مکافات رو از یگانه عشق هستی فئودور داستایفسکی رو انتخاب کردم :). اگر ادبیات روس رو دوست دارید این یکی هم امتحان کنید.واقعا اگه بخوام  در مورد این اثر بگم،باید بگم که عالی و بدون نقص بود. پرکشش، هیجان انگیز و مملو از دیالوگ های بکره. معرفیاین کتاب در مورد یک دانشجو به اسم  راسکولنیکف هستش که علیرغم میل باطنیش و به خاطر فقری که محصول جامعه ای هستش که در اون زندگی میکنه دست به یک قتل میزنه و مالیخولیای که از ماه پیش درگیرش بوده رو تشدید میکنه. راسکولنیکف یه آدم عجیب است که هم یک فرشته مهربانه و هم یک شیطان ولی هر کدوم در موقعیت های خودش نشون داده میشهبعد از قتل فکر میکنه هر کسی که اون رو میبینه به اون مضنونه و دچار جنون میشه. شاید فکر کنید با این کار پلیس پس تونسته به راحتی شناساییش کنه، ولی باید بگم نه. همونجور که گفتم یک شیطان هم درونش زندگی میکرده و به قول خودش :وقتی عقل شکست می خورد، شیطان کمک می کند!به نظرم بهترین قسمت کتاب قسمت های است که با افسر ها صحبت میکنه. فردی که دچار جنون شده وقتی وارد اون شرایط میشه میتونه همه چیز رو به راحتی اعتراف کنه ولی راسکولنیکف رو انگار شیطان داره کنترل میکنه ولی در همین شرایط به آدم های مختلفی با پول ها اندک خودش کمک میکنه و حتا عاشق هم میشهاین کتاب قرار است چه دیدی به من بدهد ؟با خوندن این کتاب حس یه انسان خوب و فقیر که به خاطر شرایط زندگیش فرایند قتل رو انجام میده درک میکنید. منظور من از فرایند دقیقا همه چیزه: کلنجارهای قبل از قتل، کشیدن نقشه، قتل، عذاب وجدان،و ... https://www.aparat.com/v/rZLED ناشر و مترجممن با ترجمه محمدالصادق سبط الشیخ از نشر سپهر ادیب خوندم که اصلا خوب نبود(وسطش مجبور شدم کتاب صوتی بگیرم) و شما با این ترجمه اصلا نخونید. بعد از اتمام این کتاب دوستم گفت ترجمه اصغر رستگار  از نشر نگاه خوبه</description>
                <category>مهدی مومنی</category>
                <author>مهدی مومنی</author>
                <pubDate>Thu, 04 Apr 2024 10:56:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب بی حد و مرز</title>
                <link>https://virgool.io/@_meiti/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%DB%8C-%D8%AD%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%B2-f0mzr4btcqio</link>
                <description>تصویر روی جلدی که میلکان انتخاب کرده واقعا خلاقانه است درباره کتابکتاب بی حد و مرز در دسته کتاب های توسعه فردی قرار میگیره موضوع کلی کتاب در مورد عمکلرد مغز ماست و اینکه چجوری میتونیم یاد بگیریم و یادمون بمونه.  ادعای نویسنده اینه که هر چیزی یه تکنیکی داره، مثلا تمرکز، یادگیری، تند خوانی و یا حتی انگیزه و به ما اینا رو نگفتن و فقط بهمون گفتن تمرکز کن که بهتر یاد بگیری. اما چجوری تمرکز کنم ؟ اصلا چجوری یاد بگیریم و چیز های که یاد گرفتم یادم بمونه ؟؟ چجوریش را جیم کوییک نویسنده کتاب بهمون میگه.متوجه شدهم دارم تلاش میکنم مشکلات یادگیری‌ام را به شیوه ای حل میکنم که به من آموزش داده، یعنی فقط با تلاش بیشتر.اما اگر میتوانستم روشی بهتر برای یادگیری پیدا کنم چه ؟جیم کوییک خودش در کودکی بعد از آسیبی که به مغزش وارد شد یادگیری و تمرکز براش خیلی خیلی سخت شد تا اینکه یه سری تکنیک ها را امتحان کرد و اونا رو مستند و به شکل کتاب ارائه داد تا این مشکل رو برای نسل های دیگه حل کنه.حرف اصلی کتابارزشمندترین موهبت ما انسان ها، مغزمان است.ذهن یا مغز ما بیشتر از اینکه شبیه به یک حافظه در حال پر شدن باشد شبیه به یک ماهیچه است یعنی با استفاده بیشتر از مغز، مغز بیشتر برای استفاده داریم. فقط باید یاد بگیریم  با یک سری تمرین مغزمون رو تقویت کنیم.همین طور که ما هر روز با هر صدای نوتیفی که میاد گوشیمون رو چک میکنم یا با باز کردن گوشی، شبکه اجتماعیمون هم چک میکنم داریم ماهیچه های حواس پرتی مغزمون رو قوی میکنیم و ترکش برامون سخته پس برای بهبود حافظه هم ماهیچه های حافظه را باید تقویت کنیم.باید از تکنولوژی آگاهانه استفاده کنیم و نه از سر عادت، هماهنگ با زندگی از اون ها استفاده کنیم تا بهره‌وری و آرامش ذهنی مون رو خراب نکنه. متاسفانه دنیای ما محیطی سالم برای مغزمون نیست :( و باید سعی کنیم تا حدی ایزوله تر زندگی کنیم :) و نگذاریم انرژی محدود ما صرف چیزهای بشن که در راستای اهداف ما نیستن.توی این هدف گذاری ها خیلی اوقات ما یه سری باورهای محدود کننده برای خودمون ایجاد میکنیم مثلا یادگیری برنامه نویسی یا تند خوانی سخته. احساسات منفی ما رو مجبور میکنه طیف کارهای که میتونیم بکنیم کوچک و کوچکتر بشه. پس تا زمانی که باور داریم یادگیری یه چیزی سخته، واقعا برامون سخت میشه. برای اصلاح این باورها اول از همه اون را لیست کنید و سپس سعی کنید به واقعیت برسید. مثلا آیا شما واقعا از صحبت کردن در جمع میترسید ؟ چه شواهدی برای این گفته دارید و اصلا تا حالا توی این موقعیت بودید و نتیجه چی شد ؟دروغ بزرگ این است که ما محدود هستیم. تنها محدودیت های که داریم، محدودیت هایی هستند که به آن ها اعتقاد داریم.اگر ذهنیتمان با تمایلات و اهدافمان هم راستا نباشد، هرگز به آن ها دست نخواهیم یافت. شناسایی باورهای محدود کننده درباره خودتان و آنچه برایتان شدنی بنظر میرسد، ضروری است. بررسی و کنکاش و نابودکردن این باورها، اولین قدم در راه رسیدن به خود‌ِ بی حد و مرزمون هست.دومین قدم انگیزه است : وقتی میگیم انگیزه خودمون را از دست دادیم واقعیت ندارد. چون همون لحظه میتونیم انگیزه زیادی برای خوابیدن داشته باشیم :)لزوما انگیزه به این معنی نیست از کاری که میکنید باید لذت ببرید. مثلا من خوندن زبان رو دوست ندارم ولی برای اینکه بتونم کتاب های انگلیسی رو برای کارم بخونم که چیزهای که دوست دارم یاد بگیرم، احتیاج دارم. همچنین انگیزه چیزی نیست که یه روز از خواب پاشید ببیند انگیزتون زیاده و در نهایت انگیزه چیزی نیست که شما دارید بلکه کاری است که دارید انجام میدید. انگیزه یه سوخت محدوده نمیتونه توی کل مسیر رسیدن به هدفتون همراهیتون کنه. باید به اهدافمون تعهد داشته باشیم و اهدافمون هم باید اونقدر واضح باشه که بدونیم داریم برای چی داریم عمل میکنیم و انتظار داریم به چه چیزی برسیم(هدفگذاری SMART). اگر انرژی کافی یک روز ندارید کوچک ترین قدمی که میتونید بردارید، بردارید.سومین قدم به کارگیری روش صحیح است. این کتای پنج روش اساسی را به ما می‌آموزد که برای دستیابی به خواسته هامون میتونیم استفاده کنیم :تمرکز، مطالعه، بهبود حافظه، تند خوانی، تفکر انتقادی. استفاده از این ابزارها باعث میشه با اثربخشی بیشتر بتونیم به هدف هامون برسیم.اگر تخم مرغی از بیرون بشکند، زندگی پایان میابد اما اگر از درون بشکند زندگی آغاز میشود.بهترین چیزها همیشه از درون نشئت میگیردجمع بندی1) این کتاب قراره چه دیدی به من بده؟دیدی که این کتاب بهمون میده باعث میشه عملکرد مغزمون رو بهتر بشناسیم که بتونیم مشکل یادگیریمون رو ریشه یابی کنیم و با تصمیمات و روش های علمی بتونیم یادگیری تثبیت شده تری داشته باشیم. و هم چنین کمکمون میکنه، انگیزه(تعهد) بیشتر، هدفگذاری بهتر، یادگیری موثرتر، تند خوانی و تفکر انتقادی بهتر داشته باشیم2) این دیدگاه چه جوری به من کمک می‌کنه که یه تغییر حسابی به زندگیم بدم؟ و کی قراره از این دیدگاه استفاده کنم؟این دیدگاه به شما کمک میکنه چیزهای بیشتری بخونید و چیزهای بیشتری یادتون بمونه. مثلا میتونه مشکل این که وقتی یه کتابی رو میخونیم بعد از یه سال هیچی ازش یادمون نمیاد رو حل کنه. یا مثلا علت اینکه چرا به هدف های که تعیین میکنیم نمیرسیم رو تا حد زیادی برامون شفاف کنه. و بنظرم از بعد از خوندن این کتاب تا زمانی که اونقدر پیر نشدید که دیگه نتونید کتاب بخونید و یا چیزی یادبگیرید میتونید از مطالب این کتاب توی زندگی تون استفاده کنید. :)سر فصل های کتاب بخش اول: ذهنتان را خالی کنید        فصل 1) بی‌حدومرز شدن    فصل 2) چرا این مسئله اکنون اهمیت دارد        فصل 3) مغز بی‌حدومرز شما    فصل 4) چطور این کتاب (و هر کتابی) را بخوانید و به خاطر بسپارید    بخش دوم: طرز فکر بی‌حدومرز    فصل 5) طلسم نظام‌های باور    فصل 6) هفت دروغ یادگیری    بخش سوم: انگیزۀ بی‌حدومرز    فصل 7) هدف    فصل 8) انرژی    فصل 9) گام‌های کوچک ساده   فصل 10) غرقگی    بخش چهارم: روش‌های بی‌حدومرز    فصل 11) تمرکز    فصل 12) مطالعه        فصل 13) حافظه        فصل 14) تندخوانی        فصل 15) فکر کردن    سخن پایانی) بازگشت به ممکن‌هابرنامۀ ده‌روزۀ شروع کوئیک</description>
                <category>مهدی مومنی</category>
                <author>مهدی مومنی</author>
                <pubDate>Sat, 31 Dec 2022 07:38:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زنجیره اختیاری یا Optional Chaining در جاوااسکریپت</title>
                <link>https://virgool.io/js-tuts/%D8%B2%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-optional-chaining-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%A7%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%BE%D8%AA-bnld7nngxg9c</link>
                <description>زنجیره ای اختیاری روشی بدون خطا برای دستیابی به ویژگی های(properties) داخلی شی است حتی در زمانی که ویژگی میانی وجود نداشته باشدمشکل ویژگی‌های (property) که وجود ندارنداگر به تازگی شروع به خواندن آموزش و یادگیری جاوا اسکریپت کرده اید ، شاید این مشکل را هنوز لمس نکرده اید ، اما این یک مشکل کاملاً رایج است.برای مثال, بیاید یک شی(object) برای ذخیره کردن اطلاعات کاربرانمان در نظر بگیریم.  اکثر کاربران ما ویژگی(property) آدرس را در user.address و خیابان  را در user.address.street را دارند ولی بعضی از انان این اطلاعات را ارائه نکرده اند.در همچین مثالی تلاش ما برای دریافت مقدار  user.address.street, برای کاربری که آدرس ندارد با خطا مواجه شود :let user = {}; // یک کاربر بدون ویژگی &amp;quotaddress&amp;quotalert&#40;user.address.street&#41;; // خطااین یک خروجی قابل حدس است٬ جاوااسکریپت اینگونه کار میکند٬تا زمانی که user.address  برابر با undefined است تلاش برای گرفتن آن با خطا مواجه میشود. ولی  در بسیاری از موارد عملی ، ما ترجیح می دهیم به جای خطا ، ‍undefined  را دریافت کنیم (به معنای &quot;بدون خیابان&quot;).یا مثالی دیگر در توسعه وب٬ ما میخواهیم اطلاعاتی در مورد اِلمانی در صفحه را بگیریم.این اِلمان  توسط این عبارت document.querySelector(&#x27;.elem&#x27;) گرفته میشود که ممکن است گاهی وجود نداشته باشد:document.querySelector(&#039;.elem&#039;) //  خواهد شد اگر المنت وجود نداشته باشد null
let html = document.querySelector(&#039;.elem&#039;);  // اگر باشد خطا خواهد داد NULLیکبار دیگر٬ اگر اِلمان وجود نداشته باشد ما با مقدار  NULL نمیتوانیم به   دسترسی داشته باشیم. و در بعضی موارد وقتی که نبود اِلمان طبیعی است ، ما می خواهیم از خطا جلوگیری کنیم و فقط &quot;html = null&quot; را قبول کنیم.چگونه میتوانیم از این استفاده کنیم ؟راه‌حل روشن این است که مقدار آن را با if یا عمگر شرطی ? بررسی کنیم قبل از اینکه به ویژگی (property) آن دسترسی پیدا کنیمlet user = {};
alert&#40;user.address ? user.address.street : undefined&#41;;الان بدون خطا کار میکند... ولی اصلا زیبا نیست. همانطور که میبینید مقدار&quot;user.address&quot;  دوبار در کد تکرار شده است. برای دسترسی به ویژگی‌های(property) با تو در تویی زیاد نیاز به تکرار بیشتری لازم است و این مشکل ایجاد میکند.برای مثال بیاید مقدار عبارت  user.address.street.nameرا بگیریم.در این صورت ما باید هم  user.address  و    user.address.street را بررسی کنیم :let user = {}; // کاربر بدون آدرس
alert&#40;user.address ? user.address.street ? user.address.street.name : null : null&#41;;این افتضاح است یک نفر ممکن حتی با درک این کد مشکل داشته باشد.قبل از اینکه زنجیره اختیاری به جاوااسکریپت اضافه شود مردم از عملگر &amp;&amp; برای بعضی مواقع استفاده میکردند:نگران نباشید :) ٬ راه های بهتری  هم هست میتوانیم از عملگر &amp;&amp; استفاده کنیم.let user = {}; // کاربر بدون آدرس
alert&#40; user.address &amp;&amp; user.address.street &amp;&amp; user.address.street.name &#41;; // undefined (بدون خطا) اند(AND) کردن کل مسیر رسیدن به ویژگی ، وجود همه ویژگی ها(property) را تضمین می کند(اگر ارزیابی متوقف نشود) ، اما نوشتن آن دست و پا گیر است.همانطور که میبنید نام ویژگی ها همچنان در کد تکرار میشوند. به طور مثال در قطعه کد بالا user.address  سه بار تکرار شده است.و حالا در نهایت زنجیره اختیاری آمده است که ما را نجات دهد!زنجیره اختیاریزنجیره ای اختیاری ?. بررسی را متوقف میکند  اگر مقدار قبل از قسمت  ?.  برابر با undefined یا null باشد و مقدار undefined را برمیگرداند.یا به عبارت دیگر  value?.prop :برابر است با value.prop اگر value‍ وجود داشته باشددر غیر اینصورت (زمانی که value برابر با undefined/null است) مقدار undefined را برمیگرداند..? این یک دسترسی مطمئن به user.address.street  است: let user = {}; // کاربر بدون آدرس
alert&#40; user?.address?.street &#41;; // undefined (بدون خطا)حالا کد  خیلی کوتاه‌تر و تمیزتر است و بدون هیچ تکرار اضافه‌ای :)خواندن ویژگی(property) آدرس با  user?.address کار خواهد کرد حتی زمانی هم که  شی(آبجکت) user وجود ندارد :let user = null;
alert&#40; user?.address &#41;; // undefined
alert&#40; user?.address.street &#41;; // undefinedلطفا توجه داشته باشید : سینتکس ?. مقدارهای قبلی را اختیاری میکند نه مقدارهای جلوی آن را.در مثال بالا user?.  به user مقدار null/undefined خواهد داد.در مثال بالا  user?.address.street  فقط به  user‍  اجازه میدهد که null/undefined باشد. مثلا در این کد user?.address.street.name  عبارت ‍.? اجازه میدهد که user برابر با null/undefined  باشد. این همه کاری است که انجام میدهد. ویژگی های جلویی به سبک معمولی به ویژگی ها دسترسی دارند.اگر ما میخواهیم بعضی از ویژگی ها را اختیاری کنیم میتوانیم تعداد بیشتری از . را با .? جایگزین کنیماز طرف دیگر ، اگر ‍‍user وجود داشته باشد ، پس باید ویژگی user.address داشته باشد ، در غیر این صورت user؟.address.streetدر نقطه دوم خطا می دهد.ما باید از &#x60;?.&#x60; فقط زمانی استفاده کنیم که عدم وجود چیزی اشکالی ندارد.برای مثال اگر طبق منطق و لاجیک ما باید شی(object)&#x60;user&#x60; وجود داشته باشد ولی address اختیاری است. پس ما باید اینگونه بنویسیم user.address?.street نه user?.address?.streetبنابراین ، اگر تصادفاً به دلیل اشتباهی ‍user  برابر با undefined باشد، شاهد یک خطای برنامه نویسی در مورد آن خواهیم بود و آن را برطرف خواهیم کرد.برای زنجیره اختیاری باید متغیر حتما تعریف شده باشد ( let/const/var user یا توابع  ). زنجیره ای اختیاری فقط برای متغیرهای تعریف شده کار می کند.// ReferenceError: user is not defined
user?.address;از زنجیره اختیاری میتوان برای صدا زدن توابع هم استفاده کرد :let userAdmin = {
 admin() {
 alert&#40;&amp;quotI am admin&amp;quot&#41;;
}
};
let userGuest = {};
userAdmin.admin?.(); // I am admin
userGuest.admin?.(); // هیچی (هیچ متدی نیست)اگر ما میخواهیم از براکت به جای نقطه برای دسترسی به ویژگی(property) استفاده کنیم زنجیره اختیاری برای آن حالت هم کارایی دارد.let user1 = {
firstName: &amp;quotJohn&amp;quot
};

let user2 = null;

let key = &amp;quotfirstName&amp;quot

alert&#40; user1?.[key] &#41;; // John
alert&#40; user2?.[key] &#41;; // undefined
alert&#40; user1?.[key]?.something?.not?.existing&#41;; // undefinedخلاصهسینتکس ?.  سه حالت دارد:حالت اول: obj?.prop -  مقدار ‍‍obj.prop را برمیگرداند اگر obj وجود داشته باشد در غیر اینصورت مقدار undefined  را برمیگرداندحالت دوم: [obj?.[prop -  مقدار ‍‍[obj.[prop را برمیگرداند اگر obj وجود داشته باشد در غیر اینصورت مقدار undefined  را برمیگرداندحالت سوم: ()obj.method()  -   ‍‍obj?.method را صدا میزند اگر obj وجود داشته باشد در غیر اینصورت مقدار undefined  را برمیگرداندهمانطور که می بینیم ، همه آنها ساده و آسان برای استفاده هستند. ?.  سمت چپ را از نظر null/undefined بررسی می کند و اجازه می دهد تا ارزیابی ادامه یابد اگر برابر باnull/undefined  نباشد.زنجیر ?. امکان دسترسی به خواص تودرتو را هم فراهم میکند.با این حال هنوز ما باید ?. را با دقت اعمال کنیم ، فقط درصورتی قابل قبول است که سمت چپ ممکن است وجود نداشته باشد.با این حال خطاهای برنامه نویسی را از ما مخفی نمیکند اگر آنها اتفاق بیافتند.اگر از جاوا اسکریپت کارهای حرفه ای باشید، یا برای حرفه ای شدن در این زمینه تلاش کرده باشید، حتما سایت javascript.info رو میشناسیداین سایت آموزشهای بسیار کامل و عمیق از زبان جاوا اسکریپت رو به صورت متنی و متن باز منتشر میکنه.این آموزش ها توی اکانت سازمانی javascript.info در گیتهاب وجود داره و تا به این لحظه به حدود ۵۰ زبان دنیا ترجمه شده (یا در حال ترجمه هست).وقتی ترجمه ی یک زبان به حد نصابی میرسه، ساب دومینی برای اون زبان در javascript.info ساخته میشه. برای نمونه tr.javascript.info در حال حاضر این آموزش ها رو به زبان ترکی نمایش میده.خوشبختانه با تلاش تعدادی از علاقه مندان به کارهای متن باز بخشی از این آموزش ها به فارسی هم ترجمه شده(این مقاله هم ترجمه یکی از قسمت هاست) و میتونید برای یادگیری و یا ترجمه ، به ریپازیتوری رسمی زبان فارسی در آدرس پایین سر بزنید و شماهم مشارکت(contribute) کنید: لینکبه امید روزی که fa.javascript.info رو ببینیم ?پ.ن: گروه تلگرامی ای برای ارتباط بهتر javascript کارها ایجاد کردیم :t.me/jsforeveryone</description>
                <category>مهدی مومنی</category>
                <author>مهدی مومنی</author>
                <pubDate>Fri, 30 Oct 2020 20:40:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افراد چگونه می‌خوانند ؟ (نکاتی برای نوشتن مطلبی تاثیر گذار)</title>
                <link>https://virgool.io/mehrepars/%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-ejikppdcl7bn</link>
                <description>افراد چگونه میخوانندبا سلام به قسمت دوم نکاتی که طراحان باید در مورد نحوه دید افراد بدانند خوش آمدید.در این قسمت میخوایم در مورد نحوه‌ای خواندن مردم آشنا شویم که برای UX writing کارها و یا کسانی که محتوای دیجیتال تولید میکنند بسیار مفید است.در قسمت قبل به طور خلاصه در مورد محدودیت های دید انسان آشنا شدیم تا بتوانیم طرح های با دسترسی پذیری و قابلیت کارکرد بهتری طراحی کنیم.اگر قسمت قبل را مطالعه نکرده اید پیشنهاد میکنم قسمت اول را ابتدا مطالعه کنید . https://virgool.io/mehrepars/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-a4ueshgqy8rm در این قسمت با هم میخواهیم در مورد الگوی خواندن مردم آشنا شویم.با توجه به اینکه بیشتر از 80 درصد افراد بالغ در جهان باسوادند، خواندن شکل اولیه ارتباطات برای اکثر افراد است؛ پس دانستن نحوه خواندن افراد بسیار مهم است تا بتوانیم مطالب خود را بهتر و موثرتر منتقل کنیم.افراد چگونه میخوانند ؟طبق تحقیقات گروه دان نورمن 20 الی 28 مطلب شما خوانده میشود.وقتی افراد مطلبی را می‌خوانند، این تصور را دارید که چشمانشان به نرمی روی صفحه حرکت می‌کنند ولی فقط زمانی یک مطلب را کلمه به کلمه میخوانند که واقعا در مورد موضوع آن علاقه‌مند باشند. آن‌ها اغلب صفحات به صورت سطحی (skim) میخوانند. یعنی آنها دنبال لغات بولد شده یا هایلایت شده، عناوین با معنی، پارگراف های کوتاه یا لیست هستند. به طور کلی میتوان گفت صفحه را اسکن میکنند.اگر هیچ کدام از این مطالب را برای نوشتن رعایت نکرده‌اید انتظار نداشته باشید افراد مطالب شما را کامل و با لذت بخوانند. علت اینکه این عناصر بیشتر مورد توجه قرار میگیرند بخاطر شکل ظاهری  آنهاست که متفاوت است برای همین است که گاهاً در زبان انگلیسی از کلمات با حروف بزرگ برای هشدار استفاده میکنیم چون افراد به خواندن آن‌ها عادت ندراند و سرعت خواندن آن‌ها را کاهش میدهد.به این متن ها که با حروف بزرگ نوشته میشوند &quot;فریاد&quot; میگویند.اسکن پذیری چیست ؟اسکن پذیری قابلیتی برای نمایش مطالب به نوعی که به راحتی قابل اسکن باشد. در تعامل با وب سایت ، به ویژه برای اولین بار ، کاربران به سرعت محتوا را اسکن یا جستجو می کنند تا ببینند آیا این چیزی است که آنها به آن نیاز دارند یا خیر.چرا این موضوع مهم است ؟ یک دهه پیش وقتی از نورمن پرسیدند مردم چگونه صفحات را میخوانند یک پاسخ جالبی دادآنها نمی‌خوانند. افراد به ندرت محتوا را به صورت کلمه به کلمه می‌خوانند. در عوض ، آنها صفحه را اسکن میکنند کلمات و جملات را انتخاب می کنندبا دو پرسش ساده میتوانید بفهمید که آیا صفحه شما قابلیت اسکن دارد یا خیرآیا آنچه در دو دقیقه اول می بینید مطابق با آنچه مخاطب مورد نظر از این صفحه انتظار دارد است ؟میتوانید از کاربر بپرسید آیا پس از یک دقیقه می توانید درک کند که چه نوع اطلاعاتی در صفحه وجود دارد؟الگوی خواندن Fطبق تعریف نورمن در الگوی F شکل بسیاری از اصلاحات متمرکز در قسمت بالا و سمت راست صفحه(برای زبان های راستچین) مشخص می شود. به طور مشخص:کاربران ابتدا محور افقی ابتدایی را میخوانند که معمولا عنوان یا عکس مطلب است سپس کاربران کمی صفحه را اسکرول می‌کنند سپس محور افقی دوم را که معمولاً ناحیه ای کوتاه تر از حرکت قبلی را در بر می گیرد این بخش میتواند زیر بخش یا توضیحی کوتاه باشد.سرانجام ، کاربران سمت راست محتوا را در یک حرکت عمودی اسکن می کنندبرای درک بهتر این الگو فیلم زیر را مشاهده کنید : https://www.aparat.com/v/6KgkX بنابراین تیتر ابتدایی توجه بیشتری جلب میکند و باید یک عنوان با معنی و هدفمند حتما انتخاب شود همچنین سعی کنید متن را به قسمت های مختلفی تقسیتم کنید و از زیر تیترها استفاده کنید همچنین سعی کنید کلمات کلیدی را در سمت راست بیشتر قرار دهیدالبته الگوهای دیگری هم مثل زیگزاگ یا Z برای خواندن مقاله وجود دارد؛اما الگوی که بیشتر مد نظر کسانی که تولید محتوا میکنند همین الگو استجمع بندی : نکاتی برای بهبود اسکن پذیری مطالبحتما در زمان نوشتن یک مطلب به نکات زیر توجه داشته باشید :عنوان  معناداری ارائه دهید این‌یکی از مهم‌ترین کارهای است که باید انجام دهید.همیشه سعی بر این داشته باشید از کلمات پیچیده و سخت استفاده نکنید.متن خود را به پارگراف‌های کوچک‌تر تقسیم کنید.از فونت های تزیینی برای نوشتن متن استفاده نکنید اگر فونت خوانا نباشد احساس سختی به متن شما منتقل میشود.اندازه قلم باید به گونه ای باشد که برای همه قابل خواندن باشد.بهترین کنتراست برای خواندن رنگ متن پس زمینه سفید و متن سیاه است.اعداد را به حروف ننویسید به همان صورت عددی بنویسید به این علت که اعداد جلب توجه بیشتری میکنند.از عکس‌های مرتبط استفاده کنید تا مطلب شما خسته کننده نشود.از رنگها  و باکس‌ها میتوانید برای اهمیت دادن به بخش های کوچک استفاده کنیدممنون که این پست را مطالعه کردید٬ امیدوارم این پست مفید واقع شده باشه برای شمااگر موردی یا پیشنهادی تو ذهنتون هست که توی این پست نگفتیم اون رو کامنت کنید تا من و بقیه خوانندها استفاده کنیم. ممنون ;)</description>
                <category>مهدی مومنی</category>
                <author>مهدی مومنی</author>
                <pubDate>Fri, 15 May 2020 18:54:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نکاتی که طراحان باید در مورد نحوه دید افراد بدانند</title>
                <link>https://virgool.io/mehrepars/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-a4ueshgqy8rm</link>
                <description>خواندن کتاب، ‌ فی‌نفسه افق‌های جدیدی به روی خواننده علاقه‌مند باز می‌کند اما خواندن کتاب‌های عمیق و پایه‌ای برای تمام کسانی که در حال انجام کارهای مهندسی و بخصوص توسعه نرم‌افزار هستند، مزیت مهم دیگری که دارد این است باعث می‌شود فرد، سطحی نگر نباشد و جزئیاتی را در کارهای روزانه خود در نظر بگیرد که با جستجو در اینترنت و خواندن راهنمای نرم‌افزارها و آموزش‌های آنلاین بدست نمی‌آورد. یکی از این کتاب ها که هر کسی و علی‌ الخصوص طراحان باید بخوانند کتاب &quot;۱۰۰ نکته که هر طراح باید درباره انسان ها بداند&quot; است. [لینک کتاب]نویسنده این کتاب Susan Weinschenk که یک روانشناس رفتاری است و از سال 1985 در زمینه طراحی و تجربه کاربری مشغول به کار است و تاکنون پنج کتاب در مورد تجربه کاربری منتشر کرده است.هدف از این سری پست، بیان مطالبی مطابق با سرفصل های کتاب است به گونه‌ای که مطالب کتاب را بصورت موثرتر و کاربردی‌تری ارائه دهیم تا در کمترین زمان ممکن، دیدی جامع و کاربردی نسبت به کتاب و موضوع کاربردی آن پیدا کنید و بتوانید در طراحی‌های روزانه خود از آن استفاده کنید. شاید بپرسید: چرا هر طراحی باید این کتاب را بخواند ؟نکته در اینجاست که طراح، کسی است که مشکلی را با ارائه راه‌حلی کارآمد حل میکند به طور مثال تغییر فرم ثبت نام برای افزایش آمار ثبت نام، که علاوه بر مهارت‌های طراحی، نیازمند دانش رفتارشناسی انسان‌ها و کاربران است. پس برای اینکه طرحی که خلق می‌کنید تاثیر گذاری بیشتری روی کاربر ایجاد کند باید ابتدا مثل آنها فکر کنید٬ ببینید٬ و یا تصمیم گیری کنید. این کتاب به شما کمک میکند از زاویه دید کاربران، مسائل را ببینید تا راه‌حلی که ارائه میدهید راه‌حلی منطقی و درست باشد. در ادامه، خلاصه‌ای از مباحث اولیه این کتاب را با هم مرور میکنیم.افراد چگونه میبینندرابط هایی که ما طراح‌ها طراحی می کنیم به خروجی گرافیکی متکی هستند. آنها از متن ، رنگ ، چیدمان و interaction design استفاده می کنند. بنابراین ، با یک رسانه عمدتا بصری روبه رو هستیم و این بسیار مهم است که ظرفیت ها و محدودیت های دید انسان را درک کنیم تا طرح های با دسترسی پذیری و قابلیت کارکرد بهتری طراحی کنیم.آنچه می‌بینیم، چیزی نیست که مغز می‌فهمداولین چیزی که افراد از طریق آن با دنیای اطراف ارتباط برقرار میکنند٬ دیدن است. شاید اگر از شما بپرسیم چشم چگونه کار میکند میگوید چشم اطلاعات را به مغز میفرستد و مغز آن را تفسیر میکند ولی حقیقت این است که قدرت بینایی در چشم ما اتفاق نمی‌افتد.بینایی ما در مغز رخ می‌دهدچشم در واقع دو دوربین قوی است که تصاویر را به صورت دو بعدی می‌گیرد و به صورت یک ماتریس عددی به مغز میفرستد که حاوی اطلاعات عکس مانند فاصله های اشیا تا دید انسان است و این ماتریس با چرخش٬ دور و نزدیک شدن شی و یا حتی تغییر رنگ نور محیط عوض میشود و ماتریس جدید را به مغز ما می‌فرستد با این همه تغییری که ممکن است رخ دهد ولی ما همچنان یک تصویر با ثباتی را میبینیم. اولین ناحیه پردازش تصویر در قشر پس سر انسان است. و آنجا جایی است که تصویر استخراج می‌شود، و تصویر به یک مجموعه نقاطی که هنوز به هم وصل نشده‌ و معنی ندارند تبدیل می‌شود سپس این نقاط کم‌کم شکل‌های ساده هندسی را از تصویر بوجود می‌آورند. و نهایتا در نواحی عالی بینایی شکل به صورت سه بعدی ترسیم میشود و حتی نورون‌هایی پیدا می‌کنید که به تصاویر خیلی پیچیده، مثل چهره‌ها، جواب می‌دهند برای همین است شما دوستتان را میان جمعیت شلوغ سریعاً شناسایی می‌کنید چون نورون خاصی برای این کار وجود دارد.مغز تصاویری که ترسیم میکند دارای ثبات هستند این ثبات حالت های مختلفی مثلاً ثبات حرکت تصویر که به این معنیست ، با این که شما در هر دقیقه چشم‌تان را به طور متوسط سه بار به جهت های مختلف حرکت می‌دهید. و تصویری که واقعا از چشم شما به به مغزتان فرستاده می‌شود تصویری است که مدام در حال حرکت است. ولی شما این حرکت را نمی‌بینید شما حتی پلک زدن خودتان را هم نمی‌بینید. کاری که مغز شما می‌کند این است که این‌ها را از تصویر حذف می‌کند و برای شما یک تصویر ثابت بازسازی و ترسیم می‌کند. مغز ما هر لحظه در حال تصمیم گیری های مختلف است و به طور کلی میتوان گفت مغز ما دارای یک یادگیری ماشینی(machine learning) است که تصمیمات گرفته شده در هر لحظه با توجه به ادراک٬ تجربه های گذشته و محیط است.مغز بر اساس ادراک گذشته و استفاده از قوانین کلی مثلاً نور محیط درباره چیزی که میبینیم حدس هاس میزند که اکثر اوقات این حدس ها درست کار میکنند ولی بعضی اوقات دارای خطا نیز هستند به مثال زیر توجه کنید :شما مثلث های را میبنید که در واقع وجود دارد.پس آنچه که شما فکر می‌کنید و طراحی کرده‌اید با آن چیزی که کاربر در صفحه وب شما یا طرح شما می‌بینند ممکن است  متفاوت باشد و این به این دلیل است که هر کس به پس‌زمینه متفاوت، میزان دانش، آشنایی با آنچه به دنبال آن هستند و انتظارات آن‌ها بستگی داشته باشد و اینکه شما به عنوان طراح اطلاعات را چگونه ارائه داد‌ه‌اید.الگو و گروهبندیمغز ما همیشه در پی یافتن یک الگو استمغز ما همیشه در پی یافتن یک الگو است همین طور که در شکل بالا مشاهده میکند تغییر رنگ باعث تغییر کلی شعار بالا شد.خطای دید یا در اصل خطای مغز مثال‌هایی هستند که عدم توانایی تفسیر درست &quot;مغز&quot; از چیزی که چشم می‌بیند را به اثبات میرساند.چشم و مغز  همیشه در پی یافتن یک الگو برای هر چیزی که می‌بینید است تا یک الگو بسازد، هرچند هیچ الگویی واقعاً وجود نداشته باشد این الگو کمک میکند که مغز ما یک رابطه قابل فهم بسازدمغز شما یک الگو میخواهد بسازد.یکی دیگر از روش های که مغز ما یک الگو از اطلاعات میسازد گروه بندی کردن اطلاعات است. افراد باور دارند که چیزهای نزدیک به هم از یک گروه هستند مثلا اگر دو چیز(عکس و متن) نزدیک به هم باشند افراد فرض میکنند که متعلق به یکدیگر٬ و یک گروه هستند پس اگر می‌خواهید آیتم‌ها (تصویر، عکس، تیتر و یا متن) متعلق به یکدیگر به نظر برسند، آن‌ها را نزدیک هم قرار دهید.از فضای سفید بیشتری برای بین آیتم‌های نامربوط به یکدیگر استفاده کنید و فضای کمتری هم بین آیتم‌های مربوط قرار دهید، این به نظر، اصلی کاملا بدیهی است اما خب ٬ وب‌سایت‌های زیادی آن را رعایت نمی‌کنند.فضای سفیدفضای سفید در طراحی همانند استفاده از سکوت در یک موسیقی است. بدون استفاده متناسب از سکوت ، موسیقی بدون ساختار است و بدون استفاده از متناسب از فضای سفید در طراحی٬ طرح بدون ساختار استفضای سفید یا فضای منفی همان فضای بدون علامت در طراحی است. این فضا بین چیدمان ها ، خطوط پاراگراف ها ، بین پاراگراف ها ، بین عناصر UI مختلف و غیره است. فضای سفید به معنای واقعی کلمه به معنای فضای خالی با پیش زمینه سفید نیست بلکه می تواند از هر رنگ ، بافت ، الگوهای یا حتی یک تصویر پس زمینه باشد. همچنین فضای سفید صرفاً برای زیبایی نیست بلکه فضای مؤثر و ارزشمند است که برای جلب توجه٬افزایش نرخ تبدیل٬گروه بندی منطقی و یا حتی ایجاد یک فضای تنفسی برای کاربر تا اطلاعات قبلی را هضم کند است.انواع دیددو نوع دید داریم: ۱- مرکزی ۲- پیرامونی.دید مرکزی : وقتی است که شما مستقیماً به یک‌ چیز نگاه می‌کنید و جزییاتش را می‌بینید.دید پیرامونی : وقتی است  که شما چیزهایی را می‌بینید ولی مستقیماً به آن‌ها نگاه نمی‌کنید . با توجه به تحقیقات ردیابی چشم میتوان گفت که دید پیرامونی برای درک دنیای اطراف ما بسیار مهم‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنیم و به نظر می‌رسد با این دید میتواند فهمید که در چه فضایی قرارگرفته‌ایم.دید پیرامونی ما به حرکت حساس است و هر حرکتی در این دید اتفاق بیافتد ما مجبور میشویم با دید مرکزی خود نیز به آن شی نگاه کنیم و چشم ما نمیتواند یک حرکتی که در دید پیرامونی اتفاق میافتد را نادیده بگیرد به همین علت است وقتی که در‌حال  مطالعه یک مطلب هستید تبلیغات چشمک زن حاشیه صفحه بسیار شما را اذیت میکند با اینکه آزار دهنده است ولی توجه شما را جلب میکند.اگر می‌خواهید به کاربران اعلانی نشان دهید این فضا مکانی مناسب است چون ناخودآگاه کاربر آن را نگاه میکند.کاربران چگونه صفحات را میبینندهمانطور که قبلا گفتیم مغز تصمیماتی که میگیرد بر اساس تجربه های قبلی است که به دست آورده بنابراین اگر کسی در حال مشاهده صفحه است زبانش از راست به چپ باشد پس از راست به چپ اسکن میکند و اگر چپ به راست برعکس. البته آنها از گوشه بالا سمت راست یا چپ اسکن نمیکند چون به این مسئله عادت کرده‌اند که یک سری عناصر مثل لوگو و منو وجود دارند که زیاد مهم نیستند.کاربران طبق روش خواندن متداول خود٬ اسکن صفحه را ادامه می‌دهند. میتوان با قرار دادن چیزهایی در دید مرکزی که توجه آن‌ها را جلب کند، مثل یک عکس بزرگ (مخصوصاً اگر در آن عکس تصویر یک صورت باشد) یا انیمیشن یا یک متن بزرگ و درجایی از صفحه،  الگوی خواندن کاربران را تغییر دهید.الگوی Fمطالبی که در وبسایت خود قرار میدهید به طور میانگین فقط ۲۸ درصد افراد آن را میخوانند و بقیه افراد مطالب را اسکن میکنند این اسکن حالت های مختلفی  که یکی از رایج‌ترین روش‌ها به صورت الگوی F است. به عکس زیر توجه کنید :الگوی Fالبته عکس بالا برای زبان های چپ به راست است ولی برای راست به چپ به صورت F وارونه است به گونه ای که انگار F در روبروی آیینه قرار گرفته است.جمع بندی این قسمت : پس اطلاعات مهمی که میخواهید ارائه دهید را در یک‌سوم بالایی(در موبایل دو سوم بالای صفحه است) یا وسط صفحه قرار دهید. و از قرار دادن اطلاعات مهم در حاشیه یا سایدبار خودداری کنید. همچنین یک نکته بسیار مهم صفحه را باید طوری طراحی کنید که کاربر برای انجام کاری نگاهش را به جاهای مختلف صفحه و یا سایت نبرد. همچنین اولین قسمتی که معمولا کاربران به آن توجه میکنند تیترهاست پس٬  از تیتر و زیر تیتر‌های واضحی استفاده کنید.همچنین کلمات کلیدی را بولد کنید تا مورد توجه کاربران قرار گیرد.کاراییوقتی یک شی را مشاهده میکنید یک سری سرنخ به شما میدهد مثلا دستگیره یک در با توجه به شکل آن به شما میگوید دست خود را دور دستگیره حلقه کرده و به پایین فشار دهید ولی اگر یک شی آن‌طور که به شما سرنخ می‌دهد کار نکند، نتیجه‌ آن اذیت شدن شما است.به این سرنخ‌ها «کارایی اشیا» میگویند.خب اگر شما می‌خواهید که افراد با یک شی‌ء تعامل کنند حالا چه در دنیای واقعی یا روی یک صفحه‌نمایش باید اول مطمئن شوید که افراد به‌ درستی درک کرده‌اند که آن شی‌ء چیست و چه‌ کارکردی دارد و اینکه چگونه می‌توانند با آن تعامل کنند.هنگام طراحی عناصر باید به  قابل درک بودن کارایی آن‌ها توجه داشته باشد و سرنخ های که یک دکمه می‌دهد را به کاربر بدهید که کاربر بداند این دکمه قابل فشردن است و همچنین لینک ها٬ لینک نباید با هاور کردند تازه مشخص شوند که آنها لینک هستند و  از دادن سرنخ‌های نادرست خودداری کنید.جمع بندی این قسمت  حتما حالت های را برای وضعیت مختلف مثل فعال٬ هاور و یا غیرفعال برای اشیا در نظر بگیرید. از استفاده کردن سرنخ‌های hover روی محصولاتی که در دستگاه‌های لمسی قابل‌استفاده هستند خودداری کنید.افراد ممکن است تغییرات را نبینندابتدا  این فیلم زیر را حتما مشاهده کنید و تعداد پاس های که تیم سفید به هم میدهند را بشمارید.(طول ویدیو ۱ دقیقه است) https://www.aparat.com/v/MUwt0 تحقیقات ردیابیِ چشم بر روی کسانی که ویدیوی گوریل را دیدند نشان داد که همه گوریل را «دیدند»؛ به این معنی که تصویر گوریل در دید مرکزی آن‌ها قرارگرفته است، اما فقط ۵۰% آن‌ها فهمیدند که گوریل را دیدند.inattention blindness یا نادیده گرفتن در اثر بی‌توجهی یعنی اینکه افراد اغلب اوقات به تغییرات در زاویه مرکزی دیدشان توجه نمی‌کنند.اگر به یک‌ چیز توجه کنید و انتظار وقوع تغییر خاصی را نداشته باشید، به‌سادگی تغییرات به وقوع پیوسته را از دست می‌دهید.مانند نمایش خطاها در فرم یا نمایش اعلانات٬  پس :نباید پیش خودتان این گونه فکر کنید چون این شیئ در صفحه وجود دارد قطعا کاربرها آن را میبینند مخصوصا هنگامی که تغییر جزئی در صفحه میدهید و صفحه را دوباره فراخوانی میکنید کاربران ممکن است اصلا متوجه نشوند که در حال دیدن یک صفحه جدید هستنداگر می‌خواهید مطمئن شوید که کاربران متوجه تغییر شده‌اند، از سرنخ‌های بصری بیشتری استفاده کنید.در صورت امکان میتوانید از حالت در حال بارگزاری استفاده کنید الخصوص برای SPA یا حالتی که از AJAX استفاده می‌کنیدکوررنگیکوررنگی : یک بیماری اختلال ارثی است که در آن فرد قادر به تشخیص یک یا برخی رنگها نمی‌باشد. کوررنگی انواع مختلفی دارد بر خلاف تصور عامه، دید افراد کور رنگ به ندرت خاکستری است.(ویکیپدیا)کوررنگی شاید در ابتدا بحث چندان مهمی در طراحی نباشد ولی وقتی متوجه شود که ۱۰ درصد مردان و نیم درصد زنان کوررنگی دارند آن وقت به مهم بودن این موضوع پی میبرید. در خصوص کوررنگی باید در هنگام طراحی به نکات زیر توجه داشت هر جا از رنگ برای رساندن معنی خاصی استفاده می‌کنید، از یک المان دیگر هم نیز استفاده کنید. مثلا ایکون٬  تا افرادی که دارای کوررنگی هستند هم بدون درک رنگ شما بتوانند معنی و منظور پیام شما را بفهمند.مطمئن شوید که بین رنگ پس زمینه و متن کنتراست خوبی برای خواندن متن هست. میتوانید از این سایت کمک بگیریدوقتی لیستی از رنگها برای انتخاب به کاربر نشان میدهید به طور مثال انتخاب رنگ برای لباس مطمئن شوید که نام رنگ هم در کنار خود رنگ به نمایش میگذارید تا افراد کوررنگ هم بتوانند رنگ دقیق را انتخاب کنند.طراحی لینک ها نباید متکی بر رنگ باشد و باید یک سرنخ بصری مانند خط زیر متن هم داشته باشد تا این گونه افراد هم به راحتی بتواند لینک ها را شناسایی شوندچون placeholder ها معمولا کنتراست پایینی دارند حتما از label در فرم های خود استفاده کنید.ممنون که این پست را مطالعه کردید٬ امیدوارم این پست مفید واقع شده باشه برای شما اکثر مواردی که ذکر نشده موارد کم‌کاربردتر بودن .من هر موقع مطلب جدیدی را در مورد این موضوع بخونم این پست رو آپدیت میکنم.پس برای در جریان قرار گرفتن میتونید صفحه‌ی من در ویرگول رو دنبال کنید و این صفحه هم بوکمارک کنید.اگر موردی یا پیشنهادی تو ذهنتون هست که توی این پست نگفتیم اون رو کامنت کنید تا من و بقیه خوانندها استفاده کنیم</description>
                <category>مهدی مومنی</category>
                <author>مهدی مومنی</author>
                <pubDate>Sun, 29 Mar 2020 14:05:59 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>