<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیرحسین بابامرادی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@a.babamoradi7731</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 13:08:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/143550/avatar/9xWcdK.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیرحسین بابامرادی</title>
            <link>https://virgool.io/@a.babamoradi7731</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نگاهی به ترند های کنونی در UX/UI (پارت دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@a.babamoradi7731/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-uxui-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-imwubyloazmz</link>
                <description>در دنیای مدرن امروز،اغلب کاربران دیگر به استفاده صرف از محصولات دیجیتال بسنده نمی کنند و به دنبال تجربه های دل نشین به هنگام تعامل با برند های این حوزه هستند.در نتیجه همین توقعات هست که صاحبان این گونه محصولات دائما سبک ها و متد های مختلفی را استفاده می کنند تا کاربران را به سمت خود بکشانند و در همین حین است که ترند هایی ایجاد می شود.در زیر نگاهی به این ترند ها در دنیای رابط و تجربه کاربری خواهیم انداخت.ترندهای &quot;تجربه کاربری&quot;میکرو اینترکشن ها (Micro Interactions)به کار بردن موشن ها در کال تو اکشن ها و دیگر قسمت ها باعث شده تا کاربران تعامل بیشتری با محصول داشته باشند.علاوه بر کال تو اکشن ها میکرو اینترکشن ها را می توانیم در دکمه ها و آیکون ها و تب ها و Splash Screen ها و منوها به کار ببریم.سوئیچ های تعاملی و انیمیشن نوار پیشرفت و تکمیل فرآیند و محل ورود دیتا مثال های دیگری هستند.طراحی برای همه پلتفرم ها(Cross-Platform Design)در صورت امکان چه بهتر که در نظر داشته باشیم که در حال طراحی برای چند پلتفرم هستیم چرا که مزیت هایی از قبیل زیر را دارد :توسعه فنی راحت تر بوده و میتوان با یکبار برنامه نویسی لانچ محصول را در چند پلتفرم تا حد زیادی پیش برد.یکپارچگی (Consistency) و حال و هوای محصول در همه پلتفرم ها حفظ می شود و تلاش کاربران برای تعامل با محصول کمتر می شود.رابط کاربری های صوتی(VUI)بات ها و دستیار های صوتی در حال رشد و استفاده در وب/اپلیکیشن ها هستند.اما چطور از این قابلیت در محصول خودمان استفاده کنیم:به دنبال راه هایی باشیم که محصول ما میتواند به صورت صوتی تعامل ایجاد کند.مااند استفاه در بخش جست و جو و...استفاده در جهت فراخوانی دستورها و فرمان هایی که کاربران در وب/اپلیکیشن از آنها استفاده میکنند.لاگین بدون پسوورد(Login Without Password)از آنجا از یاد بردن پسوورد ها بسیار شایع بوده جایگزین کردن روش هایی مانند استفاده از اثرانگشت یا تشخیص چهره یا پین-کد ها برای لاگین شدن سریع کاربران به حساب هایشان میتواند مدت زمان تعامل آنها با محصول ما را افزایش دهد.نویسندگی تجربه کاربری(UX Writing)تنها اینکه یک محصول جذاب و منحصر به فرد داشته باشید کافی نیست.امروزه کاربران میخواهند بخشی از مسیر برند مورد علاقه شان باشند.میتوان با ایجاد یک استایل خاص ، برند و محصول یا خدمتی که ارائه میدهیم   را از دیگران متمایز کرده تا به نوعی ارتباط با کاربران مان را تحت تاثیر قرار دهیم.لازم است توجه داشته باشیم که :بر روی ارزشی که محصول تان به کاربران می دهند تمرکز کنیم.از محتوای ویدئویی برای معرفی بر استفاده کنیم.ارتباط خود با کاربران را با روشهایی مثل ارسال ایمیل یا نوتیفیکیشن یا ...حفظ کنیم.هوش مصنوعی (AI)پیشرفت این شاخه از تکنولوژی روند بسیاری از حوزه ها را دچار تغییر کرده و طراحی(تجربه کاربری) نیز مستثنا نیست چرا که حالا میتوان از هوش مصنوعی کمک گرفت تا تجربه بهتری برای کاربر رقم بزنیم.مثال عینی در این بحث،بخش Recommendation اپلیکیشن هایی مثل اسپاتیفای،یوتیوب،نتفلیکس است که روزانه بارها از آنها استفاده می کنیم.حتما برایتان پیش آمده است که در مورد موضوعی به یوتیوب یا اینستاگرام مراجعه کرده و به محض ورود،درگیر  این پیشنهاد های مرتبط با خودتان(Relevent) شده باشید!موضوعی که اینجا جلب توجه می کند این است که میتوان بدون استفاده از هوش مصنوعی هم محتوای سفارشی در اختیار کاربر قرار داد اما طبق تحقیقات گروه نیلسن نورمن که در حوزه UX بسیار شناخته شده اند:سفارشی سازی(Customization) با شخصی سازی(Personalization) بسیار متفاوت است.در حقیقت،سفارشی سازی،کنترل بیشتری به کاربر و شخصی سازی،کنترل بیشتری به وبسایت/اپلیکیشن می دهد.بنابراین با توجه به کاری که میخواهیم انجام دهیم ممکن است هر یک از این متد ها را پیاده سازی کنیم و در حالت Personalization هوش مصنوعی به کارمان می اید.واقعیت مجازی/واقعیت افزوده(AR/VR)به مانند هوش مصنوعی،حضور تکنولوژی های VR و AR را نیز بیش از پیش احساس می کنیم.به نظر می رسد که در حال حرکت به سمت عصر جدیدی از طراحی باشیم.با اپلیکیشنInchunter وبه کمک AR میتوانید تتوها را روی پوست خود امتحان کنید.طراحی موبایل محور(Mobile-First Design)احتمالا می دانید و به وضوح نیز مشخص است که درصد استفاده از موبایل ها از هر زمانی بیشتر است و گوگل نیز متاثر از این قضیه،نسخه ی موبایل سایت ها را در اولویت بندی هایش مد نظر قرار میدهد و به این ترتیب ترافیک شما تحت تاثیر قرار می گیرد.هم چنین باید تفاوت های طراحی موبایل محور با طراحی ریسپانسیو را هم مد نظر داشته باشیم. Mobile-First Design vs responsive designدر اینجا نگاهی به ترند های کنونی در UX/UI (پارت اول) هم میتونید درباره ترند های رابط کاربری بخونید.</description>
                <category>امیرحسین بابامرادی</category>
                <author>امیرحسین بابامرادی</author>
                <pubDate>Fri, 04 Dec 2020 17:22:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به ترند های کنونی در UX/UI (پارت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@a.babamoradi7731/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-uxui-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-sbdasehdfggu</link>
                <description>در دنیای مدرن امروز،اغلب کاربران دیگر به استفاده صرف از محصولات دیجیتال بسنده نمی کنند و به دنبال تجربه های دل نشین به هنگام تعامل با برند های این حوزه هستند.در نتیجه همین توقعات هست که صاحبان این گونه محصولات دائما سبک ها و متد های مختلفی را استفاده می کنند تا کاربران را به سمت خود بکشانند و در همین حین است که ترند هایی ایجاد می شود.در زیر نگاهی به این ترند ها در دنیای رابط و تجربه کاربری خواهیم انداخت.ترندهای &quot;رابط کاربری&quot;تصویرسازی ها(Illustrations)تصویر سازی ها هم چنان پرطرفداران ترند رابط کاربری محسوب میشوند.محبوبیت این تصاویر به دلایلی مثل جذابیت بصری و شخصی سازی برند و ...برمی گردد و میتوان از آن به عنون ابزاری مناسب برای داستان نویسی های برند و صفحات آنبوردینگ استفاده گردد.از انواع تصویرسازی ها میتوان به تصویر سازی های ساده و تصویرسازی های هندسی(Geometric Shapes) و تصویرسازی های ایزومتریک (Isometric) اشاره کرد.المان های سه بعدی(3D Elements)محبوبیت 3Dها روز به روز در پروداکت های متنوع از تصویرسازی ها گرفته تا تایپوگرافی ها دیده میشود.المان هایی که علاوه بر زیبایی و جذابیتی که به ارمغان می اورند باعث میشوند تا فضای دیجیتال در نگاه کاربران،هرچه بیشتر رنگ و بوی واقعیت به خود بگیرد و کاربران درک بهتری از کانسپت کاری ما پیدا کنند.اما باید به این نکته هم توجه کرد که در صورت سریع و بهینه نبودن وبسایت/اپلیکیشن،استفاده از المان های سه بعدی کاربران را با زمانهای بارگذاری طولانی و یا لگ و ...مواجه خواهد کرد.فونت های بولد(Bold fonts)این موجب تقویت بصری اطلاعاتی میشوند که باید بیشتر مورد توجه کاربران قرار گیرد.تایپوگرافی های بدون الگو(Rule-Breaking Typography)با توجه به اهمیت فراوانی که تایپوگرافی ها در طراحی دارند به طور مداوم ترند های جدیدی در فونت و سایز و برجستگی متن ها به وجود می آیند.متونی که با تصاویر همپوشانی دارند یا به تنهایی در مرکز صفحه قرار می گیرند یا به صورت پراکنده در جای جای صفحه قرار می گیرند.همه اینها در جهت ارائه یک سلسله مراتب بصری قوی و ترغیب کاربران برای تعامل بیشتر به کار می روند.تایپوگرافی ها با سایزهای بزرگتر (Outsized Typography)این نوع تایپوگرافی ها باعث جلب توجه بیشتر کاربران خواهد شد.حالت تیره (Dark Mode) :استفاده از dark mode ها در امسال چه به صورت تم کلی(مانند uxpin و framer )و چه به صورت یک آپشن اختیاری بسیار فراگیر بود که از جمله مزایای آن میتوان بهافزایش جنبه ی کلاسیک و مدرن بودن محصولبرجسته شدن عناصر در دیزاین وب/اپلیکیشنکاهش فشار به چشم خصوصا در شبکاهش مصرف باتری دیوایس ها(ی مجهز به اسکرین های اولد و امولد)اشاره کرد.تم سیاه سفید برخی اپلیکیشن ها را هم میتوان در این دسته قرار داد که در زیر نمونه ای از آن را می بینیم.نئومورفیزم(Neumorphism)از جدید ترین ترند های UI که بیشتر در اسمارت هوم اپ ها و محصولات دیجیتال مرتبط با تکنولوژی دیده می شود.فوتوگرافی + عناصر گرافیکی(photography + graphics)ترکیب عکس ها با المان های گرافیکی را می تون در همه جا بکار برد.از وبسایت/اپلیکیشن های مالی یا مربوط به تکنولوژی گرفته تا وبسایت/اپلیکیشن های رنگارنگ و کودکانه و...انعطاف پذیری این سبک بسیار بالاست.طراحی غیر متقارن(Asymmetrical Design)با اینکه طراحی متقارن بسیار رواج دارد و اینکه اصطلاحا هر المان گرافیکی باید طبق گرید بندی های خاصی در جای مناسب قرار گیرد اما در این صورت محصول ما مشابه هزاران محصول دیگر خواهد شد.اینجاست که طراحی غیر متقارن وارد میشود و بسته به استراتژی طراحی،میتوان از این سبک برای رساندن حس خاصی از یک محصول استفاده شود.اما نکاتی مثل اینکه &quot;قسمتی از طرح سنگین تر از قسمت دیگر نباشد&quot; یا &quot;تصویرسازی ها و تایپوگرافی ها سایز مناسب نسبت به یکدیگر داشته باشند&quot;باید رعایت شود.از ویژگی های دیگر این سبک میتوان به موارد زیر اشاره کرد:فضای سفید گستردهخطوط روشنپالت رنگ های با کنتراست بالانمایش گرافیکی داده ها(Data Visualization)این که داده هایمان را نه در قالب لیست ها و فهرست های گیج کننده بلکه به استفاده از المان های گرافیکی به نمایش بگذاریم خصوصا در وب/اپلیکیشن های مربوط به تکنولوژی و بانکی یک ضرورت محسوب می شود. ایموجی ها با محبوبیت ایموجی ها سال آینده شاهد طرح های خلاقانه ی ایموجی ها خواهیم بود.باید سبک ها و تکنیک های خلاقانه ای که میتوان از ایموجی ها ساخت کشف کرد و آنها را در در طراحی ها به کار ببریم .قطعا موارد بالا شامل تمامی ترند های حال حاضر نمیشود و مواردی مثل استفاده از تکسچر ها،سایه های soft،استفاده از پالت رنگی های با گرادینت و ...را نیز میتوان به آنها اضافه کرد.پارت بعدی رو هم به ترندهای تجربه کاربری می پردازیم...پس میبینمتون</description>
                <category>امیرحسین بابامرادی</category>
                <author>امیرحسین بابامرادی</author>
                <pubDate>Sun, 29 Nov 2020 20:51:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور بزرگترین اپلیکیشن ها 1000 کاربر خود را جذب کردند؟(پارت نهایی)</title>
                <link>https://virgool.io/@a.babamoradi7731/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D9%87%D8%A7-1000-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-dnonf1dmfkp3</link>
                <description>نوشته زیر ترجمه بخشی از مقاله چطور بزرگترین اپلیکیشن ها 1000 کاربر خود را جذب کردند؟ توسط lenny rachitsky است.با اینکه هر استارت آپی در نهایت با این سوال مواجه می شه عجیبه که درباره اش مطالب کمی که کاربردی هم باشن وجود داره.بنابراین تصمیم گرفتم تا در این زمینه مطلبی بنویسم.ماه گذشته را شخصا در کنار بنیان گذاران استارت آپ ها،در حال جست و جو میان مصاحبه های مختلف و هم چنین رشته توئیت های منتشر شده گذراندم.در زیر،علل های شاخصی را می ببینیم که اساسا چطور هر اپلیکیشن موفقی اولین کاربرای خودشون را جذب کردند و هم چنین شامل تجربیات اپلیکیشن هایی چون تیندر ،اوبر،superhuman،تیک تاک، product hint و نتفلیکس و بسیاری دیگر می باشد.پس ازش لذت ببرید.جذب هزار کاربر نخستمهم ترین نکات این مطلب :تنها 7 مدل استراتژی رشد زود هنگام هر اپلیکیشنی را توجیه می کند.اکثر استارت آپ ها تنها با یکی از این مدل ها کاربران اولیه ی خود را جذب کرده اند.اپلیکیشن های بسیار کمی چون پینترست یا product hunt با دو یا سه مدل به موفقیت رسیدند و هیچ یک از اپلیکیشن ها بیشتر از 3 مدل را استفاده نکرده اند.محبوب ترین استراتژی ها،معرفی به کاربران یا به صورت آنلاین یا آفلاین و یا از طریق دعوت دوستان بوده است که می توانند بسیار گسترده عمل کنند.برای انجام هریک از این مدل استراتژی ها مهم است که در ابتدا کاربران هدف را به صورت محدود تعریف کنیم.تاکتیک هایی که برای جذب 1000 نفر اول به کار گرفته میشن بسیار متفاوت تر از تاکتیک هایی است که برای جذب 10000 نفر بعدی استفاده می شن که به خودی خود عنوان یه مقاله ی دیگه می تونه باشه.5)از اینفلوئنسرها استفاده کنیدسوال کلیدی:اینفلوئنسرهای مورد علاقه ی کاربران هدف شما چه کسانی هستند و چگونه می توانید آنها را مجاب کنید تا در مورد محصول شما صحبت کنند؟توئیتر :شکل زیر روند روزانه جذب کاربران در اوایل انتشار توئیتر را نشان می دهد.اولین انتشار در فضای وب را در بلاگ ایوان ویلیامز داشتیم.در ادامه،انتشار پستی در وبسایت گیگاوم توسط اوم مالیک که حسابی سر و صدا به پا کرد باعث شد تا 250 نفر در یک بازه ی زمانی بسیار کم به کاربران ما اضافه شوند.این اتفاق از این منظر برای ما مهم بود که تا قبل از انتشار آن پست تعداد کاربران ما تنها کمی بالاتر از این رقم بودو این اتفاق بسیار بزرگی برای ما محسوب می شد.قدرت این پست ها در جذب کاربران اول ما انکار ناپذیر بود و اینکه ما دائما از طریق روش های مشابه با عده ای از مردم ارتباط برقرار می کردیم،امری ادامه دار شده بود.Pete Wardenپروداکت هانت :هر زمان که اینفلوئنسری را شناسایی می کردیم،ایمیلی برای او ارسال کرده و دعوت می کردیم تا در نشریات و مجله های کسب و کار و ... مانند Fast company یا Pandodailyبا انتشار مقاله از ما و داستان ما بگوید.راهکاری ساده ولی در عین حال بسیار کارآمد برای جذب این و هم چنین گسترش راه های ارتباط با کاربران و دریافت فیدبک از آنها.Ryan Hooverاینستاگرام:هم بنیان گذاران اینستاگرام در انتخاب این گونه افراد بسیار با دقت عمل کردند و رفتند به سراغ عکاسان ماهر و به ویژه کسانی که در توئیتر شناخته شده تر هستند.این افراد کمک می کردند تا فضای عکاسی و هنری اینستاگرام تقویت شود و محتوای مناسبی در آن قرار گیرد.یکی از این افراد،شخصی به نام دورسی بود که اینستاگرام بسیار او را شگفت زده شده بود و آنرا به نسخه های قبلی و یا مشابه ترجیح می داد.زمانی که اینستاگرام در 6 اکتبر 2010 منتشر شد شدیدا مورد استقبال گرفت که این اتفاق مدیون افرادی چون دورسی بود.اینستاگرام به اولین برنامه در لیست برنامه های بخش عکس و دوربین در اپ استور رسیده بود.No Filter: The Inside Story of Instagram6)تاثیر رسانه را فراموش نکنیدسوال کلیدی :داستان شکل گیری محصول و کسب وکارتان که جذاب و مفید هم هست چه بوده و چگونه میتوانید آنرا در مطبوعات و رسانه ها منتشر کنید؟استارت آپ superhuman:بهترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که در یک یا دو رویداد در سال شرکت کنید و شرکت ، محصول یا خدمتی که عرضه می کنید را آنجا به نمایش گذاشته و خودتان را در فضای کاری متناسب با خودتان قرار دهید.برای ما یک چنین رویدادی زمانی اتفاق افتاد که استارت آپ mail box به کار خود پایان داد.روایت بسیار دل نشینی داشتم: من همین نزدیکی ها هستم...بیایید و از شرکت ما دیدن کنید.پستی که نوشتم هنوز هم جزو پربازدید ترین مقالات وبسایت مدیوم به حساب می اید که موضوع آن این بود که چطور به زیر سلطه ی شرکت های بزرگ تر از خودتان نروید و به نوعی در واکنش به تعطیلی mailbox بود.این پست منجر به اضافه شدن 5000 کاربر جدید برای ما شد.Rahul Vohraاستارت آپ product huntمن تعدادی مقاله به صورت ناشناس برای معرفی خودمان را در شبکه های اجتماعی پست کردم.قدرت این رسانه ها باورنکردنی بود. افرادی که چنین مقالاتی را در رسانه هایی چون تک کرانچ می خواندند همان افرادی بودند که استارت آپ ما برایشان جذاب بود.Ryan Hooverاسلکزمانی که نسخه ی بتا را عرضه کردیم به سراغ یکی از رسانه های موفق به نام بلیتز رفتیم و از طریق آنها از مردم دعوت کردیم تا اسلک را امتحان کنند.تنها در روز اول چیزی در حدود 8000 نفر از محصول ما استفاده کردند و در مدت دو هفته این رقم به 15000 نفر رسید.Stewart Butterfieldاینستاگرامتیم اینستاگرام نیز به جای استفاده از شرکت های واسطه تبلیغاتی مستقیما به سراغ مطبوعات و رسانه ها رفت و طبق گفته ی بنیان گذاران نتایج بسیار خوبی هم در پی داشت.یک محصول به درد بخور که توسط سازندگانی با شور و اشتیاق تولید شده بود و به هنگام انتشار پوشش خبری وسیعی را تجربه کرد.کوین سیستروم(بنیان گذار ایستاگرام)می گوید که  ما در مورد ارتباط با کاربرانی که تصور می کردیم که از محصول ما خوششان بیاید کاملا جسورانه عمل کردیم و به نتیجه هم رسیدیم.باور جمعی در آن زمان این بود که چنین رسانه هایی مانند نیویورک تایمز و ... به چنین موضوعاتی توجه نخواهد داشت و وقت تلف کردنی بیش نیست.اما کاملا از حمایت آنها برخوردار شدیم و به هنگام لانچ محصول،میتوان گفت که با هجوم کاربران حسابی سرور هایشان را اذیت کردیم:)TNW7)ساخت یک کامیونیتی قبل از انتشار محصولسوال کلیدی:آیا در حال حاضر در کامیونیتی ای هستید که بتوانید هنگام انتشار محصول از آن استفاده کنید؟پروداکت هانتپروداکت هانت کار خود را با این ایده که محصولات جدید فروشندگان را با استفاده از ایمیل به اطلاع کاربران برساند شروع کرده بود.بنیان گذار پروداکت هانت می گوید : به هنگام طراحی و توسعه محصول،از مدیران و بنیان گذاران دیگر استارت آپ ها و سرمایه گذاران داخل کامیونیتی خودم دعوت کردم تا محصولات و خدمات خودشان را در پروداکت هانت ارائه دهند.به عبارتی هم محصول آنها دیده می شد و هم ما تولید و توسعه پلتفرم خودمان را پیش می بردیم.به این صورت بود که ظرف یک هفته محصول ما محتوای اولیه خود را که توسط حدودا 30 نفر از ارائه دهندگان محصول بود به دست آورده بود و آماده ی لانچ نهایی شده بود.Ryan Hooverپلتفرم stackoverflowبنیان گذاران stackoverflow هردو کامیونیتی های نسبتا بزرگی را به واسطه ی تجارب و سوابق قبلی شان ایجاد کرده بودند.بنابراین از افراد کامیونیتی های خود دعوت کردند تا نسخه ی خصوصی و بتای محصول را تست کنند و در واقع این افراد (کاربران اولیه) بودند که محتواهای ابتدایی را ایجاد کردند.Jonپارت های قبلی:چطور بزرگترین اپلیکیشن ها 1000 کاربر خود را جذب کردند؟(پارت اول)چطور بزرگترین اپلیکیشن ها 1000 کاربر خود را جذب کردند؟(پارت دوم)چطور بزرگترین اپلیکیشن ها 1000 کاربر خود را جذب کردند؟(پارت سوم)خب اینم از پارت آخر این مقاله...امیدوارم خوشتون اومده باشه و ایده های خوبی گرفته باشین.توی پست های بعدی هم میریم سمت UX و UI اپلیکیشن ها و اینکه ببینیم اونجا چه خبره!!...پس منتظر باشین</description>
                <category>امیرحسین بابامرادی</category>
                <author>امیرحسین بابامرادی</author>
                <pubDate>Thu, 26 Nov 2020 02:43:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور بزرگترین اپلیکیشن ها 1000 کاربر خود را جذب کردند؟(پارت سوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@a.babamoradi7731/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D9%87%D8%A7-1000-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-rtb3ftnkh80w</link>
                <description>نوشته زیر ترجمه بخشی از مقاله چطور بزرگترین اپلیکیشن ها 1000 کاربر خود را جذب کردند؟ توسط lenny rachitsky است.با اینکه هر استارت آپی در نهایت با این سوال مواجه می شه عجیبه که درباره اش مطالب کمی که کاربردی هم باشن وجود داره.بنابراین تصمیم گرفتم تا در این زمینه مطلبی بنویسم.ماه گذشته را شخصا در کنار بنیان گذاران استارت آپ ها،در حال جست و جو میان مصاحبه های مختلف و هم چنین رشته توئیت های منتشر شده گذراندم.در زیر،علل های شاخصی را می ببینیم که اساسا چطور هر اپلیکیشن موفقی اولین کاربرای خودشون را جذب کردند و هم چنین شامل تجربیات اپلیکیشن هایی چون تیندر ،اوبر،superhuman،تیک تاک، product hint و نتفلیکس و بسیاری دیگر می باشد.پس ازش لذت ببرید.جذب هزار کاربر نخستمهم ترین نکات این مطلب :تنها 7 مدل استراتژی رشد زود هنگام هر اپلیکیشنی را توجیه می کند.اکثر استارت آپ ها تنها با یکی از این مدل ها کاربران اولیه ی خود را جذب کرده اند.اپلیکیشن های بسیار کمی چون پینترست یا product hunt با دو یا سه مدل به موفقیت رسیدند و هیچ یک از اپلیکیشن ها بیشتر از 3 مدل را استفاده نکرده اند.محبوب ترین استراتژی ها،معرفی به کاربران یا به صورت آنلاین یا آفلاین و یا از طریق دعوت دوستان بوده است که می توانند بسیار گسترده عمل کنند.برای انجام هریک از این مدل استراتژی ها مهم است که در ابتدا کاربران هدف را به صورت محدود تعریف کنیم.تاکتیک هایی که برای جذب 1000 نفر اول به کار گرفته میشن بسیار متفاوت تر از تاکتیک هایی است که برای جذب 10000 نفر بعدی استفاده می شن که به خودی خود عنوان یه مقاله ی دیگه می تونه باشه.3)دعوت از دوستانسوال کلیدی : آیا دوستان تان نیز جزو کاربران مخاطب شما هستند؟آنها را به محصول خود دعوت کنید.استارت آپ Yelpکسانی که ما را به نوعی می شناختند با دعوت از دوستان و آشنایان خودشان باعث شدند که ما کاربران اولیه خود را پیدا کنیم..در حقیقت ما از تمام کسانی که می شناختیم خواستیم تا دوستان خود را با yelp آشنا کنند و اولین نفراتی باشند که به ما کمک می کنن و آنها نیز پذیرفتند.بنابراین با تنها دو واسطه از افراد،ما به 1000 کاربر رسیدیم.میتوان به این نتیجه رسید که نباید قدرت شبکه ارتباطی یک فرد را دست کم بگیریم و تنها به فرآیند ها و محرک های مرسوم متکی باشیم.Russel Simmonsاستارت آپ Lyftقبل از استفاده از لیست انتظارها (بعدا توضیح داده خواهد شد)به وسیله ی ایمیل دوستانمان را به استفاده از lyft دعوت می کردیم.Emily Castor Warrenفیسبوکوبسایت facebook.comدر روز چهارشنبه 4 فوریه 2004 ایجاد شد.طبق گفته موسکوویتز : یک شب عادی در خوابگاه بود که مارک وبسایت را ایجاد کرده بود که در همین حین یکی از دوستان ما پیشنهاد داد تا فیسبوک را از طریق ایمیل به افرادی که از سرویس آنلاین کرک لند(نوعی سرویس در دانشگاه هاروارد)استفاده میکردند نشان دهیم که چیزی در حدود 300 نفر بودند و پس از چند ده نفر به ما ملحق شدند و سپس خود انها تعداد بیشتری را با فیسبوک از طریق همان سرویس اشنا می کردند.در آخر آن شب این ما بودیم که رجیستر شدن افراد را می دیدیم.در یک شبانه روز ما چیزی حدود 12 تا 15 هزار کاربر را جذب کرده بودیم.New Yorkerاستارت اپ Quoraکورا در ژانویه ی 2010 با اینکه تعداد قابل توجهی کاربر خصوصا از طیف دبیرستانی ها و کسانی که به کالج می رفتند را داشت و محتواهای جذابی را در سرویس خود می دید اما قابلیتی را اضافه کردند که کاربران می توانستند دوستان خود را دعوت کنند و پس از مدت کوتاهی از طریق فیسبوک افراد بیشتری کورا آمدندWiredلینکدینرید هافمن(موسس لینکدین)با تشخیص اینکه ساخت یک برند رویایی نیازمند این است که مطابق جریان روز باشد محصول خود (لینکدین) را از طریق دوستان خود و روابطی که داشت مورد محک قرار داد.Keith Raboisاسلکما از دوستان خود در 6 تا 10 شرکت  دیگر تقاضا کردیم که محصول ما را امتحان کنند و ما هم از انها بازخورد بگیریم.استراتژی ما این بود که اسلک را به گروه هایی که بزرگتر بودند به اشتراک بگذاریم.ما با توجه به بازخورد های که در هر مرحله به دست می اوردیم تیم های بیشتری را برای بهبود کار اضافه می کردیم.Stewart Butterfieldپینترستزمانی که محصول ما آغاز به کار کرد من هم همان کاری را کردم که هر فرد دیگری انجام میدهد و دوستانم را ازطریق ایمیل با آن اشنا کردم و امیدوار بودم که از آن استقبال کنند و اگر بخواهم صاقانه بگویم کسی از آن استقبال نکرد.اما تعداد بسیار کمی بودند که از آن خوششان آمده بود افرادی که گویا با آنها بزرگ شده بودم.کسانی که از پینترست برای مسائل روزمره در زندگیشان استفاده میکردند . چیزهایی شبیه به اینکه :خونه ام قراره چه شکلی باشه؟ یا چه غذاهایی باید توی رژیم غذایم باشه؟Ben Silbermann4)ایجاد ترس از دست دادن(fomo) برای کسب شهرتسوالات کلیدی :آیا محصول شما بر پایه ی ugc است؟اولین کامیونیتی های که شکل می گیرد را تحت نظر بگیرید.آیا ارزشی که ارائه می دهید جذاب است؟کاربران را در صف انتظار (پیش خرید و...)قرار دهید.ایا محصول شما نوعی شبکه اجتماعی است؟از کاربران فعلی برای جذب کاربران جدید استفاده کنید.انحصاری کردن محصول با مدیریت کامیونیتی های نخست(که توسط اینستاگرام،پینترست و clubhouseپیاده سازی شدند.)جالب است که clubhouse را می بینیم که این کار را از طریق پروازهای آزمایشی انجام داده است و مولفه های زیر را رعایت کرده استبالا نگه داشتن کیفیت با مدیریت صحیح کامیونیتیایجاد ترس از دست دادن محصول در کامیونیتی که انحصار را ایجاد می کندتکرار فرایند بر روی کامیونیتی های بیشترکاربرانی که محصول را تست کرده اند از آن به عنوان محصولی با کیفیت یاد میکنند.Todd Goldbergبه نظرم مهمترین کاری که در ابتدای کار انجام شد این بود که ما نمونه اولیه اینستاگرام را به افرادی نشان دادیم که تعداد زیادی از یک کامیونیتی خاص مانند کامیونیتی طراحان یا کامیونیتی طراحی آنلاین وب را در توئیتر دنبال می کردند.پس از مدتی با به اشتراک گذاری محتوای جذاب اینستاگرام (فوتوگرافی و ...)در توییتر فضای مثبتی برای اینستاگرام به وجود آمد و افراد منتظر انتشار نسخه نهایی آن بودند و ....Kevin Systrom (Instagram)در آغاز پینترست تنها در صورتی می شد از ان استفاده کرد که توسط کاربری به آن دعوت شده باشید.نخستین کاربران ، بلاگر های طراحی بودند که استخدام شده بودند و به آنها گفته شده بود که تنها افرادی که ایده های تک و ذهن های خلاق دارند را دعوت کنند. این کامیونیتی به تدریج رشد کرده و در نهایت در سال 2012 این الزام دعوت حذف شد.Entreprenuerاضافه کردن صف انتظار (که توسط میل باکس ،رابین هود ،clubhouse  ،superhuman ، پینترست پیاده سازی شدند.)میل باکس ، برنامه ی مدیریت اینباکس ایمیل ها برای iosکه به عنوان بتا عرضه شد در طول یک هفته700 هزار کاربر در حال انتظار را داشت تا از محصول استفاده کنند.به طور واضحی مکانیزمی وجود داشته که به سرورهای میل باکس در مدیریت این حج عظیم از تقاضا کمک کند.در عین حال برخی آن را یک ترفند بازایابی می دانستند که جلب توجه بیشتر برای تقاضای بیشتر فراهم اوردDarrell Etheringtonدر سال اول superhuman زمانی که در حال توسعه آن بودیم یک لندینگ پیج ایجاد کردیم که واقعا افتضاح بود و از لحاظ گرافیکی بسیار ساده بود که تنها در حدود دو ساعت آنرا ایجاد کرده بودیم:)و تنها وظیفه ی آن گرفتن ایمیل کاربر بود.Rahul Vohraوقتی رابین هود را تاسیس می کردیم آخرین چیزی که به فکر ما رسید ایجاد یک وبسایت بود که در طول یک شب اتفاق بزرگی را رقم زد.(وبسایت) با بیانی ساده توضیح مختصری می داد : تبادل بدون کمیسیون ، پرداخت 10 دلار به ازای هر تبادل را متوقف کنید.و سپس دکمه ای برای ثبت نام .پس از ثبت نام،ایمیل خود را ثبت کرده و به لیست انتظار ملحق می شدید که در حقیقت ما به شما نشان می دادیم : تعداد زیادی جلوتر از شما هستندبه خوبی به یاد می آورم که جمعه شبی بود و ما مشغول کار بر روی این لیست انتظار بودیم که تا چهارشنبه یا پنج شنبه بعدی به طول انجامید.آخر همان هفته با توجه به داده های گوگل آنالتیکس حدود 600 نفر به طور همزمان مشغول استفاده از وبسایت ما بودند.گویا این عادی نبود و قطعا چیزی اشتباه پیش رفته:)حجم زیادی از کاربران از اخبار هک و امنیت آمده بودند.نگاهی به عناوین آن اخبار انداختم :1)چینی ها بر روی ماه فضاپیما نشاندند.2)گوگل شرکت روباتیک boston dynamic را تصاحب می کند.3)رابین هود : تبادل رایگان سهامو من با خودم می گفتم که عنوان سوم در اخبار هک و امنیت؟این همان چیزی است که هر مهندسی در سیلیکون ولی آرزوی آن را دارد.Business Insiderکاربران جدید باید توسط کاربران قبلی دعوت شوند.(پیاده سازی توسط اسپاتیفای)سرویس پخش زنده موسیقی در سال 2008 لانچ شد و تنها کاربران فعلی میتوانستند کاربران جدید را به برنامه دعوت کنند.یک استراتژی به جا که در زمانی که در مراحل پایانی توسعه قبل از انتشار نهایی بودیم.این استراتژی بسیار حیاتی برای رشد پلتفرم بود که نه تنها به مدیریت رشد سطح اسپاتیفای کمک کرد بلکه به همه گیر شدن سرویس نیز کمک کرد.کاربران هر کدام 5 دعوت در ابتدا برای به اشتراک گذاری با دوستانشان داشتند.TNWپارت های قبلی:چطور بزرگترین اپلیکیشن ها 1000 کاربر خود را جذب کردند؟(پارت اول)چطور بزرگترین اپلیکیشن ها 1000 کاربر خود را جذب کردند؟(پارت دوم)پارت نهایی به زودی...</description>
                <category>امیرحسین بابامرادی</category>
                <author>امیرحسین بابامرادی</author>
                <pubDate>Tue, 03 Nov 2020 10:25:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور بزرگترین اپلیکیشن ها 1000 کاربر خود را جذب کردند؟(پارت دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@a.babamoradi7731/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D9%87%D8%A7-1000-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-jvmzqh8rvpw5</link>
                <description>نوشته زیر ترجمه بخشی از مقاله چطور بزرگترین اپلیکیشن ها 1000 کاربر خود را جذب کردند؟ توسط lenny rachitsky است.با اینکه هر استارت آپی در نهایت با این سوال مواجه می شه عجیبه که درباره اش مطالب کمی که کاربردی هم باشن وجود داره.بنابراین تصمیم گرفتم تا در این زمینه مطلبی بنویسم.ماه گذشته را شخصا در کنار بنیان گذاران استارت آپ ها،در حال جست و جو میان مصاحبه های مختلف و هم چنین رشته توئیت های منتشر شده گذراندم.در زیر،علل های شاخصی را می ببینیم که اساسا چطور هر اپلیکیشن موفقی اولین کاربرای خودشون را جذب کردند و هم چنین شامل تجربیات اپلیکیشن هایی چون تیندر ،اوبر،superhuman،تیک تاک، product hint و نتفلیکس و بسیاری دیگر می باشد.پس ازش لذت ببرید.جذب هزار کاربر نخستمهم ترین نکات این مطلب :تنها 7 مدل استراتژی رشد زود هنگام هر اپلیکیشنی را توجیه می کند.اکثر استارت آپ ها تنها با یکی از این مدل ها کاربران اولیه ی خود را جذب کرده اند.اپلیکیشن های بسیار کمی چون پینترست یا product hunt با دو یا سه مدل به موفقیت رسیدند و هیچ یک از اپلیکیشن ها بیشتر از 3 مدل را استفاده نکرده اند.محبوب ترین استراتژی ها،معرفی به کاربران یا به صورت آنلاین یا آفلاین و یا از طریق دعوت دوستان بوده است که می توانند بسیار گسترده عمل کنند.برای انجام هریک از این مدل استراتژی ها مهم است که در ابتدا کاربران هدف را به صورت محدود تعریف کنیم.تاکتیک هایی که برای جذب 1000 نفر اول به کار گرفته میشن بسیار متفاوت تر از تاکتیک هایی است که برای جذب 10000 نفر بعدی استفاده می شن که به خودی خود عنوان یه مقاله ی دیگه می تونه باشه.2)معرفی اپلیکیشن به کاربران در قالب روش های آنلاینسوال کلیدی:کاربران هدف اولیه تان چه کسانی هستند و در حال حاضر،در حالت آنلاین کجا حضور دارند؟دراپ باکس به وسیله ی اخبار هک و امنیت خود را مطرح کرد :درو هیوستون(موسس دراپ باکس) ویدئویی دو دقیقه ای تحت عنوان دموی محصول را در بخش اخبار هک و امنیت در آپریل 2007 با شعار با دراپ باکس usb های خود را فراموش کنید منتشر کرد.این ویدئو موجب شد کاربران اولیه به اپلیکیشن بیایند.John Popelترفند خاص تیک تاک برای انتشار اپلیکیشن در اپ استور :نکته ی خاصی که در اپ استور وجود دارد این است که میتوان اپلیکیشن را با تایتل های بسیار بسیار طولانی منتشر کرد که در این صورت موتور جست و جوی آن ترافیک به مراتب بیشتری نسبت به استفاده از کلمه کلیدی ها استفاده می شود به وجود می آورد.بنابراین ما از این ترفند استفاده کردیم و با تایتل زیر اپ را منتشر کردیم و حجم عظیمی از ترافیک و در پی آن کاربران اولیه را برای ما رقم زد. :make awesome music videos with all kinds of effects for Instagram, Facebook, MessengerAlex Zhuاستارت آپ Loom از پلتفرم پروداکت هانت استفاده کرد :3000 کاربر نخست در روزهای اول پس از معرفی محصول در پروداکت هانت جذب شدند.مدیران سازمانی با آوردن کارمندان خود (که سعی می کردیم با تک تک آنها تعامل داشته باشیم)تعداد کاربران را 20 کا رساندند.پس از آن سیستم ارجاعی خود را به صورت دریافت 5 تا 50 دلار در ازای دعوت از کارمند/ان دیگر توسعه دادیم.Shahed Khanنتفلیکس و استارت آپ buffer خود را وارد کامیونیتی های آنلاین مرتبط کردند :برای تعامل بیشتر با کاربران کوری بریجز وارد نتفلیکس شد تا بر روی جذب کاربران بیشتر کار کند.پروژه ای که در میان ما با عنوان بلک آپس شناخته می شد.:)او به عنوان دانش آموخته زبان انگلیسی از دانشگاه برکلی نویسنده ای برجسته و در عین حال توانمند در خلق کاراکتر ها بود.او در ابتدای کار متوجه این نکته شد که تنها راه پیدا کردن افرادی که اهل فیلم و تلویزیون هستند وارد شدن به کامیونیتی های کوچک اینترنتی مانند گروه های دوستی،اطلاع رسانی یا انجمن های وب و در واقع همه ی پلتفرم های تحت وب که دوستداران سینما و تلویزیون گرد هم آمده اند است.نقشه ی کوری این بود که وارد این گروه ها شود و خود را به عنوان یک دوستدار سینما و نه یک کارمند نتفلیکس معرفی کند.او وارد گروه هایی می شد که افراد آن شامل علاقه مندان به سینما و محتوای ویدئویی بودند و پس از مدتی معاشرت و همراهی با افراد،آنها را از وجود وب سایتی عالی به نام نتفلیکس مطلع می کرد.با اینکه 9 ماه تا انتشار اپلیکیشن فاصله داشتیم او شروع به پایه ریزی های مقدماتی کرده بود که نتایج خوشایندی به همراه داشت.That Will Never Work by Marc Randolphصرفا از طریق وبلاگ نویسی به صورت ناشناس تعداد کاربران buffer به عدد 100000در کمتر از نه ماه اول انتشار اپلیکیشن رسید.در این مدت حدودا 150 پست منتشر کردم.بدیهی است که مقاله های اول بازدید کمتری داشتند ولی گذشت زمان شرایط را بهتر کرد.هم چنین مهم است که بدانیم که یافتن زمان صحیح انتشار پی در پی پست ها به امری زمانبر است.Leo Widrichپارت قبلی:چطور بزرگترین اپلیکیشن ها 1000 کاربر خود را جذب کردند؟(پارت اول)پارت های بعد به زودی...</description>
                <category>امیرحسین بابامرادی</category>
                <author>امیرحسین بابامرادی</author>
                <pubDate>Tue, 27 Oct 2020 20:39:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور بزرگترین اپلیکیشن ها 1000 کاربر خود را جذب کردند؟(پارت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@a.babamoradi7731/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D9%87%D8%A7-1000-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-egn70za7mmjq</link>
                <description>نوشته زیر ترجمه بخشی از مقاله چطور بزرگترین اپلیکیشن ها 1000 کاربر خود را جذب کردند؟ توسط lenny rachitsky است.با اینکه هر استارت آپی در نهایت با این سوال مواجه می شه عجیبه که درباره اش مطالب کمی که کاربردی هم باشن وجود داره.بنابراین تصمیم گرفتم تا در این زمینه مطلبی بنویسم.ماه گذشته را شخصا در کنار بنیان گذاران استارت آپ ها،در حال جست و جو میان مصاحبه های مختلف و هم چنین رشته توئیت های منتشر شده گذراندم.در زیر،علل های شاخصی را می ببینیم که اساسا چطور هر اپلیکیشن موفقی اولین کاربرای خودشون را جذب کردند و هم چنین شامل تجربیات اپلیکیشن هایی چون تیندر ،اوبر،superhuman،تیک تاک، product hint و نتفلیکس و بسیاری دیگر می باشد.پس ازش لذت ببرید.جذب هزار کاربر نخستمهم ترین نکات این مطلب :تنها 7 مدل استراتژی رشد زود هنگام هر اپلیکیشنی را توجیه می کند.اکثر استارت آپ ها تنها با یکی از این مدل ها کاربران اولیه ی خود را جذب کرده اند.اپلیکیشن های بسیار کمی چون پینترست یا product hunt با دو یا سه مدل به موفقیت رسیدند و هیچ یک از اپلیکیشن ها بیشتر از 3 مدل را استفاده نکرده اند.محبوب ترین استراتژی ها،معرفی به کاربران یا به صورت آنلاین یا آفلاین و یا از طریق دعوت دوستان بوده است که می توانند بسیار گسترده عمل کنند.برای انجام هریک از این مدل استراتژی ها مهم است که در ابتدا کاربران هدف را به صورت محدود تعریف کنیم.تاکتیک هایی که برای جذب 1000 نفر اول به کار گرفته میشن بسیار متفاوت تر از تاکتیک هایی است که برای جذب 10000 نفر بعدی استفاده می شن که به خودی خود عنوان یه مقاله ی دیگه می تونه باشه.1)معرفی اپلیکیشن به کاربران در قالب روش های آفلاینسوال کلیدی:کاربران هدف اولیه تان چه کسانی هستند و در حال حاضر،در حالت افلاین کجا حضور دارند.جایی که تیندر و doordash رفتند : پردیس های دانشگاهیویتنی ولف و جاستین میتین(از بنیان گذاران تیندر) در محوطه دانشگاه کارولینای جنوبی اپ تیندر را برای دانشجویان دختر و پسر نصب می کردند.آشنایی با افراد سینگل در محوطه دانشگاه برای اولین بار(و هم چنین اینکه می تونستند بفهمند از طرف مقابل خوششون میاد یانه)حسابی سر و صدا به پا کرد.Jeff Morris Jrاولین باری که استارت آپ doordash کار خود را آغاز کرد در قالب وبسایتی به نام paloaltodelivery.com بود که حاوی منوهای پی دی اف رستوران های واقع در  Palo Alto بودند.تونی(بنیان گذار)و تیم او تعدادی آگهی را که در ازای 6 دلار غذا را تحویل مشتری می دادند چاپ کردند و آنها را در سراسر دانشگاه استنفورد پخش کردند.تونی و تیم در ابتدا می خواستند ببینند که آیا اصلا تقاضایی وجود دارد یا نه.این چگونگی شروع ماجرا بود : یک وبسایت با منوها و آگهی های پی دی اف.Micah Moreauجایی که اوبر و لیفت رفتند : دفاتر استارت آپی و مراکز حمل و نقلما از هریک از افراد تیم مان خواستیم تا لیستی از مخاطبان شان که در استارت آپ ها حضور دارند را بدهند و در ادامه ما با آنها ارتباط برقرار کردیم تا اجازه شان را برای آوردن Bi-Rite (یک نوع بستنی محبوب)به صورت رایگان برای کارمندانشان بگیریم.همگی جواب شان مثبت بود چون اون بستنی معرکه است:).بنابراین ما یک فرایندی ترتیب دادیم که تیم ما بستنی ها را در قالب بسته بندی هایی به شرکت ها می بردند و مقداری اعتبار استفاده از لیفت را به انها تخصیص می دادند.Emily Castor Warrenدر ابتدای مسیر شکل گیری اوبر نقش تیم های خیابانی بسیار قابل ملاحظه بود.اونها به مکان های مختلفی مثل ایستگاه های قطار می رفتند و کد هایی اشتراک اوبر را توزیع می کردند.داستان های بسیار جالبی در مورد اینکه تراویس کلنیک(یکی از بنیان گذاران اوبر) چطور شخصا در توئیتر این کد ها را توزیع می کرد وجود دارد.Andrew Chenجایی که اسنپ چت رفت : مراکز خریدایوان اشپیگل(موسس اسنپ چت) با معرفی برنامه به تک به تک به مردم شروع کرد و در مورد آن آموزش می داد و توضیح میداد که چطور این اپلیکیشن میتواند با مزه باشد و حتی اون رو برای افراد دانلود می کرد.او از هیچ تلاشی برای جذب کاربران مضایغه نمی کرد.حتی در زمانی که در خانه بود ، به مراکز خرید رفته و ترتیب آگهی های تبلیغاتی برای اسنپ چت را می داد.خود او می گوید : من پیش مردم می رفتم و ازشون می پرسیدم که آیا مایلند تا یک عکس داخل اپلیکیشن بفرستند و با جواب منفی رو به رو می شدم.جایی که Nextdoor رفت : انجمن های مالکان و خانه داران محلهدر اوایل کار،تیم جستجو دریافتند که در صورتی موفق خواهند شد که بتوانند محله ای را پیدا کنند تا از این ایده ی شبکه ی اجتماعی بین محله ای استقبال کنند.انتخاب محله ی مناسب بسیار حیاتی بود.نام محله ای که انتخاب شد Loreleiبود.نزدیک به خلیج و خیابان هایی که  مملو از سایه های درختان بود.محله در عین کوچکی اما پر از جنب و جوش و تحرک بود و با سابقه ترین اتحادیه ی خانه داران در ایالت کالیفرنیا را در خود جای داده بود.افراد محله از قبل چندین راه ارتباطی با یکدیگر داشتند که نشانه ی خوبی بود.ما با اعضای هیئت مدیره این اتحادیه ملاقاتی داشتیم و آنها نیز مشتاق این دیدار بودند.بعد از کمی گفتگو آنها از ما دعوت کردند تا محصول خود را در جلسه بعدی شان به ساکنان بیشتری معرفی کنیم.Sarah Learyجایی که ETSY رفت : نمایشگاه های صنایع دستیاتسی تصمیم گرفت تا به تمام مراکز صنایع دستی در سراسر ایالات متحده نزدیک شود و نیروی انسانی خود را به این نمایشگاه ها فرستاد تا فروشندگان را به خدمت بگیرند چرا که در نهایت آنها خریداران خود در وبسایت پیدا خواهند کرد تا اینکه تنها از بازاریابی محتوایی استفاده کنند.Thales Teixeiraجایی که پینترست رفت : نمایندگی های اپلصادقانه ما همه نوع کارهای جذاب و البته طاقت فرسایی را انجام دادیم.سابقا در راه خانه از کنار یکی از نمایندگی های اپل رد می شدم.داخل می رفتم و پینترست را در تمامی کامپیوترها توسعه می دادم.سپس پیش خودم می گفتم:این ایده ی پینترست...قراره حسابی بترکونه.Ben Silbermann(پیوست : بدیهی است که این استراتژی به مراتب کمتر از بقیه نتیجه خواهد داد چرا که در حال حاضر در قرنطینه به سر می بریم.)پارت های بعد به زودی...</description>
                <category>امیرحسین بابامرادی</category>
                <author>امیرحسین بابامرادی</author>
                <pubDate>Fri, 23 Oct 2020 19:20:27 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>