<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ali bahrami</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@a.bahrami7193</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:07:32</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/132896/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ali bahrami</title>
            <link>https://virgool.io/@a.bahrami7193</link>
        </image>

                    <item>
                <title>و من گذشتم…</title>
                <link>https://virgool.io/@a.bahrami7193/%D9%88-%D9%85%D9%86-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%85-pxorkqjedtlj</link>
                <description>روزی بود، نه چندان دور، که خیال خامِ دل، از آدمی تصویری ساخت که در واقعیت وجود نداشت. خیال، خانه‌ای ساخت بر روی ابرها، و من ساده‌دلانه، در آن خانه زندگی کردم.تا روزی رسید که باد تند حقیقت وزید… ابرها پراکنده شدند… و خانه فرو ریخت.بماند به یادگار و درسی ماندگارنه او بد بود، نه من دشمنش.فقط، ما در دو جهان متفاوت نفس می‌کشیدیم؛او به جایی می‌اندیشید که نامش خودپسندی و خود خواهی بود،و من به خاکی که نامش اصالت و سادگی است.او رویای خودش را داشت، و من رسالتی دیگر.یک روز در مراسمی، سلامی دادم و جوابی نیامد…نه از سر دشمنی، که شاید از سر بی‌اعتنایی.و من، آهسته، اما استوار، تصمیم گرفتم بروم…بروم تا روحم اسیر هیچ خاطره‌ای نباشد،بروم تا در چشمم هیچ انسانی بزرگ‌تر از حقیقت نباشد.اکنون که این سطرها را می‌نویسم، نه کینه‌ای مانده و نه حسرتی.فقط دعایی آرام در دلم:که روزی، هر کس بفهمد احترام، بالاترین هدیه‌ای است که می‌توان به دیگری داد…و من، با همه تلخی‌ها، گذشتم.</description>
                <category>ali bahrami</category>
                <author>ali bahrami</author>
                <pubDate>Thu, 14 Aug 2025 19:58:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اصول کلیدی مدیریت مالی شخصی در شرایط جنگی: راهنمایی کوتاه و کاربردی</title>
                <link>https://virgool.io/@a.bahrami7193/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D8%AC%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-vrbbsy4eqzsj</link>
                <description>در شرایط جنگی، مدیریت مالی شخصی به یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها تبدیل می‌شود، زیرا ناپایداری اقتصادی، کاهش درآمد و افزایش هزینه‌ها می‌تواند فشار زیادی بر خانواده‌ها وارد کند. برای حفظ ثبات مالی و جلوگیری از بحران‌های جدی، باید اصول مدیریت مالی با دقت و واقع‌بینی بیشتری رعایت شود.اولین گام در این مسیر بودجه‌بندی دقیق است. در شرایط جنگی، درآمدها ممکن است کاهش یابد یا نامنظم شود، بنابراین باید به صورت دقیق و واقع‌بینانه درآمد و هزینه‌های خود را بررسی کنید. هزینه‌ها را به دو دسته ضروری و غیرضروری تقسیم کنید. هزینه‌های ضروری شامل خوراک، پوشاک، مسکن، دارو و نیازهای اولیه زندگی هستند که باید در اولویت قرار گیرند. هزینه‌های غیرضروری مانند تفریحات، خریدهای لوکس و هزینه‌های اضافی باید به حداقل برسند یا به طور کامل حذف شوند. این کار باعث می‌شود منابع مالی محدود به بهترین شکل ممکن مدیریت شوند.پس‌انداز کردن در شرایط جنگی اهمیت ویژه‌ای دارد، هرچند ممکن است درآمد محدود باشد. بهتر است حتی مبالغ اندک را به صورت منظم پس‌انداز کنید تا در مواقع اضطراری بتوانید نیازهای ضروری خود و خانواده را تامین کنید. پس‌انداز اضطراری به شما کمک می‌کند در مواجهه با مشکلات ناگهانی مانند کاهش درآمد یا افزایش هزینه‌های غیرمنتظره، آسیب کمتری ببینید.سرمایه‌گذاری در شرایط جنگی باید با احتیاط انجام شود. بازارهای مالی معمولاً در این شرایط ناپایدار و پرریسک هستند، بنابراین بهتر است از سرمایه‌گذاری‌های پرریسک خودداری کرده و به گزینه‌های کم‌ریسک و نقدشونده فکر کنید. سرمایه‌گذاری در دارایی‌های ملموس مانند طلا یا کالاهای اساسی که ارزش خود را حفظ می‌کنند، می‌تواند گزینه مناسبی باشد. این نوع سرمایه‌گذاری‌ها کمک می‌کنند تا دارایی‌های شما در برابر تورم و نوسانات اقتصادی محافظت شود.مدیریت بدهی نیز در شرایط جنگی بسیار حیاتی است. گرفتن بدهی جدید می‌تواند فشار مالی بیشتری ایجاد کند و مشکلات را تشدید نماید، بنابراین بهتر است از ایجاد بدهی‌های جدید خودداری کنید. اگر بدهی‌های قبلی دارید، باید برنامه‌ریزی دقیق و منظمی برای پرداخت آنها داشته باشید و اولویت‌بندی کنید تا از افزایش بهره و مشکلات بیشتر جلوگیری شود.برنامه‌ریزی برای آینده در شرایط جنگی نیازمند واقع‌بینی است. اهداف مالی بلندمدت خود را بازبینی کنید و آنها را به اهداف کوتاه‌مدت و قابل دستیابی تبدیل نمایید. همچنین باید برنامه‌ریزی کنید که در صورت تشدید شرایط جنگی، چگونه می‌توانید نیازهای مالی خود و خانواده را تامین کنید. این برنامه‌ریزی به شما کمک می‌کند که در مواجهه با بحران‌ها آمادگی بیشتری داشته باشید و استرس مالی کمتری را تجربه کنید.استفاده از ابزارهای مدیریت مالی شخصی مانند اپلیکیشن‌های موبایل می‌تواند در این مسیر بسیار مفید باشد. این اپلیکیشن‌ها به شما کمک می‌کنند تا هزینه‌ها و درآمدهای خود را به دقت ثبت و کنترل کنید، بودجه‌بندی کنید و حتی سرمایه‌گذاری‌های خود را مدیریت نمایید. در شرایط جنگی که ممکن است دسترسی به منابع مالی و اطلاعات محدود شود، این ابزارها می‌توانند به تصمیم‌گیری‌های سریع و هوشمندانه کمک کنند.در نهایت، رعایت اصول مدیریت مالی شخصی در شرایط جنگی به شما کمک می‌کند تا منابع مالی محدود خود را به بهترین شکل مدیریت کنید، از بحران‌ها پیشگیری نمایید و امنیت مالی خانواده‌تان را حفظ کنید. مدیریت هوشمندانه درآمد، هزینه، پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و بدهی‌ها کلید عبور موفق از شرایط سخت و ناپایدار اقتصادی است که جنگ به همراه دارد. با برنامه‌ریزی دقیق و استفاده از فناوری‌های نوین، می‌توانید در این شرایط دشوار، ثبات مالی خود را حفظ کنید و آینده‌ای بهتر برای خود و خانواده‌تان بسازید.</description>
                <category>ali bahrami</category>
                <author>ali bahrami</author>
                <pubDate>Mon, 30 Jun 2025 04:36:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حکایت مردی که در سکوت کوه‌ها را جابه‌جا کرد</title>
                <link>https://virgool.io/@a.bahrami7193/%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AC%D8%A7%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-hvjgufnvkeff</link>
                <description> در دهکده‌ای دورافتاده و آرام، مردی زندگی می‌کرد به نام سهراب. مردی که همیشه کمتر از آن‌چه می‌دانست سخن می‌گفت، گویی کلامش را چون گوهری گرانبها می‌دانست که نباید بی‌جهت خرج شود. مردم دهکده او را ساده و کم‌اطلاع می‌پنداشتند، اما در دل سهراب، دریایی از دانش و حکمت موج می‌زد.سهراب مردی بود که نامرئی کار می‌کرد؛ بی‌هیاهو و بی‌صدا، ولی هر قدمش اثری عمیق بر زمین می‌گذاشت. او چاه‌هایی می‌کند که آب زندگی را به زمین‌های خشک و تشنه می‌رساند، بی‌آن‌که کسی بداند این نعمت از کجا می‌آید. تأثیر کارهایش، چون نسیمی آرام، در جان دهکده می‌نشست و زندگی را دوباره زنده می‌کرد.او مشتاق یادگیری بود، نه رقابت. هر روز از طبیعت، از پیران دهکده و حتی از کودکان، درس می‌آموخت و دانسته‌هایش را چون چراغی فروزان در دل خود روشن نگه می‌داشت. هرگز در پی برتری نبود، بلکه در جستجوی رشد و کمال بود.سهراب می‌دانست که ارتباطات پنهانی، عمیق‌تر و مهم‌تر از دیده شدن است. او با کسانی که در دهکده نفوذ داشتند، پیوندی از احترام و دوستی برقرار کرد، بی‌آن‌که خود را به رخ بکشد یا طلب تحسین کند.روزی دشمنی دیرینه به سویش آمد، اما سهراب با مهربانی و درایت، آن دشمن را به دوستی وفادار بدل کرد. با این‌همه، همیشه مراقب بود که این دوستی، ریشه در صداقت و احترام داشته باشد و خیانتی در کار نباشد.دهکده خشک و بی‌جان، به باغی سرسبز و پر از زندگی بدل شد. همه می‌دانستند که سهراب نقشی بزرگ در این تحول داشته است، اما راز موفقیت او در همان پنج اصل ساده نهفته بود:- کمتر از آن‌چه می‌دانی بگو  - نامرئی باش ولی تاثیرگذار  - مشتاق یادگیری باش، نه رقابت  - ارتباطات پنهانی را قدر بدان  - دشمن را به دوست تبدیل کن، اما همیشه هوشیار باشاین حکایت به ما می‌آموزد که بزرگی و موفقیت در جلوه‌گری نیست، بلکه در سکوت، حکمت و مهارت در روابط نهفته است. سهراب به ما نشان داد که گاهی سکوتی عمیق‌تر از هزاران کلام، و دوستی‌ای هوشمندانه‌تر از دشمنی‌ای آشکار، می‌تواند کوه‌ها را جابه‌جا کند. </description>
                <category>ali bahrami</category>
                <author>ali bahrami</author>
                <pubDate>Fri, 23 May 2025 17:26:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نا ترازی های مالی یا اصلاح پایدار</title>
                <link>https://virgool.io/@a.bahrami7193/%D9%86%D8%A7-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-da7pzreuosod</link>
                <description>زمانی که مشکی به وجود می آید ذهن های کوچک به صورت سطحی به آن نگاه می کنند و ذهن های متوسط به دنبال تغییرات راهبردی هستند و ذهن های بزرگ به دنبال تغییر نگاه و نگرش هستند. اما لازمه تغییر نگرش شناخت صحیح مشکل و ریشه های آن است زمانی که ریشه به دقت شناسایی شد آن زمان است که که نگرش صحیح برای اصلاح شکل می گیرد. در مورد مشکلات اقتصادی  نیز همین قضیه حکم فرماست. به این صورت که اول باید مشکلاتی از قبیل بیکاری، ناترازی برق، گاز، آب و بنزین از طرفی آلودگی روز افزون محیط زیست و کسری بودجه از جمله مشکلات مهمی می باشد که یکی از آن ها به تنهایی یک کشور را زمین گیر می کند. زمانی که این مشکلات را نگاه می کنیم انگار که یک نظمی در عین بی نظمی دارند به این صورت که برای حل یک مشکل راهکاری داده می شود که به دنبال آن مشکلات دیگری پدید می آید یعنی برای اینکه در دولت مشکل کسری بودجه را حل کنیم باید بیشتر از بانک ها پول قرض گرفته شود بیشتر پول چاپ شود در نتیجه نقدینگی بیشتر می شود و تورم بیشتر به دنبال دارد. خاصیت زنجیروار و هماهنگ این مشکلات نشان می دهد که برای انجام اصلاحات و جراحی فضای اقتصاد نیاز به انجام اصلاحات هماهنگ مالی و غیر مالی در همه زمینه ها دارد. اما مسئله ای که وجود دارد ما با کلمه اصلاح غریبه هستیم و یا آن را به مثابه پوست خربزه می دانیم. چرا که ما برایحل مشکل کسری چاره ای جز چاپ پول نداریم و این به معنا این است برای حل مشکل باید مشکل را عمیق تر کرد به نحوی که مانند یک اعتیاد مزمن است. و یا اینکه زمانی که فرد متصدی امر می خواهد دست به اصلاح بزند نمی تواند و فضا را هماهنگ نمی بیند. یا اگر بخواهد اصلاح کند مثلا فقط روی ناترازی بنزین کار می کند و در یک مقطع زمانی این کار را انجام می دهد. در صورتی که برای اصلاح نیاز به دید توسعه پایدار در همه زمینه ها می باشد. چرا که اصلاح ناترازی در یک زمینه آن را به زمینه های دیگر منتقل می کند. به عنوان مثال ما زمانی که سیاست کنترل بازار مسکن را در پیش می‌گیریم اگر مسکن درست شود ناترازی در انرژی حاصل می شود. یا سیاست جبران ناترازی صندوق بازنشستگی کشوری کسری شدید بودجه را به همراه دارد. </description>
                <category>ali bahrami</category>
                <author>ali bahrami</author>
                <pubDate>Sat, 07 Sep 2024 20:09:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلبستگی قصه دردناک آدمی ست</title>
                <link>https://virgool.io/@a.bahrami7193/%D8%AF%D9%84%D8%A8%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%A2%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%AA-fx96u7favprl</link>
                <description>احمد آقا (دوست صمیمی پدرم) دلم برای حجم وسیع صفا وصمیمیتی که به خانه و نشاطی که به پدرم می دادی تنگ شده است،برای آن سکوت نامعلوم و آن غم های که روزگار برایت آورده بود،برای آن قلب آبی زلالت که همیشه پر بود از مهربانی تنگ شده.دلم برای صورت ماهت که آرامش من کودک و پدرم بود تنگ شده.خواستم الان که در بین ما نیستی از احوال پدرم برایت بگویم و به شما بگویم بر او چه می گذرد و بر ما نیز.عجیب هوای دلتنگی ات پدرم را آزار می دهد، وقتی یادت را به آغوش می کشد تمام وجودش آتش می شود. بعد شروع می کند به از تو گفتن. می گوید چه خاطراتی از او داشتم باز می گوید من از کودکی با احمد  بزرگ شده بودیم و یکدفعه سکوت می کند. و بعد می گوید هرکسی یه جوری میره، یکی میره و گاهی یادش باعث میشه لبخند تلخ بزنی.....یکی میره و باعث میشه گاهی یاد خاطراتش کنی و لبخندی از سر دلتنگی و شیرینی خاطراتش بزنی. وقتی که پنجشنبه می شود نگاه می کند به در خانه ، بعد جلوی در خانه آب می پاشد و در خانه را باز می کند بعد برایت چای می ریزد ، ضبط قدیمی اش را می آورد. بعد آهنگ های قدیمی اش را می گذارد و می گوید احمد یادت هست چه خاطراتی با این آهنگ داشتیم ... ناگهان مادرم می رسد می گوید با کی صحبت می کنی ... و پدرم سکوت می کند، بعد تازه یادش می افتد که تو دیگر زنده نیستی.احمد آقا احمد آقا خواستم بهتون بگم دیگر پدرم را آزار نده . آخه همه چیز داشت خوب پیش می‌رفت تازه بازنشسته شده بودی با پدرم نقشه ها داشتی چرا….تا اینکه ناگهان  ناباورانه از کنارمان رفتی…و ما ماندیم و حسرت این روز‌های سنگین و سخت…در پایان احمد آقا من را ببخشید اما چاره ای ندارد که با لحنی تند شما را مخاطب قرار می دهد و به شما تشر بزنماحمد آقا شما حق نداری زمانی که یک نفر دلبسته می شود  او را به هوای خودش رها کنیاحمد آقا می دانی یه وقتایی هستنه گریه کردن آرومت میکنه نه فراموش کردننه یه لیوان آب سرد نه داد زدنﻳﻪ ﻭﻗﺘﺎﻳــــــــي ﻫﺴـــــﺖ ﻛﻪ می خواهی زمین و آسمان به هم برسند و دیگر دنیایی نباشد خواستم بگویم که رفتنت ای بلا را بر سر  پدرم و دوستانش آورد.احمد آقا  آرزو می کنم   در سفر جدیدت به جهانی دیگر، همانگونه که در زمان زندگی بر عرشه کشتی  از طوفان های وحشتناک دریا به سلامت و پیروزی عبور می کردی، عبور کنی و برای ما  غریق  نجات باشی….</description>
                <category>ali bahrami</category>
                <author>ali bahrami</author>
                <pubDate>Fri, 08 Sep 2023 20:32:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چقدر می دانم که که نمی دانم(توهم آگاهی)</title>
                <link>https://virgool.io/@a.bahrami7193/%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%85-%DA%A9%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-d0ho7ezikdu6</link>
                <description>من از میان اشعار یک بیت نصف و نیمه بلدم که دوست دارم تنها دارای ام باشدکه می فهمم. آن دارایی این است که آن کس که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به منزل برساند. حقیقتا شخصی خرک خویش را به منزل می رساند شاید دور شاید نزدیک اما می رسد و حرکت می کند و سکون را به سخره می گیرد.یک جمله ای بود که دیروز در دیوار بیمارستان نوشته شده بود که آیه ای از قرآن بود با این مضموم که بر روی زمین از روی تکبر راه نروید همان لحظه وقتی خودم را با خط کش و معیار این آیه بررسی کردم دیدم که الان مدت هاست که فروتنی و مزه شیرین افتادگی را نچشیدم اصلا چه خوش گفت شاعر بزرگ که افتادگی آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد آب زمینی که بلند است.من فردی موفق و بلندی را می شناسم که با وجود بلندی قد اما در دنیای آموختن کوتوله بود به صورت که برای این که بیشتر بفهمد کار می کرد برای کسی که کتاب دارد و در انتها به جای پول از آن فرد کتاب می گرفت تا بفهمد تا زمانی که بود هم این گونه بود این شخص کی نبود جز ریس جمهور فقید آمریکا ابراهام لینکن.ای کاش من هم می توانستم این غرور و سرمستی ام  از دل خودم بدزدایم تا جای آن را افتادگی بگیرد تا اینکه هر روز با شور و نشاط تمام وجودم به دریا بی انتهای علم و روشنایی غرق کنم. جالب است بدانیم که دروازه ورود به این دنیا یعنی دنیای علم، دو چشم و دو گوش می باشد نه زبان و خود نمایان گری.یه سوالی می باشد که هر زمان بر اساس تجربه از خودم می پرسم من را شوکه می کند این سوال این است که من چقدر روحیه پرسشگری دارم تا بتوانم به جوابم برسم و از این جواب به سوالی دیگر یعتی تازه نقطه سر خط.آنچه که مهم است تسلیم نشدن ساکن نبودن و حرکت کردن در زمینه علم و دانش که محور همه چیز است می باشد.</description>
                <category>ali bahrami</category>
                <author>ali bahrami</author>
                <pubDate>Fri, 27 May 2022 09:53:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه طوری 30 کیلو کاهش وزن پیدا کنم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@a.bahrami7193/%DA%86%D9%87-%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-30-%DA%A9%DB%8C%D9%84%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4-%D9%88%D8%B2%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D9%86%D9%85-dlwrlr21lyxe</link>
                <description>من نیاز به کمک دارمدر این پست می خواهم شما رو با راز و رمز های موفقیت  خودم که بهش رسیدم یعنی 30 کیلو کاهش وزن در 2 ماه آشنا کنم.راز 1.راستش اصلا چه طور شده که به فکر لاغری افتادم؟ من هیچ وقت خودم رو به عنوان فرد چاق قبول ندارم و اصلا هم نداشتم . هر چند که در گذشته چاق بودم از نظر ظاهری اما از نظر ذهنی خودم رو لاغر می دونستم.این اولین نکته برای لاغری می باشد که شما از نظر شخصیتی خودتان را لاغر بدانید. یک نکته روانشناسی وجود داره که می گه افراد به طور ناخودآگاه به سمت شخصیت ناخودآگاهی که فکر می کنند هستند حرکت می کنند.راز2.من در گذشته لاغر بودم اما به یکباره در اثر یک بیماری شروع کردم به چاق شدن.آن بیماری بود که دشمن من بود و من باید آن را مغلوب می کردم این احساس جنگندگی را با گذاشتن عکسی از دوران لاغری خودم تشدید کردم. به خودم گفتم تو که از اول چاق نبودی نباید بزاری که دنیا با تو هر جور دلش خواست رفتار کنه من دوست ندارم چاق باشم. این صدای درونم بود در آن لحظه که با تمام وجود آن را در درونم فریاد می زد. و از خدا خواستم که کمکم کند. پس راز دوم ما گفت و گوی درونی قدرتمند با خودمان است.راز3.من از کودکی عاشق فوتبال بودم و هستم به همین جهت به اسطوره های این ورزش مخصوصا آقای وحید شمسایی علاقه وافری دارم. مخصوصا اینکه او هم مثل من بود در اثر بیماری چاق شد و با همت مثال زدنی که داشته توانسته در عرض 20 روز 40 کیلو لاغر کند. جالبه که بدونید وحید شمسایی نزدیک به 22 سال هست که به رژیم خودش پایبند می باشد. او نمونه بارز یک انسان با همت می باشد که نحوه صرف فعل خواستن را به ما یاد می دهد. من هر روز کیلپ زندگی و سختی های وحید شمسایی رو برای انگیزه گرفتن برای خودم می گذاشتم.پس راز سوم داشتن یک الگو که واقعا آن را در حد یک انسان تمام و نماد همت واقعی قبول دارید می باشد.راز4.داشتن هدف یعنی اینکه دقیقا چقدر می خواهید کاهش وزن پیدا کنید. یک عدد است اما این عدد مشخص می کند  چه برنامه غذایی باید داشته باشید .روزانه چند کالری باید مصرف کنید و در نهایت چند ساعت باید ورزش کنید. مواردی مثل اینکه برنامه غذایی و کالری من یا مقدار ورزش و نوع ورزش من چی باشه هر کس براساس علاقه و مطالعه می تواند با آزمون و خطا برای خودش شخصی سازی کند اما نکته مهم این هست که هرگز اگر وزن ایده آل شما مثلا 75 کیلو گرم و مثلا باید 30 کیلو کاهش وزن پیدا کنید هرگز از این مقدار کمتر کاهش وزن نداشته باشید.پس راز چهارم استقاومت و متعهد بودن به آن عدد هدف ( مقدار کاهش وزن ایده آل) می باشد.راز5. من باید قبول کنم که اگر بخواهم لاغر شوم تا خداوند نخواهد نمی شود با خدای خودت مراقبه کن و به وجود مهربانش بگو ای خدای بزرگ من را از این بیماری سخت و مهلک چاقی که هم روانی و هم ظاهری است نجات بده. من هم در عوض قول می دهم ندای سلامتی و لاغری را در جهان پراکنده کنم در حد توانم ای خدای بزرگ. در این لحظه با انجام این مراقبه شما ناخود آگاه حس مسئولیت می کنید و خود را و انسانیت خود را بالاتر از غذاها و مواد بی خاصیت از قبیل فست فود ها و نوشابه و .... می دانید.این حس مسئولیت خودش به شما یاد آوری می کند که مانند ساعت و نظم شب و روز باید منظم متهعد باشی و تا به هدفت نرسیدی از پا ننشینی.و در نهایت با شما خداحافظی می کنم با این جمله از امام علی (ع) که هر کس با تمام وجودش برای رسیدن به هدفی تلاش کند به آن هدف خواهد رسید.</description>
                <category>ali bahrami</category>
                <author>ali bahrami</author>
                <pubDate>Wed, 09 Feb 2022 15:46:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قدرت صبر</title>
                <link>https://virgool.io/@a.bahrami7193/%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%B5%D8%A8%D8%B1-nr3y80rai9qt</link>
                <description>الان که به گذشته نگاه می کنم و سرانجام کار انسانهای کم طاقت و به اصطلاح خودم نترس را میبینم  به یک نکته‌ای که خیلی مهم هست پی میبرم اما  من برای رسیدن به این نکته سختی زیادی کشیدم چون زمانی دوست داشتن مانند این افراد باشد خوب بگذریم به نظر شما سرانجام این افراد چی میتونه باشه افراد کم طاقت معمولاً در کوتاه مدت شاید نتیجه بگیرند اما اما در بلندمدت ۱۰۰% نتیجه از اعمال بدون فکر لحظه‌ای خودشان آن نمی گیرد از آنجایی که همه ما دوست داریم در آینده افرادی موفق باشیم همواره به دنبال یک فرمول هستیم برای موفقیت در آینده من امروز قصد دارم این فرمول رو در اختیار شما بگذارم این فرمول از حرف تشکیل شده و یک کلمه است آن کلمه صبر است براستی آیا تا به حال فکر کرده اید که چرا بعضی از افراد صبور هستند و بعضی از افراد عجول دانشمندان دلایل مختلفی رو عنوان می کنند این دلایل می تواند ژنتیک باشد و میتواند اکتسابی باشد اما خبر خوب این است که سهم اکتساب برای داشتن صبر از همه بیشتر است من چگونه می توانم خودم را به سلاح صبر مجهز کنم در این پست قصد دارم تا چند تا از تکنیکهای افزایش صبر را خدمت شما ارائه بدم ما با مرور این تکنیک ها و از همه مهمتر با خواستن  تغییر در خودمان می توانیم. تکنیک اول سعی کنیم مانند یک فرد صبور رفتار کن حتی اگر تا امروز فرد صبوری نبود زیرا صبر چیزی جز تقلید نیست  تکنیک دوم استفاده از ترفند عدد سه می باشد یعنی هر زمانی که فردی یا اتفاقی شما را نگران کرد تا ۳ بار به ان خاطره ناخوشایند اجازه دهید باور کنید درین اجازه دادن چیزی از شما کم نمی شود بلکه حتی به شما هم اضافه می شود شما هر مرتبه که خشم خود را فرو می خورید و هر زمانی که عمل خود را منظور عمل شتاب زده خود را  عقب می‌اندازید این باعث می شود که در چشم دیگران فردی باهوش تر و صبور تر جلوه کنید خبر خوش دیگر این است که با هر بار که شما آگاهانه وی عمل شتابزده خود را می‌گیرید فکری برای حل آن مشکل به ذهنتان می رسد. تکنیک سوم تغییر باور ما نسبت به صبر می باشد افراد فکر می کنند کسانی که صبر میکنند بی عرضه هستند  و منفعل هستند اما من می خواهم عکس این موضوع را به شما بگویم افرادی که صبر میکنند شاید در ظاهر کاری را انجام نمی دهند اما آنها دارند تلاش پنهان خوبی را می کند این تلاش مانند بزرگی است است که در زمین کاشته می شود در آینده برداشت می‌شود تکنیک چهارم به یاد بیاورید چه عواملی و چه شرایطی در گذشته شما را ناراحت کرده است و دلیل ناراحتی خودتان از این اتفاق را  موشکافی کنید این امر سبب می شود که اگر در آینده دوباره این شرایط برای شما تکرار شد خود را تحت کنترل بگیرید و صبورتر باشید تکنیک پنجم و شاید مهمترین تکنیک برای داشتن صبر هر زمانی که مسئله‌ای شما را ناراحت کرد همیشه از نگاه کلی به آن مشکل بنگرید این امر سبب می شود که شما متوجه شوید که مشکل پیش آمده خیلی هم مهم نبود تکنیک ششم و تکنیک آخر شما برای اینکه صبر داشته باشید مجبور هستید که برنامه و چشم اندازی برای خودتان تعریف کنید و اجازه ندهید مشکلات و افراد و شرایط به عمد یا غیر عمد شمارا از هدف و برنامه‌ای که برای خودتان مشخص کرده‌اید دور کنند. در پایان همه شما را به خدای بزرگ میسپارم و آرزو می کنم هر چه زودتر دوباره یک پست خوب دیگه برای شما دوستان و همراهان خودم بنویسم........ زیبایی صبر مانند گل های روییده در صحرا خشک بیابان است </description>
                <category>ali bahrami</category>
                <author>ali bahrami</author>
                <pubDate>Sun, 25 Jul 2021 20:50:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قدر عمرتان را بدانید</title>
                <link>https://virgool.io/@a.bahrami7193/%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-pallm39ntmsc</link>
                <description>قدر عمرتان را بدانید شاید مردید ، از زمانی که این نوشته را می نویسم نمی دانم تا چه زمانی زنده ام اما به ناگهان این فکر به ذهنم افتاد که واقعا چرا ما فکر می‌کنیم تا ابد زنده ایم. قدر عمر کوتاه تان را بدانید، من توفیق این را نداشتم که در راه خدا کاری جریان ساز و نمونه انجام بدم که نسل های بعد بتوانند از آن بهره‌مند بشوند. از خدا می خواهم اگر عمر برایم باقی ماند بتوانم خدمت گذار، در راهی نوین برای مردم باشند این راه برکت داشته باشد از جمله برکت های این راه رسیدن به خودباوری و امید و در نهایت خودشناسی باشد که این 3 مورد ما را به خدا می رساند. وقتی به یاد اسطوره‌ ی زندگی حسین می افتم به عظمت روح قدسی او پی می برم. از زمان مرگش خبرش داشت. و چه خوب و خلاقانه از این زمان برای نسل سازی استفاده کرد. امروزه با پیشرفت تکنولوژی حتماً فضای مجازی و قدرت علمی در این فضا می تواند ما را بر روح ها و جان ها در راه خدا حاکم کند. فکر کردن به این که چه راهی خوب است نمی دانم. اما از بزرگان شنیدم اصلا در قرآن دیدم افرادی که نیت شان خیر است و بر آن سماجت کنند خداوند آنها را به آن هدف می رساند. استیو جابز می گوید فکر کردن به مرگ سوخت زندگی است. سوخت رسیدن به اهدافوقتی شما بدانید که دیگر زنده نیستید دوست دارید برای دیگران کاری کنید وقتی به نیستی می رسید می خواهید به دیگران هستی دهید. ببخشید من بدون نظم مطالبم را بیان می کنم می خواهم آخرین کلماتم را در این زمان کم گفته باشم. متاسفانه در جامعه ما خوبی کردن به دیگران جرم هست و به هر کس کمک کنیم به ما بدی می کند اما این جنگ خوبی و بدی هست و افراد خوب باید مانند افراد بد در این راه مبارزه کنند. در پایان همانگونه که خداوند در قرآن گفته برای خدا بودن آرامش است و در این راه سخت نماز و صبر است که گره گشاست. </description>
                <category>ali bahrami</category>
                <author>ali bahrami</author>
                <pubDate>Thu, 25 Mar 2021 08:27:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@a.bahrami7193/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-xpoycn6gr3f6</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/bqai0mbtb2fg-EL5zJ.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۱,۷۰۵ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۱۵ مرتبه پسندیدند و  ۴ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۵ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۳۰۸ بار خوانده شدند و ۱۵,۴۹۰ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۰۰۲۱۲۳۶۶ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۶۰۸ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۰۰۲۱۲۳۶۶ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>ali bahrami</category>
                <author>ali bahrami</author>
                <pubDate>Tue, 23 Mar 2021 08:12:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رانت یا تخصص کدام مهتر است در بورس</title>
                <link>https://virgool.io/@a.bahrami7193/%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B3-p6794bruytiw</link>
                <description>رانت در بورس چیست و دلیل اینکه در بورس رانت وجود دارد، چه می‌باشد؟رانت چیست این اولین سوالی است که باید پاسخ دهیم.کلمه رانت در زبان فارسی، از لغت انگلیسی Rent به معنی اجاره برگرفته شده است.رانت در واقع قدرالسهمی بوده است که اربابان انگلیسی در گذشته و در سیستم اقتصاد کشاورزی، از کشاورزان دریافت می‌کردند.پس رانت همان قدرالسهمی بوده بخشی از عایدی کشاورزان را به جیب اربابان و فئودالها منتقل می‌کرده است.وجود این رانت تحت عناوینی مثل اجاره زمین، مالیات محصول، قیود قانونی و … بوده است.رانت به هر دلیلی که بوده، موقعیت ویژه‌ای را برای اربابان و صاحبان زمین ایجاد می‌کرده است.اربابان از محل رانت درآمدهای ویژه و بسیار عظیمی داشته‌اند.درآمد رانت اربابان بدون هیچ تلاش و زحمتی عاید می‌شده است.کسب درآمد از رانت تقریبا هیچ ریسکی برای اربابان نداشته است.در ادبیات اقتصادی امروز هم کلمه رانت تحت عنوان رانت اقتصادی یا Economic Rent وجود دارد.علم پول می آورد یا رانتدر قدیم می گفتند تخصص  و علم پول در می آورداما این روز ها همه چیز عوض شد در ظاهر وقتی نگاه می کنیم فریب می خوریم فکر می کنیم همه چیز خوب است اما در باطن آدم ها عوض شدند معیار ها عوض شده به طور کلی جامعه عوض شده پیشرفت افراد در اخلاق نیست پیشرفت در راه راست نیست.می خوام بگم وقتی روابط روزمره ما رنگ و شکی دیگر گرفته پس حرف ها و ضرب المثل های ما هم عوض شده می خوام بگم دیگه تخصص نیست که پول می آورد.یاد زمانی می افتم که یک مثل پسر پر هیجان می خواستم کل سود بازار سرمایه را از آن خودم کنم نشستم دو سال تمام صد ها ساعت کتاب و دوره آموزشی دیدم.یک روز رسید به خودم گفتم که ببین دیگه الان همه چیز می دونی بسم الله شروع کن .دوباره می پرسم تحلیل مختصص در بورس به نظرتون چقدر موثر هست؟بزارید تجربه خودم را بگم شاید اگر لحن سخنم کمی تند است بخاطر رنجی که می برم.رنج صد ها متخصص بازار سرمایه مانند من که تنها در میان غول های سرمایه سرگردان هستند.من ساعت ها می نشستم یک سهم را از دید تکنیکال و بنیادی تحلیل می کردم بسیار دقیق بازار را رصد می کردم در اثر تجربه وقتی به تابلوی سهام نگاه می کردم و تحرکات قیمت و صف های خرید و فروش را می دیدم سهم دلخواهم را انتخاب می کردم.اما در نهایت تعجب می دیدم که پیشبینی من درست از آب درنیامده.برایم سوال شد:شروع کردم دنبال سرنخ حوادث گشتن.کانل های مختلف بورسی پیج های اینستا گرامی را رصد کردم تا اینکه متوجه جریاناتی شدم دیدم که افراد گردن کلفتی هستند که پول و مسیر آن را خودشان انتخاب می کنند.  من و دوستان من شاید بازیچه ای بودیم.اگر بخواهم براتون مثال بزنم در نظر بگیریم یک شیر آهویی را شکار می کند بعد از آنکه سیر شد مقداری را برای من متخصص می گذارد و در نهایت مردم عادی از تفاله های شکار می خورند.در نهایت می بینید که شیر متخصص نیست بلکه فرد با نفوذی است که رانت اطلاعاتی دارد علم ندارد.شاید بهتر باشد ضرب المثل را این به این نحو برای زمانه ی جدید بویسیم.پول،پول می آورد و علم درد می آوردرانت مانند آیا می گذارد متخصص رفاه را تجربه کندمثل همیشه ممنون از همراهی شما</description>
                <category>ali bahrami</category>
                <author>ali bahrami</author>
                <pubDate>Sun, 27 Dec 2020 21:00:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهارت های اولیه برای معاملات الگوریتمی</title>
                <link>https://virgool.io/@a.bahrami7193/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D9%85%DB%8C-iui5d9nxumoq</link>
                <description>* مهارت بالای ریاضی و آمار در زمینه تحلیل آمار*مهارت خوب برنامه نویسی *توانایی تفکر و تصمیم گیری در اتفاقات با احتمالات مختلف *حس و تجربه شناخت بازار*اعصاب قویاگر شما موارد بالا را دارید با پشتکار خوب می توانید بعد از دو تا سه سال ک معامله گر الگوریتمی حرفه ای شوید. برای قدم گذاشتن حرفه ای در مسیر معاملات الگوریتمی  چه باید کرد؟ 1)اقتصاد کلان :درک صحیح از روابط بین بازار و سیاست های پولی2)یک روش معاملاتی :یک معامله گر نیاز به چهارچوبی برای تفکر در مورد حرکات قیمت و فهم جریان مداوم تغییرات قیمت در طول بازار ها دارد. معاملات الگوریتمی، از دانش اساسی و فنی استفاده می کند. 3)رصد کردن بازار:فیلتر کردن و مشاهده بازار4)بهینه بودن برنامه نویسی :به اعتقاد من دلیل اصلی موفق نشدن معامله گران اختصاص ندادن زمان کافی برای یادگیری مهارت های برنامه نویسی است. 5)داده کاوی:بررسي و آنالیز اخبار بازار به کمک الگوریتم 6)پیش نیازها:اپلیکیشن های معاملات الگوریتمی پایتون می توانند در ویندوز، مک، یا لینوکس توسعه یابند. با من همراه باشید امیدوارم در آینده پست ها بهتری و کامل تری را با شما عزیزان به اشتراک بگذارم. ممنون مانند همیشه از توجه تان. </description>
                <category>ali bahrami</category>
                <author>ali bahrami</author>
                <pubDate>Thu, 26 Nov 2020 22:42:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مراحل یادگیری تحلیل تکنیکال</title>
                <link>https://virgool.io/@a.bahrami7193/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%84-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D9%84-ss1n7va1qdpz</link>
                <description>شاید خیلی از ما ها دوست داشته باشیم یک روزه به تحلیل تکنیکال مسلط بشیم اما هر کاری برای مسلط شدن زمان می برد تحلیل تکنیکال هم جدا از آن نیست نیاز به آموزش دارد، نیاز به تمرین و بعد مهارت کم کم به دست می آید. اما شاید سوال خیلی از تازه وارد ها این باشد که که به چه ترتیب ما تحلیل تکنیکال را یاد بگیریماز کجا شروع کنیم؟ دنیای زیبا تکنیکال در ادامه تجربه شخصی خودم را باهاتون به اشتراک می گذارم امید وارم که مفید باشدشايد فهرست کتاب جان مورفی ترجمه فراهانی یک دیدگاه کلی به شما بدهد البته ایرادی که دارد بسیار کلی و کامل، کمی پیچیده است. پس چکار باید کرد آیا برویم و پوستر دوره های پولی و کاسب کارهای بازار آموزش تحلیل تکنیکال را بخوانیم. خب نه، تکلیف چیست؟ من منکر این نیستم که شما با کارهایی که بالا ذکر کردم دید خوب به دست نمی آورید اما شما زمانی.... تجربه کردید به حرف امروز من می رسید. اما نیازی نیست من می خواهم زحمت شما را کم کنم. دیگر سرتان را به درد نمی آورم.سریع می روم سراغ اصل مطلب که مراحل یادگیری تحلیل تکنیکال چیست؟ اول شناخت خوب مفید تریدردوم کار با نمودار های شمعیسوم اشکال به قول من هندسی?چهارم فیبوناچی اندیکاتور هاهمین. فقط همینبعد از 6 ماه تمرینحالا نوبت به ابرهای ایچیموکو، الگوهای هارمونیک، سیستم معاملاتی ویلیازو در نهایت بعد از 2 ماهامواج الیوتخوب حالا بعد از تقریبا یکسال شما دیگر تازه یک تکنیکالیست متوسط هستیدبرای حرفه ای شدن یکسال دیگر تجربه نیاز است. در نهایت بار دیگر حرف اولم را تکرار می کنم تحلیل تکنیکال آموزش، مهارت و تجربه و کلید موفقیت شما تکرار همیشه چرخه بالا است یعنی همیشه در حال یادگیری و تبدیل آن به صورت تجربه. در پایان آرزوی موفقیت و سلامتی برای شما و تشکر از حسن توجه تان دارم. ❤️</description>
                <category>ali bahrami</category>
                <author>ali bahrami</author>
                <pubDate>Thu, 19 Nov 2020 17:26:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهارت برنامه نویسی یک نیاز برای تحلیل گران بازارهای مالی</title>
                <link>https://virgool.io/@a.bahrami7193/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-abf6xgbyc0r2</link>
                <description>دنیای اعداد بدون برنامه نویسی مثل آدم بدون قلبشايد وقتی در دنیای نمودار ها و اعداد قدم می زنیم فکر می کنیم که آن ها بدون روح هستند جای تعجب نیست اگر این فکر را داشته باشیم زیرا که این نگاه بسیاری از تحلیلگران می باشدتحلیل گرانی بدون روح زیرا زمانی که نتوانی با اعداد رابطه برقرار کنی چه فایده ای دارد چه فایده ای، مشکل از آنجاست که تحلیل گران ما تسلط کافی بر داده ها و اعداد جلوی چشمان خود ندارند و این مشکل را فقط می خواهند از طریق  ابزار های تحلیل تکنیکال و علم تکنیکال حل کنند اما یک سوال پیش می آید چرا در کشور های  توسعه یافته  الگوریتم های معامله گری و برنامه نویسی در دروس فاینانس از اهمیت زیادی برخوردار است جواب روشن است در عصر حاضر اگر کسی آن هم فردی که با دنیا اعداد روبروست نتواند خود را با زبان دنیای تکنولوژی یعنی برنامه نویسی و تفکر آن یعنی الگوریتم نویسی مسلط کند کلاهش پس معرکه است. متاسفانه این عدم تسلط خلاقیت را از تحلیل گران ما گرفته است و آن ها را از علم آمار دور کرده است ما زمانی می توانیم در بازارهای مالی موفق شویم که علاوه بر تخصص هایی مانند تحلیل تکنیکال از علم آمار همچنین از دستیاران مجازی مانند الگوریتم ها برای نظم ذهنی خودمان کمک بگیریم. فراموش نکنیم تاثیر احساس بر ترید را و همچنین فراموش نکنید جمله زیبای کتاب جان مورفی را که می گوید با کمک و تسلط بر علم کامپیوتر احساسات خود را کنترل کند. این نوشتار شروعی برای مقالات بعدی است.... </description>
                <category>ali bahrami</category>
                <author>ali bahrami</author>
                <pubDate>Sun, 23 Aug 2020 20:37:37 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>